اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 389 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











ادامه نقض دلایل چاقی ام:
۶.”تند تند غذاخوردن و برای خودت وقت نزاشتن،باعث شده دچار اضافه وزن و ورم بشی”
تو با این کارت،به دستگاه گوارشت خیلی آسیب رسوندی و این ورم معده و روده ات،بخاطر همین موضوعه.
حالا با اصلاحش می تونی هم به بدنت لطف کنی،هم به زیبایی و سلامتی اش کمک کنی،هم متوجه آلارم سیر شدن از بدنت بشی و اونو به اندازه لازم تغذیه کنی،می تونی با آروم و آهسته و جویده جویده خوردن،از طعم غذاها لذت ببری و درحد نیاز بدنت غذا بخوری.
آدم های لاغر هم،بیشتر، آروم و جویده جویده و با طمانینه غذا می خورن، و غذا زیاد براشون مهم نیست.
وقتی به بدنت با عشق و محبت غذا می رسونی،و هر لقمه رو با حس خوب می جوی و ازش لذت میبری،مطمعنا دیگه بیش از حد نمی خوری و با مقدار کم هم نیازهات برطرف می شه.تازه این امر باعث سلامتی دستگاه گوارشت شده و ورم هم دیگه نمی کنی، و وقتی ورم نداشته باشی،حست خیلی عالی میشه،و دوباره این حس خوب،تو رو در روند لاغر و زیباتر شدن قرار می ده.
۷.\”اینکه خوردن های آخر شب هات باعث چاقی ات شدن نیز اشتباهه\”
چون خیلی دیدی افراد لاغری رو که هر زمان بخوان،می خورن و چاق هم نمی شن.
یادته یه شب که رفته بودی خونه داییت،و همه دخترها اونجا جمع بودن،و تا صبح همه چیز خوردن و تو فقط با حسرت بهشون نگاه می کردی،و هیچ کدومشون هم چاق نشدن.
البته ندا اگه با حس بد،آخر شب ها پرخوری می کنی ،این حس بد،نتایج بیخودی رو ببار خواهد آورد.
البته تو می تونی با عشق و محبت،چیزهای خوب و مفید رو به بدنت برسونی و با فکرکردن به اتفاقات خوب روزت، و به چیزهای خوبی که حست رو خوب می کنن،با شکرگزاری،بدنت رو به بهترین شکل تغذیه کنی،و به حس خوب برسی.
با عرض سلام و خداقوت خدمت استاد عزیزم
تمرین این جلسه:نقض کردن دلایل چاقی ام
۱.من رسیدم به اینکه” من درکل غذاها رو باعث چاقی ام می دونم”
بدخوری هام،پرخوری هام یا کم خوری هام،
حد تعادل و حد وسط ندارم
و این باور در بچگی در درون من شکل گرفته که غذاها باعث چاقی من می شن
ولی من دوروبرم خیلی خیلی آدم های زیادی رو دیدم که پرخورن،خیلی غذا می خورن،تازه غذا های چرب و چیلی،شیرینی جات،و هرچی که تمایل داشته باشن رو می خورن ولی باز هم لاغرن
اصلا کسانی مثل خاله کوچیکم،دوستانم فاطمه،زهرا،فریبا و… آدم هایی هستند که در تمام زندگی شون خیلی می خوردن تا چاق بشن،اما اصلا انگار نه انگار،یادمه خاله ام به هر دری می زد ،کلی پودرهای چاق کننده، کلی روش ها رو امتحان می کرد تا ۱ کیلو اضافه کنه،ولی نمی شد که نمی شد،و به نطر اونها چاق شدن از لاغر شدن سخت تر بود و یه کار نشدنی .
مهناز،آمنه،معصوم،خود مامانم قبل از ازدواجش،محجوب و ماندانا و سعید قبل از ازدواجشون،حتی خواهرم ،خیلی لاغرن و هرچی دوست داشته باشن و هوس کنن،می خورن
واقعا اینها ذهنشون برای چاقی برنامه ریزی نشده
پس ندا،غذا ها نمی تونن باعث چاقی تو بشن،چون خیلی ها تو این دنیا هستند که می خورن ولی همچنان لاغرن.
۲.”خوردن های احساسی ام باعث چاقی من شده اند”.
وقتی خیلی ناراحتم،می خورم.
وقتی خیلی خوشحالم،با غذا جشن می گیرم.
و این باعث چاقی من شده.
این دلیل رو نمی تونم نقض کنم،چون باور دارم احساسات که از افکار و باورهای ما می آن،در زندگی و رفتار و نتایج ما بسیار بسیار تاثیرگذارن.
و اونهایی که لاغرن،خوردن های احساسی ندارن
که اگه من با احساس بد بخورم،نتیجه اش یه چیز بد خواهد بود.
۳.”خوردن شیرینی جات و چیزهای مضر، باعث چاق شدن انسان ها می شه”
اماصباخواهرم،بابام،پدرشوهرم،مهناز،آمنه،زهرا و فاطمه و سمیرا،مینا،سمانه،خاله مریم،و خیلی های دیگه،دیدم که چقدر راحت شیرینی و غذا های چرب می خورن،اما انگار نه انگار،همچنان لاغرن و بدنشون چربی اضافه نداره .
پس این هم یک باوره.
۴.”کم تحرکی و ورزش نکردن،باعث می شه من چاق بشم یا برعکسش،تحرک زیاد و ورزش های سخت طوری که عرقم رو در بیاره باعث میشه من کمی وزن کم کنم و حداقل رو وزنی که هستم،ثابت بمونم”.
اما آدم های زیادی رو دوروبرم دیدم که اصلا اهل ورزش و سختی کشیدن نیستند و لاغرن.
همین خواهرم که همش تو خونه ست و رو رختخواب افتاده و تحرکی نداره،پس چرا انقدر لاغر و نحیفه…
یا فاطمه ،یا خاله مریم،یا خاله سیما که انقدر لاغرن،اصلا اهل ورزش نیستند.
یا تو باشگاهمون،آدم هایی مثل سرور و زهره و تارا که ورزش زیادی نمیکنن،درحالیکه من خودکشی می کنم،اما اونها خیلی سبک ورزش می کنن،و با این حال لاغرن…
۵.اینکه لاغرشدن،سخت ترین کار دنیاست،یه باور اشتباهه ندا.
تو راهت،روشت،اشتباه بوده که به این باور رسیدی
و خیلی ها مثل سپیده،استاد عطار روشن،وخیلی دیگه از بچه های عباس منشی،تونستن به راحتی،بدون زجر و سختی کشیدن،بدون کم کردن غذاهاشون،بدون ورزش،لاغر بشن و لاغر بمونن ،به راحتی
حتی خودت ندا،از شهریور ۹۸ که بلطف خدا،در مسیر درست قرار گرفتی،دیدی چقدر راحت بدون اینکه اصلا بفهمی چجوری،خیلی لاغر و زیبا شدی
بدون رژیم گرفتن و بدون ورزش های سخت کردن..
فقط تو احساسات خوب و زیبا زندگی می کردی و تمرکزت اصلا روی بدنت و غذاها نبود و داشتی از زندگیت بی نهایت لذت میبردی،و لاغر و زیبا هم شدی.
یا سالیان سال پیش، وقتی با لوئیز هی آشنا شدی و از کتاب شفای زندگی استفاده کردی و شروع کردی به دوست داشتن خودت و تمام دنیای اطرافت،چقدر راحت و آسون و عالی لاغر و خوش اندام شدی.
یا وقتی عشقت وارد زندگیت شد،بازهم با برداشتن تمرکزت از روی لاغرشدن،از روی بدنت و غذاخوردن هات،فقط با عشق ورزیدن و لذت بردن از زندگی،خود به خود به وزن ایده آلت رسیدی
و این موضوع،بارها و بارها برات تکرار شده
پس مشکل از عملکرد اشتباهته،از مسیر اشتباهی که مدام رفتی،اگرنه لاغرشدن،می تونه آسون ترین و راحت ترین کار دنیا باشه.
خودت هم چندین بار تجربه اش کردی.
این متن هنوز ادامه داره،انشالله بزودی میام و بقیه اش رو هم می نویسم…
با سپاس فراوان از استاد عزیز
به نام خدای مهربان
سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز
من از ابتدای نوجوانیم با مشکل اضافه وزن مواجه شدم و مشکلات زیادی به همراه خودش آورد تلاش های زیادی برای لاغری کردم ولی همش با شکست مواجه شد و انقدر تلاش های مختلف ورزش ها و رژیم های مختلف امتحان کردم اما به وسط راه نرسیده نفس کم میآوردم و ول میکردم هر بار به دنبال راه حل و مسیر جدید برای لاغری میرفتم و وقتی نتیجه نمیگرفتم خودمو سرزنش می کردم میگفتم من بی عرضم چون دیگران نتیجه گرفتن ولی من نه پس مشکل از منه نه راهی که ولش کردم و همینا باعث میشد که من برای توجیح اینکه من چاقیم طبیعیه چیزایی مثل ارث، ژنتیک، مواد غذایی، کم تحرکی و… رو مقصر بدونم و یا بگم نه من استخوانبندیم درشته ولی من الان به این نتیجه رسیدم که تمام این 7_8 سال فقط بهونه برا لاغر نشدن میآوردم تمام این مدت راه اشتباه میرفتم و الان میخوام تمام این چیزایی که مقصر اضافه وزن خودم میدونستم از جمله ارث رو به راحتی نقص کنیم
من همیشه میگفتم از ارثه که من اضافه وزن دارم چون به خانواده مادریم رفتم الان که فکر می کنم ارث از مادر و پدر با یک اندازه میرسه به بچه اگه اینطوره پس چرا از خانواده پدریم این به من نرسیده و در خانواده مادریم دختر و پسر داییم، یکی از دایی هام از خانواده پدریم عموم که پنج فرزند داره فقط دو نفر اضافه وزن دارن و عمو و زن عموم لاغرن و بقیه بچه ها کاملا متناسب اند و همهٔ اینها که گفتم از همین مواد غذایی استفاده میکنن ولی مناسبند پس به راحتی میتونم این نظریه رو رد کنم
و کم تحرکی راحت رو میشه چون دختر دایی من همش بی تحرکِ و همش خونس یکی از دختر عمو هامم خانه داره اما متناسب هست و من از اونا بیشتر تحرک دارم پس این دلیلم فقط ی بهونه بود
و خودتون راجب ژنتیک مطالعه کردید پس دلیلی برای اینکه این مورد رو عامل اضافه وزن بدونیم وجود نداره
من زهرا رضایی نژاد از امروز تاریخ 11/1 /1400 متعهد هستم که از وزن 55کیلوگرم خودم را به وزن 48 کیلوگرم برسانم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سر باز نخواهم زد
سلام
فایل دو را برای بار چندم با دقت خواندم
به نکته ای بر خوردم که استاد تاکید داشتند که مهمترین دلیل چاقی ، طبیعی شدن چاقی در ذهن است
به این قسمت متن که رسیدم بارها مکث کردم
به نکته ی قابل توجهی بر خوردم
تا به حال به چاقی از این منظر نگاه نکرده بودم
درسته هر چیزی که در ذهن طبیعی جلوه کند ،دیگر کلا حل کردنش منتفی است مگر اینکه آگاهی ، حاصل شود ، تا بتوان مشکل را حل کرد
خیلی از کارهای غلط ما در روز عادی شده و چون طبیعی و عادی بودنش در ذهن جا اقتاده ما به زشتی رفتارمان توجهی نداریم
به طور مثال غیبت ، غیبت کاری است بسیار ناپسند ، اما چرا معمولا در تمام دور همی ها در تمام مجلس ها در تمام گفتگوهای روزمره ی اکثر افراد این عمل زشت را تکرار کرده ؟؟
جواب ، چون ذهن این موضوع را طبیعی جلوه داده و تا زمانی آگاهی دریافت نشود، ذهن به کار خودش ادامه میدهد
استاد خیلی جالب و خیلی ساده ولی موشکافانه این مشکل را شناسایی کرده اند و خیلی دقیق در این متن و فایل توضیح داده اند که چطور می توان از آن خلاص شد ، کافی است که به درک و به این آگاهی برسیم که چاقی روندی است غیر طبیعی ، انسان با کوهی از چربی متولد نمی شود،
بلکه با رفتارهای غلط و به مرور زمان تبدیل به هیولای چربی شده و این کابوس تا زمانی که آگاهی صورت نگیرد ادامه پیدا خواهد کرد
ممنونم استاد ، هزاران بار ممنون
سلام و روزبخیر
من شاید باون شکل برای خودم دلایل چاقی رو قبول نداشته باشم ،یعنی هیچ وقت فکر نکردم من ارثی چاقم یا مصرف قرص یا بیماریم علت چاقیم بوده .برای خودم دلیل تراشی نمی کنم
مهمترین و اصلی ترین دلیل رو برای خودم ،باورهای غلطم می دونم ،یعنی مقصر اصلی رو ذهن خودم می دونم ، که این باز هم خودش دلیل تراشیه ،این منم که به ذهنم این قدرت رو قائل هستم ،در نهایت خودم تصمیم گیرنده هستم ،ذهن هرچه قدر قدرت داشته باشه ،اگر من بخوام می تونم جلوش وایستم ،
الان یه دلیل به ذهنم اومد ،مامانم همیشه با لاغر شدنم بشدت مخالفه و چون رومن تاثیر زیادی داره ،من احساس می کنم
((نمی تونم چون مامانم دوست نداره ))
*این غلط هست ،خیلی از کارهایی رو که مامانم دوست نداره من می تونم انجام بدم ،اینطور نیست که من هرکاری رو که مامانم دوست داره ،بتونم انجام بدم ،مثل این که من کار خونه و تمیزی اولویت چندم من هست ،درصورتی که مامان اول کار خونه براش مهمه
مامان در برخورد افراد ،خودشو اولویت قرار می ده ،اما مو سعی می کنم احساس دیگران رو خیلی در نظر بگیرم ،یا همیشه از خرید من ایراد می گیره ،اما من خریدم رو می کنم
پس خیلی جاهاست که مامانم نخواسته و من تونستم .
پس حالا این جا جای اعترافه
((من فرشته صلاحی عز اعتراف می کنم من مسئول اصلی چاقی خودم هستم و از امروز۱۴۰۰/۱۰/۲۳متعهد هستم که وزن خودم رو از ۸۴/۴به وزن ۶۵ کیلو برسونم ،در این مسیر از هیچ تلاش و کو ششی سرباز نخواهم زد ))
من دراولین بار در سن راهنمایی بودم که باشگاه می رفتم و لاغر شدم
بعد برای ازدواجم در سال ۸۰ تونستم با کم خوری و ورزش ۸ کیلو کم کنم
بعد از زایمان با رژیم تونستم ۱۵ کیلو کم کنم از۹۵ به ۸۰ برسم .
توتستم در ۳۰ سالگی با کم خوری و ورزش ،از ۸۰ به ۷۲ برسم و خیلی خوش اندام بشم
و درامسال هم از ۸۷ کیلو تونستم به ۸۴ برسم با رژیم و ورزش .من می تونم .استاد متشکرم .واقعا تا اینطوری ننوشته بودم فکر می کردم ،من نمی تونم و لاغر شدن برا من یه افسانس .متشکرم ،متشکرم، متشکرم
سلام بر استاد عزیز .من هرچقدر فکر کردم متوجه شدم که من از دوران نوجوانی چاق شدموعلت آنرا نفهمیدم چون در خانواده ما جوری نبود که خوراکی یا موادغذایی به آن شکل وجود داشته باشد ..یک غذای مختصر در شب بود ودر روز هم غذای حاضری نون و پنیر با خیار یا انگور. واز این دست .اما من همیشه کمی اضافه وزن داشتم وورزش شکم میزدم الان که شصت سالمه فکر میکنم شاید نون بیشتر میخوردم یا در حسرت چیزهایی که بقیه می خوردند بودم و همیشه دلم یک ساندویچ که دوستام میخریدند من هم بخرم .ولی پول نداشتم .ولی دلایل چاقی خودم را میدونم با توجه به صحبت های استاد من علت چاقی خودم را ریزه خواری میدانم چون الان همه چیز در منزل ما هست و همسرم اهل خرید این چیزها هست امیدوارم با صحبت هایی که استادم در این قسمت فرمودند بتوانم براین ریزه خواری هم غلبه کنم ولی باید بقیه فایلها را هم گوش بدم
سلام به همراهان عزیز
من امروز دوباره جلسه دوم رو گوش کردم ودیدم باید یه تعهد دیگه هم به خودم وبه استاد ودوستانم بدم تعهدی که چند ماه پیش برای خودم پشت عکس ١۶ سال پیشم وعکس ٢۶ سال پیشم زمانیکه متناسب بودم برای خودم نوشتم همون روزهای اول اشناییم وهدایتم به سایت فکرکنیم ومتناسب شویم وای که من عاشق این اسم با مسمی سایتم که منو هل میده به روشی ساده درست واصولی حالا میخوام پیش دوستانم هم وپیش استادعزیزهم اینجا ردپا بزارم وبگم که تعهد میدم از وزن فککنم ٧۵ کیلو گرم به وزن ۵۵ کیلو گرم برسم وزن زمان مجردیم ومتناسب بودنم وقتی تصور میکنم که به این وزن رسیدم قندتودلم اب میشه واز ذوق وشوق به پروازدرمیام انگار خدایا شکرت که وصف عیش نصف عیشه ونصفه ی دیگرش هم با حضورتواین سایت وبا ذهن قدرتمندم وشناخت تواناییها وقدرتهای بی انتهاش محقق میشه ومنم میام یه روزی اسممو جزشگفتی سازان این سایت میبینم وچقدر باعث افتخار بیشتر خودم واستاد وایمان واطمینان بیشتر خودم وهراهان عزیزم دراین مسیر زیبا میشم امروز 1400/10/16 روز پنجشنبه تعهدمیدم دوباره که خودمو به وزن ایده ال ورویاییم برسونم وباوردارم که من توانایی اینکارو دارم همونطور که باهمون بارهای اندکی که برای وزن کم کردنم از روشهای ورزشی وماساژو خوردن دمنوشها تونستم سایز ووزن قابل توجهی کم کنم اونموقع هم من بودم که درخودم این تغییرات ریبا وچشمگیرو بوجود اوردم خودم من تونسته بودم دلیل لاغری من بودم که اون روشهارو باورکردم الان هم این منم خود من همه چیز ازمن شروع میشه همه کاره منم به قول حافظ تو خود حجاب خودی از میان برخیز واین روزها دارم معنی این شعر حافظ رو بیشتر میفهمم که قدرت کنترل تمام اتفاقات زندگیمدسته من نه هیچ کس دیگه قدرت دست منه وافکارو باورهام که نتیجه هارو برام خلق میکنم ومن اینجام که آگاهانه بهترین نتیجه رو برای خودم وزیبایی اندام ومتناسب شدنم خلق کنم متناسب شدنی که حق منه ومن لایق اون هستم وطبیعی اینه که داشته باشمش
باسلام به دوستان وهمراهان عزیز
انگاراین کلا عادت ما ادمهاست که دوست داریم برای هرچیزی که برامون مشکلی ایجاد کرده بندازیمش تقصیر یکی دیگه حالا هرکی خدا پدرومادر دوست ارث بارداری ازدواج ویا هر دلیل دیگه ای غیراینکه خودمون مقصر باشیم برای همینه که یاد نگرفتیم چاقی مون روهم درخودمون دلیلشو جستجو کنیم وتاحالا فکر میکردیم کخ ای بابا ازوقتی ازدواج کردم من چاق شدم ازدواجم مقصر نه خودم بارداریم دلیل چاقیمه نه خودم بالارفتن سنم مقصر نه خودم کم تجرکیم یا ریزه خواریم یا تیروییدم مقصره نه خودم خدا مقصره اون خواسته که من چاق باشم کلا هم که هیچکی مظلومتراز خدانیست هرچی میشه میگیم خدا باهام اینکارو کرد خدا نخواست من موفق شم خدانخواست من درس بخونم خدا نخواست من ال بشمو بل بشم اما حالا اینجاییم تا یاد بگیریم تا یاد بگیرم هراتفاقی که منو ازارمیده وتوزندگی من هست من مقصرم من مسولم نه هیچ کس دیگه من خودم با افکار غلطم با باورهای نادرستم باعث تمام اتفاقان خوشایند یا ناخوشایند زندگیم هستم من چاقم اضافه وزن دارم خودم مقصرم اینقدر که به ادمهای چاق توجه کردم اینقدر که باورهای چاقی رو باخودم مرور کردم اینقدر که خودمو دوست نداشتم وقتی یه چاقتر ازخودم میدیدم میگفتم خخدایا شکرت من به اندازه ی این چاق نیستم اعراض نوردم از ناخواسته هام با توجه کردنم به ادمهای متناسب وزیبایی که میدیدم تا با توجه کردنم به اونها واصول رفتاریشون وارزشی که برای خودشون قایل بودن منم یاد بگیرم مثل اونا رفتار درست داشته باشم تا اسیرو بنده ی شکمم نباشم تا من قویتر از شکم ونفسم باشم من فرمانده ی اون باشم رو رفتارهام کارنکردم که معده مو زباله دونی غذاهایی که قراربوده دور برن نکنم گفتم حیفه باید ریخته بشه دور خب اونی که قراره بره دور چرا من ازراه معده وروده م دوربریزمش که به بدن ارزشمندخودم صدمه بزنم وخودمو اززیبایی که حق طبیعی ومسام منه دورکنم بعدم فککنم خب طبیعه که من چاق باشم نه بابا طبیعی نیست اگر طبیعی بود پس چرا خیلیها دوروبرم متناسبو لاغرن بااینکه ازداج کردن مثل من باردارشدن مثل من کم تحرک بودن مثل من پا به سن گذاشتن مثل من ودلیلهای بیشمار دیگه که فقط تواینسالها براخودم توجیه اوردمو سرخودمو شیره مالیدم تا خودمو مقصر ندونم که هرچه کردم خودم کردم بابا شهامتشو داشته باشمو بپذیرم که من باعث چاقیم شدم من بعث شدم نتونم لباسهای رنگی خوشگلو اندامی بپوشم تا مهمونی که میرم نتونم به اندازه متناسبها لذت ببرم به خودم اندامم افتخار کنم واعتماد بنفس داشته باشم برای عرض اندام برای اینکه بتونم تواناییهامو بروز بدم خودم مقصر خدایا من اینجا امروز پیش تو وپیش همه ی دوستان عزیزم اعتراف میکنم که من مقصر ومسول چاقی واضافه وزنم هستم نه هیچ کس دیگه نه هیچ دلیل دیگه برای همینم تعهد میدم از امروز که سه شنبه 1400/10/14 تمام مسولیتت اشتباهاتمو میپذیرم وبه خودم وبه تو قول میدم که تلاش کنم تا افکار درست رو یاد بگیرم ویه یاد بیارم زبان لاغری وتناسبو که توبهم داده بودی از بدو تولدم تا بتونم بااون زبان با جسم زیبام حرف بزنم تا بهش یاداوری کنم که تو لایق بهترین ومتناسبترین اندامی لایقی که برگردی به اصلت به اون اندام متناسب ولاغرو زیبایی که خدا بهت داده بود اومدم تواین مسیر که خدا بادستان توانمندش کمکم کنه تا این اکاهیهارو یباد بیارم وتو ذهنم حک کنم تا هم متناسب ولاغر باشم وهم متناسب ولاغر بمونم چون جهان خداوند برتعادل وتناسب این حق مسلم منه واین طبیعه که من لاغرو متناسب باشم خدایا تعهدمو بتو میسپارم که یاریم کنی بهش پایبند بمونم وهرروز روی ذهنم کارکنم واگاهیهای درست والهی تناسب وتعادلو بخودم وبه ذهن نیرومند یاداوری کنم
درپناه خداوند یکتا همواره در مسیر تناسب وتعادل وارامش وتغییر باشیم
برای چندین بار گام دومو گوش دادم
الان میخوام دلایل نقض باورهای چاق کننده رو بنویسم
*چاقی تو خانواده ما ارثیه
با دیدن یکی از دایی هام که لاغره و دختر دایی هام و دختر عموهام پی بردم اگه ارث وجود داشت باید همه چاق بودن نه فقط ماها
*ازدواج و بعد از اون زایمان دلیل چاقیه
همیشه بخودم آدمهای لاغری که چندین زایمان داشتنو نشون میدادم ولی بازممیگفتم اونا ژن چاقی ندارن ولی الان متوجه شدم مثلا نسیم هنوز هیکل دختریشو داره مثل نازنین و بسیاری از نمونه های دورو برم
*پشت میز نشینی آدمو چاق میکنه
بعد از سرکار رفتن این باورم شده بود تا اینه نمونه هایی دیدم با انرام ترکه ای و متناسب که کار دفتری هیچ تناسبشونو بهم نزده
*چون تحرک ورزشی ندارم چاق میشم
بسیار افرادی دیدم که هیچ کاری نمیکنن حتی بدوبدوهای روزانه منم ندادن ولی متناسبن
*پا به ین میزاری لاغر شدن سخت تره
در حالی که دیدم چه افرادی تونستن با سن بالا متناسب بشن
*یائسه بشی چاقتر میش
بازهم دیدم افراد یائسه متناسب
*با تمام این مطالب متوجه شدم کسی جز خودم، ذهنم و باورهای اشتباه مسبب چاقی نبوده این خواست خودم بوده که همیشه به چاقی فکر کردم و چاقی بیشتر نصیبم شده انگار تمام عمرم در ابن فکر بودم که چه کنم ۵ کیلو بیام پایین و این باعث شده که هرکی منو ببینه بگه بارم تو رژیمی😩😖
من از امروز متعهد هستم که وزن خودمو از ۸۷کیلو به ۷۰برسونم ودر این مسیر از هیچ تلاشی سرباز نمیزنم و متعهدانه به مسیر سبز تناسب اندام با ذهن ادامه میدم.
خیلی دستاوردهای لاغری داشتم
-دوران دانشجویی بعد تعطیلات تابستان که رفتم همه میگفتن چکار کردی باوپیاده روی های طولانی هیکلم متناست تر شده بود
-یک دوره هم با رژیم های مختلف عالی بودم
-بعد زایمان دومم حدود ۲۵ کیلو کم کردم و فوق العاده بود
-با ورزش و دستگاه هیکلم فرم مناسبی گرفته بود
-یکسال پیش هم با کمک تکنیکهای ذهنی حدود ۱۰ کیلو براحتی بدون هیچ سختی کم کردم
الانم پیش بسوی تناسب اندام دائم💖💖💐
سلام بر متناسبین جذاب زیبای پولدار سالم و توانمند
این فایل هم خیلی عالی بود . حس کردم قبلا دیدگاهم رو نوشتم ولی دنبالش گشتم نبود حالا که دوباره هدایت شدم به این قسمت حتما قراره اطلاعات خوبی از مسیر تناسب بر من وارد بشه که دوباره دلم میخواد بنویسم . مهم اینه اطلاعات متناسب کننده مرور بشه و این اطلاعات جهت و مسیر ذهن منو میبره سمت لاغر شدن .
خب من حسم خیلی خوبه الان . راستش دوست دارم با حس خوب بنویسم که چیزهای خوب بر ضمیرم حک کنم .
وقتی با حال بد بنویسم قطعا چیزی هم که خواهم نوشت دوباره حال بده که دارم بر ذهنم وارد می کنم .
برای همین سعی میکنم نیروی اراده ام رو در جهت مثبت هدایت کنم تا چیزی که بر ذهنم نوشته میشه و نیروی غیرارادیم در اون راستا حرکت می کنه هم مثبت بشه که ناخوداگاه از وجودم هم مثبت خلق بشه .
خب موضوع این قسمت بررسی دلایل چاقی بود .
که استاد فرمودن مهمترین دلیل چاقی طبیعی دونستن چاقی هست .
در حالی که جاقی طبیعی نیست . غیر طبیعی هست و ما بر بدن خودمون تحمیلش کردیم چون راه لاغرشدن و همسو شدن با طبیعت اصلی بدنمون رو بلد نبودیم .
اما الان دارم کم کم یاد میگیریم که با دادن ورودیهای متناسب کننده و مهمتر از اون عمل کردن بر اساس ورودیهای متناسب کننده نیروی ارادی خودم رو در جهت تناسب طبیعی بدنم همسو کنم و سعی کنم کمتر از فرمولهای چاقی استفاده کنم .
عملکرد ارادی ما و بعد هم عملکرد غیر ارادی ما مهمترین بخش از این فراینده اما رفتار ما از ذهن ما جاری میشه و ما اگر ذهن خودمون رو در مسیر تناسب هدایت کنیم قطعا رفتارهای ما رو که با حس لامسه انجام میدیم و بزرگترین ورودی به ضمیر ناخوداگاه هست در مسیر تناسب هدایت میشه .
اما دلایل چاقی .
دلایل چاقی تا اونجایی که از این سایت یاد گرفتم اینه که من ورودی چاق کننده به ذهنم دادم . تمایل ذهنم رو هدایت کردم سمت چاقی و بعد رفتارهای خودم رو براساس چاقی تنظیم کردم و جسمم رو به این ترتیب چاق کردم .
من چاقی رو خلق کردم به همین راحتی .
چه کسی این خلق رو انجام داد . من .
پس