🧠 برای اینکه تو مسیر لاغری به یه نتیجهی موندگار برسیم، لازمه که اول با روش های لاغری شدن آشنا بشیم.
اما نه فقط برای اینکه بدونیم چی بخوریم یا چجوری ورزش کنیم! 🥦🏃♀️
بلکه برای اینکه بفهمیم چه موانع ذهنیای باعث شدن تا الان نتیجه نگیریم. چون خیلی وقتا ذهنمون داره ما رو از لاغر شدن دور میکنه، نه بدنمون!
وقتی بفهمیم دقیقاً چه باورها یا رفتارهایی مانع لاغر شدنمون شده، میتونیم راحتتر روشی رو پیدا کنیم که هم با بدنمون سازگاره، هم با ذهنمون هماهنگه. ✨💡
💡 بهترین مسیر از بین روش های لاغر شدن کدومه؟
ما سالها با سبک زندگی، افکار و عادتهایی زندگی کردیم که باعث اضافهوزنمون شدن.
پس اگه میخوایم متناسب بشیم، باید دنبال روش های لاغر شدنی باشیم که ریشهای فکر کنن، نه فقط سطحی! 🌱
وقتی روش درست رو بشناسی:
✅ دیگه بین رژیمهای مد روز و تبلیغات رنگارنگ سردرگم نمیشی
✅ با آگاهی پیش میری، نه با استرس
✅ و مهمتر از همه، یه مسیر رو پیدا میکنی که هم به ذهنت میسازه، هم به بدنت!
وقتی بفهمی کدوم یکی از روش های لاغر شدن با سبک زندگی، باورها و نیازهای تو هماهنگه، نه تنها با خیال راحت تو مسیر میمونی، بلکه از هر قدمی که برمیداری لذت میبری ❤️
از محدودیت و اجبار خبری نیست؛ فقط آگاهی، آزادی و انتخابی که با دل و ذهن تو یکیه!

💫 از بین روش های لاغر شدن، کدومش واقعاً موندگاره؟
اگه مدتهاست دنبال راهی هستی که واقعاً بتونه بهت کمک کنه وزن کم کنی و این بار دیگه وزنت برنگرده، خوبه بدونی که بین تمام روش های لاغر شدن، یه روش هست که با دل و جون سر و کار داره: لاغری با ذهن.
چرا این روش متفاوته؟ چون درست مثل همون مسیری که باعث چاقیمون شده، حالا هم باید از همون مسیر برگردیم؛ یعنی از ذهن شروع کنیم.
🧠 لاغری با ذهن؛ چرا ماندگارترین روش لاغر شدنه؟
لاغری با ذهن دقیقاً همونقدر موندگاره که چاقی با ذهن بود!
همونطور که سالها با باورها و احساساتمون چاق شدیم، حالا هم میتونیم با اصلاح همون باورها، به تناسب برسیم. و اینبار برای همیشه!
پس اگه دنبال روش های لاغر شدن هستی که فقط یه عدد موقتی روی ترازو نباشه و یه تغییر موندگار در سبک زندگیت ایجاد کنه، لاغری با ذهن یه انتخاب هوشمندانهست.
مقالهای در Psychology Today نشان داده افرادی که نگرش مثبت دارند نه تنها بیشتر به اهداف کاهش وزن خود دست مییابند، بلکه ۸ برابر کمتر از دیگران دچار افزایش وزن میشوند.
همچنین، این افراد ۲۵٪ بیشتر احتمال موفقیت در حفظ وزن خود دارند. این نتایج نشان میدهد که نگرش مثبت میتواند عامل مهمی در موفقیت در مدیریت وزن باشد.
🎯 مسیری که من رفتم، حالا برای شما آمادهست
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
به لطف خدا، طی این سالها صدها نفر با همین آموزشها تونستن رؤیای تناسب رو به واقعیت تبدیل کنن.
🌟 شگفتیسازان؛ شاهدان عینی برترین روش های لاغر شدن
اگه هنوز شک داری که آیا لاغری با ذهن میتونه واقعاً مؤثر باشه یا نه، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن.
اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر عبور کردن، و با روش ذهنی لاغر شدن. دیدن نتایج این افراد میتونه جواب واضحی به یه سؤال مهم بده:
از بین روش های لاغر شدن، کدومیکی واقعاً جواب میده؟

❌ چرا بیشتر روش های لاغر شدن شکست میخورند؟
تا حالا به این فکر کردی که ما چطور چاق شدیم؟
هیچکدوم از ما برای چاق شدن برنامهریزی نکردیم، رژیم نگرفتیم، کالری نشمردیم! کاملاً طبیعی و بیهیچ زحمتی، کمکم چاق شدیم…
اما حالا که میخوایم لاغر بشیم، میریم سراغ هزار جور برنامه، رژیم، ورزش سنگین و خلاصه کلی روش های لاغر شدن که با حال و هوای ذهنمون همخوانی نداره.
ما سعی میکنیم با روشهایی وزن کم کنیم که هیچ ربطی به مسیر چاق شدنمون نداره.
مثل اینه که برای برگشتن به خونه، یه راه کاملاً غریبه رو انتخاب کنیم و بعد هم تو راه گم بشیم…
🤯 چرا انقدر تلاش کردیم ولی باز به وزن دلخواهمون نرسیدیم؟
جوابش خیلی سادهست:
چون بیشتر روش های لاغر شدن که امتحان کردیم، اشتباه بودن. شاید برای یه مدت کوتاه وزن کم کردیم، ولی هیچوقت اون نتیجه موندگار و راحتی که دنبالش بودیم رو نگرفتیم.
این نشون میده که بدن و ذهن ما تمایل به تناسب دارن، اما مسیرهایی که رفتیم، راه درستی برای رسیدن به اون هدف نبودن.

❌ چرا خودمون رو مقصر میدونیم…
خیلی وقتها وقتی از انواع و اقسام روش های لاغر شدن نتیجه نمیگیریم، شروع میکنیم به سرزنش کردن خودمون:
- “من بیارادهام”
- “من عرضه لاغر شدن ندارم”
- “حتماً یه مشکلی تو وجود منه که نمیتونم لاغر شم…”
بارها و بارها از روش های لاغر شدن استفاده کردیم. رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، قرص خوردیم، ولی نتیجهای که دلمون میخواست رو نگرفتیم. و اینجاست که یه درد عمیقتر شکل میگیره:
احساس ناتوانی در برابر چاقی
و کمکم یه انتظار ناخودآگاه از خودمون میسازیم که “من قراره همیشه چاق بمونم…”
✅ اما مشکل از ما نیست، از روشهاست!
اگه ما بارها به سراغ روش های لاغر شدن رفتیم و نتیجه نگرفتیم، یعنی مسیرمون اشتباه بوده، نه شخصیت یا ارادهمون.
ما آدمای بیارادهای نیستیم، اتفاقاً خیلی باانگیزه و پیگیر بودیم، اما چون راه درست رو بلد نبودیم، هربار رفتیم تو مسیر اشتباه.
🧭 پس راهحل چیه؟
اولین قدم برای لاغر شدن اصولی اینه که بدونیم اصلاً داریم از چه روشی استفاده میکنیم.
کدوم یکی از روش های لاغر شدن واقعاً ماندگاره؟
کدوم مسیر، فقط چند کیلوی موقتی کم میکنه و کدوم یکی، تغییر اساسی در ذهن و بدنمون ایجاد میکنه؟
وقتی بدون تعصب و با آگاهی نگاه کنیم، خیلی راحت میتونیم بفهمیم چرا لاغری با ذهن یه راه متفاوت و مؤثره.
راهی که نه تنها از ما یه نسخه بهتر میسازه، بلکه دیگه خبری از سرزنش، خستگی و ناامیدی توش نیست.
🎯 جمعبندی جلسه:
در این جلسه، مفصل دربارهی روش های لاغر شدن صحبت کردیم؛ اما نه فقط برای اینکه یه اطلاعات جدید یاد بگیریم…
بلکه برای اینکه بالاخره تصمیم بگیریم این بار یه بار برای همیشه از مسیر درست برای لاغر شدن حرکت کنیم.
توی این جلسه، نکات خیلی مهم و اثرگذار شرح داده شده:
🔹 فرق بین فرمولهای مغزی یک فرد متناسب و یک فرد چاق چیه؟
🔹 چرا ذهن ما با ذهن حیوانات توی مسئلهی اضافهوزن فرق داره؟
🔹 و از همه مهمتر: اصلاً چرا چاق شدیم؟ ریشهاش کجاست؟
اینها فقط حرف نیستن. اگه با دقت گوش بدی و یکم روی این صحبتها فکر کنی، میفهمی چقدر از چیزهایی که گفته شده، دقیــقاً با تجربیات خودت همخوانی دارن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: پاسخ به سوالات درباره فرمولهای ذهنی
با دقت و شرح انشایی به سوالات این قسمت در بخش نظرات پاسخ دهید:
۱- نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟
۲- اگر نیاز دارید دوباره و چند بار فایل آموزشی را تماشا کنید، حتما این کار را انجام دهید.
