توکل کردن به خداوند ارتباطی به مذهب، دین و حتی نگرش ما ندارد بلکه به انتظاری که از خداوند داریم ارتباط دارد.
بارها برای انجام یا شروع کاری به خداوند توکل کرده ایم در حالی که انتظار ما از آن موضوع شکست خوردن بوده است. نتیجه آن اقدام در نهایت تجربه کردن شکست خواهد بود.
اهمیت انتظار داشتن در زندگی
بعنوان مثال انتظار من از زندگی مشترک محدود شدن، جر و بحث با همسر و … بود. برای ازدواج کردن نه تنها من بلکه اعضای خانواده ام به خداوند توکل کردیم و تصور ما این بود که آنچه خداوند قسمت کرده باشد رخ خواهد داد. در نهایت من آنچه انتظار داشتم را در زندگی مشترک تجربه کردم نه آنچه توکل داشتم خداوند برایم رقم بزند.
در قسمت های قبلی توضیحات مفصلی درباره اراده شخصی و اراده خداوند داده شد و به این نتیجه رسیدیم که برای تغییر زندگی لازم است عملکردن بر اساس اراده شخصی را متوقف کرده و بر مبنای اراده خداوند عمل کنیم.
ما برای عمل کردن و تصمیم گیری در جنبه های مختلف زندگی نیاز به فکر کردن داریم.
مرحله فکر کردن تعیین کننده عملکرد ما در زندگی می باشد.
اگر افکاری در راستای اراده شخصی را مرور کرده و اقدام به تصمیم گیری کنیم، عملکرد ما بر اساس اراده شخصی خواهد بود و اگر افکاری در راستای اراده خداوند را در ذهن مرور کرده و سپس اقدام به تصمیم گیری کنیم، عملکرد ما بر اساس اراده خداوند خواهد بود.
برای این کار لازم است مهارت ادغام کردن اراده شخصی با اراده خداوند با کسب کنیم.
ترکیب اراده شخصی با اراده خداوند
در سال گذشته که مدارس به صورت مجازی برگزار می شد همراهی کردن با فرزندانم سبب شد که دروس پایه سوم دبستان و اول متوسطه را مرور کنم.
در ریاضیات هفتم درباره زاویه ها نوشته شده است که دو زاویه زمانی با هم مساوی هستند که دقیقا بر هم منطبق باشند. انطباق دادن شرط لازم برای هم اندازه بودن زاویه هاست.
این قانون ریاضی به شکلی دیگر در قوانین الهی یافت می شود.
انطباق افکار با اراده خداوند شرط همسو شدن با پروردگار برای گسترش و رشد زندگی است.
در این صورت به جای اینکه طبق شیوه ذهنی خود عمل کنید همزمان که در حال مطالعه این نوشته هستید اهدافتان در تمامی جنبه های زندگی در هماهنگی با اراده خداوند به جریان می افتد.
احساس آرامش و سکوت ذهنی که در این لحظه تجربه می کنید به دلیل توجه نکردن به موانع ذهنی یا همان افکاری است که منیت و اراده شخصی ما را شکل داده اند.
در این صورت خواسته های شما در حال جریان از مسیر اراده خداوند به سوی شما هستند.
البته ناگفته نماند که خواسته های تان به دو صورت مــادی یا ایــده قابل اجرا به سمت شما جریان دارند.
حتما شما هم تجربه کرده اید که خواسته شما داشتن وسیله ای بوده است و آن وسیله توسط فردی به شما هدیه داده شده است.
در این روش خواسته شما به شکل مادی به سمت شما جریان می یابد.
در طریق دیگر خواسته شما به شکل ایده های اجرا شدنی منطبق با شرایط فعلی شما به شما گفته میشود.
فردی که تصمیم گرفته است بر اساس اراده خداوند زندگی کند (به خداوند توکل کند) ایده های الهی را دریافت کرده و به آنها عمل می کند و قدم به قدم به سمت تجربه خواسته هایش حرکت می کند.
در این حالت زندگی در اصطلاح عموم بر وفق مرادتان خواهد بود و چرخ زندگی شما به شکل روان می چرخد.
وقتی ظاهر زندگی مخالف خواسته ی شما پیش می رود، وقتی احساس خوشبختی در زندگی نداریم، وقتی افراد نادرست در مسیر زندگی مان قرار می گیرند و حتی زمانی که عادت های مخرب را در زندگی روزمره تکرار می کنیم، نشانه هایی از ناهمانگی ما با قدرت اراده خداوند در زندگی است.
در زندگی بر مبنای اراده خداوند باید همواره برای تجربه شرایطی که انتظار داریم، آماده باشیم.
اگر نیاز به کمک دیگران داریم، آماده پذیرش باشیم.
به نیروی اراده خداوند توکل کنیم و مطمئن باشیم که الهامات خداوند بر ما آشکار می شوند.
هوشیار باشیم و برای پذیرش هر راهنمایی و کمکی که به سمت ما جریان پیدا می کند اشتیاق نشان دهیم.
به این شکل ارتعاش ذهنی خود را با ارتعاش منبع و منشاء جهان هستی هماهنگ می کنیم.
به نظر من توکل کردن به خداوند به این معنی است که ایمان داشته باشیم شرایطی که انتظار داریم را تجربه خواهیم کرد.
همه ما در زندگی خود تجربه انجام کارها به شکل شگفت انگیز را ما داریم.
حتما در زندگی خود به یاد دارید زمان هایی که کارها و مسائلی که حل آنها برای شما مشکل بوده است در چشم به هم زدنی به شکل باورنکردنی حل و فصل شده باشند.
در نوشته های اعضای سایت در فایل های زندگی با طعم خدا بارها خوانده ام که مسائلی که حل کردن آنها برای شخص غیرممکن بوده است به شکل باورنکردنی توسط فرد یا افرادی برطرف شده اند.
- به شکل باورنکردنی خانه ای که در رویای خود داشته ایم را خریده ایم.
- به شکل شگفت انگیز پول مورد نیاز برای انجام کار به دست ما رسیده است.
- با مقدار پولی که داشته ایم زمین یا خانه بزرگتر و در شرایط بهتر نصیب ما شده است.
