0

چگونه با خداوند صحبت کنیم (جلسه دوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

گاهی وقت‌ها دلت می‌خواد بشینی و بی‌واسطه با خدا حرف بزنی ✨ همون‌جوری که با صمیمی‌ترین دوستت گپ می‌زنی. شاید برات سوال باشه چگونه با خداوند صحبت کنیم وقتی که نه صدایی از او می‌شنویم و نه زبان خاصی برای ارتباط لازم است؟ 🤔

حقیقت اینه که خداوند همیشه منتظر شنیدن دل ماست 💖، نه لحن رسمی می‌خواد و نه واژه‌های سخت. کافیست با زبان خودت، همون‌جوری که راحتی، احساساتت رو براش بگی. 🌿

تصور کن در سکوت شب، وقتی همه خوابیدن، تو با خدا نجوا می‌کنی و آرامشی عمیق مثل نسیم ملایم روی دلت می‌نشینه 🌙💫.

چگونه با خداوند صحبت کنیم 🙏✨

از همون کودکی به من یاد داده بودن که برای دعا کردن یا صحبت با خداوند باید حتماً به زبان عربی باشه.

برای همین همیشه دنبال دعاها و نوشته‌هایی به عربی می‌گشتم تا خواسته‌هام رو به خدا عرضه کنم 📜.
ولی راستش رو بخواید، از زبان عربی خوشم نمی‌اومد 😅.

چگونه با خداوند صحبت کنیم

فقط از سر اجبار سعی می‌کردم متن‌ها رو بخونم و حواسم باشه که تلفظم دقیق باشه؛ چون شنیده بودم یک اشتباه کوچیک توی فتحه و کسره می‌تونه کل معنی رو عوض کنه!
همین دقت و وسواس باعث می‌شد کمتر به سراغ دعا کردن برم، چون حوصله این همه سخت‌گیری رو نداشتم.

تا اینکه به لطف خدا 🌿 وقتی مسیر تغییر در زندگی‌م شروع شد، با یه حقیقت مهم درباره چگونه با خداوند صحبت کنیم روبه‌رو شدم: اینکه می‌تونم به زبان خودم، ساده و راحت، با خداوند صحبت کنم. باور کنید اولش برام عجیب بود! هم ذوق‌زده بودم، هم گیج 🤯.
نمی‌دونستم باید دقیقاً چی بگم یا چطور حرف بزنم.

چون تا اون موقع فقط دعاهای آماده رو تکرار کرده بودم، بدون اینکه معنی‌شون رو بفهمم. حالا که نوبت خودم بود تا با خدا حرف بزنم، انگار زبونم بند اومده بود 😶. هر جمله‌ای که می‌گفتم، سریع خودمو سرزنش می‌کردم:

«این چه حرفی بود؟! چرا اینو گفتی؟ چرا خودمونی حرف زدی؟ مگه نباید رسمی‌تر باشه؟» 🤦‍♂️

خیلی وقت‌ها شک و تردید می‌کردم که نکنه اشتباه می‌کنم. چون بارها شنیده بودم که صحبت کردن با خدا آداب خاصی داره و من هیچ اطلاعی از اون‌ها نداشتم.

اما چیزی که بالاخره بهم آرامش داد 🌸 این بود که فهمیدم خداوند فقط به زبان کلمات گوش نمی‌ده، بلکه به زبان دل و احساسات ما توجه می‌کنه 💖.
فهمیدم مهم نیست فارسی بگم یا عربی، رسمی باشه یا صمیمی؛ مهم اینه که دلم آروم باشه و با خدای خودم حرف بزنم.

از اون موقع، هر وقت بخوام با خدا ارتباط می‌گیرم، با زبان خودم و به هر شکلی که راحت‌ترم. نه استرس دارم و نه نگران اشتباه بودن حرف‌هام هستم. چون مطمئنم خداوند بی‌نهایت مهربون، صدای دل همه بندگانش رو می‌شنوه ✨.

پس اگر می‌خوای بدونی چگونه با خداوند صحبت کنیم، یادت باشه هیچ زبانی بهتر از زبان دل خودت نیست ❤️. هیچوقت با خدا از گله و شکایت‌ها نگو، همون‌جوری که احساس خوبی داری، باهاش حرف بزن و مطمئن باش می‌شنوه.

دعا و راز و نیاز

نقش احساس در گفتگو با خداوند 💖✨

وقتی صحبت از دعا و راز و نیاز میشه، بیشتر ما ذهنمون میره سمت کلمات: چه جمله‌ای بگم؟ مودبانه‌تر باشه یا صمیمی‌تر؟ عربی بگم یا فارسی؟ 🤔

اما حقیقت اینه که اصل ماجرا کلمات نیستند؛ اصل، احساس ماست.

تصور کن 🌿 وقتی با یه دوست خیلی صمیمی صحبت می‌کنی، اون بیشتر به لحن و حس پشت حرف‌هات توجه می‌کنه تا به خود کلمات. حتی اگه جمله‌هات ناقص یا ساده باشه، چون از دل اومده، تأثیر خودش رو می‌ذاره.