۳- تفاوتهای فرمولهای ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.
🔍 مرحله دوم: چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟
تا به حال ممکن بود شانس، ژنتیک یا دلایل دیگر را عامل تفاوتهای خود با افراد متناسب بدانید. اما از این لحظه به بعد، شما میدانید که **تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنی است.**
بنابراین، سعی کنید با ذکر مثال تفاوت افکاری و رفتاری خود با یک یا چند نفر از افراد متناسب پیرامون خود را بنویسید:
🔸 مثال ۱: من متوجه شدم که دوستم امیر هیچوقت از خوردن مواد غذایی ترس ندارد و به چاق شدن بخاطر خوردن فکر نمیکند، درصورتی که من همیشه ترس از خوردن مواد غذایی دارم. این به دلیل تفاوت در فرمولهای ذهنی من با امیر است.
🔸 مثال ۲: من متوجه شدم که ثمانه دختر خالم وقتی به او شیرینی تعارف میکنند، اگر سیر باشد برنمیدارد، درصورتی که من همیشه نسبت به شیرینی اراده ندارم و نمیتوانم تعارف دیگران را رد کنم.
🔍 مرحله سوم: تفاوتهای فکری و رفتاری شما با افراد متناسب چیست؟
۱- تفاوتهای فکری من با افراد متناسب؟
۲- تفاوتهای رفتاری من با افراد متناسب؟
🔍 مرحله چهارم: ارزیابی روشهای لاغر شدن
روشهای مختلفی که تا به حال برای لاغر شدن امتحان کردهاید را مورد بررسی قرار دهید و روشهایی که باعث تغییر در فرمولهای ذهنیتان شدهاند را شناسایی کنید.
برای این منظور به سوالات زیر با دقت پاسخ دهید:
– از **کدام روشهای لاغر شدن** تا کنون استفاده کردهاید؟ شرح دهید:
🔹 عنوان روش
🔹 مدت زمان اجرای روش
🔹 مقدار کاهش وزن به دست آمده
🔹 مدت زمان ثبات وزن کاهش یافته
🔹 تاثیر استفاده از این روش در تغییر فرمولهای ذهنی
📉 **مثال:**
“من از روش رژیم مالدیوی برای مدت یک ماه استفاده کردم و توانستم ۵ کیلوگرم کاهش وزن داشته باشم. ولی حدود سه هفته بعد از اتمام برنامه رژیم، نتیجه آن به طور کامل برگشت.
💬 حالا نوبت شماست! در بخش نظرات، نظرات و تجربیات خود را درباره فرمولهای ذهنی و روشهای لاغری که امتحان کردهاید با ما در میان بگذارید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.00 از 295 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
قدم سوم- مرحله اول ( فرمول های ذهنی )
سلام
ذهن یک دستگاه فوق پیشرفته ست . دستگاهی که قدرتش و ظرفیتش هنوز در دنیای علم ناشناخته ست . کسی تا الان آخر ظرفیت ذهنش رو تجربه نکرده . اما چیزی که روشنه و بارها تجربه ش کردیم ، به ذهن هرباور را بدهی ، شروع به تکرار میکنه و اون تکرار یک حسی در تو به وجود میاره و اون حس باعث میشه یکسری رفتار و واکنش بدهی . ذهن این قدرت را داره که باوری را درونی کنی ، در دنیای واقعیت بهت نشون بده . اون هیچ اهمیتی نمیده که تو نسبت به اون نتیجه چه حس و واکنشی داری ! اون همون برنامه ای که درونی شده را برات خلق میکنه . این یک بخش از از یک گنجایش بینهایتشه . به شدت ظریفه و به شدت باهوشه وجالبتر ، وقتی بهش باور احمق هم تزریق کنی ، همون رو در دنیای بیرون خلق میکنه . با این همه اهمیتی که ذهن داره ، جالبه که هیچ کشوری طرز استفاده از ذهن را به بشر یاد ندادند . چون اگر کنترل ذهنت رو در دست بگیری هیچ قدرتی و هیچ احدی برتو نمی تونه حکمرانی کنه .چون تو ابزار قدرتمندی داری و اینقدر علم درونیمون پایینه که بعضی ها همان صدای درون را که از افکار میاد ، نمیتونن از خودشان تمایز کنند . این بیگانگی ما رو به کجا ها برده ! انقدر درونی شده که اکثرا به تقدیر خو گرفته ایم . به نظرم تا قدرت ذهنمون و کنترل ذهنمون رو در دست نگیریم ، همیشه قربانی شرایط خواهیم بود .
