همه ما آرزوهایی داریم که برای رسیدن به آنها تلاش میکنیم، اما آیا واقعاً رسیدن به آنها به تنهایی کافیست؟ 🤔
خیلی از ما تصور میکنیم که وقتی به خواستههایمان برسیم، زندگیمان پر از شادی و رضایت میشود. اما بیایید به گذشته نگاه کنیم. چند تا از آرزوهای دیروزمان را امروز داریم و به آن شکلی که فکر میکردیم خوشحال نیستیم؟
🤷♀️ لذت واقعی زندگی در رسیدن نیست، بلکه در “استفاده کردن” از چیزهایی است که داریم.
این مقاله راهنمای شماست تا با این دیدگاه جدید، زندگیتان را متحول کنید.
رسیدن یا استفاده کردن؟!
بسیاری از ما هر روز به دنبال راههایی برای رسیدن به خواستههایمان هستیم.
ما در طول زندگی به بسیاری از این اهداف میرسیم؛ یک خانه بزرگتر، ماشینی لوکستر، یا شغلی با درآمد بالاتر. اما آیا واقعاً این رسیدنها به تنهایی کافی است؟ 😟

شاید متوجه شدهاید که داشتن یک وسیله جدید، تنها برای مدتی کوتاه احساس خوبی به شما میدهد و بعد از آن، شور و هیجان اولیه فروکش میکند. چرا؟
چون شادی پایدار در انباشت داراییها نیست، بلکه در استفاده از آنها است.
برای مثال، شاید قبلاً آرزوی داشتن یک دوربین عکاسی حرفهای را داشتید، اما حالا که آن را دارید، ماههاست که در کمد خاک میخورد. 📸 هدف از داشتن آن دوربین، ثبت لحظات زیبا و خلق هنر بود، نه صرفاً مالکیت آن.
بسیاری از ما در مسیری قرار گرفتهایم که ناخودآگاه هدفمان را از “لذت واقعی زندگی” به “افزایش دارایی” تغییر دادهایم.
این تغییر نگرش، ما را از شادی واقعی دور میکند و به یک چرخه بیپایان از تلاش برای رسیدن به اهداف بعدی میکشاند.
ما به جای اینکه از داشتههایمان بهره ببریم، آنها را فقط به لیست داراییهایمان اضافه میکنیم و به سرعت به سراغ آرزوی بعدی میرویم.
این طرز تفکر، مانند پر کردن یک سطل سوراخ است؛ هر چقدر هم که داخلش بریزید، باز هم خالی میماند. 💔
تنها زمانی این حفره پر میشود که یاد بگیریم از آنچه داریم، استفاده کنیم و لذت ببریم.
جریان سرمایه و لذت واقعی زندگی ✨💎
اگر پای صحبتهای افراد موفق و ثروتمند بنشینید، متوجه میشوید که هدف نهاییشان تنها انباشتن پول و سرمایه نیست.
در واقع، آنها بخش بزرگی از درآمد و داراییهای خود را صرف رشد و توسعه کسبوکارشان 🚀، بهبود شرایط زندگی خود و خانوادهشان 👨👩👧👦، حمایت از جامعه 🤝 و حتی سرمایهگذاری روی ایدههای نوآورانه میکنند. 💡
این افراد خوب میدانند که سرمایه اگر در گوشهای بیحرکت بماند، درست مانند آب راکد 🪣 است؛ به مرور زمان خاصیت خود را از دست خواهد داد.
اما سرمایهای که در جریان باشد، همانند رودخانهای زلال 🌊، زندگیبخش و الهامآفرین است. درست در همین نقطه است که یکی از رمزهای لذت واقعی زندگی خودش را آشکار میکند: جریان داشتن و حرکت.
هیچ کارخانهدار یا کارآفرینی ثروتش را فقط در حساب بانکی حبس نمیکند 💳 یا صرفاً به خرید خانههای لوکس 🏡 و ماشینهای گرانقیمت 🚘 نمیپردازد.
آنها بهخوبی درک کردهاند که لذت واقعی زندگی در به حرکت درآوردن نعمتها و بخشیدن است، نه در نگهداری صرف.
آنها میبخشند تا دریافت کنند 🎁، سرمایهگذاری میکنند تا رشد کنند 📈 و از داراییهایشان برای ایجاد ارزش و تأثیر مثبت در زندگی دیگران استفاده میکنند 🌍. همین عمل باعث میشود احساس کمبود برایشان بیمعنا شود.
وقتی شما هم یاد بگیرید که نعمتهای زندگیتان را به جریان بیندازید احساس رضایت، آرامش و شادی درونی در شما افزایش پیدا میکند. این احساس خوب مانند یک آهنربا 🧲 عمل کرده و فرصتهای تازه، روابط بهتر و ثروت بیشتری را به سمت شما جذب میکند. ✨
پس فراموش نکنید، لذت واقعی زندگی در انباشتن بیپایان نیست، بلکه در جریان داشتن، بخشیدن و استفاده درست از داشتههاست 🔑.
هر بار که چیزی را به حرکت درآورید، در حقیقت یک چرخه جدید از دریافت و فراوانی را آغاز کردهاید 🔄. این همان راز سادهای است که افراد موفق در زندگیشان به کار میگیرند و شما هم میتوانید تجربهاش کنید. 🌸🌟

آرامش ذهنی و رضایت از زندگی: دروازه دریافت نعمتها 🚪
یکی از بزرگترین رازهایی که بسیاری از افراد نادیده میگیرند، این است که لذت واقعی زندگی زمانی خودش را نشان میدهد که ذهن ما آرام باشد.
وقتی دائماً درگیر نگرانی، ترس از آینده یا کمبودهای زندگی هستیم، در واقع مانع جریان طبیعی نعمتها میشویم. ذهن پر از اضطراب نمیتواند همزمان پذیرای شادی، عشق و فراوانی باشد. 🧘♀️
تصور کنید رادیویی دارید که مدام روی موج اختلال و نویز تنظیم شده؛ آیا میتوانید موسیقی دلنشین را بشنوید؟ قطعاً نه!
ذهن هم دقیقاً همینطور عمل میکند. تا وقتی پر از سر و صدا و دغدغه است، قادر نیست پیامها و نشانههای کائنات را دریافت کند.
اما وقتی آرامش ذهنی را تجربه کنید، در حقیقت در حال باز کردن دروازهای هستید که به سمت لذت واقعی زندگی و دریافت نعمتها باز میشود.
راه رسیدن به این آرامش سادهتر از چیزی است که فکر میکنید. کافی است از داشتههای فعلی خود رضایت داشته باشید.
مهم نیست خانهتان بزرگ است یا کوچک، وسیلههایتان نو هستند یا قدیمی؛ مهم احساسی است که هنگام استفاده از آنها دارید.
اگر بتوانید از نوشیدن یک فنجان چای ساده لذت ببرید ☕️، یا با قدم زدن در طبیعت حس آرامش بگیرید 🍃، در حال تمرین یکی از زیباترین مهارتهای زندگی هستید: مهارت دیدن و چشیدن لذت واقعی زندگی در لحظه.
شکرگزاری در این مسیر نقش بزرگی دارد. وقتی بابت کوچکترین نعمتها مثل سلامتی، خانواده یا حتی داشتن یک روز آرام خداوند را شکر میکنید، احساسات مثبت در شما تقویت میشود و این احساسات مثل یک آهنربا عمل میکنند؛ آهنربایی که فرصتهای تازه و نعمتهای بیشتر را به سمت شما جذب میکند. 🌟
به جای اینکه انرژی ذهنتان را صرف فکر کردن به نداشتهها کنید، روی آنچه همین حالا دارید تمرکز کنید. هر بار که به جای حسرت، لذت ببرید، در واقع یک قدم به سمت آرامش، رضایت و تجربهی لذت واقعی زندگی برمیدارید.
با این تغییر کوچک، زندگیتان کمکم رنگ و بوی تازهای میگیرد و متوجه میشوید که شادی و آرامش، چیزی بیرونی نیست؛ بلکه در همین لحظه و در دل شما جریان دارد. ❤️
از انباشت مادیات تا انباشت تجربههای ناب ✨
بسیاری از ما تمام انرژی و زمان خود را صرف جمعآوری داراییهای فیزیکی میکنیم؛ از خرید آخرین مدل گوشی گرفته تا پر کردن کمد لباسها. اما در پایان، آیا این اشیا هستند که به زندگی ما معنا میدهند؟ 🤔
لذت واقعی زندگی در تجربیاتی است که به دست میآوریم، نه در وسایلی که مالکشان هستیم.
یک سفر کوتاه، یک شام با دوستان، یادگیری یک مهارت جدید یا حتی یک پیادهروی ساده در طبیعت، همگی میتوانند احساسی از رضایت و شادی پایدار به ما ببخشند که هیچ شیء مادی قادر به ایجاد آن نیست.
افرادی که به لذت واقعی زندگی رسیدهاند، کمتر به دنبال خرید ماشینهای گرانقیمت یا خانههای بزرگ هستند و بیشتر سرمایه خود را صرف خلق خاطرات و تجربیات فراموشنشدنی میکنند.
آنها میدانند که خاطرات سفر، لذت یک مکالمه عمیق یا شادی کمک به دیگران، چیزهایی هستند که هیچکس نمیتواند آنها را از ما بگیرد.
این تجربیات، نه تنها به ما احساس خوبی میدهند، بلکه روح ما را غنیتر میکنند و به ما کمک میکنند تا رشد کنیم. 🪴
در واقع، انباشت تجربیات به جای انباشت داراییها، یک مسیر هوشمندانه برای رسیدن به شادی و تجربه لذت واقعی زندگی است. پس به جای اینکه در یک فروشگاه به دنبال خوشبختی بگردید، آن را در یک تجربه جدید پیدا کنید. 🗺️

نتیجهگیری: زندگی یک سفر است، نه یک مقصد 🚀
در پایان این سفر فکری، باید این نکته مهم را به یاد داشته باشیم که زندگی یک مقصد نهایی نیست که با رسیدن به آن، همه چیز تمام شود. زندگی یک سفر است که باید از تمام لحظات و نعمتهای آن لذت ببریم.
لذت واقعی زندگی در استفاده کردن از داشتهها، بخشیدن به دیگران و ایجاد جریان مثبت در زندگی است.
پس به جای انباشت، شروع به استفاده کنید.
از وسایل و داراییهایتان برای خلق لحظات شیرین استفاده کنید، از سرمایهتان برای رشد و توسعه بهره ببرید و از همین امروز، با قدردانی از آنچه دارید، به آرامش و رضایت واقعی برسید. 🏞️
اگر میخواهید این مسیر را عمیقتر و با راهنماییهای عملی بیشتری طی کنید، پیشنهاد من دوره “خدا هرگز دیر نمیکند“ است.
این دوره آموزشی به شما کمک میکند تا نگاهتان را به زندگی تغییر دهید، از انباشت مادیات فاصله بگیرید و به سمت خلق تجربیات ارزشمند و زندگی سرشار از رضایت حرکت کنید.
با شرکت در این دوره، یاد میگیرید که چگونه با ذهنیت فراوانی و شکرگزاری، نعمتهای بیشتری را به زندگی خود جذب کنید و به لذت واقعی زندگی دست یابید.
این دوره به شما نشان میدهد که چگونه از ترسها و نگرانیها رها شوید و به جای تمرکز بر کمبودها، بر داشتههای خود متمرکز شوید.
تکنیکهایی که در این دوره ارائه میشود، به شما کمک میکند تا آرامش ذهنی را در زندگی روزمره خود پیدا کنید و به جای اینکه منتظر معجزه باشید، خودتان خالق زندگی رویاییتان شوید.
