0

چگونه با خداوند صحبت کنیم (جلسه دوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

گاهی وقت‌ها دلت می‌خواد بشینی و بی‌واسطه با خدا حرف بزنی ✨ همون‌جوری که با صمیمی‌ترین دوستت گپ می‌زنی. شاید برات سوال باشه چگونه با خداوند صحبت کنیم وقتی که نه صدایی از او می‌شنویم و نه زبان خاصی برای ارتباط لازم است؟ 🤔

حقیقت اینه که خداوند همیشه منتظر شنیدن دل ماست 💖، نه لحن رسمی می‌خواد و نه واژه‌های سخت. کافیست با زبان خودت، همون‌جوری که راحتی، احساساتت رو براش بگی. 🌿

تصور کن در سکوت شب، وقتی همه خوابیدن، تو با خدا نجوا می‌کنی و آرامشی عمیق مثل نسیم ملایم روی دلت می‌نشینه 🌙💫.

چگونه با خداوند صحبت کنیم 🙏✨

از همون کودکی به من یاد داده بودن که برای دعا کردن یا صحبت با خداوند باید حتماً به زبان عربی باشه.

برای همین همیشه دنبال دعاها و نوشته‌هایی به عربی می‌گشتم تا خواسته‌هام رو به خدا عرضه کنم 📜.
ولی راستش رو بخواید، از زبان عربی خوشم نمی‌اومد 😅.

چگونه با خداوند صحبت کنیم

فقط از سر اجبار سعی می‌کردم متن‌ها رو بخونم و حواسم باشه که تلفظم دقیق باشه؛ چون شنیده بودم یک اشتباه کوچیک توی فتحه و کسره می‌تونه کل معنی رو عوض کنه!
همین دقت و وسواس باعث می‌شد کمتر به سراغ دعا کردن برم، چون حوصله این همه سخت‌گیری رو نداشتم.

تا اینکه به لطف خدا 🌿 وقتی مسیر تغییر در زندگی‌م شروع شد، با یه حقیقت مهم درباره چگونه با خداوند صحبت کنیم روبه‌رو شدم: اینکه می‌تونم به زبان خودم، ساده و راحت، با خداوند صحبت کنم. باور کنید اولش برام عجیب بود! هم ذوق‌زده بودم، هم گیج 🤯.
نمی‌دونستم باید دقیقاً چی بگم یا چطور حرف بزنم.

چون تا اون موقع فقط دعاهای آماده رو تکرار کرده بودم، بدون اینکه معنی‌شون رو بفهمم. حالا که نوبت خودم بود تا با خدا حرف بزنم، انگار زبونم بند اومده بود 😶. هر جمله‌ای که می‌گفتم، سریع خودمو سرزنش می‌کردم:

«این چه حرفی بود؟! چرا اینو گفتی؟ چرا خودمونی حرف زدی؟ مگه نباید رسمی‌تر باشه؟» 🤦‍♂️

خیلی وقت‌ها شک و تردید می‌کردم که نکنه اشتباه می‌کنم. چون بارها شنیده بودم که صحبت کردن با خدا آداب خاصی داره و من هیچ اطلاعی از اون‌ها نداشتم.

اما چیزی که بالاخره بهم آرامش داد 🌸 این بود که فهمیدم خداوند فقط به زبان کلمات گوش نمی‌ده، بلکه به زبان دل و احساسات ما توجه می‌کنه 💖.
فهمیدم مهم نیست فارسی بگم یا عربی، رسمی باشه یا صمیمی؛ مهم اینه که دلم آروم باشه و با خدای خودم حرف بزنم.

از اون موقع، هر وقت بخوام با خدا ارتباط می‌گیرم، با زبان خودم و به هر شکلی که راحت‌ترم. نه استرس دارم و نه نگران اشتباه بودن حرف‌هام هستم. چون مطمئنم خداوند بی‌نهایت مهربون، صدای دل همه بندگانش رو می‌شنوه ✨.

پس اگر می‌خوای بدونی چگونه با خداوند صحبت کنیم، یادت باشه هیچ زبانی بهتر از زبان دل خودت نیست ❤️. هیچوقت با خدا از گله و شکایت‌ها نگو، همون‌جوری که احساس خوبی داری، باهاش حرف بزن و مطمئن باش می‌شنوه.

دعا و راز و نیاز

نقش احساس در گفتگو با خداوند 💖✨

وقتی صحبت از دعا و راز و نیاز میشه، بیشتر ما ذهنمون میره سمت کلمات: چه جمله‌ای بگم؟ مودبانه‌تر باشه یا صمیمی‌تر؟ عربی بگم یا فارسی؟ 🤔

اما حقیقت اینه که اصل ماجرا کلمات نیستند؛ اصل، احساس ماست.

تصور کن 🌿 وقتی با یه دوست خیلی صمیمی صحبت می‌کنی، اون بیشتر به لحن و حس پشت حرف‌هات توجه می‌کنه تا به خود کلمات. حتی اگه جمله‌هات ناقص یا ساده باشه، چون از دل اومده، تأثیر خودش رو می‌ذاره.

ارتباط با خدا هم همینطوره، با این تفاوت که خداوند بی‌نهایت عمیق‌تر و کامل‌تر از هر کسی، دل ما رو می‌شنوه ✨.

