تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی، جلوی آینه میری، و با لبخند به خودت نگاه میکنی. حس سبکی توی بدنته، لباسهات قشنگ رو تنت نشستن، و مهمتر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیادهروی کردم؟” توی سرت نیست. 😌
📍 این جلسه ادامه گام ۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربهاش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفتوسخت، فقط با رها کردن! 🎈
در این جلسه میآموزیم:
لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿
تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔
اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…
ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:
مسیر لاغری با قانون رهایی.
📌 قانون رهایی یعنی چی؟
قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…
بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!
اون دقیقاً میدونه کی گرسنهست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.
لاغری با قانون رهایی یعنی اینکه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.
یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا میخوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!
💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.
آروم میخوری، با لذت، با احترام به خودت.
بدنت یه جایی بهت سیگنال میده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»
و تو همون لحظه قاشق رو زمین میذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.
🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.
به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیمهای سخت و ترازو و ممنوعیتها خراب نشده بود.
اون نسخهای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.
✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار میکنه:
- گوش دادن به صدای بدن
- دوستی با خودت، بهجای کنترل خودت
رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن میتونن با هم باشن.

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمیده؟ 😤
چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!
وقتی خودتو محدود میکنی، ذهن ناخودآگاهت میره سراغ ذخیرهسازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم میفرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵💫
نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.
مطالعات نشان دادهاند که رژیمهای محدودکننده میتوانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث میشود غذاهای پرکالری جذابتر به نظر برسند.
بنابراین، به جای جنگیدن با بدنمون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.
لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواسگونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهنمون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.
بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️
حالا لاغری با قانون رهایی چی کار میکنه برات؟ 🕊️✨
وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی میشی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌
اینجا یه سفر عاشقانهست… بین تو و بدنت 💞
تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، صدای بدنت رو میشنوی، با لبخند میری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕
با لاغری با قانون رهایی یاد میگیری که:
✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنهای و کی فقط ذهنت دنبال حواسپرتیه. 🍽️🧠
✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗
✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفهات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا میخوری، نه با ترس. 🍰💕
✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد میگیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞
✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫
یکی از معجزههای واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.
ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمیده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯
بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آمادهای؟
(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)
👁️ چشمهات رو ببند و…
🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوشدوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت میخواست بپوشی ولی حس نمیکردی «اندازهاش هستی»…
✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه میری…
لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشمها برق میزنن…
همه تحسینت میکنن، ولی مهمتر از اون، تو خودتو تحسین میکنی! 😌💃
اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.
و این یعنی چی؟
یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی میسازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نهتنها ممکنه، بلکه لذتبخشه!
📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر میذاره.
یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today میگه وقتی ما چیزی رو بهصورت ذهنی تصور میکنیم، همون نواحی از مغزمون فعال میشن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال میشن. (منبع: Psychology Today)
💡 اگه میخوای این تصویرسازی ذهنی و «قانون رهایی» رو با راهنمای کامل و تمرینهای عملی دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ یه نکته خیلی مهم؛ در ادامه هم توی گام ۱۰ سراغ «اعتیاد به غذا» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.17 از 148 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید ،،سلام استاد و دوستان همراهم ،،یکی از کارهای روتین من، زمان هاییکه باشگاه میرفتم ،وزن کردن خودم بود ،اونم در ۲ نوبت ،قبل از شروع ورزش سنگین،بعد از اتمام چندین ساعت ورزش کردن ،اونم با ساعت کالری سنجی که به دستم میبستم ، حین وزن کردن هم میبایست تمام وسایل از من جدا میشد ،تا کلیپس موهام هم در آورده میشد😄 که مبادا ۱ گرم اضافه نشون بده ،مجدد فرداش هم همون اتفاق تکراری انجام میشد ولی من خودم هیچ وقت ترازو نخریدم ،خواهرم و اطرافیانم داشتن و ترازوی خواهرمو دوست داشتم همیشه منو کمتر نشون میداد😁 از وقتیکه ورزشو رها کردم یعنی از ۸ سال پیش ،دیگه از ترس خودمو وزن نکردم چونکه اون وقتا که ورزش میکردم انتظار داشتم که بالاتر از ۷۸ کیلو نشم ولی وقتی ورزش رها شد من انتظار اضافه وزنو تا ۹۸ کیلو رو داشتم و جالبه خودمو گول میزدم و وزن نمیکردم که بیشتر نترسم ،واقعا هم خودمو ۸ سال وزن نکردم تا ۲۰ روز قبل از ورودم به دوره لاغری با ذهن که وارد یک رژیم سخت شده بودم و مجبور بودم وزنمو بدونم و برای متخصص رژیمم که از طریق واتزاپ بهمون رژیم میداد بفرستم (اون متخصص تغذیه در واقع هیچ اطلاعاتی از ما نداشت فقط وزن میپرسیدو رژیمو میفرستاد)اون زمان ،دوستم واسم یه ترازوی دیجیتال خرید ،با ترس رفتم رو وزنه ،دیدم ۹۴ نشون داد ،خودم میدونستم وزنم بالا رفته ولی نه دیگه تا ۹۴ کیلو🥴 بعد از ۱۵ روز که از اون رژیم مزخرف گذشت و من با اینجا آشنا شدم ،دیگه بی خیال رژیمو و ترازو شدم و میخواستم ترازو رو به دوستم پس بدم که یکی از دوستان دیگه م که با من اون رژیمو شروع کرده بودیم گفت ترازوتو پس نده ،بذار من بیام خودمو وزن کنم ،آخه اون دوستم ۱ سال اون رژیمو ادامه داد ،بنده خدا ۱۲ کیلو کم کرد و تا ۱ سال ترازورو براش نگه داشتم ،هر زمان هم وزن میکرد فقط باید یه جای صاف و مشخص ترازورو میذاشت و از اونجا تکونش نمیداد ،میگفت اینجا منو کمتر نشون میده ، بعدش ترازورو پس دادم و الان ۱ سال و نیمه که فارغ از هر وزن کشی دارم از زندگیم لذت میبرم ،امروز باز هم با دوستم در مورد قوانین جهان هستی صحبت میکردیم ،داشتیم از داشته هامون میگفتیم و تمرین احساس خوبو که استاد در یکی از تمرینات دوره خلق آرزوها به خوبی آموزشش دادنو ، انجام میدادیم و لذت میبردیم ،بهش گفتم ببین ما چقدر خوشبختیم که اینهمه داشته داریم تازه لاغر هم میشیم ، مردم خودشونو میکشن با ورزشو رژیمو سختی شاید با ترس بتونن چند کیلو لاغر بشن اونم باید مراقب باشن دوباره چاق نشن ،ما با تغییر ذهن و سبک عادتهامون براحتی لاغر شدیم و داریم لاغر میشیم ، مثلا ما امروز نهار ظهرمون موند ،شام بقیه شو خوردیم ،این یعنی تغییرات ،من نمیگم اون غذاها چاق کننده است ولی فرمانهای مغز ما عوض شده و ما به دانسته هامون عمل میکنیم و واقعا نمیتونیم بیشتر از میزان سیر شدنمون بخوریم ،یادمه قبل از شروع این دوره ،هر وقت غذای خوشمزه ای میپختم و برای دوستم میبردم بهش میگفتم اگر گرسنه هستی این غذارو بخور ،تعجب میکرد ،میگفت من سیر هم باشم دست پخت تورو باید بخورم و میتونست بخوره ولی الان سیر که میشه دیگه ادامه نمیده ،،،، یکی از ولع هاییکه من قبلا داشتم این بود که دوست داشتم هر چقدر دوست دارم بخورم ،انگار عقده ای شده بودم ، دلم محدودیت نمیخواست ،از بس تو بخور نخور بودم ،اوایل دوره هم یکمی گیج بودم ،وقتی هم که حجم غذام کمتر شد ،منفی بافم ناراحت شد و مرتب بهم میگفت ،یعنی چی ،تو چرا حجم غذاتو کم کردی ؟ با اینکه من نمیخواستم کم بخورم ،بمرور خودش اتفاق افتاد ،این روزها هم حس میکنم بازم حجم غذام کمتر شده ، امروز که به دوستم میگفتم منفی بافم گاهی اذیتم میکنه بخاطر کمتر خوردنم ،دوستم گفت ،ما سالها دوست داشتیم ،خودبخود دلمون نخواد غذای اضافه بخوریم ،حالا این اتفاق افتاده ،نباید به منفی باف گوش کنیم و دقیقا همینطوره ،منفی باف بلخره یه چیزی واسه گفتن داره ،ما باید آگاهانه ازش تاثیر نگیریم ،،خدارو شکر میکنم که کابوسه ،وزن کردن، رژیم ،ورزش سخت ،قرص،دارو،دم نوش ووووو برای من تمام شد و به تاریخچه تاریخ سپرده شد و برای همیشه از دردی به نام چاقی رها شدم و تمام اینها را مدیون استاد عزیز هستم و خداوند و خودم که محکم و استوار ،بدنبال هدایت خداوند ،راهی مسیری شدم و کوتاهی نکردم ،من به خودم افتخار میکنم که از ۱۵ آذر ماه ۱۳۹۸ وارد دوره های بینظیر لاغری شدم ،من به داشتن استادم افتخار میکنم که سالهاست در این مسیر مصمم بودند و به هزاران انسان درمانده از همه متدها ،کمک میکنند تا جسم و ذهن و روح هماهنگ تری داشته باشند ،،، دیروز که برای پیاده روی و صحبت کردن با خودم و باورسازی هام به پارک محلمون رفته بودم ،داشتم به موفقیت های بدست آورده م در این ۱ سال فکر میکردم ،به دلم افتاد بیام یه فایل تصویری از خودم برای استاد ضبط کنم و بگم من چقدر از شروع مسیرم تا الان تغییر کردم ،منه الانم کجا و منه اون موقع ها کجا ، الان ریز به ریز ،آگاهی هارو هر روز با خودم مرور میکنم ،شاید پارسال عجله داشتم لاغر بشم که خیالم راحت بشه ولی الان اونجوری فکر نمیکنم ،الان ۱۰۰۰درصد مطمئنم راهم درسته ،باید از مسیرم لذت ببرم ،تازه بعد از ۱ سال ونیم نت های موسیقی لاغری رو یاد گرفتم ،حالا نوبت منه با اون دانسته ها ،چه موسیقی های زیبایی بنوازم ،شاید خیلی ها منتظرن دوره شون تموم بشه و برن دنبال زندگیشون ،ولی من میگم زندگی دقیقا همین جاست ،همین جایی که من با خودم آشتی کردم ،به خودم عشق دادم ،خودمو بعد از ۴۵ سال دیدم ،تازه زنده شدم ،اگر قبلا خودمو فقط لاغر دوست داشتم ،اینجا یاد گرفتم خود چاقمو در آغوش بگیرم ،گرد و غبار سالها ،سرزنش و مقایسه کردن ها و بی مهری هارو از سر و روش پاک کنم ،اون منه نابود شده رو بردارم و تمیزش کنم برای خودم ، اون من ،تو این یکسال و نیم ،آرام آرام جون گرفت ،من ۱ ساله ریمایندر گوشیمو ۲ ساعت ۱ بار کوک کردم که زنگ بزنه و من تو اون تایم ها قربون صدقه خودم میرم ،خودمو تشویق میکنم،خودمو میبوسم و هر روز بهش میگم که فریده بهت افتخار میکنم ، ۱ ساله هر روز صبح به کودک درونم نامه عاشقانه مینویسم و بهش میگم چقدر دوست داشتنیه ،من فهمیدم باید این دوره هارو زندگیشون کرد ،نه اینکه منتظر باشم تموم بشن ، خدارو شکر میکنم که گام ۷۴ از ۱۰۰ گام هستم و ۱۶ روزه دیگه مجدد میام دوره مقدماتی و تصمیم دارم بعد از اون روانشناس لاغری خود باشید رو بخرم ،،،من از نقطه شروعم خیلی فاصله گرفتم ،گاهی که کدهایی در مورد باورسازی های تناسب اندام برام باز میشه ،دلم میخواد فریاد بزنم ،بگم من اینو فهمیدم ،انقدر با خودم تکرار میکنم که همه آدم ها تو پارک بهم نگاه میکنن که این خانم داره با کی حرف میزنه 😊 هر زمان من به برداشت های جدیدی میرسم ،دقیقا چند روز بعدش متوجه میشم یه هوا بدنم ریخته ،انگار یه لایه پوست پیاز از روم کنده میشه و ایناتفاق بعد از عید، در ۳ نوبت واسم رخ داده و حس عالی داره ،،، احساس من بیش از اندازه تغییر کرده ،اولین اتفاقی که برای من افتاد همون هفته اول که چندتا فایل رایگان سایتو دیدم ، حس آرامش ،حس رسیدن،حس امنیت و پیدا کردن مشکل چاقیم بود ،حس نترسیدن ،حس رهایی و آزادی بود ،،نگرانی من همون هفته اول به آرامش تبدیل شد ،به خودم گفتم ،این همون چیزیه که سالها دنبالش بودی ،با اعتماد و اشتیاق جوری شروع کردم که ۱سال و نیمه بدون خللی ،بدون خستگی ،بدون مشوقی ،بدون نق زدنی ،بدون رها کردنی حتی ۱ روز ،بی وقفه ،هر روز فایل گوش کردم ،یعنی ورودی صحیح وارد ذهنم کردم ،نوشتم و خوندم و همینطور در لایوها شرکت کردم واقعا حق منه که به نتایج بزرگ برسم،،،، ،،ترس از خوردن غذاهاییکه قبلا ممنوعه بودن ،خیلی کمتر شده و در حال کمتر شدنه و دیگه به نوع پخت غذا یا چرب و شیرین بودن غذا فکر نمیکنم ،اینکه در وعده شام چه چیزی خورده بشه، مهم نیست ،در کل ترسی ندارم ،،،، ارتباط خودم با خودم که از منفی زیر ۱۰۰۰ به بالای ۲۰۰ رسیده و داره بهترو و بهتر هم میشه ،این روزها رفتار عاشقانه تری با جان جانانم دارم 🥰 در کل شخصیت متفاوت تری شدم ،قویتر شدم ،محکمتر شدم ،لاغرتر شدم ،با اعتمادبنفس تر شدم،در جمع ها راحتر هستم ،لباس های بیشتری بهم میاد ،جوانتر شدم ،سلامتر شدم ،فرزتر شدم ، عزت نفسم بهتر شده ،با خودم در صلح بیشتری هستم ،به خودم زور نمیگم ،به خودم احترام میذارم ،با خودم گفتگوهای زیباتری دارم ،به خودم اعتماد دارم ،خودمو توانایی هامو شناسایی کردم ،هر روز ۱۲۰ تا از نکات شخصیتی مثبت خودمو مینویسم و به خودم افتخار میکنم ،هر روز داشته های خودمو میبینم و از خدای خودم راضی تر میشم ،، خلاصه تغییراتم زیاده با توجه به اینکه شاگرد ساعی استادم هستم و یکی از شگفتی سازان هم هستم 🙂 اینهمه تغییر داشتم 🙂 من مشغول لذت بردن هستم ،میدونم که از خط پایان هم خواهم گذشت بدون اینکه متوجه بشم ،،،، یکی از راه هاییکه من انجامش میدم و واقعا واقعا حالم عالی خوب میشه ، صحبت کردن در مورد تغییراتم از نقطه شروع تا الانه و زمان هاییکه به نقطه هدفم فکر میکنم و متوجه میشم از هدفم چقدر فاصله دارم و ازش دور هستم حالم بد میشه ،ناامید میشم و منفی بافم میگه تو که الان ۴۵ سالته ،دیگه کی میخوایی به هدفت برسی ،دیگه تایمی نداری ،چجوری میخوایی به اون موقعیت ها برسی ؟ اصلا رها کن برو دنبال زندگیت ،وقتتم تلف نکن ووووو و وقتی مجدد بیدار و آگاه میشم ،به خودم یادآوری میکنم که من از کجا به کجا رسیدم و این تایم داره میگذره ،چه من خوب زندگی کنم و در آموزش باشم ،چه مثل قبل ناآگاه باشم ،پس چه بهتره تلاش خودمو بکنم ،مرور کردن کارهام از ۳ سال پیش تا الان ،حال درونمیو قویتر میکنه ، وضعیت الانم ،شخصیتم،رفتارهام ،کلامم،تفکراتم،اخلاقم،عزت نفس واعتماد بنفسم و وضعیت مالیم ،هیچ ربطی به ۴ سال پیش من نداره ،،،،،،،،من باز هم به مسیرم ادامه میدم ،،، 👈هدف من بهتر زندگی کردنه👉 با بودن در دوره ها متوجه شدم که این غذاها نیستن که چاق کننده هستن ،این انتظار ما از غذاهاست که چاق کننده هستند ،این نگرش ماست نسبت به خودمون و خوراکی ها که مارو بسمت لاغر شدن میبره یا چاق شدن ،،، خدارو شکر از آگاهی امروزم که یاد بگیرم فقط به موفقیت های تا الانم توجه کنم و خودمو تشویق کنم برای ادامه راهم 😊🌹