ارتباط با خدا هم همینطوره، با این تفاوت که خداوند بی‌نهایت عمیق‌تر و کامل‌تر از هر کسی، دل ما رو می‌شنوه ✨.

شادی، غم، امید، ناامیدی… همه این‌ها زبان مشترک بین انسان و خداست. خداوند نیازی به گوش برای شنیدن یا مغز برای تحلیل جمله‌ها نداره؛ او مستقیم با قلب و احساس ما ارتباط می‌گیره 💫.

پس وقتی از خودت می‌پرسی چگونه با خداوند صحبت کنیم، بدون که مهم‌ترین نکته اینه که با چه احساسی صحبت می‌کنی، نه با چه زبانی.

🔸 اگر با دلی پر از امید و آرامش دعا کنی، یعنی ایمان داری که خدا توان تغییر شرایطت رو داره.

🔸 اگر با حس ناامیدی یا اضطراب حرف بزنی، یعنی هنوز اعتماد قلبی‌ت کامل نشده.

این احساس درونی، همون معیار واقعی ایمان و توکل ماست. ایمان یعنی اینکه هر بار یاد خدا می‌افتی، دل‌ت سبک بشه، آروم بشه، لبخند روی صورتت بیاد 😊.

و توکل یعنی اینکه حتی وقتی شرایط بیرونی سخت و پرچالش باشه، درونت همچنان مطمئن باشی که خداوند همراهته 🌙🌸.

پس برای چگونه با خداوند صحبت کنیم مهم نیست چه جمله‌ای می‌گی؛ چه فارسی، چه عربی، چه ساده و چه شاعرانه. مهم اینه که از دل و با عشق بگی. 💖.

بررسی نگرش خود درباره خداوند 🔍✨

برای اینکه بفهمیم واقعاً چگونه با خداوند صحبت کنیم و ارتباطی عمیق‌تر با او داشته باشیم، قبل از هر چیز باید یه نگاه صادقانه به نگرش فعلی خودمون بندازیم. چون نوع نگاه و باوری که به خدا داریم، مستقیم روی کیفیت رابطه‌مون با او تأثیر می‌ذاره 🌿.

گاهی ما فقط چیزهایی رو درباره خدا شنیدیم، بدون اینکه واقعاً باورشون کرده باشیم. مثلاً همه‌مون بارها شنیدیم که “خداوند رزاق است” 🙏. اما سوال مهم اینه: آیا این جمله رو فقط شنیدیم یا واقعاً توی عمق وجودمون بهش ایمان داریم؟

اگه ایمان واقعی داشتیم، باید نشونه‌های رزق و روزی گسترده رو توی زندگی‌مون هم حس می‌کردیم 💰✨.

واقعیت اینه که خیلی وقت‌ها فقط به شکل زبانی خدا رو توصیف می‌کنیم: خدا مهربونه، خدا رزاقه، خدا توبه‌پذیره… ولی وقتی شرایط سخت پیش میاد، واکنش‌هامون نشون می‌ده که این‌ها بیشتر شنیده‌هامون بوده، نه باورهای ریشه‌ای ما 😔.

پس لازمه از خودمون بپرسیم:

  • وقتی می‌گم خدا مهربونه، آیا واقعاً در لحظه‌های سخت این مهربونی رو حس می‌کنم؟ 💖
  • وقتی می‌گم خدا روزی‌دهنده‌ست، آیا نگرانی‌هام رو درباره آینده رها می‌کنم یا همچنان پر از ترس و تردیدم؟ 😟
  • وقتی می‌گم خدا شنونده دعاهاست، آیا راحت و صمیمی با او حرف می‌زنم یا هنوز دنبال جمله‌بندی درست و رسمی هستم؟ 🤔

اینجا همون جاییه که باید تمرین کنیم نگرش‌هامون رو با واقعیت زندگی‌مون مطابقت بدیم. یعنی اگر چیزی رو درباره خدا شنیدیم و تکرار می‌کنیم، اثرش رو در زندگی واقعی هم ببینیم.

به مرور که این تطبیق اتفاق می‌افته، هم ایمانمون واقعی‌تر میشه و هم یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم بدون استرس، بدون اجبار به قالب‌های خاص و فقط با دل ساده خودمون 🌸.

این نگاه تازه باعث میشه ارتباط با خدا از یه وظیفه خشک و پر از ترس، به یه رابطه صمیمی و آرامش‌بخش تبدیل بشه 💫.

🌿 چگونه با خداوند صحبت کنیم (تمرین روزانه)

اگر تا حالا با خودت فکر کردی که چگونه با خداوند صحبت کنیم و به جواب درستی نرسیدی، بدون که تنها نیستی 🌿.

وقتی به خدا فکر می‌کنی، او بیشتر از همه به قلبت گوش می‌ده نه به واژه‌هایی که انتخاب می‌کنی.
یعنی مهم نیست لحن رسمی باشه یا دوستانه، طولانی باشه یا کوتاه؛ مهم اینه که از دل بیاد ✨.
اگر باور داشته باشی که خدا همیشه کنارت هست، متوجه می‌شی که هر لحظه می‌تونی با او صحبت کنی.

