شاید باورت نشه، اما خیلی از آدما هر سال رژیم میگیرن، ورزش میکنن، قرص میخورن… اما آخرش چی؟ باز هم چاقتر میشن! 😣
دلیلش این نیست که تنبلن یا کم تلاش میکنن، بلکه چون ذهنشون هنوز برای چاقی برنامهریزی شده 📍
اگه رؤیای لاغر شدن داری، باید اول توی ذهنت مسیر جدیدی بکشی. درست مثل نقشهای که از یه شهر شلوغ به یه ساحل آروم میره 🏝️.
وقتی ذهنت مسیر لاغری رو بشناسه، بدنت هم کمکم همون مسیر رو دنبال میکنه، بدون زور و فشار! 🌱
همونطور که بدون برنامهریزی خاصی چاق شدی، با برنامه ریزی ذهن برای لاغری هم میتونی به شکل طبیعی، سبک و رها بشی 💫
نقشه ذهنی چیست؟ 🧠
🧠✨ برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کشیدن نقشهای تازه در ذهن، درست مثل وقتی قراره از یه مسیر ناشناخته سفر کنیم…
حتماً تا حالا شده بخوای بری یه جای جدید و از روی نقشه یا GPS کمک بگیری. اون نقشه دقیقاً بهت میگه از کجا باید شروع کنی، از کدوم خیابون بری و چطور به مقصد برسی 🗺️🚗
ذهن ما هم دقیقاً به همین شکل کار میکنه!
ما توی ذهنمون برای هر کار و هدفی، یه مسیر میسازیم؛ به این مسیر میگیم نقشه ذهنی. این نقشه شامل باورها، تجربهها، خاطرات و افکار ماست. چیزهایی که گاهی حتی خودمون هم نمیدونیم اونجاست!

📌 حالا اگه سالها با تصویر چاقی زندگی کردیم، بارها از شنیدهها ترسیدیم، شکست خوردیم، ناامید شدیم و به خودمون گفتیم “من نمیتونم لاغر شم”… یعنی داریم طبق یه نقشه ذهنی چاقی زندگی میکنیم 😟
🔄 ولی خبر خوب اینه که:
میشه با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، یه نقشهی جدید ساخت
نقشهای که مقصدش سبکیه، آزادیه، لباس دلخواهمونه که بهمون اندازه میشه 👗😄
نقشهای که توش، اولین ایستگاه احساس امید و انگیزهست، نه ترس و یأس ✨🚉
💡 و جالبه بدونی:
هر کسی فقط میتونه نقشه ذهنی مخصوص خودش رو بسازه.
تجربه هرکس متفاوته، پس پاسخهایی که از دیگران میگیریم هم متفاوتان. چون هرکسی داره از روی نقشه خودش حرف میزنه!
پس اگه توی مسیر لاغری بارها سردرگم شدی، وقتشه بشینی پشت فرمون ذهنت، یه نقشه تازه طراحی کنی 🧭
و بذاری برنامه ریزی ذهن برای لاغری، راهنمای تو در این سفر متفاوت باشه 💚
🧩 نقشه ذهنی چطور ساخته میشه؟
ما از وقتی بچه بودیم و کمکم شروع به فهمیدن دنیا کردیم، شروع کردیم به ساختن مسیرهای ذهنیمون. این مسیرها، همون نقشههای ذهنی ما هستن؛ برای هر کاری، از غذا خوردن گرفته تا رابطه با دیگران و حتی لاغر شدن!
مثلاً وقتی از کسی میپرسی “تو چطوری لاغر شدی؟” اون داره از روی نقشه خودش باهات حرف میزنه، نه نقشه تو 📍
برای همینه که اگه از ۵ نفر بپرسی، ۵ تا جواب متفاوت میگیری! چون هر کسی، بر اساس تجربهها، ترسها، شکستها و تلاشهای خودش، یه مسیر ذهنی خاص ساخته.
حالا تصور کن کسی که سالها با اضافهوزن زندگی کرده، ذهنش پر شده از تصاویر، باورها و تجربههایی که به چاقی منتهی شدن 😞
این یعنی یه نقشه ذهنی چاقی ساخته شده که هنوز فعاله!
درسته که خیلی از افراد چاق، تجربههای مشابهی دارن، ولی هیچکس دقیقاً مثل تو فکر نکرده و زندگی نکرده. پس وقتشه که با آگاهی، نقشهی مخصوص خودت رو طراحی کنی!

💭 نقشه ذهنی چاقی چه محتوایی داره؟
🌌 بیا یه لحظه چشماتو ببند… و تصور کن ذهنت مثل یه شهر بزرگه؛ با خیابونها، کوچهها و تابلوهای راهنما 🧠🏙️
توی این شهر، مسیرهایی هست که سالها رفتی و برگشتی. اگه با اضافهوزن زندگی کردی، حتماً یه جاده پهن به اسم «نقشه ذهنی چاقی» ساختی — یه مسیر قدیمی اما آشنا! 🛣️
این مسیر پر از تابلوهاییـه که ذهنت سالهاست ازشون پیروی کرده:
🔹 جملههایی مثل: «چاقی ارثیهست» یا «سنم بالا رفته، دیگه فایده نداره»
🔹 ترسهایی مثل «اگه رژیم رو ول کنم چی میشه؟» یا «نکنه دیگران قضاوتم کنن؟»
🔹 رفتارهایی مثل غذا خوردن با استرس، یا پرخوری بعد از ناراحتی 😓🍕
🔹 خاطراتی که ذهنت بارها پخش کرده: لباس تنگ، عکسهایی که دوست نداشتی، خجالت از نگاه دیگران
🔹 تلاشهایی که شروع شدن و با حس شکست تموم شدن…
⛓️ همه اینا شدن مصالحی برای ساختن نقشه ذهنی چاقی — و حالا وقتشه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، نقشه تازهای بکشی.
برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کمکم مسیرهای قدیمی رو ببندی و توی ذهنت کوچهپسکوچههای جدید بسازی؛ کوچههایی پر از اعتمادبهنفس، آگاهی و انتخابهای سالم 🌱✨
ذهنت آمادهی تغییر هست؛ فقط باید بلد باشی چطور فرمان رو دست بگیری. و این دقیقاً همون کاریه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری انجام میدی: ساختن عادتهای تازه، باورهای تازه، احساسات تازه!
🧭 کدوم مسیر رو انتخاب میکنی؟ چاقی یا لاغری؟
نقشه ذهنی چاقی هنوز توی ذهن ما هست، پاک نشده! 📍
| 🧠 نقشه ذهنی چاقی | 🌱 نقشه ذهنی لاغری |
|---|---|
| احساس شکست و ناامیدی در پایان مسیر | احساس ذوق، امید و اطمینان در آغاز مسیر |
| اضطراب از چاقتر شدن | آرامش در حرکت طبیعی به سمت لاغری |
| پرخوری احساسی و عادتهای ناآگاهانه | تغذیه آگاهانه و احترام به بدن |
| باورهای محدودکننده درباره لاغر شدن | باورهای قدرتمند و سازنده درباره تناسب |
| تجربه تکراری شکست با رژیمهای سخت | لذت بردن از مسیر ذهنی و بدون اجبار |
اما وقتی برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو شروع میکنیم، یه نقشهی تازه توی ذهنمون کشیده میشه — نقشهای که مسیرش کاملاً برعکسه! درست مثل دو قطار که روی ریلهای جدا از هم، به دو مقصد متفاوت میرن 🚂➡️🚂
تو نقشه چاقی، آخر خط میرسیدیم به حس شکست، یأس و اینکه “من هیچوقت لاغر نمیشم” 😞 اما توی مسیر لاغری با ذهن، همین نقطه آخر، تبدیل میشه به اولین ایستگاه!
ایستگاهی پر از ذوق، اطمینان و امید ✨💪

تصور کن ذهنت مثل یه GPS باشه که هر وقت مسیر قدیمی رو انتخاب کنی، تو رو به همون مقصد آشنا میبره — اضافهوزن، ناامیدی، تسلیم شدن…
اما حالا که داری مسیر ذهنی لاغری رو فعال میکنی، هر قدمت یه جهته تازهست به سمت رهایی و سبکی 🌿💚
با شناختن این نقشهها و مسیرها، خیلی راحتتر میتونی بفهمی آیا هنوز توی مسیر قبلی گیر کردی یا واقعاً داری به سمت هدف جدیدت حرکت میکنی؟
و همین آگاهی، نقطهی طلاییه 🌟
وقتی بدونی ذهنت چطوری برنامهریزی شده، میتونی خودت اون رو بازنویسی کنی… و این یعنی قدرت واقعی تو برای لاغر شدن!
