0

دریافت نعمت های الهی (جلسه یازدهم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

تصور کن هر صبح که بیدار می‌شی، پنجره رو باز می‌کنی و نسیم خنک صبحگاهی همراه با نور طلایی خورشید 🌞 به اتاقت می‌تابه. همین لحظه ساده می‌تونه یکی از نشانه‌های دریافت نعمت‌های الهی باشه. 🍃

نعمت‌ها همیشه در اطراف ما جاری هستن؛ از هوایی که نفس می‌کشیم گرفته تا لبخندی که از صمیم دل کسی دریافت می‌کنیم 😊. اما خیلی وقت‌ها به خاطر دغدغه‌ها و افکار منفی، حضور این نعمت‌ها رو نمی‌بینیم.

وقتی یاد بگیری با دل شاکر و ذهنی آرام به زندگی نگاه کنی، انگار دریچه‌ای به روی فراوانی باز می‌کنی ✨. اون‌وقته که احساس می‌کنی خداوند همیشه کنارته و جریان نعمت‌ها بی‌وقفه وارد زندگی‌ت میشه 💫.

🪔 دریافت نعمت‌های الهی و راز جریان برکت

خداوند مثل یک رودخانه بی‌پایان از عشق و برکت است که همیشه در حال جاری شدن به سمت ماست ✨. کافی است لحظه‌ای چشم‌هایت را ببندی و به جریان زندگی گوش بسپاری تا متوجه شوی این رودخانه هیچ‌وقت قطع نمی‌شود.

دریافت نعمت‌های الهی

هر روزی که طلوع خورشید را می‌بینیم 🌞، شکوفه‌های تازه روی درختان را لمس می‌کنیم 🌳 یا صدای خنده کودکان را می‌شنویم 🎶، در واقع در حال تجربه کردن دریافت نعمت‌های الهی هستیم.
حتی نفس‌های آرام شبانه یا صدای باران که به شیشه می‌خورد 💧، همه و همه نشانه‌هایی از حضور دائمی این نعمت‌ها هستند.

اما مسئله اینجاست که ذهن انسان خیلی وقت‌ها درگیر مشکلات روزمره، نگرانی‌های مالی یا دغدغه‌های کوچک می‌شود 😔 و همین باعث می‌گردد که جریان بی‌وقفه برکت را نبیند.
درست مثل کسی که کنار یک رود پرآب ایستاده اما به جای آب، فقط به سنگ‌های کف رود نگاه می‌کند. در چنین شرایطی، حس می‌کنیم زندگی خالی از نعمت است، در حالی که حقیقت دقیقاً برعکس است.

اگر نگاهت را تغییر بدهی و به جای تمرکز بر کمبودها، روی داشته‌ها و نعمت‌های کوچک زندگی تمرکز کنی 🌈، به تدریج متوجه می‌شوی که دریچه‌های بزرگی از برکت به رویت باز می‌شود.

مثلا یک روز با خودت می‌گویی: «من فقط هوای پاک را نفس می‌کشم» اما وقتی دقیق‌تر فکر کنی، می‌بینی همین نفس کشیدن یکی از بزرگ‌ترین نمونه‌های دریافت نعمت‌های الهی است که بدون آن زندگی غیرممکن بود.
یا حتی یک فنجان چای گرم در هوای سرد ❄️ می‌تواند یادآور این باشد که خداوند همیشه در کنار توست و لحظه‌به‌لحظه مراقب توست.

هرچه بیشتر یاد بگیری لحظه‌های ساده و کوچک زندگی را ببینی و بابتشان شکرگزاری کنی 🙏، بیشتر در مسیر هماهنگی با جریان الهی قرار می‌گیری.

این هماهنگی مثل یک مغناطیس عمل می‌کند که برکت‌ها، فرصت‌ها و افراد درست را وارد زندگی‌ات می‌کند 💫.
در واقع، تو با انتخاب آگاهانه خودت، دروازه‌های بیشتری برای دریافت نعمت‌های الهی باز می‌کنی و زندگی‌ات را سرشار از آرامش، برکت و احساس امنیت درونی می‌سازی 🌺.

🧠 چرا مغز پیشرفت را غیرممکن می‌بیند؟

مغز ما همیشه دنبال منطق است. به همین دلیل وقتی چیزی را از دست می‌دهیم، برایش طبیعی به نظر می‌رسد چون قبلاً آن را تجربه کرده‌ایم 😔.
مثلا اگر شغل یا پولی را از دست بدهیم، مغز سریع می‌گوید: «خب، تو قبلاً هم بدون این شرایط زندگی کردی، پس منطقیه دوباره به حالت قبل برگردی.» اما وقتی صحبت از رشد و پیشرفت می‌شود، مغز می‌گوید: «این محاله! تو هیچ وقت چنین چیزی نداشتی، پس نمی‌تونی داشته باشی.» 🚫

اما این نگاه محدودکننده باعث می‌شود انسان از دریافت نعمت‌های الهی محروم بماند. واقعیت این است که خیلی از شرایط فعلی زندگی‌مان، روزی برایمان غیرممکن به نظر می‌رسید.
یادته وقتی بچه بودی تصور داشتن گوشی هوشمند یا اینترنت پرسرعت برات یک رویا بود؟ 📱 حالا همون چیزی که روزی محال به نظر می‌رسید، بخشی عادی از زندگی‌ته.

این یعنی رشد و پیشرفت همیشه امکان‌پذیر است؛ فقط چون ذهن ما به اطلاعات قبلی وابسته است، مسیر جدید را نمی‌بیند.
وقتی با قدرت ذهن و تخیل وارد عمل شوی، دروازه‌های تازه‌ای برای دریافت نعمت‌های الهی باز می‌شود.
چون خداوند هیچ محدودیتی برای بخشیدن ندارد، این ما هستیم که با محدودیت‌های ذهنی‌مان سد راه می‌سازیم. 🌟

🌟 استفاده از قدرت ذهن برای دریافت نعمت‌های الهی

قدرت ذهن مثل چراغ جادویی است که درون همه ما قرار داده شده 🪄. کافیست یاد بگیریم چطور این چراغ را روشن کنیم تا مسیر زندگی‌مان را نورانی کند و راه‌های تازه‌ای به روی‌مان گشوده شود.

بسیاری از افراد تصور می‌کنند برای استفاده از قدرت ذهن باید دوره‌های پیچیده یا مهارت‌های عجیب بلد باشند یا ساعت‌ها تمرین‌های طاقت‌فرسا انجام دهند.
اما حقیقت این است که همه ما از کودکی با این توانایی به دنیا می‌آییم؛ قدرتی الهی که همیشه همراه ماست، حتی اگر فراموشش کنیم.

کودکان بهترین نمونه از استفاده‌کنندگان قدرت ذهن هستند. وقتی بچه‌ای اسباب‌بازی یا خوراکی خاصی را می‌خواهد، با تمام وجود به آن فکر می‌کند، تجسمش می‌کند و حتی احساس داشتن آن را تجربه می‌کند 🎁.
همین قدرت احساس و تخیل باعث می‌شود که خیلی سریع‌تر به خواسته‌هایشان برسند.

آن‌ها هیچ مانع ذهنی یا باور محدودکننده‌ای ندارند، به همین دلیل به راحتی در مسیر دریافت نعمت‌های الهی قرار می‌گیرند.
کافی است نگاه کنی به برق چشم‌های یک کودک وقتی چیزی را تصور می‌کند؛ گویی همین حالا صاحب آن شده است ✨.

اما وقتی بزرگ‌تر می‌شویم، به خاطر ورودی‌های منفی، ترس‌ها و باورهای غلطی که از خانواده، مدرسه و جامعه دریافت می‌کنیم، ذهنمان پر از محدودیت می‌شود.
در نتیجه هنگام تجسم آرزوها، مغزمان سریع می‌گوید: «این محاله!» 😔 و همین جمله کافی است تا نیروی تخیل خاموش شود. اینجاست که چراغ جادویی درونمان کم‌نور می‌شود و فاصله ما با دریافت نعمت‌های الهی بیشتر به نظر می‌رسد.

راه حل ساده است: هر بار که می‌خواهی آرزویی را تصور کنی، به جای تکیه بر منطق مغز، از حس و تخیل خودت کمک بگیر. تجسم کن که همین الان در حال زندگی کردن خواسته‌ات هستی؛ صدای آن لحظه را بشنو، تصویرش را ببین، بویش را حس کن و حتی لمسش کن 🌈.

هرچه این تجربه ذهنی واقعی‌تر باشد، انرژی بیشتری به کائنات می‌فرستی. احساس کن که نعمت‌ها هم‌اکنون وارد زندگی‌ات شده‌اند، نه در آینده‌ای دور. این همان پلی است که تو را مستقیم به دریافت نعمت‌های الهی می‌رساند و باعث می‌شود جریان برکت با سرعت بیشتری در زندگی‌ات جاری شود 💫.

🚪 مراقبت از ورودی‌های ذهن؛ کلید تغییر زندگی

ذهن ما دقیقاً مثل یک باغچه است 🌱. اگر در آن بذرهای خوب بکاری، گل‌های زیبا و میوه‌های شیرین خواهی داشت 🌺🍎. اما اگر مدام اجازه دهی بذرهای سمی (افکار منفی، اخبار بد، ناامیدی) وارد شود، به زودی باغچه پر از علف‌های هرز می‌شود که رشد چیزهای خوب را متوقف می‌کند.

ورودی‌های ذهن از طریق چشم و گوش وارد می‌شوند: فیلم‌هایی که می‌بینی، موسیقی و حرف‌هایی که می‌شنوی، مکالماتی که با دوستان داری، حتی محتوایی که در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنی 📱. اگر این ورودی‌ها پر از ترس، نگرانی و ناامیدی باشند، طبیعی است که نتوانی خودت را آماده دریافت نعمت‌های الهی کنی.

پس اولین قدم برای تغییر زندگی، مراقبت از این ورودی‌هاست. هر بار که محتوای جدیدی انتخاب می‌کنی، از خودت بپرس: «آیا این باعث رشد من می‌شود یا نه؟» اگر جواب مثبت بود، ادامه بده. اگر منفی بود، درِ ورود آن را ببند 🚫.

وقتی ذهن تو پر از آگاهی‌های مثبت، الهام‌بخش و انگیزه‌بخش باشد، به‌طور طبیعی شرایط زندگی‌ات تغییر می‌کند و در مسیر دریافت نعمت‌های الهی قرار می‌گیری. 💫

👩‍🍳 سرآشپز زندگی خودت باش

زندگی را مثل یک رستوران مجلل تصور کن 🍲✨. در این رستوران، تو سرآشپزی هستی که تصمیم می‌گیرد چه غذاهایی در منو قرار بگیرد.
هر غذایی که در منو می‌گذاری، نشان‌دهنده تجربه‌ای است که می‌خواهی در زندگی داشته باشی. حالا سوال اینجاست: آیا می‌خواهی منویی پر از کمبود و نگرانی داشته باشی، یا پر از شادی، ثروت، آرامش و عشق؟ ❤️

برای اینکه سرآشپز خوبی باشی، باید اول خواسته‌هایت را مشخص کنی. مثلا اگر می‌خواهی ماشین رویایی‌ات را داشته باشی 🚗، شروع کن به جمع‌آوری مواد اولیه‌اش: دیدن ویدیوها، خواندن مقالات، لمس حس رانندگی با آن در تخیل.
هر چه بیشتر خودت را در موقعیت تحقق خواسته ببینی، ذهن تو پر از مواد اولیه مثبت می‌شود. و وقتی مواد اولیه درست در اختیار داشته باشی، جهان هستی بهترین غذا را برایت خواهد پخت 🍽️.

این همان شیوه‌ای است که تو را به دریافت نعمت‌های الهی نزدیک می‌کند. چون وقتی درونت پر از تصویرهای مثبت و احساس خوب شود، انرژی‌ات تغییر می‌کند و این تغییر انرژی مثل یک آهنربا عمل می‌کند.
خیلی زود اتفاقاتی در زندگی‌ات رخ می‌دهد که نشان می‌دهد خداوند درخواستت را شنیده و در حال پاسخ دادن است 💫.

🌈 نتیجه‌گیری: آغوش باز برای دریافت نعمت‌های الهی

نعمت‌های الهی همیشه در اطراف ما در جریان هستند، مثل آبی که بی‌وقفه در رودخانه جاری است 🌊. اما انتخاب با ماست که آیا ظرفی در دست بگیریم و از این آب بنوشیم یا نه. با شکرگزاری روزانه 🙏، مراقبت از ورودی‌های ذهن و استفاده از قدرت تخیل، می‌توانی خودت را در بهترین شرایط برای دریافت نعمت‌های الهی قرار دهی.

به یاد داشته باش که خداوند هیچ محدودیتی در بخشیدن ندارد 💎. او منبع بی‌پایان فراوانی است و هر لحظه آماده است تا بیشتر به تو ببخشد.
تنها چیزی که جلوی این دریافت را می‌گیرد، باورهای محدودکننده و ذهنیاتی است که خودمان ساخته‌ایم. پ
س امروز تصمیم بگیر سرآشپز زندگی‌ات باشی 👩‍🍳، منوی دلخواهت را انتخاب کنی و با وارد کردن آگاهی‌های مثبت، طعم‌های شیرین و لذیذی به سفره زندگی‌ات اضافه کنی. 🍀

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.27 از 83 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12438
134 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۱/۰۸/۳۰ ۲۱:۳۷
      مدت عضویت: 2177 روز
      امتیاز کاربر: 50217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,171 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان گرامی 

      استاد من خیلی تحقیق کردم در مورد سفر  در مورد خونه اینا تونستم یه تحقیق خوبی داشته باشم ولی در مورد روابط خوب در مورد شغل در مورد سلامتی نتونستم خیلی خوب بنویسم 

      من تصمیم گرفتم در مورد سفر به شیراز براتون بنویسم 

      ما هر وقت اگر تونستیم مسافرت بریم رفتیم شمال دوست دارم اما از اینکه همیشه یه جا میریم جایی نمی‌بینیم اینا خیلی دوست ندارم برم شمال 

      سلام خدا جون سلام خدای مهربونم من دوست دارم سفر کردن به شیراز با هواپیما رو تجربه دارم واز رفتن به اونجا لذت ببرم خدایا شکرت که میشه به راحتی سفر کرد ولذت برد

      ما میخوایم بریم شیراز ما پنج نفر هستیم من وهمسرش دو تا دخترهای وهمسر دخترم بریم شیزگراز وبرای هر نفر باید بلیط تهیه کنیم که برای هر نفر ۹۲۷۵۰۰ برای هر نفر باید بابت بلیط پول بدیم وخیلی می‌خریم راهی میشیم برای سفر 

      بعد تا فرصتی که داریم آماده سفر میشیم ویه ساکی حاظر می‌کنیم بالاخره روز موعود فرا میرسه وما راهی مسافرت میشیم  بعد یه اسنپ میگیریم وراهی میشیم میریم تهران فرودگاه مهرآباد سه ساعت قبل از سفر تو فرودگاه حاضر شدیم وتا نوبت پرواز ما اعلام بشه بعد میریم وبرای اولین بار با خانواده راهی سفر به شیراز میشیم 

      بعد سوار هواپیما شدیم هواپیما حرکت کرد ما راهی شد وبعد از مدتی رسیدیم به فرودگاه دستغیب شیراز پیاده شدیم از هواپیما وبعد از فرودگاه خارج شدیم تو فرودگاه خیلی جالب بود کلی مغازه های شیک بود کلی صنایع دستی بود من با دیدن اون کلی لدت بردم تو فرودگاه یه مجله گردشگری به ما دادن تا ما بوسیله اون راحت مسیرمونو انتخاب کنیم 

      بعد از هتل اومدیم بیرون یه ماشین بگیریم واز روی مجله یه هتل زیبا ودل نشین انتخاب کردیم هتل هما بعد ماشین گرفتیم رفتیم به هتل رسیدیم مراحل دریافت اتاقها رو طی کردیم رفتیم تو اتاقمون وسایل گذاشتیم یه دوشی گرفتیم یه استراحت کردیم تا فردا صبح سفر رویاییمونو شروع کنیم 

      صبح همه حاضر شدیم لباس پوشیده صبحانه تو هتل خوردیم آماده سفر شدیم میریم که جاهای دیدنی رو ببینیم لذت ببریم عشق کنیم لذت ببریم سپاسگزار خداوندم باشیم 

      اول رفتیم باغ ارم شیراز یه باغ یبا سرسبز بنای زیبا ولذت بخشی داره میریم داخلش عکس میگیریم تا یادگاری برامون بمونه اولین سفر رویاییمون 

      وچون گوشی من از گوشی همه بهتر بود تصمیم گرفتیم با گوشی من عکس بندازیم بعد باغ ارم رفتیم آرامگاه حافظ وبعد اطراف اونو گشتیم از مغازه وبازار دیدن کردیم لذت بریدم کلی خرید کردم سوغاتی خریدم بعد به یه رستوران لاکچری رفتیم غذا خوردیم وهر جا که میرفتیم عکس مینداختم تا از لحظه به لحظه سفر لدت ببریم کلی سپاسگزار خداوندم شدم بخاطر اولین سفر رویایی 

      بعد شب رفتیم تو هتل شام خوردیم واستراحت کردیم ومن مثل یه انسان متناسب رفتار کردم‌تا فردا صبح یه روز پر از شادی ولذت دیگه رو تجربه کنیم 

      بعد رفتیم باع دلگشا یه بار زیباییه عمارت زیبا با یه حوض آبی جلوی عمارت بعد داخل شدیم واز تمام جاهای عمارت دیدن کردیم ومن بابت هر جایی که رفتم سپاسگزار خداوندم بودم بابت هر چیرگزی که خوردم سپاسگزارم باشم بابت هر زیبایی که دیدم بابت همه چیز سپاسگزار باشم 

      بعد رفتیم دروازه قرآن  بعد هم رفتیم باغ پرندگان خیلی زیبا بود جای بزرگ وزیبا که پرندگان همه آزاد بودند وبرای خودشون زندگی میکردن خدایا شکرت بابت دیدن این طاووس زیبا که در کنار خانواده به راحتی زندگی میکنه خدایا شکرت 

      بعد رفتیم حمام وکیل اونجا یه سری مجسمه با لباسهای محلیهمه مرد بودند نشسته بودند وخیلی بنای زیبایی داره با یه حوض بزرگ خدایا شکرت هر جا میرم فقط زیباییها رو میبینم وخدا رو شکر که تو خونه هم هستم زیباییها طعم‌های خدا رو میبینم خدایا شکر 

      بعد در همون نزدیگها یه پیتزا فروشی بود که رفتیم ناهار بخوریم بعد از خوردن غذا رفتیم مزه آب بعد هم خانه‌ای تاریخی دیدم خیلی زیبا بودند تقریبا سنتی و وقتایی بودند کف خیابونها سنگ فرش بود خونه ها کاه گلی بودند یه رودخونه زیبا هم در سمت چپ جاده روان بود صداش شر شر آب یه آرامش عجیبی به ما میداد از اونجا لذت می‌بردیم وتصمیم گرفتیم شام همون جا بخوریم ونزدیک اونجا یه کلیسا بود من مسلمان هستم ولی دوست دارم کلیسا ببینم رفتیم دیدم بع رفتیم برای شام کلی غذاهای محلی داشتند کلم پلو هویچ پلو وکلی غذای دیگه که تصمیم گرفتیم هر کسی یه چیزی انتخاب کنه تا طعم غذهای محلی رو بچشیم 

      بعد رفتیم هتل واستراحت کردیم وتا فردا بریم جاهای دیدنی بیشتری ببینیم من عاشق اینم که برم روستاهای رو ببینم ببینم چه لباسی دارن خونه هاشون چجوریه و‌… 

      بعد رفتیم تو بازار شیراز سوغاتی بخریم من برای اولين کسانی که سوغات خریدم شما وخانواده محترم بودید برای تک تک خانواده یکی یکی لباس محلی خریدیم مردانه وزنانه بعد رفتم جلوتر یه سرویس فنجون نعلبکی با قوری قندون منبت کاری شده دیدم اونو برای شما خریدم میدونستم که شما دوست ندارید تنقلات هدیه بگیرید وبرایراهل خونه هم مقداری مسقطی  بادام سوخته شیرینی کاک با هم یوخه خریدم وسعی کردم برای بقیه هم ساعات بخرم یکم تنقلات با یه وسیله منبت کاری خریدم خیلی لذت بخش بود تو بازار بودن آنقدر طعم‌های زیبا ودوست داشتنی بود که آدم گیج میشد برای کدوم سپاسگزاری کنم وهر جا میرفتم طعم فراوانی رو به وصوح میدیدم 

      بعد تو بازار قسمتی بود که عرقیات داشت خیلی زیبا بود عرق بید مشک داشت تو یه شیشه زیبا با یه شاخه بید مشک داخل شیشه که نشانه اینکه این شیشه عرق بید مشک خیلی برام لذت بخش بود وایده ها برام لذت بخش تر 

      بعد رفتیم یه چشمه دیدیدم بنام چشمه نفش پیر که تلفیقی از طبیعت وتاریخ بود بینهایت زیبا بود بینهایت آرامش دهنده بود بینهایت دیدنی بود با سنگهای آبی که وقتی از دور می‌دیدی انگار فیروزه در سنگ بود ولی رنگ سنگها آبی بود

      بعد یه کتاب شعری دیدم هنر دست اسناد قلم کار بود وخیلی زیبا نقاشی عرفانی شده بود خیلی لذت بردم خدارو شکر کردم بخاطر این ایده زیبا که خداوند با این استاد داده بود خدایا شکرت بابت ایده‌ای خارق‌العاده 

      بعد رفتیم باع نارنج بوی عطر نارنج همه جا رو پر کرده بود وآدم محو این بو میشدم لذت می‌برد خدایا چه بوی عطر زیبایی همه جا رو پر کرده خدایا شکرت من اونجا لباسهای محلی زیادی دیدم وتصمیم گرفتم برای خودم هم لباس محافلی بخرم هم یادگاری هم یه لباس شیک برای عروسی و دوست داشتم رقص شیرازی هم یاد بگیرم  

      وشب شد اومدیم هتل شام خوردیم استراحت کردیم ونسبت برگشت به خونه بود خیلی خوش گذشت خیلی لذت بخش بود عاشق این سفر شدم اولین سفر رویاییمو تجربه کردم خدایا شکر بابت اولین سفر رویایی خدایا شکر بخاطر هتل خدایا شکر بخاطر تک تک خریدهایی که کردم خدایا شکر بخاطر پولی که داشتم تا بتونم بهترین سفر تجربه کنم خدایا شکرت بخاطر غذاهای خوشمزه‌ای که خوردم خدایا شکرت بخاطر همه چیز 

      این منو سفر من با خانواده به شیراز بود وکلی عکس انداختم وهر وقت میبینم یادم میافته به سفر من تا حالا به شیراز نرفتم من تحقیق کردم کلی عکس از گوگل گرفتم واز روی عکسها نوشتم خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم بخاطر این تمرین دلنشینی که نوشتم خودم که عاشقش شدم کلی لذت بردم خدایا ممنون وسپاسگزارم ایشالا قسمت همه مون بشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۵/۰۸ ۱۷:۱۵
      مدت عضویت: 2177 روز
      امتیاز کاربر: 50217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,244 کلمه

               بنام خداوند بخشنده مهربان 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      من میخوام منوی خرید یه خونه رو براتون بنویسم 

      اینکه اول نشستم خوب فکر کردم که برای خونه جدیدم چه چیزهایی رو نیاز دارم و چجوری باشه بهتر بعد تمرین نوشتم 

      من دوست دارم که یه خونه بزرگتر ۱۲۰ متری تجربه ک زندگی کنم و خداو ند اونو به من هدیه کنه 

      من میخوام یکی بیاد خونه ۷۰ متری خودم بدون اینکه نیاز باشه خونه رو ببینه چون تصمیم باز سازی نداره میگه نمیخوام خونه رو ببینم بیاد بخره با خیلی خیلی بیشتر از قیمت واقعی خودش قیمت الان خونه من یک ملیاردو پانصد هزار تومان چون خیلی انسان ثروتمندی فقط دلش یه خونه میخواد که در محیط ساکتی آرامی باشه دور از محل باشه 

      بعد میخوام که برم تو شهر محمد شهر یه خونه ۱۲۰ متری بخرم که خیلی خیلی کمتر از قیمت واقعی خودش باشه چون صاحب خونه قسط مهاجرت به خارج از کشور داره دیگه تصمیم برگشتن نداره میخواد خونش بفروشه مبله و تمام وسایل خونه هم نو آکبند فقط میخواد خونه رو فروخته باشه تا وابستگی در ایران نداشته باشه 

      بعد خدارو شکر خونه سه اتاق خوابه است و تو هر اتاقی سرویس بهداشتی و حمام وجود داره  نمیدونید چه خونه زیبایی خونه رویایی منه تو هر اتاقی یه کمد دیواری بزرگ داره یه قسمت دیوار پوشنده  و این کمد دیواری یه تخت یک نفره تاشو هم داره که اگر نیاز نبود جمع بشه  پرده خیلی زیبایی که من چند روز پیش تو بازار دیدم سفید و طوسی با پایین پرده گلهای ریز داره خیلی زیباست فقط باید ببینین 

      تمام درها و پنجره ها همه پی وی سی هستند این امر سبب شده یه نمای خیلی زیبایی به خونه بده و یه راهرو بزرگ داره که از اول تا آخر راهرو یه کمد دیواری که مجبور نباشیم وسایلی که خیلی مورد نیاز نیست ببریم انباری 

      ته پذیرایی یه آشپزخونه بزرگ که دور تا دورش کابیت ام دی اف وسط اون یه جزیره زیباست با یه سینک  و شیر آب رنگی خیلی نمای آشپزخونه رو زیبا کرده و تازه دو تا باکس هم داره که مخصوص یخچال و فریزر یه باکس ماشین ظرفشویی بزرگی ایستاده که قابلمها رو هم میشوره داره یه باکس هم برای ماشین لباسشویی داره  روی کابیت طبقه اول هم وسایل چیده شده مرتب تمیز و نو خیلی قشنگه خدایا شکرت که این خونه رو به من هدیه دادی من لایق بهترین نعمت‌ها و طعمهای الهی تو خدای مهربانم هستم خدایا شکرت 

      یه قسمت از روی کابیت سماور برنجی زغالی چیده شده با وسایل یه پارچ یه سینی زیر سماور یه سینی استکان نعلبکی کمر باریک  طرح ناصرالدین شاه خیلی زیباست بعد از اون پاسداری چیده شده یه چای توی یکی از اون ظرفهای که بوی عطرش میاد هنوز درش باز نکردی هل عالی زعفران عالی کنار اون چیده شده 

      قسمت بعدی  سرخ کن پلو پز مشکی  دیجیتالی قرار داره بعدش یه قسمتی از کابیت کشو های بزرگ که داخل یکی از کشوها قاشق و چنگال و…داخل کشو بعدی ادویه جات نبات هل و زعفران و….داخل کشو بعدی وسایل خرد زیزه مثل رنده قیف دستما زیر قابلمه‌ای و…چیده شده 

      داخل کابیت بالا یه سرویس چینی طرحدار که گلهای برجسته داره و از لبه بشقاب اومده بیرون قسمتی از گل مرتب چیده شده سرویس پذیرایی در کابیت بعدی سرویس غذا خوری مهمان در کابیت بعدی سرویس غذا خوری دو دستی در کابینت بعدی قرار داره و یه آبگرمکن دیواری هم داخل یه کابینت دیگه قسمت پایین کابینت هم ماشین لباسشویی و ظرفشویی   داخل کابینت‌ها و هم سرویس‌های قابلمه شیک 

      روی جزیره یه گاز صفحه‌ای لمسی قرار داره با یه هود لمسی 

      روی دیوار هم یه تی وی سط زیبا با دکوریهای مختلف و هر کدام نماد یه چیز مثلا سه میمون نماد چینی هاست که عقیده دارن اونها اینو میگن به حرف بد گوش نده حرف بد نگو حرف بد نشنو و یکی دستاش جلوی چشمش یکی دستان گوشه‌اش نگه داشته یکی هم دستاش دهنش نگه داشته من عاشق این مدل مجسمه ها هستم و بعد یه  ال ای دی ۵۵ هم وسط تی وی سط قرار داره اونجا رو زیباتر کرده وقتی روشن می‌کنیم 

      بعد پذیرایی بزرگی داره که آخر پذیرایی یه درب بزرگی قرار داره که تا پایین شیشه است و نمای حیاط نشون میده در و که باز کنی یه تراس زیبا با رنگ آبی و سفید قرار داره خیلی قشنگه قسمتی از تراس مبل راحتی که تشکهای جدا میشن  اگر باران بیاد چیزشون نمیشه قسمت دیگه میزی قرار داره که اگر خواستیم اونجا غذا بخوری راحت باشی و یه حیاطی داره که وسط اون چند ردیف موزائیک شیک آبی و سفید طرحدار شده کنارهای اون انواع درختان هستن آلبالو گیلاس گوجه سبز زرد آلو قیصی  اون طرف حیاط هم انواع سیفی جات بادمجون گوجه فلفل کاشته شده تازه یه فضایی هم داره مخصوص گلهاست  که برای زمستون نایلون میکشیم گلخونه اش می‌کنیم 

      بعد درب ضد سرقت داره یه کف پوش بسیار زیبا داره پارکت طوسی کم رنگ و پرنگ که وقتی وارد خونه میشی چشم نوازی میکنه همه جا خونه لامپهای هالوزن داره برای شبها میله‌ای راحتی بسیار زیبا داره برای پذیرایی 

      فرشها هم همه طوسی هم رنگ مبل و پرده خیلی زیبا هستند  تازه یه عسل‌های داره خیلی قشنگ جدید طرح دار و هم تا شو نیاز نداشتی جمع میکنی میذاری کنار خیلی دوستشون دارم 

      اینجا هر کس اتاق خودش داره منم یه اتاقی دارم که میز تحریر ک کتابخونه داره  اونجا تکالیفم انجام میدم درسم میخونم و کنار اون میز  تحریر میز عسلی قدیمی خودمم گذاشتم البته رنگ کردم زیبا شده بعنوان یادگاری که هر وقت دیدمش یادم بیافته از کجا به کجا رسیدم تا بیشتر سپاسگزار خدا وند باشم  خدایا شکرت 

      بعد اتاقها کنار آشپزخانه سمت چپ و راست اون قرار دارن خیلی زیبا و دلنشین هستن هر کدام پنجره‌ای بزرگ داره یکی رو به حیاط دو تا رو به کوچه تا وقتی کسی زنگ بزنه راحت میبینی کی پشت در هستش 

      دیگه اینجا همه چیز هست من فقط وسایل نو که برای دخترم بعنوان جهیزیه گرفتم میبرم و اونجا همه چیز هست نیازی نیست چیز زیادی ببرم  تشک های تخت و ملافه هاش متکاشو میبرم  چیزهایی که ببینم نیاز مثل گلها دو میبرم 

      چیز نیاز نیست اونجا بهترین سرویس گرمایشی و سرمایشی داره چرخ خیاطی و سائل خیاطی دخترم میبرم و چند تا وسایل هم که نو هستند خیلی نو نیستن تمیز موندن هدیه میدم به کسی و منم  پابقی وسایل هدیه میدم به اطرافیانم 

      و اینجوری من با کمی وسایل یه کلید میرم خونه رویایی خودم در محمد شهر کرج تا یه زندگی کاملا جدید و ایده‌آلی رو شروع کنم راستی اینو نگفتم من به تازگی مدال شگفتی ساز شدن خودم از استاد عزی م دریافت کردم الان میخوام برم خونه جدید یه زندگی کاملا جدید خونه نو  وسایل نو جسم نو ذهن نو آرامش لذت شادی رو در خونه دیگه شروع کنم خدایا شکر میکنم من این طعمهای زندگی اینجا هم داشتم فقط بهتر و بیشترشو ا ونجا تجربه میکنم خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم خدایا شکرت برای هدیه ارزشمند و عالی که برای من در نظر داشتی و اونو به من هدیه دادی خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا دوستت دارم و همیشه به تو توکل میکنم میدونم همیشه کنار من هستی و مراقب و پشتیبان  و خالق من هستی خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتت 

      و منوی خونه رویایی من در همین جا به پایان رسید باید برم منوهای دیگه رو هم بنویسم برای سلامتی و تناسب اندام ایدهالم برای شروع کسب و کار و درآمد بالا برای رابط خوب با خانواده برای حال دل خوب احساس خوب پایدار به امید روزی که همه بیایم اینجا و داستانهای زندگیمون بنویسم که چطور به واقعیت تبدیل شدن الهی آمین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۳/۲۱ ۱۵:۴۳
      مدت عضویت: 2177 روز
      امتیاز کاربر: 50217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 60 کلمه

      با عرض سلام خدمت زینب خانم دوست عزیز گرامیم 

      خوشحال شدم که تمرین من به شما آنقدر کمک کرده من هیچ کجا سفر نکردم فقط طبق گفته‌ای استادم تمرین نوشتم و خداروشکر میکنم امیدوارم که شما بهتون خوش گذشته باشه خوشحالم که شما تونستین به این سفر برید همیشه به شادی همیشه به سفر باشه براتون آرزو بهترینها رو براتون دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۱/۰۹/۰۲ ۱۱:۱۶
      مدت عضویت: 2177 روز
      امتیاز کاربر: 50217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 82 کلمه

      سلام استاد من فایل آموزشی چهار پنج بار گوش میدم یعنی تمرینم اشتباه نوشتم  مال جلسه ۱۱ زندگی با طعم خدا رو من خیلی سعی کردم که طبق گقته های شما تمرین بنویسم یعنی  اینجوری نباید می‌نوشتم  میشه اشکال کارم بگین  من خیلی خوشحال بودم که بهترین تمرین من نوشتم وهی میومدم سر میزدم ببینم چه مدالی دریافت میکنم به نظر خودم یه مدال طلایی با یه مدال فنی میگرفتم لطفا اگه میشه اشکالی بگین باز سازی ش میکنم با تشکر فراوان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۱/۰۸/۳۰ ۱۸:۰۲
      مدت عضویت: 2177 روز
      امتیاز کاربر: 50217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      سلام دوست خوبم ناهید خانم 

      فکر کنم که فایل خوب گوش ندادید قسمت توضیح تمرین نوشتن استاد گفتن که نمیخواد بر اساس شرایطی که الان دارید تمرین بنویسید بر اساس چیزهایی که دوست داری در آینده برات اتفاق بیافته بنویس چه طعمهایی دوست داری تجربه کنی اونها رو بنویس مثلا دوست داری یه خونه داسته باشی بنویس که خونت میخوای چند متری باشه چند اتاق داشته باشه حیاطش چجوری باشه مبل خونت چه رنگی باشه چه مدلی باشه آشپزخونه چند متر باشه مدل کابینت اون چی باشه چه یخچالی دوست داری چه فرشی دوست داری داشته باشی پرده اتاق خوابت چه شکلی باشه پرده پذیرایی چجوری باشه وهر چیزی که دوست داری بنویس با جزئیات 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 11
گردونه هدایا گردونه هدایا