تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی، جلوی آینه میری، و با لبخند به خودت نگاه میکنی. حس سبکی توی بدنته، لباسهات قشنگ رو تنت نشستن، و مهمتر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیادهروی کردم؟” توی سرت نیست. 😌
این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربهاش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفتوسخت، فقط با رها کردن! 🎈
لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿
تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔
اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…
ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:
مسیر لاغری با قانون رهایی.
📌 قانون رهایی یعنی چی؟
قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…
بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!
اون دقیقاً میدونه کی گرسنهست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.
لاغری با قانون رهایی یعنی اینکه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.
یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا میخوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!
💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.
آروم میخوری، با لذت، با احترام به خودت.
بدنت یه جایی بهت سیگنال میده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»
و تو همون لحظه قاشق رو زمین میذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.
🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.
به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیمهای سخت و ترازو و ممنوعیتها خراب نشده بود.
اون نسخهای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.
✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار میکنه:
- گوش دادن به صدای بدن
- دوستی با خودت، بهجای کنترل خودت
رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن میتونن با هم باشن.

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمیده؟ 😤
چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!
وقتی خودتو محدود میکنی، ذهن ناخودآگاهت میره سراغ ذخیرهسازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم میفرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵💫
نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.
مطالعات نشان دادهاند که رژیمهای محدودکننده میتوانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث میشود غذاهای پرکالری جذابتر به نظر برسند.
بنابراین، به جای جنگیدن با بدنمون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.
لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواسگونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهنمون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.
بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️
حالا لاغری با قانون رهایی چی کار میکنه برات؟ 🕊️✨
وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی میشی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌
اینجا یه سفر عاشقانهست… بین تو و بدنت 💞
تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، صدای بدنت رو میشنوی، با لبخند میری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕
با لاغری با قانون رهایی یاد میگیری که:
✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنهای و کی فقط ذهنت دنبال حواسپرتیه. 🍽️🧠
✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗
✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفهات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا میخوری، نه با ترس. 🍰💕
✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد میگیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞
✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫
یکی از معجزههای واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.
ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمیده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯
بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آمادهای؟
(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)
👁️ چشمهات رو ببند و…
🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوشدوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت میخواست بپوشی ولی حس نمیکردی «اندازهاش هستی»…
✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه میری…
لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشمها برق میزنن…
همه تحسینت میکنن، ولی مهمتر از اون، تو خودتو تحسین میکنی! 😌💃
اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.
و این یعنی چی؟
یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی میسازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نهتنها ممکنه، بلکه لذتبخشه!
📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر میذاره.
یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today میگه وقتی ما چیزی رو بهصورت ذهنی تصور میکنیم، همون نواحی از مغزمون فعال میشن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال میشن. (منبع: Psychology Today)
یه نکته خیلی مهم!
خیلی از آدمها وقتی برای اولین بار با مفهوم لاغری با قانون رهایی آشنا میشن، یه سوال مهم براشون پیش میاد:
«اگه قرار نیست رژیم بگیرم و محدود باشم، پس یعنی هر چی دلم خواست بخورم؟! یعنی بیخیالی مطلق؟» 🤷♀️
📍 لاغری با قانون رهایی بههیچوجه یعنی بیخیالی نسبت به بدنت. برعکس! یعنی رسیدن به یک رابطه سالم، آگاهانه و صادقانه با غذا و خودت.
فرق رهایی با بیخیالی چیه؟ 👇
🚫 بیخیالی یعنی پر کردن هر حس خالی با غذا
✅ رهایی یعنی شناخت احساسات واقعی و احترام به نیازهای واقعی بدنت
🚫 بیخیالی یعنی غذا خوردن از روی استرس، خشم یا بیحوصلگی
✅ رهایی یعنی آگاهی از احساسات، بدون سرکوبشون با خوراکی
🚫 بیخیالی یعنی خوردن بیمرز، بیتوجه به نشونههای سیری
✅ رهایی یعنی توانایی متوقف کردن خوردن وقتی بدنت میگه: “من دیگه کافیمه!” ✋
چرا این تمایز مهمه؟ 🎯
چون لاغری با قانون رهایی فقط در صورتی اتفاق میافته که تو بتونی فرمان رو بهدست خودت بگیری — نه با اجبار، بلکه با عشق. ❤️



جمعبندی رهاگونه 😄
(یا به عبارتی: وقتی لاغری میشه یه سفر عاشقانه با خودت! 💖)
لاغری با قانون رهایی یعنی شروع یک رابطهی تازه… رابطهای پر از عشق، احترام و آرامش با خودت، بدنت و غذایی که میخوری 🍽️🧡
✅ یعنی خودتو همونطوری که هستی، با تمام فراز و نشیبها بپذیری
✅ یعنی انتخابهات از عشق باشه، نه از ترس یا وسواس
✅ یعنی غذا خوردن برای لذت، نه برای تنبیه یا پاداش
🌈 با قانون رهایی دیگه:
❌ غذا دشمنت نیست
❌ ترازو باعث استرس نمیشه 😩⚖️
❌ هر لقمه همراه بغض و اضطراب نیست
💫 حالا وقتشه سبک زندگی بسازی که نه فقط بدن، بلکه قلبت هم سبکی و آرامش داشته باشه.
از امروز یه تصمیم جدید بگیر… 🕊️✨
🌟 بذار لاغری با قانون رهایی بیاد سراغت… نرم، آرام و بیدردسر، مثل نسیم صبحگاهی 🍃🌞
🎁 نکته مهم: تو قرار نیست لاغر بشی تا خودتو دوست داشته باشی. تو خودتو دوست داری، برای همینه که اجازه میدی بدنت برگرده به حالت طبیعی خودش 💛
💡 و حالا، اگه میخوای یاد بگیری چطور ذهن و اشتهای خودت رو برای همیشه برنامهریزی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقا مسیر درستش رو بهت نشون میده.
این دوره کمک میکنه با ذهن خودت دوست بشی، وسوسهها رو مدیریت کنی و لاغری با آرامش و لذت واقعی رو تجربه کنی. 🧠✨
🎯 بخش تمرینی امروز: تجربهات از رها کردن وسوسهها! 🎯
📝 سؤال امروز:
تا حالا پیش اومده که موقع خوردن یه خوراکی وسوسهانگیز، تصمیم بگیری رهاش کنی و بهجای خوردن، به احساس واقعیت گوش بدی؟
چی شد که تونستی رها کنی؟ یا اگه نتونستی، چه چیزی باعث شد سمتش بری؟
👇 همین حالا پایین همین صفحه، توی بخش دیدگاهها بنویس:
- چه احساسی داشتی وقتی خواستی رها کنی؟
- نتیجهاش چی شد؟
- اگه نتونستی رها کنی، دوست داری دفعه بعد چی کار کنی؟
🧠 چرا نوشتن مهمه؟
وقتی تجربههات رو مینویسی، ذهنت از حالت مبهم درمیاد و آگاهتر میشی. نوشتن باعث میشه قانون رهایی رو بهتر درک کنی، اشتباهاتت رو ببینی و به خودت فرصت رشد بدی. هر کلمهای که مینویسی، یه قدم به آگاهی و آزادی ذهنی نزدیکترت میکنه.
✨ تو با نوشتن، در حال ساختن نسخهی آزادتر و سبکتر خودت هستی…
🌱 همین الان بنویس و به مسیر لاغری با ذهن، قدرت بیشتری بده!
📌 ما دیدگاههات رو میخونیم و با عشق همراهت هستیم 💚
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.21 از 146 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام به همه ی دوستان و استاد عزیز.گام نهم.امروز باید تصمیم بگیرم که لاغر شدن رو رها کنم.یعنی فکر کردن به لاغری رو رها کنیم .مدام به نقطه ی پایان فکر نکنم.چون رسیدن به اون شرایط مسلما سخته.و یه شبه نمیشه ره صد ساله رو رفت.لاغری خوبه و متناسب بودن هم خوبه.اما این پروسه زمان بره.و فکر کردن به لاغری توی زمان باعث میشه خسته بشیم و دست از تلاش کردن برداریم.مهمترین چیز این وسط اینه که باعث تغییر در خودمون بشیم.وقتی تو این مسیر مثه اون لاکپشته قصه ها حرکت کنیم حتمن برنده خواهیم شد.آهسته و پیوسته در مسیر لاغری.هر تغییری توی رفتار میتونه نشانه ای از موفقیت باشه.
نشان های دریافت شده
سلام 💕♥️💕♥️
خداقوت واقعا فایل به دلم نشست و گره ای از ذهنم باز کرد.مثالی که درمورد ثروتمند شدن زدید اینکه وضعیت مالی بهتر میشه اما چون با اون هدف نهایی(که معلوم نیست حد ثروتمند شدن هم چقدرهست😁)مقایسه میکنیم میبینیم خیلی فاصله داریم ، واقعا عالی بود.اتفاقا اتفاقات بسیارر عالی درهمه ی زمینه ها برام افتاده.اتفاقاتی که از همیشه تاالان اصلا رخ نداده بود و به یه ارزوی دست نیافتنی توذهنم تبدیل شده بودو براشون اقدام کرده بودم اما چون کم کم رخ میدن و چون تومسیری برات طبیعی میشه و متوجه نمیشی که حتی رخ دادن متوجه نمیشی که یه زمانی ارزو بودن برات طوری که میگفتی خدایا چی میشه فلان چیزو داشته باشم.
همیشه باخودم میگفتم ثروتمندا یا افرادی که لاغری شدن چجوری مگه فکرمیکنن که اینجوری شدن.مگه هدف نهایی رو توذهنشون مدام مرور نمیکردن؟پس چرا من اندام متناسب و عالی رو که توذهنم میارم اتفاقا انرژیمو میگیره حتی ذهنم خوشحال نمیشه که بگه ببین اگه تمریناتوانجام بدی نتیجه ی ۱ سال تو این میشه ها پس می ارزه تعهد درخودت بوجود بیاری.اما هیچ انگیزه نمیداد انرژیمم میگرفت حالا فهمیدم چی اون لحظه ها به فکرم میومد که انرژیمو میاوردپایین.دقیقا من به مسیری که باقی مونده توجه میکردم و هیچوقت به تغییری که باابتدای مسیر کردم دقت نمیکردم.
اتفاقا دیروز به یه تضادی تو دل خواسته ای که بهش رسیده بودم(اینم از خواسته های محالی بود که هیچوقت بهش نرسیده بودم و بالاخره موفق شده بودم😍) خوردم ناراحت شدم اما خواسته اینقدربرام ملموس و تکرارنشدنی بود که ته قلبم میگفت به این ارزو رسیدی چرا خوشحال نیستی و با یه تضادکوچیک حالتو خراب میکنی؟خلاصه یه مسیری رو پیاده اومدم گفتم چطور باید سپاسگذاری کنم تاحالم خوب بشه تابتونم خواسته های جدیدم که تیک خورده به چشمم بیاد.به ذهنم رسید به داشته هام توجه کنم و فکرکنم این تضاده عین تضادای قبلیه و داره منو به سمت نعمتای بیشتر هدایت میکنه.خب تاحدودی حالم بهترشداما بازم اون توقعی که از حال خوب سپاسگذاری داشتم براورده نشد.تادیشب که فایلو گوش کردم معرکه بود.انگار یه ورژن جدید سپاسگذاری رو نشونم دادید.یعنی توجه به داشته ها و مقایسه شون با ابتدای مسیر.بووممم!
ادم اینهمه تلاش میکنه تمام برنامه ریزی ها تمام زمان هایی که خرج میکنه برای اهدافش برای لاغری و…فقط به امید تغییرونتیجه ست.اگه این نباشه که خدایی کی میادادامه بده.منکه نمیدم.توی لاغری به نسبتی که کار کردم تغییراتی که داشتم روحی بوده.مثلا روزی که من اومدم نوشتم چه فکرایی توذهنم داره میادکه توجهمو داره میبره رو چاقی رو نوشتم.دیدم من سال های طولانیه از وقتی یادم میاد از هرطریقی به هربهانه ای خودمو سرزنش میکردم و از خودم بدم میومد.حتی موقع ارایش کردن چشمم به صورت تپلم میوفتاد.چقدرخودمو باابقیه مقایسه میکردم.همیشه همیشه همیشه اصلا فکرمیکردم خانمای متناسب خیلی ارزشمندترازمنن.خیلیی روحیه ام تخریب شده بود.لحظه ای نبودکه خودمو مقایسه نکنم.خلاصه وقت یاینو رو کاغذ اوردم دیدم اگه فقط فقط روی اعتماد به نفسم کارکنم کلی از مسیر لاغری رو رفتم.اگه فقططط رو اعتمادبه نفس کارکنم و حتی اندامم لاغرنشه کلی خوشبخت شدم چه ذهن ارومی بدست میارم.چون خودتون میدونین استاد همه میدونن ذهن چه جهنمی درست میکنه.یه سره توگوشتت نجوامیکنه ول نمیکنهههه بابا یه ادم اگه بخوادیه سره منفی بزنه یه ساعاتی از روزو خواب داره خخ ولی ذهن حتی نیمه شبم از خوابم بپری همونجا بازمکلی فکره منفی میاره توذهن.اینارو میگم ذره ای از رو دلخوری نیست چون خودمو با ابتدای مسیر که یکم پیشه مقایسه میکنم این موضوع(سرزنش نکردن و خودمو دوس داشتن ) تاااا حدود ۸۰ درصد حل شده.خیلیه هااا تازه بگم از چی بیشتر خوشحالم ازینکه به نتیجه هم رسیده.یعنی من هیچ موقع به فکره رابطه ی عاشقانه نبودم چه برسه بخوام داشته باشم همش بخاطرهمین احساس بی ارزشی.اما حس بده که از بین رفته هیچی وارد رابطه هم شدم.و اصلا طرف مقابل براش اندامم مهم نبود عین دخترای متناسب باهام برخوردمیکرد عین دخترایی که اوضاع رویایی توذهنم داشتن.واقعا عالییههه انگار اصلا چاقی وجود نداره.این دیگه فقط احساس خوب درونی نیست از احساس فراتررفته به نتیجه رسیده.ترسم از غذاها کمترشده اما چیزی که خیلی پررنگ بود همون مورد بود که این یعنی خیلی رشدکردم.اونم چقدررر سریع!مگه چندروزه تمرینارو شروع کردم تازهه اصلا اونطور که باید تعهدم برای تمرین نداشتم.اگه داشتم چی میشد.خداروشکر خداروشکرر مرسی استادد مرسی از دوستان
نشان های دریافت شده
باسلام دوست عزیز وهم مسیرم بهت تبریک میگم و واقعا خوشحال شدم از خوندن نوشته هات ولذت بردم و بازهم اگه ادامه بدی می بینی که چه بهشتی رو تجربه میکنی .منم آرزوم بود مثل آدمای متناسب لاغربشم وغذا بخورم و رفتارکنم و دیروز که بعدازمدتهاعکس از خودم گرفتم لذت بردم از دیدن خودم چقدرتغییرکرده بودم باعمل کردن به آموزشها وتفاوت بین زمین تااسمون بود چون همسرم هربار که اوضاع چاقیم بیشتر میشدوقتی میخواستم عکس بگیره از من تمام قدقبول نمیکرداما دیروز بالاخره یه عکس گرفت و وقتی فرق الانم بادوماه پیش رودیدم شگفت زده شدم گفتم خدایا واقعا دمت گرم نه رژیم و نه ورزش امااین همه تغییر وحتی دیشب ازشوق خوشحالی زیاد نتونستم درست اولش بخوابم امابعد به این نتیجه رسیدم که باید بیشترتکرارکنم .واین بهشتیه که ما بهش میرسیم واقعا لاغرشدن حق ماست .بهت تبریک میگم دوست عزیزم و امیدوارم به همه ی آرزوهات وازهمه مهمتر لاغری ایده آل خودت نه موردنظر دیگران ایده آلی که دوست داری تجربه کنی برسی.
نشان های دریافت شده
سلااام دوست عزیزممممم💕وای وای اشک تو چشام جمع شد بخداا
افرین بهت افرین چقدرایمانمو بیشتر کردی اونم دومااااه افرین بهت واقعا لیاقتش رو داشتی واقعا لیاقتش رو داشتی چون تو بودی که وقت گذاشتی فایل گوش کردی نوشتی بها دادی ذهنت گفته نه الکیه اما تو هی مقاومت کردی درمقابلش گولشو نخوردی واقعا حقتههه مرسیییی عزیزم خیلی امیدوارشدم واسه ایندهههه
مرسیی از کامنتت خیلی حس خوبی بهت داد خدایاشکرت
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز وهم مسیرم ممنونم از شما واقعا ازلطفت سپاسگزارم و ازاخداوند که منوبا دوستانی چون شما آشنا کرد. خیلی از تقابل وردوبدل کردن این احساس ها لذت بردم وامیدوارم که به نتیجه ی موردعلاقتون برسین. همه ی مالیاقتشوداریم . و هممون به نتیجه میرسیم. اگه بیشترادامه بدیم . ممنونم.ازشماعزیزم. 🙏🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
موفق باشی دوستم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
مشکل چاقی هر روز به آدم فشار میاره برای همین دوست داره تغییر کنه مشکلات چاقی زیاده و روی روان و اعصاب آدم تاثیر می زاره .و اقدام می کنیم برای تغییر و رهایی از این مشکل ولی وقتی هم شروع می کنیم برنامه ای و مشکلات چاقی هنوز هست .و با اینکه این مشکلات هست در مسیر لاغری باید ادامه بدم .از نقطه شروع تا پایان بازم رنج چاقی هست ولی باید ادامه داد.اما توجه به چاقی خسته می کنه آدمو.
فاصله زیاد از نقطه آغاز تا پایان ولی همواره شرایط بهتر می شه ولی با اون ایده ال فاصله زیادی هست ولی این حال ما رو بد می کنه .توی هر سطحی زندگی کنیم باز هم سطح های بالاتری هست..در عرض این چند وقت از اون شرایط به این شرایط رسیدم خیلی نسبت به نقطه شروع فاصله زیاد شده به این دقت می کنم بیشتر نه به نقطه پایان جوون اگه به نقطه پایان توجه کنم ناراحت می شم چون هنوز خیلی مونده ولی رفتارهام و نگاه می کنم فاصله و توی ایینه خودم و نگاه می کنم حرفهای اطرافیان و می شنوم پس خیلی فرق کردم از نقطه شروع خدا رو شکر.
خودشو آدم با خودش در نقطه شروع باید مقایسه کنه .و هدف بهتر کردن شرایط خودت باشه نه رسیدن به نقطه پایان.
واقعا همینه همین قدری که من الان توی این چند وقت کم کردم دو سال و نیم باید فکر کنم صدسال طول می کشید با روشهای قبلی .
من هم یه آدم وابسته به عدد ترازو اصلا این یه ذره می رفت پایین و بالا همینطور من خوشحال و غمگین می شدم هر روز باید خودم و وزن می کردم اخه همه همینطور هستن از م هی می پرسن اخه چقدر کم کردی ….
شاید اینو از مامان یاد گرفته بودم که همیشه خودشو وزن می کرد صبح به صبح و عادت مخربی بود .
خود به خود با این اموزشها تغییر می کنید و چیزی و حذف نکنید . وقتی مغز فرمان می ده شما اجرا می کنید. ولی در موقع رژیم مغز فرمان می ده ولی شما نمی خواین اجرا کنین اعصاب آدم بهم می ریزه.
فرمولهای ذهنی که عوض بشه فرمانهای مغز تغییر می کنه و رفتارها تغییر می کنه .
موضوع گرسنگی و سیری اول دوره خیلی من گرسنه می شدم هر دو ساعت یه بار باید چیز می خوردم ولی بعدا خیلی فاصله زیاد شد الان هم بعضی روزها بیشتر گرسنه می شم ولی بعضی اوقات هم خیلی کمتر .
منم همینطور هر روز هر چی دوست دارم می خورم .خدایا شکرت.
سلام
لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید
من در طول مسیر چاقی خودم و راه هایی که میرفتم هدفم رسیدن به نقطه پایان یعنی لاغر شدن بود و چون همیشه خودم با افراد متناسب مقایسه میکردم و وقتی اونها میدیدم و چاقی خودم خیلی ناامید میشدم و احساسم به شدت بد میشد
من در هر روشی که شروع میکردم هیچ لذتی نمیبردم چون هر لحظه در حال مقایسه خودم با دیگران بودم و تغییراتی که داشتم اصلا خوشحالم نمیکرد
یادمه خیلی تلاش میکردم که مقداری وزن کم کنم و وقتی یک روش شروع میکردم یک هفته ای که میگذشت فوری خودم وزن میکردم و اگه کم کرده بودم تعجب میکردم و میگفتم وای خدایا دیگه باز چاق نشم و ترس بازگشت دوباره وزنم حالم بد میکرد و اگه بیشترشده بودم خودم به شدت سرزنش میکردم و اگه وزنم همان بود تغییری نکرده بودم ناامید میشدم میگفتم اینم بدرد نمیخوره و به شدت حالم بد میشد و همیشه ترازو نشان دهنده چاقی لاغری من بود بهتر بگم نشان دهنده احساسم بود و این عدد روی ترازو بود که احساسم تعیین میکرد که چاقی لاغریم تعیین میکرد
و من همیشه دانبال عدد روی ترازو بودم تا نسبت به اون عدد تصمیم بگیرم و همیشه شکست میخوردم
ما افراد چاق وقتی روشی شروع میکنیم اول شروع کار دانبال پایان کار هستیم خودمان مقایسه میکنیم با مقصد واسه همین چون هنوز این چاقی با ما هست زود ناامید میشیم و شکست میخوریم چون تغییرات که داشتیم اول شروع تا اللان که خیلی تغبییرات داشتیم وزن کم کردیم در نظر نمیگیریم فقط می چسپیم به پایان کار فقط میگیم میخوام لاغر بشیم یا مث فلانی بشم و وقتی خودمان با پایان کار مقصد مقایسه کنیم خیلی زود ناامید میشیم شکست میخوریم
من یادمه هرکسی هر روشی میگفت انجام میدادم با شوق ذوق و یک هفته ای پیش میرفتم ولی بعدش سست میشدم اروم اروم ناامید میشدم رها میکردم و تو همین دوره صدگام هم همین طور بودم روز ها اول خیلی انرژی انگیزه تعهد داشتم ولی دارم میبینم که دیگه اون تعهد ذوق ندارم چون چاقیم همراهمه چون شبانه روز دارم میبینم چاقی خودم دارم باش زندگی میکنم پس وقتی توجه ام میره روی چاقی خودم و خودم مقایسه میکنم با افراد لاغر و میگم ای خاک تو سرت هنوز همونی چاقی نگاه فلان زود انگیزم از دست میدم و بعد امیدم و در اخرم لیز میخورم
بارها بارها سر همین مقایسه کردن خودم با یک فرد لاغر و عدد روی ترازو نشان دهنده بودن موفقعیت من در لاغری بارها بارها شکست خوردم لیز خوردم در همین مسیرلاغری با ذهن و یادمه وقتی از استاد میپرسیدم بهم میگفت ادامه بده
پس نباید خودمان مقایسه کنیم با مقصد باید الان از نتایج مان لذت ببریم من از زمان شروع تا الان تغییرات خوبی داشتم یکی خوردنم خیلی کم شده خودمم برام عجیبه مثلا همین امشب ساندویج داشتیم شام من همیشه دوتا یکی نصفی میخوردم ولی امشب یکی خوردم تا دیگه سیرم اصلا دلم دیگه نخواست حتی صبحانه خوردنمم کم شده از وقتی اون برنامه یک هفته ای استاد دارم عمل میکنم تغییراتم میبینم و خیلی خوشحالم من که عادت داشتم هنگام تماشا فیلم سریال غذا بخورم ولی الان بیشتر موارد اصلا چیزی نمیخورم و خیلی خوشحالم من که هر دقیقه دلم شیرینی میخواست الان اصلا بهش فکرم نمیکنم و خیلی خوشحالم از تغییراتم و خیلی حالم خوب میکنه که دارم درست رفتار میکنم و خیلی خوشحالم و خداروشکر میکنم بابت این همه تغییرات عالی که داشتم خدایا شکرت
پس یاد گرفتم خودم مقایسه نکنم با اخر کار با فرد متناسبی که در ذهنم است و هروقت خواستم خودم مقایسه کنم خودم با قبل از شروع این مسیر مقایسه کنم و بابت تغییراتی که داشتم بارها بارها خودم تشویق کنم بگم اره همین موفقعیت است به خودم انگیزه بدم با قدرت بیشتر و تعهد کامل مسیرم طی کنم و به هدف نهایایی خودم برسم
پس باید لاغر شدن رها کنیم نچسپیم به هدف بگیم پس کو چیشد من که لاغر نشدم هی خودمان مقایسه کنیم با فردی لاغری که دوستداریم شبیه به اون فرد بشیم و هی حال خودمان بد کنیم بگیم دیدی نشد فلان و انگیزه مان از دست بدیم لیز بخوریم شکست بخوریم
پس مقایسه کردن خودمان با مقصد ممنوع
و خودمان با قبل از شروع مسیر مقایسه کنیم و لذت ببریم از تغییرات عالی که داشتیم و با اشتیاق شور انگیز و تعهد کامل مسیر خودمان طی کنیم و بدون اینکه متوجه بشیم یهو میبینیم به مقصد رسیدیم و لذت میبریم
شاد شاد شاد باشید و مقایسه کردن خودمان با مقصد ممنوع
گام نهم ( تکرار ۱)
من هم یادمه که مدتی خیلی روی وزنم و وزن کردن خودم وسواس زده بودم ، صبح زود قبل از صبحانه ، شب قبل از خواب ، بعد از ورزش و … تا ببینم چقدر لاغر شدم.
و ترازو ما هم فقط روی یک مکان خاصی درست نشون میداد و اگه جاش یک مقدار هم بالا پایین میشد دو کیلو اضافه تر نشون میداد.
درواقع میزان رضایت من هم ز غملکرد خودم نبود ، بلکه عددی بود که ترازو نشون میداد.
منم الان که دقت میکنم میبینم هیچوقت از دیدن عدد ترازو خوشحال نمیشدم .
وقتی که عدد کمتری و نشون میداد خوشحال میشدم و از طرفی هم ی ترسی در من شکل میگرفت که نکنه دوباره برگرده و.. . و وقتایی هم که عدد بیشتر و نشون میداد، کلا از زندگی کردن سیر میشدم.
موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده ال نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که از شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس می کنیم.
هر مقدار که احساس ما تغییر کرده باشه،ترس ها و نگرانی های ما و… کمتر شده باشه و تغییر کرده باشه ، به همون اندازه موفق هستیم .
در مسیر لاغری با ذهن ، هر تغییری که نسبت به نقطه شروع در ما ایجاد میشود ، بیانگر موفقیت و تاثیرگذاربودن اموزشها برای ماست.
و در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه ما به تغییرات باشه و نباید توجهی به مقصد داشته باشیم .در غیر اینصورت خسته میشیم و موضوع رو رها میکنیم.
موضوع لغزنده ای که در مسیر لاغری با ذهن وجود داره اینه که
ما اگه در شرایطی باشیم که از اون راضی باشیم ، مشکلی نداریم ولی اگه از اون شرایط راضی نباشیم ، دوست داریم تغییر کنیم .
پس فردی که اضافه وزن داره و تصمیم داره خودشو تغییر بده ، تو اون شرایط مشکل داره و راضی نیست و بهش فشار اورده که میخواد تغییرش بده
خود من هم از این شرایطم خسته شدم و درسته که برام مشکلی آنچنانی یجاد نکرده ولی من خودم رو تو بدن متناسب دوست دارم و واقعا الان ذهنم ومغزم تحت فشارهه پس از نظر ذهنی تحت فشار هستم و راضی نیستم و میخوام که شرایطم رو تغییر بدم و به وزن اید ه ال و دلخواه خودم برسم .
و در این مسیر چیزی که مارو میلغزونه اینه که هر روز مشکل با ما هست و میخوایم تغییر کنیم ، یعنی اون مشکلات چاقی هنوز هست و قرار نیست از فرداش برامون گل و بلبل بشه و مدت زمان بین تاثیر کردن و نتیجه گرفتن از شروع ماجرا رو باید مدیریت کرد
یعنی هر روز با این شرایط که مشکلات چاقی هست در این مسیر حرکت کنیم .
خیلی ها و خود من هم اواعل قبل از رسیدن به این گام با شوق و انرژی خیلی زیادی شروع کرده بودم و کم کم افت کرده بودم و اون اشتیاقه رو دیگه نداشتم چون که چاقی هنووز هست و ما داریم با محتوای آموزشی حال خودمون و بهتر میکنیم ولی لاغری و حس لاغر شدن در ما وجود نداره و بعد فشار مشکل چاقی غلبه میکنه و فرد و لیز میده .
بنابراین در این مسیر تا لاغری فاصله همواره با رنج چاقی هست ، باید ادامه بدیییم ، با تمام شرایط و حرفا ودرد ها …. باید ادامه بدیم
چاقی چندساله بوجود اومده و ما هرکاری کردیم ، نتونستیم از پسش بربیایم .پس اگه مطمعن باشیم که این مسیر لاغری با ذهن ، به ما جواب میده و حالمون خوب میکنه ، راه دیگه ای نداریم، باید انقدر در مسیر بمونیم و ادامه بدیم تا تغییرات در ما ایجاد بشه .
و توجه کردن به چاقی و دیدن چاقی خودمون ، و کی لاغر میشیم و… و یا دقت کردن رو سایز پا و بازو و…. مارو خسته میکنه و فشار چاقی رو بیشتر میکنه .
ما همیشه برای تغییر کردن متاسفانه نقطه پایان ، نقطه شروع مونه و بخطر همین هم که حرکت میکنیم ، نمیرسیم ، خسته میشیم .
چون ما هرجا و در هر شرایطی که باشیم ، خیلیی سطح های بالاتر دیگه هم وجود داره .
خودم زمانی که رژیم میگرفتم و مثلا ۱۰ کیلو کم میکردم ، میگفتم خب حالا ۵ کیلو دیگه مونده و اونم باید الان کم کنم و… یعنی اصلا به این شرایطی که لاغر کرده بودم توجه نمیکردم و تمام نمررکزم روی کم کردن ۵ کیلوی بعدی بود ، تا خیالم راحت بشه!
چاقی در ذهنه ، کسی که ۵ کیلو اضافه وزن داره با اونیکه ۵۰ کیلو اضافه وزن داره ، به یک شکل اغصابش خورده ، تازه اونیکه ۵۰ کیلو اضافه وزن داره اروم تره!چون دیگه رد داده ولی کسی که ۵ کیلو اضافه وزن داره ، برای کم کردن همین ۵ کیلو یک عالمه حرص میخوره و تحت فشاره که چطور این ۵ کیلو رو میخواد کم کنه و…
در واقع هیچ وقت نباید نقطه پایان هدف اول ما باشد!
اگه هدفمون بزاریم لاغر شدن ، نمیتونیم تحمل کنیم ، من خودم بودم ، که حداکثر تا ۴ ماه میتونستم یچیزیو انجام بدم ، با اینکه نتیجه انچنانی هم نمیدیدم ، بعد رها میکردم . اگه الان خودمون و با قبل از خودمون مقایسه کنیم ، خیییییلللیییی پیشرفت کردیم .و خیلی خوشحال میشیم.
ولی اگه خودمون و با جایی که میخوایم باشیم ، مقایسه میکنیم ، حالمون بد میشه .
بنابراین همیشه هدف باید ، بهتر کردن اوضاع خودمون باشه ، نه پایان .چون پایانی وجود نداره!
من در باورها و افکارم تغییرات گسترده ای کردم.در عادات و رفتار غذاییم ، تغییرات گسترده ای کردم. حتی در جسم من هم تغییرات کوچکی ایجاد شده که مطمعنن ادامه خواهد داشت و بیشتر هم میشه به لطف خدا
کنترل اشتها دست خودمون نیست ، مغز ما که فرمان خوردن صادر کنه باید بخوریم ، خود من که هروقت اومدم با این فرمانش مبارزه کنم ، بدترشد ! در واقع ما ذهن ما به خوردن طوری که فرمول هاش نوشته شده باشه دستور میده ، مثلا اگه فرمول پرخوری ما این باشه که ، پرخوری =چاقی ، ذهن برای چاق کردن ما از پرخوری کردن استفاده میکنه . ولی اگه فرمولش اینطوری باشه که پرخوری= لذت بردن یا…. ، ذهن برای لذت بردن و یا … ، از پرخوری استفاده میکنه
چاق شدن اصلا ربطی به غذا خوردن و پرخوری کردن و .. نداره !
تمرکز و توجه مون رو درگیرش نکنیم، در واقع اینطوریه که وقتی یک کاری ناخوداگاه انجام میشه ، خیلییی بهتر و تمیز تر انجام میشه ولی وقتی که ما میایم فکر میکنیم راجع به انجام دادن اون کار ، مثل دفعه قبل نمیتونیم انجامش بدیم.
مثلا خود من که صدام اونقدر خوبه و هر روز تو خونه ی تایم خاصی برای خودم موزیک گوش میدم و میخونم ، وقتی دارم همینطوری برای خودم میخونم و حواس و تمرکزمو روی صدام یا رعایت سلفژِش نمیزارم ، خیلییی کامل و تمیز رعایتش مییکنم و وقتایی هم دقت کردم ، که موقع آواز خوندن یهو میبینم که صدای خیلی قشنگی دارم و خودم رو در حال بهتر خوندن و .. تصور میکنم و روی خوندنم تمرکز میکنم ، تپق زدم یا گاهی صدامم تغییر میکنه با اینکه خودم دارم روش کار میکنم ک تغییر نکنه !
در واقع ی موضوعیه که من مثل استاد ، الان نمیتونم واضح توضیحش بدم . ولییی این نتیجه رو گرفتم که دیگه تو کار بدنم و یا انچام یسری کارها که توش سولو هستم ، دخالت نکنم و واگزارش کنم به بدنم و خوداگاه ذهنم و درگیرش نکنم .
خودش کاربلده و میدونه باید چیکار کنه ، همیشه بهش اطمینان میکنم .
رها کردن یعنی توجه نکردن به اوضاع الانمون و استمرار داشتن در انجام تمرین هااا ، تو این مسیر توجه کردن به شرایطی که داریم مثل اینه که شیطان داره مارو گول میزنه منحرفمون میکنه ! پس مواظب باشیم و وسوسه ی شیطان رو نادیده بگیریم!
شاد و پیروز و متناسب باشید .
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! توجه کردن به مقدار اضافه وزن می تواند انرژی و احساس خوب افرادی که برای لاغر شدن سعی می کنند را نابود کند. موفقیت رسیدن به نقطه پایان نیست بلکه مقدار فاصله از نقطه شروع تا نقطه اکنون است. در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه شما به تغییرات خود باشد نه مقصد نهایی! تا زمانی که چاقی به افراد فشار نیاورد به فکر تغییر کردن نمی افتند و هر روز این مشکل با ما هست از همان نقطه شروع و در طول مسیر و ما میخواهیم آن را تغییر دهیم، باید فاصله بین نقطه شروع تا موفقیت که لاغری هست برای ما را مدیریت کنیم و اجازه ندهیم انگیزه ما از زمان شروع تا حصول نتیجه کم شود. فکر کردن به چاقی باعث خسته شدن و افزایش فشار چاقی میشود، هیچ وقت نقطه پایان را هدف اول قرار ندهید. اگر چیزی که الان هستی را با نقطه شروع خودت مقایسه کنی و متوجه تغییرات خودت بشوی، خوشحال میشوی ولی اگر از جایی که هستی خودت را با نقطه پایان مقایسه کنی، اعصابت بهم میریزد، بنابراین لاغر شدن را رها کن تا لاغر شوی! نکات:1_ توقف چربی سازی در بدن راحت تر از چربی سوزی است.
2_ رفتار شخصی بعد از استفاده از محتوای آموزشی با رفتار شغلی تفاوت می کند
نشان های دریافت شده
سلام خدای بی همتا،
سلام دوستان بی نظیرم ،
سلام استاد گرامی ،
موضوع این فایل :
لاغری لذت بخش
_______________________
استاد عطار روشن :
امروز که به لطف خدای مهربان بعد از آشنایی با مسیر لاغری با ذهن حرکت چندساله و مستمر در این مسیر در شرایط جسمی بسیار خوبی هستم بیشتر از هر زمان دیگری برایم واضح است که توجه کردن به مقدار اضافه وزن چقدر می تواند انرژی و احساس خوب افرادی که برای لاغر شدن سعی می کنند را نابود کند.
در مسیر لاغری با ذهن ،موفقیت چگونه معنا می شه ؟
در مسیر لاغری با ذهن به خوبی درک کردم که موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده آل نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که از شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس می کنید.
احساس شما به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی
نگرانی شما از لاغر نشدن به چه اندازه به اطمینان به لاغر شدن تبدیل شده است؟ به همان اندازه موفق هستی
ترس از خوردن مواد غذای به چه میزان در شما تغییر پیدا کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی
ارتباط شما با خودتان به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی
چه چیزی در مسیر لاغری با ذهن نشانه تاثیرگذار بودن آموزشهاست ؟
هر تغییری که در خود به نسبت نقطه شروع حرکت در مسیر لاغری با ذهن در خود مشاهده میکنید بیانگر موفقیت و تاثیرگذار بودن آموزشها برای شما می باشد.
در مسیر لاغری ذهنی ،توجه به تغییرات درونی چه تاثیر مثبتی می تواند داشته باشد ؟
در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه شما به تغییرات خود باشد و توجهی به مقصد نهایی نداشته باشید.
همینطور که مشغول لذت بردن از تغییرات خود هستید به خود می آیید و متوجه می شوید از نقطه پایان گذشته اید.
این طریق لاغر شدن لذتبخش است،
______________________
امروز نت برداری از فایل ارزشمند از زندگی لذت ببرید تا لاغر شوید بعد از فایل ۴۳ از دوره مقدماتی رو تموم کردم .برای رفع خستگی آمدم سری به صدگام بزنم این فایلو انتخاب کردم چون دقیقا راجع به همین تمرینی هست که امروز می نوشتم .با خوشحالی خوندمش و به صورت پرسش وپاسخ تنظیم کردم و خدمت دوستان ارسال کردم .
امیدوارم مورد توجه قرار بگیره
____________________
نشان های دریافت شده
سلام
اول از همه بگم امروز اولین روز از سومین سالی هست که عضو سایت هستم و به حرف استاد رسیدم که گفتن اصلا مهم نیست از چه تاریخی وارد سایت شدی یا دوره خریدی مهم اینه چه میزان عمل کردی، برای همین نتیجه ای که من گرفتم نسبت به کسایی که از اول به تمرین ها عمل کردن برام راضی کننده نبود، دو سال دور خودم چرخیدم تا سرم بخوره به سنگ تا باور کنم ببین تا عمل نکنی اتفاقی نمیفته، نتیجه جدید میخوای باید رفتار جدید انجام بدی، من وزن و سایز کم کردم ولی چون هنوز در جمع بیشتر از حدم خوردم همچنان این عادت و دارم و اصلا شخصیتم در جمع تغییر نکرد، تازه درک کردم باید شروع کنم تو جمع هم حواسم به رفتارهام باشه و امقد آگاهانه حواسم باشه تا ان عادتم هم درست بشه، یعنی دو بار تو جمع درست رفتار میکردم ولی استمرار نداشتم تا عادت کنم، ۱۰ بار خراب میکردم، و این باعث میشد همون نتیجه ی همیشگی رو داشته باشم مثل عذاب وجدان و هزارتا حس بد دیگه، یعنی تو جمع درست خوردن شده بود برام شاخ غول که باید میشکوندم، خلاصه طولانیش نکنم انقد دور خودم چرخیدم تا دوباره رسیدم به نقطه ی شروع، و امروز من فکر میکنم تازه وارد سایت شدم، با اسم جدید، و اولین باره میخوام آگاهی هارو بشنوم، البته ده روز پیش این تصمیمو گرفتم و دارم به خودم زمان میدم تا از اول آموزش ببینم و یاد بگیرم و عمل کنم و وارد این چرخه ی یادگیری، درک و عمل بشم
در مورد فایل امروز هزار تا مورد رو در ذهنم مرور کردم که خواسته ای داشتم ولی بعد رهاش کردم و چقد راحت وارد زندگیم شد و الان دارمش، لاغری رو هم باید رها کنم، یعنی درخواستشو که دادم چون الان تو این سایتم و دارم فعالیت میکنم، عمل هم میکنم، و در نهایت از اینکه دارم برای خودم کاری درست انجام میدم لذت میبرم، نتیجه ی این کارهای درست چیزی غیر از لاغری و سلامتی و زیبایی و هزار تا حس خوب دیگه نخواهد بود، میخوام همه ی حواسمو بدم به اینکه تمرینامو درست انجام بدم و تمرین کنم دیگه خودمو چک نکنم و زندگیمو بکنم، میدونم که میتونم
سلام استاد ودوستان هم دوره ای، من تا گام دوازدهم پیش رفتم وبعد به جمله پرخوری باعث چاقی میشه رسیدم هرچند که تواین مدت پرخوری کرده بودم وچند کیلویی هم از نظر جسمی کاهش وزن داشتم اینم بگم که واسه هر گام ۳یا ۴روز زمان میذارم ، اما چون از پرخوری باعث چاقی میشه حسم بدشد تصمیم گفتم از استاد پرسش کنم وایشون جواب عالی به من داد وگفت این ذهن توهست که پرخوریو باچاقی معنی کرده، ،.منم تصمیم گرفتم از اول شروع به فایل گوش دادن کنم البته خودمو با ترازو وزن کردم که دیدم هشتصد گرم اضافه وزن داشتم ناراحت شدم ، تا اینکه شروع کردم دوباره گوش دادن فایلا و نوشتن چیزایی که تاحالا درک کردم وآموختم ، رسیدم به گام نهم جمله لاغری را رها کنید تا لاغر شوید درک درستی انگار ازش نداشتم با اینکه شنیدم که باید تمرکزمو از جسمم بردارم اما درکش نکرده بودم باگوش دادن فایل نهم وخوندن نظرات دوستان که همین نظرات خیلی به حل مسئله ای من کمک کرد تازه فهمیدم رهایی از لاغری تا لاغر بشیم یعنی چی، یعنی:یعنی وزن کردن رو رها کنیم، یعنی سایزکردنو با متر ولباسامون رها کنیم یعنی انتظار کشیدن اینکه دیگران بهمون بگن لاغر شدیو رها کنیم یعنی رفتن جلوی اینه ونگاه کردن به قسمتای چاقو بدنمونو رها کنیم یعنی حرص وولع خوردنو رها کنیم چون همه ای اینا فرمولهای ذهن چاق هست ، خدایاشکرت، ، من یه حسی بهم گفت حالا که مواد غذایی مورد علاقتو دوست داری به اندازه ای علاقه ات توی بشقاب وکاسه بکش ولی به اندازه نیازت ازش بخور وقتی این کارو کردم حسم خوب شد ترسم از اینکه غذام تموم بشه ودیگه نباشه ازش بخورم ریخت، من ماست خیلی دوست دارم به اندازه علاقه ام ماست کشیدم توی ظرفم اما به اندازه نیازم ازش خوردم وبعدش حتا حوس اضافه تر خوردن نداشتم خدایاشکرت، گاهی شبا هم که بیدارم گشنه میشم واول ترسیدم اگه بخورم چاق بشم اما بعدش گفتم اگه نخورم چاق میشم پس به اندازه نیازم میخورم ، وحسم خوبه خداروشکر، نکته مهم این گام واسه من رها کردن عدد ترازو ووزن کردن خودم بود . هرچند تمام حرفای استاد ودیدگاه شما دوستان مهم هست پراز آموزش، 💗
سلام به استاد عزیزم
گام نهم
واقعا حرفاتون برا من صحت داشت ورزش میکردم رو ترازو میخوردم رو ترازو واقعا دیگه حالم از ترازو بهم میخورد هر ساعتی یه وزن نشون میداد
و همش میگفتم ۱۵اضافه دارم ۷ تو چالش کم کنم مابقی چطوری کم کنم حتی میگفتم تا چند ماه دیگه طول می کشه
اما از نه روزه که تو این مسیرم رو ترازو نمیرم
اصلا برام مهم نیست مهم تغیر رفتار خودم و دوست دارم لذت ببرم از مسیر
دیگه هدفم ۷کیلو کم شدنم نیست هدف آرامش و تجربه شادی تو مسیر اینقدر با عشق غذا میخورم مثل قبل نیستم یه کفگیر می ریزم دو قاشق میخورم میگم دیگه نیازی ندارم به غذا
فقط یه مشکل دیگه که هنوز نتونستم کنترل کنم یه قاشق ته بشقاب بچه میخورم اگه کسی پیشنهادی عملی داشت راهنمایی کنه ممنون میشم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز،
راجع به سوالی که پرسیده بودی یه چند کلمه عرض کنم :
خوردن از ته بشقاب دیگران ،یکی از رفتارهای نامناسب افراد چاقه . یکی از تمرینات دوره گام اول مصاحبه حضوری یا غیر حضوری با افراد متناسب و لاغره .
من تا به حال با ۵ نفر از این تیپ آدمای دوست داشتنی مصاحبه کردم و یکی از سوالاتی که باید می پرسیدیم همین بود .
آیا شما در وعده های غذایی ،ته بشقاب دیگرانو هم می خورید ؟
باور کنید همه اشون بدون استثناء نوشتن وگفتن به هیچ وجه . اصلا اینکارو کسر شاءن خودشون می دونن .و البته من بهشون توضیح دادم که معمولا مامانا اینکارو می کنن یعنی ته بشقاب بچه هاشونو می خورن .و اینکارو بد نمی دونن تازه میگن ثواب داره غذارو دور نریزیم ،بخوریم ثواب داره .
که خوب این طرز تفکر برمی گرده به فرهنگ دینی مردم ما . البته فکر نکنم توی دین ما همچین دستوری آمده باشه مردم خودشون با توجیه اینکه اینکار ثواب داره چسبوندنش به دستورات دینی .
ما در دوره های آموزشی گام اول یاد می گیریم که به جای توجه به افراد چاق به متناسبها و لاغرها توجه ،و اونهارو الگوی خود در رفتارهای غذایی کنیم .البته لاغرهایی با رفتار غذایی صحیح .
چون لاغرهایی هم هستن که با وجود صحیح بودن افکارشون ،متاسفانه رفتار صحیح غذایی از خود نشون نمی دن و پرخوری می کنن .ما کاری باهاشون نداریم .
خلاصه اینکه چون لاغرها ،ته بشقاب دیگران و حتی بچه هاشونو نمی خورن پس ما هم به تبعیت از این تیپ های شخصیتی باید از اینکار ،صرف نظر کنیم .
اصلا چرا برای بچه غذای زیادی بکشیم که بهانه بدیم دست خودمون و بخوایم اضافی غذاشونو ما جبران کنیم . …..
ببخشید دوست عزیز وقتتو گرفتم .
فقط خواستم نظرمو راجع به رفتاری که بیان کردی بگم .
دوستدار شما شهربانو
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
گام اول موفقیت در هرکاری دوست داشتن خودت هست .
من هم قبلا این کار رو میکردم . ولی الان که روی اعتمادبه نفسم کارکردم آنقدر معده خودم رو دوست دارم که همچین کاری نمیتونم بکنم اونجوری اون دیگه اسمش معده نیست .
سطل زباله میشه برای جمع آوری آشغال.
تازه فرزندتان این کارتون رو یاد میگیره وبعدا که بزرگ میشه این رفتار ازش سرمیزنه .