اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 389 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











به نام خدا
دلایلی که در قسمت قبلی نوشتم در زیر مجددا می نویسم
۱. کلا ارادهای بر خوردنم و ریزه خواری های ندارم. و نمیتوانم خودم را کنترل کنم.
(یعنی پرخوری بخصوص پرخوری عصبی را دلیل چاقی میدانم. البته خیلی ها را می شناسم که حداقل در جمع ها و مهمانی ها زیاد می خورند ولی چاق نیستند ولی واقعا نمیدانم در خلوت خود هم زیاد میخورند یا نه؟ ولی حداقلش این است بیشتر از آنچه که نشان می دهند باید چاق باشند ولی لاغر هستند. حتی یکی از دوستانم را یادم آمد که به شدت خوراکی های ناسالم مثل بستنی و پفک و غیره میخورد ولی بسیار لاغر بود.)
۲. همیشه با عذاب وجدان غذا میخورم و لذت نمیبرم.
۳. مادرم پس از زایمانهایش چاق شد و دیگر هیچوقت لاغر نشد. فکر می کنم من هم به او رفته ام.
(خیلی ها را می شناسم که بعد از زایمان به وزن و اندام ایده آل رسیدند.)
۴. اهل ورزش منظم نیستم و تحرک زیادی ندارم.
(بسیاری از دوستانم ورزش نمی کنند ولی متناسب هستند. )
۵. کلا هیچوقت در لاغری و نگه داشتن وزنم موفق نبودم و احساس خوبی نسبت به این موضوعات ندارم.
(باید قبول کنم که لاغری حق طبیعی جسم من است. همانطور که بدنم بعد از جراحتی خود را طبیعی درمان می کند، همانطور که هر کودکی بطور طبیعی لاغر و متناسب به دنیا میآید پس بدن من هم مشتاق لاغری است فقط کافیست طبیعی رفتار کنم. )
۷. کلا فکر می کنم قدرت اراده بالایی ندارم.
اتفاقا قدرت اراده بالایی داری و تا حالا چندین بار وزن کم کردی و موفقیت آمیز بود رژیم دکتر حسینی و رژیم سوده)
من میترا مسئولیت چاقی خود را می پذیرم و هم اکنون در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۰ تعهد میدهم که از وزن ۶۷ کیلو گرم به ۵۸ کیلوگرم برسانم و ایمان دارم با لذت و کار روی باورهای ذهنی در این مسیر موفق خواهم بود به امید خدای مهربونم.
نشان های دریافت شده
سلام
عوامل چاقی که درقدم اول شناسایی کردم با این دلایل ردش میکنم
کم تحرکی وپشت میزنشینی .
همکارای منم مثل من کارشون پشت میزنشینی هست
یا رانندگان تاکسی
یا راننده تریلی
تعدادیشون رو میبینم که چاق نیستند بلکه لاغرند.
ثروتمند شدن
من دکتران ثروتمندی میشناسم که متناسبن
مارک ذاکربرگ
کوین ترودو
همشون یا متناسبن یا لاغرن
امکانات رفاهی
تعدادی از اطرافیانم رو میبینم که امکانات رفاهیشون خیلی بیشتر از منه اما متناسبن
خوردن
تعدادی از خانمهای فایلمون رومیشناسم که اهل مهمانی و بروبیا وتفریح و خوردن و .. هستن اما کاملا متناسبن
تعهدنامه
من درتاریخ ۲۵ بهمن تعهد میدم وزن خودم رو از ۶۶ به ۵۸ برسونم و دراین کار با اشتیاق استمرار ورزم .
من یکبار که پیاده روی ۶ ماهه رو برای لاغرشدن امتحان کردم تونستم از وزن ۷۰ به ۶۶ برسم . با اینکه روش فیزیکی بوده و ذهنی نبوده ولی من موفق شدم . اگرچه بعد چندماه دوبارا شدم ۷۲ کیلو .
سلام استاد عزیز
من امروز گام سیزدهم کشف دلایل چاقی را برداشتم
قویترین دلیل چاقی من الان متوجه شدم بهانه ای بیش نبوده ارث از خانواده مادرم بود که چند سالی هم هست دیگه با چاقی کنار اومدم ومیگفتم ارث بردم دیگه چیکار کنم اما امروز دقت کردم در اطرافم خانوادههایی هستند که با وجود پدر ومادر چاق بچه های لاغری دارند پس ارثی بودن چاقی رد میشود واین یک باور اشتباه بوده که باعث طبیعی شدن چاقی برای من شده بود
من مرجان نوری موحد در تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۲ قول میدهم از وزن ۷۵ کیلو گرم به وزن ۶۰کیلو گرم برسم ودر این مسیر متعهد به انجام تمریناتم باشم
خداوند در قرآن به قلم وآنچه با او نگاشته خواهد شد قسم خورده است هر چه مکتوب خواهد شد رخ خواهد داد
سپاس فراوان از شما استاد عزیز
خدایا متشکرم دوستت دارم
نشان های دریافت شده
سلام چندتا از همکارام متناسبن دورهم نشسته بودن میگفتن ما هرچی میخوریم چاق نمیشیم لاغری اصلا به غذا نیست کهدقیقا همین جمله رو گفتن
سلام
من نشمیل قادری از امروز ۱۲ / ۱۱ / ۱۴۰۰
تعهد می دهم وزنم را از ۸۴کیلو گرم به ۶۶کیلوگرم برسانم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سر باز نخواهم زد.
توضیحاتی برای رد دلایل چاقی:
باید بگم که درباره دلایل ۱و ۲ چیزی نمیشه گفت،
دلیل سوم:رو میشع رد کرد چون خیلی از بچه ها هستن که چاق بودن اما در بزرگسالی اضافه وزن نداشتن،
چهارم :خیلی ها هستن شیرینیجات زیاد میخورن اما لاغرن
پنجم: بعضی ها پدر و مادرشون چاقن ولی خوردشون اضافه وزن ندارن ، منم داداشی دارم که اضافه وزن نداره .
ولی با توجه به توضیحات شما و درک بیشتر موضوعات باید بگم واقعا مقصر خودمم.
مسئولیتش رو قبول میکنم.
از وقتی به سن حدودا ۱۴ و ۱۵ سالگی رسیدم شروع به ورزش کردم و به باشگاه رفتم با اینکه خیلی تلاش کردم آنچنان وزنی کم نمیکردم،
اما تقریبا در سن ۱۷سالگی تونستم ۷۰کیلو باشم با کمک دو آهسته و پیوسته که هر روز میرفتم عالی بود،
بعد دوره ی کنکور بازم بالا رفت
تو دانشگاه ۷۸بودم باتلاش تونستم کنترل کنم که بیشتر نشه،میرفتم پیش کارشناس تغزیه و ورزشم میکردم،
بازم بعد دانشگاه که ازدواج کردم خیلی خیلی سختی کشیدم تا رسیدم به ۷۲،
بازم بعد ۲سال شدم ۷۸ بعد تصمیم گرفتم بچه دار بشم هر کاری میکردم وزنم بالا میرم که آخر حاملگیم ۱۰۵کیلو بودم یعنی حدودا ۲۵کیلو اضافه کردم
الانم که با کلی قرص و رژیم و سختی تونستم برسم به ۸۴ اما ارزوم رسیدن به ۶۶کیلو هستش امیدوارم که با کمک شما استاد عزیز و خداوند متعال بهش برسم
روز خوبی رو براتون آرزو میکنم.
به نام خداوند مهربانم
سلام استاد عطا روشن عزیز !
به لطف بیکران خداوند مهربانم و لطف شما استاد عزیز توانستم سیزدهمین گام را با موفقیت بردارم و از شما و خدای عزیزم سپاسگزارم.
استار عزیز امرووز با اشتیاق فراوان به فایل شما گوش دادم و دقیقا حق با شماست دلیل چاقی ما هیچکدام اینهایی که گفتین نیست!! نه ژنتیک! نه سوخت و ساز ! نه دارو!! نه بیماری! نه بارداریپ. حذف این دلایل فقط باعث یه خجالت از خودمون میشه که همیشه دنبال دلیل و بهانه برای لاغر نشدن و چاق بدونمون بودیم !!الان که اینهارو نشستم حذف کردم فقط خودم رو دیدم با یک اضافه وزن !! برای اینکه من پدر چاقی نداشتم !!و مادر چاقی هم ندارم پس نمیتونم بندازم گردن ژن عزیزم !! سوخت سازمم خوبه ، یه جا اشاره کردین به بارداری! من تو کشور سوئد زندگی میکنم ، اوایل که اومده بودم اینجا خیلی چیزها برامدجالب بود مثلا میدیم خانمایی نه ماه حامله هستم اما یه شکم خیلی کچولو دارن دستهای لاغر بدن لاغر فقط یه شکم کچولو دارن و اکثرشون هم بچه های چهار پنج کیلویی به دنیا میارن !! :با بارها شده رفتیم یه رستوران سوئدی و می دیدم یه بشقاب بزرگ به سه بند انگشت گوشت استیک با مقدار خیلی کم سیب زمینی نشستن ساعتهای با دوست یا همسرشون دارن حرف میزنن و غذاشون رو میخورن ! ٫و سوال همیشگی من از همسرم این بوده چطور اینها با این غذا میتونن سیر بشن؟! و اینو بارها از همسرم شنیدم که در محل کارش خیلی از همکارای سوئدی از صبح تا غروب دوتا نون تست آورم با پنیر واسه صبحانه خوردن و دوتا واسه نهارشون !وگفتن این غذای کل روزشونه ! به نظر من این بر میگرده به عادت ها و رفتارهای اشتباهی که ما ازش یاد گرفتیم! مثلا چون الان این غذا هست باید بخوریم باید زیاد سفارش بدیم ! با ولع بخوریم ! تند تند بخوریم! هزارنوع تنقلات با غذامون بخوریم! خود من وقتی بچه بودم بارها از بزرگترهام شنیدم که وسط غذا حرف نزن گناه داره !! این به عادت رفتاری برای من باقی مونده بود!! در حالی که قشنگ اینو توی یه فرهنگ دیگه میبینم که غذاشون به اندازه یک کف دسته ولی دقیقهها طول میکشه تا تموم کنن ! بیشتر از اینکه به خوردن فکر کنن باهمدیکه صحبت میکنن!!از غذاشون لذت میبرن! بیشتر از اینکه فقط به فکر شکم پر کردنشون باشن! ما باید با تغییر دادن خودمون شروع کنیم ترک عادتهای اشتباه!! و همه ما توان اینکار رو داریم !!
با اینکه از وقتی به فایل های شما گوش میدم ترازو و وزن کردن برای من شنیدنش خوشایند نیست چون منو یاد کابوس گذشتم میندازه اما برای اینکه قول بدم و متعهد شم میخوام بگم من ساره در تاریخ ۲۸ ژانویه
۲۰۲۲ قول میدم از وزن ۶۴ به وزن ۵۴ کیلو گرم برسم رویایی که خیلی بهم نزدیکه .
با سپاس از شما استاد عزیز برای وقت و انرژی که خالصانه در اختیار مخاطبتان قرار میدید
سلام و درود فراوان به استاد عزیزم و تمامی دوستان نازنینم در مسیر بسیار زیبای لاغری😊🌸
من بلطف خدا و آگاهی های عالی از طریق دستان خوب خدا،جناب آقای عطار روشن عزیز،هم اکنون با تمام وجودم،مسئولیت چاقی و اضافه وزنم رو می پذیرم،و همچنین مسئولیت لاغریمو می پذیرم و الان بلطف خدا،می دونم که نه غذاها و نه هیچ عامل بیرونی،مسئول و باعث چاقی من نبوده اند و نیستند و خودم هستم و ذهنم ودرونم و افکار و باورهام.
پس این دفعه از درون،دست به تغییر می زنم و شگفتی می آفرینم.💪
واز مسیر زیبا و پراز لذتم،کمال بهره و لذت رو می برم و اولین و مهم ترین چیزی که همیشه خواهانش بوده ام،یعنی آرامش و راحتی و لذت و تمامی احساسات خوب رو به یاری و لطف خدای عزیزم به دست می آورم و بعدش هم ،برای همیشه به لاغری و سلامتی و زیبایی اندام می رسم،انشالله…🙏🤩
من اومدم در این لحظه،و همین جا،جلوی استاد گرانقدر و دوستانم،تعهد بدم و قول بدم که پای تعهدم محکم بایستم که:
“ من،ندا،از امروز ۵ بهمن ماه ۱۴۰۰،متعهد می شوم که خودم رو از وزن ۶۲ کیلو ،به وزن ۵۵ کیلوگرم برسانم و در این مسیر زیبا،از هر تلاش و کوشش و جدیتی،سر باز نزنم.”
با تشکر فراوان،شاگرد متعهد شما:ندا❤💎
سلام وق همگی بخیر
زمانی که داشتم باور ها(فرمول های ذهنی) خودم رو در مورد چاقی بررسی میکردم به این نتیجه رسیدم که یک دو دسته باور داریم
باور های صحیح و باور های غلط که وظیفه من شناسایی باور های غلط و تغییر ان ها و تبدیل ان ها به باور های درست هست و همچنین شناسایی باور های درست و تقویت ان ها
خب چه باوری غلطه؟ هر باوری که شما فکر میکنی باعث چاقی در شما شده اما همونو میبینی که باعث چاقی در فرد دیگری نمیشه پس یعنی این یک باور غلط در ذهن ماست پس باید اصلاحش کنیم و به اون حالت اصلاح شده بگیم یک باور درست و اون رو بپذیریم
ادامه نقض دلایل چاقی ام:
۱۰.”اینکه می گی حتی ۲،۳ کیلو کاهش وزن برات سخت ترین و نشدنی ترین کار دنیاست، هم یه باور اشتباهه”
ندا مگه یادت نمیاد،قبل از حامله شدنت،۱۰ کیلو وزن کم کردی و چقدر زیبا و مانکن شده بودی و برای اولین بار به ۴۹ کیلو هم رسیدی.
و یادت نمیاد در دوران حاملگی ات، چقدر قشنگ رعایت می کردی و اضافه وزن زیادی نداشتی و همه دهنشون از تعجب باز مونده بود.
یادت نمیاد بعد از زایمانت،از روز دهم با چه انرژی و ذوق و شوقی شروع کردی رعایت برنامه ها و ورزش ها تو و چقدر زیبا و خوش اندام شدی، به چه سرعتی که باعث تعجب همگان شدی.
یادت نمیاد با برنامه مهدی خردمند ،به راحتی آب خوردن ۷،۸ کیلو وزن کم کردی.
یادت نمیاد وقتی تمرکزت از روی لاغر شدن برداشته می شد، چقدر قشنگ و راحت ۴،۵ کیلو وزنت میومد پایین و چقدر زیبا می شدی.
یادت نمیاد با انجام برنامه مربی بدنسازیت،در عرض ۲ هفته،۳ کیلو کم کردی و سختی نکشیدی،و چه بدنی ساختی که هنوزم که هنوزه هر کی می بینتت،می گه چه بدن زیبا و عضلانی داری و اونجا هم تونستی ۴،۵ کیلو کم کنی و به وزن ایده آلت برسی.
یادت نیست همین سال ۹۸،۹۹ که حس و حالت عالی بود،چقدر راحت ،زیبا و خوش اندام شدی .
یادت نیست در سال ۹۷،با رژیم آقای صالحی، هر روز،یک کیلو کم می کردی و در عرض ۳ روز،۳کیلو کم کردی و چقدر راحت رسیدی به وزن ۵۷ کیلو و تونستی ۷ کیلو وزن کم کنی در عرض ۲ ماه.
یا با برنامه سیبیتا یا برنامه رژیم نوین،تونستی ۶،۷ کیلو وزن کم کنی.
پس ندا تو در زندگیت،کلی موفقیت ها داشته ای
پس باز هم می تونی موفق بشی،اما این بار بلطف خدا،با طی کردن روند تکاملیت، با کمک استاد عطار روشن عزیز،کاملا اصولی و راحت و آسون،و برای همیشه انشالله.
ادامه نقض دلایل چاقی ام:
۸.”نخوردن چیزهای مفید و سالم مثل میوه ها و سبزیجات،چون خوردنشون به نظرت خیلی سخته”
اما ندا،بدون که بدن زیبای تو به میوه و سبزی هم نیاز داره.
و تو همون لحظه ای که تصمیم می گیری میوه پوست کنی و بخوری،همون لحظه این کارو انجام بده و ببین چقدر راحت و خوبه،تصمیمت رو همون لحظه اجرایی کن و بزار بدنت به خوردن میوه عادت کنه و مقاومت ذهنی ات شکسته بشه و به سلامتی برسه.
به جای اینکه به سخت بودن پوست کردن و خوردن میوه فکر کنی به عشق ورزیدن و محبت کردن و برطرف کردن نیازهای بدن زیبا و با ارزشت فکر کن و اجرایی اش کن.
۹.و “نبودن عشقت در زندگیت هم دلیل نمیشه که تو با بدنت مهربون نباشی،دلیل اضافه وزن هم نمی شه”
چرا که این امر یه عامل بیرونیه و تو باید از درون رشد کنی و به خودت عشق بورزی.
برای کی و برای چی باید زیبا و خوش تیپ باشم،خب معلومه برای خودت و خدای خودت.
تو باید به این درجه برسی که برای خودت زیبا و جذاب باشی،تو باید خودت رو از درون،دوست داشته باشی و تایید کنی،بی خیال نظر بقیه،و اونقدر این زیبایی درونت زیاد بشه که اصلا نیازی به حضور یه فرد دیگه در زندگیت نداشته باشی.
تو وقتی عشق خدا رو داری،وقتی خود خدا رو در کنارت داری و از قدرتهای ذهنی برخورداری،وقتی می تونی از عشق خدا لبریز و سرشار بشی،چه نیازی به یکی دیگه.
(البته این مورد در ذهنم خیلی مقاومت داره)
سلام و درود
تا وقتی تصور ما اینه که خدا بیرون از ماست می خوایم با خدا کمبودها رو جبران کنیم و زیاد شنیدیم و حتی گفتیم که من خدا رو دارم به کسی نیاز ندارم
اما اگر درک کنیم که خدا با ماست و درون ماست دیگه احساس نیاز و کمبود نداریم که بخوایم با دیگران یا با خدا پر کنیم چون پر هستیم