0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 666 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
900 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۱ ۰۳:۱۰
      مدت عضویت: 2209 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 85 کلمه

      سلام استاد عزیز

      تولدتون مبارک .

      درپناه حق تندرست وموفق باشید

      الان خواستم دوتا از محصول شما رو باهم  خریداری کنم 

      منتها وقتی کدتخفیف رو میزنم فقط همون ۴۰ درصد رو حساب میکنه و ۱۵ درصد خرید اولم رو به عنوان تخفیف در جمع منظور نمیکنه .

      آیا بایستی تک تک خرید کنم تا ۱۵ درصد خرید اول رو که به عنوان هدیه درسبد خرید منظورمیشه درخرید دوم  ام دریافت کنم .

      یا اینکه هدیه سبد خرید اولم در یک روز دیگه غیر امروز  منظور میشه ؟

      با سپاس از زحماتتون .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۰/۱۱/۲۴ ۲۲:۲۴
      مدت عضویت: 2209 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      سلام

      علت های چاقی که من میدونستم:

      کم تحرکی . 

      پشت میز نشینی .

       استخوان بندی درشت .شبیه عمه هام هستم

      با امکانات رفاهی بیشتر چاقی بیشتر میشه 

      هرچه وضع مالی بهتر شود ثروت بیشتر  پس چاقی بیشتر

      چون قیافم شبیه پدرم هست و پدرم از سن خاص روند چاقیش بیشتر شد  پس منم از سن خاص چاق تر میشم.

      خوردن بعضی غذاها 

      بالارفتن سن باعث رشد عرضی بدن میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۸ ۱۸:۰۹
      مدت عضویت: 2209 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 647 کلمه

      سلام
      من تا اونجائیکه یادم میاد مامانم همش میگفت که ما بچه هاش همه دربدو تولد تپل بودیم وهمش باافتخار اینو میگفت وتپلی ما شاید درحد چندکیلو وزن بیشتر نسبت به همسالای خودمون.
      وقتی که کمی بزرگتر شدم یادم میاد این چندکیلو شاید درحد ۳ الی ۴ کیلو بود اما من یادم میاد من خیلی غذا میخوردم به طوریکه بعد خوردن ناهار یا شام سنگین میشدم و سریع خوابم میبرد .
      تا اینکه خواهرم که مجردیش اونهم درحد چند کیلو اضافه وزن داشت بعد ازدواجش کن کم وزنش بیشتر وبیشتر شد و همش که عصرها میومد خونمون .
      مرتب گله میکرد و بهم میگفت خوشبحالت چقدر متناسبی . ومادرم بهش میگفت تو تا لنگ ظهر میخابی وتحرک نداری . خواهرت صبح زود میره سرکار ومرتب فعالیت میکنه . وتازه اونهم چون قدش بلندتره اضافه وزنش به چشم نمیاد .
      هرسری میومد خونمون مرتب میگفت .
      و یه پسر همساده داشتیم اونهم خیلی چاق بود و مرتب از چاقیش پیش همساده ها گله میکرد و ازخودش بدش میومد . مادرم که میگفت احتمالن اون بیماره چون خواهرش هم همینجور چاقه . وحرکت کردن براش خیلی سخته .
      پدرم میگفت اون کارنمیکنه پاشه تحرک داشته باشه کارکنه لاغر میشه .
      و عمو و عمه هام همه چاق بودن . و چون خوشگل بودن من یه جورایی تو ذهنم چاقیشون رو در خوشگلیشون ربط میدادم که صورت پهن و زیبایی دارن .چون کلا سرخ وسفید بودن .
      عموم هم چاق بود سفید رو بود و درسرمای زمستان میدیدیم یه تی شرت رنگ روشن می پوشید و تو ذهنم بود که چاقها استقامت بدنی بالایی دارن . من اینهمه لباس وکاپشن تنمه سردمه اون با یه لباس نخی میگرده .وچاقی تو ذهنم مترادف شده بود سلامتی .
      خواهرزاده هام که به دنیا اومدن خونه ما بزرگ شدن چون خواهرم ادامه تحصیل داد وخونه نبود بچه هاش رو رسیدگی کنه و مرتب تو خونمون اون رو مادر بی مسولیت میدونستیم که بچه هاش رو رسیدگی نمیکنه که اونها اینجور لاغرن . وبا هزار ترفند وکلک به بچه هاش غذای بیشتری میدادیم . چون معتقد بودیم اکه لاغر باشن زود مریض میشن و بدنشون توانایی مبارزه با بیماری رو نداره .
      برادر کوچکم لاغر بود وهمش وقتی دعوا میافتادن همش اون رو لاغر مردنی میگفتن ومسخرش میکردن .
      کم کم من شروع به اضافه وزن کردم برای من مهم نبود چون زیاد چشمگیر نبود ولی مادرم میگفت تو استخوان بندیت درشته و به عمه هات داری میری .
      تو تلویزیون هر فرد ثروتمندی که میدیدم چاق بود وبرام تداعی شد که ثروتمندان چون غذای خوب میخورن چاق هستن .
      وکم کم که شاغل شدم و درآمد ماهیانه داشتم متوجه شدم دارم چاق میشم . و کم کم همکاران بهم میگفتن .
      اما چون زیاد فاحش نبود توجهی نمیکردم .
      تا اینکه متوجه شدم لباسهام هرسری تنگ تر میشن و مجبورم لباسهای جدیدتری بخرم .
      کم کم رفتم باشگاه . خونه هم میگفتن تحرکت رو زیاد کن تو کارت پشت میزنشینی هست به خاطر همین چاق شدی .
      اون مدت ها قبل ترش داداشم باشگاه میرفت و من متوجه شدم اون یه سری پودرهایی رو مصرف میکنه و به مادرم گفتم و بهش هم گفتم که بازوهات چرا اینجوری شد و پف کرد و مرتب با بازوهام ادای پسرای چاق رو درمیاوردم که چه افتخاری میکنن به بازوهاشون و اون رو مظهر قدرت وقداست مرد میدونن.
      همین ادا درآوردنها باعث شد بعد مدتی بازوهام پف کنن واون همش وقتی آستین کوتاه میپوشیدم بهم میگفت خوشبحالت بازوهای خوبی داری شبیه بازوی پسرها میمونه . وحسرت میخورد که من بدون هیچ کاری بازوهام پفی وخوشگله .
      با هرسری گفتنش من اذیت میشدم و اون چون دوست داشت مرتب میگفت .
      وانگار هرسری باورهای جدیدی اضافه میشد میگفتن چون سن بالا میره طبیعیه بدن رشد عرضی پیدا کنه .
      یا شمالیها چون برنج زیاد میخورن چاقن ونمونش کشتی گیران منطقه شمال تو جهان مقام اول رو دارن .
      من که شبیه یه نهال کوچک لاغر بودم ‌ شدم شبیه یه درخت تنومند بزرگ .
      ودر روحیم تاثیر بدی گذاشت و ادامه ماجرا درگام بعد …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۱/۰۴/۱۳ ۱۸:۲۳
      مدت عضویت: 2209 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 51 کلمه

      سلام

      منم از روزی که توسایت بودم تا به الان که فعالیت میکنم همچنان درحال شناسایی علت چاقیم هستم کلی روتونستم پیدا کنم :

      کم تحرکی وپشت میز نشینی

      رفتن به باشگاه ورزشی

      استخوان بندی درشت

      بالا رفتن سن

      شباهت به عمه هام

      وضعیت مالی بهتر و چاق ترشدن 

      اتمام تحصیلات و دورشدن از استرس امتحانات

      رفاه و آزادی بیشتر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۲/۰۴/۲۹ ۱۶:۰۶
      مدت عضویت: 2209 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 522 کلمه

      سلام بر استاد عزیز ودوستان همراه

      من سال ۱۴۰۰ که تصمیم گرفتم به طور جدی با آموزشهای این دوره روی خودم کار کنم و وزنم رو کاهش بدهم و خوشبختانه در سال ۱۴۰۱ موفق شدم وزنم  رو از ۷۴ کیلو به ۶۰ کیلو برسانم .

      علیرغم اینکه تقریبا در دوره فعالیت  کمی داشتم اما تمرینات عملی رو انجام میدادم مثلا فروشگاهی یا بانکی میرفتم  باخودم صحبت میکردم که نگاه دیدی کم تحرکی باعث چاقی نمیشه .و…

      باز هم وزنم ثابت بود تا اردیبهشت امسال از اردیبهشت امسال که با کار کردن ذهنی روی خودم در زمینه اعتماد به نفس  آرامش عجیبی گرفته بوم و یکی از لتفاقاتی که سالها منتظرش بودم به طور شگفت انگیزی در زندگیم رخ داد و من  آرامش رو از درونم احساس میکردم ومیکنم .

      اما کم کم متوجه شدم رفتار غذایی ام تغییر کرد و سایز لباسهام بدام تنگ تر میشه . 

      با خودم گفتم من که برام واضحه که باورهای مخرب گذشته کاملا پوچ بودن ورفع شدن پس من چه کار جدیدی اضافه کردم به زندگیم .

      منوجه شدم حال درونیم خیلی بهترشده و از اونجاییکه باور داشتم افراد بی خیال و افرادی که درآرامش هستند افراد چاق و تپل هستن 

      متاسفانه این باورم داره روی رفتار غذایی ام خودش رو نشون میده به طوری که زود گرسنم میشه و تعداد وعده های غذاییم بیشتر وبیشتر میشه .

      اخه دخترخالم خیلی لاغر بود بعد از ازدواج تپل شد و صحبت میشد  که دختره چون نگران ازدواجش بود و الان آرامش داره  چاق شده .

      وبیشتر افراد که دوربرم بودن و چاق بودن خونه صحبت میشد چون اونها آرامش دارن و بی خیالن .

      مثلا فلانی سرمایه دار هست وایتدش تضمینه یعنی آرامش داره و بی خیاله واتفاقا چاقه 

      . یافلانی تو ارزونی بچه هاش رو سروسامان داد والان خیالش راحته و نمیدونم چی جوریه این فرد هم چاقه 

      . یا به پدرم میگن تو چون بی خیالی و آرامش داری و انگارنه انگار این هم مشکلات تو زندگیمون داریم واتفاقا پدرم چاقه . البته پدرم دنیا رو اب ببره اون رو خواب ببره

      همین امروز صبح داخل اتاق بودم مادرم اومد سروقت کمد واصلا من فکر کارای خودم بودم برگشت بهم گفت کیف میکنی و هستی . و رفت.

      یا برادرم چند وقت پیش بهم گفت خیلی عوض شدی آرومی 

      و منم چون این کد آرامش رو قبلا به چاقی ربط داده بودم بعد برطرف شدن مسله چندین ساله ام از زتدگیم  وتجربه آرامش کم کم رفتار غذاییم تغییر کرد و من زود مچ خودم رو گرفتم .

      الان که دارم این کامنت رو مینویسم ناهار رو ساعت دو خوردیم الان یه ساعته مغزم فرمان میده برو موز بخور پاشو برو .

      گفتم نمیرم نه به دلیل ترس از چاق شدن نه . بلکه من انسان باارزشی هستم و از روی هوس تصمیم نمیگیرم چون گرسنم نیست برای چی بخورم .

      فعلا ساکتش کردم . با دوره پیش میرم و این باور مخرب رو هم سمپاشی میکنم تا خشک بشه  .

      میخاستن زودتر بیام توسایت واتفاقا میومدم اما نمیدونم چرا اینترنت گوشیم به محض واردشدن به سایت تناسب فکری سرعتش کاملا متوقف میشد اما سایتهای دیگه خوب بود .

      خدا رو شکر امروز سرعت بهتر بود اگرچه مرتب قطع و وصل میشد و من تونستم وارد سایت بشوم و با استاد عزیز  ودوستانم همراه باشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 72
گردونه هدایا گردونه هدایا