تا حالا به این فکر کردی چرا وقتی میخوای چاق بشی، ذوق داری 🤩؛
ولی وقتی حرف از لاغر شدن میشه، یه جورهایی ته دلت میلرزه؟ 😬💭
خیلی از ماها عاشق لاغری هستیم 💃، اما واقعاً مشتاقش نیستیم 🤷♀️.
چرا؟ چون یه چیزی اون ته ذهنمون هست به اسم عوارض لاغری! 😱🧠
شاید در نگاه اول خندهدار یا حتی غیرمنطقی به نظر برسه 🤔😂
مگه میشه آدمی که از اضافهوزن خسته شده 😩، از لاغر شدن بترسه؟ 😨
بله، میشه! ✅
و دقیقاً همین ترس پنهان، یکی از بزرگترین موانع ذهنی در مسیر رسیدن به تناسب اندامه 💥🚧👣
🎈 اشتیاق برای چاق شدن
بذار یه مثال بزنم:
وقتی یه بچه با ذوق و هیجان منتظر تولدشه 🎉🎁، دائم از مهمونی و کادوها حرف میزنه.
این یعنی اشتیاق 😍
تو ذهن، اشتیاق یعنی: انتظار ⏳، تمرکز 🎯، نگرانی 😟 و البته یه جور ترسِ قاطیشده با هیجان 😬🎈
ترس از نرسیدن، از جا موندن 🚫🏃♀️، از اینکه شاید اون چیزی که میخوای رو بهت ندن 😢
حالا برگردیم به بچگیمون… 👶💭

ما وقتی داشتیم چاق میشدیم، از شنیدههامون دربارهی خوبیهای “تپلی” 😄 تو ذهنمون یه اشتیاق پنهان برای چاق شدن ساخته میشد.
یعنی لاغر نبودیم که یهو چاق بشیم…
بلکه ذهنمون داشت بهسمت چاق شدن کشیده میشد… با اشتیاق ✨، با آرزو 🌠، با هیجان 🤩
👩👧 مامان میگفت: «تپل یعنی خوشگل و تو دل برو!» 😍
👩🦰 خاله میگفت: «تپلتر که بشی، خوشگلتری!» 🥰
وای از وقتی که مهمونا میاومدن خونهمون و لپمون رو میکشیدن و با خنده میگفتن:
«وای این تپلی چه نازه!» 😆💕
ذهن کودک ما اینا رو قورت میداد، بدون فیلتر 🧠🚫 بدون تحلیل 🔍
یعنی چی؟ یعنی:
🍭 چاقی = دوستداشتنی بودن
🧸 چاقی = محبت گرفتن
🎀 چاقی = توجه دیدن
💄 چاقی = خوشگل بودن
🏅 چاقی = تایید شدن
و کمکم ذهنمون یه تصویر آرمانی از تپل بودن ساخت؛ یه تصویر پر از:
❤️ امنیت، 🤗 عشق، 👀 دیده شدن، 🤲 بغل شدن، و حتی 🌟 افتخار!
حالا بگو ببینم…
با همچین تصویر گرم و نرمی، اصلاً میتونستیم نریم سمت چاق شدن؟ 😌
وقتی ذهن اینطوری برنامهریزی میشه، حتی اگه ما بعداً بخوایم رژیم بگیریم 🥗 یا لاغر بشیم 🏃♀️،
یه گوشهی ناخودآگاهمون هنوز داره میگه:
💬 «ولی تپل بودن بهترهها! یادت نیست مامان چقدر دوستت داشت وقتی تپل بودی؟» 👩👧💞
و همینجاست که لاغر نشدن ما شروع میشه… 🛑
نه چون تنبلایم 😴 نه چون اراده نداریم 🙅♀️
نه چون نمیدونیم چی بخوریم و چی نخوریم 🍕🥦
بلکه چون ته ذهنمون هنوز یه اشتیاق پنهان برای چاق شدن یا چاق موندن داریم 🔍🧠
اشتیاقی که از بچگی باهاش بزرگ شدیم 🧒🧠
اشتیاقی که فکر میکنه:
⚠️ لاغری = بیمحبتی
⚠️ لاغری = بیتوجهی
⚠️ لاغری = دیده نشدن
پس اگر تا امروز، بارها رژیم گرفتی ولی تهش برگشتی به همون وزن قبلی یا حتی بیشتر ⏮️📈،
شاید وقتشه بری سراغ این اشتیاق پنهان… و باهاش حرف بزنی 🗣️🧘♀️
🧠 ذهن، مثل یه بچهست؛ تا وقتی براش توضیح ندی که:
«تو حتی وقتی لاغری هم دوستداشتنیای» ❤️
هی با اشتیاق میره دنبال تپلی شدن! 😅🍰👶

🎯 عوارض لاغری؛ ترسی پنهان در ناخودآگاه ما
در مورد عوارض لاغری هم از همون بچگی، ذهنمون پر شده از جملههایی مثل:
🗣️ «لاغری خوب نیست، ضعیف میشی!»
😟 «اونقدر لاغر شده که انگار مریضه!»
👶 «بچههای تپل کمتر مریض میشن!»
این یعنی ذهن ما، توی عمق خودش، یه نقشه خطرناک کشیده برای لاغر شدن 🧠⚠️
نقشهای که توش:
🚫 لاغری = خطر، تنهایی، بیماری، حتی مرگ!
ذهن ما فقط بر اساس منطق رشد نمیکنه 🧩 بلکه بیشتر با احساس و تجربههای تکرارشونده شکل میگیره 💬💔
وقتی بارها و بارها شنیدی که:
🚷 لاغری = ضعف
🚷 لاغری = داغونی
🚷 لاغری = زشتی
🚷 لاغری = دلسوزی دیگران 😢
ناخودآگاهت یه دیوار دفاعی میسازه با این مفهوم که:
🧱 «نرو سمت لاغری، اونجا امن نیست!»
و همین میشه اون چیزی که اسمش رو میذاریم:
🔒 عوارض لاغری (ذهنی)
این ترس، مثل یه محافظ نامرئی عمل میکنه 🛡️تا یه حدی که لاغر میشی، ذهن میگه:
🟢 «خوبه… تا اینجاش اشکالی نداره.»
اما همین که از یه نقطه خاص رد میشی… ناگهان یه صدای درونی شروع میکنه:
❗ «نه نه نه! داری زیادی لاغر میشی!»
❗ «اگه ادامه بدی، زشت میشی… تنها میشی… مریض میشی…»
و تو، بدون اینکه بدونی چرا… یهدفعه ول میکنی 🤦♀️🍩
اشتها برمیگرده 🍔 ولع میاد 🤤 وسوسه زیاد میشه 😖 و یههو میبینی برگشتی سر خونه اول 🔁
💡 واقعیت اینه که خیلی از ما، نه از چاقی بلکه از لاغر شدن میترسیم! 😨
مطالعهای در سال ۲۰۲۳ نشان داد که افراد ممکن است نه تنها از چاق شدن بلکه از لاغر شدن نیز ترس داشته باشند.
🧠 ترسی که خودمون هم نمیفهمیم از کجاست…
ترس از عوارض لاغری میتونه ناشی از فشارهای اجتماعی 😓، نگرانی درباره تصویر بدنی 👀 و اضطرابهای مرتبط با سلامت باشه 🏥💭
و در نهایت، این احساسها به شکل یه لیست ذهنی از عوارض لاغری ثبت میشن 📋⚠️
بله، عجیبه ولی واقعیه! 😮
یه ترس پنهان که خیلی وقتا، حتی خودمونم ازش خبر نداریم 😶🌫️
😟 ترس از اینکه با لاغری، دیگه مثل قبل دیده نشیم…
🥲 ترس از اینکه کسی تحسینمون نکنه…
💔 ترس از اینکه مهر و توجه اطرافیان کم بشه…
💪 ترس از اینکه بدنمون مثل قبل محکم نباشه…
و ذهن، همیشه سعی میکنه ما رو دور کنه از چیزی که براش “خطرناک” تعریف شده 🛑 حتی اگه اون چیز، آرزوی اصلیمون یعنی لاغری باشه! 🌈
🚪 راه عبور از این دیوار پنهان
پس اگه میخوای لاغر شی و لاغر بمونی ⚖️✨
باید اول این عوارض لاغری ذهنی، این دیوار ترس رو بشناسی و ازش عبور کنی 🚶♀️🧱
باید با ذهنت رفیق شی 🤝 و بهش نشون بدی که لاغری، خطر نیست 🟢
✨ تو میتونی لاغر باشی و همچنان:
✅ سالم 🧘♀️
✅ دوستداشتنی ❤️
✅ قوی 💪
✅ در امنیت 🛡️
باقی بمونی. و تازه اونجاست که ذهن 🧠 و بدن 🧍♀️ با هم متحد میشن، و مسیر لاغری، از یه جنگ سخت ⚔️ تبدیل میشه به یه همراهی شیرین 🍯💫

عوارض لاغری: دشمن پنهان اشتیاق
خیلیها بارها و بارها دست به کار شدن، رژیم گرفتن، پیادهروی رفتن، تو باشگاه عرق ریختن، دمنوش خوردن، حتی دستگاههای ویبرهای که قول لاغری بدون دردسر میدن رو هم امتحان کردن.
اما چی شد؟ هیچی!
اون عقربهی لعنتی ترازو تکون نخورد، یا اگه خورد، برگشت سر جاش.
نتیجه؟ یه زخم ذهنی آرومآروم شکل گرفت. یه جملهی کوتاه ولی ویرانگر:
“من نمیتونم لاغر بشم!”
