0

لاغری با قانون رهایی؛ چیزی که دنبالش بودی! (گام ۹)

لاغری با قانون رهایی
اندازه متن

تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار می‌شی، جلوی آینه می‌ری، و با لبخند به خودت نگاه می‌کنی. حس سبکی توی بدنته، لباس‌هات قشنگ رو تنت نشستن، و مهم‌تر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیاده‌روی کردم؟” توی سرت نیست. 😌

📍 این جلسه ادامه گام ۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربه‌اش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفت‌وسخت، فقط با رها کردن! 🎈

لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿

تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔

اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…

ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:

مسیر لاغری با قانون رهایی.

📌 قانون رهایی یعنی چی؟

قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…

بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!

اون دقیقاً می‌دونه کی گرسنه‌ست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.

لاغری با قانون رهایی یعنی این‌که به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.

یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا می‌خوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!

💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.

آروم می‌خوری، با لذت، با احترام به خودت.

بدنت یه جایی بهت سیگنال می‌ده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»

و تو همون لحظه قاشق رو زمین می‌ذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.

🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.

به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیم‌های سخت و ترازو و ممنوعیت‌ها خراب نشده بود.

اون نسخه‌ای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.

✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار می‌کنه:

  1. گوش دادن به صدای بدن
  2. دوستی با خودت، به‌جای کنترل خودت

رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن می‌تونن با هم باشن.

لاغری با قانون رهایی

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمی‌ده؟ 😤

چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!

وقتی خودتو محدود می‌کنی، ذهن ناخودآگاهت می‌ره سراغ ذخیره‌سازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم می‌فرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵‍💫

نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.

مطالعات نشان داده‌اند که رژیم‌های محدودکننده می‌توانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث می‌شود غذاهای پرکالری جذاب‌تر به نظر برسند.

بنابراین، به جای جنگیدن با بدن‌مون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.

لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواس‌گونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهن‌مون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.

بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️

حالا لاغری با قانون رهایی چی کار می‌کنه برات؟ 🕊️✨

وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی می‌شی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌

اینجا یه سفر عاشقانه‌ست… بین تو و بدنت 💞

تصور کن یه روز از خواب بیدار می‌شی، صدای بدنت رو می‌شنوی، با لبخند می‌ری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕

با لاغری با قانون رهایی یاد می‌گیری که:

✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنه‌ای و کی فقط ذهنت دنبال حواس‌پرتیه. 🍽️🧠

✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗

✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفه‌ات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا می‌خوری، نه با ترس. 🍰💕

✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد می‌گیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞

✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫

یکی از معجزه‌های واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.

ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمی‌ده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯

بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آماده‌ای؟

(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)

👁️ چشمهات رو ببند و…

🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوش‌دوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت می‌خواست بپوشی ولی حس نمی‌کردی «اندازه‌اش هستی»…

✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه می‌ری…

لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشم‌ها برق می‌زنن…

همه تحسینت می‌کنن، ولی مهم‌تر از اون، تو خودتو تحسین می‌کنی! 😌💃

اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.

و این یعنی چی؟

یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی می‌سازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نه‌تنها ممکنه، بلکه لذت‌بخشه!

📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر می‌ذاره.

یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today می‌گه وقتی ما چیزی رو به‌صورت ذهنی تصور می‌کنیم، همون نواحی از مغزمون فعال می‌شن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال می‌شن. (منبع: Psychology Today)

💡 اگه می‌خوای این تصویرسازی ذهنی و «قانون رهایی» رو با راهنمای کامل و تمرین‌های عملی دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ یه نکته خیلی مهم؛ در ادامه هم توی گام ۱۰ سراغ «اعتیاد به غذا» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 186 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.17 از 148 رای

https://tanasobefekri.net/?p=28546

186 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

186 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار گلی
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۵ ۲۰:۱۴
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه

      به نام خدا

      خداوند را شاکرم من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم حرکت کنم.

