زندگی با اراده خداوند نوشته ای است که زمانی فقط به صورت یک عقیده یا انرژی در قلمرو نامرئی (انرژی پاک) قرار داشت.
خواست خداوند بر این قرار گرفت تا این آگاهی به صورت نوشته ای قابل خواندن و درک شدن در دنیای مادی متجلی شود.
نتیجه زندگی با اراده خداوند
بعد از خواندن این نوشته شما دیگر انسان اکنون نخواهید بود چرا که آگاهی جدید از طریق خواندن این نوشته از دنیای بی شکل وارد دنیای شکل یافته ذهن شما خواهد شد. بنابراین شما تغییر خواهید کرد و این تغییر در نگرش، می تواند باعث شروع تغییر در زندگی شما شود.
آنچه می خوانید باعث شکل گیری نگرش های جدید در ذهن شما می شود، سپس در افکار و رفتار شما تغییر ایجاد خواهد شد و اراده ای همسو با اراده خداوند در شما برای تغییر زندگی شکل خواهد گرفت.
من، شما، همه انسانها و به طور کلی همه زندگی از میدانی به وجود آمده ایم که دیده و شنیده نمی شود و آن میدان “قدرت خداوند” است.
اگر با این نگرش زندگی کنید، قدرتی را در خود احساس خواهید کرد که همان قدرت خداوند است و مصداق وعده او که در قرآن کریم می فرماید: من از خود در شما دمیدم.
“پس زمانی که اندامش را درست و نیکو نمودم و از روح خود در او دمیدم، برای او سجده کنید. (۷۲ سوره ص)”
برای درک قدرت خداوند باید به قدرتی که در وجود ما نهفته است توجه کرد.
همه ما قدرت خود را با “اراده” می شناسیم.
- من انسان با اراده ای هستم
- من انسان بی اراده ای هستم
- من اراده کرده ام
- من اراده ندارم
- من اراده دارم و …
- کلمه “اراده” تعریف ما از قدرتی است که در خود سراغ داریم.
معنی کلمه “اراده” چیست؟
اراده همان دنبال کردن هدف یا انگیزه ای نیرومند به همراه عزم و تصمیم برای ایجاد نتیجه ای مطلوب به شمار می رود.
از نظر ما افراد با اراده، افرادی هستند که برای رسیدن به خواسته های خود تلاش می کنند و هیچ نیرویی نمی تواند مانع رسیدن آنها به هدفشان شود.
اگر انسانی هستید که هرگز تسلیم نمی شوید و رویایی درونی (تصویری ذهنی) شما را به سمت تحقق رویاهایتان ترغیب می کند خود را انسانی با اراده می دانید.
اما نکته ای در نقش اراده در زندگی ما وجود دارد که معنی و مفهوم اراده داشتن را تغییر می دهد.
بارها در زندگی خود شاهد مسائل و موضوعاتی بوده اید که بدون اینکه تصمیم به تجربه آنها گرفته باشید وارد زندگی شما شده اند.
این موضوع را به شکل کمک هایی که انتظار دریافت آنها را نداشته اید اما در زمان مناسب از طریق انسانها به شما داده شده اند نیز تجربه کرده اید.
در شرایطی که هیچ راهی برای تغییر شرایط یا رسیدن به خواسته ای نداشته اید، اتفاقاتی رخ داده است که مسیر رسیدن شما به خواسته هایتان را هموار کرده است.
در اینجا نیروی اراده شما منجر به تغییر شرایط و رقم زدن اتفاقات نشده است بلکه نیرویی بسیار قدرتمندتر باعث ایجاد همزمانی هایی در زندگی شما شده است که شرایط شما را دگرگون کرده است و نتیجه اراده شما فراتر از انتظارتان رقم خورده است.
من برای رها کردن شغل ابزار و یراق تصمیم قاطع نگرفته بودم، همچنین برای آموزش دادن لاغری با ذهن برنامه ریزی نکرده بودم، حتی برای نوشتن این کلمات به دنبال یکدیگر هیچ تصمیمی نگرفته ام.
زمانی که ارتباطم با معنویت (قدرت اراده خداوند) را بیشتر کردم این رویدادها به صورت عملکردی طبیعی و ساده در زندگی من رخ دادند.
من سال ها شغل های مختلف داشتم که همه آنها مستلزم حضور فیزیکی در محل کار و رعایت اصول حضور و غیاب و سایر قوانین اداری بود و من بعد از آشنایی با قدرت خداوند دوست داشتم در شرایطی کار کنم که آزادی زمانی و مکانی داشته باشم.
آزادی در انتخاب محل انجام کار، آزادی در انتخاب زمان انجام کار و از همه مهمتر آزادی مالی را تجربه کنم.
دقیقا به خاطر دارم در یک روز از زندگی ام احساس کردم باید شغل ابزار و یراق را رها کرده و مشغول آموزش لاغری از طریق قدرت ذهن شوم.
آن لحظه برای اولین بار بود که این فکر در ذهن من مرور شد و بلافاصله به یک تصمیم برای اجرایی شدن تبدیل شد.
تصمیم (اراده) خود را با همسرم مطرح کردم.
تصور می کنم در آن لحظه همسرم نیز مطیع و فرمانبردار آن نیروی عظیم و قدرتمند شد و با تصمیم (اراده) من موافقت کرد. این در حالی است که هیچ نشانه منطقی یا دلیل قانع کننده ای نداشتیم که اثبات کند رها کردن شغل ابزار و یراق که شش سال بود آن را با هر سختی و زحمتی انجام داده بودم و تازه به شرایطی رسیده بود که احساس می کردم در حال نتیجه دادن است را رها کرده و مشغول کاری شوم که هیچ تضمینی برای نتیجه دادنش وجود نداشت.
اراده خداوند، فراتر از اراده من برای ادامه دادن شغل ابزار و یراق بود.
اراده خداوند در جهت تحقق رویای من (آزادی زمانی، مکانی و استقلال مالی) بود اما اراده من در جهت ادامه دادن شرایطی بود که مرا به رویایم نمی رساند.
جمله قبل را با دوباره با دقت بخوانید و الگوی آن را در زندگی خود یا دیگران جستجو کنید.

توکل کردن و نقش آن
توکل کردن در این مرحله از تحقق رویاها تاثیر فوق العاده ای در فعال شدن اراده خداوند در جهت تحقق خواسته های ما دارد.
با توکل کردن شما تصمیم می گیرید که از اراده خداوند برای تحقق آرزوهای خود استفاده کنید و این در حالی است که ممکن است همچنان در حال عمل کردن بر اساس اراده شخصی باشید که نتیجه زندگی شما را تا آن زمان رقم زده است.
در این صورت اراده خداوند وارد عمل شده و اراده شما را تحت تاثیر قرار داده و در ذهن و قلب شما تمایل برای انجام اعمالی را ایجاد می کند که هم جهت با اراده قبلی شما نیست بلکه همسو با اراده خداوند و در مسیر تحقق رویاهای شما می باشد.
پس از درک (اراده من) و (اراده خداوند) و نقش هر کدام در شکل دهی نتیجه زندگی، این عقیده در من شکل گرفت که: اراده، بسیار فراتر از یک تصمیم منطقی بر اساس داده های دریافتی از دنیای پیرامون است.
تعریف اراده واقعی تقریبا در تضاد با تعریف قبلی من و احتمالا اکثر انسانها درباره اراده می باشد.
کارلوس کاستاندا در آخرین کتابش، اراده خداوند را اینگونه تعریف می کند:
اراده خداوند، همچون نیرویی است که در جهان وجود دارد. افرادی که در ارتباط با منبع و منشاء وجود، زندگی می کنند قدرت خداوند را فرا می خوانند. این قدرت در دسترس آنها قرار می گیرد و راه فضیلت و کمال را برایشان هموار می کند. یعنی آنها هرآنچه را که بخواهند انجام می دهند.
بر اساس این آگاهی، اراده کاری نیست که ما انجام می دهیم یا قصد انجامش را داریم، بلکه نیرویی است که به صورت میدان انرژی نامرئی در جهان وجود دارد.
من تا قبل از این هرگز چنین تصویری درباره نیروی اراده نداشتم.
برای بهره بردن از قدرت اراده خداوند باید خودمان را غرق آن کنیم، از طریق توکل کردن، ایمان داشتن و اعتماد کردن به خداوند و قدرت بی نهایتش در شکل دهی جهان هستی.
این نکته برای من کاملا آشکار شده است که از طریق تلاش های طاقت فرسای فیزیکی (ظاهری) برای رسیدن به آرزوها با استفاده از اراده ی شخصی، امکان دست یابی به قدرت اراده خداوند کاهش می یابد.
به این معنی که هرچه بیشتر بر نیروی اراده خود برای تحقق رویاهایمان متکی شویم از نیروی اراده خداوند در جهت خلق رویاها کمتر بهره مند می شویم.
از آنجاکه خداوند منبع و منشاء تجلی جهان هستی می باشد، قدرت اراده ما در برابر قدرت اراده او بسیار ناچیز است اما استفاده از کدام اراده (اراده شخصی یا اراده خداوند) برای تحقق رویاها به عهده انسان می باشد. این معنای واقعی آزادی در زندگی دنیایی است.
ما می توانیم انتخاب کنیم با اراده شخصی خود و بر اساس افکار منطقی و منیتی خود در جهت رسیدن به آرزوهای خود تلاش کنیم.
همچنین می توانیم انتخاب کنیم با استفاده از اراده خداوند زندگی کرده و از قدرت هدایت او بهره مند شده و در مسیر رسیدن به رویاهای خود حرکت کنیم.
به اندازه ای که بتواینم دیدگاه خود درباره اراده انجام کارها را تغییر داده و برای انجام امور زندگانی به اراده خداوند متکی و متصل شویم شرایط ما در زندگی تغییر می کند.

پاتانجالی بیش از بیست قرن پیش توصیه کرده است:
“نیروهای خفته، قابلیت ها و استعدادها شکوفا می شوند و شما خودتان را به صورت انسانی بسیار برجسته تر و بزرگ تر از آنچه که حتی در رویاهای تان می دیدید کشف می کنید.”
نیروی خفته در سخن پاتانجالی همان اراده خداوند است. همان اراده ای که سبب شد من از حرفه چندساله ام دست کشیده و مشغول حرفه ای شوم که هیچ دانش و تجربه ای درباره آن نداشتم.
همان نیرویی که سبب شد من تمایل پیدا کنم از قدرت ذهن برای رهایی از چاقی و خلق رویای لاغری استفاده کنم و نه تنها من بلکه بی نهایت افرادی که رویای لاغر شدن دارند را به سمت سایت تناسب فکری هدایت کرد تا مسیر خلق رویای لاغر شدن را به آنها نشان دهد.
نیروهای خفته
شاید تصور عموم از عبارت “نیروی خفته” در سخن پاتانجالی، نیروهایی هستند که وجود ندارند یا به صورت انسان های مرده هستند اما واقعیت امر این نیست بلکه نیروی خفته، اراده ای است که در وجود انسان پس از اینکه در معرض وحی و الهام قرار می گیرد ایجاد می شود.
در واقع خداوند به وسیله الهام کردن به انسانها از طریق آنها مشغول انجام کارها می شود. اگر تا به حال درباره هدف یا ایده ای به شما الهام شده است و آن را انجام داده اید بهتر مفهوم انجام کارها از طریق خود با اراده خداوند را درک خواهید کرد.
مدت طولانی است این موضوع ذهن مرا به خود مشغول کرده است که چطور می توانم به این نیروهای به ظاهر خفته دسترسی پیدا کنم تا در لحظات حساس زندگی از آنها کمک گرفته و به آرزوهای خودم برسم.
این نیروهای خفته چه نیروهایی هستند؟
در کجا قرار دارند و چه کسی می تواند از آنها استفاده کند؟
چه کسی نمی تواند از این نیروها بهره مند شود و چرا؟
این سوال ها سبب شد تا اشتیاق بیشتری برای درک نیروی خفته (اراده خداوند) در من ایجاد شود و نتایج زندگی من گواه تغییر نگرش من درباره نیروی اراده شخصی و سعی در بهره مند شدن و استفاده از نیروی اراده الهی برای رسیدن به رویاهاست.
امروز می دانم که اراده، همچون نیرویی است که همه ی ما آن را در وجود خود داریم. قدرت اراده خداوند میدانی از انرژی است که به صورت نامرئی و ماورای الگوهای تکرار شونده روزمره و طبیعی ما جریان دارد.
این نیرو حتی قبل از بسته شدن نطفه هر یک از ما نیز در آنجا وجود دارد.
ما دارای ابزاری هستیم که می توانیم این نیرو را جذب کنیم و زندگی را به شیوه ای جدید و مهیج تجربه کنیم.
اراده خداوند در کجا قرار دارد؟
برخی از پژوهشگران اعتقاد دارند که هوش، خلاقیت و تصورات ما در نتیجه ی واکنش به اراده خداوند به وجود می آیند و صرفا افکار و عناصری در مغز نیستند.
دیوید بوم معتقد است: “همه ی تاثیرات و اطلاعات منظم در قلمرو نامرئی یا در حقیقتی متعالی تر وجود دارند و به هنگام نیاز می توانیم از آن ها دعوت کنیم.”
در پاسخ به این سوال که میدان انرژی اراده خداوند در کجا قرار دارد؟ باید بگویم هیچ مکانی را نمی توان یافت که این انرژی در آن نباشد، زیرا هر چیزی که در جهان موجود است در درونش هدف و انگیزه ای دمیده شده است.
این حقیقت درباره همه صورت های زندگی مانند یک اسلحه، یک غنچه گل رز و یا یک کوه صحت دارد. یک پشه نیز در تجربه ی زندگی دارای هدف و انگیزه است.
یک دانه لوبیا که به نظر می رسد قدرت فکر کردن و عمل کردن ندارد نیز تحت مدیریت اراده خداوند عمل می کند.
تنها کافی است دانه لوبیا را در خاک مرطوب بکارید، چند روز بعد شاهد قدرت و عظمت موجود در دانه لوبیا خواهید شد.
اگر دانه سیب را بشکافید درخت سیب را در آن نمی بینید اما می دانید که درخت سیب از دل این دانه به وجود خواهد آمد.
هر شکوفه ای که در فصل بهار بر شاخه درخت سیب می روید فقط یک گل کوچک و زیبا است اما در حقیقت هدفی درون آن دمیده شده است که باعث می شود در زمان مقرر به صورت میوه سیب متجلی شود.
خداوند اشتباه می کند؟!
در دایره اراده خداوند هرگز اشتباهی صورت نمی گیرد.
دانه سیب هرگز به گلابی تبدیل نمی شود و تخم یک کبوتر هرگز به یک مار تبدیل نمی شود.
هر بخش از طبیعت بدون استثنا داری هدف و انگیزه است و چیزی در طبیعت وجود ندارد که به هدف خود از بودن در دنیا شک کند.
ما انسانها نیز جزئی از این طبیعت هستیم و داری هدف و انگیزه برای بودن در دنیای مادی هستیم.
همانگونه که تولد یک شکوفه در فصل بهار بدون هدف و برنامه نیست، تولد هر انسان در جهان مادی بدون هدف و برنامه نمی باشد.
تفاوت انسان با سایر موجودات در پیگیری هدف و انگیزه خود از زندگی این است که انسان تنها موجودی است که قدرت ذهن دارد، توانایی اندیشیدن و انتخاب کردن و تغییر کردن دارد.
هیچ موجودی به جز انسان در جهان مادی در طول حیات خود قادر به ایجاد تغییر در شرایط زندگی خود نیست و فقط بر اساس غریزه خود زندگی می کند.
اما انسانها می توانند در مدت زمان حیات خود در دنیای مادی بارها شرایط زندگی خود را دگرگون کنند.
من تا سن ۳۵ سالگی چاق بودم و اکنون چند سال است که متناسب هستم.
این یک تغییر است که من در شرایط زندگی خود ایجاد کرده ام.
تا سن ۳۵ سالگی از نظر مالی در شرایط بسیار نامناسب بودم اما در طی چند سال شرایط مالی خود را به طور کامل تغییر دادم.
هر فردی که این نوشته را می خواند در طول عمر خود بارها شرایط زندگی اش تغییر کرده است حتی اگر نداند یا قبول نداشته باشد که خودش مسبب تغییر در زندگی اش بوده است اما این از توانایی های منحصربفرد انسان است که در هیچ موجود دیگری یافت نمی شود.
نکته جالب توجه این است که قدرت اراده خداوند در تمام اجزای هستی جریان دارد بنابراین هر تغییری که انسان در شرایط زندگی خود ایجاد می کند تحت مدریت و کنترل قدرت اراده خداوند است.
در لحظه ای که نطفه ما بسته می شود زندگی در معنا و مفهوم واقعی شروع می شود و قدرت اراده خداوند مراحل رشد و نمو را مدیریت می کند.
در لحظه ای که نطفه بسته می شود ساختار جسمانی، ویژگی های ظاهری، زمان مناسب تشکل شدن قلب، چگونگی شکل گیری استخوان ها و هزاران موضوع دیگر در همان لحظه اول و شروع زندگی تعیین می شود.
ما فقط به عنوان یک شاهد در حال نظاره کردن مراحل رشد و نمو جسم خود هستیم.
می بینیم که موهایمان رشد می کند و می توانیم آنها را کوتاه کنیم بدون اینکه بتوانیم رنگ، صاف یا فر بودن آنها را تعیین و انتخاب کنیم.
قدرت اراده خداوند را نمی توان با کلمات توصیف کرد چون همین کلمات هم از این قدرت سرچشمه می گیرند.
قدرت اراده خداوند قلبم را به تپش در می آورد، غذایم را هضم می کند، پاهایم را کنترل می کند، نوشته هایم را می نویسد و حرف هایم را می زند و این کارها را برای هر چیزی که در جهان وجود دارد انجام می دهد.
قدرت الهی همه چیز را در جهان تعیین می کند و در همه جا حضور دارد یعنی جایی را نمی توان یافت که قدرت اراده خداوند در آن جا نباشد، اما اغلب اوقات احساس می کنیم از خدا جدا شده و دور افتاده ایم.
نکته مهم تر و قابل توجه این است که اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا اکثر انسانها بیشتر آنچه که دوست دارند داشته باشند را ندارند؟
پاورقی:
این نوشته ادامه دارد، برای کسب نتیجه بهتر از مطالعه کردن، در همین لحظه که مشغول نوشتن هستم به من الهام شد که نوشتن را متوقف کرده و از خواننده بخواهم یک بار دیگر این نوشته را بخواند و به سوال مطرح شده در انتهای نوشته پاسخ دهد.
ایمان دارم اراده خداوند این نوشته و نوشته های بعدی را مدیریت می کند و اراده او هدایت ما برای درک بهتر و افزایش نیروی اراده در وجود ماست که زندگی خود را تغییر دهیم.
سوال: اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.97 از 280 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدای مهربان
سلام به استاد و تمامی همراهان
مدتی است که به این مسیر هدایت شدم در طی این مدت مطالب بسیار مفیدی رو آموختم تا قبل از ورود به این مسیر فکر میکردم آدم با اراده ای هستم که خیلی از دوستان و عزیزانم این مطلب رو به من میگفتند که تو باقدرت اراده هر کاری رو بخواهی انجام میدی
طبق این اصل که من آدم با اراده ای هستم چه تلاشهای شبانه روزی که انجام نمیدادم
البته من از این موضوع ناراحت نیستم ولی اگه بخوام منصفانه بسنجم در طی سن و سالی که از خدا دریافت کردم به اندازه چند انسان که در طول عمر خود برای رسیدن به اهداف خودشون تلاش کنند من به تنهایی به اندازه چند انسان تلاش کردم نمیگم چیزی بدست نیاوردم اما حاصل اون تلاشها باید خیلی بالاتر از آنچه که من دریافت کردم میشد
حال که با این مباحث آشنا میشوم جای خالی اراده خداوند رو در بدست آوردن هدفهایم خالی میبینم
طبق آموزشهای استاد اگر سعی وتلاش ما با اراده خداوند همسو شود سیل جریانی به راه میافتد که هیچکس جلو دار این مسئله نیست چرا که قدرت لایتناهی خداوند است که به رسیدن اهداف شکل میدهد
حال این قدرت اراده الهی در کجاست ؟
اگر خوب به اطراف بنگریم متوجه میشویم که قدرت خداوند درهمه موجودات و در همه جا یافت میشود
مثلا رشد یک لوبیا
به محض اینکه دریک محیط مرطوب و تاریک قرار بگیرد آنچنان رشد میکند که قابل باور نیست
تبدیل شکوفه های یک درخت به میوه
البته باید دقت داشت که هرگز تخم کبوتر تبدیل به مار نمیشود
یعنی هرچیز سرجای خودش است
حال اگر با اراده ای که آن هم از قدرت خداست که در وجود ما انسانها قرار داده شده است توکل بخدا کنیم و اراده خودمون رو همسو با اراده خداوند به چیزهایی دست پیدا میکنیم که برای خودمون و دیگران غیر قابل باور است
همانگونه که در این نوشته استاد بیان داشتند که برای جمع کردن فروشگاه ابزار و یراق تصمیم قاطع نداشتند
درضمن اینکه خواسته استاد برای دست یافتن شغلی که به مکان خاص و زمان خاص نیاز نداشته باشد همین خواسته جامه عمل پوشید
استاد به لاغری با ذهن و صدها مطلب دیگه دست پیدا کردند
نه اینکه تصور شود که استاد برای رسیدن به این مقصود سعی تلاش نکردند چرا که سعی و تلاش داشتند اما با توکل بخدا و همسو شدن خواسته استاد با قدرت لایزال الهی باعث کسب چنین موفقیتهایی شدند که گوارای وجود استاد عزیز
اما در مورد فروشگاه ابزار و یراق استاد زحمات بیشماری کشیدند اما چون همسو با قدرت اراده خداوند نبود نتایج درخشانی برای استاد نداشت
حال پاسخ دادن به این سوال مطرح شده استاد آسان میشود
اگر قدرت خداوند همه چیز رو تعیین میکند چرا بیشتر از آنچه که دوست داریم داشته باشیم رو نداریم ؟
حال با مطالعه این مبحث پاسخ به این سوال این است که توکل بخدا نداریم فکر می کنیم این نتایج فقط با سعی و تلاش امکان پذیر است غافل از اینکه توکل بخدا تعیین کننده این جریان است
با سلام
فکر می کنم آنچه بین ما و خواسته هایمان فاصله می گذارد اینکه خواسته هایمان دور از ذهن و باور ما هستند عدم باور به خدا و ایمان به خداست قدم بر نداشتن و حرکت نکردن به سوی خواستههایمان
اینکه نمی توانیم باور کنیم به آنها نی توانیم برسیم اینکه ما عظمت و قدرت خدا را از یاد مان برده ایم
و انجام کارهایی که بر خلاف و جهت خواسته هایمان هست
دیدن اطرافیانی که آنها هم بخ خواسته های بزرگ خود و یا رویاهای خود نرسیدن و به زندگی معمولی خود بسنده کردن یا اینکه رسیدن به خواسته هایمان به این راحتی و آسانی نیست
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
سلام به خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم
نوشته های باور ساز زندگی با اراده خداوند (قسمت اول)
حالا که اینجا هستم و دارم میخونم و می نویسم می دانم که یک انسان متفاوت از قبلیم خواهم بود و بخاطر تغییراتی که در نگرشم رخ خواهد داد میتواند سبب آغاز تغییراتی در زندگیم خواهدشدواین تغییرات سبب نگرش جدیددر
ذهنم خواهدبودوبعددرفکرورفتارم بوجودخواهداورد و یک اراده ای هم جهت با اراده خداوند در من برای تغییر کردن زندگیم ایجاد خواهد شد هممون از یک میدانی زیبا بوجود آمده ایم که نه دیده می شود نه شنیده می شود و آن قدرت خداوند متعال است قدرتی که می تواند زندگی هر کسی را تغییر دهد و هيچ کس نمی تواند در مقابل خداوند ایستادگی بکند
و اگر ما هم با این دیدگاه زندگیمان را سپری کنیم اون قدرت را در خودمان احساس خواهیم کرد چون خداوند از روح خودش در ما دمیده است و زمانی که انسان را آفرید به فرشته هایش دستور داد که سجده کنندوفرمود که او از من هستش
و آن همان قدرت خداوند هستش که ما همیشه خودمان را با اراده می دانیم چون در بعضی مواقع توانسته ایم یک کار را بخوبی انجام دهیم و یا خیلی مواقع شده که گفته ایم اراده ام ضعیف است و نمی توانم ادامه دهم چون اراده داشتن یک تعریفی از قدرتی هستش که در خودمان می دانیم
حالا می خواهیم بدانیم که این اراده چیست؟
اراده همان چیزی هستش که برای گرفتن نتیجه خوب تصمیم می گیریم که هدف و انگیزه ای که داریم و می خواهیم به آن برسیم آن را دنبال کنیم چون هر کسی که بخواهد به خواسته اش برسد با اراده زیادی تلاش خواهد کرد و هیچ چیزی نخواهد توانست مانع رسیدنش به اون هدف باشد چون زمانی که تسلیم
نمی شویم رویای درونیمان ما را به طرف خواسته هایمان می برد و خودمان را با اراده خواهیم دانست اما خیلی وقتها اتفاقاتی در زندگیمان رخ داده است که انتظارش را نداشتیم و در شرایطی قرار گرفتهایم که اصلا راهی برای تغییر اون شرایط یا رسیدنمان به اون خواسته وآرزو را نداشتیم و بعضی مواقع اتفاقهایی رخ داده است که مسیر زندگیمان را در رسیدن به اون خواسته هایمان را هموار کرده است
چون اون نیروی اراده مان نبوده است که اون شرایط را بوجود آورد بلکه یک نیروی خیلی قوی سبب بوجود آوردن یک هم زمانی ها در زندگیمان شده است که شرایط زندگیمان را دگرگون کرده است و اون نتیجه اراده مان بیشتر از انتظاری که داشتیم رقم خورده است
اراده خداوند همسو با تحقق رویایمان مانند آزادی در زمان، مکان و استقلال مالی هستش ولی اراده خودمان در جهت ادامه دادن اون شرایطی هستش که ما را به آرزوهایمان نخواهد رساند چون توکل کردن اثر خارق العاده در فعال شدن اراده خداوند در جهت تحقق خواسته هایمان را دارد و ما بخاطر بهره مند شدن از قدرت اراده خداوند باید خودمان را در آن قرق کنیم از روش توکل کردن، ایمان آوردن و اعتماد کردن به خداوند و قدرت بی انتهایش در شکل دهی جهان هستی
ما از روش تلاشهای فیزیکیمان بخاطر رسیدنمان به آرزوهایمان با استفاده کردن از اراده شخصی امکان ندارد که به قدرت خداوند دست پیدا کنیم چون هر چقدر به نیروی اراده خودمان برای رسیدن به آرزوهایمان متکی باشیم از نیروی اراده خداوند برای رسیدن رویایمان کمتر بهره خواهیم برد و قدرت اراده ما در مقابل قدرت اراده خداوند خیلی ناچیز هستش
مابه اندازه ای که بتوانیم نگرش خودمان را در مورد اراده انجام دادن کارهایمان را تغییر دهیم و برای انجام دادن کارهای زندگیمان به اراده خداوند متکی باشیم و به اون وصل شویم شرایطمان در زندگیمان تغییر خواهد کرد چون ما دارای یک ابزاری هستیم که می توانیم این نیروی عظیم را جذب کنیم و زندگی کردن خوبی را تجربه کنیم
میدان انرژی خداوند در تمام مکانها و هر چیزی که در این جهان هستی وجود دارد در درونش هدف و انگیزه ای دمیده شده است می توان گفت گیاهان، کوهها، سنگها و حشرات بخاطر زندگی کردنشان هدف و انگیزه ای در درونشان نهفته است
وقتی به یک دانه لوبیا نگاه می کنیم حس می کنیم که هیچ قدرت فکر کردن را ندارد و عملی انجام نمی دهد اما همان دانه تحت مدیریت اراده خداوند عمل می کند اگر همان دانه لوبیا را در خاک مرطوب بکاریم بعد از چند روز خواهیم دید که می روید و این قدرت و عظمت موجود در دانه لوبیا هستش ما اگر یک دانه ای را بشکافیم درخت اون دانه را نخواهیم دید اما می دانیم اگر هر دانه ای را بکاریم درخت همان دانه خواهد روید و اون درخت از دل اون دانه ایجاد خواهد شد
خداوند هيچگاه اشتباه نمی کند چون در دایره اراده خداوند اصلا اشتباهی شکل نمی دهد و یک دانه سیب به گلابی تبدیل نمی شود و حالا ما هم جزئی از همین طبیعت هستیم
و هدف و انگیزه ای در این دنیای مادی داریم همانگونه که ایجاد یک شکوفه در فصل بهار بدون هدف وبرنامه نيستش تولد ما آدمها هم در این جهان مادی بدون هدف وبرنامه نخواهد بود ما تنها موجوداتی هستیم که قدرت ذهنی داریم می توانیم فکر کنیم، انتخاب کنیم و تغییراتی در خودمان بوجود آوریم چون هیچ موجودی به جز آدم در این جهان مادی و در مدت زندگیش قدرت بوجود آوردن تغییراتی در شرایط زندگی خودش نیست و تنها موجودات بر پایه غریزه شان زندگی می کنند اما ما می توانیم در هر موقع شرایط زندگیمان را تغییر دهیم
ما در طول زندگیمان خیلی تغییرات زیادی داشتیم چه بخواهیم چه نخواهیم
و این تواناییهای منحصر به فرد یک انسان هستش که در هیچ موجودی نيستش چون قدرت خداوند در همه اجزای هستی جاری است پس هر تغییراتی که انسان در شرایط زندگی خودش بوجود می آورد تحت مدیریت و کنترل قدرت اراده خداوند هستش ما هيچگاه نمی توانیم قدرت اراده خداوند را با کلمات توصیف کنیم چون همین کلمات هم از این قدرت سرچشمه می گیرند
هر کاری که من انجام میدهم مثل غذا خوردن، تپش قلب، پلک زدن، هضم کردن غذایی که می خورم و این نوشته ای را که می نویسم و حرفهای که می زنم و تمام کارهایی که در این جهان هستی وجود دارد و من انجامش می دهم همشون از قدرت اراده خداوند هستند
من امروز برای دومین بار است که این نوشته های باورساز را می نویسم البته اول در دفترم نوشتم و حالا دارم در سایت می نویسم و حالا دارم متوجه می شوم که چه تغییرات زیادی در من بوجود آمده است چون تغییرات زیادی در باورهایم و رابطه ام با خداوند متعال بوجود آمده است
من فقط خودم را تغییر دادم و حالا می بینم که زندگیم هم دارد تغییر می کند
و حالا می خواهیم بفهمیم که اگر قدرت اراده خداوند تمام چیزها را تعیین می کند پس چرا خیلی از آدمها بیشتر اون چیزهایی را که دوست دارند داشته باشند را ندارند؟
چون ما را طوری بار آورده بودند که شناخت کافی از خداوند را نداشته ایم چون ما خداوند را باور نمی کردیم تنها در کلماتمان می شناختیم و بهش توکل می کردیم و در زبان می گفتیم که من به خدا توکل می کنم و هر چیزی که خدا بخواهد همان می شود اما در عمل صدها نگرانی در اعماق وجودمان ایجاد می شد چون من همیشه استرس داشتم و خودم را از خداوند دور می دیدم و همیشه سرم بالا بود و دستم به طرف آسمان
چون خدا را همیشه در آسمانها جستجو می کردم و فکر می کردم که خداوند یک مرد عصبانی است و با کوچکترین اشتباه مرا تنبیه خواهد کرد چون همیشه گفته بودند که چوب خدا صدا ندارد و اگر بزند دوا ندارد و بخاطر همین بود که همیشه از خداوند ترس و هراس داشتیم و این سبب حس گناه در ما بوجود می آورد که نمی توانستیم به سوی خداوند قدم برداریم ما همیشه به زبان می گفتیم که خداوند بخشنده و مهربان است ولی اصلا به اون باور نداشتیم و این باعث شده بود که خدا را طوری بشناسیم که خداوند انتقام سختی می گیرد اما نمی دانستیم که خداوند از پدر و مادر مهربانتر هستش و خداوند از رگ گردن به ما نزدیکتر است و چون همیشه ما را از خداوند ترسانده بودند و بخاطر عدم آگاهیمان سبب شده بود که از نعمتهای فراوانش را از دست بدهیم و ما بخاطر نداشتن آگاهی و عدم باورهایمان بیشتر از اون چیزهایی که می خواستیم برسیم نرسیدیم چون همیشه فکر میکردیم که باید خودمان کاری را انجام دهیم و اجازه ندادیم که خداوند برایمان کاری انجام دهد و حالا می فهمم که تمام داشته هایمان، رضایتمان و آرامشی که داریم نشان دهنده میزان توحید و ايمان را می رساند
من حالا که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام و هدایت شده از طرف خداوند هستم تازه دارم یاد می گیریم که هر حرفی و سخنی را باور نکنم چون نباید بین من و خداوند مهربان واسطه ای قرار دهم و حالا دارم متوجه می شوم که هر خواسته ای که داشته باشم از خودش در خواست کنم و هر روز دارم باورهای نادرستم را اصلاح می کنم چون به هر چیزی که باور داشته باشیم همان را در زندگیمان تجربه خواهیم کرد و هر چقدر باورهای اشتباه ذهنیمان را در همه جنبه از زندگیمان را اصلاح کنیم اون موقع هستش که زندگی خوبی را تجربه خواهیم کرد و به خواسته وآرزوی که داریم خیلی راحت از طرف خداوند متعال دریافت خواهیم کرد
خدایا شکرت که مرا به این مسیر زیبای لاغری با ذهن هدایتم کردی که بتوانم نه فقط در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیم تغییرات زیادی داشته باشم استاد گرامی شما دست خداوند روی زمین برایمان هستی
خدایا شکرت یا حق
به نام خدا
در جواب سوال،من اینطور فکر میکنم که:
اگر ما باور داریم که اراده ی خداوند زندگی ما رو میچرخونه،پس همون چیزی که برای ما بهترین باشه برای ما اتفاق می افته؛نه صرفا چیزی که ما دوست داریم…چون اهمیتی نداره که ما چی دوست داریم،اینکه خدا چی برای ما دوست داره اهمیت داره و مهم اینه که اون چیزی که خدا برای ما دوست داره هیچوقت بد و خطرناک نیست ولی ممکنه اون چیزی که ما دوست داریم و خیلی دلمون میخاد برای ما بد و خطرناک باشه…پس اگه کسی واقعا ایمان داره که زندگیش با اراده ی خداوند داره هدایت میشه باید اینو در نظر بگیره که اگر چیزی و دوست داشتم و در زندگیم به وجود نیومد صد در صد خدا یه چیز خیلی بهتر برای من در نظر داره که از همه نظر برای من فوق العاده س!
سلام وقت بخیر
به نام خداوند هستی بخش مهربان
وقتی ما انسانها به جای استفاده از اراده خداوند که دانا بر کل مسایل است از نیروی اراده خودمان استفاده می کنیم که بر تمام مسائل مشرف نیستیم باعث می شود که به تمام خواسته هایمان نرسیم و برای رسیدن به خواسته هایشان باید زمان بیشتری و با تلاش بیشتر صرف کنیم توکل بر خداوند در امور راه رسیدن به خواسته ها را هموارتر می کند
شاد و در مسیر مفقیت بشید
نشان های دریافت شده
بنام خدا
اگه اون چیزی رو که میخوایم نداریم بااینکه بی نهایت وجودداره و من ندارم .مشکل از بودن یا نبودنش نیست چون که هست من میخوامش امااگه ندارم خودم هستم که دارم به خودم فشار میارم که بهش برسم و نتیجه خستگی خودمو به دست بیارم . یعنی اینکه من باقدرت اراده. خودم دست به کار شدم . نه با اراده خداوند چرامیگم خدا کمکم کرد اما ته دل و ته اون حرف های درونم یه حرف هست که میگه من همه ی زحمت رو کشیدم .واین رو همه ی مامیترسیم ومن هم می ترسم بگم چون از قضاوت دیگران ترس دارم . درصورتیکه همه ی افرادی که با خستگی و فشار به خواستشون میرسن و طول میکشه تابهش برسن دچار همین مشکلن . البته از نظر من اینه شاید کس دیگه ای نظر دیگه داشته باشه . اما اینکه بدون تلاش به خواسته برسم این بااراده خداوند قطعا امکان پذیر هستش. اینکه خودم تابه جایی رو ادامه بدم .وبقیش رو به دست خدا بسپارم . نتیجه عالی تراز عالی میشه . چون این بار فقط قدرت اراده من نیست . بلکه قدرت اراده خداوند که فوق اراده هاست که باعث ثمر دادن میشه . واین یعنی لذت . پس اگه چیزی که میخوام روندارم . دارم خودم به تنهایی روش فشار میارم که به دستش بیارم.. واین هم از یه جایی دیگه هست اونایی که درس یاد میدن مثل معلمای کنکور یا استادان موفقیت میگن روی خواسته تمر کز کن تابه دستش بیار ی ومن هم که میخوام خواستم رو بدست بیارم به خودم صبح وشب فشار میارم تابه نتیجه برسم و هیچ وقت به این فکر نمیکنم که باید به دست خدا بسپارم . در ظاهر میگم به خدا سپردم اما خودم فشار دارم میارم که براساس قدرت اراده خوم به اون برسم و درصورتیکه اگه واقعاً یکبار به اراده خداوند اعتماد میکردم بدون اینکه بدونم به نتیجه میرسیدم و لذتشو میبردم .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به همگی
واقعا وقتی دوباره این مطالب رو خوندم احساس آرامش بیشتری کردم چقدر مفهوم اراده برام حالب بود که تمام جهان هستی تحت اراده خداوند هستش واراده من در برابر اراده خداوند اصلا قابل قیاس نیست اراده خداوند برای خلق هر خواسته چقدر نرم وراحت وآسون ولی اراده من برای رسیدن به هر خواسته چقدر سخت وطاقت فرسا هستش وهمین اراده در جای از مسیر رسیدن به خواستم رها میشه وحس ناتوانی و نرسیدن به خواسته رو میده و همین حس در من باعث شده که من باورم بشه بی اراده هستم وحتی دنبال خواسته هام نرفتم ودر حس نا امیدی زندگی کردم یگ زندگی روتین وتکراری بدونه تجربه رسیدن به خواستهها چون آگاهی از اراده خداوند برای خودم نداشتم تازه فکر میکردم خدا برام خواسته تا زندگی معمولی داشته باشم ومن رو با این شرایط! آفریده ودر این خانواده و نمی تونم کاری کنم اصلا بلد نبودم چی کار کنم
و حالا فهمیدم که به اراده خداوند توکل و اعتماد وایمان داشته باشم اون خودش من رو هدایت میکنه و بعدش در هر لحظه حمایت می کنه اون وقت باید در این لحظه اقدام کنم وبستر افکار مثبت رو در زندگیم جاری ساری کنم اون وقت که هدایت خداوند برای بهتر شدن شرایط مالی و روابط م کمک می کنه
اراده خداوند بوده ولی من آگاه نبودم باید از اراده خداوند کمک بگیرم و الان در این مسیر قرار گرفتم تا یاد بگیرم چطور از خداوند کمک گرفته واز اراده خودش برای بهبود شرایطم استفاده کنم من ازش استفاده نکرده بودم الان باور دارم خودش بهم کمک می کنه چون قا در مطلق چون عالم مطلق پس باید توجهام به قدرت خداوند باشه وآرام و شاد زندگی کنم
سپاس فراوان از استاد عزیزم
سلام استاد گرامی
متن کاملا تامل برانگیز بود و بسیار زیبا چقدر احساس خوبی به آدم میداد که بدون اراده ی خداوند چی هست و روی ان حساب کنه .چقدر زندگی آسون و زیبا میشه اگه عادت کنیم روی اراده ی خداوند حساب کنیم نه روی توانایی های محدود خودمون .
در جواب به سوالتون من فکر میکنم بر میگرده به اینکه ما برنامه ی ذهنی برای زندگی با اراده ی خداوند نداریم و این برمیگرده به آموزش های ذهنیمون که از بچگی داشتیم و همگی عین جبر و عدم توانایی تغییر زندگی بوده .همیشه شنیدیم اگه خدا صلاح بدونه اگه خدا بخواد و هیچوقت خواسته و هدف ما مهم نبوده همیشه خدا منتظر تنبیه ما بوده برای نماز و روزه و ….و هیچوقت راجع به مراحل بالاتر و مهمتر صحبت نشده و ما به زندگی باری به هر جهت عادت کردیم و به هر انشان موفقی برچسب زدیم که یا دزدن یا مال مردم خوردن یا خدا انقدر بهشون میده که سکت باشن و …..و هیچوقت نفهمیدیم که این ما هستیم که تعیین میکنیم چی میخوایم و هیچ چیز از پیش تعیین شده ای نیست .خدا در بدو تولد با تفاوت چهره و رنگ مو و پوست و …بهمون نشان داد ماهمه منحصر به فردیم اما هیچوقت خودمون به این موضوع توجه نکردیم که قرار نیست همه به یک شکل زندگی کنیم .خدا بدنی هوشمند به ما داده که خودکار مارو زنده نگه میداره و محافظ ماست و ما فقط باید به خواسته هامون فکر کنیم اما اینکارم نمیکنیم
من آرزوهایم را به اراده و قدرت خداوند می سپارم و به تحقق آنها ایمان دارم
سلام جناب عطار روشن عزیز
واقعا از خوندن مطلبی که نوشتین حظ کردم
بسیار زیبا، تاثیرگذار و متمایز توصیف کردین
در جواب سوال شما در مورد خودم میتونم بگم به این خاطر که زبان و دلم یکی نبوده یعنی به ظاهر و زبان گفتم که به نیروی خداوند ایمان دارم و خداوند همواره حامی من هست اما در مسیر بعضی از خواسته هام بخاطر ترس ها و عوامل بیرونی، از قدرت خداوند و درک توانایی خداوند برای حل کردن مسائل پیش رو، متوقف شدم و از ادامه دادن دلسرد شدم
بهمین خاطر نتایج زندگیم در اندازه ای که در دلم خداوند باور دارم باقی مونده و فراتر نرفته