اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 389 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام
دلایل اضافه وزنم اگه بخوات پرخوری باشه که تاوقتی یادمه خانواده دائیم بابچه هاشون والان نوه هاشون اینقدر پرخورن از هرنوع خوردنی از غذای خونگی گرفته تافست فود وشیرینی حشک وتر دیر غذاخوردن چای شیرین کم تحرکی خواب زیاد اما اینا هیچ وقت چاق نشدن
دارم بچه های برادرم دوتا لاغر وخوشفرم ودوتا چاق تازه اونی که لاغر بیشتر غذامیخوره
خواهرم قبل ازدواج تپل بود اما بعدش خیلی لاغر شد خوب هم غذامیخوره وخیلی نمونه های زیادی دورورم هست
پس این عادتا رو بعنوان اضافه وزن رد میکنم تازه فهمیدم تاثیر ذهن چقدر زیاد ونتایج رو منعکس میکنه نه فقط نسبت به وزن بلکه درتمام جنبه های زندگی
حال خوب =پیامد های خوب
پس هیچ وقت چیزهای ناخواسته رو درذهن بزرگ نکنیم وحجم ندیم چون بیشتر تجربش میکنیم
واما موفقیت های کم کردن وزن
یادمه ی وقتی خودبه خود غذام کم شد ظرف 1 ماه 8 کیلو کم کردم
یا پارسال بخاطر اینکه باردار بشم گفتن وزن کم کن خودم غذامو تنظیم کردم باحذف شکر وآردسفید ظرف 3هفته 7 کیلو کم کردم
والان باروش حذف روغن وشکر هم دارم سایز کم میکنم
پس سیستم بدنم کاری به عوامل بیرونی نداره ومیتونه پاکسازی بشه ووزن کم کنه
تصمیم👌
من سنا ازامروز 7/7/1399
باخودم وخدایم عهد میبندم که خودم رااز وزن 73 کیلو الانم به یاری خدایم واراده خودم وباکنترل ذهنم وتغییر باورهای غلط وزنم را به 63 کیلو برسانم
وحتما موفق میشوم
خدایا شکرت که توانستم به وزن دلخواهم که 63 کیلو هست برسم
چون لاغر شدن بسیار آسان است
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
ازهمه دوستانی که وقت میگذارن ونظرات مارامیخوانند سپاسگذازم
سلام خسته نباشید. من بعد ازدواج چاق شدم و هر روز بیشتر دلیل چاقی من ارثی هست و فکر میکنم از اعصابم هستش دلیل دیگه چون خیلی خیلی فکر میکنم و از اینکه چاق هستم غصه میخورن و دلیل دیگه چون چاق هستم پس نتیجه تحریمی کمه . افسردگی هم هست در اثر ناملایمات روزگار و همش فکر میکنم چرا این اتفاق افتاد و یا چرا این حرف رو بهم گفتن برای همین چون بیشتر عصبی میشم بیشترم چاق میشم اونقدر که سعی میکنم جلوی آینده نرم همیشه بهم گفتن تو آب هم میخوری چاق میشی و اینم باعث شده باور کنم که حتی آب هم میخورم چاق میشم تازه تامیام تصمیم به لاغری بگیرم تازه بیشتر گرسنه میشم کلا فکر میکنم اصلا اراده برای لاغری ندارم
ولی الان دیگه میخوام با ذهنم لاغر بشم و افکارم رو توی مسیر درستش قرار بدم 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
منم مثل شما بعد از چندین دوره کم کردن وزن با رژیم و بعد چاقتر از قبل شدن وقتی به رژیم گرفتن فکر میکردم تصمیم میگرفتم شروع کنم از همون لحظه گرسنه میشدم حتی ضعف میکردم و فکر میکردم من دیگه ارادهی رژیم گرفتن ندارم. برام سوال بود اخه چرا تا میخوام رژیم بگیرم انقدر گرسنه میشم سعی میکردم اهمیت ندم ایندفعه فشارم میفتاد و دست و پام شروع به لرزیدن میکرد، تا اینکه با تناسب فکری آشنا شدم و دوره رو خریداری کردم، اما به پیشنهاد استاد تصمیم گرفتم با فایلای رایگان شروع کنم.طی یکی دو روز مثل معجزه همهی اون گرسنه شدنها و ضعف کردنها از بین رفت و در ادامه مقدار زیادی هم وزن و سایز کم کردم و کلا نگرش و دیدگاهم نسبت به زندگی تغییر کرد. مایی که به سمت آشنایی با این روش هدایت شدیم واقعا خوششانسیم، هر چند این هدایت هم نتیجهی درخواستمونه. من دیگه به شانس اعتقادی ندارم و از این کلمه فقط به عنوان یه اصطلاح مرسوم استفاده میکنم وگرنه پذیرفتم که هر رویدادی نتیجهی مستقیم افکار خودمونه.
نشان های دریافت شده
دلایل چاقی من
ارثی بودن: کاملا اشتباهه چون اگه چاقی من ارثی است چرا دو برادر کاملا متناسب وبه خواهر متناسب دارم؟؟؟اگه ارثی بود همگی میبایس چاق باشیم پس این دلیل کاملا رد میشود
۲:کم تحرکی و کم بودن فعالیت: خواهر شوهر من و مادرشوهرم یک هزارم کارهایی من میکنم نمیکنن ورزش کار خانه پیاده روی ولی آنها کاملا متناسب هستند ومن چاق پس این دلیل هم کاملا اشتباهه
۳:پرخوری عصبی: شوهرم وخیلی از افراد متناسب وقتی عصبی میشوند میخوابند پس این باور هم یه فرمول دستی وارد شده است و کاملا اشتباه
۴.ضعیف بودن افراد لاغر:این باور هم اشتباه است چون افسانه افشار و صغری دوستم همگی کاملا لاغر و متناسب هستند ولی ورزشکار وقوی آقای حسن زاده همکارم مریم همکارم لاغر ولی خیلی فعال و قوی
پس این دلیل هم روایت
۵.زشت بودن صورت افراد لاغر
زیباترین زنان جهان افراد لاغر و متناسبی هستند فاطمه دوستم صغری بهار افشار .رومیزا دوستم پردیس و خیلی از هم باشگاهیام خیلی لاغر متناسب و صورت های زیبا هستند پس این علت هم رد میشود
پس من خودم فقط مسئول چاقی خودم هستم و از امروز تعهد میدم که خودمو از وزن ۱۱۸ به ۶۸ برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دست برنمیدارم تا به هدفم برسم
من سال ۸۴ در طی یک ماه نیم از ۱۰۱ به ۹۰ رسیدیم خیلی راحت با رژیم پس جسم من تواناست که از راه اشتباه تونستی پس از راه صحیح صدر صدر لاغر میشود
سال ۹۰ با رژیم از ۱۲۸به ۸۹ رسیدم به راحتی .سال ۹۳ باز با رژیم به ۹۰ رسیدم
سال ۹۷ با ورزش ورزیم از وزن ۱۰۶ به ۸۹ رسیدیم
حداقل ۷ی۸بار جسم من توانسته ۱۵تا ۲۰کیلو کم کند تازه از روش اشتباه پس در این روش صحیح حتما نتیجه میگیرم وبه وزن ۶۸ میرسم ودر وزن خودم میمونم
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
سلام استاد و دوستان. تمرین فایل دوم عوامل چاقی من ،یک :ترس ازچاق شدن ونفرت از چاقی و بدم میومد از آدمها چاق ومیترسیدم چاق بشم:من قبلا نمیدونستم که ترس ونفرت باعث بیشتر شدن اون عامل میشه و احساس بد مساوی است با اتفاق بد ومن خودم با ترسم باعث جذبش شدم چون همه توجه ام روش بود خودمم اصلاحش میکنم با باور و افکار صحیح. دو:پرخوری برنج زیاد خوردن شیرینی زیاد خوردن چربی خوردن سالاد سسی خوردن نان سفید خوردن:دختر عموم برنج سه برابر من میخوره چربی شیرینی ولی خیلی اندام ایدالی داره پسر عموم چربی اینها هم بیشتر من میخورن ولی اندامشون متناسب است. سه:تند تند غذا خوردن ؛چون قبلا دانبال طعم ولذت بردن از غذا نبودم و فکرم توجه ام به هرچیزی جز غذا وطعم اون از این به بعد بدون هیچ ترسی از چاق شدن غذا با آرامش میل میکنم واین رفتارمو اصلاح میکنم چهار:کم آب خوردن :کسایی میشناسم که کم آب میخورن ولی باعث چاقی آنها نشده. پنجم :جلو تلویزیون با دیدن سریال غذا خوردن حتی در مواردی که ده دقیقه جلوترم غذا خورده باشم:این یک عادت است خودم اصلاحش میکنم شیشم :دیر وقت غذا خوردن مخصوصا شام :دوستاهایی دارم که خیلی دیر وقت شام میخورن یا ناهار ولی اندام ایده آلی دارن و این باعث چاقی اونها نشده پسم اینم رد میشه. هفتم:تحرک نداشتن باشگاه نرفتن پیاده روی نکردن ورزش رقص نکردن :من قبلا باورم شده بود وقتی اینها انجام میدم لاغر میشم وقتی ترکشون میکنم حقمه چاق بشم ولی الان مبینم دختر عموم پسر عموم پسر خالم پسر دایم دختر دایم و داداش بزرگترم اینها هم هیچ کدوم از این کارها نمیکنن ولی متناسب هستن و اندامی ایده آل دارن پس اینم رد میشه هشتم :ناامیدی خودم رو لایق لاغری ندونستن لاغری رو به عنوان یه آرزو دونستن که هیچوقت بهش نمیرسم اعتماد بنفس پایین افکار منفی راجب خودم :استاد گفتن احساس بد مساوی است با اتفاق بد منم با احساس بدی که از خودم داشتم وتوجه کردن به افکار منفی وخودم لایق ندونستن باعث جذب چاقی شدم وخودمم درستش. میکنم ومیپذیرم خودم با افکار منفی باعث جذبش شدم واصلاحش میکنم با افکار وباورهای مثبت وخودم لایق دونستن بهترین ها. نهم سرزنش خودم بعد از پرخوری یا سرزنش مادرم موقع زیاد خوردن یا شیرینی چربی خوردن و هر دقیقه سرکوفت زدن من با هر آدم لاغری که میدید :قبلا پرخوری چاقی خودم میدونستم الان که ردش کردم پس خودم سرزنش نمیکنم و برام بی اهمیت میشه و خودم اصلاحش میکنم دهم :ارثی بودن چاقیم و اندامم روی پدرم رفته ومن ارث بردم ازش وحقمه چاقی :داداشم پسر عمو دختر عمو پسر خاله دختر دایی همه اینها لاغرن پس نمیتونه ارثی باشه واینم رد میکنم تعهد میدهم من فرخنده باوزن فعلی 82کیلوگرم خودم رو به وزن مورد نظرم 60کیلو گرم برسانم و در این راه از هر تلاش و کوششی سر باز نخواهم. زد تواناهای خودم در لاغر شدن :ماه رمضان با رژیم گرفتن ونخوردن برنج شیرینی توی ده روز سه کیلو کم کردم عید دوسال پیشم وزن کم کردم بازم با. رژیم که یادم نمیاد چقدر بوده پس وقتی تونستم با روش اشتباه اینقدر کم کنم پس با روش درست که جز شگفتی سازان میشم و آفرین به خودم باتشکر از همه عزیزانی که وقت گذاشتن خواندن. مطالب رو 🤗🤗🤗🤗🤗
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
من فکر میکردم که خونه نشینی و تحرک نداشتن دلیل اضافه وزنم هست اما چند نفر از دوستام رو میشناسم که اونا هم شرایط من رو دارند ولی متناسب هستند، پس تحرک نداشتن دلیل اضافه وزن من نیست.
من فکر میکردم که استفاده از فست فودها دلیل اضافه وزنم هست اما همسایه مون اکثر روزای هفته فست فود استفاده میکنه ولی متناسب هست، پس استفاده کردن از فست فودها هم دلیل اضافه وزن من نیست.
من فکر میکردم که صبحانه نخوردن دلیل اضافه وزنم هست اما دوستم فاطمه هم اهل صبحانه خوردن نبود ولی همیشه متناسب هست، پس صبحانه نخوردن هم دلیل اضافه وزن من نیست.
من خودم رو مقصر اضافه وزنم میدونم و مسئولیت اش رو میپذیرم، پس الان هم خودم مسئولیت تناسب اندامم رو بر عهده میگیرم.
من آمنه توسلی از امروز 99/6/25 متعهد میشوم از وزن 55 کیلو، خودم را به وزن 45 کیلو برسانم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سر باز نخواهم زد.
من قبلا از روش طناب زدن 2/5 کیلو کم کردم. این ثابت میکنه که جسم من توانایی لاغر شدن رو داره.
نشان های دریافت شده
سلام وقت بخیر
من خانوم شهربانو ۵۲ ساله که ۲۲ ساله گرفتار چاقی شدم و تا قبل از این لاغر بودم نمیگم متناسب بودم میگم لاغر بودم جوری که هر کی منو می دید فکر می کرد چیزی برای خوردن ندارم و از بی غذایی اونقدر لاغر شدم
وقتی ازم می پرسیدن که چته چرا این همه لاغری چرا چاق نمیشی سرحال بیای
می گفتم بچه ها کوچیک و اذیت کنن
وقت و انرژیمو می گیرن
شوهرم مرد بداخلاقیه حرص و جوشم می ده
دلش نمی آد بیاره بریزه زیر دستم خسیسه
با این اوضاع من چطوری چاق بشم ؟
به این ترتیباز نظر ذهنی در خودم آمادگی چاق شدن
نمی دیدم حسرت خانومای توپول توی دلم بود
لا غریمو دلیلی بر فقر و نداری می دونستم
دلیل دوست نداشته شدن از سوی همسرم چرا که اگه دوستم داشت می آورد می ریخت زیر دستم حرص و جوشم نمی داد منم با خوشی می خوردم و چاق می شدم
از طرفی هم با وجود دوتا زایمان و تولد دو فرزندم اصلا چاق نشدم تازه لاغرترم شدم بهم می گفتن لاغریت طبیعیه چون داری بچه شیر می دی
خلاصه که رویای چاق شدن تا سی سالگی با من بود و من در خودم آمادگی از نظر ذهنی و فیزیکی نمی دیدم که کمی چاق بشم خوب اینم باورهای من برای لاغریم بود
از طرفی همیشه کلمه چاقی رو می ذاشتن کنار سرحال بودن و اینکه بله طرف داره که بخوره
اما تا دلتون بخواد کنار کلمه لاغری توصیفات منفی می شنیدم لاغر مردنی لاغرو مث پلنگ صورتی یا مث نی قلیون یا مث چوب پرچم یا لاغره استخونی و خشکیده و از این دست توصیفات
اما بعد از سی سالگی تمام اوضاع و شرایطم تغییر کرد
بچه ها بزرگ شدن استراحتم بیشتر شد وفور نعمت شد دیگه از حرص و جوش خبری نبود از همسرم جدا شدم به منزل پدرم برگشتم
خوشحالی از چند جهت بود یک دور شدن از یک همسر ناسازگار بدخلق و مریز دوم گرفتن حضانت بچه ها سوم در کنار مادر قرار گرفتن و بهره مند شدن از توجه ومحبت مادرم چهارم ازدواج با مردی که کم و بیش مورد موافقتم بود و دوستم داشت و آزارم نمی داد
همه ی اینا دست به دست هم داد که شرایط اضافه وزن برام فراهم شد خوشحال بودم خیلی
اما این خوشحالی بعد از چند سال تبدیل به نگرانی شد از سال ۸۳ به بعد کم و بیش برای رفع نگرانیم از چاقتر شدن دست به یک اقداماتی زدم
کتابهای کاهش وزن و رژیم و آشپزی رژیمی خریدم
بوشور کالری شماری دکتر کرمانی و کم کم به فکر استفاده از وسایل ورزشی توی خونه و پیاده روی های اجباری و برنامه های کم خوری و تهیه قرصای چربی سوز و کپسولای کم کردن اشتها و اینا اومد وسط
ولی همه ی اینا با شکست مواجه شدن چون جسم و ذهن من از خوردنهای چرب و شیرین و بدون محدودیت لذت برده بود
و هر روشی رو انتخاب کردم برای کاهش وزن در حقیقت منو محدود می کرد و از خوردنی های مورد علاقه ام دور می کرد
ذهنم قبول نمی کرد کهازلذت به رنج متمایل بشه
این یکی از مهمترین دلایلم برای استمرار چاقی بود …
الان با خودم میگم مگهلاغرا از خوراکشون لذت نمی برن مگه خودشونو محدود می کنن سر سفره ی غذا
کمکم عوامل دیگه ای رو دخیل در مسیله کردم
بهم می گفتن تو خیلی با اشتها می خوری خوش خوراکی هر چی می خوری گوشت تنت میشه …
ولی نمی تونستم به ذهنم بقبولونم که از خوردن لذت نبر و یا با بی میلی بخور ……
بهم گفتن چون برنج زیاد می خوری و طبع برنج سرده
پس تو نمی تونی لاغر شی باید برنجتو کم کنی نون اندازه کف دست بخوری
چای شیرین صبحاته اتو ترک کنی
هفته یک بار بستنی بخوری
خوراکتو آب پز کن سرخ کردنیا کره خامه چاقت می کنه ولی من نمی تونستم اینارو ترککنم چون برام لذت بخش بودن اراده ی ترک لذت نداشتم
ولی الان در حال حاضر با تحقیقی که کردمافراد لاغر و متناسب زیادی رو پیدا کردم که تمام این شرایط رو دارن و چاق نشدن
الان می دونم که غذا مایه ی حیات و انرژی بدنه وخدا به همینمنظور اونارو برای ما فرستاده هم لذت ببریم هم انرژی بگیریم اصلا به منظور چاق کردن یکعده ی خاص آفریده و خلق و تولید نشدن
اگر غیر این باشه ما یک آدم لاغر نباید ببینیم همه باید چاق باشن چون اونام دارن از همین مواد غذایی مصرف
می کنن پس چطو اونا چاق نشدن فقط زجر و زلالت و
محرومیت مال ما چاقهاس اینو نمی تونم بپذیرم
بهم میگن خوابت زیاده خوشخواب و بی خیالی راحت چاق میشی استعداد داری آب کممی خوری
ولی اینا هم دلیل منطقی واسه چاق شدنم نیست بازم آدمایی هستن که هم زیاد می خوابن هم آب کم می خورن هم تحرک ندارن اما لاغرن
پس تمام این دلایل چیزی جز توجیه چاقی نیستن
این افکار و باور و احساس ماست که غذایی کهمی خوریم چاقمون می کنه نه طبیعت فطری اون غذا
پس این دلایل مردودن
گفتن توی بیمارستانی که به مدت سه سال بهیاری کردم توی غذای کارکنان کافور می ریزن مخصوصا در طبخ برنج کهمیشه سردی در سردی باعث چاقی میشه من اینو باور کرده بودم
اماحالا که یادم می آد می بینم همه کارکنان چاق نبودن و خیلی هاشون لاغر و خوش اندام بودن پس ربطی نداشت به موضوع چاقی
اینو گفتن وما شنیدیم و باور کردیم اصلا وجهه درستی نداشت
من فکر می کردم چون مث بعضیا که کمر بند لاغری می بندن و توو هوای گرم میرن پیاده روی و دویدن و ورزش تا عرق کنن سوخت و سازشون بالا بره و چربیهاشون آب بشه نمی تونم به این روش رفتار کنم
پس طبیعیه که نتونم توی کاهش وزن موفق باشم
ولی مگه لاغرای طبیعی برای لاغریشون از اینکارا کردن که مام الگو بگیریم از این کارا اینقدر بخوایم با سختی لاغر شیم
پس اینم مردود میشه
پسر عمه هام شوهر دختر عمه ام زن داداشم با وجود تولد دو فرزند خواهر آخریم و خواهر وسطیم
داداشم شوهر جاریم یکی از جاری هام دوتا از دختر عموهام و و و اینا همه متناسب و لاغرن و هیچکدوم از این نخوریا و روشهای لاغری رو طرفش
نرفتن پس اینا دلیل نمیشه
گفتن داری یایسه میشی طبیعیه که رو به چاقی بیشتر داری میری سوخت و سازت اومده پایین
ولی عمه ی مامانم که الان حدود هشتاد سال داره از سی سالگی یایسه شده ولی هرگز چاق نشد و همینجوری ترکه و لاغر باقی مونده
گفتن مصرف گوشتمرغت زیاده این مرغا هورمونی
هستن چاق می کنن
بازم این دلیل مردوده چون لاغرها هم به وفور دارن از این مرغا می خورن
میگمچرا فلانی لاغره و همه چی هم می خوره بدونمحدودیت میگن اون تحرکش زیاده می سوزونه
میگم پس اون آقا که تحرکی هم نداره همهچی هم
می خوره اونچطور لاغر مونده میگن خوب اونارثی از بابا بزرگش داره
میگم خوب اگر ارث مقصره په چرا برادرش چاقه
چطور این برادرش مث اون از ارث لاغری رو نگرفته
میگنخوب اون استعداد چاقی داره این نداره
من موندم مات و مبهوت از این همه توجبهات برای چاقی و لاغری
خلاصه من به این نتیجه رسیدم که چاقی و لاغری فقط و فقط منشاء ذهنی داره و بس هیچ دلیلی قابل قبول نیست چون براحتی میشه نقضش کرد
مسیول چاقیم خودمم و ذهنم
من با کنترل ذهنم می تونم براحتی لاغر شم منتها زمان می بره
لاغری طبیعت منه چون تا سی سال منو لاغر نگهداشته بود اگر موانع ذهنی رو که خودم براش درست کردم
با دلایل واهی و بی منطق ترمز دستی لاغریمو کشیدم
حالا می تونم یواش یواش ترمز دستی رو رها کنم و به بدنم و سیستم لاغری اجازه ی فعالیت دوباره ارو بدم
طی این ۲۰ سالی که چاقیم نگران کننده بوده و برای کاهش وزن از همین راههای اشتباه استفاده کردم یک بار تونستم سه کیلو و یک بار هم دو کیلو و نیم کم کنم برای این دو بار کاهش
که برام اتفاق افتاد یک بار یک ماه وقت گذاشتم برای کاهش بعدی دو ماه و نیم
دیگه هر بار از هر راه و روشی که رفتم فقط دو هفته
می تونستم ادامه بدم نه بیشتر
یک بارم کهبرای دوماه روزی سه تا کپسول کم کننده اشتها و بالا بردن سوخت و ساز مصرف کردم هیچ فایده ای نداشت دل درد می شدم با اینکه گیاهی بود
من به خودم و توانمندی هام واراده ام برای کاهش وزن و اقداماتم برای اینمنظور آفرین میگم .من سعی می کنم خودمو خیلی دوست داشته باشم و متعهد میشم که خودم رو با قدرت خدایی که ذهنم داره و با حمایتهای استاد عزیز عطار روشن از ۸۰ کیلو
به ۶۵ برسونم و در این راه از هیچ تلاش و کوششی
دریغ نمی کنم ….
یک سوال گوشه ی ذهنمه
که چرا سیستم مغزی من به جای دستور خوردن صادر کردن صاف نمی ره از ذخیره چربیا برداره و منو دچار فشار گرسنگی نکنه چه اشکالی این وسط هست
آیا ذهنم درگیر کمبود انرژی غذایی در جهانه
آیا باید من خودآگاهانه وقتی دستور خوردن بهم رسبد غذای کمتری به سیستم بدنم وارد کنم یا خیر
اخیرا فایلی از استاد گوش کردم که گفت درسته که خوردن نخوردن ربطی بهچاقی و لاغری ما نداره
ولی ما باید به ذهنمون رفتارای صحیح غذا خورون رو یاد بدیم پرخوری نکنیم اگر لاغرهایی هستن که پرخوری می کنن دلیل نمیشه رفتار اشتباه اونارو ماهم داشته باشیم و بخوایم تبدیل به لاغرای این مدلی بشیم
راه درست الگو گرفتناز لاغرای کم خوراکتره
کمتر خوردن به روش صحیح رو با رژیم اشتباه نباید
گرفت
من امروز دو روزه دارم از روش ۱۰ دقیقه قبل غذا استفاده می کنم که در ابتدای کانال تلگرام لاغری با ذهن درباره اش توضیح داده شده
خیلی احساس خوبی بهم داده
ومن خوشحال از اینکه می تونم به این روش با مقدار غذای کمتری بخوبی احساس سیری کنم
به این روش ادامه می دم
البته عوامل روحی دیگهای هم هستن کهمانع لاغر شدن هستن که باید روی اونا کار بشه مثل حالت ترس از تغییر کردن که خیلی مهمه
و سود بردن از چاقی و ضرر کردن از لاغر شدن که هر دو محصول آموزش اشتباهه
و یا احساس عدم لیاقت و شایستگی برای موفق شدن که مربوط به اتفاقات دوران کودکی میشه
ممنون از استاد گرانقدری که به ما فرصت داده حرفهامونو بزنیم و لاغری با ذهن رو یاد بگیریم
حقیقتا با این روش لاغر شدن آسانترین کار دنیاس
شب بر شما خوش ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹
نشان های دریافت شده
دوست عزیز از نوشته و سرگذشت شما کمی متأثر شدم از اینکه تا ۳۰ سالگی بسیار لاغر و بعدش دچار چاقی شدید، شما نمونه ی کاملا بارز و روشن هستید برای ما که چاقی ربطی به خوردن و حجم غذا نداره و همش برمیگرده به ذهن و عادات و الگوهای رفتاری ما…
با آرزوی تناسب اندام و افکار برای شما و بقیه دوستان
سلام من س چ دلایل برای چاقیم دارم مثلا ارثی بودن غذاها شیرینی ها داروها ترس استرس ازچاق شدن زایمان کم تحریکی الان آگاهانه تمام دلایل چاقیم رو رد میکنم چون تعداد از افراد رو میبینم که باشرایط بدنی من کاملامتناسب هستندمن چاقی خودم رو میپذیرم ومن س چ متعهد هستم که از امروز تاریخ 99/6/14 از وزن 80کیلو گرم به وزن 54 کلیو گرم برسانم وتا آخر عمر متناسب هستم 54کلیو گرم دراین مسیر از هرتلاش کوشش سر باز نخواهم زد ومن بذر لاغری رو درخودم پرورش میدهم وبه خداوند متعال میسپرم وبه مرور به اندام دلخواهم میرسم ومن توانای لاغر شدن رو دارم مرسی استاد عزیز
من چاقی خودم را میپذیزم و متعهد میشوم که خودم را از وزن 65 به وزن 60 برسانم و این وزن ثابت من باشد برای همیشه
با سلام
من هاجر قاسمی ، قسمت دوم لاغری با ذهن با عشق تمام چندین بار گوش دادم و چقدر از حرفها و آموزه های استاد لذت بردم ، از حرفهای استاد به این نتیجه رسیدم که تمام این دلایلی که برای چاقی و اضافه وزنم می آوردم همش بهانه و توجیح کردن خودم و اطرافیانم بود، و همش زاده ذهنم بودن ، مثلا ارثی بودن ، چاقی الان که بهش فکر میکنم میبینم دخترای خالم ، دختر دایهام دختر عمه ها هیچ کدوم چاق نیستن ،بی تحرکی ورزش نکردن ، که باز زن داداشم نه ورزش میکنه نه تحریکی داره حتی دوشکم هم زایمان کرده ولی اندامی لاغر و نرمالی داره یا بی خوابی و دیر بیدارشدن که خیلی از دوستام و آشناها را میشناسم که اینجوری هستن ولی چاق نیستن و خیلی دلایل دیگر مثل پرخوری ،مصرف دارو مصرف اکسیژن که آگاهانه تمام اینها را رد میکنم
تنها کاری که من برای لاغر شدنم انجام دادم پیاده روی بود
من هاجر قاسمی از امروز در تاریخ ۱۳۶۶/۶/۷ متعهد هستم که خودم را از وزن ۶۷ کیلو گرم به وزن ۵۳ کیلو گرم برسانم و بخودم قول میدهم که تا آخرین لحظه عمرم در همین وزن۵۳ کیلو باقی بمانم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سرباز نخوام زد
۱. من ش.الف دلایل زیادی برای چاقیم داشتم مثل طبع سرد ،سوخت وساز پایین ارثی بودن شکم،ولع برای بدست آوردن غذا،خوردن غذا از روی هوس و بیکاری و….الان آگاهانه تمام این دلایل رو رد میکنم چون تعداد زیادی از افراد رو میبینم که با شرایط من بدنی کاملا متناسب و خوش فرم دارن.
۲. من ش.الف از تاریخ ۹۹/۰۶/۰۳ متعهد هستم وزن خودم رو از ۵۹ به ۵۳ برسونم و دراین مسیر از هر تلاش و کوششی سرباز نخواهم زد.
۳. من با رژیم دکتر کرمانی ۴ کیلو کم کردم
من با طب سوزنی ۳ کیلو کم کردم
من با رژیم دکتر کیمیاگر ۳ کیلو کم کردم
من با رژیم دکتر همیوپات ۵ کیلو کم کردم
من با رژیم دکتری ۴ کیلو کم کردم
من با رژیم کتو ۳ کیلو کم کردم
من با رژیم استاد ناصری ۳ کیلو کم کردم
من با برنامه غذایی و ورزش پریساقاسمی ۲ کیلو کم کردم