برای همین می‌خوام اینجا سه تمرین ساده و شیرین بهت معرفی کنم تا راحت‌تر یاد بگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم و این ارتباط رو به بخشی از زندگی روزمره‌ات تبدیل کنی.

 

۱. یک دقیقه سکوت در آغاز روز ⏳✨

صبح که بیدار می‌شی، قبل از هر کاری چشماتو ببند و چند نفس عمیق بکش. در دل بگو: «خدایا! ممنونم که امروز رو به من دادی.» 🌸 همین گفت‌وگوی ساده شروعی عالیه برای حس کردن حضور خدا و یاد گرفتن چگونه با خداوند صحبت کنیم در طول روز.

۲. نجوای دوستانه در لحظه‌های عادی 💬💖

وقتی داری کارهای روزمره‌تو انجام می‌دی، مثل رانندگی 🚗، آشپزی 🍳 یا راه رفتن 🚶، چند جمله کوتاه با خدا بگو. لازم نیست رسمی باشه؛ مثل حرف زدن با دوست صمیمی بگو: «خدایا مراقبم باش» یا «ممنونم که کنارمی». این تمرین بهت کمک می‌کنه چگونه با خداوند صحبت کنیم رو به یک عادت روزانه تبدیل کنی.

۳. دفترچه سپاسگزاری شبانه 📓🌙

قبل از خواب چند خط توی دفترچه بنویس از چیزایی که امروز به خاطرشون شکرگزاری کردی 🙏. این کار مثل یه پلی می‌شه که روزتو با آرامش به پایان برسونه و با لبخند به خواب بری. همزمان یاد می‌گیری چگونه با خداوند صحبت کنیم حتی در سکوت شبانه و با قلبی پر از احساس.

🌸 نتیجه‌گیری: گفت‌وگو با خدا، پلی به آرامش و عشق بی‌پایان

وقتی یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم، در واقع پلی می‌سازیم میان قلب پر از دغدغه‌های دنیایی‌مان و دریای بی‌کران آرامش الهی 🌊✨.

صحبت با خدا یعنی آزاد کردن دل از ترس‌ها و نگرانی‌ها، یعنی سپردن خودمان به منبع بی‌پایان عشق و رحمت.

هرچه بیشتر این ارتباط را تمرین کنیم، بیشتر حس می‌کنیم خداوند واقعاً نزدیک‌تر از هر چیزی است؛ از نفس کشیدن، از تپش قلبمان… 💓 و آن‌وقت است که زندگی رنگ دیگری می‌گیرد: سبک‌تر، روشن‌تر و پر از اعتماد و ایمان 🌈🌟.

پس بیایید از همین امروز، هر لحظه بهانه‌ای برای گفت‌وگو با خدا پیدا کنیم. چه در شادی و چه در غم، چه در آرامش و چه در آشوب.
چون حقیقت این است: وقتی خدا را در کنارمان حس کنیم و بدانیم چگونه با خداوند صحبت کنیم، هیچ کوهی از مشکلات نمی‌تواند جلوی ما بایستد ⛰️💪✨.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.94 از 390 رای

https://tanasobefekri.net/?p=12200
419 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار bahar_gh1365
      ۱۳۹۹/۰۱/۲۵ ۱۳:۳۵
      مدت عضویت: 2502 روز
      امتیاز کاربر: 1959 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 517 کلمه

      خدا همیشه مهربان بوده و من مهربانیش رو از بچگی تا حالا دیدم کنکور و زایمان و ازدواج
      و همیشه شنیدم که اگه بهش توکل کنیم قطعا کمکمون می‌کنه و واقعا هم در زندگی من همین اتفاق افتاد و هر جا و هر چیز رو که بهش سپردم بهتر از حد تصورم بهم تحویل داده و من هم شاد و خوش حال شدم و سپاسگزاری کردم
      اما من با گوش دادن به این فایل شرمنده شدم طوری که به نظرم اومد واقعا چقدر کم خدارو میشناسم و اونقدر کم که حتی نمیتونم از اسم هایش بگم …تازه به نظر خودم هم مذهبی هستم و خدارو قبول دارم اما فقط می‌دونم که خدا خییییییلی بزرگ هست و قهار و انتقام گیرنده هست و کوچک ترین اعمال مارو می‌نویسه وبعد در اون دنیا به حساب ما میرسه ..و صبور هست اما اگه صبرش تموم بشه بدترین اتفاقات برای ما میفته و…..چون ما قطعا آدم های بدی هستیم در اون دنیا خیلی عذاب میکشیم و عذاب قبر داریم…. و واقعا ناسپاس مطلق بودم ….
      تازه ادعا هم داشتم که من نماز میخونم و از بقیه خدا بیشتر دوستم داره و برای همینه که هوامو داره
      و در دعاها و مراسم ها هم میدیدم که همیشه میگفتن ما خیلی بنده های بدی هستیم و پیش خدا آبرویی نداریم و حتما باید از دیگران کمک بگیریم و متوسل بشیم به خوب ها و ما روسیاه و بدیم و نمیتونیم خودمون از خدا بخواهیم چون خدا مارو نگاه نمی کنه چون بدیم
      و بعد از مراسم هم که حال بهتری داشتم و سبک میشدم فکر میکردم حتما از این به بعد باید باید بازم هم فقط از واسطه ها بخوام و خودم نباید بخوام تا بازهم حالم خوب بشه
      البته این اواخر خودم زیاد باخدا حرف میزدم و می‌دیم که حالم بهتر میشه اما متاسفانه این باور اشتباه رو نتونسته بودم از ذهنم جدا کنم ..در واقع من حالا میفهمم که رفتن به این مراسم ها به این دلیل حالم رو خوب می‌کنه که فرکانس انرژی به خاطر جمعیت بالا و تمرکز بر یک موضوع بالا هست و نه به خاطر اینکه من خودم با خدا حرف نمی‌زنم و متوسل میشوم….البته متوسل شدن به شرط اینکه با انرژی من نوعی همراه بشه خوبه و فرکانس انرژی رو بالا ببره خوبه و نه اینکه من فکر کنم خدا منو دوست نداره و حرف منو نمیشنوه و متوسل بشم که اینکار من نوعی ناسپاسی بوده
      من حالا شرمنده خدا هستم که با این همه که خدا در جاهای مختلف همراه و مراقبت بوده و با یک راز و نیاز از ته دل دعامو مستجاب کرده پس چطور بازهم اینچنین در اشتباه بودم و اصل موضوع را نمی‌فهمیدم.و اینچنین در رفتارهاییم ناسپاس بوده ام و خداوند بسیار صبور من، فقط صبر کرده تا من هدایت شوم بارها مرا به مسیر آورده و من دوباره راه را اشتباه رفتم ….خداوندا مرا به خاطر همه عمرم که در اشتباه بودم ببخش …که فکر میکردم به تو ایمان آوردم اما در عمل و قابل اینچنین نبوده
      خدایا شکرت یکبار دیگه مرا هدایت کردی و هنوز فرصت دارم که جبران کنم و این بار قول میدهم که بنده بینا و سپاسگزارت باشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۳۹۹/۰۱/۲۴ ۱۳:۲۶
      مدت عضویت: 2511 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 629 کلمه

      سلام استاد عزیزم،من دانشجوی دوره ۱۳ گام تت ۱۳ بدر هستم ولی در واقع از دی ماه با شما اشنا شدم،و جالب اینجاست که از کانال تلگرام استاد عباس منش با شما اشنا شدم اوایل فقط برای دوره های لاغری با ذهن رایگان و… از سایت و مطالب شما استفاده میکردم به مرور فایلهای رایگان دیگه شما رو درباره دیدگاههای توحیدی شما درباره هدایت خدا و…. رو که میشنیدم احساس میکردم چقدر ساده و روان درباره این مسایل توضیح میدین و حتی صحبتهای استاد عباس منش رو هم با گوش دادن به حرفای شما خیییبلی واضحتر درک میکردم .من سال سوم هست که توی مسیر قانون جذب و این مسائل هستم و تازه متوجه شدم که همه مسیر موفقیت از خداشناسی میگذره و هرچه که خدا رو بیشتر وارد زندگیم کنم و احساسم رو درباره خدا خالصتر کنم نتایج عالیتر با سرعت بیشتر و به سادگی وارد زندگیم میشن. دیروز وارد سایت شما شدم که طبق قولی که به خودم دادم یک مقاله درباره لاغری بخونم یا یه فایل درباره لاغری گوش کنم که در مسیر تناسب بمونم و خیییییلی هدایتی وارد این فضا شدم وبا ابن دوره اشنا شدم و مقدمه و فایل اول و دوم رو گوش دادم و چقدر حرفاتون به دلم نشست و دقیقا تمام حرفایی هست که من مدتیه از افراد مختلف و اساتید مختلف به شیوه های مختلف دارم میشنوم و میدونم که دلیلش هم به خاطر تغییر فرکانسم هستش چون به طرز جالبی من متوجه میشم همه این اهدافی که من دنبالش هستم اخرش ختم میشه به این مسیر سبز و زیبای خداشناسی،من به خاطر ثروتمند شدن وارد مسیر قانون جذب شدم و الان میفهمم که برای رسیدن به ثروت باید خدام رو بهتر بشناسم و حتی برای رسیدن به تناسب اندام هم دوباره باید خدا رو بهتر بشناسم،خداروشکر میکنم که به این مسیر سبز و زیبا هدایت شدم که هر لحظه اش زیبا و پر از اگاهیهای ناب هستش،بله استاد منم مثل همه بچه مسلمونها خدارو یه خدای عذاب کننده،مچ گیر،بی رحم ،دور از دسترس،مدیر بد اخلاق که فقط اون بالا نشسته خوب ها و بدها رو جدا کنه و خوبها رو بفرسته بهشت ،بدها رو بفرسته جهنم،کسی که همه رو روز قیامت از روی پل صراط که از مو باریکتر و از شمشیر برنده تره رد میکنه و این پل از روی جهنم که شعله های اتش اون زبانه میکشه میگذره و هرکس از این پل نتونه رد بشه می افته توی قعر جهنم ونامه اعمالت کدوم دستت میدن چپ یا راست و وای به حال اونایی که نانه اعمالشون به دست چپ هست،خدایی که تو رو به تعداد تارهای موت که جلوی نامحرم پیدا باشه آویزونت میکنن و سرب داغ توی گوشها و گلوت میزین وشب وفات فرشته های عذاب با گرز اتشین میان بالای سرت که سوالات شب اول قبر رو اگه درست جواب ندی بزن توی سرت و….واقعا واقعا چی شنیدیم همینه که زندگیهامون اینه و وقتی توی این مسیر به نیت ثروت وارد شدم دیدم به قول استاد عرشیانفر خدات رو عوض کن تا زندگیت عوض بشه فقط با همین تغییر نگاه چقدر همه چی اروم و ساده وروان و زیبا و پر از لذت میشه خدایی رو شناختم که منبع شادی،منبع خیر مطلق،منبع رزق،منبع سلامتی ،منبع ثروت و فراوانی،منبع عشق مطلق و منبع همه چیزهای خوب هست و هر چه تو به این منبع نزدیکتر باشی پس ثروتمندتر ارامتر سالمتر شادتر و مهربانتر و عاشقتر ی ،اینه معیار مومن واقعی ،امیدوارم که همه انسانهایی که راه رو پیدا کردن روز به روز بهش نزدیکتر بشن و همه اونایی هم که هنوز به بیراهه دارن میرن به وقتش هدایت بشن و زندگی به طعم خدا رو تجربه کنن❤
      سپاسگزارم از شما به خاطر به اشتراک گذاشتن این اگاهیهای فوق العاده ،منم میخواستم تکلیف امروز شما رو انجام بدم و سهمی در توزیع این اگاهیها داشته باشم?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hkhandan31
      ۱۳۹۹/۰۱/۲۰ ۱۱:۰۳
      مدت عضویت: 2410 روز
      امتیاز کاربر: 327 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 443 کلمه