و این جمله، فقط یه جمله نیست. یه دره است که توش افتادی.
درهای پر از شک، ناامیدی، و یه ترس فراگیر که هربار شکست بخوری، قویتر میشه:
🕳️ عوارض لاغری
این ترس، خیلی وقتها صدا نداره. ولی اثرش رو میذاره:
- وقتی تصمیم میگیری یه برنامهی جدید شروع کنی و ته دلت میلرزه.
- وقتی با خودت میگی “اینم مثل قبلیاس… بیفایدهست!”
- وقتی اشتیاق اول راه، یهو خاموش میشه…
💣 چون مغز تو، حالا دیگه شرطی شده به شکست. شرطی شده به اینکه «تلاش = بینتیجه».
و تو این وضعیت، هر بار که میخوای از نو شروع کنی، ذهن یه جملهی آشنا میندازه وسط:
“اگه باز هم نشد چی؟”
و همون یه جمله، کافیه تا اشتیاقت یخ بزنه.
🧊 عوارض لاغری، یواشکی میزنه زیر همهی انگیزههات.
نه فقط جلوی حرکت رو میگیره، بلکه کاری میکنه حتی وقتی داری تلاش میکنی، ته دلت امیدوار نباشی.
حالا چی کار کنیم؟
اول باید بدونی که: 📍 لاغر شدن یه مهارته. نه یه معجزه! مثل هر مهارت دیگهای.
مثل نوشتن. مثل رانندگی. مثل نواختن گیتار.اولش سخته. دستپاچه میشی. اشتباه میکنی.
ولی کمکم، با شناختن مسیر درست و تمرین ذهنی مداوم، یادش میگیری.
✅ حتی چاق شدن هم یه مهارت بود!
تو سالها با رفتارها، افکار و عادتهایی که داشتی، چاقی رو آموختی. پس چرا حالا نتونی مهارت لاغری رو یاد بگیری؟
🎯 خبر خوب اینه که:
👈 حالت طبیعی بدن تو، تناسبه! نه چاقی.
بدن تو عاشق سبکی و نرمی و راحتیه. اما وقتی ذهن، پر از عوارض لاغری و لاغر نشدن باشه، بدن هم همکاری نمیکنه.
ذهنی که از شکست میترسه، مسیر رو نصفه میره. ذهنی که با گذشتهی خودش آشتی نکرده، نمیتونه آینده رو بسازه.
🧘♀️ باید اول با این ترس روبهرو بشی. ببینیش. درکش کنی و با خودت بگی:
“حتی اگه قبلاً موفق نشدم، دلیل نمیشه که هیچوقت موفق نشم.”
و یادت باشه:
نه با زور، نه با جنگ، نه با حذف غذا. بلکه با شناختن خودت، مغزت، و با اصلاح اون نرمافزارهای قدیمیای که تو رو سالها چاق نگه داشتن.
🌱 وقتی ذهن آروم بشه، بدن همکاری میکنه. و اونوقت، اشتیاق دوباره زنده میشه…

ترس از ضعیف شدن و بیمار شدن 🩺😟
آیا لاغری واقعاً مساوی با مریضی است؟ 🤒⚖️
چند بار شنیدی که کسی گفته: “خیلی لاغر شده، نکنه مریض باشه؟” 🤔
یا حتی: “بچه لاغره، باید بیشتر غذا بخوره تا قوی بشه!” 🍽️💪
این جملهها میتونن خیلی بیضرر به نظر بیاد، اما برای ذهن ما مثل یک بمب ساعتی عمل میکنن ⏳💣
به مرور، این جملهها ذهن ما رو شرطی میکنن 🧠🔁 لاغری در ذهن ما تداعی میشه با ضعف، مریضی، کمخوری و بیحالی 😵💫🍃
حالا بیاید یکم بیشتر فکر کنیم 🤓🧩
آیا این واقعیت داره؟ آیا همه کسانی که متناسب هستن، ضعیف یا مریض هستن؟ 🧐
واقعیت اینه که نه! 🚫
فکر کن به آدم های متناسب اطرافت، اونهایی که بدنهای متناسب و قوی دارن 💥
آیا این افراد ضعیفن؟ آیا اونها مریضن؟ 🛡️
مسلماً نه! 🙅♀️
این افراد نه تنها مریض نیستن، بلکه از سلامتی فوقالعادهای برخوردارن 🌟
پس چرا در ذهن ما لاغری همیشه با ضعیف شدن و بیماری گره خورده؟ 🤨🪤
این باورهای غلط، نتیجه همون تصورات قدیمی و کلیشهای هستن که همیشه از دوران کودکی در ذهنمون رسوخ کردن 👶🧠💬
اگر از این دیدگاه به لاغری نگاه کنیم، در حقیقت عوارض لاغری به خاطر باورهای اشتباه و ترس از تغییرات ذهنی و جسمانیه 😨🌀
خب، حالا اگر نگاهی درستتر به موضوع لاغری بندازیم، میبینیم که:
✅ تناسب اندام یعنی سبکی 🕊️،
✅ انرژی بیشتر ⚡،
✅ خواب بهتر 🛌💤،
✅ قلب سالمتر ❤️🔥،
✅ و شادابی بیشتر! 🌈🌼
اگر تو هنوز هم در ذهن خودت، لاغری رو مساوی با مریضی و ضعف میبینی 🤯، وقتشه که این باور رو اصلاح کنی 🧹🧠
بدن انسان به طور طبیعی برای تناسب اندام و سلامت طراحی شده 🔄🧬
فقط کافیه دست از باورهای محدودکنندهات برداری 🚫🚧 و به بدن اجازه بدی که خودش مسیر درست رو پیدا کنه 🛤️🌱
عوارض لاغری دقیقاً چیه و چرا انقدر خطرناکه؟
عوارض لاغری همیشه داد نمیزنه که “من اینجام!”
نه، این ترس زیرکتر از اونه. خودش رو توی رفتارهای روزمرهمون قایم میکنه.
چطوری؟ اینطوری:
- نداشتن اشتیاق برای شروع مسیر کاهش وزن
- نگرانی دائمی از اینکه “اگه لاغر شم چی میشه؟”
- ترس از دیده نشدن، نادیده گرفته شدن یا حتی طرد شدن
- ترس از تغییر شخصیت، سبک زندگی یا حتی از دست دادن هویت فعلی
ذهن ما یه ویژگی عجیب داره: عاشق منطقه امنشه.
همون جایی که همهچیز آشناست، حتی اگر اون چیز آشنا “چاقی” باشه!
تا بخوای یه تغییر مثبت کنی، ذهنت فوری دکمه هشدار رو میزنه. شروع میکنه به تولید فکرهای ترسناک:
🌀 “اگه لاغر شی نکنه موهات بریزه؟”
🌀 “نکنه دیگه جذاب نباشی؟”
🌀 “الان همه بهت توجه میکنن چون تپلی! لاغر شی، نادیدهت میگیرن!”
🌀 “نکنه لاغر شی و نتونی غذاهایی که دوست داری رو بخوری؟ نکنه همیشه در حسرت باشی؟”
و درست همینجا، عوارض لاغری مثل یه ترمز پنهان، جلوی حرکتت رو میگیره.
تو شاید ندونی چرا هی عقب میافتی، چرا شروع نمیکنی یا چرا هر بار نصفه رها میکنی…
اما تهِ دل، یه صدای خفه هست که زمزمه میکنه:
“لاغر شدن خطر داره… نرو سراغش…”
این صدای ذهنیه که سالها با خاطرهها، حرفها و باورهای قدیمی پر شده؛
با شنیدههایی مثل:
🔸 “لاغرها زود مریض میشن.”
🔸 “آدمای چاق بامزهترن.”
🔸 “لاغری یعنی قحطی، یعنی محدودیت، یعنی رنج!”
نتیجه؟ تو ناخودآگاهت، لاغری تبدیل میشه به یه تهدید، نه یه هدف خوشایند.
و این دقیقاً همون چیزیه که باید روش کار کنی.
✅ چون وقتی عوارض لاغری رو بشناسی، میتونی اون رو پشت سر بذاری.
✅ وقتی بدونی عوارض لاغری فقط یک داستان ساختگی ذهنه، میتونی شروع کنی داستان خودت رو بنویسی
✅ چون لاغر شدن، اگر از مسیر ذهنی و درستش باشه، نه تنها هیچ خطری نداره، بلکه تو رو به سلامت، انرژی، آزادی و رضایت از خودت میرسونه.
لاغری نه تهدیدیه برای زن یا مرد بودنِ تو… نه خطری برای روابطت، برعکس، یه فرصته برای شکوفا شدن، برای برگشتن به خود واقعیت.اری کنار.
چطور بر عوارض لاغری غلبه کنیم؟
🧠 اول از همه باید بدونی که عوارض لاغری فقط یه احساس ساده نیست؛ یه الگوی فکری ریشهداره که سالها توی ناخودآگاه ذهنمون جا خوش کرده.
برای همین، غلبه بهش فقط با منطق و حرفهای مثبت امکانپذیر نیست؛ باید بری سراغ ریشهها، سراغ «باورها» و «الگوهای ذهنی» که بیصدا دارن مسیر زندگیتو کنترل میکنن.
✅ مراحل عبور از عوارض لاغری:
۱. باورهای پنهان رو شناسایی کن
از خودت بپرس: چه فکری در ذهنمه که لاغری رو خطرناک، ترسناک یا بیفایده نشون میده؟
آیا میترسم لاغر بشم و جذابیتم کم بشه؟
میترسم دیده نشم؟
یا نکنه ناخودآگاه فکر میکنم لاغرها مریضن؟
👁 این باورها همون عوارض لاغری هستند که تا وقتی دیده نشن، کنترلمون میکنن.
۲. تصویر ذهنیتو از لاغری تغییر بده
ذهنی که پر از تصویرهای منفی باشه، هیچوقت انگیزه شروع نمیگیره.
✅ هر روز چند دقیقه خودتو در بدنی سبک، سالم، قوی و متناسب تصور کن.
✅ لاغری یعنی رهایی از سنگینی، آزادی در لباس، انرژی بیشتر، اعتمادبهنفس واقعی.
۳. به گذشتهات بچسب، اما نه برای سرزنش؛ برای یادگیری
اگه رژیمها و ورزشها جواب ندادن، بدون اشکال از تو نبوده؛ روش اشتباه بوده.
با ذهن چاق، حتی بهترین رژیمها هم شکست میخورن.
۴. بدون که لاغری برگشت به طبیعت بدنه
بدن ما برای چاقی طراحی نشده.
🍃 وقتی ذهنتو پاکسازی کنی و رفتارهای پرخوری و استرسخوری رو کنار بذاری، بدن خودش هوای تناسب رو داره.
۵. راهی انتخاب کن که ریشهای تغییرت بده
🧠 لاغری با ذهن، بر خلاف رژیمهای خستهکننده، میره سراغ ریشههای چاقی.
نه با بدن میجنگه، نه اشتیاق رو سرکوب میکنه؛ بلکه باورها، افکار و احساسات رو بازنویسی میکنه.
🎯 حالا اگه واقعاً میخوای از عوارض لاغری و همه موانع ذهنی پنهانی رها شی، وقتشه وارد مسیر متفاوتی بشی…
🌟 دورهی پاکسازی چاقی ذهن دقیقاً برای این طراحی شده که بهت کمک کنه:
- باورهای غلط درباره عوارض لاغری رو شناسایی و پاک کنی
- ترسهای پنهان مثل عوارض لاغری یا ترس از ضعیف شدن رو حل کنی
- دوباره با بدنت آشتی کنی و به حالت طبیعی تناسب برگردی
✨ این یه دوره رژیمی نیست، یه سفر به درون ذهنته… سفری که میتونه ترس رو به اشتیاق، و بیانگیزگی رو به اعتمادبهنفس تبدیل کنه.
میخوای رها شی از ترسهای پنهان؟
🔗 پس همین حالا قدم اول رو بردار و به جمع افرادی بپیوند که دارن با ذهنشون متناسب میشن!
🎁 دورهی پاکسازی چاقی ذهن دقیقاً برای همینه.
📝 تمرین ذهنی امروز: کشف اشتیاق پنهان و ترسهای بیصدا
حالا که مقاله رو خوندی و با عوارض لاغری آشنا شدی، بیا یه لحظه عمیقتر نگاه کنیم به خودمون…
- آیا تا حالا احساس کردی که ته دلت از لاغر شدن میترسی؟
اگه آره، دقیقاً از چی؟ از تنها شدن؟ از دیده نشدن؟ از مریض به نظر رسیدن؟ - یادت میاد بچگیت چطور با «تپل بودن» تشویق میشدی؟
آیا هنوز اون خاطرهها توی ناخودآگاهت فعالن و نمیذارن با خیال راحت لاغر بشی؟ - آیا این جمله برات آشناست: «من نمیتونم لاغر بشم»؟
چند بار بعد از شکست توی رژیمهات این فکر اومده سراغت؟ - اگه ذهن تو شرطی شده به شکست، برای از بین بردن این شرطیسازی چه برنامهای داری؟
- اگه بهت بگن لاغر شدن یه مهارته، نه معجزه، نظرت چیه؟
دوست داری یاد بگیری چطور لاغر شدن رو مثل یه ساز جدید تمرین کنی؟
✍️ جواب این سؤالها رو همین پایین، توی بخش دیدگاهها بنویس.
هم خودت از درون خالی میشی، هم ممکنه حرفهات برای یه نفر دیگه الهامبخش باشه. اینجا خجالت نداره، اینجا جاییه برای رشد ذهنی. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.55 از 42 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




نشان های دریافت شده
تمرین ذهنی امروز: کشف اشتیاق پنهان و ترسهای بیصدا
حالا که مقاله رو خوندی و با عوارض لاغری آشنا شدی، بیا یه لحظه عمیقتر نگاه کنیم به خودمون…
خوب که فکر میکنم واقعا هیچگاه ترسی از لاغرشدن نداشته ام و شاید کمی فقط کمی از لاغرشدن صورتم ترس ته ذهنم میومد ولی نه به اندازه ایی که مانع ادامه مسیر تناسبم باشد
دراین مورد هم چیزی به ذهنم نمیاد آخه راستش من تا نزدیکی های ۳۰ سالگی ام کاملا متناسب بودم وحتی بقدری لاغر که گاهی مورد تمسخر قرار میگرفتم
وباور چاقی ژنتیک وچاقی پس ازازدواج بالاخره کار دستم داد و چاق شدم
این جمله کلا ملکه ذهنم بود ما که نمیتونیم لاغربشیم من اراده ندارم
اما این باور واین شرطی شدن را با لاغری باذهن تا مقدار خیلی خیلی زیادی کمرنگش کردم
نشان های دریافت شده
به نام خالق هستی بخش
سلام و درود به استاد عزیزم و دوستان همیشه همراه
باورهای که مانع متناسب شدنمون میشه
چه باورهایی هستند ؟
من از اینکه خط خنده رو صورتم عمیق تر بشه و خیلی پیرتر به نظر برسم میترسم
من از اینکه صورتم چروکیده بشه می ترسم
می ترسم وقتی لاغرتر بشم فشارم بیفته
بدنم ضعیف تر بشه
چون به ما گفتن که آدم های لاغر خیلی ضعیفن زود فشارشون میفته
چگونه می تونن عروسی کنند و بچه دار بشن
بی حوصله ان
بارها و بارها شنیدم که آدم وقتی لاغر بشه پوستش شل و افتاده میشه و سیاه میشه
من خودم هر بار که مقدار کمی وزن کم میکردم بهم میگفتن که سیاه تر شدی
خواهرم اینا چون این باور رو داشتن آدم اگه لاغر بشه مریض میشه معده درد میگیره و آدم اذیت میشه
از ترس اینکه این بلاها سرم نیاد دایم به من
میگفتن وای خیلی سیاه شدی اصلا لاغری بهت نمیاد تو همون پر باشی قشنگتری
اصلا صورتت خیلی زشت میشه وقتی لاغر تر میشی
تنها جایی که تغییر میکنه مال تو صورتته
آدم اگه بخواد لاغر بشه که همش رو صورتت تاثیر میزاره
بزار همین جوری که هستی بمونی
و من باور کرده بودم که لاغری یعنی مریضی یعنی زشت شدن صورت یعنی ضعف و ناتوانی بدن یعنی فشار افتادن
و هر بار که تصمیم میگرفتم لاغر بشم
و منو می ترسوندنن که رها کنم
باورهای در ذهنم بود که نمیزاشت من به خواسته ام برسم
قبل از ورودم به این دوره قبل از اینکه هدایت بشم به این سایت خیلی باورهای زیادی داشتم که به لطف الله تونستم خیلی از باورها رو کمرنگ کنم
اینکه من عاشق متناسب شدنم متناسب شدن به روش اصولی نه تنها صورت خراب نمیشه بلکه آدم رو جوون تر و زیباتر نشون میده
بارها و بارها تو آلبوم شگفتی سازان لاغری نکاه میکنم که افراد چقدر زیبا متناسب شدن چقدر قشنگتر و زیباتر شدن پس این باور در من شکسته شد و من دیگه از این باور که زشت میشم نمی ترسم
من مشتاق لاغر شدن هستم چون زیباتر میشم
باور دیگه ای که لاغر شدن باعث ضعف و افتادن فشار میشه رو نقذ میکنم چون دیدم افرادی در اطرافیانم که متناسبن که در سلامت کامل به سر میبرند
در آلبوم شگفتی سازان افراد رو دیدم که همه جای بدنشون به اندازه مساوی تغییر کرده
این باور رو داشتم که صورت با بدن به یک اندازه متناسب نمیشه
و آدم مثل کاریکاتور میشه
ولی در لاغری به روش صحیح این اتفاق نمیفته
خب روش های غلط باید هم لاغر شدنش غلط باشه باید هم صورت سیاه و زشت پوست شل و افتاده و همه چی نامنظم باشه
ولی در لاغری اصولی همانطور که از اسمش پیداست منظمه
لاغر شدنش اصولی و منظم شکل میگیره
من از لاغر شدن نمی ترسم
من عاشق لاغر شدن هستم
من در لاغری سالم سلامتم در حال خوب و آرامشم من در لاغری پر انرژی ترم من در لاغری به اصل خودم برمیگردم
اعتماد به نفسم بالاتره
رابطه ی بهتر و عالی تر دارم برای خودم ارزش قایلم به خودم افتخار میکنم توانمندترم
الگوی مناسبی برای عزیزانم هستم
پس این همه مزایا داره لاغری
چطور میتونم از لاغر شدن بترسم
این چاقیه که ترس داره چاقی عوارض زیادی به دنبال داره از زمانی که وارد سایت شدم و برای اینکه به خودم ثابت کنم که ببین چاقی عواقب بدی داره همیشه نمونه به ذهنم نشون میدم ببین همین امروز هم یه خانم چاقی تو ماشینم نشست و گفت منو تا خونمون برسون و زمانی که سوار ماشین شد ازش پرسیدم هر روز با ماشین میرین خونتون گفت اره من چون ناراحتی قلبی دارم نمیتونم پیاده یا با سرویس میرم یا به کسی میگم تا منو برسونه تا خونه سرایدار مدرسه بود
سنی هم نداشت
اینجا باز برام ثابت شد که چاقی یعنی مریضی پس ترسیدم و گفتم باید از چاقی ترسید و برای متناسب شدن هر روز یه قدم بردارم تا به هدفم برسم باعث شد که پرانرژی تر به مسیرم ادامه بدم
خدا شکر بخاطر هدایت شدنم به سایت تناسب فکری 🤲🌺🌿🌹🌸
نشان های دریافت شده
به نام خالق بی همتا
سلام خدمت استاد محترم مسیر اقای عطار روشن وهمه دوستان که لاغری براشون لذت چشیدن زندگی با یی طمع دیگه هست
ترس ازلاغر شدن
وفتی باره اول با این جمله رو برو شدم اول گفتم چه ترسی 😨 😨 من طی این همه سال دارم با انواع رژیم دم نوش ورزش پیاده روی دارم خودم می کشم که لاغر بشم این ترس کجاش بود که داره صحبت میشه ولی والی واقعا بود اون ته ذهنم لانه داشت ومن اصلا ازش هیچ خبر نداشتم که هست در من هست و ریشه کرده حسابی مخفی کاری کرده که من اون نبینم وازش خبر نداشته باشم
اکثر خانمها از لاغری بیشترین ترسی د که داران زشت شدن صورت هست من نمیدونم این چه قانون وصحبت نادرست هست که تمام افراد احساس میکنن صورت دجار اشکال میشه تو لاغری با ذهن این اصلا صحت نداره من که ۵۸ سلام هست با لاغری با ذهن احساس میکنم تازه پوستم جوانتر شادابتر شده
من با هر ورزشی رژیمی که فبلا میگرفتم صدای همسرم در میآورد فرو رفتنگی دورچشم بود هرکاری میکردم که همسرم متوجه رژیم من نشه فوری لو می رفت همسرم میگفت دور چشمت یی مدلی میشه بازم رژیم گرفتی و هی بازگو میکرد چه کار کردی واین صحبت من اذیت میکرد
ولی به شکر خدایی عزیزم من مسیر از همسرم مخفی نگه داشتم ته زمانی که نتیجه کارم لاغری کامل نشه شاید تا موفقعیت کامل اصلا بازگو نمی کنم چون این بار اصلا دورچشم من هیچ تغیبر نا مطلوب نکرده تازه چندتا چروک دور چشم داشتم که آنها باز شده تو صورتم اصلا چروک نیست
من دوسال شش ماه هست تومسبر تناسب فکری هستم سنم بالار رفته جای چروک زیاد تازه چروک صورتم مهو شده از این قشنگتر هست پس این ترس با دلیل مدرک من رعد میکنم که درمن بود بسیار زیاد بود از اهمیتش کم کرد تو دوره که یادم نیست کودم بود فمرکنم دوره وردبع سرزمین لاغر ها یا پاک سازی ذهن یی فایل داریم که استاد میکه بزاز من لاغر بشم اصلا زشت بشم من که بلدم چطور دوباره چاق بشم اکه زشت شدم همه از من فرار کردن اصلا بزاز فرارکنن بزار برن من لاغربشم اون زمان اگه دیدم دیکه حسابی زشت شدم راحت برکشت میکنم این فایل واقعا برام کارساز بود حتی تو تمرین اون فابل نوشتم من لاغر بشم همه من ترک کنه ولی من لاغر بشم زشت بشم اصلا ترد بشم ولی لاغر بشم انقدر لاغری برام اهمیت داره که حاضر م کلی ضرر بدم ولی لاغر بشم این ترس من به این شکل واقعی ازخودم گرفتم ثم رنکش کردم تو دوره پاک سازی ذهن چندین فایل برای برطرف مدت این ترس هست که این ترس ریشه یابی میشه کار میشه و تمرین داره که با انحامش من موفق به کم رنگ کردنش شدم و داره لاغری من مرحله به مرحله بیشتر میشه
وفتی تو اینه نگاه میکنم هرگرم وزنی که دارم از سلول به سلول وجودم چربی تخیله میکنم لذتی بی مثال برام ساخته که تو اینه از نگاه کردن به خودم حس غرور میکنم که دارم با مغز خودم با ذهن خداکاه این کار با شکوه انجام میدم و این مرحله واقعا زیبا هست چند وقت پیش داشتم کشویی ادویه تمیز میکردم رسیدم به پاک کردن ظرف زیزه خاطرات مصرف این ادویه تو ذهن مرور شد من مخفیانه این ادویه ودارچین برای لاغری به میزان خیلی زباد بر ای خودم به شکلهای مختلف مصرف می کردم هی به دخترم توهر خرید بهش تاکید که زیزه یادت نره بخری یی بار دخترام گفت مامان این همه زیزه تو غذا می ریزی چرا عطرش من متوجه نمیشم آخه من که بویایی قویی دارم اون روز دخترم متوجه شد وگفت این همه زیزه مصرف کردی برای لاغری ولی از لاغری خبری نیست این صحبت قبل از وردم به سایت هست وفتی ظرف زیره تو دستم نگاه میکردم تمام این خاطره تو ذهنم مرور شد در ظرف باز کردم با راحتی تو سطل زباله زیزه خالی کردم چون من اصلا تو هیچ غذام از زیزه استفاده نمیکنم چه لوزم داره تو کشوی ادویه من باشه با ریختن زیره توسطح زباله یی نفس راحت با حسی عالی به خودم هدبه دادم تو اتاق خواب کلی شلوار لباس جلوی کشو لباسم روی زمین هست که یا آنها کوچک گنم یا راحتر آنها تو کیسه کنم بزارم دم در اسون راحت من به لباس سایز بزگ دگه اصلا نیاز ندارم کشوی لباسم داره از لباس سایز کوچکتر پر میشه
ترس های من لایه مخفی لاغر شدن بودن که باید بهش رسیدگی میکردم توانش ازش می کرفتم کم رنگش کردم تا لاغری تو جسم داره دیده میشه من با ترس های خودم تو هرحنبه رو برو شدم فبول کردم باهش نجنگیدم باهش به صلح دوستی آشتی رسیدم به این شکل ترسم کم رنک شد من با این شکل ترس های خودم کم رنک کردم تو هر بخش روی این ترسهای کار هرجی بشه قدرت لاغری بیشتر میشه ولاغری به مرحله بالاتر میره تجسم زیادتر واقعی تر وحس عالتر میشه برای من که داره تجسم تو فضایی عالی به پیش میره قدرت تجسم داره قویتر واضحتر زیباتر و تو فضایی بزگتر لباسهای زیباتر تو رنگهای شادتر جوان پسند تری قرار میگیرد باور پزیز نیست من تجسم از رنگهای دارم استفاده میکنم می پوشم که هیچ زمان تو مراسم رسمی جرات پوشیدنش نداشتم ولی تو تجسم این یی نیاز هست که داره تو تجسم اول ایحاد وبعد میشه واقعیت رنک شکل مدل لباس اینده من برای همون مراسم این بهش یقین دارم
لاغری ابعاد بسیار گسترده رو بهش نیاز هست که باید تو حای خودش ترمیم بشه بد بشه لاغری میخوام یی مثال برای خانم ها بگم خونه تکونی عید وفتی بهش گفته میشه خونه تکونی که از اشپزخونه کشور کابینت یخچال گرفته تا اتاق خواب کشور کمد اتاق خواب سرویس بهداشتی حمام پرده فرش تمیز کاری کرد گرد گیری نطافت کل خونه اپن زمان این خونه تکونی بهش گفته میشه تمام گوشه کار منزل از نظافت برق بزنه اسمش خونه تکونی هست
اکه اشپزخونه چرب باشه بگم عیب نداره اتاق خواب خاک همه خاش گرفته من فقط یی دستام الکی رویی بعضی قسمت بکشم خاک بعضی بخش ها باشه اسمش بزارم خونه تکونی این با خونه تکونی اول اصلا قابل مقایسه نیست من با ذهن اولین خونه تکونی وجودم انجام دادم درسترین خونه تکونی عمر براش خرج کردم
حالا دارم تو منزل خونه تکونی شدم و جودم لاغری دریافت میکنم خدایا شکرت که کارم و هدفم و مسیرم داره برام نتایجی عالی رو به ارمغان میاره
یاد قصه طوطی بازرگان افتادم همیشه به اون طوطی میگفتم افرین که چه راهکاری به خرج داد از قفس رها شد خدا چه ارمغانی برات فرستاد حالا به خدایی خودم میگم افرین افرین به من که خدای دارم این مسیر شد ازمغان رهای من از قغس چاقی وحودم وجودم باهش پام سازی دارم میکنم
خدایا ازت بی نهایت تشکردارم که هدایت کردی حمایت کردی استمرار داشتم و ادامه دادم زمانی که ناامیدی میومد سراغم تنها از تو کمک رسید تو دستم گرفتی گفتی نا امید نشو فقط ادامه بده نتیحه توراه هست فقط،با احساس خوب ادامه بده بی نهایت سپاس گزارهستم
ازاین پس هم کمک نیاز دارم تا لحظه که هستم نیاز به کمکت دارم بی نهایت ازت سپاس گزار هستم
خدا پشت وپناهتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام دوستان واستاد روشن عزیز
من همیشه فایلهای حالمو خوب را گوش میکنم و میخوانم و حالم خوب میشه اینم یکی دیگه از این نوشته ها
ترس از لاغری نداشته باشیم
من خودم دقیقا این ترس که صورتم لاغری زشت میشه و پوستم شل میشه را تا قبل ورودم به سایت تناسب فکری داشتم خیلی میترسیدم با توجه به شنیده های قبلم که چاقها صورت تپل و خوش گل دارن مریض نمیشن یه جورایی لباس هم به تن چاقها قشنگتر بود ایجور تو سرمون کرده بودن از بچگی وگرنه واقعیت که این نبود من خودم وفتی مقداری وزن کم میکردم همش جلو اینه بودم چقدر حسرت میخوردم که صورتم زشت و لاغر شده از طرفی هم چاقی اذیتم میکرد نه لباسی اندازم بود پا درد داشتم سینه و پهلو و شکم داشتم دلم میخواست یه کمر باریک داشته باشم دلم میخواست یه تیپ اسپرت بزنم اما خبری نبود با این چند کیلو لاغری فقط همه میگفتن فلانی صورتت زشت شده اون موقع بود که میخواستم خودمو بکشم که هنوز چاق فقط صورتم لاغر شده بود و رها میکردم تا اینکه وارد سایت تناسب فکری شدم باور میکنید اصلا لاغری صورتم یادم رفته وهیچ توجهی بهش نکردم و جالب بهم میگن فلانی لاغر شدی اما هیچ بهم نگفت صورتت لاغر شده چرا بهم گفتن زیباتر شدی اما اسم زشتی به من نگفتن این از معجزات ذهن هست که همه ی اعضای بدن تناسب خودشون را دارن در لاغری با ذهن هیچ وقت صورتم لاغرتر از سایر بدنم نمیشود بلکه به اندازه ای که باید باشد هست تناسب اندام پیش فرض بدن من بوده و چاقی یک ضایعه است چاقی باعث بیماری میشود در دراز مدت منجر به بعضی از بیماریها میشود مثل فلزی و عروقی افرادی هستن با تناسب اندام هیچ مشکلی ندارن حتی در سنین بالا اما چاقها همیشه پر از مشکل هستن این از مضرات چاقی هست خیلی ها در اثر چاقی و بیماری جان خود را از دست میدن امروزه چاقی واقعا یک معضل خطرناک هست برای افراد جامعه ما کسانی که الان در سایت تناسب فکری هستیم باید روزی هزاران بار خدا را شکر کنیم که ما را هدایت کرد به بک زندگی دیگه مهم نیست چند ساله هستیم مهم اینکه که ما الان داریم سالم زندگی میکنیم با ذهن خودمون یه زندگی دیگه خلق میکنیم من الان هم کمرم باریک شده هم سینه هام کوچک شدن و هم سایر اعضای بدنم عالی هستن چون روزانه استمرار دارم تکرار میکنم همین نوشته را بارها خوندم الان هم خوندم و برام چقدر جالب بود و شروع به نوشتن کردم و ایمان دارم که به تناسب اندام ایده الم میرسم .
سپاس خدای بزرگ همان طور که زندگی استاد روشن را دگرگون کردی زندگی من را نیز دگرگون میکنی .
نشان های دریافت شده
عرض سلام مریم خانم حیدری ، از خوندن دیدگاهت لذت بردم دقیقا درست گفتید این از اون فایلهای حال خوب کنه البته من اعتقاد دارم تمام فایلهای استاد بدون استثنا تمامشون حالمونو خوب می کنن و خوش به حال استاد عزیز که همچین سایتی رو ساخته پرداخته کردن که تبدیل شده به یک جای امن برای حرف زدن و خوب شدن حال آدمها ….به خدا اگر لاغرها هم توفیق پیدا کنن بیان اینجا و فایلهارو گوش بدن و متنهارو بخونن اونا هم حالشون خوب میشه چون حال خوب فقط لاغر شدن و لاغر بودن نیست ..این همه آدم لاغر داریم که از جنبه روحی روانی و سایر جنبه ها مشگل دارن…اما حیف و صد حیف که اینطرفا پیداشون نمیشه یعنی اگر می اومدن و گوش می دادن حداقلش این بود که قدر تناسب اندام طبیعی خودشونو می دونستن ….
نشان های دریافت شده
به نام آرامبخش قلبها
با عرض سلام وخسته نباشید به استاد گرامی و دوستان عزیز سایت تناسب فکری.
ترس چیست؟
باور یا ترس غلط چیست؟
باور،آن فکری است که بارها وبارها تکرار می شود.و به ترس تبدیل می شود واغلب ریشه در کودکی دارند ولی بعضی از باورها و ترس ها در نوجوانی ویا حتی بزرگسالی بیشتر اتفاق می افتد،چرا که ما رشد کرده ایم وذهن منطقی مان فعال شده ووقتی ذهن منطقی مان فعال می شود،ترس ها خیلی سریع تر روی ذهن ما تاثیر می گذارند،بنابر این وقتی ما از چیزی می ترسیم ذهن منطقی مابلافاصله هزاران دلیل پیدا می کند تاما از آن چیز بترسیم وهمین خود باعث جذب بیشتر آن منشاء ترس وموقعیتهای مشابه به آن به زندگیمان می شود،
با ترس هایتان مواجه شوید
گرچه از دیرباز تاکنون همواره مواجه با ترس از دشوارترین کارهای ممکن بوده است. اما قدم ب قدم شروع کنید،اولین کاری که می توانید بکنید این است که کمال گرایی را کنار بگذارید.کمال گرایی تزریق شده توسط جامعه ما،باعث شده است همواره از قضاوت شدن واشتباه بترسیم وب دنبال تغییر و غلبه بر ترس هاو یا اشتباهاتمان نرویم.
لازمه تغییر این است که ماطرز فکرهایمان را تغییر دهیم تا اتفاقات جدیدی برایمان رخ دهد.همه ما از دوران کودکی تابه این نقطه ای که اکنون در آن هستیم ترس های مختلفی داشته وداریم.از جمله ترس از شروع رابطه جدید،ترس،از بیزنس جدید،ترس از قضاوت شدن،ترس از ارتفاع،ترس از مرگ،ترس ازتنهایی،ترس از تاریکی،ترس از دست دادن عزیزان ،ترس از پرواز،ترس از حیوانات،ترس از پرندگان،ترس از سخنرانی در جمع،ترس از آسانسور،ترس از سارقین،ترس از چاق شدن،ترس از لاغر شدن و غیره.ترس از چاق شدن یا ترس از چاقتر نشدن در وجود همه افراد چاق وجود دارد واین هم به علت شکستهای پی در پی این افراد در همه روشهای که برای تناسب اندام انخاذ کرده بودند می باشد به اندازه تعداد شکستهای که با آن مواجه شدند ترس از چاقی یا چاقتر شدن هم در آنها بیشتر می باشد.
ولی ترس از لاغر شدن،فکر نمیکنم برای افراد چاق چیز منطقی باشد،مگر اینکه افرادچاقی که با چاقی خودمشکلی ندارندو یه جورایی به چاقی خود عادت کردند.وگرنه واقعا چه چیز مثبت ومفیدو قابل ملاحظه ای در چاقی وجود دارد؟
باید در نظر داشته باشیم ترس های ما همیشه مخرب نیستند وراهنمایی برای راه ما می باشند،اگر حقیقت آنها را به درستی کرده،درس هایمان رااز آنها گرفته،بر انها چیره شویم.
من به هیچ بهانه ای،هیچ دلیلی،هیچ علتی وهیچ منطقی برای چاق ماندن ولاغر نشدن در خود نمی بینم.
لاغری و متناسب شدن قلب من است عشق من است،لاغری ذهن من است فکر من است دنیای من است آرزوی من است. من با تمام وجودم مشتاق متناسب شدن هستم.لاغری آسانترین کار دنیاست.
دوستان گلم امضاء خدواند پای تمام آرزوهای قشنگتون ،،،،
سلام .
وقتی گرفتار حس رنج چاقی میشم مدت زمان زیادی در این حس می مونم ولی وقتی وارد حس خوب لاغری میشم این حس زودتر تموم میشه .
این یه باوره که من امروز پیدا کردم .
حالا به خودم ثابت می کنم این فقط یه فرموله که از درجه ی اعتبار ساقطه .
من از دیشب که حسم خوب شد تا همین نیم ساعت پیش حسم عالی بود یعنی دیشب حدودای غروب تا الان حدودا ساعت ۱۱ تقریبا ۱۸ ساعت من در حس خوب لاغری بودم .
اما الان با دیدن چند تا عکس دوباره حس چاقی اومد بهم و باز افتادم در مدار چاقی و رنجهاش .
مدار چاقی منو اذیت میکنه . حالمو میگیره . نمیزاره از زندگی لذت ببرم .
ولی مدار لاغری حال منو خوب می کنه .
من میخوام لاغر باشم .
پس باید عادت کنم که در ذهنم فرمولهای لاغری دور بزنه .
من با دیدن چندین فرد متناسب شدیدا حس چاقی کردم حس حسرت اذیتم کرد و دوباره از سرزمین لاغری خودم رو دور دیدم .
ولی من میخوام لاغر بشم . دوست دارم به طبیعت خودم برگردم .
چرا دیدن چند تا عکس دختر باعث میشه من از مسیر لاغری خارج بشم . چون اونا رو بیشتر از خودم باور دارم .
چون عزت نفسم پایینه . پس اینا هم فرمولهای دیگه هستن .
من باید عزت نفسمو بالا ببرم .
لاغری موهبتیه که به همه داده شده که منم مثل بقیه میتونم از وجودش بهره مند بشم .
لاغری موهبتیه که همه ی ما انسانها قادر به دریافت و استفاده از این موهبت هستیم .
وای خدا انگار کم کم داره حالم خوب میشه .
لاغری یه موهبته از طرف خدا که همواره جاریه و تموم نمیشه و اینجوری نیست که وقتی عده ی زیادی اون رو دارن پس من ازش بی نصیب باشم . منم حق لاغر شدن دارم .
منم حق دارم از زندگیم لذت ببرم .
منم حق دارم مثل این ۱۸ ساعت شیرینی حس لاغری رو همیشه همراه خودم داشته باشم .
آخه من دارم دنیای لاغریم رو خودم با دستان خودم میسازم . لاغری من دنیاییه که توش شادی و نشاطه .
من احساس میکنم لاغری ما با لاغری مانکنها و بازیگران خارجی خیلی فرق داره . دیدن لاعری اونها حس خوبی به من نمیده .
دیدن لاعری اونها باعث میشه دهن من دچار سختی و ترس از لاغری بشه و دوباره بره سمت چاقی . چون اونا خیلی سختی میکشن برای اینکه اندام خودشون رو متناسب حفظ کنند ولی من قراره لاغری رو بسازم که طبیعیه . که آسونه . که لذتبخشه که رها گونه است . من قراره دنیایی از لاغری بسازم که سلامتیش روزافزونه . پوستم سفید و درخشان میشه . قشنگ و زیبا جمع میشه .
توی دنیای چاقی فقط یه چیزی منو آروم می کنه اونم غذا . ولی ارامشی که حالم رو بدتر می کنه . بهم عذاب وجدان میده .
ولی در دنیای لاغری خیلی چیزا منو اروم می کنند . اول حال خوبم . خدای وجودم . من در دنیای لاغری به خدا پناه میبرم ولی در دنیای چاقی به غذا پناه میبرم .
برای همین حال خوب دنیای چاقی دوامی نداره اما حال خوب دنیای لاغری دوام داره . پایدارتره . چون من به خدا پناه میبرم و از او یاری می جویم .
ایاک نعبد و ایاک نستعین . اهدنا الصراط المستقیم .
صراط اللذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولضالین
انسانهای لاغری که از راهی به جز تناسب فکری لاغر شدند همون ضالین هستند . انسانهای گمراهی که سلامتیشون رو به خطر میندازند . پوستشون میریزه . خودشون رو آزار میدن هر روز عملهای زیبایی باید انجام بدن تا شاید بتونند خودشون رو به روز و زیبا نگهدارند .
این افراد به خودشون غضب کردند و از راه نعمت دور شدند . برای همین حس ادم با نگاه کردن بهشون بد میشه . اونها نقاب لاغری به چهره زدن ولی ذهنشون چاقه و از اونجایی که انسانها با دل با هم در ارتباطتند میتونند انسانهای پشت نقاب رو با دلشون حس کنند .
اونها حس لاغری به آدم نمیدن . برای همین من حالم بد شد از نگاه کردن به اونهایی که به نظر من ذهن چاقی دارند .
ولی لاغری در اینجا حس خوبی به آدم میده . پشت نقابش همون روی نقاب هست . اصلا نقابی نیست . ظاهر و باطن یکیه . برای همین وقتی اینجا می نویسم ارام هستم . شاد هستم . امیدوار هستم . بین خودم و لاغری فاصله ای نمیبینم .
من تناسبی رو میخوام که نعمت الهیه . که راه راسته و از خدا خواستم منو به این راه هدایت کنه .
راه کسانی که بهشون نعمت داده نه کسانی که به خودشون غضب کردن و گمراه شدند .
خدایا شکرت که منو به راه راست هدایت کردی .
خدایا شکرت که منو با لاغری طبیعی آشنا کردی . لاغری که به من داده میشود . لاغری لذتبخش . لاغری امیدوار کننده . لاغری سالم کننده . لاغری زیبا کننده . لاغری نشاط و شادی دهنده
من همیشه دنبال چنین لاغری بودم و دوست دارم به این سرزمین عادت کنم .
من این سرزمین رو دوست دارم .
البته اونها از نگاه خودشون بد نیستن ولی حسی که به من دادن لذتبخش نبود .
من لاغری رو خواهم ساخت که در اون حس توانایی و شادی و نشاط و امید باشه . امید به شخصیت خودم . امید به عزت نفس خودم . نه نمایش برای مردم .
من به خاطر خودم میخوام لاغر بشم . انگیزه ی من از لاغری خودم هستم نه به به و چه چه مردم . نه اینکه هر کی منو ببینه حسرت بخوره که چرا نمیتونه لاغر بشه بر عکس اگه کسی منو ببینه امیدوار بشه که منم روزی مثل اون بودم و حالا که لاغر شدم بازم فرقی با اون ندارم و فقط دنیام متفاوت شده و اگر اونم دنیای ذهنشو تغییر بده به راحتی میتونه به من برسه .
دنیای لاغری ما در دیگران حسرت ایجاد نمی کنه بلکه امید ایجاد می کنه . چون هرکسی واردش بشه لاغری رو به خودش نزدیک میبینه .
خدای لاغری من بخیل نیست حسود نیست به سختی بهم لاغری نمیده بلکه خدای من از من بیشتر مشتاق لاغر شدن منه
وای خدایا من از شر تمام حسهای بوم به تو پناه میبرم ای مهربان ترین مهربانان . چرا به غذا پناه ببرم که درد منو بیشتر کنه به تو پناه میبرم و از تو میخواهم مرا یاری کنی تا به آرزوهای قلبی خودم برسم .که میدانم یاری ام می کنی که تو مرا هدایت کرده ای که اکنون اینجایم .
مهربان معبودم به تو پناه میبرم از راههایی که حال مرا بد می کند و به من نهیب میزند نه این راه تو نیست که همان حال بدم هم نشان از کلام توست تو داری به من راه را نشان میدهی که راه تو راهیست که در آن احساست خوب میشود .
خدایا به تو پناه میبرم از وسواس درونی ام که مرا از دنیای لاغری ام دور می کند . تو مرا برهان ای خدای خوبم که میدانم میرهانی . چون من به سمت تو بازگشت کرده ام .
دوستت دارم خدای من .
مهربانم تو را سپاس می گویم که قدرت نوشتن به من عطا کردی که بتوانم آرزوهایم را در دسترس ببینم و لمس کنم .
تو را سپاس می گویم که میتوانم با نوشتنم با تو حرف بزنم وبه سمت تو بازگشت کنم . تو خود نعمتی برای من .
همه ی نعمتها از تو بر من جاری میشود . پس من رویم را به درگاه تو میکنم تا از نعمات تو بهره مند شوم . چرا که من لایق نعمتهای تو هستم .
همانگونه که تا الان بهره مند شده ام .
من کسی نبودم تو مرا خلقم کردی . تو به من نفس دادی . تو به من زندگی دادی . تو به من پدر دادی . مادر دادی . تو به من خانه دادی . جای گرم دادی . آب دادی نان دادی . خون دادی . رگ و پوست و گوشت و استخوان دادی . تو به من چشم دادی . گوش دادی سلامتی دادی .
من همه ی وجودم از توست مهربان خدایم . تو کانون نعمتی . تو کانون محبتی . من از تو تناسب آسان خواسته ام و تو مرا به اینجا هدایت کردی . پس کمکم کن که بتوانم این دنیای زیبا را زندگی کنم . من دنیای زیبای تناسب را زندگی میکنم . دوست دارم آن را زندگی کنم . دوست دارم مدام در این سرزمین باشم و گوش و چشم و دهان و زبان و بینی و حس لامسه ام از تناسب جاوید پر شود .
خدایا سپاسگزارم که به من تناسب آسان و لذتبخش بخشیدی .
خدایا سپاسگزارم .
سلام وعرض ادب .
وای که این متن چقدر حس خوبی به من داد .
یعنی دقیقا همه ی این ترسها رو در خودم دیدم .
چقدر بیانتون عالی هست .
من باید شجاعت برخورد با ترسهایم را در خودم ایجاد کنم چرا که من در زمان چاقی دقیقا شجاعت چاق شدن و رها کردن نقطه ی امن ذهن متناسبم رو پیدا کردم . تازه لاغر شدن آسونتره چون بدن من به طور طبیعی در حال لاغر شدنه .
اما من اگه تونستم بر طبیعت جسم خودم غلبه کنم و چاق بشم شجاعت زیادی به خرج دادم که برای لاغر شدن حتی لازم نیست نصف اون شجاعت رو به خرج بدم .
بله من باید از مزایای لاغری و از مزایای رفتار لاغر کننده هم برای خودم مثال عینی پیدا کنم .
افرادی که انرژیشون رو بیشتر استفاده می کننده به تجارب لذتبخشتری میرسن . اونها حرکات مختلف رو با سرعت و فرضیت خاصی انجام میدن و مهارتشون بیشتر از یک فرد چاقه .
فرد چاق بیشتر حالت انفعالی داره و هیچ کاری رو معمولا تجربه نمی کنه .
چون ذهنش دائما با ترس همراهه . گرچه باید با ترس ها یهبه صلح برسیم اما باید با شجاعت هم به صلح برسیم . وقتی با ترسهامون به صلح برسیم خودبخود انرژی پنهان شده در ترس به شجاعت تبدیل میشه و ما احساس شجاعت و توانایی می کنیم .
این متن سرشار از ارائه ی راهکارهایی برای مواجه شدن با موانع ذهنی بود . شاید متنهای قبلی که میخوندم بیشتر به شناسایی موانع اشاره کرده بود ولی الان تمرکز این متن بیشتر روی جایگزین کردن موارد دلخواه بر موانع مسیر بودند .
این متنتون فوق العاده بود و این تمرکز بر روی راهکارها فوق العاده تر .
به نظرم اینم یعنی تمرکز بر خروج انرژی به جای اینکه ترسها رو با خودمون نگه داریم شجاعت تجربه کردن ترسهامون رو در خودمون ایجاد کنیم .
ذهن من از آسیب جسمی میترسه . از درد میترسه .
خب من باید ابتدا باید با این ترسها به صلح برسم و بدونم این ترسها رو ذهن ایجاد می کنه برای اینکه سالم بمونم اما در عین حال من دوست دارم زندگی جدید لدتبخشی رو تجربه کنم که فارغ از این ترسهاست .
پس باید بتونم زندگی در تناسب دلخواه رو خلق و تجربه کنم . تا خلقش نکنم و واردش نشم که نمیتونم تجربش کنم .
لاغری دلخواه من سلامتی و لذت بردن هست . من میخوام تغییر کنم که بیشتر لذت ببرم .
اندام ایده آل خیلی لذت رو برای من به همراه داره چه از نظر درونی چه بیرونی . وقتی به خودم در آیینه نگاه میکنم که کاملا متناسب هستم از هر لحاظ از نگاه کردن به خودم سرشار از شادی میشم در حالی که هر چقدر هم سعی میکردم که با چاقی به صلح برسم ولی میدیدم چاقی منو از خیلی از لذتها محروم کرده .
لاغری محدودیت نیست این چاقیه که محدودیته . محدودیت حرکتی داره محدودیت سلامتی داره محدودیت زیبایی داره . حتی محدودیت لذت بردن از خوردن مواد غذایی . یه آدم چاق نمیتونه بدوه و لذت پرواز کردن در دویدن رو حس کنه چون زود خسته میشه ادیت میشه یه ادم چاق سرشار از ترسه . سرشار از انرژیهای ازاد نشده . در حالیکه ما آفریده نشدیم تا چاق و بی تحرک مردگی کنیم . ما به دنیا اومدیم که زندگی کنیم . لذت ببریم . حتی لازم نیست شجاعت رو در خودم ایحاد کنم . شجاعت خیلی زیاد در وجود من هست . وقتی انرژی زیادی که پشت ترسهام پنهان شده رو آزاد کنم خدا میدونه چقدر انرژی و شجاعت خواهم داشت برای مواجه شدن با لاغری .
بله لاغری ترس نداره . این چاقیه که ترس داره و انرژی رو ذخیره نگه داشته . اتفاقا لاغری یعنی رها کردن انرژی و جریان یافتن انرژی در بدن و رسیدن به سلامتی . چون تمام بیماریهایی که در بدن ایجاد میشن به خاطر رها نشدن انرژیه .
علیرضا رها کن انرژیهات رو . تو اومدی که زندگی با عشق رو تجربه کنی نه زندگی در غم و افسردگی . تو اومدی که زندگی سرشار از شادی و لذت و تفریح رو تجربه کنی نه زندگی سرشار از محدودیت رو .
لاغری خیلی لذتبخشه . تو کلیییییییی تجربه میتونی در لاغری داشته باشی . تکواندو کارها رو ببین به به چه لذتی میبرن چقدر فرز هستن . من عاشق تکواندو هستم . سبک بودن در تکواندو واقعا لذتبخشه . دوست دارم تجربه اش کنم یا حتی دویدن .راحت از جا برخاستن تنفس آسان و بدون خش .
خدای من زندگی در لاغری چقدر لذتبخشه .
لاغری سلامتی و تناسب اندام هست .
زیبایی هست .شجاعت هست .
لذت و تفریح هست .
وقتی خودت و دیگران به اندام زیبات توجه می کنند چقدر کیف می کنی و لذت میبری .
در حالیکه چاقها همیشه مضحکه هستند ناراحت هستن غصه میخورن .
گرچه من با چاقی به صلح رسیدم و ازش متنفر نیستم ولی حقیقتا ترس از لاغر شدن و یا حتی ترس از لاغر نشدن الگوی غلط چاقی بود که چقدر عالی به سمتش هدایت شدم تا این مانع رو در خودم برطرف کنم .
من واقعا از خوندن این متن لذت بردم . خیلی خیلی . و واقعا حالا دیگه تلاش فیزیکی که دارم در جهت تناسب اندام انجام میدم رو با این محواهای عالی ذهنی تاثیرگزار میدونم .
واقعا از صمیم قلبم خوشحالم . هدایت الهی هر لحظه بر ما جاریست و از طرق مختلف به ما میرسه .
سلام وعرض ادب .
وای چقدر جالب من الان داشتم در قسمت مرور خاطرات چاقی مینوشتم و به فرمول ترس از لاغری رسیدم و واقعا حس کردم که ترس از لاغری در وجود من هست و بعد از اتمام اون متن یهو به این قسمت از سایت هدایت شدم . صفحه ی این سایت برام اومد
چون واقعا توجهم رفت به اینکه ما از لاغر شدن میترسیم . به نظر این صفحه واقعا جذب امروز من بود.
خدایا خیلی خوشحالم . الان این متن رو هم میخونم و نظرم رو می نویسم . 🤗🤗🤗🤗🤗🤗
نشان های دریافت شده
با سلام
یکی از بزرگترین موانع من در لاغر نشدنم همین ترس از لاغر نشدن بود که البته الان با گوش دادن فایلا و در مسیر بودن دارم آروم اروم کمرنگش میکنم
یعنی از همون اولی که من رژیمم رو شروع میکردم ، ( چون من بیشتر طول عمرم رو رژیم بودم )
میگفتم من فقط توانایی کم کردن فلان مقدار از وزنمو دارم
حتی این باور اینقدر در من قوی بود که وقتی با فایلای رایگان استاد از طریق ذهن یا حالا فکرم لاغر شدم باز تا حدود همون ۱۱ کیلو پایین اومدم و استپ و حتی دوباره رفتن به سمت چاقی
من از ترس اینکه هیچ وقت لاغر نمیشم ، همیشه از خودم توقع ۱۰ تا ۱۲ کیلو کاهش را داشتم و انگار همین محدوده در ذهن من ثبت شده ، حتی الان هم که دارم مینویسم این مانع شروع به الارم دادن کرد و گفت اینبار هم فقط همین مقدار بیشتر نمیتونی کم کنی
که البته میدونم این یا منفی بافه که او را دعوت به سکوت میکنم 😊😊
یا خود تنظیم ذهنم هست که از سالیان دور به اون برنامه دادم
به هر حال هر چی که هست ، اینبار لاغری من حتی با دوسال پیش هم که تازه با این مسیر آشنا شده بودم فرق دارد
اینبار در حال آموختن اساسی هستم ، اینبار میدانم که لاغری باید از ذهن شروع شود نه حتی از سطح فکر
اینبار میدانم که لاغری هم مثل چاقی باید زبانش را آموخت باید اینقدر تمرین و تکرار کرد تا در ذهن حک بشه
باید موانع را شناسایی کرد و بر آنها غلبه کرد ، باید لاغری را در ذهنم پر رنگ کنم همانطور که چاقی را پر رنگ کرده بودم
باید به توانایی ذهنم در لاغر کردن من آن هم تا متناسب شدن نهایی که منطقه ی امن لاغری من است حدود ۵۵ کیلو برنامه بدهم
من فقط تا میزان ۱۰ ، ۱۲ کیلو به او اطمینان دارم ولی اینبار خودم را از قید اعداد رها میکنم همانگونه که از بند ترازو ازاد شدم
طبق قانون بالن برای رهایی از اسارت چیزی باید بند های اسارت را پاره کرد تا به رهایی رسید
من ایمان دارم اینبار اینقدر ذهنم قوی شده که بتواند با نیروی الله و خدای بینهایت عظیم بر این اعداد پیروز بشود و به رهایی برسد
من میتوانم لاغر شوم ، چون پایه و اساس من ، پیش فرض من ، استاندارد وجودی من بر تناسب من است
همان جایی که منطقه امن من است ، همان جایی که آنقدر آرامش هست که از وقتی در مسیرش قدم گذاشتم آرامشش را با تمام وجود احساس میکنم .
من اینبار به نتیجه نمی اندیشم که نتیجه واکنش ذهن من است ، من به برداشتن موانع برای رسیدن به منطقه ی امنم می اندیشم
من دیگر از لاغر شدن نمی ترسم ، چرا که آنجا خانه و زادگاه من است ، چرا که ذهن من اینبار مجهز به قدرت و نیروی الهیست و میتواند به راحتی اندام که هیچ زندگی مرا از نو خلق کند
من در لاغر شدن توانمندم
من تمام بندهای ترسها و نشدنها را پاره می کنم تا رها و آزاد به پاکسازی ذهنم بپردازم و از جوانه ی لاغریم محافظت کنم
خدایا شکرت ،
ممنون استاد ، یک مانع دیگر از لاغر نشدنم را یافتم ، رهایی از بند اعداد ، من به بینهایت وصلم پس میتوانم همان گونه که اختیار چاق شدنم را به دست داشتم حالا هم
با همان قدرت بینهایتی که در اختیار دارم به تناسب برسم خیلی طبیعی و خودبخود تا انجایی که بخواهم و دوست داشته باشم
چون من حق انتخاب دارم ، من ازادم که منطقه ی امن و آرامم را خودم انتخاب کنم
و اینبار قوی و محکم منطقه ی امنم همان تناسب است
نشان های دریافت شده
سلام🙂
به نظر من این مقاله یه دوره آموزشی هست و ارزش داره بارها و بارهد بخونیمش اینقدر که کامله و اینقدر که عالی مطلب توضیح داده شده
ابتدای فایل از نام فایل تعجب میکنیم چطور میشه از لاغر شدن بترسیم ما که عاشق لاغر شدن هستیم…🤨
ولی با خوندن مقاله و رجوع به خودمون میبینیم چقدر درسته این حرفها👌👌
وقتی میگیم موانع لاغری رو که برداریم جسم خود به خود لاغر میشه کاملا حقیقته چون جسم ما عاشق متناسب شدنه چون ذات و طبیعت جسم ما تناسبه و ما اونو به این شکل درآوردیم و وقتی تصمیم میگیریم لاغر بشیم میبینیم که جسم چقدر همکاری میکنه و در مدت کوتاهی مقدار قابل توجهی از وزن رو کم میکنه
حالا اگه دوباره این وزن و سایز برگشته مشکل از جسم نیست مشکل از ذهنه که ننیخواد تغییر کنه و دوس داره در همون شرایط امن قبل بمونه و اگه با محدودیت و محرومیت دادن به خودمون مخالف خواست اون عمل کنیم با اعصاب خوردی و ناراحتی رژیم رو رها میکنیم و با آرامش به پرخوری های قبل از رژیم ادامه میدیم حتی ممکنه بدتر از قبل هم رفتار کنیم
به همین دلیل بهترین راه برای رسیدن به تناسب راهی هست که با اون چاق شدیم حالا باید برعکس اون مسیر رو بریم تا لاغر بشیم
موانع ذهنی همون فرمولهایی هستن که در مسیر چاق شدن و قبل از اون در ذهن ایجاد کردیم و حالا مانع لاغر شدن ما میشن
ترس از لاغر نشدن یکی از بزرگترین ترسهای ما است و یکی از مهمترین موانع ذهنی
دلیل بوجود اومدنش هم اینه که بارها در برنامه های لاغری قبلی در خود واطرافیان دیدیم که فرد با وجود رژیم سخت و نخوری و ورزش و دمنوش و…. لاغر نشده یا خیلی کم کاهش وزن داشته یا اگرهم خوب وزن کم کرده در مدت کوتاهی دوباره اون وزن و سایز برگشته
و همین خاطرات باعث شده ما از لاغر نشدن به هر روشی بترسیم غافل از اینکه خود این ترس مانع لاغر شدن ما است
من خودم این ترس رو دارم و هنوز نتونستم کمرنگش کنم 😑
ترس دیگه ما ترس از ضعیف شدن و بیمار شدنه
من دو دوران کودکی دختر لاغری بودم و از اونجاییکه بارها در فصل زمستان مریض میشدم و باید پنیسیلین میزدم هزاران بار از پدر و مادرم شنیدم که به خاطر اینکه لاغری و ضعیفی مریض میشی برای همین این فرمول در من شکل گرفت که چاق شدن =قوی شدن
و چون همه ما از آمپول زدن میترسیم یا تنفر داریم برای اینکه مریض نشم و نخوام امپول بزنم هم این فرمول رو در خودم تقویت کردم
یکی دیگه از ترسها مخصوصا در مورد ما خانومها ترس از زشت شدن هست مخصوصا زشت شدن صورت و چون زیبایی چهره برای ما خانومها خیلی اهمیت داره و حتی مهمتر از زیبایی اندامه اونوقت باز هم این ترس از لاغر شدن تشدید شده
من خووم بارها شنیدم که مادرم میگفت “گوشت گفته کجات زشته من بیام قشنگش کنم” یا همیشه زن تپل هم برای خانومها و هم برای آقایان (حداقل در صحبتهای بین خانومها)محبوبتر بوده یا با گفتن کلماتی مثل “لاغر مردنی”یا “لاغر و دراز”یا “دیلاق”یا “نردبون دزد” افراد لاغر رو نکوهش کردیم
احتمالا این چاقی =زیبایی خیلی در ما ریشه داره و جزیی از ژنهای ما شده نمونه اش عکس زنان چاق دوره قاجار رو ببینید از نظر ما اونا زشت و چاق هستن وای اون زمان چاقی خیلی مزیت بزرگی بوده و باعث محبوبیت بیشتر نزد آقایان (مخصوصا شاه)بوده حالا من کاری به استفاده ابزاری از خانومها در اون زمان ندارم فقط فکر میکنم این باور خیلی در ما ریشه دار و عمیق هست😶
یادمه دختر خالم وقتی رفته بود برای دریتفت برنامه رژیم وقتی دکتر ازش پرسیده بود تا چند کیلو میخوای لاغر بشی گفته بود تا جاییکه پوستم خراب نشه😏 و این خودش نشون میده که چقدر پوست صورت و زیبایی چهره برای ما مهمه
بارها هم دیدیم افراد چاقی که رژیمهای سخت گرفتن و لاغر شدن و چون روش درست نبوده و در زمان کم مقدار زیادی وزن کم کردن و به خاطر کم آبی و… پوست صورت و بازوها به شدت افت کرده و سنشون رو خیلی بالاتر نشون داده و چون ما خانومها دوس داریم همیشه جوانتر از سنمون به نظر برسیم و از شنیدن این جمله”اصلا بهتون نمیاد”قندها توی دلمون آب میشه ترس از لاغر شدن رو به مانع کردیم برای لاغری شدنمون😮😶
در صورتیکه باید منطقی کنیم برای خودمون که اگه از روش صحیح لاغر بشیم افتادگی پوست اتفاق نمی افته و با دیدن آلبوم شگفتی سازان باور کنیم که اتفاقا در این روش افراد جوانتر و زیباتر شدن🤩
برای ترس بیمار شدن هم باید به بیماریهای ناشی از چاقی توجه کنیم که از بیماریهای قلبی و سکته های قلبی مغزی هست تا کمردردها و چربی کبد و ارتروز زانوها….
در صورتیکه لاغری مساوی هست با کاهش ریسک این بیماریها و همچنین سبکی و شادابی و نشست و برخاست راحت تر
در مشکلات ارتروز مفاصل گفته میشه هر یک کیلو کاهش وزن معادل ۴ کیلو کاهش فشار بر روی مفصل زانو هست ببینین چقدر بدن ما از چاق شدن در عذاب هست😑😶😶
این جمله خیلی برای من آموزنده بود که گفتین لاغر شدن خیلی آسونه و حتی نیاز نیست اونو یاد بگیریم فقط کافیه که ورودیهای چاق کننده رو وارد نکنیم و لاغری خود به خود اتفاق میافته😍😍
نشان های دریافت شده
سلام به دوست عزیزم خانم زهرا صابری
مقاله زیبای شمارو خوندم و لذت بردم دستمریزاد عالی نوشتی خانوم .
در رابطه با جمله ای که نوشتی (بارها اتفاق افتاده که افراد با رژیمهای سخت در مدت کم مقدار زیادی کم کردن ولی زشت شدن و به زیباییشون لطمه خورده و پیرتر از سن واقعیشون شدن )
من اینجا مطلبی به نظرم اومد در تایید حرف شما عزیز ،
سوالی از خودم پرسیدم .
چرا ما در روش لاغری که در این دوره پیش گرفتیم برای زودتر لاغر شدن اونم به مقدار شگفت انگیز عجله داریم ؟
درسته همه ی ما از این بار اضافه خسته ایم در رنج واقع شدیم ولی باید اجازه بدیم کار با قدرت ذهن اصولی پیش بره .
خودمون بارها دیدیم و شنیدیم یا اینکه در خودمون تجربه کردیم که وزن کم کردن با رژیمهای سخت در مدت کم باعث نازیبایی پوست و بدن شده یعنی جوری لاغر شدیم که تن و بدنمون فقط با لباس قشنگه جوری که خجالت می کشیم مایو بپوشیم بریم استخر .چون پوست بدن با فشار رژیم سخت و کاهش وزن زیاد در مدت کم شل و آویزون شده پوست شکم چروک خورده و صورت پیر تر از سن واقعی به نظر می آد و موها ریزش پیدا کرده یعنی لاغر شدیم ولی به چه قیمت ؟
خوب حالا با این حساب چرا در روش لاغری ذهنی هم اینقدر برای زودتر لاغر شدن عجله می کنیم .
خوشبختانه سیستم هوشمند بدن به عجله ما کاری نداره هر موقع برآیند ارتعاشات فکری رفتاری لاغر کننده باشه تدریجا لاغری و کاهش وزن شروع میشه .
اجازه بدیم بدن خودش کارشو آرام آرامپیش ببره .و جوری لاغرمون کنه که حوادث قبلی در کاهش وزنهای غیر اصولی اتفاق نیفته و نه تنها لاغر بشیم بلکه صورتی و پوستی زیباتر و جوانتر از قبل پیدا کنیم و این امکان نداره مگر با لاغری تدریجی ….
ارادتمندشما شهربانو