همه ما از این گونه تجربیات در زندگی خود داریم و در آن زمان شاید تصور ما این بوده است که خدا رو شکر یک بار هم شانس به ما رو آورده است، انگار فلانی سرش به سنگ خورده که خودش مقدار پول مورد نیاز با به ما قرض داد و افکاری از این نوع که بیانگر نداشتن توجیه یا طریق حل مسائل توسط ذهنمان بوده است.
اما اینها ردپای اراده خداوند در زندگی ماست که به شکل های مختلفی مسائل را برای ما آسان می کند.
به عقیده من همه انسان ها از حداقل اراده خداوند در زندگی خود برخوردار هستند و این خواست خداوند است چرا که در زندگی همه انسانها مسائلی وجود دارد که خود فرد باورش نمی شود چگونه آن مساله حل شده است و به بیشتر از آنچه می خواسته است رسیده است.
اما افرادی که تصمیم می گیرند به صورت آگاهانه افکار و تصمیمات خود را بر مبنای اراده خداوند تنظیم و اتخاذ کنند به طور مستمر از این نیرو شگفت انگیز بهره مند می شوند و همه مسائل آنها به ساده ترین و بهترین شکل ممکن حل می شود و کارها پیش می رود و لذت و خوشبختی سراسر زندگی این افراد را در بر می گیرد.
شاید تعدادی از این افراد را می شناسید یا درباره آنها شنیده یا خوانده باشید.
در ذهن افکاری که آگاهی از اراده خداوند ندارند افکاری مرور می شود که بر مبنای اراده شخصی است.
- این فرد شانس دارد.
- پدرش ثروتمند بوده و او از ثروت پدرش استفاده می کند.
- حتما پارتی دارد و رشوه می دهد که کارهایش انجام می شود.
- او تحصیلکرده است و پست و مقام دارد.
اینها و صدها دلیل دیگر که در ذهن افراد ناآگاه مرور می شود باعث تقویت اراده شخصی آنها شده و فرصت بهره مند شدن از اراده خداوند در زندگی را از دست می دهند.
افراد خوشبخت و سعادتمند افرادی هستند که از تمام مزایای زندگی بهره مند می باشند.
افرادی که ثروت، سلامتی، روابط عاشقانه، دوستی با دیگران، آرامش و احساس خوب، خوش رویی و … را با هم دارند.
آنها از نظر خلقت با دیگران تفاوتی ندارند، تفاوت آنها فقط در اتخاذ تصمیم شخصی برای استفاده از اراده خداوند در زندگی می باشد.
حتی شاید آنها هیچوقت نوشته هایی مانند این را نخوانده باشند اما به این دلیل که نسبت به ورودی های ذهنی برخورد متفاوتی داشته اند در نتیجه ذهن آنها کمتر از دیگران تحت تاثیر فرمول های اراده شخصی قرار گرفته است.
این موضوع واضح می کند که همه ما به شکل پیشفرض تحت تاثیر و مدیریت اراده خداوند هستیم. اما هرچه بزرگتر می شویم به دلیل قرار گرفتن در معرض شنیده ها و دیده هایی که فرمول های شکل دهنده اراده شخصی را ایجاد می کنند، اتصال ما با منبع و منشاء جهان هستس ضعیف شده و به جای آن به شکل قوی در ارتباط با اراده شخصی قرار می گیریم.
ترکیب افکار شخصی با اراده خداوند
افکاری که در ذهن ما مرور می شوند، طرح اولیه ای در روح جهانی (اراده خداوند) ایجاد می کند. از آنجایی که ما با قدرت اراده خداوند در ارتباط هستیم، بنابراین وقتی به موضوعی در ذهن خود فکر می کنیم که با اراده خداوند هماهنگی دارد، طرح اولیه از طریق ذهن ما در اراده خداوند شکل می گیرد و ما را به اراده خداوند (خواست خدا) متصل می کند.
در این صورت جریان به حقیقت تبدیل شدن طرح اولیه (آرزو) شروع می شود و اقدامات لازم از سوی اراده خداوند به جریان می افتد.
از آنجا که اراده خداوند باید از شکل نامرئی به شکل مرئی و قابل لمس تبدیل شود تا در زندگی قابل استفاده باشد از محدوده بدون زمان باید وارد محدوده زمان دار شود.
بنابراین تبدیل شدن اراده خداوند به شکل قابل استفاده در زندگی نیاز به زمان مشخص دارد.
هرچقدر هماهنگی ما با اراده خداوند در سطح بالاتری باشد فاصله زمانی کاهش می یابد تا جایی که به اشاره ای می توان آنچه نیست را به هست تبدیل کرد.
برای تجلی خواسته های خود از طریق اراده خداوند باید باور کنیم هرآنچه را که می خواهیم تجربه کنیم، حقیقتی موجود و در دسترس است که در سمت خداوند (معنویت) وجود دارد.
افکار شرطی شده، محدود کننده و افکاری که متجلی شدن خواسته ها را ممکن نمی داند را باید از ذهن خود بیرون کنیم.
باید باور کنیم هر خواسته ای که در ذهن ما شکل می گیرد در سمت خداوند به شکل انرژی نامحدود و پاک وجود دارد.
زمانی که خواسته های خود را در ذهن مرور می کنیم و نسبت به تحقق آنها باور داریم، احساس آرامش داریم. در این صورت بر مبنای اراده خداوند درباره خواسته های خود فکر کرده ایم.
اما زمانی که نسبت به تحقق خواسته های خود احساس ناآرامی و ناامیدی داریم، برمبنای اراده شخصی درباره خواسته های خود فکر کرده ایم.
نتیجه این دو طریق تفکر درباره خواسته ها با هم تفاوت دارد.
فردی که بر مبنای اراده شخصی به خواسته های خود فکر می کند در نهایت تصمیم می گیرد بر اساس افکار ذهن خود (اراده شخصی) برای رسیدن و تجربه خواسته هایش عمل کند.
از آنجا که عقل ما محدود است و با افکار اشتباه بسیاری در ذهن ما شکل گرفته است تصمیمات ما راه حل ساده و مناسب برای خلق خواسته هایمان نمی باشد.
اما فردی که بر مبنای اراده خداوند به خواسته های خود فکر می کند در نهایت تصمیم می گیرد آرامش خود را حفظ کرده، خواسته خود را رها کرده و از فرصت زندگی و شرایط فعلی خود استفاده کند.
این افراد به خداوند توکل کرده و اطمینان دارند که خواسته اش به شکل ساده و در زمان مناسب در اختیار آنها قرار می گیرد.
به بیان ساده تر:
اگر اعتقاد داشته باشیم که آنچه از طریق ذهن از خداوند درخواست می کنیم، از قبل در نیروی اراده خداوند وجود دارد و در موعد مقرر آن را دریافت خواهیم کرد، خواسته های ذهنی خود را به شکل مادی در زندگی تجربه می کنیم.
برای همسو شدن با اراده خداوند نیاز داریم باور کنیم که هرآنچه برای رشد و گسترش زندگی نیاز داریم در دایره قدرت اراده خداوند است.
باید تمامی شک و تردیدها را کنار بگذاریم تا افکار و خواسته های ما هماهنگ با نیروی اراده الهی در ذهن ما ایجاد و به سمت نیروی اراده الهی رهسپار کنیم.
در این صورت قدرت اراده الهی در هم جهت با زندگی ما به جریان افتاده و آنچه درخواست (دعا) کرده ایم را به سمت ما هدایت می کند.
این قسمت از سریال زندگی با اراده خداوند را با ذکر این نکته به اتمام می رسانم.
برای ملحق شدن به اراده خداوند، نیاز نیست گذشته خود را تغییر دهیم یا تمام فرصت هایی که تصور می کنیم از دست داده ایم را جبران کنیم.
همچنین نیاز نیست بر اساس معیارهای ارزشگذاری جامعه در خود و شرایط زندگی تغییر ایجاد کنیم.
برای ملحق شدن به قدرت اراده خداوند فقط کافی است نگرش های اشتباه خود درباره خداوند و زندگی را شناسایی و به مرور در جهت برطرف کردن آنها سعی و استمرار داشته باشیم.
این اقدام سرآغازی برای ملحق شدن به آگاهی معنوی به شمار می رود.
در قسمت بعدی پیشنهاداتی برای رهایی از افکار و نگرش های اراده شخصی و ملحق شدن به اراده خداوند ارائه خواهد شد.
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.49 از 75 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام وصد سلام
سپاسگذارمکه هستم
سپاسگذارمکه هستین
سپاسگذارم که این جملات در کاسه چشمان من امشب با رقص زیبای مثبت اندیشی در جریان بود
سپاسگذارم که جهان بامن عاشقانه تر میچرخد سپاسگذارم استاد خوبم که بودنت بسیار زیباست تشکر سپاسگذارم
نشان های دریافت شده
سلام برخدای که به ما توهرمرحله اززندکی توجه کرده ومارو ه
هدایت میکنه وحمایت میکنه
سلام بر اقای استاد این مسیر وعزیران تومسیر اراده الهی
وفتی دارم فکرمیکنم کل زندگی خودمون رو که با دقت هرزمانش رو با مرو کردن متوجه میشیم چه زمان ما همه اراده خودمون کنارگذاشتیم واون زمان چون ارامش داشتیم با نرو کردن افکارپتوجه میشیم که چون اکن خواسته رها کردم به خدایی بزرگ توکل کردیم هرانچه دریافن کردیم ازاراده الهیبوده ومن با این مسیر تازه متوجه اون مرحله زندگی خودم سدم هرانجه که مرو کروم اخرمرو کردن ترس ونکرانی همراهش بود با اراده خودمکارکردم عجله رونیز همراهش کردم چیزی که به دست اوردم چیزی نبود که تصورکر ه بودمچون اون زمان با اراده خودم کارگردمچون دید وسیع رونداشتم نتیجه انچه که درنظر داشتم نشود
باره وفتیکلی تلاش کردمکه ازکاری نتیجه بگیرم جون تودید خودم اراده خودم رو خیلی کار امد درنظرم امد اون کاراصلا خوب نتیجه نداد
ولی بعضی زمامن اراده خودم کنار گذاشتم حتی بعضی زمان احساس کردمدراجباراون کار انجام میدمولی احسای ارامش همراهش هست اون نتبجه فراترازانتظارمن بود
وفتی کاری رو رهاکنی وانجه وضیفه هست به درستی انجام بدی ارادا خودتو همسو با اراده الهی قرا بدی ارامش حاصل ده واون کار به شکلی که عالی به پایان میرسه
حددو یی هفتیه هست که با پسرم هرروزصحبت میکنم که برای امسال مثال هرتابستون مغازه پدرش بره هم کارپدرش رو یاد بگیره بهش کمک کنه اون دوتا پاشو گرده تویی کفش که امسال من نمیریم من کاربابام دوست ندارم خلاصه دسه روزپیش بهش گفتم پس به فکر یی کار بر ای خودت باش که بیکار نباشی
من به خودم گفتم من توکل میکنم به خدا خدا خودش راهکار جلوی پام برااره من اراده خودمکنارمبزارم به اراده الهی می سپارم بینم چی میشه یقین دارماون زمان بهترین نتیجه به دست میارم
دوشبپ ییش همسرمامد وگفت که ازشنبه پسرم بره مغازه تودلم به خودم گفتم حالا با این پسر چکارکنم بازم به خودم گفنم به خدا توکل میکنم خودش چاره ساز هست دوروز پسرم درسکوت کامل بدون سر و صدا دراه میره مغازه پدرش دورو بعد طهرها خودش تنهایی هست ودرمعازه میبنده درصورتی که این یی هفته به هیچ وج حاضر نبود بره خدایاسپاس که به اراده تو وتوکل کردم نتیجه خیلی زود دیدم
خدا پشت وپنا هتون یاحقحق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
