0

زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)

اندازه متن

همه انسان ها آرزوهایی دارند که هنوز به آن نرسیده اند و تصور می کنند اگر به آن آرزوها برسند زندگی آنها سرشار از لذت و شادی خواهد شد.

اما همین افراد بسیاری از آرزوهای گذشته خود را اکنون در اختیار دارند اما به آن شکلی که تصور می کردند اگر به این آرزو برسند چه و چطور خواهد شد اکنون در آن شرایط نیستند.

رسیدن یا استفاده کردن؟!

افراد بسیاری هر روز به دنبال پیدا کردن راه و روش هایی برای رسیدن به خواسته های خود هستند. آنها در طی عمر خود به خواسته های زیادی می رسند اما رسیدن به خواسته ها به تنهایی کافی نیست بلکه استفاده از آنهاست که موجب رضایت و شادی درونی می شود.

همه ما همین الان وسایل زیادی داریم که قبلا داشتن آنها آرزوی ما بوده است اما مدت هاست از آنها استفاده نکرده ایم.

بنابراین توجه به این نکته بسیار مهم است که هدف از زندگی کردن فقط رسیدن به خواسته ها یا انباشته کردن دارایی ها نیست بلکه مهم استفاده کردن و لذت بردن از آنهاست.

در مسیر زندگی ما در شرایطی قرار می گیریم که به شکل ناآگاهانه و آگاهانه آرزوهایی در وجود ما شکل می گیرد. نکته حائز اهمیت اینکه شکل گرفتن آرزو در قدم اول برای بهبود شرایط زندگی و تجربه لذت و تنوع در زندگی است اما این موضوع مهم معمولا به فراموشی سپرده می شود و هدف از رسیدن به آرزوها بیشتر انباشته کردن و افزایش سرمایه و دارایی می باشد.

آنچه باعث تسلی و لذت روح و روان ما در زندگی می شود استفاده کردن است نه انباشته کردن موضوعی که در تفاوت نگرش افراد موفق و ناموفق بسیار واضح است.

در بسیاری از مصاحبه با افراد موفق این موضوع به وضوح مشخص است که هدف اصلی آنها لذت بردن از مسیر زندگی است به همین دلیل همه آنچه به عنوان سرمایه یا دارایی به دست می آورند صرف رشد و گسترش کسب و کار و بهبود شرایط زندگی خود و دیگران می کنند.

هیچ فرد کارخانه داری سرمایه خود را صرف انباشته کردن یا افزایش ملک و ماشین نمی کند بکله بیشتر آنچه به دست می آورد را صرف رشد و توسعه کسب و کار خود می کند و این روند را تا روزی که زنده هستند ادامه می دهند چون در نظر آنها لذت واقعی زندگی در استفاده کردن و جریان داشتن نعمت هاست نه انباشته کردن آنها.

لذت استفاده کردن از نعمت ها

هرچه بیشتر از نعمت هایی که در اختیار دارید استفاده کنید احساس سیری و رضایت از زندگی در شما افزایش پیدا می کند و همین احساس به خودی خود منجر به دریافت نعمت های بیشتر خواهد شد.

آرامش و احساس خوب دو پارامتر اصلی در رشد و گسترش نعمت ها در زندگی هستند و تنها راه رسیدن به آنها استفاده کردن از نعمت هاست.

تفاوتی ندارد که نعمت هایی که اکنون در اختیار دارید از نظر سال ساخت یا کیفیت ساخت چقدر با نعمت های روز دنیا فاصله دارد بلکه مهم احساسی است که شما از استفاده آن نعمت ها به دست می آورید.

بسیاری از افراد فقیری که به ثروت های افسانه ای رسیده اند توانسته اند از استفاده آنچه دارند به احساس خوب برسند و با احساس آرامش مراحل زندگی را سپری کرده اند و به جایگاه فعلی خود رسیده اند.

رضایت از زندگی مهمترین مساله ای است که باید مدنظر قرار داده شود و این موضوع فقط در گرو استفاده کردن از نعمت ها به دست می آید. در واقع زندگی کردن باعث ایجاد رضایت از زندگی خواهد شد و از آنجا که برای زندگی کردن نیاز به ابزار و وسایل داریم استفاده از نعمت هایی که در اختیار داریم می تواند باعث بهبود کیفیت زندگی و ایجاد احساس رضایت از زندگی و زنده بودن در ما شود.

تجربه هنرجوی زندگی با طعم خدا

سلام استاد عزیز بزرگوارم و دوستان وهمراهان زندگی با طعم خدا
خداوند را سپاسگزارم که لحظه لحظه ی زندگیم را با طعم خودش شیرین کرد چقدر زندگی با طعم خدا زیباست وزندگی زیبائیهایش را هر روز برایم زیباتر میکند

چه زیبا بیان میکنی استاد عزیز نکات را .هر گاه به زیبایی و نکات مثبت جهان توجه میکنم همه چیز برای من زیبا جلوه میکند توجه به خوبی ها و نکات مثبت باعث رسیدن به احساس خوب می شود وقتی به احساس خوب رسیدم دیگر هیچ کمبودی را حس نمی کنم وحتی اصلا آنها را نمی بینم.

از همه جالب تر و زیباتر اینه وقتی اراده میکنی که به هدفی برسی و در جنبه خاصی شروع به فعالیت میکنی خداوند تو را بطور صحیح در همان مدار قرار میدهد و تو را در همان مسیر هدایت می کند تا به خواسته ات برسی.

در جهان همه ما تلاش میکنیم تا به احساس خوب برسیم و از تمام احساسهای بد رها شویم اما گاهی اوقات مسیر را اشتباه میرویم و شروع می کنیم به غر زدن و ناسپاسی و این به جای اینکه ما را به احساس خوب برساند از این احساس خوب ما را دور میکند و به احساس بد میرساند.

جهان و کائنات ما را به همان احساسی را که میخواهیم میرساند غافل از اینکه ما خواهان خوبش هستیم ولی به احساس بد رسیدیم جهان به فرکانس های ارسالی ما پاسخ میدهد اگر فرکانس خوب بفرستیم به طعم های خوب میرسیم اگر فرکانسهای بد ارسال کنیم طعمهای بد را دریافت می کنیم.

وقتی به رستوران الهی دعوت میشوم و انواع غذاهای مختلف را ببینم اگر من حرص ولع داشته باشم که من باید از همه ی غذاهای این رستوران بخورم هرگز طعم عالی غذاهای دوست داشتنی و لذیذ این رستوران را تجربه نخواهم کرد چون من فقط میخورم بدون اینکه توجه کنم که هر غذا چه طعم ومزه ایی دارد.

اما اگر هر بار که وارد این رستوران می شوم طعم یک نوع غذا را تجربه کنم تمام طعم های لذت بخش را با آرامش و به زیبایی تجربه خواهم کرد چون می دانم این جهان جهان فراوانی است و هر طعمی را بخواهم به وفور در جهان برای من و هر کس دیگری که بخواد آنرا تجربه کند و مزه کند یافت می شود.

برای همین است که ثروتمندان با آرامش خاطر وایمان و اطمینان هرروز طعم های زیبایی را می چشند و هیچ حرص ولعی ندارند و از مال خود می بخشند چون ایمان دارند چندین برابر آنرا از خداوند متعال دریافت می کنند آنها می بخشند تا خداوند به آنها ببخشد. اکثر انسانها به کمبودهای جهان توجه می کنند وفقط یک طرف قضیه را می بینند وفقط دامن به کمبودها میزنند

اگر بتوانند از قانون تضاد استفاده کنند آنگاه هست که هر روز شاهد پیشرفت خود در زمینه های مختلف می شوند.

کمبودها باعث میشوند ما انسانها به دنبال راه چاره باشیم و به پیشرفت جهان کمک کنیم. خداوند بیشتر از هر کسی می خواهد که ما طعم های خوب را تجربه کنیم و به احساس عالی برسیم و به ثروت برسیم چون ما به پیشرفت این جهان کمک می کنیم.

خدایا شکرت بابت طعم های خوب جهان خدایا شکرت که همیشه بندگانت را در مسیر صحیح هدایت وحمایت می کنی خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

(دیدگاه مه گنج عزیز در بخش نظرات)

اهمیت آرامش ذهنی

مهمترین و در واقع اصلی ترین بحث مطرح شده در فایل مربوط به آرامش ذهنی است.

این مرحله سرآغاز آمادگی برای دریافت نعمت هاست. ما تا حالا با خوب کردن احساسمون و چشیدن طعم های خوب، توجه به نکات مثبت، نگاه نکردن به اخبار بد و آشفته نکردن ذهن و شکر نعمات خداوند در حقیقت در مرحله ی ارسال انرژی ها به کائنات بودیم ولی آرامش ذهنی مرحله ی دریافت است.

یعنی تا اکنون یاد گرفتیم و تمرین کردیم که حس خوب به کائنات بفرستیم حالا باید این را هم یاد بگیریم که سکوت و آرامش ذهن داشته باشیم تا پیامهای خداوند را دریافت کنیم.

در حقیقت سکوت و آرامش ذهنی مرحله ی بزرگی از دریافت نعمات است که تا ما آن را یاد نگیریم نمیتوانیم برای نعمات آمادگی پیدا کنیم. آرامش زمینه ای است برای دریافت پاسخ از احساسی که ما به کائنات ارسال کردیم و رسیدن به این آرامش از طریق قرآن بهترین راهکاریست که ما را برای دریافت نعمات آماده میکند.

ان شاء الله در فایلهای بعدی در این مورد بیشتر توضیح بفرمایید تا همانطور که مرحله ی ارسال رو به خوبی درک کردیم مرحله ی دریافت رو هم به خوبی درک کنیم تا با این دو نیروی عظیم الهی بتوانیم همیشه در مدار آفرینش و همسو با آن حرکت کنیم . با سپاس فراوان از شما استاد بزرگوار
این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
ما از طریق آرامش ذهن پاسخ صداهایی را که ارسال کردیم دریافت خواهیم کرد.
بی صبرانه منتظر یادگیری این آرامش ذهن هستیم . متشکرم از آموزشهای عالی و شیرین شما

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن


دستور کار اجرای جلسه نهم:

۱- تماشای فایل ویدیویی توضیحات جلسه نهم

۲- تکرار ۵ مرتبه فایل جلسه نهم (تصویری یا صوتی) تا قبل از ارائه قسمت بعدی

۳- انجام تمرینات مربوط به جلسه نهم در قسمت نظرات

(مشتاق خواندن نظرات ارزشمند شما هستم)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.12 from 52 votes

https://tanasobefekri.net/?p=12400
برچسب ها:
110 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      1402/12/06 11:14
      مدت عضویت: 403 روز
      امتیاز کاربر: 44685 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 993 کلمه

      سلام  بر خدایی بی‌ همتا 

      سلام براستاد وهمه دل دادگان خدایی مهربان 

      برای درخواست‌های که به سمت خدا فرستادم وصبر دارم‌ که به هرشکلی که در نگاه خداوندم به من هدیه داه بشه داشتم‌ فکر می کردم‌  با دریادفت این در خواستهای  که فرستادم چه تحولی با شکوهی تو زندکی رقم خواهد  زد اصلا وفتی  این در خواستهای من  رسیدم به شکل  انبار کردن خواهم دید  یا  برنامه برای دریافت  هم دارای به این‌ نتیجه رسیدم‌ .وفتی ازخداوند  در خواست داشتی تا زمانی که خداوند  بودن او  دریافت به سود من  هست اون به من خواهد داد  چون  تو  برنامه خداوند  افکار من دورتش نیست  این افکار توهربخش که باسه بعًی زمان حس نشاط،رو به ردح هم نیده ولی با بخش منفی ادن حس که وافکار چطور و رقم می،نه رو باید کم‌ رنکش کرد چون من یاد هست سالهای زیادی من این دعا  رو داشتم که خدایا به هرچیزی که دای اون حق من بوده و هرجیزی که به من‌ ندادی چون لایقتش نداشتم  ندادی.

       تازه تشکر داشتم.

       آمروز که با این دعا روبرو شدم بخش دوم اون به این شکل دیدم چون من  روی کل  وجودم کاره نکردم اگه دریافت هم داشته باشم  شاید  که حتما من برخورد درستی با دریافتم‌  نخوام داشتم اول باید اون بخش. هم ریشه یابی  باشه که داشته که به من‌ خواهد رسید.

       در زمانش من‌ چه امکانی رو  برای داستنش  خواهم داشت اون به چشم انبار کردن مبینم  با  اون به چشم‌ استفاده برای  خودم‌ و  حتی بخش  رو  برای  دیگران‌ میبنم‌ از داشتنش حسم خوب خواهد بود جون یی باوره توابن بخش داشتم‌که هرچی مال کتمرباشه حستم  بهتر هست . 

      یی ضرب مثل داشتم . هر که بام‌ بیش برفش  بیشتر .

      من تو هر بخش که وارد میشم اولش میگم‌ نهز دیگه و تو ابن بخش باوره کم‌ هست ولی به مرو که ادامه میدم‌ تازه باوره خودشون نشون میده که این همه سال جقدر مجزن ذهنم‌ رو انباسته ازهرباوره مجرب کردم.

       با یادگیری اگاهی جددبد دادن تازه  به  من‌  خودشون نشون میدم گه حالا حالاها باید برکردم  تا به  باور های جدیدبرسم .

      با کشف هرباوره من یی جاگزین رو  به جاش  به امید خداوند درست میکنم .

      من ساله های هست که  نیازمندیم  وسایل  منزلم  رو اصلا عوض  کنم جون این کاره رو یی حدر  تلاف کردن قدرندوستن میدیم و شکل زندگیم درست ۱۰ سالی هست که هیچ فرقی  نکرده  درصورتی که می‌توانم وسایلی با کیفت بهتر برای خودم تهیه کنم امسال این ابزاز  کردم برای همسر بسیار جای تعجب داشت که جرا من وسایل حدید با کیفت بهتری رو درخواست دارم چون متو جه شدم با کم مصرف کردن توجه نکردن به وسالی توه  اون حس رو از خودم گرفتم‌ که باید وسایل خراب رو جتما با وسایل با کیفت بهتری عوض بشه واین کم  کم شد که بعضی از وسائل  با مشکل دارن تومنرلم‌کارم میکنن خوب در صورتی که با تعویض  این وسیایل  که با مشکل داران‌ کاره میکنم اون حس حالم که باید داشته  باشم ندارم 

      برای استقالی مالی تواین زمان من دیگه هیچ نیازبه ابراز  به همسرم روهم ندارم  خودم  تهیه کرده هم حسم بهتر میشه هم توبخش خرید فروش این وسایل ی کسترش ایجاد کردم هم توبخش تولید به تولید کننده کمک کردم و ازهمه مهم تر خو دم حال حس  بهتری خواهم  داشتم پس داشتن این بخش که تو نگاهم تو ابن مدت زندگی کم رنک بود  کلی باوره  اشتباه تو این بخش از طرف به  من رسید امروز که با برطرف کردنش اول خودن رو لایق این بخش دارم‌  کشف میکنم متوجه میشم  افکاری که تو این بخش  مرور دارم رو متوفق میکنم‌ که به ابن‌ شکل این بخش هم  اون رشد خودش رو  خواهد داشت این  عیدی تولد اقا امام زمان حضرت مهدی( عج )هست که   مروز  هست که من خواهد رسید.  جون دارن تواین بخش هم باوره شناسی رو ارام ارم دارم‌ بهش میرسم پس با کاری که تو این  بخش دارم  اول خود رو درست شناخت پیدا کرده بعد 

      اون باوره ایراد دار رو کمتربهش بها داده  اون کم‌ رنکش میکنم و به  این شکل تو  اون  بخش هم  کم کم  رشد پیشرفت رو خواهم داشت چون تو بخش استقال مالی  هنوز توبخش ابتدایی اون هستم باورها این بخش داره خودش به من نشون میده توبخش لاغری کلی باوره رو کشف گردم ولی باطن به مرو تویی مدتی که ازرش عبور میکنم یی باره جدید رو پیداد. کرده و با کم رنک کردنش  کردن باوره جدید به جای فبلی وزن کم. کردم هم بیشتر میشه تو بخش شناخت خداوند هم  درست به این شکل ست با دریافت باوره اشکال دار برطرف کردنش به سمت خدایی خودم‌ بهتر حرکت دارم.  عطر طمع دیگه تواون بخش به زندگیم‌ میزنم .

      تو بخش  رابطه  درست  به  همین  شکل  هست  من دریافتم‌  که. من‌ چه خوب شد که درواهم رو  به  شکل کامل دو  باره  تکرار  کردم  که به  درک دسترسی از این‌ مسیراون بخش، ورد به سرزمین‌ لاغرها در من‌ابجاد شد که‌ حالا  تو بخش که وارد میشم یاد گرفتم‌ تو اون بخش کم زیادی به من‌ میکنه که مطالب بخشهای دیگه رو هم متوجه بشم و این  بسیار خوب هست 

      حلاله من  دریافتم‌ که وتو هر بخش اول  من‌ مسئولیت خوب نبود اون بخش ررو فبول کنم باوره  اون  بخش رو. شناسایی  کنم و در نتیجه باوره  جدید رو به اون بخش بدم از اگاهی خوب بعد روی خودم عمل کرد بهتر بدپ اون عمل کرده فبلی رو متوقف کنم اون تغییر بدم و از ایده‌ای خداوند هم استفاده کنم درنتیجه دریافت بهتری رو به بازم خواهم داشت اون ازطرف خداوند عزیزم خودم‌ خواهم داد و چطور چگونه انجام  رو هم به خالقم بسپارم

       با این کاره این روش کلی تو این چند ماه تو هر بخش مختلف کلی کارم به پیش رفته  کارهای  که هی با فشار روز حرف زدن  درست نشد  ولی به  شکلی که به تازکی دارم  اون  تو کل زندگیم  عمل می کنم‌ کلی  کار تو بخش آسون راحتش داره به پیش میره من عطر طمع خداوند رو  تو کل بخشهای مختلف زندگیم زدم  و داره بود عطر طمعمش کل زندگیم من رو فرا میگره 

      خدا پشت وپناه هتون یا حق. حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/12/03 11:39
      مدت عضویت: 403 روز
      امتیاز کاربر: 44685 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 402 کلمه

      سلام. پرودگارم‌. عزیزم 

      سلام بر استاد وهم مسیران 

      ما یادگرفتم که به هرچیزی توجه داشته باشی اون به شکل کامل اون دریافتم میکمم توبهش لاغری باسه 

      اگه من قصدم  پیشرفت تو هر بخش این .مسیر  باشه 

      اون اموزش بینم هروز تواون بخش باسم آگاهی جدید اون بخش رو دریافتم‌کنم اون تحلیل کنم‌ بهش عمل کنم تواون بخش به مرور هم‌ اون یاد گرفته باور  کردم اون بخش روکسترش میدم‌وارام ارم‌اون‌توذهنم‌کسترش میدم در نتیجه رشد هم خواهم داشت 

      چرا ابن همه مراحل رو طی کنم تهیه غذا  پختن ومصرف کردن  اون هست تازه اونبه شکل  تفریح  نبینم  میشه لاغری  چون به اندازه خوردم زیادی روی نکردم  

      وفتی که متناسب هست اصلا به اندازه  پولی که به مواد غذای داد توجه ندارن میزان فقط سیرشدن هست همین باقی مونده پولی که داده اصلا بهش تو جه نداره 

      وفتی من به زندگی بخواهم طمع عطر دیگه بزنم‌توجه میری سمت اونبخش پس چون ازخدادندخواستم توهربخش من رو واردمیکنه من چون هنوز درواهم هیت تومسی کمک کرفت ازخداوند دارم کاره میکنم تواین بخش هم دارم به مرو این عطرطمع روبه زندگیم میزنم توچند روز میش احساس کردم که خواند قرآن رو باید شروع کنم سابق براین بااینکه میدوستگ عِظ،میخوان‌وای بازم با آیات خدادند درارتباط بودم یی دوسالی هست که به اونشکل هروز دبگه خداتد قرآن روانجام ندادم یی زمانه‌ی مشخص قرآن خواندم دلم برای بوی عطر قرآن تنک سد اپورز تواین فایل بازم یی مسیردیگه به من داده سده که عطر طمع بهتری به زندگیم بزنم وسرف بودن انجام ندادن هیچ کمک کنده نیست من به این درگ رسیدم که زمانی که من‌توهربخش که خدادند برام درنظر کرفتع میرم اون به سکل خوبش انجام‌میدم بعدازچتد فیل که کارم رو درست کامل انجام‌ دادم یی پسب دیگه براپ باز میشه که آگاهی بهتربیشاری بهر ببرم من آماده دریافت این مسیرجدبدهم هست چون به شکرخدا کاره تو بخشهای دیگه کم شده وبرای همین مینواتم از اون بخش هم استفاده کنم برای بوی حرف خداوند که ازطرف خودش زده شده دیگه فاصله هیچ وجود نداره باید تو اون بخش وارد بشم

      خواندن قرآن رو به امید خداوند شروع کنم انشالله  قرآن زمان مشخص نشده که چه زمانی رو شامل نمیشه 

      چون خداوند دستورهای که خداوند داد زمان براش مشخص نشده چون قانون سیتمی که ودرجهان هست تا جهان هست این قانون هم هست پس دستورهای قرآن هم‌ با زمان ما وبدازما هم‌کاربرد داره امید دارم دوستی که قصدشو دارم صورت بگیره که حسم روبه بهتر شدن به پیش بره انشالله 

      خداوند  پشت وپنا هتون یا حق. حق. نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      1402/07/19 19:04
      مدت عضویت: 208 روز
      امتیاز کاربر: 6670 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 400 کلمه

      به نام خدا

      سلام

      بارها شده که دنبال چیزی بودم و زمانی که اون رو به دست آوردم اوایل خیلی ذوق و شوق داشتم اما بعد مدتی دیگه از اون اصلا استفاده نکردم و حالا نمی دونم اونها رو کجا گذاشتم و یا اگه حساب بانکی با مبلغ خیلی زیادی داشته باشم چه فایده ای داره بودن یا نبودن آن برامون فرقی نداره، مثل شخص خسیسی میشیم که دارایی هایش رو فقط روی هم انباشته می‌کنه و از اون برای آرامش و آسایش خودش و خانواده اش استفاده نمی کنه، پس رسیدن به خواسته ها باید با استفاده از اون ها همراه باشه تا خواسته های بیشتری وارد زندگیمون بشه

      فرق بین افراد ثروتمند و افرادی عادی همین ساده برخورد کردن در زندگی هست،افراد ثروتمند بیشتر اوقات از افراد عادی غذای ساده تری میخورم و از دیدن دارایی افراد دیگه برخورد عادی دارن و در مراسمات واقعا خیلی ساده شرکت میکنن، از مال و اموالشان به راحتی می بخششن، اما ما افراد عادی خدا نکنه چیزی رو در یک شخص ببینیم که خودمون بیاد تمام فکر و ذکرمون میشه که خدا بده شانس خوش بحالش ما که نمی تونیم داشته باشیم چقدر غر میزنیم، دستمون که به بخشش اصلا نمیره ترس از اینکه مال و اموال مون تموم بشه  من از امروز تصمیم گرفتم که بگردم دنبال چیزهایی که دارم و اصلا قدر اونها رو در زندگیم نمی دونم و از اونها نهایت استفاده رو ببرم و نگرانی از نداشته هام نداشته باشم و آرامشم رو حفظ کنم و اون وقت خواسته هام یکی یکی وارد زندگیم میشن 

      این حرف رو من بارها از خانواده ام شنیدم که خدا به هر کسی یه چیزی میده مثلا به یکی ثروت زیاد به یکی سلامتی میده پس از خدا مال و اموال زیاد نخواه که ممکنه این چیزهایی که داری از دست بدی و من به خاطر همین طرز تفکر اصلا نمی تونستم از خدا ثروت زیادی بخوام اما خدا رو شکر مدتی هست این طرز فکر عوض شده 

      هر بار که افکار منفی بهم هجوم میاره به گفته استاد عمل میکنم میگم حالا این حس بد رو داشته باشم چیزی عوض میشه مشکل حل میشه نه نمیشه پس الان احساسم رو خوب کنم  شاد باشم بعدش خدا بزرگه 

      یه تصمیم دیگه ای که دارم کتاب قرآن رو یک بار دیگه با حس خوب بخونم تا زمانی که انشالله هزینه خرید فایل ها رو داشته باشم و مطمئنما با حفظ آرامشم این هزینه ها به راحتی بدستم میرسه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      1402/06/28 10:06
      مدت عضویت: 198 روز
      امتیاز کاربر: 2700 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 934 کلمه

      به نام دهندهٔ بی منّت ❤️❤️❤️

      سلام خدمت استاد خوش بیانم وعاشقان طعم خدا🌹

      برای نتیجه گرفتن و تغییر باید تمام مراحل آموزش را گام به گام با تفکر و نوشتن و تکرار و ادامه دادن طی کنیم چون نتایج با ادامه دادن تغییر میکنه.

      ما برای برطرف کردن احساس گرسنگی یاد گرفتیم که غذا بخوریم و غذا وسیله ای برای شادی و تفریح نیست بلکه به ما کمک میکنه که احساس بدِ گرسنگی رو برطرف کنیم و باسیر شدن و بی نیازی از غذا، احساسِ آرامش را تجربه کنیم.

      ما برای تهیهٔ غذا باید وقت بزاریم واول مواد اولیه رو تهیه کنیم بعد آنهارا تمیز کنیم وطبق دستور مورد نظرمون با هم ترکیب کنیم و اجازه دهیم که در مدت زمان لازم پخته و آماده بشه بعد می‌توانیم غذایی رو که برای آن وقت و انرژی گذاشتیم رو بخوریم تا حدی که سیر شویم و به احساس خوبِ بی نیازی از غذابرسیم 

      و همینطور ما می‌خواهیم بارسیدن به خواسته هامون زندگیه بهتری رو تجربه کنیم و به احساس بی نیازی و آرامش فکری برسیم مثلاً کسی که به ثروت رسیده چون برای رفع نیاز های زندگیش کمبود مالی نداره، چشم و دلش از پول سیر شده در نتیجه آرامش داره وحرص و ولع نداره برای همین براحتی پولشو میبخشه چون طعمِ ثروت رو چشیده و لذتشو بُرده و چون درمدار ثروت قرار گرفته احساس بی نیازی و آرامش داره

      نکتهٔ مهمی که استادم اشاره کردند اینه که خواستن با محتاج بودن فرق داره یعنی ما چشم و دلمون از پول سیر میشه ولی طبیعی است که امکاناتِ بیشتر و بهتری می‌خواهیم و پول بیشتری برای تهیهٔ این امکانات و لوازم جانبی لازم داریم و این اصلاً چیزه بَدی نیست خیلی هم خوبه چون زندگیِ ما همیشه باید رو به رشد باشه و خداوند کسانی رو دوست داره که خواسته ودرخواست داشته باشند و طبیعیه که ما انسانها نیازمون بیشتر بشه چون هرچی درخواست های ما بیشتر باشه جهان بیشتر گسترش پیدا میکنه. 

      احساسِ خوب داشتن به معنیِ بی نیازی و خواسته نداشتن نیست بلکه احساس خوب باعث میشه که ما به جای حرص و ولع و عجله کردن آرام باشیم و ایمان داشته باشیم که براحتی خواسته هامون رو بدست می آوریم

      به نظر من بهترین نمونه ای که میشه باهاش آرامش ذهنی رو خوب فهمید و درک کرد کودکان هستند چون خیلی با آرامش غذاشونو می‌خوردند بازیشونو می‌کنند وبراحتی و بدونِ فکر و نگرانی می‌خوابند نه درگیر گذشته هستند و نه نگرانِ آینده اند و فقط همین لحظه رو زندگی می‌کنند و خیلی راحت خواسته ها و روزی شونو دریافت میکنند

      من درطی این چند جلسه به وضوح میبینم که با انجام تمرینات وشکرگزاری وتوجه به نعمتهایی که دارم خیلی احساسم خوب شده و آرامش فکری دارم ونتایج آرام آرام داره واردِ تجربهٔ زندگی ام میشه همین روز گذشته من از یک عزیزی بدونِ هیچ مناسبتی یک هدیهٔ میلیونی گرفتم که بهش نیاز داشتم و به تنها کسی که گفته بودم خالق مهربانم بود و واقعاً بیش از انتظارم سوپرایزم کرد و انگیزهٔ من برای ادامه دادن بیشتر شد وایمانم محکمتر شد به اینکه قانون جواب میده

      وقتی که ما از اصلِ زندگیمون و زنده بودنمون لذت ببریم و شکرگزار باشیم براحتی و خود به خود لوازم جانبی زندگیمون  که همون خواسته هامون هستند به ما داده میشه اما اگر من توجه ام رو از اصلِ زندگی بردارم وتمرکز کنم روی ناخواسته ها و کمبود ها و ناشکری کنم و زبانِ ناسپاسی داشته باشم احساسم بد میشه واحساس بد منو از نعمت‌ها وخواسته هایم دور میکنه اما وقتی احساسمون خوب باشه و از زندگی و داشته هامون لذت ببریم خیلی راحت به ما داده میشه  و هر چقدر احساسمون بهتر بشه راحت‌تر به آرامش ذهنی می‌رسیم  و نعمتهای بیشتری وارد زندگیمون میشه جز این راهی نداره. 

      ما به خاطر باورهای اشتباهی که داریم فکر می‌کنیم اگر نعمتی رو  در زندگیمون بدست بیاوریم باید تاوانِ آن را پس بدهیم ودرمقابل نعمتی رو از دست بدهیم و علت این نگرش ناآگاهیِ ما نسبت به قانون خداوند است مثلاً فکر می کنیم برای بدست آوردن پول بیشتر باید وقت وزمان بیشتری رو از دست بدهیم تا درآمدمون زیادتر بشه در صورتی که هر چقدر آرامش ذهنیمون بیشتر باشه و ایمان داشته باشیم که به ما داده میشه راحت‌تر دریافت میکنیم

      حالا چطوری می‌توانیم آرامش ذهنی رو تجربه کنیم؟ با انجام دادن تمرینات ودیدن فایل های آموزشی یواش یواش سطح آگاهیمون میره بالا ودر مدار بالاتری قرار می‌گیریم و آرامشِ فکریه بیشتری رو تجربه میکنیم 

      پس برای رسیدن به مدار بالاتر و آرامش بیشتر باید استمرار داشته باشیم  در یادگیریه  این آگاهی ها و ادامه دهیم و هرچقدر روی خودمون بیشتر کار کنیم و دقت کنیم و ببینیم چه کارها و رفتارهایی مارو ناآرام و نا سپاس میکنه و اونارو انجام ندهیم زودتر و راحت‌تر به آرامش ذهنی میرسیم

      اما وقتی چشم و گوش و احساسمون رو درگیر اخبار و رسانه ها و فضاهای مجازی و شکایت و غر زدن میکنیم و این حجم زیاد از احساس های بَد رو وارد ذهنمون میکنیم خب معلومه که ذهنمون آشفته وبی قرار میشه و دیگه جایی برای ورودِ احساس خوب و آرامش  باقی نمیمونه چون تمامِ حجم ذهن ما با ورودی های ناسالم پُر شده و دیگه توان وانرژیی برای ما نمیمونه که به نکات مثبت و شکرگزاری توجه کنیم

      و نکتهٔ مهم و کمک کننده اینه که ما می‌توانیم  از آیاتی که خدا در قرآن با انسان صحبت کرده برای بدست آوردن احساس خوب و رسیدن به آرامش فکری استفاده کنیم چون ناب ترین فرمولا برای تجربهٔ زندگیِ بهتر در قرآن است و خداوند در این آیه های کلیدی مستقیم با ما صحبت کرده و نتیجهٔ استفاده از این آگاهی ها خوشبختی کامل و چشیدنِ همهٔ طعم های خوب خالق جانم است❤️

       و من با احساس خوب و آرامش ذهنی مشتاقانه ادامه میدهم❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/05/25 18:51
      مدت عضویت: 488 روز
      امتیاز کاربر: 13845 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 366 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد عزیز:

      با دریافت اگاهی های خوبی در این فایل به این نظرات رسیدم که چقدر خوبه برای لذت بردن از زندگی باور داشته باشی به خوبی ها و اتفاق های زیبا و جذب و دریافت نعمت های بیشمار خدای مهربان که همیشه در رحمتش بر انسان های باز هست که با سپاس گذاری از طعم های خوب خودشون به دنبال نعمت های خوب بیشتری هستند،

      و اونایی هم که در طول روز شکایت و کله دارند باید اول از ذهن خودشون اغاز کنند برای دریافت نعمت های خوب خدا و هرگز خدا در رحمتش رو نمیبنده روی هیچ بنده ای فقط ما هستیم که قدرت انتخاب داریم که خوبی های بیشتر با ذهنی اگاه رو جذب کنیم یا برعکس،

      من این روز ها خیلی مراقب ارامش  خودم هستم مخصوصا توی خلوت و تنهایی که خود واقعیم هستم ،

      دوست دارم همیشه ارامش ذهنی داشته باشم تا بهتر بتونم دریافت نعمت های خوب خدارو تجربه کنم،

      و برای داشتن ارامش همیشه احساسم خوبه از شروع روزم و توجه هم رو به خوبی ها قرار میدم  اخبار رو دیگه چند ماهی میشه دنبال نمیکنم و بیشتر  به طعم های خوب زندگیم توجه میکنم،و مراقب افکارم هستم ،

      برای منم این یک خواسته ی خوبه که به ثروت دلخواه خودم برسم بدون حس بد و دوندگی در طول روز ،من مثلا فکر میکنم یک شخص خیلی پولدارم که هیچ مشکلی برای خرج کردن در هر لحظه که دلم بخواد ندارم ،

      و خوب در واقعیت هم هیچ وقت نگران نیستم که موجودی حسابم رو همش کنترل کنم یا بخوام هی تلاش کنم برای جذب ثروت سعی میکنم بیشتر از اون چه دارم لذت ببرم و به احساس خوب بدست بیارم،

      برای جذب هر چیزی اول باید باور داشت به رحمت و نعمت های خداوند و این که از هرچیزی در جهان بیهایت است ،

      پس منم میتونم داشته باشم با توجه به خوبی ها و طعم های خوبی با توجه به احساس خوب واگر چیزی رو بخوایم و حس خوبی نداشته باشیم اتفاق خوب رو به دست نمیاریم،

      پس با داشتن ارامش ذهنی و قدرت ذهنی و باور داشتن جذب نعمت ها من هم میتونم به هر چه که میخوام با حال خوب دست پیدا  کنم ،و بهترین خودم باشم ،

      با تشکر از شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      1402/02/10 14:11
      مدت عضویت: 1650 روز
      امتیاز کاربر: 13343 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 62 کلمه

      سلام فرشته مهربونم وای چقدر خوشحال شدم خونه دلخواهت خریدی عزیزم خیلی خیلی خدا را شاکرم که دوست خوبم به آرزوش رسیده  عزیزم الهی بهترین آرزوهات زود زود بر آورده شه باز هم خبر های خوشحال کننده ازت بشنویم. ایمیل برای منم نمیاید خیلی وقته حتی کش ها را هم پاک میکنم ولی از سایت ایمیل نمیاید  موفق باشی عزیز دلم 😘😘😘😘😘😘

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      1402/02/01 16:43
      مدت عضویت: 502 روز
      امتیاز کاربر: 61789 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,402 کلمه

      🌹به نام خدای بی نهایت و دوست داشتنی و مهربان 🌹

      درود و احترام خدمت استاد عزیزم و دوستان همراه 🌷

      خدایا سپاسگزارتم بابت حضورم در این دوره که گام به گام دارم به احساس خوب بیشتر، درک عمیق تر ، و شناخت واقعی تر از تو، زندگی و چگونگی رسیدن به آرزوها میرسم ❣️

      🌠رازهای مهم این جلسه: 

      1-ما خواسته هامون رو برای احساس خوب بیشتر در زندگی میخوایم. یعنی اصل زندگیه، ما برای اینکه به شادی و ارامش بیشتر در زندگی برسیم، خواسته  های بیشتر میخوایم. ما هر چه میخوایم بخاطر زندگیه! که باید ازش لذت ببریم. چون رسالت ما زندگی کردن و شادی کردنه. پس باید به اصل بیشتر بپردازیم تا به فرعیاتش برسیم. باید قدردان اصل زندگی باشیم، از انچه داریم لذت ببریم  تا به خواسته هامون برسیم و انوقت احساس خوب بیشتر تجربه کنیم. و بعد به سطح بالاتر بریم و شادی بیشتر تجربه کنیم، و لذت بیشتر ببریم. 

      2-سیستم خداوند بر اساس فراوانیه بنابراین هیچ محدودیتی برای ارزوهامون و انچه از خدا میخوایم وجود نداره. پس هرچه بیشتر ازش بخوایم ، یعنی بنده ی خداشناس تری هستیم. در حالیکه همیشه ما رو در ترس و رودروایسی خداوند قرار دادن که زیاد نخوایم و هرچی کنظرم  بخوایم و قانع تر هستیم بنده ی بهتری هستیم. ولی من یاد گرفتم هر چی بیشتر بخوام بنده ی بهتری هستم چون نشون میده ایمان و توقع و توکلم به خداوند زیاده، چشمم به خداونده و ازش زیاد میخوام. یه همکاری داریم از یک خانواده ی فوق ثروتمند شمال تهران، که از بیس این خانواده ثروتمند هستن، یعنی دیروز و امروز به ثروت نرسیدن. خب طبیعتا ایشون  باورها و افکار توانگرانه ی خیلی قوی دارن که در صحبت ها و رفتار های عادی شون هم این باورها کاملا مشخصه. ایشون همیشه از قول مادربزرگ شون میگن: 

      “از خدا زیاد بخواه. به اندازه قدرتش، به اندازه عظمتش، اگه از خدا کم بخوای، به قدرت و عظمتش توهین کردی”. 

      واقعا چقدر این باور قشنگه….و باورهای توحیدی میسازه. پس از خدا زیاد بخوایم به اندازه عظمتش. 

      اتفاقا خداوند بندگانی که زیاد ازش میخوان رو پاداش بیشتری میده چون به کلام و خط مشی هایی که خود خدا تعیین کرده عمل میکنن، چون خداوند خودش گفته بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. پس اونی که از خدا زیاد میخواد به قوانین و قواعد خدا بیشتر عمل میکنه، و انسان توحیدی تری هست. 

      بذاریم کنار باورهای محدود کننده نسبت به خداوند رو. 

      اونایی که به ما یاد دادن از خدا زیاد نخوایم، نگاهشون به خداوند انسانی بوده. خدا رو یک انسان قدرتمند شناختن که ازش اگه زیاد بخوای گستاخی کردی! 

      ولی ما داریم خدایی در این دوره میشناسیم که بی نهایته، که تمامی در نعمتهاش وجود نداره و هرچی بیشتر ازش بخوای شادی بیشتری تجربه میکنی. 🌷 خدایا دوستت دارم🌹

      3-وقتی بشر به یک تضاد یا محدودیتی برمیخوره، راه های تازه و خلاقیت هایی پیدا میکنه برای رفع اون محدودیت. و هیچ کجا بشر، استاپ نشده بخاطر یک مانع و محدودیت. طبیعت بشر اینه که نیازها گسترش پیدا کنه، که جهان گسترش پیدا کنه. چون گسترش از ویژگی های جهان هستی و خداونده. پس هیچ چیز در دنیا تمام شدنی نیست. و ما نیازی نیست بترسیم از کمبود های احتمالی و ازشون موانع بسازیم بر سر راه افکارمون. 

      4-فقر، فضیلت و امتحان الهی نیست اتفاقا ثروت هست که فضیلته. در ثروت داشتنه که زندگی مرفه تر و با ارامش تری رو تجربه میکنیم. در ثروتمند بودنه که شادی بیشتری میتونیم تجربه کنیم. بنابراین از اینکه در لیست خواسته مون، ثروت باشه، یا از خدا زیاد ثروت بخوایم احساس خجالت یا حقارت یا مادی گرایی و دنیا دوستی نکنیم. اینها همه باورهای محدود کننده ی تروت هست. اشتباهاتی که در مغز ما فرو کردن در باورهای ما کاشته ن چون درک خودشون کافی نبوده یا چون نتونستن به ثروت کافی و دلخواه برسن ، فقر رو ستودن! 

      5-در آرامش هست که آرزوها و خواسته ها براورده میشه، وقتی احساس خوب داشتی، خواسته هات خیلی راحت تر براورده میشه، و با احساس خوب بیشتر خیلی راحت تر بهشون میرسی. فقط کافیه محتاج خواسته هامون نباشیم. بهشون وابسته نباشیم. حرص نزنیم برای بودنشون. از آنچه الان داریم و از اصل زندگی، زنده بودن مون، سلامتی مون، در مسیر بودن مون ، لذت وافر ببریم، که بتونیم خواسته هامون رو تجربه کنیم. 

      من یک تجربه شخصی همین دیروز در این مورد داشتم، که خیلی خیلی شگفت انگیز بود و بی نهایت خوشحالم کرد و دوست دارم باهاتون در میون بگذارم. 

      من از وقتی در مسیر تناسب فکری هستم خدا روشکر خیلی شادتر از قبل شدم. همیشه آدم شادی بودما، شادی دوست بودم،  ولی چون رازهای زندگی رو  بلد نشده بودم پشت این شادی و انرژی، استرس داشتم همیشه بابت اهدافم و رسیدن بهشون. از وقتی به لطف خدا در مسیر تناسب فکری م خیلی شاد تر شدم، و از وقتی دوره رسیدن به خواسته ها و مرور طعم خدا رو شرکت کردم واقعا خیلی زیاد شاد و شکرگزار شدم.

      دیروز ظهر حدودای ساعت 12 با مادرم صحبت میکردیم، من از یه شرایط کاری جدیدی براش گفتم. گفتم خیلی دوست دارم این شرایط رو تجربه کنم. خب مادرم خیلی از نظر خط فکری به من نزدیکن و خیلی اهل مطالعه و به اصطلاح خودم قانون جذبی هستن. به قوانین ذهنی خیلی زیاد معتقدن. 

      خلاصه با شادی و احساس عالی، چند جمله کوتاهی درباره این شرایط صحبت کردیم باهم، و ایشون گفتن تا خدا هست، (تکیه کلامشونه) ، هر چی ازش میخوای بهت میده. هرچی میخوای آنی برات فراهم میکنه. منم احساسم همچنان عالی بود و بابت همه نعمتای متفاوت از خدا شکرگزاری کردم. 

      این گذشت و من کلا اون موضوع شرایط جدید کاری  رو تو ذهنم بستم، عصر چهار ساعت تدریس مجازی داشتم، که اونم با احساس عالی هندل کردم و چقدر دانشجوهام احساس شون عالی شد و چند نفرشون پایان کلاس گفتن واقعا سر حال و حوصله اومدیم. بعد از کلاس رفتم پارک پیاده رو، باز خیلی شکرگزاری کردم. و باز احساسم همش عالی تر میشد. یعنی من از وقتی گفتم دلم شرایط جدیط میخواد دیگه گفتم و تو ذهنم رهاش کردم بهش نچسبیدم چون خوشحال بودم و احساسم عالی بود و محتاج اون شرایط نبودم. حتی میتونم بگم فراموش کردم که چنین خواسته ای داشتم.

      ساعت 9 شب، در کمال شگفتی، مدیرگروه مون زنگ زد و گفت خانم دکتر تایم شیت آزاد شما چجوریه الان ؟ پیشنهادهای جدید برات دارم…. گفتم چه پیشنهادی ؟!  و وقتی که پیشنهادشو گفت عینا همون چیزی بود که ظهر به مادر گفته بودم دوست دارم تجربه کنم…بی کم و کاست عین همون شرایط رو گفت….واقعا من فراموش کرده بودم که اینو گفته بودم. 

      یعنی انقدر شگفت زده شدم،برای چند لحظه هنگ کردم. و بعد با خودم گفتم السا اصلا نیازی به هنگ شدن نیست، همینه! قوانین و اذن خدا همینطوره که تو الان داری یک شمه ایش رو تجربه میکنی! و نشونه ی اینه که داری راه را درست میای. پس با همین روال ادامه بده. با احساس عالی، با خوشحالی و لذت بردن از اصل زندگی بدون اینکه بچسبی به خواسته ای شاد باشی. و به قدری خوشحال شدم که همون موقع زنگ زدم به مادر گفتم. 🤩

      خدایا  شکرت دوستت دارم🌹

      6- این مهمترین رازی بود که من این جلسه ذهنم باهاش خیلی روشن شد:  من خدایی رو می پرستم و دوست دارم که همش در باز میکنه، و اگرم دری می بنده بخاطر این نیست که دری بسته تا دری دیگه باز کنه. بخاطر اینه که در مناسبی نبوده، پس خواست خدا اینه که وقت و انرژی من هدر نره و شادی و زیبایی بیشتری در زندگی کنم. 

      واقعا اگر باور و فکرمون این باشه که خدا یه در میبنده یه در باز میکنه، یا در ازا یک خواسته که براورده میکنه، چیز دیگری ازت میگیره، نشون دهنده ی شرک و توهین ما نسبت به مهربانی و مرحمت خدای بزرگه. چرا خدایی که انقدر نسبت به بنده هاش و مخلوقاتش و تمام هستی مهربانی و محبت داره، باید برای براورده کردن خواسته هامون، چرتکه بندازه و ترازو بگذاره و بگه عه یکی میخوای؟ پس اول یه چیزی بده! 

      حتی فکرش هم خنده داره. 

      مگه خدا یک انسان خسیس و تنگ نظره که به این روال نعمت به مخلوقاتش بده؟ 

      مگه از نعمات خدا کم میشه؟ 

      مگه خدا میخواد مثلا بنده هاش لوس نشن که با قانون اول یکی بده بعد یکی ببر رفتار کنه؟؟ 

      پس اگه این اعتقاد مون باشه تکلیف بخشندگی و مهربانی خدا چی میشه؟ چطور میخوایم با وجود چنین محدودیت های فکری، بخشندگی خدا رو در ذهن مون باور و تعریف کنیم؟ 

      خدا رو شکر که ما در مسیر درست قرار گرفتیم تا باورهای درست مون رو باز یابیم و به شناخت درست و واقعی برسیم تا اونطور که دلخواهمونه زندگی کنیم. خدایا دوستت دارم 🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      1402/01/17 15:07
      مدت عضویت: 405 روز
      امتیاز کاربر: 2540 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 200 کلمه

      سلام و صد درود ب همه دوستان

      تنها راه گذار از زندگی داشتن احساس خوب هست ک نتیجه ش میشه اتفاقات خوب

      خدارو شاکرم ک نعمات زیادی بهم عطا کرده شغلی با درآمدی عالی و همکارانی عالی‌تر.خونه ی تمیز و شیک و نوساز.ماشینی ک میتونم باهاش همه جا برم.از همه مهم تر همسری مهربون و خوش قلب و وفادار و با شخصیت.همسری ک ب من و خواسته هام گوش میکنه و برآورده میکنه.همسری ک مدام در حال احترام گذاشتن ب منه.همسری ک حرفای منو میشنوه و برای حرفام ارزش قائله.همسری ک ب من اعتماد صددرصدی داره و منو رها و آزاد گذاشته ک هرکاری دلم بخواد رو انجام بدم.همسری ک اجازه میده هرجا دلم میخواد برم و توی محیط کار ب من شخصیت میده و در جمع و خصوصیه خودمون برام احترام قائله و منو با الفاظ محترمانه صدا میکنه.همسری ک امور زندگیو ب من سپرده.همسری ک خرج و مخارج زندگیو دست من سپرده.همسری ک توی محل کار و توی خونه ب من کمک میکنه و نمیذاره من خسته بشم.همسری ک کارهای بیرون از خونه رو انجام میده و باعث میشه من بیشتر استراحت کنم.خدایا شکرت ک همچین همسری دارم.شکر شکر شکر ک احساس آرامش عمیقی توی زندگیم دارم.خدایا شکرت شکرت شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      1401/12/24 01:00
      مدت عضویت: 373 روز
      امتیاز کاربر: 6215 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 169 کلمه

      سلام به استاد خودم

      من هم بارها به خودم ميگم كه من فلان چيزو براي چي ميخوام؟ جواب مياد : براي احساس خوب…بعد دوباره سوال پرسيده ميشه : آيا چيزي كه شبيه اون هست رو داري؟ جواب من :  بله ! دوباره سوال پرسيده ميشه كه:  چقدر در اين چيزي كه داري تونستي احساس خوبت رو مدام تكرار كني…جواب من : خيلي كم!!

      سوال بعدي: فكر ميكني بايد چيكار كني تا به آرزوت برسي؟ .. و خودش جواب ميده : شكر نعمت ، نعمتت افزون كند …كفر نعمت از كفت بيرون كند

      و من از محضر خدا معذرت خواهي ميكنم به خاطر نديدن نعمت هام  و شكرش رو به جا ميارم كه با اين همه ناسپاسي نزده تا حالا شقه ام كنه

      بعضي وقتا هم پر رو ميشم ميگم ميخواستي خدا نشي

      ميخواستي اينهمه وعده ندي توي قران 

      ميخواستي منو اشرف مخلوقاتت نزاري

      و خدا هم ميگه خوب حالا كه همه اينا شده …تو كاري نكن من پشيمون بشم 

      و باز هم من معذرت ميخوام ازش و باز هم شكرش رو به جا ميارم و آروم ميشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 645 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان گرامی 

      توجه به زیباییها،توجه به موفقیت های دیگران_ توجه به موفقیت های خودم 

      این تمرینات را برای چی انجام میدهیم؟برای چی میخواهیم به خواسته هایم برسیم؟

      سوالاتی که در حین آموزش این کلاس از خودم پرسیدم و اینطور جواب شنیدم: 

      برای رسیدن به زندگی بهتر و تجربیات قشنگ تر .

       تمام خواسته هایمان را میخواهیم برای اینکه به احساس بهتری برسیم. 

      وقتی ماسرشاراز احساس خوب شویم ،احساس خوب و به اطرافیان و به جهان نیز گسترش میدهیم. وقتی هم مثل غذا خوردن سیر شویم ، راحت میتوانیم از آنها بگذریم و راحت تر میتوانیم ببخشیم. 

      وقتی به احساس خوب می رسیم حرص و طمع مان نیز از بین میرود .

      حساسیت های بیخودی ، تقلا کردن ها نیز از بین میرود. 

      وقتی از احساسات خوب سرشار هستیم ،ساده زیست تر هستیم ، راضی تر هستیم .

      ما با احساس خوب بی نیاز تر می شویم .با احساس خوب طعم ها و بهتر می چشیم. 

      و همچنین یاد گرفتم : 

      خداوند درخواست کنندگان را دوست دارد ، که فرموده اند شما درخواست کنید من اجابت میکنم .

      اساس سیستم خداوند بر فراوانیه،  نعمتهای خداوند بی نهایته. 

      با نیازها و خواسته های ما جهان گسترش پیدا میکند.

      ما باید مدام و زیاد از خدا بخواهیم و به خواسته هایمان برسیم ، که “در مسیر رسیدن خودمان پیشرفت میکنیم ، بزرگترمی شویم” 

      به عیبها و ضعف های خودمون پی میبریم ،

      به توانمندیهای خودمون پی می بریم ، خیلی مسائل از خودمون و جهان اطرافمون حل میکنیم، با رسیدن به خواستهامون جهان هستی گسترده‌تر میشود، همینکه خدا بیشتر از ما میخواهد ما به خواسته هامون برسیم .

      با خواستن و حرکت به سوی رسیدن به آنها با انگیزه تر و با شور و اشتیاق حرکت میکنیم و لحظاتمان پربارتر سپری می شوند.

      با شکرگزاری در هر شرایطی که هستیم، با احساس خوب و لذت بردن از داشته هایمان، خواسته هایمان را به تحقق می رسانیم. 

      با آرامش ما خیلی راحت تر در مسیر رسیدن به خواسته هامون قرار میگیریم و آنها را به زندگیمون جذب و دریافت میکنیم .

      ما وقتی مدام و در هر لحظه حال خودمون تنظیم کنیم و خوب نگه داریم ،راحت تر خواسته هامون بهمون داده میشه .

      با احساس بد مثل غرزدن، ناامیدی ،ناسپاسی ، حرص و آز ، تقلا کردن ، چسبیدن به خواسته ها، توجه به ناخواسته ها ، فرافکنی کردن ، احساس ناراحتی، به خواسته هایمان نمی رسیم.

      ما هستیم که از نعمتها و وفور و فراوانی جهان هستی ، چقدر توانایی جذب و دریافت را داریم .

      به اندازه ایی که احساس خوب داشته باشیم، به همان اندازه هم فراوانی و اتفاقات و شرایط خوب و راحت تر وارد زندگیمون میکنیم.

      با احساس خوب خواسته هامون با لذت به ما داده میشود .

      یک باور شیرین هم در این فایل یاد گرفتیم: 

      خدایا شکرت که طعم این باور و چشیدیم. 

          “ درها پشت سر هم باز میشوند ”

      با قدرت لایتناهی خداوند درها پشت سر هم باز میشوند، یک طعم شیرین دیگه که اینجا از استاد یاد گرفتیم .

      و این گفته ی استاد چه زیباست وبه دلم نشست:

      “ من خدایی را دوست دارم و می پرستم که مدام درها رو برام باز میکنه ”

      و بستن دری یعنی برو به سمت و سوی بهتر ، برو به سمت درهای باز شده .

      آرامش ذهنی یکی دیگر از فاکتورهایی است که ما را به خواسته هایمان می رساند .

      با کسب آگاهی مدارمان تغییر می کند و آرامشمان بیشتر میشود. 

      باید روی خودمان کنترل داشته باشیم ،باید ببینیم چه رفتارهایی آرامش ما را بهم میزند ، یا چه کارهایی انجام بدیم که بهمون آرامش بده .

      یکی دیگر از موهبت های درخواست کردن و آرزو کردن اینه که : ما برای رسیدن به آنها تلاش می کنیم .

      تلاش میکنم تا احساسمان و خوب نگه داریم ، ذهنمون و کنترل کنیم ،آرام کنیم ، رفتار و گفتار و کردارمان و اصلاح کنیم ….

      همین تغییرات خودشون موفقیت بزرگه .

      ما رشد میکنم و آدم دیگه ای می شویم ، ما با همین اعمال همین الان هم لذت می بریم ، خوشحالیم.     باتشکر 

      در پناه نور و عشق الهی باشید. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 567 کلمه

      سلام خدمت همه عزیزان همراه

      حرص زدن پاشنه آشیل من هست و با توجه به موضوع این فایل این چندمین کامنت من هست در این موضوع

      هدفم از گفتن این حرفهایی که در ادامه میاد کمک به خودم و دیگرانی هست که تجربیاتی شبیه من دارند

      من در  دوران کودکی ام خیلی دیده نمی شدم  همیشه بین اختلافات مادر و پدر و مشغله های اونها گم بودم و بعدشم یک برادر شیربه شیر بلافاصله بعد من دنیا اومد که چون پسر بود  و….توجه بیشتر به سمت اون رفت من بچه اول بودم و محرومیتهای بیشتری از بقیه کشیدم و این باعث شد که دچار عارضه حرص زدن برای همه چیز بشم طوریکه .بیشتر اوقات هر چیزی رو  که میخواستم مجبور میشدم برای بدست اوردنش خیلی زجه بزنم.انگار از بچگی یاد گرفته بودم که هیچ کس به فکر من نیست و این منم که باید خودم رو پاره کنم تا نیازهامو براورده کنم و این شد مدل زندگیم تا این سن 

       و الان فهمیدم که باید رها کنم و به خدایی خدا اعتماد کنم به خدایی که بین بنده هاش فرق نمیگذاره و به فکر همه هست و خدا مثل  اطرافیانم نیست که با اومدن برادرم  من رو کنار بگذارند خدا هیچ وقت هیچ کس رو فراموش نمیکنه خدا با اعمال بنده هاش اونها رو قیاس نمیکنه

      دوستان ، من دیروز بعد گوش دادن به این فایل  خیلی دلم شکست و از ته دلم خدا رو صدا کردم گفتم از بس دنبال دنیا دویدم از بس برای آبروم خودم رو به هر دری زدم خسته شدم کاری کن پول دنبال من باشه کاری کن که حب دنیا و حرص دنیا از دلم بره و با عزت زندگی کنم  با عزت پول در بیارم و ارزش آفرینی کنم و پول خودش بیاد سراغم.دیشب بارها چشمام‌پر شد و خدا رو صدا کردم گفتم کاش یه معجزه بشه و حس و حالم تغییر کنه گفتم یه عمر اشتباه زندگی کردم تو یادم بده تو درستش کن 

      دوستان من واقعا به جایی رسیدم که دیگه خسته شدم از نا کامی از بی عزتی از جون کندن و حسرت خوردن

      دیروز موقع برگشت از محل کارم مدام خدا رو با اسم های مختلف صدا کردم و یاد نعمتهاش کردم ودر حالی که فایل جلسه نهم یعنی همین فایل رو می شنیدم خوابم برد صبح رفتم سر کار و موقع برگشت به خونه فقط متتظر بودم برسم و برم سراغ گوشیم وقتی رسیدم خونه  شروع به گوش دادن فایل و یاد داشت کردن  نکات اون کردم.وقتی شروع به نوشتن کردم از خودم پرسیدم چرا من حرص میزنم چرا از داشته هام لذت نمی برم چرا برای داشتن هر چیزی باید جون بکنم اخرش هم خیلی وقتها نشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

      جواب اومد چون فقط به فکر بدست اوردن بیشتر هستی چون لذت داشته هاتو نمی بری چون تو نمیدونی اصل لذت بردن به مقدار بستگی نداره به زیاد داشتن ربطی نداره.چون هنوز خدا رو  داری طبق پدر و مادر و اطرافیانت تعریف میکنی چون میترسی خدا فر اموشت کنه خدا تو زو نبینه خدا بقیه رو بیشتر از تو دوست داشته باشه چون میترسی خدا قضاوتت کنه

      وقتی این‌حوابها تو ذهنم اومد دیگه نتونستم صبر کنن اومدم براتون نوشتم

      من یک عمر در ترس زندگی کردم ترس اینکه خد ا فراموشم کنه خدا روشکر برای این آگاهی های عالی امروز  

      یه آرامش زیبایی رو دارم حس میکنم انگار یه باری از دوشم برداشته شده 

      خد ا چقدر قشنگ جواب میده خدا چقدر زود جواب میده

      خدایا شکرت شکرت شکرت

      برای  همه دنیا حس و حال خوب از خدا طلب میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        1401/12/24 00:53
        مدت عضویت: 373 روز
        امتیاز کاربر: 6215 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 202 کلمه

        سلام يگانه عزيز

        ممنون كه اينجا رو و ما رو محرم دونستي و از زندگيت گفتي و بسيار سپاسگذارم كه الهامي كه بهت شد رو به ما گفتي 

        براي من هم چندين بار اين اتفاق افتاده و خداوند به قلبم گفته دو رو برت رو ببين…چند تا از نعمت هايي كه دو رو برت داري رو ميتوني براشون شكرگذاري كني…و من فقط شرمنده شدم و مثل شما سرو صداهاي توي سرم رفتن دنبال كارشون

        چند وقته با خودم قرار گذاشتم هر گوشه از خونه رو شروع كنم به تميز كردن و در حين تميز كردن اون قسمت فقط شكر گذاري اون قسمت رو بكنم با ادبيات مختلف…چون احساس ميكنم اونقدري كه بايد شكر اين خونه رو به جا نياوردم و چون ميخوام خونمون رو عوض كنيم و اين اتفاق مدتيه كه برام نيوفتاده فهميدم كه بايد بيشتر شكرگذاري كنم

        براي خودم اين مفهوم رو داره اين كار كه ، يادم باشه براي هميشه بايد شكرگذاري اون چيزي كه دارم رو زياد به جا بيارم تا بهترش بهم داده بشه 

        من ميدونم كه خونه اي كه دوست دارم بهش برم هم يك روزي برام خسته كننده خواهد شد و بهترش رو ميخوام و تصميم گرفتم از همين خونه اين عادت رو در خودم ايجاد كنم 

        برات آرزوي موفقيت ميكنم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 370 کلمه

      سلام خدمت همه عزیز ان همراه

      ضمن تشکر از آقای عطار روشن بابت تهیه این فایل

      باید بگم من خیلی وقتها دچار حرص و طمع میشم مخصوصا وقتی اضطراری  پیش میاد حرصم بیشتر میشه و مثل همیشه در این شرایط بیشتر هم عقب میموتم و مایوس میشم

      خیلی از این وضعیت و این مدل رفتلرم  خودم بدم میاد و ناراحتم من این فایل رو دهها بار گوش دادم اخرش امروز تصمیم گرفتم  بنویسمش تا در عمق جانم فرو بره

      شاید عزیزان دیگه ای هم در این سایت باشند که کم و بیش دچار این خصلت باشند امیدوارم همگی با یاری خدا   توکل به او از این‌خصلت رهایی پیدا کنیم

      من ریشه این خصلت رو در ترس باور کمبود و احساس نا امنی پیدا کردم کسی که در وجودش احساس نا امنی داره هیچ وقت آرامش نداره و مدام میخواد بیشتر بدست بیاره و مدام میترسه که از بقیه عقب بمونه و باید بگم که خود من بعد مدتها فکر کردن و تلاش فهمیدم با تقویت ایمان و شناخت عمیق تر خدا میشه بر این احساس غلبه کرد یکی از فتنه های شیطان همانطور که خدا در قران گفته این هست که شیطان مدام کمبود رو به رخ انسان‌میکشه و او را از فقر و نیستی میترسونه

      .من یک پرستارم  امروز موقع دارو دادن به بیماران این نکته نظرم رو جلب کرد که خدا چقدر با عزت و آبرو با بنده هاش  رفتار میکنه و چه وسعتی از نعمت ها رو در اختیارشون قرار داده من اگه بخوام اسمی برای خدا انتخاب کنم یکی از اون اسمها  آبرو و غیرت انتخاب میکنم چون خدا اهل آبروست خدا رو بنده هاش غیرت داره 

      احساس نا امنی به دلایل و بهانه های محتلف در روش تربیتی  و رفتار پدر و مادرها تو دل بجه ها راه پیدا میکنه ولی ما وقتی بالغ میشیم با اینکه دیگه بچه و ناتوان نیستیم باز با این حس مخرب ادامه میدیم هر کدوم از ما یه جایی باید این زنجیر رو قطع کنیم چون کمبود و نیستی توهمی ست که شیطان در ذهن ما ایجاد میکنه 

      خدای ما  خدای فراوانی ست خدای زیبایی ست خدای آبرو و عزت ست خدای غیرت ست

      من بارها تجربه کردم که خرص بیشتر آدم رو عقب میندازه

      در آرامش درهای برکت و نعمت بیشتر به روی انسان باز میشه

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 286 کلمه

      سلام و  وقت بخیر

      اقای عطار روشن ضمن تشکر از  مطالب گفته شده در فایل نهم و تشکر از زمانی که با عشق صرف میکنید

      من خیلی دچار طمع و حرص میشم 

      اکثر اوقات تمرکز بر خواسته ها در من بی صبری و طمع ایجاد میکنه چون مدام منتظر رسیدن به اونها هستم و نا خوداگاه تمرکزم تبدیل میشه به تمرکز بر ناخواسته ها

      همیشه شنیده بودم هر چی میخوای حتی اگه بزرگ هست آرزو کن و تجسمش کن من هم انجامَ میدادم هر چند در پیدا کردن خواسته  واقعیم همیشه تردید داشتم  ولی با هر ترتیب خواسته هامو تجسم‌میکردم ولی  همزمان با تجسم حس ترس و یاس رو در خودم احساس میکردم همیشه و این‌میشد که بعد یک مدت دلزده میشدم و تجسم رو رها میکردم

      این اواخر از خدا خواستم که راهی رو برای رهایی از طمع به من نشون بده وقتی در این فایل از طمع حرف زدین گوشام تیز شد و خیلی ذوق کردم

      من اونقدر در تجسم خواسته هام ترس و نا امیدی تجربه میکردم  و انقدر  مدام در ذهنم میپرسیدم پس کو پس کی پس کجا میخوام بهش برسم که دست اخر گلی ناخواسته جذب میکردم.من ترمزهای زیادی داشتم در ذهنم و دستاورد من همیشه ناکامی بود

      با مطالب این قسمت متوجه شدم باید تمرکزم فقط روی طعمهای دلخواهم باشه و نتایج خودبخود رقم میخوره این خیلی عالی ست

      نحوه گفتن شما با این لفظ(تمرکز بر طعمهایی که دوست دارین تجربه کنید)برای من تازگی داشت و در ذهنم مقاومت گمتری رو حس کردم و میکنم و به راحتی میتونم روی طعمهای دلخواهم تمرکز کنم بدون اینکه به شدن یا نشدنش فکر گنم 

      سابق بر این به من میگفتند تمرکز بر خواسته هات داشته باش و من به محض تمرکز بر خواسته هام دچار وسواس میشدم 

      واقعا کلمات جه قدرتی دارند 

      سپاس 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سولیکا
      1401/10/21 17:26
      مدت عضویت: 1102 روز
      امتیاز کاربر: 10935 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 497 کلمه

      بازم یه روز قشنگ دیگه و یه سلام پر انرژی به استاد و همه دوستان حاضر در این دوره.

      زندگی با طعم خدا جلسه نهم:خدایا آماده ام که به رشد و گسترش جهان تو کمک کنم پس از تو میخواهم مرا به مکان و شغلی هدایت کنی که بتوانم تجربه بهتری از خودم در کنار تو داشته باشم.این طعم رو من خیلی دوست دارم و دارم هر روز از خدا درخواست میکنم خدایا شکرت که شرایط پیشرفت و لذت بردن از طعم های بی نظیر دنیات رو برای همه فراهم کردی شکرت.حالا چرا این طعم هارو می‌خوام برای اینکه تجربه جدیدی از خودم و زندگی جدید داشته باشم راحتی و آرامش بیشتری از بودن با خدا داشته باشم از استفاده از نعمتهای شیرین خدا و داشتن احساس شادی و خوشحالی از داشتنشون.هیچ نعمتی از خدا هیچ روزی کم نمیاد این جمله خیلی ارزشمند برام.قبلا به ما گفته بودن که نمیشه هم خدارو بخوای هم خرما رو باید یکی رو بخوای یا خدا رو میخوای و آخرت رو یا ثروت و کفر رو و همیشه مارو سر دوراهی قرار دادن  و حالا میفهمم که چقدر حرفاشون اشتباه بوده چون از روی ناآگاهی خودشون بوده و به ماقبولوندن و ما هم باورش کردیم .همیشه این سوال در ذهنم بود خوب اگه اینها درست میگن پس چرا پولدارا روز به روز پولدارتر میشن و خوشبخت تر میشن پس چرا فقیر ها فقیر تر و بدبخت تر خوب وقتی پول داشته باشی میتونی دست یه نفر دیگه رو بگیری وگرنه اگه خودت لنگ پولی چطور میتونی ببخشی و همیشه هم به ما گفتن باید یه چیزی رو قربانی کنی تا یه چیزی رو به دست بیاری و اینکه خوب پولدارا ایمانشان رو قربانی کردن و پولدار شدن ولی فقیرها رو خدا همیشه دوست داره جاشون بهشته و اونها در حال همیشه امتحان پس دادن هستن .الان یاد گرفتم که نیاز طبیعت بشر هست.نمیشه از بین برد و بیشتر هم بخوای هی بخوای خدا بیشتر و بیشتر بهت میده و وقتی آرامش داشته باشی راحت تر میتونی ببخشید و به دیگران هم کمک کنی.و در آرامش بودن هست که خواسته ها خیلی راحت وارد زندگیت میشن من خدارو شکر الان آرامشی دارم که تا حالا اصلا تجربه اش نکرده بودم انگار مثل بچگی هام شدم که هیچ دغدغه ای نداره خیالم راحت شده چیزی که این همه سال همیشه میخواستم داشته باشم ولی با افکار و رفتار و باوری که داشتم خوب بهم داده نمیشد چون مسیرم و مدارم درست نبود.و همیشه ناسپاسی میکردم از نداشته هام و رو کمبودها تمرکز میکردم در حالی که باید از زندگی کردن لذت می‌بردم از اون نعمت‌هایی که داشتم لذت می‌بردم تا خدا بیشترش رو بهم میداد و همین طور احساس خوب.یاد گرفتم که اگه بخوام آرامش ذهنی بیشتر بشه باید از قرآن کتاب بی نظیر خدا بهره ببرم تا هم آرامش ذهنی بیشتر بشه و هم به خواسته هام برسم.استاد ازتون بی نهایت سپاسگزارم که دست خدا شدین برای دادن آگاهی نابی که شما دنبالش بودین و پیداش کردین و به ما هم یاد دادین.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fariba
      1401/09/10 14:45
      مدت عضویت: 488 روز
      امتیاز کاربر: 13845 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 572 کلمه

      با گوش دادن این دوره و انجام دادن تمرینات دوره قبل و تمرینات این دوره من خیلی احساس بهتری دارم و همیشه به خدا هم می گویم و به خودم هم می‌گویم که می خوام در این مسیر حضور داشته باشم و تا آخر احساس خوب و طعم زندگی با طعم خدا را تجربه کنم و همیشه به خدا را نزدیکتر شوم 

      خیلی احساس خوبی داره با شما همسو بودن به فایل های شما گوش دادن و خیلی احساس خوبی دارم که یک آدم دیگه شدم و از ان فر شروع کردم به تجربه و ایمان آوردن به خدا و اصلاً راجع به خدا این آگاهی رو نداشتم از کودکی دیدگاه های غلطی به خورد مغز ما داده بودن،

      در صورتی که الان وقتی به این آگاهی رسیدم و به این فایلها گوشت آدم فهمیدم که اصلاً خدا اون نیست که ما فکر میکردیم و ما شنیده بودیم و ما باور داشتیم خدا فراتر از آن است که ما راجع به او باور داشتیم که او مهربان است بخشنده است ولی از او می ترسیدیم که گناهان ما را نباشد و ما را اذیت کند و حرف های خودمون رو باور نداشتیم و احساس بدی نسبت به خدا داشتیم و حتی با عبادت و نماز خوندن احساس می کردم از خدا دورم و من را نمی بیند و من از تو دورم و به خواسته هام میرسم اما الان خیلی احساس متفاوتی دارم و خیلی بهتر از خدا سپاسگزاری می کنم و خیلی از ارزش های زندگی را بهتر می بینم و تنهای خوبم را بهتر پیدا می کنم  ،، 

      در این دوره به این نتیجه رسیدم که خداوند سواد نداره و سوال یک محدودیت است که برای انسانها قرار داده شده تا برای تلاش و برای اشتباهی بودن و بلای پیشرفت باید سوار یاد بگیرند اما خدا این سوال را نداره و خدا یک احساس است و با احساس خوب خواسته هامون رو میتونیم جذب کنیم 

      در نتیجه وقتی یک انسان از سلامتی حرف میزنه از توجه او به سلامتی است و خدا به اون سلامتی میده اما ما این را قبول نداشتیم و تازه فهمیدیم که چقدر اشتباه برداشت می گردیم و چقدر اشتباه درباره خدا حرف میزدیم  

      پس باید باور داشته باشیم که در زندگی به هر چیزی توجه کنیم همون رو جذب می‌کنیم و در نهایت بهش میرسیم، 

      پس من به این آگاهی رسیدم که باید با احساس خوب از خدا درخواست کنیم با حس خوب نه با گریه و زاری زیرا خدا هر چیزی رو با همان حسی کک داری بهت میده 

      من تصمیم گرفتم یک ادم متفاوت با گذشته ی خودم باشم و یک ادم شاد با دیدگاه درست از خدا ،

      و به هدف هام و خواسته هام با حس و حال خوب درخواست کنم 

      تجربیات من تا الان از این دوره‌ها این بوده که دیگه کمتر عصبانی میشم و یا کمتر به گذشته فکر می‌کنم و به افراد و حرف‌های آنها برام اهمیت چندانی ندارد و بیشتر به خواسته های خودم با احساس خوب فکر می‌کنم و لبخندم بیشتر شده و احساس می کنم خیلی روی من تاثیر گذاشته و همیشه به دنبال پیدا کردن طعم های خوب در زندگی خودم و دیگران هستند و در محیط بیرون به دنبال تنهای خوب هستم که در جهان وجود دارند و من خواستار اونها هستم،

      خداروشکر می کنم بابت اینکه این دوره را در مقابل من قرار داد و ما را در این مسیر قرار داد تا با شما با دیدگاه جدیدی به زندگی ادامه دهم و به خواسته های خوبم برسم، 

      با تشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 25472 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 885 کلمه

      با سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامیم 

      استاد من چیزهایی که درخواست کردم ومیخوام برای اینکه یکم زندگیم از اینی که هست بهتر بشه یکم احساس خوبم بیشتر بشه یکم حال دلم خوبتر بشه یکم آرامشم بیشتر بشه ویکم ایمانم بخ خدا بیشتر بشه چون من فکر میکنم وقتی خدا به من نعمتهای بیشتری بده از این زمان به بعد که من در حال آموزش هستم اطمینان ایمانم به خدا بیشتر میشه  وباور بیشتر میشه که میشه ونعمتها رو دریافت کرد وخیلی دوست دارم زندگی با طعم خدا رو تجربه کنم خیلی سخته چون همش یادم میره از خدا سپاسگزاری کنم وبا تکرار کردن این مشکل حل میشه .

      من یه نوه عمو دارم که استاد دانشگاه تهران اونقدر خانم خوب خوشرو خوش برخوردی هست که نگو لذت میره آدم وقتی این خانم میبینه واصلا کلاس نمیذاره وخیلی عادی برخورد میکنه والان میفهمم که اون به احساس خوب رسیده واگر یه بچه هم داشته باشه زندگیش کامل میشه که ایشالا خدا بهش بده 

      ویه نوه عموی دیگه هم دارم اونم رئیس یه بخشی از فنی وحرفه ای اونم خانم خوش برخورده واصلا مثل یه آدم عادی لباس میپوشن شیک وساده والان فهمیدم که اونا به احساس آرامش ذهنی رسیدن 

      استاد میخواستم یه چیزی بگم که به درس امروزمون شاید ربطی نداشته باشه  پارسال من رفتم تو یه تولیدی لباس کار کنم اونجا خانمی بود که بچه دار نمیشد ومیگفت خیلی هزینه کردم خیلی کارا کردم دکتر جوابم کرده ومن اصلا هنوز این موضوع درک نکرده بودم که ما هر مشکلی داریم از اینکه ما به خدا در اون جنبه از زندگیمون به خدا ایمان نداریم بهش گفتم نگو تو کار خدا غیر ممکن وجود نداره توکل کن به خدا و…بعد من از اونجا اومدم بیرون حقوق خوب نمی‌داد کلی کار ازت می‌کشید بعد یه روز اتفاقی بر اساس شباهت اسمی با خواهرم بهش زنگ زدم گفت من دیگه کارگاه نمیرم گفتم چرا گفت من باردار شدم آنقدر خوشحال شدم آنقدر بهش تبریک گفتم وسعی کردم خوشحالیم باهاش شریک بشم ومیخواستم بگم اگر به خدا ایمان بیاریم مشکلات ما حل میشه خیلی سخته به حرف هم نیست باید به عمل نشون بدیم ومن چند وقت دارم سعی میکنم بابت هر کاری که انجام میدم سپاسگزار خداوندم باشم هی یادم میره اما این تمرین آنقدر تکرار میکنم تا عادتم بشه .

      استاد اون روزا با دخترم میرفتیم بیرون برای خرید دو کیلو گوجه میرفتیم بیرون وکلی چیز میدیدم تصمیم می‌گرفتیم این کارو کنیم اون کارو کنیم اما یه شخصی وارد زندگیم شد گفت نه خوب نیست غلطه آدم آنقدر به زرق وبرق دنیا توجه کنه اینجوری از خدا دور میشید چون تمام هواستون به دنیا میشه از خدا دور میشید واین شد که ما دیگه توجه به طعم‌های خدا نمیکردیم وخدا رو شکر یاد گرفتم که دوباره به طعم‌های خوب خدا توجه کنم وسپاسگزارش باشم 

      استاد من سیستم فراوانی خداوند رو با چشمام خودم دیدم وقتی چند روز پیش رفتم بیرون دیدم که یه ماشین شاسی بلند که من اسمشم نمیدونم وبهش فکرم نکرده بودم هی میدیدم وهی تمرین طعم خدا رو اجرا میکردم ودر طول یک ساعتی که من بیرون بودم شاید ۵ الی ۶ نا دیدم این نشانه فراوانی یا درباره ماشینهای دیگه هم همین طور پراید که نگو هر طرف که نگاه میکرده ده الی بیست تا پراید میدیدم وخونه بزرگ وشیک هم همین طور آنقدر زیاد بود که من برای چند تاش یک بار میتونستم بگم خدایا شکرت زندگی با طعم خونه بزرگ چقدر لذت بخش وخدا رو شکر انسان‌هایی هستند که دارن این طعم تجربه میکنن واینها همه نشانه های فراوانی نعمتهای خداوند 

      وقتی شبهامیرفتم بیرون چون برق مغازه ها روشن بود میدیدم ومیگفتم خدایا زندگی با طعم کسب وکار خوب زندکی با طعم درآمد بالا زندگی با طعم ثروت چه لذتی داره 

      استاد تو زندگی ما هم همین طوره از این قانون استفاده نمی‌کنیم وهمش هوامونو روی مشکلات به این فکر نمی‌کنیم چکار کنم مشکل حل کنم فقط گله وشکایت میکنم که ای بابا این مشکلات دارم مثل من تا اون زمان که زندگی راحتی داشتم وپول میداد همسرم به این فکر نیافتاده بودم که یه َشعلی داشته باشم وقتی دیدم وتو سختی زیاد قرار گرفتم فکر چاره کردم که باید یه کسب وکاری برای خودم راه بندازم تا هزینه های منو نیازهای منو ساپورت کنه تا من آنقدر منت کسی رو نکشم وهنوز هم موفق نشدم 

      واینم خیلی خیلی شنیدم که میگفتن باید یه چیزی از دست بدی تا چیز دیگه ای بدست بیاری هم خدا رو میخوای هم خرما روولی یادم نیومد مثال پیدا کنم 

      من وقتی فکر میکنم که از زمانی که من عصو سایت شدم تا حالا کلی به آرامش رسیدم من قبلا اصلا آرامش نداشتم ولی الان خدا رو شکر به آرامش رسیدم  

      من اون زمان یه تلفن به من میشد من آنقدر اعصابم بهم می‌ریخت که کارم به درمانگاه سرم آمپول اینا می‌رسید اما الان خدا رو شکر یاد گرفتم که نباید گیر کنم تو آین تلفن وخیلی سخته هنوزم در طول روز یادم میافته کلی فکر میکنم میگم پدره مادره چکار کنم ولی خیلی سعی میکنم تو حال بد خیلی نمونم 

      استاد خیلی خیلی به توان هزار خوشحالن که اومدم این دوره خارق‌العاده وگفت انگیز با شما میگذرونم چون حالم خیلی بهتر شده وخیلی چیزا یاد گرفتم که انگار دفعه قبل اصلا نشنیده بودم وممنون بابت این دوره 

      من دوره آرامش در رمضان تهیه کردم ولی فکر میکردن مخصوص رمضان گفتم ماه رمضان پاس میکنم ومجنون که یاد دادید چطور میتونم آرامش ذهنیم بیشتر کنم 9

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      1401/07/24 02:11
      مدت عضویت: 1307 روز
      امتیاز کاربر: 16807 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,618 کلمه

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم):

      سلام به همه هم مسیرانم

      این یکی از آن فایلهایی بود که نمیتوان گفت فقط یک فایل بود، بلکه یکی از درس‌هایی شیرین زندگی بود. شاید بعضی از ما الان درشرایط خیلی سخت روحی به سر میبریم، چون ما ها همه در یک وطن به دنیا آمده ایم؛ اما دوست دارم در اینجا از روایت زندگی خودم برای شما عزیزان دررابطه با مطالب این فایل بگویم که اثباتی در جهت قاتونهای خداوند یکتا می‌باشد:

      از زمانیکه ۳ تا ۴ ساله بودم و یادم میاید، ما همیشه صاحب خانه بوده ایم و پدر و مادرم هیچ وقت مستاجر نبوده اند و پدرم تنها با درآمدخودش و بدون کمک هیچ فرد دیگری، با قناعت کردن و مادرم با خرج نکردن و صرفه جویی کردن کمک پدرم میکرده است تا اینکه آنها یک خانه را با وجود ۴ فرزند میخرند. از همان اوان کودکی یادم میاید که در محیط خانه و محله و جوی که من در آن زندگی میکردم، صرفه جویی کردن و مصرف خیلی کم برای استفاده از کاغذ، قلم، نیروی برق و بخصوص آب؛ جز خصوصیات افراد بافهم و شعور به حساب میامد. هر چه قبضهای برق و آب کمتر میامد، آن خانواده در محیط و محله ما، شیک تر و با کلاس تر محسوب میشد. بعدها که به جای نفت از گاز استفاده کردیم و حتی در ۱۳ سالگی من، ما صاحب تلفن خانه شدیم؛ قبض ها به ۴ قبض آب، برق، گاز و تلفن تبدیل شد. شاید این خاطرات من خاطرات مشترک خیلی از شما دوستان عزیزم باشد که با آنها بزرگ شده اید. یادمه مادرم همیشه شیر آب را کم باز می‌کرد و به من میگفت: « خدا خوشش نمیاید و او‌از آدم‌های کم مصرف خوشش میاید. صرفه جویی نشان دهنده ایمان ماست. »

      من عاشق مدرسه بودم و خوب یادمه که عکس یک سیب درختی نصفه گاز زده توی کتاب درسی ما بود. درس ما راجع به صرفه جویی کردن بود و اینکه آن فرد میبایست طبق درس کتاب درسی من، تمام آن سیب درختی را میخورد نه نصف آن را. خیلی خو ب یادمه از آن به بعد، من همه سیب درختی را میخوردم و تنها هسته های ان و چوب بالای سرش را نمیخوردم. حدود ۲۰ سالی یادمه که همیشه پدرم هرموقع میخواست، قبضی را پرداخت کند، کلی غر میزد و مادرم را دعوا می‌کرد که : « چقدر قبض مبلغش زیاد است، تو و بچه های من رادر نظر نمیگیرید، من یک نفر صبح تا شب کار میکنم و بعد باید این  همه پول قبض بدهم. » بعد تا چند روز ماها را هم دعوا می‌کرد . مثلا اگر میدید ما با تلفن حرف میزنیم، داد میزد که :« چه خبر است قطعش کن. » در صورتیکه اصلا مطمین نبود که شاید فرد مقابل به ما تلفن زده باشد. شاید این خاطرات کمی خنده دار باشد،  ولی من وقتی با همسرم ازدواج کردم؛ همیشه وقتی میخواستم قبض پرداخت کنم احساس گناه میکردم، از بس که پدرم ما را برای استفاده از نیروی برق، اب و تلفن و گاز دعوا کرده بود و مادرم هم حمایتش کرده بود.الان که سالهاست من ساکن امریکا هستم، همسرم مسیولیت پرداخت قبضها را خودش پذیرفته و من دیگر هیچ قبضی را نمیبینم تابخواهم نگران پرداخت آن باشم و احساس گناه پر مصرفی در من ایجاد شود. واقعا بعضی موقعها رفتار نااگاهانه پدر و مادرها، تا سالها ما را درگیر میکند، مثل افراد چاق که تا مدتها درگیر فرمولهای چاقی می‌شوند، حتی اگر لاغر شوند بعد تا مدتها بایست، با ان محرکهای عصبی خوردن، کنار بیایند.

      خوب یادمه که پدرم، من و خواهرم را که فقط یکسال از من کوچکتر بود، را برمیداشت و بعد از سوار و پیاده شدن از ۳ اتوبوس شهری مختلف و ۴۰ دقیقه پیاده روی در شب، بعد از اینکه ساعت ۷ شب میامد خانه، ما را به یک فروشگاه لوازم التحریر میبرد که در یک زیرزمین بود و برای ما فقط برای یکسال، چند تا دفتر ۴۰ برگ میخرید. میگفت : « تا سال بعد با اینها سر کنید. » یادمه اصلا برامون تراش و پاکن نمیخرید. به ما میگفت :« اینها مال پولدارهاست. » بعد من میرفتم به پدرم میگفتم : « مدادم، نوکش شکست. » پدرم با سر کارد اشپزخانه، نوک مدادم را تیز می‌کرد. من در مدرسه پیش دوستانم، خیلی  خجالت میکشید چون  هرفردی که به مداد من نگاه می‌کرد، کاملامشخص بود و میتوانست تشخیص بدهد که من  تراش نداشته آم. یادمه  یکبار اینقدر خواهرم گریه کرد تا پدرم برایش پاکن خرید.

      خوب یادمه که برای اولین بار که بعد از ۹ سال آمدم ایران، رفتم خانه خواهرم. داشتم در اشپزخانه کمک میکردم و ظرفها را میشستم که خواهرم به من گفت :« صبر کن! » او یک ظرف بزرگ به من  داد که زیر ظرفها یی که آب می کشیدم،  بگذارم تا آبی که از شستن ظرفهامیاید ، در آن ظرف پر شود. من خیلی تعجب کردم چون ۹ سالی بود که ایران ساکن نبودم. ازش پرسیدم :« این آب را برای چی  میخواهی؟ » گفت که در ایران کمبود آب است و این اب را میخواهد که به گلدانهای خانه اب بدهد. من خیلی متعجب شدم، ولی خواهردیگرم هم، او را تایید کرد که : « ایران دچار کمبود آب است و چون تو از امریکا امدی، این کمبودها را درک نمیکنی؟ »

      وقتی وارد امریکا شدم، برای استخدام کار و یا رفتن به دانشگاه، میبایست مدارکی را تحویل اداره های مختلفی میدادم. آنها خودشون مدارک را کپی می‌کردند و حتی اگر مدارکی را من امضا می‌کردند،  کپی آن را به من میدادند. خوب یادمه که ازشون میپرسیدم:« آیا من باید پول پرداخت کنم؟ » آنها میخندیدند که :« پول برای چی بدهی؟ »من همچنان احساس گناه میداشتم،  مگر میشه نبایست پول برای کپی کاغذ داد. بعد از مدتی فهمیدم،  اینجا در امریکا فراوانی کاغذ است. بعد برایم سوال پیش آمد که خداوند که عادل است، نمیاید پیش بندگان ایرانی و امریکایی فرق بگذارد،  پس چرا ورق و کاغذ اینجا بهایی ندارد، ولی در ایران پدر و مادر من به بهای توهین و دعوا،  بهای ورق و کاغذ را از من  میگر فتند. سالها گذشت و من همیشه این سوال عدالت خداوند را توی ذهنم داشتم، هیچ قصد توهینی به خداوند یکتا نداشتم، ولی نمیتوانستم این تضاد رفتار را درک و هضم کنم. بعد ها فهمیدم، این فقط فرمول ذهنی خانواده من، محیط وجوی که من  در ان زندگی می‌کردم بوده است، در صورتیکه خداوند عادل برای همه و همیشه و تا ابد؛ فراوانی نعمت گذاشته،  ورق وکاغذ که چیزی برای خداوند بخشنده و فضال نیست. یادمه برای کارهای مهاجرتمون در امریکا میبایست به اداره های متخلفی سرمیزدم. هر جا میرفتیم، به ما خودکار تبلیغ خودشون را برای تبلیغ هدیه میدادند. یادمه تا یکسال من شاید بیشتر از همه عمرم که در خانه پدری ام ساکن  بودم،  خودکار داشتم.آلان همچنان خانه من از خودکار، مداد، پاکن و لوازم التحریر غنی است؛ چون من جو و محیط ام روی غنی بودن تنظیم شده است، نه کمبود و صرفه جویی بیش از حد.

      خیلی تعجب کردم که چطور خداوند که عادل است، این همه به آمریکایی‌ها دفتر، برگه، خودکار  و نعمتهای دیگر داده است که آنها به مامیبخشند؛  ولی توی کل خونه پدری من، یکی یا شاید گاهی دو تا خودکار وجود داشت. پسرم اینجا مدرسه رفت و ما هیچ لوازم التحریری برایش نخریدیم. همه چیز را خودشون برایش فراهم می‌کردند. من کالج رفتم و باز همه چیز در  کالج فراهم بود. گاهی یک چیزهایی راباید تهیه میکردیم ولی خوب در مقایسه با خانه پدری ام خیلی جزیی و ناچیز بود. دیگر داشتم دیوانه میشدم، چطور است که  خداوندعادل بین مدارس ما و کالج و دانشگاه‌های  امریکایی و ایرانی فرق گذاشته است. آن موقعها با مطالب و آگاهی‌های ذهنی اصلا آشنا  نبودم، ولی همیشه سوال راجع به عدالت خدا بین دو کشور برایم در ذهنم مطرح میشد. تا بعد ها فهمیدیم، نعمتهای  خدا زیاد است و بینهایت است. اصلا نیازی به صرفه جویی و کم مصرفی و یا اصلا مصرف نکردن نیست؛ بلکه این ذهن ما و جو حاکم محیط زندگی من بوده است که پدر و مادرم حاضر نبودند، به خاطر این کم مصرفی، به ایمان بیشتر به خداوند اشاره کنند و به راحتی در نوجوانی وجوانی من و خواهران دیگرم،  سر ما فریاد بزنند و خاطرات تلخی را برای من به جا بگذارند و حسابی من را از خودشون دور کنند و حتی به من بی محبتی و بی مهری زیاد به خاطر کمبود نعمتها و آیمان به خداوند، در مابه وجود بیاورند.

      من خیلی در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی اذیت شدم،  ولی آلان بسیار خوشحالم چون؛ هر چه پدر و مادر من بذر صحیحی در ذهن من و خواهرانم، نکاشتند، ولی  من برای پسرم « بذر عشق و محبت و دوستی و فراوانی نعمت و عشق به خدا بدون ترس» کاشتم. الان باافتخار به همه پسرم را نشان میدهم و همه دوستان پسرم بارها به پسرم گفته اند :« خوش به حالت، چقدر مامان خوبی داری. » الان هرروز از پسرم برای اینکه خوب درکش میکنم تکست میگیرم. حتی پسرم چند روز پیش برایم نوشته بود :« مامان چقدر خوشحال میشوم که مرتب در حال تمرین هستی، چون هرروز رفتارت با دیروز در حال بهتر شدن است و فرق  میکند. خوشحالم که تو؛ مامان منی. » این بزرگ‌ترین هدیه من  است به استاد و به ‌خودم، چون نشان دهنده این است که هم فایلها کار میکنند و هم اینکه من شاگرد خوب و مسیولی هستم در تمرین کردن ان فایلها. واقعا نمی‌دونم که اگر من ساکن این سایت نبودم،  چی میشد ولی راه خدا این است. اگر دنبال راه خدابگردی،  او تو را هدایت میکند و خودش دستت را می‌گیرد  و تو را در مسیر سایت تناسب فکری قرار می‌دهد،  پس فقط از خدا بخواه وطعم زیبا و شیرین زندگی با طعم خدا رابچش و از این زندگی شگفت انگیز لذت ببر.برای همه مردم مهربان سرزمینم دعا میکنم و ارامش ذهنی را برای همه از اعماق قلبم خواستارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Banoo
      1401/02/20 16:27
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 4461 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      به نام خداوند وهاب

      سلام خدمت استاد ارجمندم و همه دوستان

      اول از همه از استاد سپاسگذارم كه ما رو در اين مسير هدايت ميكنه و هر روز مطالب جديد به ما ياد ميده تا زندگي بهتري رو تجربه كنيم.

      دقيقا من هر زمان احساس خوبي داشتم و شاد بودم كلي اتفاقات عالي برام افتاد و تا اخر شب همش خبراي خوب ميشنيدم.

      به نظر من ما امديم به اين دنيا كه يك هدف رو دنبال كنيم و اون هم اينه كه لذت ببريم از تك تك ثانيه هامون و احساس خوب داشته باشيم و اين بزرگترين عبادت.

      هميشه وقتي ميديدم يكي خيلي شاد و خوشحال ،بهش ميگفتن اينو ببين سرخوشه و همش ميخنده اين چه وضعي هست.

      متاسفانه بعضي ادما اگه ببين كسي شاد هست و حس خوبي داره كلي حسادت ميكنن و حرف پشت سرش ميزنن.

      خداروشكر كه با اين ادما رفت و امد ندارم و دوست دارم با آدماي شاد و شكرگزار ارتباط داشته باشم.

      يك نكته خيلي جالب كه هميشه براي من و همسرم جالب بود اينه كه استاد تو تك تك فايلاي ويديوي فقط خنده رو لب داره و شاد هست و ديدن همين چهرشون كلي انرژي مثبت به ما ميده و لذت ميبريم.

      خداروشكر الان خيلي نسبت به رفتارم آگاهانه تر رفتار ميكنم و تا حسم بد ميشه با خودم صحبت ميكنم تا حسم عوض بشه و از فرشته درونم كمك ميگيرم تا آرومم كنه و حسم خوب بشه.

      خدارو صد هزار مرتبه شكر بابت تك تك ثانيه هاي زندگيم و مسيري كه به سمتش هدايت شدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      1400/11/08 00:40
      مدت عضویت: 981 روز
      امتیاز کاربر: 1306 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      سلان
      یادمه همیشه پولدار بودن رو ما خودم نمیدونستم فک میکردن پولدارها یکی دیکن
      اونقدر از اطرافم شنیدم ک پولدارها اینن اونن اما نمیگیم بابا اون اونطور تو خوب باش یادمه یبار مادرشوهرم گف کسی فقیره خدا دوسش داره
      ما ذاتا خدا رو خسیس میدونیم ک نمیده قسطی میده با التماس میده
      من همیشه تو دعاهام میگفتم خدا منک از تک چیزی نخواستم ی زندگی با عشق میخواستم ن خونه ن ماشبن
      اما خیلیا رو دیدم ک خواستن خدا بهشون داده
      ب نظر اون افرادی ک وقتی ی نمه پولدار میشن خودشون نیستن اونها ب نظرم همه عقده هاشونو نگ داشتن برای پولدار شدم مثل همون ک من بگم من فلان کارو نمیکنم تا لاغر شم
      خیلیا رو دیدم ک ثروتمندن ولی من ندیدم خرج کنن حتی ی رستوران ی غذای حاضری رو هم نمیگیرن
      ب نظر فک میکنم خرج کنن تموم میشه
      مثلا همسر مم همیشه فک میکنه جاهای خوب ودیدنی ولذت بردن فقط تو ترکیه است تو شماله درحالی ک اگه کسب دلش شاد نباشه احساسش خوب نباشه همونجا باشه یا بهتربن ماشین و خونه داشته باشه باز شاد نمیشه
      مشکل ما انسانها اینک خیلی جدی گرفتیم خیلی
      ن چیزی میگیریم برای لذت ن میریم جایی برا لذت فقط میریم ک شاد بشیم لذت ببریم اما نمیدونیم ک همه اینها ب جایی رفتن بستگی نداره بلکه ب درون ما وابستس ادمهاس اطرافم از بس ک در مورد زنها بد گفتن درمورد ثروتمندها در مورد عروس ها مادرشوهر ها در مورد کار
      هممون این ذهنیتها رو داریم
      برای تغییر باید از درون بکوبیم خودمونو بسازیم
      چیزی در بیروت ما نیس
      از وقتی خب میبینم ب سمت خوبی بیشترم میبرم
      از وقتی زیبایی هارو نببینم دنیام خیلی زیبا شده
      من انتخاب میکنم بین
      زیبایی و تلخی ها غم ها
      زیبایی رو
      تا از فرصتم لذت ببرم
      مثل بچه ها باشیم دختر من تا آخرین لحظه خوابیدن باز نمیخواد بخوابه چن از فرصتش استفاده میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار panahafshar0008870
      1400/10/22 09:30
      مدت عضویت: 1556 روز
      امتیاز کاربر: 2003 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 10 کلمه

      درود و سپاس استاد من دوره آرامش ذهنی میخواستم تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        سلام و درود
        دوره لاغری و آرامش ذهنی در رمضان خیلی عالیه، همچنین دوره خدا هرگز دیر نمی کند
        در بخش محصولات می تونی توضیحات این دوره ها رو مطالعه و تهیه کنید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      1400/09/30 01:42
      مدت عضویت: 1558 روز
      امتیاز کاربر: 22933 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,028 کلمه

      روز ۵۹ تکرار

      جلسه ۹ زندگی با طعم خدا 

      سلام و درود به استاد و دوستان عزیز

      خدارو شکر میکنم برای بودن در مسیر تغییر و آگاهی و یک روز عالی دیگه سالهای  پیش وقتیکه بعضی از افراد ثروتمندو میدیدم که چقدر ساده زیست هستن از خودم میپرسیدم چرا این فرد اینجوری زندگی میکنه ؟ البته افراد ثروتمندی هم که خیلی  لاکچری و برند باز بودند هم میدیدم‌ و میبینم ولی برام جالب بود که مثلا این فلانی که توی بازار تهران چندین تا پاساژ و مغازه و اینهمه ثروت داره چرا با این ماشین میاد بیرون؟

      یا من میدونستم طرف چندین تا ماشین خیلی خاص داره ولی با یه mvm کوچولو میومد بیرون یا از سر و وضع لباساش نمیتونستی تشخیص بدی که این فرد چقدر پولداره 

      و من اون روزها با خودم میگفتم‌ اگر من جای این‌‌ فرد بودم این‌کارو میکردم یا یه شکل دیگه زندگی میکردم ولی کم کم افکار خودم هم یجور دیگه شد و جهان رو از دریچه ی دیگه نگاه کردم 

      بنظر من نگاه و تجربه ما از حس لذت از ثروت کاملا شخصیه و برمیگرده به درونیات ما ،ممکنه اشخاصی تا آخر عمر ثروتمندیشون دلشون بخواد برند زندگی کنن و افرادیو میبینم که با داشتن ثروت بینهایت دوست دارن راحتر و بدون لباس های اجتماعی زندگی کنن و بنظر من اول باید به ثروت رسید ،تجربش کرد بعد اون زمان تصمیم بگیری که میخوایی چجوری زندگی کنی 

      همونجوری که در کامنت های قبلیم نوشتم ،چیزهای خوبی   در قبل از خدا نشنیدم ،فقط رنج بوده و ترس ،که آره خدا به پولدارا بیشتر میده که خدارو صدا نکنن به فقیرا پول نمیده که هی صداش کنن چونکه خدا فقیرها رو دوست‌ داره 

      یا چه فایده این پولدارا ،ثروت دارن ولی زندگی خوبی ندارن ،بچشون بیماره،حالشون خوب نیست ،یعنی داشتن پولو با رنج تعریف کردن که یا پولو انتخاب کن یا بیماری ،یا خدارو انتخاب کن یا  ثروتو ،یا پولو انتخاب کن یا شوهر خوشگل ،نمیشه که شوهره هم خوشگل باشه ،هم پولدار باشه ،هم مهربون‌ باشه ،یه دونه انتخاب کن 

      یا هر وقت چیزی خواستیم گفتن تازه خدا بهت خونه داده ،ماشینم ازش میخوایی ؟ و مارو یک گزینه ای بزرگ‌ کردن ،که یا این ،یا اون ،هر دوتاش با هم نمیشه ،لوس نشو ،حالا چه هنری داری که اینهمه خواسته داری ؟ هیچی هم که نیستی میخوایی خدا برات چکار کنه ،برو خدا بهت رحم کرده که تا حالا نزده کمرتو نشکونده بخاطر کارایی که کردی و بسیار از این باورهارو باور کردیم 

      اونهارو شنیدیم و قبول کردیم و در انتها به این نتیجه رسیدیم که‌ ما لایق داشتن ۳ تا چیز با هم نیستیم ،خدا که نمیتونه همه خواسته هامونو بده و در ذهن من خدای ناتوان و بدجنسی ساخته شد 

      اصلا میدونی جریان از کجا شروع شد؟ از اونجایی که منو برای خودم درست تعریف نکردن ،خدارو برای من صحیح تعریف نکردن ،خدا برای من شد یک‌ هیولای ظالم و من شدم یک قربانی مظلوم‌ که خدا فقط و فقط از آسمون برای من لعنت و بدبختی میریزه پایین و منم مجبور بودم مثل قربانی ها‌ ،دردهامو حمل کنم و سالها ادای منه بدبخت رو به خوبی در بیارم‌

      و در انتها چندین تا شعار در مغزم ثبت شد ( ای جهان نامرد، ای خدای بی عدالت ،ای دنیای بی رحم ،ای جهان بی معرفت  ، ای زندگی بی ارزش ) حالا ما تو اون دنیای خیالی خودمون هی دلمون خواسته هامونو میخواست ،از کدوم خدا؟ از خدای بی عدالت ؟ خب معلومه به بی عدالتی ها برخورد میکردیم 

      دلمون خونه خوب میخواست بابا حق طبیعی ما بود ولی خواستمونو از جهان بی معرفت میخواستیم ،با چی برخورد میکردیم ؟ با جهان بی معرفت 

      دلمون زندگی خوب ،همسر عالی ووو میخواست ولی از چه دنیایی درخواست داشتیم ؟ از دنیای نامرد و بی رحم و مدام با ناخوبی های بیشتر روبرو میشدیم و اعتراض میکردیم و ریشه اعتراضاتمون فقط در حس قربانی شدگی بود و غر و شکایت 

      آخه ما از ناله کردن جواب گرفته بودیم ،توجه دیده بودیم و فکر میکردیم جهان و خدا نازکش ما هستن مثل بچه ای که از مادرش قهر میکنه و مادرش مدام نازشو میکشه ولی در حقیقت جهان اینی نبود که برای ما توضیح دادن ،اطرافیان ما واقعیت های در حال تجربه شده ی خودشونو در ما تزریق کردن و ما هم چشم بسته قبول کردیم 

      مثلا دیروز که مهمان داشتیم یکی از خانم های مسن مهمونی ،انقدر از ازدواج و مردها بدی گفت و لعنتشون کرد که دیگه خسته شده بودم از حرف هاش ،بهش گفتم شما مراقب حرف زدنت باش نوه ت کنارت نشسته و هنوز ۱۸ سالشه و میخواد در آینده وارد زندگی مشترکی بشه که این حرف ها براش خوب نیست ،ولی ایشون هیچ توجهی نمیکرد و همچنان ادامه میداد ،خب بچه ها و نوه هاش هم و همینطور خود ما بخاطر شنیدن و دیدن ،الگو پذیری کردیم و اینها شدند باورهای ما که باهاشون در زندگیمون روبرو شدیم 

      و شناخت خدا یکی از عواملی بود که ما نتونستیم به خوبی باهاش آشنا بشیم‌ و هر کسی هر چیزی گفت ما چسبوندیم گوشه مغزمون و راه افتادیم تو مسیر زندگی و هر کدوم از اون عقاید مسموم مارو بردن تو مسیر ناخوشایندی از زندگی 

      این مدت که دارم عمیقتر روی باورهای دیگه هم تمرین میکنم ،مثلا من دارم باورهای مخرب مالیو تمرین میکنم ولی یه عالمه باورهای بیماری از من زده بیرون ،یا باورهای روابطم داره شناسایی میشه و تمامی درونیات ما بهم ربط مستقیم داره 

      یعنی وقتی من باور اشتباهی در مورد خدا دارم که مثلا خدا دوست نداره من پولدار بشم چونکه میرم تو مسیر آدم هاییکه با خون مردم ثروتمند شدن ، من هر چقدر تلاش میکنم نمیتونم ثروتمند بشم ،چونکه قسمتی از ذهن من درگیر بد نشدنه ،از راه خدا دور نشدنه ،حالا وقتی میخوام این باورو درست کنم متوجه میشم ۵ تا باور مخرب دیگه هم چسبیده به اون باوره 

      یا وقتی به من گفتن خدا که راضی نیست طرف پولدار بشه بلخره یجایی میزنتش زمین ، بعد که طرف داره پولدار میشه و یه اتفاق ناخوبی براش میفته ،همه میگن دیدی خدا نذاشت آب خوش از گلوش پایین بره 

      من خودم بینهایت از این باورها داشتم که در طول مسیر دارم شناساییشون میکنم ،مثلا ۳ سال و نیم پیش که تازه این دوره هارو شروع کرده بودم و زندگیم داشت از هر لحاظ حال و هوای بهتری میگرفت ،یدفعه یه اتفاق بدی برام رخ داد که ۳ سال درگیرش بودم و حالم بد بود ،همونجا به خودم گفتم دیدی حالا که میخواستی یکمی نفس راحت بکشی و لذت ببری ،همه چیزو خدا خراب کرد 

      خدا چیزیو برای من خراب نکرد من با عقایدم برخورد کردم ،برای همین استاد دوره های علم ثروتم داره بهمون یاد میده که قبل از اینکه بریم تو مدار ثروت بیشتر اول با این باورهامون آشنا بشیم و خنثی شون کنیم تا وقتیکه داریم به ثروت بیشتر نزدیک میشیم دونه دونه به مین‌های کارگذاشته مغزمون برخورد نکنیم که بعدا بگن دیدی به پول رسید ولی فلان چیزشو از دست داد 

      نمیدونم این‌ چه باور به درد نخوری بود که تو مخ ما فرو کردن که برای بدست آوردن چیزی باید یه چیزیو از دست بدی ،اگر پول میخوایی باید حالت بد باشه و به محض پولدار شدن یه شهاب سنگ میاد از وسط نصفت  میکنه 

      مثل اون فیلم‌ هاییکه میدیدم که وقتی همه چیز خوب بود و زندگی طرف عالی پیش میرفت یدفعه کارگردان نشون میداد که داره اتفاق بدی رخ میده و یه صدایی در درونمون میگفت   ،، ای هیولاها دارید از زندگیتون  لذت میبرید،،  حالا یه بیماری چیزی میندازم تو زندگیتون تا بفهمید که زندگی انقدرها هم که فکر میکنید لذت بخش نیست مبادا احساس خوشبختی کنید و ما یاد گرفتیم‌ لذت خطرناک است و ترسیدیم از ابراز  احساس  خوشبخت بودنمون که مبادا   چشم نخوریم  

      و شناخت خدا در ما همین هایی بود که در حال تجربه کردنش بودیم ،اصلا جهان ،جهان گسترشه ،اگر رویایی در قلب ما نبود که دنیا انقدر پیشرفت نمیکرد ،اگر ادیسون به فکر برق نمیفتاد که برقی اختراع نمیشد و جهان به اینهمه پیشرفت هدایت نمیشد 

      اگر رویای لاغر شدن در قلب استاد نمیفتاد که الان ما اینجا نبودیم ،، پس خدایی که رویایی رو در قلب ما میذاره خودش هم کمکمون میکنه نه اینکه بخواد چوب لای چرخمون بذاره یا لجبازی کنه بگه حالا دمار از روزگار اینا در میارم که دیگه پرو نشن ،نه اینجوری نبوده  به ما اشتباه فهموندن ،پس شناخت خودمون  و خدا باعث میشه ما از جاده گمراهی خارج بشیم و اینهمه اتفافات بد آفرینش نکنیم 

      خداوند این جهانو با قدرت بینهایتش برای ما بوجود آورد که بریم تجربه کنیم و از قدرت آگاهی خودش در ما دمید که بیاد و از پنجره چشمان و نگاه من جهانو ببینه ،یه لحظه فکر کردن به عظمت دنیا آدمو دیونه میکنه ،عظمت خلقت بدن انسان،حیوانات ،گیاهان ووو مگه کم چیزیه 

      یه مهمون میخواد برامون بیاد از ۳ روز قبل و بعدش گیریم تازه همشم اضطراب داریم که مبادا مهمونیه خوب پیش نره ،اونوقت خداوند کل سیستم جهانو با اونهمه سیارات،خورشید وووو به این منظمی آفریده،  حتی ثانیه ای خطا نمیده اونوقت ما خدارو حتی توانا در بهبودی بدن خودمون هم نمیدونیم و چنگ میندازیم به همه جا بجز اعتماد به خدا و هدایت هاش 

      و انقدر خدای نازنیم قشنگ هدایت میکنه و من این روزهای بظاهر دردناک زندگیم میبینم که خداوند  قطره قطره داره از حس اطمینانش در وجود من تزریق میکنه انگار نوک انگشتامو گرفته و منو آرام با خودش میبره و میبینم که درمان تمام زخم های درمان نشده درونم ، در همین راه داره بهم گفته میشه ،به کتابی هدایتم کرده که ریشه تمام اضطراب های گذشتم داره درمان میشه  ،به فایلی ،به ویسی به هر چیزی که خدا برام میفرسته به چشم شفا و راه نگاه میکنم و مطمئنم که اونها کلام خداست که داره قدم به قدم منو به سمت  هدفم میبره 

      و اگر تنها خدارو بپرستم و ازش کمک بخوام الان به این نتیجه رسیدم که کمکم میکنه ،استادی ۴ سال پیش بهم یاد داد که ۱۱۰ مرتبه جمله خدایا تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم رو تکرار کنم ،شاید ۳ ماه بدون درک این جمله تکرار میکردم ولی حسی در اون جمله پیدا نمیکردم ولی الان که میگمش و این جمله رو نوشتم روی کاغذ A 4 و روی دیوار اتاقم چسبوندم ،باهاش یه حس دیگه ای میگیرم ،حس اعتماد به نیرویی برتر 

      منم به تکرار شنیده بودم که خدا  گر ببندد دری ز حکت گشاید در دیگری و با پذیرش اون باور ، درها یکی یکی بسته میشد چونکه به قسمت دوم این جمله باور نداشتم یعنی  بستنشو قبول کرده بودم ولی فکر میکردم دری برای من باز نمیکنه 

      و حالا میخوام دونه دونه اون کدهای مزخرفی که در مغز زیبای خام من کاشتنو شناسایی و خنثی کنم ،میخوام خدا هر روز* در تو در* برام باز کنه ، درهای  ثروت ،سلامتی ،عشق ،شادی ،محبوبیت ،رفاه ،تناسب اندام، قدرت،توانمندی ،حال خوب ،شادی و آرامش ، اخه مگه کم میشه از خدا یا از جهان بی انتهاش ؟ نه اینها توی مغز کوچیک منه 

      حالا با درک بهتر آموزش ها به این نتیجه میرسیم که اگر خدارو خوب بشناسیم میتونیم باورهای خوبی در موردش بسازیم و دیگه به اون خدای قبلی توجه نکنیم و ازش استفاده نکنیم 

      خودمونو بشناسیم بدونیم که ما کی هستیم  ،اینکه ما فقط این جسم ،بدن،افکار،قیافه،وزن،رفتار وووو اینها نیستیم ،ما آگاهی از جنس خداوند هستیم که اومدیم تا خوب و مجلل زندگی‌ کنیم ،خدا عاشق ماست چونکه ما قسمتی از خودش هستیم و باور کنیم که خداوند میخواد که ما به خواسته هامون برسیم

      اصلا این جهانو برای ما آفرید اگر ما نرسیم پس کی برسه ؟ وقتی خودمونو روح پاک خداوند باور کنیم حس قدرتمندی خواهیم داشت و نیروی شجاع درونمون به کمکمون میاد ،سالها خودمونو کم و ضعیف دیدیم حالا بیاییم یه مدت خودمونو اشرف مخلوقات باور کنیم تا ببینیم که به چه مسیرهایی برعکس گذشته هدایت خواهیم شد

      و مطمئن باشیم که خداوند به ما همواره کمک خواهد کرد تا به آرامش بیشتر و زندگی عالیتری برسیم که با رسیدن ما جهان هم گسترش بیشتری خواهد داشت و این پروسه ادامه خواهد داشت 

      بدونیم که دنیا پر از ثروت و وفور و فراوانیست که اگر باورشون کنیم در مسیرشون قرار خواهیم گرفت و خداوند بسیار مهربان،بخشنده و ثروتمند است که همه این زیبایی هارو برای عزیز دل هاش که ما هستیم آفریده که بیاییم در سرزمین خودمون پادشاهی کنیم و تجربه کنیم 

      و این جمله رو از ته اعماق وجودمون باور کنیم‌ که خدایا تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم ،من توکل کردم بر خدای جهانیان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سولیکا
        1401/10/21 17:03
        مدت عضویت: 1102 روز
        امتیاز کاربر: 10935 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام فریده جان عزیزم خواندن دیدگاه شما برام خیلی لذت بخش و آگاهی دهنده که هربار که میخونم یه آگاهی بهم اضافه میشه ممنون از دیدگاهت.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فریده حسنی
          1401/10/23 09:37
          مدت عضویت: 1558 روز
          امتیاز کاربر: 22933 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
          محتوای دیدگاه: 18 کلمه

          سلام دوست عزیز و همراهم

          ممنون از شما برای خوندن دیدگاهم

          خدارو شکر براتون مفید بوده

          همواره در مسیر آگاهی باشید⚘

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار joojeh1212@gmail.com
      1400/09/13 15:28
      مدت عضویت: 869 روز
      امتیاز کاربر: 414 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,865 کلمه

      به نام ِ خداوند ِ بخشنده ی مهربان

      سلام به استاد روشن ِ عزیز و ارزشمند و خوش صحبت.

      مومن کسی است که به غیب ایمان داشته باشد…

      بارها شنیدیم اگر بتونی با یه رئیس بانک ارتباط بزنی دیگه تمااام.کافیه امضای رئیس بانکه رو بگیری.وام برات راحت جور میشه.

      اگر بتونی با امام جمعه ی محل یا نماینده ی مجلسی چیزی  ارتباط بزنی دیگه مسائلت راحت حل میشه.

      اگر بتونی دل ِ صاحب کارت رو بدست بیاری….

      اگر فلان رابطه رو بتونی برقرار کنی…

      اگر….اگر…اگر…

      اما به این نمیتونستی فکر هم کنی که بشه سمت ِ خدا رفت…که بشه دل ِ خدایی رو به دست آورد که تا صداش کنی چنان اخمی کنه بهت که بری دیگه پشت ِ سرت هم نگاه نکنی که چی؟ دو صفحه قرآن خوندی فکر کردی چی؟سریع پر رو میشی…تا اشتباهی سر بزنه ازت جوابت سُرب ِ داغه…

      چقدر این آیه ی قرآن کمرنگ بود…

      اگر بندگانم از تو درباره ی من پرسیدند بگو من نزدیکم…اجابت میکنم دعای آنکه مرا بخواند…

      ما فراموش کردیم مهم ترین رابطه ای که باید برقرار کنیم رابطه با منبع ِ تمام ِ نعمت ها و ثروت ها و سلامتی و سعادت و آرامش که نه رئیس بانکه…نه نماینده ی مجلسه و نه امام جمعه ی محل….

      اصل ِ کار ِ ما ایجاد ِ ارتباطه…

      ما قراره رابطه برقرار کنیم…قراره ارتباط برقرار کنیم با پول…با ماشین ِ مورد ِ علاقه مون…با اون خونه ی رویایی….با اون جنس ِ مخالف برای ارتباط ِ عاطفی…با همکارمون…با همسایه ها….با خواسته هامون…با فرزندمون….

      اما

      اصل ِ تمرین ها از نظر ِمن  برای ایجاد ِ یک رابطه ی قوی و قدرتمند با منبعه…جایی که ما از اوییم و به او باز میگردیم…همان که از ما جدا نیست و نمیتواند از ما جدا شود چون ما از اوییم…خود ِ خودشیم…من نمیتونم از خودم جدا باشم

      اصلی ترین ارتباطی که باید من بعنوان ِ انسان برقرار کنم ارتباط با خدایی ست که من را خلق کرد…همه ی رابطه ها در گروی این ارتباطه…

      اگر امضای خداوند زیر ِ خواسته هامون نباشه هیچ اتفاقی نمیفته.خدایی که یکتاست و شریکی نداره که مثلا بله رو برای درخواستی ازش بگیریم و شریکش بگه نه…یا بخواد با شریکش مشورت کنه…نه…یه دونه س… یکیه…یکتاست…دیگه درد ِ سری نیست که بخوای دم ِ نماینده هاش رو ببینی و مراحل ِ اداریش رو طی کنی…

      خواسته های ما همین الآن در زندگی ِ ما هست…

      قبل از به دنیا آمدنمون جاده ی تهران به شمال رو ساختن، قبل از به دنیا اومدنمون بدون ِ اینکه درخواست کنیم یه تونل از دل ِ کوه رد شده ، یک چهارچرخی طراحی شده که ما روزی برای رفتن به شمال که هدفمون دیدن ِ درختان ِ زیباش هست ازش استفاده کنیم.

      پس ما به این دنیا اومدیم که تجربه کنیم.هدف از اینکه میخوایم به خواسته ای برسیم تنها و تنها لذت بردن ِ بیشتره.خواسته ها به خودی ِ خود هستن و من فقط میخوام بهشون دسترسی داشته باشم…میخوام تجربه شون کنم..بینهایت خونه هست اما من مثال …یه دونه میخوام…همه ی خونه های جهان رو که نمیتونم تجربه ش کنم…بینهایت هوا و اکسیژن در فضا هست…من که همه ش رو که نمیتونم یه تنه استفاده کنم…بینهایت آب در اقیانوس و دریاها هست اما من یه تنه مگه چچقدرش رو میتونم استفاده کنم؟…و هزاران نعمت ِ دیگه برای تایید ِ فراوانیه به اندازه ی بیش از حد ِ نیاز ِ من…

      مثلا برای خلق ِ اینهمه آب چه کاری کردم…چه توانایی ای دارم؟…

      نمیگم لذت بردن چون ما استاد ِ لذت بردن هستیم یا بهتر بگم بودیم…خواهرزاده ای دارم که نه بنز داره…نه خونه ای توو پنت هاوس ِ برج های خلیفه…نه هواپیمای شخصی با چندین بادیگارد..چند تا قابلمه ی پلاستیکی با چند تا عروسک داره

      چنان لذتی از این وسایل میبره که حد نداره…یه عروسک داره که براش حکم ِ اسب ِ تک شاخ رو داره…

      نه غمی دارد و نه ترسی…نه غمی از گذشته که عروسکی داشت که پاش کنده شد و نه ترسی از آینده که آیا میتونم باز عروسکی دیگر داشته باشم…یا مثلا آیا غذایی برای دو هفته ی آینده برای وعده ی نهار داریم یا نه؟؟؟

      پناه بر خدا از شرک

      پناه بر خدا از ترس

      پناه بر خدا از غم

      خدایا آگاهی هات رو روزی ِ من کن

      ایمان رو روزی ِ من کن

      من که کلی چیز دارم برای سپاسگزاری

      برای تحسین و بازگو کردن

      همه ی مساله ی ما بلد نبودنه…بلد نبودن از کجا میاد…از تکرار نکردن…من با یک یا دو بار زبان خوندن امکان نداره بتونم انگلیسی صحبت کنم.

      همین خواهرزاده م که روزی من و شما هم مثل ِ اون بودیم و بلد ِ لذت بردن از آنچه دارم…هر چی که بزرگتر بشه و ورودی های مختلف بهش داده بشه میشه مثل ِ من اگر کنترلی نباشه…اگر کنترلی نباشه…

      من چی ام؟ یه نا بلد…یه فراموشکار…یه ناسپاس…یه کسیکه دیگه تمرین نکردم…و یادم رفت…

      اما خدارو شکر که الآن توو این لحظه……الآن توو مسیرم و نشانه های چاشنی ِ این طعم ِ لذیذ ِ با خدا بودن رو دیدم و چشیدم.

      اینکه چقدر حسم نزدیک تره به خواهرزاده م.اینکه دارم آروم آروم به هماهنگی میرسم.با منبع…اینکه دارم با عشق از خدا میخوام که من رو در مسیر نگه داره…ثبّت اقدامنا…

      اینکه مهم ترین رابطه م که رابطه باخداست رو هر روز بهبود ببخشم و من حسش کنم دوباره…من درکش کنم دوباره…و گرنه اون رابطه که بوده از نطفگی …از ازل با من بوده…از زمانی که من نبودم از زمانی که من عدم بودم…به اندازه ی یک تصمیم….

      اینکه دارم بیناتر میشم.اینکه دکمه های لپ تاپ رو که میزنم و صدای موسیقی داره در حین ِ نوشتنم پخش میشه و برای من تداعی ِ مزه ی پیانو نواختن رو داره…اینکه آرام ترم…اینکه تا به اینجای روز 5 بار ماشین ِ مورد ِ علاقه م رو دیدم…و طعمش رو حس کردم و با دیدنش از لابه لای جنگل های شمال از داخل ِ همون تونل رد شدم…اینکه دستم رو بردم روی دکمه ی کولرش و این یعنی دارم به سمت ِ جنوب ِ زیبا میرم که حتی جرات ِ فکر کردن به اینکه مهمان ِ استاد روشن ِ عزیز بشم رو بهم میده…یعنی من در مسیرم…

      مسیر چیه؟

      هدف چیه؟

      احساس ِ خوب

      همه ی این ها با درک ِ هر چه بهتر ِ قانون ِ بدون ِ تغییر ِ خداوند امکان پذیره.

      به ازای هر یک لحظه که ما احساسمون خوب باشه و بیشتر در حال ِ خوب بمونیم و حفظش کنیم مثل ِ خواهرزاده م که تلاشی برای حال ِ خوب داشتن نمیکنه…خوبه…همینجوری حالش خوبه…منتظر ِ به قول ِ خودش دودو بنز و دودو پورشه نیست…ههمین الآن حالش خوبه…نه قهر بلده..نه کینه به دل میگیره…نه میدونه قضاوت چیه…جواب ِ فلانی رو بدم فکر نکنه چه خبره…نه ناراحت ِ عروسک های قبلیشه…نه نگران ِ عروسک هاشه..اینقدر در صلحه باخودش…این حد از ایمان به غیب…همه ش داره توو رویاهاش با یکی حرف میزنه…شب ها راااحت میخوابه…راااحت ِ رااحت…فارغ از اجاره ها و قیمت ِ دلار و …

      قانون رو در عمل دارم توو رفتارش میبینم…ایمانش رو در عمل میبینم…حال ِ خوب ِ اتوماتیک…

      قانون میگه حال ِخوب اتفاقات ِ خوب…

      احساس ِ بیشتر ِ بهتر…نتایج و تجربیات ِ زیبای پایدارتر…زندگی ِ لذتبخش تر…

      و این یک دفعه اتفاق نمیفته…

      به قول ِ خداوند 

      بما قدمت ایدیهمه….

      و خدا میدونه با تمرینات ِ دوره ی زندگی با طعم ِ خدا که گویا خدا برای من طراحیش کرده و سندش هم اینه که استاد گفتین که من میخواستم تنظیم ِ مسیر کنم و حسی بهم گفت تو که میخوای این کار رو کنی بیا ضبطش کن و بزار روی سایت تا آرزوهایی بیان و استفاده کنن…چون فرکانسش رو ارسال کردن…و من آرزو الآن اینجام…و تازه جلسه ی 9 هستم و کلی حال ِ خوب و اتفاقات ِ خوب تجربه کردم و خدا میدونه نوشتن ِ همین ها و ارسال ِ فرکانس ِ این طعم ها در این لحظه در آینده چه شگفتی هایی برام قراره رقم بزنه و باقیش دیگه تکراره و تکراره و تکرار…این مسیر چه شگفتی هایی داره…این مسیر پر از شگفتیه…

      این تمارین جادوییه…

      میتونه ناممکن هارو ممکن کنه

      میتونه بیماری ها رو درمان کنه

      میتونه اضافه وزن ها رو به تناسب ِ اندام تبدیل منه

      میتونه حساب های خالی رو پر پول کنه

      میتونه نگرانی رو تبدیل کنه به آرامش

      میتونه بدهی ها رو تبدیل کنه به چندین برابر پس انداز

      میتونه نفرت رو به عشق و جدایی رو به وصال تبدیل کنه

      میتونه از شهری دیگه برات سوغاتی بفرسته

      میتونه هدیه های به ارزش ِ میلیون بشه برات

      میتونه آدم ها رو برات خوش خنده و خوش عطر و بو کنه

      میتونه تاکسی ای بشه که زودی بیاد

      میتونه تخفیف بشه توو خریدهات

      میتونه با دستان ِ تو هدیه ای بشه برای خوشحال کردن ِ عزیزی

      طبق ِ قانون ِ بدون ِ تغییر ِ خداوند به هر آنچه توجه کنی اساس ِ اون رو وارد ِ زندگیت میکنی

      زن و مرد هم نداره…پیر و جوان هم نداره

      هر کس باش در هر کجای جهان ، قانون جواب میده.

      به اندازه ای که این قانون رو درک و باور کنم و در زندگیم بهش عمل کنم نتیجه میگیرم.

      کل ِ کار ِ من بعنوان ِ یک انسان فارغ از هر مساله ای که در حال ِ حاضر دارم که این ها خودش بخاطر ِ بما قدمت های گذشته ام بوده…کنترل ِ 

      آگاهانه ی کانون ِ توجهم برای نگهداری ِ احساس ِ خوبه

      کنترل ِ آگاهانه ی کانون ِ توجه برای ماندگاری ِ من در احساس ِ خوب

      من به اندازه ای که این رو درک کنم نتیجه میگیرم

      میام آگاهانه به الگویی مثل ِ رضا عطار روشن ِ عزیز توجه میکنم و احساسم خوب تر میشه که این آدم تونسته از همچون گذشته ای به این نقطه برسه من هم میتونم. 

      چگونه؟

      اون دیگه جزء ِ شرح ِ وظایف ِ من نیست چون من هیچ ایده ای براش ندارم و نه هیچ توانایی ای برای انجامش.

      همون خدایی که غیبه و بهش ایمان آوردم بدون ِ اینکه تضمینی باشه…و فقط گفته ایمان بیار…همون خدا هزاران راه برای رسیدن ِ من به تجربه ی خواسته هام سراغ داره…برای منی که حتی یه دونه ایده یه دونه راه باش سراغ ندارم…

      همون خدایی که میلیارد ها انسان و میلیاردها تُن آب ِ اقیانوس و میلیاردها تُن خاک رو روی یه کره ی معلّق در هوا که فکر کردن بهش سرسام آوره و (( البته یه کوچولو ایمان هست انگار که همچین کوچولو هم نیست که نگران ِ این چرخش ِ دائم نیستیم و شب ها میخوابیم معلق در هوا و روزها راه میریم معلق در هوا….این نشون میده که ایمان به خداوند یه جورایی تنظیم شده در ما در خلقت ِ ما وجود داره فقط درباره ی مسائلی کمرنگ شده..))

      و خورشیدی ک چندین هزار برابر ِ این کره ی زمینه و میلیاردها میلیارد کیلومتر با ما فاصله داره و اگر یک میل اونطرف تر بره ما یخ میزنیم و یه میل این طرف تر بیاد ذوب میشیم…این کره ی خاکی رو مدیریت میکنه جوری که حتی قطره ای از اینهمه آب و ذرّه ای از اینهمه خاک نمیریزه و مدیریتش اونقدر دقیقه که برگی از تیلیارد ها برگ بدون ِ آگاهیش بر روی زمین نمی افته ، همون خدا هم زندگی ِ من رو که نقطه ای در مقایسه با کیهان هستم رو میتونه مدیریت کنه به شرط ِ ایمانم…به اندازه ای که بتونم این رو باور کنم.به اندازه ای که راجعون بشم..به اندازه ای که به اصل برگردم و نزدیکتر بشم به منبع…

      و به اندازه ای که ای عظمت رو یادآوری کنم رشد میکنم.

      الله اکبر

      این عظمت و مدیریت ِ کیهان به کنار…

       خداوند کِی به خودش آفرین گفت ؟

      وقتی که انسان رو خلق کرد…

      خدایا ما را به راه ِ راست هدایت کن…آگاهی و درک روزی ِ ما کن…به راه ِ راست هدایتمان کن…

      خدایا شکرت.امیدوارم روزی ببینمتون استاد ِ عزیز… و با این تمرین ها این خواسته م غیر ِ ممکن نیست…

      آرزومند ِ آرزوهاتون آرزوp>

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 25472 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        محتوای دیدگاه: 40 کلمه

        سلام دوست عزیزم 

        خیلی از دیدگاهتان لدت بردم خلی چیزها رو برای من یادآوری کرد وخیلی چیزا هم یاد گرفتم وخدا رو شکر میکنم که کسی مثل خواهرزاده تون هست که بتونید درسها تونو در او ببینید خدا نگهدار ش  باشه 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شهربانو باقری
        1401/10/23 22:17
        مدت عضویت: 1331 روز
        امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 159 کلمه

        سلام دوست عزیز ،

        مرسی از زحمتت برای نوشتن این دیدگاه عالی  واقعا لذت بردم  ….

        نوشتی آرزو  داری  استاد رو از نزدیک  ملاقات کنی  ، آرزوت  قشنگه مثل  آرزوی من برای  دیدن  استاد برگزیده  و بی همتا ….نمونه اش در کل  کره خاکی  نیست درست مثل دوره هاش که  در کل جهان بی نظیره ….. 

        منم دلم می خواد حالا که توفیق دارم‌ به  عنوان  شاگرد ممتاز  ایشون در سایت  فعال باشم  یه روز با دست پر  به دیدارشون برم  و بگم  استاد ببین منم  نتیجه  گرفتم ..بالاخره  تلاشها  به سرانجام رسید و من برای همیشه  افتخار دارم شاگرد شما باقی بمونم  …  

        می دونم که استادمون  اینقدر مهربونه که‌حتما  اجازه ملاقات حضوری به ما خواهد داد   حتی به اندازه یکساعت  ..مگه‌میشه کوزه گر به  کوزه ای که ساخته  بی علاقه باشه  ….و وقتی اونو به کوره می سپاره دلش نخواد شکل نهایی کارشو ببینه ….

        من به آرزوم  خواهم‌رسید فقط لازمه  شایسته  آرزوهام باشم ….

        از شما دوست خوبم  بسیار سپاسگزارم‌…

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1400/07/23 03:58
      مدت عضویت: 1651 روز
      امتیاز کاربر: 20827 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 454 کلمه

      سلام اسناد عزیز و دوستان خوبم

      چقدر این فایل جالب و لذت بخش بود

      آموزشهای جدیدی بود که با بکار گیری آنها به تجربه های جدید و لذت بخش ختم خواهد شد

      از بچگی به ما آموزش داده شده بود که قانع باشیم و اگر خدا چیزی را برای ما بخواهد خودش میدهد چون او از دل و خواسته های ما با خبر است پس نیازی به درخواست نیست

      اما الان درست نقطه مقابل آن را شما به ما آموزش میدهید

      من خودم خوشبختانه همیشه برای پذیرفتن ایده ها و آموزشهای متفاوت آمادگی دارم و به این فکر میکنم از کجا معلوم آموزشهایی را که قبلا دیده ام درست باشد حالا این ایده های جدید را بکار میگیرم تا ببینم نتیجه اش چه میشود اگر بدتر از سابق شد همیشه راه برگشت باز هست و اگر بهتر شد که خوب راه جدید را ادامه میدهم

      در مورد کنترل ذهن و اینکه ببینیم چه چیزی احساس ما را بد میکند تا آن کار را انجام ندهیم باید بگویم برای من جر و بحث کردن حالم را بد میکند

      برای همین تصمیم گرفتم که به جای جر و بحث فقط ساکت بمانم و نگذارم اتفاقات زندگی احساسم را بد کند

      دیروز این تصمیم را به اجرا گذاشتم و به جای جر و بحث کردن با همسرم در مورد کاری که او انجام داد و به نظر من درست نبود فقط ساکت ماندم و حال خودم را بد نکردم

      بعد از یکی دو ساعت با کمال تعجب دیدم که او از من عذرخواهی کرد و گفت که دیگر آن کار را نمیکند

      در صورتیکه قبلا که جر و بحث میکردم او روی حرفش پافشاری میکرد و هیچوقت حاضر نبود موضوع را از دیدگاه من نگاه کند و این باعث اعصاب خرد شدن من میشد

      موضوع دیگری که دو روز پیش برایم اتفاق افتاد در مورد توجه به نکات مثبت و خوبیها کردن به جای بدی ها بود

      جریان از این قرار است که به خانه یکی از اقوام برای کاری رفته بودم و وقتیکه به خانه برگشتم با همسرم راجع به گلهای زیبای یاس که در حیاط خانه شان بود حرف زدم در صورتیکه قبلا نکات منفی را بازگو میکردم و آن ریخت و پاش و نامنظم بودن خانه بود 

      با تعجب متوجه تغییر رفتارم شدم که نه تنها از ریخت و پاش خونه حرف نزدم بلکه آنطور که قبلا به اینجور مسائل توجه میکردم اینبار برایم زیاد مهم نبود

      این تغییر رفتار چقدر به من احساس خوبی داد توجه به زیباییها کردن در ما ایجاد احساس خوب میکند در صورتیکه توجه به نازیبایی ها احساس ما را بد میکند و ما ناخواسته به خودمان لطمه میزنیم 

      من این مهارتها را با بودن در دوره های مختلف تناسب فکری به دست آوردم و چقدر این تغییرات برایم ارزنده و لذت بخش است

      ممنونم استاد عزیز برای ارائه این دوره های باارزش و تاثیرگذار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 5310 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 416 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان 

      روز ۱۵۷: روز ۵۹ تکرار، جمعه ۱۴۰۰/۶/۲۶

      سلام 

      برای تجربه طعم موفقیت تحصیلی باید به زندگی افراد موفق در این زمینه توجه کنم. برای کسب ثروت باید مسیری که ثروتمندان طی کرده اند را بشناسم. اگر می خواهم متناسب باشم باید به رفتار غذایی و باورهای افراد متناسب توجه کنم. 

      نعمات و برکات در جهان بی نهایت است و اگر چیزی در زندگی  کم داریم، خودمان با افکارمان سبب محرومیت از آن نعمت شده ایم و اگر مسیر درست را پیش بگیریم به ان خواسته می رسیم.

      همه انچه ارزوی رسیدن به ان را داریم در نهایت برای داشتن احساس خوب و چشیدن طعم خوشبختی است. اگر به احساس خوب برسیم ،بسیاری از این خواسته ها برای ما اهمیت خودش را از دست می دهد و دیگر عمیقا خواسته ما نخواهد بود.

      بیشتر خواستن از خدای بزرگ و خالق بی نهایت اصلا بد نیست و خود خدا ما را دعوت به خواستن و طلب کردن کرده است. طبیعت انسان بیشتر خواستن است. ثروت منافاتی با خداپرستی و خدادوستی ندارد و صد البته فقر در تضاد با ویژگیهای مومنان است.

      هیچ از نعمتی از خداوند هیچوقت کم نمی آید. خداوند به بشر توانایی و علم داده که بتواند بر کمبودهای ظاهری غلبه نماید. خیلی به من چسبید که کم آبی سبب از بین رفتن و خشک شدن زمین نخواهد شد. و صد البته با کمک علم می توان به فراوانی های بی پایان دست یافت.

      با داشتن احساس خوب و تمرکز بر خوبی ها و سپاسگزاری و رها کردن حرص و ولع و حسادت و انرژی های منفی به هر انچه بخواهیم می رسیم.

      حتی وقتی در اخبار و فرکانسهای منفی غرق شده ایم چشممان می بیند که نعمت بی نهایت هست ولی زبانمان می گوید نیست و ناسپاسی می کند.

      با رسیدن به احساس خوب راه رسیدن به نعمات الهی کوتاهتر و سریعتر می شود.

      قانون جهان این نیست که حتما باید برای بدست اوردن چیزی باید چیز دیگری را از دست بدهی، برای باز شدن یک در لزومی به بسته شدن درهای دیگر نیست. 

      با ارامش ذهنی و توکل بر خدای قادر  و متعال و دارای قدرت بی نهایت می تواند همزمان درهای نعمت و رحمت و فراوانی را به روی ما بگشاید.

      بهترین و کاملترین فرمولهای زندگی و موفقیت در قران امده است همان اگاهی های الهی که از سوی خداوند به بشر هدیه شده است.

      خدایا شکر برای خودت، برای اینکه هر وقت با خودم آشتی کردم جلوه دیگری از صفات جمال و جلال خودت را به من شناساندی و ارامش و عشق و برکت فراوان در زندگی ام جاری کردی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amir.univers2@yahoo.com
      1400/05/19 18:43
      مدت عضویت: 1060 روز
      امتیاز کاربر: 6
      محتوای دیدگاه: 103 کلمه

      سیستم خلقت الهی بر پایه فراوانی است و هرکه تفکرش بر فقر و تنگنا در هر زمینه ای که باشد در خسران است و باید دیدِ خود را نسبت به آن اصلاح کند

      این باور کاملا اشتباه است که خدا لزوما دری را به روی تو می بندد تا در دیگری را بگشاید، بلکه خداوند اتفاقا در ها را پشت سر هم به روی تو باز خواهد کرد و اگر دری هم بسته شد او از تو بیشتر آگاه است و شک نکن برای این بوده که تو به گشودگی در های مهم تر و بهتر برسی و وقت خود را با آن درب سطح پایین تلف نکنی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      1400/03/22 14:32
      مدت عضویت: 1121 روز
      امتیاز کاربر: 9443 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 433 کلمه

      بنام خدا 

      دیدگاه من از این فایل بسیار آموزنده. 

      چقدر زندگی با طعم خدا زیباست و زندگی زیبایی هایش را هر روز برایم زیباتر میکند و توجه به این زیبایی ها و نکات مثبت باعث رسیدن به احساس خوب میشود ،وقتی احساس خوب باشد همه چی داری همه چیز هست ،شاد هستی ،میخندی،اعتماد به نفس بالا میره و ارامش داری و وقتی با این حس خوب از،خدا هر چی بخواهی بهت میده . در جهان هستی نعمت و فراوانی به وفور هست و باید با احساس خوب،و،در آرامش از،خدا بخواهی نه با حرص و،

      ولع مثلا من خونه دارم و ازش لذت میبرم از،خدا یه خونه بزرگتر میخوام و یا هر چی که اصل زندگی هست را دارم اما باز هم از خدا میخوام بیشتر میخام درهای نعمت و فراوانی خداوند به روی من بازه و من پشت سر هم از خدا درخواست نعمت دارم و خدا هم با توجه به اینکه هیچ کمبودی در جهان هستی وجود ندارد به ما خواهد داد اما اگر ما همش به کمبودها فکر کنیم و فقط، یک طرف قضیه را نگاه کنیم که همش بگیم کمبود اب،هست کمبود فلان کالا و ما بدبختیم و همش انرژی منفی به جهان هستی وارد کنیم خوب نتیجه کاملا معلومه جهان و کائنات همان افکار منفی را به خودمان میدن و همیشه در بدبختی زندگی خواهیم کرد .

      انقدر فراوانی نعمت در جهان هست که خدا نگفته قناعت کن تا،به چیزهای بیشتری برسی خدا گفته درخواست کن از،راه صحیح من فراوان بهت میدم .ادمهای ثروتمند را دیدی چه احساس خوبی دارن چه آرامشی دارن البته بعضی از،اونا راحت میلیاردها از ثروت خود می بخشن چون ایمان دارن که خدا دو برابر آن را بهشون میده اصلا ولع ندارن بعضی از آنها چقدر ظاهری ساده دارن ماشین معمولی سوار میشن عین خیالشون نیست چون چشمشون پره حرص نمیزنن. من خودم بارها وقتی یه آدم پولدار را می دیدم با این ظاهر ساده می گفتم نگاش کن خاک تو سرت این همه پول اونوقت این ماشینو سوار شده نگا تیپشو ببین چقدر ساده با این همه،پول میخوای چکار کنی .اما غافل از،این که آنها چقدر در آرامش و احساس خوب هستن .

      استاد دوره بسیار خوبی هست مخصوصا که از آیات قرآنی هم میخواهید استفاده کنید برای بهتر نزدیک شدن به خداوند 

      استاد من در دوره رمضان نتونستم شرکت کنم خیلی هم مشتاق بودم اما الان میخوام دورشو تهیه کنم چون قران زیاد میخونم و از اینکه فقط عربی میخونم و نمیدونم چی میگه ناراحتم دوست دارم یاد بگیرم .

      شما گفتید در پایین همین صفحه هست اما من نگاه کردم ندیدم مثلا یه شماره حساب یا قیمت اگه راهنمایی کنید ممنونم 

      استاد به خاطر تمام فایلهای ارزشمندتون سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه با احساس بهتری دارید خیلی خوشحالم
        برای خوندن توضیحات و تهیه دوره لاغری و آرامش ذهنی در رمضان از لینک زیر استفاده کنید
        https://tanasobefekri.com/product/laghari_va_aramesh/
        ضمنا در بخش محصولات این دوره در دسترس علاقمندان قرار دارد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mokhtari.sab7781
      1400/02/07 12:09
      مدت عضویت: 1264 روز
      امتیاز کاربر: 11631 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 417 کلمه

      سلااام

      همینطور که شما درباره ی اون خانم صحبت میکردید که خدا کمکش کرده و طعم های خوب رو چشیده من یاد شما افتادم. همیشه وقتی از طعم های خوب صحبت میشه یاد شما میوفتم و همیشه تحسینتون میکنم که کاری رو که عاشقش هستید انجام میدید و لاغر شدید و درآمد خوب و روابط خوبی با دیگران دارید ، خدا رو شکر میکنم که این طعم ها برای همه به وفور توی دنیا وجود داره و هر کس میتونه از توی منوی خدا هر کدوم باب میلش هست رو سفارش بده.

      خیلی برام این نکته جالب بود که گفتید آدم هایی که طعم های خوب رو به وسیله ی احساس خوبشون چشیدن حریص نیستن. آخه من همیشه تعجب میکردم که فلانی که انقدر پولداره چرا از برندهای معروف استفاده نمیکنه یا چطور میتونه انقدر پول اهدا کنه ولی همچنان پولدار باشه و چرا پولهای آدم های پولدار هیچ وقت تموم که نمیشه هیچف زیاد تر هم میشه . و الان با یه جمله ی شما فهمیدم چرا. چون اونا احساسشون خوبه پس به چیز های خوب توجه میکنن ، در نتیجه اتفاقای خوب بیشتری تو زندگیشون میوفته. 

      واقعا بابت دونستن این راز خوشحالم. خیلی سعی کردم به اطرافیانم هم این راز رو بفهمونم ولی نمیدونم چرا اونا بازم به چیزای بد و ناراحت کننده توجه میکنن نمیدونم باید چیکار کنم. ولی حداقل میتونم براشون دعا کنم و از خدا بخوام به راه درست هدایت بشن.

      من این چند وقته خیلی سعی کردم رفتارم رو درست کنم و از طعم های بد صحبت نکنم و واقعا میدیدم که از زندگیم میرفتن چون بهشون توجه نمیکردم. البته چند باری هم حواسم نبود که دارم از طعم هایی که دوستشون ندارم حرف میزنم و به خودم اومدم و به چند ثانیه نکشیده تمومش کردم. خیلی خدا رو شکر میکنم که این آگاهی رو بدست اوردم.

      وقتی در مورد اون موضوع صحبت میکردید که خدا هیچ وقت دری رو نمیبنده ، خیلی آرامش گرفتم من خودم رو به دست مشیت الهی میسپرم و میزارم درهای بیشتری به روم باز بشه ، یکی بعد دیگری. و منو به تکامل و رستگاری برسونه.

      من اون خدایی رو دوست دارم که هر روز عشق و آگاهی جدیدی به من میده.

      من عاشق خدایی هستم که طعم تناسب اندام رو به من هدیه میده.

      من خدایی رو دوست دارم که منو به راه های درست هدایت میکنه که توی اون راه پر از راحتی و آسایش و ثروت و سلامتی و فراوانی و عشقه.

      من عاشق خدایی هستم که منو در دانشگاهی که به خیر و صلاحم هست قبول میکنه.

      خیلی ممنونم استاد

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 354 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      با سلام 

      داشتن احساس خوب یکی از حس هایی هست که فرد در خودش بندرت میتونه حس کنه چونکه افراد خودش در تلاش بدست آوردنش نیستن اما حس بد رو تا بتونن برای خودشون بوجود میارن و با فکر بیشتر درباره اون موضوع حس بد رو بزرگتر نشون میدن مثلا غیبت کردن یکی از اون حس های بد هست اما موقع سخن گفتن برای افراد شیرینه وهی این موضوع رو ادامه میدن درصورتی خود ذات غیب بد بودنه و باعث میشه بعدا باعث سلب آسایش و آرامش میشه که چرا اینو گفتم یا چرا اصلا توی غیبت کردن شرکت کردم و چه خوبه که انسان ها بتونن خودشون تلاش کنن و احساس خوب رو برای خودشون بوجود بیارن با در قرار نگرفتن در شرایط بد و فکر های بد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sofiashirazi667
      1399/12/11 12:45
      مدت عضویت: 1245 روز
      امتیاز کاربر: 3599 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 53 کلمه

      سلام …خدا قوت عزیزان..خدایا شکرت ک من در این دوره ی شگفت انگیز و عالی هستم تا بتونم خودم رو پیدا کنم طعم های خوب رو بچشم و ببینمشون انگار این چندین سال ک عمر کردم خواب بودم با شنیدن این فایل خیلی حالم خوب شد چیزهای جدیدی گرفتم استاد بی نهایت سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zohre.taheri.345
      1399/11/22 22:57
      مدت عضویت: 1519 روز
      امتیاز کاربر: 985 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 474 کلمه

      به نام خدای مهربان
      با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم
      چقدر احساسم خوبه…
      از ابتدای این دوره و در این روش لاغری با ذهن اولین و مهمترین و بزرگترین اتفاقی که برام افتاد بدست آوردن احساس خوب و عالی بود.
      اینقدر این حالت را دوست داشتم و لذت میبردم که بارها با خودم می گفتم حتی اگر لاغر نشم همین که اینقدر احساسم خوبه کافیه گر چه مطمئن بودم و ایمان داشتم که لاغر میشم حتما…اما واقعا تازه فهمیدم احساس خوب داشتن منشاء و مبنای همه ی خوبیهاست…
      همه ی عمرم از خودم متنفر بودم از زندگیم ناراضی بودم همیشه از همه چیز شکایت داشتم هیچ چیز حالم را خوب نمیکرد، رفتار و حرفهای اطرافیان خیلی اعصابم را خرد میکرد و بسرعت و شدت عکس العمل نشون میدادم،از حضور در جمع ها بدم می اومد و اصولا کمتر در جمع ها حاضر میشدم… همیشه دلگیر و دلتنگ بودم و عصبانی، هیچ وقت از زندگی لذت نمیبردم از جشن تولد گرفتن متنفر بودم،از عکس گرفتن و حاضر شدن جلوی دوربین بدم می اومد و خلاصه انگار هیچ چیز و لحظه ی لذتبخشی در دنیا و در زندگیم وجود نداشت و زندگی از نظر من بسیار سخت و دشوار و کسالت آور بود و خلاصه خیلی زندگی نازیبایی داشتم تا اینکه به لطف خدای مهربون به این روش عالی هدایت شدم و از همون روزهای اولش احساسم و حال و هوام عالی شد…دیگه همه چی برام زیبا بود و رنگ دیگه ای پیدا کرد….
      با خودم دوست شدم و از دیدن خودم در آینه لذت میبرم…
      به راحتی جلوی دوربین حاضر میشم و عکس میگیرم دیگه نظر و قضاوت دیگران در مورد خودم برام مهم نیست و اصلا بهشون توجه نمیکنم براحتی می تونم لبخند بزنم و از زندگی ام توی همین شرایطی که هست راضی ام و خدا را شکر میکنم و ایمان دارم که خدای مهربان شرایط خیلی خیلی بهتری را برام رقم میزنه… خلاصه یک دنیا احساس های خوب و عالی دارم که به نظرم همین ها به تنهایی برای مفید بودن و ارزشمند بودن این روش کافیه…
      من با احساس عالی و ایمان و اطمینان بسیار به اینکه حتما متناسب میشم به تمریناتم ادامه دادم تمرکزم را از روی چاقی برداشتم و روی لاغری متمرکز شدم و به این باور و اطمینان رسیدم که حتما متناسب میشم و حالا بعد از حدود هشت ماه روند لاغری ام هم شروع شده و مقداری سایز کم کردم بعضی از لباس هایی که برام تنگ بودن اندازه م شده…البته تا رسیدن به هدف ایده آل هنوز خیلی مونده ولی همینکه شروع شده نشونه ی خیلی خوب و عالیه برای رسیدن به تناسب اندام و من خیییییلی خوشحالم و با ایمان و پشتکار بیشتر تا رسیدن به هدف نهایی ادامه میدم.‌
      خدا را هزاران بار شکر میکنم که به لطف خودش مرا به این دوره راهنمایی کرد🙏🙏
      از زحمات استاد عزیز عطار روشن هم بینهایت سپاسگزارم و براشون آرزوی سلامتی دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Vafraze12
        1400/01/20 18:41
        مدت عضویت: 1431 روز
        امتیاز کاربر: 10336 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 311 کلمه

        با سلام و تبریک سال جدیدروز نهم زندگی با طعم خداخداوند مهربان و بخشنده است آنقدر بخشش می کنه که تمومی نداره ما هم اینگونه باید بخشنده باشیم باید مطمئن باشیم که چه خدایی داریم خوشش می یاد ما بخواهیم ازش . هیچ وقت بخشش کم نمی شه ما اگر ببخشیم ترسمون از نبودن کم میشه بخشیدن حس آرامش را به ما می ده و این حس آرامش بهترینها را برای ما می آورد چون ما با حسمان به جهان سفارش دادیم و جهان احساس را فقط پاسخ می دهد حس خوب اتفاقات خوب را به دنبال داره خیلی خوشحالم که در این دوره هستم این دوره گام به گام ما را به خدا نزدیک می کنه من اینقدر احساس نزدیکی به خدا را پیدا کردم که در جلسات زیادی که هدفشان نزدیکی به خدا هست، به وست نیاوردم.ممنونم استاد شما واقعا یکی از دستان خدای مهربان هستید من آدمهای زیادی را می شناسم که ثروتمند هستند ولی خیلی ساده لباس و رفتار می کنند در مقابل افرادی را می شناسم خیلی کمتر از ثروتمندان دارند ولی خیلی ادای بیشتر از آن پول را دارند واقعا به چرا اینجوری عمل می کنند چون به آرامش نرسیدن آرامش را در پول، آرایش غلیظ ، ماشین و لباس آنچنانی…….. می بینند .آرامش واقعی با نزدیکی خداوند حاصل می شود چی جوری؟ با خواندن آیات قرآن تلاوت قرآن خیلی آرامش بخش است حتی اگر معنی آن را نفمیم بتز هم به آرامش می ریم چون قرآن همان ریسمان وصل به خدای یگانه است مثلا اگر ما با کسی که خیلی دوستش داریم تماس بگیریم و باهاش حرف بزنیم خیلی آرامش پیدا می کنیم و و ما که همه می گیم خدا را دوست داریم پس ی تماس باهاش بگیریم همین الان قرآن را باز کنیم چند آیه بخونیم چقدر آرامش بخشه.ممنونم استاد من اصلا قبلا اینجوری فکر نمی کردم واقعا ممنونم خدا حفظتان کند 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 24 کلمه

          سلام دوست عزیز
          این دیدگاه را در پاسخ به دیدگاه فرد دیگری نوشته اید
          لطفا دقت کنید در بخش ثبت دیدگاه تمرین خود را ثبت کنید.
          متشکرم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      1399/11/09 03:53
      مدت عضویت: 1651 روز
      امتیاز کاربر: 14515 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 330 کلمه

      وقت بخیر عزیزان
      واقعا واسه چی دنبال خواسته ها و رویاهامون هستیم؟ چون زندگی بهتری داشته باشیم نتایج بهتری بگیریم .آزادی عمل داشته باشیم و در آخر احساس خوب داشته باشیم.
      خیلی از افراد ثروتمند همینطور هستن دیدم لباس معمولی همه چی دایم می بینم و همینطور شاید در فامیل خودم خیلی آدم‌های پولداری بودن که زمان بچگی یادمه همیشه همه چیزشون ساده بود از این زلم و زیلوا و اینا استفاده نمی کردن چه لباس چه وسایل خونشون و من دوست داشتم نگاه می کردم می دیدم چه شخصیت خاصی دارن مثلا اینکه هیچ وقت طلا و جواهرات آنچنان نمی نداختن خانم‌هاشون همیشه یه چیز ساده یا گوشواره یا گردبند
      دیگه به قول شما حرص و ولع نداشتن که حتما باید فلان جواهر فلان لباس و ….
      به ما هم همیشه می گفتن خدا هر چی بخواد می ده شما ها نمی خواد چیزی بخواین خدا هر چی صلاحتونه بهتون می ده اینکه من خیلی برای چیزی دعا نمی کردم ولی یادمه همیشه دعا برای سلامتی می کردم و چیزهای مادی نه.
      و حالا یاد گرفتیم خداوند سیستمش در فراوانیه نعمته.هیچ نعمتی کم نمیاد.باید یاد بگیرم پشت سر هم از خدا بخوایم در خواست‌هامون و .
      و باید یاد بگیریم از اون چیزی که داریم از اصل زندگیمون لذت ببریم و بعد خواسته ها راحت‌تر وارد می شن.و غر نزنیم و یه چیزی که می خوایم هی به این و اون ربط بدیم چون احساسمون بد می شه و خواسته بهمون داده نمی شه.
      هیچ چیزی با تلاش بدنی نیست همه نتیجه و ذهن رقم می زنه
      من خدایی و می پرستم که هی در ها رو باز می کنه برای من و اگر هم دری و می بنده می خواد بهترش و تجربه کنم.باید سعی کنیم کارهایی که آرامشمون و بهم می زنه انجام ندیم.همش دنبال طعمهای خوب باشیم.
      خداوند قوی ترین نیروی حاکم بر جهان هستی هستش و کتابی که نوشته قرآن دستور همه چی و در اون به ما داده فرمولهای زندگی که اگر ما استفاده کنیم نتیجش آرامش ذهنی و سلامتی و…..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 32 کلمه

        سلام دوست عزیز
        این جمله شما:
        “اگر هم دری و می بنده می خواد بهترش و تجربه کنم”
        فقط بخاطر شنیده های شما در ذهنت ایجاد شده.
        برطرفش کن
        نه دری باز میشه نه بسته میشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      1399/11/06 09:12
      مدت عضویت: 1650 روز
      امتیاز کاربر: 13343 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 499 کلمه

      جلسه نهم زندگی با طعم خدا۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

      احساس خوب داشتن احساسی است که دیر آن را فهمیدم اکثر سالهای عمرم را با نگرانی در مورد آینده و فرزندانم طی کردم در صورتیکه خداوند بزرگ همیشه به من لطف داشت وخواسته های منو دیر یا زود برآورده میکرد ولی مشکلاتی را که دیگران برای من از روی حسادت رقم میزدند تمامی نداشت وهمیشه من درگیر این مشکلات بودم طوری که ۱۶ سال مجبور به رفت وآمد در دادگاهها بودم وآخر سر هم در همین دادگاهها حق ام پایمال شد ولی خدا را شاهد میگیرم که همان موقع هم به خدا ی خودم گفتم راضی ام به رضای تو فقط دیگر آرامش میخواهم باز هم خدا منو یاری کرد والحمدالله به یک آرامش نسبی رسیدم الان که با استاد آشنا شدم میفهمم جقدر اشتباه کردم وسالها در احساس بد به سر بردم اگر این اگاهیها را آن موقع داشتم واینقدر به مشکلاتم فکر نمیکردم وبا احساس خوب پیش میرفتم شاید همان سال اول دادگاه تمام میشد و حتی به حق خودم هم میرسیدم اگر نگرانی ها واحساس های بد را کنار میگذاشتم میتوانستم از طعم های بهتری تو زندگی ام برخوردار شوم جای بسی تاسف که دیر فهمیدم همیشه فکر میکردم باید چیزی را از دست بدهم تا چیز بهتری بدست بیاورم واین باور غلط همیشه در ذهن ام بود برای همین هم این اتفاقات برایم افتاد چون فرمول اشتباهی که در ذهن ام داشتم وذهن منم طبق خواسته ام منو پیشبرد امروز با حرف استاد در این فایل ارزشمند متوجه شدم که نه تنها لازم نیست چیزی را از دست بدهیم تا چیز دیگری را بدست آوریم بلکه باید خواسته های زیادی را از خدا داشته باشیم تا به گسترش جهان هستی کمک کنیم خداوند دارای ثروت بی انتها است نباید بترسیم از اینکه خدا از ما بدش بیاد واز ما ناراحت بشه این فرمول قانع بودن در نعمت های خدا درست نیست باید توانگر بودن را از خدا در هر موضوعی از زندگی خواستار باشیم وقتی توانگر وثروتمند شویم به احساس خوب دست پیدا میکنیم وآنوقت ما هم مثل خدا با خیال راحت بخشش میکنیم اگر الان کم میبخشیم چون میترسیم که این نعمت ممکنه تمام شود وبرای خودمان چیزی باقی نماند وحس امون در این مورد خوب نیست ولی اول باید سعی کنیم احساس امون را عالی کنیم واز بخشیدن نترسیم تا مانعی برای رسیدن الطاف الهی به سوی ما ایجاد نشود
      خدایا به تمام مردم جهان بیش وآگاهی عطا کن تا بتوانند درک بهتری از قوانین هستی داشته باشند خدایا این آگاهی وبینش را به من ودوستان واستاد عزیزم هم ارزانی دار الهی آمین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      1399/10/26 00:03
      مدت عضویت: 1148 روز
      امتیاز کاربر: 734 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 109 کلمه

      سلام ..ب همگی و استاد عزیزم…
      من انقدر از حس خوب بودن دور بودم …و انقدر ب روز مرگی خوردم .ک شب بخاب صبح بشه ..صبح بخاب شب بشه من نمیدونم درک حس خوب رو داشته باشم..من همیشه ب کم قانع بودم همیشه راضی بودم..همیشه گفتم بود بود نبود نبود
      همیشه گفتم من بچگیمو کردم خوب یابد .۱۷سالگی هم از دواج کردم..۲۰ سالگی بار دارشدم
      الان میگم من کل زندگیمو کردم ..
      هیچ نمیدونم چی میخام اززندگی
      برای خودم .برای آینده پسرم
      واقعا ب چیزی فکرنکردم ک بخام
      ب کسیحسودی نکردم.سرم تو کار خودم بوده
      ب هیچ راضی بودم
      الان واقعا نمیدونم چیو چجوری بخام
      چجوری درخواستش کنم
      استاد میشه منو راهنمایی کنید
      یا بچها؟؟ممنون میشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      1399/10/25 11:34
      مدت عضویت: 1296 روز
      امتیاز کاربر: 7576 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 550 کلمه

      با سلام خدمت همگی دوستان واستاد گرامی
      آرامش داشتن در هر مساله ای مارو به هدفمون میرسونه سالها بود که فکر میکردم اگه باشدت وسخت کاری رو دنبال کنم وبدوام دنبال اون چیز حتما بهش میرسم چه روزها که سخت کار کردم وپول کمی بدست آوردم وآخر سرم بریدم حتی بعضی روزا کارداخل خونه هم انجام میدادم چون حرص وطمع داشتم که پولدار شم چه روزا که حرص لاغر شدن میزدم هر روز میدوییدم وعرق میریختم اونقدری گه من داخل پارگ بانوان دوییدم فکر نکنم کسی دوییده باشه چه رژیم های سختی رو که من نگرفتم وچه کارای عجیب غریبی رو که انجام ندادم برای رسیدن به خواسته هام وتنها عایدیش شکست وسر خوردگی بود اما برعکس حالا متوجه میشم درست زمانی که حرص وطمع ورنج رو از خودم برداشتم وفقط هر روز خواستم وبرای خواستم قدم برداشتم روزانه چقدر راحت بهش رسیدم یادمه یه زمانی بود که هر روز صبح فقط ده دقیقه دراز نشست وورزش های خوابیده انجام میدادم واونقدر شکمم وپهلوهام رو فرم شده بود که همه فکر میکردن من چقدر خفنم 😄خیلی لذت بخش بود وفقط هر روز بین ۸ تا ده دقیقه ورزش میکردم اول صبح بعدشم ۲۰ دقیقه میخوابیدم که جایزم بشه وکلی لذت میبردم یا برای کنکورم هر روز میرفتم کتابخانه تا شب درس میخوندم ولی یادمه رفتنی که کلی رویا بافی میکردم وکیف میکردم وهر دوساعت یک بارم پیاده روی میکردم واز هوای تازه وراه رفتن میان درختهای کوچه های کتابخونه لذت میبردم یا وقتی شیرینی پزی یاد گرفتم هر روز تلاش میکردم اما اونقدر تشویق ها وتشکر های خانواده وفامیل سر ذوقم میاورد که بازم میپختم واز یادگیریش نهایت لذت میبردم و هر کار دیگه ای نداشتن تنش مهمترین اصل رسیدن به خواسته هاست با اطمینان به موفقیت وفقط باید هر روز قدم برداشت وهر روز خواست از خداوند طعم های بیشتر ومیزان بیشتری رو خداروشکرت که هر روز داری طعم ثروت بیشتری رو به من میچشونی طعم سلامتی بیشتری رو به من میچشونی طعم زیبایی که روز به روز دارم زیبا تر میشم طعم متناسب تر شدن طعم داشتن آرامش خدایا شکرت من دلم یک خونه میخواد که پر نور باشه وهوا درونش جریان داشته باشه دلم خونه ای میخواد که همسایه هاش بی آزار باشن وساکت دلم خونه ای میخواد که امکاناتش از خونه فعلیم کمی بهتر باشه نقشه خونش انباریش بهتر از اینجا باشه وترجیها پارکینگ داشته باشه درسته ما مستاجریم اما خونه ای باشه که اینجا ۱ ونیم اجاره میدیم اونجا کمتر اجاره بدیم مثلا ۱ تومن یا ترجیها اصلا اجاره ندیم هم خیلی عالی میشه محلشم از اینجا کمی بالاتر باشه البته خیلی هم بالاتر باشه خیلی خیلی عالیه😁😅منظورم اینکه من طمع وحرص ندارم همینکه ۳۰ درصد تا ۴۰ درصدم بهتر بشه عالیه در مجموع امکاناتش خداروشکر داره پول خوبی دستمون میاد که رهن خونمون زیاد کنیم واز این بابت خیلی خوشحالم خدایا شکرت که اینقدر به فکر مایی وکمکمون میکنی تا هم پولمون جمع کنیم هم خونه بهتری نسیبمون بشه ورفاه زندگیمون بیشتر خدایا شکرت که هر روز طعم داشتن آرامش وخوشبختی وثروت وسلامتی رو بیشتر به ما میچشونی وطعم زندگی همراه شادی رو من خیلی خوشحالم که خدای مهربونی مثل تو رو دارم آخه هم مهربونی هم با معرفتی هم هوامونو داری خلاصه نمیگذاری اب توی دلمون تکون بخوره وهر روز درهای بیشتری ار طعم های لذیذ به روی ما باز میکنی عاشقتم وممنونتم 😘

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سهیلا عظیمی ویشته
        1399/11/06 09:20
        مدت عضویت: 1650 روز
        امتیاز کاربر: 13343 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 59 کلمه

        فرشته مهربون من برات دعا میکنم انشالله همین امسال بجای اجاره بهتر بهترین خونه در بهترین منطقه را بخری عزیزم به چگونگی اش فکر نکن فقط با احساس خوب از خدا بهترین بخواه انشالله که خدا بهت میده گلم چون تو فرشته مهربون با این دل پاکت لایق بهترین ها هستی گلم 😘😘😘😘

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فرشته مهربانF.s
          1402/02/09 09:49
          مدت عضویت: 1296 روز
          امتیاز کاربر: 7576 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
          محتوای دیدگاه: 116 کلمه

          سلام سهیلا خانم عزیز ومهربان

          نمیدونم چرا پاسخ های دوستای عزیزی چون شما برام ایمیل نمیشه والان که مجموع پاسخ ها رو درسایت دیدم نوشته شما رو دیدم 

          ممنون از دعای خالصانه وپراز انرژی مثبتتون اونقدر قلبتون از مهربانی وعشق مملو که به لطف خدا پارسال خونه دار شدم 

          خونه ای که هم پارکینگ داره هم انباری هم بالکن وهم منطقه ای بهتر از جایی که بودم به لطف خدا یکی  دوسال دیگه رهنشم جور میکنیم ومیرم خونه خودم 

          ولی همینکه خریدمش بینهایت شاکر وخوشحالم 

          امروز وقتی نوشتتون خوندم دوست عزیزم خداروشکر کردم که شما دوست عزیز ومهربان دارم 

          که اینجور صمیمانه دعام کردین 

          براتون سهیلا خانم عزیز بهترین ها رو آرزومندم امیدوارم به هر آرزویی دارین برسین وهمه خوبی ها بیاد سمتتون💐

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      1399/10/09 04:48
      مدت عضویت: 1307 روز
      امتیاز کاربر: 16807 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 421 کلمه

      فایل زندگی با طعم خدا جلسه نهم :

      به نظر من ما همه دنبال ارزوهای خود هستیم تا به احساس خوب برسیم. ما دوست داریم به سرور و شادی برسیم. ما دوست داریم به دیگران محبت کنیم و محبت ببینیم. چرا ما دنبال احساس خوب هستیم ؟
      ما دنبال احساس خوبیم چون وقت سرور ، روح ما در پرواز است.
      همه قوای ما با سرور و شادی قوت میگیرد و قوه فکر و ذهن ما در سرور زیاد میشود ، قوه ادراک ما در شادی شدید میشود ، قوه عقل ما در جمیع جوانب و مراتب ترقی مینماید و ما به حقایق و رموز اشیا بیشتر احاطه میکنیم.
      ما بیشتر میفهمیم ، سطح اگاهی ما بالاتر میرود و ما راحتتر زندگی میکنیم. روح ما به شادی و سرور زنده است ، ما ارامش میگیریم و ما احساس سرور و خوشبختی میکنیم. اگر ما باور کنیم و فریاد شادی از درون براریم ، اگر صبح و شام از خداوند یکتا طلب کمک کنیم و به زبان خودمون باهاش حرف بزنیم ، اگر طعم زیباییها یی را که در اطرافمون میبینم را حس کنیم و شکر او را بجا بیاریم ،احساس سروری در ما ایجاد میشود که هیچ شادی با ان برابری نتواند.
      برای من در طول این یکی دو هفته اخیر این طور بوده که من شبها با اشتیاق میخوابم و دوست دارم روز بعد فرا برسد و من بتونم از زندگیم بیشتر لذت ببرم و بیشتر یاد بگيرم و بیشتر به همنوعانم خدمت کنم. من دوست دارم توسعه و تحولهای گفته شده در فایلهای استاد را هر روز در اندیشه و احساسم عملی کنم.
      استاد این دوره مثل موسیقی دانی است که با ساختن نغمات دلپذیر به روح و ذهن ما قوت میبخشد. استادبا این فایلها ی زندگی با طعم خدا ،تنهای خسته ما را از رنجهای دنیوی اسوده میکند. من الان احساس میکنم هر موقعی که به البوم شگفتی سازان نگاه میکنم چشمهایم پر از اشک شادی و خشنودی میشود و همه افراد را تحسین میکنم که به این خوبی لاغر و متناسب شده اند مخصوصا استاد را که این چنین هنرمندانه به این افراد در رسیدن به خواسته دیرینه شان کمک کرده اند.
      من گاهی برای این افراد کف میزنم و در پیشگاه خداوند سر تعظیم فرود میاورم برای اینکه ساکن این سرزمینم. ما همه نیک بخت ، متناسب و خوشبخت هستیم اگر بخواهیم همه چیز برای ما فراهم است. من که کاملاً باور دارم متناسب و لاغر میشوم و تا اخر عمر هم متناسب و لاغر میمانم.
      من از همین الان بوی خوش تناسب را حس میکنم. بازهم از همگی ممنونم. 😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 1369ehsan
      1399/09/28 16:18
      مدت عضویت: 1336 روز
      امتیاز کاربر: 136 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 68 کلمه

      سلام
      خداقوت
      استاد تا جلسه 7 خیلی پر قدرت جلو رفتید ولی جلسه 8 و 9 کیفیت کار احساس می کنم کمتر شد نسبت به جلسات قبل . در این دو جلسه بیشتر هدایت میشیم به دوره های دیگه .بنظر میاد که این دوره رایگان ناقص می باشد البته از جلسات اینده خبر ندارم چون هنوز نرسیدم ولی خب تعداد کامنت دوستان کم کم تر شد نسبت به ابتدا دوره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 79 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خوشحالم که همراه من هستید
        معرفی دوره های آموزشی جهت اطلاع دوستانی است که علاقمند به استفاده از مطالب و آگاهی بیشتر هستند
        معرفی دوره های آموزشی اختلالی در روند گسترش آگاهی مورد نیاز برای تغییر کردن ایجاد نمی کند.
        چه بسا شما نسبت به تهیه دوره آموزشی دیدگاه متفاوتی دارید و از شنیدن این اطلاع رسانی احساس خوبی ندارید
        اگه صبحت درباره دوره های آموزشی رو با مطالب ارائه شده رایگان مقایسه کنید درصد بسیار ناچیزی است
        شاد و موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شیرین محصلی
        1399/10/06 20:00
        مدت عضویت: 1651 روز
        امتیاز کاربر: 12413 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 525 کلمه

        سلام استادخوبم ودوستان شگفتی سازم ،آرامش واحساس خوب اولین دستاوردمن بود از شرکت توی دوره ی سفربه سرزمین لاغرها واضافه شدن این دوره ی شگفت انگیز زندگی باطعم خدا که استاد خیلی ساده وآسون توضیح می ده انرژی من رو دوچندان کرده ،یادمه وقتی بچه بودم ویه چیزی حالا لباس بود ،اسباب بازی بود ویاحتی رفتن به پارک یا خونه ی دوستی یافامیلی بود رو از مامانم می واستم به بابام بگه وازش برام اجازه بگیره مامانم دعوام می کرد ومن رو سرکوب می کرد که چقدر زیاده خواه هستی وباباتون خسته است وشمانباید چیزی ازش بخواید ومخالفت می کرد واصلا نمی زاشت عنوان کنیم نیازهامون رو وکم کم یه جوری شدکه عادت کردم به این روال وحتی امروز هم توقعم کمه از زندگی تا لیوانی نشکنه یکی دیگه نمی خرم تا گوشیم نسوزه وخراب نشه گوشی جدید نمی خرم واین خوب نیست خداماخدای فراوانیه ومن باید یادبگیرم که از این همه نعمتی که هست استفاده کنم ودارم روی خودم دراین زمینه کار می کنم چند وقت پیش یه تبلت از همسرم خواستم چون تعداد دوره هام زیادشده ودوست دارم اونها رو یه تبلت داشته باشم به همسرم گفتم که یه تبلت سامسونگ می خوام وهمسرم گفت باشه یه چندروزی صبرکن برات می خرم ولی چون عادتش دادم به اینکه خواسته های من رو اگه دیر هم بشه اشکالی نداره وبه چیز کمتری هم راضیم هی پشت گوش می انداخت نه اینکه پولش رو نداشته باشه من عادتش داده بودم خب وقتی من به خواسته هام احترام نذارم باید از بقیه توقع داشته باشم ،ودو ماه گذشت وهمسرم همش امروز وفردا می کرد منم باخودم گفتم چرا وقتی پسرم یه چیزی می خواد باباش سریع براش تهیه می کنه حالا برای من اینجوری ،پسرم به من گفت مامان همیشه هر چیزی رو بهترینش رو بخواه وبخر چرا ipad proنمی خری حالاکه بابا اینهمه عقب انداخته خرید تبلت رو بهش بگو من ipadمی خوام ومن هم به حرف پسرم گوش دادم وبه همسرم گفتم حالا که عمدا خرید تبلت رو عقب انداختی من ipad proمی خوام تا دیگه به خواسته های من کم توجهی نکنی واینجری شد که برام ipad رو خرید وتعجب می کرد که من توقعم بیشترشده وچند روز پیش از گفته هاش متوجه شدم که می گفت عوض شدی روی خواسته هات پافشای می کنی چون من خیلی همسر حرف گوش کنی هستم وروی هحرف همسرم نه نمی گم واین درخواست من اون رو متعجب کرد ومن توی دلم می گفتم حالا کجاشو دیدی من یک بار به دنیا میام وباید از زندگیم لذت ببرم ونمی شه همش به خاطر دیگران زندگی کرد،درمورد داشتن احساس خوب چند ماهیه که به صورت جدی دارم روش کار می کنم تونستم به اخبار گوش ندم ونگاه نکنم وهمسرم هم متوجه شده وکمتر اخبر بد رو برام ژی خونه اصلا اهمیت نمی دم وکمتر واکنش می دم ،اماوقتی تلفنی بادوستان ونزدیکانم صحبت می کنم ناخواسته از شرایط حاکم برجهان صحبت می کنم واین واقعا حسم رو بد می کنه وکنترل کردنش سخته حالا دیروز که بامادرم حرف می زدم سریع موضوع رو عوض کردم وحتی باخواهرام اصلا راجبش حرف نزدم وهمش مثبت بودم وازاین عملکرد خودم خیلی راضیم وتمرین وتوجه می خواد تابهتر بشم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار aysfy165@gmail.com
          1399/10/23 17:45
          مدت عضویت: 1171 روز
          امتیاز کاربر: 2863 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 47 کلمه

          سلام عزیزم چقدر زیبا حس خودتون را گفتید و چه لذت بردم وقتی دیدم شما برای رسیدن به احساس آرامش چه کارهایی انجام دادید ممنونم از شما چون من دقیقا خودم هم مثل شما بودم و الان چقدر حرف های شما به دلم نشست

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار سهیلا عظیمی ویشته
            1399/11/06 09:31
            مدت عضویت: 1650 روز
            امتیاز کاربر: 13343 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
            محتوای دیدگاه: 1 کلمه

            👏👏👏👏👏👏👏👏

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1399/09/25 11:13
      مدت عضویت: 1592 روز
      امتیاز کاربر: 26201 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 699 کلمه

      شرایط برای همه هست که طعم های خوب رو دریافت کنن. خدا جونم شکر .چقدر عالی منم طعم های خوب رو با توجه و تمرکز و احساس خوب در کمال آرامش و ایمان میخوام تجربه کنم
      هدف از رسیدن به خواسته ها چی هست ؟میخوام به اآرامش بیشتر و احساس خوب بیشتر و تجربهای بیشتری و بهتری رو در زندگی داشته باشم .
      یه فرد متناسب وقتی سیر میشه اصلا کاری نداره که چه غذایی اطرافش هست دیگه نمیخوره و
      و داخل فکر نیست چون پولش روداده باید تا آخر بخوریا اینکه چون فلان غذا هست باید تا آخر بخوره پس ثروتمندان هم همینطور هستنن
      چون در اون حالت بی نیازی و سیری و آرامش و احساس خوب هستن و حرص و ولع برای پول ندارن مثل اون آدم متناسب پس دیگه کاری به اطرافشون ندارن و به راحتی پولشون رو میبخشن چون نیازمند و محتاج پولشون نیستن .
      خواستن با محتاج بودن خیلی فرق داره
      خداوند سیستمش بر فراوانی و وفور نعمت هست چون آبها و درختان و طبیعت بی انتهاس پس نعمتهای خدا هم بی نهایت هست .
      پس ما هم میتونیم تا بی نهایت از خدا در خواست داشته باشیم چون خداوند نعمتهاش بی نهایت هست و حد و اندازه نداره پس وقتی آدم درخواست داشته باش جهان گسترش پیدا میکنه پس از خدا بخواه و پشت سر هم درخواست کن و خدا به تو میده .
      یه باور علط دیگه که از بچگی گفتن اینه که درخواست زیاد از خدا نکن زشته
      اما من الان متوجه شدم بلعکس از داشتهات لذت ببر و احساس خوب داشته باش و درخواست چیزهای دیکه هم بکن و اینجور خواسته هات بیشتر بهت داد ه میشه اما حرص و ولع نداشته باش در رسیدن به خواستها چون از خواسته ها دور میشی
      فقط احساس خوب و آرامش داشته باش و درخواستهای جدید هم از خدا بکن و حتما به تو داده میشه
      هر چقدر احساس خوب و رصایت و لذت تو در زندگی بیشتر باشه نعمتهای بیشتر به تو داده میشه .
      یه باور علط دیگه که در قالب ضرب المثل هست : گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری نه قبول نکن بگو من خدایی رو دوست دارم که درها رو پشت سرهم و راحت برای من باز میکنه و اگر دری میبنده میخواد که چیز بهتری رو به من بده خدای خودت رو اینجور بساز که بی نهایت به تو میبخشه فقط در حالت آرامش و رضایت و احساس خوب از لحظه ی حالت به تو میبخشه بدون حرص و ولع .
      من باید رفتارهام رو کنترل کنم تا در آرامش کامل ذهنی باشم و به خواستهام برسم و با توجه بر نکات مثبت آرامس زیادی خواهم داشت و پیگیر حوادث و اخبار و اتفاقهای بد نباشم بازم ارامش بهتری خواهم داشت
      آرامش در طول زندگی ما انسانها خیلی مهم هست در واقع انسان مثل دریایی هست که اگر طوفانی باشه و خروشان باشه هیچ کشتی نمیتونه با اون خروش و جوشش و طوفانی بودن به مقصد برسه ولی اگر آرام باشه به راحتی هر کشتی به مقصد میرسه پس داشتن آرامش رمز اول رسیدن ما به تمام خواستهای ما هست که نباید به راحتی از این موضوع مهم رد شد .خیلی وقتا از یه فایل یا دوره یا حرف یا کاری ما به آرامش میرسیم ولی چون عجولیم و انسان عجول هست میگیم چه فایده هیچ نتیحه ای نگرفتم فقط کمی آ رامش پیدا کردم در صورتی که اول باید این ارامش باشه تا تو بتونی به تمام خواستهات برسی در دریایی طوفانی و پر از موجهای بلند و خروشان که رسیدن به هدف خیلی سخت و محال میشه پس اگر به ارامش رسیدی بدون در مسیر درست و رسیدن به خواسته ای .
      دستور پخت طعم های خوشمزه رو در این جهان میشه از کتاب قران دریافت کنیم چون نویسندده ی این کتاب کسی هست که کل جهان و کاینات سپاسگزارش هستن و سر تعظیم دارن به اون همان رب جهانیان هست که تنها نیرو و قدرت حاکم بر جهان هستی هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 87
      محتوای دیدگاه: 173 کلمه

      سلام دوستان من یک هفته ست که فایل جلسه ۹زندگی با طعم خدا رو گوش دادم بارها وبارها اما بلد نبودم چجوری تمرین بنویسم تمرین دوستامم خوندم امیدوارم که درست تمرینم انجام بدم ما غدا تهیه میکینم که بخوریم وسیر بشیم چون گرسنگی حس بدی به ما میده میخوریم چون حسمون خوب بشه پس ما دنبال حس خوبیم حس خوب باعث میشه ارامش ذهنی داشته باشیم واون خیلی مهمه وقتی ارامش داشته باشیم احساس خوبی داریم وما تلاش میکنیم به این ارامش واحساس خوب برسیم وبعصی چیزا هستن که ارامش مارو بهم میزنن وما باید سعی کنیم که اون کارهارو انجام ندیم مثلا من وقتی به بیماریم فکر میکنم هزار تا فکر بد میاد تو دهنم استرس میگیرم نگران میشم پاعصابم خورد میشه حوصله دیگه ندارم اما وقتی فکر نکم دیگه این حسهای بدم نمیاد سراعم وارمش ذهنی دارم ما وقتی فایل گوش میدیم تمرین انجام میدیم ومینویسیم ی مقدار ارامش دهنی پیدا میکنیم ولی باید کارهاییکه ارمش ما رو بهم میزنن انجام ندیم اینجوری همیشه ارامش داریم وزندگی به کاممون میشه ایشالا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      1399/08/26 23:44
      مدت عضویت: 1479 روز
      امتیاز کاربر: 8333 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 247 کلمه

      روز پنجاه و نهم تکرار:
      اینکه در آرامش باشی و درخواست هم از خداوند داشته باشی و در آرامش و به راحتی خداوند خواسته ات را به تو بدهد ، حس فوق العاده ای است که من مشتاق تجربه کردن آن هستم.
      من معمولا اینطور بودم که یا به خواسته ای نرسیدم یا به زور بهش رسیدم که واضح است که هیچ لذتی هم از تجربه ی آن نبردم . درک اینکه من آرامش داشته باشم ، از زندگیم راضی باشم و لذت ببرم و در عین حال هم از خداوند درخواست شرایط بهتر داشته باشم فعلا کمی برای من سخت است چون فکر میکردم که وقتی به همه ی خواسته هایم برسم آنوقت است که به آرامش میرسم .
      من آموخته بودم که برای رسیدن به هدفی باید خیلی براش حرص بزنی ، دعا بخونی،التماس کنی ، صبح تا شب به خدا بگی و اگر به صلاحت باشه خدا بهت میده و هیچ وقت نفهمیدم که چرا نعمت های خوب برای بقیه به صلاحشون هست و برای من نه. اما اتفاقات بد قسمت ما بوده و حتما به صلاح بوده که خدا اون رو در زندگی ما پیش آورده . الان میفهم که خوب وقتی ما ظن و نگرش مون به خدا ، این شکلی بوده معلومه که نتیجه چی میشه.
      و من میخوام که نگرشم رو تغییر بدم و از عینک خوش بینی به جهان و خدا بنگرم. شروع کنم به آرامش داشتن ، راضی بودن و در عین حال درخواست داشتن اما حرص نزدن ..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribapiri5
      1399/08/22 14:26
      مدت عضویت: 1491 روز
      امتیاز کاربر: 2514 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      سلام بر خداوند عشق ومهربانی💖♥️💖
      سلام بر استاد بزرگوار💖♥️🌹💖🌹💖
      قبلا همیشه خداوند رو مثل ی درویش بزرگ مرد با ریش های سفید و بلند تجسم میکردم لباس سفیدی بلند،از بچه گی ب من اینطور یاد داده بودند ولی الان بهتر تونستم خداوند رو جور دیگه بشناسم ودرون خودم دنبال خداوند میگردم.خداوند بی نهایت هست ،خداوند انرژی وقدرتش بی نهایت هستش،خدایا شکرت ک اینقدر بی نهایت هستی .
      همیشه حتی خندیدن را بد میدونستم چون شنیده بودم اگ زیاد بخندی پشت اون خبر بد می شنوی واین خندیدن از دلت در میاد و واقعا همین میشد چون من باور کرده بودم،واز زمانی که در این دوره تونستم باورهای رو تغییر بدم خوشحال سهم من از زندگی شد و اصلا نگران نیستم خداروشکر تا حدودی ب آرامش رسیدم دیگه اون آشوب ذهنی را ندارم.ومیدونم ک اگ احساس من بدون هیچ توقعی خوب باشه وشکر گزار خداوند باشم ب بهترین شکل میتونم طعم آرامش ذهنی بیشتر را بچشم،
      از خداوند میخاهم ک من بتونم ب بهترین شکل دوره ها رو تهیه کنم و استفاده کنم

      .من از صمیم قلبم با تمام وجودم دوست دارم ک تغییر کنم از درون میخوام یک فریبا دیگه خلق کنم با جسم و روح زیبا،آرام .خدایا از تو سپاس گذارم ک من را حمایت و هدایت میکنی،
      استاد عزیزم از شما سپاسگزارم ک آگاهی های عالی ب ما میدهی 💖🌹🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادى
      1399/08/22 10:30
      مدت عضویت: 1375 روز
      امتیاز کاربر: 21958 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 390 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان سرزمين لاغرى با ذهن😊
      روز پنجاه و نهم تكرار ,
      🔸فايل , زندگى با طعم خدا , خداروشكر و سپاس , من در اين مسير , نگرانى هام , نجواهاى ذهنى م , ترسهام و … خيلى كمرنگ تَر شده , و حتى ممكنه ترسها و نگرانى هايى هم به ذهنم بياد كه در اين صورت , داستان رو ادامه نمى دم . من در اين مسير از چيزايى كه الان دارم از خداوند مهربان سپاسگزارم و البته من مى خوام كه طعم هاى بهتر زندگى , خونه ى زيباتر و بزرگتر , ماشين بهتر , و خيلى طعم هاى ديگه رو هم , داشته باشم , اما ديگه از خونه و منطقه اى كه هستيم گله و شكايت و غر غر نمى كنم . بخاطرِ اينكه بايد همين جا هم كه هستم از زندگى م لذت ببرم . به قول مولانا ,
      ” شكر نعمت , نعمتت افزون كند , كفر , نعمت از كفت بيرون كند .“
      خداوند مهربان در زندگى م به من لطف خيلى زيادى داشته و دارد , اما من شايد سپاسگزار آن نعمتها نبودم , الان در اين مسير , باورم اينه سپاسگزارى يعنى از داشتن نعمتهاى خداوند مهربان , لذت ببرم و شاد باشم , اما من اينطور نبودم ! نگاهم و توجهم فقط روى مسائل زندگيم بود و انگارى كه نعمتها و رحمتهاى خداوند مهربان رو در زندگيم نمى ديدم . و الان براى همه چى , براى خونه , ماشين , پول و ثروت , براى خودم , و حتى براى بودن در اين مسير از خداوند مهربان سپاسگزارم . و به آينده اى روشن مى نگرم . من فكر مى كنم حتى افراد شاد و يا افرادى كه از زندگيشون لذت مى برن , هم ثروتمند هستند . همينكه من با فرزندم از ته دل مى خنديم براى من اين ثروت است . ثروت در خيلى از چيزاست , ثروت در بودن همسر خوب , ثروت در شادى و سلامتى فرزندان , ثروت در اينكه در خانه ى خودم زندگى مى كنم , ثروت ِ يه دل خوش , ثروت رو در طعم روابط شاد و سالم مى بينم , من ثروت رو در هواى پاك , امنيت , آرامش مى بينم , و سپاسگزار اين نعمتها در زندگيم هستم .
      با تشكر فراوان , شاد و شاداب باشيد🧡🧡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghazalgolipur
      1399/08/08 00:22
      مدت عضویت: 1371 روز
      امتیاز کاربر: 3396 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 917 کلمه

      چند روزی بود که به شدت منفی شده بودم و خواسته ای دارم که هی تو ذهنم میومد تا تو به این نرسی نمیتونی شاد باشی فقط همین ببین نداریش و خانوم دروغگو به راحتی برای چند روز تونست غلبه کنه روی من و به شکل خیلی زیادی منفی شدم ….قبلا که منفی میشدم خیلی زود طی چند ساعت یا حداقل یک روز حالم خوب میشد ولی این بار دقیقا برگشتم به حال و روز ۶ ماه پیشم و در عین حال که سه روز گله و شکایت میکردم گریه میکردم …کاملا میدونستم که الان دارم توجه میکنم روی نداشتنش ، کاملا حس میکردم که راهم اشتباهه ولی باز انجام میدادم ….نمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم و گریه میکردم و میگفتم اصلا نمیتونم اصلا نمیخوام بیخود حال خوب داشته باشم تا معلوم نیس کی به خدا برسه کی دستم بیااد من همین الان حالم بده من همین الان میخوام!
      نمیدونم چرا در صورتی که انقد فهمیدم که نباید این کارو میکردم ولی منفی شدم از امروز دوباره شروع میکنم دوباره سعی میکنم مثبت باشم
      **من حال خوب خودم رو وابسته به چیزی نمیدونم و الان با هرچی که دارم ، همین تفریحاتی که دارم ، همین افرادی که تو زندگیم هستن ،خوشحالم و لذت میبرم و سپاس گذار خدا هستم که این نعمت هارو به من داده ***و همچنین خواسته هایی که دارم طعم هایی که میخوام رو دوباره شروع میکنم به توجه کردن بهشون سپاس گذاری به خاطر وجودشون و دوباره حال خودم رو خوب میکنم
      من الان در همین شرایطی که هستم هم حالم خوبه حرص و ولع برای داشتن خواسته هام ندارم …میدونم باید آرامش ذهنی داشته باشم ، آروم باشم ،توجه به خواسته هام داشته باشم ، مطمئن باشم از اینکه میرسم ، ایمانم رو به خدا قوی تر کنم که دیگه منفی نشم ، از خدا مطمئن باشم ، و حس عالی داشته باشم و دوباره شروع کنم …شروع کنم به خوب بودن و اینطوری که من با رعایت این نکات موفق میشم به خواسته های بیشتر و بهترم برسم،،،و گام به گام به بقیه خواسته های خودم و به زیبایی های فراوان دنیا برسم
      خدایا شکرت که راه صحیح رو نشون دادی بهم خدایا به خاطر تمام لحظاتی که حالم خوبه تورا سپاس گذارم ♡♡♡
      افراد ثروتمند حرص و ولع برای داشتن ثروت زیاد تر ندارن ، خواسته دارن اما حرص و ولع نه
      من این موضوع رو توی لاغری هم پیدا کردم و بهتر تونستم درک کنم
      قبلا که برای لاغری از رژیم استفاده میکردم خب خیلی محدود بودم و خیلی چیزا نمیتونستم بخورم وقتی رژیم بودم هرچی میدیدم دلم میخواست بخورم …از انواع میوه و خوراکی ها و غذا و اینم که نمیتونستم بخورم و محدود بودم اذیتم میکرد و فشار روحی داشتم ،و یادمه همیشه بلافاصله که رژیم رو میشکوندم شروع میکردم به پر خوری که آره گور بابای رژیم من اصلا همینطوری که هستم خوبه و خیلی زیاد از همه چیز میخوردم و اجساس پشیمونی بعدش برام میموند
      اما از وقتی شروع کردم دوره لاغری باذهن رو همون روزای اول که متوجه شدم که غذا و غذا خوردن عامل چاقی نیست و خیالم که راحت شد اینار نرفتم کلی غذا و شیرینی و بستنی و کیک بخورم بلکه خیالم راحت بود که همه چی میتونم بخورم و محدود نیستم در آخر اندازه نیازم میخوردم و میل نداشتم به خوردن اضافه تر
      الان در این موضوع هم همینطوره افراد ثروتمند خیال راحتی دارند که هر چه قدر ثرت بخوان خداوند به اون ها میده ، و بخاطر این که میدونن محدود نیستن و خیال راحت دارن بسنده میکنن به مقدار کم ،همون مقداری که باهاش خوشحالن ، همون مقداری که نیاز دارن و دیگه خیلی بریز و بپاچ نمیکنن و ***آرامش ذهنی و خیالی راحت** دارن و روز به روزم بهتر و بهتر ثروت جذب میکنن
      الان من هم میخوام از این فرمول استفاده کنم
      خواسته هامو که نوشتم ،طعم هایی رو که میخوام تجربه کنم هم نوشتم ،و خب خیالم راحته که خداوند من رو به همه خواسته هام به هرچیزی که بخوام تجربه کنم میرسونه و برای داشتن حس خوب و ارامش ذهنی و خیال راحت میام توجه میکنم به داشته هام سعی میکنم با همون داشته هام و توجه به خواسته هام ارامش و حس خوب داشته باشم و این باعث میشه رو ز به روز به خواسته هام نزدیک بشم و فراکانس صحیح رو بفرستم برای خدا ♡♡♡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 698 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه احساس بهتری دارید خوشحالم و به شما تبریک میگم که مصمم برای تغییر افکار بنیادی هستید
        وقتی نوشته شما رو می خوندم به حالت هایی در خودم رسیدم که مشابه توضیحات شما بود
        از آنجایی که عموم افکار و عقاید ما شبیه به همدیگه است خیلی خوب حال و احوال هم رو متوجه می شیم
        در موضوع چاقی هم دقیقا داستان از این قراره که همه افرادی که چاق هستند خیلی خوب زبان همدیگه رو درباره چاقی متوجه می شن
        انگار که یک زبان علاوه بر زبان گفتاری مادری وجود داره که زبان چاقی است و فقط هرکی چاق باشه اون زبان رو بلده و می تونه صحبت کنه و بشنوه
        در مورد خواسته ها و تغییر کردن هم به همین شکله
        مدت های زیادی تصورم این بود که احساس خوب داشتن باعث رخ دادن اتفاقات خوب میشه
        به همین دلیل در هر شرایطی من تلاش می کردم نشون بدم که حالم خوبه و احساس خوبی دارم
        در حالی که واقعیت درون من اینطور نبود و احساس خوبی نداشتم
        ولی به دیگران نشون میدادم که حالم خیلی خوبه و تصورم این بود که وقتی خدا ببینه که حال من خوبه حتما خواسته هام رو به من عطا میکنه
        در واقع خداوند رو هم مثل انسانی می دیدم که داره منو می بینه و می تونم با فیلم بازی کردن بهش اثبات کنم که حال من خوبه
        مدت ها گذشت تا به این درک رسیدم که اول اینکه خداوند چشم نداره که منو نگاه کنه
        گوش نداره که منو بشنوه
        و حتی احساس هم نداره که بخواد نسبت به رفتار من واکنش نشون بده
        خداوند هیچ تغییری نمی کند
        خداوند شرایطی را تنظیم کرده که من در هر حالتی باشم جهان هستی مطابق با اون حالت به من پاسخ می ده نه کمتر و نه بیشتر
        از اون زمان متوجه شدم که احساس خوب داشتن نباید به عنوان وسیله یا ابزاری برای رسیدن به خواسته ها باشه والا بعد از مدتی باعث سرخوردگی و احساس شکست می شه
        چون به هر حال مسائلی پیش میاد که من حالم خوب نباشه و فکر می کنم که چون نتونستم پیوسته حال خوب داشته باشم پس دیگه فایده نداره
        من تصمیم گرفتم احساس خوب داشتن رو بدون چشم داشت و انتظار از خداوند برای واکش دادن در خودم ایجاد کنم
        و نگاهم رو به احساس خوب داشتن تغییر دادم
        چون قبل از آن بارها پیش اومده بود که مدتی سعی میکردم احساس خوب داشته باشم که در واقع فیلم بازی می کردم و چون بعد از مدتی هیچ اتفاقی نمی افتاد یا آرزوهای من برآورده نمی شد احساس می کردم که بی خودی این همه روز تلاش کردم احساس خوب داشته باشم و خیلی راحت به احساس بد قبل بر می گشتم
        اما از وقتی تصمیم گرفتم بدون انتظار احساس خوب داشته باشم دیگه به اون حالت سرخوردگی نرسیدم
        دیگه نگفتم این همه مدت من احساس خوب داشتم چه فایده داشت؟
        هیچ اتفاقی که نیوفتاد
        دیگه نگفتم الکی تلاش کردم احساس خوب داشته باشم هیچ خبری نشد
        بلکه احساس خوب را بخاطر خودش و بخاطر آرامش ذهنی که برای من ایجاد می کرد دوست داشتم
        و اصلا بودن در احساس خوب خودش نتیجه بود برای من نه اینکه وسیله باشه که به خواسته هام برسم
        چون در ذهن من و خیلی ها به این شکله که من سعی می کنم احساس خوب داشته باشم تا به خواسته هام برسم و اونوقت تازه احساس خوب واقعی شروع می شه
        احساس خوبی که همراه با تجربه خواسته باشه
        و این اتفاق هرگز رخ نخواهد داد
        چون احساس خوب تمام نتیجه است
        ما نمی تونیم احساس خوب داشتن رو بعنوان یک فیلم یا ریاکاری در خودمون ایجاد کنیم به این امید که نمایش احساس خوب باعث برآورده شدن آرزوهای ما خواهد شد و سپس می تونیم به شکل عمیق و همیشگی در احساس خوب باشیم و لذت ببریم
        باید احساس خوب رو به شکلی در خودمان ایجاد کنیم که در هر لحظه از بودن در احساس خوب لذت ببریم
        نه اینکه لذت بردن از زندگی را به بعد از وقوع یا برآورده شدن آرزوها موکول کنیم
        احساس خوب باید برای ما نتیجه نهایی باشد و با این دیدگاه از بودن در احساس خوب لذت ببریم
        در نهایت باز هم تاکید می کنم
        نباید بودن در احساس خوب را راهکار یا روشی برای برآورده شدن آرزوهامون بدونیم
        بلکه با این دیدگاه که احساس خوب داشتن بالاترین نتیجه از زندگی کردن است تمرین کنیم زمان بیشتری در احساس خوب باشیم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Arezooo.1988
          1399/08/22 21:15
          مدت عضویت: 1215 روز
          امتیاز کاربر: 31613 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 32 کلمه

          به نام خداوند مهربان
          استاد این نوشته شما کم از دوره نداشت چقدر پر از نکته بود و واقعا احسنت به نگاه شما به زندگی با آرزوی موفقیت بیشتر برای شما استاد عزیز🌺🌺🌺

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه
          1399/11/11 18:45
          مدت عضویت: 1609 روز
          امتیاز کاربر: 234 سطح ۱: کاربر مبتدی
          محتوای دیدگاه: 80 کلمه

          باسلام ممنون که اینقدر عمیق مطالب رو میخونید ودقیق جواب میدید مارو از سردرگمی بیرون اوردید وراه روبروشنی ووضوح نشون دادید بسیار متشکرم استادگرامی که سرسری از خوندن مطالب نمی گدرید واین نشون دهنده عشق عمیق شما به شرکت کنندگان دردوره وخواهان تغییرشان درجهت عالی میباشد
          از خانم غزاله هم متشکرم که اینقدر صادقانه وروان حسشان را که حس شاید بعضی ازماهم باشد بیان کرد تاراهکار درست رواستاد بیان کردند وراه صحیح رو نشونمون دادند
          خداروشکر که ابهامات وراه درست رونشونمون میده

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hosseingolipor5225
      1399/08/04 14:08
      مدت عضویت: 1238 روز
      امتیاز کاربر: 12
      محتوای دیدگاه: 63 کلمه

      سلام امروز می خواهم بهترازدیروز باشم تااخرعمرمیخواهم تغییر کنم من امروزانسان جدید خواهم شد سعس می کنم گویشم رامثبت کنم دلم میخواهد افکارمرامثبت کنم عاداتم را مثبت کنم کلا شخصیتم را مثبت کنم تاسرنوشتم مثبت شود اکنون میدانم که مثبت اندیشی سازنده وزندگی بخش است سعی می کنم منفی هارانادیده بگیرم تا به ارامش ذهنی برسم تا به زندگی با طعم دلخواهم برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار نرگس مرادی
        1399/08/09 00:04
        مدت عضویت: 1623 روز
        امتیاز کاربر: 7386 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 668 کلمه

        باعرض سلام خدمت دوستان خوبم ،وباعرض تشکر از دوست خوبم که نظر خودشان را خیلی خوب در مورد مشکلشان بیان کردند وتشکر خیلی زیاد از استاد عزیز که به خوبی پاسخ عالی دادند.
        اتفاقا من هم مدتی هست که با یک اتفاق کوچک ،ریسمان محکمی که از حال واحساس خوبی که برای خودم با تلاش فراوان ساخته بودم از هم گسیخته شده ویه جورهایی در گیر پیدا کردن راه حل شده ام و نتوانسته ام جواب قانع کننده ای برای ذهنم پیدا کنم ،و اتفاقا همین لحظه که کامنت شما دوست خوبم را خواندم ،وهمینطور جواب وتایید استاد که ایشان هم همین راههارا رفته اند وهمین موارد مشابه داشته اند ،دقیقا به روند راه خودم که دقت کردم دیدم آره همان روز که مقداری از اون حال رویایی من کم شد، به خاطر یک اتفاق کوچک، چقدر به شدت آسیب خوردم ونا امیدی شدیدی پیدا کردم که آخ که حال خوبم پرید چون سالیان زیادی درگیر افسردگی بودم ولی حالا مدتی بود که حال خوشی داشتم و حتی داشتن این حال خوب رو بیشتر از لاغر شدن برای خودم دوست داشتم و مهمترمیدانستم ،و حالا فهمیدم که من هم برای داشتن حال خوب وادامه ی آن سراز پا نمی شناختم وبرای خودم پر وبالی در آورده بودم و اصلا حاضر نبودم یک مو از سر حال خوبم کم شود و ناخواسته دچار حرص و ولع داشتن حال خوب در خودم شده بودم وبا هر کسی وهر باوری در اطرافیانم که میخواستند حال خوب من را خراب کنند به شدت بر خورد میکردم ویا میخواستم زود آنها را تغییر بدهم و به سمت حال خوب ببرم ، تا باعث نشوند حال من دوباره خراب بشود و حالا که دارم به اون لحظه ها فکر میکنم ،شدت حرص ولع ونیاز وتوجه ام رابه این قضیه ، دارم بیشتر درک میکنم و احساس میکنم کلید حل مشکل من هم ، تقلای زیاد برای حال خوب بوده واز امروز به لطف خدا، این خواسته رابه تشکر و سپاسگزاری برای هر مقدار وهر اندازه شادی و حال خوب که در زندگیم دارم معطوف میکنم واز هر لحظه ی به ظاهر کوچک شادی خودم و خانواده ام توجه میکنم وبابت بودن هر نعمتی که اطرافم هست از خداوند تشکر میکنم ،بابت همین آرامش کنونی همسرم ،بابت همین قیافه ی عادی پسرم حتی در حالت عبوس بودنش ،بابت تمام آرامش و سلامتی و امنیت و برکت و روزی خوبی که در زندگی دارم خداروشکر میکنم .و اتفاقا من قبل از این وضعیت بابت درآمد پایین همسرم شکوه داشتم وذهنم رفته بود روی نداشته ها وباز خیلی طول کشید تا اون حال بد را دوباره باز سازی کردم و دقیقا به علت آن نگرانیم هم مثل همین الان باز خواسته های زیاد بود در قالب ومسیر منفی ،وخیلی عالی با قضیه ‌ی ذهنیم راه آمدم وبه داشته هایم راضی و سپاسگزار شدم وخیلی ناباورانه همه ی موادغذایی در خانه و یخچال زیاد شد،واندازه مصرفمان خیلی خوب وبه اندازه شد که حتی ناراحت بودم که چقدر مواد غذایی در خونه داریم و کمتر خرید میکردم ولی باز مواد غذایی خیلی بیشتر از نیازمان در خانه می دیدم و اتفاقا یک اتفاق خیلی بهتر که پیش آمد مقدار حقوقمان دو برابر شد وبا خودم گفتم خدا را شکر انگار درآمدمان میتونه خیلی عالی برای یک زندگی خوب تو این شرایط که همه می نالند برایمان کافی و حتی بیشتر هم باشد ،وواقعا برکت وزیاد بودن آن را دارم احساس میکنم وهم خودم وهم خانواده خیلی احساس بهتری نسبت به قبل داریم ومن این نتیجه ی خوب رو بعداز ایجاد رضایت از داشته هایمان از لحاظ مالی را تجربه کردم و اتفاقا یک مورد کاری خوب دیگه بعداز ماهها برای همسرم پیش آمد که باز بابت همین رضایت خاطر خودم میدانم ،و تازه اصلا نه با زبان ونه با دل هیچ کاری نکردم حتی تشکر روزانه ،فقط دست از گله و شکایت برداشتم و همه چیز را به دست خدا سپردم ،همین وبس ،ولی حالا که نتایج را میبینم احساس رضایت و خشنودی وسپاسگزاریم خیلی بهتر شده و دیگه بی خیال نق زدن وشکوه شده ام .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Parsa Ash
      1399/07/20 15:44
      مدت عضویت: 1650 روز
      امتیاز کاربر: 42
      محتوای دیدگاه: 251 کلمه

      به نام الله همیشه مهربان
      خداوند یک انرژی است که تمام جهان از وجود این انرژی عظیم است. هر چه در جهان است از زمین و آسمان و ابرها و ماشین ها و خانه ها و جواهرات و جنگل ها و هر آنچه را که میبینی و حس میکنی خود خداوند هست ولی به شکل ماده در واقع خواسته ما زمانی که در ذهن ما شکل میگیرد حالت یک جنبش یا فرکانس دارد و اگر مرتب تکرار شود یک حالت فرکانسی بیشتر به خود میگیرد و تکرار دوباره خواسته یعنی فرکانس و انرژی بیشتر و این انرژی زمانی که زیادتر شود و برانگیخته شود تبدیل به ماده می شود یک حالت جامد ولی در درون پر از جنبش و حرکت و صدالبته انرژی پس زمانی که ما خواسته ای را دارم باید صبر کنیم با آرامش ذهنی که مرحله تبدیل انرژی به ماده انجام شود این انرژی برتر که به تمام حالات تبدیل میشود خود خداوند است به خاطر همین است که باید به خاطر هر چیز کوچک شکر گذار باشیم و به آن ارزش بگذاریم زیرا جلوه ای از خداوند است و خداوند خوشحال میشود از چنین بنده ی شکر گذار نعمت ها و درخواست بیشتر را ذهنیت آرام یعنی نعمت بیشتر از خداوند پس از خداوند بخواه و بیشتر هم بخواه و بدان که خداوند اجابت میکند تمام خواسته های تورا به شرط عمل و اخلاص درونی.
      احساس خوب اتفاق های خوب را به دنبال دارد رسالت ما در این جهان شاد بودن و لذت بردن از نعمت های خداوند است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 18
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      احساس میکنم آرامشم در زندگی بیشتر شده .با یاد خداوند و حس کردن وجود خداوند در زندگیم دگه غمگین نیستم .اگر کسی شکایت می‌کنه من انگار نمی‌شنویم .از خدایم سپاسگزاری کردم دیدم چقدر مردم از من سپاسگزارند برایم خیلی جالب بود طعم سپاسگزاری را اینقدر زود حس کردم .باز هم از خدایم متشکرم بابت هر نعمتی که به من داده است و از شما استاد بزرگوار که همراه همیشگی ما هستید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mohsen Dr
      1399/06/23 00:49
      مدت عضویت: 1309 روز
      امتیاز کاربر: 33
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      سلام به همه دوستای خوبم
      خواستم اهمیت نوشتن رو تکرار کنم چون خییلی موثره
      حتی اگه استاد تمرین هم نده شما مشق بنویسید !!!
      با تشکر
      ینی اینقدر حسم خوبه انرژی دارم نمیتونم زیاد صبر کنم
      باید برم !!!!!
      برم فایل بعدی رو ببینم بنویسم و اجرا کنم و در نهایت تجربش کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      1399/06/16 08:19
      مدت عضویت: 1465 روز
      امتیاز کاربر: 10824 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      به نام خدا
      جلسه ی نهم زندگی با طعم خدا😍❤️
      خدابا شکر که روز به روز به اون حس خوب بیشتر دست پیدا میکنم و طعم های خوب رو بیشتر در زندگی تجربه میکنم
      هر چه بر روی نکات مثبت توجه کنیم طعم های بیشتری روانه زندگیم میشه
      و یکی از بزرگترین اشتباهی که من داشتم توجه ام بر روی نکات منفی بوده و همیشه غر میزدم و همیشه عصبانی و نگران و از همه شکایت داشتم که چرا منی که اینقدر برای دیگران خوبی میکنم کسی برای من جبران نمیکنه
      انتظار از همه داشتم که برام جبران کنن
      همیشه تمرکزم بر روی نکاتی بوده که دوست نداشتم
      و بیشتر تحت فشار قرار میگرفتم
      خدا رو شکر به این مهم دست پیدا کردم که میتونم با توجه بر روی نکات مثبت و طعم های خوب به اون حس ارامش ذهنی برسم
      🙏🏻
      دوره ارامش ذهنی در رمضان فوق العاده هس اول ماه رمضون بود که من شرکت کردم در این ماه من با ارامش و احساس خوب همراه بودم هم از لحاظ روزه گرفتن اصلا با عشق و جان من روزه گرفتم و هیج فشاری بر من نیومد شاداب و سلامت پ همه کارام هم انجام میدادم مثل روزهای قبل از ماه رمضان و هم از لحاظ ارامش ذهنی
      حس خوبی داشتم حس ارامش صبوری مهربانی بخشنده بودن 🥰😍🙏🏻
      خدایا شکرش که همه ی دوره ها عالی هستن و‌من دوست دارم تمام دوره های استاد رو شرکت کنم
      به زودی زود میخام خدا هرگز دیر نمیکند هم شرکت کنم 🙏🏻
      استاد خوبم تشکر میکنم و بسیار سپاسگزارم از خدا از اینکه راهنمای از طرف خدا هستین و ما به واسطه ی شما به ارامش ذهنی ذست پیدا میکنیم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      1399/05/11 03:42
      مدت عضویت: 1651 روز
      امتیاز کاربر: 14515 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 301 کلمه

      وقت همه عزیزان بخیر انشالله
      منم باید ایشالله این دوره آرامش ذهنی و تهیه کنم !
      می دونم قرآن بهترین و کاملترینه منم باید سعی کنم بیشتر بخونم الان ! یکی از کارهایی که من الان می کنم برای آرامش همین تکرار من به خدا ایمان دارمه خیلی به من کمک می کنه !
      سعی می کنم تا اونجایی که می تونم همیشه احساسم و خوب کنم و واقعا این افراد مطرح جهان که شما گفتین من هم یه دفعه مارک زاکربرگ و از نزدیک دیدم رفته بودیم کوه اون هم با خانواده انقدر ساده خیلی ساده هستن! همیشه یه تی شرت و شلوار یه روز خونه اشو نشون می دادن تو یه برنامه‌ای کمد لباسهاشو همه تی شرتاش یه رنگ و یه جور مثل بقیه نیستن از پولشون و وقتشون برای چیزهای دیگه استفاده می کنن نه اینکه حالا پول دا ن باید فلان مارک و بپوشن و فلان چیز و داشته باشن ! خیلی دوست دارم این جور افراد و پولشون و راحت خرج می کنن برای خیریه و این چیزها ! حرف زدنشون و قیافه هاشون آرامش داره توش الان من خیلی دقت می کنم که کسی وقتی حرف می زنه چه جوریه آرامش داره نداره؟…
      هر روز سعی می کنم به طعمهای خوب توجه کنم تکرار نکنم چیزهایی که دوست ندارم و اینو تا حدود زیادی یاد گرفتم که تکرار نکنم
      درد ودل دیگه نمی کنم با کسی فقط با خدا حرف می زنم و از خدا کمک می خوام نه کس دیگه ای !
      ولی اینکه به قول شما هر چی سخت تر باشه همه چیز به خدا نزدیکتریم این فرمولش خیلی عمیقه در ما ها که کار می بره تا درست شه!
      من از هر چی که الان دارم لذت می برم و خدا رو شکر می کنم برای تمامی نعمتها و منتظر نعمتهای بیشتر و معجزات خداوند هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا:)
      1399/05/08 18:38
      مدت عضویت: 1582 روز
      امتیاز کاربر: 1628 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,248 کلمه

      سلام

      همه توجهات من به زیبایی ها و موفقیت افراد است💙
      یک چیزی درون خودم کشف کردم:
      اغلب اوقات که به خواسته هام فکر میکردم و الان هم، چون حس مالکیتو میخواستم نجوا خیلی میومد
      منم دیدم کلا تو دنیا حس مالکیتی وجود نداره
      همه اش ذخیره احساس
      و همونارو با خودمون به دنیای بعدی میبریم
      خب بخودم گفتم فریبا بیا حستو خوب کن و فکر کن داری یک رودخونه زیبارا تماشا میکنی بدون حس تملک
      قطعا حس تملک واصرار بهش از نجواهای شیطان میتونه باشه
      ما همه چیز هستیم ما خدا را داریم در درونمون
      کم نداریم که هی گولشو میخوریم
      البته من با آگاهی از خدای درونم به این نگرش دارم میرسم
      💙💙💙

      بهتر شناختن ماهیت شیطانو از دوره لاغری درک کردم
      وقتی شما گفتید شیطان که حرص و ولع ایجاد میکنه….میگه بخور کمه
      اصلا این جمله آخر کلی از پرده هارو از جلو چشام برداشت
      خداوند وعده فزونی میده
      شیطان ترس و کمبود تو دل آدم میندازه
      فکر نمیکردم توی خوردنم شیطان بیاد
      در صورتیکه جدیدا درک کردم هر جایی…‌هر موضوعی از زندگیمون….هر ارتعاشی که تجربه اش میکنیم
      دو وجهی
      وجه حس خوب و آرامشش خداست
      هر چه حس بدتر بشه شیطان داره بیشتر رخنه میکنه
      💙💙💙
      البته هنوز اول راهم
      فقط درک کردم
      توی عمل باید با تمرین بهش برسم
      وقتی خدا بیاد مهمون خونه ات بشه آیا شایسته است نگران هر چیز دیگه ای بشی؟؟
      الان خود خدا وارد خونه هر کدوممون بشه قطعا از خودبیخود میشیم
      این نگرشی که بهمون قدرت در احساس خوب موندن میده
      💙💙💙

      فردی که به احساس خوب رسیده باشد حرص و ولع ندارد!!!

      چرا؟؟؟
      خب من این جمله را با ادبیات جدید الهامی خودم ترجمه میکنم
      وقتی خدا پربشه شیطان جایی برای موندن نداره

      چطوری خدا پر شده؟؟
      با احساس خلق کردن و رشد کردن و جاری کردن ارزشی که انسانهای ثروتمند و پیشرو داشتن، لذت روحشون تامین شده
      شیطان راهی نداره تا دستاویزش بشه و حرص ولع ایجاد کنه
      خودم خیلی اوقات تو زندگیم تجربه شو داشتم
      استاد عباسمنش میگن کار مورد علاقت کاری که توش خسته نمیشی…گشنه نمیشی….
      حالت خوبه خوبه
      من خودم وقتایی که توی شغلم یک نکته جدید کشف میکنم…وقتایی که تو مدرسه سرگروه میشدم برای یک سری دروس
      وقتایی که مسئله ریاضی حل میکردم
      وقتایی که توی شغل قبلیم حس میکردم یک چیز جدید یاد گرفتم و پیشرفت کردم
      وقتایی که مخصوصا جدیدا تو این دوماهه الهامات میاد و گره ها باز میشه و اونارو بسطش میدم
      وقتایی که قبلنا پرتره میکشیدم
      دقیقا لحظاتی بوده که مشتی میزدم به دهن شیطان که میگف تو نمیتونی..‌ترسناک….ولش کن….از پسش برنمیای
      من فراتر میرفتم
      با توحید
      و دقیقا با خدا هماهنگ بودم
      اصلا به فکر خوردنم نمیفتادم
      یا سر و لباسم
      جالبه خیلی خوب اون روزا تو ذهنم مونده
      چقدر حس اعتماد به نفس مارا به این حس خوب نزدیک میکنه

      احساس خوبشان اونهارا سیر میکند
      اونها را آرام میکند
      اونها را بی نیاز میکند
      💙💙💙
      یک چیز دیگه کشف کردم اینم بگم:
      خب این روزا بخاطر تمرینای تناسب روی خوردنم دارم خیلی چیزارو پیاده میکنم
      دقت کردم دیدم وقتی یک چیزی میخورم در حالت نیاز داشتن، اگر تصویر اون آدم متناسب تو ذهنم باشه
      یعنی با نگاه به اون آدم بخورم
      حسم بسیار عالی میشه
      خیلی صبور و آروم میخورم
      اما اگر نگاهم به اون آدم چاق باشه
      از سر ترس و حرص ولع با عجله و تند میخورم و بهمم اصلا نمیچسبه
      خیلی کشف جالبی

      توی ثروت هم همین
      توی سلامتی هم همین
      با چه نگرشی
      با چه زاویه دیدی
      با کدوم سمت بودن سر داری ثروت توی دنیا را میبینی؟؟
      بهتر بگم:
      شیطان چشماتو قرض کرده داره میبینه
      یا خدا داره آرام و زیبا نگاه میکنه
      چشمات در اختیار کی؟؟؟
      دوست داری کدوم تو وجودت پررنگ بشه!!!
      💙💙

      یک جمله پرنکته
      افراد موفق و ثروتمند حساسیت های افراد فقیر را ندارند
      چرا؟؟؟
      ترجمه من:
      اونا شرک ندارن
      بنده های خدا را صاحب قدرت نمیدونن
      خیلی جالبه جدیدا دارم رو این ویژگی خودم کار میکنم
      من خیلی آدم حساسی هستم
      چندنفری بهم گفتن
      فهمیدم من همه را صاحب قدرت بر خودم میدونستم
      همه نفع و ضرر زندگیمو انگار بند ها تعیین میکنن
      و به همین خاطر بوده که خیلی رو حرفا و رفتاراشون حساس بودم
      خیلی خودمو خورده بودم
      چقدر شرک داشتم
      توبه کردم و گفتم خدایا کمکم کن
      من تازه تورا تو وجودم پیدا کردم
      این جمله عالی بود
      جالبه فکر و نتیجه چند روز اخیر من بود
      همزمانی در واقع
      💙💙💙💙

      خواستن یا محتاج بودن
      خداوند یا شیطان
      آرامش یا تنش
      ثروت یا فقر
      تناسب یا چاقی
      سلامتی یا بیماری

      همه منفیا بخاطر نداشتن عزت نفس و اعتماد به نفس ناشی از آگاه نبودن از قدرتی که باهاش بدنیا اومدیم
      من تازه متوجه شدم
      💙💙💙

      مارا ترسوندن ازینکه از خدا بیشتر بخواهیم!!!
      به هیچ وجه خداوند کسانی را که درخواست نمیکنند دوست ندارد!!!
      چرا؟؟؟
      خب من با همون شابلون خودم
      با همون فرمول خودم ترجمه اش میکنم:
      ما بعنوان انسان وقتی پا به این دنیای پرز تضاد میگذاریم یک سری نیازهایی داریم
      که در صورت رفعش حسمون خوب میشه
      همون سیری از غذا که استادگفتن
      داشتن مسکن و سرپناه
      داشتن وسیله راحت برای جابجایی

      وقتی اینا تامین بشه ما حس نیازمون رفع میشه و به حس خوب میرسیم
      اگر رفع نشه حس و حالمون بد

      خب حس خوب تجربه خداست
      حس بد تجربه نبود خدا و وجود شیطان

      مشخص که راه رسیدن به حس خوب برای همه باید یکسان باشه چون خدا عادله
      و خداوند خواستار حس خوب ماست
      چون فقط در حالتی که حسمون خوبه برای کائنات مفیدتریم
      برای همنوعانمون
      هدف اصلی جهان هم که رشد و گسترش

      پس خداوند عاشق این که ما درخواست تجربه هر حس خوبیو داشته باشیم
      چون انسان شاد برای دنیا مفیدتره

      انسانی که در تسلط فقر به سمت دزدی و آسیب به همنوعش میره
      پس خدا خواستار درخواست ما برای تجربه احساسات بهتر هست همواره

      درخواست دادن هم با نگرش محتاج بودن از سوی شیطان درونمونه
      چون کسی که خداوند را، بزرگترین قدرت کائنات را در درونش داره چرا باید محتاج باشه؟؟
      اصلا محتاج چی میتونه باشه؟؟
      خنده داره😂

      من واقعا جدیدا دارم ایمان پیدا میکنم قاعده عالم بر فراوانی
      چون فاکتور گرفتم از ویژگی مشترک همه ی انسانها و کائنات
      و اونهم قدرت احساس کردن
      حس
      وقتی همه میتونن بخندن پس همه میتونن ثروتمند بشن
      به همین سادگی الهامی بهم شد که دوباره خیلی از پرده هارو از جلو چشمم کنار زد
      الهی شکر💁💙💙

      خواسته ها وقتی سمتت میان که چشماتو به دست خدا داده باشی
      با حالت تحسین به هستی نگاه کنی
      با یاد کردن خدا
      قدرتش
      نعمتش
      تنها با یاد خداست که قلبها آرامش میگیرد
      💙💙💙

      هر چه به اون احساس نزدیکتر شدم نعمت ها راحت تر وارد زندگیم شد

      ترجمه: هر چه به خدا نزدیک تر شدم امورم راحت تر انجام شد
      اون رئیس کل کائنات
      مشخصه که هر چی به رئیس نزدیکتر باشی کارا سریعتر و بهتر انجام میشه
      💙💙
      من روی مثال رودخانه دزفول خیلی فکر کردم
      یعنی از همون یکسال و نیم پیش که این دوره را گوش کردم این جمله شما برام عجیب اومد
      گفتم خدایا این منظورش چی
      رودخونس دیگه
      چی فهمیده من نمیفهمم
      خیلی عالی و تکاملی به جوابش رسیدم

      قانون ارتعاشات
      همونی که درختارو زمستون به خواب میبره
      همونی که یک شکوفه را به یک گردو تبدیل میکنه
      کدوم آدمی میتونه این کارو بکنه آخه؟؟

      خدا چیزی را خرج چیزی نمیکنه
      جهان پرز فراوانی
      ما یک باغ پرز درخت گردو داریم
      شاید بیش از ۴۰ ساله که به خانواده ما نعمت میده
      حالا درخت جدید گردو هم کاشتیم
      گیلاس کاشتیم
      سیب
      و خیلی درختا و صیفی جات دیگه اضاف کردیم
      اما ازونجایی که بر پایه فراوانی هیچ محصولی مانع از به ثمر رسیدن اون یکی محصول نشده
      هر سال داره بیشتر میشه
      این قانون خداست
      قانون فراوانی

      خرج چیزی برای چیزی بخاطر باور کمبود
      …کافی بذر هر خواسته ای را بکاریم
      البته بدلیل انسان بودنمون کمی محدودیت داریم ولی با طی تکامل هی وسعت نعمت ها بیشتر میشه تو زندگیمون
      الهی شکر
      💙💙💙
      واقعا علاوه بر حس تحسین نعمت ها باید یک سری فرکانس های غالب بدمون را رفع کنیم
      برای من یکیش چاقی بود
      که الهی شکر ۸۰ درصدش رفع شده
      دقیقا حرف استاد درسته
      بعدیش که دارم جدیدا روش کار می کنم حس مهم بودن بنده های خدا تو زندگیمه که پررنگه
      دارم با ایمان به خدا رفعش میکنم تا خودبخود خدا و حس خوبش را بیشتر تجربه کنم
      نعمات پاداش ایمان به خداست
      هدایای فرکانس خداست
      و مشتاقانه منتظر ما هستند
      ذات عاشقانه هستی همین
      💙💙
      جالبه یکسال نیم و پیش من اصلا نشنیدم که شما بگید دوره آرامش ذهنی در ادامه این فایا و اصلا رو سایت هست
      شنیدم گفتید قرار بیاد
      خیلیم تو سایت گشتم بعدش ندیدم
      الان که شنیدم تعجب کردم
      گفتم همون فایل یعنی!!!

      ۸ مرداد ۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
        1400/04/24 00:10
        مدت عضویت: 1044 روز
        امتیاز کاربر: 168 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 5 کلمه

        عالی بود فریبا عزیز مرحبا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azadeh7476
      1399/04/14 12:21
      مدت عضویت: 1355 روز
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      با سلام خسته نباشین استاد عزیز
      فایلهای ارامش ذهنی با الهام از ایات قران رو از کجا باید تهیه کنیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nana
      1399/04/10 16:18
      مدت عضویت: 1628 روز
      امتیاز کاربر: 438 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 173 کلمه

      درود به همه عزیزان
      فایل از ابتدا از زبان استاد و دیدگاهشون عالی بود ولی… انتهای فایل و اصلا قبول ندارم چون فرمودید فایل های ماه رمضان از هزار و چهارصد سال پیشه و در موردش بحث میشه و آیاتی که در اون زمان وحی شده رو شما می خواین در این زمان و دوره به اشتراک بزارید و براش هزینه هم پرداخت بشه اگه کلام خداست که قبلا به رایگان در اختیار بشر قرار گرفته پس شما هم در آپدیت تفسیری این زمان و دوره به رایگان در اختیار بزارید اگر اجازه آپدیت و در این دوره دارید.چون قبلا در اون دوره اجازه به اون پیامبر و ارسال آیات به ایشون داده شده بود. ولی فایل هایی که در رابطه با موفقیت و تناسب اندام و در این برحه زمانی است و از خداو ند نور و زیبایی به شما ارسال و از کلام شما جاری می شه اون مختارید که براش هزینه دریافت بفرمایید.از شما استاد عزیز و
      .منظور از اجازه اجازه زمینی نیست اجازه اسمانی ست. دوستان همسفر سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهاره بهجو
      1399/04/08 23:33
      مدت عضویت: 1622 روز
      امتیاز کاربر: 642 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 109 کلمه

      سلام به استاد و همراهان عزیز
      این جلسه یکی از بهترین ها بود ،سرشار از آگاهی و حس خوب و من به این آگاهی بزرگ دست پیدا کردم که وقتی خواسته ای رو با حس خوب از خدای خودم ،خواستم شرط دریافت جواب از خدا ،طی کردن زمانی همراه با آرامش و سکوت ذهنی ست تا به مرحله دریافت برسم و برای درک آرامش ذهنی هیچ راهی نیست جز راضی بودن و لذت بردن از داشته هایی که میخوام بیشتر بشن و منو به کمال و مدارهای بالاتر برسونن ،خدا رو شاکرم از همین همه آگاهی و حس خوبی که دارم و از استاد عزیز خیلی تشکر و سپاسگزاری میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیرا
      1399/03/25 19:19
      مدت عضویت: 1650 روز
      امتیاز کاربر: 7334 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      با سلام خدمت همه دوستان عزیزم.من هم از این فایل لذت بردم و چه وقتهایی برام پیش میاد که وقتی احساس خوب دارم و ارامش دارم همون روز همه چیز یه رنگ دیگه برام هست وقتی رانندگی میکنم تا برم سرکار حس میکنم هیچ نیازی ندارم و الان در بهترین حالتم حس میکنم رنگ گلها چه زیباست و هوا چقدر دلپذیره.و وقتی انسان حالش خوب باشه با وجود نداشتن ها ولی ته دلش خوشحاله و امیدواره.و اینکه ادم احساسش عالی باشه بهترین حس دنیاست.
      ممنونم از استاد عزیز و نوشته های دوستان گلم🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Faezeh.senobari.59
      1399/03/19 16:55
      مدت عضویت: 1438 روز
      امتیاز کاربر: 405 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 303 کلمه

      سلام
      خیلی وقتها تو زندگیم دنبال چیزهایی بودم که فکر میکردم تا اونا نباشند حس وحال من خوب نمیشه زمین وزمان را بهم میزدم تا به خواسته ام برسم..احساس آرامش نداشتم واین کمبود را در بیرون خودم جستجو میکردم.ولی بهش دست پیدا نمیکردم.نه تنها اسباب زندگی بلکه آدمها ومکانها هم شاملش میشد.هر چه میرفتم اونم میرفت وما هیچ وقت بهم نمیرسیدم واگه میرسیدم زمانش کوتاه بود .تا اینکه به خودم اومدم وفکر کردم چرا؟؟؟؟
      از خدا درخواست کمک کردم دیگه عاجز شده بودم
      واون موقع بود که درهای کمک از همه طرف بروی من باز شد.ومن به هر اندازه عملکردم را بهتر میکردم وآگاهی ام از قوانین بیشتر میشد آرامشم هم بیشتر .
      بودن اطرافیانم را دوست داشتم ولی نبودنشون آرامشم را بهم نمیزد خرید را دوست داشتم ولی اگر هم خرید نمیکردم حالم بد نبود….حس وحالم تو طبیعت خیلی بهتر بود خیلی با خودم فکر میکردم.
      استاد گوش کردن به این فایلهای زندگی با طعم خدا هم.یکیاز معجزاتی بود که خدا برام فرستاد بود .
      من در دوره تکرار لاغری با ذهن هستم.ودر کنار اون
      روی قوانین جهان هم کار میکنم.روزی که اولین فایل زندگی با طعم خدا را گوش کردم خیای لذت بردم کلی با خودم.گفتم چه زمانی وقت بزارم که بتونم این فایلها را گوش کنم ..با خدا صحبت کردم وزمانش را به خودش سپردم. واز اونجایی که ایمان دارم که در مسیر زیبایی که دارم حرکت میکنم اگه هر چیزیکه نیاز باشه بدونم خدا سر راهم قرار میده دیگه نگران نمیشم مثل قبلا حرص نمیخورم…واقعا متشکرم استاد که این فایلهارا در دوره تکرار هم گذاشتید واقعا عالیه.
      الان یاد گرفتم که شادی وآرامش ربطی به عوامل بیرونی من نداره اگر من بتونم در همین لحظه شاد باشم وشکر گزار در هر موقعیتی میتونم این احساس را داشته باشم وبا این احساس هر روز زندگی من بهتر وبهتر خواهد شد این قانون خداوند است.قانون همیشه ثابت است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه قدیریان
      1399/03/10 18:31
      مدت عضویت: 1620 روز
      امتیاز کاربر: 477 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 102 کلمه

      با سلام. من با اشنایی با این تفکر و سپاسگزاری ومثبت اندیشی زندگیم تغییر زیادی کرده‌است ومن خیلی خوشحالم .در زندگی اطرافیانم ثروتمندی واحساس دارندگی را دیده ام و فقر وارسال پیام نداشتن رو کامل دیده ام
      تصمیم گرفتم با فرکانس مثبت و سپاسگزاری از داشته هایم نعمت های بیشتری به سمت خودم جذب کنم وبا بخشیدن به افراد نیازمند فرکانس دارندگی را ارسال کنم
      ومیدانم شکر نعمت نعمتم افزون کند.
      فراوانی نعمت های خدا را باور دارم وهرگز ترس ندارم آرامش زیادی دارم و میدانم که خداوند برایم بهترین ها را می خواهد
      متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hkhandan31
      1399/02/26 12:20
      مدت عضویت: 1441 روز
      امتیاز کاربر: 27
      محتوای دیدگاه: 298 کلمه

      بنام خدای بخشایشگر و سلام به همه دوستان
      خدا را شکر می گویم که در ادامه مسیر زندگی با طعم خدا هر روز آگاهی هایم بیشتر می شود و نکات کاربردی تری را می آموزم.
      دیگر همه ما میدانیم که احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب و داشتن آرامش چقدر ما را به رسیدن به احساس خوب کمک میکند اما فهمیدن این موضوع به تنهایی کاری نمی کند و من باید بتوانم به آن عمل کنم .
      از تجربه خودم میگویم در این مسیر ، زمان تماشای تلویزیون را کم کردم وفقط برنامه هایی را که شاد هستند و حالم را خوب میکنند نگاه میکنم ، به اخبار و مسائل پیرامون کاری ندارم ، سعی میکنم با حال خوب خرید کنم و از آن لذت ببرم ، از دل نازیبایی ها روی نکات زیبا تمرکز میکنم ، کمتر بقیه را قضاوت میکنم ، روی بهتر شدن روابطم   با خانواده دقت دارم ، سعی میکنم زندگی با طعم های خوب و شیرین را تمرین کنم ، توجهم به خدا و سپاس گذاریم باحس و حال خوب بیشتر شده است ، کمتر به نکات منفی توجه می کنم و زمان آن را بسیار کم کرده ام ، سریعا بدون دلیل مخالفت خودم را اعلام نمی کنم ، از آنچه که دارم با احساس خوب واقعا لذت می برم ، همه چیز برایم دوست داشتنی تر شده است ، احساس نزدیکی بیشتری با خدا پیدا کرده ام ، فراوانی بیشتری می بینم و ….
      هر چه توجهم به زیبایی ها بیشتر باشد واز نکات منفی پرهیز کنم ذهنم آرام تر و احساسم بهتر است . بهمین دلیل از ذکر نکات منفی خودداری میکنم اما وجود دارند و من با قدرت میگویم با توکل و اعتماد به خدا رو به جلو حرکت میکنم تا آنها را کم رنگ و بی اثر کنم .
      استاد متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      1399/02/10 05:42
      مدت عضویت: 1651 روز
      امتیاز کاربر: 14515 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      این احساس خوب واقعا محک خوبی برای همه جنبه ها! همه نعمتهای خدا فراوونه برای همه هست!
      اینو بگم که همیشه فامیلها و دوستان ما همه آدم‌های خیلی پول داری بودن و ما هم زندگی متوسطی داشتیم و لی من الان که یادم میاد اون موقع ها که بچه بودم می دیدم بعضی هاشون همیشه خیلی ساده می پوشن خونه زندگی هاشون خیلی شیک بود مثلا جواهر فروش بودن ولی خانمهاشون خیلی ساده اصلا طلا و جواهر استفاده نمی کردن توی مهمونیها! بر عکس کسایی که هیچی نداشتن همیشه براشون مهم بود که چی بپوشن ساعتشون چی باشه عینکشون!
      همه چیز آرامش اصلا به این و اون چیز و داشتن نیست آدم اگه بخواد همه چیز خدا بهش می ده از بس بهمون گفتن قناعت کنین و از این حرف‌ها ما هم چیزی نخواستیم ولی خدا رو شکر می کنیم برای آونگه الان داریم الان و برای چیزهای بیشتری که می خوایم مثلا من الان همش تو فکر اینم که خدا یه داماد خوب برام در نظر بگیره انشالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khandan614
      1399/02/05 21:36
      مدت عضویت: 1476 روز
      امتیاز کاربر: 19515 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 245 کلمه

      سلام استاد ارجمند ، خدایا شکرت بخاطر طعم زیبای فراوانی طعمی که برای اغلب ما آدما غریبه ، و همه نمتونن اونو بچشن ، خدا بینهایته ، نعمتهاشم بینهایته وقتی که خدا ۱۴۰۰ سال پیش تو قرآن گفت اگر همه دریاها مرکب و همه درختان قلم شوند باز نمیتوانید نعمتهایم را بشمارید ما انسانهای به ظاهر دیندار در طول قرنها درک نکردیم این فراوانی را مگر عده کمی که بهره بردن ، همین کلام خدا نشان از دنیای فراوانیه ، بینهایت نعمت وجود داره که هرچی استفاده کنیم کم نمیشه خداوند دوست داره که ما از نعمتهاش استفاده کنیم و سپاسگذار باشیم تا بیشتر بشن ولی اغلب ما با ندارم ها ، نبودن ها و کمبودها بزرگ شدیم و از بچه گی هر چی خواستیم با کلمه نیست روبرو شدیم عادت کردیم به نبودنها و کمبود ها و ناشکریها چون نمیتونستیم نعمتها را ببینیم و تمام توجه ما روی نبودنها بود و همیشه هم دچار کمبود هر چیزی بودیم واگر به جای یک چیز ۲ تا چیز از خدا میخاستیم متهم به طمعکار بودن میشدیم که چرا سیر نمیشی بست نیست ، از وقتی که خدای فراوانی را درک کردم باورهای کمبود گذشته را کنار گذاشتم به آرامش رسیدم که نعمت همیشه هست و هیچ وقت تموم نمیشه خیلی راحت میبخشم تو هر شرایطی که باشم با وجودیکه از لحاظ مالی ثروتمند نیستم چون لذت بخشش باعث میشه که احساسم همیشه خوب باشه و خدا همیشه بهترین شرایط برای من رقم میزنه خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طوبی حاج احمدی
      1399/02/02 01:54
      مدت عضویت: 1627 روز
      امتیاز کاربر: 3344 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      خدا جونم سلام
      خدای عزیزم میدونی ک چقدر عاشقانه دوستت دارم خداجون کمکم کن ک همیشه احساس خودمو خوب نگه دارم وانرژی لازم را در اختیار من بزار ک همیشه شاد باشم ارامش بیشتری داشته باشم امیدوار باشم
      خداجونم من خودمو باور کردم ومیدونم ک تو ب من قدرت تغییر کردن را دادی ازتو میخوام کمکم کنی ک توجه من ببشتر ب نکات مثبت زندگی باشه
      خداجونم خیلی دلم میخواد انقدر ثروتی داشته باشم ک راحتر خرج کنم وب کسانیکه احتیاج دارند کمک کنم چون لذت خوشحال کردن دیگران را چشیدم ومیدونم چه لذت داره خدا جونم دلم میخواد دوباره ب تناسب اندامی ک قبلا داشتم برسم واین چاقی ازم دور بشه میدونم ک تو همیشه کنارم هستی وکمک میکنی چون تو دلت میخواد بنده هات همیشه خوشحال باشن
      خدا جونم دلم میخواد رابطه خوبی تو خانواده مون باشه بتونیم کنار هم خوشحال باشیم وارامش داشته باشیم
      خدایا کمکم کن همیشه سپاسگذارت باشم نعمتهای تورا ببینم ولذت ش راببرم
      خدایا شکرت ب خاطر راهنمای خوبی ک در مسیرش قرار گرفتم وکمکم کرد ک دوباره از خواب غفلت بیدار شوم وهواسم بیشتر متوجه خودم وتو باشد خدایا سپاسگذارم
      استاد عزیزم خدایی باشی همیشه انشاالله ??

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      1399/02/02 01:15
      مدت عضویت: 1558 روز
      امتیاز کاربر: 22933 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 345 کلمه

      روز ۵۹تکرار
      با سلام
      سالها مادرمو وبقیه رو دیدم که هر چی از خدا میخوان با گریه وحال بده،،همش تو غر زدن بودن ونفرین این و اون ،،از خدا بدم میومد،آخه خدایی که همش بدبختی میده ومیخواد واسه بنده هاش که پرستیدنی نبود،قبولش نداشتم ونمیخواستم بشناسمش ،عامل بدبختی ها میدونسمتش ،منم یاد گرفتم نقش یک قربانیو در این جهان بازی کنم ونمیدونستم دارم با زندگیم چکار میکنم،احساس ترحم ودلسوزیه دیگران خوشحالم میکرد ،نمیدونستم که یک قربانی باید مورد آزار دیگران قرار بگیرد وجهان هم افرادیو واسم میفرستاد که اذیتم کنن،بهم بی احترامی کنن،پولمو ببرن،تنبیه م کنن ووووووووووو
      من ناآگاهانه تن به سرنوشتی دادم که بهم گفته بودن از قبل نوشته شده اونم ،شکل مادرم ،میگفتن کفش مادر پای دخترشه ومادر من چه مدل زنی بود؟؟ زن بسیار ترسو،توسری خور،قربانی،ناراحت،مذهبی،وووووو
      از تمام این خصوصیات بدم میومد ولی از بس میدیدم وبهم میگفتن وبهش توجه میکردم خودم هم شکل مادرم شده بودم،میخواستم تغییر کنم ولی راهشو بلد نبودم،از بچگی کتاب زیاد میخوندم ،از ۲۵سالگی آرام آرام به مسیر ذهنی کشیده شدم و دوباره به دلایلی از مسیر خارج شدم، تضاد ها امانمو بریده بودن،ضرر پشت ضرر،اتفاقات بد ،شکست،روابط بد
      خسته از خدایی که قبولش نداشتم خواستم کمکم کنه ،هدایت شدم به مسیر درست ،دیدن جاده خداشناسی،خودشناسی واسم جالب بود،پر بود از احساس آرامش،جذابیت، وصل شدم به جی پی اس خدا، ارام آرام بهم یاد داد که اول باید حالت خوب باشه،توجه ت به نکات مثبت باشه،هر چیزیو گوش نده،هر حرفیو نزن،هر جایی نرو،مرتب به درونت توجه کن،به خودت توجه کن،به خودت محبت کن ،من در تو هستم ،اگر میخوایی با من حرف بزنی به خودت محبت کن،با بدنت حرف بزن ،نازش کن،بهش اعتماد کن ،اونوقت بمنم نزدیک میشی ،هر زمان که ارتباطم با برج مراقبت خدا وصله ،میرم تو مسیر صحیح،حالم خوب میشه ،هر وقت اتصالم قطعه حالم بده ،میفهمم جنگ درونیم شروع میشه ،و دارم تلاش میکنم زمان های بیشتری در اتصال باشم ،وقتی بهش وصلم ،مرتب بهم میگه آروم باش همه چیز درست میشه ،بمن اعتماد کن ،در آرامشه که به خواسته هات میرسی
      وقتی در آرامشی داری پالس عشق به جهان میفرستی وجهان هم مثل آینه جوابتو میده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      1399/01/29 15:42
      مدت عضویت: 1479 روز
      امتیاز کاربر: 8333 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      سلام. من فکر میکردم که اگر چیزی میخوام باید دائم توجهم باشه که اینو میخوام و اگر باشه خوبه اما استاد تو فایل گفتن اول احساس خوب، آرامش ذهنی و همین که راضی باشی با همین چیزایی که داری. الان سوال برای من پیش اومده که من همیشه حالم بد بوده و چیزی خواستم و گریه کردم و راستش با زور و فشار سختی بوده و الان هم برام خیلی جالبه و هم سخته که چجوری من حالم خوبه بعد نعمت ها میان؟ یعنی من گریه نمیکنم و نعمت دريافت میکنم؟ یعنی غر نمیزنم و همونی میشه که دلم میخواد؟
      خیلی خوشحال میشم که اینجوری به خواسته هام برسم و حتما خیلی لذت بخشه. ولی چجوری میتونم بدون حضور چیزی که میخوام در زندگی شاد باشم؟ ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهار تهرانی
      1398/12/13 09:41
      مدت عضویت: 1606 روز
      امتیاز کاربر: 691 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 173 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
      این فایل به ما یادآوری کرد خدایی داریم بسیار بخشنده و رزاق، و اینکه دنیا پر از فراوانی است ، به ما یاد داد نترسیم،همه چیز به مقدار زیاد هست و کافی است از خدا بخواهیم و این خیلی آرامش میده به ما ،نمی دونم چطوری این باور در ما شکل گرفته بود که درخواست نداشتن از خدا و قانع بودن به کمتر از خواسته هامون فضیلت است ،مگر خدا قادر نیست ؟یاد گرفتم در عین اینکه اسراف نمی کنم هر نعمتی را از خدا بخواهم و هیچ اشکالی ندارد من خواسته و آرزو داشته باشم ،من برای نعماتی که دارم با شاد بودنم خدا را شکر می کنم ،اما برای بقیه نعمت ها و حوائجم هم درخواست می کنم از خدا ،خدا را شکر که ولی نعمت من خدای فراوانی هاست،
      استاد بزرگ از اینکه هر روز قدمی ما را به خدا نزدیک تر می کنید، از اینکه آرامش را به ما هدیه می دهیدو از اینکه زیبایی های زندگی را به ما نشان می دهید سپاسگزاریم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azita
      1398/12/05 18:21
      مدت عضویت: 1634 روز
      امتیاز کاربر: 6003 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 109 کلمه

      سلام استاد چقدر این فایل عالی بود من خودم یکی از کسانی هستم که همیشه فکر می کردم اگه ازخدا زیاد درخواست داشته باشم و دنبال طعم های خوب باشم پس خیلی زیاده خواهم واینجوری فکر می کردم دیگه خیلی خواسته هام زیاد شده وخدا بهم توجه نمی کنه وبایدقانع باشم و دیگه چیزی نخوام.الان خیلی احساسم بهتره که شما فرمودین اینجور نیست بلکه خدا دوست داره که ازش بخوایم که بهمون ببخشه و دقیقا همینطوره اینقدرکه خدا مهربونه پس منم ازش میخوام که منوبه احساس خوب وآرامش برسونه ولذت طعم های دلچسب وشیرین خوشبختی به همراه سلامتی واستقلال مالی وثروت را به من ارزانی کنه.
      سپاسگزارم خدای مهربونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      1398/11/23 16:00
      مدت عضویت: 1651 روز
      امتیاز کاربر: 12413 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 67 کلمه

      مرسی استاد از فایل عالی وفوق العاده تون ،من وقتی باخودم خلوت می کنم وراجب این گفته های شما فکر می کنم می بینم تنها چیزی که همه ی ما آدمها دنبالش هستیم حالا هر کسی به نوعی تعبیر می کنه احساس آرامشه وخود من خیلی وقت بود به این نتیجه رسیده بودم ودر سایه این آرامشه که نعمتهای بی دریغ خدا بهسوی ما سراریز می شه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1398/10/06 08:36
      مدت عضویت: 1651 روز
      امتیاز کاربر: 20827 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 346 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان خوبم
      چقدر از گوش دادن به این فایل لذت بردم و نکات عالی یاد گرفتم وقتی به خاطر می آورم زمانی را که این همه نعمت هایی که خدای مهربانم به من داده بود را نمی دیدم و فقط تمرکز بر مشکلات زندگی ام داشتم خجالت زده می شوم وقتیکه سعی میکردم تمام مشکلات را خودم حل کنم تا کنترل زندگی ام را در دست داشته باشم چقدر آن دوران سخت بود چون توانایی های من محدود بود و این مشکلات نه تنها حل نمی شد بلکه مرا بیشتر عذاب میداد تا وقتیکه در یکی از فایلهای استاد شنیدم که گفتند اگر شما مشکلی در مورد بخصوصی از زندگی تان دارید در آن مورد ایمان شما به خدا ضعیف است این حرف به من تکان شدیدی داد نمی خواستم آنرا باور کنم با خودم خیلی کلنجار رفتم تا بالاخره تصمیم گرفتم که من باید در این مورد از زندگی ام ایمانم را به خدا بیشتر کنم آنموقع بود که با خدای خودم حرف زدم و گفتم ای خدای مهربان و دوست داشتنی من حل این مشکل را به تو می سپارم و میدانم که تو خیلی بهتر از من میتوانی بر آن کنترل داشته باشی
      من با این کار احساس کردم که بار سنگینی از دوشم برداشته شد و احساس آرامش عجیبی به من دست داد الان هر وقت که ذهنم میخواهد منحرف شود و کنترل حل آن مشکل را به دست بگیرد به خودم هشدار میدهم که نگذار ایمانت به خداوند در باره این موضوع دوباره ضعیف شود که در آن صورت این آرامش را از دست میدهی و به جایش غم و اندوه و افسردگی و استرس نصیبت میشود حالا آدم عاقل کدام یک را انتخاب میکند
      من در مراحل اولیه این تجربه هستم و همیشه دعا میکنم که خداوند عزیز و دوست داشتنی ام کمکم کند تا قویتر بشویم و زمانی برسد که این مشکل بکلی بر طرف بشه و من با شور و نشاط و شادی باقی مانده عمرم را بگذرانم ???
      از شما استاد عزیزمان هم ممنونم که این آموزشهای گرانبها را در اختیار ما می گذارید ?????????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shahla mahmoudi
        1398/10/07 05:42
        مدت عضویت: 1651 روز
        امتیاز کاربر: 20827 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        ممنونم استاد عزیز از تشویق و راهنمایی های با ارزش شما همراه بودن شما با ما و ساپورت شما دلگرمی خاصی به ما میدهد ??????

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سپیده منیعی
      1398/10/05 19:35
      مدت عضویت: 1632 روز
      امتیاز کاربر: 11269 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 613 کلمه

      به هرچی توجه کنم همان می‌شود چه بخواهم چه نخواهم امروز ناخودآگاه بعد از شنیدن فایلها این جمله واقعا فوق العاده همش به ذهنم میاد نمی‌دونم دقیقا تو این فایل ازش صحبت شد یا فایل بعدی چون من اول چندبار فایلهارو گوش میدم بعد که فرصت پیدا میکنم میام تمریناتو انجام بدم و تمرینات دوستانو بخونم.چقدر این فایلهای دوره خدا دید جدیدی باز میکنه مثلا در فایل قبلی که راجع به طعم چیزی که موردنظرمون باید تمرین میکردم به طرزی معجزه آسایی هدر همون فایل از اپتیمای سفید که استاد صحبت کرد که من دوست دارم طعمشو بچشم من قبلا هم به این ماشین توجه زیادی داشتم ولی بعد از حس طعم شیرین و شادی بخش داشتنش ی روز دقیقا تو خیابون ی اپتیمای سفید دیدم که شاید شماره پلاکشم حتی با پلاک ماشین من سه رقم تفاوت داشت اصلا من از حیرت و البته خوشحالی گریه ام گرفت (تازگیا خیلی زود گریه ام می‌گیره گاهی از شادی گاهی از ناراحتی نمی‌دونم چرا به نظرم نشونه خوبیه یعنی نشونه داشتن احساسه )اینقدر این حس برام لذیذ بود که حتی از ماشین طرف عکس گرفتم و هرازگاهی نگاهش میکنم و ناخودآگاه میبینم دارم با خودم میخندم و بعد دوباره خوشحال‌تر میشم که خودم باعث شدم حتی برای لحظه ی کوتاهی خودمو خوشحال کنم و به گرگ درونم که همش داره تو گوشم میخونه که تو لیاقت نداری چه فایده اون ماشینم می‌خری مثل همینی که خریدی ولی اگه مردی لباسی که دوست داری با سایزی که دوست داریو و رنگ روشن بخر واسه خودت ماشین باشه طلبت .وااااای که این گرگ لعنتی چند روزه خیلی حرف میزنه توسرم و تا چشممو باز میکنم میگه بی لیاقت دیشب که زیاد غذا خوردی امروزم باید چاق زندگی کنی حالا چند روزه تا چشممو باز میکنه اون که شروع میکنه به حرف زدن منم میگم ببین سپیده اگه امروز آخرین روز زندگیت باشه آیا هنوز این چاقی اینقدر برات مهمه؟میگه نه دیگه معلومه مهم نیست این ی روز آخرو بی خیال وزن و قد و نداشته ها بیا خوشحال باشیم.بعد بهش میگم این روز آخری حرف حرف تو دوست داری چی کار برات کنم که حالت خوب باشه؟مثلا امروز گفت نرو باشگاه بخواب خونه دوست ندارم از خونه برم بیرون.منم نرفتم و انصافا هم الان حالم خوبه .دیگه جنگ و غلبه و از فردا فلان میکنم و بهمان میکنم خیلی کمرنگ شده واسم و زندان مغزم انگاری میله هاش فاصلشون بیشتر شده و اجازه نفس کشیدن بهم میده .چه خوبه که واقعا اینجا رو دارم که بتونم حس و حالمو بنویسم و روند پیشرفتمو حتی جزیی حس کنم .همون قدرتی که کوه و رودخونه و آسمونو آفریده منم برای دلیلی آفریده که قطعا الان مطمئنم که اون دلیل زجر کشیدن و چاق بودن و کلا نداشتن نیست .من میخوام توجه به حس و حال خوبو تمرین کنم که تازه دارم با تمام وجودم درک میکنم که شادی دلیل موفقیته نه موفقیت دلیل شادی چون من آدم موفقی در زندگیم هستم ولی شاد نبودم یعنی اصلا توجهی به موفقیتهام و داشته هام نداشتم که خوشحالم کنه حتی جالبه چندباری که لاغرم شد و به وزن ایده آلم نزدیک شدم با اینکه احساس میکردم اگه لاغر شم خیلی خوشحال میشم ولی من موفق شده بودم وزن کم کنم ولی شاد نبودم .برای چند ساعت شاید شاد بودم ولی فقط چند ساعت بود و تمام.ولی الان میدونم که کلا دلیل حس و حال و بالا و پایینهای که داشتم چی بوده و خیلی ممنونم از استاد عزیز که اینقدر با محبت این دریچه هارو به روی من باز کرد و نتیجه فکر متعادل بدن متناسبه که به زودی تناسب میزبان ذهن زیبا و قوی من میشه و من از الان دارم طعمشو مزه مزه میکنم و لذت میبرم .??

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه
        1399/11/12 15:39
        مدت عضویت: 1609 روز
        امتیاز کاربر: 234 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        سلام خیلی عالی وبا اعتماد به نفس گفتید وبه چاقی اهمیت ندادید باعث امیدواری بیشتر شدید ممنون موفق تر درجهت تغییر عالی همه چیز با همه همراه باشید🌷

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 228 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 125 کلمه

      با سلام
      نکته بسیار جالبی که از این فایل برداشت کردم طبق معمول همیشه داشتن احساس بود احساس خوب هست که ما رو به هر آنچه میخواهیم میرساند
      خیلی عالی باورهای اشتباهی که بصورت والد از کودکی در ذهن ما وجود داره با توضیحات منطقی این فایل رد میشه
      مثل ضرب المثلی که استاد در باره بستن در زدند واقعا لذت بردم خدائی را میپرستم نامحدود که زیر سایه احساس خوب هر آنچه از او بخواهیم به ما میدهد و جالب تر اینکه احساس خوب مربوط به انسان خوب است یعنی اگر ما اعمال درستی انجام دهیم احساس خوبی داریم پس میتوانیم به خواسته هایمان برسیم
      من هر روز نسبت به روز گذشته در خودم تغییرات مثبتی میبینم و از خداوند بزرگ و استاد محترم ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عالیه هاشمی
      1398/08/24 15:12
      مدت عضویت: 1646 روز
      امتیاز کاربر: 990 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 813 کلمه

      سلام استاد چقدر این فایل دلچسب بود
      همیشه تو خونه ما بحث کم آبی هستش شوهرم شدیدا به کم آبی حساسه و وقتی من دارم ظرف میشورم مدام میاد و شیر آب رو کم میکنه و مدام تو گوش پسرم روضه کم آبی میخونه من اصلا به این موضوع اعتقادی ندارم که یک به قول اینها که میگن یک روزی میاد که آنقدر دنیا رو کم آبی میگیره که یک لیوان آب میشه حکم طلا
      خدای مهربونی که این دنیای زیبا با اییییییین همه نعمت و فراوانی خلق کرده مگه میشه که آب رو که پایه و اساس این دنیاست و مثل هوا و اکسیژن که لازم و ضروریه این دنیاست رو کم کنه مثل اینه که بگی آهای مواظب باشین اکسیژن کم مصرف کنین که در آینده دنیا دچار کمبود اکسیژن میشه
      در هر لحظه خدا این همه انسان خلق میکنه چطور خدایی که در سیستمش همه چیز عالیه و اصولیه بی برنامه فقط انسان خلق میکنه و اصلا هواسش به آب که مایه حیات و اصل زندگیه انسانه نیست مگه میشه همچین چیزی؟؟؟
      خدا که مثل انسان همه چیزش بی برنامه نیست در سیستم خدا همه چیز برنامه اصولی داره
      من چند ماهی است که خیلی با وسواس مواظب ورودی های ذهنم هستم و نمی زارم احساسم بد بشه مدام خودم رو با توجه به نعمت هایی که در زندگیم دارم و طعمهای زیبا و لذت بخشی که در اطرافم در شهرم و در محیطم هست حال و احساسم رو خوب و عالی نگه میدارم اگه در خونه بحثی پیش میاد سعی میکنم نزارم که بیشتر از چند دقیقه تو احساس بد بمونم و فوری با یاد آوری خاطرات خوب و تجسم رویاهای خوب و گوش دادن به آهنگهای زیبا و رویا پردازی های لذت بخش حالم رو خوب کنم
      دقیقا مثل روزه داری میمونم که حواسش نیست و اولای ماه رمضان بعضی وقتها طبق عادت یک چیزی در دهانش میزاره که بخوره ولی تا متوجه میشه و یادش میاد که روزه هستش اونو تف میکنه و بعد کم کم که عادت کرد دیگه اشتباهاتش کمتر و کمتر میشه و کاملا به امساک عادت میکنه
      منم دقیقا همین طور هستم روزهای اول خیلی اشتباه میکردم و مدام یادم میرفت و طبق عادت افکار منفی که باز خوردش احساس بد هست در ذهنم جولان میداد ولی تا یادم میمد که من باید مواظب ورودیهای ذهنم باشه اونو خارج میکردم و اگه بحثی پیش میمد خیلی سخت میتونستم خودم رو ازش بکشم بیرون ولی الان خیلی تو این موضوع قوی تر شدم و این خیلی خیلی منو خوشحال میکنه
      و نتیجه این تمرینات باعث شده که حس و حال عالی داشته باشم هر روز که از خواب بیدار میشم به خدای خودم میگم خدای مهربونم امروزم رو مثل هر روزم به دستان مهربانت میسپرم و مطمئنم همون طور که در سیستم تو همه چیز عالیه در امروز من هم همه چیز عالیه
      احساس اطمینان که همواره خداوند پشت و پناه من هست بهم آرامش خاصی میده هر لحظه تو همه چیز سعی میکنم خدای مهربونم رو ببینم هر لحظه هر اتفاقی میفته یا حرفی رو می شنوم از کسی از رادیو از شوهرم سعی میکنم توش اثر و رد خداوند و نیروی کائنات رو جستجو کنم و ببینم و این شده عادت من و بهم لذت زیادی میده
      احساس میکنم پرده ها از جلو چشمان کنار رفته و من میتونم عمق هر چیزی رو ببینم چیزهایی رو در هر مسئله ای ببینم که دیگران قادر به دیدنش و درکش نیستن و دیگران از آن عاجزن و این باعث میشه به جای ایجاد احساس خوب در آنها احساس بد و غم همه وجودشان رو پر کنه شوهرم مثالی از این موضوع هستش بعضی وقتها خیلی واسش ناراحت میشم و سعی میکنم چیزی که یاد گرفتم و دارم انجام میدم و احساسم رو عالی کرده بهش بگم تا اونم احساسش عالی بشه از این همه دلواپسی و استرس از اوضاع مملکت خارج بشه ولی تا خودش نخواهد نمیشه به کسی کمک کرد ومن تنها میتونم هر روز از خدا بخواهم که به مسیر الهی و به سیستم خدای مهربان هدایت شود
      ولی خیلی خوشحالم که پسرم رو تونستم آگاه کنم اونم داره روی ورودیهای ذهنش و داشتن احساس خوبش کار میکنه خدایا شکرت
      خدایا برای این احساس عالی که دارم هزاران بار شکر
      نعمت های تو برای من در دنیا فراوان هست و من بهترین و با ارزش ترین مخلوق تو هستم و کائنات فقط منتظرند که من درخواستی داشته باشند و آنها به راحتی برای من فراهم میکنن
      خدایا ممنون از این همه لطف و محبت ممنون از این همه نعمت های زیبا با طعم های لذت بخش من دوست دارم همین طور که تا الان از این طعم های خوشمزه و لذت بخش چشیده ام بیشتر و بیشتر بچشم طعم استقلال طعم آزادی طعم شادی طعم عشق طعم فراوانی طعم هدایت تو که از همه طعمها برایم لذت بخش تر و شیرین تر است
      خدایا دوستت دارم و با خاطر همه این طعم های شیرینت شکرت شکرت شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار هديه شكيبايي
        1399/05/29 02:51
        مدت عضویت: 1646 روز
        امتیاز کاربر: 126 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 92 کلمه

        چقدر اين نوشته عاليست ، خوندن اين جملات چقدر برام ملموسه و لحظه به لحظه اش رو تجربه ميكنم گويا حكايت دل من از زبان ديگري بازگو مبشود واين يك حس مشترك زيبايي است كه هر كس در اين مسير باشد مقصد ي جز اين در انتظارش نخواهد بود خدايا شكرت كه در مسيري قرار گرفتيم كه نتايجش براي همه عالي و مقصد نهايي يكي است يادم به گفته هاي استاد افتاد كه اگر هر كسي در مسير درست بره حتما به مقصد ميرسه …

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      فریبا
      1397/12/14 13:28
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 191 کلمه

      سلام
      حسم خوبه چون تصویر ذهنیم خوبه
      چون به چیزهایی توجه میکنم که با اصلم هماهنگه پس طبیعی وقتی قطعه اصل نصب کنی دستگاه خوب کار کنه…وقتی هم بدون پیش داوری و تعصب فقط با عشق نگاه میکنی و تصویر فراوانی میدی و نعمت و عجله نمیکنی چون کمبودی وجود نداره پس طبیعی حالت خوبه و آرومی
      آقای روشن این نکته رو من آموختم که وقتی در مسیر قانون جذب پیش میری ممکن اشتباه بری…با سوالای خوب شما من متوجه شدم بیس کارم احتیاج به اصلاح داره….سپاس گزارم
      این آرامشو که الان دارم میلیاردها ارزش داره…ولی نمیتونم توضیحش بدم…
      عجله یعنی کمبود
      حرص و ولع یعنی کمبود
      نیاز یعنی کمبود
      درخواست داشتن برای با کیفیت تر و راحت تر شدن زندگی یعنی خداگونه بودن….اونهم با آرامش نه تقلا،حالا چه فیزیکی چه ازنوع تمرین قانون جذب،تقلا درست نیست…
      مرسی که نکات خوبی رو میگید…به ویژه جلسه دومتون
      من درخواست ماشین خوب دارم برای راحتی خودم….نه تایید بقیه….درخواست خونه تمیز نوساز بزرگ وروشن و دلی دارم برای زندگی آسوده….من فراوانی میخوام برای تجربه لذت و راحتی بیشترز جهان…من الان حالم خوبه مث ی نوزاد تازه متولد شده
      دیگه چیزی نمیخوام برای اینکه حالم خوب شه…چون حالم خوب??? صادقانه استاد روشن
      الان تو حالت بی نیازیم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه
        1399/11/12 16:08
        مدت عضویت: 1609 روز
        امتیاز کاربر: 234 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام مثالتون برا قطعات اصل بجا ودرست بود هماهنگی داشت باحس خوب درون ممنون انشاالله به نتایج بهتروحال خوبتر ورسیدن به خواسته ها شما وهممون برسیم🌷

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 24
      محتوای دیدگاه: 373 کلمه

      سلام .خداروشکر ک درحال حاضر سالم و سلامتم و میتونم بااحساس خوب دوباره دوره رو از سربگیرم،همینطور ک فرمودین ،(هرچقدر ارامش ذهنی داشته باشی راحتتر ب خواسته هات میرسی،باتوجه کردن ب طعم های خوب مقداری ارامش گرفتین من همیشه توجهم ب همین موضوعاته اصن موضوع دیگ ای در زندگیم ندارم ،خداروشکر ک شرایط برای همه محیاست،همه چیزهایی ک میخوایم برای اینه ک زندگی بهتری داشته باشیم ،نتایج وتجرییات بهتری رو داشته باشیم ،ازادی عمل داشته باشیم و احساس خوب داشته باشیم ،وقتی در زندگی ب احساس خوب برسیم دگ حرص و ولع نداریم ، این احساس خوبه افراد موفقه ک اونهارو اروم کرده،مااتفاقا باید پشت سرهم از خداوندبخوایم،از چیزایی ک داریم لذت میبریم و در ارامشه ک خواسته هامون بهمون میرسه،من خدایی رو دوست دارم ک هی درهارو باز میکنه،بااگاهی ارامش ذهنیمون بالاتر میره و…) بسیار عالی این فایل هم مثل فایل های گذشته ،لذت بردم از تجهتون ب قدرت خداوند ک چطور این رودخونه ب این بزرگی رو حرکت میده واینکه توانایی ماانسانها دربرابر قدرت خداوند …?وقتی ب عظمت و بزرگی قدرت خداوند در این ابعاد فکر میکنم برام لطافت و ظریفی کارهاش هم جذابیت پیدامیکنه و اینکه چطور خودش از حرکت دادن رودخونه لذت میبره و انگار همه چی طبیعت هنرمندانه ب ارامی درحال لذت بردن ازخودشه….،درطی این جلسه چیزی ک توجه منو راجب ب خودم جلب کرد این بود ک من و اطرافیانم اونقد ب التماس کردن از خداوند عادت کردیم ک هدف از داشتن خواسته ک احساس خوبه رو کلا فراموشش کردیم!!!و ب جای اینکه داشتن احساس خوب رو درخودمون پرورش بدیم چطور حرص و ولع خودمون رو متاسفانه افزایش دادیم!!! …. و ازینطرف هم ب این نتیجه رسیدم وقتایی ک اطمینانم راجب خداوند افزایش پیدامیکنه ارامشم هم بیشتر میشه… ،استاد برای دوره جدید ارامش ذهنی هم بسیااااار ذوق داااارم در طی این مدت ک دلم میخواس رابطمو باخداوند اصلاح کنم خیلی ب خوندن قران از دیدی مثبت و هدایت بخونم فک کردم ،اینکارو میکنم و معنی قران رو مطالعه میکنم اما مطمعنم ک توضیحات شماو دیدشما از قران باید خیییلی شنیدنی باشه تصممم اینه ک این دوره رو ب اتمام میرسونم وبرای بار دوم ک این دوره رو گوش میدم همزمان دوره ارامش ذهنی رو هم انجامش میدم? ، خداروشکر . بااشتیاق بریم فایل بعدی 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم یوسفی
      مریم یوسفی
      1397/07/11 09:37
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 124 کلمه

      سلام استاد و دوستان عزیز
      واقعا ب نکات جالبی اشاره کردید مثل کمبود اب ک حقیقت نداره و اون داستان خدا دری رو میبنده و …. و باور شما ک از خدا بخوایم همه درها رو پشت سر هم برامون باز کنه . خودم به شخصه هر وقت ب خواسته ایی نرسیدم فک میکردم صرفا به این دلیله ک خدا میخواد بهترش و بهم بده و همیشه همینطور بوده پس خیالم راحته بابت این قضیه. بنابراین سعی میکنم همیشه احساسم و خوب کنم تا اتفاقات بهتری رو جذب کنم . استاد تقریبا 90% فایلهای رایگانتون و دانلود کردم ولی میخوام دوره به دوره گوش کنم و تموم کنم بعد برم سراغ فایلهای بعدی . فعلا روی این دوره دارم وقت میزارم و بابتشون سپاسگذارم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آسیه
      آسیه
      1397/06/27 14:48
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 308 کلمه

      سلام به دوستان گرانقدرم ازخوندن دیدگاههای فوق العادتون لذت بردم و مبحث این فایل هم به شدت بهم آرامش داد و پر از حس خوب شدم ولی نمیدونستم چی باید بنویسم و این فایل رو خیلی گوش دادم و هر بار لذت بردم و اولین فایل صوتی آرامش با طعم خدا هم عالی و لذت بخش بود و بخش بخش کردنش هم خیلی عالی استاد بازم خیلی ممنونم بخاطر صحبتهای شیرین و دلچسبتون و نتیجه اش آرامش زیادی است که در خودم حس میکنم و مثال افراد ثروتمند که حرص و طمع ندارن و از چیزای معمولی استفاده میکنن چون بی نیازن از مال دنیا خیلی تکان دهنده بود برام قبلا دیده بودم زیاد خودم ولی به این شدت بهش فکر نکرده بودم واقعا احساس خوب و سیریشون برام الان بیشتر قابل لمس شد و اینکه من از بچگی یاد گرفتم زیاده خواهی نکنم بیشتر بخاطر اینه که میترسم از اسراف که میگه خدا اسراف کاران رو دوست نداره و خیلی سعی کردم تو زندگیم قانع باشم و درباره آب صحبت کردین کلی بهم آرامش داد چون خیلی فیلم درباره کم آبی و بحران دیده بودم و خیلی دلم برای آینده بی آبی میسوخت یه جرقه بزرگ امید تو دلم روشن شد
      به اینم که خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری به شدت اعتقاد داشتم خیلی لذت بردم که درست تر از این حرف رو شما گفتین پشت این در منتظر نمونیم و بریم سراغ درهای بعدی و بهتر خیلی زیبا و فوق العاده بود استاد من خدایی رو دوست دارم که هی درهای بیشتری رو پشت سر هم باز میکنه و حتما هم میکنه و این باور اشتباه بزرگی بود که باید یه چیزی رو از دست بدم تا به چیز دیگه برسم ?خدایا شکرت بخاطر اینهمه نعمتی که به ما دادی و واقعا خودمون هستیم که ازش غافلیم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مه گنج‌
      مه گنج‌
      1397/06/17 17:20
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 502 کلمه

      سلام استاد عزیز بزرگوارم ودوستان وهمراهان زندگی با طعم خدا
      خداوند را سپاسگزارم که لحظه لحظه ی زندگیم را با طعم خودش شیرین کرد چقدر زندگی با طعم خدا زیباست وزندگی زیبائیهایش را هرروز برایم زیباتر میکند چه زیبا بیان میکنی استاد عزیز نکات را .هر گاه به زیبایی ونکات مثبت جهان توجه میکنم همه چیز برای من زیبا جلوه میکند توجه به خوبی ها ونکات مثبت باعث رسیدن به احساس خوب می شود وقتی به احساس خوب رسیدم دیگر هیچ کمبودی را حس نمی کنم وحتی اصلا آنها را نمی بینم .واز همه جالب تر وزیباتر اینه وقتی اراده میکنی که به هدفی برسی ودرجنبه خاصی شروع به فعالیت میکنی خداوند تورا بطور صحیح در همان مدار قرار میدهد وتورا در همان مسیر هدایت می کند تا به خواسته ات برسی .در جهان همه ما تلاش میکنیم تا به احساس خوب برسیم و از تمام احساسهای بد رها شویم اما گاهی اوقات مسیر را اشتباه میرویم وشروع میکنیم به غر زدن وناسپاسی واین به جای اینکه مارا به احساس خوب برساند از این احساس خوب مارا دور میکندوبه احساس بدمیرساند جهان وکائنات مارا به همان احساسی را که میخواهیم میرساند غافل ازاینکه ما خواهان خوبش هستیم ولی به احساس بد رسیدیم جهان به فرکانس های ارسالی ما پاسخ میدهد اگر فرکانس خوب بفرستیم به طعم های خوب میرسیم اگر فرکانسهای بد ارسال کنیم طعمهای بد را دریافت می کنیم .وقتی به رستوران الهی دعوت میشوم وانواع غذاهای مختلف را ببینم اگر من حرص ولع داشته باشم که من باید از همه ی غذاهای این رستوران بخورم هرگز طعم عالی غذاهای دوست داشتنی ولذیذ این رستوران را تجربه نخواهم کرد چون من فقط میخورم بدون اینکه توجه کنم که هر غذا چه طعم ومزه ایی دارد اما اگر هربار که وارد این رستوران می شوم طعم یک نوع غذا را تجربه کنم تمام طعم های لذت بخش را با آرامش وبه زیبایی تجربه خواهم کرد چون می دانم این جهان جهان فراوانی است وهر طعمی را بخواهم به وفور درجهان برای من وهرکس دیگری که بخواد آنرا تجربه کند ومزه کند یافت می شود.برای همین است که ثروتمندان با آرامش خاطر وایمان واطمینلن هرروز طعم های زیبایی را می چشند وهیچ حرص ولعی ندارند واز مال خود می بخشند چون ایمان دارند چندین برابر آنرا از خداوند متعال دریافت می کنند آنها می بخشند تا خداوند به آنها ببخشد اکثر انسانها به کمبودهای جهان توجه می کنند وفقط یک طرف قضیه را می بینند وفقط دامن به کمبودها میزنند اگربتوانند ازقانون تضاداستفاده کنند آنگاه هست که هرروز شاهد پیشرفت خود در زمینه های مختلف می شوند کمبودها باعث میشوند ما انسانها به دنبال راه چاره باشیم وبه پیشرفت جهان کمک کنیم .خداوند بیشتر از هر کسی می خواهد که ما طعم های خوب را تجربه کنیم وبه احساس عالی برسیم وبه ثروت برسیم چون ما به پیشرفت این جهان کمک می کنیم .خدایا شکرت بابت طعم های خوب جهان خدایا شکرت که همیشه بندگانت را در مسیر صحیح هدایت وحمایت می کنی خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار جمیله
      جمیله
      1397/06/17 11:32
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      سلام استاد عزیزم و. دوستان خوبم ??
      از گوش کردن وخوندن فایل ها و پیامها حس ارامش و سرور میگیرم
      جالبه منم تو زندگیم با پسربزرگم که الان بیست سالشه تو روابطم مساله داشتم و دارم همیشه به خاطر خیلی ازطعمها از خدا سپاسگزاری کردم ولی متاسفانه به خاطر داشتن فرزندخیلی مسرور نبودم همیشه ناخواسته بدنیا اومدنش ?‍♀️پسر بودنش ?‍♀️شلوغ کردناش ?‍♀️و شیطونی هاش ?‍♀️و بخصوص از وقتی بزرگترشد عناد و لجبازیهاش آزارم میداد??
      الان که تجربه های شیرین استاد و شماها رو خوندم تصمیم میگیرم با وجودهمه ی طعمهای بد و ناخواسته ای که از رفتار خودم و او دارم رو تعغیر بدم و به طعم های خوبش توجه کنم
      خدایاااااااا سپاسگزارم که هدایتم میکنی???
      استاد عزیز سپاسگزارم که زبان خداوند. برای تعغیرم هستید???

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mim
      Mim
      1397/06/10 14:43
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 7 کلمه

      مثل هميشه عاااالى استاد

      خدايا شكرت 🙂

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهرین
      مهرین
      1397/06/03 01:59
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      سلام دوستان سلام استاد
      راست گفتی از مصحف شریف که خدا برای همه ی ادمها با توجه به ساختار وجودیشان در قران برنامه زندگی داده. در کتاب گفته بعداز هر سختی اسانیس است حتما بعد از هرسختی اسانی است.این یعنی به طعم‌حصور خدا اعتمادکن.سختی هم اگر هست مقطعیه.و نه همیشگی.امروز به قلبم‌الهاماتی شده…گنگ اما امیوارکننده.من طعمها رو مرتب در دهنم مرور میکنم.و جالبه که یه طعم خیلی قدیمی و فراموش شده کاری،به سراغم‌آمده…منم فعلا تصمیم خاصی نگرفتم.هیچ تصمیمی.امروز قبل از بیدار شدن گفتم خدایا شکرت من همه چیز دارم،اما اگر دستهای مهربان‌همسرم راهم‌میداشتم چقدر خوشحال تر و راضی تر بودم.بین‌نماز ظهر و عصر آنچنان اطمینانی به قلبم‌نازل شد یک الهام‌مبهم ولی مطمئن،که او آمده،می آید!!!!!!!
      این‌مطلب آنقدر عجیب و فعلا غیرممکن هست که در شرایط فعلی یک محال قطعی است.اما این اطمینان ازکجا و چرا به سراغم آمده آنهم‌مابین نمازها…..حس خوبیه….حیفم میاد بگم حس دروغ یا تلقینی اصلا….تمرینات شمارو در ذهنم مرتب مرور میکنم و از خدا و خود همسرم میخوام که دوباره کنار من باشند تا زنده هستم.خدا حرفهامو شنیده لابد به گوش ایشون هم‌رسونده….هرشب برای همه چشم‌براه ها دعا میکنم.و از خدا میخوام چشم‌و دل همسر منم روشن بشه تا با روشنی چشم و دل دوباره کنارهم‌قرار بگیریم….از صمیم دلم برای دلهای عاشق دعا میکنم

      خدایا طعم‌شیرین رسیدن به کنار عزیزانی که دوستشان داریم را به همه بچشان…..برای باهم بودن هامان دل هیچکسی را آزرده نکنیم….طعم شیرین لبخند شادی عشقی ترو تازه و پاک و زندگی پر از خوشبختی هایی که شما دوست دارید….مادی معنوی…همه و همه برای ما

      خواهش میکنم از رسیدن هاتون به آرزوه و خ واسته هاتون بنویسین…..تا اینجا بشه بمب انرژی

      ?????????

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار راضیه
      راضیه
      1397/06/02 15:16
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 246 کلمه

      به نام خدا و سلام.
      وقتی این فایل رو گوش دادم باز هم خیلی از سوالات بیجوابم پاسخ داده شد٬مدتها بود به این فکر می کردم اینکه ما مدام از خدا مادیات رو طلب کنیم به نوعی دنیا خواهی نیست و به معنی داشتن حرص و ولع نیست و توی این فایل خیلی زیبا پاسخم رو گرفتم٬در واقع متوجه شدم هر چه بیشتر به طعم های خوب توجه کنیم بیشتر در زندگیمون وارد میشن و بنابراین هر چه بیشتر در جستجوی خدا باشیم بیشتر در زندگی ما جاری میشه ٬و وقتی که خدایی چنین قادر رو در زندگیمون داشته باشیم دیگه احساس نیازی نمیمونه که با حرص بخوایم در پی نیازهامون بدویم و عطش سیراب نشدنی آزارمون بده .در واقع به یک حس آرامش میرسیم دلی آروم از حضور خدایی توانمند که میتونیم به راحتی خواسته هامون رو از او بخوایم و اجابت کنه و در آرامش و رفاه زندگی کنیم با لذت و خوشی زندگی کنیم و بندگی کنیم برای خدایی که این چنین مهربان و عظیم و قادر هست٬داشتن ثروت و رفاه منافاتی با وجود خدا نداره و این زاییده افکار ماست که عمری گمان میکردیم اگر درشرایط نامطلوب زندگی کنیم بنده ی بهتری برای خدا هستیم و خدا چون مارو دوست داره در چنین شرایطی زندگی میکنیم غافل از اینکه خدا برای بنده هاش بهترین ها رو قرار داده و این خود ما هستیم که بهترینها رو نخواستیم و تصور کردیم خدا نخواسته و به ما نداده.خداروشکر که در مسیر درست قرار گرفتیم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ریحانه عطری زاده
      ریحانه عطری زاده
      1397/06/02 13:58
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 78 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ومهربان
      سلام خدمت استاد گرامی
      خوشحالم که خدا را بهتر شناختم خواسته های من زیاد هست هم برای خودم هم برای همه ادمهای روی زمین
      خدارا هزاران با ر شکرکه توانستم یک بار دیگه از صحبتهای استاد استفاده کنم من از خدا خیلی چیزهای خوب می خواهم زندگی خوب وبا آرامش نعمت های فروان احساس شادمن قرآن را عربی می خوانم بهم احساس آرامش میده خدا جون دوست دارم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ندا معتمدنژاد
      ندا معتمدنژاد
      1397/06/01 19:37
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 104 کلمه

      سلام ،عرض ادب
      خوشحالم از اتصالم با خدااااا
      خدایا شکرت از ایجاد برقراری ارتباط با خودت براحتی وبا آرامش.
      من دو بار،در دوره خدا هرگز دیر نمیکند شرکت کردم.
      بعد از دوبار گذراندن دوره،تاروزی که در دوره بودم،حالم عااالی بووود.
      اتفاقات زندگیم عالی ،وحال واخوالم زیبا،بخشندگیم براه،روزنه های امیدم روشن وخیلی خیلی اتفاقات عالی پیش رویم بووود.چرا؟؟؟؟؟؟چون احساسم عالی بود.

      خداوند سیستمش بر فراوانیست.
      شما گفتید استاد،،،،،،،،،،

      همین باور کافیست احساس مان را همواره،آنلاین عالی حفظ کنیم وهرلحظه شارژش کنیم

      پشت سرهم از خدا خواستن،نیازمند آگاهی وتدبیریست که با آرامش وارد زندگیمان میشود.

      جلسات دوره رایگان زندگی با طعم خدا،،،،برایم تکراری از دوره خدا هرگز دیر نمیکند،وتوانستم در مسیر ایجاد احساس خووووب قرار بگیرم

      سپاسگزارم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طناز
      طناز
      1397/05/31 09:33
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 67 کلمه

      سلام ب دوستان عزیزم .
      فایل 9باز هم دریچه جدیدی رو برای من باز کرد .
      مخصوصا اون قسمت ک استاد گفتن چرا فکر کنیم خدا باید دری رو ببنده و ی درو باز کنه .
      چرا از خدا نخایم درها رو پشت سر هم باز نکنه .
      این کلام ی ایمان تازه ای در من ب وجود اورد .
      خدا رو شکر .
      دوستت دارم خدای عزیزم .
      از استاد عزیز سپاس گزارم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ش.ح
      ش.ح
      1397/05/31 00:05
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان
      با سلام خدمت استاد عزیزم.
      خدارو هزاران بار شکر میکنم که یکبار دیگه میتونم از صحبتهای باارزش و گرانقدر شما استفاده کنم. من هم دوست دارم که در زندگیم به همه طعمهای خوب برسم که هیچ وقت حرس و ولع نداشته باشم. و اینو میدونم که خدای خوب و بخشنده من تمامی طعمهای خوب دنیا رو بهم میده تا بچشم.استاد عطار روشن به منم همش میگفتن باید قانع باشی و زیاده طلب نباشی. منم همش با خودم میگفتم که بزرگهای ما بهتر میفهمن و همبشه به حرف اونا گوش میکردم. الان اینو میفهمم که خدای من این چیزهایی که من ازش طلب میکنم ناچیز و کوچیک هست در برابر عظمت او.حرفهای شما درسته استاد من از روزی که فایلهاتونو گوش میکنم خیلی آروم شدم خیلی حس خوبی دارم هر روز که از خواب بیدار میشم با شکر کردن از خدای خوبم روزم رو شروع میکنم. و اینو دارم حس میکنم که زندگیم داره روزبروز بهتر و بهتر میشه. و باز هم خداروشکر میکنم که منو به این راه هدایت کرد. و همچنین از شما هم تشکر میکنم استاد عزیز.بی صبرانه منتظر فایل بعدیتون هستم❤❤❤❤

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار narges
      narges
      1397/05/30 13:54
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 222 کلمه

      سلام دوستان عزیزواستاد گران قدر❤❤❤❤
      هرروز که استاد عزیزفایل جدیدرومیزارن یک حس خوب درمن به وجودمیاد .باگوش کردن این فایلها زنده میشم انگاریک جون تازه می گیرم .
      خدایا برای اینکه مشکلاتم رفع بشن امیدوارترقدم برمی دارم .حال عجیبی دارم صحبت استاد که گفتن ماتلاش می کنیم خواندن قران راباسوت وعربی خوب بیان کنیم به این خاطر که حرفهامون روخدابتونه متوجه بشه ……باورکنین من بی نهایت تلاش می کردم چون برام خواندن قران به عربی خیلی سخت بود .وقتی میدیدم بعضی هااینقدرقشنگ عربی می خونن حسودیم میشد باچشمانی اشک الودسمت اون طرف می رفتم ومی گفتم التماس دعا خوشبحالت که انقدرقشنگ باخدات صحبت می کنی باورکنین این عین واقعییت هست که می گم باخودم می گفتم برای همین ارزوهام براورده نمیشه داعم ختم قران می کردم برای هرگرفتاریم .
      وباخودم می گفتم شایدواقعا من نمیتونم باخداصحبت کنم .وبیشترناامیدمیشدم واشک می ریختم .ولی الان فهمیدم که من چندین سال اشتباه فکرمی کردم .
      طعم خوب خداباهمون صدای معمولی صداش می کنم وازش ارزوهام رومی خوام سلامتی رومی خوام ارامشم روازش می خوام .بیشترثروت رومی خوام بیشترازاون چیزی که قبل می خواستم چون خدام خیلی بزرگه ومی تونه ازنعمتهای به کرانش به من هم هدیه کنه .
      زندگی باطعم خدارو درفایلها وصدای استادم حس می کنم الان زندگیه من واقعا طعم عالی گرفته روزها تکرارمی کنم ودرگوشم زمه زمه میشه این طعم عالی ……خدایاباهمین زبان ساده ازتوسپاس گذارم ❤

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سادات
      سادات
      1397/05/30 09:41
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
      محتوای دیدگاه: 1,021 کلمه

      سلام . فایل امروزتون کلی پیام داشت . حاوی چند مثال بود و من سه بار گوش کردم تا بتونم فرمولهاش رو بیرون بکشم . فایلهای قبلی رو با یک بار گوش دادن به نکته ها میرسیدم و با گوش دادن های بعدی باوری رو که در فایل پیدا کرده بودم عمیقتر میکردم .چون آشکار و بی پرده صحبت میکردین. اما اینبار کمی در لفافه صحبت کردین . مثالهای گوناگونی بیان کردین اما بالاخره نکته ی اصلی رو کشف کردم . اما قبل از اون طعم های خوبی رو که داشت رو با حس خوب بیان میکنم :
      ۱- شما مثال غذا و رستوران و طعمها رو گفتین و فرمولش رهایی از احساس بد و رسیدن به احساس خوب بود .
      ۲-در مورد ثروت صحبت کردین که هدف آن هم رسیدن به احساسات خوب بود و اینکه ثروتمندان حقیقی بی نیاز هستند و راحت میبخشند .
      ۳- مثال فراوانی آب رو آوردید تا توجه ما بره روی ازدیاد نعمت تا راه حلهای ازدیاد نعمت به ذهنمون برسه .
      ۴- فرمول دیگه ای که در عباراتتون بود حرص و ولع نداشتن در بیان خواسته ها بود . این که اگر ما قبلا به نعمتی نرسیدیم چون غر زدیم و با ناراحتی اون خواسته رو مطرح میکردیم و برای همین احساس بدمون بیشتر میشد. چون زبانمون ناسپاس بود و در حقیقت نمیفهمیدیم ناسپاس بودن، این حس بد رو به کائنات میفرستادیم واز روی جهل و نادانی نمیفهمیدیم کائنات اونقدر بخشنده است! که همون چیزی رو که ما بهش دادیم صدبرابر به خودمون تحویل میده . واسه همین روزبه روز بیمارتر میشدیم افسرده تر غمگینتر و بدحالتر . نمیفهمیدیم کائنات انعکاس امواج خودمونه که چند برابر به ما باز میگرده . وقتی با حس بد خواسته ای رو میفرستادیم چند برابر تحویل میگیریم و حالا که باحس خوب میفرستیم چندین برابر تحویل خواهیم گرفت . تازه باز لطف خدا چون همیشه بر سرما جاری است انعکاس احساس بدمون رو با ارتعاش لطف خودش خنثی میکرد و تا حدی جلوش رو میگرفت وگرنه که ما تا الان نابود بودیم . اما وقتی ما ارتعاشمون با خدا همسو میشه اون وقت میبینیم نه چند برابر که صدها برابر انعکاس این ارتعاش به خودمون بر میگرده و این سیستم آفرینشه . خداو ندا شکرت شکرت هرچقدر که تو رو سپاس بگم کم گفتم . وای خدای من که اگه تو این راه صحیح رو به من نشون نمیدادی من به کجا کشیده میشدم . شکر شکر شکر که نجاتم دادی خدای مهربان . وای من اصلا نمیفهمیدم آخه با این حس بد که روانه ی کائنات میکنی چه توقع نعمت داری . وای خدای من تو سررشته ارتعاشات منو تغییر دادی . آقای عطارروشن یعنی من تا ابد مدیون شما هستم که خداوند توسط شما مرا از چاهی که از روی جهلم باسر داشتم میرفتم داخلش نجاتم داد . وای خدای من شکرت که تو با این هدایت سرچشمه ی نعمتها و نیکیها و طعمهای خوب و احساس خوب و حال خوب رو به من باز گرداندی . استاد اصلا به تصورم نمیاد این همه تغییری که در خودم کردم . ازتون ممنونم بی نهایت ممنونم .
      ۵- مثال دیگه ای که در بیاناتتون بود مثال بستن در و باز گشودن در دیگر بود . فرمول این بیانات هم این بود که خداوند اونقدر به ما رحمت داره که اگه چشمامون رو باز کنیم باور میکنیم که خداوند بدون اینکه چیزی از ما بخواد بی نهایت میبخشه . چون او بی نیاز مطلقه . استاد من یک خواهر دوقلو دارم که یادمه قدیمها همیشه اون میخواست و من به همه چیز میرسیدم . واسه همین من تا زمانیکه در کنار خواهرم بودم اصلا بلد نبودم بخوام . چون میدیدم بدون اینکه بخوام نیازهام برطرف میشه . حتی واسه تهیه جهیزیه اون میرفت میگشت انتخاب میکرد و من باورداشتم که خواهرم بهترین انتخابهارو داره و من بدون زحمت به همه چیز میرسیدم و نمیفهمیدم خواهر من هم نشانه ای از وجود خداوند بود که بدون اینکه من حرص و ولعی داشته باشم اون بهم خواسته هام رو میده و نمیزاره من نیازی حس کنم . من اون زمان به خواهرم و به پدرم اعتماد عالی داشتم و هیچ وقت هیچ نیازی در خودم نکردم روز عروسیم همه چیز عالی بدون دخالت من پیش میرفت و من در اوج لذت فقط صفا میکردم و شاد بودم چون میدیدم همه مامور بودند تلاش میکردن تا این شادی مال من باشه حتی بعد از ازدواجم هم همینطور همسری که اخلاقش فوق العاده بود و من بدون کوچکترین سختی همه چیز برام مهیا بود و تا شش ماه بهترین زندگی رو داشتم اما نمیفهمیدم اینها همه از لطف خدای بیکرانه . اما خدا میخواست نعمت بزرگ دیگه ای بهم بده ‌ درک و شعور و معرفت که بفهمم قضیه اصلی چیه . شعوری من با وجود همه ی این نعمت ها نداشتم و خداوند برای این کار اولین نیاز رو در من سبز کرد . نیاز به بچه و من که تا حالا همیشه داشتم و بدون طلب کردن در اختیارم بود نمیدونستم باید چه کار کنم من سه چهارسال عذاب کشیدم و خداوند نمیداد نمیداد میگفتم خدایا من چه کنم بلد نبودم چطور بخوام . یاد نگرفته بودم تا به واسطه ی احساس بدم هر بلایی بود به سرم فرودآوردم . نعمتها یکی یکی ازمن گرفته میشد و من داشتم هلاک میشدم و نمیفهمیدم این نابودی و رو به فنارفتن از خود منه و خداوند چه زیبا مرا هدایت کرد . شما رو در اوج نیاز من به هدایت در مسیرم آورد و من تازه فهمیدم وای دنیا چه خبره ؟ وای که من چقدر سرشار از تغییر شدم وای که چقدر شادشدم وای که چقدر بی نیازشدم . حالا همون درخواست رو دارم اما کوچکترین وابستگی بهش ندارم چون از درون پر شدم چون از درون شاد شدم.شادی که هیچ وقت تموم نمیشه و همواره همراهم خواهد بود . شما به ما یاد دادید به خدا باورهاتون غلطه . عشق ورزیدن خوب بودن مهربان بودن لذت بردن خیلی راحته . پاشین بیاین ببینید خدا چقدر بزرگ ومهربونه . استاد اشکام از شادی بند نمیاد فرمول اصلی بیانات شمارو هنوز نگفتم در پیام بعدی ان شاء الله میگم . من فعلا میرم پیش خدا چون نمیتونم بنویسم ببخشید.

      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سادات
        سادات
        1397/05/31 10:26
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
        محتوای دیدگاه: 280 کلمه

        سلام . روزتون بخیر . مهمترین و در واقع اصلی ترین بحث مطرح شده در فایل مربوط به آرامش ذهنی است . این مرحله سرآغاز آمادگی برای دریافت نعمت هاست . ما تا حالا با خوب کردن احساسمون و چشیدن طعم های خوب، توجه به نکات مثبت ، نگاه نکردن به اخبار بد و آشفته نکردن ذهن و شکر نعمات خداوند در حقیقت در مرحله ی ارسال انرژی ها به کائنات بودیم ولی آرامش ذهنی مرحله ی دریافت است . یعنی تا اکنون یاد گرفتیم و تمرین کردیم که حس خوب به کائنات بفرستیم حالا باید این را هم یاد بگیریم که سکوت و آرامش ذهن داشته باشیم تا پیامهای خداوند را دریافت کنیم . در حقیقت سکوت و آرامش ذهنی مرحله ی بزرگی از دریافت نعمات است که تا ما آن را یاد نگیریم نمیتوانیم برای نعمات آمادگی پیدا کنیم . آرامش زمینه ای است برای دریافت پاسخ از احساسی که ما به کائنات ارسال کردیم و رسیدن به این آرامش از طریق قرآن بهترین راهکاریست که ما را برای دریافت نعمات آماده میکند . ان شاء الله در فایلهای بعدی در این مورد بیشتر توضیح بفرمایید تا همانطور که مرحله ی ارسال رو به خوبی درک کردیم مرحله ی دریافت رو هم به خوبی درک کنیم تا با این دو نیروی عظیم الهی بتوانیم همیشه در مدار آفرینش و همسو با آن حرکت کنیم . با سپاس فراوان از شما استاد بزرگوار
        این جهان کوهست و فعل ما ندا
        سوی ما آید نداها را صدا
        ما از طریق آرامش ذهن پاسخ صداهایی را که ارسال کردیم دریافت خواهیم کرد .
        بی صبرانه منتظر یادگیری این آرامش ذهن هستیم . متشکرم از آموزشهای عالی و شیرین شما

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار مهسان
        مهسان
        1397/06/02 16:42
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        زندگی با طعم خدا (جلسه نهم)
        محتوای دیدگاه: 13 کلمه

        سلام همراه گرامی
        سلام به همه
        واقعا خیلی عالی احساسات رو بیان می کنی
        عالی نوشتی.

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم