0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 684 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
> 907 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریماه
      ۱۴۰۴/۰۵/۱۸ ۱۰:۰۷
      مدت عضویت: 2073 روز
      امتیاز کاربر: 21688 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 814 کلمه

      چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟خب من پدرومادرم هردو چاق بودن و هنوز هم مسئله اصلی و اساسی خونه ما چاقیه و من هم ازشون چاقی را یاد گرفتم یادمه پنج شیش سالم بود و از چاق شدن میترسیدم و خیلی چیزهارا نمیخوردم و مامانم خوشحال بود که من از حالا دارم رعایت میکنم مثلا یبار پسرعمم داشت گز میخورد و من بهش گفتم نباید بخوری چون گز چاق می‌کنه و عمم گفت نه برای بچه ها اشکالی نداره و بعد کم کم وقتی وارد مدرسه شدم از کلاس دوم به بعد شروع کردم به چاق شدن و از همون موقع همش درحال انتخاب روش های مختلفی برای لاغر شدن بودم جوریکه من یادمه اولین رژیمم را در هشت سالگی گرفتم و سه روز فقط تونستم انجام بدم و اولین باری که باشگاه بدنسازی رفتم ده سالم بود یادمه بزرگتر که شده تابستونها هرروز میرفتم باشگاه بلکه کمی لاغر بشم و منتها نتیجه عکس میداد و من چاقتر میشدم دیگه اون اواخر دست به دامن کارهای عجیب شده بودم خوردن یه چیزهایی که با ماست قاطی میکنن میخورن و افشره لیمو و قرص و وزن کردن خودم با ترازوهای مخصوص که میزان چربی بدن را نشون میدن و همه ی این هاخلاصه خیلی اذیت بودم کل دوران نوجوانیم استرس چاقی را داشتم و اعتماد به نفسم به کل نابود بود هیچوقت توی دورهمی هایی که با دوستام داشتم بهم خوش نمیگذشت چون حس میکردم جذاب نیستم درست تو سنی که دلم میخواست جذاب باشم همش فکر میکردم جذاب نیستم و بخاطر بدنم هیچ کسی مخصوصا پسرا منو انتخاب نمیکننیادمه اون زمان به طور افراطی چیپس میخوردم تقریبا هرروز چیپس میخوردم و عاشق چیپس بودم خیلی برام جالبه که الان دیگه اون علاقه عجیب را به چیپس کاملا از دست دادم و بعد هم تیر آخر سال کنکور بود که خب برام منطقی بود که چاق بشم و خیلی چاق شدم بدنم پر ترک پوستی شد و حال روحی روانیم بعد کنکور وحشتناک بودو تابستون بعد کنکور شروع کردم به انجام دادن این دوره و حدودا هشت نه ماه طول کشید و من لاغر شدم خیلی لاغر شده بودم و حس و حالم خیلی تغییر کرده بود خیلی بیشتر خودمو دوشت داشتم ولی بازم انگار دلم میخواست لاغر تر بشم و هربار لباسی اندازم نبود خودمو سرزنش میکردم و با اینکه کلی لاغر شده بودم ولی خودمو هنوز چاق میدونستم ولی اعتماد به نفس پیدا کرده بودم مدت طولانی لاغر بودم فک میکنم به مدت یک سال و نیم لاغر موندم بدون اینکه هیچ کار خاصی بکنم در طول زندگی عادیم لاغر مونده بودم و بعد یه اتفاق خیلی ناراحت کننده ای که برای من بوجود اومد که اون اتفاق باعث شد من از خودم متنفر بشمخیلی شوکه شده بودم و برام وحشتناک بود اوایلش خودم نمیفهمیدم که چقدر اون اتفاق منو بهم ریخته یادمه چندروز اول ناراحت بودم و گریه میکردم ولی بعدش که دیگه گریه نمی‌کردم فکر میکردم حالم بهتر شده ولی اون شوک اساس منو ریخته بود بهم تمام اعتماد به نفسی که برام بوجود اومد را از بین برده بود و من نفهمیدم که چطوری از بهمن تا اردیبهشت یهو بمقدار زیادی چاق شدم درحالیکه خودم عمدا تغییری توی بدنم حس نمیکردم یکهو نردیک هشت سایز چاق شدم و فکر میکنم از شدت خود نادوستی دوباره چاق شدم و از شدت افسردگی دوباره عادتهای اشتباهم برگشته بودنهنوز هم اگه ازم بپرسن میگم اون اتفاق برام یکی از نقاط مهم زندگیم بودخلاصه که نمیخوام چاق شدنم را بندازم گردن اون اتفاق و بگم عاملش اون بود من باید سعی میکردم سریعتر بعد اون اتفاق خودمو جمع و جور کنم و وقتی کتوجه یکمی چاق شدنم میشدم دوباره سریع به این دوره برمیگشتم و خلاصه خیلی کارها میتونستم بکنم که نزارم دوباره چاق بشم و اصلا نیاید اعتماد به نفسم انقدر به یه اتفاق بیرونی وصل میبود که بتونه از ریشه منو بزنهالان بیشتر از یکسال داره از اون اتفاق میگذره و من حالم خیلی بهتره چند جلسه براش تراپی رفتم و اعتماد به نفسم را بازیابی کردم و الان اینجام تا دوباره برای همیشه لاغر بشم چون لاغری قشنگه و من اون زمان که لاغر بودم خیلی حس فوق العاده ای بود حاضرم هرچقدر نیازه تلاش کنم تا به اون حس فوق العاده دوباره برسم چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟

      من یه باوری که مانع موفقیتم میشه و البته الان دیگه کمرنگ شده دارم و اونم اینه که من بدنم ضعیفه و با ورزش قوی میشه و من نمیتونم از پس کارام بربیام بخاطر چاقی و فعالیت های کمی دارم

      در صورتیکه اینطور نیست در واقعیت من دارم یه زندگی عادی را میکنم و همه کارهام هم داره پیش میره درسته که چاقی بده و یجاهایی مانع زندگی عادی میشه ولی چاق بودن ربطی به ورزش نکردن نداره چون من یه عالمه دوست دارم که لاغرن و ورزش هم نمیکنن

      از همین الان بابت اندام فوق العاده ای که دارم خوشحال و سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۱۴:۰۷
      مدت عضویت: 2073 روز
      امتیاز کاربر: 21688 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 529 کلمه

      سلام روز همگی بخیر باشه

      داستان چاقی خودم را میخوام تعریف کنم

      من از بچگی تپل بودم جوری که مامانم میگه وقتی چهارماهم بوده نه کیلو بودم و از نظر خانواده کلا تپل بودم ولی خب یروز وقتی 13 سالم بود با دوستای مدرسم داشتیم دفترچه سلامتمون را میخوندیم که دیدم وزن من تا 8 سالگی دقیقا عین بقیه دوستام که متناسبن پیش رفته و از هشت سالگی هی تصاعدی هر سال چاق و چاق‌تر شده ام 

      من فکر میکنم دلیل چاق شدنم صرفا بودن تو محیطی بوده که من چاقی را توش یاد گرفتم و باورهای اشتباهی برام ایجاد شد که باعث شد رفتارهای اشتباهی نظیر پرخوری انجام بدم 

      وقتی که خیلی از دوره دور شدم کلا توجه کردن به بدنم را یادم رفته بود و با ذهنم و باورهای اشتباهم غذا میخوردم

      مثلا میخوردم که انرژی داشته باشم میخوردم که ضعف نکنم و یه تایمی هرچی غذا میخوردم بازم بدنم ضعف داشت و حس میکردم از غذاست در صورتیکه بخاطر التهاب معدم بود و همه ی این باورهای اشتباه باعث شدند که من دوباره چاق بشم 

      در اصل من یادم رفته بود که مسئولیت بدنم و وزنم با منه و از زیر این مسئولیت در میرفتم

      من خاطرات کمی از قبل چاق شدنم داشتم ولی یادمه که وقتی میدیدم مامان بابام همواره در تلاش برای لاغر شدن هستند منم سعی میکردم ازشون الگو بگیرم مثلا با اینکه پنج شیش سالم بود ولی توی مهمونی ها گز نمیخوردم که چاق نشم یادمه یبار عمه ام به پسر عمه ام که نه ماه از من کوچیکتر بود گز داد و من گفتم وای نباید گز چاق میکنه و عمم گفت برای بچه ها که اشکالی نداره

      خلاصه من توی بچگی مامان بابام چاق بودن و همواره نگران بودن که من چاق نشم و مثل خودشون و عمه هام نشم و از طرف بقیه فامیل هم زیاد نصیحت میشدم که حواسم باشه مثل مامان بابام چاق نشم با اینکه شاید هفت هشت سالم بود

      خلاصه که چیزی که از قبل چاق شدنم یادمه اینه که همواره از چاق شدن ترسوندنم

      من از روشهای زیادی برای لاغر شدن استفاده کردم ده سالگی اولین باشگاهمو رفتم کمتر از ده سالگی رژیم گرفتم ولی هیچکدوم به جز این سایت به لاغر شدن من کمک نکردند 

      من لاغر شده بودم ولی دوباره چاق شدم تقریبا دوسالی هست که از فضای سایت دور بودم

      و این چاقی خیلی اذیتم میکنه وقتی میبینم لباسهایی که خیلی بابت اینکه اندازم میشن خوشحال بودم دوباره برام تنگ شدند 

      و یا اینکه وقتی میخوام یچیزی بخرم هی باید بگم یه سایز بزرگتر و با این مواجه میشم که وای چاق شده ام و یا اینکه دیگه نمیتونم استایلهای مورد علاقمو داشته باشم بدنم ضعیف شده و نمیتونم طولانی راه برم از پله بالا برم و فعالیت بدنی کمتری دارم همه ی اینها خیلی خیلی اذیتم میکنن 

      چاقی واقعا اذیت کنندست و من میخوام لاغر شم میخوام مایو خوشگل بپوشم برم استخر و پارک آبی میخوام لباس مجلسی بدن نما بپوشم برم عروسی میخوام همه ی لباسهای کمدم برام گشاد بشن و برم یه عالمه لباس رنگی و شیک جدید بخرم 

      میخوام دست رو هر لباسی گذاشتم سایزم باشه و بتونم بپوشمش 

      میخوام با اعتماد به نفس زندگی کنم

      برای همین مسیری که درسته را ادامه میدم با کمک خودم چون من یک لشکر یک نفره هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 73