و این موضوع تو زندگیم خیلی داشتم طاهرا به خدا توکل میکردم اما انتظارم از خدا چیز دیگه ای بود مثلا میگفتم میرم کرج بلکه یه مانتو قیمت مناسب بگیرم بعد با خودم کلی حرف میزدم الان مگه میشه مانتو خرید مکه مانتو قیمت مناسب هم پیدا میشه آنقدر مانتو ها گرون شده که نگو کوفت هم نمیتونی بخری میرفتی نهایتا یا دست خالی برمیگشتی یا یه مانتو با قیمت بالا میخریدی یا مانتویی که اصلا دوست نداشتم مجبوری بخاطر قیمت یکم کمتر خریدی و اینا همه برای این بود که میگفتم خدایا توکل به تو میرم کرج که مانتو بگیرم و انتظار نداشتم که بتونم یه مانتویی که دوست دارم بخرم
من خیلی احساس میکنم متوجه این موضوعات نمیشم ولی من امروز رفتم کرج دخترم میخواست لوازم خیاطی بخره ودختر بزرگم اومد اون میخواست مانتو بخره من هم گفتم ببینم چی گیرم میاد فکری نکرده بودم که ببینم چی بخرم ولی فقط موقع رفتن هم جمله شگفت انگیز گفتم هم از خدا خواستم که من میخوام طبق اراده تو زندگی کنم من نمیدونم باید چکار کنم میخوام که به من کمک کنی چند بار اینو گفتم پن به خدا توکل میکنم رفتم خلاصه وقتی برگشتم دیدم دستامونو یک شلوار خریدم از دست فروش کنار خیابون و خدا رو شکر کردم به خدا گفتم که خدایا امروز از نعمتهایی که برای من ارسال کرده بودی اینها رو دریافت کردم و از خدا سپاسگزاری کردم برای سلامتی امروز برای غذایی که خوردم برای خریدم و…
اینکه ایمان داشتن به خدا یعنی مطمئن باشیم که شرایطی که دوست داریم تجربه میکنیم این خیلی مهم اگر بتونیم اینجوری زندگی کنیم دنیامون گلستان میشه
من هنوز خونه رویایی نخریدم و به شکل شگفت انگیزی پول وارد زندگیم نشده و اینو تجربه نکردم ولی مثال کوچکتر تجربه کردم که امروز ظهر من خودم غذا درست کرده بودم اما همسرم اومد دیدم دستش یه ظرف غذا که سه تا سیخ کوبیده و گوجه بود رفته بود غذایی کارشو انجام بده دوست داشته کباب خریده بدون اینکه کسی گفته باشه تا حالا یادم نمیاد چنین کاری کرده باشه ولی امروز به شکل غیر منتظره این موصوع تجربه کردم لذت بردم سپاسگزاری کردم که خدایا ممنون که یه غذای خوشمزه دور هم خوردیم
منامروز به خدا گفتم خدایا شکرت من امروز زنده هستم نفس میکشم درارتباط با تو هستم و آماده هستم تا نعمتهایی که به سمت من روان کردی دریافت کنم تجربه کنم سماسگزارت باشم برای همین هر چیزی دریافت کردم سپاسگزاری کردم ۰
خیلی جالبه که وقتی فوری در سر داریم بع معنی این هستش این فکر با قدرت و ارده خداوند همسو شده که در ذهن ما ایجاد شده و ما با اراده خدادند متصل شدیم پس هر فکری که در ذهن ما ایجاد میشه و مثبت هستش از آن خداوند و او خواسته که این فکر در من ایجاد شود خدایاشکرت
و فکر ما به حقیت تبدیل میشه ما اونو تو زندگیم تجربه میکنیم
اینکه وقتی خواستهای در ذهن داریم باید باور داشته باشیم که آرزو من به واقعیت زندگیم تبدیل میشه در این صورت بر مبنای اراده خدا فکر کردیم خیلی عالی میشه وقتی اینجوری بشه من یکم دارم اینجوری فکر میکنم که مثلا به گوشت نیاز دارم قیمت گوشت هم گران من نمیتونم تهیه اش کنم با خودم میگم اشکالی نداره خدا برای من یه جایی ارزونتره گذاشته به موقع بدستم میرسه زمانش یادم نمیاد ولی یه دفعه غیر منتظره میبینم که دخترم میگه مامان فلان جا گوشت آوردن کیلویی آنقدر گفت دوست همسرش خریده و به همسرش گفته که برو بخر اون هم به دخترم گفته دخترم به من پس من هدایت شدم به سمت گوشتی که بتونم تهیهاش کنم در اصل اونو خدا برای من و امثال من قرار داده که هم قکر بودین و خریدم خداروشکر کردم
منباور دارم ایمان دارم یقین دارم مطمئنم که هر آنچه پن نیاز داشته باشم برای یک زندگی خوب در انبار در منبع خداوند وجود داره و من میتونم با استفاده از خداوندم به اون دست پیدا کنم خدایاشکرت
و برای همسو شدن با قدرت اراده خداوند فقط نیاز داریم.این کنیم هر آنچه که من نیاز دارم برای یک زندگی خوب در دایره قدرت خداوند در اانبار خوبیهایش خداوند وجود داره در موقع مقرر بدست من خواهر رسید
سلام ب فرمانروای جهان و جهانیان ،خداوندگاار زمین وزمان
سلام ب دوستان و استاد گرامی
یک زمانی فکر میکردم ،من در بهترین شرایط دین و مذهب زندگی میکنم ،پس جای بخشش از طرف خدا نیست .
خدا رو شکر در مسیر عرفان ،متوجه حقایقی شدم.
فکرم ب چگونگی سرگردان بود. که ب گذشته رجوع کردم در خواست هدایت داده بودم ،پس متوجه اراده خداوند و اختیار خودم شد.
استاد چه زیبا فرمودند _با (مهارت)میتوانیم ادغام کردن اراده شخصی و با اراده خداوند کسب کنیم.همان که من خواستم و او داد.
انطباق افکار من با همسو شدن خداوند.
من دستان زیادی را دیدم که خداوند برای کمک ب من رساند،نه ۱بار که صدها بار،من اراده خداوند و با دستان زمینی اش چشیده ام.
سالیان سال من در شرک و شک بودم که خداوند فقط با دعاها چون میخ را کوبید ب سقف آسمان )و من معجزه اش را دیدم.
اراده قدرتمندش را که بی اذنش یک برگ نخواهد افتاد ..لمس کردم.خداااااایا شکرت
چه ب دلم نشست حرف استاد که اراده من و خداست که خواسته هایمان شکل میگیرد.ب امید همچین آگاهی و فرکانسی.
ب امید تغییرات(من ب دستان خدا خیره شدم ،معجزه کرد)
باسلام خدمت شما،
اگر ما انسان ها برای رشد و گسترش ذهن و زندگی بر اساس اراده خداوند تلاش کنیم میتونیم در جهت ملحق شدن به اراده ی خداوند از افکاری که بر اساس اراده شخصی ماست دست بگشیم و نگرش و دیدگاه اشتباه خودمان رو شناسایی کنیم و کم کم در جهت رشد اگاهی در ملحق شدن به اراده خدا زندگی کنیم و اون چه رو تجربه کنیم که دوست داریم،
اگر بر مبنای رشد ذهنی پیش بریم میتونه انسان شادی باشی که در هر شرایط احساس خوب داشته باشی و لذت ببری از اون چه داری و اون چه از درگاه خداوند میخوای ،
من از وقتی که تصمیم گرفتم در تغییر ذهن خودم وارد این دوره ها و تمرین ها باشیم و با متعهد بودن نسبت به مسیر خودم سعی میکنم این روش رو عادت ذهنی خودم کنم که در تمام طول روز انسانی باشم که با بهترین ورژن خودم زندگی کنم و از نعمت و داشته های خودم لذت ببرم و در مسیر خواسته هام بهتر پیش برم ،
دیدم که این روش زندگی کردن خیلی بهتر از اینه که من هروز رو با دیدگاه اشتباهی از خواب بیدار شم و از یک اتفاق ساده و بی اهمیت ناراحت باشیم و اون زمان من حتی انقدر احساس بد داشتم که با هر کس راجب خواسته یا اهداف خودم حرف میزدم احساس گریه و بغض به من دست میداد و حس خوبی نداشتم از اون طرز رفتا ر خودم و زندگی کردن بی هدف و احساس بد داشتن ،
همیشه از اون شرایط ناراحت بودم و دنبال یک راهی برای تغییر کردن بودم تا بتونم اون چیزی رو که احساس خوبی به من بده پیدا کنم و به روشی زندگی کنم که موجب شادی و آرامش من شود،
تا این که با این سایت آشنا شدم و به خواست خدا و اراده ی خدا در این مسیر ماندم و به این مسیر علاقه مند شدم زیرا باور داشتم همه چیز در زندگی میتونه با افکار ما تغییر کنه و اول ما باید ذهنمون رو در مسیر درستی رشد بدیم ،
برای همین تصمیم گرفتم با قدرت اراده خداوند من هم یک انسان موفق باشم تا در جهان هستی پاسخ خوبی در رابطه با افکار خودم داشته باشم،
افکار خودم رو در شناخت درست اونکه واقعی هست تنظیم کنم و به حرف ها و شنیده های الکی و بدون آگاهی توجه نکنم ،
وقتی به اراده ی خداوند ملحق بشیم دیگه در هر شرایطی که هستیم احساس خوبی داریم زیرا که باور داریم که با قدرت اراده خدا پیش می رویم و آنچه را به دست می آوریم که در ذهن خود به آن فکر می کنیم و پاسخ مثبت از جهان دریافت خواهیم کرد،
اتفاق های خوب همیشه زمان زیادی می برند و برای رسیدن به اتفاق های خوب و درجات بالا باید زمانی را در راستای اون اتفاق خوب و رخ دادن این هدف خودتان تلاش کنید و صبر و حوصله داشته باشید تا به نتیجه دلخواهتون برسید و مطمئن باشید که هرچی بخواهی درا میتونید با پافر های درست و با توکل واقعی به خداوند به دست بیارید و زندگی موفقی را در دنیا و آخرت داشته باشید توکل واقعی یعنی ملحق شدن به اراده خداوند توکل واقعی داشتن یعنی با هر دین و ایمان و مذهب بتونیم که برای ما آنچه را در نظر گرفته که در فکر خود او را بررسی میکنیم و در طول روز درباره آن صحبت می کنیم،
از بازخورد ترین و بهترین رفتار خودتان تلاش کنید درباره تغییرات ذهنی خودتان در مسیر باشید و همیشه باور داشته باشید که به خواسته های خود با افکار درستی که فکر میکنید پس خواهید رسید ،،
و در راه خود نا امید نشوید که ایمان و توکل واقعی در امید و باور داشتن خوبی ها و عملکردهای شما به کارای خوبی است که در راستای اراده ی خداوند هست ،
با اراده ی خداوند همیشه میتونیم به چیزهای خوبی که دوست داریم برسیم ،
با تشکر از شما
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عطار عزيز
“برای ملحق شدن به قدرت اراده خداوند فقط کافی است نگرش های اشتباه خود درباره خداوند و زندگی را شناسایی و به مرور در جهت برطرف کردن آنها سعی و استمرار داشته باشیم.”
بعد از اينكه اين جمله رو خوندم در زندگيم مرورش كردم و متوجه شدم تمام نگرش هاي اشتباه من درباره خدا سرآغازشون شك بود
شك به همه چي
شك به اينكه اصلا خدا هست يا نيست
شك به اينكه چطور به آرزوهام ميرسم
شك به اينكه فلاني بهم حرف راست رو ميزنه يا دروغ ميگه
شك به فروشنده اي كه جنس تقلبي نفروشه بهم
و هزاران شك ديگه
وقتي كليت شك هاي زندگيم رو برطرف كنم اونوقت معني بني آدم اعضاي يك پيكرند رو درك ميكنم با قلبم… درك ميكنم گوهر همه مون يكيه
ميفهمم كه من با آدمها هاي ديگه فرقي نداريم
ثروتمند و فقير وجود نداره
زن و مرد فقط يك جنسيت هست
سفيد و سياه اصلا معني نداره
زبان مشترك همه انسان ها محبت ميشه
سگ نجست نيست
مسيحي و زرتشتي و يهودي و مسلمون و شيعه نداريم
و در يك كلام چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار
بعد از برطرف كردن اين شك هاست كه ميفهمم شما توي فايل آبروي خدا رو نبريد چي ميگيد…
آبروي خدا رو در تمام شك هام ميبردم
با اين كارم هي دورتر دورتر ميشدم از اهدافم
الان كه دارم اين درس هارو ميگيرم ميگم خدايا تو چطور منو سنگ نكردي تا الان با اين همه بدي كه از من ديدي…بعد جواب مياد كه بنده من ، رحمت ما به همه ميرسه ” كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً
«اسرا ۲۰»
ما از عطاى پروردگارت، اينان (فرصت طلبان) و آنان (دنيا طلبان) را كمك مىكنيم و عطاى پروردگارت از كسى منع نمىشود.
