همه ما دنبال آرامش در دنیا و آخرت هستیم 🌿، اینکه هم در زندگی روزمره حس سبکی و راحتی داشته باشیم و هم در مسیر معنوی قلبمان آرام باشد 💛.
شاید فکر کنیم رسیدن به این آرامش کار سختی است، اما با چند تغییر ساده در نگرش و رفتار، میتوانیم زندگیمان را هم دنیوی و هم اخروی شیرین کنیم 🍀.
این جلسه همراه شما هستم تا با راهکارهای عملی و دلنشین، قدم به قدم به آرامش در دنیا و آخرت نزدیکتر شوید 🌸✨.
چرا آرامش در دنیا و آخرت مهم است؟
آرامش تنها یک حالت ذهنی ساده نیست؛ بلکه نیرویی قدرتمند است که تأثیر مستقیم روی کیفیت زندگی ما دارد 🌸.

وقتی ما به دنبال آرامش هستیم، نه تنها قلبمان سبکتر و آرامتر میشود، بلکه ذهنمان هم از اضطراب، نگرانی و فشارهای روزمره خالی میشود 💛.
تجربه واقعی آرامش باعث میشود شما هر لحظه از زندگی خود لذت ببرید و در مواجهه با چالشها آرامش خود را حفظ کنید 🌿.
تأثیر بر روابط اجتماعی 🤝
افرادی که مسیر آرامش در دنیا و آخرت را انتخاب میکنند، کمتر به تنشها و اختلافات واکنش منفی نشان میدهند.
وقتی خودتان آرام باشید، روابط خانوادگی و دوستانه شما گرمتر، صمیمیتر و پرمحبتتر خواهد شد 💛. به مرور، آرامش ذهنی نه تنها در شما جاری میشود، بلکه به اطرافیان شما هم منتقل میگردد 🌸.
وقتی خانواده و دوستان شما انرژی مثبت شما را احساس کنند، محیط خانه و جمع دوستانه تبدیل به مکانی پر از حس خوب، امنیت و آرامش میشود 🌿.
تصمیمگیری بهتر و زندگی متعادلتر 🍀
کسانی که در مسیر آرامش در دنیا و آخرت هستند، توانایی تصمیمگیری منطقی و هوشمندانهتری دارند.
ذهن آرام، استرس و اضطراب را کاهش میدهد و باعث میشود فرصتها و خطرات را بهتر تشخیص دهید 💛.
وقتی ذهن شما آرام باشد، توانایی مشاهده و تحلیل موقعیتها به شکل واقعی و بدون تأثیر احساسات منفی بالا میرود. این یعنی آرامش ذهنی به شما کمک میکند زندگی متعادلتر، هدفمندتر و با کیفیتتری داشته باشید 🌸.
با تمرین مداوم، آرامش شما به پایهای تبدیل میشود که هر تصمیمی را با اعتماد به نفس و حس رضایت کامل بگیرید 🌿.
افزایش حس رضایت و خوشبختی 🌸
افرادی که آرامش در زندگی را تجربه میکنند، کمتر به دنبال چیزهای مادی و ناپایدار هستند و بیشتر به ارزشهای درونی و معنوی توجه دارند 💛.
آنها با داشتههایشان شاد و راضیاند و به دنبال زندگی پرمعنا و ارزشمند هستند.
تجربه واقعی آرامش درونی یعنی قلب شما پر از شادی، امید و اعتماد باشد، حتی وقتی شرایط بیرونی کامل و ایدهآل نیست 🌿.
هر بار که شما احساس آرامش عمیق را تجربه میکنید، انرژی مثبت و حس خوشبختی در وجودتان بیشتر میشود و این انرژی به اطرافیان شما هم منتقل میشود 🌸.
با تمرکز روی این اصول و تمرین روزانه، میتوانید آرامش در دنیا و آخرت را به بخشی از سبک زندگی خود تبدیل کنید 💛، تا هر روز با قلبی سبک، ذهنی آرام و روحی شاد زندگی کنید 🌿.

موانع رسیدن به آرامش
بسیاری از ما فکر میکنیم آرامش ذهنی دستنیافتنی است 😓، اما دلیل این احساس، موانعی است که خودمان در مسیر خود ایجاد کردهایم.
شناخت این موانع و آگاه شدن از آنها، اولین و مهمترین قدم برای تجربه واقعی آرامش در دنیا و آخرت است 🌿.
وقتی بفهمیم چه چیزهایی ذهن و قلب ما را مشغول کردهاند، میتوانیم راهکارهای عملی برای آرامش پیدا کنیم 💛.
۱- استرس و نگرانیهای روزمره 😣
زندگی مدرن پر از فشارهای کاری، اجتماعی و مالی است و ذهن ما دائماً در حالت آمادهباش قرار دارد. این حالت باعث میشود هیچ وقت حس واقعی آرامش در دنیا و آخرت را تجربه نکنیم 🌸.
برای مثال، وقتی دائماً به آینده و مشکلات احتمالی فکر میکنیم، ذهنمان پر از اضطراب و ترس میشود، قلب ما سنگین میگردد و انرژی مثبت کاهش پیدا میکند 💛.
حتی مسائل کوچک روزمره هم میتوانند به یک کوه از استرس تبدیل شوند، اما کسانی که با آگاهی و تمرین ذهنی یاد میگیرند خود را از افکار منفی آزاد کنند، تجربه عمیقی از آرامش ذهنی خواهند داشت 🌿.
میتوانید با تمرین روزانه تنفس عمیق، مدیتیشن کوتاه یا مرور افکار مثبت، ذهنتان را آرام کرده و آرامش واقعی را حس کنید 🍀.
۲- وابستگی به مادیات 💰
خیلی از ما فکر میکنیم اگر پول، خانه، ماشین یا لباسهای بهتر داشته باشیم، آرامش پیدا میکنیم، اما حقیقت این است که آرامش در دنیا و آخرت از قلب و روح سرچشمه میگیرد، نه از داراییهای مادی 🌸.
وابستگی به چیزهای زودگذر باعث میشود همیشه نگران از دست دادن آنها باشیم و حس اضطراب و نگرانی هیچوقت از بین نرود 💛.
افرادی که ارزش خود را به داراییها و ثروت محدود میکنند، حتی وقتی همه چیز در ظاهر دارند، آرامش واقعی را تجربه نمیکنند.
اما کسانی که علاوه بر تمرکز بر کسب ثروت، به رشد درونی، ارتباط با خداوند و تجربههای معنوی اهمیت میگذارند، همزنان با بهره بردن از مزایای ثروت هر لحظه حس آرامش عمیق را در قلب خود احساس میکنند 🌿.
۳- غفلت از ارزشهای معنوی 🌿
زندگی شلوغ و مشغلههای روزمره باعث میشوند از معنویت فاصله بگیریم. وقتی زمان کافی برای ارتباط با خداوند، دعا، تفکر و خودشناسی نگذاریم، ذهن ما همیشه مضطرب و ناآرام میشود 💛. غفلت از ارزشهای معنوی یکی از بزرگترین سدها برای تجربه آرامش در زندگی روزمره است 🌸.
با تمرینهای ساده مثل سپاسگزاری، تماشای طبیعت و گوش دادن به صداهای طبیعت، میتوانیم قلب و ذهن خود را سبک کرده و حس آرامش واقعی را تجربه کنیم 🍀.
هر بار که لحظهای برای خودشناسی و نزدیکی به خداوند وقت میگذاریم، یک قدم به تجربه عمیق آرامش در دنیا و آخرت نزدیکتر میشویم 🌿.

راهکارهای عملی رسیدن به آرامش
۱- تمرین شکرگزاری و قدردانی 🙏
هر روز حتی چند دقیقه وقت بگذارید و به داشتههایتان فکر کنید، از کوچکترین نعمات گرفته تا لحظات شیرین زندگی 🌸. شکرگزاری باعث میشود ذهن شما به جای تمرکز روی کمبودها و نگرانیها، روی داشتهها و موهبتها متمرکز شود. وقتی قلبتان پر از قدردانی باشد، آرامش در دنیا و آخرت خودبهخود به سراغتان میآید 💛.
میتوانید یک دفتر شکرگزاری داشته باشید و هر روز سه چیز که بابتشان سپاسگزارید را بنویسید. مرور این لیست در طول زمان، احساس رضایت و آرامش شما را تقویت میکند 🌿.
۲- تقویت ارتباط با خداوند 🌿
ارتباط با خداوند ستون اصلی رسیدن به آرامش در دنیا و آخرت است. دعا، ذکر، تفکر در آیات الهی و سپردن مشکلات به خدا، ذهن و قلب شما را سبک میکند ✨.
هر چقدر ارتباط شما با خداوند عمیقتر باشد، اضطرابها کمتر میشوند و حس اطمینان و آرامش در زندگی افزایش مییابد 💛.
میتوانید هر روز چند دقیقه سکوت کنید و با خودتان و خداوند خلوت کنید. مرور نعمتها، درخواست راهنمایی و سپاسگزاری از خداوند، روح و ذهن شما را تغذیه میکند 🌸.
۳- مدیریت افکار و احساسات منفی 💭
اولین قدم برای مدیریت افکار منفی، مشاهده کردن آنها بدون درگیر شدن است 🌸.
وقتی متوجه میشوید که افکار منفی فقط گذرا هستند، قدرت بیشتری برای کنترل آنها پیدا میکنید 💛.
مدیتیشن، خودآگاهی و تمرین نفس عمیق، ذهنتان را آرام کرده و مسیر رسیدن به آرامش ذهنی را هموار میکند 🌿.
هر بار که احساس اضطراب یا نگرانی میکنید، لحظهای توقف کنید و نفس عمیق بکشید. به خودتان یادآوری کنید که این افکار واقعی نیستند، و شما میتوانید با تمرکز روی لحظه حال، آرامش و اطمینان را به قلبتان بازگردانید 🍀.
۴- زندگی ساده و دوری از زیادهخواهی 🍀
کمتر خواستن و تمرکز روی ضروریات، یکی از رموز اصلی رسیدن به آرامش در دنیا و آخرت است 🌸. وقتی ذهن شما سبک باشد و زندگی سادهتری داشته باشید، کمتر درگیر نگرانی و اضطراب خواهید شد و انرژی مثبت بیشتری در زندگی جریان پیدا میکند 💛.
میتوانید فهرستی از چیزهایی که واقعاً به آنها نیاز دارید، تهیه کنید و از خریدهای اضافی و تجملات بیجهت خودداری کنید 🌿.
۵- انجام کارهای خیر و کمک به دیگران 🤝
انجام کارهای خیر و کمک به دیگران نه تنها شادی و رضایت قلبی ایجاد میکند، بلکه حس عمیقی از آرامش در دنیا و آخرت به همراه دارد 🌿. وقتی به دیگران کمک میکنید، انرژی مثبت دریافت میکنید و این انرژی به زندگی شما بازمیگردد 💛.
حتی کارهای کوچک مثل لبخند زدن، تشویق کردن یا کمک کردن به کسی که نیاز دارد، میتواند قلب شما را پر از حس خوب و حس آرامش کند 🌸.
نتیجهگیری و دعوت به عمل
مدیریت افکار و احساسات منفی کلید اصلی رسیدن به آرامش در دنیا و آخرت است 💭. وقتی یاد میگیرید افکار منفی را مشاهده کنید بدون اینکه درگیر آنها شوید، ذهنتان آزادی و راحتی بیشتری پیدا میکند.
زندگی ساده، دوری از زیادهخواهی و تمرکز روی ارزشهای واقعی، بخش دیگری از راز رسیدن به آرامش است 🍀. وقتی کمتر بخواهید و بیشتر قدردان داشتهها باشید، ذهنتان آرامتر میشود و از نگرانیهای بیمورد فاصله میگیرید.
برای تجربهای واقعی و عملی از آرامش در دنیا و آخرت، پیشنهاد میکنم از دوره «خدا هرگز دیر نمیکند» استفاده کنید ✨.
این دوره شما را با تمرینهای عملی، تغییر نگرش و تمرکز روی ارزشهای معنوی همراه میکند تا آرامش نه فقط یک حس لحظهای، بلکه بخشی از سبک زندگی و تصمیمات روزمرهتان شود 💛🌿.
وقتی مسیر را با تمرین و صبر ادامه دهید، خواهید دید که قلبتان سبکتر، ذهنتان آرامتر و زندگیتان پر از امید، شادی و رضایت میشود 🌸.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.40 از 73 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام و درود فراوان
خدایا سپاسگزارم از اینکه روزم رو با این فایل عالی و شگفت انگیز آغاز کردم
خدایا سپاسگزارم که با گوش دادن این فایل احساس خوبی در درونم ایجاد شد
استاد عزیز عجب صحنه ای عجب آموزش تکان دهنده ای عجب شگفتی !!
من باید در این مسیر تعهدم رو از این مورچه یاد بگیریم وای خدای من !! من که اشرف مخلوقات هستم پس چرا اینقدر خودم رو ضعیف میدونستم چرا در این سالها در ناخودآگاه ذهنم مدام میگم من نمیتونم چرا در هر زمینه ای برای موفقیت وابسته به دیگران هستم وابسته به تشویق و تمجید دیگران هستم وابسته به تایید دیگران هستم اخه چرا ؟ پس خودم چی پس توانایی خودم چی ؟ ! چرا تا این اندازه توانایی هایی که خدا به من داده نادیده گرفته شدن چرا اصلا دیده نشدن چرا همیشه خکدم رو از دیگران کمتر میدونم ؟ چرا در دعاهام میگم خدایا حاجت همه رو بده بعد آخر سر اگه صلاح میدونی من گنهکار رو هم حاجت بده چرا و چرا و چرا ؟؟؟
بغض را گلوم رو بسته از این همه نادانی خودم از این همه دوری از خدایم من همه جا دنبال خدا بودم به جز در درون خودم !!
عجب جمله ای
شیطان به خداوند ایمان دارد و به انجام دادن کارش متعهد است ایمان داره به مهلتی که خداوند به اون داده . او ایمان دارد که اجازه به بنده خدا نده آب خوش از گلوش پایین بره و این کار رو به بهترین نحو داره انجام میده
پس من که اشرف مخلوقات هستم چقدر به خدای خودم ایمان دارم؟ چقدر از خدای خودم شناخت دارم ؟ به نظر خودم هیچ شناخت صحیحی از خداوند ندارم چون تو ابن سالها همش ناآرام و استرس و اضطراب ووو
باید ادامه بدم و زندگی دنیوی و اخروی خودم رو خدایی کنم باید ادامه بدم تا رستگار بشم باید ادامه بدم تا شیطان درونی ام رو بیرون کنم .
من برای اینکه به سعادت برسم هیچ راهی به جز شناخت خداوند رو ندارم من باید خدا رو بشناسم تا آرامش بگیرم و به تمام خواسته هام برسم و از فرصت زندگی که خداوند به من داده لذت ببرم
هر علمی رو که لازم باشه یاد میگیریم هر حرکتی رو که لازمه یاد میگیریم هر تخصصی رو که لازم باشه باید یلدمیگیرم اما به خواسته ام میرسم
این میشه حرکت کردن بر اساس سیستم خداوند
این میشه متعهد بودن
این میشه ایمان داشتن به اینکه خداوند سیستم ها رو قرار داده و من میتونم با استفاده از این سیستم ها به خواسته ام برسم
باسلام خدمت شما استاد عزیز
برای رسیدن به هدف ها و نتایج خوب در زندگی قطعاً باید از شروع راه یک سری موانع رو پشت سر جذاشت باید با اشتیاق تلاش کرد ،
حالا این که من چرا با وجود این اگاهی احساس میکنم گاهی بر خودم و ذهنم مسلط نیستم این دلیلی نداره جز گم راه کردن شیطان از مسیر و من رو میخواد با حس بدی از مسیرم دور کنه ،
وقتی بیشتر از حد به خرف کسی اهمیت بدی این کار شیطانه ،وقتی واسه گذشته خودت رو گناه کار بدونی و نبخشید این ها اعمال شیطانه ،
وقتی با حس بد راجب بیماری بگین اما سلامتی رو میخواین این شیطان هست که شمارو میخواد از مسیر گمراه کنه ،
من به نظرم همه ی انسان ها احساس خوب و احساس بد رو دارند و با اگاهی میشه که احساس بد رو کمرنگ و محو کرد و احساس خوب رو بیشتر کرد و برای زندگی ارزش قائل بشی و نگرانی نداشته باشی ،
من از امروزم خیلی راضی هستم چون لا حس خوبی شروع کردم و میدونم تا پایان روزم حالم خوبه ،چون باتلاش و تمرین و در مسیر هستم و میخوام که به طعم ها و خواسته هاب خوبم برسم،
پس من تصمیم میگیرم که از امروز در مسیرم متعهد باشم و با تلاش در راه رسیدن به خواسته هام با احساس خوب با افکار درست و ایمان و شناخت درست خدای مهربونم و من میدونم که زندگی با طعم های خدا در مسیر خدا چقدر زیباست بدون نگرانی و با تلاس و لذت بردن به تمام خواسته هام میرسم و من میخوام که امروز هم بهترین خودم باشم،
باتشکرازشما
به نام الله مهربان. سلام خدمت شما آقای عطارروشن.
من با شما از سایت استاد عباسمنش آشنا شدم. خوشحالم بابت این موضوع
من دورهی زندگی با طعم خدا رو کامل دیدم. 20 جلسه رو کامل دیدمش.
حالا یه سوال دارم.
شما توی یه جلسهای(یادم نیست متاسفانه) گفتید که خدا احساس نداره.
حالا من یه سوال دارم.
خدا مگه توی قرآن نمیگه که من مهربونم؟ میگه من محسنین رو دوست دارم و از این حرفا.
خب اینا حس هستن دیگه. پس چجوری خدا حس نداره؟
ممنون میشم که جواب بدید. مچکرم ازتون. دوره هم عالی بود.
عاشقتونم. منتظر پاسختون هستم. تشکر.
عزیزم استاد عطار روشن میگه خدا فقط با احساس میشه باهاش ارتباط داشت نه با گفت و گو میگه خدا سواد نداره نه اینکه احساس نداره منظور اینه که خدا با حسی که باهاش میکنیم بهمون حال میده مثلا احساس میکنیم خدا عاشقانه مرا هدايت و حمایت میکنه و باور داریم و منتظر عشق خدا هستیم خدا هم همینطور که ما حسش میکنیم بهمون پاسخ میده
سلام و درود
دوست داشتن از سمت خدا به معنای محبت یا عشق و …. نیست بلکه به این معنی است که اتفاقات خوب برات رقم میخوره
وقتی می گه دوست دارم یعنی زندگی ات خوب پیش می ره
یعنی شرایط و اتفاقاتی در زندگی ات رقم میخوره که خوشحال میشی
اینکه تصور کنی خداوند به شکل انسانی افراد و انسانها رو دوست داره تفکر درستی نیست چون باعث میشه احساس کنی خدا دوستت نداره
چون مسائلی ممکنه برات پیش بیاد که دوست نداری و اونوقت احساس می کنی که خدا تو رو دوست نداره یا از خدا دور شدی
اگه فکر کنی خدا به شکل انسان ما رو دوست داره اونوقته که انتظار داری که خدا فلان کار رو برات انجام بده یا چرا این اتفاق افتاد و خدا کاری نکرد پس خدا منو دوست نداره
درصورتی که خدا نظر احساسی درباره من و شما و دیگران نداره بلکه فقط بر اساس نگرش و احساسی که هر فرد درزندگی داره جریان زندگی رو به سمتش ارسال میکنه
موفق باشید
سلام استاد عزیز صیح شما بخیر و شادی
خیلی خوشحالم که توانستم 20قسمت طعم زندگی با خدا را گوش بدهم و آن را درزندگی بکار بگیرم . من قبلا دیدگاهم به زندگی تا الان خیلی متفاوت تر شده است و همه را مدیون شما استاد عزیز هستم که چقدر قشنگ اشاره کردید که اگر ما در هر مقطعی از زندگی مشکل داریم چون خداوند را خوب نشناختیم و چقدر هم درست گفتید . به عنوان مثال من الان وقتی ماشین و خانه شیک و هر چیزی که برایم خوشایند باشه را ببینم سریع اول شکرگزاری میکنم و با خودم میگویم خدای طعم این نعمت را هم به من بچشان و چه احساس خوبی به آدم دست میده در حالی که قبلا میگفتم ما که نمی توانیم به انها برسیم و اصلا بهش هم فکر نمی کردم و جزء آرزوهای من بود
استاد یا در فایلی گفتید هر حرفی را نزنیم که حرف از شیطان است و حال خود و اطرافیان را بد نکنیم این خیلی خوب بود و من سعی میکنم این را درزندگی بکار بگیرم . و برای رسیدن به خواسته هایمان زمان مشخص نکنیم چون اگر درزمان مشخص ما به خواسته هایمان نرسیم از خداوند ناامید شده و این شرک است و امکان داره به عدل خداوند شک کنیم که چرا به دیگران داده به من نمیده در حالی که مشکل اصلی خود ما هستیم که شناخت خوب از خداوند نداریم و درخواستمایمان را درست و بجا انجام نمیدهیم
استاد از شما ممنونم که با مثال مورچه قشنگ این موضوع استمرار در هر کاری بخصوص درخواست خواستها را برایمان توضیح دادید و باید فقط به خداوند ایمان داشته باشیم که انشاالله نتیجه خوب و عالی بگیریم .و من متوجه شدم که چقدر شناخت ما نسبت به خداوند کافی نیست و اگر کارها به خوبی پیش نمیرود مشکل از خداوند نیست مشکل از عدم شناخت صحیح من از خداوند است و الان متوجه شدم وقتی در فایلهایتان میگویید شما از طرف خداوند برگزیده و انتخاب شدید که دراین مسیر و مدار خداوند باشید یعنی چه ؟ چه ساعتها و روزهایی که ما بیهوده در فضای مجازی به دنبال افکار منفی و بد هستیم در حالی که این اخبار هیچ ربطی به من نداشته و سود و ضرری هم نداره و فقط احساس من را بد میکرده و اصلا ذره ای هم تلاش برای جلوگیری از این موضوع نداشتم و اصلا خبر نداشتم که این افکار منفی چقدر من را برای رسیدن به آرزوها دور میکرده واطلاعات درست و مثبت را به ذهن خود نمی دادیم و الان متوجه شدم که در سن 46 سال چقدر از شناخت خداوند غافل بودم و خدا را شکر میکنم که من را به این مسیر هدایت کرد که انشاالله مابقی عمرم در جهالت نباشم و با دقت در نعمتهای اطرافم وجود خداوند را درک کنم . بازم ممنون از شما استاد عزیز که این همه فایلهای مفید برای دوستان میگذارید که واقعا تغییری در زندگی داشته باشند .و در فایل زندگی خود را تغییر بدهید شرکت کنم انشاالله همیشه سالم و تندرست باشید
نشان های دریافت شده
استاد عطار روشن عزيز از قلبم به شما درود ميفرستم
از ديدن فيلم مورچه خيلي دقيق شدم در كارهاي خودم و متوجه شدم من اصلا پشتكار ندارم
مخصوصا كه به موانع بزرگ كه ميخورم كنار ميكشم
آگاهانه كنار نميكشما
يك انرژي ديگري در وجود منه كه من رو متوقف ميكنه وقتي به موانع ميرسم
اين انرژي همونه كه ذهن ميخواد من رو در گوشه امن خودم نگه داره
ادامه دادنه كه باعث رستگاري ميشه
شيطاني در وجود منه كه اونم داره تلاشش رو ميكنه
شيطان هم داره وظيفه اش رو انجام ميده
مهم اينه كه من چقدر مثل شيطان به خدا ايمان داشته باشم
در اين مهلتي كه بهش داده شده داره تمام تلاشش رو ميكنه جز عفو شدگان باشه
چقدر اين اطلاعات نابه
هيچ كجا تا حالا همچين چيزايي نشنيدم
چرا خيليا دارن صب تا شب تلاش ميكنن ولي نتيجه اي برابر نميگرن
چرا؟
شايد يه سري كارهايي كه نهي شده رو داره انجام ميده
استاد عطار روشن من در اين 35 روز كه متولد شدم بسيار از شما ياد گرفتم و خدا روسپاسگذارم كه با شما آشنا شدم
خلاصه اي از قبل از حضورم در اين سايت بگم
من هم مثل شما هي آموزش ميديم هي ميديم چرا نتايج من رو راضي نميكنه
و هي سوال كردم از خدا كه چرا ؟ چرا؟
و برام واضح شد كه من بايد بيشتر خدا رو بشناسم
خوب اولش برام قابل باور نبود كه من خدا رو خوب نميشناسم
ولي خواستم كه پرده از جلوي چشمام كنار بره
و به قلبم گفته شد بايد بيشتر خدا رو بشناسم
اين درحالي بود كه من دنبالش نبودم چطور بايد بيشتر خدا رو بشناسم
فقط اين به من گفته شد و تمام وجودم پذيرفت كه درسته
بعد موضوع چاقي برام بولد شد
بعد نتايج شما رو ديدم
و شما رو پيدا كردم
بعد اومدم فايل هاي لاغري رو شنيدم
يادمه روز اول آشنايي با سايت شما ، كل روز پاي كامپيوتر بودم و فقط فايل ديدم
و به خودم گفتم اين من نيستم كه داره اينطوري فايل ميبينه
اين انرژي رو من نزاشتم
يه نيروي ديگه اي داره من رو هول ميده
و بعد از هفته اول آشنايي با سايت شما ، فهميدم راه من همينجاست نه جايي ديگه
ديدم شما از لاغري و عادت لاغري ميگي
من خدا رو ميشنوم
شما از اين ميگي كه سس مايونز چاق كننده نيس ..من ميشنيدم كه خدا جهان رو مسخر من كرده
و اينطور شده كه هر روز بايد بيام توي سايت شما
كم كم ترس هام داره كم ميشه
داره باورم ميشه جهان براي من آفريده شده
ديگه تاريخ رسيدن به خواسته ام داره كم رنگ ميشه
اميدم داره بيشتر و بيشتر ميشه
اين تغييرات براي من نويد بخشه
من به شما اعتماد كردم و از آموزش هاتون دارم استفاده ميكنم
از امروز هر روز سعي ميكنم تعهدم رو در يادگيري آموزش درباره شغلم رو بيشتر كنم
هر روز هر چقدر كم يك آموزشي ببينم
از مورچه ياد گرفتم حتي اگر مانع برام بزرگ شد ، بچرخم و از طرف ديگر دانه ام رو ببرم
سعي ميكنم با كلامم با احساسم شيطان رو متولد نكنم در دنيا دو تا انتن هاي بغل صورتم هميشه بالاست و حواسش به ورودي هام هست
سعي ميكنم بيشتر سلامت باشم كه نتيجه ايمان به خداي من باشه
سعي ميكنم اون شخصي باشم كه مثل شما كه به همسرتون ميگفتيد كي فكرشو ميكرد من به اين نعمت ها برسم …من هم بگم كي فكرشو ميكرد به اين نعمت ها انقدر زود برسم
هر چقدرم شيطان سعي كنه من رو در خانه ها قبلي نگه داره من واينميستم اونجا
هر روز طعم نعمت هايي كه دوست دارم رو به خدا ميگم
سفارش غذايي كه دادم نياز به زمان داره، من صبر ميكنم تا غذام برسه …در اين فاصله دلشوره ندارم ..نگران نيستم
سعي ميكنم آبرو داري كنم براي خدا …آگاهانه مراقب كلامم هستم مراقب فكرام هستم مراقب احساسم هستم
از شما ياد گرفتم واقعا صفاتي كه از خداوند شنيدم و فكر ميكردم بهشون باور دارم رو مجددا مرور كنم و ببينم آيا واقعا اون چيزي كه ميگم رو باور دارم …دارم صفات خداوند رو با باورهام به ظهور ميرسونم در زندگيم…هر روز ميگم خداوند رزاقه…و بهش ايمان دارم …تا به ظهور برسه در زندگيم…رسيده تا الانم…اما از الان دارم آگاهانه ازشون استفاده ميكنم
از شما ياد گرفتم من يك ليوان آب از اقيانوس خدا هستم
هر صفاتي در او هست در من هست …با اين باور احساس لياقت رو در خودم زنده كردم…من از جنس او هستم…من كاستي ندارم….پس لياقت بهترين ها رو دارم
از شما ياد گرفتم من بايد از اصل خودم لذت ببرم..از اون چيزي كه باهاش به دنيا اومدم…همين كه انتخاب شدم يك انساني باشم در اين دنيا و تفاوت هاي من با مورچه رو خيلي خوب عنوان كرديد…ياد گرفتم همين ها رو ببينم…هر روز بيشتر لذت ببرم از انسان بودنم …از اشرف مخلوقات بودنم…فهميدم اگر از اين داشته ام لذت ببرم يواش يواش ميتونم آپشن هاي ديگه مثل خونه و ماشين و غيره رو به خودم اضافه كنم
ياد گرفتم غر نزنم…در عوض سپاسگذار باشم كه به عنوان بشر تا الان انقدر تغيير در جهان ايجاد كردم
ياد گرفتم از شما، به جاي آرزو هاي دور دست، از پله بعدي تغييرم رضايت داشته باشم
ببينم پله بعدي كه حالمو خوب ميكنه چيه ، همون تغيير رو ايجاد كنم و ازش لذت ببرم
شما به ما ياد دادي كه با ديدن طعم هاي نعمت هاي بي شمار و شكر گذاري براي اونا كفه ترازو طعم هايي كه دوست داريم رو سنگين تر كنيم…تا جهان از اون طعم ها بيشتر بهمون بده
با شما جعبه شگفت انگيز ساختم و سر سفره هفت سينم گذاشتمش چون ايمان داشتم اين جز يكي از بهترين خاطراتم خواهد شد…دوست داشتم نوروز امسال رو متفاوت تر از سالهاي پيش تحويل كنم
و بومب
روز بعد سال نو ، در فايل هايي زندگي با اراده خداوند من ديوانه شدم
با شما دارم بيشتر نشانه هاي خداوند رو در طبيعت جستجو ميكنم…به نظرم طبيعت زبان خداوند هستن بايد ساكت باشم تا ببينم پيغامشون براي من چيه ..مثل همين مورچه امروز
شكر نعمت ، نعمتت افزون كند ….كفر نعمت از كفت بيرون كند رو در هرس كردن درختانم ديدم….كه چطور بعد از هرس پر پشت تر شدن
حتي از نوشتن اين تغييرات هم من قاصر هستم…دركشون كه يك درياست و اينها از لطف پرودگارم به استاد عطار و من بوده
بي نهايت ازتون سپاسگذارم در اين بخش زندگي با طعم خدا
كامنت هام رو ادامه ميدم در دوره هاي ديگر در سايت
يا حق
زندگی با طعم خدا (جلسه بیستم)
سلام به همه هم مسیرانم
« من لاله، هدفم بهتر زندگی کردن است. »
وقتی ۵ مرتبه این فایل را تکرار کردم و صحنه مورچه را بارها در ذهنم، دوباره به تصویر کشیدم و مرور کردم تا به یاد خودم افتادم. من الان ۸۰ روز است که هر روز متعهدانه به دنبال یافتن شغل موردنظر و مناسبی هستم. مثل این مورچه؛ من روزمه ای در دست دارم که با خودم حمل میکنم. شاید وزن رزومه من مثل بار این مورچه؛ سنگین نیست و من آن را اینترنتی و آنلاین برای شغلهای مختلف دردرخواستهای شغلی ام میفرستم؛ ولی برای همان تجربه هایی که در رزومه دارم، خیلی تلاش کرده ام و پشت هرکدام از آنها؛ یادگیری، انرژی و تلاش هرروزه من در هرکدام از آن شغلها است. من با نگاه عشق و فرصت به دنبال شغلی هستم که بتوانم تجربه بهتری از خودم در کنار خدواند عالم داشته باشم. گاهی بین راه دچاریاس و ناامیدی شدم و حتی ۵ بار برای شغلهایی تا مرحله استخدام هم نزدیک شدم؛ ولی باز آن شغل ها برایم جور نشد و من سر کارنرفتم.
الان میبینم که مسیولانه و متعهدانه هر روز به دنبال شغلی، جستجو کرده ام و با وجود هر مانعی که بر سر راهم به وجود آمد؛ مثل این مورچه، من به حرکت خودم ادامه دادم. من اعتقاد به خداوند دارم که او محافظ من است و میداند که من چقدر دوست دارم کاری که درجهت خدمت به بندگان اوست را پیدا کنم. من دوست دارم شغلم در جهتی باشد که بتوانم جهان را، جهان بهتری برای زندگی کنم. من هرروز تلاش میکنم تا بالاخره مثل این مورچه با در دست داشتن روزمه ام؛ به مقصد برسم.
من دوست دارم با تلاش مستمر، به مکان شغل مورد نظرم برسم. من دوست دارم با عشق؛ به رشد و گسترش جهان خدواند کمک کنم و درکنار زندگی که الان دارم، به شغل مورد نظرم دست یابم. شبی که یکم خسته شده بودم و با همسرم در حال همدلی کردن بودم، او به من گفت: « لاله، تو درخواست داده ای. مطمین باش که در خواست تو را خدواند دریافت کرده است، ولی بدان که زمان دریافت درخواست تو هنوز فرا نرسیده است. » این جملات همسرم خیلی برایم قابل اندیشیدن بود؛ چون دلیل اینکه من ساکن این سایت هستم، او بود. همسرم بود که به من گفت :« ورزش و رژیم را کنار بگذار و دنبال لاغری با ذهن باش. » همسرم خیلی قبل از من راجع به قدرت ذهن و انرژی و تجسم باور های قوی داشت. البته او در دوران کودکی آش، چاق بوده است ولی بدون کمک فرد دیگری، در دوران نوجوانی به بعد؛ تنها باکمک ذهنش لاغر میشود و لاغر میماند و همچنان متناسب است.
هر وقت فایلی گوش میدهم و یا میبینم، متوجه میشوم تمامی رفتارهای همسرم در جهت متناسب بودن است. الان هم که در رابطه با شغل پیدا کردن؛ جمله اطمینان به دریافت خواسته شغلی ام را بهم گفت، خیلی برایم ارامش بخش بود. استاد واقعا درست میگویندکه :« وقتی سیستم را یاد بگیری، همه چیز خود به خود درست میشود. تو زندگی میکنی و خود به خود همه چیز خودش درست میشود. » من دوست دارم شناخت صحیحی در جهت کسب و کار، نسبت به خدا را یاد بگیرم. من صبحها بعد از وقت گذاشتن در سایت تناسب فکری، با خداراز و نیاز میکنم. جالب است بگویم که در مدت این ۸۰ روز که شاید هنوز کار و شغلی پیدا نکرده ام که مشغول به آن شوم؛ ولی کارهای دیگری انجام داده ام که در زیر به آن اشاره میکنم:
۱. من ۴ هفته با پسرم که به خاطر تعطیلات کریسمس و سال نو خانه بود، وقت گذراندم. من هر موقعی پسرم در طول این ۴ هفته، دوستان خودش را دعوت کرد؛ کمک او کردم و با روی باز آنها را در خانه خودم پذیرا شدم.
۲. من رزومه خودم را روز رسانی کردم و در LinkedIn هم پروفایل خودم را update کردم.
۳. من ۹ تا از اشعار انگلیسی ام را revise کردم و اشعار فارسی معادل آنها را سرودم و تقریبا کتاب شعر فارسی و انگلیسی من آماده است که آن را به چاپ برسانم.
۴. من وقتی دو بار پسرم مریض شد یک بار به خاطر عفونت گوش و بار دیگر به خاطر بیماری دیگرش؛ در کنارش بودم و در طول درمانش از نظر روحی حسابی هوای او را داشتم.
۵. من کل خانه مان را بارها آنقدر تغییر دکوراسیون دادم که الان که نگاه میکنی؛ همه چیز در سر جای خودش صحیح و کاملا بجا، قرارداده شده است.
۶. من به مسافرت رفتم و خانواده همسرم را که حدود ۶ سال ندیده بودم را دیدم و در حق همه آنها که باز در حال گله و ایراد از من بودند؛ تا جاییکه توانستم محبت کردم و با خاطرات خوبی سفر را به پایان رساندم. خیلی از رفتارهای آنها باز هم اذیت شدم؛ ولی خوشحالم که خوبی و مهربانی درونی ام را به آنها صادقانه و خالصانه نشان دادم. به خودم افتخار میکنم.
۷. من ورزش و نرمشهای مخصوص شکم و لگن را در خانه شروع کردم و رفتن به کلاس زومبا را شروع کردم.
۸. من وقتی بدنم، دچار اختلال در رفتار زنانگی ام شد؛ فرصت داشتم به آزمایشگاه برای تستها و نمونه ها بروم و چندین دکتر زنان راببینم و مهمتر از همه فهمیدم که سرطان ندارم. خدایا سپاسگزارم.
۹. من توی این مدت احساس لاغری درونی و بیرونی داشته ام، چون هم از همسرم که سفر شغلی زیادی میرود؛ جمله :« لاغر شده ای» را زیاد شنیده ام و هم اینکه، شلوار سایز small خریدم که کاملا اندازه ام است. واقعا به خودم میبالم.
۱۰. من به پسرم کمک کردم تا برای تابستان internship بگیرد و همواره مشوق او بودم.
ببینید این فایل آخر دوره « زندگی با طعم خدا » چقدر بی نظیر بود که من توانستم، به خودم بیایم و بفهمم که درست است که من توی این مدت ۸۰ روز، کار و شغلی پیدا نکردم؛ ولی چقدر کارهای دیگری را فرصت کردم انجام دهم که هر کدام نیازمند این بود که من بیکار باشم تا بتوانم سر فرصت به هرکدام بپردازم.
استاد با انکه خیلی دلم برای این دوره ای که بار دوم است که آن را گذراندم؛ تنگ میشود ولی صمیمانه از شما سپاسگزارم که بهترین هستید. از شما و کارهای عالی که ارایه میدهید، بی نهایت متشکرم.
دوستان خوبم موفق، شاد و سلامت باشید.
سلام و درود
از اینکه با احساس خوب در مسیر تغییر کردن حرکت می کنید خوشحالم و مهمتر اینکه اگاهانه ورودی مناسب به ذهنت می دی که در مواقع حساس بتونی از پس افکار منفی بر بیای.
با خوندن دیدگاه شما موضوعی در ذهنم مرور شد. بیان می کنم، انشاالله باعث بهبود شرایط شود.
۸۰ روز است که به دنبال کار هستید.
روزمه خود را بروزرسانی کردید و به جستجوی خود برای یافتن شغل ادامه دادید.
آنچه در رزومه دارید برای گذشته است و قبلا با این رزومه مورد پذیرش قرار گرفته اید.
۸۰ روز که گذشت و قادر به استفاده مجدد از أن نیستیم.
برای روزهای آینده تمرکز خود را برای بهبود دانش و اطلاعات شغل مورده علاقه ات قرار بده و سعی کن هر روز مقداری اطلاعات جدید به آنچه از قبل می دانی اضافه کنی.
انشاالله طعم های جدید را تجربه می کنید.
سلام استاد گرامی
من دوست دارم پاسخ دیدگاه شما و راهنمایی ارزشمند شما را در اینجا بدهم تا هم شما؛ مسیر زندگی خود را با تمرینهای ذهنی با اشتیاق بیشتر از قبل ادامه دهید و هم دیگر دوستانم؛ به این راه ایمان بیاورند و ادامه دهند تا به هدف خود برسند:
بعد از پاسخی که برایم در بالا نوشتید؛ من شروع کردم به زیاد کردن دانش و اطلاعات خودم در مورد شغل مورد علاقه ام. هرروز بستگی به تمایلم برای این کار وقت میگذاشتم: گاهی ۷ ساعت و گاهی ۳ ساعت و غیره. وقتی هرروز اطلاعات جدید را به آنچه از قبل میدانستم، اضافه میکردم اما؛ گاهی هم خسته میشدم و گاهی هم کلافه، ولی در عین حال چون هرروز؛ در حال مصاحبه حضوری، و یا مصاحبه مجازی و یا مصاحبه تلفنی بودم، خیلی زیاد، مشغول میشدم و هرروز بیشتر از من انرژی گرفته میشد.
۱۰۸ روز گذشت و باز مصاحبه های من به جایی نرسید و شغلی را پیدا نکردم، با انکه هرروز برای به دست آوردن آن فعال بودم. روز ۱۰۹ آم فرا رسید. فکری به ذهنم رسید و با خودم قرار گذاشتم که اگر مصاحبه ای گرفتم؛ « قبل از مصاحبه دعای حاجت و مناجات طلب تایید را در یوتوب مشاهده کنم. » این شد تعهدم به خودم. اینجا در امریکا دسترسی به هر چیزی در یوتوب، کاری بسیار آسان و شدنی است.
صبح روز ۱۰۹ ام که روز دوشنبه بود، خانمی به گوشی ام تکست داد که شرکتش میخواهد با من در شغل مورد علاقه آم مصاحبه حضوری داشته باشد. ان خانم از من خواست که من ساعتهایی که میتوانم به آن شرکت بروم را، برایش ایمیل کنم تا او هماهنگی را بامدیران آنجا برای مصاحبه شغلی من انجام دهد. من هم ایمیل را دادم.
۱۱۰ روز گذشت و اتفاق خاصی نیفتاد. ظهر روز ۱۱۱ ام که روز چهارشنبه بود، آن خانم برای من، مصاحبه حضوری را برای روز بعدش هماهنگ کرده بود. حس خیلی عجیبی داشتم.
ظهر روز ۱۱۲ ام فرا رسید. آن روز بعد از دوش گرفتن و خواندن میثاق نامه و رفتن به کلاس رقص زومبا، احساس خستگی میکردم. کمی خوابیدم. سپس ناهار خوردم و وقتی آماده رفتن به بیرون از خانه شدم؛ یاد تعهدم افتادم. وقتم کم بود، اما چون فرد مسیولی هستم، دعای حاجت و مناجات طلب تایید را در یوتوب مشاهده کردم و به سمت شرکت مورد نظر رانندگی کردم.
۳ دقیقه برای قرار مصاحبه دیر رسیدم، ولی اصلا برایم مهمنبود؛ چون به تعهدم به خودم، اهمیت داده بودم. توی مسیر همانطور که باخودم دعا میخواندم، به یکباره به خدا گفتم: « خدا جونم، چی میشود من امروز، مصاحبه اول را بگیرم و فردا مصاحبه دوم را. بعد، چون همسرم فردا تعطیل است و جمعه هم هست، باهم برای صرف ناهار؛ میتوانیم برویم در رستوران و جشن شغل پیدا کردن من را بگیریم. » واقعا هنوزهم نمیدونم چی شد این آرزو را کردم، ولی واقعا احساس کردم که آین ندا از فرشته درونم بیرون آمد.
وقتی وارد محیط شرکت شدم، دیدم محیط آنجا، بسیار تمیز، مرتب و شیک است. شرکت در طبقه سوم، قرار داشت. بعد از استفاده ازاسانسور، وارد اتاق کنفرانس شدم و سه نفر برای حدود یکساعت با من مصاحبه کردند و حتی، یکی از آنها از من امتحان حضوری هم گرفت.
من حتی دو تا از سؤالها ر ا درست جواب ندادم، ولی خوب سعی کردم که هر چه به ذهنم میرسید و میامد را جواب دهم و مکث هم نکنم. انگار خودم را کامل به خدا سپرده بودم. آنها به من گفتند که چند دقیقه تنها آنجا بمانم تا رییسشان بیاید و نتیجه را همین الان به من بگوید. آنها رفتند. یک ربعی گذشت. داشتم، کلافه میشدم؛ اما صبوری کردم.
در باز شد و رییس ان سه نفر که یک خانم مسن بسیار با شخصیت بود؛ با لبخند وارد اتاق کنفرانس شد. گفت :« آنها تو رابرای این شغل پسندیدند و بعد شروع کرد با من حرف زدن. » نمیدونم واقعا چی شد، ولی از معیار احساسم استفاده کردم و به او گفتم:« اگرشما من را برای این شغل بپذیرید، من شما را نومید نمیکنم. من گارانتی میکنم که برای شما کارمند خوبی باشم. » این خانم رییس لبخندی زد و گفت :« معلوم است که اخیرا، خیلی زیاد مصاحبه شغلی داشته ای.» او درست میگفت. حتی وقتی ازش خواهش کردم که جواب مصاحبه را تا فردا بهم بدهد قبول کرد، چون شنبه و یکشنبه اینجا در امریکا همه چیز تعطیل است و من از بس برای مصاحبه های گوناگون، تا حالا در فاز و جایگاه انتظار بودم؛ خسته شده بودم.
جالب است که او گفت :« مصاحبه دوم تو همین الان با من تمام شد. چون من دوست نداشتم که تو بروی خونه و وقت بگذاری و برای روز دیگری برای مصاحبه پیشم بیایی. » مهربانی و درک و فهم این خانم برایم قابل ستایش بود. به خودم و در درونم گفتم:« چطور خدای مهربان، افراد را وسیله قرار میدهد تا لاله، تو به هدفت برسی. از درونم با تمام قدرت در ان لحظه، خدا را شکر کردم. »
آن خانم رییس کل، تا دم در شرکت من را بدرقه کرد و همه درها را با احترام و لبخند، یکی بعد از دیگری برایم باز میکرد. انگار داشتم با فردی آشنا مثل مامانم حرف میزدم. اینقدر احساس خوبی داشتم که نفهمیدم چطور ۲۰ دقیقه بعد دم در خونه رسیدم. وقتی از مصاحبه خانه آمدم، چون در حالت انتظار بودم، تصمیم گرفتم که دعای رفع احزان را در یوتوب ببینم.
روز ۱۱۳ ام فرا رسید. روز جمعه بود. بعد از گرفتن دوش و خواندن میثاق نامه، به کلاس زومبا نرفتم. دوست داشتم با فایل پیاده روی درپارک پیاده روی کنم. خیلی تمرینهای ذهنی فایل دوم، من را آروم کرد. با خودم گفتم که بهتر است که امروز هم دعای رفع احزان را دریوتوب ببینم. اینکار را کردم و بعد از مشاهده دعا آرومتر شدم.
من موقع ناهار با همسرم به رستوران رفتم و ما غذا خوردیم. حتی از همسرم خواهش کردم که دسر هم بخوریم و دیرتر به خانه برویم. ساعت ۲:۳۰ بعد ازظهر؛ بعد از برگشتن از رستوران، همسرم من را دم در خونه پیدا کرد تا تنها خودش به خرید برود.
ساعت ۲:۴۵ ظهر بود. من رفتم و از کیفم کارت آن خانم رییس کل را برداشتم. داشتم فکر میکردم که بهش تلفن بزنم تا نتیجه مصاحبه را ازشون بپرسم؛ که دیدم یک تکست از آن خانمی که روز اول برایم مصاحبه را جور کرده بود گرفتم. او اینطور نوشته بود:« لاله جان، قراردادت را برایت ایمیل کردم. لطفا فقط آن را آنلاین امضا کن. به تیم ما خوش امدی! »
من از خوشحالی گریه کردم. واقعا توکل به خدا و داشتن راهنمایی مثل استاد، مرا به سمت شغل مورد علاقه ام هدایت کرد. الان میفهمم که هرروز گام برداشتن من برای شغل مورد نظرم، مرا به هدفم رساند. واقعا مهم نیست که در روز ۱۱۳ ام شغل ام را یافتم، بلکه مهم این است که الان قدر خودم را خوب میدانم. وقتی بهای هر چیزی راپرداخت کنی، قدر و ارزش آن را درک میکنی و آن هدف برایت، ماندگار میماند.
همسرم بهم گفت :« لاله، تو خیلی توی این مدت رشد کردی. خیلی به خدا نزدیک شدی. بهت افتخار میکنم. » همسرم، بهم کاملا فهماندکه حتی نتوانسته است که تصور کند که در طول این ۱۱۳ روز بتواند، فقط یک ساعت، خودش را جای من بگذارد. این برایم بارزش بود که در درجه اول؛ استاد که معنا و سیستم ذهنی را درک کرده اند، صادقانه مرا راهنمایی کرده و در درجه دوم اینکه، من هم به استاد اعتماد کردم و مو به مو هرروز گام برای افزایش دانش و اطلاعات بیشتر برداشتم، حتی و از همه مهمتر در درجه سوم؛ رابطه من با خدا بود که چقدر زیاد، الان صمیمی تر و جذابتر از قبل شده است.
امروز برای رییس رییسم یعنی همان خانم با شخصیت، دوست دارم که خیرات بدهم و برایش دعای خیر، سلامتی و شادابی کنم. بسیاراز استاد ممنونم که با این پاسخ بی نظیر، مرا دوباره به مسیر روشن زندگی و بهشت هدایت کرد. من دو هفته دیگر، کار و شغل جدیدم را شروع میکنم. من مطمین هستم و مطمین تر هم شدم که لاغری با ذهن را هم با همین روش ادامه گام به گام هرروز؛ روزی به دست خواهم آورد؛ چون دارم بهای آن را با حضور هر روزه ام در سایت میپردازم. دوست داشتم شما عزیزان حقیقت را از من بشنوید تا به این سایت، دوره ها و مخصوصا « زندگی با طعم خدا » ایمان بیاورید و ایقان بیابید.
در پناه حق، متناسب، موفق و شاد باشید دوستان عزیزم.
نشان های دریافت شده
سلام لاله جانم
چقدر با خواندن كامنتت تحت تاثير قرار گرفتم احساساتي شدم و اشگام جاري شد
بهت تبريك ميگم نتيجه استمرارت رو گرفتي
نتيجه اعتمادت به استاد عطار عزيز رو گرفتي
خيلي خوشحال شدم كه در شغل مورد نظرت مشغول شدي
برات آرزوي خير و بركت ميكنم
بسيار ازت سپاسگذارم كه كامنت هات رو كامل براي ما شرح دادي و براي خوانندگان چراغ اميدي شدي كه بايد صبر كرد
شما به خوبي نشان دادي كه صبر كردن نتيجه ميده نه تحمل كردن
در كامنت اولت در اين فايل نشون دادي كه داري تحمل ميكني شرايط موجود رو
و در كامنت دوم كه استاد بهتون گفتن هر روز يكم به مهارت هات اضافه كن و شما هم انجام دادي
اينبار شروع كردي به صبر كردن
فرق است بين صبر كردن و تحمل كردن
در تحمل كردن ما خودمون رو ناتوان مي يابيم
ولي در صبر ما خودمون رو لايق ميدانيم براي دريافت نعمت ها
و همين تفاوت در نگاه شما و قدم ها را به شكلي متفاوت برداشتن ، اينهمه نتيجه متفاوت خلق كرد
براتون بهترين ها رو آرزو ميكنم
نشان های دریافت شده
سلام لاله ی عزیزم
صمیمانه تبریک میگم بهتون این حد از توکل ایمان وارامش رو در پیدا کردن شغل جدید
افرین به شما
شما واقعا عالی وتحسین برانگیز.هستین
براتون موفقیت های روز افزون رو از خداوند مهربان خواستارم
سلام لاله جان دوست عزیزم
چقدر از نوشته های ساده و پر از آگاهی شما لذت میبرم و انصافا با خواندن این دو کامنت اخیر شما اشک در چشمام حلقه زد و واقعا تخت تاثیر قرار گرفتم که چقدر روی خودت زیبا و عالی کار میکنی چقدر در مسیر درستی هستی چقدر پشتکار داری .چقدر ایمان و توکل شما رو همیشه و در شرایط بحرانی دوست داشتم چقدر ساده و زیبا اپن اعتماد به خدا رو برای ما توصبف کردی چقدر احساست رو در اون شرایط به ظاهر بد که کاری نداشتی خوب نگه داشتی و از همه چیز حتی بیکاریو در خانه ماندن لذت بردی و در اون مدت هشتاد روز اصلا همه چیز رو زیبا نگاه کردی از این نگاه زیبا بین شما لذت بردم چقدر خانم قوی و با ایمان و متوکلی هستی .شغل جدید شما رو تبرییک میگم رشد و پیشرفت شخصیتی شما رو هم تبرییک میگم .امیدوارم در کنار همسر و پسر عزیزتون بهترینا رو تجربه کنید
سلام فروغ نازنین
از همان دوره ابتدایی « ورود به سرزمین لاغرها » ؛ همیشه حضورت را در سایت به خاطر دیدگاه های زیبایت میستودم. همه این جملات زیبایی که در وصف دیدگاه من نوشتی را، من درباره دیدگاههای شما دارم. شما خیلی زیبا و عالی تمرینها را انجام میدهی و با انکه میدانم الان متناسب هستید، ولی باز هم ادامه میدهید. این ادامه دادن شما من را تشویق میکند که من هم ادامه دهم.
واقعا با آن قسمت دیدگاه شما موافقم که من حضور خدواند را در طول این مدت زمانیکه در سایت بودم؛ خیلی بیشتر از بقیه عمرم در زندگیم حس کردم. انگار وقتی درکش میکنی، حضورش را بیشتر کنارت حس میکنی، در صورتیکه خداوند همیشه بوده و هست و خواهدبود؛ ولی این تو هستی که تغییر کرده ای و به او ایمان میاوری و ایقانت کامل میشود.
واقعا در کنار راهنماییهای استاد که همواره دعای خیر من پشت سرشان است، من فرد مسیولی هستم. با تجربه های خیلی سخت وگاهی تلخی که در زندگیم داشته ام، واقعا غیر از شما؛ بقیه دوستانم هم بهم گفته اند که چقدر تو در شرایط سخت، قوی برخورد میکنی. البته من این قوی بودن را فقط در « در کنار خدواند » میبینم.
عزیزم، قوای مکنونه ای در دعا خواندن است که وقتی با تمام قلبت آن را میخوانی، آن دعا و وصل شدن به معبود؛ میشود مشاور و محافظ و راهنمای زندگیت. از دعاهای عالی ات ممنونم. انگار سالهاست که میشناسمت و مثل خواهرانم، دوستت دارم.
موفق و موید باشی فروغ جان.
نشان های دریافت شده
لاله جان،سلام
براستی از خواندن دیدگاهت به هیجان اومدم.
ذوق زده و خوشحال شدم…
چقدر ازت ممنونم که تمامی مراحل موفقیتت را با صبر و حوصله برای بچه های مستقر در گروه بازگو کردی.
این نیکخواهی و پاینبدی به اخلاق و مهربانی شما را میرساند،که بدینوسیله سعی دارید، پیمودن مسیر خود با پشتکار و استمرار و ایمان به نتیجه در این راه درست ، بیشتر اثبات کنی.و اینکار باعث انگیزه چندین برابر و اعتماد و اطمینان ، برای همراهان در گروه میشود.
صمیمانه ازتون سپاسگزارم…
بسیار خوشحالم که به هدف دلخواهت رسیدی،وآرزومندم که همواره در مسیر مورد علاقه ات در حال جلوتر رفتن و پیشرفت مورد نظرت باشی
.
عزیزم پیگیریها ت اونم ،اینطور با جدیت و قاطع، در مسیر بودن و با وجود راهنماییهای استاد،همیشه همراه و عزیزمون،انتظاری بجز موفقیت در پی، ندارد..
و شما ثابت کردید که بدنبال هر چی که باشی،با هدفمندی، به آن خواهی رسید..
.
دقیقا مثل استادمون
با آرزوی بهترینها برای شما
سلام آینا جان عزیز
خیلی خوشحال شدم که بعد از تقریبا دو ماه؛ باز هم با همدیگر هم صحبت شدیم. خیلی دقیق، زیبا و بی نظیر مراحل موفقیتی را که من برای به دست آوردن شغل ام طی کردم را بیان کردی. من آنها را انجام دادم ولی وقتی تو دوست عزیزم؛ آنها را مثل نموداری سازماندهی شده برایم مطرح کردی، تازه متوجه آن مراحل شدم.
باور کن از روز جمعه تا الان همچنان نتوانسته ام از شدت خستگی؛ بلند بخندم ولی تا دلت بخواهم از شدت شکر گذاری، در حالت گریستن بودم و همچنان هستم. عظمت خدا بسیار زیاد است و در فضل او به روی همه بندگانش باز.
دیروز وقتی در مسیر برگشت پیاده روی از پارک به سمت ماشینم، در حال قدم زدن بودم و قسمتهای پایانی فایل دوم پیاده روی را تمرین میکردم، ناخودآگاه متوجه شدم که در حال گریستن از شدت شعف هستم. بعد متوجه شدم که باران رحمت الهی شروع به باریدن کرد. تادم ماشین رسیدم کاملا خیس شده بودم، البته فایل هم به انتها رسید.
واقعا بگویم که خداوند جوری ما را به اهدافمان میرساند که اگر همانطور که تو گفتی، اگر در مسیر باشیم، و راهنماییهای استاد هم باشد؛ جز رسیدن به موفقیت، انتظار نتیجه دیگری را نمیتوان داشت. خوشحال شدم که میبینم که چشمهای تو دوست نازنینم؛ به بهبودی وشفای کامل برگشته است که توانستی به راحتی، پاسخ به دیدگاه؛ برایم بنویسی.
دعای خیر و سلامتی مخصوص برای تو و دیگر هم مسیرانم، کار هر روز من است.
نشان های دریافت شده
سلام به دوست عزیز خانم لاله ،
موفقیتت رو در پیدا کردن شغل مورد نظر بهت تبریک میگم …
امیدوارم زندگی ات پر از اتفاقهای قشنگ باشد …
دوستدار شما ، شهربانو
سلام و درود
از خواندن تجربه شما لذت بردم
خدا رو شکر
خداوند مثل همیشه فراتر از انتظار عمل کرد و نتیجه عالی برای بنده اش که به او توکل کرده ایت رقم زد
به سادگی و در بهترین زمان
مبارکتون باشه
من یک دوره ی کامل تمام فایل های شما رو گوش دادم و شندیم و این تکرار دوم من از این فایل ها است من با توجه به این که چندین بار شنیدم و گوش کردم و تمرین های مفید و انجام دادم میتونم امروز تغییرات عمیق و زیادی در خودم احساس کنم و زمانی که من در مسیر برای بهتر شدن و تغییر سبک ذهنی خودم تلاش کردم و خواستم که ذهنی با ارامش و شناخت خوب و مفید خدا در خودم احساس میکنم خیلی احساسات خوب و تغییرات خوبی را در خونم میکنم و کارش همه ما انسان ها به دنبال تغییرات و افکار آرامش بخش و شناخت درست خدا باشیم و در مسیر خود متعهد باشیم و دست از تلاش نکشیم و برای رسیدن به هدفمون مانند مورچه ای که در طوفان غذای خودش را رها نمیکند و دست از هدفش نمی کشد از او درس بگیریم و ما هم در مسیر شناخت افکار مثبت و طعم های خوب و خوشرنگ خداوند و خواسته های قشنگ خودمون متعهد باشیم و دست از تلاش برنداریم،
امروز در مسیر خودم متعهد می شوم را در ذهنم دائم من به تلاش ها و تمرینات عملی خودم در زندگی و تغییرات بهتر خودم فکر می کنم و گوش میدم و عمل می کنم و دست برنمیدارم تا نتیجه خوبی دریافت کنم ،
زمانی که ما انسانها از خدا یک خاسته ای داریم و با احساس خوب از خدا خواسته میخوایم باید در مسیر رسیدن به آن خواسته باشیم متعهد باشیم تا به اون برسیم و برای رسیدن به این خواسته تلاش کنیم
همه ی ما باید یاد بگیریم که فقط همان زمان هایی را که فایل ها را گوش می دهیم و احساس خوبی داریم آنها من هک کنیم را نبینیم و باید در تمام مراحل روز و طی روز به تمرینات عمل کنیم
چقد خوبه ک با احساس خوب تعییرات خوب رو در خودمون احساس کنیم و با حال خوب به مسیر ادامه بدیم
برای شما هم دوره ای های عزیزم این حال خوب رو خواستارم
با تشکر از شما
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد عزیزم ودوستان گرامیم
من خیلی قبلتر از اینکه عضو سایت بشم تقریبا ۱۵ الی ۱۷ سال پیش از سمینارهای استاد احمدی منش استفاده میکردم اون در جهت موفقیت فردی بود ولی طریقه درخواست هم داشت دو تا کتابم داشت ومن سعی میکردم که به حرفای ایشون گوش بدم همیشه افکار مثبت داشته باشم واینم بگم که همون زمان وقتی به همسرم توضیح دادم که باید اینجوری فکر کنی اون خیلی متعهد بود همیشه سعی میکرد مثبت فکر کنه وافکار منفی هم داشت که میگفت کار نمیشه الان برف میاد من نمیتونم برم سر کار ولی سعیم میکرد که افکارش مثبت باشه خوشبینانه تر فکر کنه ومن خیلی هم موفق نبودم ولی سعی میکردم همیشه افکار مثبتی داشته باشم و عاشق این جملات بودم گفتار نیک پندار نیک و کردار نیک واینو الگو خودم قرار داده بودم
من از زمانیکه عصو سایت شدم سعی کردم متعهد باشم هر دورهای که شروع کردم تا آخرش رفتم شاید با دوستانم همراه نتونستم بشم ولی تا آخرش رفتم من قبلا هم تصمیم گرفته بودم که تا آخر عمرم تو آیت راه باشم وتصمیم داشتم که اول هر دوره رو یک بار پاس کنم بعد که کلا دورها تموم شد یکی یکی دوره کنم همیشه تو حال خوب بمونم برم تو سرزمین خوشبختی واز هدایایی که خدا برامکدر نطر گرفته استفاده کنم لدت ببرم سپاسگزار باشم
من از کتاب آقای احمدی منش خیلی استفاده میکردم وهر دفعه کلی نکته برداری میکردم بر اساس اون عمل میکردم یادم مخصوصا بخاطر کتاب ایشون از کرج رفتم انقلاب تهران اونجا یه قسمتش مخصوص کتاب بورس کتاب هر مدلی که بخوای قدیمی جدیدی زبان شعر و…ونتیجه خاصی هم نگرفتم والان فهمیدم که چرا نتیجه نگرفتم چون اون روزا خدا خیلی تو زندگی من نبود من خدا رو خیلی نمیشناختم الانم یکم میشناسم ومعلوم که کمه باید بیشتر بشناسم چون هنوزم کلی مشکلات دارم
الان تونستم یکم خدا رو بشناسم تونستن تو دهنم خدایی رو بسازم که وقتی اسمشو میشنوم تنم بلرزه در نیاد برعکس عشق کنم از شنیدن اسمش تونستم خدایی رو برای خودم بسازم که فقط برای بندش خیرو خوبی میخواد وتونستم خدای مهربونی رو بشناسم که خیلی بخشندهست طوریکه فقط اگر تو از سرزمین یاس نامیدی بیایی تو سرزمین امید وخوشبختی اون اونجا با کلی هدایا منتظره تا تو به اون سرزمین نقل مکان کنی وبتونی از اون همه نعمت استفاده کنی اونقدر مهربونه که از ۱۵۰۰ سال پیش آنقدر بندهاش دوست داشته و فکر اونها بوده انسانی که هزاران هزار سال بعد میخواد بدنیا باد بتونه از این نعمتها استفاده کنه
منم فقط یکم فقط نگاهم به خدا ند تغییر بدم باید بگم یه جورایی زندگیم زیر رو شده درسته نعمتهای زیادی رو دریافت نکردم وهنوز به تناسب اندامم نرسیدم اما کلی تغییرات داشتم وقتی فکر میکنم میبینم که ۱۹ ماهه که عصو سایت هستم اون زمان که تازه عضو شدم پکیج بیماری روابط متشنج اوضاع اقتصادی بد بودم اما الان به لطف خدا در سلامتی بسر میبرم وهمه چیزم تغییر کرده ورابطه ام عالی نشده ولی خیلی بهتر شدم من اون زمان اصلا آرامش نداشتم طوریکه به مشاور انرژی درمانی پناه برده بودم برای یکم آرامش داشتن اما الان خدارو شکر در روز سعی میکنم آرامش داشته باشم وگاهی هم پیش مبادکه آرامشم بهم بخوره
وقتی فکر میکنم میبینم درسته من آنقدر که باید شناخت داشته باشم از خداوند ندارم چون من دربعص از موارد کاملا به خدا ایمان دارم و وقتی اون موصوع به خدا میسپارم دیگه از اعماق وجودم احساس آرامش میکنم وخیال راحت دیگه هیچ فکر منفی نسبت به ا ن موصوع ندارم ولی درباره بعصی از موارد به خدا میسپارم ولی داستان وام گرفتن وامضا ریئس بانکه که از ته قلبم احساس آرامش ندارم مثلا آرامش ندارم تا زمانیکه بچه ام برگرده خونه
من اون زمانها خیلی تاریخ تعیین میکردم یه تابلو آرزوها داشتم کلی عکس بهش چسبونده بودم تاریخ میزدم ومن فقط هرز گاهی تاریخ شو عوض میکردم وهر دفعه از دفعه قبل زمان تاریخ بیشتر در نظر میگرفتم وفقط یه سری استرس ونگرانی نا امیدی برام داشت ومن خدا رو شکر دیگه یاد گرفتم که اصلا تاریخ تعیین نکنم وعجله نکنم وگاهی هم به نوع دیگه عجله میکردم مثلا میگفتم عجله ندارم هر وقت لاغر شدم شدم ولی چند ماه بعد دنبال شیطان میرفتم میگفتم من آنقدر تایم که عصو سایتگ هنوز متناسب نشدم
وخدا رو شکر میکنم که اطلاعاتی هم در مورد سیستم خداوند کسب کردم وفهمیدم که سیستمهای خدا وند کدامها هستن
واسناد اینم بگم که من اول بلد نبودم خیلی چیزها رو ربط بدم به خدا چون داستان ب جود اومدنش وبلد نبودم اما وقتی میاندیشم خدا کمکم میکنه ومیتونم داستان خلقتش کشف کنم
ومیخواستم از شما استاد عزیزم کمال تشکر داشته باشم که ایده خودتونو اجرایی کردید اومدید تا با هماین دوره رو بگذرونیم تا من هم کلی چیز یاد بگیرم وکلی بیشتر خدام بشناسم و من بینهایت بابت تو تک کلماتی که تو این دوره شگفت انگیز گفتید از شما استاد عزیزم کمال تشکر دارم بخاطر اگاهیهایی که در اختیار من قرار دادید تا من هم بتونم مثل شما بتونم به راحتی زندگیم تغییر بدم خدایا شکرت وهمین طور بینهایت از خداوند مه بودم سپاسگزارم که منو برای دومین بار هدایت کرد تا بیشتر بتونم اونو بشناسم وبیشتر احساس ارامشداشته باشم خدایا ممنون وسپاسگزارم
خیلی نوشته هات قشنگه همش ازش حس خوبی میگیرم وقتی میبینم جایی متنی نوشتم زود میخونم دوست دارم هر چه سریعتر تو البوم شگفت انگیزان ببینمت این ارزوی قلبی منه فرزانه جان فرزانه اسم دختر عموی من که بیست سال با هم قهر بودیم دیروز با هم اشتی کردیم بقلش کردم و کلی گریه کردیم ولی دیگه خیلی دیر شده بود چهرش تغییر کرده بود انگار یک ادم دیگه ای بود انگار غریبه بود با اینکه تو اغوش هم گریه میکردیم ولی اون فرزانه ای نبود که تو تمام خوبهام باهاش اشتی میکردم اون دیگه دوست تمام دوران کودکیم نبود الان مادر دو تا بچه بود من بیست سال از دست دادم بر عکس اینکه همیشه میگن دیر نمیشه و ماهی هر وقت از اب بگیری تازست ولی من بهش اعتقادی ندارم انگار دیر میشه همین لاغری ما هم انگار دیر میشه بیشتر این حرفها رو به خودم میزنم دوست ندارم یک بهار و تابستون دیگه رو با چاقی سپری کنم کل تابستون گذشته برای خودم پیراهن نخی ندوختم چون دوست داشتم لاغر تر باشم دوست دارم لحظه سال تحویل لاغر ترین خودم سر سفره هفت سین باشم و اگر رفتار کنار دریای جنوب یا شمال که فرقی نداره مثل پری سبک کنار ساحل بدوم باید خودمون باور کنیم باید لاغریمون باور کنیم و اون در اغوش بگیریم نباید دیگه بزاریم درخت چاقی تو وجودمون قد بکشه باید خشکش کنیم
من زمانی شنیدم با این که مکانی که شما رفته بودین و با وجود باد شدیدی ک میوزید مورچه دست از تلاش برنداشته و به راهش ادامه داده
من هم نتیجه گرفتم برای رسیدن به هدفم تلاش بیشتری کنم
و متعهد باشم به هدفم به این دوره ها
زیرا این مورچه از خودش و قدرتی که خدا بهش داده ایمان و باور داره ،
پس من هم باید به این شناخت و باور برسم و توانایی های خودم رو ببینم بهش ایمان داشته باشم ،
وقتی من میتونم با اراده خودم و تلاشم و هدایت افکارم به شناخت و راهی که برای تغییر شروع کردم برسم میتونم به شناخت کامل تری از خدا برسم و میتونم به شناخت بهتری از خودم هم برسم و ارامش بیشتری از این هم داشته باشم
من جسم و توانایی ها خودم رو باور دارم سلامتی درونی من بسته به افکار من هست پس همیشه به طعم سلامتی در تمام مراحل زندگی توجه میکنم و همیشه بهش میبالم ک اونو دارم
خدایا من در این مسیر میخواهم متعهد باشم به ادامه هدفم و برای رسیدن به این هدف با ارامش و لذت حرکت میکنم
در برابر حرف های شیطان و گمراه کردن من از مسیر توجه نمیکنم و سعی میکنم برای هدفم ارزش قائل باشم تا بهتر بهش توجه داشته باشم
وقتی از خدا یک خواسته ای داریم و ایمان و باور داریم از شناخت خدا که به طی یک مدت زمانی به این خواسته ی خودم میرسم پس براش نگران نمیشم و فقط تلاش میکنم
من نمیخوام برای خواسته هام زمان خاصی تعیین کنم چون مطمئن هستم با توجه ی که به این خواسته هام و تمرکز و سعی در رسیدن به اون ها دارم به زودی زود بهشون میرسم و باور دارم به خدا و سیستم دقیق خدا و قدرت اون ،
از مسیرم دور نمیشم و همین الانم تغییر بسیاری از اولین دوره احساس میکنم و خیلی حس خوبیه ک بعد از گوش دادن این دوره های خوب و مفید میتونم چنین احساس خوبی نسبت به خدا و خودم داشته باشم و همیشه تلاش میکنم از مسیر جدا نشم و به امید رسیدن به خواسته های خوبم و باور به سیستم خدا
با تشکر از شما استاد عزیز و دوست داشتنی
درپناه خدا 🖐️
سلام به همگی
خدارو هزار مرتبه شکر که طعم شیرین با خدابودن رو دارم حس میکنم.
خیلی خوشحالم که این دوره رو تا آخر گوش کردم و تمریناتش رو انجام دادم.
یه اتفاق خیلی جالبی که افتاد الان که دارم این متن رو می نویسم اینه که یه مورچه سواری دونه ای رو دهنش گرفته و اون رو با خودش این ور و اونور می بره آخه محیط کاری من جاییه که تو طبیعته. این یه نشونه از طرف خداست
خدا میخواد بهم بفهمونه که باید تو کارهام مثل این مورچه متعهد باشم دست از تلاش و کوشش برندارم و تا آخر مسیر پرانرژی قدم بردارم.
ممنون از استاد عزیز بابت این فایلهای بسیاااار عالی
این ها باعث شدند که هرروز به خدا و پیرامونم توجه بیشتری داشته باشم و اینکه به او بسیار نزدیک بشم…