خوشبختی، یک مقصد نیست که به آن برسید؛ بلکه یک روش زندگی است که باید آن را انتخاب کنید و دوره “خدا هرگز دیر نمیکند” به شما کمک میکند تا این انتخاب را آگاهانه و قدرتمندانه انجام دهید. 🚀
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 106 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ی مهربان
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد منم تا چند روز پیش یعنی عاشورا تاسوعا همین روش داشتم سرم به درسهای خودم گرم بود به زندگی خودم رسیدگی میگردم نکات مهم درسها رو مینوشتم و میخوندم خلاصه تمام تمرکزم روی زندگی خودم بود
تا ۲۵ و ۲۶ که تاسوعا و عاشورا بود من رفتم شهرستان تفاوت امسال یگبا سالهی قبل این بود که من خونه هیچ کس نرفتم از اول تا آخر تو حسینیه بودم با اینکه به کسی کاری نداشتم همه به من کار داشتن
هر کسی یه چیزی شنیده بود و میخواست مثلا منو نصیحت کنه غیر مستقیم و من خیلی خوشحالم از رفتار خودم که این دفعه ننشستم به طرف نگاه کنم با سکوتم بگم آره تو درست میکی طرف چون با بی تربیتی تندی با من حرف زد منم همون طور باهاش حرف زدم نشوندم سر جاش طوریکه دیگه کم آورد گفت صحبت کردن فایده نداره ولش کن
استاد من چون نمیخوام درباره اتفاقاتی که دوست ندارم صحبت کنم کوتاه و مختصر میگم
ولی استاد روز تاسوعا صبح زود ساعت ۶ از خونه زدیم بیرون رفتیم جاده چالوس که بریم شهرستان هیئت خودمون صبح یه نون بربری خریدیم یه شکلات صبحانه کوچیک با ظرفهای یکبار مصرف با یکم پنیر لیقوان که از خونه برداشتم یه ماگ دخترم چای کردم رفتیم بیرون یکم رفتیم شاید کیلومتر ۸ جاده چالوس ایستادیم وسایل پشت روی کاپوت پشت پراید گذاشتیم صبحانه خوردیم
یعنی استاد لذت بخش ترین صبحانه عمرم خوردم هیچ وقت شکلات صبحانه نمیخوردم در حد یک لقمه این دفعه با دخترم همراهی کردم آنقدر به من لذت داد که نگو در عین صبحانه خوردم به دور و اطراف خودم نگاه کردم یه رستوران بود درش باز بود روی کوه ساخته شده بود من فقط از پلهای ا ن یکم رفتم بالا چند تا عکس از خودم خانواده گرفتم بعد صبحانه که میخوردم به کوه روبه روی خودم نگاه کردم
عظمت خدا رو دیدم که نوک این کوه از بین صخره های سخت یه درخت روییده بود خیلی بزرگ نبود ولی سرسبز د با شکوه بود آدمها رو میدیدم که دارن میان رد میشن همه خانمها جلو نشسته بودن آقایون رانندگی میکردن دلم میخواست خوشحالیم با اون خانمها شریک بشم دستام بلند کنم بگم سلام سلام صبح زیبای شما بخیر بفرماید صبحانه نمیشناختم ولی حسم این بود
صبحانه خوردیم حرکت کردیم رفتم حسینیه دوستانم دیدم سلام علیک کردم دوستان بچگیم دیدم که شاید ۲۵ سال بود ندیده مشون خلاصه روز بسیار عالی پشت سر گذاشتم روز عاشورا هم تا ظهر خوب بود بعد از ظهر تا نیمه شب با دخالتهای مردم روبه رو شدم جوابشونو دادم
میدونید استاد من عقیده دارم هیچ وقت یه طرف نباید قضاوت کنیم هر کس به نفع خودش حرف میزنه من حرف حق میگم خلاصه گذشت اومدم خونه
استاد منم وقتی تو خیابون بودم تمام تمرکزم روی طعمهای خوب بود روی وفور نعمت بود خدایاشکرت این ماشینها چقدر زیاد هست چقدر رستورانهای عالی چقدر افراد که دارن میرم رفتن و برمیگردن از این طعم عالی که خداوند برای انسانها قرار داده استفاده میکنن چقدر ماشینهای شیک خدایا شکرت زندگی با طعم ثروت چقدر لذت بخش چقدر عالیه که این طعم میتونه هرکاری که دوست داری انجام برای بری بهترین فردا رو در بهترین مکان کنار رودخانه چالوس با طعم عظمت خدا هم غذاتو بخوری لذت ببری هم به عظمت خدا توجه کنی به عظمت خدا پی ببری آبی که بدون که انسانی اونو هدایت کنه خودش میاد و میره خدایا شکرت من نرفتم ولی تابلو دارن صبحانه کنار رودخانه
استاد برای من خوردن در گذشته بهترین تفریح بود اما الان به لطف خدای مهربانم و زحمات شما استاد عزیزو گرامی و عالیقدرم دیگه اینجوری نیست همون لقمه نون و پنیر یا شکلات صبحانه خوردم و از اطرافم از صبحانه لذت بردم آخر هم با همون ماگ کوچیک نفری یه نصفه استکان چای خوردیم خیلی عالی بود
ولی اسناد الان دیگه خوردن تفریح نیست میخورم پفک چیپس ولی خیلی کم اونم وقتی گرسنه هستم یا خیلی وقت باشه نخورده باشم
استاد من هر خواستهای دارم برای این میخوام که یکم از این شرایط رها بشم شرایط بهتری تجربه کنم نگر من خونه بزرگتر میخوام برای اینکه دلم میخواد هر چیزی سر جای خودش باشه تا باعث بهم ریختگی خونه من نشه مثلا من الان دو تا اتاق خواب دارم یکی اتاق کار دخترم چرخ خیاطی و وسایلهاش توی اتاق یکی هم کمد من دو تا تخت و دیگه چیزی جا نمیشه و رخت خواب همسرم همیشه یا روی مبل یا روی میز
دلم میخواد خونه بزرگتر باشه با کمد دیواریهای زیاد سه اتاق خوابه که هر کس به اتاق برای خودش داشته باشه هر چیزی سر جای خودش باشه اینجوری همیشه خونه تمیز فقط باید مرتب کنم
استاد من هنوز کاملا متناسب نشدم ولی همین جور اخلاقم سیر بشم دیگه کاری به بقیه غذا ندارم هیچ وقت در این چند وقته قبلنا این کارو انجام میدادم باقیمانده غذا رو میبردم خونه الان نه هر چقدر خوردم اگر دخترم گرسنه باشه بقیه غدا رو دستنخورده باقی مونده دخترم میخورم اگر نه میریزم دور در منزل باشیم همسرم نمیذاره میگه ناشکری بذار تو یخچال من میخورم
من خیلی دیدم افرادی که به احساس خوب رسیدن دیگه براشون مهم نیست کت و شلوارشون نو باشه بگن من نیلیادر هستم زشته با این کت و شلوار برم بیرون دارن امکانت و دیگه یه جورایی به خود کفایی نمیدونم چه کلمهای بگار ببرم به جایی رسیدن که انگار دیگه چیزی دلشون نمیخواد هر چیزی بخوان دارن همیشه هم با همون کت و شلوار میگردم شاید چند تا اون رنگی کت و شلوار داره نمیدونم ولی احساس خوب آرامش در چهره شون میشه دید خدارو شکر
استاد دیدم افراد ثروتمند حساس نیستن اما اینم دیدم که فول امکانات هستند به نظرم این امر هم سبب شده دیگه حساس نباشن همیشه لباس شیک تنشون هست خانمهاشون میگم دیگه یه جورایی چشم و دل سیر هستن یعنی ترس ندارن هول نمیزنن هر زمان هر چیزی بخوان فورا تهیه میکنن برای همین اونا قیمه و قورمه سبزی هم میخورن ولی شاید من دوست نداشته باشم دلم بخواد غذاهای خوب بخورم
من تحقیق کردم چند تا فیلم زندگینامه افراد موفق دانلود کردم اولین که گوش دادم دیدم فیلم چطور شد که مارک زاکربرگ فیسبوک بعد اینستا بعد واتساب خریداری کرد در چند سالگی ثروتمند شد و…و برام جالب بود که اصلا بقصد ثروتمند شدن این کارو پیگیر نشده چون علاقه داشته به برنامه نویسی خداوند هم راهای موفقیت در اون جنبه از زندگی بهش نشون داده و ایشون هم عمل کرد الان هم یکی از موفقترین انسانها ست هم یکی از ده نفر برتر و ثروتمند دنیاست فقط علاقه خودشون و دنبال کردن
واقعا دیدم افراد براحتی بخشی از پولشون میدن به خیریه یا حمایت از حیوانات ولی من اوایل میترسیدم این کارو انجام بدم میگفتم ولش کن حالا این ده هزار تومن اگر بدم به این دوستی که داره میندازه نکنه بعدا بهش نیاز پیدا کنم چون در ذهنم این افکار زیاد بود چراغی که به خونه رواست به مسجد حرام آست نه بابا اینا وضعشون خیلی بهتر از منه برو ببین چه خونهایی چه ماشینهایی دارن
ولی خیلی هم دیدم افراد به راحتی بخشی از ثروت خودشونو میبخشن یا میرن چند تا بچه میارن بزرگ میکنن
استاد خیلی ایده عالیه که زندگینامه افراد موفق ثروتمند گوش بدیم چون این آگاهیها رو درک کردیم و گذروندیم به مت کمک میکرد بهتر درک کنم خیلی لذت بردم با اینکه زندگینامه شون نبود راه موفقیتتان بیشتر بود ولی خیلی عالی بود منم چند تا دانلود کردم گفتم زمان خالی پیدا کردم گوش میدم
در شهرستان ما هم افراد ثروتمند بسیارند که استاد یکی از اونها من در تحقیقم عکس یعنی نمای یه خونه رو اسکرین گرفتم که این دوستم که ثروتمند در شهرستان یه خونهای ساخته بود با همان نما خدایا شکرت من همون نمایی که دوست داشتم خونم داشته باشه رو دیدم لدت بردم سپاسگزار خداوندم شدم که این طعم به وفور یافت میشه و دوست من اونو ساخته خدایا شکرت .
استاد در شهرستان ما یه شخصی هست که تیلیادره و بچه هاش خارج زندگی میکنن به راحتی میتونه بره اونجا بهترین امکانات برای خودش فراهم کنه اما در تهران بالای شهر زندگی میکنه و شهرستان هم یکی از بهترین و زیباترین مجهزترین خونه ها رو داره زندگی میکنه
استاد منم اگر یکم زندگیم متفاوت بشه سریع به احساس خوب میرسم آرزو و خواسته دارم ولی اینها تا یه زمانی همراه من میان به مدار بالاتر بعد از اون کمتر میشن و من به احساس آرامش میرسم و خدارو شکر میکنم الانم با این شرایط سعی میکنم احساس آرامش داشته باشم .
واقعا استاد از وقتیکه من به نکات مثبت توجه میکنم میبینم وقتی میرم بیرون حتی گاهی دیدم که سه تا ماشین یک رنگ یک مدل یک شکل در جلوی ماشین ما قرار دارن من با چشمانم دیدم همه چیز بر مبنای فراوانی وقتی میرم شهرستان رودخانه که از سد امیر و کبیر تغذیه میکنه همیشه همیشه همیشه در هر فصلی فرقی نمیکنه آب داره شاید در فصل بهار یکم گاهی گل آلود باشه ولی همیشه پراز آب بوده من میرم بیرون میبینم انواع شغلها رو انواع انسانها متناسب انواع خونه ها رو همه چیز همه چیز بر مبنای فراوانی و هیچ وقت ما شاهد کم آبی یا کمبود هیچ نعمتی نخواهیم بود
بله استاد در شهرستان ما یه چشمه داریم که از آب کوها تغدیه میکنه و در اون استخر لوله هایی قرار دادن که هر لوله آب مخصوص یک خانه است و وقتی دیدن که این آب کفاف مردم روستا نمیده یه فرد خیری که الان بهشتی شدن اومد باغ خودشو در اختیار عموم قرار داد و یه چاه آب زد و الان قسمتی از روستا الان دارن از اون آب تغذیه میکنه
و این امر سبب شد که یه سد کوچکی ایجاد کنن و قسمت دیگه ای از روستا از اون آب استفاده کنن و الان خداروشکر کم آبی ندارن با اینکه افراد در خونه هاشون باغچه دارن و ادن و با آب لوله کشی آبیاری میکنن
من خدایی میفرستم که پشت سر هم درها رو برای من باز میکنه
واقعا اگر دری رو هم میبنده برای من اینجوری که میخواد من دیگه تکیه به اون در نکنم از اون در انتظاری نداشته باشم میخواد من از اون در نا امید بشم تا بتونه همزمانیهایی رو برای من رقم بزنه در خیلی بزرگی برای من باز کنه که من از خوَحالی فریاد بزنم کی فکرشو میکرد
استاد رفتم شهرستان گفتم روز تاسوعا خیلی خوب بود خوش گذشت اما روز عاشورا تا ساعت ۴ خوب بود بقیه اش برام تشنجی بود هر کسی منو میدید میخواست نصیحت کنه بهشون گفتم بابا یه تنه پیش قاضی نرید یه کسی یه چیزی گفت تو هم گوش کردی اومدی داری با من با تندی حرف میزنی
راستش منم عصبانی شدم جوابشو دادم مثل خودش بی تربیتی کرد منم یه کوچولو بی ادبی کردم و این رفتارها ادامه داشت تا شب طوری شد که از بسکه عصبانی شده بوده معده ام رفلاکس کرد و آرامشم بهم خورد نه میشد ساکت باشم نه دوست داشتم جواب بدم مجبور شدم
من دارم توجه به نکات مثبت انجام میدم ولی یادم رفته بود که در زندگی روزمرهام هم وقتی تو خونه هستم چیزی پیدا کنم سپاسگزاری کنم تا آرامشم بیشتر بشه دیگه چند سالی هست که اخبار گوش نمیدم تلوزیون نمیبینم شبکهای اجتماعی رو هم دنبال نمیکنم گاهی هم در شرایطی قرار میگیرم مجبور میشم تلوزیون ببینم اون شاید چند دقیقه
استاد ایکاش زودتر این فایل میشنیدم من تازه میخوام گام سوم شروع کنم اگر اینطور نبود حتما آرامش در رمضان پاس میکردم و بعد از گام سوم حتما ابن دوره رو شروع میکنم
نشان های دریافت شده
با سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامیم
استاد من چیزهایی که درخواست کردم ومیخوام برای اینکه یکم زندگیم از اینی که هست بهتر بشه یکم احساس خوبم بیشتر بشه یکم حال دلم خوبتر بشه یکم آرامشم بیشتر بشه ویکم ایمانم بخ خدا بیشتر بشه چون من فکر میکنم وقتی خدا به من نعمتهای بیشتری بده از این زمان به بعد که من در حال آموزش هستم اطمینان ایمانم به خدا بیشتر میشه وباور بیشتر میشه که میشه ونعمتها رو دریافت کرد وخیلی دوست دارم زندگی با طعم خدا رو تجربه کنم خیلی سخته چون همش یادم میره از خدا سپاسگزاری کنم وبا تکرار کردن این مشکل حل میشه .
من یه نوه عمو دارم که استاد دانشگاه تهران اونقدر خانم خوب خوشرو خوش برخوردی هست که نگو لذت میره آدم وقتی این خانم میبینه واصلا کلاس نمیذاره وخیلی عادی برخورد میکنه والان میفهمم که اون به احساس خوب رسیده واگر یه بچه هم داشته باشه زندگیش کامل میشه که ایشالا خدا بهش بده
ویه نوه عموی دیگه هم دارم اونم رئیس یه بخشی از فنی وحرفه ای اونم خانم خوش برخورده واصلا مثل یه آدم عادی لباس میپوشن شیک وساده والان فهمیدم که اونا به احساس آرامش ذهنی رسیدن
استاد میخواستم یه چیزی بگم که به درس امروزمون شاید ربطی نداشته باشه پارسال من رفتم تو یه تولیدی لباس کار کنم اونجا خانمی بود که بچه دار نمیشد ومیگفت خیلی هزینه کردم خیلی کارا کردم دکتر جوابم کرده ومن اصلا هنوز این موضوع درک نکرده بودم که ما هر مشکلی داریم از اینکه ما به خدا در اون جنبه از زندگیمون به خدا ایمان نداریم بهش گفتم نگو تو کار خدا غیر ممکن وجود نداره توکل کن به خدا و…بعد من از اونجا اومدم بیرون حقوق خوب نمیداد کلی کار ازت میکشید بعد یه روز اتفاقی بر اساس شباهت اسمی با خواهرم بهش زنگ زدم گفت من دیگه کارگاه نمیرم گفتم چرا گفت من باردار شدم آنقدر خوشحال شدم آنقدر بهش تبریک گفتم وسعی کردم خوشحالیم باهاش شریک بشم ومیخواستم بگم اگر به خدا ایمان بیاریم مشکلات ما حل میشه خیلی سخته به حرف هم نیست باید به عمل نشون بدیم ومن چند وقت دارم سعی میکنم بابت هر کاری که انجام میدم سپاسگزار خداوندم باشم هی یادم میره اما این تمرین آنقدر تکرار میکنم تا عادتم بشه .
استاد اون روزا با دخترم میرفتیم بیرون برای خرید دو کیلو گوجه میرفتیم بیرون وکلی چیز میدیدم تصمیم میگرفتیم این کارو کنیم اون کارو کنیم اما یه شخصی وارد زندگیم شد گفت نه خوب نیست غلطه آدم آنقدر به زرق وبرق دنیا توجه کنه اینجوری از خدا دور میشید چون تمام هواستون به دنیا میشه از خدا دور میشید واین شد که ما دیگه توجه به طعمهای خدا نمیکردیم وخدا رو شکر یاد گرفتم که دوباره به طعمهای خوب خدا توجه کنم وسپاسگزارش باشم
استاد من سیستم فراوانی خداوند رو با چشمام خودم دیدم وقتی چند روز پیش رفتم بیرون دیدم که یه ماشین شاسی بلند که من اسمشم نمیدونم وبهش فکرم نکرده بودم هی میدیدم وهی تمرین طعم خدا رو اجرا میکردم ودر طول یک ساعتی که من بیرون بودم شاید ۵ الی ۶ نا دیدم این نشانه فراوانی یا درباره ماشینهای دیگه هم همین طور پراید که نگو هر طرف که نگاه میکرده ده الی بیست تا پراید میدیدم وخونه بزرگ وشیک هم همین طور آنقدر زیاد بود که من برای چند تاش یک بار میتونستم بگم خدایا شکرت زندگی با طعم خونه بزرگ چقدر لذت بخش وخدا رو شکر انسانهایی هستند که دارن این طعم تجربه میکنن واینها همه نشانه های فراوانی نعمتهای خداوند
وقتی شبهامیرفتم بیرون چون برق مغازه ها روشن بود میدیدم ومیگفتم خدایا زندگی با طعم کسب وکار خوب زندکی با طعم درآمد بالا زندگی با طعم ثروت چه لذتی داره
استاد تو زندگی ما هم همین طوره از این قانون استفاده نمیکنیم وهمش هوامونو روی مشکلات به این فکر نمیکنیم چکار کنم مشکل حل کنم فقط گله وشکایت میکنم که ای بابا این مشکلات دارم مثل من تا اون زمان که زندگی راحتی داشتم وپول میداد همسرم به این فکر نیافتاده بودم که یه َشعلی داشته باشم وقتی دیدم وتو سختی زیاد قرار گرفتم فکر چاره کردم که باید یه کسب وکاری برای خودم راه بندازم تا هزینه های منو نیازهای منو ساپورت کنه تا من آنقدر منت کسی رو نکشم وهنوز هم موفق نشدم
واینم خیلی خیلی شنیدم که میگفتن باید یه چیزی از دست بدی تا چیز دیگه ای بدست بیاری هم خدا رو میخوای هم خرما روولی یادم نیومد مثال پیدا کنم
من وقتی فکر میکنم که از زمانی که من عصو سایت شدم تا حالا کلی به آرامش رسیدم من قبلا اصلا آرامش نداشتم ولی الان خدا رو شکر به آرامش رسیدم
من اون زمان یه تلفن به من میشد من آنقدر اعصابم بهم میریخت که کارم به درمانگاه سرم آمپول اینا میرسید اما الان خدا رو شکر یاد گرفتم که نباید گیر کنم تو آین تلفن وخیلی سخته هنوزم در طول روز یادم میافته کلی فکر میکنم میگم پدره مادره چکار کنم ولی خیلی سعی میکنم تو حال بد خیلی نمونم
استاد خیلی خیلی به توان هزار خوشحالن که اومدم این دوره خارقالعاده وگفت انگیز با شما میگذرونم چون حالم خیلی بهتر شده وخیلی چیزا یاد گرفتم که انگار دفعه قبل اصلا نشنیده بودم وممنون بابت این دوره
من دوره آرامش در رمضان تهیه کردم ولی فکر میکردن مخصوص رمضان گفتم ماه رمضان پاس میکنم ومجنون که یاد دادید چطور میتونم آرامش ذهنیم بیشتر کنم 9