اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 389 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام استاد عزیز روزتون بخیر
من الان بار دوم هست که دارم دوره رایگان رو گوش میدم سری اول هم تمرینات را حل کردم ولی این بار با دقت خیلی بیشتر دارم انجام میدم ولی چون الان ماه رمضونه نمیدونم این دوره رو ادامه بدم یا دوره لاغری و آرامش ذهنی که توی لایو تو ن گفته گفته بودید درباره ارتباط بهتر با خداوند صحبت شده ر را باید تهیه کنم ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
سلام
سلام با استاد عطار روشن و بچه های شگفتی ساز
میخوام بازهم در مورد یکی از باورها بنویسم
من دارم روی این باور که چاقی هیچ رربطی به ارثی بودن و ژنتیک نداره کار میکنم و روز به روز باورم نسبت به این موضوع داره بیشتر میشه.
دیشب با دوستم که داره بیوتکنولوژی پزشکی میخونه(ژنتیک مولکولی) در همین مورد صحبت می کردم که اصلا ژنها در چاقی دخیل نیستند ساعت ها در مورد بحث های مولکولی و وراثت با هم صحبت کردیم و در آخر به این نتیجه رسیدیم که اصلا چاقی ارثی نیست. اصلا و ابدا تا حالا ژنی یا دسته ای از ژنها رو پیدا نکردند که مسوول چاقی باشه.
اصلا شما نمی تونی یک عامل ژنی رو با عوامل بیرونی مثل ورزش و رژیم و از این دست تغییر بدی. مگه شما می تونی مثلا با ورزش کردن رنگ چشم رو که یک ژن در اون دخیل هست رو تغییر بدی. ولی داریم خیلی از افرادی رو که چاق هستند و لاغر میشوند و لاغر هستند و چاق می شوند.
پس چاقی هیچ ربطی به وراثت نداااااااارررررد.
این رو باوررررررر کنید
یا حق
من علیرضا صادق زاده امروز ۴ اردیبهشت سال ۹۹ تعهد میدهم که از از وزن ۱۱۳ کیلوگرم خودم را به وزن ۹۳ کیلوگرم برسانم و در این مسیر از هیچ تلاش و کوششی دست برندارم.
✔عدم تحرک
خوب من چون زیاد اهل بیرون رفتن نیستم یعنی از همون اولشم نبودم چه زمانی که مجرد بودم و چه زمانی که متاهی شدم و چه زمانی که بچه دار شدم…همش بهم میگفتن چون تحرک نداری ۰اق میشی…ولی من وقتی که ۴۸ کیلو بودم تحرکم کمتر بود چون کار خونه رو نصفه انجام میدادم و صبحا تا ده و یازده میخوابیدم و بیرون نمیرفتم ورزش نمیکردم همه چیزم میهوردم روغن حامد حتی تو عداهاموت بود غذاههی ما قبل ازدواج خیلی خیلی چرب بود ولی الان یک چهارم هم روعن سالم هم نمیخورم…من انقدر بیرون نمیرفتم که کسی منو نمیشناخت و میرفتم با مادرم بیرون فک میکردن خواهرشم…اهل شیطنتم نبودم،همشم پای کامپیوتر نشسته بودم ولی لاغر لاغر بودم ۴۸ کیلو وزنم بود که عالی بودم و هیچ مشکلی نداشتم خداروشکر ولی هی برای اینکه منو راهی بیرون کنن که مثلا روحیم خوب باشه بهم گفتن کم تحرکی و فلان و بعدش انقدر تکرار شد تا باور خودم رسیده که کم تحرکم و تنبلم و همین باعث اضافه وزنم شده
✔✔نداشتن سوخت و ساز بالا
هی بهمون میگفتن وخونده بودم که سن میره بالاتر سوخت و ساز کمتر میشه و یا به علت ارث سوخت و سازمون کمه و فلان و بدنمون چربی رو نمیسوزونه من که هنوز سی سالمه و جوونم و به دوره میانسالی هم نرسیدم که سریع باور کردم سنم بالا شده و فلان…سوخت و ساز همه بدن ها یکیه و فقط در حال تحرک خیلی شدید میره بالاتر….وگرنه همه اندام ها شبیه به همند و کارشون یه شکل و یه جوره و ربطی نداره نه به جنسیت و نه به ژنتیک و نه تحرک وفلان خدا همه رو با یه سیستم یکسان آفریده ..
✔✔سیستم بدنم این شکلیه
چون خانواده پدریم چاقند من یکم مثل اونا هستم و هم اینکه اندامم شبیه مادرم پس باید مثل اون چاق بشم توی ازدواج و همیشه ترس و نگرانی که مثل مامانم بشم رو داشتم…که ماخانوادتن این شکلی هستیم و توی خانوا ه تازه من لاعرترینشونم اونم چون به خانواده مادریم کشیدم ، همش الکیه،،،، اگه اینجوریه چرا من قبل ازدواج اونقدر لاعر بودم و اصلا تو مود اندام نبودم و حتی نمیشنیدم که فلان چیز لاغر می کنه یا فلان چیز چاق از وقتی ازدواج کردم و وارد خانواده همسرم شدم همش همین حرفا بودو من چاق شدم
✔✔بارداری
من توی دوره بارداریم اوکی بودم تا زمانی که دکترم منو از اضافه وزن ترسوند و فت ماکارلنی و سیب زمینی و برنج و نون نخور تا وزنت این اخریا زیاد نشه در صورتیکه من عالی بودم و خودم کاملا حس میکردم چون همه چیزم سرجاش بود من از وزن ۵۷ رسیده بودم به وزن ۷۲ کیلوگرمکه وقتی زایمان کردم وزنم ۶۸ کیلو بود و این دقیقا ماههای اخر رخ داد،،،و توصیه اینکه بخور بچت ریز نشه و بخور جون داشته باشی واسه زایمان و تو الان بارداری باید بخوری و نخوری به بچت ظلم می کنی و بعد زایمانم داستان شیر دادن به بچه شروع شدو اینکه شیر میدی بخور بزار شیرت مقوی بشه و بهر داشته باشه و کم خونی میگیری و جونت درمیره و از استخونت میکشه اگه نخوری و موهات میره پوستت فلان میشه و هزار چیز دیگه همیشه برای خوردن یه دلیل وجود داشت و اینکه شکم شل میشه و عصلات باز و وارفته میشن و شکم افتا ه نیشع
✔✔ازدواج
خوب همیشه شنیده بودم که طرف ازدواج کردم تپل شد و چاق شدو ذوق کرد که چاق شدو بهش ساخته وسیستم بدنش عوض شدو هرموناش فرق کردن کارشون و اینا کلثوم و کبری بعد ازدواج لاغر تر هم شدن و به شدت هم از ازدواجشون راضی بودن…سلما بعد ازدواج چاق نشد کلی هم خوش میگرشت بهش حاریشم همینطور…اریان منش ها
✔✔غصه وشادی
همیشه شنیدم که شادی باعث چاق شدن سینه ها و باسن و صورت میشه و عصه با عث چاق شدن پهلو و شکم میشه کخ لاعث شادی میشخ من که خودم وقتی ناراحت میشدم توی یه رو نزدیک دو کیلو کم میکردم و لی حالا انقدر سنیدم برعکس شده و چاقی پهلو شکمم و ربط دادم به ناراحتی هام و مشکلاتی که برام پیش اومده بود و من همیشه میگم که ناراحت بشم و مریض بشم مریض میشم و هر وقت ۷وشحالم اشت۶ام باز میشه
✔✔کم خونی
خوب طبق تشخیص مادرم من کم خونی داشتم و برای رفع کم خونی باید غذای بیشتری بخورم و چیزهایی بخورم تا کم خونیم برطرف بشه
و چیزی که این چند روز دهنمو درگیر کرده و فکر می کنم یکی از دلایل چاق شدنمه اینه که من هرحا نشستم حتی باخودم اینو گفتم که من ناراحت بشم و یا یه مسئله ای پیش بیاد ناراحت کننده اشتهام کور میشه و توی یه روز یک کیلو کم می کنم، حالا من توی ناراحتی هام قبل از اینکه چاق باشن اون دورانی که لاعر بودم واقعا اشتهام کور میشد فقط در حد خوردن یه ته استکان اب، و این رو هی بارها تو دهنم مرور کردم ولی ازونجایی که دهن از درد فراریه و من اصلا دوست ندارم ماجرای ناراحت کننده پیش بیاد پس زمانی که حالم خوبه اشتهام زیاده میخدام بگم من لاغر شدنم رو منوط به رنج کشیدن کردم و این اصلا خوب نیست، البته من هنگام ناراحتی به شدت خوابم میاد،و وقتی هم میخوام حالم خوب میشه چون دیگه بیدار نیستم تا نجواها دیوانم کنن به نظم این قسمتو تودهنم پررنگکنم میتونه جایگزین خوبی برای اون دردی که تو دهنم ساختم بشه
_خانواده همسرم که چاق هستند همش درباره چاقی صحبت می کنند ، اونوبخورملاعر میشم و فلان وذهنم درگیر چاقی
شده، البته اونا میگن من لاعرم خوشبحالم ولی انقدر نجواها تو ذهنمپررنگ شده بود که هرشب قبل خواب هرچی خوردم ذهنم برام یاداوری میکرد و اینکه چقدر کالری داشت و چقدر خوردی و منم باهاش درگیرم که بابا چیزی نخوردم که دوستای من ده برابر من میخورند و خلاصه با یه حال بد میخوابم،و هرروز ذهنم درگیر رژیم و کمخوری بود، ولی الان که این دوره رو گوش دادم حداقل با عذاب وجدان کمتری غذا میخورم و کمتر ذهنم مرور می کنه، و به آرامش نسبی رسیدم سپاسگزارم خداکه منو هدایت کردی چون جواب به درخواست من بود اشنایی با این دوره سپاسگزارم اقای عطار روشن
ممنونم، معذرت میخوام برای غلط های نوشتاری چون هنگام گوش کردن فایل استپ میکردمو توی نت گوشیم تند تند تایپ میکردم تا یادم نره همون رو هم کپی کردم و متاسفانه متوجه نشدم، دفعات بعد با دقت بیشتری انجام میدم…در ضمن من تعهد میدم که در تاریخ ۴ اردیبهشت ۹۹ که ۶۵ کیوگرم وزن دارم به وزن ایده ال ۵۳ کیلوگرم برسم چون قبول کردم که مسئول چاقیم خودم هستم و دست از سرزنش کردن دیگران برداشتم و میخوام مسئولیت لاغریمو به عهده بگیرم چون میخوام حالق زندگی خودم باشم
سلام و درود
جلسه اول رو گوش دادم و رسیدم به جلسه دوم برام خیلی جالب بود .به لطف خدا چند ساله که توی مسیر قانون جذب هستم .همش توی فکر این بودم که با ذهن بتونم اندامی که میخوام رو داشته باشم .ولی انگار باورهای قدیمی مانع میشند
من زهرا 38 ساله با وزن تقریبی 68کیلو (نوشتم تقریبی چون چند ماهی هستش خودمو وزن نکردم اخرین بار 65 بودم ولی احساس میکنم اضافه شدم ).متعهد میشوم که وزن خود رو به حد نرمال 58 تا 60 کیلو برسانم و اندامی رو که میخوام برای خودم بسازم و در مسیر از هر کوششی سرباز نزنم .1399.1.30
باورهایی که در مورد اضافه وزنم داشتم این بود که چون دوتا زایمان داشتم برای همین شکم بزرگی دارم. و جالب اینکه هر وقت کسی درباره چاقی شکمم میگفتم منم میگفتم هر وقت شما هم دوتا بچه زاییدید و شکمتون مثل من نشد بعد بیاد از من ایراد بگیرید .در حالی که یکی از بستگان نزدیک من هم دوتا زایمان داشت ولی شکم تختی داشت ولی من بازم همچنان مقاومت داشتم ??
و باور اشتباه دیگه من کم تحریکی هستش و باز هم برای این هم میدیم افرادی که پشت میز هستند و شکم تختی دارند ولی همچنان مقاومت داشتم .
خدا رو شکر میکنم که آقای عطار روشن توی سایت زیبای شما عضو شدم .و این هم هدایت خداوند بود که من از طریق سایت استاد با شما اشنا شدم .
من حدودا 3 سال پیش تصمیم گرفتم با ژلهای لاغری شکمم رو آب کنم یکم آب شد ولی دوباره همون آش وهمون کاسه ولی ایرادیی نداره در عوض یاد گرفتم که میشود و میشود .پس اینبار به لطف خدا با ? به جلو میرم .
بازم ممنونم بابت همه چیز.
بعد از گوش دادن جلسه دوم، دو روز در مورد باورهایم به چاقی فکر کردم و تحلیل کردم و دنبال مواردی برا نقص دلایلم بودم، کامنتارو چک کردم تو اینترنت سرچ کردم…
وراثت: با یه جستجو تو فامیل و آشنا متوجه شدم فرزندان خانواده های چاق همیشه چاق نیستن و حتی چاقی و لاغری بین خواهر برادر ها یکسان نیست! بر اساس کامنت یکی از دوستان که فرمودن چاقی ژن نداره، منم معتقدم چون چیزی که عاملش وراثت باشه از اول باید موجود باشه و با عوامل خارجی نمیشه اونو تغییر داد، مثل رنگ چشم و پوست.. پس این یه باور غلطی بود که من داشتم واین دلیل به خاطر نقص رد میشه
ورزش: زمانی که باشگاه میرفتم افرادی رو میشناختم که مدعی بودن چندین ساله ایروبیک میان و یا تکواندو کار میکنن ولی تناسبی تو هیکلشون نبود و چاق بحساب میومدن. با اینکه معتقدم ورزش باعث سلامتی و سرحالی میشه ولی تا حالا برام کامل ثابت نشده که با ورزش میشه لاغر شد و به تناسب رسید. در واقع اعتقادی به این که هر کس کالری بیشتری بسوزونه پس لاغر میشه ندارم چون افراد چاق به دلیل وزن بالا کالری بیشتری از لاغرها مصرف میکنن ولی کاهش وزن صورت نمیگیره
کربوهیدراتها : باوری که رژیم کتوژنیک در من ایجاد کرده بود که ما فقط با خوردن کربوهیدرات چاق میشیم ولی وقتی فکر میکنم میبینم کشورهایی مثل ژاپن ، کره و چین که برنج و نودل جز غذاهای اصلیشونه اکثرا لاغر هستند. و حتی کشورها و مناطقی که فقر غذایی دارن هستند کسایی که با مصرف نان و برنج و سیب زمینی که به نسبت پروتئین ارزان تر است تناسب اندام دارن، پس مصرف کربوهیدرات هم نمیتونه عامل چاقی باشه و این دلیل به خاطر نقص رد میشه
پر خوری: در اینستا میتونیم کلی پیج پیدا کنیم فقط از خوراکی هایی که میخورن پست میذارن ، کلی خوراکی های متنوع اعم از شیرینیجات و انواع فست فودها که در یک وعده میل میکنن ولی اگر دقت کنین اکثرا لاغر هستند. وعده صبحانه من هر روز شامل یک لیوان نسکافه است و اغلب ناهار یا نمیخورم یا خیلی سبک میخورم ولی وزنم بالاتر میره در حالی که من قبلا بیشتر میخوردم ولی لاغر بودم، پس این وسط یه چیزی درست نیست و اون باور منه ، فکر کنم من ترس از چاقی دارم چون همیشه بعد از خوردن هر وعده غذایی یا تنقلات عذاب وجدان گرفتم و هیچ وقت نتونستم از غذایی که میخورم لذت ببرم.من خودمو مقصر و مسئول چاقیم میدونم، من به بدنم خیلی بد کردم ، متاسفم و خودمو میبخشم و مسئولیت لاغریم رو به عهده میگیرم.
من مهروز مجنونلو از امروز تاریخ ۹۹/۱/۲۸ متعهد هستم که از وزن ۶۴ کیلوگرم خودم را به وزن ۵۵ کیلوگرم برسانم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سرباز نخواهم زد.
من چند بار تلاش کردم و خودمو لاغر کردم یکبار با رژیم و استفاده از پودر اسلیم لست
یکبار از طریق رژیم کتوژنیک
پس من میتونم به وزن دلخواهم برسم و وزنمو ثابت نگه دارم.
با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار و آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما و خانواده محترمتان.
دلایل چاقی و رد آن را بنویسید؟
دلیل اول : خانواده پدرم چاق هستند و در خانواده پدرم ژن چاقی وجود دارد و من چاق بودن را از آنها به ارث برده ام.
نقض دلیل و رد آن :
آیا چیزی به نام ژن چاقی وجود دارد؟ ژنها مثل ژن رنگ پوست یا چشم غیر قابل تغییرند. ژنها را نمی توانیم تغییر دهیم چون داخل سلولهای بدن هستند و از اجداد و نیاکان به ما منتقل می شوند. پس از آنجا که چاقی و لاغری تغییرپذیر هستند، پس هیچکدام ژن محسوب نمیشوند.
اگر ژن چاقی یا ژن لاغری وجود داشت، هیچ امیدی به کاهش یا اضافه وزن نداشتیم .
در حالیکه این روزها خیلی ها را می بینم که لاغر شده اند و وزن کم کرده اند پس اگر ژن چاقی داشتیم نباید این افراد امیدی به لاغر شدن داشته باشند.
از طرفی یکی از عموهای خودم ، چون ناراحتی قلبی داشت دکتر به ایشان سفارش کرده بود که وزنت را باید کنترل کنی تا در سلامت باشی ،او هم بدنی متناسب داشت.
و از طرفی دیگر اگر ارثی بود پدر و مادرمن ،هردو فامیل هستند پس چرا خانواده مادرم متناسب و لاغر هستند.
و از طرف دیگر اگر ارثی بود پس چرا خواهر و برادر کوچکم متناسب و لاغر هستند.
دلیل دوم : وقتی وارد راهنمایی شدم نمی دانم به دلیل سن بلوغ بود که درشت تر یا همان اضافه وزن پیدا کردم و چاق شدم.
نقض دلیل و رد آن :
شواهد علمی نشان می دهد که چاقی و بلوغ جنسی در ارتباط با یکدیگرند، اما این وابستگی و ارتباط با یکدیگر متفاوت است ،به این معنی که دختران با بلوغ جنسی زودرس چاق می شوند. و بلوغ زودرس یعنی تمام علائم اولیه و ثانویه بلوغ قبل از8 یا 9سالگی ظاهر شود . در حالیکه تغییرات بلوغ طبیعی در دختران، عموماً در 9 تا 13 سالگی شروع میشود.
من در راهنمایی در چه سنی بودم؟ اول راهنمایی من 12 سال داشتم . پس بلوغ طبیعی داشتم.
دلیل سوم : مدام در حال درس خواندن و نشستن در یک جا بودم و تحرکی نداشتم.
نقض دلیل و رد آن :
در مدرسه ما،شاگردان ممتاز مثل من بودند اگر با درس خواندن و یک جا نشستن، باید چاق شویم ، پس چرا آنها متناسب و لاغر بودند.
از طرفی همین خواهر و برادر کوچک خودم، مدام پشت تلویزیون هستند. وقتی هم از تلویزیون خسته می شوند، بجای تلویزیون با بازی های موبایل خود را سرگرم می کنند و همچنان در یک جا نشسته اند. و تحرکی هم ندارند.
پس نشستن طولانی مدت و بیتحرکی، نمیتواند عامل چاقی و اضافهوزن باشد.
دلیل چهارم : وقتی آزمایش تیروئید دادم متوجه شدم که مشکل تیروئید دارم و باور کردم عملکرد نادرست هورمونی باعث چاقی و اضافه وزن من شده است.
نقض دلیل و رد آن :
شواهد علمی نشان می دهد که کسانی که مشکل تیروئید دارند ،فقط 3 تا 7 کیلو تغییر وزن پیدا کرده اند.
از طرفی مشکل تیروئید پیدا کردن من در دوران دانشگاه بود، در حالیکه من از دوران راهنمایی ،دچار اضافه وزن و چاقی بودم.
و از طرفی برای درمان ، به مطب مراجعه می کردم ، چون مریض های که داخل اتاق انتظار بودند همه مشکل تیروئید داشتند ولی الان فکر می کنم ، افراد لاغر هم جزء مریض ها بودند. پس نمی توان چاقی که از چند سال با من بوده را به این بیماری نسبت بدهم.
دلیل پنجم : تصمیم گرفتم برای کنکور ارشد آزمون بدهم. دوباره نشستن های طولانی و تست زدن و درس خواندن باعث چاقی و اضافه وزن من شد.
نقض دلیل و رد آن :
وقتی نتایج کنکور هر سال اعلام می شود رتبه های ممتاز در کنکور را بعنوان افراد موفق در تلویزیون نشان میدهند.
آنها که بیشتر از من یک جا نشسته اند و درس خوانده اند. ولی بیشتر آنها اتفاقاً خیلی هم لاغر هستند.
از طرفی همین خواهر و برادر کوچک خودم، با اینکه از من کوچکتر هستند زودتر از من مدرک ارشد خود را گرفته اند و تازه اینکه رشته آنها سخت از رشته من بود.
پس نشستن طولانی مدت و تست زدن و درس خواندن، نمیتواند عامل چاقی و اضافهوزن باشد.
دلیل ششم : در کاری استخدام شدم. دیگر بدتر از همه کارمند شدن و پشت میز نشستن ،باعث چاقی و اضافه وزن من شد.
نقض دلیل و رد آن :
در محل کارم ، همکارانی دارم که لاغر و متناسب هستند. و حتی، وقت استراحت آنها با بازی های موبایل خود را سرگرم می کنند و همچنان در یک جا نشسته اند. و تحرکی هم ندارند.
از طرفی همین خواهر کوچک خودم، در یک شرکت، کارمند است. پس اگر با کارمند شدن و پشت میز نشستن ، باید چاق شویم ، پس چرا او متناسب و لاغر است.
و از طرفی در خیلی از اداره و بانک ها ، کارمندان آنها هم، پشت میز می نشینند و تحرکی ندارند، ولی در بین آنها لاغر و متناسب هم وجود دارد.
پس نشستن طولانی مدت و بیتحرکی، نمیتواند عامل چاقی و اضافهوزن باشد.
دلیل هفتم : باور داشتم وعده های غذایی باعث چاقی و اضافه وزن من شده است ، پس ناهار را حذف میکنم.
نقض دلیل و رد آن :
در محل کارم ، همکارانی دارم وعده ناهار را با میل و اشتیاق می خوردند، حتی از غذاهای همدیگر برای چشیدن دست پخت همدیگر می خورند و امتحان می کنند، پس چرا با این وجود آنها لاغر و متناسب هستند.
از طرفی همین خواهر کوچک خودم، که کارمند است. او هر روز با خودش غذا می برد ،پس اگر با ناهار خوردن، باید چاق شویم ، پس چرا او متناسب و لاغر است.
پذیرش چاقی را در یک جمله بنویسید؟
پس من خودم را با این طرز فکرها و باورهای اشتباه، مسئول اضافه وزن و چاقی خودم می دانم . و در اینجا اعتراف می کنم و می پذیرم که من باعث چاقی خودم شدم. و خود را درقبال بدن خودم مقصر می دانم.
و باید طرز فکر خودم را که حالا پی به اشتباه خودم بردم ، عوض کنم. و دراین راه، تمام تلاش و کوشش خودم را بکار می برم تا افکار و رفتارهای خودم را تغییر بدهم. اگربخواهم با همان طرز فکر قبلی ادامه بدهم ، به یقین، بدن من سنگین تر از قبل خواهد شد.
به صورت کتبی برای لاغر شدن تعهد بدهید.
من در این لحظه در محضر پیشگاه خداوند متعال و استاد بزرگوار متعد می شوم و سوگند می خورم از امروز 25 فروردین سال 99 ، در راه رسیدن به هدفم ، یعنی متناسب شدن و زندگی بهتر، وزن خود را از 89 کیلو به 56 کیلو برسانم. و در این مسیر از هر تلاش و کوششی دریغ نکنم. و با اراده آهنین به راهم ادامه بدهم. و از خدای مهربان می خواهم مرا در این راه کمک کند ، تا به تندرستی و سلامتی و درنهایت به زیبایی برسم. آمین یارب العالمین
تعداد دفعاتی که لاغر کرده اید و چقدر وزن کم کرده اید را بنویسید؟
در اولین رژیم که بیشترین مقدار را کم کرده ام 27 کیلو بود.
در رژیم های بعدی بین 4 تا 7 کیلو ، در چندین مورد بوده که کم کرده ام .
پس مرحبا به خودم بازم می توانم، و هر زمان که اراده کنم می توانم، پس من توانایی رسیدن به تناسب و زیبایی و ماندن تا ابد ،در این زیبایی بی نظیر را دارم.
امیدوارم با یاری خداوند متعال و کمک های شما استاد بزرگوار ، دراین راه موفق شوم.
الهی آمین
من واقعا قبول دارم که مقصر چاقی خودم هستم! حقم بود که چاق باشم! چون توی ناخودآگاهم من میخواستم که چاق باشم ! خواستم و چاق شدم! چاقی من تقصیر خودمه! خواسته ی خودم بوده پس حقمم بوده! عامل واقعی چاقی من ذهن منه نه چیز دیگه ای ! و من ذهنم رو رو آموزش دادم نه کسه دیگه ای! ولی من خودم رو میبیخشم! بخاطر آموزش اشتباه و بخاطر اینکه چاق شدم خودم رو میبخشم! چون من باز هم قدرت تغییر ذهنم دارم چون من باور دارم که جادویی در من وجود داره که قدرت تغییر هر چیزی در زندگی رو به من میده! عوامل زیادی در اطراف من وجود دارن که بهم ثابت کنن چاقی در اثر پر خوری نیست! خواهرم نزدیک ترین اثبات این قضیه بود که تقریبا دو برابر من قبلا غذا میخورد ولی چاق نمیشد هیچ حتی وزنم اضافه نمیکرد! دختر عموم .عموم.خاله هام.دختره پسر عمم . دوستانم پسر خاله هام و هزار نفر دیگه اثبات زنده این قضیه هستن که پر خوری دلیل چاقی نیست و نخواهد بود مگر اینکه من باور کنم! من افراد زیادی رو دیدم که تحرک خاصی ندارند کارمند یا انیماتور و گرافیست هستن و تقریبا تمام کارهاشون بدون تحرک هست! انیماتور های بزرگی مثله ریچارد ویلیامز و هایاتو میزاکی یا نزدیک تر عموی خودم که اندام مناسبی دارن و تحرک ندارن پس این هم فقط یک بهونه برای فرار از گردن گرفتن تقصیره! سوخت ساز هم دلیل چاقی نیست! چون خواهر خودم که برعکس من دوست داشت چاق باشه سعی کرد چاق بشه و تقریبا الان موفق شده در حالی که همه همیشه بهش میگفتن دلیل اینکه اینقدر میخوره ولی لاغره بالا بودن سوخت و ساز بدنشه! ولی اگه دلیل این بود الان نمیتونست چاق بشه! سوخت سازش نمیذاشت چاق بشه! ولی شد! مگه اصلا میشه سوخت ساز بدن من با اون یا هر کس دیگه متفاوت باشه! اگه متفاوته پس چرا اینقدر راحت تغیر میکنه؟ پس این هم رد شد! و من پذیرفتم و فقط و فقط خودم و درون خودم عامل چاقی منه و عامل لاغری من هم میتونه باشه پس من ذهنم رو دوباره آموزش میدم و باور دارم با تمام وجودم که هر کاری که اراده کنم و باور داشته باشم میتونم انجام بدم! من الان این حق منه که لاغر باش! من لایق زندگی خوب و دلخواهمم! و من این رو همیشه به خودم یا به دوستانم میگم اگه کسی کاری رو انجام داده پس منم میتونم انجام بدم! و اگه کسی تا حالا اونکار رو انجام نداده من باید اولیش باشم! هر چیزی یه شروعی داره! پس من صبا آزادوار با اختیاراتی که خدا به من در زندگی خودم داده و جادویی که در خودم دارم عهد میبندم از امروز ۲۶ / ۱ / ۹۹ از وزن ۶۵ کیلو گرم به وزن ایده آلم ۴۰ کیلو گرم برسم! و در این مسیر هیچ چیز منو متوقف نمیکنه! هیچ چیز تصمیم منو عوض نمیکنه و من در این مسیر از هر تلاش . کوشش و امیدی سر باز نخواهم کرد! من یکبار توانستم از ۷۰ کیلو به ۶۳ کیلو برسم! من توانستم از ۶۸ کیلو به ۶۴ کیلو برسم! من توانستم از ۷۰ کیلو به ۶۵ کیلو برسم! پس این کار شدنیه! و من میتوانم یکبار و برای همیشه لاغر شوم لاغر بمانم و لاغر زندگی کنم و هیچ مانع و بهونه ای نمیتونه جلوی من رو بگیره! من با امید و توکل و ایمان به خدا به هدفم میرسم! خیلی ممنون از دوره خوبتون
خیلی خیلی خیلی ممنونم از شما! حتما اینکارو میکنم! ?
با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار و آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما و خانواده محترمتان.
دلایل چاقی و رد آن را بنویسید؟
دلیل اول : خانواده پدرم چاق هستند و در خانواده پدرم ژن چاقی وجود دارد و من چاق بودن را از آنها به ارث برده ام.
نقض دلیل و رد آن :
آیا چیزی به نام ژن چاقی وجود دارد. ژنها مثل ژن رنگ پوست یا چشم غیر قابل تغییرند. ژنها را نمی توانیم تغییر دهیم چون داخل سلولهای بدن هستند و از اجداد و نیاکان به ما منتقل می شوند. پس از آنجا که چاقی و لاغری تغییرپذیر هستند، پس هیچکدام ژن محسوب نمیشوند.
اگر ژن چاقی یا ژن لاغری وجود داشت، هیچ امیدی به کاهش یا اضافه وزن نداشتیم .
در حالیکه این روزها خیلی ها را می بینم که لاغر شده اند و وزن کم کرده اند پس اگر ژن چاقی داشتیم نباید این افراد امیدی به لاغر شدن داشته باشند.
از طرفی یکی از عموهای خودم ، چون ناراحتی قلبی داشت دکتر به ایشان سفارش کرده بود که وزنت را باید کنترل کنی تا در سلامت باشی ،او هم بدنی متناسب داشت.
و از طرفی دیگر اگر ارثی بود پدر و مادرمن ،هردو فامیل هستند پس چرا خانواده مادرم متناسب و لاغر هستند.
و از طرف دیگر اگر ارثی بود پس چرا خواهر و برادر کوچکم متناسب و لاغر هستند.
دلیل دوم : وقتی وارد راهنمایی شدم نمی دانم به دلیل سن بلوغ بود که درشت تر یا همان اضافه وزن پیدا کردم و چاق شدم.
نقض دلیل و رد آن :
شواهد علمی نشان می دهد که چاقی و بلوغ جنسی در ارتباط با یکدیگرند، اما این وابستگی و ارتباط با یکدیگر متفاوت است ،به این معنی که دختران با بلوغ جنسی زودرس چاق می شوند. و بلوغ زودرس یعنی تمام علائم اولیه و ثانویه بلوغ قبل از8 یا 9سالگی ظاهر شود . در حالیکه تغییرات بلوغ طبیعی در دختران، عموماً در 9 تا 13 سالگی شروع میشود.
من در راهنمایی در چه سنی بودم؟ اول راهنمایی من 12 سال داشتم . پس بلوغ طبیعی داشتم.
دلیل سوم : مدام در حال درس خواندن و نشستن در یک جا بودم و تحرکی نداشتم.
نقض دلیل و رد آن :
در مدرسه ما،شاگردان ممتاز مثل من بودند اگر با درس خواندن و یک جا نشستن، باید چاق شویم ، پس چرا آنها متناسب و لاغر بودند.
از طرفی همین خواهر و برادر کوچک خودم، مدام پشت تلویزیون هستند. وقتی هم از تلویزیون خسته می شوند، بجای تلویزیون با بازی های موبایل خود را سرگرم می کنند و همچنان در یک جا نشسته اند. و تحرکی هم ندارند.
پس نشستن طولانی مدت و بیتحرکی، نمیتواند عامل چاقی و اضافهوزن باشد.
دلیل چهارم : وقتی آزمایش تیروئید دادم متوجه شدم که مشکل تیروئید دارم و باور کردم عملکرد نادرست هورمونی باعث چاقی و اضافه وزن من شده است.
نقض دلیل و رد آن :
شواهد علمی نشان می دهد که کسانی که مشکل تیروئید دارند ،فقط 3 تا 7 کیلو تغییر وزن پیدا کرده اند.
از طرفی مشکل تیروئید پیدا کردن من در دوران دانشگاه بود، در حالیکه من از دوران راهنمایی ،دچار اضافه وزن و چاقی بودم.
و از طرفی برای درمان ، به مطب مراجعه می کردم ، چون مریض های که داخل اتاق انتظار بودند همه مشکل تیروئید داشتند ولی الان فکر می کنم ، افراد لاغر هم جزء مریض ها بودند. پس نمی توان چاقی که از چند سال با من بوده را به این بیماری نسبت بدهم.
دلیل پنجم : تصمیم گرفتم برای کنکور ارشد آزمون بدهم. دوباره نشستن های طولانی و تست زدن و درس خواندن باعث چاقی و اضافه وزن من شد.
نقض دلیل و رد آن :
وقتی نتایج کنکور هر سال اعلام می شود رتبه های ممتاز در کنکور را بعنوان افراد موفق در تلویزیون نشان میدهند.
آنها که بیشتر از من یک جا نشسته اند و درس خوانده اند. ولی بیشتر آنها اتفاقاً خیلی هم لاغر هستند.
از طرفی همین خواهر و برادر کوچک خودم، با اینکه از من کوچکتر هستند زودتر از من مدرک ارشد خود را گرفته اند و تازه اینکه رشته آنها سخت از رشته من بود.
پس نشستن طولانی مدت و تست زدن و درس خواندن، نمیتواند عامل چاقی و اضافهوزن باشد.
دلیل ششم : در کاری استخدام شدم. دیگر بدتر از همه کارمند شدن و پشت میز نشستن ،باعث چاقی و اضافه وزن من شد.
نقض دلیل و رد آن :
در محل کارم ، همکارانی دارم که لاغر و متناسب هستند. و حتی، وقت استراحت آنها با بازی های موبایل خود را سرگرم می کنند و همچنان در یک جا نشسته اند. و تحرکی هم ندارند.
از طرفی همین خواهر کوچک خودم، در یک شرکت، کارمند است. پس اگر با کارمند شدن و پشت میز نشستن ، باید چاق شویم ، پس چرا او متناسب و لاغر است.
و از طرفی در خیلی از اداره ها و بانک ها ، کارمندان آنها هم، پشت میز می نشینند و تحرکی ندارند، ولی در بین آنها لاغر و متناسب هم وجود دارد.
پس نشستن طولانی مدت و بیتحرکی، نمیتواند عامل چاقی و اضافهوزن باشد.
دلیل هفتم : باور داشتم وعده های غذایی باعث چاقی و اضافه وزن من شده است ، پس ناهار را حذف میکنم.
نقض دلیل و رد آن :
در محل کارم ، همکارانی دارم وعده ناهار را با میل و اشتیاق می خوردند، حتی از غذاهای همدیگر برای چشیدن دست پخت همدیگر می خورند و امتحان می کنند، پس چرا با این وجود آنها لاغر و متناسب هستند.
از طرفی همین خواهر کوچک خودم، که کارمند است. او هر روز با خودش غذا می برد ،پس اگر با ناهار خوردن، باید چاق شویم ، پس چرا او متناسب و لاغر است.
پذیرش چاقی را در یک جمله بنویسید؟
پس من خودم را با این طرز فکرها و باورهای اشتباه، مسئول اضافه وزن و چاقی خودم می دانم . و در اینجا اعتراف می کنم و می پذیرم که من باعث چاقی خودم شدم. و خود را درقبال بدن خودم مقصر می دانم.
و باید طرز فکر خودم را که حالا پی به اشتباه خودم بردم ، عوض کنم. و دراین راه، تمام تلاش و کوشش خودم را بکار می برم تا افکار و رفتارهای خودم را تغییر بدهم. اگربخواهم با همان طرز فکر قبلی ادامه بدهم ، به یقین، بدن من سنگین تر از قبل خواهد شد.
به صورت کتبی برای لاغر شدن تعهد بدهید.
من در این لحظه در محضر پیشگاه خداوند متعال و استاد بزرگوار متعد می شوم و سوگند می خورم از امروز 26 فروردین سال 99 ، در راه رسیدن به هدفم ، یعنی متناسب شدن و زندگی بهتر، وزن خود را از 89 کیلو به 56 کیلو برسانم. و در این مسیر از هر تلاش و کوششی دریغ نکنم. و با اراده آهنین به راهم ادامه بدهم. و از خدای مهربان می خواهم مرا در این راه کمک کند ، تا به تندرستی و سلامتی و درنهایت به زیبایی برسم. آمین یارب العالمین
تعداد دفعاتی که لاغر کرده اید و چقدر وزن کم کرده اید را بنویسید؟
در اولین رژیم که بیشترین مقدار را کم کرده ام 27 کیلو بود.
در رژیم های بعدی بین 4 تا 7 کیلو ، در چندین مورد بوده که کم کرده ام .
پس مرحبا به خودم بازم می توانم، و هر زمان که اراده کنم می توانم، پس من توانایی رسیدن به تناسب و زیبایی و ماندن تا ابد ،در این زیبایی بی نظیر را دارم.
امیدوارم با یاری خداوند متعال و کمک های شما استاد بزرگوار ، دراین راه موفق شوم.
الهی آمین
سلام دوست خوبم، آقای محمد امین سهرابی تو نوشته هاتون خوندم برنج عامل چاقی(یک باور اشتباه) بعضیا دو وعده برنج میخورن و چاق نمیشن میخواستم بگم شوهرخاله من بنا بود اون عادت داشت صبحانه هم برنج بخوره،خالم میگه یادش نمیاد که اون صبح برنج نخورده باشه، اون هرسه وعده برنج رو با نون میخوره اما بسیار کشیده و بلند اندام و لاغر هست،پس این نشون میده که برنج چاق کننده نیست چون اگه بود این آقا باید از چاقی زمین گیر میشد ولی نبود