چاقی هم یکی از این فورمول هاست . جامعه باید نیاز ایجاد کند که تو کافی نیستی ! تو لایق نیستی ! ما یاد میگیریم ، از محیط ، از پدر ومادر و نسل به نسل این را میدهیم و دلیلش را هم نمبدانیم چون آگاهی از خودمون نداریم ، چون ذهن ما هم بخشی از ماست و لی همه ی مانیست ! و فردی که کافی نیست دنبال چیزی از بیرون میگرده که بتواند برطرف کند . گرچه فقدان واقعی در درون ماست و ما چون آگاهی نداریم ، خودمون رو مقدر کردیم که خواست خدا بوده و این آسونترین کار است . چون ذهن همیشه برنده میشود .
الان صنعت رژیم را میبینیم ، چند بار پول دادم ؟ چندبار وسیله خریدم ؟ چندبار به هدف لاغر شدن باشگاه ثبت نام کردم ؟ چون دنبال راه حلی در بیرون بودم و ذهن من که در کودکی دریافت کننده ست اطلاعاتی را گرفته و عین کد ذخیره کرده. او همیشه چیزهایی رو به تو نشون میده که مهری بشه به تایید باورت و هرچیزی را بدهی ، بزرگترش را برمیگرداند . او هوشمند است . چرا میگویند شکرگزاری کنید ؟ مگر خداوند نیازمند شنیدن تعریف و تمجید از ماست ؟ به نظر من نماز دوپیام دارد ، توجه به درون : چون تو با خودت صحبت میکنی نسبت به چیزی که در دنیای مادی نمی بینیش ولی چون باور داری ، انجام میدی و یک کار درونی است و عمق آگاهی ازدرون ما به همه چی وصل است و دوم ذهنت متوجه فراوانی است . اینکه ما با چه نیتی انجام میدهیم و اینکه چه مفهمومی دارد برای ما ، مطلب دیگر است که اگر نیت غیر از این باشد ، چه بسا فرد انجام دهد وخیلی ها ترس از غضب انجام دهند و توجهشان به ترس و غضب خداوند باشند . در کل ما مسئول خلق زندگیمان هستیم .
ذهن من در کودکی شروع به دریافت باورهای چاق کننده گرفت و بچه ها لوح سفید ی دارند و ذهن قدرتی ندارد که زندگی کودک را در دستانش بگیرد و زبان کودکان زمان حال و زندگی در هم اکنون و پذیرفتن همه چیز که وجود دارد ، است . وقتی بخواهد گریه کند ، میکند . بخواهد بخندد ، میخندد . او در همین جاست و الان زندگی میکند . ولی ذهن رفته رفته رشد میکند . ما چرخه ی تکرارش را لمس کردیم و دیدیم و بعضی ها فکر میکنند خودشان هستند که با خودشان حرف میزنند ولی اینطور نیست ! همین جمله یعنی اگاهی! مثلا شده نسبت به نتیجه ای مادرت یک واکنشی نشان دهد ، تو آن را دیدی و دقیقا با همان لحن که دیدی در شرایط مشابه همان لحن و همان برخورد در ذهنت تکرار شود ، چه خوشت بیاید یا نیاید و همه ش میگویی به افکارم کنترل ندارم و میشنوی . بعضی ها را انقدر شنیدی و انقدر گفته شده و روی تو درونی شده مثل من فقیرم ، من بی عرضه ام ، من چاقم ، که اصلا خودت شده و تو صدایش را دیگر نمیشنوی واینقدر روی چرخه ی تند تکرار میشود که تو فقط زندگیش میکنی .
