گاهی وقتها دلت میخواد بشینی و بیواسطه با خدا حرف بزنی ✨ همونجوری که با صمیمیترین دوستت گپ میزنی. شاید برات سوال باشه چگونه با خداوند صحبت کنیم وقتی که نه صدایی از او میشنویم و نه زبان خاصی برای ارتباط لازم است؟ 🤔
حقیقت اینه که خداوند همیشه منتظر شنیدن دل ماست 💖، نه لحن رسمی میخواد و نه واژههای سخت. کافیست با زبان خودت، همونجوری که راحتی، احساساتت رو براش بگی. 🌿
تصور کن در سکوت شب، وقتی همه خوابیدن، تو با خدا نجوا میکنی و آرامشی عمیق مثل نسیم ملایم روی دلت مینشینه 🌙💫.
چگونه با خداوند صحبت کنیم 🙏✨
از همون کودکی به من یاد داده بودن که برای دعا کردن یا صحبت با خداوند باید حتماً به زبان عربی باشه.
برای همین همیشه دنبال دعاها و نوشتههایی به عربی میگشتم تا خواستههام رو به خدا عرضه کنم 📜.
ولی راستش رو بخواید، از زبان عربی خوشم نمیاومد 😅.

فقط از سر اجبار سعی میکردم متنها رو بخونم و حواسم باشه که تلفظم دقیق باشه؛ چون شنیده بودم یک اشتباه کوچیک توی فتحه و کسره میتونه کل معنی رو عوض کنه!
همین دقت و وسواس باعث میشد کمتر به سراغ دعا کردن برم، چون حوصله این همه سختگیری رو نداشتم.
تا اینکه به لطف خدا 🌿 وقتی مسیر تغییر در زندگیم شروع شد، با یه حقیقت مهم درباره چگونه با خداوند صحبت کنیم روبهرو شدم: اینکه میتونم به زبان خودم، ساده و راحت، با خداوند صحبت کنم. باور کنید اولش برام عجیب بود! هم ذوقزده بودم، هم گیج 🤯.
نمیدونستم باید دقیقاً چی بگم یا چطور حرف بزنم.
چون تا اون موقع فقط دعاهای آماده رو تکرار کرده بودم، بدون اینکه معنیشون رو بفهمم. حالا که نوبت خودم بود تا با خدا حرف بزنم، انگار زبونم بند اومده بود 😶. هر جملهای که میگفتم، سریع خودمو سرزنش میکردم:
«این چه حرفی بود؟! چرا اینو گفتی؟ چرا خودمونی حرف زدی؟ مگه نباید رسمیتر باشه؟» 🤦♂️
خیلی وقتها شک و تردید میکردم که نکنه اشتباه میکنم. چون بارها شنیده بودم که صحبت کردن با خدا آداب خاصی داره و من هیچ اطلاعی از اونها نداشتم.
اما چیزی که بالاخره بهم آرامش داد 🌸 این بود که فهمیدم خداوند فقط به زبان کلمات گوش نمیده، بلکه به زبان دل و احساسات ما توجه میکنه 💖.
فهمیدم مهم نیست فارسی بگم یا عربی، رسمی باشه یا صمیمی؛ مهم اینه که دلم آروم باشه و با خدای خودم حرف بزنم.
از اون موقع، هر وقت بخوام با خدا ارتباط میگیرم، با زبان خودم و به هر شکلی که راحتترم. نه استرس دارم و نه نگران اشتباه بودن حرفهام هستم. چون مطمئنم خداوند بینهایت مهربون، صدای دل همه بندگانش رو میشنوه ✨.
پس اگر میخوای بدونی چگونه با خداوند صحبت کنیم، یادت باشه هیچ زبانی بهتر از زبان دل خودت نیست ❤️. هیچوقت با خدا از گله و شکایتها نگو، همونجوری که احساس خوبی داری، باهاش حرف بزن و مطمئن باش میشنوه.

نقش احساس در گفتگو با خداوند 💖✨
وقتی صحبت از دعا و راز و نیاز میشه، بیشتر ما ذهنمون میره سمت کلمات: چه جملهای بگم؟ مودبانهتر باشه یا صمیمیتر؟ عربی بگم یا فارسی؟ 🤔
اما حقیقت اینه که اصل ماجرا کلمات نیستند؛ اصل، احساس ماست.
تصور کن 🌿 وقتی با یه دوست خیلی صمیمی صحبت میکنی، اون بیشتر به لحن و حس پشت حرفهات توجه میکنه تا به خود کلمات. حتی اگه جملههات ناقص یا ساده باشه، چون از دل اومده، تأثیر خودش رو میذاره.
ارتباط با خدا هم همینطوره، با این تفاوت که خداوند بینهایت عمیقتر و کاملتر از هر کسی، دل ما رو میشنوه ✨.
شادی، غم، امید، ناامیدی… همه اینها زبان مشترک بین انسان و خداست. خداوند نیازی به گوش برای شنیدن یا مغز برای تحلیل جملهها نداره؛ او مستقیم با قلب و احساس ما ارتباط میگیره 💫.
پس وقتی از خودت میپرسی چگونه با خداوند صحبت کنیم، بدون که مهمترین نکته اینه که با چه احساسی صحبت میکنی، نه با چه زبانی.
🔸 اگر با دلی پر از امید و آرامش دعا کنی، یعنی ایمان داری که خدا توان تغییر شرایطت رو داره.
🔸 اگر با حس ناامیدی یا اضطراب حرف بزنی، یعنی هنوز اعتماد قلبیت کامل نشده.
این احساس درونی، همون معیار واقعی ایمان و توکل ماست. ایمان یعنی اینکه هر بار یاد خدا میافتی، دلت سبک بشه، آروم بشه، لبخند روی صورتت بیاد 😊.
و توکل یعنی اینکه حتی وقتی شرایط بیرونی سخت و پرچالش باشه، درونت همچنان مطمئن باشی که خداوند همراهته 🌙🌸.
پس برای چگونه با خداوند صحبت کنیم مهم نیست چه جملهای میگی؛ چه فارسی، چه عربی، چه ساده و چه شاعرانه. مهم اینه که از دل و با عشق بگی. 💖.

بررسی نگرش خود درباره خداوند 🔍✨
برای اینکه بفهمیم واقعاً چگونه با خداوند صحبت کنیم و ارتباطی عمیقتر با او داشته باشیم، قبل از هر چیز باید یه نگاه صادقانه به نگرش فعلی خودمون بندازیم. چون نوع نگاه و باوری که به خدا داریم، مستقیم روی کیفیت رابطهمون با او تأثیر میذاره 🌿.
گاهی ما فقط چیزهایی رو درباره خدا شنیدیم، بدون اینکه واقعاً باورشون کرده باشیم. مثلاً همهمون بارها شنیدیم که “خداوند رزاق است” 🙏. اما سوال مهم اینه: آیا این جمله رو فقط شنیدیم یا واقعاً توی عمق وجودمون بهش ایمان داریم؟
اگه ایمان واقعی داشتیم، باید نشونههای رزق و روزی گسترده رو توی زندگیمون هم حس میکردیم 💰✨.
واقعیت اینه که خیلی وقتها فقط به شکل زبانی خدا رو توصیف میکنیم: خدا مهربونه، خدا رزاقه، خدا توبهپذیره… ولی وقتی شرایط سخت پیش میاد، واکنشهامون نشون میده که اینها بیشتر شنیدههامون بوده، نه باورهای ریشهای ما 😔.
پس لازمه از خودمون بپرسیم:
- وقتی میگم خدا مهربونه، آیا واقعاً در لحظههای سخت این مهربونی رو حس میکنم؟ 💖
- وقتی میگم خدا روزیدهندهست، آیا نگرانیهام رو درباره آینده رها میکنم یا همچنان پر از ترس و تردیدم؟ 😟
- وقتی میگم خدا شنونده دعاهاست، آیا راحت و صمیمی با او حرف میزنم یا هنوز دنبال جملهبندی درست و رسمی هستم؟ 🤔
اینجا همون جاییه که باید تمرین کنیم نگرشهامون رو با واقعیت زندگیمون مطابقت بدیم. یعنی اگر چیزی رو درباره خدا شنیدیم و تکرار میکنیم، اثرش رو در زندگی واقعی هم ببینیم.
به مرور که این تطبیق اتفاق میافته، هم ایمانمون واقعیتر میشه و هم یاد میگیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم بدون استرس، بدون اجبار به قالبهای خاص و فقط با دل ساده خودمون 🌸.
این نگاه تازه باعث میشه ارتباط با خدا از یه وظیفه خشک و پر از ترس، به یه رابطه صمیمی و آرامشبخش تبدیل بشه 💫.

🌿 چگونه با خداوند صحبت کنیم (تمرین روزانه)
اگر تا حالا با خودت فکر کردی که چگونه با خداوند صحبت کنیم و به جواب درستی نرسیدی، بدون که تنها نیستی 🌿.
وقتی به خدا فکر میکنی، او بیشتر از همه به قلبت گوش میده نه به واژههایی که انتخاب میکنی.
یعنی مهم نیست لحن رسمی باشه یا دوستانه، طولانی باشه یا کوتاه؛ مهم اینه که از دل بیاد ✨.
اگر باور داشته باشی که خدا همیشه کنارت هست، متوجه میشی که هر لحظه میتونی با او صحبت کنی.
برای همین میخوام اینجا سه تمرین ساده و شیرین بهت معرفی کنم تا راحتتر یاد بگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم و این ارتباط رو به بخشی از زندگی روزمرهات تبدیل کنی.
۱. یک دقیقه سکوت در آغاز روز ⏳✨
صبح که بیدار میشی، قبل از هر کاری چشماتو ببند و چند نفس عمیق بکش. در دل بگو: «خدایا! ممنونم که امروز رو به من دادی.» 🌸 همین گفتوگوی ساده شروعی عالیه برای حس کردن حضور خدا و یاد گرفتن چگونه با خداوند صحبت کنیم در طول روز.
۲. نجوای دوستانه در لحظههای عادی 💬💖
وقتی داری کارهای روزمرهتو انجام میدی، مثل رانندگی 🚗، آشپزی 🍳 یا راه رفتن 🚶، چند جمله کوتاه با خدا بگو. لازم نیست رسمی باشه؛ مثل حرف زدن با دوست صمیمی بگو: «خدایا مراقبم باش» یا «ممنونم که کنارمی». این تمرین بهت کمک میکنه چگونه با خداوند صحبت کنیم رو به یک عادت روزانه تبدیل کنی.
۳. دفترچه سپاسگزاری شبانه 📓🌙
قبل از خواب چند خط توی دفترچه بنویس از چیزایی که امروز به خاطرشون شکرگزاری کردی 🙏. این کار مثل یه پلی میشه که روزتو با آرامش به پایان برسونه و با لبخند به خواب بری. همزمان یاد میگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم حتی در سکوت شبانه و با قلبی پر از احساس.
🌸 نتیجهگیری: گفتوگو با خدا، پلی به آرامش و عشق بیپایان
وقتی یاد میگیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم، در واقع پلی میسازیم میان قلب پر از دغدغههای دنیاییمان و دریای بیکران آرامش الهی 🌊✨.
صحبت با خدا یعنی آزاد کردن دل از ترسها و نگرانیها، یعنی سپردن خودمان به منبع بیپایان عشق و رحمت.
هرچه بیشتر این ارتباط را تمرین کنیم، بیشتر حس میکنیم خداوند واقعاً نزدیکتر از هر چیزی است؛ از نفس کشیدن، از تپش قلبمان… 💓 و آنوقت است که زندگی رنگ دیگری میگیرد: سبکتر، روشنتر و پر از اعتماد و ایمان 🌈🌟.
پس بیایید از همین امروز، هر لحظه بهانهای برای گفتوگو با خدا پیدا کنیم. چه در شادی و چه در غم، چه در آرامش و چه در آشوب.
چون حقیقت این است: وقتی خدا را در کنارمان حس کنیم و بدانیم چگونه با خداوند صحبت کنیم، هیچ کوهی از مشکلات نمیتواند جلوی ما بایستد ⛰️💪✨.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.98 از 349 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام حق
سلام بر دوستان عزيز :
بخش دوم زندگي با طعم خدا
در مورد سوال اول جه افكار و نگرشي در مورد خداوند بهمون گفتن؟
:من هميشه فكر ميكردم خداوند ادم هاي فقير رو خيلي دوست داره و اونايي كه فقيرتر هستند پيش خدا عزيز هستند وهمين ادم ها هميشه در رنج و سختي هستن و حتي بيشترين افرادي كه مريض ميشن افراد فقير هستن
و حتي به اينحور ادم ها ميكفتم برام دعا كنيد شما پيش خدا عزيزتر هستين و خداوند صداي شما رو ميشنوهه
و باورم اين بود افراد فقيري كه در اين دنيا هم از لحاظ مالي و هم از لحاظ سلامتي در اين دنيا بهره اي نميبرن ديكه اون دنياشون اوكيه مستقيم خداوند اونا رو وارد بهشت ميكنه
و هميشه به اينجور افراد احترام بيشتري قايل بودم و با خودم ميكفتم خداوند اينا رو خيلي دوست داره
من باورم اين بود كه خداوند مريضي رو ادم ها ميزاره و تقديرش اينه خدا خواسته بنده اش مريض بشه و اب خوش از گلوش پايين نره يا باورم اين بود كسي كه مريضي سختي ميگرفت ميكفتن ادم هاي خوب هميشه تو رنج و سختي هستن و زودتر از دنيا ميرن
و هر وقت مريض ميشدم ميكفتم خب خدا ميخاد من مريض باشم و هر وقت از معده درد رنج ميبردم ميكفتم خدا ميخاد اين تقدير منه جقدر پرهيز كنم جقدر خودم و در رنج و سختي قرار بدم بايد تحمل كنم و باورم اين بود كه منم جز اون افرادي هستم كه زود از دنيا ميرن
من هميشه تصورم اين بود كه خداوند تو اسمونه و بايد براي دعا كردن حتما سرمون به اسمون بالا باشه تا خدا صدايمون رو بشنوه
از اطرافيان ميشنيدم كه ميكفتن خداوند رو مي توني مثل ادم خوبي كه تو ذهنت
هس تصور كني كسي كه خوبه ميتوني اون و تصور كني حس كني
من هميشه جون از عموم خوشم مي اومد و برام خوب بود و احساس خوبي داشتم با ديدنش
حس ميكردم خداوند شبيه اونه
وقتي اسم خدا بياد وسط عموم مي اومد جلوم
و همچنين بهم كفتن كه خداوند كناههاي كبيره رو نمي بخشه و هميشه احساس ميكردم كه ديكه ما هم ميريم تو جهنم و خداوند ما رو نمي بخشه
وحتي اكه توبه هم ميكزدم بعد از جند وقتي باز به اين فكر بودم و در شك و دو دلي كه خداوند ديكه منو نميبخشه و توبه ام قبول نميكنه از كجا معلوم منو بخشيده
خودم رو يك ادم بدبخت و كناهكار تصور ميكردم و اينكه هر بلايي سرم بياد حقم
جه باورهاي از خداوند داشتيم
خداوند رو برامون اينحور تعريف كردن كه خداوند بنده هاي كه كار خطايي انجام ميدن دوست نداره و اونا رو نمي بخشه و خداوند كساني كه با گريه دعا ميكنند دعاي اونا رو زودتر قبول ميكنه و بايد حتما هنكام دعا كردن گريه كني كه دعات قبول باشه و در خلوت
بخش دوم باورمون نسبت به موضوعاتي كه شنيديم جيه ؟
به ما كفتن كه خداوند رزاقه خداوند بخشنده هس خداوند مهربانه خداوند حافظه خداوند توبه پذيره
و هميشه ديدكاهم نسبت به بخشندكي اين بود كه جرا اكه خداوند بخشنده هس ولي به ما چيزي نداده جرا افراد خاصي از نعمت هاي فراواني لذت ميبرن و اكه اينجوره خداوند به كساني كه دوست ذاشته اين نعمت ها رو بخشيده
جه حوريه خداوند رزاقه ساليان سال ما رزق و روزمون از دنيا خيلي كمه يعتي اين حق ما بوده كه بهره اي نداشته باشيم از دنيا
تمام اين سالها ما با ترس زندكي كرديم و خداوند رو برامون با عذاب و وحشت تعريف كردن كه اكه اينجور كني خدا نمي بخشدت اكه اونجور كني خدا وند دوسنت نداره و بايد به فكر اون دنيات باشي هر كاري ميكني بايد اون دنيا نتيجه اش رو ببيني و اين دنيا هر جه بيشتر رنج و سختي بكشي ادم خوبي هستي
و اينكه وقتي توبه ميكنم باورم نميشه كه خداوند توبه ام رو پذيرفته هميشه ميترسم از اينكه اين بار كناه رو با خودم به دوش بكشم و به اون دنيا ببرم اونجا جواب خدا رو جه بدم جه بكم وقتي توبه ميكنم نميتونم قبول كنم كه خداوند منو بخشيده
خدا رو شكر در اين دوره لاغري با ذهن اشنا شدم و در تمام موارد زندكيم اسايش و ارامش به وجود اومد و اينكه خداوند رزاقه و بخشنده و مهربان و اينكه عاشق بنده هاشه و اون احساس و ارامشي كه داريم از لطف خداوند مهربان هستش و دوست داره بنده هاش در اسايش و ارامش باشن و هميشه شاد و خندان باشن 🙏🏻
البته هنوز ترس و وحشت دارم و نميتونم باور كنم كه كه خداوند حافظه بخاطر اين ويروس خيلي ترس و استرس داريم و ولي باز هم خوبه با گوش دادن به اين فايل ها به ارامش و اسايش ميرسيم و يا اينكه مي بينيم جند نفر بخاطر اين مريضي حالشون خوب نيس ترس به سراغمون مياد كه نكنه ما هم همين جور بشيم
ان شاالله به لطف خداوند و استاد عزيز به اسايش و ارامش ابدي دست پيدا كنيم 🙏🏻
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز خیلی عالی تونستی اعتقاداتی که راجع به خدابه ذهنت تحمیل شده بود را یادآوری کنی واونا رو بشناسی
یه زمانی من از نظر سلامتی مشکلی داشتم خیلی از سالها شبهای قدر تاصبح دعا خوندم وگریه وزاری کردم ولی همیشه بدترشدم ودرآخر فکر کردم که خدااز من خیلی دوره وحرفای منو نمیشنوه و فکر کردم چرا خدا خواسته منو جواب نمیده پس مهربونی وبخشندگیش کو وفکر کردم که خداسخت گیره وبه این راحتی به بنده هاش توجه نمیکنه وبرای خودم توبه نستوح رو مثال میزدم که چه سختی ها کشید تا خدا اونو بخشید تو یه مقطعی از زندگیم که خیلی ناامید ودلسرد بودم خداوند یه افراد ویه چیزایی رو جلو پای من قرار داد که همه تصوراتم دود شد وبه هوارفت وبا خدایی آشنا شدم که از رگ گردن به من نزدیک تر بود تازه فهمیدم که درسته من دعا میکردم شب قدر تا صبح گریه وزاری میکردم اما من به خدا ایمان نداشتم من باور نداشتم که بیماریم خوب بشه یعنی با خودم فکر میکردم که دیابت درمان نداره ودکترا گفتن که باید رعایت کنی وپسرعموی من باوجود رعایت از این بیماری فوت کرده بود وعاقبت خودم رو همینطور میدیدم وروز به روز وضعیتم وخیم تر میشد اما وقتی با خدای توانا وقادر آشنا شدم خدایی که به ما از رگ گردن نزدیک تره روز به روز حالم بهتر شد واطمینانم به خداوند اینقدر زیاد شد که استرس ونگرانیم کنار گذاشتم وخودم رو بهش سپردم وبدون خوندن دعای عربی که معنیش رو نمیدونستم ولی با اعتماد وشناخت بهتره خدا به خواستم رسیدم والان خیلی حالم خوبه ومشکلم حل شده .منظورم این نیست که دعا خوب نیست امامان ماهمشون بااین دعاها مانوس بودن ومردم رو به این دعاها ترغیب میکردن منظور من اینه تا خدامون رو نشناسیم وبهش ایمان نداشته باشیم ومعنی توکل رو ندونیم خوندن این دعاها ممکنه حتی مارو از خدا ناامید هم بکنه .
دوست عزیزم خوشحالم که خدارو بهتر شناختی وامیدوارم به آرامش واقعی برسی من وهمسرم اطمینان داریم که به بیماری کرونا مبتلا نمیشیم چون هرروز خدارو به خاطر سلامتیمون شاکریم واین شکر گذاری احساس خوبی درما ایجاد کرده وباعث شده فرکانس ما با بیماری همسو نباشه و به این بیماری مبتلا نشیم نگرانی رو از خودتون دور کنید وبه خداوند اعتماد کنید.
سلام به استاد عزیز و دوستان
این فایل های رایگان برای من دانلود نمیشه. چکار کنم.؟
نشان های دریافت شده
با توکل به خدای مهربون وعرض ادب وسلامتی خدمت استاد عزیز ودوستان 🌺💐💐👌🏻👌🏻
در مورد سوال اول تعریف من از خدای خودم :
قبل از شرکتم در دوره تناسب فکری خدارا خالق ماورالطبیعه ایی میدانستم خارج از وجودم، و او را در اسمان ها وکهکشانها وطی انجام مراسم خاص فرضا بین دو نمازم از او طلب کمک میکردم یا اورا در مسجد ومکه میجستم ، ولی پس از گوش دادن به فایل های لاغری با ذهن به خصوص فایل فرشته درون، غافل از انکه خود خدا هم به ما خودش را مینماید آن جا که می فرماید: من روح خودم رادر تو دمیدم وتورا احسن الخاقین نامیدم،
تازه فهمیدم که:
چون تنها در وجود من نوعی، خدای درون یعنی فرشته مهربون وخوبیها وروح ملکوتی هدایتگر وخالق وجود دارد تنها با مراجعه به درون خودم وتغییر باورغلطم (جستن خدا جایی دیگر) وایمان واعتماد کردن بهش با خواندنش تحت الهاماتش به سعادت ونهایت شادکامی میرسم وبا انرژی ومنبع شادی وجریان ملکوتیش همسو می شوم ودیگر خود خالق تمام خواسته ها واوج آمال وآرزوهایمان میشوم واین یعنی کمال👌🏻👌🏻🌺🌺👏👏👏💃💃💃
من از بچگی یادمه مادرم میگفت خدا خیلی بزرگه ،
ومنم تصور این بود که فرضا مثل کارتون گالیور وکوتوله ها خدا گالیوره وما انسان ها کوتوله ها.
یا اینکه یادمه پدر میگفت خدا کریمه (هنگامی که با مشکلی بر میخورد) منم هنگام سختی هام میگم ولی این باورو عملا قبول نداشتم فرضا برای تحصیل وشغل وخریداری خونه و… اعتقاد به تلاش و رنج داشتم تا برسم به گنج خواسته هام .فرضا میگفتم خدا که نمیاد یک مدرک تحصیلی سفارشی یا ماشین مورد علاقمو مفتی ببخشه به من🧐🤫
ولی درمورد برکت خداوند :ازتو حرکت از من برکت عمیقا به برکت خدا ایمان داشتم حتی توکلش ،مثلا در دوران دانشجویی امتحان آخر ترم بعضی اساتید
جلسه پایان کتابی یا جزویی قطور ارائه میدادند جهت خواندن وطرح سوالات از همین منابع بود با اینکه وقت کم بود ومبحث زیاد من هر دفعه با توکلم وایمان برکت خدا حرکتم را شروع میکردم وعملا در انتهای جاده اورا میدم که نمره بیست را به من ارزانی میداشت ومن غرق عشقبازی با پروردگارم بودم وهمین طور مرا در کنگور سخت وکالت با توجه به متاهل بودنم وداشتن دو بچه خردسال ومشکلات خاص زمان خودم موفق گرداند ومن از خدای مهربونم متشکرم🙏🏻🙏🏻🌺💃💃
واما در مورد شفاعت وقدرت شفا بخشی خداوند با این که بارها با توسل به او مرا وفرزندانم را از امراض رهانیده وتحت االحفظ خودش دلم قرص بوده،ولی متاسفانه در پی این اپیدمی همه گیر با وجود ترس واسترسی که بر وجودم غالب گردید متوجه شدم وفهمیدم عملا به شفاعتش ایمان مطلق نداشتم چراکه دلم قرص وآرام نبود با این که باور داشتم تا او نخواهد برگی از درخت نمی افتد ؟؟
ولی همین جا از خدای خودم وملکوت درونم میخواهد راه رهایی از این ترس را با رها کردنم در اغوشش وقرار دادنم در حلقه لایزال حفاظت وحمایتش را به من الهام نماید. الهی آمین🙏🏻🙏🏻🌺💃
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوارم وخوش به سعادتون که خدا شمارو انتخاب کردن چون صحبتهای شما خیلی خاص وفوق العاده هست من تمام زتدگیم دچار سر در گمی بودم از ابتدای زندگی در رابطه باشناخت خدا ترس ووحشت بعد هم دوگانگی در رفتارها ی فامیل ودوستان وهمکارانم وبعد به مرور در کشورها می دیدم بیشتر منو اذیت می کرد برام همش جای سئوال بود این فامیلم که اینقدر قرآن ودعا وگریه زاری می کنن ونام خدارو میارن وبه سختی زندگی می کنن چرا بدخت وبیچاره ترن وهمش در ناراحتی هستن ومربض میشدن می گفتن خدا بد نده بعد هم خیلی خودشون مذهبی وخداشناس می دونن به راحتی غیبت میکنن در صورتی خودشون می گفتن غیبت گناه داره بعد در فامیل خودم می دیدم ایمان ظاهریشون کمتره ولی در نازو نعمت هستن وتفریح وخارج واینها دارن در ضمن رفتارشون نسبت به همسرانشون وفرزندانشون خیلی دوستانه وعاطفی ونسبت به دیگران خیلی رفتار انسان دوستانه ای بود ولی این فامیلی که نمازشون سر وقت در هر شرایطی بود می خوندن چرا ارتباطشون با فرزندان یادر حق همسرشون اجحاف می کردن وحرفها تحقیر آمیز به فزرندشو یا دیگران به راحتی توهین یا نفرین میکردن خلاصه خودم از خدا ی خودم همش کمک می خواستم چون متوجه میشدم که این راهش نیست حتی من دوست داشتن ولی منو رو آدم با ایمانی قبول نداشتن تا اینکه من به دنبال راهی برای تناسب بودم که با فایلها ی شما آشنا شدم که در همون دوره فایل خدا هرگز دیر نمی کند ودیدم خریدار کردم ووقتی استاد گوش می کردم تمام سئوالهامو گرفتم بلکه ایمان خودم با عشق به خدا هزاران برابر شد والان تونستم کمی از دریا بیکران ایمان به خدارو در زندگیم باور کنم معجزاتی را در زندگیم میبینم آرامش به حدی دیگران حتی آنهایی که خیلی مذهبی بودن از رفتار من شگفت زده میشن وخانواده ام وهمسرم ودوستانم وفامیلم ی حس دیگه به من دارن حتی زنگ میزنن مشاوره میگرن بهشون میگم چرا من میگن وقتی با تو صحبت می کنیم آرامش میگیریم.که همه ی اینهارو مدیون استاد عزیزم هستم استاد من کتابهای زیادی خونده بودم ولی به این جالبی وراحتی به جوابهام نرسیده بود البته استاد الان کتابهایی را تهیه میکنم می خونم الان چون در این فرکانس صخیح هستم کتابهای خیلی جالبی سر راهم قرار میگیره یکی از معجزاتی کهرا براتون بگویم سربازی پسرم بود ایشون در شرایطی خیلی بدی بودن ولی من باایمان به خدا فزرندموبه خدا سپردم وبراش به زبان فارسی واز خدا می خواستم که شرایطش بهتر بشه آرامش داشته باشه وخداوند هم پاسخ میداد بهم برای خدا مینوشتم بعد پسرم از سربازی می آمد میپرسیدم شرایط را ازش جاش چطوره میگفت خودم تعجب می کردم وبغض گلویم را از خوشحالی میفشرد که ازخدا خواسته بودم یا چیزی دیگه می دیدم همونهایی را که خواسته ام همون رو با شرایط بهتر برای فرزندم جور شده استاد فرمودین از چه طریقی با فایلهای شما آشنا شدم .من از طریق خواهر زاده ام گفتن من میرم عمل می کنم چون ایشون روزی چهار ساعت ورزش می کرد ورژیم سخت می گرفت ولی هیچ تغییری نمی کرد.من بهشون گفتم من این راهها رو قبول ندارم ولی ی جلسه دکتر کرمانی حضوری برام جلسه گذاشت خیلی روی من تاتیر گذاشتن من می خوام دکتر رژیمی پیدا کنم که برام حرف بزنه بهم آموزش بده بعد ایشون گفتن دوستم گفته نرو عمل کن این لاغری با ذهن هست ولی من خسته شدم که ایشون رفتن عمل کردن ولی من ازشون گرفتم ووقتی گوش میدادم متل آدم تشنه ای که ازفرط تشنگی داره تلف میشه دائم گوش میدادم فایلهای رایگانتونو بعد بی نهایت حسهای خوب وکاهش وزن وکلی تغییر در رفتارو زندگیم شد که الان هم به لطف خدا وبزرگواری شما وزحمتهای خالصانه شما ادامه داره وقول میدم تا آخر عمرم ادامه بدم وخدا رو بی نهایت سپاسگزارم برای اینکه منو هدایت به سوی شما که منجی من ودوستانم باشید .خدا پشت وپناهتون باشه .ودر آخردوستان عزیزم من الان هر گونه مشکلی یا کار ی برایم پیش بیاد بلافاصله به سراغ فایلهای خدا هرگز دیر نمی کند استاد میرم وادن فایلها متل یک چراغ هدایت به من راهو نشون میده ودر اون راه آرامش وبهترین انتخاب را پیدا میکنم .وهمیشه با خودم میگم من خودم رو دوست دارم من خدای خودم رو دوست دارم وبه خدا ایمان دارم .خداحافظ دوستان
سلام ب گرمی تیرماه
سلام ب اقایی ک دست خدا بر روی زمین شدن و دوستای هم مدار خودم
استاد جان
روز اولی ک شما رو پیدا کردم ب ثورت خییییییلی اتفاقی بود ولی باورتون کردم چرا ک خودمم از قبل داشتم ب خودم میگفتم عاقا یه جا اشتباهه
من مث یه اشغال بدرد نخور با جسمم برخورد میکنم بعد یه سبیلیتی شبیه جواهر برخورد میکنه با بدنش!!
من خیلی جفا کردم در حق خودم رژیم های مزخرف و مسخره و کم کالری و ناامیدکننده
امام صادق علیه السلام فرمودند ک هرچی میخای حفظ کنی بنویس
من امشب الان ک ساعت دو و نیم شبه همه حس های مزخرف قدیم بهم غالب شدن
تو چاق
تو و چربی هات
تو و پوست شل ت
تو ووو
میدونین روزی ک شما پیدا کردم ب یه درگیری ذهنی پنج ساله پایان دادم تصمیم جدی گرفتم ک راهی برم ک دکتر ها رد کردن ولی خدا اصلا درباره همچین چیزی هییییچ جا صحبت نکرده
ایه قران نیومده ک ای انسان هر وقت خاستی حامله شی قبلش رژیم بگیر😂
یا ای انسان با وزن متناسب حامله شو😂
کجای قران اومده؟؟؟ هیچ جاااا
میدونین من توکل کردم
ب الله یکتا
ب خیر مطلق
ب کسی ک برای من خیر و سلامتی میخاد
من الان معتقدم ک همه بارداری ها مثل هم نیستن
اصلا دلیلی نداره همه ادما تو حاملگی چاق شن
دوستی داشتم ک یه کیلو هم اضافه نکرد ولی خیلی سختی کشید چرااا چون ک اون ضعیف بود!!! اون یه عالمه چربی نداشت ک انرژی شو فراهم کنه و وقتی ک حامله شد و نتونست چیزی بخوره احساس ضعف خیییییلی اذیتش کرد
ولی من چی؟؟؟
من نمیدونم چی درانتظارمه
فقط میدونم ک من ذخیره دارم برای روزی ک لازمه
میدونم ک یه روزی ک توی مطب دکتر نشسته بودم یه خانومه ک سه برابر من بود حامله شده بود و دکتر دعواش نکرد مسخره شم نکرد بهش تبریک گفت
میدونم ک عروس عمه شوهرم دو تا من بود شکم و همه چی داشت ولی همین یه ماه پیش زایمان کرد یه پسر ناز
میدونم ک خاله م تعریف میکرد ک یه خانومه حامله بود سه تااای من بعد ازش پرسید چیکار میکنی با زایمان گفت اتفاقا زایمان من راحتتره چون جون دارم
یا حتی عرب ها اونا ک ده تا ما چاق هستن ولی ماشاالله بچها سالمی ب دنیا میاورند
میدونی چی میخام بگم
میخام بگم خدا شبان من است
من از خدا میخام ک حاملگی خوب و راحتی با بچه سالم و صالح و عاقل و عاقبت بخیری بهم بده ولی من از اینده هیچ خبری ندارم
من وقتی ب خدا توکل کردم باید مغزمو خاااموش کنم دکمه خاموش بزنم و تمام
میدونی من میخام بگم من قبلا فک میکردم چاقی یه باتلاقه ک منو با خودش میبره و من نمیتونم بیام بیرون نمیتونم ب ارزوهام برسم من یه زنم دلم میخاد ک بچه خودمو بزارن رو صورتم دلم میخاد ک بچه خودمو بو کنم بوی بهشت بده یا بوی پی پی🤭😂
خلاصه میخام بگم قدرت فقط یکیه اونم قدرت الله یکتاست
شر هیییییچ قدرتی نداره
چربی های شکمم هییییچ قدرتی ندارن
من دیگه بهشون توجه نمیکنم
باورت میشه قبلا هر یه چیزی میخوردم منتظر بودم ک صد گرم اضافه کنم
باورت میشه هرررروز وزنم از دیروز بیشتر بود🤦♀️
ولی وقتی ویس تو گوش دادم گفتی ک خب ما میخوریم ک انرژی بگیریم ک سیستم داخلی بدنمون کار کنه اونا نیاز ب سوخت دارن چرا باید انتظار چاقی داشته باشی
دیدم راست میگیاااا
نمیدونم چرا یه عمر اسگول کرده بودم
باورت میشه من ۶۵ کیلو بودم ولی میخاستم ک برسم ب ۴۹ کیلو ولی رسیدم ب ۸۹ کیلو!!!!
خودم باورم نمیشه😑😑😑
بجای کم کردن ۱۶ کیلو ۴۰ کیلو اضافه کرده بودم
از خدا متنفر بودم ک منو اینجوری بیخود خلق کرده
ولی الان فهمیدم خدا خیر مطلقه من وقتی ب خدا توکل میکنم ب خدا فکر میکنم اروم میشم جایی وجود نداره ک ب چاقی و چربی فک کنم
ببین من معتقدم این ک ب شر قدرت بدیم شرکه
این ک بگیم اگه چاق باشی ممکنه بچه سقط بشه شرک مطلقه چرا چون ب چند کیلو چربی قدرت دادی
امام علی ع میفرمایند شرک مث مورچه ای سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شبه
یعنی این قد نامحسوس ادما مشرک میشن خودشونن نمیفهمن
من معتقدم دنیا خیر مطلقه
حتی حتی دور از جونم اگه بچه م سقط شه خیر و صلاح من بوده خاست خدا بوده میخاسته بهترشو بده.
من اینا نوشتم ک حس بدی ک داشت اذیتم میکرد رو از خودم دور کنم
اینا نوشتم ک بگم بیایم یکتا پرست باشیم
اینا نوشتم ک بگم شر هیچ قدرتی نداره
خدا شبان من است خدا چوپان من است من مث یه بره کوچولو بازیگوش و کنجکاو بدون تجربه قبلی برا اولین بار اومدم روی این کوه ن دره شو میشناسم ن رودشو ولی خدا ک میشناسه
اگه خدا خدا یی ک من میشناسم هست همه گوسفند هاشو ول میکنه میاد منو مراقبت میکنه میاد منو تو آغوش ش میگیره و میگه ای بره بازیگوش🤗
نگا کن چی میخام بگم میخام بگم من یکتا پرستم ب دور از بحث های مسیحیت و مسلمونی
نگا من یکتا پرستم از ایه های قران میخونم
از کلام انجیل میخونم
اون چیزی ک بین این دو مشترکاون چیزی ک ایین ابراهیم کلام الله هست رو قبول میکنم و عمل میکنم
من عاشق خدا
من قبلا ب چشم معتقد بودم
ولی تازه فهمیدم چشم هم شر هست پس قدرتی نداره
پس راحت تمام افکارمو اینجا گفتم میدونم ک در حاله نورانی خدام هیچ کس هیچ اسیبی ب من نمیتونه برسونه چون ک قدرت فقط در دست خداست. مگه غیر اینه؟؟؟
ساعت سه و سه دقه نیمه شب شد
دیگه شبتون بخیر
یه دنیا مهربونی و عشق تقدیم شما باد
با سلام به همه عزیزان ، خواندن نظرات شما عزیزان و شنیدن این فایل برام بسیار جالب بود من از اونجایی که در دیانتمون دعاها و مناجاتهای فارسی و عربی زیادی داریم برای همین از کودکی همیشه دهاهای فارسی را بما اموزش دادند …. بجای ترس از خدا عشق به او همیشه در گوشم زمزمه شده واز اونجایی که همیشه علاقه زیادی به شناخت هر چه بیشتر و بهتر خدا و حقایق عرفانی و متافیزیکی داشتم حتی یکی دوسال هم به کلاسهای عربی میرفتم تا لذت درک اثار الهی بزبان عربی رو خودم بدون واسطه درک کنم و بعد از اون بود که نماز خواندن و بیانات عربی برای من بسیار لذتبخش شد و از طرفی در دریایی از اثار فارسی نیز غرق بودم و هر زمان که نیاز داشتم با هر موضوع مورد نیازی در اختیارم بود و همیشه زیباترین و جانبخشترین لحظات زندکیم زمان راز و نیاز با پروردگارم و محبوب قلبم بوده هر چه بیشتر میخواندم و در دریای اثارش غرق میشدم بیشتر احساس میکردم که رابطه او با بندگانش رابطه عاشق و معشوق است و محب و محبوب و اینجاست که اگر ما صفات یک عاشق بتمام معنا را در خود تقویت کنیم و بعد از ایمان او به درجه ایقان برسیم زندگی رنگ و طعم دیگری خواهد گرفت مشکل ما انست همه ما به خدا ایمان میاوریم ولی بدرجه یقین نمیرسیم و این است که ما را دچار مشکل میکند میگوییم خدا قادر و توانا است اما به کلام خود یقین نداریم میگوییم بخشنده مهربان است ولی چون به ورتبه یقین نرسیدیم دچار تزلزل و شک میشویم و … تنها موضوعی که الان با شرکت در این دوره و لاغری با ذهن برای من جای بسی تفکر و تعمق دارد اینکه خداوند عاشق شادی و سرور است و دوست ندارد بندگانش را در رنج و عذاب ببیند متاسفانه مشکل فکری قبلی من این بوده که خداوند انسانهای فقیر را دوست دارد و ثروت و غنا سدیست بین خلق وخالق ، از طرفی همیشه فکر میکردم برای رسیدن به بلوغ روحانی و نزدیک شدن بخدا باید سختی کشید و بنوعی ریاضت کشید تا بقرب او رسید و خداوند انسانهایی را که دوست دارد به انها درد و ررنج میدهد تا بیشتر بیاد او باشند و او را فراموش نکنند و همیشه ما را مورد امتحان قرار میدهد اینها مواردی بود که مرا از رسیدن به بعضی از اهدافم ممنوع میساخت ولی از وقتی که بلطف حق وارد سرزمین لاغرها شدم متوجه شدم تنها با شادی و لذت بردن از تمامی لحظات زندکی است که میتوانم به تمامی خواسته ها و رویاهام برسم و از این زمان بود که عشق به معبودم رو با تمام وجود درک کردم و هر روز صبح با اولین پلکی که میزنم لبخند میزنم و با تمامی وجودم وجودش و حضورش رو شکر و سپاس میگویم ، و حالا نیز با شنیدن این فایلهای زندگی با طعم خدا از شدت شوق روحم در اسمانها در پرواز است و بسیا از استاد عزیزم سپاسگزارم که اینقدر زیبا و بلسان ساده ما را در این مسیر درک هر چه بیشتر حقایق یاری می نمایند گر چه میدانم این مسیری است که هرچه تلاش کنیم در برابر عظمت خدا بسیار اندک و ناچیز است ولی اگر با دریافت قطره کوچکی از دریای عرفان الهی به چنین شور و شعفی رسیدیم پس اگر در این دریا شنا کنیم و به عمق ان فرو رویم به چه شادی زائد الوصفی خواهیم رسید !!!
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان دوره مقدس طعم خدا
من بار دوم که همرفرکانس این آگاهیها شدم و خوشنودم
اسفند سال ۹۷ این دوره را استارت زدم
خب کامنتهای جلسه دو را هم یادم بود هم دوباره خوندم
یک تصور کودکانه از خدا و یک تصویر انسانگونه داشتم
خب به برکت مطالعاتم درزمینه قانون جذب و سوالات عالی این دوره متوجه شدم خداوند یک سیستم
راه ارتباط با سیستم، ارتعاشات هر کسی هست
خب خیلی حسم بهتر شده بود
نتایجی آرامش و مالی و افزایش فروش گرفتم
منتها الان
دقیقا تو این یکسال اخیر یعنی تا بهمن ۹۸ بشدت نگران بودم و الانم هستم
خیلی کم
چون با دوره لاغری با ذهن خیلی اصلاح شده
ولی نگران روزی هستم بشدت
نگران آینده ام هستم بشدت
نگران ازدواجم
نگران مخارجش
نگران آینده شغلم
و تمام این ناهماهنگی ها بخاطر این هست که من فقط اطلاعاتی جدیدی گرفتم
چون ادامه ندادم و جز باورام نشده هنوز نگرانم
خب رفتارای مذهبیم خیلی تغییر کرده
دیگه مراسم عزاداری نمیدم
شب قدر احیا نمیکنم گریه زاری کنم
بچه که بودم یک شب خیلی ترسیدم…
توی مسجد بودیم و مراسم عزاداری بود….مادرم و کلی خانم گریه میکردن
بیرون طوفان و رعد و برق بود
برق رفت و من خیلی ترسیدم
از خودم پرسیدم اگر این امام حسین آدم خوبی چرا باید از گریه مادرم وبقیه خوشحال بشه
اونکه آدم خوبی!!!!
خب با همچین فضا و احساس گناه دادنهایی بزرگ شدیم
استاد راستش دلیل خیلی از پرخوریام در کودکی مسکن گذاشتن رو این درد بود که نماز نمیتونستم بخونم
اونم اول وقت
فکر میکردم بی ارزشم و برای فرارزین حس میخوردم
😓😓😓
در هر صورت نگرانی الانم نشان از ناهماهنگی داره که باید با جواب دادن به این تمرین تبیینش کنم
مثلا امروز خواهرم گفت ماکارونی شده ۳ برابر
این چیزادیگه البته عادی تو این مملکت…من صبح کلی تمرین کرده بودم…در مورد پول و ثروت
خب ترسم گرفت برای لحظاتی
شما عالی گفتید دلار که بالا میره خدا پایین میاد
یا اون جمله تون که فرمودید خدا نگفته دلار بره بالا بخشندگی من پایین میاد
حالا واقعا چرا؟؟؟
چرا من آگاه شدم ولی به ایمان نرسیدم؟
شاید هر کسی یکجایی دلهره بگیره
مثلا خود شما
اما برای شما کمتر پیش میاد
شایدم اصلا پیش نیاد
دارم دنبال جواب میگردم”””
جوابهای ذهن من:
درسته که خدا رزاقه اما چطوری میخواد مشتری بیاره؟؟
چرا تو این سالا زیاد نکرده
چرا تو انقدرررر میخوای ولی برای بقیه هی میبره
این سیستم چرا انقدر سخت کرده کار رو….هماهنگ شدن کار سختی
خیلی کنترل ذهن میخواد
طرف نشسته فرت و فرت مشتری داره
حالا تو هی بشین هماهنگ شو
نگران هزارجا باید باشی
کی خدا اومده پول داده دست یکی گفته بیا دفترتو بخر
کی اومده بگه بیا خونه بخر
کی اومده بگه بیا ماشین بخر
مگه اینا چالشای تو نیست
خب این سیستم چطور اینارو بهت میده
تا بیای هماهنگ شی کلی سال وقت میخواد
ازونور باید فکر ازدواجت باشی
ازونور آینده شغلی ات
باید کار کنی تا پول برات بیاد
اون خدای انسان گونه باز گریه میکردی ی کاری میکرد
اینکه گریه ام کنی بدتر میکنه
اول باید امنیت شغلی پیدا کنی
که خودش زمانبره
حالا بعدش ازدواج و کلی پول جهیزیه باید داشته باشی
بعدشم با این اوضاع تا پول جمع کنی خونه بخری قیمتا میکشه بالا
خب این خدای تو چطور میتونه جبران کنه تورمو
باید هی لبخند بزنی و راضی باشی
تا بیای تلاش کنی و بسازی دیگه وقت ازدواجت گذشته
این سیستم چطورررر میخواد اینارو هندل کنه
تا هماهنگ بشی هم عمرت تموم شده
این سیستم درسته گفته وعده فزونی میدم
اما چرا راهشو نگفته دقیق و واضح
چرا هی باید زور بزنی برای مشتری
این سیستمم نمیتونه خیلی عادل باشه
فرق کسی که تو یک خانواده فقیر و یک خانواده ثروتمند زیاد
چون فقیر تا بیاد خودشو هماهنگ کنه پدرش دراومده
بعدشم ی سریا که آگاه نمیشن و از دنیا میرن
اونا چی
تقصیرشون چی
استاد من تمام پولی که میخواد بهم برسه را از طریق شغلم میبینم
و خیلی به شغلم وابسته هستم
اونم در حال تغییر و آیندش معلوم نیست
من در مورد سلامتی پذیرفتم که همه میتونند سلامت باشند چون سلامتی کسی از سلامتی کس دیگه کم نمیکنه
اما در زمینه پول ما به هم وابسته ایم….از جیب هم میخوریم
یعنی خدمات متقابل ارائه میدیم
چرا این سیستم تو این دو سال آشنایی خیلی رفاه برام نیاورده
چرا انقدر تقلا هنوز هست
خدا رزاق ولی مدار بالاها هی پولدارتر میشن
و فقیرا فقیرتر
چرا کاری نمیکنه فقیرا بیان مدار بالا
من واقعا در عملم هم کار به این خدای سیسیتمی نداشتم
چون فرق تقلا و توکل را نمیدونم
کجا کارم تقلاست
کجا اقدام درسته
واقعا نفهمیدم
اگر یکی از نعمت های خدا شفاست خب چطور میخواد برای من رخ بده
برای نگرانیم
چطور میشه جسمم و روحم شفای الهی را تجربه کنه
چطور میشه انقدر دفترم پرفروش بشه تا غرق در فراوانی بشم؟
چطور؟
چطور؟
من عمیقا نگرانم
وقتی خلوت میشه میترسم
استاد این روزا واقعا چندین چالش و دل مشغولی دارم
خرید دفتر
خرید خونه
افزایش مشتری
افزایش حساب
بانکی
ازدواج خوب
ولی نمیدونم چطور
عقلم به جایی قد نمیده
هر کدوم کلی پول میخوان
چطور این سیستم میتونه اینارو بهم بده
حالا یک تک و توک نشونه داد
من میگم خدا رزاق
اما نه اون رزاقی که همه را بی نیاز کنه
بالاخره این دنیا محل گذره
اصلا اصلا انتظار ندارم خدا رزق و روزی منو برسونه
همه امیدم به شغلمه
اونم تعداد مشتریام تکون نمیخورن
واقعا راهش چی
میشه آدم نگران نباشه
چطور آخه
چطور خدا رزاق؟ اصلا این یعنی چی؟
چطور وعده فزونی داده؟
رفتار من میگه من کلا دنیا را بیخدا فرض کردم.
خودم باید فکری بحال خودم بکنم
همه اینایی هم که میگن قانون جذب مگه چندتاشون موفق شدن
😶😶😶😶
این خدا کجاست
استاد ببخشید ولی این احوالات ذهنمه
و دلیل نگرانیاش
خب اگر ایمانی داشت که نگران نبود
من لاغر شدم خیلی راحت
از ماه دوم
و فاصله ای تا نتیجه نهایی ندارم
اما لاغری من به خودم ربط داره
اما ثروت در ارتباط با افراد جامعه است
🌱🌱
۲۵ خرداد ۹۹
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیز
من از بچگی از خدا می ترسیدم وجودی که فقط به یه عده خاصی لطف و عنایت داره وجودی که منتظره تو خطا بکنی و آثارش رو بهت نشون بده ،وجودی که لطف و محبتش به همین راحتی شامل حال هر کسی نمیشه،من میدونم که رحمان و رحیم هستش ولی هیچ وقت باور نکردم که محبتش شامل حال من هم میتونه بشه می دونم که رزاق ه ولی هیچ وقت باورم نشد که میتونم پولدار باشم،می دونم که عالم هستش ولی هر چی سعی کردم نتونستم باور کنم که به ذره ای از علمی که دنبالش هستم میتونم م دست پیدا کنم،میدونم که بخشنده و توبه پذیره ولی همیشه با بار گناهان بزرگ به زعم خودم زندگی کردم ،میدونم که حافظ هستش ولی هیچ وقت نتونستم خودم و خانواده ام رو بهش بسپارم ولی الان خوشحالم که به آگاهی تازه ای از وجود خدا رسیدم فقط سوالی که برام مطرح هستش اینه که صفاتی مثل جبارو منتقم بودن خدا و صفاتی از این دسته رو چه طور باید تعبیر کنیم؟
سلام خدمت استاد عزیز و تمام دوستان گلم
خیلی آگاهی های جدید و باحال بهمون دادین،ممنون از شما
راستش چیزی ک تو فکرم اومد این بود ک :
اول ما از خدا واسه خودمون ی قالب دور از خودمون و جدا از خودمون متصور شدیم،یعنی ی خدای واقعی ک واسمون گفتن و توی قرآن گفته شده ک حتی ما ١٪ از اون ویژگی ها رو اصن نتونستیم درک کنیم،چ برسه بخایم عمل کنیم،
دوم اینکه ما ی خدایی تو قالب نزدیک ب خودمون داریم توی دهنمون ک عین خودمون انسانهاست و احساسات انسانی داره و فقط با ی گرز نشسته بالا سرمون و منتظره ک ما ی کار بد انجام بدیم تا عذابمون کنه،
این ٢ تا موضوع دقیقا مخالف همدیگه اس و دلیل این همه نتیجه نگرفتن اینه ک ب طور مثال ما میخایم از اصفهان بریم تهران ولی از شیراز و اهواز بخایم حرکت کنیم. مشخص ک قطعا نتیجه نمیده.
من خودم توی کل عمرم فقط شنیدم در مورد خدا ک قادر مطلقه، دانا ب تمام موضاعاته، از خودم ب خودم مهربونتره، بخشنده و پاک کننده هست و کلی چیزای دیگه و جالب تر اینکه تمام این حرفا رو از کسایی شنیدم ک اونا هم فقط از گذشتگانشون و با اطرافیانشون شنیدن و هرگز خودشون توی قرآن ک کتاب هدایته نرفتن دنبالش بگردن و خودشون ب درکش برسن و توی عمل ازش استفاده کنند.
( چقد توی قرآن اومده ک وقتی پیامبر رفته قومش رو هدایت کنه،اونا گفتن ما ب مسیر گذشتان و پدران خودمون میریم و هدایت پیامبر رو نمیپذیرفتن) دقیقا این موضوع واسه الان هم هست!!!!
راستش من خودم از وقتی خدا هدایتم کرد ک قرآن رو بخونم و این هدایت توسط ی خطبه از خطبه های نهج البلاغه از حضرت علی بهم رسید ( خطبه ١٩٨-١٧۶ ) من شروع کردم ب خوندن معنی قرآن و خدا شاهده ک طوری آگاهی های جدید سر راهم قرار میگرفتم ک فقط شکه میشدم و ب خودم میگفتم تو انقد ب خدا نزدیک بودی و نمیدونستی!!!!😔 ولی غصه نخوردم و سعی کردم شکرگذار باشم و نکته مهمتر اینکه سعی کردم تو هر شرایطی حسم رو خوب نگه دارم.
الان ب لطف الله مهربان انقد احساس شادی و آرامش توی زندگیم هست ک فکر میکنم خدا اون حامد قبلی رو برداشته و ی حامد جدید گذاشته جاش( بچه ها یادتون نره ک همه چیز همون احساس خوب، شادی و آرامشه چون وقتی انسان توی این فرکانس باشه یعنی داره توی مسیر ایمان و توکل ب تنها پادشاه جهان حرکت میکنه و نتیجه طبیعیش ثروت،سلامتی، روابط بینظیر با دیگران و هر خواسته دیگه ای ک میخاین)
خداروشکر واسه اینکه تونستم این آگاهی های ناب الهی رو باهاتون ب اشتراک بذارم
مؤید باشید
سلام و آرزوی سلامتی
از بچگی به ما گفتن یک خدایی هست که ما رو افریده و ارحم الراحمین هست. خدا بزرگه و خدا رزاقه. ولی یک سری کارها هست که نباید انجام بدیم اینکه حجابمون رو حفظ کنیم. اگه تار مویی رو نامحرم ببینه ما رو از موهامون تو جهنم آوبزون می کنن. و کلی چیزای دیگه. خدای ما خدایی بود که فقط در کمین ما بود تا هر کار بدی بکنیم تلافی شو سرمون در بیاره و تازه اصل عذاب اون دنیاست و به خدمتمون می رسه. میگفتن خدا بزرگه و همه جا هست و هر جا کار بدی بکنید می بینه. کلمه ارحم الراحمین رو هم فقط به شکل یک کلمه شنیده بودیم نمودی ازش نمی دیدیم. میگفتن خدا رزاقه معنیش اینه که نمی ذاره کسی از گرسنگی بمیره و در حد بخور و نمیر به همه میده. البته باز هم این سوال پیش میومد که این گرسنه های اتیوپی پس چرا می میرن از بی آبی و بی غذایی. البته فقر و نداری یک فضیلت معرفی می شد و میگفتن که فلانی وضعش خوب شد و دیگه خدا رو فراموش کرد. و فقرا تو این دنیا ثواب اون دنیا رو دارند که بهتره.
بزرگتر که شدم دیدم که نه اینطور هم نیست که وقتی اشتباهی کنی یهو تلافیش سرت بیاد. فکر کردم شاید اینکه موهای زنی رو نامحرم ببینه اینقدرها هم بد نیست که گفتن.
وقتی فهمیدم که امامان ما همه انسانهای ثروتمند بودن کلی تعجب کردم که فقر مگه فضیلت نبود و ثروت مورد غضب خدا. بعد فهمیدم اینو صاحبان قدرت میگن چون با فقر میشه آدمها رو تحت سلطه آورد. وقتی فقر هست ایمان میره و عزتی هم نداریم که مانع سو استفاده دیگران بشیم.
اما در مورد خدا همچنان فکرم این بود که خدا رزاقه یعنی در حد معمولی روزی میده بیشتر بخوای خودت باید خیلی تلاش کنی. بعضی وقتها آدمهایی رو می دیدم که ناگهانی ثروتمند شدن بدون اینکه کاری کرده باشن ولی توجیحی براش نداشتم و می گفتم خوش شانس بوده هنوز هم اینو میگم نا خودآگاه.
تصورم در مورد سلامتی و ثروت و … از خدا اینه که خدا ما رو آفریده و فرستاده به این دنیا دیگه هر چی میخوای خوب باید تلاش کنی. البته این وسط یک سری خوش شانس هستن که از قبل براشون همه چی آماده است. حالا چرا اونا خوش شانس هستند رو نمی دونم. یک سری هم نمی دونم چرا راحت به چیزایی که میخوان می رسن.
خلاصه اینکه خدا رو جز پادشاهی روی تخت سلطنت که کار نظارت و حسابرسی ما رو داره نمی دونستم. اصلا مگه میشه با پادشاهی به این عظمت تو هر کار کوچکی حرف زد و ازش کمک خواست.
بعلاوه فکر می کردم که اگه اشتباهی انجام بدم خوب عواقبش گریبانم رو می گیره و دیگه نمی شه از این عواقب خلاص شد. اینکه فرصتی رو تو زندگی از دست دادم خوب باعث محرومیتی شده و دیگه زمان اون هم گذشته و قابل جبران نیست. یعنی تو زندگی خدا به عنوان کسی که می تونه جبران کنه جایی نداشت. همه آنچه گفتم رو با زمان گذشته آوردم ولی واقعیت اینه که باورم هنوز هموناست. دلم میخواد این باورهام عوض بشن. خدا واقعا بخشنده ای باشه که بدون توجه به بزرگی اشتباهم منو می بخشه و وقتی می بخشه انگار که اصلا اشتباهی نکردم. او جبران می کنه از راهی که هیچ وقت به ذهنم نمی رسه.
در آخر میخوام تشکر کنم برای توصیه دعا کردن به فارسی. گاهی آدم میخواد کسی بهش بگه هرچند خودش بهش رسیده باشه. من برای اینکه بفهمم چه دعایی می کنم فارسیشو هم می خوندم. بعد از صحبتهای استاد فکر کردم چرا باید عربیشو برای خدا بگم و فارسیشو برای خودم!!! واقعا خنده داره وقتی بهش فکر می کنم. البته دعاهایی از امامان ما هست که واقعا زیباست و فارسی اونا هم زیبا هستن.
سپاسگزارم استاد که حرفهایی زدید که نیاز داشتم بشنوم.