تا حالا به این فکر کردی چرا وقتی میخوای چاق بشی، ذوق داری 🤩؛
ولی وقتی حرف از لاغر شدن میشه، یه جورهایی ته دلت میلرزه؟ 😬💭
خیلی از ماها عاشق لاغری هستیم 💃، اما واقعاً مشتاقش نیستیم 🤷♀️.
چرا؟ چون یه چیزی اون ته ذهنمون هست به اسم عوارض لاغری! 😱🧠
شاید در نگاه اول خندهدار یا حتی غیرمنطقی به نظر برسه 🤔😂
مگه میشه آدمی که از اضافهوزن خسته شده 😩، از لاغر شدن بترسه؟ 😨
بله، میشه! ✅
و دقیقاً همین ترس پنهان، یکی از بزرگترین موانع ذهنی در مسیر رسیدن به تناسب اندامه 💥🚧👣
🎈 اشتیاق برای چاق شدن
بذار یه مثال بزنم:
وقتی یه بچه با ذوق و هیجان منتظر تولدشه 🎉🎁، دائم از مهمونی و کادوها حرف میزنه.
این یعنی اشتیاق 😍
تو ذهن، اشتیاق یعنی: انتظار ⏳، تمرکز 🎯، نگرانی 😟 و البته یه جور ترسِ قاطیشده با هیجان 😬🎈
ترس از نرسیدن، از جا موندن 🚫🏃♀️، از اینکه شاید اون چیزی که میخوای رو بهت ندن 😢
حالا برگردیم به بچگیمون… 👶💭

ما وقتی داشتیم چاق میشدیم، از شنیدههامون دربارهی خوبیهای “تپلی” 😄 تو ذهنمون یه اشتیاق پنهان برای چاق شدن ساخته میشد.
یعنی لاغر نبودیم که یهو چاق بشیم…
بلکه ذهنمون داشت بهسمت چاق شدن کشیده میشد… با اشتیاق ✨، با آرزو 🌠، با هیجان 🤩
👩👧 مامان میگفت: «تپل یعنی خوشگل و تو دل برو!» 😍
👩🦰 خاله میگفت: «تپلتر که بشی، خوشگلتری!» 🥰
وای از وقتی که مهمونا میاومدن خونهمون و لپمون رو میکشیدن و با خنده میگفتن:
«وای این تپلی چه نازه!» 😆💕
ذهن کودک ما اینا رو قورت میداد، بدون فیلتر 🧠🚫 بدون تحلیل 🔍
یعنی چی؟ یعنی:
🍭 چاقی = دوستداشتنی بودن
🧸 چاقی = محبت گرفتن
🎀 چاقی = توجه دیدن
💄 چاقی = خوشگل بودن
🏅 چاقی = تایید شدن
و کمکم ذهنمون یه تصویر آرمانی از تپل بودن ساخت؛ یه تصویر پر از:
❤️ امنیت، 🤗 عشق، 👀 دیده شدن، 🤲 بغل شدن، و حتی 🌟 افتخار!
حالا بگو ببینم…
با همچین تصویر گرم و نرمی، اصلاً میتونستیم نریم سمت چاق شدن؟ 😌
وقتی ذهن اینطوری برنامهریزی میشه، حتی اگه ما بعداً بخوایم رژیم بگیریم 🥗 یا لاغر بشیم 🏃♀️،
یه گوشهی ناخودآگاهمون هنوز داره میگه:
💬 «ولی تپل بودن بهترهها! یادت نیست مامان چقدر دوستت داشت وقتی تپل بودی؟» 👩👧💞
و همینجاست که لاغر نشدن ما شروع میشه… 🛑
نه چون تنبلایم 😴 نه چون اراده نداریم 🙅♀️
نه چون نمیدونیم چی بخوریم و چی نخوریم 🍕🥦
بلکه چون ته ذهنمون هنوز یه اشتیاق پنهان برای چاق شدن یا چاق موندن داریم 🔍🧠
اشتیاقی که از بچگی باهاش بزرگ شدیم 🧒🧠
اشتیاقی که فکر میکنه:
⚠️ لاغری = بیمحبتی
⚠️ لاغری = بیتوجهی
⚠️ لاغری = دیده نشدن
پس اگر تا امروز، بارها رژیم گرفتی ولی تهش برگشتی به همون وزن قبلی یا حتی بیشتر ⏮️📈،
شاید وقتشه بری سراغ این اشتیاق پنهان… و باهاش حرف بزنی 🗣️🧘♀️
🧠 ذهن، مثل یه بچهست؛ تا وقتی براش توضیح ندی که:
«تو حتی وقتی لاغری هم دوستداشتنیای» ❤️
هی با اشتیاق میره دنبال تپلی شدن! 😅🍰👶

🎯 عوارض لاغری؛ ترسی پنهان در ناخودآگاه ما
در مورد عوارض لاغری هم از همون بچگی، ذهنمون پر شده از جملههایی مثل:
🗣️ «لاغری خوب نیست، ضعیف میشی!»
😟 «اونقدر لاغر شده که انگار مریضه!»
👶 «بچههای تپل کمتر مریض میشن!»
این یعنی ذهن ما، توی عمق خودش، یه نقشه خطرناک کشیده برای لاغر شدن 🧠⚠️
نقشهای که توش:
🚫 لاغری = خطر، تنهایی، بیماری، حتی مرگ!
ذهن ما فقط بر اساس منطق رشد نمیکنه 🧩 بلکه بیشتر با احساس و تجربههای تکرارشونده شکل میگیره 💬💔
وقتی بارها و بارها شنیدی که:
🚷 لاغری = ضعف
🚷 لاغری = داغونی
🚷 لاغری = زشتی
🚷 لاغری = دلسوزی دیگران 😢
ناخودآگاهت یه دیوار دفاعی میسازه با این مفهوم که:
🧱 «نرو سمت لاغری، اونجا امن نیست!»
و همین میشه اون چیزی که اسمش رو میذاریم:
🔒 عوارض لاغری (ذهنی)
این ترس، مثل یه محافظ نامرئی عمل میکنه 🛡️تا یه حدی که لاغر میشی، ذهن میگه:
🟢 «خوبه… تا اینجاش اشکالی نداره.»
اما همین که از یه نقطه خاص رد میشی… ناگهان یه صدای درونی شروع میکنه:
❗ «نه نه نه! داری زیادی لاغر میشی!»
❗ «اگه ادامه بدی، زشت میشی… تنها میشی… مریض میشی…»
و تو، بدون اینکه بدونی چرا… یهدفعه ول میکنی 🤦♀️🍩
اشتها برمیگرده 🍔 ولع میاد 🤤 وسوسه زیاد میشه 😖 و یههو میبینی برگشتی سر خونه اول 🔁
💡 واقعیت اینه که خیلی از ما، نه از چاقی بلکه از لاغر شدن میترسیم! 😨
مطالعهای در سال ۲۰۲۳ نشان داد که افراد ممکن است نه تنها از چاق شدن بلکه از لاغر شدن نیز ترس داشته باشند.
🧠 ترسی که خودمون هم نمیفهمیم از کجاست…
ترس از عوارض لاغری میتونه ناشی از فشارهای اجتماعی 😓، نگرانی درباره تصویر بدنی 👀 و اضطرابهای مرتبط با سلامت باشه 🏥💭
و در نهایت، این احساسها به شکل یه لیست ذهنی از عوارض لاغری ثبت میشن 📋⚠️
بله، عجیبه ولی واقعیه! 😮
یه ترس پنهان که خیلی وقتا، حتی خودمونم ازش خبر نداریم 😶🌫️
😟 ترس از اینکه با لاغری، دیگه مثل قبل دیده نشیم…
🥲 ترس از اینکه کسی تحسینمون نکنه…
💔 ترس از اینکه مهر و توجه اطرافیان کم بشه…
💪 ترس از اینکه بدنمون مثل قبل محکم نباشه…
و ذهن، همیشه سعی میکنه ما رو دور کنه از چیزی که براش “خطرناک” تعریف شده 🛑 حتی اگه اون چیز، آرزوی اصلیمون یعنی لاغری باشه! 🌈
🚪 راه عبور از این دیوار پنهان
پس اگه میخوای لاغر شی و لاغر بمونی ⚖️✨
باید اول این عوارض لاغری ذهنی، این دیوار ترس رو بشناسی و ازش عبور کنی 🚶♀️🧱
باید با ذهنت رفیق شی 🤝 و بهش نشون بدی که لاغری، خطر نیست 🟢
✨ تو میتونی لاغر باشی و همچنان:
✅ سالم 🧘♀️
✅ دوستداشتنی ❤️
✅ قوی 💪
✅ در امنیت 🛡️
باقی بمونی. و تازه اونجاست که ذهن 🧠 و بدن 🧍♀️ با هم متحد میشن، و مسیر لاغری، از یه جنگ سخت ⚔️ تبدیل میشه به یه همراهی شیرین 🍯💫

عوارض لاغری: دشمن پنهان اشتیاق
خیلیها بارها و بارها دست به کار شدن، رژیم گرفتن، پیادهروی رفتن، تو باشگاه عرق ریختن، دمنوش خوردن، حتی دستگاههای ویبرهای که قول لاغری بدون دردسر میدن رو هم امتحان کردن.
اما چی شد؟ هیچی!
اون عقربهی لعنتی ترازو تکون نخورد، یا اگه خورد، برگشت سر جاش.
نتیجه؟ یه زخم ذهنی آرومآروم شکل گرفت. یه جملهی کوتاه ولی ویرانگر:
“من نمیتونم لاغر بشم!”
و این جمله، فقط یه جمله نیست. یه دره است که توش افتادی.
درهای پر از شک، ناامیدی، و یه ترس فراگیر که هربار شکست بخوری، قویتر میشه:
🕳️ عوارض لاغری
این ترس، خیلی وقتها صدا نداره. ولی اثرش رو میذاره:
- وقتی تصمیم میگیری یه برنامهی جدید شروع کنی و ته دلت میلرزه.
- وقتی با خودت میگی “اینم مثل قبلیاس… بیفایدهست!”
- وقتی اشتیاق اول راه، یهو خاموش میشه…
💣 چون مغز تو، حالا دیگه شرطی شده به شکست. شرطی شده به اینکه «تلاش = بینتیجه».
و تو این وضعیت، هر بار که میخوای از نو شروع کنی، ذهن یه جملهی آشنا میندازه وسط:
“اگه باز هم نشد چی؟”
و همون یه جمله، کافیه تا اشتیاقت یخ بزنه.
🧊 عوارض لاغری، یواشکی میزنه زیر همهی انگیزههات.
نه فقط جلوی حرکت رو میگیره، بلکه کاری میکنه حتی وقتی داری تلاش میکنی، ته دلت امیدوار نباشی.
حالا چی کار کنیم؟
اول باید بدونی که: 📍 لاغر شدن یه مهارته. نه یه معجزه! مثل هر مهارت دیگهای.
مثل نوشتن. مثل رانندگی. مثل نواختن گیتار.اولش سخته. دستپاچه میشی. اشتباه میکنی.
ولی کمکم، با شناختن مسیر درست و تمرین ذهنی مداوم، یادش میگیری.
✅ حتی چاق شدن هم یه مهارت بود!
تو سالها با رفتارها، افکار و عادتهایی که داشتی، چاقی رو آموختی. پس چرا حالا نتونی مهارت لاغری رو یاد بگیری؟
🎯 خبر خوب اینه که:
👈 حالت طبیعی بدن تو، تناسبه! نه چاقی.
بدن تو عاشق سبکی و نرمی و راحتیه. اما وقتی ذهن، پر از عوارض لاغری و لاغر نشدن باشه، بدن هم همکاری نمیکنه.
ذهنی که از شکست میترسه، مسیر رو نصفه میره. ذهنی که با گذشتهی خودش آشتی نکرده، نمیتونه آینده رو بسازه.
🧘♀️ باید اول با این ترس روبهرو بشی. ببینیش. درکش کنی و با خودت بگی:
“حتی اگه قبلاً موفق نشدم، دلیل نمیشه که هیچوقت موفق نشم.”
و یادت باشه:
نه با زور، نه با جنگ، نه با حذف غذا. بلکه با شناختن خودت، مغزت، و با اصلاح اون نرمافزارهای قدیمیای که تو رو سالها چاق نگه داشتن.
🌱 وقتی ذهن آروم بشه، بدن همکاری میکنه. و اونوقت، اشتیاق دوباره زنده میشه…

ترس از ضعیف شدن و بیمار شدن 🩺😟
آیا لاغری واقعاً مساوی با مریضی است؟ 🤒⚖️
چند بار شنیدی که کسی گفته: “خیلی لاغر شده، نکنه مریض باشه؟” 🤔
یا حتی: “بچه لاغره، باید بیشتر غذا بخوره تا قوی بشه!” 🍽️💪
این جملهها میتونن خیلی بیضرر به نظر بیاد، اما برای ذهن ما مثل یک بمب ساعتی عمل میکنن ⏳💣
به مرور، این جملهها ذهن ما رو شرطی میکنن 🧠🔁 لاغری در ذهن ما تداعی میشه با ضعف، مریضی، کمخوری و بیحالی 😵💫🍃
حالا بیاید یکم بیشتر فکر کنیم 🤓🧩
آیا این واقعیت داره؟ آیا همه کسانی که متناسب هستن، ضعیف یا مریض هستن؟ 🧐
واقعیت اینه که نه! 🚫
فکر کن به آدم های متناسب اطرافت، اونهایی که بدنهای متناسب و قوی دارن 💥
آیا این افراد ضعیفن؟ آیا اونها مریضن؟ 🛡️
مسلماً نه! 🙅♀️
این افراد نه تنها مریض نیستن، بلکه از سلامتی فوقالعادهای برخوردارن 🌟
پس چرا در ذهن ما لاغری همیشه با ضعیف شدن و بیماری گره خورده؟ 🤨🪤
این باورهای غلط، نتیجه همون تصورات قدیمی و کلیشهای هستن که همیشه از دوران کودکی در ذهنمون رسوخ کردن 👶🧠💬
اگر از این دیدگاه به لاغری نگاه کنیم، در حقیقت عوارض لاغری به خاطر باورهای اشتباه و ترس از تغییرات ذهنی و جسمانیه 😨🌀
خب، حالا اگر نگاهی درستتر به موضوع لاغری بندازیم، میبینیم که:
✅ تناسب اندام یعنی سبکی 🕊️،
✅ انرژی بیشتر ⚡،
✅ خواب بهتر 🛌💤،
✅ قلب سالمتر ❤️🔥،
✅ و شادابی بیشتر! 🌈🌼
اگر تو هنوز هم در ذهن خودت، لاغری رو مساوی با مریضی و ضعف میبینی 🤯، وقتشه که این باور رو اصلاح کنی 🧹🧠
بدن انسان به طور طبیعی برای تناسب اندام و سلامت طراحی شده 🔄🧬
فقط کافیه دست از باورهای محدودکنندهات برداری 🚫🚧 و به بدن اجازه بدی که خودش مسیر درست رو پیدا کنه 🛤️🌱
عوارض لاغری دقیقاً چیه و چرا انقدر خطرناکه؟
عوارض لاغری همیشه داد نمیزنه که “من اینجام!”
نه، این ترس زیرکتر از اونه. خودش رو توی رفتارهای روزمرهمون قایم میکنه.
چطوری؟ اینطوری:
- نداشتن اشتیاق برای شروع مسیر کاهش وزن
- نگرانی دائمی از اینکه “اگه لاغر شم چی میشه؟”
- ترس از دیده نشدن، نادیده گرفته شدن یا حتی طرد شدن
- ترس از تغییر شخصیت، سبک زندگی یا حتی از دست دادن هویت فعلی
ذهن ما یه ویژگی عجیب داره: عاشق منطقه امنشه.
همون جایی که همهچیز آشناست، حتی اگر اون چیز آشنا “چاقی” باشه!
تا بخوای یه تغییر مثبت کنی، ذهنت فوری دکمه هشدار رو میزنه. شروع میکنه به تولید فکرهای ترسناک:
🌀 “اگه لاغر شی نکنه موهات بریزه؟”
🌀 “نکنه دیگه جذاب نباشی؟”
🌀 “الان همه بهت توجه میکنن چون تپلی! لاغر شی، نادیدهت میگیرن!”
🌀 “نکنه لاغر شی و نتونی غذاهایی که دوست داری رو بخوری؟ نکنه همیشه در حسرت باشی؟”
و درست همینجا، عوارض لاغری مثل یه ترمز پنهان، جلوی حرکتت رو میگیره.
تو شاید ندونی چرا هی عقب میافتی، چرا شروع نمیکنی یا چرا هر بار نصفه رها میکنی…
اما تهِ دل، یه صدای خفه هست که زمزمه میکنه:
“لاغر شدن خطر داره… نرو سراغش…”
این صدای ذهنیه که سالها با خاطرهها، حرفها و باورهای قدیمی پر شده؛
با شنیدههایی مثل:
🔸 “لاغرها زود مریض میشن.”
🔸 “آدمای چاق بامزهترن.”
🔸 “لاغری یعنی قحطی، یعنی محدودیت، یعنی رنج!”
نتیجه؟ تو ناخودآگاهت، لاغری تبدیل میشه به یه تهدید، نه یه هدف خوشایند.
و این دقیقاً همون چیزیه که باید روش کار کنی.
✅ چون وقتی عوارض لاغری رو بشناسی، میتونی اون رو پشت سر بذاری.
✅ وقتی بدونی عوارض لاغری فقط یک داستان ساختگی ذهنه، میتونی شروع کنی داستان خودت رو بنویسی
✅ چون لاغر شدن، اگر از مسیر ذهنی و درستش باشه، نه تنها هیچ خطری نداره، بلکه تو رو به سلامت، انرژی، آزادی و رضایت از خودت میرسونه.
لاغری نه تهدیدیه برای زن یا مرد بودنِ تو… نه خطری برای روابطت، برعکس، یه فرصته برای شکوفا شدن، برای برگشتن به خود واقعیت.اری کنار.
چطور بر عوارض لاغری غلبه کنیم؟
🧠 اول از همه باید بدونی که عوارض لاغری فقط یه احساس ساده نیست؛ یه الگوی فکری ریشهداره که سالها توی ناخودآگاه ذهنمون جا خوش کرده.
برای همین، غلبه بهش فقط با منطق و حرفهای مثبت امکانپذیر نیست؛ باید بری سراغ ریشهها، سراغ «باورها» و «الگوهای ذهنی» که بیصدا دارن مسیر زندگیتو کنترل میکنن.
✅ مراحل عبور از عوارض لاغری:
۱. باورهای پنهان رو شناسایی کن
از خودت بپرس: چه فکری در ذهنمه که لاغری رو خطرناک، ترسناک یا بیفایده نشون میده؟
آیا میترسم لاغر بشم و جذابیتم کم بشه؟
میترسم دیده نشم؟
یا نکنه ناخودآگاه فکر میکنم لاغرها مریضن؟
👁 این باورها همون عوارض لاغری هستند که تا وقتی دیده نشن، کنترلمون میکنن.
۲. تصویر ذهنیتو از لاغری تغییر بده
ذهنی که پر از تصویرهای منفی باشه، هیچوقت انگیزه شروع نمیگیره.
✅ هر روز چند دقیقه خودتو در بدنی سبک، سالم، قوی و متناسب تصور کن.
✅ لاغری یعنی رهایی از سنگینی، آزادی در لباس، انرژی بیشتر، اعتمادبهنفس واقعی.
۳. به گذشتهات بچسب، اما نه برای سرزنش؛ برای یادگیری
اگه رژیمها و ورزشها جواب ندادن، بدون اشکال از تو نبوده؛ روش اشتباه بوده.
با ذهن چاق، حتی بهترین رژیمها هم شکست میخورن.
۴. بدون که لاغری برگشت به طبیعت بدنه
بدن ما برای چاقی طراحی نشده.
🍃 وقتی ذهنتو پاکسازی کنی و رفتارهای پرخوری و استرسخوری رو کنار بذاری، بدن خودش هوای تناسب رو داره.
۵. راهی انتخاب کن که ریشهای تغییرت بده
🧠 لاغری با ذهن، بر خلاف رژیمهای خستهکننده، میره سراغ ریشههای چاقی.
نه با بدن میجنگه، نه اشتیاق رو سرکوب میکنه؛ بلکه باورها، افکار و احساسات رو بازنویسی میکنه.
🎯 حالا اگه واقعاً میخوای از عوارض لاغری و همه موانع ذهنی پنهانی رها شی، وقتشه وارد مسیر متفاوتی بشی…
🌟 دورهی پاکسازی چاقی ذهن دقیقاً برای این طراحی شده که بهت کمک کنه:
- باورهای غلط درباره عوارض لاغری رو شناسایی و پاک کنی
- ترسهای پنهان مثل عوارض لاغری یا ترس از ضعیف شدن رو حل کنی
- دوباره با بدنت آشتی کنی و به حالت طبیعی تناسب برگردی
✨ این یه دوره رژیمی نیست، یه سفر به درون ذهنته… سفری که میتونه ترس رو به اشتیاق، و بیانگیزگی رو به اعتمادبهنفس تبدیل کنه.
میخوای رها شی از ترسهای پنهان؟
🔗 پس همین حالا قدم اول رو بردار و به جمع افرادی بپیوند که دارن با ذهنشون متناسب میشن!
🎁 دورهی پاکسازی چاقی ذهن دقیقاً برای همینه.
📝 تمرین ذهنی امروز: کشف اشتیاق پنهان و ترسهای بیصدا
حالا که مقاله رو خوندی و با عوارض لاغری آشنا شدی، بیا یه لحظه عمیقتر نگاه کنیم به خودمون…
- آیا تا حالا احساس کردی که ته دلت از لاغر شدن میترسی؟
اگه آره، دقیقاً از چی؟ از تنها شدن؟ از دیده نشدن؟ از مریض به نظر رسیدن؟ - یادت میاد بچگیت چطور با «تپل بودن» تشویق میشدی؟
آیا هنوز اون خاطرهها توی ناخودآگاهت فعالن و نمیذارن با خیال راحت لاغر بشی؟ - آیا این جمله برات آشناست: «من نمیتونم لاغر بشم»؟
چند بار بعد از شکست توی رژیمهات این فکر اومده سراغت؟ - اگه ذهن تو شرطی شده به شکست، برای از بین بردن این شرطیسازی چه برنامهای داری؟
- اگه بهت بگن لاغر شدن یه مهارته، نه معجزه، نظرت چیه؟
دوست داری یاد بگیری چطور لاغر شدن رو مثل یه ساز جدید تمرین کنی؟
✍️ جواب این سؤالها رو همین پایین، توی بخش دیدگاهها بنویس.
هم خودت از درون خالی میشی، هم ممکنه حرفهات برای یه نفر دیگه الهامبخش باشه. اینجا خجالت نداره، اینجا جاییه برای رشد ذهنی. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.55 از 42 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام . این مبحث خیلی جالب بود .
ترس های ما نسبت به لاغر شدن و یا لاغر نشدن مانع لاغری ماست .
یکی از ترس های من برای لاغر شدن محدودیت غذاییست .
میترسم لاغر بشم که غذاهام رو کنترل کنم .
میترسم لاغرتر بشم که غذاهام رو کم کنم .
هروقت من به صورت ارادی به خوردن و قضایای خوردن می پردازم احساسم نسبت به لاغری بد میشه .
کم کردن یا کم شدن غذا یکی از بزرگترین ترسهاییست که ادامه ی لاغری رو برای من غیر ممکن کرده .
من باید به میلم توجه کنم وقتی دوست دارم یه چیزی رو بخورم و نمیخورم این در من ترسی رو نسبت به لاغر شدن ایجاد می کنه که نمیزاره ادامه بدم .
ببینید ترس از کم رساندن مواد غذایی به بدنم حتی یک لقمه نمیزاره لاغر بشیم .
استاد همه ی ترسها رو در ذهن چاق به راحتی میشه بر اون غلبه کرد . اما ترس از کم شدن غذا برای لاغری چیزیه که واقعا انگیزه ی آدم رو برای لاغر شدن بیشتر میگیره .
قانون گذاشتن و ترک اعتیاد و اینجور حرفها واقعا باعث میشه من نسبت به لاغری ترس داشته باشم .
ترس از محدودیت .
لاغری ما باید با آزادی و کاملا دلخواه انجام بشه .
ولی هر وقت صحبت از غذا در مسیر لاغری میشه
حس محدودیت و محرومیت از غذا خوردن باعث میشه ذهن نزاره ما به سمت لاغری حرکت کنیم .
حتی یک لقمه برای ذهن میشه کوهی از نخوردن .
و نخوردن یعنی کاهش لذت .
هر چقدرم میگیم لاغری محدودیت نیست ولی چون باز حواسمون میره به کاهش غذا اتفاقا پرخوری بیشتر خودشو به ما نشون میده .
از طرفی میل من مناسب اندام چاقه . پس اگه بخوام لاغر بشم باید به ذهنم بگم میل منو مطابق یک اندام ایده آل تنظیم کن .
مقدار غذای دلخواه منو به اندازه ی وزن ایده آلم تنظیم کن .
برای رسیدن به وزن ایده آلم میلم به خوردن رو تنظیم کن .
و باید بتونیم میل خوردن رو در زمان تناسبمون پیدا کنیم . به یاد بیاریم . میل ما چطور بود و ذهن اون رو به ما دیکته کنه .
میل ما مطابق وزنی که هستیم تغییر می کنه .
مسلما ما اگه ذهنمون رو در جهت وزن ایده آل تصور کنیم میل ما نیز مطابق همون تنظیم میشه .
حتی نباید بگیم کاهش پیدا میکنه .
باید بگیم تنظیم میشه .
میل ما مطابق وزن ایده آل تنظیم میشه . خودبخود . چون این پیشفرض ذهنه .
و بعد ذهن رو در این جهت رها کنیم و سایر موانع رو بررسی کنیم و لذت ببریم و اجازه بدیم میلمون مطابق وزن ایده آلمون تنظیم بشه . به برنامه هاش ایمان داشته باشیم .
میل وزن ایده آل در ذهن ما هست و ما فقط باید اجازه بدیم اون رخ بده .
میل وزن ایده آل و حتی گرم به گرم به اون وزن که نزدیک میشیم دقیقا میلمون تغییر می کنه .
پس هیچ برنامه قانون و نظم مشخصی وجود نداره و آزادی تمام در هر لحظه جاریه .
من اینطور که خودم رو آزاد میزارم و احساس محدودیت غذایی در لاغری رو برای خودم برمیدارم انگیزه ام برای کاهش وزن بیشتر میشه .
و ترس از محدودیت غذایی در وجودم کمرنگ میشه و ذهنم اجازه میده من برگردم به مسیر لاغریم .
نشان های دریافت شده
ممنون 😍 دوست عزیز ازخوندن نوشتتون لذت بردم. خیلی عالی شرح دادین.
نشان های دریافت شده
سلام فاطمه سادات عزیز
وقت بخیر
من از نوشته های شما لذت می برم البته این که نوشتی مال سه ماه قبله که من امروز دیدم و خوندم
یک قسمتش رو کپی گرفتم اینجا الصاق می کنم که در این ارتباط چند کلمه هم من عرض کنم .
( من باید به میلم توجه کنم وقتی دوست دارم یه چیزی رو بخورم و نمیخورم این در من ترسی رو نسبت به لاغر شدن ایجاد می کنه که نمیزاره ادامه بدم .)
این ☝️ نوشته شماست
منم مث شما هنوز تا حدی با مسیله خوردن درگیرم و ذهنمو به خودش مشغول می کنه و این طبیعیه چون ذهن چاق ما هنوز فعاله و به قول استاد تا لحظه آخر نشانه هاش با ماست .
هر وقت تمایلم به خوردن باشه به خودم میگم نمی دونم این میل که الان دارم نیاز جسم منه یا دستور ذهن چاقه بعد به خودم میگم پس من الان بینابین رفتار می کنم من در موقعیت صلح با چاقیمم پس نمی تونم از این احساس تمایل عصبانی بشم و بگم باز دستور خوردن صادر شد🤨 من چه می دونم شاید نیاز سلولی، منو به خوردن متمایل کرده سر جنگ با چاقی هم که ندارم پس من میرم تا یه حدی که نه سیخ بسوزه نه کباب این میلو برطرفش می کنم .هم ذهن چاقو راضی کرده باشم هم تا حدی به سمت ذهن لاغر حرکت کرده باشم و اوضاع از کنترلم خارج نشه .
امیدوار م مانا و پایدار باشید
ارادتمند شما باقری
لطفا اگر پاسخی برام در نظر گرفتی اسم خودمو هم در نوشته فراموش نفرمایید که با دوستان دیگه قاطی نکنم متوجه بشم برای من جواب فرستادید . چون من شمارو فالو کردم جوابیه شما به دیگر دوستان برای منم با ایمیل ارسال میشه اگر اسم نبرید متوجه نمیشم برای من نوشتید یا دوست دیگه ای 🙂🙂
نشان های دریافت شده
ترس از لاغری نداشته باشیم،
سلام وقت همگی بخیر ،
تاریخچه چاقی من برمیگرده به بدنیا اومدنم که تپل بودم ،من دختر سوم خانواده بودم وخواهران قبلی من هر دو بسیار لاغر بودند و با بدنیا اومدنم خانواده خوشحال شده بودن ،دیگه اون حالت تپل روی من موند،بی برو برگرد خودمو چاق تصور میکردم و البته در سنین کودکی چاقیم یک آپشن خیلی عالی بود که زیاد از پدر ومادر شنیده بودم و احساس غرور داشتم و خودمو یه سر وگردن بالاتر از خواهرام میدیدم ،تا اینکه این تپل بودن کشیده شد به اضافه وزن ،دیگه ۱۰ ساله شده بودم که پدرم بشدت از اوضاع جسمی من ناراضی بود وفشارهای زیادی روی من داشت ومرتب سرزنشم میکرد در نهایت میزان غذا و تعداد خوردن دفعات غذارو پدرم برام تعیین کرد،از همون سنین من متوجه شدم تمام خوراکی ها ترسناک ومضر وچاق کننده هستند مخصوصا اگر در وعده شام خورده بشن،ترس از خوردن هر نوع خوراکی ممنوعه ،روح و روان منو خدشه دار کرده بود،از خودم بدم اومده بود،اطرافیانم مسخره م میکردن و در من احساسات بد وبی عزت نفسی فوران میکرد،مدام در فکر این بودم که حالا که رژیم هستم پس چرا لاغر نمیشم ؟ در سن ۱۷ سالگی من ۷۲ کیلو بودم واین موضوع پدر منو دیونه میکرد🙁 از فشار زیاد ،به یواشکی خوری عادت کرده بودم و پیش پدرم مظلوم نمایی میکردم که ببین من هیچی نمیخورم ولی چاقم 😄 ولی پدرم دست بردار نبود و این پروسه ادامه داشت ،،ترس از لاغر نشدن هم به ترس های دیگه مم اضافه شد ،،اون زمان ها مد بود هر کسی میخواست لاغر بشه شام نمیخورد و میرفت کلاس ایروبیک ،منم در سن ۱۸ سالگی همراه با رژیم به باشگاهی رفتم ومیزان قابل توجهی هم وزن و سایز کم کردم واز اون به بعد مرتب در باشگاها ،رژیم ها،متد ها ،دم نوش ها،راهکارها وووووو چرخیدم و یه عالمه تجربه های متفاوتی دارم که اصلا دوسشون ندارم و برام تداعی خاطرات ناراحت کننده و محدودیت هاست ،اوایل ورودم به دوره لاغری ،اضطراب داشتم که نکنه لاغر نشم و آبروم پیش دوستم بره ،آخه دوستم موافق خرید این دوره نبود و قبول نداشت،هر چند الان خودشم تو دوره است😁همین حالاشم گاهی منفی بافم میگه تو بیشتر از این لاغر نمیشی ،تلاش نکن ولی من توجهی نمیکنم و با اشتیاق ادامه میدم،،اینکه بیس وجود ما سلامتی و متناسب بودنه ،حس خوب و امنیت به من میده که من میتونم با برطرف کردن موانع و آلودگی های ذهنیم ،به جسم متناسب طبیعی بدنم دست پیدا کنم و در حال حاضر در حال ترمیم آسیب هایی هستم که نااکاهانه به خودم رسوندم،با این تمرینات خیالم راحته که در حال ساخت نقشه های جدید ذهنی هستم و بخوام نخوام متناسب شدن نتیجه این تمرینات و آگاهی هاست،،برای بودن در مسیر طبیعی لاغری ،فقط کافیه افکار واحساسات چاقیو تکرار نکنم،،وقتی نوجوان بودم باور داشتم که به راحتی لاغر میشم و براحتی لاغر هم میشدم ولی زمانیکه سنم بالاتر میرفت ،محدودیت هایی برام پیش میومد و روند لاغر شدنم آهسته تر شد و در انتها دیگه هر کاری میکردم لاغر نمیشدم و لاغر شدن برای من مثل یک رویا شد ،،در مورد باور بیماری ،بدلیل اینکه خواهرای بزرگ من مرتب بیمار بودن ودلیلشم لاغر بودنشون میدونستن،در ذهن من چاقی مساوی بود با سلامتی،قدرت،بدن قوی ،ابهت وووو انقدر برای خوب غذا خوردنم و قوی بودنم ،تشویق شدم که این باور در من شکل گرفت ،،،وقتیکه باردار بودم و ۹۸ کیلو شده بودم ،کمر درد گرفتم و سالها دکتر میرفتم ودکترها اعتقاد داشتند که دیسک کمر دارم وباید مراقب باشم،هر چند من هیچ وقت مراقب نبودم و همیشه در حال انجام حرکات ورزشی مورد علاقم بودم،خدارو شکر چندسالیه که در دوره های کنترل ذهن هستم ،بعضی از مسائل بدنی م هم عالی شده ولی من ۲۲سال پیش پذیرفتم که زایمان واضافه وزن باعث کمر درد میشه ،هر انچه رو که من پذیرفتم ،با همون ها روبرو شدم واین قانون باورهاست،،منم ترس از کوچیک شدن،زرد وزشت شدن،چروک شدن صورت رو داشتم ،همیشه به من میگفتن تو صورتت درشته،لپ داری خوبه،صورتت عامه پسنده،طراوت داری،مهربونتری،خوشحالتر بنظر میرسی،،،تمام سالهاییکه در رژیم های سخت بودم ترس از خوردن در من زیاد بود، بعد از رژیم هم ترس از اتمام رژیمو داشتم،در ذهن من خوردن مساوی با چاقی بود ،زمانهاییکه گرسنه بودم ،گرچه زجر میکشیدم ولی خیالم راحت بود که چاقتر نمیشم،،در ذهن من لاغر شدن مساوی رجر کشیدن بود،،متناسب بودن مزایایی بیشماری داره ، احساس آرامش،لذت،شادی،زندگی نرمال داشتن،اعتمادبنفس،عزت نفس،آزادی در خوردن،آزادی در پوشیدن،انجام کارهاییکه علاقمندیم،قویترشدن،خوشحالتر بودن ،
با خوندن این مقاله بازم باورها و ترس های ریشه دارم شخم زده شد
سلام استاد گرامی ودوستان خوبم من این مقاله رو بادقت خوندم وتقریبا حدود ۹ماه دارم باسایت تناسب فکری دوره رایگان فایل ها کارمیکنم وهنوز توفیق نداشتم که دوره هاروبخرم ولی ان سالله میخرم مطمینم حالا بریم سر اینکه چی فهمیدم من درباره این مقاله همش رو روی خودم بردم ودیدم چه اشکالی دارم من این رو بگم که حدود تقریبا دوهفته است که در برخورد باعداها خیلی تغییر کردم این روزها اندازه میخورم وهیچ ترسی از خوردن خدارو شکر ندارم واگر احیانا یک وعده رو زیاد میخورم میگم اشکالی نداره بدنم میدنه چطور اصافه این غدا رواز بدنم خارج کنه چون میبینم پسرم که خوش اندام است یک روز ازمن بیشتر میخوره ویک روز کم میخوره ولی اصلا در روزی که زیاد میخوره به این فک نمیکنه که چاق میشه منم میگم مثل این مگه من روخدا طوری دیگه افریده اصافی غدای اون هرجا میره بدای من هم همین طوره ناگفته نمونه که پسرم ۱۷ سالش وبسیار بی تحرک هستش ولی خوش تیپ هستش ولی مشکلی که الان دارم فهمیدم اینه که من میترسم که لاعر نشم وهی میرم جلو ایینه وخودم رو نگاه میکنم وهی میگم هیچ فرقی نکروم ولی شب یلدا همه بهم گفتند لاعر شدی ولی خودم چون هنوز فرمولهای اشتباه دارم وتصویر خودم هنوز چاق هست نه مقل سابق ولی هنوز جای کاردارد ولی من مطمینم که با این فایل وسایت حتمااین فرمول وتصویر درست میسه ولی خداروشکر استاد در موارد دیگه زندگی ام که دورهای تغییر زندگی رو گوش دادم ومخصوصا دوره طعم خدا اینقدر زندگی ام تعییر کرده واز همه مهمتر خودم و فکرهایم ودیدگاههایم و خدا وباز از همه مهمتر شناخت خودم که شناخت بهتر از خدا میاره خدایاشکرت شکرت میدونید چرا توی این زمینه ها موفقترم خودم میگم چون در این موارد هایی که گفتم هیچ فرمول خرابی در دهنم نبوده والان خدارو شکر فرمول درست دارم وارد میکنم ولی درمورد چاقی چندین ساله که فرمولهای اشتباه وارد کردم والان باید اول اونه رو بشناسم وبعد ا نها رو تعییر بدم خودش پروسه طولانی تری میشه ولی مطمینم موفق مبشم ویک روز که دیر نیست همین جا مینویسم که توی این قسمت(تناسب اندامم) هم موفق شدم ان شالله وباز دوباره خداروشکر که هست وهوای من وخانواده ام رو داره وخدارو شکر که این سایت واستاد هست وهر روز چیز جدیدی داره خدایا بابت این همه اتفاقات خوب سکرت شکرت
به نام خدای عزیز ومهربانم که در همه حال من رو برای رسیدن به خواسته م کمک ویاری میکنه وسلام به استاد گرانقدر ودوستان همراهم 💖💖💖
با خوندن این مقاله بیشتر برام واضح شد که بزرگترین مانع من برای رسیدن به تناسب اندام ترس بوده که در شکلهای مختلف درمن ظاهر شده اول اینکه ترس از لاغری وضعف وبیماری که خیلی در من قدرتمند بود وهنوز هم وجود داره ولی میزانش کمتر شده واون اینکه افراد لاغر همیشه بیمارن به قول مادرم یه باد بهشون بخوره سرما میخورن این حرف رو بارها از دهان مادرم شنیدم که طفلی مثلا دختر خالم از بس چیزی نمیخوره لاغر وضعیفه مدام مریضه یا افراد لاغر دیگه ای که بدن سالمی ندارن واین باور رو درمن قوی کرده بود که همین لایه ضخیم چربی که در بدن من وجود داره باعث سلامتی وقدرت بدنی من شده ویه چیز دیگه ای که ربط داشت به همین قدرت ابهتی بود که به خاطر هیکل درشت وچاق بدست میاد وبرای انجام کارهایی که افراد لاغر جون انجام اونها رو ندارن مثل بلند کردن وجابجایی یه وسیله سنگین از زمین
عامل دیگر ترجیح دادن چاقی بر لاغری در من میشد لاغر شدن مساوی با صورت بی رنگ وروبود وقتی با روشهای غلط بارها وبارها مبادرت به رژیم گرفتن میکردم وسختیهای زیادی میکشیدم وگرسنگی های وحشتناکی رو تحمل میکردم که نتایج قابل قبولی رو هم در بر داشت ولی به خاطر اون فشارها وگرسنگی های خصوصا شبانه دچار رنگ ورویی زرد وصورتی داغون میشدم ،ولی در این روش به خاطر اینکه ما اصولی پیش میریم مطمعنم که خبری از نا زیبایی صورت وشل شدن پوست نیست چون هر وقت گرسنه باشیم غذا میخوریم، به اندازه میخوریم نه کمتر ،وهوس هر خوراکی کنیم درموقع لزوم به اندازه نیاز میخوریم که باعث میشه نسبت به مواد غذایی حریص نشیم کاری که در رژیم میکردیم این بود که اینقدر منع مصرف انواع غذاها وتنقلات داشتیم که بعد از اتمام رژیم همش دنبال این بودیم که نخوردنهایی که باعث عقده در وجودمون شده رو جبران کنیم بنابراین ترس از لاغری ونا زیبا شدن صورت در من خیلی خیلی کم رنگ شده
یه ترس دیگه ای که شاید خنده دار باشه ودر وجود من بوداینه که هر وقت لاغر میشدم دلم به حال خودم میسوخت ودچار عذاب وژدان میشدم که بدنم رو انگار دچار قحطی کردم ومدام مانع خوردن ولذت بردن خودم میشم ووقتی در آینه به خودم نگاه میکردم وبدن لاغرشده م رو میدیدم برام غریبه بود که این من نیستم من باید تپل وبا ابهت باشم نه اینطور لاغر ومردنی ورنجور شاید چاق بودن رو طبیعی خودم میدونستم و این مانع هم مطمئنم با تمرین وگوش دادن فایلها برطرف میشه شاید موانع خیلی زیاد دیگه ای هم باشه که فعلا به ذهنم نمیاد
در مورد موانعی که گفتم میخوام ترسم رو در مورد لاغر شدن به اشتیاق برای سلامتی تندرستی چابکی وفرزی جوان شدن صورت پوشیدن لباسهای دلخواه انجام آسان خرید لباس در سایز دلخواه انجام ورزشهای دلخواه مثل شنا در استخر عمومی لذت از نگاه کردن به خودم در آینه تبدیل کنم
پس وقتی کاری به سختی چاقی رو انجام دادم که طبیعی بدنم نبوده لاغری که طبیعی من هست رو به بهترین شکل انجام میدم لاغر شدن آسانترین کار دیناست با شرطی که اصولی پیش برم واین گفته استاد رو آویزه گوش کنم که لاغری طبیعی بدن ماست وچاق شدن باید غیر طبیعی باشه
سلام به همگی 😍
واقعا همینطوره من اصلا دوست نداشتم صورتم رنگ پریده به نظر بیاد یا پوستم شل بشه .
ولی تو یکی از فایلا اشاره کردید که ذهنمون قدرت باور نکردنی داره.
مثلا اگه بخوایم همزمان که لاغر میشیم پوست و موهای خوبی هم داشته باشیم کاملا امکان پذیر است.
منم با این فرمول دارم ادامه میدم.
نشان های دریافت شده
سلام آقای عطا روشن. امکانش هست برای این مقاله یه فایل صوتی یا تصویری بذارید؟ به نظرم حرف ندارن . مشکل خیلی هاست.
سلام دوست عزیز
انشاالله در قسمت نکات طلایی لاغری قرار داده می شود
نشان های دریافت شده
صبحم را با این نوشته و مقاله ی زیبا و پراز نکته استاد آغاز کردم پس به شکرانهی این همه اطلاعات و آگاهی هایی که به دستم رسیدمی خوام از ترس های لاغریم بنویسم. استادعزیز من هم سال ها اسیر ترس های لاغری بودم. یادمه یه سال پشت کنکور که درس می خوندم مرتب بهم می گفتن تو چشات ضعیفه باید غذا زیاد بخوری که ضعیف تر نشه اگرچه اون موقع اسیر این باور نشدم اما همیشه ترس داشتم که اگه به میزان کم بخورم چشمام ضعیف تر میشن وچیزی نمی بینم. وقتی ازدواج کردم هرجایی که می رفتم همه بهم می گفتن یه مقدار بیشتر بخور که تپل تر بشی و تو لباسات قشنگ تر بشی. مردا زن زیاد لاغر دوست ندارند تازه اگه باردار بشی بچه ت لاغر مردنی به دنیا میاد ترس از به دنیا آوردن یه بچه لاغر و اینکه از چشم همسرم نیفتم باعث شدکه من پرخوری کنم و چاق بشم.وقتی زایمان کردم فقط خودم چاق شدم و بچه همون وزن معمول ۳کیلو را داشت. این دفعه شروع به رژیم گرفتن کردم و هر کی منو می دید می گفت شیرت کم میشه و بچه رشد خوبی نمی کنه بازم ترس از این کار باعث شد که بی خیال لاغری بشم و رهاش کردم بعد از اون رفتم سراغ ورزش خوبم وزن کم کردم اما هر کی منو می دید می گفت تپلی به صورتت بیشتر میاد الان پوستت سیاه شده انگار خیلی خسته و داغونی. ترس از سیاه و چروک شدن پوستم باز هم مانع من برای لاغری شدو در طول این سال ها همیشه ترس هایی همراهم بود تا این که زانو دردی گرفتم که از پله ها نمی توانستم به خوبی بالا و پایین برم وقتی به دکتر مراجعه کردم بهم گفت کمی وزنتو کاهش بده و به سلامتی بدنت بیشتر برس این برام یه شروع خوب بود وقتی با لاغری ذهنی آشنا شدم کم کم ترس هامو کنار گذاشتم دربین دوستام دنبال اونایی بودم که لاغر و سالم هستن و اصلا هم پوستشون چروک و پیر نشده. در اینترنت خانم های متناسب را می دیدم که هر لباسی دلشون میخواد می پوشن و خیلی هم شاد وسرحالند. افراد لاغر سایت را نگاه می کردم و به نظرم خیلی پوستشون شاداب تر از عکس های چاقیشون میومد و اینکه خود استاد نمونه واضح و آشکاری که هر روز به نظرم شاداب تر و سرزنده تر میشن
استاد عزیز برای شما سلامتی و تندرستی آرزومی کنم و خوشحالم که درمسیر درست و همراه شما هستم و قدم در این راه گذاشتم و همیشه ادامه خواهم داد.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و گرامی
چه مقاله ارزشمندی بسیار ممنونم برای وقتی که می گذارید و برای کمک کردن به ما چنین نکات طلایی را به ما آموزش میدهید خیلی لذت بردم و به آگاهی هایم اضافه شد 🙏🙏
باید به این موضوع دقیقا فکر کرد و برای یافتن موانع جستجو کرد در حال حاضر چیزی به فکرم برای ترس از لاغری نمی رسد اما حتما در باره اش فکر میکنم و این راه کارهای با ارزشی که آموزش داده شد را به اجرا می گذارم
من پیشنهاد میکنم به دوستانی که این باور و یا ترس را دارند که لاغر شدن باعث میشود که پوستشان افتاده و یا صورتشان زشت میشود به آلبوم شگفتی سازان در سایت مراجعه کنند و صورت این دوستان را با زمان چاق بودنشان مقایسه کنند تا متوجه شوند که نه تنها صورتشان زشت نمی شود بلکه زیباتر هم میشود 👏👏👏
باید بگویم در عکسهای بعضی از خانمها زمان لاغری شان مثل این است که عکس دخترشان هست اینقدر صورتشان زیبا و جوان میشود 😊😊😊
باز هم تشکر میکنم برای این مقاله عالی و آموزنده 🙏🙏👏👏🙏🙏
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
اونقدر این مقاله عالی و تمام وکامله که من نمیدونم چی بگم واقعا
دقیقا از زبان ترس های من صحبت کردین و قوت قلب دادین
یکی از دوستای چاقی که داشتم با تغییر یک باور لاغر شد
یه بار خیلی پرخوری میکرده و یکی بهش میگه درست و به اندازه بخور نترس نمیمیری
اونم دیگه درست رفتار میکنه و بهم گفت باورت میشه من فکر می کردم اگه چاق نباشم و بیش از نیازم نخورم میمیرم؟
اون مشکل عمده اش با تغییر یک فرمول خییلی خیلی حل شد
و از سال های قبل این خانم رو متناسب دیدم
ولی من مجموعه کامل و جامع و با اشتیاق زیادی از فرمول های چاق کننده رو نسبت به دوستم دارم
شاید باورتون نشه ولی یکی از مزاییایی که یادمه در مورد چاقی شنیدم این بود که آدمای چاق اگه زمین بخورن کمتر در خطر آسیب هستند نسبت به آدمای لاغر
ولی اینو نگفته بودند که به قوله شما پیش فرض انسان بودن در یک تعادل و تناسب جسمیه و اگه خدا میخواست با چاقی از ما محافظت کنه خب همه ی انسان هارو در شرایط چاق قرار میداد
عبارت اول مقاله عااااااااااااالی و برای من راهگشا بود
اینکه اشتیاق به معنای انتظار داشتن از خوده
من همیشه میخواستم چاق نشم ولی یادم نبوده که خب حالاکه میخوام چاق نشم مشتاق چی هستم ؟
من اشتیاق به لاغری رو هر بار فراموش میکنم
با اینکه در این دوره و سایت به صورت مرتب فعال هستم ولی فراموش می کنم که مشتاق لاغری و زیبایی هستم
الان میدونم وقتی رفتار درست رو انجام میدم باید هدف و انتظارمو در نظر بگیرم که برای یه قدم نزدیک شدن به هدفم ذوق کنم و امیدوار تر بشم
ترس از لاغر نشدن هم دقیقا یکی از بزرگترین ترس های منم هست
دقیقا به خاطر یک عالمه تجربه ی لاغری های ناتما م و ناکام و روش های غلط
ضعیف شدن هنگام لاغری یکی از بزرگترین و ترسناک ترین باور من برای لاغری هست که به لطف این آموزش ها و باورهای متناسب کننده داره درست میشه و من تا آخر عمر باید روش کار کنم
یادمه یکی از خواهرام دقیقا در زمان قبل از کنکورش خیلی چاق شد
چون مامانم بهش میگفت باید انرژِ بگیره
حالا چاق بشه اشکالی نداره
عوضش اعصابش خورد نمیشه درست درسشو میخونه و بعد دوباره لاغر میشه و خواهر من دیگه لاغر نشد
همیشه انسان های ضعیف و بیمار و فقیر لاغر نشان داده شدند
ولی آخه چه ربطی داره
من بودم که شنیدم هر کسی هر چیز بی ربط و غیر علمی رو ربط داده به لاغری یا چاقی من زود باور کردم
خدا ببخشه منو که از این قدرت فکر یه زمانی اصلا استفاده نکردم و سرمو اندااختم زیر هر چی هرگی گفت گفتم خب درسته دیگه
مامانم گفته دیگه
مامان بزرگم گفته دیگه
الی آخر
چقدر ممنونم چقدر خوب شد امشب با اینکه خسته بودم ولی سایتو چک کردم و آموزش دیدم و قبل خواب با دوره کردن یه سری فرمول های درست می خوابم .
با سلام بنده مدت يك ماه هست كه از فايل هاي رايگان شما استفاده ميكنم و در اين مدت هر روزه فايلاي شما رو به ترتيب گوش ميدهم و و تمرين هاي مربوط به اون رو انجام ميدم
تعهد نامه تهيه كردم و هر روز اون رو با صداي بلند براي خودم تكرار ميكنم
در مودر اين مقاله كه گذاشتيد من باور هاي محدود كننده ندارم بيشتر باور هاي من مربوط به غذاست و اينكه غذا باعث چاقي و اضافه وزن من و وًهمه ميشه
مدتي است رو عبارت ميل ندارم دارم كار ميكنم و طي روز اون رو چندين بار به كار ميبرم
من فرمول هايي رو در ذهنم دارم جايگيزين فرمول هاي قديمي ميكنم ولي يك سوال برام پيش اومده من بر عكس همه دوستان كه تو نظرات گذاشتن يه مدتي كه تكرار عبارت تاكييدي براي غذا رو انجام ميدم
تمام حواسم به غذا شده و بيشتر غذا ميخورم ايراد كار من چي بوده
ايا اين همون ضمير ناخودأگاه من هست كه ميخاد مقاوت كنه و ميخاد من بيشتر غذا بخورم تا فرمول عوض نشه ؟؟؟؟؟
سلام دوست عزیز
در مورد مواد غذایی نیاز به عبارت تاکیدی ندارید
در هیچ فایل آموزشی درباره عبارت تاکیدی برای کنترل خوردن یا برخورد با مواد غذایی صحبتی نشده است
عبارت میل ندارم یک انتخاب است
یک عملکرد است
به هیچ وجه عبارت تاکیدی نیست
نیاز به تکرار عبارت تاکیدی درباره مواد غذایی ندارید
ممنون بابت اينكه پاسخ بنده رو داديد
بنده چند تا عبارت برا خودم درست كردم و تكرار ميكنم
مثلا
من در مسير جذب اندامي مناسب هستم
من در مسير سوزاندن چربي هاي اضافه بدنم هستم
من در مسير كاهش وزنم هستم
من رشته هاي وابستگي بين خودم و چاقي را براي هميشه قطع ميكنم
من در مسير جذب اندام زيبا هستم
من در مسير رسيدن به وزن ٦٠كيلو هستم و ازش لذت ميبرم
من فقط به اندازه نيازم غذا ميخورم
و …
اينارو روزانه تكرار ميكنم به نظرتون ادامه بدم
تو يك فايلي گفته بوديد كه عبارت تاكييدي گفتن فايده نداره استمرار مهمه
منظورتون از استمرار چي هست
شما خودتون عبارت لاغر شدن اسان ترين كار دنياس رو فرموديد تكرار كنيم
چه فرقي بين عبارت تاكيدي كه شما گفتيد با بقيه هست
با تشكر از سايت عالي و خوبتون
دوست عزیز
عبارت لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست وقتی تاثیر داره که باعث بشه فرد اشتیاق و انگیزه پیدا کنه و مطالب آموزشی رو دنبال کنه
و سپس به آنچه گفته می شه عمل کنه
والا تکرار فقط و فقط این عبارت هیچ تاثیری در فرد ایجاد نمی کند