      به نام خالق هستی
      با سلام و عرض ادب خدمت دوستان و استاد ارجمند
      تمرین جلسه دوم از زندگی باطعم خدا
      همیشه نام خداوند را با صفاتی مانند بخشنده، مهربان، رزاق، عظیم، رحمان، بزرگ، رحیم، توانا و ….. شنیده ام اما شناخت ودرک درستی از این صفات و چونگی تاثیر آنها در زندگی نداشته ام و نمیدانم چرا این صفات را به خدا داده اند فقط به صرف اینکه خدا مقدس است نمیخواهند نام خدا تنها بر زبان جاری شود؟ واینکه این وجود مقدس شده اهرم کنترل باید ها ونباید های والدین، معلمان، سیستم آموزشی، جامعه و بزرگان در مقابل سوالات وتفکرات جدید شکل گرفته در ذهن که به مذاق آن خوش نبوده است و با دادن احساس گناه و ترس، مانع از تجربه کردن خداوند در زندگیمان شده اند گویا این وجود مقدس و قدرت عظیم و بزرگ جز کنترل کردن و وعده عذاب دادن کاری ندارد و زودتر سهم آتش ما از جهنم را در اختیارمان قرار دهد تا حالش را ببریم .
      این شناخت کلی من از خداوند تا آلان که فکر میکنم برای اکثرا هم همینطور باشد ولی تاکنون کسی خدا را برای من تعریف نکرده ونگفته است خدای بخشنده یعنی چه؟ خدای مهربان یعنی چه؟ یا خدای رزاق یعنی چه؟ و چگونه در زندگی حضور دارد و کاربرد آن چیست. عشق به خدا یعنی چه؟ عشق دادن به خدا یعنی چه؟ و عشق گرفتن از خدا یعنی چه؟ خدا چگونه به من مهربانی میدهد؟ با خدا چگونه حرف بزنم ؟ با چه لحنی خدا را مخاطب قرار دهم؟ چطور از خدا درخواست کنم ؟ و ……
      گهگاهی هم اگر چیزی بوده در لابلای انبوه بایدها ونباید ها گم شده است .
      اینها افکار و باور های من از شناخت خدا در ذهنم است حالا این ذهن چگونه میتواند در موضوعات مختلف با اعتماد وتوکل با خدا ارتباط برقرار کند؟ مسلما نمی توانم چون اعتماد وتوکل از شناخت و درک درست توام با عشق میباشد چیزی که تاکنون درکش نکرده و نشناخته ام و این تمرین قدم اول در شناخت و عمل کردن با عشق میباشد راهی که در من شور وشوق ایجاد میکند و احساس خوبی دارم .راهی که به من قدرت می دهد تا با لطف خودش عوامل باز دارنده را که ناشی از احساس گناه و ترس را با باور های درست حاصل از عشق را جایگزین نمایم تا بتوانم زندگی با طعم خدا را تجربه کنم یعنی بتوانم به خدا اعتماد و توکل کنم وبه همین خاطر سال ۹۹ را سال اعتماد و توکل نام گذاری کرده ودر صفحه موبایلم گذاشتم.
      خدایا ترا بسیار سپاسگذارم و لحظه لحظه زندگیم را دوست دارم با تو باشم.
      با آرزوی سعادت و همنشینی با خدا برای یکایک دوستان .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار razieemohammadi
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۴ ۱۵:۱۱
      مدت عضویت: 2408 روز
      امتیاز کاربر: 9038 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 466 کلمه

      تعریف من از خداوند،و چقدر این تعریف را باور کردم؟
      از بچگی همیشه شنیدم خدا مجازات کننده قهاریه،و همیشه اون بالا نشسته و شش دنگ حواسش به ماست که مبادا دست از پا خطا کنیم.باید نماز بخونیم دقیق و سر وقت،سفت و سخت روزه بگیریم و خلاصه اگه اینا رو انجام ندیم خدا عصبانی میشه ازمون،و اگه جایی نعمتی را ازمون محروم کرد یا سختی ای بهمون رسید،به مجازات اون نماز نخوندنه بوده.اینکه خدا میخواد ما سختی بکشیم،یعنی آبدیدمون کنه حسابی ،تازه برا اون دنیا،چون این دنیا باید فدا بشه برای سعادت تو اون دنیا،که اونم هزار تا شرط داره .اگه سختی ای می کشیم یا بیمار میشیم برا پاک شدنه گناهامونه،و خیلی شانس آووردیم تو این دنیا داریم تقاص گناهامونو پس میدیم،اون دنیا به مراتب تقاص پس دادن سخت تره. و اینکه خدا نشسته اون بالا فقط امتحان ازمون بگیره،و از اونجایی که امتحاناتش معمولا سخت و طاقت فرساست، پس تو همشون ردیم. پس باید بشینیم یه گوشه،آروووم تا خدا یادش بما نیفته که بخواد امتحان ازمون بگیره،یا حداقل دلش رحم بیاد .گفتن خدا زود به دل میگیره،قهرش میاد زود.خدا اگه چیزی رو لطف کنه بم بده،باید منتظر باشم ببینم حالا چیا به ازاش ازم میگیره.پس ترجیح میدم چیزی نخوام،و بشینم تا خودش طبق صلاح دید خودش اون چیزی که دوست داره رو بم بده و اگه چیزی هم نداد شکایت نکنم که حتما به صلاحم بوده،. خدا اون مدیر بداخلاقیه که با تفریح و خوش گذرونی و خنده بیگانست،چون تا یادم میاد تو مجالس روضه و عزاداری و گریه اسمش بود و می گفتند الان به خدا نزدیکی،و بهش التماس کن تا ازت بگذره ای انسان خطاکاروگناهکار.اگه یه روز خوش سراسر خوشحالی خنده و…داشتم بعدش عذاب وجدانه میومد،که چرا ؟چشم خدا رو دور دیدی!؟مث مدیر بداخلاق که اون بالا منتظره کوچکترین خطایی،مچ گیری کنه ازت و مجازاتت کنه،اصلا خصلتشه،هروقت قرآنو باز میکردم معنی میخوندم،همشون آیه های عذاب بچشمم میومد.
      گاهی هم میشنیدم خدا مهربانه،بسیار توابه،رزاقه،رحمانه،رحیمه،عادله،و …ولی هیچوقت اینارو درک نکردم،تجربه نکردم.شنیدم خدا رزاقه،ولی میگفتم،کو؟این مال بنده هاییشه که خودش دوست داشته باشه بهشون بده،نه یکی مث من.من یه یه بنده دورافتاده از خدا ،که پیش خودم فکر میکنم مبادا از خدا چیزی بخوام،که این جسارته،پرروییه،در حدی نیستم اصلا،که از خدا درخواست کنم.من هم چقد کم توقع تر باشم،اجر اخرویم بالاتره،چرا این دنیا رو به اون دنیا بفروشم.اگه چیزیو خدا صلاح بدونه بهم میده حتی اگه خوشم ازش نیاد.این یعنی احترام گذاشتن به خدا.اصلا وقتی خواسته ای دارم،خدا چجوری میاد خواستم رو برآورده کنه؟مگه منتظر معجزه ام؟معجزه ،الهام و هدایت از خدا ،مال پیامبران و امامان و بندگان خاصشه،نه یکی مث من،که دستش به جایی بند نیست.
      اینا تقریبا تموم اون ذهنیت من در مورد خدا از بچگی،تا تقریبا یک سال پیشم بود.از وقتی کتابها و فایلهای صوتی در این زمینه، بخصوص فایلای صوتی استاد عزیزم،را گوش دادم،کم کم داره این ذهنیت کم رنگ و کم رنگتر میشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khandan614
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۹ ۲۰:۵۳
      مدت عضویت: 2445 روز
      امتیاز کاربر: 21460 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      سلام ، باورهای گذشته من در مورد خدا در کودکی که از مادرم یاد گرفتم یک خدای خشمگین مجازاتگر بود هرچی بزرگتر شدم در مدرسه و جلسات قرآن که میرفتم بیشتر از این خدا وحشت پیدا میکردم چون یاد گرفته بودم برای اینکه ازگناه پاک بشم باید دعای های عربی را با شدت گریه زیاد و توسل جستن به اماما خوندن نماز گرفتن روزه انجام بدم تا شاید خدا مارا ببخشه این باعث میشد بیشتر از خدا دور بشم و عذاب وجدانم بیشتر میشد تا ۲ سال پیش که با خدای جدید آ شنا شدم دیدم چقدر با خدای قبلی متفاوته باهاش دوست شدم دیگه مثل قبل کارهایی را که از روی ترس انجام میدادم به اسم عبادت ، گذاشتم کنار مثل روضه رفتن یا امامزادها که میرفتم برای گرفتن حاجت ، شرایط طوری شد که مادرم که خیلی آ دم مذهبیه بهم میگفت خدا هدایتت کنه تو کافر شدی و رابطه ش با من کم رنگ شد الان که من تو دوره لاغری با ذهن هستم حضور این خدا را خیلی حس میکنم چون احساس شادی وآ رامش دارم دیگه خدا ی غمگین و افسرده گذشته را نمیخام این فایل خیلی دوست داشتم و هر چی ببینم سیر نمیشم ممنون استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۵ ۰۴:۱۵
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 22610 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 297 کلمه

      خدا مهربان است خدا بخشنده است …. اگه این کار و بکنی خدا قهرش می گیره اگه اونجوری کنی خدا می برتت تو جهنم خلاصه این چیزها
      ااین موضوعات احتیاج به تمرین هر روزه داره که آدم ایمانش وعملش یکی باشه و همسو من الان هر روز تقریبا دارم این ها رو تمرین کی کنم و سعی می کنم نگران چیزی نباشم و به خدا توکل کنم و بسپارم به خدا توی این شرایط که الان همه مثل همین و قرنطینه و این حرف‌ها من فقط به فکر اینم که هر روز بتونم تمرینات و فایلهام و انجام بدم نه اخبار گوش می دم و نه اینا ها رو دنبال می کنم هر روزمی گم من به خدا ایمان دارم میدونم خدا حافظ هممون هست می دونم کمک می کنه همه چی روبراه بشه
      نمی دونم درست می گم یا نه ولی یه آیه ای در قرآن هست که می گه حتی اگر در خانه هایتان بمونین هر چیزی که باید اتفاق بیفته ، میفته یه همچین مظمونی یادمه !
      ولی الان تو این شرایط همه وحشت دارن همه می رن تو مغازه فقط چیز می خرن اصلا نمی دونن چی باید بخرن !
      واقعا من این جمله یادم میافته تکرار می کنم مومنان همیشه شاد هستن و سلامت نه از چیزی بترسند نه غمی خواهند داشت این ترسی هم که شیطون تو وجود همه انداخته نتیجه اینکه باید ایمانمون و قوی تر کنیم در همه موارد نسبت به خدا و بدونیم خداوند قادر مطلق است و او فقط می گوید باش و آن هست ! و ما اینطوری در همه شرایط آرامش داریم من هر روز تمرین می کنم تا به حد عالی برسم انشالله و ایمانم با عملم یکی بشه انشالله
      خداوندا می دونم به زودی همه این چیزها تموم می شه من به خدا ایمان دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هديه كهكشان
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۵ ۰۲:۲۷
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 644 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      يه موضوع ديگه اي رو فقط خواستم بيان كنم كه ترجيح دادم در يادداشتي جداگانه بهش اشاره كنم و اون اينكه من از وقتي كه با دوره تناسب فكري شما آشنا شدم شروع كردم روي تفكراتم كار كردن با ياري كائنات در اين مسير قرار گرفتم و ادامه دادم و گاهي اوقات انقدر از تغيير رفتار خودم متعجب ميشم كه باورش براي خودم سخته
      انگار تمام آموزه هاي شما جايگزين افكار غلط قبلي شده اند و تو ذهن من حك شده اند به طرز غير قابل باوري الگوي غذايي من تغيير كرده شروع به باشگاه رفتن كردم و حتي دفترچه ٧ سال پيشم كه سايزهامو توش يادداشت ميكردم پيدا كردم و تصميم قاطع خود را گرفته ام كه به تناسب اندام هميشگي دست پيدا كنم
      من واقعا يه آدم ديگه شدم
      يه آدم با انگيزه و از همه مهمتر حسم نسبت به خودم عالي شده و اندام خودم رو ستايش ميكنم از شما استاد عزيزم بسيار متشكرم كه منو به اين راه هدايت كرديد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هديه كهكشان
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۵ ۰۲:۲۲
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 644 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه

      جلسه دوم :

      تعريفت از خدا چيست ؟!
      از كودكي راجع به خدا بهتون چي گفتن ؟
      خدا و رابطه اش با عشق :
      خدا و رابطه اش با پول :
      خدا و رابطه اش با كسب و كار :
      خدا و رابطه اش با بخشندگي
      توبه
      سلامتي
      رحمانيت
      رزق و روزي
      استاد عزيز نوشته خوب دوست عزيزمون بسيار كامل و جامع بود آقاي سيامك رو ميگم در واقع بسياري از حرفهايي كه من ميخواستم بزنم توي اون يادداشت اومده بود فقط اينكه در مورد زندگي شخصي خودم اگه بخوام به يه سري نكات ديگه اشاره كنم ميرسم به اينكه تا يادم مياد از پدرم شنيدم كه ميگفت آدم هاي پولدار يا دزدن و يا ارث بهشون رسيده چرا مثال پول رو زدم چون الان يكي از اهداف من در زندگي رسيدن به ثروت زياده اما هميشه بخاطر طرز تفكر پدرم فكر ميكردم كه آدم هاي پولدار خلاف كار هستند و خدا آدم هاي مجرم و دزد رو دوست نداره ولي اخيرا با آگاهي هايي كه دارم كسب ميكنم متوجه ميشم كه خداوند عاشق اينه كه بندگانش ثروتمند باشن
      تفكر ديگه اينكه بچه كه بودم فكر ميكردم خدا براي عذاب دادن به ما عزيزانمون رو ازمون ميگيره ولي الان ميفهمم كه اين چرخه طبيعي زندگي است و از پديده مرگ ديگه افسرده نميشم
      از قديم يادمه همه ميگفتن روزي دست خداست ولي امروزه متوجه شدم كه روزي خودم رو خودم تعيين ميكنم هرچقدر رو فركانس خوب باشم و هرچقدر حس خوب داشته باشم همونقدر خوبي و ثروت رو جذب زندگي ميكنم و برخلاف تصوري كه از خدا برامون ايجاد كرده بودند و خدا را به داروغه اي تشبيه كرده بودند كه امروز به اندازه اي كه خودش دلش بخواد سر كيسه زر رو باز ميكنه و اندكي به همه پول ميده
      نه اين درست نيست ، ثروت در اين دنيا بي كرانه وسيع تر از اقيانوس و عميق تر از كهكشان و اين ما هستيم كه به اندازه ي سطلمون از اين بي كران بهره مند ميشيم پس اگه باور فراواني رو در خودمون تقويت كنيم با هيچ كمبودي در اين دنيا مواجه نيستيم چه مادي ، چه سلامتي ، چه عشق ، چه خوشبختي و هرچيز ديگه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۸/۱۲/۲۹ ۱۷:۵۳
      مدت عضویت: 2448 روز
      امتیاز کاربر: 3193 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      سلام خيلي خوشحالم كه در آخرين ساعت هاي سال٩٨، من شناخت خدا و چشيدن طعم خدا را در زندگي ام دوباره آغاز كردم.
      ميخواهم سال جديدم را با خدايي آغاز كنم كه بسيار مهربان است،روزي رسان است،روياهاي زيبايم را به من ميرساند.
      خدا هميشه هست و قدرتمند اما اون چيزي رو به ما ميده كه انتظار داريم ازش ،يعني ظن ما هرچيزي باشه خدا هم همونو به ما عطا ميكنه.
      استاد يك سوال هم دارم كه چگونه ميتونم در سال جديد ،احساس جديدي از خداوند تجربه كنم و به نتيجه برسم؟در واقع نتايج كي وارد زندگي ميشن؟
      به نظرم خيلي تعريف هاي اشتباه درباره ي خداوند هست. مثلا خاله ي پدرم هروقت نوه هاش ميگن براي ما دعا كن ثروتمند بشيم ميگه نه! سلامتي خوبه. من هميشه سوالم اين بود كه خدايي كه ميتونه سلامتي بده ،آيا نميتونه ثروت بده؟ عشق در نعمت هاش نيست؟ و ديدگاه اين خانم اين هستش و من در بقيه افراد هم ديدم كه يا ميترسن از خدا چيزي بخوان،يا ميخوان و ميگن ما كه لياقت نداريم خدا خودش لطف كنه بلكه به ما بده. يا اينكه نميتونن تصور كنن هم سالم باشن، هم ثروتمند،هم شاد، هم عاشق ، و كلي نعمت داشته باشن و عميقا باور كردن هميشه بايد در كمبود باشن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا ک
      ۱۳۹۸/۱۲/۲۵ ۰۶:۵۹
      مدت عضویت: 2589 روز
      امتیاز کاربر: 800 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 73 کلمه

      باور من و عملکرد کن در مورد خداوند!
      باور من این هست که خداوند با قدرت ترین در جهان هستی هست و با قوانین خود در این جهان قدرت خود را اعمال میکنه .
      قرآن را کامل میشناسم و اسما خداوند که نشان دهنده صفات بارزش هست برایم روشن و روشن هست اما حقیقتا نتونستم با باور صددرصد به این حقیقت ها عمل ‌و زندگی کنم.
      امیدوارم با گذرندان این دوره بتونم تغییراتی را ایجاد کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم