آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا برخی از افراد موفقیت و ثروت را به راحتی به خود جذب میکنند، در حالی که بقیه با سختی تلاش میکنند؟ 🤔
حقیقت این است که موفقیت و ثروت یک راز دارند که در درون هر فردی پنهان است: قانون جذب ثروت و موفقیت! ✨
این قانون قدرتمند به شما میگوید که هر آنچه را که با تمام وجود به آن فکر کنید و برایش قدم بردارید، به سوی خود خواهید کشید.
در این مقاله، میخواهیم به کمک یک تمرین ساده اما شگفتانگیز، این راز را کشف کنیم و به شما نشان دهیم که چگونه با نوشتن، میتوانید زندگی رویاییتان را خلق کنید. ✍️🌈
آمادهاید تا سفر خود را به دنیای فراوانی آغاز کنید؟ 🚀
چرا نوشتن، کلید اصلی قانون جذب است؟
حتماً برایتان پیش آمده که موقع تماشای یک فیلم یا خواندن کتاب، ذهنتان درگیر مسائل دیگری میشود. این اتفاق نشان میدهد که تمرکز ما به راحتی از بین میرود.

در چنین شرایطی، چون دستهای شما آزادند و یک حس دیگر درگیر نیست، ذهن هم میتواند پرسه بزند و از موضوع اصلی دور شود. اما نوشتن، یک فعالیت کاملاً متفاوت و چندحسی است.
وقتی مینویسید، تمام حواس شما به صورت هماهنگ درگیر میشود: 👀 چشمهایتان میبینند، 🧠 ذهنتان روی موضوع متمرکز میشود و ✍️ دستهایتان مشغول کار هستند.
این هماهنگی کامل، به ذهن شما میفهماند که موضوع قانون جذب ثروت و موفقیت چقدر برایتان مهم است و تمام انرژیاش را روی آن متمرکز میکند.
نوشتن، به ما کمک میکند تا افکار مبهم و پراکندهمان را از حالت ذهنی خارج کرده و به آنها وضوح، ساختار و قدرت ببخشیم.
این کار درست مثل این است که یک نقشه دقیق از مقصدتان رسم کنید، به جای اینکه فقط به آن فکر کنید.
وقتی خواستههایتان را مینویسید، دیگر جای هیچ ابهامی برای ذهن باقی نمیماند و همین شفافیت، اولین و مهمترین گام برای فعال کردن قانون جذب ثروت و موفقیت است.
این تمرین نوشتاری به شما کمک میکند تا کنترل ذهن خود را به دست بگیرید و به جای اینکه اجازه دهید افکار منفی در آن پرسه بزنند، آن را با تصاویر و اهداف مثبت پر کنید.
در قرآن کریم، خداوند به قلم و آنچه مینویسد، سوگند یاد میکند: «ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ» (قلم/۱). این سوگند، ارزش و اهمیت فوقالعاده نوشتن را نشان میدهد.
سوگند به قلم، تأکیدی بر این حقیقت است که نوشتن، قدرتی الهی دارد و میتواند مسیر زندگی انسان را تغییر دهد.
این آیه، برای ما واضح میکند که نوشتن تنها یک عمل فیزیکی نیست، بلکه یک ابزار مقدس برای تجلی خواستهها و ارتباط با استفاده از قانون جذب ثروت و موفقیت است.
نظریه علمی: از دیدگاه علم روانشناسی و علوم اعصاب، نوشتن به عنوان یک ابزار قدرتمند شناخته میشود که به تقویت مسیرهای عصبی در مغز کمک میکند.
وقتی شما خواستههایتان را مینویسید، مغز شما آن را به عنوان یک هدف مشخص و واقعی دریافت میکند. این کار باعث میشود که سیستم فعالساز شبکهای (Reticular Activating System) در مغز شما فعال شود.
این سیستم، مانند یک فیلتر عمل میکند که به طور ناخودآگاه، اطلاعات و فرصتهایی را که با خواستههای شما همسو هستند، شناسایی و برجسته میکند.
به همین دلیل است که بعد از نوشتن یک هدف، ناگهان آن را در هر جایی میبینید یا فرصتهای مرتبط با آن به سمت شما میآیند.
این همان چیزی است که به آن قانون جذب ثروت و موفقیت میگویند؛ شما در حال برنامهریزی دوباره مغزتان برای دیدن و جذب فرصتها هستید.

چهار ستون زندگیتان را شناسایی کنید
همانطور که یک ساختمان روی ستونهای محکم بنا میشود، زندگی شما هم بر چهار پایه اصلی و اساسی استوار است.
برای اینکه بتوانید زندگی ایدهآل خود را بسازید و قانون جذب ثروت و موفقیت را به درستی به کار بگیرید، باید این ستونها را بشناسید و روی هر کدام به صورت جداگانه کار کنید.
نادیده گرفتن یا ضعیف بودن هر یک از این بخشها میتواند باعث عدم تعادل در زندگی و در نتیجه، عدم موفقیت کامل در جذب خواستههایتان شود.
برای شروع این تمرین، چهار برگه کاغذ جداگانه بردارید و در بالای هر کدام، یکی از این عناوین را با خط خوانا بنویسید:
- جسم من 🏃♀️
- خانه من 🏡
- روابط من 💖
- شغل من 💼
این چهار بخش، مهمترین و تأثیرگذارترین جنبههای زندگی هر فردی هستند که خوشبختی و موفقیت ما به آنها گره خورده است.
شاید در نگاه اول فکر کنید این بخشها از هم جدا هستند، اما در واقع، همگی به هم متصلاند.
به عنوان مثال، یک جسم ناسالم میتواند روی روابط شما تأثیر بگذارد، یا یک شغل نامناسب میتواند آرامش خانه شما را بر هم بزند.
بنابراین، پرداختن به هر کدام از این ستونها به صورت مجزا، به شما کمک میکند تا به شکلی جامع و کامل، برای فعالسازی قانون جذب ثروت و موفقیت اقدام کنید و نتیجهای پایدار و همه جانبه بگیرید.
این ستونها در اصل همان بخشهایی از زندگی شما هستند که طعم واقعی خوشبختی را به شما میچشانند.
سلامتی جسمی، داشتن یک خانه آرام و دلخواه، برقراری روابط مثبت و سرشار از عشق، و داشتن شغلی رضایتبخش، همگی از اجزای اصلی یک زندگی موفق هستند.
با تمرکز بر هر کدام از این بخشها و نوشتن دقیق خواستههایتان، شما در حال آمادهسازی ذهن و ناخودآگاه خود برای دریافت بهترینها از طریق قانون جذب ثروت و موفقیت هستید.
با این کار، شما به جهان هستی اعلام میکنید که میخواهید چه چیزی را تجربه کنید و آمادهاید تا آن را وارد زندگیتان کنید.

خواستههایتان را با جزئیات کامل بنویسید
حالا وقتش رسیده که قلم به دست بگیرید و شروع به نوشتن کنید! 📝 این مرحله، قلب تمرین قانون جذب ثروت و موفقیت است. به جای اینکه به کمبودها و مشکلاتی که الان دارید فکر کنید، تمام تمرکزتان را روی چیزی بگذارید که واقعاً میخواهید تجربه کنید.
مثلاً اگر در حال حاضر اضافهوزن دارید، به جای اینکه درباره سختیهای آن بنویسید، درباره رسیدن به تناسب اندام بنویسید و اینکه این تغییر چقدر به شما احساس شادی و آزادی میدهد.
در هر صفحه، با استفاده از جملات مثبت و کامل، این موارد را با جزئیات بنویسید:
- در این زمینه، چه چیزی را میخواهید تجربه کنید؟ (مثلاً: میخواهم وزن ایدهآل داشته باشم، پوستم سالم و شاداب باشد، و چشمهایم به طور کامل ببینند.)
- رسیدن به این خواسته چه تأثیری بر زندگیتان میگذارد؟ (مثلاً: وقتی متناسب باشم، میتوانم هر لباسی را که دوست دارم بخرم و فعالیتهای ورزشی مورد علاقهام را انجام دهم.)
- این تغییرات چه احساسی به شما میدهند؟ (مثلاً: احساس شادی، سبکی و اعتماد به نفس بیشتری میکنم.)
- چرا این خواسته برای شما مهم است؟ (مثلاً: چون میخواهم از زندگیام بیشتر لذت ببرم، سالمتر باشم و طول عمر بیشتری داشته باشم.)
همیشه به یاد داشته باشید که نوشتههای شما باید به قدری واضح و قابل فهم باشند که حتی یک کودک ۶ ساله هم بتواند آنها را بفهمد و برای دیگری تعریف کند. 👧
این کار به ذهن ناخودآگاه شما کمک میکند تا تصویرسازی دقیقتری از خواستههایتان داشته باشد و با فرکانس آنها همراستا شود.

اطمینان و سپاسگزاری را در خود پرورش دهید
بعد از اینکه تمام خواستههایتان را با جزئیات کامل نوشتید، کار شما تازه شروع میشود.
حالا نوبت به مهمترین مرحله قانون جذب ثروت و موفقیت میرسد: ایمان و سپاسگزاری 🙏. بدون این دو عنصر، هر چقدر هم که بنویسید، به نتیجه نمیرسید.
ایمان: زیر هر برگه را امضا کنید و با تمام وجود به این باور برسید که این خواستهها از طریق قانون جذب ثروت و موفقیت به شما داده خواهند شد.
درست مثل وقتی که از یک رستوران غذا سفارش میدهید. شما وقتی سفارش میدهید، با اطمینان کامل منتظر میمانید، چون میدانید که غذایتان به دستتان میرسد.
به خداوند هم همینقدر اطمینان داشته باشید و بدانید که سفارشات شما در حال آماده شدن هستند.
وقتی ایمان به قانون جذب ثروت و موفقیت در شما به وجود بیاید، دیگر دلیلی برای نگرانی، شکایت یا حرف زدن از مشکلات فعلیتان نخواهید داشت.
سپاسگزاری: از همین لحظه، به خاطر خواستههایی که هنوز به دستتان نرسیدهاند، سپاسگزار باشید.
این حس قدردانی، فرکانس شما را بالا میبرد و به کائنات میفهماند که شما برای دریافت آنها آمادهاید.
به جای اینکه دائماً از مشکلاتتان گله کنید و بگویید “آخ، این مشکل رو دارم، فلان چیز رو ندارم”، روی داشتههایتان تمرکز کنید و بابت هر اتفاق کوچک مثبتی که در زندگیتان رخ میدهد، خدا را شکر کنید.
این کار به شما آرامش میدهد و شما را در مسیری قرار میدهد که به خواستههایتان برسید.
وقتی این تمرین را با عشق و اطمینان انجام دهید، خواهید دید که چگونه زندگیتان شروع به تغییر میکند و به تدریج، تمام خواستههایتان وارد دنیای شما میشوند. این قدرت بینظیر قانون جذب ثروت و موفقیت است.
نتیجهگیری: از رؤیا تا واقعیت، با قدرت نوشتن
با انجام این تمرین ساده، شما تنها در حال نوشتن چند کلمه روی کاغذ نیستید؛ بلکه با استفاده از قانون جذب ثروت و موفقیت در حال ترسیم آیندهای هستید که آرزویش را دارید.
این تمرین به شما کمک میکند تا ذهنتان را از افکار منفی پاک کنید و آن را با تصاویر مثبت و خواستههای روشن پر کنید.
شما یاد میگیرید که به جای تمرکز بر “آنچه هست”، روی “آنچه میخواهید” تمرکز کنید.
باور کنید که شما لایق بهترینها هستید و قانون جذب ثروت و موفقیت در هر لحظه آماده است تا شما را به خواستههایتان برساند.
برای درک بهتر قانون جذب ثروت و موفقیت پیشنهاد می کنم از محتوای دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن مخصوصا بخش موفقیت مالی استفاده کنید.
زندگی بسیاری از افراد موفق با همین تمرینات ساده آغاز شده است. پس شروع کنید و خالق زندگی رویاییتان با استفاده از قانون جذب ثروت و موفقیت باشید. ✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.35 از 81 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


فایل زندگی با طعم خدا جلسه چهاردهم :
من الان که در هفته سیزدهم دوره تكرار هستم تازه تونستم این تمرین را به اتمام برسانم. با تشكر واژه از استاد. 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
“من جام زهر را نوشیده بودم، منتظر بودم طرف مقابل بمیرد. “این جمله از این فایل برای من اینقدر جذاب بود که تمامی ناراحتیهایی که از بقیه افراد فامیل یادوستان را داشتم فراموش کردم چون نمیخواستم جام زهر را بنوشم. من با انها تماس گرفتم با اینکه خیلی برایم سخت بود و انها را بخشیدم ، الان سبک شده ام. ارزشش را داشت. ☺☺☺☺☺☺☺☺☺
قسمت اول :
جسم من :💃💃💃💃💃💃💃💃💃
من دوست دارم بدنی متناسب و لاغر داشته باشم. وقتی لاغر باشم بدنم راحتتر و سبک تراست ، من هر فعالیت ورزشی را که دوست دارم میتوانم انجام بدهم. من به راحتی قدم برمیدارم و تند راه میروم ، حتی میدوم ، هر اندازه که روحم خوشحال شود. من چون لاغرم بلندتر به نظر میرسم. من هر لباسی دوست داشته باشم میپوشم. هر رنگ لباسی که بخواهم و مایل باشم را میخرم.
قسمت دوم :
خانه من :🏠🏠🏠🏠🏠🏠🏠🏠🏠
من دوست خانه ام با صفا و صمیمت باشد. وقتی از خانه دور میشوم و ميخواهم به خانه بازگردم اینقدر احساس ارامش بکنم که با اشتیاق این کار را انجام بدهم. من همه جای خانه احساس راحتی ، راستی و صمیمیت کنم. فضای خانه با نورمحبت خدا روشن باشد و افراد خانه همه توکل به خدا داشته باشند. خانه من عبادتگاه خدا باشد و من خوشحال و شاد باشم.
قسمت سوم :
روابط من :👪👪👪👪👪👪👪👪👪
من دوست دارم روابط من با همسرم هر روز عاشقانه تر و محترمانه تر از قبل باشد. من تمام محبت خودم را به او از صمیم قلبم ابراز کنم. من پسرم را عاشقانه دوست بدارم و هر روز براي او دعا کنم تا در زندگيش ادم موفقی باشد. من متعهد به احترام به او باشم و همواره با او با مهربانی حرف بزنم و همیشه برای مسایل او وقت داشته باشم. وقتی را فقط به او اختصاص بدهم تا حتی اگر گله ای دارد با من به راحتی بیان کند.
قسمت چهارم:
شغل من:💻💻💻💻💻💻💻💻💻
من دوست دارم در شغلم استخدام دایم شود. کارم را با عشق انجام دهم چون کار من خدمت به مردم است. با روراستی هر موقع نیاز به کمک و همکاری ديگران دا رم مساله را با رییسم عنوان کنم. هر روز قبل از کارم چند دقيقه ای از خدا بخواهم که در ۸ ساعت کاری به من کمک کند و به او توکل کنم. در کارم مسئول باشم و تمام توانم را در کارم بگذارم. از کارم لذت ببرم و همواره با رویی گشاده کارم را به اتمام برسانم.
زندگی با طعم خدا (جلسه چهاردهم):
سلام به همه هم مسیرانم
دوست دارم از همه عزیزانی که وقت میگذارند و به دیدگاه های من پاسخ میدهند؛ تشکر ویژه ای داشته باشم. از استاد عطار روشن هم برای به روز رسانی هر روزه این سایت، سپاس مخصوصی دارم. امیدوارم همه در پناه حق، شاد و موفق باشید.
من که قد ۱۵۸ سانتیمتر دارم، بهم خیلی میاد که ۵۰ کیلوگرم باشم. چون حدود ۲۰ سال و اندی همین وزن را داشتم، الان هم خیلی دوست دارم که دوباره آن حالت سبکی و راحتی را دوباره تجربه کنم. وقتی من ۵۰ کیلوگرم باشم؛ میتوانم سریع تر راه بروم. راحتتر درپارک پیاده روی کنم و یا در کوه، به کوهنوردی بپردازم. این حالت سبکی و سلامتی نه تنها مرا خوشحالتر میکند؛ بلکه همسرم را هم شادمیکند، چون او قدش از من بلندتر است و قدمهایش هم بلندتر است و چون سریع تر از من راه میرود، در صورت لاغر شدنم من دیگرازش عقب نمی مانم. لاغر شدن من حس خوب شاد بودن بهم میدهد، چون به جای آنکه من درگیر فرمولهای چاقی باشم که چه زمانی درروز چه خوراکیهایی بخورم، ذهنم میتواند درگیر موضوعات دیگری مثل شعر نوشتن، شغل مناسب پیدا کردن، دوست پیدا کردن، پیاده روی کردن، رقصیدن و غیره شود. من در صورت لاغری؛ میتوانم انسان متعادلتری بشوم، چون فقط در زمینه چاقی و یا خوردن ذهنم درگیر نیست، بلکه ذهنم میتواند به جنبه های مختلف زندگی بپردازد. این پرداختن به موضوعات مختلف من را به تعادل بهتری در زندگی میرساند. لاغری من برای من، سلامتی مطلق میاورد. وقتی من خرید میکنم؛ درگیر چند مدل محدود، رنگ و سایز محدود نمیشوم و آزادهستم هر مدلی، هر رنگی و یا هر سایزی برای خودم؛ لباس تهیه کنم. این ازادی برایم با ارزش است، چون تقریبا ۱۵ ساله که اسیرچاقی شده ام. چاق بودن من را در قفس و زندان نگه داشته است. من دوست دارم از ازادی که خدواند بهم داده است، لذت ببرم. من دوست دارم زیاد عمر کنم و بارها گفته ام که من دوست دارم تا ۱۲۰ زنده باشم تا بتوانم یادگیری خودم را تا حداکثر ادامه دهم. این ذات من است که عاشق یادگیری هستم. این لاغری و تعادل و تناسب اندام من، مرا از هر محدودیتی نجات میدهد و من راحت و آسان میتوانم به یادگیری موضوعات مختلف بپردازم و از زندگی؛ لذت فراوان ببرم. من دوست دارم که وقتی در اینه خودم را میببینم، ساعتها ازمشاهده خودم لذت ببرم. من دوست دارم که پسر و همسرم از دیدن لاغری من مثل قبل، لذت ببرم. من دوست دارم باز هم مثل قبل، ازهمسرم لباس هدیه بگیرم چون وقتی لاغر میشوم، او هر چه بخرد؛ من میتوانم بپوشم و نیازی به همراهی من با او نیست. این لاغری من انرژی زیادی در خودش دارد. چون خوشحالی و شادی من، دنیای اطرافم را هم شاد میکند. من انرژی فوق العاده ای پیدا میکنم و آن شادی من، در فضای کل وجودم پخش میشود. من به پرنده ای تبدیل میشو م که نه تنها تند راه میرود، بلکه پرواز میکند. این تمامی حالتهایی است که من سالها در لاغری داشته ام و چون قبلا این شرایط را داشته ام و تجربه آش کرده ام؛ خیلی به راحتی دو باره میتوانم آن را به دست بیاورم و امر نشدنی برایم نیست. تجربه عالی لاغری و متناسب شدن؛ راحتتر از نفس کشیدن است، چون همه چیز اتوماتیکی درست میشود؛ اگر فقط من بخواهم. تناسب اندام در رگهای من جاری است، اگر فقط من بخواهم. جسم من متناسب است، اگر ذهنم این لاغری را بپذیرد.
من دوست دارم شغلی که داشته باشم، در زمینه درس مدرکی که در دانشگاه دارم و خوانده ام، باشم. من از دوران دبستان همیشه از کارکردن با اعداد و ارقام، لذت میبردم. داشتن دقت زیاد و فوق العاده در کار؛ خیلی بهم لذت و احساس خوبی میدهد. اینکه اینقدر اینکار را دوست دارم که وقتی در این شغل هستم، حس میکنم سراسر وجودم مالامال از عشق است، چون دارم به افراد و شرکتهایی که آنها توانایی محاسبه حسابهای خود را ندارند؛ خدمت میکنم. اینکه در این شغلی که من در آن زمینه در حال حاضر در جستجوی آن هستم، نگاه عشق و فرصت با خدمت دارم خیلی حالم را خوب میکند. چون بعضی مواقعی که خودم را در حال مصاحبه با شرکتی میبینم، آنقدر با عشق از تجربه های قبلی ام حرف میزنم که فرد مقابلی که در حال مصاحبه من است را، سر ذوق و شوق میاورم. خیلی دوست دارم که تا ۵۰ سال دیگر که میتوانم کار کنم و شغلی داشته باشم، شغلم جوری پر از عشق و خدمت باشد که جهان جای بهتری برای زندگی باشد و من سهم خودم را از کار کردن به خوبی انجام دهم. واقعا من قبول دارم که کار کردن عبادت است. من یک نفر روی کره زمین هستم، ولی میتوانم با نوع شغلم و قبول مسیولیتم، به گسترش جهان کمک کنم. ما همه به هم وصل هستیم و پیشرفت هر کدام از ما، روی دیگران تاثیر مثبت میگذارد. من عاشق این هستم که تجربه بهتری از خودم در کنار خدواند عالم داشته باشم. من دوست دارم صبح زود بعد از اینکه به سایت تناسب فکری سری زدم، آماده شده و سر کاربروم. من دوست دارم که با عشق و نگاه خدمت به انسانهای دیگر به سمت مکان شغلم، رانندگی کنم. در محیط کارم، مسیولیت کارم را بپذیرم و هر موقعی فرصت پیشرفت پیش آمد، من داوطلبانه اقدام کنم و طالب آن تغییر و پیشرفت باشم. من انسان محترمی هستم و با افراد با احترام و ادب صحبت میکنم، بنابراین دوست دارم که افرادی که در محیط کارم هستم، افراد محترمی باشند. من با عشق سر کارم ظاهر میشوم، نگران و مضطرب نیستم و آن ۸ تا ۹ ساعت زمان عشق برایم سپری میشود. در کنار این مشغولیت و خدمت، درآمد من باعث میشود که من استقلال مالی داشته باشم و هر موقعی همسرم و یا پسرم نیاز مالی داشتند، به آنها کمک کنم. این طور کار کردن برایم از عبادت کردن کمتر نیست. پول حلال به دست آوردن آنقدر لذت بخش است که حال و هوای من را حسابی تغییر میدهد و انرژی مرا بالا نگه میدارم. افراد زیادی را دیده ام که منبع درآمدآنها، مناسب و سالم نبوده، واقعا هر کدام به ناکامی نهایی در زندگی رسیده اند. من با چشمهایم دیده ام که پدر من که حدود ۸۰ ساله آش است، چطور همیشه دوست داشت پول حلال کارگری و بنایی را خانه بیاورد و آلان با آنکه مشکلات روحی و جسمی دارد و چاق هم هست، ولی هر لحظه ای اراده کند، میتواند راحت بخوابد و قلب مهربانی دارد. هیچوقت مدت زیادی به کسی بدهکار نبوده و اگر گاهی بود، به محضی که پول دریافت میکرد؛ شب خوابش نمیرفت تا جاییکه برود و پول قرضی آش را پس بدهد. من معتقدم در کنار عشق به کار، شغل مورد نظرم باید در جهت خدمت به نوع بشر باشد و درآمد ان حلال باشد، چون درآمد حلال؛ برکت دارد. این برکت انرژی داردکه محافظ من هست در محیط کارم.
خانه ای که من دوست دارم بخرم؛ خانه ای شمالی ، جنوبی است. خود خانه در سمت راست و پارکینگ یا گاراج ان، جداگانه و مجزا سمت چپ و چسبیده به خود خانه است. جلوی پارکینگ هم یک زمین به اندازه ۱۰۰ قدم فاصله تا خیابان جلوی خانه ميباشد. این زمین ۱۰۰ قدمی یک سقف دارد که هر زمان که ما خواستیم ۲ ساعت به خانه بیاییم و دوباره بیرون برویم ، ماشین را داخل پارکینگ نیاوریم و زیر این سقف پوشیده، ماشین را پارک کنیم. یک میله بسکتبال هم گوشه چپ زمین جلوی خانه وجود دارد که در همه سال بشود، در آن بسکتبال بازی کرد ، حتی اگر باران بیاید چون این میله زیر سقف است ، ما خیس نمیشویم. در کل این سقف در موقع باریدن باران به ماکمک میکند که حتی اگر ماشین خودمون را بیرون پارک کنیم، به محض پیدا شدن از ماشین خودمون؛ خیس نشویم. داخل پارکینگ به غیراز ابزار همسرم در گوشه ای ، باشگاه کوچکی برای خودمان به چشم میخورد و میز بیلیاردی هم در کناری قرار دارد. این پارکینگ دریبه اشپزخانه داخل خانه دارد تا بتوانيم به راحتی، ما خریدهای خود را از ماشين به داخل اشپزخانه ببریم. حالا برویم به سمت در ورودی که کنار گاراج است و مهمانها و یا خودمون زمانیکه نمیخواهیم از پارکینگ به خانه بیاییم، از آن استفاده میکنیم. از در ورود ی واردمیشویم که بالای سر ان، یک مجسمه سرحیوان شیر گچکاری وجود دارد. سمت راست ورودی یک هال پهن که خیلی هم دراز نیست، وجود دارد. یک دستشویی هم که مخصوص مهمان است، در این راهرو وجود دارد. سمت چپ ان یک کمد است که مهمانها میتوانند لباسهای خود را در ان اویزان کنند. در گوشه سمت چپ هم یک جاکفشی است که باز مخصوص مهمان است و آنها میتوانند کفشهای خود راموقع ورودی، در آن بگذارند. چند قدم جلوتر ، هال تمام میشود و روبه رو، یک پذیرایی مستطیل شکل قرار دارد که سمت راست ان یک راهرو است که منتهی به اتاق خواب میشود. داخل اتاق ، حمام و دستشویی قرار دارد. این اتاق ۲ پنجره دارد: یکی به سمت خیابان ویکی به سمت خانه همسایه کناری. سمت چپ راهرو اتاق کار من قرار دارد که تا زمانیکه قرار است از خانه کار کنم؛ اتاق محل کار مناست. داخل اتاق میز و صندلی کار من به اضافه لوازم التحریرم قرار دارد. این اتاق به سمت حیاط پشتی خانه نیز، پنجره دارد. حالا برمیگردیم به سمت در ورودی و پذیرایی مستطیل شکل. گوشه های پذیرایی و اتاقها و کل فضاها با شمع های گچبری تزیین شده چسبیده به سقف، تزیین شده است. جلوی در ورودی هم یک اسپری اتوماتیک گلاب قرار دارد که هر چند دقیقه، فضای خانه را با عطر گلاب پرمیکند. همچنین دو تا مجسمه طاووس و یک فرش دستباف کوچک با نام خدا، بین دو تا طاووس بالای سر در ورودی خانه نصب شده است. یک مناجات زیبا توی قسمت پذیرایی روی دیوار نوشته شده که دورش را قاب گرفته ایم. پیانوی پسرم هم گوشه چپ پذیرایی قراردارد. این پذیرایی یک در بزرگ ۴ لنگه تا زیر سقف به سمت حیاط پشتی دارد که سر تا سرش شیشه است، و وقتی از در بیرون میروی، یک پاسیوی بزرگ و سایبان و میز و صندلی مخصوص حیاط ، سمت راست حیاط ، یک گریل گازی و استخر که با سقف تور پوشیده شده و از نورشدید خورشید جلوگیری میکند؛ را میبینید و سمت چپ باغچه بزرگی که همسرم باغبانی کرده است را میبینید. باز انطرف ترسمت چپ حیاط ، چند درخت میوه و چمن مصنوعی میبینید که زمین مخصوص مینی گلف خانوادگی ماست. ما یک دارت را سمت راست حیاط به دیوار زده ایم تا مرتب موقع ورود به حیاط، با هم دارت بازی کنیم. دوباره برگردیم به در ورودی داخل خانه و وارد پذیرایی شویم. قسمتی که دیوار پذیرایی تمام میشود ، یک راهرو به سمت چپ وجود دارد. ما وارد اشپزخانه میشویم که میز ناهارخوری و کابینتها قراردارد. تلویزیون هم روبروی میز ناهارخوری به دیوار نصب شده است. کنار اشپزخانه به گاراج یا پارکینگ بغل خانه وصل میشود. گوشه سمت چپ اتاق غذاخوری به اتاق خواب پسرم وصل میشود که ان اتاق هم حمام و دستشویی مخصوص خود را دارد و به سمت حیاط پشتی پنجره دارد. سقف خانه ما شیروانی است و روی ان پنلهای خورشیدی برای تولید برق قرار دارد. در ورود ی ما یک در فلزی بزرگ قهوه ای رنگ است. جعبه نامه های ما به رنگ نارنجی جلوی خانه مان است که اسم خودمان را روی ان نوشته ایم تا پستچی راحتتر نامه های ما را در ان بیندازد. جلوی خانه؛ همسرم یک درخت لیمو ، پرتقال و نارنگی کاشته است. یک درخت بید بزرگ هم جلوی خانه است که برای اينجا که بیشتر سال، هوا گرم است؛ تولید سایه کند. گلها ی کاغذی زیبای قرمز و صورتی در فضای جلوی خانه و باغچه حیاطپشتی، به چشم میخورند. در اخر بگویم که کنار پارکینگ هم یک در بزرگ ماشین رو به سمت حیاط پشتی وجود دارد که حتی ار وی (RV) از ان رد میشود. این خانه غیر از نقشه آی که من و همسرم با هم آن را کشیده ایم، شامل محبت و احترام ما به همدیگر است. فضای عشق در کل خانه موج میزند. این همان خانه ای ارامش بخشی است که خدواند از یک آنسان انتظار دارد که بعد از ازدواج و فرزند داشتن برای خود، فراهم کند و خود خداوند عالم، در هر لحظه با من و همراه من؛ آن را لذت بخش تر و با شکوه تر میکند. خدا راشاکرم که در این دنیا توانستم در خانه آرزوهایم زندگی کنم و بعد از رفتن از این دنیا، لذت بهترین خانه را تجربه کرده ام. امیدوارم حس عالی من؛ هم آرزوی خانه دار شدن من و هم شما دوست خوبم را فراهم کند.
من خودم شخصا فرد مهربان، محترم و مودبی هستم. من خیلی زود با دیگران دوست میشوم و با آنها میتوانم، رابطه نزدیکی برقرار کنم. من بعد از حدود دو سال و سه ماهی که در این سایت هستم، یک هفته ای است میبینم که همسرم شروع کرده است به من ابراز عشق کردن. خیلی تعجب کردم که چه اتفاقی افتاده است. من حدود ۲۰ سالی دوست داشتم که همسرم با جملات و کلمات، عشقش را به من نشان بدهد؛ ولی او همیشه میگفت :« من یک مرد ایرانی هستم و در عمل، به تو نشان میدهم که تو را دوست دارم. » او معتقد بود که ابراز عشق شوهر به زن، مخصوص اروپاییها و آمریکاییها و کلا آقایان غربی است، در ضمن او معتقد بود که عمل مهمتر از کلام است چون همیشه به ازدواجهای موفق در شرق در مقایسه با غرب در جواب درخواستهای من، اشاره میکرد. من از همسرم پرسیدم :« چه اتفاقیهایی افتاده است که تو این چنین تغییر کرده ای و به من ابراز عشق را در کلام میاوری؟ » او گفت که در مدت اخیر که خیلی از افراد دور و بر ما و یا حتی هموطنان ما، فوت کرده اند، او شروع به تفکر کرده است که نکند یک روز به خودش بیاید و زمان ابراز عشق به من را که حدود ۲۰ ساله باهاش زندگی میکنم را کلا، از دست داشته باشد و فرصت ابراز آن برایش وجود نداشته باشد. بعد هم اشاره کرد که دوست دارد آخرین سوالش قبل از مرگ من این باشد که آیا از زندگی با او راضی هستم یا نه؟ دوستان عزیزم و مخصوصا بانوان وطنم، من شکه شدم که چقدر تمرینهای تناسب فکری در سایت که من را به اندیشیدن و فکر کردن واداشته است، به طور ناخودآگاه باعث ایجاد تفکر و تعمق در دیدگاههای قدیمی همسرم شده است و او با انتخاب و اختیار خودش در کمال ازادی، آن افکار و باورها رادر جهتی که من همواره دوست داشتم، تغییر داده است. البته بگویم که از روز عروسی ما تا ۷ ماه اول زندگیمون، همسرم هر جایی ماب ودیم و میرفتیم؛ غیر از من هیچ فرد دیگری را نمیدید و من خیلی ازش راضی بودم، چون جمله دوست داشته شدن را از او مرتب میشنیدم، ولی بعد که خودش را درگیر مسیولیت زندگی کرد، حتی دست من را توی خیابان که با هم راه میرفتیم دوست نداشت بگیرد، چون باعث خجالتش بود. این همه تغییر اخیر او خیلی برایم شگفت انگیز بود، برای همین اینجا نوشتم تا بگویم در ذهنتان ببینید، تا ناممکن ها برایتان ممکن شود. رابطه ام با پسرم از همین روزهای اولی که ساکن این سایت شدم؛ خیلی بهتر شده است و من که برادری نداشته ام و از دنیای پسرها همیشه منع شده بودم، الان خیلی به راحتی میبینم که پسرم با من همدلی میکند و ما را بیشتر افراد، مثل خواهر و بردار میبینند؛ چون من خیلی در جهت جوانی و نوجوانی رفتارهایم همسو شده است. چون از نظر ظاهری، چهره جوان و موهای بلند و پر پشت به رنگ مشکی دارم وپسرم هم ریش و سبیل دارد، برای همین خیلی ها که ما رانمیشناسند ما را خواهر و بردار میپندارند. از نظر رفتاری هم مثل جوانها و نوجوانان، رفتارم در جهت شادی و هیجان، تغییر کرده است. با خانواده خودم و همسرم هم، رفتارم درحال تعادل است و دارم هرروز برای دوست بیشتر داشتن آنها، اقدام میکنم. من فکر میکنم که نوشتن راجع به این قسمت خیلی برایم راحت تر از قسمتهای قبل بود، چون من از همان کودکی؛ بسیار فرد اجتماعی بودم و اصلا زندگی منفرد در دل کوه و دور از همه رانمی پسندم. من شخصا، درختان کاکتوس را دوست ندارم با انکه در ایالت کاکتوسها زندگی میکنم، چون گیاه تنها یی است و با فاصله زیاداز هم میرویند. برعکس درختان جنگل را که پیش هم هستند و در کنار هم زندگی میکنند را خیلی بیشتر دوست دارم و میپسندم.
روز دوشنبه ۲۳ ابان ماه سال ۱۴۰۱ هجری شمسی مطابق ۱۴ ماه نوامبر سال ۲۰۲۲ میلادی
سلام خانم فرزانه ابوالحسنی
ممونم از اینکه نظر مثبت خودتون را برایم نوشتید ، ولی این بار دوم است که بایست به شما بگویم که من « لاله » هستم و فکر میکنم شما دوباره به اشتباه، اسم من را لیلا نوشته اید!
وقتی استاد از پیشرفتهای خودشون برای ما نوشتند و بارها گفته اند، من به خودم گفتم اگر استاد که ایرانی هستند و هم وطن من هستند؛ توانستند اینکار را انجام دهند، پس من هم میتوانم. دلیلی برای نتوانستن و انجام ندادن آن پیدا نکردم!
وقتی داشتم این تمرین را انجام میدادم، دوست داشتم آنچه را دوست دارم؛ بنویسم نه، آنچه را الان میبینم؛ دقیقا مثل اینکه فردی کاملا چاق است، ولی خودش را مثل یک مانکن ببیند.
از دعاهای شما هم ممنونم. من فکر میکنم وقتی دعای یک مادر دنبال یک فرزند، دعای یک معلم دنبال یک دانشجو و شاگرد و دعای یک دوست خوب مثل شما، دنبال من باشد؛ من موفقیت بیشتری خواهم داشت. من عشق و امید رادرک کرده، حس کرده و باهاش زندگی میکنم. اینکه اشاره کردید که « ما باعث افتخار هم باشیم » بسیار جمله زیبایی است که حتی در طول عمرم از کسی تاحالا، نشنیده بودم. اینکه اشاره کردید که « خوش و خرم به زندگیمون ادامه بدهیم » هم خیلی به دلم نشست. امیدوارم روزی از نزدیک شما را زیارت کنم. ازشما بابت یادآوری کردن به سرمایه های باارزشی که در حال حاضر دارم؛ بی نهایت سپاسگزارم.
در پناه حق باشی دوست خوبم.