0

برنامه ریزی ذهن برای لاغری؛ اولین قدم به سمت تناسب اندام واقعی (گام ۸۵)

برنامه ریزی ذهن برای لاغری
اندازه متن

شاید باورت نشه، اما خیلی از آدما هر سال رژیم می‌گیرن، ورزش می‌کنن، قرص می‌خورن… اما آخرش چی؟ باز هم چاق‌تر می‌شن! 😣

دلیلش این نیست که تنبلن یا کم تلاش می‌کنن، بلکه چون ذهنشون هنوز برای چاقی برنامه‌ریزی شده 📍

اگه رؤیای لاغر شدن داری، باید اول توی ذهنت مسیر جدیدی بکشی. درست مثل نقشه‌ای که از یه شهر شلوغ به یه ساحل آروم می‌ره 🏝️.

وقتی ذهنت مسیر لاغری رو بشناسه، بدنت هم کم‌کم همون مسیر رو دنبال می‌کنه، بدون زور و فشار! 🌱

همون‌طور که بدون برنامه‌ریزی خاصی چاق شدی، با برنامه ریزی ذهن برای لاغری هم می‌تونی به شکل طبیعی، سبک و رها بشی 💫

نقشه ذهنی چیست؟ 🧠

🧠✨ برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کشیدن نقشه‌ای تازه در ذهن، درست مثل وقتی قراره از یه مسیر ناشناخته سفر کنیم…

حتماً تا حالا شده بخوای بری یه جای جدید و از روی نقشه یا GPS کمک بگیری. اون نقشه دقیقاً بهت می‌گه از کجا باید شروع کنی، از کدوم خیابون بری و چطور به مقصد برسی 🗺️🚗

ذهن ما هم دقیقاً به همین شکل کار می‌کنه!

ما توی ذهنمون برای هر کار و هدفی، یه مسیر می‌سازیم؛ به این مسیر می‌گیم نقشه ذهنی. این نقشه شامل باورها، تجربه‌ها، خاطرات و افکار ماست. چیزهایی که گاهی حتی خودمون هم نمی‌دونیم اونجاست!

📌 حالا اگه سال‌ها با تصویر چاقی زندگی کردیم، بارها از شنیده‌ها ترسیدیم، شکست خوردیم، ناامید شدیم و به خودمون گفتیم “من نمی‌تونم لاغر شم”… یعنی داریم طبق یه نقشه ذهنی چاقی زندگی می‌کنیم 😟

🔄 ولی خبر خوب اینه که:

می‌شه با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، یه نقشه‌ی جدید ساخت

نقشه‌ای که مقصدش سبکیه، آزادیه، لباس دلخواهمونه که بهمون اندازه می‌شه 👗😄

نقشه‌ای که توش، اولین ایستگاه احساس امید و انگیزه‌ست، نه ترس و یأس ✨🚉

💡 و جالبه بدونی:

هر کسی فقط می‌تونه نقشه ذهنی مخصوص خودش رو بسازه.

تجربه هرکس متفاوته، پس پاسخ‌هایی که از دیگران می‌گیریم هم متفاوت‌ان. چون هرکسی داره از روی نقشه خودش حرف می‌زنه!

پس اگه توی مسیر لاغری بارها سردرگم شدی، وقتشه بشینی پشت فرمون ذهنت، یه نقشه تازه طراحی کنی 🧭

و بذاری برنامه ریزی ذهن برای لاغری، راهنمای تو در این سفر متفاوت باشه 💚

🧩 نقشه ذهنی چطور ساخته می‌شه؟

ما از وقتی بچه بودیم و کم‌کم شروع به فهمیدن دنیا کردیم، شروع کردیم به ساختن مسیرهای ذهنی‌مون. این مسیرها، همون نقشه‌های ذهنی ما هستن؛ برای هر کاری، از غذا خوردن گرفته تا رابطه با دیگران و حتی لاغر شدن!

مثلاً وقتی از کسی می‌پرسی “تو چطوری لاغر شدی؟” اون داره از روی نقشه خودش باهات حرف می‌زنه، نه نقشه تو 📍

برای همینه که اگه از ۵ نفر بپرسی، ۵ تا جواب متفاوت می‌گیری! چون هر کسی، بر اساس تجربه‌ها، ترس‌ها، شکست‌ها و تلاش‌های خودش، یه مسیر ذهنی خاص ساخته.

حالا تصور کن کسی که سال‌ها با اضافه‌وزن زندگی کرده، ذهنش پر شده از تصاویر، باورها و تجربه‌هایی که به چاقی منتهی شدن 😞

این یعنی یه نقشه ذهنی چاقی ساخته شده که هنوز فعاله!

درسته که خیلی از افراد چاق، تجربه‌های مشابهی دارن، ولی هیچ‌کس دقیقاً مثل تو فکر نکرده و زندگی نکرده. پس وقتشه که با آگاهی، نقشه‌ی مخصوص خودت رو طراحی کنی!

برنامه ریزی ذهن برای لاغری

💭 نقشه ذهنی چاقی چه محتوایی داره؟

🌌 بیا یه لحظه چشماتو ببند… و تصور کن ذهنت مثل یه شهر بزرگه؛ با خیابون‌ها، کوچه‌ها و تابلوهای راهنما 🧠🏙️

توی این شهر، مسیرهایی هست که سال‌ها رفتی و برگشتی. اگه با اضافه‌وزن زندگی کردی، حتماً یه جاده پهن به اسم «نقشه ذهنی چاقی» ساختی — یه مسیر قدیمی اما آشنا! 🛣️

این مسیر پر از تابلوهایی‌ـه که ذهنت سال‌هاست ازشون پیروی کرده:

🔹 جمله‌هایی مثل: «چاقی ارثیه‌ست» یا «سنم بالا رفته، دیگه فایده نداره»

🔹 ترس‌هایی مثل «اگه رژیم رو ول کنم چی می‌شه؟» یا «نکنه دیگران قضاوت‌م کنن؟»

🔹 رفتارهایی مثل غذا خوردن با استرس، یا پرخوری بعد از ناراحتی 😓🍕

🔹 خاطراتی که ذهنت بارها پخش کرده: لباس تنگ، عکس‌هایی که دوست نداشتی، خجالت از نگاه دیگران

🔹 تلاش‌هایی که شروع شدن و با حس شکست تموم شدن…

⛓️ همه اینا شدن مصالحی برای ساختن نقشه ذهنی چاقی — و حالا وقتشه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، نقشه تازه‌ای بکشی.

برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کم‌کم مسیرهای قدیمی رو ببندی و توی ذهنت کوچه‌پس‌کوچه‌های جدید بسازی؛ کوچه‌هایی پر از اعتمادبه‌نفس، آگاهی و انتخاب‌های سالم 🌱✨

ذهن‌ت آماده‌ی تغییر هست؛ فقط باید بلد باشی چطور فرمان رو دست بگیری. و این دقیقاً همون کاریه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری انجام می‌دی: ساختن عادت‌های تازه، باورهای تازه، احساسات تازه!

🧭 کدوم مسیر رو انتخاب می‌کنی؟ چاقی یا لاغری؟

نقشه ذهنی چاقی هنوز توی ذهن ما هست، پاک نشده! 📍

🧠 نقشه ذهنی چاقی🌱 نقشه ذهنی لاغری
احساس شکست و ناامیدی در پایان مسیراحساس ذوق، امید و اطمینان در آغاز مسیر
اضطراب از چاق‌تر شدنآرامش در حرکت طبیعی به سمت لاغری
پرخوری احساسی و عادت‌های ناآگاهانهتغذیه آگاهانه و احترام به بدن
باورهای محدودکننده درباره لاغر شدنباورهای قدرتمند و سازنده درباره تناسب
تجربه تکراری شکست با رژیم‌های سختلذت بردن از مسیر ذهنی و بدون اجبار

اما وقتی برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو شروع می‌کنیم، یه نقشه‌ی تازه توی ذهن‌مون کشیده می‌شه — نقشه‌ای که مسیرش کاملاً برعکسه! درست مثل دو قطار که روی ریل‌های جدا از هم، به دو مقصد متفاوت می‌رن 🚂➡️🚂

تو نقشه چاقی، آخر خط می‌رسیدیم به حس شکست، یأس و اینکه “من هیچ‌وقت لاغر نمی‌شم” 😞 اما توی مسیر لاغری با ذهن، همین نقطه آخر، تبدیل می‌شه به اولین ایستگاه!

ایستگاهی پر از ذوق، اطمینان و امید ✨💪

برنامه ریزی ذهن برای لاغری

تصور کن ذهنت مثل یه GPS باشه که هر وقت مسیر قدیمی رو انتخاب کنی، تو رو به همون مقصد آشنا می‌بره — اضافه‌وزن، ناامیدی، تسلیم شدن…
اما حالا که داری مسیر ذهنی لاغری رو فعال می‌کنی، هر قدمت یه جهته تازه‌ست به سمت رهایی و سبکی 🌿💚

با شناختن این نقشه‌ها و مسیرها، خیلی راحت‌تر می‌تونی بفهمی آیا هنوز توی مسیر قبلی گیر کردی یا واقعاً داری به سمت هدف جدیدت حرکت می‌کنی؟

و همین آگاهی، نقطه‌ی طلاییه 🌟

وقتی بدونی ذهنت چطوری برنامه‌ریزی شده، می‌تونی خودت اون رو بازنویسی کنی… و این یعنی قدرت واقعی تو برای لاغر شدن!

من با عشق این مسیر رو تجربه کردم و حالا با تمام وجود این آگاهی رو با تو به اشتراک می‌ذارم ❤️

چون باور دارم هر کسی بتونه ذهنش رو دوباره طراحی کنه و برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بده، می‌تونه بدنش رو هم دوباره بسازه.

و حالا نوبت انتخاب توست…

حالا که با مفهوم برنامه ریزی ذهن برای لاغری آشنا شدی و فهمیدی چطور ذهن می‌تونه مسیر چاقی یا لاغری رو توی زندگی‌ت مشخص کنه، یه سوال مهم پیش میاد:

🧭 چطور این برنامه‌ریزی ذهنی جدید رو شروع کنم؟ از کجا؟

پیشنهاد من به تو، دوره‌ایه که هزاران نفر رو از سردرگمی، رژیم‌های طاقت‌فرسا و احساس شکست نجات داده…

🌟 دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها 🌟

این دوره دقیقاً مثل یه نقشه‌ راه شفاف طراحی شده تا قدم‌به‌قدم کمکت کنه تا برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بدی:

✅ افکار چاق‌کننده رو بشناسی و رها کنی

✅ ذهن‌ت رو برای لاغر شدن از نو برنامه‌ریزی کنی

✅ احساس خوب و امید رو جایگزین یأس و ناامیدی کنی

✅ و مهم‌تر از همه، به لاغری ذهنی ماندگار برسی… بدون رژیم، بدون اجبار، فقط با آگاهی 🧠💫

این مسیر مثل یه سفره؛ سفری که از درون شروع می‌شه و به بیرون ختم می‌شه. و دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها بلیت طلایی تو برای این سفره 🎫🚀

پس اگه آماده‌ای تا مسیر جدیدی توی ذهن‌ت بکشی و برای همیشه از نقشه ذهنی چاقی فاصله بگیری…

🌱 با عشق، از همین امروز قدم اول رو بردار!

✍️ تمرین آموزشی | برنامه ریزی ذهن برای لاغری

انجام تمرین‌ها، یکی از مهم‌ترین بخش‌های برنامه ریزی ذهن برای لاغریه. 🤯🧭
هر تمرین مثل یه پله‌ست که تو رو به سمت ساختن نقشه ذهنی جدید نزدیک‌تر می‌کنه.
پس با دقت و تمرکز، این تمرین رو انجام بده و بگذار ذهن‌ت مسیر تازه‌ای برای لاغر شدن ترسیم کنه. 🌿🌟

پیشنهاد می‌کنم ابتدا متن آموزشی رو با دقت بخونی، بعد ویدیوی مربوط به این جلسه رو ببینی و در نهایت پاسخ‌های خودت رو به‌صورت کامل در بخش نظرات بنویسی.

📌 سوالات تمرینی برنامه ریزی ذهن برای لاغری:

  • ✨ نگرش شما درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری چیست؟ تجربه‌ای در این‌باره داری؟
  • 🧠 نقشه ذهنی چاقی در شما چطور شکل گرفت؟ چه باورهایی در اون نقش داشتن؟
  • 🏃‍♀️ چرا در گذشته برای لاغری سراغ رژیم یا ورزش می‌رفتی؟ ذهن‌ت چی بهت می‌گفت؟
  • 🔍 توی نقشه ذهنی‌ت چه اطلاعاتی درباره لاغری ذخیره شده؟
  • ❓ چرا با وجود تلاش زیاد، از روش‌های مختلف لاغر نشدی؟
  • 🛤️ چرا ایجاد نقشه ذهنی لاغری رو «آسان‌ترین راه لاغری» می‌دونی؟ توضیح بده.
  • 🗺️ چطور می‌تونی با استفاده از محتوای آموزشی، یک نقشه ذهنی برای لاغری بسازی؟
  • 📝 از محتوای ویدیویی چه تمرینی برای خودت ساختی؟ در بخش نظرات بنویس.

💬 منتظر مشارکت تو هستم!

تمرینت درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو با دقت و از دل بنویس. تجربه‌ات مهمه و می‌تونه الهام‌بخش بقیه همراهان هم باشه.
پاسخ‌هات رو توی بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بگذار 💚✍️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.63 از 64 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=21669
86 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۱۵ ۱۵:۰۶
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,817 کلمه

      به نام خداوند یاری دهنده ام 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      نقشه ذهنی چاقی 

      در این مدت که در سایت بودم خیلی خوب درک کرده ام که  مقصد و رسیدن به هدف مهم نیست بلکه مسیر رسیدن به هدف مهم است .

      وقتی از مسیر رسیدن به هدف خود لذت ببرم زمانیکه به هدف خود می رسم باز حالم خوب است و از مقصد و هدف خودم بعد از مدتی دلسرد نمی شوم .

      یاد گرفتم که موفقیت این است که در مسیر هدف و خواسته های خود حرکت کنم ،این نشانه پیروزی است 

      موفقیت یعنی بهبود نسبت به گذشته خود.

      اما همانطور که می‌دانیم برای طی کردن هر مسیری نقشه راهی موجود بوده که ایستگاه به ایستگاه ما آنها را طی کرده ایم و به مقصد رسیده ایم .

      مسیر چاق شدن هم دارای یک نقشه ذهنی است که من این نقشه ذهنی را در خودم واکاوی کردم و به ایستگاه های زیر رسیدم

       :و اما 

      ایستگاه‌های چاق شدن من

      ایستگاه :شنیدن و وارد کردن اطلاعات چاقی به ذهن 

      ذره ذره اطلاعات اشتباه از طرق مختلف وارد ذهن من شد ،مثلا زمان بارداری و شیردهی باید زیاد بخورم ،ژنتیک من چاقی است،استخوان‌بندی من درشت است ،متابولیسمم پایین است و هزاران اطلاعات که وارد ذهنم شد و ذهن من آنها را ثبت کرد

      ایستگاه :تبدیل شنیده ها به باورها 

      تکرار بارها و بارهای اطلاعات وارد شده در ذهن ، باورهای من را شکل داد مثلا اینقدر تیروئید داشتن و چاقی را بارها و بارها شنیدم که چون من گواتر دارم طبیعیه چاق باشم و این شد باور من که اگر چاق بشم طبیعیه چون من تیروئید کم کار دارم 

      ایستگاه :تبدیل باورها به رفتار 

      چون باور کرده بودم حالا یکی یکی اون باورها در رفتار من خودشان را نشان میدادند مثلا :باور شخص باردار باید به اندازه چند نفر بخورد و من به اجبار بخاطر حفظ جان جنین هایم به اندازه ۴ نفر میخوردم .

      ایستگاه :تکرار رفتارها و تبدیل شدن به عادات

       همینطور رفتارهای اشتباه که از باورهای اشتباه شکل گرفته بودند پشت سر هم تکرار می‌شدند و من به طور غیر ارادی و اتوماتیک دیگر بدون نیاز به فکر و تصمیم گیری بر طبق عادات آن کارها را انجام می‌دادم درست مثل نفس کشیدن همانقدر عادی و عادتی مثلا :بیشتر خوردن از حد نیاز طبیعی بدنم تبدیل به عادت شد و تا به مرز خفگی نمی‌رسیدم دست از خوردن نمی‌کشیدم کاملا عادی و عادتی این اتفاق هر بار تکرار میشد 

      ایستگاه:تکرار عادت‌ها و تبدیل شدن به شخصیت

       عادت‌های بد بصورت خودبه خودی اتفاق می افتادند و کنش و شخصیت من را شکل می‌دادند حالا دیگر در مواجهه با خوراکی ها عنان از کف میدادم و مثل افراد پرخور و شکمو رفتار میکردم مثلا به محض دیدن پیتزا یا ساندویچ مثل قحطی زده ها تند تند و با عجله میخوردم گاهی فرصت نفس کشیدن هم به خودم نمی‌دادم انگار اگر عجله نکنم غذای من را کسی می‌دزدد و چنان مثل دیو دو سر به آن غذا حمله میکردم گویا اولین بار است که چنین چیزی دیده یا خورده ام .

      ایستگاه :تبدیل شخصیت به جسم 

      تکرار رفتارهای شخصیت چاق به مرور زمان جسم من را تحت تاثیر قرار داد و روند چاق شدن من شروع شد ترس از چاقی بیشتر یکباره متوجه چاق شدنم شدم و ترس تمام وجودم را گرفت و حالا دیگر از چاقتر شدن واهمه داشتم

       ایستگاه: تنگ شدن لباسها 

      خدای من حالا دیگر دکمه های لباسم به راحتی بسته نمیشد ،کمی که جلوتر رفتم آنقدر چاق شدم که دیگر لباس دلخواهم در سایز من وجود نداشت

       ایستگاه :ترس از خوردن 

      آنقدر ترس از چاقی در وجود من رخنه کرده بود که حالا برای رها شدن از چاقی روی آوردم به سمت روش‌های لاغری و در تمام آن روش‌ها اولین چیزی که به من تزریق شد تفکیک موادغذایی و ایجاد ترس از خوراکی ها بود حالا هر چه میخواستم بخورم میترسیدم نکند چاقتر شوم.

       و خوردنی ها برای من تبدیل شدند به ؛چیزهای لذیذ و لذت بخشی ،که بسیار در اوج لذت ،ترسناک و چاق کننده هستند

      ایستگاه :پرخوری کردن

      حالا از بس روش‌های مختلف لاغری را امتحان کرده بودم و لاغر نشده بودم زدم کانال بیخیالی و تا حلق میخوردم آنقدر پرخوری میکردم تا از شدت چاقی بمیرم و با خودم لج کرده بودم

      ایستگاه:چاق شدن

       حالا دیگر هر روز وزن من بالاتر میرفت سایز من بیشتر می‌شد و چاقی در درون من جولان میداد.

       ابتدا شکمم بزرگتر شد

       کم کم باسنم بزرگ تر شد

      رانهایم پهن‌تر و چاقتر شدند

      بازوهایم بزرگ شدند

      دور سینه ام بزرگتر شد

       صورتم چاق شد 

      و من به همین ترتیب تبدیل شدم به یک چاق

       ایستگاه:حرف و طعنه دیگران

      حالا هر کس به من میرسید میخواست چاقی ام را به من یادآوری کند یا از سر دوست داشتن یا از سر طعنه؛

       کار عادی و روزمره شان شده بود و من بیشتر لج میکردم و بیشتر به جسمم آزار می‌رساندم ؛

      چه با پرخوری چه با روش‌های لاغری اشتباه

       ایستگاه :نفرت از خود و خدا و انسانها و جهان و ناشکری

       اصلا خودم را دوست نداشتم و هر بار که با روش‌های لاغری زجر میکشیدم ،محکم به شکمم میکوبیدم و میگفتم بکش حقت است لیاقت تو همین است تو باید زجر بکشی تا آدم شوی .

      و علاوه بر تحقیرهای دیگران حالا خودم هم خودم را تحقیر میکردم و کتک میزدم و از خودم نفرت شدیدی داشتم

      ایستگاه:فرار از جمع و نگاه کردن به آیینه و عکس گرفتن

       آنقدر از خودم انزجار داشتم که حاضر نبودم در آینه به بدنم نگاه کنم و این اواخر صورتم را هم نمیدیدم و از عکس گرفتن بیزار بودم هر وقت دیگران عکس می‌گرفتند من نمی‌رفتم.

       اگر هم با اصرار و اجبار میرفتم بدنم را پشت دیگران پنهان میکردم، اصلا دوست نداشتم در جمع و مهمانی حاضر باشم و گوشه گیر و منزوی شده بودم

       ایستگاه :از دست دادن اعتماد به نفس و عزت نفس

      اصلا اعتماد به نفس نداشتم و فکر میکردم انسانی زشت تر و بد تر از من خلق نشده و این باعث شده بود هیچ جا نتوانم از حقم دفاع کنم و فقط پناهگاه من خداوند و ساعتها گریه کردن بود 

      ایستگاه:نا امیدی و افسردگی

       متاسفانه دیگر لاغر شدن برایم غیر ممکن و یک آرزوی دور و دراز شده بود و من دچار افسردگی شدم و اصلا امیدی به لاغر شدن که نداشتم بماند، حالا از هر روز چاقتر شدنم هم به ستوه آمده بودم و متاسفانه هیچ راهی نتوانسته بود چاقی من را متوقف کند و حال من هر روز بدتر میشد .

      و اما 

      خوب حالا با لذت برویم سراغ مراحل لاغری من از طریق یادگیری  اصول ذهنی.

       همانطور که می‌دانیم بهترین مسیر برای برگشت ،برگشتن از همان مسیر رفتن است

       و اما ایستگاه‌های لاغری من 

      ایستگاه :امید و اشتیاق  

      من حالا سرشار از امیدواری به کسب نتیجه لاغری شده بودم و اشتیاق و ذوق من برای ادامه دادن مسیر یادگیری سبب می‌شود هر روز با عشق در مسیر یادگیری حرکت کنم .الهی شکرت

      ایستگاه :بالا رفتن اعتماد به نفس و عزت نفس

      آنقدر به شکر پروردگارم اعتماد به نفس و عزت نفسم بالا رفته که توانایی کنترل ورودی های ذهنم را در دست گرفتم ،حالا به راحتی از حقم دفاع میکنم .الهی شکرت

      ایستگاه :نترسیدن از جمع و نگاه به آیینه و عکس گرفتن 

      حالا با لذت در جمعها و اجتماع حاضر میشوم قبلا اصلا بدون آرایش جایی نمی‌رفتم اما الان مدتهاست بیرون میروم ولی آرایش نمیکنم؛ مگر اینکه میلم بکشد .

      به راحتی در آینه نگاه میکنم و هر بار چشمکی به خودم میزنم و می‌گویم دوستت دارم خودم را بغل میکنم و لذت میبرم .

      بدون ترس و نگرانی تمام قد عکس میگیرم و اصلا از قضاوت دیگران نمی‌ترسم. الهی شکرت

      ایستگاه:خود دوستی و خدا دوستی و انسان دوستی و جهان دوستی و شکرگزاری 

      من عاشق خودم هستم ،خودم را میبوسم در آغوش میگیرم با خودم صحبت میکنم و درونم را آلوده نمیکنم چون جایگاه پروردگار عظیم الشأن من است .انسانها را بیشتر از قبل دوست دارم چون تجلی قدرت پروردگار من هستند به جهان هستی با دیده عشق و لذت نگاه میکنم و هر لحظه شکر گزار هستم و از هر نعمتی استفاده میکنم همان لحظه شکرگزاری میکنم و چقدر معجزه شکرگزاری زیباست الهی شکرت 

      ایستگاه: حرف و طعنه دیگران 

      از وقتی احساسم خوب شده انگار فرکانس اطراف من که همگی خیر و خوبی است را دیگران دریافت می‌کنند دیگر از طعنه و سرزنش خبری نیست بلکه تمام کائنات به تحسین من وزیبایی هایم مشغول هستند الهی شکرت

      ایستگاه :توقف چاقی من و شروع روند لاغری 

      به شکر خدای بی نظیرم چاقی من که تحت کنترل نبود به طرز معجزه آسایی متوقف شده و روند لاغری در من شکل گرفته 

      صورتم کشیده تر شده 

      دور سینه ام جمع و جور تر شده 

      بازوهایم لاغرتر شده

      رانهایم کوچکتر و کشیده تر شده

      باسن جمع تر شده

      شکمم جمع تر شده 

      و اینها یعنی ظهور نشانه ها؛ الهی شکرت 

      ایستگاه :به اندازه نیاز جسم خوردن 

      حالا دیگر به اندازه نیاز جسمم میخورم ،نقطه سیری و گرسنگی را درک کرده ام و چقدر لذت بخش است توجه به جسم و نیازهایش الهی شکرت 

      ایستگاه:نترسیدن از خوراکی ها 

      حالا دیگر خوراکی ها را بخاطر ترس از آنها تفکیک نمیکنم ،کالری های آنها را محاسبه نمیکنم ،به نعمتهای خداوند برچسب چاق کنندگی یا لاغر کنندگی نمیزنم و از هر چه دوست دارم با لذت میخورم 

      ایستگاه :آزاد شدن لباسهایم 

      حالا دیگر نگران نیستم که موقع خریدن لباس چیزی بخرم که با چاق تر شدنم باز هم اندازه ام باشد. بلکه الان حتی لباسهایی که محرم خریدم کلی از تمام قسمتها به من آزادتر شده اند و این یعنی شادی و درستی مسیر ؛ الهی شکرت 

      ایستگاه:تبدیل شخصیت متناسبم به جسم متناسبم

      من حالا مثل یک فرد متناسب و باشخصیت رفتار میکنم و جسمم هم به طبع آن در حال متناسب شدن است 

      حالا دیگر مثل آپاچی ها و قحطی زده ها با موادغذایی رفتار نمیکنم بلکه مانند افراد متناسب رفتار میکنم ؛الهی شکرت

      ایستگاه :تکرار عادت‌های متناسب و تبدیل شدن به شخصیت متناسب 

      من در حال تلاش برای تکرار کردن عادت‌های خوب هستم تا شخصیت متناسبم شکل بگیرد 

      مثلا آرام و شمرده غذاخوردن را دارم در شخصیت متناسبم نهادینه میکنم 

      ایستگاه :تکرار رفتارهای متناسب و تبدیل شدن به عادات متناسب

      خوب میدانیم که اگر رفتارها را در یک بازه زمانی مشخص تکرار کنیم تبدیل به عادات ما میشوند 

      پس من تلاش می‌کنم رفتارهای درست و متناسب کننده را به عادات زندگی ام تبدیل کنم 

      مثلا رفتار آرام خوردن و عجله نکردن را دارم به عادتم تبدیل میکنم .

      ایستگاه:روی کار آوردن باورهای درست و متناسب برای تبدیل به رفتارهای متناسب 

      خوب ذهن ما مملو از باورهای اشتباه است ولی من تلاش می‌کنم باورهای صحیحی که به صورت پیش فرض در درون من است را فعال کنم تا رفتار من طبق طبیعت جسمم به سمت تناسب تغییر مسیر دهد و من رفتارهای متناسب کننده از خودم در تمام شرایط بروز دهم .

      ایستگاه :شنیدن یادگیری های ذهنی برای روی کار آوردن باورهای صحیح 

      من از ابتدای ایستگاه لاغری ام در حال شنیدن و یادگیری صحیح هستم و می‌دانم برای اینکه این شنیده ها تبدیل به باورهای من شوند نیاز به زمان و صرف وقت و هزینه است پس با عشق میشنوم و باورهای صحیح را در ذهن خودم شکل می‌دهم 

      ایستگاه :دریافت اطلاعات و داده های صحیح لاغری 

      من در این ایستگاه دیگر به مهارت کنترل ذهن رسیده ام ؛

      ایستگاهی که با کنترل ورودی ها و دادن اطلاعات صحیح ذهن را آلوده به هیچ چیز اشتباهی نمیکنم .رسیدن به این ایستگاه  یعنی قرار گرفتن در مسیر درست تکامل یعنی موفقیت یعنی لاغری همیشگی 

      خداوندا سپاسگزارم که من را یاری میدهی تا ایستگاه‌های زیبایی که در مسیر زیبای تکامل من در جهت لاغری وجود دارد را طی کنم 

      خداوندا دوستت دارم 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار abirozeh
        ۱۴۰۳/۰۸/۱۳ ۱۹:۴۹
        مدت عضویت: 2363 روز
        امتیاز کاربر: 7594 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 40 کلمه

        با سلام ودرود بر شما ..بسیار عالی ودقیق ایستگاه‌های رسیدن به جایی وبرگشت لز مسیر وبه سمت لاعری رفتن رو توضیح دادین خدا رو شکر میکنم وبتون تبریک میگم 

        من هم از نوشته ی شما درس گرفتم وبهره بردم ممنون وسپاسگذارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۶/۲۱ ۱۱:۲۷
      مدت عضویت: 1242 روز
      امتیاز کاربر: 10905 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 807 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی

      خدایا شکرت توانستم این فایل را درتاریخ 1402/06/21 با موضوع نقشه ذهنی و تاثیر ان با لاغری گوش بدهم 

      استاد خیلی ممنون که نقشه ذهنی چاق و لاغری را با هم مقایسه کردید تا ما بتوانیم بدانیم درمقابل رفتار ذهنی چاقی چکاری باید انجام دهیم.

      من باور نمیشد که تمام نقشه ذهن چاق موانع لاغری درذهن لاغر باشد وخیلی ممنون که با این مقایسه به آگاهیهای من اضافه تر شدو خیلی راحتر میتوانم موانع را شناسایی کنم و راه حلی برای آن پیدا کنم .

      استاد این تشابه مسیر لاغری را میخواهم  به مسیر پیاده رویهایی که برای مناسبت ها مختلف انجام میشود تشبیه کنم که دربین راه موکب هایی زده میشود که کسانیکه ازاین مسیر درحرکتند استفاده کنند و اگر ما از طریق نقشه ذهنی چاقی دراین مسیر باشیم در پایان مسیر احساس خستگی ، ناامیدی، و حتی پشیمانی برای ادامه دادن این مسیر داریم ولی اگر با نقشه ذهنی لاغری دراین مسیر قرار بگیرم درموقع برخورد با هریک از موکب ها حتی اگر خسته هم باشیم و پاهایمان تاول زده باشد و بیخوابی زیادی را تحمل کرده باشیم در طول مسیر احساس شادی ، نشاط،سبکی ،و درنهایت رسیدن به آرزوی خود را داریم مثل پیاده روی اربعین کسانی که با عشق به امام حسین و استمرار دراین مسیر قرار میگیرند درموقع سفر درهرحالی که باشند راضی و خشنود هستند و سختیها راهم راحتی میبینند ولی افرادیکه که واقعا دلشان نمیخواستند دراین مسیر باشند و فقط برای تفریح و سیروسیاحت آمدند خیلی زود خسته شده وشاید اصلا پیاده روی هم نکنند و با وسیله نقلیه این مسیر را بروند پس ما باید درمسیر لاغری با نقشه ذهنی لاغری جلو برویم تا احساس خوب داشته باشیم و انگیزه برای استمرار دراین مسیر 

      نگرش شما درباره نقشه ذهنی چیست؟ تجربه خود درباره استفاده از نقشه ذهنی را شرح دهیدنگرش من درمورد نقشه ذهنی عالی است من اصلا تصوراینکه ذهن ما با این نقشه جلو رفته را نداشتم . تجربه خودم چاقی که الان دارم و دقیقا از نقشه ذهنی چاق استفاده کردم 

      • درباره چگونگی ایجاد نقشه ذهنی چاقی در خود توضیح دهید که به چه شکلی این کار صورت گرفته است؟! با تکرار و تمرین این نقشه ذهنی درمغزمن تقویت شده و به قول استاد دیگه هم پاک نخواد شد و فقط میتوانم از نقشه ذهن لاغری استفاده کنم چون ذهن فقط یک نقشه را اجرا میکند و تداخل نقشه جاقی و لاغری را قبول ندارد 
      • با توجه به نقشه ذهنی چاقی خود چرا برای لاغر شدن از رژیم یا ورزش استفاده می کردید؟!اصلا من نمیدانستم که دارم از نقشه ذهنی استفاده میکنم و فکر میکردم باید سختی به بدن بدهم تا لاغر شود و خودم را هم جالبه مقصر نمیدانستم 
      • در نقشه ذهنی خود چه اطلاعاتی درباره لاغر شدن وجود دارد؟! قبلا هیچ اطلاعاتی نداشتم به غیر از اینکه با عرق کردن و تحرک و نخوردن من لاغر میشوم ولی الان میدانم باید دقیقا از نقشه لاغری جلو بروم و خدا را شکر تمایل من به شیرینی جات خیلی محدود شده است و این یکی از مزایای استفاده از تناسب با ذهن است 
      • دلیل اینکه هرچه تلاش کردید از طریق روش های مختلف لاغر نشدید چه بوده است؟! شرح دهید. استفاده از نقشه ذهن چاق و اگر تا پایان عمرهم تلاش میکردم و با این سایت آشنا نشده بودم هنوز هم روزبه روز چاق تر میشدم 
      • لزوم ایجاد نقشه ذهنی لاغر شدن برای تجربه لاغری آسان ترین کار دنیاست را شرح دهید؟! وقتی ما با احساس خوب و شادی دریک مسیر لاغری با ذهن هستیم و به خودمان سختی و رنج نمیدهیم پس لاغرشدن آسانترین کار دنیاست 
      • نجوه ایجاد نقشه ذهنی لاغری با استفاده از محتوای لاغری با ذهن را شرح دهید. انسان برای اینکه درهرمسیری برای اولین بار میخواهد برود و خدای ناکرده به بیراه نرود باید حتما نقشه و راهنمای آن مکان را داشته باشد پس ما که میخواهیم وارد سرزمین لاغرها بشویم حتما باید از نقشه ذهن لاغری استفاده کنیم تا به مقصد برسیم 
      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.وضعیت همه انسانها دردنیا متناسب شدن است پس وقتی ما از نقشه ذهنی چاق استفاده کردیم و چاق شدیم باید برگردیم و نقشه ذهنی لاغری را استفاده کنیم تا متناسب شویم و چقدر استاد این صحبت شما انگیزه من را زیاد کرد 
      • اگر افرادی 20سال چاق بودند با استفاده از نقشه ذهنی لاغری حداکثر 2سال طول میکشد تا به وزن ایده ال خود برسند یعنی سرعت لاغری 10برابر چاقیی است مثل خود چاقی که تنبلی و سنگینی و کم تحرکی داره سرعت رشد چاقی هم کمتر است و لاغری چون شادی -چالاکی و سبکی و فرزی درآن است سرعت حرکت آن هم 10برایر بیشتر است 
      • استاد خیلی ممنون از این موانع ذهنی که برای ما شفاف میکنید ودرهیچ کتابی با این همه علم در دنیا نوشته نشده است و شما براثر تجربه یاد گرفتید و به ما آموزش میدهید . دست خدا نگهدار خود و خانواده تان باشد 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۲/۰۲/۱۸ ۰۷:۱۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,131 کلمه

      سلام و درود ‌ 

      من از روی عکس نقشه ی ذهنی که در بالا قرار دادید چیزی فهمیدم 

      در قسمت چاقی نوشتید پرخوری و زیرش نوشتید ترس از خوردن و در قسمت لاغری نوشتید اندازه خوردن و زیرش نوشتید لذت از خوردن . 

      در مسیر لاغری همه الگوهاش رو پذیرفتم . فهمیدم که کسی که  متناسبه متعادل میخوره . 

      و کسی که متعادل بخوره از خوردن غذا لذت میبره ولی کسی که چاقه پرخوری می کنه  و چون پرخوری می کنه از غذا می ترسه . 

      ترس از غذا یه حس منفیه و لذت از غذا یه حس مثبت . البته این لذت با ولع فرق داره . حس ولع لذت نداره همش رنجه . همش حس فقدان غذاست . 

      مطلب دیگه  من از دیروز تصمیم گرفتم نقش لاغری رو بازی کنم .

      نقشه ی ذهنی که  اول این صفحه نوشتید میخوام نقش لاغریش رو بازی کنم . 

      من تا حالا نقش چاقی رو بازی می کردم  و اونقدر بازی کردم که فکر می کنم خودم اونم در حالیکه من اون نیستم . اون فقط نقش منه . نقش لاغری بازی کردن لذتبخشه

      امید داره

      در نقش لاغری من از اندازه خوردن لذت میبرم نه رنج

      در نقش لاغری من از غذا خوردن لذت میبرم .

      در نقش لاغری من عشق به خود رو تمرین می کنم .

      این نقش اصلی منه ‌  من برای این نقش آفریده شدم . سرنوشت منه .

      لباسهام در این نقش آزاد میشن

      ادای گشاد شدن لباسارو در میارم و  مثلا روبروی آیینه  بازی می کنم میگم لباسام چقدر گشاد شدن باید برم لباسای سایز کوچیکتر بخرم . لباسام دیگه خیلی گشاد شدن . البته فعلا توشون راحتم حس خوبی دارم ولی لباسای سایز کوچکتر برازندم هستن .

      در نقش لاغری از بازی کردن نقش لاغری لذت میبرم . از لاغر شدنم لذت میبرم .

      یه فرد لاغر از اینکه لاغره لذت میبره .

      یه فرد لاغر از اینکه داره لاغر میشه لذت میبره

      یه فرد لاغر از زندگی در لاغری لذت میبره .

      من لاغر شدن رو تمرین میکنم 

      براش سناریو مینویسم .

      خودم نویسنده اش میشم 

      خودم میشم کارگردان 

      خودم میشم بازیگر برای لاغر شدن از نیروی فکر خودم کمک میگیرم .

      لاغر شدن ذهنی ربطی به بدن فعلی ما نداره .

      تصور میکنم بازیگری هستم که باید در نقش یک  انسان لاغر بازی کنم . به من نقش یک انسان لاغر پیشنهاد شده که باید خیلی طبیعی آن را بازی کنم . بازی من هم هیچ ربطی به جسم فعلی من نداره و با فتوشاپ فیلم اندامم را درست می کنم . من فقط کافیه ادای یک انسان لاغر را دراورم .

      چه می کنم ؟

      ا به من گفته اند باید کاملا طبیعی و واقعی بازی کنم . پس من تمرین لاغری را از سر صبح شروع می کنم .

      یه انسان لاغر چطور از خواب بیدار میشه ؟ چطور کار میکنه ؟ چطور خودشو تو آیینه میبینه ؟ چطور با خودش حرف میزنه ؟ چطور غذا میخوره ؟ چطور راه میره ؟ چطور با دیگران صحبت می کنه ؟ من تمام رفتارهای یک انسان لاغر را بازی می کنم . البته در نقش فعلی خودم هم هستم و نقش فعلی من ربطی به نقشی که میخوام بازی کنم نداره

      من لاغر وقتی از خواب بیدار میشم سریع و با عشق از رختخواب میام بیرون  . رختخوابمو با حال خوب جمع می کنم سر جاش میزارم .  . اندام عالی خودمو در آیینه برانداز می کنم  و حالا هر کاری که نقش لاغریم رو طبیعی تر می کنه بازی می کنم .  

      ما در این بازی همه بازیگریم نقشها هستند و ماها نیستیم

      بله اینا همه نقشن . چاقی نقشی بود که ما اونقدر بازیش کردیم تا خلق کردیمش .  اصل وجود ما نیست. اصل وجود ما متناسب بودنه ولی انقدر  این برچسبا رو به خودمون زدیم که فکر می کنیم شخصیت اصلی ما اینه .

      برای اینکه دوباره به شخصیت اصلیمون برگردیم لازمه دوباره نقش اصلیمون رو بازی کنیم و به خودمون برچسبهای خوب بزنیم . حداقل برای چند ساعت از شبانه روز :نقش یک انسان لاغر رو بگیریم ،نقش یک انسان فرز رو بگیریم ، نقش یک انسان متعادل خور رو بگیریم .

      بعد از یه مدت اگه خوب نقش بازی کنیم نقش جدید جزء شخصیتمون میشه و خودمون رو باور می کنیم که ما اینیم نه اون قبلیها

      یه شخص متناسب رو بازی میکنم .ازش حرف میزنم : باهاش در خیالم تصور می کنم . فیلم بازی می کنم . در بیرونم هم فیلم متناسب بودنمو بازی می کنم . من یه شخص متناسبم .

      متناسب به خودم عشق می ورزم

      متناسب  نکات لازم رو به خودم میگم .

      به خودم نگاه متناسب دارم

      امروز میخواستم عسل بریزم در ظرف اومدم مثل یه آدم چاق ته ظرف رو با انگشتم بمالم بزارم دهنم بعد گفتم نقش لاغریتو بازی کن .

      جالبه ذهنم مقاومت نمیکنه ازم حمایت میکنه . خودش میگه ادا در بیار . یه انسان متناسب در این وضعیت چی کار می کنه . بعد گفتم یه شخص لاغر ته ظرف رو پاک نمی کنه .

      اون به خودش ارزش قائله . اگه بخواد بخوره نون برمیداره کمی عسل میزنه روش میخوره اگه نخواد بخوره هم نمیخوره . کارای آدم چاق رو نمی کنه بعد مثل یه آدم متناسب نقش بازی کردم .

      یه انسان متناسب  وقت استراحت به خودش حق میده استراحت کنه و  با لذت و بدون اینکه برچسب تنبلی به خودش بزنه استراحت می کنه برای همین وقتی خستگیش در میره سرحال بلند میشه

      ولی یه ادم چاق موقع استراحت اونقدر به خودش برچسب تنبلی میزنه که بعد از استراحت از ناراحتی  دیگه حس نداره بلند بشه .

      به جای واژه ی تنبلی بهتره بگم استراحت کردم .بدنم به استراحت نیاز داشت و استراحت کردم . وقتی این حق رو به خودم بدم موقع بلند شدن از جا هم با انرژی خوب بلند میشم و انرژی انجام کار رو دارم.

      این تمرین دیروزم بود . تا آخر شب در نقش  لاغری بازی کردم . در سطح افکارم مثل یک انسان متناسب بازی کردم . در سطح احساسم سعی کردم حسم مثل یه شخص لاغر باشه . در سطح رفتارم هم سعی کردم رفتار یک انسان لاغر رو بازی کنم . تجربه ی خوبی بود . لذتبخش بود . امروز هم  میخوام نقش انسان متناسب رو بازی کنم . من با همین نقش دیروز  مقاومت ذهنم رو تبدیل به حمایت کردم . 

      امروزم ازش حمایت میخوام . میخوام ازش که از لاغریم حمایت کنه و کمکم کنه نقشه ی لاغری رو خوب بازی کنم . 

      یه ادم لاغر به خودش برچسب پرخوری نمیزنه . 
      اما یه انسان چاق خودشو پرخور تصور می کنه . همش فکر میکنه زیاده روی کرده . برای همین همش در رنجه میترسه .

      ولی وقتی نقش لاغری رو بازی می کنم به خودم برچسب اندازه خوردن میزنم . میگم خوب بود در نقش لاغری اندازه خوردم .
      کم کم ذهنم عادت می کنه که برچسب چاقی و پرخوری و تنبلی به خودش نزنه . 
      اینا فقط اسمه ما در ذهنمون تکرارش کردیم خلق شده وقتی دیگه این القاب رو در ذهن تکرار نکنیم خلق نمیشن .

      حداقل در زمانیکه نقش لاغری داریم برچسبهای لاغری رو بازی می کنیم و اونارو تکرار می کنیم .

      برچسب لاغری و لذت لاغری 
      برچسب اندازه خوردن و لذت خوردن 
      برچسب فرز بودن و لذت بردن از فرز بودن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار abirozeh
        ۱۴۰۳/۰۸/۱۳ ۲۰:۴۳
        مدت عضویت: 2363 روز
        امتیاز کاربر: 7594 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        با سلام ودرود آقا عطا مثل همیشه از مطلبتون واقعا لذت بردم ویادداشت کردم بسیار عالی بود ممنون از این درک ونگاه زیباتون من مطالبتون رو دنبال میکنم وازشون یاد میگیرم واقعا سپاسگذارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۲/۰۲/۰۷ ۱۸:۱۵
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,007 کلمه

      “به نام خداوندی که بسیار مهربان است و بسیار بندگانش را دوست دارد .”

      سلام به تمامی هم مسیران مصمم و استاد ارجمند.

      گام هشتاد و پنجم : نقشه ی ذهنی و تاثیر آن در لاغری.

      معبودا اگر هر لحظه و هر ثانیه تو را شکر گویم و سپاس گذار تو باشم باز هم در برابر لطف و مهربانی بی حدت کم و ناچیز است.امروز 7 اریبهشت 1402 به لطف خداوند خوبم توانستم گام هشتاد و پنجم را بر دارم پروردگارا سپاس.

      نقشه ی ذهنی به مجموعه ی تجربیات ما در طی کردن مسیری که ما را از مبدا به مقصد می رساند گفته می شود.

      نکته : نقشه ی ذهنی توسط هر فردی و برای خودش ایجاد می شود .

      توجه : از زمانی که ما قدرت درک و تصمیم گیری پیدا می کنیم و به کسب تجربه در زندگی مشغول می شویم نقشه های ذهنی در ما شکل می گیرند.

      نکته : برای هر موضوع هر تصمیم هر هدف یا خواسته ای نقشه ی ذهنی مختص به خود ایجاد می شود که حاوی اطلاعات و تجربیات ما در طی کردن آن مسیر است .

      همان طور که سال ها چاقی در ما همیشگی و ماندگار بود اکنون نیز لاغری برای همیشه در ما ماندگار خواهد بود چرا که برای چاقی و لاغری نقشه ی ذهنی واضح در ذهن ما ایجاد شده است .

      نکته : نقشه ی ذهنی چاقی پاک نشده و همچنان وجود دارد اما با ترسیم شدن نقشه ی ذهنی لاغری ما انتخاب کرده ایم که از کدام نقشه برای ادامه دادن استفاده کنیم .

      نقشه ی ذهنی لاغری دقیقا مشابه همان نقشه ی چاقی است با این تفاوت که ایستگاه های آن به شکل مخالف ترسیم شده است .

      اهمیت نقشه ی ذهنی در لاغری بسیار مهم است و باید به آن توجه داشت.

      در این قسمت می خواهم اشاره ای به نحو ه ی آشنایی خودم با روش لاغری با ذهن داشته باشم و مطالبی را بنویسم .زمانی که من با این روش و سایت تناسب فکری آشنا شدم یعنی اواخر سال 1400 بود و من در اوایل سال 1401 به طور اتفاقی در اینستاگرام با تایپ کردن لاغر شدن از طریق ذهن با پیج استاد آشنا شدم و با دیدن اولین فایل تصویری کوتاه از استاد بسیار کنجکاو شدم و همزمان امیدوار که بالاخره به روشی که می خواهم از طریق آن به راحتی لاغر و متناسب شوم دست پیدا کردم و خوشحال بودم.لازم به ذکر است که من قبل از آشنایی با این روش و استاد عطار روشن دیگر بی خیال لاغری شده بودم و بسیار از لحاظ روحی ناراحت و غمگین بابت لاغر نشدنم بودم و احساس می کردم تا زمانی که من لاغر و متناسب نشوم به طور کامل نمی توانم از زندگیم لذت ببرم اما با دیدن چند فایل تصویری و شرکت در دوره ی سیزده گام بسیار سریع از لحاظ روحی و نگرش تغییرات در من ایجاد شد و بسیار امیدوار به لاغر شدن .در دوره ی سیزده گام من فقط فایل های تصویری را می دیدم و تقریبا بیشتر با این روش آشنا شدم و بعد از آن در سایت تناسب فکری عضو شدم و در دوره ی مسیر لاغری من 100 گام شرکت کردم و حدود بیست و سه گام را برداشتم اما به دلایلی آن را ادامه ندادم ولی در آن مدت از هیچ روشی برای لاغری استفاده نکردم و گام هایی را که برداشته بودم را مرور می کردم.چند ماهی به دلیل اوضاعی که در ایران ایجاد شده بود رغبتی به ادامه ی مسیر نداشتم تا اینکه در 25 آذر 1401 با خودم گفتم که تا کی خود را درگیر چیزهایی کنم که من را از توجه به خودم و زندگی خودم باز می دارد پس دوباره دوره ی مسیر لاغری من 100 گام را شروع کردم و تا الان ادامه داده ام.هر چند از لحاظ جسمی فعلا تغییر چندانی نکرده ام اما بسیار بسیار از لحاظ روحی و نگرشم به چاقی و لاغری و حس و حالم به خودم و زندگی تفاوت و تغییر ایجاد شده است و مطمئنم با ادامه دادن در جسمم هم تغییرات شروع خواهد شد چون من در حال ترسیم نقشه ی ذهنی لاغری در ذهنم هستم و این نقشه را برای ادامه ی زندگی خود انتخاب کرده ام.روش لاغری با ذهن باعث شد که من تا حدود زیادی با عملکرد مغز و ذهن خود آشنا شوم و همین آشنایی سبب ایجاد حس خوب نسبت به خودم وجسمم و صلح با شرایط چاقی در من شد و همین باعث ایجاد آرامش درونی و ذهنی من شد و مطمئن تر شدم که مسیرم درست است و روشی که انتخاب کرده ام صحیح است .لاغری با ذهن این باور را در من ایجاد کرد که من هم می توانم به راحتی و آسانی و با زیبایی کامل متناسب و لاغر شوم و ترس من از خوردن و غذاها بسیار کم شد و باورهای نادرست خود را که توسط خود من در مغزم و ذهنم ایجاد شده بود و به ثبت رسیده بود را شناسایی کردم و روی باورهای درست خود کار کردم باورهایی مانند اینکه چاقی من ارثی یا ژنتیکی است /چاقی حالت طبیعی جسم من است و زیباست/پایین بودن سوخت وساز بدنم باعث چاقی است /کم تحرکی و ورزش نکردن باعث چاقی است و خیلی باورهای نادرست دیگر که هر روز با بودن در این مسیر این باورهای نادرست در ذهنم کمرنگ می شوند و باورهایی مانند تناسب و لاغری حالت طبیعی جسم من است /من می توانم به راحتی لاغر شوم /غذا فقط برای تامین انرژی و نیروی مورد نیاز بدن من برای انجام فعالیت های مربوط به خودش می باشد /همان طور که چاقی را به راحتی و آسانی در جسم خود به وجود آورده ام همان طور هم می توانم تناسب و لاغری را برای جسم خود به وجود آورم البته همه چیز در درون من وجود دارد کافی است به آن دقت و توجه لازم را داشته باشم. پس من همچنان به مسیر و راه خود هر روز با اطمینان و باور بیشتر ادامه خواهم داد چون نقشه ی ذهنی لاغری من با مبدا چاقی ترسیم شده است و به زودی به مقصد خود یعنی تناسب و لاغری ختم خواهد شد.ختم کلام.

      “ یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۰ ۱۹:۵۳
      مدت عضویت: 1324 روز
      امتیاز کاربر: 85901 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 639 کلمه

             سلام بر شما اقایی روشن وهمسیران باند برگشت 

       غروب پنچ شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲ 

      همه شمایی که نقشه کشیدید چاق شدید وحالا باید از همون نقشه استفاده کنید در مسیر برعکس برای رسیدن به لاغریی ولی باحس وحال متفاوت ومخالف 

      دوران مدرسه خوشبختانه درس جغرافی رو بسیار دوست داشتم همین اکنون نیز تو پیدا کردن مسیره خیلی بهتر عمل کرده جغرافی ایران  رو بهتر به یاددارم 

      حالا این درس نقشه جغراقیا تبدیل شده به نقشه ذهنی برای رسیدن به چاقی وباند برگشتن به لاغریی ولی با حس مخالف 

      ناامیدی                                  امیدواری 

            

      چاق شدن                               لاغر شدن              

      پر خوری                               اندارز خوردن 

      ترس ازخوردن                       لذت ازخوردن  

      تنفر از خود                        عشق به خود

      تنک شدن لباس                    ازاد شدن لباس 

      ترس ازجاقی                         لذت لاغری 

      وفتی درحرکت به سوی جاقی هستیم وفتی از باند برگشت باشه  اخرین ایستگاه اولین ایستگاه برگشت هست ولی مخالف رفتن هست 

      روز اول که من وارد سایت شدن کلی نا امیدنگران بودم 

      با شروع تو قسمتهای اول این نگرانی جاش عوض شد حسم بهتر شد وامید زیادتر شد 

      بعدازون چند روزکه گذشت چاق شدن داشتم کم کم به فکر لاغر شدن بودم 

      به مرور پرخوری تبدیل انداره خوری شد ولی بازم بعضی زمان ار دستم در میرفت 

      ترس از خوردن هر غذایی یی فکر در سرم داشت سبزیجات خوب ولی بعضی غذاها هم بادیدنش وهم با خوردنش وهم با نخوردنش = چاقی 

      تمامش در من از بین رفت دیگه فرقی بین هیچ غذا وسبزیجات‌ندارم اگه گرسنه بشم  هر چیزی که دوست داشته باشم به اندازه میخورم ودیگه اصلا نگران اینکه من چاق کنه نیستم خیلی حال خوبی داره بعد از خوردن دیگه اون غذاب وحشناگ سراغت نماید کیفی داره عالی 

      ا  زخودم منتفربودم حتی تو اینه هم دوست نداشتم خودم 

      بیبنم با دیدن تو اینه کلی به خودم حرفهای بی ارزش میزدم 

      به مرور عاشق خودم شدم حتی بارها به خودم میگفتم جسم من تقصیر نداره این من بودم که با روشهای اشتباه اون رو اذیت کردم تازه ارش معذرت خواهی میکردم بهش قول میدام جبران کنم دلم میخواست خودم تواینه ببینم وخودم تشویق کنم که افرین داری خوب عمل میکنی تو لاغر میشی 

      تنگ شدن لباسهای باره به خودم میگفتم جرا این پارچه اب رفتن  من که با اب گرم لباسمو نشوستم‌ پس چر اب رفتن 

      حی باید مکشیدم تا اندازم شن حی میپردین بالا 

      از تنگی لبایهام شگایت داشتم اخه چرا این لباسم انقدر تنک شدن چرا یقه لباس تنگ هست لباسم به تنم می چسبید 

      شلورها به سختی بالا میرفت خسابی تنک وچسبون شده بود

      حالا لباسم برام تو تنم حی دارن اویزون تر وگشادتر وحتی بعضی زمان از تنم دارن می افتن شلورهام تنک کردم ولی بازم اویزون شدن دست دائم به لباس مرتب کردن هست 

      بقه های لباس به نظرم خیلی بزگ شدن دایم باید درستش کنم لباس نمیخرم تا لاغرتر بشم بعدشروع به خرید میکنم 

      ترس از چاقی جاشو به لذت ازلاغریی داده دارم دائم به خودم میگم دوسال اینده چطور خرید کنم کجاهای که بخاطر چاقی نتونستم برم برم کلی نقشه کشیدم که کم کم با لاغر شدن انجامش میدم    با این توضیح که دادم ومقایسه کردم من تومرحله اخر هستم فقط باید استمرا داشته باشم وتو رفتا کردن وعمل کردن کار کنم فقط توجه خودم به خودم بدم افکاد منفی رو به مجزن راه ندم افکارمثبت وارد مخزن ذهنم کنم وکم کم افکار منفی رو از مخزن ذهنم خالی کنم جاشو با افکار مثبت پر کنم تا بهتر وبیشتر نتیجه بگیرم 

      خدا پست وپنهتون باشه یاحق حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۷/۱۴ ۱۷:۰۶
      مدت عضویت: 1681 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 44 کلمه

      سلام اسناد عزیز و دوستان هم مسیر 

      نقشه ی ذهنی و لاغر شدن همانند نقشه ذهنی چاقی ست  با این تفاوت که شروعش با اشتیاق و علاقه و انگیزه هستش و تا آخر احساس خوبی داریم اگه مسیر رو درست بریم .

      ممنونم از فایل خوبتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۱/۰۴/۰۲ ۲۰:۴۶
      مدت عضویت: 2301 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 532 کلمه

      سلام

      من موقعی که به این مسیر هدایت شدم میشه گفتش که دوباره به خودم واطرافیانم قول دادم که میخام تمرینات مرگبار پیاده روی رو شروع کنم .

      خوب از طرز صحبت من میشه فهمید مرگبار یعنی کارهای همراه با رنج وعذاب شدید .  چون واقعا چاره ای نداشتم یه خواهر بزرگتر ازخودم دارم که وقتی خونمون میومد همچنین میگفت تپال . خپل .و… و همش آنقدر چاقیم رو بزرگ و زشت میدید که از زندگی سیر میشدم .

       خوبه خودش چاق بود و میزاشت به حساب بچه دارشدنش وبرای من توجیهی نمیدید .

      وخانواده هم همینطور وقتی غذا میخوردم باهام بد رفتار میکردن وبارها با برادرم بحثم میشد آخه من گشنم بود ونمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم اما اونها درک نمی کردند.

      البته همون سرزنش های اونها باعث شد رنج چاقی درذهنم صد برابر بشه وگرنه ازنظر خودم آنچنان مشکل چاقیم حاد نبود .

      ازشون ممنونم که این کار روکردن و بیدارم کردن. 

      بعدش که این قول رو دادم همش تو فکر این بودم کدوم مسیر رو برای پیاده روی انتخاب کنم که کمتر درمعرض دید باشم و چون بهار بود کمتر گرما اذیتم کنه .

      توهمین فکرها بودم و با این وجود میدونستم زحمت الکی هستش و برمی گرده . اما چاره ای نداشتم .

      اما به لطف الهی به این روش هدایت شدم .

      مطالعه کردم خبری از رژیم و ورزش وپیاده روی و.. نبود هرچی بود ذهنی سریع فایلها رو دانلود کردم بار اول آنقدر هیجان داشتم  نه متن روخوندم نه کامنت ‌ فقط همه ۱۲ تا رودانلود کردم وتندتند گوش دادم ببینم تهش چیه . 

      چون خودم بامباحث قانون جذب آشنا بودم مطالبش دلم نشست وفهمیدم این همون گمشدمه ‌ . بعدش از اول با عشق وحوصله هم متن روخوندم وهم فایل رو گوش میدادم وهم تمرینات رو انجام میدادم .

      غرق شدم درمطالب . ادامه دادم ادامه دادم هر روز احساسم بهتر میشد به صدگام رسیدم ادامه دادم کم کم متوجه شدم اطرافیانم چیزی بهم نمیگن وسرزنش نمی کنن.  بازم ادامه دادم . کم کم خواهرم بعد مدتی که منو ندیده بود اومد خونمون بهم گفت انگار آب شدی چی کارکردی؟

      منم یه کم بهش گفتم اونم تایید کرد وعلیرغم چاقیش هرگز ادامه نداد . من تاصدگام روتمام کردم متوجه گشادشدن لباسم . سبکی درحرکتم شدم . 

      هرچی استاد میگفت مثل وحی منزل میدونستم لایوها خیلی وقتها بهم کمک میکرد و نیرویم رو شارژ میکرد برای ادامه دادن . ترسها خیلی کمتر شد و حرص وولعم کمترشد .

      رفتار غذاییم خیلی بهتر شد . گاها شام نمیتونستم بخورم . تمایلم به ترشی جات کلا ازبین رفت و….

      الانا که مادرم میگه بسه دیگه خیلی لاغرشدی شبیه فلان دختره شدی . تا رنج لاغری رو درمن زیاد کنه .

      منم بهش گفتم اگه تمام دنیا منو مسخره کنن که چاق بشم و 

      لاغری خوب نیست اما من دراین مسیر می مانم .

      تازه میفهمم چقدر متناسب شدن عالیه . البته هنوزم کاردارم تا متناسب بشم .

      الانا که اینجا شمال هوا خوبه وخواهرم پنکه روشن میکنه من خاموش میکنم یادم اومد من پارسال کولر روشن میکردم واون غر میزد وخاموش میکرد الانا برعکس شده .

      وقتی این واکنش های خوب متناسب شدن رومیبینم متوجه میشم به ایستگاه متناسب شدن خیلی نزدیکم . وحال دلم عالیه .

      چقدر خوبه که باغذاها آشتی کنی . باخودت آشتی کنی و متناسب بمونی .

      به امید متناسب شدن برای کلیه دوستان این سرزمینم ..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سنا سعادت
      ۱۴۰۰/۱۱/۲۳ ۰۰:۳۵
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      با سلام ودرود

      چه متن زیبایی، واقعا نقشه ذهنی چاقی مثل سرنیزه ایی میمونه که پشت سر افراد چاق گذاشتن ک حتی نمیتونی علی رغم علم به اشتباه بودن مسیر، رااه رو برگردی!! یکی از این نقشه ها که اینقدر از پزشکان تغذیه ومزدم عادی شنیدم در مورد مواد نشاسته ایی مثل برنج هست که میگن علت چاقی میشه ومن چون برنج دوست داشتم همیشه انتظار چاقی رو داشتم، ژنتیک روبا دیدن پدرم باور داشتم، طبع سرد ومزاج و… هم نقشه سازهای یعدی بود من واقعا منتظر چاقی بودم، وناامید از لاغری 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۱/۰۹ ۱۳:۰۱
      مدت عضویت: 1901 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      سلام
      نقشه ذهنی مجموعه تجربیات مادر طی کردن مسیری است ک ما رو از مبدا ب مقصد میرساند

      نقشه ذهنی توسط هر فردی وبرای خودش ایجاد میشود

      در ذهن هر فردی ک اضافه وزن دارد نقشه ذهنی ک شامل اطلاعات وتجربیات چاقی ذخیره شده است
      نقشه ذهنی من شامل

      شنیده هام درمورد چاقی مواد غذایی درمورد مسائل بارداری ازدواج ژنتیک کارها

      فکر این شنیده در مغزم ایجاد شد فکر کردم ترسیدم نگران شدم و انتظارم از خودم چاقی شد انتظارم از مواد غذایی چاقی شد از ورزش نکردن چاقی شد
      درمودرشون حرف زدم توضیح دادم
      ترسیدم رژیم گرفتم ورزش کردم وزن کردم

      ناراحتی غم ناامیدی اضطراب استرس
      تجربیاتم از چاقی ولباس هایی ک دوس داشتم و نتونستم داشته باشم بارداری سخت وگله و شکایت های همسر
      رفتارهای و عادتهای چاق کننده درمن شکل گرف

      نقشه ذهنی لاغری دقیقا مشابه همان نقشه ذهنی چاقیه با این تفاوت ک ایستگاههای انها ب طور متفاوت ترسیم شده است

      نقشه ذهنی ما ادمهای چاق پر از درد و تحقیر و سرزنش هس
      پر از نصیحتهای ک از دیگران شنیدیم
      پراز راههای ک ب امید لاغری رفتم نشد
      پر از فرار
      فرار از خودم از چهرم از اندام از اینه از عکس
      پر از حسرتهایی ک کشیدم همه شاد بکدن نن درگیر چاقیم ن از سفر نا ز رستوان ن از مهمونی نواز عید ن تولد ن از خوابیدن ن از بارداری ن از خانوادت ن از بچت ن از زندگی
      پر از افسوس و غم ناراحتی تحقیر
      پر از حس گناه
      پر از حس خجالت
      پر از دوری ها
      دور شدن از خودم از زندگی از جوونی
      من حرکت خودم آغاز کردم و در مسیر نقشه ذهنی لاغری هستم
      ایستگاهایی ک گذشتم
      اوایل چاق شدم ولی الان چاق نمیشم همونجا استپ کردم
      شوق اشتیاق
      شادی
      حس خوب
      رهایی
      نترسیدن از موادغذایی
      نگران نبودن
      بیخیالی
      دوست شدن با خودم
      عکس گرفتن خرید کردن
      لذت بردن
      خجالت نکشیدن
      انتظار لاغری داشتن
      طبیعی دونستن لاغری
      من یک ب یک ایستگاهها طی میکنم
      و ب مرز لاغری میرسم و لاغر میشم من حسش میکنم خیلی نزدیک ب من

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۱۱/۰۵ ۱۴:۳۹
      مدت عضویت: 2091 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,722 کلمه

      سلاااااام بر عالم و آدم 

      درود هم کلاسی های درس جغرافیا ذهنی😊

      نقشه ذهنی و تأثیر آن در لاغر شدن ….

      نقشه مجموعه اطلاعات و تجربیاتی است که ما را از مبدأ به مقصد می رساند .

      نقشه ی ذهنی شبیه نقشه کاغذی های جغرافیایی هستند با این تفاوت که در نقشه های کاغذی افرادی قبل از ما مسیری را طی کردند و اطلاعاتی را از مسیر اعم از امکانات مسیر و ایستگاهها یا شرایط آب و هوایی یا مسیر خاکی و آسفالت و …جمع بندی کردند و در قالب نقشه های کاغذی یا الکترونیکی دراختیار ما و دیگران قرار دادند.

       اما نقشه ذهنی هر فردی برگرفته شده است از اطلاعات و محتوای ذهنی و شخصی خودش که در مسیر زندگی اش با توجه به چالشهای زندگی تجربیاتی کسب کرده است و به خاطر همین وقتی با چند نفر در مورد موضوعی مشورت می کنیم یا سئوالی می پرسیم پاسخ های متفاوتی دریافت می کنیم البته نقشه  ذهنی چاقی در افراد چاق به خاطر شباهت رفتاری و عادتهایی که دارند خیلی به هم شباهت دارد ولی کاملا همسان و مطابق با یکدیگر نیست .

      از زمانی که شناخت و درکی نسبت به مسائل پیرامون زندگی پیدا کردیم و قدرت تصمیم گیری در مسائلمون را به دست آوردیم در ذهنمون نسبت به هر موضوعی مثل چاقی یا فقر یا بیماری و …یک نقشه ذهنی ایجاد کردیم که از محتوای اطلاعات پیرامون و البته ذخیره آگاهی ما و تجربیاتمون و گفت و شنود از دیگران در ذهنمون ترسیم شده است .

      نقشه ذهنی چاق

       در ایستگاههای ایجاد شده به مقصد چاقی :

      ۱/شنیده ها و دلایل طبیعی بودن چاقی در ذهن 

      ۲/ترس و نگرانی از چاق شدن 

      ۳/ایجاد تصویر ذهنی چاق و چاق شدن  

      ۴/تلاش برای مهار کردن چاقی  

      ۵/احساس ناامیدی و ناتوانی و چاقترشدن 

      ۶/تجربه و درد از مشکل اضافه وزن

      هر چه سن چاقی بیشتر باشه اطلاعات و تجربیات ما برای وضوح نقشه چاقی در ذهنمون بیشتر و پررنگتر است .

      روزی که سفر خود را از تناسب اندام به سمت چاقی آغاز کردیم هر تغییر احساس یک ایستگاه ما را به مقصدمون که چاقی بود نزدیکتر می کرد و آرام آرام تغییرفیزیکی در ما ایجاد می شد … 

       مثلا در زمان ۲۰سال ما این ایستگاهها را طی کردیم تا به اضافه وزن بالایی رسیدیم و همانطور که به وقت سفر کردن از مبدأ به مقصدی  انتخاب بهترین راه از مبدأ به مقصد میتونه راه بازگشت هم باشه برای لاغری هم باید از همان مسیر که رفتیم و چاق شدیم اینبار به صورت معکوس برگردیم یعنی اگر ایستگاه قبل رسیدن به مقصد ما در سفرمون پمپ بنزین بوده حالا وقتی دور می زنیم برگردیم ایستگاه اولمون پمپ بنزین میشه در مسیر چاق شدن مرحله به مرحله با ایستگاههایی روبرو شدیم مثلا اول احساسمون بد شده بعد از دیگران حرف شنیدیم و سرزنش و تحقیر شدیم بعد ترس از چاقی در ما بیشتر شده و البته خجالت و دوری از جمع هم اتفاق افتاده و بعد دیگه لباس سایزمون نشده و محدود شدیم به پوشیدن لباسهای گشاد و بلند و رنگ تیره کمی گذشته و محروم شدن از علاقه مندیهامون و تغییر در تصمیماتمون به خاطر چاقی و البته متزلزل شدن اعتماد به نفس یا روابطمون و در نهایت ناامیدی و افسردگی و گریه و زاری و التماس به خدا ….آخرین مرحله در شرایط خیلی بد جسمی و روحی ما بوده که مورد رضایت ما اصلا نبوده است .

      وقتی به لطف خداوند به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدیم اولین ایستگاه برگشت ما از چاقی برعکس ایستگاه آخر چاقی هست یعنی ناامیدی و حس ناتوانی در ✨ایستگاه اول برای مقصدلاغری میشه 😍امید و شوق و انگیزه و احساس توانمندی و شادی و این نشونه درست بودن مسیر صحیح و ایجاد نقشه ذهنی ما هست .

      ✨ایستگاه دوم لاغری :پرخوری های ما با عذاب وجدان و درد و رنج به حالت لذت و به اندازه خوردن تغییر می کنه  

       ✨ایستگاه سوم لاغری :از فرار آینه و نگرفتن عکس از خود تبدیل میشه به اعتماد به نفس و دوست داشتن خود و اتخاذ تصمیم های جدید  

      سالهای زیادی در تلاش بودیم که با روشهای مختلفی لاغر بشیم که هربارهم نتیجه مقطعی ما را با شکست روبرو می کرد و دلیلش این بوده که ما اصلا نقشه ذهنی در مغزمون نداشتیم هیچ اطلاعات و تجربه ای در این زمینه در ذهن ما نبوده و البته اگر اطلاعات و تجربیات مختصری در ذهن ما ایجاد شده به صورت ناقص و غیراز مسیر صحیح لاغری وجود داشته است و ما در روشهای قبلی همینطوری دور کوهها می چرخیدیم آواره و در بیراهه ها چون مسیر اشتباه بود فقط دردو سختی بدون نتیجه ماندگار برای ما به همراه داشت…

      بنابراین وقتی ما حدود۵۰کیلومتر نقشه ذهنی چاق در ذهنمون به صورت پررنگ و قوی داریم نمی تونیم به قول معروف بپیچونیم ⁉️بیایم با یک کیلومتر به لاغری دائم برسیم به امید لاغری دائم بریم جراحی معده و لیپوساکشن انجام بدهیم شاید برای مدتی کوتاه به خاطر انتظارمون از خودمون لاغر بمونیم اما در نهایت ذهن فراخوان می زنه که نقشه ذهن مطابق با۱۵۰کیلو نیست و چه اختلالی در جسم ایجاد شده ؟!   

      پس چرا جسم مطابق با نقشه ذهن نیست؟! بنابراین کم کم شروع می کنه به هدایت ما برای اینکه جسممون مطابق با نقشه ذهنی ما و تصویر ذهنی ذخیره شده در ذهنمون از خودمون بشه !…

      و تنها راه لاغری ماندگار ایجاد نقشه ذهنی لاغری است که باید همانطور مرحله به مرحله با تغییرات در ذهن ما ایجادو پررنگ بشه البته نقشه چاقی هم هرگز از ذهن ما پاک نمیشه ولی وقتی نقشه لاغری در ذهنمون کاملا صحیح و به صورت واضح ایجاد بشه انتخاب ما لاغری هست و از این نقشه استفاده می کنیم و اینبار چون خیلی لذت بخش هست دیگه به هیچ  عنوان نمی خواهیم از نقشه چاقی استفاده بکنیم .

      مگر فردی که ثروتمند شده دوست داره باز فقررا تجربه کنه!؟….هرگز

      هیچ زمان مشخصی برای ایجاد نقشه های ذهنی در مغز ما وجود نداره چون ما در هر ایستگاه باید به حالت ترمیم و بازسازی برسیم و هر چقدر در زمان چاق شدن  مثلا ایستگاه اعتماد به نفس ما تخریب شده باشه حالا در همون ایستگاه اعتماد به نفس ما باید به تعادل برسه  ولی شاید ما بیست سال در مسیر چاقی بودیم اما با تعهد و اشتیاق و استمرار در مسیر لاغری نهایتا یکی دوسال به حالت تناسب ایده آل خود با سلامتی و شادی می رسیم و روح و ذهن و جسم ما کاملا هماهنگ این شگفتی عظیم را خلق می کنند یعنی با حالت سلامتی و شادی و اعتماد به نفس به آسونی و البته در ایستگاه ایده آل تناسب خود به صورت مااااندگار زندگی می کنیم و این خیلی باارزشه لاغری با زجر و محدودیت و ضعف فقط عذابه و هرگز پیروزی نیست …با دکتر و دارو و دوا با جراحی نمیشه خوشبختی با لاغری را کسب کرد فقط با نقشه ذهنی خلق این رویای شیرین ممکنه و فقط به خواسته ی خود فرد انجام می شه .

      هیچ پزشک یا دستگاه و عاملی بیرون از ما و حتی استاد هم نمی تواند برای ما نقشه لاغری در ذهنمون ایجاد کند و فقط ما هستیم که دریافت کننده و البته تجربه کننده این مسیر سرسبز هستیم  

      در تمام جنبه های زندگی باید ما در ذهنمون نقشه ذهنی موفقی داشته باشیم …اگر بیراهه بریم و بخواهیم میانبر بزنیم فقط دچار دردو رنج میشیم به هیچ عنوان نمیشه جهشی حرکت کرد مراحل تکامل نقشه و تجربیات و اطلاعات کافی و صحیح از مسیر جدید و انتخابی ما باید در ذهنمون ایجاد نقشه موفقیت بکند …برای اینکه ثروت یا روابط عاشقانه و سلامتی پایداری داشته باشیم آگاهی های صحیح وارد ذهنمون کنیم و یک نقشه ذهنی صحیح در ذهنمون ایجاد کنیم با معامله کردن و زرنگ بازی و سرمایه گزاری های پیشنهادی دیگران و عوامل بیرونی نمیشه به لیاقت ثروتمندی یا محبوب شدن و سلامت بودن پایدار دسترسی پیدا کرد .

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

      این فایل رو خیلی دوست داشتم چندین بار و چندروز گوش می کردم یعنی یک اعتبار و سند محکمی در ذهنم ایجاد می کرد و کاملا دلیل حس خوب و اشتیاق و توانمند شدن در شروع این مسیر را در ذهنم قطعی کرد …امید به نتیجه و البته اشتیاق برای اینکه این نقشه ذهنی را با دریافت آگاهی های بیشتر و البته تفکر بیشتر در ذهنم پررنگ تر کنم و روند تغییر جسمم را سرعت ببخشم البته نه به این معنا که یک شبه ده تا فایل ببینم این سرپیچی از قوانین آموزش هست ولی کمی جدی تر بگیرم با لذت بیشتری پیگیری کنم و بها بیشتری برای خلق رویام پرداخت کنم همین دیروز حکمتی بر من آشکار شد که سپاس گفتم خدا را به خاطر نقشه ذهنی و مراحل پرورش و تکاملم در مسیر مستقیم زندگی ….

      حدود دوسال بود که وات ساپ را حذف کرده بودم چون فقط ورودی منفی و پیامهای ناهمسان با مسیرم دریافت می کردم بی حرمتی به حریم ذهنی ام و البته دعوت شدن به گروههایی که اصلا اطلاعی از بسترش نداشتم …..اما چندروزی بود برای یک سری کار اداری نیاز بود با وات ساپ کار انجام بدم و از طرفی نمی دونستم چطور دیگران و نزدیکانم را از ارتباط گرفتن با من از این طریق منصرف کنم 🤔..این برنامه را نصب کردم و الهام قلبی ام بر آن شد که در اطلاعات پروفایلم با استیکر😊لبخندی نوشتم پاسخگو نیستم…

      چنددقیقه نشد که از طرف یکی نزدیکان پیام ولادت و غیره ارسال شد و اینبار نقشه ذهنی ایجاد شده به من گفت به قوانین خودت احترام بزار و از مرزهای تعیین کننده خودت عبور نکن .

      چندساعتی منفی باف رو مخم بود زشته جواب بده حالا همین یک نفره .میبینه آنلاینی ولی اراده خدا بر این شد که قانون قانونه فرقی نمی کنه انتخاب خودم باشم یا دیگری ⁉️و اینجا به لطف خدا پیروز شدم و پاسخگو نبودم سجده شکر کردم و سپاس خدا گفتم اگر دوسال پیش نتیجه عبور از قانون خودم را تجربه نکرده بودم امروز قدرت نه گفتن را نداشتم پس این یک قدرت و آزادی پایدار هست برام همراه با عزت نفس بالاخدایا شکرت عااشقتم ❤️….

      در مورد لاغری تقریبا متوجه شدم تو کدام ایستگاهم ایستگاه تصویر ذهنی ام نیاز به ترمیم داره …تجربیات مختلفی کسب کردم در مسیر لاغری و نهایتا یک عکس از خودم پیدا کردم ۹ساله هستم با قدی کشیده و لاغر اندام و بسیار زیبا گریه کردم به ناخودآگاهم گفتم من این تصویر هستم اورجینال و طبیعی همون که خدا در نهایت سلامتی و شادابی و زیبایی برام خواسته و حس می کنم تغییرات احساسیم رو به پیشرفت هست به امید و اراده خداوند 

      دست از طلب ندارم /تا کام دل بر آید 

      یا لاغر می شوم یا لاغر میشوم 

      درود بر همگان پایدار و برقرار باشید 🍃🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8