من در کودکی درکی از مواد خوراکی نداشتم ، بهم یاد دادند . حتی چگونه غذا خوردن هم یاد دادند و انقدر تکرار شد که بهش فکر هم نمیکنیم . هیچوقت سوپ را هورت نمیکشیم و نود درصد ما تا سوپ را میبینیم ، قاشق را برمیداریم . چون تکرار شده ، اونقدر تکرار شده که بهش فکر نمیکنی .
من باور داشتم که(( من چاق هستم و چون چاق هستم دوست داشتنی نیستم )) این برداشت یک کودک است و جالبتر همین باور با همین جمله بندی ، من بزرگسال را در کنترلش گرفته . چون باور کرده . اون باور خنثی نمیشود ، اون باور از بین نمیرود و جالبتر ، وقتی بخوای ازبینش ببری در واقع داری بهش توجه میکنی . او روی چرخه ی تکرار است و جای نگرانی نیست و وقتی باور کنی که اون صدا تو نیستی ، قدرتش را گرفته ای . تو باور داری که همه ی نوزادان ۲۰ کیلو به دنیا نمی آیند ، باور داری نوزاد هرزمان که گرسنه است با گریه خبر میدهد . نیازی نیست باورکنی ، چون هست! به کودک اولین غذا را بدهی به این فکر نمیکند ، وای این را خوردم چاق میشوم یا چه غذای چاق کننده ی خوشمزه ای ! او فقط در لحظه ی حال میخورد و مزه را میچشد و در آن لحظه زندگی میکند . آن نوزاد ما بودیم . پس همان چیزی که برای ما بهترین است و بهترین روش هست را ما از بدو تولد بلد بودیم . پس ما متناسب هستیم . هیچ فکری از بین نمیرود ، او مدام درحال چرخش است و هرچه تو بیشتر به او توجه کنی ، او بزرگتر میشود . چه اورا بخواهی و چه نخواهی . ولی اگر فکری در اطرافت باشد و زیاد تکرار شود تو به آن توجه میکنی و طبق طبیعت شروع به پیدا کردن ان باور در حقیقت میکند و تو بیشتر باور میکنی ، و انقدر در وجودت عمیق میشود که شاید حضورش را حس نکنی ، ولی او هست . پس ما زبان لاغری را بلدیم و چون توجه نکردیم ، فراموش شده است .
قدم سوم- مرحله دوم ( فرق من با فرد متناسب ) :
از زمانی که دوباره به همین مدار برگشتم یادم افتاد که مواد غذایی قدرتی ندارند و ترس من باعث شد ، قدرت فرضی به مواد غذایی بدم . یاد فعال شدن کد افتادم . مثل کسی که میگوید بعد از ازدواج چاق میشود و تا مجرد است ، لاغر است . مادر من ۴۵ کیلو بود و خودش تعریف کرد که بعد از ازدواج ۱۰ کیلو چاق کرد . من هم زمانی که به این موضوع فکر میکنم ، حس میکنم این کد نویسی را دارم . چون این باور درمن هست که بعد ازدواج چه بخوام یا نخوام چاق میشوم ، چون درمن احساس ایجاد میکند . چه بسا این اتفاق هم بیفتد . پس به احتمال زیاد من هم با باور هرکدام از این موضوعات مثل باور به اینکه مواد غذایی خاص مرا چاق میکند ، این کد را فعال میکنم و ناخوداگاه توجهم به سمت چاقی میرود. ایا این میل به خوردن یا نخوردن میتواند مکانیسمی در پاسخ به باور ها باشد ؟ ولی افراد لاغر توجهی به میل ندارند ولی خب در مقایسه با آن ها ما پرخور تر هستیم . ولی مقدار خوردن را با چه مقایسه میکنیم ؟ با نیاز بدنم ؟ خب اگر این باور ها درست شود ، شاید مکانیسم میل به خوردن من هم ناخوداگاه درست شود ، چون مقابله کردن با اون میل مثل جنگیدن است ، چون یک بار یا دوبار موفق شوی ولی بارسوم به بعد او موفق میشود .
این سه روزی که در دوره هستم ، تمرکزم رو به مواد غذایی برداشتم و روی شناسایی افکار چاقی ام تمرکز کرده ام و جالبه روز اول باتوجه به اینکه از قند یک واکنش سریع دارم ولی چون قدرت را ازش گرفتم ، یک دسر خوردم و فقط توجه میکردم و فرداش دلش چیز شیرین نمیخواست و اون حس رفته بود ولی وقتی توجه میکنی که من اون چیز را نمیخورم یا خطرناکه ، دلت بیشتر میخوادش .
بزرگترین مساله ی ما ها که ذهن چاق را بلدیم ، به این باور رسیدیم که من کنترلی به خوردنم ندارم و نمیتونم بگم بس کن و عین یک جاروبرقی از طریق دهان فرو میبرم .
این تفاوت بزرگ من با افراد متناسب است ولی اون ها هیچ توجه و تمرکزی ندارند که چه مقدار میخورند و من به خوردن برادرم دقت کردم . او ذهنش درگیر خوردن و نخوردن نیست . شده روزی ۲۰ قاشق بخورد و روزی هم اصلا میل نداشته باشد یا دو قاشق بخورد و نتیجه ی او همیشه متناسب است . او سرجنگ ندارد . او فکر ندارد و به زندگی خود ادامه میدهد و با خوردن و غذا خوردن در صلح است و من گاهی از ارامشی که با این مساله دارد ، غبطه میحورم .
دختر عمه ی من از لاغری خود در رنج است و او هم این را بارها گفته هست و میگوید هرکاری میکنم ، نمیتونم بخورم واین مرا ازار میدهد و داروهای اشتها آور میخورم ولی تاثیری در من نداشته است . دقیقا تجربه ی برعکس من ! هیچوقت خودم را تصور نکردم که نتونم بخورم ، چون من هرزمان بخوام میخورم و اینقدر میخورم که نمیدونم این خوردن است یا نقطه ی سیری !
قدم سوم- مرحله سوم ( روش های لاغری ) :
خب من داستان لاغری ام را در قدم اول نوشتم . من وقتی بر روی یک رژیم غذایی بودم و مو به مو اجرا میکردم ، نتیجه را میدیدم . ولی مسیر آن برام سخت بود. زمانی دست به اقدام میزدم که شرایط و افکارم انقدر آزارم میداد که مرا وادار میکرد که برپایه ی برنامه ی غذایی برم و شر اون همه احساس و افکار بد راحت شم و کم کم عادت میکردم ولی جایی میشد که مجبور به رها شدن میکرد و امکان نداشت دوباره وارد مسیر چارچوب برنامه بشم . ذهنم مقاومت میکرد و چون از اون درد به منطقه ای رسیده بود که اون احساس نیاز را نمیکرد ، من و او درجنگ بودیم و نتیجه ی آن به جای لذت بردن از لحظه ی حال ، درگیر افکارم و کشمکش میشدم .
من رژیم ذاشتم و رژیم را عامل اصلی لاغریم میدانستم . و بزرگترین علتی که باعث میشد این راه طاقت فرسا را بروم ، باور به اینکه به مواد غذایی به یک چیز چاق کننده میدیدم و چون کنترلی در میزان خوردنش ندارم ،محکوم به چاقی هستم و خواستم جلوی نتیجه ی آن را بگیرم .
آخرین بار شروع کردم به متدی که خوردن در لحطه ی حال بود . و روی خوردن در زمان حال تمرکز میکردم و ۳۰ بار غذا را میجویدم و باید آرام میخوردم . و باید مرز بین سیری و خوردن را میفهمیدم . اوایل برام سخت بود. هفته ها طول کشید تا بتونم موفق بشم ولی چون مقداری نداشت و زمانی نداشت نمیدونستم باهاش چطور برخورد کنم ولی خب این روش هم میل به خوردنم را کاهش نداد . چون من میتوانستم ادامه بدم و فقط انتخاب میکردم که الان نخورم و یکی از انگیزه هام دیدن لاغری بود و اون اشتیاق به لاغر شدن باعث میشد که در این راه حرکت کنم و موفق شدم ۴ کیلو کم کنم .
رژیم فستینگ ۱۶:۸ هم رفتم . روزهای اول خیلی اذیت شدم ولی کم کم عادت کردم ولی متوجه شدم دوست دارم صبح ها بیشتر بخوابم و انرژی مرا در انجام دادن کارهام در زمان ناشتا میگرفت و درکنارش دریافتی مواد غذایی هم کم کرده بودم .
همه ی این مسیر ها به اندازه ای که در مسیر بودم ، کاهش وزن را تجربه میکردم ولی تا از برنامه خارج میشدم ، هیچکدام مرا برای همیشه لاغر نکرد و همه نتیجه ی موقتی داشتند .