تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی، جلوی آینه میری، و با لبخند به خودت نگاه میکنی. حس سبکی توی بدنته، لباسهات قشنگ رو تنت نشستن، و مهمتر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیادهروی کردم؟” توی سرت نیست. 😌
این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربهاش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفتوسخت، فقط با رها کردن! 🎈
لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿
تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔
اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…
ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:
مسیر لاغری با قانون رهایی.
📌 قانون رهایی یعنی چی؟
قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…
بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!
اون دقیقاً میدونه کی گرسنهست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.
لاغری با قانون رهایی یعنی اینکه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.
یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا میخوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!
💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.
آروم میخوری، با لذت، با احترام به خودت.
بدنت یه جایی بهت سیگنال میده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»
و تو همون لحظه قاشق رو زمین میذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.
🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.
به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیمهای سخت و ترازو و ممنوعیتها خراب نشده بود.
اون نسخهای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.
✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار میکنه:
- گوش دادن به صدای بدن
- دوستی با خودت، بهجای کنترل خودت
رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن میتونن با هم باشن.

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمیده؟ 😤
چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!
وقتی خودتو محدود میکنی، ذهن ناخودآگاهت میره سراغ ذخیرهسازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم میفرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵💫
نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.
مطالعات نشان دادهاند که رژیمهای محدودکننده میتوانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث میشود غذاهای پرکالری جذابتر به نظر برسند.
بنابراین، به جای جنگیدن با بدنمون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.
لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواسگونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهنمون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.
بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️
حالا لاغری با قانون رهایی چی کار میکنه برات؟ 🕊️✨
وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی میشی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌
اینجا یه سفر عاشقانهست… بین تو و بدنت 💞
تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، صدای بدنت رو میشنوی، با لبخند میری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕
با لاغری با قانون رهایی یاد میگیری که:
✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنهای و کی فقط ذهنت دنبال حواسپرتیه. 🍽️🧠
✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗
✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفهات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا میخوری، نه با ترس. 🍰💕
✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد میگیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞
✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫
یکی از معجزههای واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.
ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمیده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯
بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آمادهای؟
(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)
👁️ چشمهات رو ببند و…
🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوشدوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت میخواست بپوشی ولی حس نمیکردی «اندازهاش هستی»…
✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه میری…
لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشمها برق میزنن…
همه تحسینت میکنن، ولی مهمتر از اون، تو خودتو تحسین میکنی! 😌💃
اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.
و این یعنی چی؟
یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی میسازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نهتنها ممکنه، بلکه لذتبخشه!
📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر میذاره.
یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today میگه وقتی ما چیزی رو بهصورت ذهنی تصور میکنیم، همون نواحی از مغزمون فعال میشن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال میشن. (منبع: Psychology Today)
یه نکته خیلی مهم!
خیلی از آدمها وقتی برای اولین بار با مفهوم لاغری با قانون رهایی آشنا میشن، یه سوال مهم براشون پیش میاد:
«اگه قرار نیست رژیم بگیرم و محدود باشم، پس یعنی هر چی دلم خواست بخورم؟! یعنی بیخیالی مطلق؟» 🤷♀️
📍 لاغری با قانون رهایی بههیچوجه یعنی بیخیالی نسبت به بدنت. برعکس! یعنی رسیدن به یک رابطه سالم، آگاهانه و صادقانه با غذا و خودت.
فرق رهایی با بیخیالی چیه؟ 👇
🚫 بیخیالی یعنی پر کردن هر حس خالی با غذا
✅ رهایی یعنی شناخت احساسات واقعی و احترام به نیازهای واقعی بدنت
🚫 بیخیالی یعنی غذا خوردن از روی استرس، خشم یا بیحوصلگی
✅ رهایی یعنی آگاهی از احساسات، بدون سرکوبشون با خوراکی
🚫 بیخیالی یعنی خوردن بیمرز، بیتوجه به نشونههای سیری
✅ رهایی یعنی توانایی متوقف کردن خوردن وقتی بدنت میگه: “من دیگه کافیمه!” ✋
چرا این تمایز مهمه؟ 🎯
چون لاغری با قانون رهایی فقط در صورتی اتفاق میافته که تو بتونی فرمان رو بهدست خودت بگیری — نه با اجبار، بلکه با عشق. ❤️



جمعبندی رهاگونه 😄
(یا به عبارتی: وقتی لاغری میشه یه سفر عاشقانه با خودت! 💖)
لاغری با قانون رهایی یعنی شروع یک رابطهی تازه… رابطهای پر از عشق، احترام و آرامش با خودت، بدنت و غذایی که میخوری 🍽️🧡
✅ یعنی خودتو همونطوری که هستی، با تمام فراز و نشیبها بپذیری
✅ یعنی انتخابهات از عشق باشه، نه از ترس یا وسواس
✅ یعنی غذا خوردن برای لذت، نه برای تنبیه یا پاداش
🌈 با قانون رهایی دیگه:
❌ غذا دشمنت نیست
❌ ترازو باعث استرس نمیشه 😩⚖️
❌ هر لقمه همراه بغض و اضطراب نیست
💫 حالا وقتشه سبک زندگی بسازی که نه فقط بدن، بلکه قلبت هم سبکی و آرامش داشته باشه.
از امروز یه تصمیم جدید بگیر… 🕊️✨
🌟 بذار لاغری با قانون رهایی بیاد سراغت… نرم، آرام و بیدردسر، مثل نسیم صبحگاهی 🍃🌞
🎁 نکته مهم: تو قرار نیست لاغر بشی تا خودتو دوست داشته باشی. تو خودتو دوست داری، برای همینه که اجازه میدی بدنت برگرده به حالت طبیعی خودش 💛
💡 و حالا، اگه میخوای یاد بگیری چطور ذهن و اشتهای خودت رو برای همیشه برنامهریزی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقا مسیر درستش رو بهت نشون میده.
این دوره کمک میکنه با ذهن خودت دوست بشی، وسوسهها رو مدیریت کنی و لاغری با آرامش و لذت واقعی رو تجربه کنی. 🧠✨
🎯 بخش تمرینی امروز: تجربهات از رها کردن وسوسهها! 🎯
📝 سؤال امروز:
تا حالا پیش اومده که موقع خوردن یه خوراکی وسوسهانگیز، تصمیم بگیری رهاش کنی و بهجای خوردن، به احساس واقعیت گوش بدی؟
چی شد که تونستی رها کنی؟ یا اگه نتونستی، چه چیزی باعث شد سمتش بری؟
👇 همین حالا پایین همین صفحه، توی بخش دیدگاهها بنویس:
- چه احساسی داشتی وقتی خواستی رها کنی؟
- نتیجهاش چی شد؟
- اگه نتونستی رها کنی، دوست داری دفعه بعد چی کار کنی؟
🧠 چرا نوشتن مهمه؟
وقتی تجربههات رو مینویسی، ذهنت از حالت مبهم درمیاد و آگاهتر میشی. نوشتن باعث میشه قانون رهایی رو بهتر درک کنی، اشتباهاتت رو ببینی و به خودت فرصت رشد بدی. هر کلمهای که مینویسی، یه قدم به آگاهی و آزادی ذهنی نزدیکترت میکنه.
✨ تو با نوشتن، در حال ساختن نسخهی آزادتر و سبکتر خودت هستی…
🌱 همین الان بنویس و به مسیر لاغری با ذهن، قدرت بیشتری بده!
📌 ما دیدگاههات رو میخونیم و با عشق همراهت هستیم 💚
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.21 از 146 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


عالیه. خیلی مطالب خوب و آموزنده ازتون میخونم ولی متاسفانه این ذهن من گویا احتیاج به تکرار خیلی زیاد میخاد تا بتونه یه مقدار از این همه آموزش را در خود ثبت کنه .از فرار بودن یادگیری ذهنم شکایت دارم و غمگینم .شما بینظیرید استاد ایراد از خود مت هست .
سلام دوست عزیز
اگه سعی کنی از نوشتن بیشتر استفاده کنی درک و ثبت در ذهن شما بیشتر می شه
سلام به همگی..امیدوارم خوب باشید
خوب اول از همه دلم میخواد بگم بببیییین همه چیز این سایت هدایتیه انگار..اینکه چی ببینی و چه مطلبی بخونی و.. برای من که حداقل اینطوریه و فکر میکنم این داستان ازونجایی آب میخوره که من خیلیی وقت پیش به خدا گفته بودم لطفا به من بگو چطوری میتونم با ذهن و تمارین ذهنی وزنمو کم کنم..یقین دارم که برای این مقصود و هدف هم راهی وجود داره و خدا منو به این سایت هدایت کرد (قبلا داستان شو تو ج ۴ مسیر لاغری من گفتم) و بعد اون هم این جریان هدایت قطع نشد و رسیدم به این فایلی که همون وقت که اومد میخواستم ببینمش و نشد و نشد تا رسید به امروز..یعنی وقت مناسبش امروز بود…خلاصه مطلب اینکه اگر از خدا هدایت بخواهیم و بهش توکل کنیم به حرفش گوش کنیم مو به مو میگه بهمون که چه کنیم و این یکی از بزرگ ترین نکاتی بود که امروز برای بار چندم با خودم مرورش کردم.
خدمت استاد عزیز و دوستان خواننده عرض کنم که این فایل بی نظیر انگار دقیقا برای من بود یعنی تک تک کلماتی که استاد میگفتند انگار با من بود..و نکات خیلی خیلی مهمی رو به من یاد داد..میدونید چرا؟میگم براتون
من از چند وقت پیش(که دیگه تماااام راه های لاغری و انواع رژیم و ورزش و…. رو بوسیدم گذاشتم کنار) با خودم گفتم متین تا الان که همش تمرکزت روی این بود که چاق نشم(یه وقتایی این تمرکز آگاهانه بود و یه وقتایی نااگاهانه) بیا بجاش تمرکزتو بذار روی لاغرها..کارهاشون..خوراک شون و….و یه مدت این کارو کردم و در کمال تعجب شاهد اضافه وزن بیشترم شدم یه طوری که پاهام شروع به درد و ضعف میکرد…خیلی شاکی و ناراحت بودم و نهایتا به این فایل هدایت شدم و یکی دیگه از فریب های ذهنمو فهمیدم و به قولی مچ شو گرفتم.
امروز فهمیدم فکر کردن به هرررر نحوی در مورد کاهش وزن ،باعث چاقی ماست حتی اگر ظاهرش مناسب باشه یعنی من بااینکه سعی میکردم به لاغرها توجه کنم و….اما باز تهش داشتم به چاقیه خودم فکر میکردم فقط ظاهرشو عوض کردم..مثل کسیکه بدهکار و مقروضه و به پرداخت بدهیش فکر میکنه..درسته که داره به {پرداخت} فکر میکنه اما این یعنی بازهم داره به بدهیش فکر میکنه اما با یه ظاهر دیگه.
امروز فهمیدم اینقدرررر ذهنم پر هست از فرمولهای چاقی که خیلی باید دقیق تر به آموزش ها فکر کنم و مرورشون کنم.
فهمیدم که بزرگ ترین کار و مهارت برای کاهش وزن از طریق ذهن،داشتن حال خوب و حفظ روحیه و احساس عالی هست.
یادگرفتم که در این مسیر باید افسار ذهنم رو محکم تر از قبل بگیرم و نگاهم به این باشه که از کجا به کجا رسیدم،به اینکه چقدررر احساسم عالیه چقدرر امیدم به این راه زیاده به اینکه چقدر از متین ی که تا چند ماه پیش خودشو موظف به ورزش روزانه میدونست و اگر یه روز اتفاقی ورزش نمیکرد حال مرگ بهش دست میداد فاصله گرفتم..چقدررر دورم از متین ی که باید کالری و وزن هر وعده غذا رو بدون استثنا محاسبه میکرد(مسافرت و مهمونی و…. هم نداشت..باااااید این کار رو میکردم و چقدررر از دیگران حرف میشنیدم و…که حتی یادآوریشم غصه دارم میکنه) و اگر نمیکرد،متین نبود که غذا میخورد بلکه غذا بود که متین رو میخورد…
چقدررر از نظر روانی راحتم که دیگه قرار نیست هر هفته خودمو وزن کنم و برای اینکه عدد کمتری ببینم مدام با خودم مرور کنم که از شنبه تا آخر هفته چیا خوردم و نخوردم و بعد خودمو مواخذه کنم..
وای که چقدرر راحتم که دیگه لازم نیست برای خرید محصولات پروتينی و رژیمی خاص از این سر شهر برم اون سر شهر و همش به خودم بگم واااقعا این کارا نتیجه میده؟؟!!! و سرخورده تر از قبل بشم…
من باید اینا رو به خودم یادآوری کنم نه مقصد رو ..نه وزن ایده آل رو که اگر بکنم دستی دستی روحیه مو نابود کردم و به قول استاد خودم خودمو ضرب و شتم کردم…
باید آروم ،خوشحال و متوکل باشم و بذارم خدا کارشو بکنه و گوش تیز کنم برای شنیدن حرفهاش و دیدن نشونه هاش..
بینهایت خوشحالم که در این مسیر هستم..و شاید باورتون نشه از وقتی این فایل رو دیدم درد و ضعف پاهام کمتر شده و این یکی دیگه از اتفاق های خوب دیدن این فایل و فهمیدن اشتباهاتمه.
خدا رو هزاران بار شکر..
نشان های دریافت شده
بنام خدا
لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید .
در مسیر لاغری،با ذهن موفقییت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده آل نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که از،شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس میکنید.
به همان اندازه که احساس ما تغییر کنه ما موفق هستیم مثلا من احساسم خیلی نسبت به قبل در مصرف مواد غذایی تغییر کرده دیگه از،غذا خوردن نمیترسم، ولع خوردن ندارم ،عجله نمیکنم ،هر،وقت خیلی گرسنه میشم غذا میخورم وقتی سیرم هم نمیخورم .خودم را دیگه سرزنش نمیکنم .دیگه از خودم بدم نمیاد آرامش بیشتری دارم با خودم دوست هستم خیلی کمتر عصبانی میشم پس وقتی این همه،تغییر این همه فاصله با نقطه شروع،دارم به همان اندازه من موافقم و انقدر ادامه میدم و خوشحالم تا،بدون اینکه متوجه،بشم از،خط پایان عبور کنم حتی اگر گاهی منفی باف به سراغم بیاد دیگه نمیتونه کاری کنه همین امروز از جلو اینه رد شدم یه دفعه منفی بافم گفت نگاه هنوز برجستگی داری منم زود جوابشو دادم گفتم مواظب باش این منفی،بافته بعد گفتم نه ببین این کمر چند ماه پیش منه ببین الان چقدر قشنگ باریک شده نسبت به قبلی ام شکم،و پهلو چقدر کوچک شدن چه تغییر کردی و،سریع منفی باف خودمو سر کوب کردم و با استمرار در،مسیر یه،روز از،خط پایان هم عبور میکنم .
نشان های دریافت شده
لايو عالي بود وبراي من نكات زيادي به همراه داره من از وقتي وارد سرزمين لاغرها شدم سعي كردم كه تمركزم رو از هدف بردارم واوايل خوب تونستم اين كار رو بكنم ولي الان كه خيلي خوب وزن كم كردم ورفتارهام خوب عوض شده ،ولي چون به ايده الم نرسيدم يه چند روزيه دچار عجله شدم وهمش با خودم مي گفتم پس كي من به ايده الم مي رسم تا اينكه اين لايو شما رو ديدم ودر دوره هم فايل تغيير باور رو براي ما گذاشته بوديد وچندين بار گوش دادم ونوشته هاي دوستانم رو خوندم وبلاخره به اين نتجه رسيدم كه تصور كنم كه در كلاس نويسندگي شركت كردم واينجوري در نوشتن تمريناتم هم بهتر مي شم ،من هم فكر مي كردم كه اگه بخوام طرز تهيه غذاهاي تازه اي رو ياد بگيرم اين روي ذهنم تاثير مي ذاره وتوجهم به غذا بيشتر مي شه ومي ترسيدم نتونم مثل الان خوب عمل كنم كه شما گفتيد كه اينطور نيست پس من به اين نتيجه رسيدم بايد ادامه بدم واصلا عجله كنم همه چيز خودش به خودي خودش خوب مي شه
نشان های دریافت شده
به نام خداوند هدایتگر و روشنی بخش
دوشنبه هفته پنجم ۱۴۰۰/۳/۳
فردی که چاق است به علت معضلات جسمی، روحی و اجتماعی به صرافت لاغر شدن می افتد و برای لاغر شدن تلاش می کند. بطور کلی اقدام به تغییر پس از بروز مشکل رخ می دهد. مشابه سامانه های تعادلی که پس از بروز تغییر تحمیل شده تعادل تا حد امکان جابجا می شود و صد البته نتیجه تعادل جدید است و فقط تعداد محدودی از سامانه های تعادلی با اراده هستند می توانند اثر تغییر تحمیل شده را بطور کامل از بین ببرند و تا رسیدن به تعادل اولیه ادامه می دهند.
مشابه انسان با اراده که با درد تغییر تحمیل شده چاقی روبرو شده است و از وضعیت فعلی راضی نیست و حالا در مسیر باید ثابت قدم باشد و ادامه دهد نه در میانه راه جا بزند. برای رفع مشکل و معضل فعلی چاقی و رسیدن به نقطه پایان یعنی لاغری باید بدانیم لاغری یعنی چی؟ هرچی لاغر بشم از من لاغرتر و مانکن تر هم هست. مقایسه پیشرفت در مسیر باید با گذشته خودم صورت بگیرد تا حالم بهتر بشه و متوجه پیشرفت خودم بشم اگر مقایسه با مانکن ها و مدل ها انجام شود جز افسردگی و غم نتیجه ای نخواهد داشت. هیچگاه نقطه پایان نباید هدف نهایی ما باشد. نباید یک الگوی خاص یا وزن خاص نشانه موفقیت و رسیدن من به هدفم باشد بلکه قدم به قدم به گذشته خودم نظاره کنم و پیشرفت را ببینم و خودم را تشویق کنم. چون دست بالای دست بسیار است در زمینه ثروت و سواد و زیبایی اندام و .. همیشه از من بهتر هم وجود دارد. پس وضعیت موجود را با گذشته خودم مقایسه می کنم. هر کار سختی با برداشتن اولین گام آسان می شود. و سخت ترین مرحله اولین قدم آن است. طبق اصول مهم قانون جذب باید خواسته را بخواهی و گامهای رسیدن به آن خواسته و نقشه مسیر را مشخص کنید و آن خواسته را رها کن. اگر به خواسته بچسبی از تو دور می شود. وقتی من خواسته ای را دارم و میخواهم به آن برسم با درخواست ان از کائنات مثل این است که یک پیک موتوری را فرستاده ام برود و خواسته من را از کائنات تحویل بگیرد و برایم بیاورد. حال اگر با تحویل بسته به پیک رهایش کنم میرود و کارش را انجام داده و برایم نتیجه را خواهد آورد. اما اگر مرتب به پیک بینوا زنگ بزنم و هی بپرسم الان کجایی ؟ الان چی شد؟ پس کی میرسی؟ پس چرا دیر کردی؟ و ….. بیچاره تصادف میکنه و بسته من گم میشه. پس مشتاق لاغری هستم ولی زندگی را تا رسیدن به وزن ایده آل خودم متوقع نمی کنم بلکه شاد زندگی می کنم و در مسیر متناسب شدن می مانم و یهویی بدون آنکه متوجه بشم خواهم دید از خط پایان گذشته ام و براحتی به هدف رسیده ام. با تغییر باورهای ذهنی قطعا رفتار شخصی با رفتار شغلی تغییر می کند.
به همان اندازه که امید به لاغر شدن دارم و نگرانی لاغر نشدن را رها کرده باشم ، موفق خواهم شد.
نشان های دریافت شده
لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید ،،سلام استاد و دوستان همراهم ،،یکی از کارهای روتین من، زمان هاییکه باشگاه میرفتم ،وزن کردن خودم بود ،اونم در ۲ نوبت ،قبل از شروع ورزش سنگین،بعد از اتمام چندین ساعت ورزش کردن ،اونم با ساعت کالری سنجی که به دستم میبستم ، حین وزن کردن هم میبایست تمام وسایل از من جدا میشد ،تا کلیپس موهام هم در آورده میشد😄 که مبادا ۱ گرم اضافه نشون بده ،مجدد فرداش هم همون اتفاق تکراری انجام میشد ولی من خودم هیچ وقت ترازو نخریدم ،خواهرم و اطرافیانم داشتن و ترازوی خواهرمو دوست داشتم همیشه منو کمتر نشون میداد😁 از وقتیکه ورزشو رها کردم یعنی از ۸ سال پیش ،دیگه از ترس خودمو وزن نکردم چونکه اون وقتا که ورزش میکردم انتظار داشتم که بالاتر از ۷۸ کیلو نشم ولی وقتی ورزش رها شد من انتظار اضافه وزنو تا ۹۸ کیلو رو داشتم و جالبه خودمو گول میزدم و وزن نمیکردم که بیشتر نترسم ،واقعا هم خودمو ۸ سال وزن نکردم تا ۲۰ روز قبل از ورودم به دوره لاغری با ذهن که وارد یک رژیم سخت شده بودم و مجبور بودم وزنمو بدونم و برای متخصص رژیمم که از طریق واتزاپ بهمون رژیم میداد بفرستم (اون متخصص تغذیه در واقع هیچ اطلاعاتی از ما نداشت فقط وزن میپرسیدو رژیمو میفرستاد)اون زمان ،دوستم واسم یه ترازوی دیجیتال خرید ،با ترس رفتم رو وزنه ،دیدم ۹۴ نشون داد ،خودم میدونستم وزنم بالا رفته ولی نه دیگه تا ۹۴ کیلو🥴 بعد از ۱۵ روز که از اون رژیم مزخرف گذشت و من با اینجا آشنا شدم ،دیگه بی خیال رژیمو و ترازو شدم و میخواستم ترازو رو به دوستم پس بدم که یکی از دوستان دیگه م که با من اون رژیمو شروع کرده بودیم گفت ترازوتو پس نده ،بذار من بیام خودمو وزن کنم ،آخه اون دوستم ۱ سال اون رژیمو ادامه داد ،بنده خدا ۱۲ کیلو کم کرد و تا ۱ سال ترازورو براش نگه داشتم ،هر زمان هم وزن میکرد فقط باید یه جای صاف و مشخص ترازورو میذاشت و از اونجا تکونش نمیداد ،میگفت اینجا منو کمتر نشون میده ، بعدش ترازورو پس دادم و الان ۱ سال و نیمه که فارغ از هر وزن کشی دارم از زندگیم لذت میبرم ،امروز باز هم با دوستم در مورد قوانین جهان هستی صحبت میکردیم ،داشتیم از داشته هامون میگفتیم و تمرین احساس خوبو که استاد در یکی از تمرینات دوره خلق آرزوها به خوبی آموزشش دادنو ، انجام میدادیم و لذت میبردیم ،بهش گفتم ببین ما چقدر خوشبختیم که اینهمه داشته داریم تازه لاغر هم میشیم ، مردم خودشونو میکشن با ورزشو رژیمو سختی شاید با ترس بتونن چند کیلو لاغر بشن اونم باید مراقب باشن دوباره چاق نشن ،ما با تغییر ذهن و سبک عادتهامون براحتی لاغر شدیم و داریم لاغر میشیم ، مثلا ما امروز نهار ظهرمون موند ،شام بقیه شو خوردیم ،این یعنی تغییرات ،من نمیگم اون غذاها چاق کننده است ولی فرمانهای مغز ما عوض شده و ما به دانسته هامون عمل میکنیم و واقعا نمیتونیم بیشتر از میزان سیر شدنمون بخوریم ،یادمه قبل از شروع این دوره ،هر وقت غذای خوشمزه ای میپختم و برای دوستم میبردم بهش میگفتم اگر گرسنه هستی این غذارو بخور ،تعجب میکرد ،میگفت من سیر هم باشم دست پخت تورو باید بخورم و میتونست بخوره ولی الان سیر که میشه دیگه ادامه نمیده ،،،، یکی از ولع هاییکه من قبلا داشتم این بود که دوست داشتم هر چقدر دوست دارم بخورم ،انگار عقده ای شده بودم ، دلم محدودیت نمیخواست ،از بس تو بخور نخور بودم ،اوایل دوره هم یکمی گیج بودم ،وقتی هم که حجم غذام کمتر شد ،منفی بافم ناراحت شد و مرتب بهم میگفت ،یعنی چی ،تو چرا حجم غذاتو کم کردی ؟ با اینکه من نمیخواستم کم بخورم ،بمرور خودش اتفاق افتاد ،این روزها هم حس میکنم بازم حجم غذام کمتر شده ، امروز که به دوستم میگفتم منفی بافم گاهی اذیتم میکنه بخاطر کمتر خوردنم ،دوستم گفت ،ما سالها دوست داشتیم ،خودبخود دلمون نخواد غذای اضافه بخوریم ،حالا این اتفاق افتاده ،نباید به منفی باف گوش کنیم و دقیقا همینطوره ،منفی باف بلخره یه چیزی واسه گفتن داره ،ما باید آگاهانه ازش تاثیر نگیریم ،،خدارو شکر میکنم که کابوسه ،وزن کردن، رژیم ،ورزش سخت ،قرص،دارو،دم نوش ووووو برای من تمام شد و به تاریخچه تاریخ سپرده شد و برای همیشه از دردی به نام چاقی رها شدم و تمام اینها را مدیون استاد عزیز هستم و خداوند و خودم که محکم و استوار ،بدنبال هدایت خداوند ،راهی مسیری شدم و کوتاهی نکردم ،من به خودم افتخار میکنم که از ۱۵ آذر ماه ۱۳۹۸ وارد دوره های بینظیر لاغری شدم ،من به داشتن استادم افتخار میکنم که سالهاست در این مسیر مصمم بودند و به هزاران انسان درمانده از همه متدها ،کمک میکنند تا جسم و ذهن و روح هماهنگ تری داشته باشند ،،، دیروز که برای پیاده روی و صحبت کردن با خودم و باورسازی هام به پارک محلمون رفته بودم ،داشتم به موفقیت های بدست آورده م در این ۱ سال فکر میکردم ،به دلم افتاد بیام یه فایل تصویری از خودم برای استاد ضبط کنم و بگم من چقدر از شروع مسیرم تا الان تغییر کردم ،منه الانم کجا و منه اون موقع ها کجا ، الان ریز به ریز ،آگاهی هارو هر روز با خودم مرور میکنم ،شاید پارسال عجله داشتم لاغر بشم که خیالم راحت بشه ولی الان اونجوری فکر نمیکنم ،الان ۱۰۰۰درصد مطمئنم راهم درسته ،باید از مسیرم لذت ببرم ،تازه بعد از ۱ سال ونیم نت های موسیقی لاغری رو یاد گرفتم ،حالا نوبت منه با اون دانسته ها ،چه موسیقی های زیبایی بنوازم ،شاید خیلی ها منتظرن دوره شون تموم بشه و برن دنبال زندگیشون ،ولی من میگم زندگی دقیقا همین جاست ،همین جایی که من با خودم آشتی کردم ،به خودم عشق دادم ،خودمو بعد از ۴۵ سال دیدم ،تازه زنده شدم ،اگر قبلا خودمو فقط لاغر دوست داشتم ،اینجا یاد گرفتم خود چاقمو در آغوش بگیرم ،گرد و غبار سالها ،سرزنش و مقایسه کردن ها و بی مهری هارو از سر و روش پاک کنم ،اون منه نابود شده رو بردارم و تمیزش کنم برای خودم ، اون من ،تو این یکسال و نیم ،آرام آرام جون گرفت ،من ۱ ساله ریمایندر گوشیمو ۲ ساعت ۱ بار کوک کردم که زنگ بزنه و من تو اون تایم ها قربون صدقه خودم میرم ،خودمو تشویق میکنم،خودمو میبوسم و هر روز بهش میگم که فریده بهت افتخار میکنم ، ۱ ساله هر روز صبح به کودک درونم نامه عاشقانه مینویسم و بهش میگم چقدر دوست داشتنیه ،من فهمیدم باید این دوره هارو زندگیشون کرد ،نه اینکه منتظر باشم تموم بشن ، خدارو شکر میکنم که گام ۷۴ از ۱۰۰ گام هستم و ۱۶ روزه دیگه مجدد میام دوره مقدماتی و تصمیم دارم بعد از اون روانشناس لاغری خود باشید رو بخرم ،،،من از نقطه شروعم خیلی فاصله گرفتم ،گاهی که کدهایی در مورد باورسازی های تناسب اندام برام باز میشه ،دلم میخواد فریاد بزنم ،بگم من اینو فهمیدم ،انقدر با خودم تکرار میکنم که همه آدم ها تو پارک بهم نگاه میکنن که این خانم داره با کی حرف میزنه 😊 هر زمان من به برداشت های جدیدی میرسم ،دقیقا چند روز بعدش متوجه میشم یه هوا بدنم ریخته ،انگار یه لایه پوست پیاز از روم کنده میشه و ایناتفاق بعد از عید، در ۳ نوبت واسم رخ داده و حس عالی داره ،،، احساس من بیش از اندازه تغییر کرده ،اولین اتفاقی که برای من افتاد همون هفته اول که چندتا فایل رایگان سایتو دیدم ، حس آرامش ،حس رسیدن،حس امنیت و پیدا کردن مشکل چاقیم بود ،حس نترسیدن ،حس رهایی و آزادی بود ،،نگرانی من همون هفته اول به آرامش تبدیل شد ،به خودم گفتم ،این همون چیزیه که سالها دنبالش بودی ،با اعتماد و اشتیاق جوری شروع کردم که ۱سال و نیمه بدون خللی ،بدون خستگی ،بدون مشوقی ،بدون نق زدنی ،بدون رها کردنی حتی ۱ روز ،بی وقفه ،هر روز فایل گوش کردم ،یعنی ورودی صحیح وارد ذهنم کردم ،نوشتم و خوندم و همینطور در لایوها شرکت کردم واقعا حق منه که به نتایج بزرگ برسم،،،، ،،ترس از خوردن غذاهاییکه قبلا ممنوعه بودن ،خیلی کمتر شده و در حال کمتر شدنه و دیگه به نوع پخت غذا یا چرب و شیرین بودن غذا فکر نمیکنم ،اینکه در وعده شام چه چیزی خورده بشه، مهم نیست ،در کل ترسی ندارم ،،،، ارتباط خودم با خودم که از منفی زیر ۱۰۰۰ به بالای ۲۰۰ رسیده و داره بهترو و بهتر هم میشه ،این روزها رفتار عاشقانه تری با جان جانانم دارم 🥰 در کل شخصیت متفاوت تری شدم ،قویتر شدم ،محکمتر شدم ،لاغرتر شدم ،با اعتمادبنفس تر شدم،در جمع ها راحتر هستم ،لباس های بیشتری بهم میاد ،جوانتر شدم ،سلامتر شدم ،فرزتر شدم ، عزت نفسم بهتر شده ،با خودم در صلح بیشتری هستم ،به خودم زور نمیگم ،به خودم احترام میذارم ،با خودم گفتگوهای زیباتری دارم ،به خودم اعتماد دارم ،خودمو توانایی هامو شناسایی کردم ،هر روز ۱۲۰ تا از نکات شخصیتی مثبت خودمو مینویسم و به خودم افتخار میکنم ،هر روز داشته های خودمو میبینم و از خدای خودم راضی تر میشم ،، خلاصه تغییراتم زیاده با توجه به اینکه شاگرد ساعی استادم هستم و یکی از شگفتی سازان هم هستم 🙂 اینهمه تغییر داشتم 🙂 من مشغول لذت بردن هستم ،میدونم که از خط پایان هم خواهم گذشت بدون اینکه متوجه بشم ،،،، یکی از راه هاییکه من انجامش میدم و واقعا واقعا حالم عالی خوب میشه ، صحبت کردن در مورد تغییراتم از نقطه شروع تا الانه و زمان هاییکه به نقطه هدفم فکر میکنم و متوجه میشم از هدفم چقدر فاصله دارم و ازش دور هستم حالم بد میشه ،ناامید میشم و منفی بافم میگه تو که الان ۴۵ سالته ،دیگه کی میخوایی به هدفت برسی ،دیگه تایمی نداری ،چجوری میخوایی به اون موقعیت ها برسی ؟ اصلا رها کن برو دنبال زندگیت ،وقتتم تلف نکن ووووو و وقتی مجدد بیدار و آگاه میشم ،به خودم یادآوری میکنم که من از کجا به کجا رسیدم و این تایم داره میگذره ،چه من خوب زندگی کنم و در آموزش باشم ،چه مثل قبل ناآگاه باشم ،پس چه بهتره تلاش خودمو بکنم ،مرور کردن کارهام از ۳ سال پیش تا الان ،حال درونمیو قویتر میکنه ، وضعیت الانم ،شخصیتم،رفتارهام ،کلامم،تفکراتم،اخلاقم،عزت نفس واعتماد بنفسم و وضعیت مالیم ،هیچ ربطی به ۴ سال پیش من نداره ،،،،،،،،من باز هم به مسیرم ادامه میدم ،،، 👈هدف من بهتر زندگی کردنه👉 با بودن در دوره ها متوجه شدم که این غذاها نیستن که چاق کننده هستن ،این انتظار ما از غذاهاست که چاق کننده هستند ،این نگرش ماست نسبت به خودمون و خوراکی ها که مارو بسمت لاغر شدن میبره یا چاق شدن ،،، خدارو شکر از آگاهی امروزم که یاد بگیرم فقط به موفقیت های تا الانم توجه کنم و خودمو تشویق کنم برای ادامه راهم 😊🌹
به نام خدایی که در این نزدیکیست…. سلام دوست عزیز با خوندن نوشته تون حس وحال خوبی بهم دست داد و اون حال خوب شما به منم منتقل شد. خیلی براتون خوشحالم که این قدر حال تون خوب شده ان شا الله که همیشه حال دل همه مون خوب باشه و همچنین همیشه به بهترین چیزها در زندگی که لایقش هستیم برسیم . وبا تشکر از زحمات استاد گرامی که مسبب این تغییرات هستند.
نشان های دریافت شده
سلام دوست همراهم
خدارو شکر که حال شما هم خوبه ،خدارو شکر برای این گردش انرژی ، خدارو شکر برای اینهمه کامنت عالی که با نوشتنش هم حال خودمون خوب میشه هم دوستانمون
براتون سلامتی و آرامش آرزومندم دوستم🌹🥰
نشان های دریافت شده
دوست عزیز وبا پشتکار ،
بسیار از دیدگاه پرانرژی ومثبت شما لذت بردم وتبریک میگم که اینگونه خودتون را کشف کردید وامیدوارم که همیشه در همین حس وحال باقی بمونید .
همراه شما
فریده
نشان های دریافت شده
سلام فریده عزیز
ممنونم از انرژی شما دوستان عالی و بینظیرم ،خدارو شکر در مسیر تغییر هستیم و بزودی طعم شیرین پیشرفت ها چشیده میشه ، حق ماست ،ماییکه متفاوت فکر و عمل میکنیم ،نتایج عالیتری داشته باشیم
در پناه عشق خداوند باشید🌹
نشان های دریافت شده
ممنونم دوست عزیزم ،
موفق باشید
نشان های دریافت شده
سلام .
لاغر شدن را رها کنیم لاغر میشویم .
من لاغر شدن را رها کردم . لاغر شدن جسمم را رها کرده ام و فقط در پی یادگیری هستم . چون فهمیده ام که اگر هزاران رنگ و آبرنگ و بوم و قلمو و دیگر وسایل لاغری رو هم داشته باشم اما وقتی یاد نگرفته باشم نقاشی کردن را هرگز نمیتوانم قلم به دست گرفته و نقاشی کنم . برای نقاش شدن باید نقاش شدن را رها کرد و نقاشی کردن را آموخت .
فقط آموخت . فقط تکرار کرد و به آموزشها عمل کرد . و مرحله به مرحله تکامل را سپری کرد . آزمون و خطا کرد تا کم کم آرام آرام تغییرات را در خودمان مشاهده کنیم .
کسی که نقاش است هرگز به نقاش بودن خود فکر نمی کند . چون او نقاشی را یاد گرفته است .
ما هم برای لاغر شدن باید لاغر شدن را کنار بگذاریم و فقط لاغری را یاد بگیریم . جمله به جمله . کسی که نقاش است با نقاشی زندگی میکند . و کسی که لاغر است با لاغری زندگی می کند . درست مثل شما که تمام وقت خودتان را صرف آموختنکردید . تاثیرات این تکرارها و تمرینات چیزیست که ما فقط در ظاهر شما میبینیم . اما هزاران نتایج بهتر را شما در حال خلق کردن برای خود هستید . لاغر شدن فقط یکی از نتایج شماست و نتایج دیگر نیز خیلی عالی خود را نشان میدهد . چون ما وقتی ذهنمان را مشغول یاد گرفتن می کنیم ذهن را به یادگیری مشغول می کنیم و کار اصلی ذهن آموزش است . با اینکار او اجازه میدهد جسم بر اساس فرمولهای اولیه پیش برود . ما با یادگیری لاغری در حقیقت ذهنی را که مدام به چاقی و لاغر نشدن دارد فکر میکند را به کار میگیریم و با یادگیری ، حال خود را خوب میکنیم و یاد میگیریم که باید از ابزار ذهن در راستای قوانین آفرینش استفاده کنیم .
یکی از همین قوانین رها کردن است . اما ذهن مگر میتواند چیزی را رها کند که به آن عادت کرده . بله میتواند وقتی غذای دلچسب تری به ذهن بدهیم ذهن ما خوراک نه چندان مرغوب قبلیر خود را رها میکند . چون تازه میفهمد که آن خوراک چقدر بد مزه بوده و به زائقه ی او نمیخورد . به فرمایش مولانا :
تا نبیند که کودکی که سیب هست
کی پیاز گنده را بدهد ز دست .
قانون رهایی یعنی رها کردن آنچه مارا با قوانین آفرینش ناهمسو میکند .
ناتوانی نا همسو با آفرینش است . چه چیز به ما احساس ناتوانی میدهد . هر آنچه ما با فکر کردن به آن به احساس ناتوانی میرسیم باید آن را رها کنیم .
و در اینجا لاغر شدن وقتی به ما احساس ناتوانی میدهد باید آن را رها کنیم .
یادگیری یک پروسه ی ذهنی و لاغر شدن یک پروسه ی جسمیست .
برای لاغر شدن باید پروسه ی جسمی را (لاغر شدن ) رها کرد .
ما با رها کردن جسم و لاغر شدن از تکرار فرمولهای چاق کننده دوری می کنیم .
استاد ما هم تمام فکر و ذکرمان انجام تمرینات است . ما هم همگام و همسو با شما در حال یادگیری بیشتر هستیم . به فرمایش حضرت محمد ص (اطلبوالعلم من المهد الی اللحد )
ایشان آموختن علم را از گهواره گفته اند و تا زمان مرگ . که البته با توجه به جاودانگی انسان منظور از مهد ، ازل است و لحد ، ابد . یعنی همیشه جاودانه . منظور از این حدیث اینست که به طور پیوسته و همیشه در حال علم آموزی باشید و ذهن تنها با خوراک علم میتواند خوراکهای ناهمسو با آفرینش را رها کند .
لاغر شدن پروسه ی جسمیست و قدرتی که در آفرینش جسم وجود دارد بر ترمیم و پاکسازی و خلق سلولهای جدید استوار است . در حافظه ی الهی ما همه چیز هست . جسم ما به علم لدنی متصل است . منتها ما به واسطه ی آموزشهای ناهمسو با آفرینش و دخالت کردن در کار جسم قدرت تخریب را بیش از قدرت ترمیم کرده ایم . ما با ذهن خود جسم را تخریب می کنیم و جسم ما با فرمولهای الهی خود ، خود را ترمیم میکند . وقتی ما ذهنمان را به یادگیری مشغول می کنیم متوجه میشویم چطور باید از ابزار ذهن در جهت قوانین آفرینش استفاده کرد . چرا که اصل آفرینش ذهن نیز بر این اساس استوار است .
ما وقتی لاغر شدن را رها میکنیم جلوی تخریب ذهن را میگیریم و ترمیم بدن پروسه ی لاغری را که همیشه در حال انجام آن بوده ادامه میدهد و چون دیگر ذهن یادگرفته این کارخانه ی خودکار را رها کند ؛ لاغری رخ میدهد . این یک آموزش عملیست . ما باید همواره این نکات را در نظر داشته باشیم . وقتی همیشه مشغول حرکت در مسیر لاغری با ذهن باشیم توجه به جسم را رها کرده به آن میرسیم و از آن عبور میکنیم .
🔴در مسیر لاغری با ذهن به خوبی درک کردیم که موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده آل نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که از شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس می کنید.
بله ما نسبت به نقطه ی شروع بسیار تغییر کرده ایم . ذهنیت ما آرام آرام در حال تغییر است . گفتمان های ما آرام آرام تغییر میکند . عملها و عکس العملهای ما آرام ارام تغییر میکند و نتایج یکی پس از دیگری در اثر همین تکرارها و تمرینها و عمل به آموزشها برای ما رخ میدهد .
🔴احساس شما به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی
احساس من بسیار تغییر کرده است . آرامشم بیشتر شده . شادیهایم خنده هایم امیدم نشاطم بیشتر شده وابستگیهایم به بیرون از خودم کم شده
توجهاتم تغییر کرده . نگرانی هایم کم شده . اصلا دیگر نگران نیستم . من به اندازه ی تغییرهایم موفق هستم.
🔴نگرانی شما از لاغر نشدن به چه انداه به اطمینان به لاغر شدن تبدیل شده است؟ به همان اندازه موفق هستی
من دیگر نگران نیستم بلکه نگران هستم . من نگاه میکنم . تفکر میکنم . زاویه ی نگاهم را به زندگی تغییر میدهم و من به اندازه ی تغییرهایم موفق هستم .
🔴ترس از خوردن مواد غذای به چه میزان در شما تغییر پیدا کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی
من دیگر از خوردن ترس ندارم . خوردن ترس ندارد درس دارد . چاقی ترس ندارد درس دارد .
من آموخته ام که از هر اتفاق زندگی درس آن را بیرون بکشم تحلیل کنم و به فرمولهای لذتبخش در جهت آفرینش برسم .
اما همه ی این نتایج لذتبخش زمانیست که من به گل آموزشهای الهی متصل هستم . اگر به بعد ذهن گذشته ی خود برگردم و انها را مرور کنم قطعا که نتایج باز هم در امتداد ان مسیر نمایان میشود .
🔴ارتباط شما با خودتان به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی
من با خودم به صلح رسیده ام . بدن من همواره در حال بهترین شدن خود است تنها مانع خودم هستم . حتی( من )هم در من تغییر کرده است .
من از خودم راضی هستم .
🔴هر تغییری که در خود به نسبت نقطه شروع حرکت در مسیر لاغری با ذهن در خود مشاهده میکنید بیانگر موفقیت و تاثیرگذار بودن آموزشها برای شما می باشد.
به به عجب عبارات چشم نواز و گوش جان نواز و دل نوازیست .
تغییر مسیر ذهنی = موفقیت .
🔴در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه شما به تغییرات خود باشد و توجهی به مقصد نهایی نداشته باشید.
پس این یک فرمول است که باید به تغییرات فعلی خود توجه کنیم نه به مقصد نهایی .
من انقدر به آموزشهای شما ایمان دارم که میدانم تغییرات هم خودبخود دارد اتفاق می افتد . تغییرات ذهنی روحیه اخلاقی و حتی جسمی . من فقط تمرکز و توجهم را روی آموزشها و پیگیری آن می گذارم که یکی از آنها توجه به تغییر است .
و یکی از فرمولهایی که درمورد تغییر پیدا کرده ام اینست که تغییر آسان است . ما با توجه کردن به تغییرهایی که می کنیم به این باور میرسیم که تغییر کردن خیلی آسان است .
🔴 و همینطور که مشغول لذت بردن از تغییرات خود هستید به خود می آیید و متوجه می شوید از نقطه پایان گذشته اید.
بله ما باید لذت ببریم . این هم یک فرمول دیگر . ما در مسیر لاغری باید لذت ببریم . لذت بردن از تغییرات هم خودبخود رخ میدهد . وقتی به تغییرات الان و گذشته ی خود نگاهی میکنیم چقدر تغییرات خود را عالی مشاهده میکنیم . چند روز پیش با خانومی در حال صحبت بودم گفت چند سالته . گفتم چند میخوره . گفت ۲۷ ؛ ۲۶ گفتم نه من ۳۷ ؛۳۶ ساله هستم . خیلی تعجب کرد . گفت خیلی خوب مانده ای .چه کار کردی . چیزی نگفتم .
من وقتی ۳۲ ساله بودم و در اوج چاقی واقعا که به خودم نگاه میکردم پیری را میدیدم و الان که ۵ سال از آن زمان فاصله گرفته ام من حدودا ۳ سال است که جوانی را خود مشاهده می کنم .
جوان شدن فقط یکی از بینهایت پاداشهاییست که ما در مسیر لاغری میگیریم .
🔴این طریق لاغر شدن لذتبخش است، نه اینکه هر روز شرایط خود را با آنچه باید باشیم یا دوست داریم باشیم مقایسه کنیم.
این عبارت هم هم یک نکته ی آموزشیست . وقتی لدت ببریم مقایسه نمیکنیم . پس هرگاه که گرفتار مقایسه شدیم بدانیم که ذهن ما لذت بردن را کنار گذاشته . فرمولهای قبلی دارند تکرار میشوند که ما به جای لذت داریم مقایسه می کنیم .
واقعا که تمام گفته ها و فرمایشات شما که از خدای درونتان است خط به خط قابل بررسی و تحلیل است. چقدر نکات دارد که تازه خیلی از آنها جا میفتد .
به فرمایش آیه ۳۷ سوره لقمان بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم
وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ۲۷
و اگر همه درختان روی زمین قلم شود، و دریا برای آن مرکّب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام میشود ولی کلمات خدا پایان نمیگیرد؛ خداوند عزیز و حکیم است . در آیه ۱۰۹ سوره ى كهف نیز میخوانیم: «قل لو كان البحر مداداً لكلمات ربّى لَنَفدَ البحر قبلَ أن تَنفد كلمات ربّى و لو جئنا بمِثله مَدَداً» بگو: اگر دریا براى نوشتن كلمات پروردگارم مركّب شود، دریا پایان میگیرد، پیش از آن كه كلمات پروردگارم تمام شود، هر چند همانند آن (دریاى اوّل) را كمك قرار دهیم.
تمام این آیات را من با تمام گوشت و پوست و استخوانم با بند بند وجودم حس میکنم و چه مسیری از این زیباتر که انسان به این درک برسد .
استاد گرامی ما خدا را در عبارات شما یافتیم . خدای درون ما ما را به سمت شما هدایت کرد و تمامی این تغییرها هدایت زیبای الهیست و واقعا خدای به این زیبایی چقدر برای پرستیدن لایق است . این خدا کجا و خدایی که ما از قبل برای خود ساخته بودیم کجا .
خوشا آنان که دائم در نمازند و ما به لطف خدا به این نماز دائمی رسیده ایم .
چه بسا وقتی عمیقتر مینگریم جسم و ذهن خود را به گرد خدای روحمان در گردش میبینیم و این معنای اصلی نماز است . جسم و ذهن الهی ما همواره در حال حرکت بر مدار و قوانین آفرینش هستند و ما هم وقتی با این آفرینش همراه میشویم لذت را حس می کنیم و احساس ما قطب نمایی میشود برای این لذت .
پس نماز خواندن در حقیقت یعنی همسو شدن با آفرینش الهی .
وای خدای من این نماز کجا و آن نمازهای قبل کجا . حالا میفهمم که چرا خدای درونم مرا از نماز خواندن بازداشت . او مرا از نماز ظاهری جداکرد تا نماز حقیقی که همسویی با قوانین آفرینش است را یادم دهد .
خدایا شکرت .
نماز خواندن را رها کنیم نمازخوان میشویم .
لاغر شدن را رها کنیم لاغر میشویم .
لاغری دوم یعنی طبق قوانین و همسو و هم ارتعاش با قوانین آفرینش شدن . خدایا جز شکر چه میتوانم بگویم .
خدایاااااا شکرت شکرت شکرت .
استاد جز تشکر از شما چه میتوانم بگویم . اشک شوق بر صورتم جاریست و فقط میتوانم بگویم سپاسگزارتونم استاد .
سلام فاطمه جان مثل همیشه کامنتتون فوق العاده عالی و انرژی بخش پر از درک و آگاهی هستند و با خوندن کامنتها درک و آگاهی درونی ما هم فوران میکنه ممنون و سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام لیلی جان ممنون از نگاه زیباتون عزیزم
نشان های دریافت شده
سلام
سپاسگزارم از این کامنت عالی و پر محتوا
نشان های دریافت شده
سلام . ممنون از نگاه و نگرش والای شما .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز،
بسیار زیبا نوشتید ،بخصوص تشخیص کلی اصل از بدل ، نگاه عارفانه وخالصانه، در عین زلالی ، نظر هر خواننده ای بابصیرت را به خود جلب می کند ، دیدگاه رهایی ورها شدن از هرچه وابستگی،بی شک از نهاد یگانگی شما با احدواحد سرچشمه می گیرد .
همیار شما
Farideh-T
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم و شما که اینچنین زیبا می نگرید قطعا در همین مدار هستید که از این زاویه ی متعالی به این نوشته نگاه کردید . من گاهی اوقات از قضاوت شدن میترسم . ولی اینجا راحت مینویسم . حقیقتا هر انسانی از زاویه ی دید خودش دیگران رو قضاوت می کنه و وقتی شما اینقدر عالی نظرتون رو برام نوشتید علاوه بر اینکه ازتون تشکر میکنم بابت حسن نظری که به نوشته ی بنده داشتید بهتون تبریک میگم به خاطر مداری که در اون قرار دارید و از اون مدار به دیگران نگاه می کنید .
جاوید باشید دوست عزیزم .
نشان های دریافت شده
با سلام به شما دوست عزیز،
از اینکه دوستان آگاه ومتعالی ومهربانی همچون شما دارم ،خیلی خوشحالم، وشما به من لطف دارید ومن همیشه دیدگاه های شمارا دنبال می کنم ،
❤🌺🌷⚘🌲🪴🌺🌺
نشان های دریافت شده
سلام
هر بار که میخونم متن رو جابه جای مدار رو حس میکنم واقعا زیباو پر محتوا نوشتید.
تحسین برانگیزه
سپاسگزارم از استادعزیز و شما خانم فاطمه سادات
نشان های دریافت شده
به نام خدا
لاغرشدن را رها کنید تا لاغرشوید .🌺🌺
همه ما خاطرات زیادی باوزن کردن داریم .وقتی میخواستیم وزن کنیم که پرسه طولانی از شب قبل داشتیم که اول هفته با معده خالی و کمترین لباس ….آخرشم ناامید میشدیم .این اواخر شنیده بودم که باجوراب خودم وزن کنم باید بین پا و ترازو یک مانع نازک باشه که دقیق نشون بده.
اینقدر وسواس ترازو داشتم که به بقیه هم منتقل شد من وزن میکردم یا استپ بودم یا اضافه کرده بودم به پیروی من شوهرمم خودشو وزن میکرد بااینکه متناسب بود ولی دلش یکم توپر بودن رو میخواست کم کم متوجه شد داره وزنش کم میشه و این ادامه داشت تا کار به دکترهای مختلف و آزمایش های سخت کشید و ما رو حسابی ترسونده بودند .و خوشبختانه مشکلی نبود .و ما نفهمیدیم دلیل اون کاهش چی بود ولی حالا که دراین مسیر افتادم فهمیدم این ذهن ما دو نفر بوده که من چاق میشدم و ایشون لاغر .
❇❇توجه کردن به مقدار اضافه وزن انرژی و احساس خوب افرادی که درمسیر لاغری تلاش میکنند رو نابود میکنه .پس ترازو و وزن کردن و توجه به جسم را رها میکنیم .و فقط از این مسیر لذت میبریم تا به اهداف خودمون برسیم .
باید توجه کنیم ببینیم در این مسیر چقدر تغییر کردیم دراین دوماه من نگرانی و اضطراب ام خیلی کمتر شده .ترس خوردن از انواع خوراکی ها و زمان آنها رو ندارم با ترس ااز خوردن شیرینی دست وپنجه نرم میکنم و میدانم به مرور آن هم درست میشه .
از بدنی که نفرت داشتم تشکر میکنم و دوستش دارم و آرامش دارم و به دنبال هدف در زندگیم هستم هروقت فرصتی دست میدهد دراین کانال وسایت هستم برای تغییر خود و زندگیم .
اینها تغییرات بزرگی هستند که سالها آرزویش را داشتم .حالا شاید در جسمم تغییر نبوده که شک دارم احساس میکنم دارم کوچک و سبک میشوم .
❇❇از این مسیر لذت ببریم .
❇❇از مسیر لاعری باذهن چربی سازی رو متوقف می کند یعنی انباشت چربی خود به خود متوقف میشه .
⛔باور اینکه دوره ها فقط سیری و گرسنگی است باور غلطی است .دراین مسیر استمرار داشته باشیم و با هرشرایطی فقط ادامه بدهیم خودبه خود همه چیز حتی باورهای غلط هم درست میشه .
⛔داشتن پیچ غذا باعث چاقی میشود .این یک باور غلط است هیچ ارتباطی با چاقی ندارد .افراد خارجی و ایرانی زیادی هستند که پیج غذا دارند ومتناسب هستند .
❇ بااستفاده از این دوره ها رفتارشخصی ات با رفتار شغلی ات تفاوت پیدا میکند .
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان همراه
مثل همیشه یک فایل عالی دیگه از شما شاهدیم .
همین چند دقیقه قبل آخرین پیام کانال تلگرامو خوندم و بی اختیار لبخند زدم می دونستم حرفای قشنگی خواهم شنید هنوز فایل صوتی این متن رو گوش نکردم اما این جملات در متن ، توجه منو به خود جلب کرد و برام تاثیر گذار ترین جملات این متن بود 👇
همینطور که مشغول لذت بردن از تغییرات خود هستید به خود می آیید و متوجه می شوید از نقطه پایان گذشته اید.
این طریق لاغر شدن لذتبخش است، نه اینکه هر روز شرایط خود را با آنچه باید باشیم یا دوست داریم باشیم مقایسه کنیم.
👏👏👏👏👏👏👏👏👏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓
قبل از گوش دادن به فایل ارزشمند صوتی شما
می خوام چند جمله راجع به تغییراتی که احساس می کنم یا در خودم می بینم بگم که حسابی بابتشون خوشحالم 😃
احساس سبکی که اینروزا دارم خیلی حالمو خوب می کنه مانتویی که از اول آشناییم با سایت می پوشیدم گشادتر شده و کاملا این تغییر رو به چشم می بینم ، حتی یکی دو نفر از دوستانم بهم یادآوری کردن ،
با لذت و با ترس خییییلی کمتری غذا می خورم از اینکه با مقدار کمتری غذا سیر میشم خیلی لذت می برم ، و این فعال بودن اهرم رنج و لذته که به جهت لاغر شدن داره تنظیم میشه
به مواد غذایی توجه کمتری می کنم ، وقتی به آخر غذا خوردن نزدیک میشم به صدایی کهمیگه کافیه با اینکه هنوز میل داری ولی باقیشو نخور گوش می دم و اجرا می کنم .
هر غذا و خوراکی که میلم بکشه حتما ازش یه مقداری می خورم تا به وسوسه بیشتر و مقاومت ذهنم پایان بدم .
یه صدایی میگه ریزه خواری نکن ولی من میگم کودک درونو میشه با یه چیزای کوچولو آروم کرد سرشو گرم کرد تا دست از بهانه جویی برداره .
اصل ، انتظار لاغری از خود داشتنه و نداشتن احساس ترس از چاقتر شدن .
وگرنه من از استاد شنیدم اگر شما انتظار لاغری از خود داشته باشید ومثل متناسبها فکر کنید هر چی با هر مقدار دوست داشتی بخور .،
مگه یادمون رفته که گفتن وما هم شنیدیم که خیلی از لاغرها فقط بخاطر هشدار پزشکی به ترس از چاقتر شدن و انتظار برای چاق شدن دچار شدن و بعد بدون اینکه غذاشون تغییری کرده باشه بسرعت چاق شدن …..پس مهمترین فاکتور قابل توجه برای متناسب شدن انتظار داشتنه انتظار از خود برای لاغر شدن ،
، به آینه نگاهم میفته خودمو با لبخند نگاه می کنم و به چاقیم اصلا توجهی نمی کنم و میگم تو خوبی قراره خوبترین بشی ، واقعا هر جا آدم متناسبی ببینم غرق توجهو لذت میشم و برای دیدنش خدارو شکر می کنم چون می دونم اگه باهاش هم فرکانس نبودم توفیق دیدن و توجه حاصل نمی شد ، در صورتی که قبلا فقط به چاقها توجه می کردم و در حال مقایسه خودم با اونا بودم به لاغرا توجهی نمی کردم چون نگاه حسرت بار اذیتم می کرد اما حالا کاملا دیدگاهم تغییر کرده ،
قبلا فکر می کردم هیچوقت لاغر نمیشم چون سنم هر سال میره بالاتر سوخت و سازم می آد پایینتر ولی حالا در مسیر تناسب اندامم خواه ناخواه به مقصد می رسم هر چند گاهی در این مسیر توقف کنم و کند و لاک پشتی حرکت کنم . هیییییچ ارتباطی بین سن و سوخت و ساز با لاغر نشدن وجود نداره ،
از اینکه از انجام تمرینات لاغری لذت می برم و خستگی هامو به جون می خرم این یکنشانه مهمه که ذهنم اجازه حرکت به سمت لاغری رو داده و با اینمسیر مخالفتی نداره ،
از همه مهمتر تغییری است که در مقدار فعالیتم ایجاد شده و اونم انجام پیاده روی موثر با فایلهای بینظیر استاد عزیز .
مدتهابود یه گوشه مینشستم و کمترین جنب و جوش دا داشتم ولی حالا شاهد این حرکت وجنبش عالی از خودم با آگاهی های جدیدم .
واقعا این تغییرات عالین و بابتشون بسیار خوشحالم 😃
هر روز که از خواب پامیشم به خودم میگم من امروز برای لاغر شدنم وظایفی دارم و انجام هر وظیفه میشه یک قدم به پیش باید مسیرمو با همین کوله بار چاقیم ادامه بدم تا یواش یواش این بار سبک و سبکتر بشه یهو به خودم می آم می بینم کیسه چاقیم خالیه خالیه و من به مقصد رسیدم🤩🤩🤩
نشان های دریافت شده
سلام سلام😍😍
صبح تا بیدار شدم گوشی دست گرفتم و پیام فایل جدید در تلگرام را دیدم و ذوق کردم تا اول این فایل ببینمچی هست بعد برم هفته ی دوم دوره را شروع کنم.
همیشه اولین کار من چک کردن پیام هایم بود ولی اصلا یادم رفت تا دیدم فایل جدید داریم😎🥰.
تجربه ی من از استفاده از ترازو؛
خوب ترازو همیشه پناهی بود که دست به دامنش میشدم ولی از پشت که نه خیلی راحت از جلو بهم خنجر میزد🥴
میدونستم که وضعیت خوبی ندارم ولی به اعداد التماس میکردم تا آنها گزارش وضعیت خوبی را به من بدهند.
خیلی وقت ها حتی عینکم و گیره ی سر را هم برمیداشتم به امید اینکه یه ۲۰ کیلویی کمتر نشون بده 😆😂
خوب ذهن چاق اینجوریه دیگه، صبح ها ناشتا بدون لباس وزن کردن هم هیچ وقت عددی که میخواستم نشان نداد.فکر میکردم اگر شکمم را بدم تو کمتر نشون میده وزنمرو.و…
فایل تصویری💻🎧📚🖍:
✅با وجود شرایط چاقی که هرروز با ماست ولی باید انقدر ادامه بدهیم تا تغییرات ایجاد شود.
✅هیچ وقت نباید نقطه ی پایان ، هدف تان باشد.
✅چیزی که هستی را با نقطه ی شروع مقایسه کن، که انرژی بگیری ادامه بدی.
یعنی هدفت بهتر کردن شرایط خودت باشد.
🖍من کجا هستم؟
۱.نقطه ی شروع من زمانی بود که ۷۸ کیلو بودم و آرزوی من ۷۵ کیلو شدن بود…یعنی اصلااا فکر نمیکردم که بیشتر بتوانم لاغر بشوم .ولی چند وقت بعد من ۷۰ کیلو شدم یعنی رویای خودم را هم رد کردم و این بار با شجاعت هدفم را ۵۴ کیلو انتخاب کردم.
۲.الان که فکر میکنم میبینم باید این عدد را هم رها کنم مثل اون ۸ کیلویی که هیچ وقت من تعیین نکردم کم کنم ولی کم شد و از جسم من بیرون رفت.
۳.من از وقتی که با لاغری با ذهن آشنا شدم،خیلی از رفتار ها و اخلاقم هم تغییر کرد.
مثلا من آدم مثبتی شدم، چه قدر ارتباطم با خدا بهتر شد ، تلویزیون رو کنار گذاشتم و …
من با خودم در سال ۹۷ خیلی تفاوت دارم که شاید باید برای هرکدام کلی تلاش میکردم ولی حقیقتا کاری جز تغییر فرمول های ذهنی نکردم اما شرایط ایجاد شد.
ولی به خیلی از اهدافم هم نرسیدم مثلا هنوز من ۵۴ کیلو نشدم و…. اگر به این توجه کنم ، منفی باف هم از خدا خواسته میاد وسط و میگه آره بابا خودتو کشتی هیچی به هیچی و نتیجه هایی هم که گرفتم را به راحتی از دستم میگیره و پرت میکنه کنار.
بنابراین من نباید توجه ام بذارم روی نقطه ی پایان ..
توجه من به احساس امروزم و تفاوتم با نقطه ی شروعم هستش که میتونه به من کمک کنه .بهترین مقایسه ، مقایسه با خودم وعملکرد خودم هستم.
من کجا بودم و الان کجا هستم؟
نه اینکه من اینجام اوووووو کی بشه برسم به نقطه ی پایان❌❌
🌹خیلی سپاسگزارم برای این لایو فوق العاده.