شاید باورت نشه، اما خیلی از آدما هر سال رژیم میگیرن، ورزش میکنن، قرص میخورن… اما آخرش چی؟ باز هم چاقتر میشن! 😣
دلیلش این نیست که تنبلن یا کم تلاش میکنن، بلکه چون ذهنشون هنوز برای چاقی برنامهریزی شده 📍
اگه رؤیای لاغر شدن داری، باید اول توی ذهنت مسیر جدیدی بکشی. درست مثل نقشهای که از یه شهر شلوغ به یه ساحل آروم میره 🏝️.
وقتی ذهنت مسیر لاغری رو بشناسه، بدنت هم کمکم همون مسیر رو دنبال میکنه، بدون زور و فشار! 🌱
همونطور که بدون برنامهریزی خاصی چاق شدی، با برنامه ریزی ذهن برای لاغری هم میتونی به شکل طبیعی، سبک و رها بشی 💫
نقشه ذهنی چیست؟ 🧠
🧠✨ برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کشیدن نقشهای تازه در ذهن، درست مثل وقتی قراره از یه مسیر ناشناخته سفر کنیم…
حتماً تا حالا شده بخوای بری یه جای جدید و از روی نقشه یا GPS کمک بگیری. اون نقشه دقیقاً بهت میگه از کجا باید شروع کنی، از کدوم خیابون بری و چطور به مقصد برسی 🗺️🚗
ذهن ما هم دقیقاً به همین شکل کار میکنه!
ما توی ذهنمون برای هر کار و هدفی، یه مسیر میسازیم؛ به این مسیر میگیم نقشه ذهنی. این نقشه شامل باورها، تجربهها، خاطرات و افکار ماست. چیزهایی که گاهی حتی خودمون هم نمیدونیم اونجاست!

📌 حالا اگه سالها با تصویر چاقی زندگی کردیم، بارها از شنیدهها ترسیدیم، شکست خوردیم، ناامید شدیم و به خودمون گفتیم “من نمیتونم لاغر شم”… یعنی داریم طبق یه نقشه ذهنی چاقی زندگی میکنیم 😟
🔄 ولی خبر خوب اینه که:
میشه با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، یه نقشهی جدید ساخت
نقشهای که مقصدش سبکیه، آزادیه، لباس دلخواهمونه که بهمون اندازه میشه 👗😄
نقشهای که توش، اولین ایستگاه احساس امید و انگیزهست، نه ترس و یأس ✨🚉
💡 و جالبه بدونی:
هر کسی فقط میتونه نقشه ذهنی مخصوص خودش رو بسازه.
تجربه هرکس متفاوته، پس پاسخهایی که از دیگران میگیریم هم متفاوتان. چون هرکسی داره از روی نقشه خودش حرف میزنه!
پس اگه توی مسیر لاغری بارها سردرگم شدی، وقتشه بشینی پشت فرمون ذهنت، یه نقشه تازه طراحی کنی 🧭
و بذاری برنامه ریزی ذهن برای لاغری، راهنمای تو در این سفر متفاوت باشه 💚
🧩 نقشه ذهنی چطور ساخته میشه؟
ما از وقتی بچه بودیم و کمکم شروع به فهمیدن دنیا کردیم، شروع کردیم به ساختن مسیرهای ذهنیمون. این مسیرها، همون نقشههای ذهنی ما هستن؛ برای هر کاری، از غذا خوردن گرفته تا رابطه با دیگران و حتی لاغر شدن!
مثلاً وقتی از کسی میپرسی “تو چطوری لاغر شدی؟” اون داره از روی نقشه خودش باهات حرف میزنه، نه نقشه تو 📍
برای همینه که اگه از ۵ نفر بپرسی، ۵ تا جواب متفاوت میگیری! چون هر کسی، بر اساس تجربهها، ترسها، شکستها و تلاشهای خودش، یه مسیر ذهنی خاص ساخته.
حالا تصور کن کسی که سالها با اضافهوزن زندگی کرده، ذهنش پر شده از تصاویر، باورها و تجربههایی که به چاقی منتهی شدن 😞
این یعنی یه نقشه ذهنی چاقی ساخته شده که هنوز فعاله!
درسته که خیلی از افراد چاق، تجربههای مشابهی دارن، ولی هیچکس دقیقاً مثل تو فکر نکرده و زندگی نکرده. پس وقتشه که با آگاهی، نقشهی مخصوص خودت رو طراحی کنی!

💭 نقشه ذهنی چاقی چه محتوایی داره؟
🌌 بیا یه لحظه چشماتو ببند… و تصور کن ذهنت مثل یه شهر بزرگه؛ با خیابونها، کوچهها و تابلوهای راهنما 🧠🏙️
توی این شهر، مسیرهایی هست که سالها رفتی و برگشتی. اگه با اضافهوزن زندگی کردی، حتماً یه جاده پهن به اسم «نقشه ذهنی چاقی» ساختی — یه مسیر قدیمی اما آشنا! 🛣️
این مسیر پر از تابلوهاییـه که ذهنت سالهاست ازشون پیروی کرده:
🔹 جملههایی مثل: «چاقی ارثیهست» یا «سنم بالا رفته، دیگه فایده نداره»
🔹 ترسهایی مثل «اگه رژیم رو ول کنم چی میشه؟» یا «نکنه دیگران قضاوتم کنن؟»
🔹 رفتارهایی مثل غذا خوردن با استرس، یا پرخوری بعد از ناراحتی 😓🍕
🔹 خاطراتی که ذهنت بارها پخش کرده: لباس تنگ، عکسهایی که دوست نداشتی، خجالت از نگاه دیگران
🔹 تلاشهایی که شروع شدن و با حس شکست تموم شدن…
⛓️ همه اینا شدن مصالحی برای ساختن نقشه ذهنی چاقی — و حالا وقتشه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، نقشه تازهای بکشی.
برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کمکم مسیرهای قدیمی رو ببندی و توی ذهنت کوچهپسکوچههای جدید بسازی؛ کوچههایی پر از اعتمادبهنفس، آگاهی و انتخابهای سالم 🌱✨
ذهنت آمادهی تغییر هست؛ فقط باید بلد باشی چطور فرمان رو دست بگیری. و این دقیقاً همون کاریه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری انجام میدی: ساختن عادتهای تازه، باورهای تازه، احساسات تازه!
🧭 کدوم مسیر رو انتخاب میکنی؟ چاقی یا لاغری؟
نقشه ذهنی چاقی هنوز توی ذهن ما هست، پاک نشده! 📍
| 🧠 نقشه ذهنی چاقی | 🌱 نقشه ذهنی لاغری |
|---|---|
| احساس شکست و ناامیدی در پایان مسیر | احساس ذوق، امید و اطمینان در آغاز مسیر |
| اضطراب از چاقتر شدن | آرامش در حرکت طبیعی به سمت لاغری |
| پرخوری احساسی و عادتهای ناآگاهانه | تغذیه آگاهانه و احترام به بدن |
| باورهای محدودکننده درباره لاغر شدن | باورهای قدرتمند و سازنده درباره تناسب |
| تجربه تکراری شکست با رژیمهای سخت | لذت بردن از مسیر ذهنی و بدون اجبار |
اما وقتی برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو شروع میکنیم، یه نقشهی تازه توی ذهنمون کشیده میشه — نقشهای که مسیرش کاملاً برعکسه! درست مثل دو قطار که روی ریلهای جدا از هم، به دو مقصد متفاوت میرن 🚂➡️🚂
تو نقشه چاقی، آخر خط میرسیدیم به حس شکست، یأس و اینکه “من هیچوقت لاغر نمیشم” 😞 اما توی مسیر لاغری با ذهن، همین نقطه آخر، تبدیل میشه به اولین ایستگاه!
ایستگاهی پر از ذوق، اطمینان و امید ✨💪

تصور کن ذهنت مثل یه GPS باشه که هر وقت مسیر قدیمی رو انتخاب کنی، تو رو به همون مقصد آشنا میبره — اضافهوزن، ناامیدی، تسلیم شدن…
اما حالا که داری مسیر ذهنی لاغری رو فعال میکنی، هر قدمت یه جهته تازهست به سمت رهایی و سبکی 🌿💚
با شناختن این نقشهها و مسیرها، خیلی راحتتر میتونی بفهمی آیا هنوز توی مسیر قبلی گیر کردی یا واقعاً داری به سمت هدف جدیدت حرکت میکنی؟
و همین آگاهی، نقطهی طلاییه 🌟
وقتی بدونی ذهنت چطوری برنامهریزی شده، میتونی خودت اون رو بازنویسی کنی… و این یعنی قدرت واقعی تو برای لاغر شدن!
من با عشق این مسیر رو تجربه کردم و حالا با تمام وجود این آگاهی رو با تو به اشتراک میذارم ❤️
چون باور دارم هر کسی بتونه ذهنش رو دوباره طراحی کنه و برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بده، میتونه بدنش رو هم دوباره بسازه.
و حالا نوبت انتخاب توست…
حالا که با مفهوم برنامه ریزی ذهن برای لاغری آشنا شدی و فهمیدی چطور ذهن میتونه مسیر چاقی یا لاغری رو توی زندگیت مشخص کنه، یه سوال مهم پیش میاد:
🧭 چطور این برنامهریزی ذهنی جدید رو شروع کنم؟ از کجا؟
پیشنهاد من به تو، دورهایه که هزاران نفر رو از سردرگمی، رژیمهای طاقتفرسا و احساس شکست نجات داده…
🌟 دورهی ورود به سرزمین لاغرها 🌟
این دوره دقیقاً مثل یه نقشه راه شفاف طراحی شده تا قدمبهقدم کمکت کنه تا برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بدی:
✅ افکار چاقکننده رو بشناسی و رها کنی
✅ ذهنت رو برای لاغر شدن از نو برنامهریزی کنی
✅ احساس خوب و امید رو جایگزین یأس و ناامیدی کنی
✅ و مهمتر از همه، به لاغری ذهنی ماندگار برسی… بدون رژیم، بدون اجبار، فقط با آگاهی 🧠💫
این مسیر مثل یه سفره؛ سفری که از درون شروع میشه و به بیرون ختم میشه. و دورهی ورود به سرزمین لاغرها بلیت طلایی تو برای این سفره 🎫🚀
پس اگه آمادهای تا مسیر جدیدی توی ذهنت بکشی و برای همیشه از نقشه ذهنی چاقی فاصله بگیری…
🌱 با عشق، از همین امروز قدم اول رو بردار!
✍️ تمرین آموزشی | برنامه ریزی ذهن برای لاغری
انجام تمرینها، یکی از مهمترین بخشهای برنامه ریزی ذهن برای لاغریه. 🤯🧭
هر تمرین مثل یه پلهست که تو رو به سمت ساختن نقشه ذهنی جدید نزدیکتر میکنه.
پس با دقت و تمرکز، این تمرین رو انجام بده و بگذار ذهنت مسیر تازهای برای لاغر شدن ترسیم کنه. 🌿🌟
پیشنهاد میکنم ابتدا متن آموزشی رو با دقت بخونی، بعد ویدیوی مربوط به این جلسه رو ببینی و در نهایت پاسخهای خودت رو بهصورت کامل در بخش نظرات بنویسی.
📌 سوالات تمرینی برنامه ریزی ذهن برای لاغری:
- ✨ نگرش شما درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری چیست؟ تجربهای در اینباره داری؟
- 🧠 نقشه ذهنی چاقی در شما چطور شکل گرفت؟ چه باورهایی در اون نقش داشتن؟
- 🏃♀️ چرا در گذشته برای لاغری سراغ رژیم یا ورزش میرفتی؟ ذهنت چی بهت میگفت؟
- 🔍 توی نقشه ذهنیت چه اطلاعاتی درباره لاغری ذخیره شده؟
- ❓ چرا با وجود تلاش زیاد، از روشهای مختلف لاغر نشدی؟
- 🛤️ چرا ایجاد نقشه ذهنی لاغری رو «آسانترین راه لاغری» میدونی؟ توضیح بده.
- 🗺️ چطور میتونی با استفاده از محتوای آموزشی، یک نقشه ذهنی برای لاغری بسازی؟
- 📝 از محتوای ویدیویی چه تمرینی برای خودت ساختی؟ در بخش نظرات بنویس.
💬 منتظر مشارکت تو هستم!
تمرینت درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو با دقت و از دل بنویس. تجربهات مهمه و میتونه الهامبخش بقیه همراهان هم باشه.
پاسخهات رو توی بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بگذار 💚✍️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.63 از 64 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خداوند خاصم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات نقشه ذهنی
به نام خداوند یاری دهنده ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
نقشه ذهنی چاقی
در این مدت که در سایت بودم خیلی خوب درک کرده ام که مقصد و رسیدن به هدف مهم نیست بلکه مسیر رسیدن به هدف مهم است .
وقتی از مسیر رسیدن به هدف خود لذت ببرم زمانیکه به هدف خود می رسم باز حالم خوب است و از مقصد و هدف خودم بعد از مدتی دلسرد نمی شوم .
یاد گرفتم که موفقیت این است که در مسیر هدف و خواسته های خود حرکت کنم ،این نشانه پیروزی است
موفقیت یعنی بهبود نسبت به گذشته خود.
اما همانطور که میدانیم برای طی کردن هر مسیری نقشه راهی موجود بوده که ایستگاه به ایستگاه ما آنها را طی کرده ایم و به مقصد رسیده ایم .
مسیر چاق شدن هم دارای یک نقشه ذهنی است که من این نقشه ذهنی را در خودم واکاوی کردم و به ایستگاه های زیر رسیدم
:و اما
ایستگاههای چاق شدن من
ایستگاه :شنیدن و وارد کردن اطلاعات چاقی به ذهن
ذره ذره اطلاعات اشتباه از طرق مختلف وارد ذهن من شد ،مثلا زمان بارداری و شیردهی باید زیاد بخورم ،ژنتیک من چاقی است،استخوانبندی من درشت است ،متابولیسمم پایین است و هزاران اطلاعات که وارد ذهنم شد و ذهن من آنها را ثبت کرد
ایستگاه :تبدیل شنیده ها به باورها
تکرار بارها و بارهای اطلاعات وارد شده در ذهن ، باورهای من را شکل داد مثلا اینقدر تیروئید داشتن و چاقی را بارها و بارها شنیدم که چون من گواتر دارم طبیعیه چاق باشم و این شد باور من که اگر چاق بشم طبیعیه چون من تیروئید کم کار دارم
ایستگاه :تبدیل باورها به رفتار
چون باور کرده بودم حالا یکی یکی اون باورها در رفتار من خودشان را نشان میدادند مثلا :باور شخص باردار باید به اندازه چند نفر بخورد و من به اجبار بخاطر حفظ جان جنین هایم به اندازه ۴ نفر میخوردم .
ایستگاه :تکرار رفتارها و تبدیل شدن به عادات
همینطور رفتارهای اشتباه که از باورهای اشتباه شکل گرفته بودند پشت سر هم تکرار میشدند و من به طور غیر ارادی و اتوماتیک دیگر بدون نیاز به فکر و تصمیم گیری بر طبق عادات آن کارها را انجام میدادم درست مثل نفس کشیدن همانقدر عادی و عادتی مثلا :بیشتر خوردن از حد نیاز طبیعی بدنم تبدیل به عادت شد و تا به مرز خفگی نمیرسیدم دست از خوردن نمیکشیدم کاملا عادی و عادتی این اتفاق هر بار تکرار میشد
ایستگاه:تکرار عادتها و تبدیل شدن به شخصیت
عادتهای بد بصورت خودبه خودی اتفاق می افتادند و کنش و شخصیت من را شکل میدادند حالا دیگر در مواجهه با خوراکی ها عنان از کف میدادم و مثل افراد پرخور و شکمو رفتار میکردم مثلا به محض دیدن پیتزا یا ساندویچ مثل قحطی زده ها تند تند و با عجله میخوردم گاهی فرصت نفس کشیدن هم به خودم نمیدادم انگار اگر عجله نکنم غذای من را کسی میدزدد و چنان مثل دیو دو سر به آن غذا حمله میکردم گویا اولین بار است که چنین چیزی دیده یا خورده ام .
ایستگاه :تبدیل شخصیت به جسم
تکرار رفتارهای شخصیت چاق به مرور زمان جسم من را تحت تاثیر قرار داد و روند چاق شدن من شروع شد ترس از چاقی بیشتر یکباره متوجه چاق شدنم شدم و ترس تمام وجودم را گرفت و حالا دیگر از چاقتر شدن واهمه داشتم
ایستگاه: تنگ شدن لباسها
خدای من حالا دیگر دکمه های لباسم به راحتی بسته نمیشد ،کمی که جلوتر رفتم آنقدر چاق شدم که دیگر لباس دلخواهم در سایز من وجود نداشت
ایستگاه :ترس از خوردن
آنقدر ترس از چاقی در وجود من رخنه کرده بود که حالا برای رها شدن از چاقی روی آوردم به سمت روشهای لاغری و در تمام آن روشها اولین چیزی که به من تزریق شد تفکیک موادغذایی و ایجاد ترس از خوراکی ها بود حالا هر چه میخواستم بخورم میترسیدم نکند چاقتر شوم.
و خوردنی ها برای من تبدیل شدند به ؛چیزهای لذیذ و لذت بخشی ،که بسیار در اوج لذت ،ترسناک و چاق کننده هستند
ایستگاه :پرخوری کردن
حالا از بس روشهای مختلف لاغری را امتحان کرده بودم و لاغر نشده بودم زدم کانال بیخیالی و تا حلق میخوردم آنقدر پرخوری میکردم تا از شدت چاقی بمیرم و با خودم لج کرده بودم
ایستگاه:چاق شدن
حالا دیگر هر روز وزن من بالاتر میرفت سایز من بیشتر میشد و چاقی در درون من جولان میداد.
ابتدا شکمم بزرگتر شد
کم کم باسنم بزرگ تر شد
رانهایم پهنتر و چاقتر شدند
بازوهایم بزرگ شدند
دور سینه ام بزرگتر شد
صورتم چاق شد
و من به همین ترتیب تبدیل شدم به یک چاق
ایستگاه:حرف و طعنه دیگران
حالا هر کس به من میرسید میخواست چاقی ام را به من یادآوری کند یا از سر دوست داشتن یا از سر طعنه؛
کار عادی و روزمره شان شده بود و من بیشتر لج میکردم و بیشتر به جسمم آزار میرساندم ؛
چه با پرخوری چه با روشهای لاغری اشتباه
ایستگاه :نفرت از خود و خدا و انسانها و جهان و ناشکری
اصلا خودم را دوست نداشتم و هر بار که با روشهای لاغری زجر میکشیدم ،محکم به شکمم میکوبیدم و میگفتم بکش حقت است لیاقت تو همین است تو باید زجر بکشی تا آدم شوی .
و علاوه بر تحقیرهای دیگران حالا خودم هم خودم را تحقیر میکردم و کتک میزدم و از خودم نفرت شدیدی داشتم
ایستگاه:فرار از جمع و نگاه کردن به آیینه و عکس گرفتن
آنقدر از خودم انزجار داشتم که حاضر نبودم در آینه به بدنم نگاه کنم و این اواخر صورتم را هم نمیدیدم و از عکس گرفتن بیزار بودم هر وقت دیگران عکس میگرفتند من نمیرفتم.
اگر هم با اصرار و اجبار میرفتم بدنم را پشت دیگران پنهان میکردم، اصلا دوست نداشتم در جمع و مهمانی حاضر باشم و گوشه گیر و منزوی شده بودم
ایستگاه :از دست دادن اعتماد به نفس و عزت نفس
اصلا اعتماد به نفس نداشتم و فکر میکردم انسانی زشت تر و بد تر از من خلق نشده و این باعث شده بود هیچ جا نتوانم از حقم دفاع کنم و فقط پناهگاه من خداوند و ساعتها گریه کردن بود
ایستگاه:نا امیدی و افسردگی
متاسفانه دیگر لاغر شدن برایم غیر ممکن و یک آرزوی دور و دراز شده بود و من دچار افسردگی شدم و اصلا امیدی به لاغر شدن که نداشتم بماند، حالا از هر روز چاقتر شدنم هم به ستوه آمده بودم و متاسفانه هیچ راهی نتوانسته بود چاقی من را متوقف کند و حال من هر روز بدتر میشد .
و اما
خوب حالا با لذت برویم سراغ مراحل لاغری من از طریق یادگیری اصول ذهنی.
همانطور که میدانیم بهترین مسیر برای برگشت ،برگشتن از همان مسیر رفتن است
و اما ایستگاههای لاغری من
ایستگاه :امید و اشتیاق
من حالا سرشار از امیدواری به کسب نتیجه لاغری شده بودم و اشتیاق و ذوق من برای ادامه دادن مسیر یادگیری سبب میشود هر روز با عشق در مسیر یادگیری حرکت کنم .الهی شکرت
ایستگاه :بالا رفتن اعتماد به نفس و عزت نفس
آنقدر به شکر پروردگارم اعتماد به نفس و عزت نفسم بالا رفته که توانایی کنترل ورودی های ذهنم را در دست گرفتم ،حالا به راحتی از حقم دفاع میکنم .الهی شکرت
ایستگاه :نترسیدن از جمع و نگاه به آیینه و عکس گرفتن
حالا با لذت در جمعها و اجتماع حاضر میشوم قبلا اصلا بدون آرایش جایی نمیرفتم اما الان مدتهاست بیرون میروم ولی آرایش نمیکنم؛ مگر اینکه میلم بکشد .
به راحتی در آینه نگاه میکنم و هر بار چشمکی به خودم میزنم و میگویم دوستت دارم خودم را بغل میکنم و لذت میبرم .
بدون ترس و نگرانی تمام قد عکس میگیرم و اصلا از قضاوت دیگران نمیترسم. الهی شکرت
ایستگاه:خود دوستی و خدا دوستی و انسان دوستی و جهان دوستی و شکرگزاری
من عاشق خودم هستم ،خودم را میبوسم در آغوش میگیرم با خودم صحبت میکنم و درونم را آلوده نمیکنم چون جایگاه پروردگار عظیم الشأن من است .انسانها را بیشتر از قبل دوست دارم چون تجلی قدرت پروردگار من هستند به جهان هستی با دیده عشق و لذت نگاه میکنم و هر لحظه شکر گزار هستم و از هر نعمتی استفاده میکنم همان لحظه شکرگزاری میکنم و چقدر معجزه شکرگزاری زیباست الهی شکرت
ایستگاه: حرف و طعنه دیگران
از وقتی احساسم خوب شده انگار فرکانس اطراف من که همگی خیر و خوبی است را دیگران دریافت میکنند دیگر از طعنه و سرزنش خبری نیست بلکه تمام کائنات به تحسین من وزیبایی هایم مشغول هستند الهی شکرت
ایستگاه :توقف چاقی من و شروع روند لاغری
به شکر خدای بی نظیرم چاقی من که تحت کنترل نبود به طرز معجزه آسایی متوقف شده و روند لاغری در من شکل گرفته
صورتم کشیده تر شده
دور سینه ام جمع و جور تر شده
بازوهایم لاغرتر شده
رانهایم کوچکتر و کشیده تر شده
باسن جمع تر شده
شکمم جمع تر شده
و اینها یعنی ظهور نشانه ها؛ الهی شکرت
ایستگاه :به اندازه نیاز جسم خوردن
حالا دیگر به اندازه نیاز جسمم میخورم ،نقطه سیری و گرسنگی را درک کرده ام و چقدر لذت بخش است توجه به جسم و نیازهایش الهی شکرت
ایستگاه:نترسیدن از خوراکی ها
حالا دیگر خوراکی ها را بخاطر ترس از آنها تفکیک نمیکنم ،کالری های آنها را محاسبه نمیکنم ،به نعمتهای خداوند برچسب چاق کنندگی یا لاغر کنندگی نمیزنم و از هر چه دوست دارم با لذت میخورم
ایستگاه :آزاد شدن لباسهایم
حالا دیگر نگران نیستم که موقع خریدن لباس چیزی بخرم که با چاق تر شدنم باز هم اندازه ام باشد. بلکه الان حتی لباسهایی که محرم خریدم کلی از تمام قسمتها به من آزادتر شده اند و این یعنی شادی و درستی مسیر ؛ الهی شکرت
ایستگاه:تبدیل شخصیت متناسبم به جسم متناسبم
من حالا مثل یک فرد متناسب و باشخصیت رفتار میکنم و جسمم هم به طبع آن در حال متناسب شدن است
حالا دیگر مثل آپاچی ها و قحطی زده ها با موادغذایی رفتار نمیکنم بلکه مانند افراد متناسب رفتار میکنم ؛الهی شکرت
ایستگاه :تکرار عادتهای متناسب و تبدیل شدن به شخصیت متناسب
من در حال تلاش برای تکرار کردن عادتهای خوب هستم تا شخصیت متناسبم شکل بگیرد
مثلا آرام و شمرده غذاخوردن را دارم در شخصیت متناسبم نهادینه میکنم
ایستگاه :تکرار رفتارهای متناسب و تبدیل شدن به عادات متناسب
خوب میدانیم که اگر رفتارها را در یک بازه زمانی مشخص تکرار کنیم تبدیل به عادات ما میشوند
پس من تلاش میکنم رفتارهای درست و متناسب کننده را به عادات زندگی ام تبدیل کنم
مثلا رفتار آرام خوردن و عجله نکردن را دارم به عادتم تبدیل میکنم .
ایستگاه:روی کار آوردن باورهای درست و متناسب برای تبدیل به رفتارهای متناسب
خوب ذهن ما مملو از باورهای اشتباه است ولی من تلاش میکنم باورهای صحیحی که به صورت پیش فرض در درون من است را فعال کنم تا رفتار من طبق طبیعت جسمم به سمت تناسب تغییر مسیر دهد و من رفتارهای متناسب کننده از خودم در تمام شرایط بروز دهم .
ایستگاه :شنیدن یادگیری های ذهنی برای روی کار آوردن باورهای صحیح
من از ابتدای ایستگاه لاغری ام در حال شنیدن و یادگیری صحیح هستم و میدانم برای اینکه این شنیده ها تبدیل به باورهای من شوند نیاز به زمان و صرف وقت و هزینه است پس با عشق میشنوم و باورهای صحیح را در ذهن خودم شکل میدهم
ایستگاه :دریافت اطلاعات و داده های صحیح لاغری
من در این ایستگاه دیگر به مهارت کنترل ذهن رسیده ام ؛
ایستگاهی که با کنترل ورودی ها و دادن اطلاعات صحیح ذهن را آلوده به هیچ چیز اشتباهی نمیکنم .رسیدن به این ایستگاه یعنی قرار گرفتن در مسیر درست تکامل یعنی موفقیت یعنی لاغری همیشگی
خداوندا سپاسگزارم که من را یاری میدهی تا ایستگاههای زیبایی که در مسیر زیبای تکامل من در جهت لاغری وجود دارد را طی کنم
خداوندا دوستت دارم
الهی به امید تو