…من چندين بار برات دعوتنامه فرستادم كه بيايي در آغوشم …تو باور نميكردي دعوتم رو
توي چشماي مهربونش نگاه ميكنم ميخندم و ميگم اما الان ديگه اومدم
دستمو بگير و نزار جاي ديگه برم
سلام روز بخیر خدمت همه عزیزان همراه
سپاس و شکر فراوان خدا جهت این آگاهی های ارزشمند
تشکر از آقای عطار روشن
من از وقتی نوشته های باور ساز رو شروع کردم آرامش بیشتری دارم و با ایمان قویتری اموراتم را به خدا می سپارم
حدود دو هفته پیش سوالی از خدا داشتم و از او راهنمایی خواستم اوت روز ظهر وقتی به محل کارم رفتم یک دفعه یکی از همراهان بیماران بخش از اتاقش بیرون اکمد و خطاب به همکارم جمله ای رو گفت که دقیقا در رابطه با سوال من بود .اون لحظه یه حس عجیبی پیدا کردم که این جمله مخصوص من بوده و ذهنم واقعا درگیر اونجمله شداز طرف دیگه .اوضاع بیرونی جوری بود که عمل کردن به اون جمله بی ربط به نظر می اومد و شاید متطقی نبود اصلا. ..البته تا ده روز بعد شنیدن اونجمله باز شرایط بیرونی جوری بود که نشونمیداد عمل کردن به اونجمله متطقی نیست ولی یک حس درونی با صدایی بسیار ضعیف به من میگفت که اون جمله اون لحظه خطاب به منگفته شده.
تا امروز ….
.الان که اومدم گوشی رو بردارم و در سایت مشغول مطالعه بشم یک پیامی رو دیدم که از یک منبع موثق گفته شده بود و تاییدی قوی بر اون جمله ای بود که من اون روز شنیده بودم واینجا بود که مطمین تر شدم و فهمیدم که اولا خدا همیشه به سوالاتما زود جواب میده دوم اینکه جواب خدا درست درست و درست ست سوم اینکه ما به اندازه اعتماد و توکلمون به خدا از جوابهای خدا به سوالاتمون بهره میبریم.یعنی اینکه حتی وقتی جواب درست رو خدا حلو چشممون هم بگذاره باز ما به اندازه باورمون به خدا از اون بهره میبریم.
خدایا هر لحظه توکل و ایمانمون به خودت و یاری ات را در دلهای ما بیشتر کن
خدایا شکرت شکرت شکرت
سلام
الان که در سن ۵۰ سالگی هستم اونقدر خسته و منزوی و زخمی و ناامید هستم که وجودم انگار قبرستان آرزوهایم شده
صدها آرزو و خواسته داشته و دارم که خیلی هاشون دیگه داره وقتش تموم میشه و داشتنشون مثل قبل برام جذاب نیست آغوشی که سالها ازش دور بودم آبرو و عزتی که سالها دنبالش بودم اعتباری که جلو دخترام دوست داشتم داشتا باشم کاری که دوست داشتن داشته باشم و…..هیچکدوم دزست و حسابی دستن نرسید و تلاشهام فقط خستگی ذلت حیارت و خشم برام بجا گذاشت
الان از خدا هم خشم دارم دوست ندارم نماز بخونن صداش کنم باهاش حرف بزنم ولی هیچ کسی جز اون رو ندارم
هیچ وقا آروم و قرار رو تجربه نکردم در سرزنین ترس و نا امتی بودم تا الان
الانن اونقدر به این ترسها عادت کردم که دیگه بلد نیستم بدون ترس نفس بکشم
چرا خدا اینهمه سال کمکم نکرد
دعا کردم جواب نداد
نذر کردم نشد
گریه کردمنشد
ازش راهنما خواستم نفرستاد
ازش نشونه خواستم ندیدم
یه زن ۵۰ ساله که تنها بچه بزرگ کرد و تنها کار کرد تنها تعصب بچه کشید زنی که یکبار بوسه مادر آعوش مادر رو تا این لحظه به یاد نداره چون مادرش یک روانی عقده ای بوده
زنی که سالهای سال از سن ۱۰ سالگی پدرش کنارش نشونده و ازش خواسته که به حال پدرش گریه کنه چون پدرش افسردگی داره و از کودکی با ترس و نا امتی زندگی کرده
اینچه خدایی ست
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که فرمانروایی و شوکت تنها از آن اوست 💜
دوست من،
بیا با هم تصور کنیم:
زندگی مون چقدر تغییر میکنه اگه در طول روز سر سپرده ی عشق الهی و توکل واقعی باشیم؟
تصور کنیم:
اگر صبح که بیدار میشیم روزمون رو با دعا و نیایش و مراقبه یا هرکاری که به خدا نزدیک ترمون میکنه شروع کنیم….؟
توکل و ارتباط هوشیارانه با خداوند ترس ها رو از بین می بره و ما رو به سمت سرشت الهی واقعی مون هدایت میکنه. ترس هیچوقت وارد ذهنی که به عشق الهی متصله و توکل و تکیه ش به خداست نمیشه. هربار که به عشق تمرکز کنیم، حالت ترس و جدایی در ما از بین میره و با عشق الهی هماهنگ میشیم.
مشکل ما اینه که در شناخت واقعی خداوند و مقوله ی توکل به بیراهه ترس رفتیم و خیال میکنیم تو این دنیا تنها هستیم و باید خودمون همه چیز رو سر و سامون بدیم و این باعث میشه امنیت خاطر نداشته باشیم.
اگر به درستی توکل رو در ذهن مون رشد بدیم براحتی به دنیا با ذهنیت عشق نگاه میکنیم نه با ترس و نگرانی. و حتی اگر وضعیتی ما رو از تعادل خارج کنه براحتی میتونیم به سمت خدا برگردیم و توکلمون رو از دست ندیم. و در نتیجه ندای درونی رو رساتر ، و صدای ترس و وسوسه های شیطان رو ضعیف تر میشنویم و طبیعتا توقع و انتظار مبتنی بر عشق و آرامشی از جهان خواهیم داشت و با خدا همراه و همسو میشیم..
هنگامی که به خداوند ملحق شیم و در جایگاه توکل قرار بگیریم با مشیت الهی هماهنگ هستیم و منیت ما به انرژی خداوند تبدیل میشه و در این مرحله از رشد با خود برتر مون یکی میشیم. یعنی به روشن بینی میرسیم. در مرحله روشن بینی و وحدت با من برترمون، حس آزادی درونی و عدم وابستگی رو تجربه میکنیم، ناامیدی از بین میره و شکرگزاری مون قدرت میگیره و باعث میشه جذب خواسته ها برامون راحت تر میشه چون دیگه نیروی دافعه ای در ما نخواهد بود.
توکل به خدا ، مثل نجوایی ملایم و دلپذیر در وسط شلوغی و آشفتگی ذهنی هست. و عشق الهی یک منبع بزرگ از انرژی و آرامش تا به اصل وجودمون برگردیم. پس یادمون باشه :
ما از شرایط مون عظیم تر هستیم و هر لحظه میتونیم با قدم برداشتن سوی خدا با انرژی و قدرتش همسو و همگام شیم و بهترین ها رو ازش بگیریم 🌸
نشان های دریافت شده
سلام خدای مهربون
نمیدونم چطوری شروع کنم دوست دارم باهات حرف بزنم دوست دارم به یادم بیارم روزهایی که با اراده تو زندگی کردم وتو راحت منو به خواسته هام رسوندی
یادمه من خیلی روزهای امتحانات استرس داشتم و تا صبح بیدار میموندم وتمام تلاشم رو میکردم که کتابم رو تمام کنم بعضی روزها سه تا امتحان تو یه روز بود واقعا سخت بود من با قهوه خوردن تا صبح بیدار میموندم من تمام تلاشم رو میکردم بااینکه نگران نمره و سوالات هم بودم ولی نمیدونم چرا همیشه دیگه نزدیک ساعت امتحان که مدرسه یا دانشگاه میرفتم دیگه کلا بیخیال میشدم یه جورایی دیگه رها میشدم از استرس امتحان و دیگه برام مهم نبود چند بشم یه جوری حس رهایی بود الان میفهمم که اون موقع من لحظه آخرتوکل میکردم به خدا برای همین آروم میشدم و امتحان رو با آرامش میدادم و واقعا نمره عالی هم میگرفتم ولی به محض پایان امتحان دوباره اون استرس نفس گیر برای امتحان بعدی شروع میشد .
به نظر من توکل یعنی همین تو تمام تلاش وکوششتو بکنی و نتیجه روبه خدا واگذار کنی و ایمان داشته باشی که نتیجه ات عالی میشه و خدا حمایتت میکنه و با خیال آسوده به زندگیت برسی من دوره های لاغری رو شروع کردم باید تمام تلاشم رو بکنم وبه ایده ها والهاماتم عمل کنم و گوش بدم ببینم خدا چی میگه مثلا در عملکردورفتارم سعی کنم گوش بدم به ندای درونم که میگه بسه دیگه نخور یا وقتی نامید میشم بهم میگه ادامه بده تو کارتو بکن منم کارمو دارم میکنم..
دیشب کمی خسته بودم .منفی بافم اذیت میکرد که تو لاغر نمی شی تو لاغر بشو نیستی تو رفتارت اشتباه هست تو باید خیلی کم بخوری تا لاغر بشی استاد میگفت مثلا ۵کیلو باور چاقی داری تو مغزت باید این قدر اطلاعات لاغری بدی با هم برابر بشن پنج پنج حالا تازه دیگه چاق نمی شی ازین به بعد کار اصلی تو شروع میشه برای لاغری باید حداقل مغزت ده کیلواطلاعات لاغری دیگه ذخیره کنه تا لاغر بشی یواش یواش ببین دختر دایی همسرت سمیرا رژیم هست ببین چقدر می خوره صبح ۸ یه کف دست نان ظهر پنج شش قاشق برنج شبم همینطور برای همین تو یه سال بیست کیلو لاغر کرده تو که همش داری میخوری خیلی حرفها زد ومن داشتم گوش میدادم بعدش یه حسی بهم گفت الهام اگر تو تا الآن لاغر شده بودی الان اینجا نبودی خدا دوست داره تو هنوز باشی تو این مسیر دوس داره ازاینجا تکون نخوری دوست داره باشی اگر لاغر شده بودی دیگه خیالت راحت شده بود رها کرده بودی مسیر لاغری رو دوست داشته نگه ت داشته اینجا پس بمون عشق کن به وقتش همه چی درس میشه نامید نشو
از هیچ کسم خجالت نکش که لاغری دلخواهت کسب نشده از استادم خجالت نکش استاد خودش میدونه همه این مسیر و قضاوتت نمیکنه که چرا این نتیجه نمی گیره داره ادا درمیاره.
بهم گفت مانتو دیشبت برای سال ۹۶بوده درسته گشادتر بوده اونموقع ولی خداروشکر کن ببین هنوز هم اندازه ته دکمه هاش راحت بسته میشه کمی هم آزاده پس خوشحال باش از سال ۹۶چند سال میگذره پنج ساله گذشته ولی مانتو اندازه ت هست این مگه خوشحالی نداره چرا ناراحت شدی ازاینکه مثل قبلت نشده خیلی امیدوارتر شدم ولی از یه موضوع دیگه هم کمی ناراحت بودم زیاد برام مهم نبود حرفهاش
من نمیدونم چرا همش وقتی میخوام بیشتر تمرکز کنم بر لاغری تا نتیجه ام بهتر بشه همش تصمیم میگیرم از فردا قشنگ گوش بدم و تمرین بنویسم تا لاغر بشم چرا همش فکر نمیکنم از فردا بهتر عمل میکنم این به نظرم اصلی ترین مشکل من هست عمل گرایی و ازین به بعد تصمیم میگیرم بر رفتار خودم تسلط بیشتر داشته باشم و خدا مطمئنن حمایتم خواهد کرد.
من خیلی چیزها رو به صورت مادی جذب زندگیم کردم با استفاده از اراد ه خداوند از جمله وسیله های خونمون به طرز معجزه آسا وارد زندگی مون شد من جهیزیه نداشتم خداخودش برای من وهمسرم جور کرد در بدترین شرایط مالی وبیپولی؛ همسرم همه پولهاشو خرج ساخت خونه کرده بود بدهکار بودیم هیچی نداشتیم ولی خدا رسوند اونموقع هم یادمه اصلا نگران نبودم یه جورایی توکل کرده بودم من قبلا توکل نمی دونستم چیه ولی حالا که کمی آگاهیم بیشتر شده میفهمم که اون موقع ها هم بااینکه معنی توکل کردن رو نمی دونستم ولی خودکار در زندگیم اجرا میکردم هیچ وقت اون روز خرید وسایل خونه یادم نمیره من ناراحت نبودم ازاینکه وسیله نداریم خونه مون هنوز تکمیل نبود ما خونه مادرشوهرم بودیم و همسرم اروم آروم خونه رو درست میکرد من تو دلم آرزو میکردم کاش وسیله داشتیم تا به محض تکمیل خونه خونه خودمون بریم خونه مادر شوهرم اصلا راحت نبودیم و همش ناراحتمون میکردن تااینکه خداوند خیلی زودتر از تکمیل خونه وسایل خونمون رو به بهترین شکل رسوند با یه چک به مبلغ خیلی کم صاحب همه چیز شدیم الآن که یادم میفته قلبم به تپش در میاد ازاین همه لطف خداوند خداروشکر
یا مثلا گوشی که الآن دارم رو از خواهر عزیزم هدیه گرفتم گوشی قبلیم خیلی مدلش پایین بود همش به همسرم غر میزدم گوشیمو عوض کن اونم شرایط مالیش اجازه نمیداد من با اون گوشی چهار پنج سال کار کردم خیلی سخت بود همش هنگ میکرد همش باطری خالی میکرد من نظراتمو تو سایت به سختی با اون تایپ میکردم واقعا به عشق لاغری مینوشتم بااینکه سخت بودنوشتن با اون گوشی کوچک . در رنج وسختی بودم ازینکه گوشی خوبو بزرگ ندارم تا اینکه مهرماه خواهرم این گوشی جدیدم رو بهم هدیه داد واقعا خوشحال شدم اولا خیلی ذوق میکردم ولی حالا بازم گوشی مدل بالاتر میخوام اون یکی گوشیم رو دادم به دخترم بعضی وقتها که دستم میگیرم و باهاش کار میکنم میبینم چقدر گوشی جدیدم عالی تر ازونه و خیلی کارم رو راحت کرده و بیشتر قدر گوشی جدیدم رو بیشتر میدونم گوشی منم به طرز عالی وارد زندگیم شد برای گوشی راستش کمی ناراحت بودم چون کار باهاش این اواخر سخت شده بود همش باطری خالی میکرد ولی خدا خودش این گوشی رو فرستاد خداروشکرت رها کرده بودم ولی امیدوار هم بودم .
در مورد خواسته هایی که با عمل به الهامات بهش رسیدم کار خونگی که سال ۹۷شروع کردم بود یک ایده به ذهنم رسید اوایل آشناییم با قانون جذب بود بااینکه هنوز هیچی نمی دونستم از قانون ولی دوست داشتم کار و درآمد داشته باشم ایده تولید محصول داده شد من گوش دادم رفتم با پول کمی که داشتم مواد اولیه خریدم و شروع به تولید کردم بعدش الهامی دریافت کردم که محصول رو به عطاری معرفی کن این کار هم انجام شد بعد ایده برچسب زدن برروی محصول داده شد چون محصولم کمی ناشناخته بود خواص محصول و نحوه مصرف روی برچسب زده شد هزینه چاپ خیلی زیاد شد اونموقع برام با درآمد کمی که داشتم ولی خوشگل تروتمیز بود.
همه کارهای سفارش چاپ و طراحی برچسب رو خودم انجام دادم بعدایده زدن گروه وکانال در تلگرام رو اجرایی کردم یادمه قدم به قدم اجرا کردم حتی به ایده گفته شده برای گرفتن مجوز به مرکز استان داده شد ومن برای اولین بار تنهایی رفتم اداه جهاد استانمون بعد ایده رفتن به فرمانداری هر چی به دلم الهام میشد اجرا میکردم بااینکه همسرم مخالف بود و تقریبا قهر بودیم هیچ حمایتی نبود با پول خودم و درآمد خودم ایده ها رو اجرا میکردم خیلی شور و شوق داشتم اولین کسب وکارم بود هیچ تجربه نداشتم تنهایی همه کار کردم ولی بعد یکسال از شروع کارم به خاطر کمبود مشتری وکم شدن شور وشوق ودرک نکردن قانون تکامل و عجله کردنم ادامه ندادم ولی یادمه همه کارها خودش به راحتی درس میشد چون من خودم رو به اراده خدا متصل کرده بودم و خداوند کارهایم رو خودش به بهترین شکل انجام میداد .ولی حالا با این همه آگاهی نمیدونم چرا اصلا شور وشوق اون سال رو ندارم احساس میکنم دست وپایم بسته شده شور و.شوقم رفته نمیدونم شاید چاقی دست و پایم رو بسته و نمیزاره کار پیدا کنم یا کاری شروع کنم شاید همه چیز رو برای بعد لاغری موکول کردم حتی بارداریم رو
من دوست دارم با این آگاهی ها دوباره به اراده خداوند وصل بشم و دست از اراده شخصی برادرم و همه زندگیم رو برای بعد لاغری موکول نکنم خدا باید کمک کنه من تنهایی نمیتونم.دی ماه سال گذشته هم وارد بازاریابی شبکه ای شدم اصلا با علاقه نبود به اصرار خواهرم بود سه ماه بودم ولی موفقیت چندانی نداشتم و شرکت تعلیق شد و تاثیرات منفی زیادی بر روح وروان من وارد کرد وفکر میکنم برای همین فعلا از کار کردن میترسم دوست ندارم دوباره آن فشارهای روحی رو تجربه کنم واقعا تحمل شکست یا فشارهای روانی رو ندارم دیگه دلم فعلا آرامش میخواد تازه ارامش خودم رو باز یافتم دوست دارم هنوز از داشته هایم از کارهایی که به ان علاقه مند هستم مثلا بزرگ کردن جوجه هام لذت ببرم تا شادی وارامشم درونی تر شود تا مشکلات و مسائل نتونه منو از پا در بیاره دوست دارم الهام قوی از خودم بسازم الهامی که با قدرت وپرتوان از مشکلاتش بزرگتر باشد نه با هر بادی کمرش خم شود و نتواند بلند شود.
واین نوشته ها از من یک الهام قوی وپر قدرت میسازد الهامی که با کمک اراده خداوند با شجاعت به جلو حرکت میکند و مثل کوه استوار و با صلابت همه مشکلات رو زیر پا میگذارد .