من با عشق این مسیر رو تجربه کردم و حالا با تمام وجود این آگاهی رو با تو به اشتراک میذارم ❤️
چون باور دارم هر کسی بتونه ذهنش رو دوباره طراحی کنه و برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بده، میتونه بدنش رو هم دوباره بسازه.
و حالا نوبت انتخاب توست…
حالا که با مفهوم برنامه ریزی ذهن برای لاغری آشنا شدی و فهمیدی چطور ذهن میتونه مسیر چاقی یا لاغری رو توی زندگیت مشخص کنه، یه سوال مهم پیش میاد:
🧭 چطور این برنامهریزی ذهنی جدید رو شروع کنم؟ از کجا؟
پیشنهاد من به تو، دورهایه که هزاران نفر رو از سردرگمی، رژیمهای طاقتفرسا و احساس شکست نجات داده…
🌟 دورهی ورود به سرزمین لاغرها 🌟
این دوره دقیقاً مثل یه نقشه راه شفاف طراحی شده تا قدمبهقدم کمکت کنه تا برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بدی:
✅ افکار چاقکننده رو بشناسی و رها کنی
✅ ذهنت رو برای لاغر شدن از نو برنامهریزی کنی
✅ احساس خوب و امید رو جایگزین یأس و ناامیدی کنی
✅ و مهمتر از همه، به لاغری ذهنی ماندگار برسی… بدون رژیم، بدون اجبار، فقط با آگاهی 🧠💫
این مسیر مثل یه سفره؛ سفری که از درون شروع میشه و به بیرون ختم میشه. و دورهی ورود به سرزمین لاغرها بلیت طلایی تو برای این سفره 🎫🚀
پس اگه آمادهای تا مسیر جدیدی توی ذهنت بکشی و برای همیشه از نقشه ذهنی چاقی فاصله بگیری…
🌱 با عشق، از همین امروز قدم اول رو بردار!
✍️ تمرین آموزشی | برنامه ریزی ذهن برای لاغری
انجام تمرینها، یکی از مهمترین بخشهای برنامه ریزی ذهن برای لاغریه. 🤯🧭
هر تمرین مثل یه پلهست که تو رو به سمت ساختن نقشه ذهنی جدید نزدیکتر میکنه.
پس با دقت و تمرکز، این تمرین رو انجام بده و بگذار ذهنت مسیر تازهای برای لاغر شدن ترسیم کنه. 🌿🌟
پیشنهاد میکنم ابتدا متن آموزشی رو با دقت بخونی، بعد ویدیوی مربوط به این جلسه رو ببینی و در نهایت پاسخهای خودت رو بهصورت کامل در بخش نظرات بنویسی.
📌 سوالات تمرینی برنامه ریزی ذهن برای لاغری:
- ✨ نگرش شما درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری چیست؟ تجربهای در اینباره داری؟
- 🧠 نقشه ذهنی چاقی در شما چطور شکل گرفت؟ چه باورهایی در اون نقش داشتن؟
- 🏃♀️ چرا در گذشته برای لاغری سراغ رژیم یا ورزش میرفتی؟ ذهنت چی بهت میگفت؟
- 🔍 توی نقشه ذهنیت چه اطلاعاتی درباره لاغری ذخیره شده؟
- ❓ چرا با وجود تلاش زیاد، از روشهای مختلف لاغر نشدی؟
- 🛤️ چرا ایجاد نقشه ذهنی لاغری رو «آسانترین راه لاغری» میدونی؟ توضیح بده.
- 🗺️ چطور میتونی با استفاده از محتوای آموزشی، یک نقشه ذهنی برای لاغری بسازی؟
- 📝 از محتوای ویدیویی چه تمرینی برای خودت ساختی؟ در بخش نظرات بنویس.
💬 منتظر مشارکت تو هستم!
تمرینت درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو با دقت و از دل بنویس. تجربهات مهمه و میتونه الهامبخش بقیه همراهان هم باشه.
پاسخهات رو توی بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بگذار 💚✍️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.63 از 64 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام استاد و همراهان گلم…
خیلی عالی توضیحمیدین.گاهی چنان جذب حرفاتون میشم و به دلم میشینه که پلک نمیزنم. آره درسته.منم طی دوهفته اول که داشتم فایل شروع رومیهوندمو گوش میکردم پر در آورده بودمو پرواز میکردم.حس زیبای آزادی و خوشحالی و سبکی وراحتی وآرامش. هنوزم همینجورم.گرچه گاهی که حتی چند روز ازتون بدلایلی دور میشم انگار ناخودآگاه بسمت مسیر چاقی میرم گرچه سعی میکنمهمون موقعم تمریناتم و داشته باشم.لاغری با ذهن درگوشت وخونمن فرورفته. بعدش دقیقا با چالش زیبای من اینونخوردم ریزه خواری و عادت های بد غذایی کمرنگ شد و یواش یواش به خودم تسلط پیدا کردمکه این منم که کاری رو انجام میدم. نه اینکه بعضیا میگن دست خودم نیست.ایستگاه بعدی اعتماد بنفس از دست رفتم و دوست داشتن خودم و آشتی با بدنم بود.چند وقته احساس میکنم وقتی میرم جلو آینه جرات دارمو با خودم نگاه میکنم و خیلی وقتا قربون صدقه خودم میرم.بعید بود از جلو عکس و تصویر خودمو ببینم و بد و بیراه به خودم نگم.مرسی .ممنونم استاد واسه این احساسات خوب.میدونم مسیرم درسته حالا ممکنه یکم طول بکشه ولی بالاخره به مقصد میرسم. باید صبور باشم. بخونم گوش بدم بنویسم عمل کنم و استمرار داشته باشم.خدایا کمکم کن..با خودمتو روز تکرار میکنمکه سیرم و انتخاب دیگه ای ندارم.اینکه همه طعم ها گذرا هستن.لذت تناسب اندام واقعی روبه لذت لحظه ای به طعم کذرا نمیدم. چقد خوبه که مینویسیم استاد.برام مرور میشه. اینکه موقع غذا بی استرس ولی با توجه بخورم.تا پیام سیری رودریافت کردم دست از غذا بکشم.ریره خواری قبل و بعد روترک کردم..حسم به خوردن غذاها خوبه. عذاب وجدان ندارم.حتی صبح ها بخودممیگماین منم که امروزمو رقم میزنم. پس میخوام یه روز عالی داشته باشم. بدون اعصاب خوردی و ناراحتی و تشنج در آرامش.دیگه چیزی بذام سخت نیست….تو بینظیری استاد.ممنونم خدایا….
نمی توانم هیچ کدام از فایل ها را دانلود کنم
اگر میشه فایلها را ارسال کنید
ا
سلام استاد عزیز و همدوره های عزیز
من تازه وارد سایت شدم چگونه از کدام دوره ها استفاده کنم
نشان های دریافت شده
من یکی از شاگردان دوره لاغری با ذهن هستم
من خیلی خوشحالم که این نقشه ذهنی برایم روشن شد چون مدتی هست که احساس میکنم حالم خیلی خوبه و حتی از نظر جسمی هم بهتر شدن ولی فکر میکنم که وزنم کم نشده.
با خودم فکر میکردم شاید اثر تلقین هست نمیدونستم در مسیر م حالا این احساسات خوب من تکمیل شده و بسرعت در مسیر تناسب پیش می رم
متشکرم استاد عزیز. خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی.
فایل بی نظیری بود خیلی لذت بردم زیباترین جمله که غیر ارادی لبخند به روی لبهام اورد( شما در بیست سال به این وزن رسیدید و میتونید در دوسال به لاغری برسید) جمله خیلی جالبی بود فکر کردم من وقتی یک به یک ایستگاههارو طی کردم ظرفی پر از حرص و غمگینی و گریه و ناراحتی زجر و بدبختی و ترس در دستانم بود ایستکاه اول میرفتم ولی هیچ احساسی نداشتم در مسیر کسان زیادی با من بودند و من رو نصیحت میکردن غذا نخور چاق میشی تو هرکاری بکنی چاقتر میشی تو باید ورزش سخت بکنی و نخوری باعث شد من یک لقمه غذا با ترس بردارم و خودم رو ارام ارام به ایستگاه دوم رساندم دوباره صحبتها رو شنیدم و لقمه بعدی را که با ترس و اضطراب برداشتم بزرگتر بود و من هرچه بیشتر از ترس میخوردم بدنم چاقتر میشد من اطرافیانم رو دید زدم همه میخوردن ولی چاق نبودن بعد لقمعه این ایستگاه ترس و اضطراب و حسادت را شامل شد درمانده و سنگین بودم از باورهای اشتباه و هر قدمی بر میداشتم با حسرت و نا امیدی به عقب نگاه میکردم و تنم سنگین بود توان برگشتن نداشتم چرا که میشنیدم تو نمیتوانی بر گردی تو توان بر گشتن نداری و من سعی میکردم در تقلا بودم بعضی از مسیرهارو بر میگشتم ولی باز نجوای میشنیدم تو نمیتوانی و دوباره از ظرف نا امیدی لقمهای بر میداشتم و به جلو میرفتم در هر ایستگاه حالم بدتر مییشد و من سرم رو بلند کردن و گفتم تو چرا من را چاق خلق کردی و ناشکر شدم دیگر ایستگاه به ایستگاه من نا امیدتر و ناشکرتر شدم دست و پا میزدم بر گردم عقب وای امکان نداشت نفسم بالا نمی امد و جسمم داشت از حرص و طمع و ناامیدی و ترس پر تر میشد هنوز در جنگ با خدا و خودم بودم و داشتم نقلا میکردم که چهکنم نگاهی به ظرفی کردم که سالهاست با خودم حمل میکنم من تمام ناامیدی ترس ناشکری بی قراری را میل کرده بودم و داشتم همراه خودم حمل میکردم و فهمیدم اینها در درونم جا خوش کردن و من هر لقمه غذا به دهان میبرم انها شروع به فعالیت میکنن و باورهایم را می جنبانند و من در هر ایستگاه چاق و چاق تر شدم ، در ایستگاهی که دیگر نمیخواستم طبق نقشه جلو بروم ایست کردم و گفتم دیگر بس است ظرف سنگین شک و تردید را زمین گذاشتم و خدا را صدا زدم گفتم نجاتم بده کاری کن من میدانم که بی نظیر هستم ولی تو بگو چطور به تو برسم به ارامش و به زندگی برگردم در ایستگاهی که با خدا و خودم خواستم به صلح برسم لاغری با ذهن سر راهم امد کمی ازش برداشتم اولین چیز چشمانم باز شد دیدم من تنها هستم کسی در مسیر من را همراهی نمی کند دیدم نجوای کسی نیست جز خودم دیدم درونم پر شده از شیطان خدا را صدا زدم کمکم کن تا بر گردم خدا گفت بر میگردی ایمان داشته باش نجواهای درونم را کنترل کردم و چرخ زدم به عقب راه رفته را نگاه کردم در اخرین ایستگاه ناجی من انجا بود دست تکان میداد و میگفت بیا ولی اهسته بیا بیا ولی شیطنت نکن و ارام بیا و عجله نکن بیا من در انتهای ایستگاه شور و شوق میبینم هرچند در ایستگاه اول عقب گرد به مسیر سلامتی هستم ولی شور و شوق دارم این فایل شوق زیادی برای رسیدن به ایستگاه اول به من داد چه زیبا و قشنگ بیان کردید من در هر ایستگاه که بر میگردم ترس و ناامیدی من کمتر میشود و در هر ایستگاه سبکتر میشوم و نداهای درونم کمتر میشود هرچه به جلو میروم مقصدواضح تر میشود برایم چون من ان راهها رو طی کردم در این مسیر نقشه را خوب بلدم و احساس هر ایستگاه را میدانم بخاطر همین اشتیاق دارم برای بازگشت در هر ایستگاه باورهای اشتباه من کمتر میشود و جسمم سبکتر در هر ایستگاه امیدوار تر میشوم و فرشته درونم همراهیم میکند خیلی جذاب است مسیر برگشت چون هدف خیلی واضح و خیلی زیبا همراه با شور و شوق و امید و سپاسگذاری همراه است مرسی استاد مهربان و ناجی انسانهای ناامید 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
نشان های دریافت شده
بسیار زیبا و قشنگ ایستگاه های نقشه ذهنیتونو بیان کردید لذت بردم ،موفقیت در انتظار همه ماست⚘
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم ب شما تبریک میگم ک تونستی از اون حالت گذشته بیرون بیای ودر راه امید ونشاط و شادابی ک ب تناسب اندام و فکری هست دست پیدا کنی .💐💐💐
وقتی نوشته شما رو خوندم اشک در چشمام حلقه زد دقیقا احساس روزهای اول من رو بیان میکردی چقدر سخت بود ب اون درد برسی و خداوند راه بسیار عالی و استاد عزیز ک هر لحظه با ما همراه است را سر راهمان قرار داد.آرزوی بهترینها رو از خداوندالرحمن الراحمین برایت خواستارم. موفق باشی ،
نشان های دریافت شده
با آرزوی موفقیت برای شما دوست گرامی🙏🙏🙏🙏
سلام استاد ممنون از فایل عالیتون خیلیدخوشحالم که نقشه ذهنی لاغری در من شکل گرفته واقعا میبینم که مرحله مرحله دارم طبق نقشه پیش میرم اولین مرحله احساس امید در اوج نا امیدی بود در حالی که نمیدونستم در چه زمانی و چه قدر کم میکنم مثل زمانی که نمیدونستم چه قدر و در چه زمانی چاق میشم فقط احساس نا امیدی شدید داشتم وقتی برای لاغری هر اقدامی میکردم مثلا به من میگفتن با این رژیم انقدر در این زمان کم میکنی و واقعا هم کم میکردم ولی اصلا احساسم خوب نبود احساسم مثل زمان چاقی بود ذهنم گرسنه بود از غذاها میترسیدم و حتی از تمجید دیگران احساس خوبی نداشتم چون لاغری که به سختی به دست اورده بودم مثل یک حباب میدیدم ولی با روش ذهنی از تمجیدها لذت میبرم چون زحمتی برای لاغر شدن نکشیدم زندگی عادیم کردم از خوردن نمیترسم احساس انفجار بعد خوردن تجربه نمیکنم از دیدن افراد لاغر حسرت نمیخورم و با دیدن افراد چاق خیلی بی تفاوتم قبلا یا افسوس میخوردم که منم مثل اونهام یا خدا رو شکر میکردم که من انقدر چاق نیستم
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
بعد از شنیدن این فایل تصمیم گرفتم برای خودم یاداوری کنم که نفشه ذهنی چاقی من چطور بوده
به چاقی و چاق شدن فکر کردم _خوردن زیادتر_ترس از چاقی _توجه به حرف دیگران و چاق تر شدن در مورد چاقی حرف زدن_استفاده ترازو_دست و پازدن _بدشدن حالم _مخفی کردن اضافه وزنم با لباس_از خودم بدم اومدن_بعد از اماحان راهاای مختلف باور اینکه نمیتونم متناسب بشم _بد شدن حالم _خوردن به حالت خودکشی_احساس کوچک بودن و حقیر بودن_ناامیدی و یاس
و الان توی مسیر لاغری اولین حالتی که برام پیش اومد به ترتیب زیر بود
تبدیل شدن یاس و ناامیدی به امید به تناسب و اینکه میشه کاری انجام داد_احساس شادی داشتن و اینکه یاد گرفتم جایی که شاد نیستم برام مهم باشه و تلاش برای اینکه بتونم خودم رو شاد نگه دارم _کم کم یه وقتهایی حالت میل نداشتن به بعضی چیزها پیدا کردم _کم کم شروع کردم خودم و دوست داشته باشم و برای خودم اهمیت قائل شدم _بعد احساس سیری رو تجربه کردم و بهدپیام ذهنم برای پالس سیری توجه کردم _همزمان که کاهش وزن داشتم مدل لباس پوشیدنم تغییر کرد و دیگه دوست نداشتم لباسهای گل و گشاد بپوشم و لباسهایی رو که میتونستم سعی کردم تنگ کنم و بعضی رو به کل انداختم ولباس جدید خریدم _اعتماد به نفسم شروع کرد زیاد بشه _ازدیدن خودم جلوی اینه متنفر نمیشدم و با لذت و چشم تحسین به خودم نگاه میکردم _دیگه میلی به استفاده ترازو ندارم .
البته توی همه این ایستگاهها گاهی وسوسه خلاف اون رو دادم اما وسوسه پایداری نیست و زودگذر هست.
و الان ایمان دارم که در مسیر تناسب هستم و شاید الان یک ایستگاه رو زودتر یا دیرتر تجربه کردم اما این رو به خاطر این میدونم که ترتیب ایستگاههای چاقی رو که بعد از بیست سال اومدم ممکن فراموش کرده باشم .ولی الان اطمینان دارم مسیر برگشت رو دادم دارم درست میرم
سلام
من از همون روز اول و هفته اول استفاده از سایت خیلی حس و حال بهتری پیدا کردم و امید و اشتیاق و خود باوری در من هر روز بیشتر شد و کم کم پرخوری من تبدیل به لذت از اندازه خوردن و احساس سبکی کردن بود تا جائیکه به ایستگاه تغییر کمکم لباس ها و لذت بردن از خودم در اینه و عکس رسیدم ولی در حد خیلی ابتدایی و اونجوری کاهش وزن و سایز نداشتم ولی هر دو بار که این حالت رو تجربه کردم عجله کردم هر روز لباسهای گذشته خودم رو سایز میکردم و هر روز منتظر تغییر ایستگاه بودم و از طرفی ذهن منفی من بهم میگفت تو اینقدر ساده و راحت و عالی به این ایستگاه رسیدی دیگه راه رو بلد شدی و هر چی بخوری چاق نمیشی و بعد من رو به سمت پرخوری سمت و سو داد و به خودم اومدم دیدم دارم دوباره همه ایستگاه هایی که اومدم رو بر میگردم فایل گوش دادن هام کمتر شده و یا خیلی عجله ای و تند تند فایل ها رو گوش میدادم یا میخوندم که زودتر ایستگاه ها رو طی کنم ولی بدنم همسو نبود احساسم همراه با این سرعت نبود اضطراب میگرفتم
دوباره این مسیر رو با ارامش شروع کردم فهمیدم عجله کردن مخرب ترین کاره و باید با ارامش این ایستگاه ها طی بشه و بعد غرور به ادم دست نده و از استمرار و تکرار فایل ها دست بکشه رمز موفقیت تکرار و استمرار و عجله نداشتن و هر ایستگاهی رو درک کنی با تمام وجود و خاطره سازی کنی و بعد گذر خواهی کرد و به ایستگاه بعدی میری
عجله کردن در فایل ها هم به معنای این نیست هر چی فایل بیشتری ببینی آگاهی بالاتر میره و در نتیجه با سرعت بیشتری ایستگاه ها رو طی خواهی کرد اتفاقا برعکس متوقف میشی و چون حالت سکون وجود نداره عقب گرد میکنی و به اموزش های قبلی خودش رجوع میکنه چون جسمت و ذهنت راه خودشون رو میرند
فقط باید با ارامش و حوصله صبوری این راه رو طی کرد و استمرار داشت
نشان های دریافت شده
باسلام ندانستن چه ضرری به ما میرسونه چقدر راه را پا اشتباه رفتیم وبه همین دلیل هیچگاه به مقصد نمیرسیدیم چقدر خوب مسیر رفت وعکس آن را مشخص گردید استاد ارجمند مسیر برگشت را من همیشه اشتباه میرفتم و به همین دلیل نمیرسیدم خدا را شاکرم که یاد گرفتم درست برگردم من با حس خوب وبا افکار درست ورفتار درستر وتغیر در جسمم دارم به مقصد میرسم ممنون وامیدوارم که همه دوسنان به خانه اصلی خود برگردند
نشان های دریافت شده
سلام. وقتی از استاد شنیدم که بعد از دوره، اول حالت خوب میشه، بعد تغییر در غذات ایجاد میشه بعد در آینه خودت رو میبینی و آنچه را که میبینی احساس میکنی دوستش داری، خداروشکر کردم که همه ی این مسیر ها رو منم طی کردم. قبلا فکر میکردم خیلی متفاوت هستم و یک آفریده ی غیرعادی هستم. وقتی رژیم ها، ورزش و قرص و عرق های گیاهی تاثیر زیادی در لاغر شدن من نمیذاشت و مثلا به دکتر تغذیه ام میگفتم پس چرا نتیجه نمیگیرم؟ میگفت خودت تنبلی میکنی، یا کبدت چربه یا ممکنه تیروئید داشته باشی چون خیلی از مراجعان من نتیجه گرفتند و الان لاغرند!!!!
خلاصه که این حرف ها باعث شده بود فکر کنم من غیرطبیعی هستم و هیچ چیز روی من جواب نمیده.
تا… آشنایی با تناسب فکری. اون زمان گروهی بود در تلگرام به نام تالار مجلل. اول وارد اونجا شدم. پیام ها رو میخوندم نمییهمیدم. اخه فکر میکردم هرکی چاقه لاغر بشه افسرده و عصبی میشه و خب در رژیم گرفتن هایم هم اینو دیده بودم. اما پیام ها رو میخوندم همه شاد، همه سپاسگزار و امیدوار. و نکته جالب دیگر اینکه در روش های دیگه مثلا رژیم، دکتر اول کلی سرکوفت میزد بعد برای اینکه منو از بدبختی چاقی نجات بده لطف میکرد رژیم میداد و کلی منت میذاشت. انگار نه انگار من کلی پول دادم. اما در این روش، کسی بود که خودش چاق بود و لاغر شده بود و شده بود مدرس لاغری با ذهن. قبل از اینکه من در دوره های پولی شرکت کنم، هروقت پیام دادم خیلی عالی جوابم رو میداد و تشویق و حمایتم میکرد.
دوره ی رایگان رو که شروع کردم مطالب خیلی برایم جذاب و دل نشین بود. اولین نتیجه اش این بود که دیگه از چاقی نترسیدم، دیگه فکر نکردم که من غیر طبیعی هستم و این کار یک آرامش در من بوجود آورد که اخیییششش من طبیعی هستم و مثل همه ی انسان هاهستم. من سالمم و فقط راهم اشتباه بوده.
من سوار آخرین مدل ماشین بودم ولی روش های لاغری مختلف برای رسیدن به هدفم آدرس کوچه و پس کوچه میدادن و راه انحرافی میکردن و بعد به من و ماشینم میگفتن شما خرابید و من باور کرده بودم مشکل از منه.
خلاصه دوره رایگان تموم شد طی دو هفته و دیگه همه تغییر رو در من میدیدن اونم طی دو هفته. بعدش مسافرت رفتم و وقتی برگشتم یک هفته بعد تونستم دوره ی لاغری با ذهن رو تهیه کنم و شروع کردم با فایل ۰۱/۰۲/۰۳ همون اولای کار انرژی خیلی زیادی و انگیزه ی فوق العاده و ایمانی محکم برای رسیدن به هدفم پیدا کردم. تا آخر های دوره به سایز ۴۲ رسیدم. ولی هدفم ۳۸ هستش.
بعد نزدیک ۳_۴ ماه به خاطر مشکلات که پیش اومد دورافتادم از مسیر و تقریبا دی ماه سال گذشته دوباره با انرژی شروع کردم و هروقت هم که انرژیم کم باشه به خودم میگم فقط ادامه بده فقط ادامه بده در هر شرایطی. تقریبا دو ساله که در آرامش دارم زندگی میکنم، هیچ رژیمی نگرفتم، هیچ محدودیتی در غذا خوردن نداشتم، ورزشی نکردم، و هروقت هم هرکسی منو میبینه میگه لاغرتر شدی. ایمان دارم به سایز ۳۸ هم میرسم و شگفتی ساز میشم.
و میدونم در مسیر برگشت هستم که لاغری مقصد من هستش و من بعد از رسیدن به مقصد این مسیر زیبا رو متوقف نمیکنم و به سمت زیبایی اندام و تناسب اندام همیشگی این مسیر رو تا همیشه ادامه میدم.