تصور کن هر صبح که بیدار میشی، پنجره رو باز میکنی و نسیم خنک صبحگاهی همراه با نور طلایی خورشید 🌞 به اتاقت میتابه. همین لحظه ساده میتونه یکی از نشانههای دریافت نعمتهای الهی باشه. 🍃
نعمتها همیشه در اطراف ما جاری هستن؛ از هوایی که نفس میکشیم گرفته تا لبخندی که از صمیم دل کسی دریافت میکنیم 😊. اما خیلی وقتها به خاطر دغدغهها و افکار منفی، حضور این نعمتها رو نمیبینیم.
وقتی یاد بگیری با دل شاکر و ذهنی آرام به زندگی نگاه کنی، انگار دریچهای به روی فراوانی باز میکنی ✨. اونوقته که احساس میکنی خداوند همیشه کنارته و جریان نعمتها بیوقفه وارد زندگیت میشه 💫.
🪔 دریافت نعمتهای الهی و راز جریان برکت
خداوند مثل یک رودخانه بیپایان از عشق و برکت است که همیشه در حال جاری شدن به سمت ماست ✨. کافی است لحظهای چشمهایت را ببندی و به جریان زندگی گوش بسپاری تا متوجه شوی این رودخانه هیچوقت قطع نمیشود.

هر روزی که طلوع خورشید را میبینیم 🌞، شکوفههای تازه روی درختان را لمس میکنیم 🌳 یا صدای خنده کودکان را میشنویم 🎶، در واقع در حال تجربه کردن دریافت نعمتهای الهی هستیم.
حتی نفسهای آرام شبانه یا صدای باران که به شیشه میخورد 💧، همه و همه نشانههایی از حضور دائمی این نعمتها هستند.
اما مسئله اینجاست که ذهن انسان خیلی وقتها درگیر مشکلات روزمره، نگرانیهای مالی یا دغدغههای کوچک میشود 😔 و همین باعث میگردد که جریان بیوقفه برکت را نبیند.
درست مثل کسی که کنار یک رود پرآب ایستاده اما به جای آب، فقط به سنگهای کف رود نگاه میکند. در چنین شرایطی، حس میکنیم زندگی خالی از نعمت است، در حالی که حقیقت دقیقاً برعکس است.
اگر نگاهت را تغییر بدهی و به جای تمرکز بر کمبودها، روی داشتهها و نعمتهای کوچک زندگی تمرکز کنی 🌈، به تدریج متوجه میشوی که دریچههای بزرگی از برکت به رویت باز میشود.
مثلا یک روز با خودت میگویی: «من فقط هوای پاک را نفس میکشم» اما وقتی دقیقتر فکر کنی، میبینی همین نفس کشیدن یکی از بزرگترین نمونههای دریافت نعمتهای الهی است که بدون آن زندگی غیرممکن بود.
یا حتی یک فنجان چای گرم در هوای سرد ❄️ میتواند یادآور این باشد که خداوند همیشه در کنار توست و لحظهبهلحظه مراقب توست.
هرچه بیشتر یاد بگیری لحظههای ساده و کوچک زندگی را ببینی و بابتشان شکرگزاری کنی 🙏، بیشتر در مسیر هماهنگی با جریان الهی قرار میگیری.
این هماهنگی مثل یک مغناطیس عمل میکند که برکتها، فرصتها و افراد درست را وارد زندگیات میکند 💫.
در واقع، تو با انتخاب آگاهانه خودت، دروازههای بیشتری برای دریافت نعمتهای الهی باز میکنی و زندگیات را سرشار از آرامش، برکت و احساس امنیت درونی میسازی 🌺.

🧠 چرا مغز پیشرفت را غیرممکن میبیند؟
مغز ما همیشه دنبال منطق است. به همین دلیل وقتی چیزی را از دست میدهیم، برایش طبیعی به نظر میرسد چون قبلاً آن را تجربه کردهایم 😔.
مثلا اگر شغل یا پولی را از دست بدهیم، مغز سریع میگوید: «خب، تو قبلاً هم بدون این شرایط زندگی کردی، پس منطقیه دوباره به حالت قبل برگردی.» اما وقتی صحبت از رشد و پیشرفت میشود، مغز میگوید: «این محاله! تو هیچ وقت چنین چیزی نداشتی، پس نمیتونی داشته باشی.» 🚫
اما این نگاه محدودکننده باعث میشود انسان از دریافت نعمتهای الهی محروم بماند. واقعیت این است که خیلی از شرایط فعلی زندگیمان، روزی برایمان غیرممکن به نظر میرسید.
یادته وقتی بچه بودی تصور داشتن گوشی هوشمند یا اینترنت پرسرعت برات یک رویا بود؟ 📱 حالا همون چیزی که روزی محال به نظر میرسید، بخشی عادی از زندگیته.
این یعنی رشد و پیشرفت همیشه امکانپذیر است؛ فقط چون ذهن ما به اطلاعات قبلی وابسته است، مسیر جدید را نمیبیند.
وقتی با قدرت ذهن و تخیل وارد عمل شوی، دروازههای تازهای برای دریافت نعمتهای الهی باز میشود.
چون خداوند هیچ محدودیتی برای بخشیدن ندارد، این ما هستیم که با محدودیتهای ذهنیمان سد راه میسازیم. 🌟
🌟 استفاده از قدرت ذهن برای دریافت نعمتهای الهی
قدرت ذهن مثل چراغ جادویی است که درون همه ما قرار داده شده 🪄. کافیست یاد بگیریم چطور این چراغ را روشن کنیم تا مسیر زندگیمان را نورانی کند و راههای تازهای به رویمان گشوده شود.
بسیاری از افراد تصور میکنند برای استفاده از قدرت ذهن باید دورههای پیچیده یا مهارتهای عجیب بلد باشند یا ساعتها تمرینهای طاقتفرسا انجام دهند.
اما حقیقت این است که همه ما از کودکی با این توانایی به دنیا میآییم؛ قدرتی الهی که همیشه همراه ماست، حتی اگر فراموشش کنیم.

کودکان بهترین نمونه از استفادهکنندگان قدرت ذهن هستند. وقتی بچهای اسباببازی یا خوراکی خاصی را میخواهد، با تمام وجود به آن فکر میکند، تجسمش میکند و حتی احساس داشتن آن را تجربه میکند 🎁.
همین قدرت احساس و تخیل باعث میشود که خیلی سریعتر به خواستههایشان برسند.
آنها هیچ مانع ذهنی یا باور محدودکنندهای ندارند، به همین دلیل به راحتی در مسیر دریافت نعمتهای الهی قرار میگیرند.
کافی است نگاه کنی به برق چشمهای یک کودک وقتی چیزی را تصور میکند؛ گویی همین حالا صاحب آن شده است ✨.
اما وقتی بزرگتر میشویم، به خاطر ورودیهای منفی، ترسها و باورهای غلطی که از خانواده، مدرسه و جامعه دریافت میکنیم، ذهنمان پر از محدودیت میشود.
در نتیجه هنگام تجسم آرزوها، مغزمان سریع میگوید: «این محاله!» 😔 و همین جمله کافی است تا نیروی تخیل خاموش شود. اینجاست که چراغ جادویی درونمان کمنور میشود و فاصله ما با دریافت نعمتهای الهی بیشتر به نظر میرسد.
راه حل ساده است: هر بار که میخواهی آرزویی را تصور کنی، به جای تکیه بر منطق مغز، از حس و تخیل خودت کمک بگیر. تجسم کن که همین الان در حال زندگی کردن خواستهات هستی؛ صدای آن لحظه را بشنو، تصویرش را ببین، بویش را حس کن و حتی لمسش کن 🌈.
هرچه این تجربه ذهنی واقعیتر باشد، انرژی بیشتری به کائنات میفرستی. احساس کن که نعمتها هماکنون وارد زندگیات شدهاند، نه در آیندهای دور. این همان پلی است که تو را مستقیم به دریافت نعمتهای الهی میرساند و باعث میشود جریان برکت با سرعت بیشتری در زندگیات جاری شود 💫.
🚪 مراقبت از ورودیهای ذهن؛ کلید تغییر زندگی
ذهن ما دقیقاً مثل یک باغچه است 🌱. اگر در آن بذرهای خوب بکاری، گلهای زیبا و میوههای شیرین خواهی داشت 🌺🍎. اما اگر مدام اجازه دهی بذرهای سمی (افکار منفی، اخبار بد، ناامیدی) وارد شود، به زودی باغچه پر از علفهای هرز میشود که رشد چیزهای خوب را متوقف میکند.

ورودیهای ذهن از طریق چشم و گوش وارد میشوند: فیلمهایی که میبینی، موسیقی و حرفهایی که میشنوی، مکالماتی که با دوستان داری، حتی محتوایی که در شبکههای اجتماعی دنبال میکنی 📱. اگر این ورودیها پر از ترس، نگرانی و ناامیدی باشند، طبیعی است که نتوانی خودت را آماده دریافت نعمتهای الهی کنی.
پس اولین قدم برای تغییر زندگی، مراقبت از این ورودیهاست. هر بار که محتوای جدیدی انتخاب میکنی، از خودت بپرس: «آیا این باعث رشد من میشود یا نه؟» اگر جواب مثبت بود، ادامه بده. اگر منفی بود، درِ ورود آن را ببند 🚫.
وقتی ذهن تو پر از آگاهیهای مثبت، الهامبخش و انگیزهبخش باشد، بهطور طبیعی شرایط زندگیات تغییر میکند و در مسیر دریافت نعمتهای الهی قرار میگیری. 💫
👩🍳 سرآشپز زندگی خودت باش
زندگی را مثل یک رستوران مجلل تصور کن 🍲✨. در این رستوران، تو سرآشپزی هستی که تصمیم میگیرد چه غذاهایی در منو قرار بگیرد.
هر غذایی که در منو میگذاری، نشاندهنده تجربهای است که میخواهی در زندگی داشته باشی. حالا سوال اینجاست: آیا میخواهی منویی پر از کمبود و نگرانی داشته باشی، یا پر از شادی، ثروت، آرامش و عشق؟ ❤️
برای اینکه سرآشپز خوبی باشی، باید اول خواستههایت را مشخص کنی. مثلا اگر میخواهی ماشین رویاییات را داشته باشی 🚗، شروع کن به جمعآوری مواد اولیهاش: دیدن ویدیوها، خواندن مقالات، لمس حس رانندگی با آن در تخیل.
هر چه بیشتر خودت را در موقعیت تحقق خواسته ببینی، ذهن تو پر از مواد اولیه مثبت میشود. و وقتی مواد اولیه درست در اختیار داشته باشی، جهان هستی بهترین غذا را برایت خواهد پخت 🍽️.
این همان شیوهای است که تو را به دریافت نعمتهای الهی نزدیک میکند. چون وقتی درونت پر از تصویرهای مثبت و احساس خوب شود، انرژیات تغییر میکند و این تغییر انرژی مثل یک آهنربا عمل میکند.
خیلی زود اتفاقاتی در زندگیات رخ میدهد که نشان میدهد خداوند درخواستت را شنیده و در حال پاسخ دادن است 💫.
🌈 نتیجهگیری: آغوش باز برای دریافت نعمتهای الهی
نعمتهای الهی همیشه در اطراف ما در جریان هستند، مثل آبی که بیوقفه در رودخانه جاری است 🌊. اما انتخاب با ماست که آیا ظرفی در دست بگیریم و از این آب بنوشیم یا نه. با شکرگزاری روزانه 🙏، مراقبت از ورودیهای ذهن و استفاده از قدرت تخیل، میتوانی خودت را در بهترین شرایط برای دریافت نعمتهای الهی قرار دهی.
به یاد داشته باش که خداوند هیچ محدودیتی در بخشیدن ندارد 💎. او منبع بیپایان فراوانی است و هر لحظه آماده است تا بیشتر به تو ببخشد.
تنها چیزی که جلوی این دریافت را میگیرد، باورهای محدودکننده و ذهنیاتی است که خودمان ساختهایم. پ
س امروز تصمیم بگیر سرآشپز زندگیات باشی 👩🍳، منوی دلخواهت را انتخاب کنی و با وارد کردن آگاهیهای مثبت، طعمهای شیرین و لذیذی به سفره زندگیات اضافه کنی. 🍀
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.19 از 88 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان همراهم
من یک سال و نیم پیش این تمرین نوشتن خواسته ها را انجام دادم و سه خواسته نوشتم و توی یک قوطی شیشه ای گذاشتم
امروز که این فایل را گوش کردم اون قوطی را آوردم و یکی از ورقه هایم را باز کردم و خواندم
خواسته ام یک چیز فیزیکی مثل خونه یا ماشین و امثال اینها نبود بلکه نوشته بودم که میخواهم یک رابطه عاشقانه با همسرم داشته باشم
وقتیکه این نوشته را خوندم خنده ام گرفت چون همش نوشته بودم که میخوام او چطور تغییر کنه او چه کارهایی را انجام بده و یا انجام نده که مطابق میل من باشه حتی یک جمله از اینکه من چکار بکنم در این ورقه نبود
الان من با آموزشهایی که از دوره های مختلف تناسب فکری دیده ام میدونم که من نمیتوانم بخواهم که کس دیگر عوض شود تا من به خواسته ام برسم یعنی یک جورهایی همسرم را مقصر نداشتن رابطه عاشقانه می دانستم
الان یاد گرفتم که من باید روی خودم کار کنم اگر رابطه عاشقانه میخوام باید دست از گله و شکایت بردارم حتی برای خودم آنها را مرور نکنم
رفتارهایی از او را که باعث اعصاب خرد شدنم میشود را مورد تمرکز قرار ندهم
وقتی زوج هایی که با هم رابطه عاشقانه دارند را می بینم حسرت نخورم که بیشتر همسرم را ملامت کنم بلکه تمرکزم بر این باشد که اگر دیگران اینطور هستند پس ما هم میتوانیم همانطور باشیم
نتیجه این طرز فکر به دست آوردن احساس خوب شده و انرژی مثبت به کائنات داده میشود و همان را من تجربه میکنم
در مقابل گله و شکایت کردن و حسرت خوردن که ایجاد احساس بد شده و در نتیجه همان احساسها بیشتر شده و انرژی منفی ساطع میشود
البته متوجه شده ام که من آموزشهایی را که دیده ام تا آنجایی که توانستم به اجرا گذاشتم و رابطه ام نسبت به یک سال و نیم قبل بهتر شده است اما میخواهم که از این هم بهتر شود
الان تصمیم گرفتم همین خواسته را بار دیگر بنویسم و اینبار از آموزشهایی که دیده ام استفاده کنم
این بار تماما در مورد اینکه من چکار کنم تا رابطه بهتری داشته باشم خواهد بود
نشان های دریافت شده
با سلام و درود
چقدر جالب بود این تمرین
من تمرین قسمتهای قبل رو که انجام دادم خود به خود تصورم این بود که دلم میخواد یه کاغذ بردارم وخونه و ماشین و چیزایی رو که میخوام و جزییاتشون رو دونه به دونه داخل کاغذ بنویسم
انگار این تمرینا خود به خود آدم و به این طرف سوق میده و این حس اطمینان رو به من میده که راهی ک دارم میرم کاملا صحیحه
طعم هایی که من دوست دارم بچشم:یه خونه دوبلکس وسط شهر خودمونه و تقریبا تمام دکورش هم انتخاب کردم مثلا کابینتش چوبی یا طرح چوب و مدلش کلاسیک باشه .دیوار حیاطش از خورده سنگ های طبیعی پوشیده باشه بالکن طبقه بالاش شیروانی داشته باشه
نرده پله هاش چوبی باشه یه قسمت هایی از دیوار خونه از خورده سنگهای دایره ای سفید و کرم پوشیده باشه
دیوار رو به حیاطش از بالا تا پایین پنجره دو جداره باشه یه قسمت دنج و با دید زیبا برای میز غذاخوری در نظر گرفتم
میخوام دوتا آشپزخونه داشته باشه و آشپزخونه اصلی مخفی باشه
میخوام کل خونه نور داشته باشه
از گلهای بزرگ با برگهای بزرگ تقریبا مثل درخت موز برای بعضی گوشه های خونه استفاده کنم
حیاطش رو یه طراح طراحی کنه پر از گل و درخت خوشگل کفپوش سنگ باربیکیو داشته باشه و تنور زمینی وچندتا صندلی خوشگل و برای درختها هم سیستم ابیاری گذاشته بشه یه حوض و فواره خوشگل سنگی میخوام و یه تاب خوشگل
خدایا شکرت بابت این طعم خوشمزه
برای رقم زدن طعم های خوبی که مد نظرمان هست در زندگی ابتدا می بایست مانند یک دستور پخت غذا که شامل مواد اولیه و شیوه پخت هست، برای آن طعم نیز امکانات اولیه مورد نیازش و سپس چگونگی طی مسیر برای رسیدن به آن را برای خود مکتوب کنیم تا طبق آن عمل کرده و به هدف خود دست یابیم
نشان های دریافت شده
سلام
واقعا ادم با دیدن فایلها حس میکنه دنیا چقد زیباست اطرافیان من دنیا یجوری در دید من محدود و ناقص پراز بدی کردن ک واقعا زیبایها رو نبیبنم وقتی این فایلها رو گوش میدم ذهنم روحم اروم میشه
زندگی زیباست من از خدا طعم زندگی کردن رو میخوام
من از خدا طعم خونه دارشدن میخوام
من از خدا طعم لذت بخش سلامتی میخوام
من از خدا طعم زیبای ماشین خوب داشتن میخوام
من از خدا آرامش میخوام
من از خدای خودم طعم زیبای در مدارمثبت بودن میخوام
من از خدای خودم طعم زیبای تناسب فکری لاغری رو میخوام
من از خدای خودم طعم زیبای شادی میخوام
من از خدای خودم طعم زیبای لبخند میخوام
من از خدای خودم طعم آگاهی و هدایت میخوام
من از خدا خودشو میخوام
همه اینها رو تو آشپزخونه خدا شروع کردم ب تهیش میدونم اگه روزی من این فایل شده یعنی میشه خدا خواسته بشه ک من اینجا هدایت شدم
خدا قدرتش خیلی زیاده این ماییم ک قدرت بی انتها ید خدا رو نمیبینیم
خدا خدا مهربونه خدایی ک تو اوج تابستان بارون میده مهربون مهربوناس خدایی ک این همه بدی ها رو میبینه ب روم نمیاره خیلی مهربونه ازش بخواییم خواستن از خدا رو ب ما یاد ندادن من با خدا غریبه شدم از همه خواستم الا اون
خدابا منوببخش ک ندبدمت
منو ببخش
باسلام خدمت استاد عزیزم .
خداروهزاااان بارشاکرم که بااین سایت واین دیدگاهها ونظرات جالب وگاهی عجیب برای خودم ،آشناشدم.راستش من تقریبا یکماهی هست بااین سایت آشناشدم وواقعا درحال حاضرهنگم ازین که ۳۰سال باچه طرز فکر سختگیرانه ودوست نداشتنی برای خودم درمورد خدا داشتم والان با آشناشدن با دوره زندگی باطعم خدا واقعا درحیرتم ازین احساس خوبی که درهمین مدت کوتاه باخدا ودنیای اطرافم دارم…واقعا ممنونم ازشما استاد عطارروشن عزیزوخداروهزاروهزار بارشاکرم که منوبه این مسیرهدایت کرد.
من خیلی خیلی حرف دارم واسه گفتن اما فعلا یک سوال ذهنمو درمورد این جلسه درگیر کرده ممنون میشم اگه دوستان واستادعزیزم کمکم کنن.درجلسات دوم یاسوم اززندگی باطعم خدا باید خواسته هامون رو اصلاح میکردیم که به واقعیت زندگیمون نزدیک باشه.ودرواقع باید خواسته هامون روکه مینویسیم زیاد خیالی ودور ازما نباشه ومن اینکار روانجام دادم.اما درتمرین این جلسه ازما خواسته شده طبق گفته استادعزیزم که آرزوهامونو بدون درنظرگرفتن اینکه شرایطشو درحال حاضرداریم بنویسیم.حالا سوال من اینجاست آرزوها وخواسته هامون رو باید براساس واقعیت زندگی وپیرامونمون انجام بدیم یانه طبق آرزوهایی که ازبچگی یا خیلی دورازدسترس هستن بنویسیم!؟🙄
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم ناهید خانم
فکر کنم که فایل خوب گوش ندادید قسمت توضیح تمرین نوشتن استاد گفتن که نمیخواد بر اساس شرایطی که الان دارید تمرین بنویسید بر اساس چیزهایی که دوست داری در آینده برات اتفاق بیافته بنویس چه طعمهایی دوست داری تجربه کنی اونها رو بنویس مثلا دوست داری یه خونه داسته باشی بنویس که خونت میخوای چند متری باشه چند اتاق داشته باشه حیاطش چجوری باشه مبل خونت چه رنگی باشه چه مدلی باشه آشپزخونه چند متر باشه مدل کابینت اون چی باشه چه یخچالی دوست داری چه فرشی دوست داری داشته باشی پرده اتاق خوابت چه شکلی باشه پرده پذیرایی چجوری باشه وهر چیزی که دوست داری بنویس با جزئیات
سلام دوست عزیز
از اینکه احساس بهتری دارید خوشحالم
برای هر جلسه طبق روشی که گفته شده تمرینات رو انجام بدید
شاید نیاز باشه بیشتر از یک بار فایل آموزشی رو استفاده کنید به این صورت درک بهتری نسبت به محتوا و تمرین پیدا می کنید.
نشان های دریافت شده
سلام استاد من فایل آموزشی چهار پنج بار گوش میدم یعنی تمرینم اشتباه نوشتم مال جلسه ۱۱ زندگی با طعم خدا رو من خیلی سعی کردم که طبق گقته های شما تمرین بنویسم یعنی اینجوری نباید مینوشتم میشه اشکال کارم بگین من خیلی خوشحال بودم که بهترین تمرین من نوشتم وهی میومدم سر میزدم ببینم چه مدالی دریافت میکنم به نظر خودم یه مدال طلایی با یه مدال فنی میگرفتم لطفا اگه میشه اشکالی بگین باز سازی ش میکنم با تشکر فراوان
سلام و درود
تمرکزت روی محتوای اموزشی و کار خودت باشه
نشان های دریافت شده
با نام خدا،سلام استاد عزیز وهمراهان گرامی ،
خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمی شود ،تنها کسی است که با دهان بسته هم می توان صدایش کرد وبا پای شکسته در آغوشش رفت.
روزم را با نام تو آغاز می کنم واز تو می خواهم که حضور روحانی تو در زندگی معنوی ودنیای من باشد .
هر روز ولحظه های ما اگر با طعم خدا شروع نشود ونگذرد پس ما چگونه می توانیم بر پای خود بایستیم ،زندگی تنها با طعم خدا شیرین می شود وبا هیچ طعمی در دنیا قابل قیاس نیست،
با طعم خدا زندگی کردن یعنی همه چیز ، هر ناممکنی ،ممکن می شود ،وهر نابسامانی در زندگی سامان داده می شود .،تنها کافی است که با باور اینکه او عاشق ماست واین کائنات را برای آسایش وآرامش ما افریده،
به این نتیجه برسیم که هر طعمی بخواهیم درجهان هستی وجوددارد هر گونه زندگی که بخواهیم تجربه کنیم.کما اینکه این زندگی در جهان ما وجودداردوخیلی از انسانها در حال استفاده کردن از این طعمها هستند.وماهم به این اطمینان رسیده ایم که هرچیزی را که بخواهیم تجربه کنیم هم اکنون در جهان پیرامون ما وجود دارد،کافی است که خودت را درمداری که هستی ارتقا بدهی وکانون توجه خودت را تغییر بدهی تا ببینی که چه راحت با انجام تمرینات وارد زندگی می شود.
بطور مثال سالها ی بعد از انقلاب دلم می خواست از ایران بروم ودلم می خواست در کشوری آزاد زندگی کنم ،بدون هیچ محدودیتی واساتید ، با اینکه همسرم کاملا مخالف عقیده من بود ،ولی خوب من در خاطرم مرور می ک دم که یه روزی من از ایران می روم وبه کشورهای زیادی مسافرت می کنم ،وهر موقع از جلوی آژانسهای هواپیمایی رد می شدم ،خودم را می دیدم که درحال خرید بلیط هواپیمایی خارج از کشور هستم ،ودر همان موقع احساس شور وشعف می کردم ،با اینکه هیچ روزنه امیدی وجود نداشت . وهیچگاه هم به خودم نمی گفتم ،کی؟ چگونه؟فقط می خواستم !
یا اینکه همیشه دلم می خواست که فرزندانم درخارج از کشور بروند وتحصیل کنند وهمگی ما در آنجا دور هم زندگی کنیم ، در صورتیکه کاملا با نظرات همسر م مخالف بود ،ولی من توجه نمی کردم ودنبال آرزوهای خودم بودم ،تا اینکه شرایط به گونه ای شد که من می خواستم ،وبطور معجزه آسا وناگهان شرایطی پیش آمد که دخترم ازدواجی درسطح خیلی بالا کرد واز ایران رفت ودرلندن ماندگارشد ومراتب تحصیلی خودش را گذراند واکنون به کار دندانپزشکی در آنجا مشغول می باشد، واینو هم بگم که سفرهای من هم چه از طریق خواهر برادرم در آمریکا وچه از طریق دخترم شروع شد ،بدون اینکه همسر سابقم در آن دخیل باشد ومن می دانستم که خدای مهربانم وکائنات و همچنین جهان هستی به ندای درونم پاسخ داده است !
خداروشکر که الان در شرایطی هستیم که خیلی خوب طعم مزه های جدید را می شناسیم وبه طعم های بد فکر نمی کنیم.ونخواهیم که آنهارا چشید!
هرچقدر قدردانی ما از لطف پروردگار بطور عادت وعلاقه ما از نعمتهایی که داریم مثلا سلامتی ،تک تک اعضای بدن گرفته تا وجود همسرو فرزندان واشیا پیرامونمان ووجود عزیزانمون بطور مستمر وروزانه جاری باشد نمی دانید که به همان نسبت چه معجزات واتفاقهای دلپذیری در زندگی رخ می دهد ،کافی است که موضوعات خوب زندگیمان را بررسی کنیم وبه موفقیتها وخوشی های زندگی مون بیشتر توجه کنیم ،تا لحظه های بد زندگی.
وبه قول استاد آگاهانه موضوعات لذت بخشی را درزندگی برای ابراز کردن انتخاب کنیم.
وباز یک خاطره لازم دونستم که بگم برای شما دوستان، من هنگامی که دخترم را علیرغم مخالفتهای پدرش برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بردم ،وپس از اینکه ،کار ثبت نام در دانشگاه وگرفتن خوابگاه وکارهای دیگرش را در عرض سی روز کردم ،آنموقع دخترم ۱۸ سال بیشتر نداشت ومن بعد از یکماه مجبور بودم برگردم ،یادمه شب آخر اولین باری بود که می خواستم از او جدا شوم یادمه سر به آسمان بردم واز صمیم قلب دعا کردم وبه خدای مهربانم گفتم ،خدایا تا این لحظه امانت دست من بود ،ولی از این به بعد امانت را به خودت می سپارم ،خود دانی این تو واین فرزندت ،ببینم چیکار می کنی ،دست خودت سپرده ،وبعد کمی آروم شدم وفردا ی آن روز برگشتم ، به چیزی طولی نکشید که دخترم در آنجا خواستگار ی پیداشد که هم رشته خودش دندانپزشک بود وبا پدرومادرشون تا بستون همانحال به خواستگاری آمدند وداستان کوتاه کنم که هردو باهم عروسی کردند ،فارع التحصیل شدند واکنون در بلژیک ساکن هستند ومنتظر فرزند دومشان هستند.
واین است زندگی کردن با طعم خدا ، من پس از آن سفرهای زیادی به خارج از کشور کردم وطبق تصویری که در ذهنم بود همیشه در سفر بودم ،همانی که می خواستم البته بگم به همین راحتی ها هم که میگم نبود ،ولی من طعم زندگی با خداراچشیده بودم ومی دانستم هر مزه ای را که من بخواهم برای من فراهم می کندوایمان قلبی داشتم که او هر ناممکنی را ممکن می کند،هرچقدر توجه ما بیشتر روی طعمهای خوشمزه باشد یادت باشد ،در جهان آفرینش وکائنات آن را بیشتر وارد زندگیت می کنی. !
برای تهیه یک غذای خوب ودلخواه باید از طعمهایی که دوست داری انتخاب کنی.
ملکوت یک چیز فوقالعاده برایت دارد.قبل از اینکه معجزه اتفاق بیفتد،تسلیم نشو، کوتاه نیا! تو بیش از آنچه که فکرش را بکنید به آرزوهایت نزدیک هستی….
گاهی خدا خوشی های دوراز انتظار برایت دارد…..ذهن ودل خودرا برروی هر امکانی باز کن وبدان لیاقت بیشتر از اونی را دارید که درخواست می کنید.
هرچقدر خودمان را بیشتر دوست بداریم وبه خود احترام بیشتری بگذاریم در هر کاری که انجام بدهیم ،موفق تر خواهیم شد
با خدا بودن وطعم خدارا چشیدن یعنی پادشاهی کردن …وبه خود واقعی رسیدن !
نشان های دریافت شده
سلام فریده جان
پسر من خداروشکر اهل درسه و خیلی تلاش میکنه تا رتبه عالی درکنکور به دست بیاره ورشته پزشکی قبول شه .وقتی خسته و ناامید میشه پیش من میاد من هرچی از استاد آموختم رو براش به کار میبرم حالش خوب میشه و ادامه میده .
دیروز ناامید شده بود میگفت درس فلان رو مشکل دارم .منم داشتم فایل ۱۰زندگی باطعم خدا رو گوش میکردم هنوز میخواستم جوابش بدم یکدفعه صدای فایل به اینجا رسید که طعم های که اطرافت داری بچش و لذت ببر شیرینی اون رو استفاده کن .سپاسگزار خداوند باش .تا طعم های دیگه رو بهت بچشونند .باتعجب گفتم ببین استاد داره جواب تو رو میده .داره میگه اگه ادبیاتت رو ۸۰درصد زیست رو ۷۰درصد عربی رو عالی میزنی .اینها رو بچش بگو خدایااا شکرت که زندگی بااین طعم ها رو به من چشاندی .تا اون ۳۰درصد اشکالت درست بشه .تو فقط روی ضعفهات توجه میکنی .
خلاصه تاآخر فایل رو گوش کرد وبه لطف استاد حالش خوب شد .
امروز خودم نگرانش بودم هی میگفتم اینقدر بچه ام زحمت میکشه نکنه به آرزویی که برای خودش در نظر گرفته نرسه .که دیدگاه شما خیلی روی من تاثیر گذاشت .
منم هرچی طعم شیرین وخوبه برای فرزندم میخواهم و اونو میسپارمش به خودش .
ممنون فریده جان از ارشادی که از زبون شما برای من جاری شد .
نشان های دریافت شده
دوست خوبم،
ممنون از اظهار لطفتتون، راستش من چیزی را که درکل زندگیم آموختم طبق تجربه های بی شمارم ، هرچقدر وجود خدا را در زندگی باور داشته باشید وبه عشق ومحبتی که به ما دارد ،خواسته های به حق تان را اجابت می کند وکافی است صبور باشید وعجله نکنید ،هرخواسته ای زمان خودش را می طلبد ،همیشه آنطوری که ما فکر می کنیم اتفاق نمی افتد ،ناامیدی وناسپاسی بدترین حربه های شیطان درونمان است که سعی می کند بدینوسیله اعتمادوتوکل ما به خدا کم شود ،وهرچه از خدا دور شویم بیشتر در مشکلاتمان غرق می شویم ،در هر شرایطی که هستید با حال وحس خوب تنها کافیه که امیدوار وشکرگزار باشید ویقین بدانید که خداوند نقشه بهتری برای شما دارد ،واین تنها درسی است که من در زندگیم آموختم . حال شمارا کامل درک می کنم وهمچنین احساس مادری شمارا، ولی کافیه که به ایمان واعتماد نسبت به خدا ادامه دهید .برای پسر عزیزتون از صمیم قلب دعا می کنم وایمان دارم که به خواسته خودش خواهد رسید امین
سلام دوست عزیز
از خوندن نوشته شما و تجربیاتی که به اشتراک می گذارید لذت بردم
خدا رو شکر در همه حال حامی و هدایت کننده انسان هاست
نشان های دریافت شده
با سلام به استاد خوبم،
ممنون از لطف شما ،من خیلی دلم می خواهد که در این آگاهیها به وسیله تجربیاتم ،سهمی هرچند اندک داشته باشم . بهرحال یکدنیا ممنون از شما با این آموزشهای بسیار عالی!
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام به همگی
تو این ۳ تا فایل آخری یاد گرفتم چطوری طعمها را پیدا کنم چه طعم هایی باشه بهتره ،چطوری از خدا بخوام ،با چه حسی ،به چه میزانی خیلی عالی هستن این فایلها چقدر چیزهای مهمی یاد گرفتم
یاد گرفتم تو زندگی همیشه طعمهای شیرین را انتخاب کنم وقتی بیرون میرم یا تو خونه هستم به طعمهای زیبای اطرافم نگاه کنم و به خاطر ان اول شکرگزاری کنم و بعد ان را در زندگی خودم آرزو کنم .یاد گرفتم اول طعمهای اصل زندگیم را شکرگزاری کنم و بعد از خدا بهترش را بخوام یاد گرفتم اینها طعم های پیرامون زندگی مون هستن وبه وفور در جهان هستی هستن .یاد گرفتن باید،با احساس خوب از خدا بخواهیم چون خدا احساس داره و وقتی از خدا خواستی و،بعدش حالت خیلی خوب بود بدان که دیر،یا زود به این خواسته خواهی رسید و من یاد،گرفتم که هیچ وقت با گریه و،زاری شکایت دعا کردن وووو از خدا چیزی نخوام چون بهم داده نمیشه فقط با احساس خوبه که همه چیز سر،وقت خودش بهت داده میشه .من یاد گرفتم از موفقیت همکار ،دوست و دیگران خوشحال باشم مثل این چند روز پیش دو تا از همکارام شورای شهر شده،بودن راستش اول یکم حالم گرفت اما سریع به خودم اومدم و فوری پیام تبریک براشون فرستلدم چقدر لذت بردم از این کار خودم یا هر،کی را می بینم وضعش،خوبه حتی اگه غریبه باشه میگم خدایا شکرت چقدر این ماشین بهش میاد اصلا مثل قبل حسودی نمیکنم و خوشحالم میشم .
من هر روز اگه نباشه ولی دو الی ۳روز یه،بار لیست ارزوهام را مینویسم تو دفترم اول از،تمام داشته هام شکر گزاری میکنم و بعد از خدا هر چی را دوست دارم میخوام..
یکی دیگه اینکه به خاطر وجود خودم از،خدا سپاسگزاری میکنم و از داشتن نعمت بزرگ چشمها .گوش ،دست و پا سالم که با آنها میبینم ،میشتوم، کارهایم را انجام میدم ،لقمه در دهانم میزارم اوووووو خدایا ملیارده شکر .
خدا یا ازت سلامتی کامل میخوام .دوست دارم وقتی برم سنو گرافی بدم بگه مشکلی نداری و یا اصلا برات خطری نداره .
خدایا من به پسرم گفتم میخوام یه لیست از ارزوهامون آماده کنیم و اونم کمکم کنه بنویسیم و داخل یه صندوقچه که آماده کردم بندازیم تا سر وقتش بهمون داده بشه انشاالله
نشان های دریافت شده
با سلام به شما دوست عزیز،
من مطمئنم که شما دیر یا زود به خواسته هاتون می رسید زیرا من هم به هرآنچه که در تصورم بود در زندگی رسیدم وخدای مهربان وبا محبت تمام آنهارا برایم مهیاکرد، کافی است که باورکنید وادامه بدهید .
با آرزوی موفقیت و پیروزی شما درهمه عرصه های زندگی 🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلاااام
انقدر امروز پر از عشقم که نمیدونم باید چجوری حسمو بیان کنم. وقتی پر این احساس میشم تنها کاری که میتونم بکنم اینه که با بقیه به اشتراکش بزارم. دلم میخواد داد بزنم و به هر کس دیدمش بگم دوستت دارم. این احساس یهویی برام پیش نیومده. من یه مدته خیلی زیادیه که دارم روی موضوع عشق به خودم کار میکنم ولی تا همین امروز فکر میکردم چندان موفق نبودم اما امروز فرشته ی درونم بلند تر از همیشه باهام حرف میزد و یه ندایی درونم بود که به شدت داشت به من عشق میداد بهم میگفت چقدر عالی هستم و دوست داشتنیم. من چند روز بود که داشتم مسیر انحرافی میرفتم و دوباره شروع کرده بودم به مقایسه خودم با بقیه و همش به خودم میگفتم من اونطوری که میخوام نیستم ولی نمی زاشتم این حس توی خودم موندگار بشه و با کمک فرشته ی درونم خودمو قانع میکردم ولی هر چند وقت یه بار این حس ها به سراغم میومد. دیگه امروز خسته شدم به خودم گفتم تو وقتی با این روش ها و زندگی با طعم خدا و قدرت ذهن آشنا نبودی همین رفتارو نشون میدادی و احساس بد داشتی و حسرت میخوردی و احساس ناتوانی داشتی ، الانم که با این روش ها و آگاهی ها آشنا شدی و داری تمرینشون میکنی هم همین رفتارو نشون میدی؟؟؟ و شروع کردم به یادآوری کردن تمام طعم های خوبی که همین الان هم درونم وجود داره. امروز خواستم فقط برای یه روز چیزی جز اینایی که دارم نخوام. میخوام برای امروز چیزای بهترو نخوام. میخوام فقط خودمو کشف کنم و از بودن کنار خودم لذت ببرم. دیدم که درسته بدنم شبیه اون کسی نیست که اندامشو دوست دارم اما اندام خودمم خوبه. دیدم دستام به لاغری اون مدل ها نیست ولی خیلی خاصن و تا حالا کسی رو ندیدم که دستاش مثل من باشه و با همین دست هامم میتونم تمام کارامو انجام بدم؛ میتونم بنویسم ، باهاشون غذا بخورم، موهای برادرمو باهاشون نوازش کنم و طعم های دلچسب دیگه . وقتی نشستم و تک تک جنبه های مثبتمو زیر نظر گرفتم خیلی حالم خوب شد. دوباره برگشتم به همون فایلی که توش گفته بودید اصلو باید درک کنیم تا چیزای بهتر بهمون داده بشه. منم امروز همین کارو کردم. خیلی هم کار خوبی بود. من عشقی رو که کمرنگ شده بود برداشتم و دوباره برای خودم مقدسش کردم. باید اعتراف کنم که یه چند روزی اصل رو یادم رفته بود و خیلی عجله داشتم که سریع تر نتیجه بگیرم. همش میرفتم فایل گوش میدادم از همین سایت و فکر میکنم همین آگاهی ها بود که منو به مسیر درست بر گردوند . الان من دوباره توبه کردم. توبه به معنی بازگشته. منم از مسیر اشتباهی که در پیش گرفته بودم برگشتم و الان پاک پاک هستم و خدا هم خیلی خیلی دوستم داره چون خدا خودش گفته کسانی که توبه میکنن و به مسیر الهی برمیگردن رو خیلی دوست داره.
من دلم میخواد از نوشتم عشق رو دریافت کنید. چون من الان در عاشق ترین حالت ممکنم هستم و امیدوارم حال خوبم به شما هم منتقل بشه چون من عاشق همه هستم. میخوام به همه عشق بدم بدون اینکه حتی انتظار بازگشتشو داشته باشم.
الانم میخوام از تمام طعم های دنیا ، چند تاشو که به درد من میخورن و من مشتاق تجربه کردنشون هستم رو بنویسم و میدونم به وفوووور در دنیا وجود دارن این طعم ها . خدا مثل یه اقیانوس خیلی بزرگه که هر کس میتونه به اندازه ی نیازش از آب اون اقیانوس برداره. یک نفر میتونه یه سطل آب برداره ، یک نفر به اندازه یه گالن بزرگ . منم میخوام به این اقیانوس لوله کشی کنم تا هر وقت دلم خواست شیر آب رو باز کنم و به مقدار نیازم از خدایی که همیشه در دسترسمه استفاده کنم:))))
خیلی خوشحالم.
خب اولین طعمی که از منو میخوام؛
کنکور: من دوست دارم توی این 40 و خورده ای روز دیگه تمام درس هایی که لازمه رو بخونم و دو هفته ی آخر فقط تست بزنم. از خدا طعم حافظه ی عالی رو میخوام که سر جلسه تمام مطالبی که خوندم یادم بیاد و شهود هم میخوام که چیز هایی رو که نخوندم بهم الهام کنه چون اون دانای کله. میخوام سر جلسه آرامش داشته باشم و با اطمینان امتحانم رو بدم. و یه چیز خیلی مهمی که میخوام اینه که لیاقت قبولی در دانشگاه عالی رو بهم بده. و کمکم کنه در مسیری که میخوام قدم بزارم چون هنوز کلی راه باید برم و وظیفه ی سنگینی به عنوان یه هنرمند روی دوشمه و میخوام کمکم کنه به خوبی از پسش بر بیام.
بدن: من از منوی بی نهایت الهی طعم لذت بخشه تناسب اندام رو انتخاب میکنم. دوست دارم قدم بلند تر بشه و بدنم کاملا سالم و متناسب باشه. دوست دارم وقتی توی آینه به خودم نگاه میکنم هیچ چربی اضافه ای نبینم. من از خدا سلامتی کامل بدنم رو میطلبم . دوست دارم تمام دستگاه های داخلی بدنم به عالی ترین شکل ممکن کار کنند و قلبم با هر تپش عشق تراوش کنه. و من بتونم به کل کائنات عشق بدم.
و خواسته ی معنویم هم آگاهیه. دوست دارم خدا بشم.
دوستتون دارم
سلام به همه دوستان پرتلاشم
همیشه بدنبال طعم های خوب در زندگی باشیم چون طعمی نیست که در دنیا وجود ندوشته باشهو این به قدرت خود شخص بستگی داره که برای رسیدن هر طعمی چقدر تلاش کنه و در مسیرش قرار بگیره
من در زندگی طعم های زیادی رو چشیدم که نسبت به اون بی تفاوت بودم چونکه در ذهنم کمرنگ بود اما الان که بهش فکر میکنم خیلی از لذت های زیبای زندگی رو دیدم و چشیدم.
بدنبال طعم های لذت بخشی که خدا در جهان قرار داده باشیم .
من خیلی از طعم های لذت بخش زندگی رو چشیدم و بودن در اون لحظه رو تجربه کردم مثل طعم داشتن خونه که مال خودت باشه ،طعم داشتن ماشین ،طعم داشتن ثروت و جواهرات همه اینهارو تجربه کردم اما خیلی از طعم های دیگه هم هستن که میخوام بهشون برسم من در کنار همسرم دارم میرم به خارج از ایران جایی که همسرم اونجا مشغول به کار هست و ویزای من هم آماده شده و برای همیشه میتونم بمونم در کنارش و یه خونه خوشکل خریدیم و با سلیقه خودم چیدمانش کردم ،خونمون ویلایی هست و یه طرف خونه درختهای میوه قرار داره و یه قسمت خونه جای پارک ماشینمون هست و لندکروزم زیر سایبونش پارک شده از وسط حیاط چندتا پله میخوره تا به ساختمون اصلی برسیم و کناره های پله با گل های زیبا تزیین شده دوطرف درب هال دو تا درب دیگه هست که یه قسمتش مسیر ورود به آشپزخونه هست و یه قسمت دیگم نشیمن و داخل هال هم سه قسمتش با مبل تزیین شده و با سه پله هال با قسمت بالایی جدا شده و اونجا هم یه سرویس دیگه مبل گذاشته و قسمت انتهای هال هم با میز نهار خوری تزیین شده و کنار درب ورودی آشپزخونس ،یه آشپزخونه بزرگ با کابینت بندی خاکستری و طلایی و هرچی از وسایل آشپزخونه هست داخلش وجود داره و اتاق های خواب طبقه دوم قرار داره ۴تا اتاق خواب بزرگ با پنجره های بزرگ و هرکدوم سرویس بهداشتی های جداگانه داره
یکی از اتاق ها مختص دخترمه یکمی هم مال پسرم یکی برای من و همسرم و یکی هم برای مهمان من هم کارم شروع شده و میخوام برم سر کار با حقوق عالی و خدارو شکر یه زندگی خیلی عالی دارم و خیلی خوشبختم با بچه های سالم و صالح و همسری بینظیر و خداروشکر میکنم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانبا سلام به استاد عزیز عطار روشن و دوستان پرتلاش
«مبنای خداوند در آفرینش بر فراوانی و وفور نعمته» چقدر شنیدن این جمله به آدم احساس آرامش و امنیت میده🙏وقتی که می بینم در جهان همه چی به فراوانی یافت میشه گر چه در اختیار من نیست خدا را شکر می کنم و تازه می فهمم که چون من در مدار اون نعمت نیستم در اختیارم نیست نه اینکه نعمت های خدا کم باشه یا نباشه…من باید با داشتن احساس خوب و شکرگزاری و توجه و تمرکز روی نعمات الهی که دوست دارم داشته باشم خودم را به مدارهای بالاتر ارتقاء بدم تا آنچه را که دوست دارم خدای مهربان و جهان هستی در اختیارم قرار بدن…از استاد عزیز آموختم که برای نعمت های بیکرانی که در اختیار دیگران هست و من هم دوست دارم که داشته باشم حسرت نخورم غصه نخورم با خدا قهر نکنم خودم را بدشانس ندونم حسادت نکنم عصبانی نشم به خودم و مردم و دنیا و خدا بد و بیراه نگم دائم گله و شکایت نکنم برای همه از نداشتن هام حرف نزنم غر نزنم روی نداشته هام تمرکز و توجه نکنم و…که همه ی این ها مرا از نعمت های مورد نظر دور و دورتر میکنه و اون نعمت ها برای من دست نیافتنی تر میشه…بلکه با احساس خوب و با توجه و تمرکز بر این نکته که نعمت های خداوند بیکران است و برای من هم هست و اگر به دیگران نعمت داده از خزانه ی بیکران الهی چیزی کم نشده و نمیشه،باید برای دیگران که نعمت های الهی را در اختیار دارن صمیمانه خوشحال باشم لذت ببرم بهشون تبریک بگم و از صمیم قلب خدا را بخاطر نعمت های بیکرانش شکر کنم.چقدر شکرگزاری کار خوب و لذتبخشیه..من ی عادتی دارم که وقتی مشغول انجام کاری هستم و مخصوصا مواقعی که تنها هستم همیشه با خودم حرف می زنم قبل از آشنایی با این دوره معمولاً روی خاطرات تلخ و رنج آور زندگیم تمرکز میکردم و اون خاطرات را با جزئیات کامل برای خودم واگویه میکردم و خودم را در اون شرایط قرار میدادم و غصه می خوردم و خودم را عذاب میدادم و یا خودم را دائم سرزنش میکردم و یا دیگران را مقصر می دونستم و توی دلم محاکمه شون میکردم و چون نمی تونستم مجازاتشون کنم و می دیدم همه چی گذشته و دیگه کاری نمیشه کرد عصبانی میشدم و معمولا به خدا و خانواده و دوستان و اقوام گیر میدادم و ازشون حرص می خوردم و باهاشون دعوا میکردم و معمولا حالم بد بود حس انتقام و طلبکاری نسبت به خدا و بقیه داشتم و معمولا عصبانی و بی حوصله…و به لطف خدا و راهنمایی های استاد عزیز الان بیشتر مواقع که تنها هستم مشغول شمردن نعمت های بیکران زندگیم و شکرگزاری هستم. البته بعضی مواقع خانم حسود منفی باف دوباره اون کمبودها را بیادم میاره و شروع میکنم تمرکز روی نقص ها و کمبود ها ولی خوشبختانه خیلی سریع حواسم جمع میشه و شروع میکنم به خندیدن اگر چه بی مورده ولی حالم را خوب میکنه و باز شروع میکنم به شکرگزاری کردن شروع میکنم یکی یکی با صدای بلند نعمت های خدا را شمردن و بخاطرشون خدا را شکر کردن اونوقت خدا شاهده خیلی زود حالم خوب میشه و تمرکزم میره روی نعمت های که دارم و بابت همه شون خدا را شکر میکنم و ایمان دارم که خداوند از همه ی اون نعمتهای عالی برای من هم در نظر گرفته و این من هستم که باید با ارتقاء خودم به مدارهای بالاتر اون نعمت ها را جذب کنم.جهان هستی مثل یک رستوران خیلی بزرگه که سرآشپزش اون یعنی خدای مهربون انواع و اقسام طعم های خوب و لذتبخش را در اون به فراوانی آفریده و در اختیار ما انسان ها قرار داده….اگر همه ی انسان های روی کره ی زمین از اون طعم ها بهره مند بشن هرگز از طعم های رستوران خدا چیزی کم نمیشه و باز هم به وفور هست این ما هستیم که باید بلد باشیم چطوری از این طعم های عالی و لذتبخش بهره مند بشیم…باید طعم های خوب را انتخاب کنیم روی اونها تمرکز کنیم بخاطرشون شکرگزاری کنیم از اینکه دیگران اون طعم ها را در اختیار دارن شاد باشیم و شکر کنیم که اینهمه فراوان هست و ایمان و اطمینان داشته باشیم که حتما دریافت میکنیم اصلا باید اونها را دریافت شده بدونیم تا بتونیم به مدارهای بالاتر ارتقاء پیدا کرده و شایستگی دریافت اون طعم ها را کسب کنیم…از همون روزهای اولی که با دوره آشنا شدم یک دفتر مخصوص برداشتم و طعم هایی را که دوست دارم داشته باشم با تفصیل و توضیح کامل نوشتم و می نویسم با اطمینان و ایمان به اینکه حتما اونها را دریافت میکنم.عجله ای ندارم و مطمئنم که خدای مهربون در زمان مناسب اون ها را در اختیارم قرار میده و من اون طعم های لذتبخش را می چشم…خدای مهربونم شکرت بخاطر همه ی نعمت های بیکرانت بخاطر همه طعم های خوب و عالی که آفریدی و شکرت که مرا لایق دونستی و به مدار لذت بردن از اون طعم های عالی هدایت کردی.هزاران بار شکر🙏