      از ۸ سال پیش چاقی من شروع شد. اوایل می گفتن صورتت تپل شده بعد می گفتن کمرت پهن شده. یا فلان جات تغییر کرده. چند وقت یه بار که میدیدن می گفتن داری چاق میشیا. یه سریا می گفتن، قبلن بهتر بودی. یه سریا هم می گفتن الان خوب شدی. ولی از ۴ سال قبل می گفتن شکم آوردی. باشگاه دیگه نمیری؟

      منم هر بار افسرده میشدم از این حرفها. یه مدتی رژیم می گرفتم، چند کیلو کم می کردم ولی دوباره بعد چند ماه وزنم از قبل بیشتر میشد. خیلی جالبه همون افرادی که می گفتن یکم تپل شو. بعدش می گفتن گنده شدی. در صورتی که من اضافه وزن زیادی نداشتم. با حرفهاشون اذیت میشدم. 

      من الان متناسب شدم. ولی چند ماه قبل کمر درد داشتم و اذیت بودم. از اندامم متنفر بودم. چون لباسهام بهم تنگ شده بود. از شکمم و ران هام متنفر بودم. صورتم خیلی تپل شدا و غب غب داشتم. 

      تغییرات من از همون روزهای اول بود. تغییراتم با چشم دیده میشد و می گفتن پهلو نداری. بعد گفتن شکمت کوچیک شده. الان میگن شکمت، کتاب شده. شبیه همون روزهایی هستی که متناسب بودی شدی. 

      دو سه روز قبل هودی سال پیش رو پوشیدم، واقعا خنده دار شده بود. لباس گشاد گشاد بود و من لاغر. احتیاج به خرید چند دست لباس دارم. 

      در مسیر لاغری با ذهن در ابتدا باید باور داشت که حتما لاغر میشیم. بعد باید استمرار داشت. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۱ ۰۹:۵۱
      مدت عضویت: 2593 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 112 کلمه

      سلام خدا رو شاکرم به خاطر این صبح جمعه دل انگیز

      ویژگی عالی من به عنوان یک پادشاه اینکه تا سرزمین رو به هدف والا نرسونم دست از تلاشم برنمیدارم

      و تا بیرون کردن اخرین ذرات دشمن دست از تلاش برنمیدارم

      و به تمام لحظه ها و ثانیه هام میگم که من یک هدف عالی دارم

      کارهای فراتر از حد انتظار من بعد از لاغر شدن

      به کلاس اسکیت میرم

      به کلاس شمشیر بازی میرم

      و کتابی در نورد راز لاغریم مینویسم و همه رو تشویق به استفاده از دوره لاغری با ذهن میکنم

      اتفاقات خوب زندکی من

      نون پختم

      کلی ورزش کردم

      و خدا را شاکرم

      باید لاغری رو باور کنم 

      باید تواناییهام رو باور کنم

      باید عجول نباشم لاغری سریعتر از انتظارم میاد سراغم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 989339651032
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۲ ۲۰:۲۳
      مدت عضویت: 933 روز
      امتیاز کاربر: 1880 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 259 کلمه

      به نام خدا 

      تمرین اول:دقیقا از سن ۱۵ سالگی با وزن ۵۶ اینا من احساس چاق بودن میکردم حتی یادمه رفتم باشگاه و به مربی گفتم چاق هستم میخوام لاغر بشم کلی تعجب کرد گفت دقیقا کجات چاقه 😂جواب من وقتی به چپ و راست میخوابم یکم شکم در میارم این اتفاق ها فکر ها و حس های که راجب چاقی داشتم منو به سمت چاقی کشید .مشکلات من با تنگ شدن لباس هایم پرتر شدن صورتم داشتن شکم و اینا شروع شد و الان هم ادامه داره نسبت بهش آروم هستم تا زمانی که بخوام لباسی بخرم و متوجه سایز خودم بشم و لباس های مورد علاقه ام سایزم نباشن عذاب میکشم.

      سوال دوم :زود خسته میشم روی تحرکم تاثیر گذاشته و نمیتونم با دخترم وقت بگذرونم .لباس دلخواهم اندازم نیست احساس سنگی دارم و حس میکنم از خود واقعیم خیلی فاصله دارم.

      تمرین سوم:واقعا از شما استاد عزیز بی نهایت ممنون هستم بخاطر این آگاهی ارزشمند من هدف ام لاغری هست که میشه نقطه پایان من و نقطه شروع من چاقی است من قدم قدم با تغیراتی که در من رخ داده دارم به نقطه پایان خودم نزدیک میشم .من دیگه پرخوری ندارم من نفرتی ندارم من ترسی ندارم من دیگه احساس سنگینی ندارم همه این ها منو به سمت لاغری هول میدن.

      تمرین چهارم:دیگه سعی من رها کردن هست مثل اون تایمی که قصد خرید هیچ لباس مجلسی نداشتم و دقیق نمیدونستم سایزم چنده و چقدر وزن دارم فقط بی توجه به جسمم روی ذهنم تمرکز میکنم و درنتیجه میرسم به آن چیزی که میخواستم حتی فرا تر از ان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۹ ۲۳:۰۳
      مدت عضویت: 821 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      سلام من بعدزایمان چاق شدم وازدکتررژیم گرفتم کم‌ کردم ولی زودوزن برگشت وخسته شده بودم ودنبال راهی بودم که راحت باشه ومن لاغربشم توسط یک دوست به این سایت هدایت شدم زمانی که شروع کردم چندکیلوچاق شدم ولی کم کم بایادگیری سایزکم کردم وخیلی خوشحالم مسیربسیارخوب بدون رنج واسترس 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره قادرنیا
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۵ ۰۹:۲۶
      مدت عضویت: 712 روز
      امتیاز کاربر: 8665 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      با سلام من از سن ۲۲ سالگی آرام آرام شروع به چاق شدن کردم واز همان اول هم با چاقی مشکل داشتم خوب یادمه که ۳کیلو اضافه وزن داشتم وشروع کردم به کلاس ورزش رفتن ورها کردن ودوباره ودوباره….وهر سال هم که میگذشت اضافه وزنم بیشتر وبیشتر میشد 🥶

      تا سن ۳۰ سالگی که بیماریهای ناشی از چاقی کم کم سرو کله شان پیدا شد وتا الان هنوز دست وپنجه نرم میکنم 😮‍💨

      حالا امیدوارم با این روش که تغییر الگوهای ذهنی است بتونم یک شگفتی آفرین در زندگی خودم باشم وهر روز که میگذره تغییراتی در رفتار وافکارم ایجاد بشه که از نقطه اولم سالها فاصله بگیرم برای من هدف وموفقیت زمانیست که فرسنگها از نقطه شروعم فاصله گرفته باشم 🧐

      وبه نظرم تغییر ورشد در هر موضوعی زیباست ولذت بخش البته که این مورد رسیدن به ذات الوهیت درونی ام هست لذت بیشتری داره چون من سالها زیبایی درونم را زیر بار این چربی ها دفن کرده بودم به ازای هر گرم چربی که در بدنم انباشته میکردم از خود اصلی وذات الهی خودم فاصله میگرفتم چون به ازای هر گرم چربی احساسات تنفر از خودم بیشتر میشد واز خودم دورتر میشدم 😶‍🌫️

      اما احساسم اینه که ،گرم گرم این چربیهایی که با حس انزجار انباشتم رو در این روش میخواهم با عشق کنار بزنم وخودم را دوباره کشف کنم 🤩

      در این راه از خدای خودم یاری میخواهم که کنار خداوند بودن تمامش لذت است وبس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره بیابانی
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۵ ۰۷:۱۴
      مدت عضویت: 1010 روز
      امتیاز کاربر: 11640 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 131 کلمه

      سلام به همگی

      فکر کنم هیچ کس تو این سایت مثل من نبوده که وقتی وارد سایت شده باشه کلی چاق بشه ولی من بعد از یک سال تازه روند لاغریم شروع شده ولی شروع هم نمیشد برام مهم نبود چون مسیر فوق العاده زیباست من قبلا تمام سایت رو زیر و رو کرده بودم میخوندم خلاصه برداری میکردم ولی چیزی که الان دارم دوباره میخونم متوجه میشم زمین تا آسمون با اون موقع فرق میکنه فقط باید ادامه داد و روند لاغری خودبه خود شروع میشه فقط عجله نکنیم بزاریم آموزش‌ها در ذهنمون بشینه شاید برای یکی دو ماه باشه شاید برای یکی مثل من یک سال ولی بالاخره شروع میشه فقط باید ادامه داد و نتیجه رو رها کرد میدونم سخته ولی باید به قشنگیه مسیر  توجه کرد

      خدایا شکرت ۲۲۰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۳ ۲۳:۰۵
      مدت عضویت: 1328 روز
      امتیاز کاربر: 1435 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 684 کلمه

      به نام خالق عشق 💗

      سلام استاد عزیز امیدوارم که حالتون خوب باشه و همچنان در این مسیر مارو همراهی کنید ☺️

      گام نهم 👣

      من لاغر شدن را رها میکنم برای لاغر شدن 

      اول که همچین چیزی از شما شنیدم بسیار تعجب کردم و شایدم گیج شدم 

      ولی الان به خوبی این معنی آن را درک میکنم 👍

      ◀️از چه سنی دچار اضافه وزن شده اید و از چه زمانی با چاق بودن خود مشکل داشتید؟

      به خوبی به یاد دارم که انقدر لاغر بودم که کلاس سوم بچه ها منو مسخره میکردن چون همیشه از همه لاغر تر بودم 

      این وضعیت تا کلاس ششم ادامه داشت 

      پدر و مادرم این موضوع مسخره شدنم بخاطر ریزه میزه بودنم رو بهونه ای برای دادن غذای بیشتر بهم قرار دادن 

      یعنی بخاطر این موضوع منو به هر نحوی مجبور میکردن بیشتر غذا بخورم 

      بار ها به من گفته شد :درس میخونی باید بیشتر بخوری 

      اگه میخوای قدت بلند شه باید خوب غذا بخوری 

      اگه میخوای زود بزرگ بشی باید غذا بخوری 

      بخور مریض نشی اگه نخوری مریض میشی می‌بریمت پیش دکتر آمپول بنویسه 💉

      اگه غذاتو تموم نکنی از خوراکی خبری نیست 

      تا غذاتو تموم نکنی…

      خلاصه که هزار تا بهونه بود برای اینکه مجبورم کنن غذا بخورم 

      ناگفته نماند که غذا میخوردم 

      ولی به اندازه شکمم 

      ولی متأسفانه خیلی از پدر و مادرا فکر میکنن غذا خوردن بچه ها باید از خودشونم بیشتر باشه 

      دیگه نگا نمیکنن ببینن هیکل بچه چقدره معدش چه اندازس 

      و انقد میخوردم که دل درد شده بود روتین همیشگیم 

      و مادرم برای اینکه غذا بخورم خوراکی قبل غذا رو غدغن کرده بود 

      ولی من یواشکی میخوردم 

      و وقتی خوراکی میخوردم سیر میشدم 

      ولی برای اینکه مامانم نفهمه بدون اجازه خوراکی خوردم غذامو به هر سختی که بود تموم میکردم البته با کلی عق زدن و بزور قورت دادن 

      کلاس ششم بودم که یواش یواش متوجه تغیراتی در خودم شدم 

      تغیراتی که برام مهم نبود اما بخاطر حرفای دیگران برام مهم شد و بعدم آزارم میداد 

      البته بیشتر بخاطر طعنه و حرفای دیگران اذیت میشدم 

      و رفته رفته آزارم میداد 

      تا کلاس نهم دیگه به جنون رسیدم 

      هر کاری میکردم از شرش خلاص شم 

      ورزش میکردم سعی می‌کردم کم بخورم 

      ولی بی نتیجه بود 

      ◀️چه مشکلی با چاقی یا وضعیت فعلی خود دارید که تصمیم گرفتید لاغر شوید؟

      از بچگی به ما گفته شد که چاق بودن و شدن ما کاملا طبیعیه 

      اگر به طبیعت نگاه کنید متوجه می‌شوید که طبیعی این است که قانون جاذبه در همه صورت و همه جای کره زمین وجود داشته باشه 

      طبیعی این هست که از آخرای زمستون وقتی هوا گرم میشه درختا شکوفه کنن 

      اگر درختی میوه خراب بده غیر طبیعی هست و هرکاری میکنیم که به حالت طبیعی برگرده 

      سم میخریم براش 

      کود میریزیم 

      و… 

      طبیعت انسان اینه که سلامت باشه 

      لاغري و تناسب اندام یعنی سلامتی 

      وقتی ما مریض میشیم دکتر میریم و سعی می‌کنیم درمانش کنیم 

      چرا اینکارو میکنیم؟ 

      چون در ذهن ما سلامت بودن طبیعی است

      چون از اون وضعیت ناراضی هستیم و از نظر ما اون وضعیت طبیعی نیست ونباید وجود داشته باشه 

      در مورد لاغري و چاقی هم همینجوریه 

      به‌خاطر حرفایی که شنیدیم از بچگی که چاقی طبیعی ماست حتی با وجود اینکه برای لاغر شدن تلاش میکردیم بازم یاد این می‌افتادیم که چاقی طبیعیه و همین باعث می‌شد که به تلاش برای لاغر شدن ادامه ندیم 

      ولی ی گوشه از ذهن ما هنوزم میگفت که لاغر بودن طبیعت ما هست 

      همین باعث می‌شد که دست از تلاش برنداریم 

      لاغر بودن طبیعت منه 

      طبیعی اینه که متناسب و سلامت و موفق باشم 💪

      من خاطر وضعیت خودم نمیتونم آزادانه در هر لباسی که میخوام بچرخم و فعالیت کنم 

      این طبیعی نیست 

      من احساس سلامتی کامل نمیکنم 

      این رضایت بخش نیست

      من این وضعیت رو نمی‌پسندم و احساس نارضایتی میکنم 

      این وضعیت طبیعی نیست 

      من باید به وضعیت عادی خودم برگردم چون این وضعیت من عادی نیست 

      یکی از بزرگترین اشتباهاتی که داشتم و بعد دیدن این فایل متوجه آن شدم این بود که من همیشه و در هر حالتی خودم را به چیزی که آرزو دارم مقایسه میکردم 

      در هر زمینه ای چه ورزش چه کسب و کار و چه موضوع لاغري من خودم رو با فرد بهتر از خودم مقایسه میکردم و از خودم ناامید میشدم 

      ولی الان اینجور نیست 

      من خودمو با قبل از خودم مقایسه میکنم 

      خدای من 

      من چقد نسبت به دوسال قبل در ژیمناستیک پیشرفت داشتم 

      چقدر نسبت به 3 سال قبل لاغر شدم واقعا شگفت انگیزه 

      چقدر از نقطه شروع فاصله گرفتم 

      میشه گفت نصف بیشتر راه رو رفتم 

      خدایا شکرت ✨🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۲ ۲۰:۲۹
      مدت عضویت: 821 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 104 کلمه

      سلام من ازسن ۱۴سالگی چاق شدم قبلش متناسب بودم روزبه روز چاقترمیشدم وموردحرف دیگران قرامیگرفتم لاغرکن دخترچاق خوب نیست روزبه روز زانودرد مریضی سراغم میومد بعدها رفتم باشگاه اونم تاثیرنداشت یاقبل ازدواج رژیم وورزش لاغرشدم بعدازدواج چاقترشدم ازدکتر برنامه رژیم گرفتم اونم تاثیرنداشت شکست میخوردم برابارداری دوباره وزن کم کردم بازبعدزایمان برگشت بطوراتفاقی تواینستا باپیج استادهای لاعری بادهن اشناشدم ازمطالب پیج استفاده میکردم ولی نه به اندازه که بخوام جدی لاغرکنم تاباسایت استاداشناشدم وازمحتوای اموزشی استفاده میکنم وحل تمرینات خیلی مفید هست وخیلی کمک میکنه من اول میخوام یادبگیرم لاغرشدن رو بعدجسمم شروع کنه به لاغرشدن ویادبگیرم کنترل کنم ذهنمو پرخوری نکنم میانه روباشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۸/۰۲ ۲۲:۳۹
      مدت عضویت: 757 روز
      امتیاز کاربر: 26120 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      محتوای دیدگاه: 520 کلمه

      با سلام 

      از ۱۳ سالگی باور چاقی در من کاشته شد و من تا ۱۵ سالگی دو برابر شدم یعنی از  ۴۵ کیلو رفتم روی ۸۰ کیلو.  اول دبیرستان من برای خرید مانتو فرم دبیرستانم دچار مشکل شدم و از اونجا فهمیدم که با دیگران تفاوت دارم و شبیه بقیه نیستم و تنها کسی که مانتوفرم نداشت من بودم و همیشه همینطور بود چون سایزم نبود هیچوقت و من رنگ مشابه مانتو فرم  رو میخریدم از بیرون. 

      در حال حاضر چاقی برای دلایل زیر به من فشار میاره : 

      • دکتر بهم گفته باید وزنم بیاد پایین تا دیسک کمر و سیاتیکم درمان بشه و بخاطر پا درد من نمیتونم راحت بلند شم و بشینم مثل گذشته البته این وضعیت کمی بهتر شده چون من کاهش وزن سه کیلویی داشتم تا حالا از ابتدای دوره و خیلی خوشحالم .
      • در درجه ی بعدی مشکل من اینه که سایزم به سختی پیدا میشه و نمیتونم خیلی خوشتیپ به نظر بیام و هر چی میپوشم حس میکنم چاقی توش معلومه و من دوسش ندارم . 
      • برای همسرم که ارزو داره مثل روزهای اول آشناییمون باشم دلم میخواد لاغر کنم 
      • روابط من با خانواده ی همسرم محدود شده چون حس میکنم چاقم و خجالت میکشم از چاقیم 
      • میخوام به بقیه ثابت کنم که میتونم 

      وقتی میریم مسافرت با اشناهامون من خیلی اذیت میشم برای اینکه نمیدونم چی بپوشم و حتی کلی پول خرج میکنم که بهتر به نظر بیام اما حس میکنم لباسا زار میزنه به تنم و این منو خجالت زده میکنه . 

      به نظرم مدیریت فاصله یعنی اینکه در هر شرایطی فقط ادامه بدم . ناامید نشم و اینکه مطمئنا روزهای خوب و بد توی این مسیر وجود دارن سعی کنم الویت اولم رو بزارم روی حرفهای استاد و عمل بهشون برای اینکه شرایطم از الان که هست بهتر بشه . توی روزهای بد که حس میکنیم هیچی خوب پیش نمیره . خودمو جمع جور کنم و هرگز خودمو سرزنش نکنم به خودم امید بدم تا بتونم دوباره از جام بلند شم و با حال خوب ادامه بدم . 

      انتخاب هدف صحیح خیلی مهمه تا قبل از خوندن این گام هدف من رسیدن به ۶۰ کیلو بود اما الان فقط به بهبود بخشیدن به شرایطم فکر میکنم نه اینکه هدفم لاغری نباشه نه هدفم سر جاش هست اما لذت هر روزمو برای رسیدن بهش به تعویق نمیندازم ‌. یعنی لذت میبرم مدام خودمو تشویق میکنم برای پیشرفت هام نسبت به نقطه ی شروعم و سعی میکنم نگاهم به پیشرفت هام باشه ‌ در این مورد هم من توی یه کتابی خوندم که مغز ما در ان واحد تمام اطلاعات رو از اطراف دریافت میکنه و فقط بخشی از اون رو که میدونه برای ما جالب هست رو بهمون نشون میده یعنی کلی اطلاعات وجود داره اما من فقط متوجه اونهایی میشم که برام جالبن پس من به مغزم یاد میدم که روی پیشرفت هام تمرکز کنه یعنی هر روز دنبال این باشه که به من نشون بده کجا بهتر عمل کردم نسبت به دیروزم و این منو خیلی پر انرژی میکنه و باعث میشه ادامه بدم مسیرم رو . 

      پس هر روز مینویسم که چه پیشرفت هایی داشتم در افکارم و عملکردم و روی اینا تمرکز میکنم .

      با سپاس فراوان از استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۷/۳۰ ۱۷:۰۸
      مدت عضویت: 879 روز
      امتیاز کاربر: 25940 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 442 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم.

      سلام استادعزیز و همه دوستان. فایل نوشتاری بسیار عالی و راهنما گر در تمام جنبه های زندگی بود و قانون رهایی و طی کردن تکامل به خوبی توضیح داده شده بود. موفقیت به معنای رسیدن به نقطه پایان نیست بلکه موفقیت تغییر و پیشرفتی هست که از نقطه شروع داشته اید. با این جمله کمرم شکست. چقدر متحول شدم.چقدر جدیدا دچار کمالگرایی شده بودم که با این فایل دوباره آرامش از دست یافته را پیدا کردم،عالی بود.عالی. سپاس خدایی را که بی درنگ پاسخ سوالات مرا میدهد و مرا همواره به سوی بهترینها هدایت میکند.

      الان که بخوام خودمو با نقطه شروع استفاده از سایت مقایسه کنم اینکه دیگه مثل گذشته درگیر رژیم گرفتن نیستم ترس از چاقی و خوردن مواد غذایی چه ساعت چه چیزی را خوردن و ورزش کردن و جدا بودن از جمع را ندارم و به راحتی و آرامش غذای خودم را میخورم و لذت میبرم و آرامش ذهنی که دارم با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.البته ناگفته نماند که گاهی دچار کمالگرایی میشوم ولی با این فایل علت را متوجه شدم. باید خودمو با گذشته خودم مقایسه کنم نه با دیگران.

      تمرین:از چه سنی دچار اضافه وزن شده اید و از چه زمانی با چاق بودن خود مشکل داشتید؟از زمانی که یادم میاد اضافه وزن داشتم و از بچگی توسط دیگران مورد تمسخر قرار میگرفتم،الان که فکر میکنم خیلی از بچه ها در سایز من بودن ولی من خیلی خودمو تخریب میکردم.

      • چه مشکلی با چاقی یا وضعیت فعلی خود دارید که تصمیم گرفتید لاغر شوید؟خب اعتماد به نفس ندارم خودمو دوست ندارم هرلباسی که میخوامو نمیتونم بپوشم. زیبایی ام با چاقی کمتر شده سنم بالاتر نشون داده میشه آرامش ذهنی ندارم و همش خودم را تخریب میکنم.
      • دریافت خود درباره مدیریت فاصله بین وضعیت فعلی تا شروع تغییرات را شرح دهید. ما باید خودمون را با گذشته خودمون مقایسه کنیم و به اندازه ای که پیشرفت کرده باشیم و از مسیر لذت برده باشیم موفق هستیم و اینگونه میتونیم مدیریت کنیم.دست از مقایسه کردن خود با دیگران برداریم.
      • انتخاب هدف صحیح در موضوع لاغر شدن چیست و شما چه اهدافی را انتخاب می کنید؟ لاغر شدن نقطه پایان است که در مسیر رسیدن به آن باید لذت بردن با اهداف کوچک و روزمره داشتن و قدم برداشتن هر روزه در این مسیر و لذت بردن از آن موفق میشویم.
      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. میخوام تغییراتی که از گذشته تا کنون را کرده ام برای خودم یادآوری کنم و بنویسم. هر نوع غذا را بخورم و تفکیک غذایی نداشته باشم. از مسیر لذت ببرم و دست از کمالگرایی بردارم.
      • خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم