0

لذت واقعی زندگی (جلسه نهم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

همه ما آرزوهایی داریم که برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنیم، اما آیا واقعاً رسیدن به آن‌ها به تنهایی کافیست؟ 🤔

خیلی از ما تصور می‌کنیم که وقتی به خواسته‌هایمان برسیم، زندگی‌مان پر از شادی و رضایت می‌شود. اما بیایید به گذشته نگاه کنیم. چند تا از آرزوهای دیروزمان را امروز داریم و به آن شکلی که فکر می‌کردیم خوشحال نیستیم؟

🤷‍♀️ لذت واقعی زندگی در رسیدن نیست، بلکه در “استفاده کردن” از چیزهایی است که داریم.

این مقاله راهنمای شماست تا با این دیدگاه جدید، زندگی‌تان را متحول کنید.

رسیدن یا استفاده کردن؟!

بسیاری از ما هر روز به دنبال راه‌هایی برای رسیدن به خواسته‌هایمان هستیم.

ما در طول زندگی به بسیاری از این اهداف می‌رسیم؛ یک خانه بزرگ‌تر، ماشینی لوکس‌تر، یا شغلی با درآمد بالاتر. اما آیا واقعاً این رسیدن‌ها به تنهایی کافی است؟ 😟

لذت واقعی زندگی

شاید متوجه شده‌اید که داشتن یک وسیله جدید، تنها برای مدتی کوتاه احساس خوبی به شما می‌دهد و بعد از آن، شور و هیجان اولیه فروکش می‌کند. چرا؟

چون شادی پایدار در انباشت دارایی‌ها نیست، بلکه در استفاده از آن‌ها است.

برای مثال، شاید قبلاً آرزوی داشتن یک دوربین عکاسی حرفه‌ای را داشتید، اما حالا که آن را دارید، ماه‌هاست که در کمد خاک می‌خورد. 📸 هدف از داشتن آن دوربین، ثبت لحظات زیبا و خلق هنر بود، نه صرفاً مالکیت آن.

بسیاری از ما در مسیری قرار گرفته‌ایم که ناخودآگاه هدفمان را از “لذت واقعی زندگی” به “افزایش دارایی” تغییر داده‌ایم.
این تغییر نگرش، ما را از شادی واقعی دور می‌کند و به یک چرخه بی‌پایان از تلاش برای رسیدن به اهداف بعدی می‌کشاند.

ما به جای اینکه از داشته‌هایمان بهره ببریم، آن‌ها را فقط به لیست دارایی‌هایمان اضافه می‌کنیم و به سرعت به سراغ آرزوی بعدی می‌رویم.
این طرز تفکر، مانند پر کردن یک سطل سوراخ است؛ هر چقدر هم که داخلش بریزید، باز هم خالی می‌ماند. 💔

تنها زمانی این حفره پر می‌شود که یاد بگیریم از آنچه داریم، استفاده کنیم و لذت ببریم.

جریان سرمایه و لذت واقعی زندگی ✨💎

اگر پای صحبت‌های افراد موفق و ثروتمند بنشینید، متوجه می‌شوید که هدف نهایی‌شان تنها انباشتن پول و سرمایه نیست.

در واقع، آن‌ها بخش بزرگی از درآمد و دارایی‌های خود را صرف رشد و توسعه کسب‌وکارشان 🚀، بهبود شرایط زندگی خود و خانواده‌شان 👨‍👩‍👧‍👦، حمایت از جامعه 🤝 و حتی سرمایه‌گذاری روی ایده‌های نوآورانه می‌کنند. 💡

این افراد خوب می‌دانند که سرمایه اگر در گوشه‌ای بی‌حرکت بماند، درست مانند آب راکد 🪣 است؛ به مرور زمان خاصیت خود را از دست خواهد داد.
اما سرمایه‌ای که در جریان باشد، همانند رودخانه‌ای زلال 🌊، زندگی‌بخش و الهام‌آفرین است. درست در همین نقطه است که یکی از رمزهای لذت واقعی زندگی خودش را آشکار می‌کند: جریان داشتن و حرکت.

هیچ کارخانه‌دار یا کارآفرینی ثروتش را فقط در حساب بانکی حبس نمی‌کند 💳 یا صرفاً به خرید خانه‌های لوکس 🏡 و ماشین‌های گران‌قیمت 🚘 نمی‌پردازد.
آن‌ها به‌خوبی درک کرده‌اند که لذت واقعی زندگی در به حرکت درآوردن نعمت‌ها و بخشیدن است، نه در نگهداری صرف.

آن‌ها می‌بخشند تا دریافت کنند 🎁، سرمایه‌گذاری می‌کنند تا رشد کنند 📈 و از دارایی‌هایشان برای ایجاد ارزش و تأثیر مثبت در زندگی دیگران استفاده می‌کنند 🌍. همین عمل باعث می‌شود احساس کمبود برایشان بی‌معنا شود.

وقتی شما هم یاد بگیرید که نعمت‌های زندگی‌تان را به جریان بیندازید احساس رضایت، آرامش و شادی درونی در شما افزایش پیدا می‌کند. این احساس خوب مانند یک آهنربا 🧲 عمل کرده و فرصت‌های تازه، روابط بهتر و ثروت بیشتری را به سمت شما جذب می‌کند. ✨

پس فراموش نکنید، لذت واقعی زندگی در انباشتن بی‌پایان نیست، بلکه در جریان داشتن، بخشیدن و استفاده درست از داشته‌هاست 🔑.

هر بار که چیزی را به حرکت درآورید، در حقیقت یک چرخه جدید از دریافت و فراوانی را آغاز کرده‌اید 🔄. این همان راز ساده‌ای است که افراد موفق در زندگی‌شان به کار می‌گیرند و شما هم می‌توانید تجربه‌اش کنید. 🌸🌟

آرامش ذهنی و رضایت از زندگی: دروازه دریافت نعمت‌ها 🚪

یکی از بزرگ‌ترین رازهایی که بسیاری از افراد نادیده می‌گیرند، این است که لذت واقعی زندگی زمانی خودش را نشان می‌دهد که ذهن ما آرام باشد.
وقتی دائماً درگیر نگرانی، ترس از آینده یا کمبودهای زندگی هستیم، در واقع مانع جریان طبیعی نعمت‌ها می‌شویم. ذهن پر از اضطراب نمی‌تواند همزمان پذیرای شادی، عشق و فراوانی باشد. 🧘‍♀️

تصور کنید رادیویی دارید که مدام روی موج اختلال و نویز تنظیم شده؛ آیا می‌توانید موسیقی دلنشین را بشنوید؟ قطعاً نه!

ذهن هم دقیقاً همین‌طور عمل می‌کند. تا وقتی پر از سر و صدا و دغدغه است، قادر نیست پیام‌ها و نشانه‌های کائنات را دریافت کند.
اما وقتی آرامش ذهنی را تجربه کنید، در حقیقت در حال باز کردن دروازه‌ای هستید که به سمت لذت واقعی زندگی و دریافت نعمت‌ها باز می‌شود.

راه رسیدن به این آرامش ساده‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید. کافی است از داشته‌های فعلی خود رضایت داشته باشید.

مهم نیست خانه‌تان بزرگ است یا کوچک، وسیله‌هایتان نو هستند یا قدیمی؛ مهم احساسی است که هنگام استفاده از آن‌ها دارید.
اگر بتوانید از نوشیدن یک فنجان چای ساده لذت ببرید ☕️، یا با قدم زدن در طبیعت حس آرامش بگیرید 🍃، در حال تمرین یکی از زیباترین مهارت‌های زندگی هستید: مهارت دیدن و چشیدن لذت واقعی زندگی در لحظه.

شکرگزاری در این مسیر نقش بزرگی دارد. وقتی بابت کوچک‌ترین نعمت‌ها مثل سلامتی، خانواده یا حتی داشتن یک روز آرام خداوند را شکر می‌کنید، احساسات مثبت در شما تقویت می‌شود و این احساسات مثل یک آهنربا عمل می‌کنند؛ آهنربایی که فرصت‌های تازه و نعمت‌های بیشتر را به سمت شما جذب می‌کند. 🌟

به جای اینکه انرژی ذهن‌تان را صرف فکر کردن به نداشته‌ها کنید، روی آنچه همین حالا دارید تمرکز کنید. هر بار که به جای حسرت، لذت ببرید، در واقع یک قدم به سمت آرامش، رضایت و تجربه‌ی لذت واقعی زندگی برمی‌دارید.

با این تغییر کوچک، زندگی‌تان کم‌کم رنگ و بوی تازه‌ای می‌گیرد و متوجه می‌شوید که شادی و آرامش، چیزی بیرونی نیست؛ بلکه در همین لحظه و در دل شما جریان دارد. ❤️

از انباشت مادیات تا انباشت تجربه‌های ناب ✨

بسیاری از ما تمام انرژی و زمان خود را صرف جمع‌آوری دارایی‌های فیزیکی می‌کنیم؛ از خرید آخرین مدل گوشی گرفته تا پر کردن کمد لباس‌ها. اما در پایان، آیا این اشیا هستند که به زندگی ما معنا می‌دهند؟ 🤔

لذت واقعی زندگی در تجربیاتی است که به دست می‌آوریم، نه در وسایلی که مالکشان هستیم.
یک سفر کوتاه، یک شام با دوستان، یادگیری یک مهارت جدید یا حتی یک پیاده‌روی ساده در طبیعت، همگی می‌توانند احساسی از رضایت و شادی پایدار به ما ببخشند که هیچ شیء مادی قادر به ایجاد آن نیست.

افرادی که به لذت واقعی زندگی رسیده‌اند، کمتر به دنبال خرید ماشین‌های گران‌قیمت یا خانه‌های بزرگ هستند و بیشتر سرمایه خود را صرف خلق خاطرات و تجربیات فراموش‌نشدنی می‌کنند.

آن‌ها می‌دانند که خاطرات سفر، لذت یک مکالمه عمیق یا شادی کمک به دیگران، چیزهایی هستند که هیچ‌کس نمی‌تواند آن‌ها را از ما بگیرد.

این تجربیات، نه تنها به ما احساس خوبی می‌دهند، بلکه روح ما را غنی‌تر می‌کنند و به ما کمک می‌کنند تا رشد کنیم. 🪴

در واقع، انباشت تجربیات به جای انباشت دارایی‌ها، یک مسیر هوشمندانه برای رسیدن به شادی و تجربه لذت واقعی زندگی است. پس به جای اینکه در یک فروشگاه به دنبال خوشبختی بگردید، آن را در یک تجربه جدید پیدا کنید. 🗺️

نتیجه‌گیری: زندگی یک سفر است، نه یک مقصد 🚀

در پایان این سفر فکری، باید این نکته مهم را به یاد داشته باشیم که زندگی یک مقصد نهایی نیست که با رسیدن به آن، همه چیز تمام شود. زندگی یک سفر است که باید از تمام لحظات و نعمت‌های آن لذت ببریم.

لذت واقعی زندگی در استفاده کردن از داشته‌ها، بخشیدن به دیگران و ایجاد جریان مثبت در زندگی است.
پس به جای انباشت، شروع به استفاده کنید.
از وسایل و دارایی‌هایتان برای خلق لحظات شیرین استفاده کنید، از سرمایه‌تان برای رشد و توسعه بهره ببرید و از همین امروز، با قدردانی از آنچه دارید، به آرامش و رضایت واقعی برسید. 🏞️

اگر می‌خواهید این مسیر را عمیق‌تر و با راهنمایی‌های عملی بیشتری طی کنید، پیشنهاد من دوره “خدا هرگز دیر نمی‌کند است.
این دوره آموزشی به شما کمک می‌کند تا نگاهتان را به زندگی تغییر دهید، از انباشت مادیات فاصله بگیرید و به سمت خلق تجربیات ارزشمند و زندگی سرشار از رضایت حرکت کنید.

با شرکت در این دوره، یاد می‌گیرید که چگونه با ذهنیت فراوانی و شکرگزاری، نعمت‌های بیشتری را به زندگی خود جذب کنید و به لذت واقعی زندگی دست یابید.

این دوره به شما نشان می‌دهد که چگونه از ترس‌ها و نگرانی‌ها رها شوید و به جای تمرکز بر کمبودها، بر داشته‌های خود متمرکز شوید.
تکنیک‌هایی که در این دوره ارائه می‌شود، به شما کمک می‌کند تا آرامش ذهنی را در زندگی روزمره خود پیدا کنید و به جای اینکه منتظر معجزه باشید، خودتان خالق زندگی رویایی‌تان شوید.

خوشبختی، یک مقصد نیست که به آن برسید؛ بلکه یک روش زندگی است که باید آن را انتخاب کنید و دوره “خدا هرگز دیر نمی‌کند” به شما کمک می‌کند تا این انتخاب را آگاهانه و قدرتمندانه انجام دهید. 🚀

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.31 از 106 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12400
132 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار joojeh1212@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۹/۱۳ ۱۵:۲۸
      مدت عضویت: 1803 روز
      امتیاز کاربر: 614 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,865 کلمه

      به نام ِ خداوند ِ بخشنده ی مهربان

      سلام به استاد روشن ِ عزیز و ارزشمند و خوش صحبت.

      مومن کسی است که به غیب ایمان داشته باشد…

      بارها شنیدیم اگر بتونی با یه رئیس بانک ارتباط بزنی دیگه تمااام.کافیه امضای رئیس بانکه رو بگیری.وام برات راحت جور میشه.

      اگر بتونی با امام جمعه ی محل یا نماینده ی مجلسی چیزی  ارتباط بزنی دیگه مسائلت راحت حل میشه.

      اگر بتونی دل ِ صاحب کارت رو بدست بیاری….

      اگر فلان رابطه رو بتونی برقرار کنی…

      اگر….اگر…اگر…

      اما به این نمیتونستی فکر هم کنی که بشه سمت ِ خدا رفت…که بشه دل ِ خدایی رو به دست آورد که تا صداش کنی چنان اخمی کنه بهت که بری دیگه پشت ِ سرت هم نگاه نکنی که چی؟ دو صفحه قرآن خوندی فکر کردی چی؟سریع پر رو میشی…تا اشتباهی سر بزنه ازت جوابت سُرب ِ داغه…

      چقدر این آیه ی قرآن کمرنگ بود…

      اگر بندگانم از تو درباره ی من پرسیدند بگو من نزدیکم…اجابت میکنم دعای آنکه مرا بخواند…

      ما فراموش کردیم مهم ترین رابطه ای که باید برقرار کنیم رابطه با منبع ِ تمام ِ نعمت ها و ثروت ها و سلامتی و سعادت و آرامش که نه رئیس بانکه…نه نماینده ی مجلسه و نه امام جمعه ی محل….

      اصل ِ کار ِ ما ایجاد ِ ارتباطه…

      ما قراره رابطه برقرار کنیم…قراره ارتباط برقرار کنیم با پول…با ماشین ِ مورد ِ علاقه مون…با اون خونه ی رویایی….با اون جنس ِ مخالف برای ارتباط ِ عاطفی…با همکارمون…با همسایه ها….با خواسته هامون…با فرزندمون….

      اما

      اصل ِ تمرین ها از نظر ِمن  برای ایجاد ِ یک رابطه ی قوی و قدرتمند با منبعه…جایی که ما از اوییم و به او باز میگردیم…همان که از ما جدا نیست و نمیتواند از ما جدا شود چون ما از اوییم…خود ِ خودشیم…من نمیتونم از خودم جدا باشم

      اصلی ترین ارتباطی که باید من بعنوان ِ انسان برقرار کنم ارتباط با خدایی ست که من را خلق کرد…همه ی رابطه ها در گروی این ارتباطه…

      اگر امضای خداوند زیر ِ خواسته هامون نباشه هیچ اتفاقی نمیفته.خدایی که یکتاست و شریکی نداره که مثلا بله رو برای درخواستی ازش بگیریم و شریکش بگه نه…یا بخواد با شریکش مشورت کنه…نه…یه دونه س… یکیه…یکتاست…دیگه درد ِ سری نیست که بخوای دم ِ نماینده هاش رو ببینی و مراحل ِ اداریش رو طی کنی…

      خواسته های ما همین الآن در زندگی ِ ما هست…

      قبل از به دنیا آمدنمون جاده ی تهران به شمال رو ساختن، قبل از به دنیا اومدنمون بدون ِ اینکه درخواست کنیم یه تونل از دل ِ کوه رد شده ، یک چهارچرخی طراحی شده که ما روزی برای رفتن به شمال که هدفمون دیدن ِ درختان ِ زیباش هست ازش استفاده کنیم.

      پس ما به این دنیا اومدیم که تجربه کنیم.هدف از اینکه میخوایم به خواسته ای برسیم تنها و تنها لذت بردن ِ بیشتره.خواسته ها به خودی ِ خود هستن و من فقط میخوام بهشون دسترسی داشته باشم…میخوام تجربه شون کنم..بینهایت خونه هست اما من مثال …یه دونه میخوام…همه ی خونه های جهان رو که نمیتونم تجربه ش کنم…بینهایت هوا و اکسیژن در فضا هست…من که همه ش رو که نمیتونم یه تنه استفاده کنم…بینهایت آب در اقیانوس و دریاها هست اما من یه تنه مگه چچقدرش رو میتونم استفاده کنم؟…و هزاران نعمت ِ دیگه برای تایید ِ فراوانیه به اندازه ی بیش از حد ِ نیاز ِ من…

      مثلا برای خلق ِ اینهمه آب چه کاری کردم…چه توانایی ای دارم؟…

      نمیگم لذت بردن چون ما استاد ِ لذت بردن هستیم یا بهتر بگم بودیم…خواهرزاده ای دارم که نه بنز داره…نه خونه ای توو پنت هاوس ِ برج های خلیفه…نه هواپیمای شخصی با چندین بادیگارد..چند تا قابلمه ی پلاستیکی با چند تا عروسک داره

      چنان لذتی از این وسایل میبره که حد نداره…یه عروسک داره که براش حکم ِ اسب ِ تک شاخ رو داره…

      نه غمی دارد و نه ترسی…نه غمی از گذشته که عروسکی داشت که پاش کنده شد و نه ترسی از آینده که آیا میتونم باز عروسکی دیگر داشته باشم…یا مثلا آیا غذایی برای دو هفته ی آینده برای وعده ی نهار داریم یا نه؟؟؟

      پناه بر خدا از شرک

      پناه بر خدا از ترس

      پناه بر خدا از غم

      خدایا آگاهی هات رو روزی ِ من کن

      ایمان رو روزی ِ من کن

      من که کلی چیز دارم برای سپاسگزاری

      برای تحسین و بازگو کردن

      همه ی مساله ی ما بلد نبودنه…بلد نبودن از کجا میاد…از تکرار نکردن…من با یک یا دو بار زبان خوندن امکان نداره بتونم انگلیسی صحبت کنم.

      همین خواهرزاده م که روزی من و شما هم مثل ِ اون بودیم و بلد ِ لذت بردن از آنچه دارم…هر چی که بزرگتر بشه و ورودی های مختلف بهش داده بشه میشه مثل ِ من اگر کنترلی نباشه…اگر کنترلی نباشه…

      من چی ام؟ یه نا بلد…یه فراموشکار…یه ناسپاس…یه کسیکه دیگه تمرین نکردم…و یادم رفت…

      اما خدارو شکر که الآن توو این لحظه……الآن توو مسیرم و نشانه های چاشنی ِ این طعم ِ لذیذ ِ با خدا بودن رو دیدم و چشیدم.

      اینکه چقدر حسم نزدیک تره به خواهرزاده م.اینکه دارم آروم آروم به هماهنگی میرسم.با منبع…اینکه دارم با عشق از خدا میخوام که من رو در مسیر نگه داره…ثبّت اقدامنا…

      اینکه مهم ترین رابطه م که رابطه باخداست رو هر روز بهبود ببخشم و من حسش کنم دوباره…من درکش کنم دوباره…و گرنه اون رابطه که بوده از نطفگی …از ازل با من بوده…از زمانی که من نبودم از زمانی که من عدم بودم…به اندازه ی یک تصمیم….

      اینکه دارم بیناتر میشم.اینکه دکمه های لپ تاپ رو که میزنم و صدای موسیقی داره در حین ِ نوشتنم پخش میشه و برای من تداعی ِ مزه ی پیانو نواختن رو داره…اینکه آرام ترم…اینکه تا به اینجای روز 5 بار ماشین ِ مورد ِ علاقه م رو دیدم…و طعمش رو حس کردم و با دیدنش از لابه لای جنگل های شمال از داخل ِ همون تونل رد شدم…اینکه دستم رو بردم روی دکمه ی کولرش و این یعنی دارم به سمت ِ جنوب ِ زیبا میرم که حتی جرات ِ فکر کردن به اینکه مهمان ِ استاد روشن ِ عزیز بشم رو بهم میده…یعنی من در مسیرم…

      مسیر چیه؟

      هدف چیه؟

      احساس ِ خوب

      همه ی این ها با درک ِ هر چه بهتر ِ قانون ِ بدون ِ تغییر ِ خداوند امکان پذیره.

      به ازای هر یک لحظه که ما احساسمون خوب باشه و بیشتر در حال ِ خوب بمونیم و حفظش کنیم مثل ِ خواهرزاده م که تلاشی برای حال ِ خوب داشتن نمیکنه…خوبه…همینجوری حالش خوبه…منتظر ِ به قول ِ خودش دودو بنز و دودو پورشه نیست…ههمین الآن حالش خوبه…نه قهر بلده..نه کینه به دل میگیره…نه میدونه قضاوت چیه…جواب ِ فلانی رو بدم فکر نکنه چه خبره…نه ناراحت ِ عروسک های قبلیشه…نه نگران ِ عروسک هاشه..اینقدر در صلحه باخودش…این حد از ایمان به غیب…همه ش داره توو رویاهاش با یکی حرف میزنه…شب ها راااحت میخوابه…راااحت ِ رااحت…فارغ از اجاره ها و قیمت ِ دلار و …

      قانون رو در عمل دارم توو رفتارش میبینم…ایمانش رو در عمل میبینم…حال ِ خوب ِ اتوماتیک…

      قانون میگه حال ِخوب اتفاقات ِ خوب…

      احساس ِ بیشتر ِ بهتر…نتایج و تجربیات ِ زیبای پایدارتر…زندگی ِ لذتبخش تر…

      و این یک دفعه اتفاق نمیفته…

      به قول ِ خداوند 

      بما قدمت ایدیهمه….

      و خدا میدونه با تمرینات ِ دوره ی زندگی با طعم ِ خدا که گویا خدا برای من طراحیش کرده و سندش هم اینه که استاد گفتین که من میخواستم تنظیم ِ مسیر کنم و حسی بهم گفت تو که میخوای این کار رو کنی بیا ضبطش کن و بزار روی سایت تا آرزوهایی بیان و استفاده کنن…چون فرکانسش رو ارسال کردن…و من آرزو الآن اینجام…و تازه جلسه ی 9 هستم و کلی حال ِ خوب و اتفاقات ِ خوب تجربه کردم و خدا میدونه نوشتن ِ همین ها و ارسال ِ فرکانس ِ این طعم ها در این لحظه در آینده چه شگفتی هایی برام قراره رقم بزنه و باقیش دیگه تکراره و تکراره و تکرار…این مسیر چه شگفتی هایی داره…این مسیر پر از شگفتیه…

      این تمارین جادوییه…

      میتونه ناممکن هارو ممکن کنه

      میتونه بیماری ها رو درمان کنه

      میتونه اضافه وزن ها رو به تناسب ِ اندام تبدیل منه

      میتونه حساب های خالی رو پر پول کنه

      میتونه نگرانی رو تبدیل کنه به آرامش

      میتونه بدهی ها رو تبدیل کنه به چندین برابر پس انداز

      میتونه نفرت رو به عشق و جدایی رو به وصال تبدیل کنه

      میتونه از شهری دیگه برات سوغاتی بفرسته

      میتونه هدیه های به ارزش ِ میلیون بشه برات

      میتونه آدم ها رو برات خوش خنده و خوش عطر و بو کنه

      میتونه تاکسی ای بشه که زودی بیاد

      میتونه تخفیف بشه توو خریدهات

      میتونه با دستان ِ تو هدیه ای بشه برای خوشحال کردن ِ عزیزی

      طبق ِ قانون ِ بدون ِ تغییر ِ خداوند به هر آنچه توجه کنی اساس ِ اون رو وارد ِ زندگیت میکنی

      زن و مرد هم نداره…پیر و جوان هم نداره

      هر کس باش در هر کجای جهان ، قانون جواب میده.

      به اندازه ای که این قانون رو درک و باور کنم و در زندگیم بهش عمل کنم نتیجه میگیرم.

      کل ِ کار ِ من بعنوان ِ یک انسان فارغ از هر مساله ای که در حال ِ حاضر دارم که این ها خودش بخاطر ِ بما قدمت های گذشته ام بوده…کنترل ِ 

      آگاهانه ی کانون ِ توجهم برای نگهداری ِ احساس ِ خوبه

      کنترل ِ آگاهانه ی کانون ِ توجه برای ماندگاری ِ من در احساس ِ خوب

      من به اندازه ای که این رو درک کنم نتیجه میگیرم

      میام آگاهانه به الگویی مثل ِ رضا عطار روشن ِ عزیز توجه میکنم و احساسم خوب تر میشه که این آدم تونسته از همچون گذشته ای به این نقطه برسه من هم میتونم. 

      چگونه؟

      اون دیگه جزء ِ شرح ِ وظایف ِ من نیست چون من هیچ ایده ای براش ندارم و نه هیچ توانایی ای برای انجامش.

      همون خدایی که غیبه و بهش ایمان آوردم بدون ِ اینکه تضمینی باشه…و فقط گفته ایمان بیار…همون خدا هزاران راه برای رسیدن ِ من به تجربه ی خواسته هام سراغ داره…برای منی که حتی یه دونه ایده یه دونه راه باش سراغ ندارم…

      همون خدایی که میلیارد ها انسان و میلیاردها تُن آب ِ اقیانوس و میلیاردها تُن خاک رو روی یه کره ی معلّق در هوا که فکر کردن بهش سرسام آوره و (( البته یه کوچولو ایمان هست انگار که همچین کوچولو هم نیست که نگران ِ این چرخش ِ دائم نیستیم و شب ها میخوابیم معلق در هوا و روزها راه میریم معلق در هوا….این نشون میده که ایمان به خداوند یه جورایی تنظیم شده در ما در خلقت ِ ما وجود داره فقط درباره ی مسائلی کمرنگ شده..))

      و خورشیدی ک چندین هزار برابر ِ این کره ی زمینه و میلیاردها میلیارد کیلومتر با ما فاصله داره و اگر یک میل اونطرف تر بره ما یخ میزنیم و یه میل این طرف تر بیاد ذوب میشیم…این کره ی خاکی رو مدیریت میکنه جوری که حتی قطره ای از اینهمه آب و ذرّه ای از اینهمه خاک نمیریزه و مدیریتش اونقدر دقیقه که برگی از تیلیارد ها برگ بدون ِ آگاهیش بر روی زمین نمی افته ، همون خدا هم زندگی ِ من رو که نقطه ای در مقایسه با کیهان هستم رو میتونه مدیریت کنه به شرط ِ ایمانم…به اندازه ای که بتونم این رو باور کنم.به اندازه ای که راجعون بشم..به اندازه ای که به اصل برگردم و نزدیکتر بشم به منبع…

      و به اندازه ای که ای عظمت رو یادآوری کنم رشد میکنم.

      الله اکبر

      این عظمت و مدیریت ِ کیهان به کنار…

       خداوند کِی به خودش آفرین گفت ؟

      وقتی که انسان رو خلق کرد…

      خدایا ما را به راه ِ راست هدایت کن…آگاهی و درک روزی ِ ما کن…به راه ِ راست هدایتمان کن…

      خدایا شکرت.امیدوارم روزی ببینمتون استاد ِ عزیز… و با این تمرین ها این خواسته م غیر ِ ممکن نیست…

      آرزومند ِ آرزوهاتون آرزوp>

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم