ته دل همه ما یه حس عمیقی هست که انگار یه چیزی کمه… یه حسِ گمگشتگی! 😔 انگار داریم یه نفرو تو زندگیمون پیدا میکنیم که خیلی بهش نزدیک بودیم، ولی حالا راه رو گم کردیم!.
این حس همون تلاش بیوقفه ما برای پیدا کردن ارتباط با خدا است.
خالقی که ما رو آفریده، اما به مرور زمان، انگار زبون مشترکمون رو فراموش کردیم و دائم دنبال راهی برای وصل شدن بهش میگردیم. 🕊️
از همینجا بود که ادیان مختلف شکل گرفتند، هر کدوم با یه سری قواعد و روشها، تا به ما نشون بدن چطوری میتونیم این ارتباط رو برقرار کنیم.
این مقاله یه دعوته برای یه گفتوگوی خودمونی و از ته دل، تا با هم نگاهی بندازیم به این راهِ شیرین و دوستداشتنی… 🤩
خدا… واقعاً کیه؟ 🤔 تعریف ما از خالق چیه؟
تا حالا از خودت پرسیدی خدا کیه یا چیه؟
یه لحظه بهش فکر کن و ببین اولین چیزی که به ذهنت میرسه چیه.

احتمالاً جوابهایی که به ذهنت میاد، شبیه جواب خیلی از آدمای دیگه است. چرا؟ چون ما اغلب چیزهایی رو درباره خدا میدونیم که از بقیه یاد گرفتیم.
از بچگی بهمون یاد دادن برای ارتباط با خدا باید رو به آسمان کنیم چون خدا در آسمانهاست، در کتابهای دینی خوندیم، در مسجد، مراسم مذهبی و شبهای قدر شنیدیم. 🏫
این تعریفها از منابع مشابهی به ما رسیده و به همین دلیل، افراد دیدگاه و نگرش تقریباً یکسانی درباره خدا پیدا میکنند.
مثل این میمونه که بخوایم سیب رو برای کسی توضیح بدیم که تا حالا ندیده.
ما میگیم سیب قرمزه، شیرینه، آبداره و… چون اون رو دیدیم، لمس کردیم و مزهاش رو چشیدیم. درکمون از سیب، یه درک کاملاً واقعی و تجربیه.
درباره هر موضوع مادی دیگه هم همینطوره. ما به اندازهای که اون رو درک و تجربه کردیم، میتونیم دربارهاش توضیح بدیم.
اما وقتی نوبت به ارتباط با خدا میرسه، ما نمیتونیم اونو با چشم ببینیم یا با دست لمسش کنیم. به همین خاطر، درک ما از خدا ممکنه اونقدرها هم واقعی و دقیق نباشه و بیشتر بر اساس شنیدهها و آموزشها شکل گرفته باشه. 🤫
تنها دلیلش اینه که خدا مثل مخلوقاتش مادی و قابل درک با حواس پنجگانه نیست.
اگر خدا مثل مخلوقاتش مادی بود و میتونستیم اون رو ببینیم و لمس کنیم، درک ما ازش قطعاً درست و منطبق بر واقعیت بود.
ادیان مختلف، هر کدوم خدا رو به یه شکل توصیف کردند. مثلاً خدایی که گاهی خیلی سختگیر و غضبناکه، گاهی خیلی مهربون و بخشنده. اما چیزی که هیچوقت تغییر نمیکنه، خود خداست.
خدا همیشه همون خدای ثابته، بینهایت، و بدون تغییر. این فقط نگرش و درک ماست که بر اساس آموزشهایی که دیدیم، تغییر میکنه.
پس در واقع، ما با یه خدای واقعی ارتباط با خدا برقرار نمیکنیم، بلکه با خدایی که دیگران درک و شرح دادهاند و ما اون رو در ذهن خودمون پذیرفتیم، در حال ارتباط هستیم. 🧠
به همین دلیله که گاهی درک و تجربه شخصی ما از خدا، با اون چیزی که بهمون آموزش داده شده، در تضاد قرار میگیره.

روشهای ارتباط با خدا… کدوم درسته؟ 🙏
موضوع ارتباط با خدا یکی از مهمترین مباحث در همه ادیان و مکاتب هست. از آنجایی که ادیان توسط انسانها ایجاد و تنظیم شدهاند، نحوه ارتباط با خدا در هر دین متفاوت از دین دیگه است.
برای مثال، فردی که در هندوستان زندگی میکنه و پیرو یکی از ادیان هندو هست، به شکل خاص خودش با خداوند ارتباط برقرار میکنه و فردی که در ایران زندگی میکنه و پیرو دین شیعه هست، به شکل خاص خودش.
هر انسانی در هر جای جهان که پیرو دینی باشه، به شیوه و شمایل مرسوم اون آیین با خداوند ارتباط برقرار میکنه.
اما نکته مهم اینجاست که این روشهای ارتباط با خدا بر اساس علاقه و خواست خودمون نیست، بلکه بر اساس الگوهایی هست که در ادیان شکل گرفته و به ما ارائه شده.
به همین دلیله که وقتی میخوایم با خدا صحبت کنیم یا ازش چیزی بخوایم، به دنبال روشی برای انتقال خواستهمون میگردیم.
مثلاً به دنبال یک دعای خاص به زبان عربی هستیم یا دنبال انجام مراسم خاصی میگردیم. گاهی حتی برای خودمون شرط و شروطی تعیین میکنیم، مثل اینکه باید ۴۰ روز یه حرکت خاص رو انجام بدیم یا یه عبارتهایی رو تکرار کنیم تا خدا خواستهمون رو برآورده کنه. 👂
اما آنچه مسلمه، شما به هر طریقی که دوست داری میتونی با خدا صحبت کنی و ازش درخواست کنی.
خداوند برای برقراری ارتباط با خود روشی خاص یا عبارتهای مشخصی رو معرفی نکرده. چون اگه این کار رو میکرد، خودش رو محدود میکرد و از بینهایت بودن خارج میشد.
خداوند در واقع بینهایت راه برای ارتباط با بندگانش داره و مهمترین چیز در این ارتباط، احساسی هست که در وجود فرد شکل میگیره. 💫
هر روشی که برای ارتباط با خدا انتخاب میکنید، فقط عقیده یک یا عدهای از انسانهاست که تصور کردهاند باید به این شکل با خدا صحبت کرد، اما خدا خودش رو محدود به این چارچوبها نمیکنه.

خدا سواد نداره، احساس داره! ❤️
یادمه وقتی بچه بودم، تو مدرسه سر صف صبحگاهی، ناظم خیلی تاکید میکرد که صلوات رو درست تلفظ کنیم. میگفت اگه “ص” رو “س” بگی، گناه بزرگیه و انگار داری به خدا دشنام میدی! 😨 این حرفا باعث شد از خدا یه موجود سختگیر و ترسناک تو ذهنم بسازم.
همیشه با ترس و لرز چند خط قرآن میخوندم، چون میترسیدم اشتباه عربی رو تلفظ کنم و خدا با من دشمن بشه. این ترس باعث شد کمکم از قرآن و نماز فاصله بگیرم.
همیشه با خودم میگفتم، چرا خدا اینقدر به عربی خوندن قرآن تاکید کرده؟ مگه زبان خودم چشه؟
حس میکردم من و خدا زبون همدیگه رو نمیفهمیم و این حس، باعث شد ارتباط با خدا برام سخت و دور از دسترس بشه.
هیچوقت کسی به ما نگفت که خدا به زبون و کلمههامون کار نداره، بلکه به احساسی که پشت اون کلمات هست، توجه میکنه. 💖
یه بار که از یکی پرسیدم چرا باید نماز رو عربی بخونیم؟! گفت خدا خودش معنیاش رو میفهمه، مهم اینه که ما وظیفهمون رو انجام بدیم.
با خودم فکر کردم، پس عقل و تفکر ما چی؟ اگه داریم یه سری کلمات رو بدون درک معنیشون تکرار میکنیم، پس فرق ما با یه ربات چیه؟ 🤖
همین ترس از خدا و عذابهاش باعث شد برای یه مدت خیلی ازش فاصله بگیرم و نماز رو فقط از روی عادت و تکلیف بخونم.
دنبال آرامش از ارتباط با خدا بودم، اما مدام با سختگیری و غضب خدا روبهرو میشدم. تا اینکه بالاخره خدا منو به مسیری هدایت کرد که نگاهم بهش کاملاً عوض شد. 🛤️
خدای جدید من: خدای عشق و آرامش ✨
وقتی به این آگاهی رسیدم که خدا یه انرژیه و تو همه ذرات دنیا وجود داره و خدا همونجوریه که من باور میکنم، همه چیز برام تغییر کرد.
تصمیم گرفتم خدام رو مهربون، بخشنده و عشق باور کنم. خدایی که همیشه کنارمه و کمکم میکنه از زندگی روی زمین لذت ببرم. 😇
درک کردم که خودم هستم که دارم زندگیمو خلق میکنم. دیگه خدایی نیست که سرنوشتم رو از قبل تعیین کرده باشه. دیگه خدایی نیست که بهم اجبار کنه چیکار کنم، بلکه به تصمیماتم احترام میذاره.
و دیگه خدایی نیست که به عربی خوندن قرآن یا اینکه چطوری تلفظش کنم، گیر بده. 🤩 حالا میفهمم که ارتباط با خدا یک ارتباط قلبی و احساسیه.
خدای من، همون خداییه که تو نور، شادی، و آرامش وجود داره. حالا که فهمیدم ارتباط با خدا به زبان نیست، خیلی باهاش صمیمی شدم و راحت باهاش حرف میزنم.
اینجوری خیلی بیشتر از قبل دوست دارم باهاش وقت بگذرونم. قبلاً از روی ترس و زور بلند میشدم و تند تند نماز میخوندم که تموم شه، اما حالا از ته دل و با عشق این کارو میکنم. 😊
وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم من همون آدمم و خدا هم همون خدا. فقط با یه آگاهی جدید و یه نگرش متفاوت برای ارتباط با خدا، کل زندگیم تغییر کرده.
چقدر قشنگه که فقط با تغییر نگاهمون به زندگی و خداوند، میتونیم یه دنیای جدید بسازیم. 🤯
نتیجه گیری:
حالا که تا اینجا با هم پیش اومدیم و از شیرینی ارتباط با خدا حرف زدیم، وقتشه یه قدم محکمتر برداریم.
شاید تا الان این سؤال برات پیش اومده باشه که «خب، حالا چطور این ارتباط رو عمق ببخشم و بهش شکل عملی بدم؟» یا «چطور باورهای غلطم رو در مورد خدا و زندگی اصلاح کنم؟» 😔
دوره «خدا هرگز دیر نمیکند»! ✨ یه نقشه راهه برای اینکه بتونی نگرشت رو نسبت به خدا و خودت تغییر بدی.
این دوره بهت کمک میکنه تا باور کنی که خدا همیشه هست، همیشه حامیه و هرگز برای رسوندن بهترینها به تو دیر نمیکنه. 🥰
با استفاده از آگاهی های این دوره، یاد میگیری چطور با “هستیبخش مهربان” هماهنگ بشی و زندگیات رو در تمام ابعاد، از ثروت و خوشبختی گرفته تا آرامش درونی، متحول کنی.
این دوره بهت نشون میده که ارتباط با خدا چقدر میتونه زندگیات رو کامل و بینقص کنه، همونطور که خدا خودش هستی رو کامل و بینقص آفریده.
پس اگه دنبال یه تغییر اساسی و یه پیوند عمیقتر با خالقت هستی، حتماً یه سر به این دوره بزن. مطمئنم پشیمون نمیشی! 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.32 از 172 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
وقت شما بخیر انشالله
واقعا همینه که می گین من دارم هر روز به این موضوع فکر می کنم و تمرین می کنم که در هر مورد مشکلی هست نشانه بی ایمانی آدم به خدا در اون مورد هستش مسیله ای که من دارم کن کم یاد می گیرم بعد از سالهای دراز و الان همیشه خودم و در هر لحظه و ثانیه وصل می دونم به خدا. و می دونم خدا منو تنها نمی زاره و همراهیم می کنه در همه موارد !
نباید هیچ وقت واسطه ای بین خودش و خدا آدم قرار بده همه چیز رو باید مستقیم از خدا بخواد !
من الان و در هر لحظه تکرار می کنم من به خدا ایمان دارم من به خدا ایمان دارم و این هم من خیلی تمرین می کنم که احساس بدم زمانش طولانی نباشه که خدا چیزهای خوب و به سمت آدم بفرسته انشالله دارم سعی می کنم که گله و شکایت نکنم ولی هنوز ممکنه چیزی نگم به کسی ولی بعضی وقتا توی ذهنم این مسیله هست ولی زود سعی می کنم احساسم بهتر شه تا خدا کمکم کنه ایشالله
در همه موارد احساس آدم خیلی تاثیر داره واین همیشه توی ذهنم هست از اول دوره با احساس دارم یاد می گیرم کار کنم
نشان های دریافت شده
سلام بر فرکانس جلسه ناب طعم خدا
استاد چقدر این دوره و حرفهای شما باور منو نسبت به خدا اصلاح کرد
چقدر سوالاتون منو جلو انداخت
کامنتم بالای صفحه کاملا موید تاثیرات سری قبل این دوره ناب هست
و البته امشب بطرز خیلی بهتری همراه با فرشته درونم که سراسر بهم الهام میکنه این دوره را گوش کردم
خداوند احساس است
مشترکترین عامل در وجود هر خلقتی
و زمانیکه بواسطه ذهن از این احساس دور نشیم ناب ترین تجربه از خداوند را داریم
حالا درک میکنم وقتی میگید در هر زمینه ای مشکل داری بخاطر ایمان نداشتن به خداوند در اون مسئله است یعنی چی!!!
هر چیزی بقول خانم استر دو وجه دارد
دو رو دارد
و به تعبیر من یک حالت صفر تا صدی ازون موضوع است
و حالت صد کاملترین حالت اون موضوع و همون تجربه ناب خداوند
هر چالشی بخاطر نقص در ارتباط با خداوند
نقصی که بواسطه ذهنمون داریم تجربه اش میکنیم
ما باید درک کنیم هر چیزی احساس
خدا یک فرکانس
ناب ترین احساساتی که در زندگیمون تجربه کردیم اون احساس خداست
لحظه ای که با فرکانسش هماهنگ شدیم
من الان در اون فرکانسم
قلبم پرز امید و شوق
گشایش خاصی را دارم در قلبم تجربه میکنم این لحظات
ویژگی مشترک تمام خواسته های ما که اتفاقا قلبمون هم موقع فکر کردن به اون خواسته گشایش داره، حس شوق
اشتیاق
و این حس شوق که در تجربه هر خواسته ای مشترک همون حس خداوند
همون فرکانس ناب خداوند
خداوند شفاست
خداوند زیباییست
خداوند سلامتیست
خداوند عشق است
خداوند فراوانی است
خداوند عزتمندی است
خداوند بسط است و گشایش قلب
و هر گرفتگی و احساس بد بخاطر باورها و تصاویر منفی که ذهنمون داره با خودش سالیان سال حمل میکنه
این تصاویر منفی باعث میشن نتونیم به تجربه صد از خواسته برسیم
و در طیف احساسی صفر گیر کردیم
💙💙💙💙
هر مسئله ای بخاطر ایمان نداشتن بخدا در اون موضوع
بخاطر تجربه صفر اون موضوع
به خاطر آگاهی نداشتن از این موضوع که پیچ این درجه صفر تا صد دست خودت است
آنهم بواسطه کانون توجهت
هر لحظه میتوان خدا را تجربه کرد
به شرط فقط یک چیز:
چرخاندن پیچ احساس از بد به خوب
به همین راحتی
بدون تقلا
البته خیلی اوقات آدم حالش خیلی بد میشه که نباید یکهو انتظار حال عالی را داشت
این پیچ آروم آروم میچرخه
💙💙
برای هر چیزی میشه از خداوند استفاده کرد
خوب وقتی قبول کنیم همه چیز احساس….
مشخص که میشه این پیچو تا صد چرخوند و خداوند را تجربه کرد
🌱🌱🌱🌱
الهامات من:
چکیده تمام ارتباطات با خدا باید احساس خوب باشد
چکیده هر عبادتی باید احساس خوب باشد
چکیده هر فعلی باید احساسات خوب باشد
در اینصورت هر فعلی عبادتست
هر فعلی یاد خداست
هر فعلی توجه به اوست
صد البته که نیازی نیست کاری بکنی تا احساست خوب بشود
تو خود احساس خوبی
فقط توجهی نکن، فعلی نکن که احساست بد بشود
که رودخانه ی گل شفافت گل آلود بشود
خداوند در درون توست
ذات هر چیز در کائنات احساس است
💙💙💙
این جمله عالی بود:
ما نگاه انسانی بخدا داشتیم
یک انسان با یک سری قدرت های برتر
خدا احساس است
استاد خدا میدونه چقدر رفتارای من تو این دو سال اصلاح شدن
من دو سال شب قدر احیا نگرفتم که گریه و زاری کنم
همین الانم که دارم مینویسم یک ترس ضعیفی نیشم میزنه که نگوووو
ولی من تغییر کردم
خدا هر شب هر لحظه با من
سرنوشت من فقط نمیتونه توی چند شب پرونده سازی بشه
این خلاف عدالته
انگار خدا چند شب بیدار و بقیه سالو میخوابه
خیلی این تصویر کودکانه است
و عین شرک
من دیگه عزاداری نمیکنم
امام حسین برای من الان مظهر یک انسانی هست که خیلی به خدای خودش نزدیک بوده نه کسی که بهش ظلم شده و منتظر من چند قطره اشک بریزم تا گناهام بخشیده بشه بواسطه اون
برای من نماد کنترل ذهن
نه کسی که بهش ظلم شده
نیازی به غم من نداره
یک انسان والاست
💙💙💙
طرز تفکر ما باعث شده از خداوند خودمون را دور بدونیم
در صورتیکه خداوند از کسی دور نمیشود
ذهن
شیطان
نجوا
کوردلی
جهل
استاد من خیلی کار دارم تا همه لحظات روزم بتونم حال الانم را تجربه کنم
چقدر حسادت
چقدر کینه
چقدر خود کم بینی
چقدر احساس گناه
هست که ذهنم برام ساخته
البته بهش حق میدم
ذهن مثل طفلی که احتیاج به آگاهی داره و باید درست تربیت بشه
خداوند را نمیشه فیلتر گذاری کرد
خداوند نامحدود
حد نداره
چطور میشه گفت با این زبان
با این مکان
در این زمان
خداوند احساس
احساس
و اون هر لحظه با ماست
خدایا راههای گشوده شدن قلبم را جلوی پاهای خسته ام قراربده
🌹🌹🌹
چکیده هر عبادتی
هر صحبتی با خدا باید حس خوب باشد
حالا با هر زبانی
در هر مکانی
در هر زمانی
استاد شما یک تعبیر خاصی برای سپاس گذاری داشتید
جالب بود
💙💙
زمانی حرف شما با خدا تاثیرگذار است که در درجه اول روی خودت تاثیر خدوب بگذارد
چون تو انرژی آزاد کردی
انرژی ایجاد کردی
و جهان همونو بهت برمیگردونه
خدایا شکرت بخاطر تجربه ناب جلسه ۸ طعم خدا
خداوند با احساس کار میکنه
نه اینکه مثل انسانها حس دلسوزی داشته باشد
حس دلسوزی یعنی در حالت صفر از تجربه خدا
یعنی نبود خدا
هر نبود خدایی هم با شیطان پر میشود
🌱🌱🌱
هر جا که خدا کم باشد شیطان پرش کرده است
🌱🌱🌱
خدا در درونت است
از طریق احساس تجربه میشود
وقتی داری با خدا صحبت میکنی داری با یک انرژی صحبت میکنی
یک چیز غیر فیزیکی
و فیزیک در امتداد اون چیز غیر فیزیکی و بعد از اون بوجود خواهد آمد
پس قانون را درک کن و در خط حس خوب بمان تا خواسته ات را به طور فیزیکی هم تجربه کنی
صدای تو به آسمان نمیرسد
استاد اینم ته مانده یک باور غلطه که سالیان سال به ما نشون دادن که خدا تو آسمونه
خدا در درون ماست
در درون ما
همراه ما
حس تو است که منتشر میشود
🌱🌱🌱
با گوش دادن به این جلسه شب خیلی خوبی را تجربه کردم
انگار مکه رفتم.
یعنی حس حج از بچگی تو وجودم این حسی بوده استاد
یعنی به خدای درونم در این حد نزدیک شدم بدون تغییر مکانم
💙💙💙
بقول دوستان استاد رضا عطارروشن مثل فرشته ای بود که ما را در این مسیر راهنمایی کرد
متناسب شدیم و یعنی ذهنمون فاصله را با اون حالت صد تجربه از خدا از بین برداشت
و با طعم خدا تمام کهنه خرابه ذهنم از خدا فرو ریخت و خدایی بسیار وسیعتر درون ذهنم پر شد
الهی شکر
نیمه شب تابستان
۱ مرداد ۹۹
🌱🌱🌱🌱
سلام دوستان و استاد عزیز
همیشه متعقد بودم زبان ها رو خدا آفریده پس میشه با هر زبانی با او صحبت کرد و به نظرم اینطور بوده که مراجعه کردن به دعاها و آیه های قرآن میتونه بهم الگو بده یا به عبارت دیگه دیدگاه من نسبت به خواسته هام بازتر کنه، بهم ایده بده که میشه اینطوری هم از خدا درخواست کرد، درست مثل خوندن کامت و دیدگاه دوستان و البته
قبول دارم اکثر حرفایی که با خدا میزنم گله و شکایت و بیشتر رفع یه حالت منفی و برطرف کردن حس منفی بوده تا تقاضای خواسته های مثبت. ممنون استاد عزیز که با حرفاتون ما رو وادار به فکر کردن می کنید. برقرار باشید
باسلام به استاد گرامی و همراهان عزیز
از بچه گی خدایی که می شناختم خدایی بود که باید ازش می ترسیدم و به حرفها و توصیه هاش عمل میکردم و چون خیلی از نظر خودم ایراد داشتم هیچ وقت انتظار نداشتم که خدا هم دعاهای منو قبول کنه و همیشه با کلی گریه و زاری و ناراحتی خواسته هامو ازش میخواستم ،خدا رو شکر که به این آگاهی رسیدم که خدا هر چی هست همون حس خوب درونم ه که با این حس خوب میتونم به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم و خواسته هامو پیش ببرم،زندگی کنم و از زندگی کردنم حظ ببرم و در نهایت با تمام وجودم حسش کنم ،خدایا شکرت که خودت رو به من نشون دادی خدایا شکرت که استاد رو در مسیر زندگی من قرار دادی و خدایا شکرت که منو رها کردی
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همفرکانسیم
اول از همه خدارو شاکرم ک منو ب این فایل فوق العاده هدایت کرد و بعد هم از استاد روشن و بقیه دوستان ک دستی از دستان خداوند یکتا شدن ک ما ازین آگاهی الهی باخبر بشیم و لطت ببریم از اتصال ب منبع بی نهایت عالم هستی.
من همیشه فکر میکردم خدا میخاد منو توی شرایط سخت قرار یدع و اذیتم کنه، با اینکه تمام عمرم رو خودش کنارم بوده و هوامو داشته و هرجا با باورها و احساس بدم باعث اتفاق بدی شدم،خودش ازم دور کرده این بلا رو.
من چند سال پیش ب خاطر شرک و بی ایمانیم و احساس بسیار بدی ک داشتم دچار بیماری شدم،احساسم بسیار بد بود و بسیار میترسیدم. خداوند خیلی ساده سلامتی کامل رو ب من هدیه داد، ولی من این هدیه رو از طرف رب جهانیان ندیدم، باز دوباره ی بیماری دیگه اومد سراغم و باز هم احساسم داغون شد و باز هم خدای یکتام شفام داد. باز هم من با شرک و احساس بدم این نعمت رو از طرف خدا ندیدم.
تا اینکه باز با افکار بیماریزا و احساس بدم بیمار شدم و این فعه ازون جایی ک چند بار این شفای الهی رو ندیده بودم و ب شانس نسبتش میدادم، ب نظر خودم خدا خواست ک من از ریشه این موضوع رو درست کنم و منو هدایت کرد ب مسیر خودش. از اونجا ک من اون موقع خیلی توی اون فرکانس خدا نبودم، دست و پا شکسته روی خودم کار میکردم ولی خیلی سر سری میگذشتم ازشون.
تا اینکه این جریان بیماری و ویروس وارد جهان شد و منم ک پاشنه آشیلم بیماری بود، ترسیدم. ولی ی حسی توی دلم آرومم میکرد، خدا خودش شاهده ک ی روز ب خدا گفتم: خدایا یعنی میشه این اتفاق ب ظاهر بد ک همه جهان ب بدی ازش یاد میکنن، بشه شروع زندگی الهی برای من و تورو پیدا کنم و سلامتی کاملم رو بهم هدیه بدی؟؟
و ازونجا ک خدا عاشق منه و همیشه تنها یار و یاور من هست و خودش توی قرآن گفته ( سوره بقره ایه ١٠٧ و چندین آیه در سوره های دیگه ) ، دست منو با تمام شرک و ناسپاسی گذشته گرفت و هدایتم کرد ب مسیر بی نهایت آرامش بخش الهیش و الان ب لطف خدا انقد نشونه های بی نظیر بهم نشون داده و هدایتم کرده ب سمت خوندن قرآن فوق العاده اش. بچه های فقط ازتون میخام خدا رو ساده و بی الایش تصور کنین و باهاش ارتباط برقرار کنین، قرآن رو فارسی بخونین و ببینین چی گفته و چه باورهای بی نظیری توی این کتاب الهی هست.
فقط میخام خداروشکر کنم ک جهنمی رو ک خودم با باورها و توجه و احساس شیطانیم ساختمش، ب بهشت تبدیل کرد و دستمو گرفت، قدم ب قدم هدایتم کرد و صبورم کرد.
بچه ها ب خداوندی خدا قسم حس میکنم حامد گذشته رو برداشته و ی حامد جدید آورده توی این جهان برای تجربه زندگی الهی. فقط در عرض ٣،۴ ماه. تازه من خیلی خیلی بهتر و با مقاومت کمتر میتونستم کار کنم رو خودم و نکردم و اینطور نتیجه گرفتم.
الهی شکرت فقط
مؤید باشید
سلام خدمت استاد و دوستان همراه
صحبتهای استاد واقعا با ارزش و شنیدنی بود. خدا رو شکر می کنم که تونستم این حرفها رو بشنوم بارها گوش دادم و حس می کنم چقدر از خدا خود را دور می دونستم. چقدر لذت بخشه شنیدن اینکه هر طور دوست داری میشه با خدا حرف زد او همه رو متوجه میشه. ای کاش در دوران دبستان این صحبتها به بچه ها منتقل بشه تا با این فکر بزرگ بشن. خدا رو شکر می کنم برای این آگاهی همراه با آرامش. و سپاسگزارم از استاد عزیز برای دادن این آگاهیها.
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستان گلم این فایل هم مثل فایلای قبلی بسیار با ارزش و پر محتوا بود .ما به خاطر اموزش های غلط که از بچگی مدام در گوش ما کردند از خداوند دور ودورتر شدیم و اگه کاری رو هم انجام دادیم از روی ترس بوده نه از روی عشق.ما خود خدا هستیم که با استفاده از صددرصد ذهنمون میتونیم جلوتر از همه چیز حرکت کنیم واون ایده یا هدف رو خلق کنیم و این بزرگترین نعمت و فراوانیست.
من از وقتی که در دوره شرکت کردم از اینکه نگاهم به همه چیز عوض شده خیلی خوشحالم و خدارو به خاطر همه چیز شکر میکنم.
من امروز کمی عصبانی بودم و وقتی که همسرم امد با کوچکترین شوخی همسرم بهم ریختم و بحثی بینمون پیش امد و من توی دلم به خدا گفتم خدایا تو به من بگو که چی بگم که دعوا بالا نگیره و من خودبه خود جواب نمیدادم و همین باعث شد بحث ما در حالت سکوت به پایان برسه .در صورتی که منفی باف مدام به من میگفت اینو بگو اینو بگو و من جنس حرف خدارو تشخیص دادم که اون از مهربانی از سکوت از گذشت بود برای همین به این بحث تلخ پایان شیرینی دادم .
امیدوارم خیلی راحت صدای خدارو حس کنم و اونقدر بهش نزدیک بشم که بتونم خیلی تغییر کنم چون انسانی که میگه من همینم که هستم و تغییر نمیکنه به خودش ظلم بزرگی میکنه.
خداوند از طریق احساس ما مسیر رو برامون مشخص میکنه چه غم باشه چه شادی چه رشد باشه چه سقوط و چه حیف و صد حیف که به ما یاد دادند که سرنوشت هر انسان دست خدا هست و هر چیز که مصلحت ماست به ما داده میشه و ما از خواستن هامون دست کشیدیم و به انتظار قسمت چه روزگاری رو برای خودمون رقم زدیم .ما اگر در حال به انچه قانع باشیم به خود ظلم کردیم چون خدای ما نامحدوده و ماهم از خود خداییم .
تو قدرتمند افریده شدی و خداوند به جود تو افتخار میکنه پس قدردان خودت باش که جهااااااااان در تسخیییییر توست.
خدایا شناخت تو ارامشی را در من به وجود اورد که گویی سالهاست منتظر این حس ارامش بودم .خدایا من میخام هر روز بیشتر تورو بشناسم و عاشق تو باشم میخام معنای عاشقی رو باتو تجربه کنم کمکم کن در این راه کمکم کن…
نشان های دریافت شده
من هم از نوشته شما خیلی لذت بردم چه ارتباط قشنگی دارید با خدا.زندگی با طعم عشق و زندگی چه زیباست
این فایل آگاهی زیادی را به من داد تا خودم را بهتر بشناسم و بتونم با خدای خودم راحت تر حرف بزنم .
به زمان بچگی بر میگردم و پرسش های ذهنم را که خدا چیست و کجاست ویا چگونه با آن می توان حرف زد و یا این جهان چگونه بوجود آمده است و یا قبل از اینکه جهان بوجود بیاید چی بوده است ، را مرور میکنم جوابی برای آن پیدا نمی کنم و حتی با حضور در هیئت های مذهبی و شرکت در این مراسم همیشه ارتباط بین این مراسم و خدا برایم گنگ ومبهم بود گر چه نسبت به خدا احساس خوبی داشتم اما او را گم کرده بودم و آن را پیدا نمیکردم و با این حس بزرگ شدم .
بر خلاف آنچه از آداب نماز و نماز خواندن میشنیدم و در کتب دینی میخواندم کمتر کسی را دیدم که با تامل و از روی عشق نماز بخواند. با عشق و یا ترس از خدای مجهول خودم سعی کردم نمازم را با آرامش بخوانم و تا مدتی حس خوبی داشتم اما به مرور بصورت رفع تکلیف و بدون انگیزه شدم و دیگر نخواندم.
سالها بعد وقتی در محیطی مذهبی قرار گرفتم تحت تاثیر از فضای جدید با جدیت ولی بدون درک و فهم کلمات و با آرامش خواندن نماز را شروع کردم و خیلی آرام و نا خواسته بر خلاف میلم ، نگاهم به خداوند داشت رنگ تعصب می گرفت با توجه به اینکه فرد متعصبی نبودم اما باور ها ی جدید داشتند ذهنم را تغذیه می کردند و ترس از خداوند در وجودم ریشه می گرفت و هر روز خدا را بزرگ و بزرگتر (خدای مجازات گر ) می دیدم و خودم را دورتر از او می یافتم و احساس عدم لیاقت را ندانسته در وجودم پرورش میدادم . در ادامه به خواندن نماز های قضا پرداختم و تا مدتی هم با حس خوب بود اما رفته رفته دیگر حس خوبی نه از نماز های قضا و حتی یومیه هم نمی گرفتم ودر وجودم این حس را اصلا دوست نداشتم و فقط برای رفع تکلیف بود و پرسش های ذهنم را دیگر حتی جرات فکر کردن به آن را هم نداشتم . با وجود اینکه احترام بسیار زیادی برای ائمه قائل هستم و شک ندارم آنها انسان های بزرگ و با خدایی هستند اما نمی توانستم درخواستی از آنها داشته باشم .شب های قدر بلا تکلیف بودم و نمی دانستم چه چیزی را از کی درخواست کنم خدا را خیلی بزرگ و دور می دیدم زبانم درخواست داشت اما احساس خوبی از این درخواست نداشتم و هیچ جوری دلم واسطه قرار دادن امام و پیامبر را نمی پذیرفت .خیلی وقتها از همسرم می پرسیدم باید چطوری واز چه کسی درخواست کنم ؟ احساس گناه و ترس از خدا بخاطر خطا هایم و مهمتر از هر چیز دیگر یعنی پذیرفتن این وضعیت و رضایت از آن مرا متقاعد کرده بود که خدا به همه چیز آگاه است پس اگر بخواهد خودش میدهد حتی اگر من درخواستی نداشته باشم . برای نزدیکتر شدن به خدا و کم کردن بار گناهان احساس کردم که باید قرآن بخوانم و لی از زمان مدرسه رابطه خوبی با درس عربی نداشتم پس شروع کردم خیلی آهسته وبا ترس به خواندن ، نه تلفظ درستی داشتم و نه چیزی از آن می فهمیدم . مطلبی از رادیو شنیدم که مرا بیشتر مصمم کرد تا ادامه دهم و این بود که کسی که قرآن می خواند و چیزی از آن متوجه نمی شود هم ثواب می برد و روحش تازه میشود مثل کسی که با آبکش میخواهد آب ببرد . درست است که نمی تواند آبی جابجا کند اما خود آبکش که تمیز میشود .
با همین فرمون حرکت میکردم بعضی وقتها حس خوب داشتم و خیلی وقتها بی تفاوت بودم بدون هیچ گله وشکایتی و جمله راضیم به رضای خدا برایم این معنا را داشت ، وضع همینه که هست و در یک مسیر یکنواخت بودم بدون درگیری حتی با خودم . از آنجایی که خداوند هیچگاه بندگانش را رها نمی کند یواش یواش با قانون جذب آشنا شدم و سبب شد که کمی جرات پیدا کنم و خودم را محک بزنم و هدایت شدم به زندگی با طعم خدا .
با آنکه فکر میکردم آدم متعصبی نیستم اما در این مسیر هر چقدر به جلو حرکت میکنم باورهای اشتباه را که نشان از تعصب دارد را بیشتر شناسایی میکنم و پذیرفتن بعضی واقعا برایم سخت است اما در نهایت احساس خوبی دارم .
حس پویا شدن ، حس شادی ، حس زنده شدن ، حس وجود داشتن ، حس ارزشمندی و لیاقت و … که باعث شده تا با خدا با زبان خودم حرف بزنم بدون واسطه هر وقت که دلم میخواد هر کجا که میلم بکشه با هر وضعیتی که هستم راحت و خودمونی .
دیگه اگر نتونستم نمازم اول وقت بخوانم خودم سرزنش نمی کنم واز خودم بدم نمیاد و سعی دارم با توجه بیشتر و آرامش ، با خدا ارتباط داشته باشم.قرآن را برای شناخت خداوند و هدایت و دریافت راه و رسم زندگی با علاقه می خوانم . سعی میکنم خودم را در مسیر خدا قرار دهم .همه چیز برایم رنگ و بوی جدیدی دارد . خواندن صفحات بیشتر از قرآن برایم ملاک نیست بلکه فهمیدن و مطابقت دادن آن به زمان حال را خیلی دوست دارم . خدا را در همه چیز جاری می بینم . شور و نشاط پیدا کرده ام و شکر گذار نعمت های بیشمارش . احساس سبکی و رهایی دارم و تولدی دوباره .
خدایا شکرت که مرا هدایت کردی وبا سپاس از استاد عزیز که زبان گفتگو با خدا را چه ساده و زیبا بیان نمودی.
نشان های دریافت شده
استاد دیگه این حرف شما همیشه و در همه موارد تو ذهنم هست توجه به احساس خود آدم !
منم واقعا از بار اول که این فایل و گوش دادم تا الان به این موضوع زیاد فکر کردم و داره کم کم باور می کنم و تمرین اینکه در هر مورد آدم ضعف داره ایمانش به خدا در اونمورد ضعیفه و خیلی مومنها رو می بینم که در همه موارد هنوز ترس دارن و شیطون میاد سراغشون و من هم در بعضی موارد هنوز ترس دارم ولی الان دارم یاد می گیرم که چه جوری احساسم و خوب کنم البته گاهی بلافاصله نمی شه و کمی طول می کشه !
واینکه من هیچ وقت واسطه ای بین خودم و خدا قرار نمی دم هر چی بخوام مستقیم از خدا می خوام همه پیامبرها هم کارشون همین بوده که بگن فقط خدا رو پرستش کنین و فقط از خدا کمک بگیرین !
ماه رمضان و به همگی تبریک می گم و امیدوارم که بتونیم در این ماه قرآن و بیشتر بخونیم و مطالب جدید یاد بگیریم !
وقتی احساس خوب بتشه همه چی خوبه حتی از یه چیزی هم خیلی خوب نباشه از نظر دیگران می تونه آدم لذت ببره پس همه چیز رو خدا با توجه به احساس آدمها بهشون می ده !
خدایا ممنون از این همه آگاهی که در اختیارمون می ذاری!