شادی، غم، امید، ناامیدی… همه این‌ها زبان مشترک بین انسان و خداست. خداوند نیازی به گوش برای شنیدن یا مغز برای تحلیل جمله‌ها نداره؛ او مستقیم با قلب و احساس ما ارتباط می‌گیره 💫.

پس وقتی از خودت می‌پرسی چگونه با خداوند صحبت کنیم، بدون که مهم‌ترین نکته اینه که با چه احساسی صحبت می‌کنی، نه با چه زبانی.

🔸 اگر با دلی پر از امید و آرامش دعا کنی، یعنی ایمان داری که خدا توان تغییر شرایطت رو داره.

🔸 اگر با حس ناامیدی یا اضطراب حرف بزنی، یعنی هنوز اعتماد قلبی‌ت کامل نشده.

این احساس درونی، همون معیار واقعی ایمان و توکل ماست. ایمان یعنی اینکه هر بار یاد خدا می‌افتی، دل‌ت سبک بشه، آروم بشه، لبخند روی صورتت بیاد 😊.

و توکل یعنی اینکه حتی وقتی شرایط بیرونی سخت و پرچالش باشه، درونت همچنان مطمئن باشی که خداوند همراهته 🌙🌸.

پس برای چگونه با خداوند صحبت کنیم مهم نیست چه جمله‌ای می‌گی؛ چه فارسی، چه عربی، چه ساده و چه شاعرانه. مهم اینه که از دل و با عشق بگی. 💖.

بررسی نگرش خود درباره خداوند 🔍✨

برای اینکه بفهمیم واقعاً چگونه با خداوند صحبت کنیم و ارتباطی عمیق‌تر با او داشته باشیم، قبل از هر چیز باید یه نگاه صادقانه به نگرش فعلی خودمون بندازیم. چون نوع نگاه و باوری که به خدا داریم، مستقیم روی کیفیت رابطه‌مون با او تأثیر می‌ذاره 🌿.

گاهی ما فقط چیزهایی رو درباره خدا شنیدیم، بدون اینکه واقعاً باورشون کرده باشیم. مثلاً همه‌مون بارها شنیدیم که “خداوند رزاق است” 🙏. اما سوال مهم اینه: آیا این جمله رو فقط شنیدیم یا واقعاً توی عمق وجودمون بهش ایمان داریم؟

اگه ایمان واقعی داشتیم، باید نشونه‌های رزق و روزی گسترده رو توی زندگی‌مون هم حس می‌کردیم 💰✨.

واقعیت اینه که خیلی وقت‌ها فقط به شکل زبانی خدا رو توصیف می‌کنیم: خدا مهربونه، خدا رزاقه، خدا توبه‌پذیره… ولی وقتی شرایط سخت پیش میاد، واکنش‌هامون نشون می‌ده که این‌ها بیشتر شنیده‌هامون بوده، نه باورهای ریشه‌ای ما 😔.

پس لازمه از خودمون بپرسیم:

  • وقتی می‌گم خدا مهربونه، آیا واقعاً در لحظه‌های سخت این مهربونی رو حس می‌کنم؟ 💖
  • وقتی می‌گم خدا روزی‌دهنده‌ست، آیا نگرانی‌هام رو درباره آینده رها می‌کنم یا همچنان پر از ترس و تردیدم؟ 😟
  • وقتی می‌گم خدا شنونده دعاهاست، آیا راحت و صمیمی با او حرف می‌زنم یا هنوز دنبال جمله‌بندی درست و رسمی هستم؟ 🤔

اینجا همون جاییه که باید تمرین کنیم نگرش‌هامون رو با واقعیت زندگی‌مون مطابقت بدیم. یعنی اگر چیزی رو درباره خدا شنیدیم و تکرار می‌کنیم، اثرش رو در زندگی واقعی هم ببینیم.

به مرور که این تطبیق اتفاق می‌افته، هم ایمانمون واقعی‌تر میشه و هم یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم بدون استرس، بدون اجبار به قالب‌های خاص و فقط با دل ساده خودمون 🌸.

این نگاه تازه باعث میشه ارتباط با خدا از یه وظیفه خشک و پر از ترس، به یه رابطه صمیمی و آرامش‌بخش تبدیل بشه 💫.

🌿 چگونه با خداوند صحبت کنیم (تمرین روزانه)

اگر تا حالا با خودت فکر کردی که چگونه با خداوند صحبت کنیم و به جواب درستی نرسیدی، بدون که تنها نیستی 🌿.

وقتی به خدا فکر می‌کنی، او بیشتر از همه به قلبت گوش می‌ده نه به واژه‌هایی که انتخاب می‌کنی.
یعنی مهم نیست لحن رسمی باشه یا دوستانه، طولانی باشه یا کوتاه؛ مهم اینه که از دل بیاد ✨.
اگر باور داشته باشی که خدا همیشه کنارت هست، متوجه می‌شی که هر لحظه می‌تونی با او صحبت کنی.

برای همین می‌خوام اینجا سه تمرین ساده و شیرین بهت معرفی کنم تا راحت‌تر یاد بگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم و این ارتباط رو به بخشی از زندگی روزمره‌ات تبدیل کنی.

 

۱. یک دقیقه سکوت در آغاز روز ⏳✨

صبح که بیدار می‌شی، قبل از هر کاری چشماتو ببند و چند نفس عمیق بکش. در دل بگو: «خدایا! ممنونم که امروز رو به من دادی.» 🌸 همین گفت‌وگوی ساده شروعی عالیه برای حس کردن حضور خدا و یاد گرفتن چگونه با خداوند صحبت کنیم در طول روز.

۲. نجوای دوستانه در لحظه‌های عادی 💬💖

وقتی داری کارهای روزمره‌تو انجام می‌دی، مثل رانندگی 🚗، آشپزی 🍳 یا راه رفتن 🚶، چند جمله کوتاه با خدا بگو. لازم نیست رسمی باشه؛ مثل حرف زدن با دوست صمیمی بگو: «خدایا مراقبم باش» یا «ممنونم که کنارمی». این تمرین بهت کمک می‌کنه چگونه با خداوند صحبت کنیم رو به یک عادت روزانه تبدیل کنی.

۳. دفترچه سپاسگزاری شبانه 📓🌙

قبل از خواب چند خط توی دفترچه بنویس از چیزایی که امروز به خاطرشون شکرگزاری کردی 🙏. این کار مثل یه پلی می‌شه که روزتو با آرامش به پایان برسونه و با لبخند به خواب بری. همزمان یاد می‌گیری چگونه با خداوند صحبت کنیم حتی در سکوت شبانه و با قلبی پر از احساس.

🌸 نتیجه‌گیری: گفت‌وگو با خدا، پلی به آرامش و عشق بی‌پایان

وقتی یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم، در واقع پلی می‌سازیم میان قلب پر از دغدغه‌های دنیایی‌مان و دریای بی‌کران آرامش الهی 🌊✨.

صحبت با خدا یعنی آزاد کردن دل از ترس‌ها و نگرانی‌ها، یعنی سپردن خودمان به منبع بی‌پایان عشق و رحمت.

هرچه بیشتر این ارتباط را تمرین کنیم، بیشتر حس می‌کنیم خداوند واقعاً نزدیک‌تر از هر چیزی است؛ از نفس کشیدن، از تپش قلبمان… 💓 و آن‌وقت است که زندگی رنگ دیگری می‌گیرد: سبک‌تر، روشن‌تر و پر از اعتماد و ایمان 🌈🌟.

پس بیایید از همین امروز، هر لحظه بهانه‌ای برای گفت‌وگو با خدا پیدا کنیم. چه در شادی و چه در غم، چه در آرامش و چه در آشوب.
چون حقیقت این است: وقتی خدا را در کنارمان حس کنیم و بدانیم چگونه با خداوند صحبت کنیم، هیچ کوهی از مشکلات نمی‌تواند جلوی ما بایستد ⛰️💪✨.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.98 از 349 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12200
415 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار تینا
      تینا
      ۱۳۹۸/۰۳/۲۱ ۰۹:۱۶
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 379 کلمه

      سلام حضور استاد و دوستان گرامی:
      ١- همیشە بە ما گفتن خدا خیلی مهربانە ولی کافیە کە ناراحت بشە دیگە بدبخت میشی تازە باید شروع کنی بە عبادت کە شاید خدا شمارو ببخشە. هر اتفاق و ناراحتی و مریضی نشانەای از مرتکب شدن بە گناهی است کە خدا دچارت کردە تا یاداوری بشە و توبە کنی تا شمارو ببخشن (حالا بیا و جستجو کن گناهت رو پیدا کن ) کسانی کە پولدار هستن خودا رو فراموش میکنن و در حال شمردن داراییهای خودشون هستن پس شکر کن نداری چون جات تە جهنم بود. خدا مارو دوست دارە و در بدبختی هستییم چون داریم درس پس میدییم و حتما میریم بهشت،نماز بخون و روزە بگییر و عربی دعا کن زیاد بە خودت برسی جلب توجه میکنی کە خدا دوست ندارە. موهات رو بپوشن تا مردا نبیینن و دچار گناه نشی و …….
      خدایا تعریفهای اشتباه تا حدی زیادن کە نمیخوام دیگە بهشون فکر کنم. مدت چند سال هست باورهام عوض شدە و این فایل بە باورهام رنگ و بوی خاصی داد یە چیزی بود کە در من خاموش بود با یک بار گوش دادن روشن شدم. هنوز اعتقادات گذشتە روی باورهایی جدیدم سایە انداختە بود کە برطرف شد.
      ٢. خدا خییلی مهربونە و من را بری لـذت بردن از زندگیی و دیدن دستاوردهایش از خلق جهان افریدە ،خدا من رو افرییدە کە در رفاه زندگیی کنم من رو دوست دارە وشاد بودن و شاکر بودن من باعث میشە کە خداوند بیشتر من رو با لذتهایی دنیا آشنا کنند. تمام لحظات زندگیی بە مهربان و بخشندە بودن خدا باور داشتەباشیم و هرچە میخواهییم در کمال باور داشتن درخواست کنییم با زبان زیبایی مادری با خدا صحبت کنییم و نزدیک بە خدا باشیم و خودمون رو در آغوش خدا رها کنیم. خدا من رو نافرییدە کە در رنج و عذاب باشم و خودم تمام بود و نبود زندگی رو تحمل کنم من تنها با سپردن خودم دست خدا میتونم در رفاه زندگیی کنم ( آرامش ، شادی،دارا بودن)، خدایا من خودم رو سپردم دست شما و رفتم برای دریافت و زندگیی کردن. شما هم درخواستهای من رو بریم فراهم کنید. بعد نوشتن تمریین ارامش خاصی دارام و دوست دارام مدتی بخوابم چون مشکلات زندگیی ور سپردم دست خدا و سبک هستم. مرسی استاد کە هستی و ما رو با خودامون آشتی دادیید.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا
      سارا
      ۱۳۹۸/۰۳/۱۶ ۰۵:۴۲
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      سلام استاد خوبم
      من هنوز جلسه دوم هستم تا جاییکه تونستم سعی کردم این فایلو درک کنم بارها گوش کردم و صفات خدارو به خودم یاداوری میکنم حس میکنم خدارو بهتر از قبل درک میکنم ولی خیلی جای کار داره، جالبه تو این مدت که دارم کار میکنم و هنوز به جلسه ۲۰ شما نرسیدم یکی از خواسته هام که جلسه اول نوشتم، محقق شد، من چند ماهی بود که میخواستم گوشی بخرم ولی پولش جور نمیشد، تا اینکه دو سه روز پیش گوشی که داشتم کلا خاموش شد و کار نمیکرد، راستش با خودم گفتم این ی نشونه س که دیگه ی گوشی جدید داشته باشم ، الان که دارم مینویسم گوشی جدید دستمه استاد، از وقتی روی باور توحیدیم دارم کار میکنم این خواسته که چند ماهی بود میخواستمش محقق شد. دقیقا زمانی محقق شد که من ذره ای به رزاقیت خدا ایمان حقیقی پیدا کردم، استاد رفته بودم موبایل بخرم چقدر وسایل خونه قشنگ دیدم، مثل یخچال تلویزیون ماشین لباسشویی واقعا چه لوازم زیبایی اومده و جالبه وقتی بهشون نگاه میکردم ذهنم به گرونی مقاومت نمیکرد و میگفتم خدایا من اینارو ازت میخوام . حس میکردم اونارو دارم. این دید قبلا نداشتم و این نشونه خوبیه که در مسیر درستم خدارو شکر .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا
      سارا
      ۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۱۸:۳۸
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 135 کلمه

      سلام استاد عزیزم
      امروز سعی کردم کسی باشم که فکرش در مورد خدا با باورش در مورد خدا همخوانی داشته باشه واقعا عالی بود هر چی از خدا میخواستم شد و دقیقا یکی از درونم باهام حرف میزد و راهو نشونم میداد.
      امروز داشتم پیاده روی میکردم که به خونه های اطرافم نگاه میکردم و به خدا میگفتم من ی خونه میخوام و ی الهامی بهم شد که بهت میدم و این حرف خیلی به دلم نشست و حس میکنم که امروز ی روز زیبا برای من بود ی روز خدایی، امیدوارم روز به روز پیشرفت کنم و جز به جز زندگیم با طعم خدا باشه.
      استاد این فایلتونو بارها و بارها گوش میکنم و صفات خدا رو از دعای جوشن کبیر میخونم دوست دارم عمیقا این فایل درک کنم و بعد از اون برم سراغ فایل بعدیتون.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا
      سارا
      ۱۳۹۸/۰۳/۰۶ ۱۷:۵۵
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 439 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و دوستای خوبم
      استاد این فایلتون عالی بود؛ جواب سوالمو گرفتم چون همش دنبال این بودم که خدارو بیشتر درک کنم و بفهممش و اینکه دلم میخواست جملات و باورهای توحیدی که روشون کار میکنم رو با اعماق وجودم درکشون کنم تا تاثیر داشته باشه؛ واقعا به این اکاهی رسیدم که فکرمون در مورد خدا با باورمون درباره خدا همخوانی نداره.
      استاد چه نکته ای رو گفتید واقعا مشکل همینه؛ از خدا و از شما تشکر میکنم بابت این اکاهی های ناب.
      از بچگی به ما گفتن هر چقدر ادم فقیرتر باشه به خدا نزدیکتره و زودتر وارد بهشت میشه و ادم ثروتمند کلی حساب کتاب میشه بابت دارایی هاش و اگر درست باشه اخر از همه وارد بهشت میشه.
      ادماییکه بیشتر سختی میکشن تو این دنیا به خدا نزدیکترن و در اخرت جاشون تو بهشته.
      اگه نماز نخونی روزه نگیری خدا دوست نداره. اول برای دیگران دعا کن بعد برای خودت، با این کار خدا زودتر دعاتو قبول میکنه.
      از اماما از سیدا از شهدا از مرده ها ار مومنا بخواه برات دعا کنن، اخه ما گناه کاریم اونارو واسطه کن تا دعات مستجاب بشه، نذر کن تا حاجت روا بشی.
      اگه مشکلی پیش میاد میگفتن خدا خواسته ما عذاب بکشیم .
      اگه وضع مالیمون بده خدا برای ما ثروت نخواسته و برای دیگران خواسته روزیه ما همینقدره بقیه شانسشون بیشتره و خدا اونارو دوست داره.
      اگه میخوای دعات مستجاب بشه باید زیاد گریه زاری کنی تا خدا دلش بسوزه ی لطفی بهت بکنه.
      من خودم خدارو ی ادم فرض میکردم که تو اسموناس و نشسته مارو عذلب بده و مارو امتحان کنه ازمایش کنه و میزان ایمان مارو بسنجه.
      واقعا فکر میکردم به خدا ایمان دارم ولی عمیق که نگاه میکنم میبینم ی جاهایی اصلا بهش اعتماد نکردم ترسیدم و نگران بودم ناامید بودم،
      امروز بعد از شنیدن این فایل دعای جوشن کبیر باز کردم چون تمام صفات خدا در این دعا گقته شده وقتی صفات خدارو میخوندم دیدم بعضیاشو باور کردم ولی بعضیاشو نه،
      مثلا صفت رزاق بودن رو درست درک نکردم، وقتی نگاه میکنم به زندگیم و شرایط مالی که داریم میفهمم که باور درستی راجب خدا و پول نداشتم رزاقیت خدارو باور نکردم، گرونی خونه، ماشین و غیره و شرایط بد زندگیمو عامل اصلی دونستم در صورتیکه عامل اصلی خداست رزق و روزی دست خودشه….. استاد چقدر ذهنم در مورد رزافیت و پول و ثروت مقاومت داره، تا بتونم روش کار میکنم تا مقاومتشو از دست بده و رزاق بودن خدارو اصل بدونم و باور کنم، و از خدا میخوام کمکم کنه تا در این مسیر زیبا ثابت قدم باشم و اگاهی هام بیشتر بشه و بهشون عمل کنم یعنی فکرم در مورد خدا با باورم در مورد خدا همخونی داشته باشه.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمانه
      سمانه
      ۱۳۹۸/۰۲/۱۶ ۰۵:۱۳
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 521 کلمه

      جلسه دوم
      درباره خدا چه چیزهایی به ما گفتن؟
      این دومین باره که برای این جلسه می نویسم.
      از بچه گی به ما گفتن خدا خیلی بزرگه خدا دروغ گو ها رو دوست نداره موهات بیرون باشه نماز نخونی یا در کل گناه کنی میری جهنم اگه نمی خواهی بری جهنم باید توبه کنی و اون کار رو دیگه تکرار نکنی باید انقدر گریه و زاری کنی تا خدا شاید توبه ات رو قبول کنه اونم باز انقدر گناه که کردی عذابت میده .
      به ما گفتن می خواهی دعات قبول بشه باید اول برای دیگران دعا کنی دعایی که برای دیگران می کنی مستجاب میشه البته با ی آدابی (حتما گریه و زاری کنی و از خدا بخواهی حتما اشک ازچشمات بیاد اگه هم نمیاد حالت ناراحت رو داشته باشی)تو مراسمات عزاداری امام ها گفتن حتما باید اشک بریزی تا بری بهشت وگرنه نمیشه بهشت رفتن رو ضمانت کرد ادم خوب فقیر هستن مثلا امام های ما غذای خیلی ساده می خوردن هیچ وقت نگفتن که انها ثروتمند ترین عصر خودشون بودن مثلا امام علی خیلی ثروتمند بوده میبخشیده به مردم به ما گفتن تو جمکران ی چاهی هست بهش میگن چاه امام زمان نامه بنویسی به اون چیزها میرسی ولی باید عربی بنویسی استاد من هرچی حساب می کردم اصلا نمی تونستم قبول کنم عربی بنویسم می گفتم چرا حتما باید عربی بنویسم خدایی که ازگفته های همه بنده هاش خبر داره چطور ممکنه فقط عربی بلد باشه به گفتن خدا خیلی بخشنده هست خیلی مهربون هستش درمقابل از خشمش هم گفتن ادم رو بین دوراهی قرار میدن نمیدونه خدا مهربونه و می بخشه یا منتظره بنده اش گناه کنه و اون رو عذاب کنه استاد حق باشما بود ما بیشتر گلایه ها به خدا میگیم مثلا خدا من وقتی به مشکل می خورم و اعصابم خورد میشه میشینم گریه می کنم و از خدا شکایت می کنم بعد که ی دل سیر گلایه کردم میگم خدایا ببخش هر چی خودت صلاح میدونی ولی از دلم نمیره واقعا کاش میشد رو اتش خدا اب ریخت بهشتش رو به اتش کشید تا بنده هاش یاد بگیرن به خاطر بهشت و ترس از جهنم نرن طرفش ی چیز دیگه که به ما گفتن اینه که اگه قرآن از دستت افتاد حتما ببوسی و با احترام برخورد کنی بزرگتر شدم برام عجیب بود که ما چرا فقط تند تند عربی رو می خونیم به معنی اون کار نداریم خیلی دوست داشتم معنی رو بخونم چیز های جدید دنیا رو کشف کنم کار ما مثل یارای امام علی هستش در زمان اون که قران ها رو بر نیزه کردن هرچی امام می گفت من قران ناطقم اون ها فقط کاغذ هستن گوش نمیدادن حالا ماهم به جای اینکه ببینیم قران چی میگه فقط به کاغذ ها بها میدیم البته بی احترامی هم نباید کرد ولی باید دید خدا چی میگه با ما درباره بخش دوم باید بگم اینها به خورد ما دادن ولی هر چی فکر می کنم به اون چیزها و چیزهای دیگه که به ما گفتن اعتقاد کامل ندارم شایدم اصلا اعتقاد ندارم که اون جور باید نمی تونم پیشرفت کنم پس می خوام باورهام درست کنم با کمک خدا و شما استاد عزیز

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مرجان دهقانى
      مرجان دهقانى
      ۱۳۹۸/۰۲/۱۴ ۱۷:۲۴
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام ودرود خدمت استاد عزيز
      من هم از دوران كودكى در مورد صفات خداوند خيلى مى شنيدم ولى هر موقع هر خواسته اى داشتم اصلا براى خداوند هيچ نقشى قائل نبودم و هميشه فكر ميكردم تمام نعمت هاى خداوند بر اساس شانس و اقبال داده ميشود و بعضى افراد خوش شانس هستند كه زندگى خوب ،آرامش ،ثروت ،سلامتى و … دارند و همه چيز را شانسى ميدانستم و زندگى برايم سخت بود تا اينكه به لطف خداوند با كتاب ها وكلاسهايى آشنا شدم و اول فهميدم كه اين دنيا داراى قوانينى مثل قانون جبران ،شكرگزارى و به طور كلى همون شعر معروف حضرت سعدى هر چه كنى به خود كنى گر همه نيك وبد كنى مى باشد و كم كم به آرامش نسبى رسيدم و بعد از آشنايى با دوره هاى استاد روشن فهميدم كه هم چيز بستگى به باور ها واعتقادات ما داره البته هنوز خيلى باورهايم اشتباه است كه ان شاءالله با يارى خداوند و استاد روشن درست ميشود

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ف.ا
      ۱۳۹۸/۰۲/۰۴ ۱۰:۴۷
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 470 کلمه

      به من از بچگی گفتن خدا رحمان و رحیمه، گفتن که خدا بخشنده است اما هر گناهی رو نمیبخشه و گاهی هم خیلی خشنه .
      در مورد پول گفتن خدا روزی رسونه و هرکه دندان دهد نان دهد اما از اون طرف هم گفتن که آدمهای ثروتمند بیخدا و شیاد هستند و این دیدگاه رو در من بوجود آوردن که با پول حلال نمیشه پول دار شد چون حتی اگه درآمدت هم زیاد باشه باید همه اش رو انفاق کنی تا با خدا محسوب بشی و دیگه چیزی برای خودت نباید باقی بمونه.
      در مورد سلامتی هم که گفتن خودت رو بسپار دست خدا اما از اون طرف هر کی مریض میشه میگفتن این امتحان الهی هست و خدا خواسته .
      بی رودربایستی بگم شاید تا چند ماه پیش فکر میکردم آدم باخدایی هستم اما مدتیه که متوجه شدم که من فقط فکر میکردم ایمان دارم و در عمل شدیدا بی ایمان بودم . همیشه نگران بودم که کلاه سرم نذارن و معتقد بودم اگه که حواست نباشه توسط گرگها دریده میشی.من ایمان نداشتم که خداوند پناه من است و بارها سرم کلاه گذاشته شد .
      به زبان باور داشتم که خدا روزی رسانه اما ته دلم میگفتم این حرفا چیه ؟! هیچی دیگه ، خدا دیگه هیچ کاری نداره غیر از اینکه تو دست رو دست بذاری و بشینی و اونم برای تو روزی بفرسته ! اونم روزی زیاد !!!!! پاشو خودت رو جمع کن تو خودت باید یه تکونی به خودت بدی. بعد میدیدم که علی رغم تلاش هام هیچ رشدی مالی که نداشتم هیچ ، پسرفت هم داشتم . کجای کار من مشکل داره ؟ ایمانم ، میدونم باورهای غلطم منو زمینگیر کردن . میدونم توکلم به خدا خیلی کمه ، میدونم مدام میترسم و دست و دلم میلرزه و از خودش خواستم کمکم کنه تا باورش کنم .
      اما خبر خوب اینکه در مورد زندگی مشترک من مستقیم از خودش خواستم و با ایمان خواستم .یعنی یک روزی بش گفتم خدایا من نمیدونم که باید چه کسی رو انتخاب کنم بنابراین اصلا تو این کار دخالت نمیکنم تو خودت فرد مناسب من رو سر راهم قرار بده و اگر فردی وارد زندگی من شد که مناسب من نیست خودت از من دورش کن . من خودم رو آغوش خدای خودم رها کردم و ازش سپاسگزارم که بهترین رو برای من انتخاب کرد. بعد از گذشت ده سال از زندگی مشترکم چند روز پیش به خدا گفتم که خدایا من گفتم که تو بهتر از من انتخاب میکنی پس من انتخاب رو به تو میسپارم اما واقعا دیگه باورم نمیشد که اینقدر عالی انتخاب کنی.
      خیلی دوست دارم در بقیه زمینه های زندگی ام هم اینقدر رها باشم و بی ترس و واهمه خودم رو در آغوش خدای خودم رها کنم تا بهترین ها رو برام رقم بزنه و امیدوارم در این دوره به این هدفم برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار faridehhasani5455
        ۱۳۹۹/۰۱/۰۶ ۰۰:۳۸
        مدت عضویت: 2389 روز
        امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 55 کلمه

        نوشته تون عالیه،نوشته همه دوستان عالیه،خودش یه کتاب واکاوی ذهنیه?انقدر دارم لذت میبرم از خوندن کامنتای دوستان،که یکی از تمریناتم ،فقط کامنت خوندنه،که چقدر ذهنمو شخم میزنه ومیبینم که منم تمام این باورهارو دارم،چه انتظاری دارم از این زمین وخاک پر از کرم ،که درختان وگیاهان حاصلخیز رشد
        کنه ؟چقدر این آگاهی ها عالیه،خدایا شکرت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمانه
      سمانه
      ۱۳۹۸/۰۲/۰۱ ۰۹:۲۹
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 111 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستای خوبم
      من هرچی فکر کردم که تصورم درباره خدا بنویسم می بینم من اصلا خدا رو نمی شناسم خیلی وقت ها ناامید شدم و زندگیم تمام شده دیدم خیلی زاری و اه و ناله کردم شکایت کردم ولی در اوج نا امیدی با ی نوشته هایی با ی پیام هایی روبه رو شدم هر چند گذرا امیدوار شدم تصور من از خدا این بود که جواب دعا هامون رو بده ولی همیشه از اینده و زندگیم می ترسیدم و نگران بودم ولی از حالا می خوام سعی کنم خدا رو همون طور که هست بشناسم استاد از شما متشکر که در این راه کمکم می کنین.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      فریبا
      ۱۳۹۷/۱۲/۰۴ ۲۱:۳۷
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 495 کلمه

      سلام استاد گرامی
      اولا از شما سپاس گزارم که با طرح سوالات فوق العاده من رو متوجه عمق باورهای غلطم کردید
      من چندین سال با قانون آشنا هستم و حدود یسال تمرکزی روزانه وقت گذاشتم و تمرین انجام دادم
      خب حقیقتش خیلی ادعا داشتم که قانونو میدونم انصافا هم خیلی چیزارو درک کردم ولی پس زمینه کارم غلط بوده و اون تصویرم ازخداست که هنوز همون باور شرک آلود و مثل تصویر زمینه بخش عظیمی بوده ولی من درگیر جزئیات بودم
      مثل اینکه یک برنامه که احتیاح به یک اندروید بالا داره رو توی ورژن پایین اجراش کنی
      از شما سپاس گزارم
      حدود ۷ صفحه نوشتم جواب تک تک سوالای این فایل عالی رو و اینجا خلاصه شو میزارم:
      تصور من این هست که خدا مثل یک حاکم که امور اون دنیا باهاش( و جالبه همیشه شکل یک ابر با صورت انسانی اخم آلود تو ذهنم میاد…اخم همراه با لبخند?)
      و حالا کل این دنیا یک مرحله کوتاهی قبل از زندگی جاودانی هست….و اینکه تو فقر و بیماری یا هر مشکل دیگری داشته باشی امتحان خداست برای کسانی که دوسشون داره و میخواد درگیر اینا بشن تا دنبال ثروت کثیف نرن که از خدا دور بشن….و اوج شکوه یک انسان این تو ذهنمه که یک آدم مومن همراه با محاسن و صبور درحال درد کشیدنه و یا درحال فقر ولی مدام شکرگذاری میکنه….متاسفانه این صحنه رو تو تلویزیوت زیاد دیدم و بعنوان شکوه و عزت تو ذهنم رفته….واینا امتحان الهی برای رفتن به بهشت و لازمه و لطف خداست….حالا این وسط یسریام نذری میدن قربونی میدن دعا و زاری دارند و خدا ی نگاهی هم میکنه و ی اجابتی….ولی اصل اون دنیاس…پس نخواه که این رنج تغییر کنه….خدا این حاکم خیلی به امور این دنیا مشغول نیست و به فکر روز قیامت…یعنی نگاهش به اینور ۱۰ درصد ….اصلا وقت نداره
      رزاق هم هست نه که نباشه اما خب همین دیگه این دنیا یخورده غذا یخورده لباس یخورده خوشی یخورده ثروت….ی چیزیم به ما میرسه دیگه شکر…و خیلی اوقات همه آدمها توی دریا درحال غرق شدنند حالا تو ی تخته پاره یا چوب گیر بیار و اول خودت و خانوادتو نجات بده…بعد حالا وضعت بهتر شد ی قایق داری که بقیه رو هم میتونی بیاری…یا شایدم کشتی…اما خانواده ت رو درهرحالتی حفظ کن تا غرق نشن و رنج بکشن ….استاد خیلی سخت بود برام بازگو کردن این تصاویر تو این قسمت اما واقعا حسم به این دنیا همین هست……خداهم که اصلا تو این تصویر وجود نداره…خدا مث ی رانندس که داره میرونه به سمت اون دنیا و اصلا عقب رو نمیبینه که ما نشستیم فقط هرزگاهی ی نگاهی میندازه و شاید ی اجابتی???
      خیلی دوست دارم اینی نباشه که تو ذهن من رفته اما ندیدم کسی سلامت سلامت باشه…ندیدم کسی ثروتمند بی مشکل باشه…ندیدم انسان بدون مسئله…خیلی دوس دارم به محض خواستن خدا روزی بده…ولی انصافا خیلی کم دیدم….اکثر کارام راحت انجام نمیشه…چون میگم تا سختی نکشی شایستگی نداری….حتی برای یک چرت ساده…و استرس ی جاهایی تو زندگیم هنوز حذف نشده..از آدمها ترس دارم تو وجودم….چون پس زمینه همون دریای طوفانی….استاد بیصبرانه منتظرم جواب سوالامو بگیرم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سايه رزاقي
        سايه رزاقي
        ۱۳۹۸/۰۱/۲۶ ۰۹:۱۸
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        زندگی با طعم خدا
        محتوای دیدگاه: 227 کلمه

        سلام خدمت استاد عزيزوهمراهان ارجمند
        از بچگي شنيدم كه ميگن خداخيلي بزرگه تو اسموناست هر كاري ميتونه انجام بده ميگن كاره بدي بكني خداقهرش ميگيره وديگه دوستت نداره واگه خدا دوستت نداشته باشه هي بدمياري زندگيت داغون ميشه ميگن خدا بچه هارو خيلي دوست داره از رگ گردن به ما نزديكتره اگه يه چيزي رو از ته دل بخوايي خدا بهت ميده اگرهم نداد يه حكمتي داره ميگن خداهر كي رو بيشتر دوست داشته باشه بيشتر امتحانش ميكنه .منكه ميگم خدا منو از بچگي دوست نداشته از شش سالگي نامادري كتكم ميزد بعد كه بزرمتر شدم مشكلاتمم بزرگتر شد اگه يه جايي خنديدم بالافاصله بعدش خدا حالمو گرفت واشكم دراومدهميشه براي كوچكترين چيز كلي التماس خدارو ميكردم وميكنم اونم يا نميده يا خيلي دير ميده اخرشم جالبه همه ميمن خودت مقصري چون نمازوروزه نميگيري دعا نميخوني ولي من دوست دارم با زبان خودم با خداي خودم حرف بزنم .چندسال پيش من دست خدارو ديدم كه به سمتم دراز شد همه جه پرنور شد ولي نميدونم چه خطايي كردم بازم دستمو ول كرد ومنو تنها گذاشت ولي بازم من هميشه باهاش حرف ميزنم چون مطمئنم به حرفام گوش ميده بعضي وقتا جك ميگم ميخندونمش بعضي وقتا يه كارايي ميكنم عصباني ميشه اخرش هر چقدم بنده بدي باشم بازم دوستم داره بازم تنهام نميزاره اينو حس ميكنم نمونش همين اشنا شدنم با استاد عطارروشن هستش خدا جونم دوستت دارم

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      فریبا
      ۱۳۹۷/۱۲/۰۴ ۱۴:۵۴
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 68 کلمه

      سلام استاد.روزشما بخیر
      این دومین کامنت من برای این جلسه هست و کامنت اصلی رو هنوز نزاشتم
      قبلش یک سوال خیلی مهم دارم…اینکه شما فرمودید که منم یکذره تونستم باورامو تغییر بدم ..
      و من نتیجه گرفتم این باورایی که ما داریم و طبقش عمل کردیم تا بحال کاملا طبیعی بوده…درسته حقیقت نیست ولی ما از اطرافمون فراگرفتیم و نباید خیلی انتظار سوپرمن شدن داشت…وگرنه ممکن در ادامه ضربه بخوریم…قبول دارید؟؟؟

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فريده
        فريده
        ۱۳۹۸/۰۱/۱۲ ۰۸:۲۲
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        زندگی با طعم خدا
        محتوای دیدگاه: 185 کلمه

        سلام استاد عزيز من از خوندن اين فايلا خيلى تحت تاثير قرار ميگيرم و واقعاعاشقانه اين فايلهارو گوش ميكنمفقط دنبال فرصتم وقت گير بيارم ومطالب جديد گوش كنم خدا رو شكر ميكنم كه من و به اين مسير هدايت كرد من الان در دوره ى لاغرى با ذهن هم شركت كرده ام شايد هنوز لاغر نشدم ولى خيلى حس خوبى دارمو از وقتى دارم زندگى با طعم خدا رو گوش ميدم كه ديگه رو ابرا پرواز ميكنم من خيلى نگران اينده ى خودم وبچه هام بودم وبه خاطر مشكلى كه شوهرم درزندگيم به وجود اورد خيلى غصه ميخوردم خيلى داغون بودم ديگه دنيا رو تموم شده ميدونستم همش خودم و سرزنش ميكردم كه چرا اين بچه ها رو به دنيا اوردم ولى الان انقدربه خدا اميدوار شدم انقدرخوشحالم ومشكلم هنوز حل نشده ولى در نظرم خيلى كوچيك شده و به خدا سپردم برام حلش كنه من يه مادر بزرگ داشتم كه هميشه ميگفت خدايى هست از سلطان محمود بالاتر هميشه اين حرفش تو ذهن ما هستن ياد گرفتم همه چيز زندگيم و به خدا بسپارم و خودم و در دامانش رها كردم خدا يا شكرت

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا