تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان میکنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافهوزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟
این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشهی ماجرا خیلی وقتها به یه چیز ساده اما خطرناک برمیگرده:
«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣
توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگهای فکر کنیم.
پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠

🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب میشه، نه شناخت!
از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟
آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلیت فراری بودی؟ 😟
بذار یه تصویر برات بسازم:
داری جلوی آینه لباس پرو میکنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی میشن. توی ذهنت یه جمله تکرار میشه:
«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»
و درست توی همون حالت هیجانی، میری سراغ اولین تبلیغی که میبینی:
🍵 یه دمنوش گیاهی!
🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!
🏃♀️ یه چالش ۲۱ روزهی سختگیرانه!
اینجا دقیقاً نقطهایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ میده.
انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگیت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلیته.
👀 مثالی از مدرسه…
یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت میاومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمیشه.
تو دنیای لاغری هم همینه.
وقتی روشی رو فقط بهخاطر ترس از چاقی انتخاب میکنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجهش میشه:
⛔ شروعهای پرانرژی
⛔ چند روز فشار و محدودیت
⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی
🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس
طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم میگیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوریهای جبرانی هستن.
چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥
✅ راه درست چیه؟
🔍 اول، باید خودتو بشناسی:
- آدم انعطافپذیری هستی یا ساختارمند؟
- به تنهایی بهتر کار میکنی یا با همراه؟
- از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟
بعد، روشهایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگیت هماهنگ باشن.
مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیمهای عددی برات مناسب نباشه.
یا اگه آدم درونگرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجهی بهتری بده برات.
💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقتها بهخاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمیپرسیم:
«من واقعاً چی میخوام؟ چی برام جواب میده؟»
پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:
«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام میدم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱
🔑 چون همون لحظه است که میتونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبندهی مجله ها و اینستاگرام.

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربهی درونی
تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که میگه:
✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»
یا یه خانم خوشهیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و میگه:
🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»
تو اون لحظه، مغز خستهت فقط همون یه جمله رو میفهمه:
«نجات!» 😵💫
و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق میافته… چون تصمیمگیریت از روی تجربهی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.
🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راهحل سریع میگرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!
🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیمهای سخت و سریع وزن کم میکنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمیگرده!
یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:
انتخابی که از بیرون بهشون خورونده میشه، نه از درون جوشیده.
🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمهی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیدهست که با هورمونها، مغز، احساسات، باورها و عادتها کار میکنه.
اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نمکشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگتر خراب میشه!
✅ راه بهتر چیه؟
بهجای دنبالهروی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیکتر شو. ببین تو از چی لذت میبری؟ با چه چیزی احساس امنیت میکنی؟ روش انتخابیت قراره تو رو خستهتر کنه یا زندهتر؟
🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر میشه.

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، بهجای اصلاح روش
یه سؤال ساده اما مهم:
وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمیده، چی کار میکنی؟
- الف: میگی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
- ب: خودتو سرزنش میکنی که «بازم نتونستم… من هیچوقت اراده ندارم!» 😔
واقعبین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه میریم سراغ گزینهی «ب».
چرا؟ چون سالها بهمون گفتن:
“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بیارادهای! خودتو کنترل نمیکنی!”
و این دقیقاً یکی از خطرناکترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمیسازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، میزنیم تو سر خودمون!
📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نهتنها عزتنفست افت میکنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کمرنگتر میشه.
و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.
👗 تصور کن…
رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.
خب چیکار میکنی؟
میگی: «اوف! من چقدر زشتم!»
یا میگی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»
اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد میگیری که لاغری هم مثل لباسه.
همهی روشها برای همه مناسب نیستن.
🌿 بدن ما یه سیستم بینهایت پیچیدهست، با تاریخچهای از احساسات، باورها، ژنها، عادتها و خاطرات.
وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمیگیری، بهجای مچگیری از خودت، بهتره بگی:
“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیهم و سبک زندگیم هماهنگه.”
🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن
منم یکی از اون آدمایی بودم که سالها توی دور باطل روشهای جسمی افتاده بودم:
📉 رژیم پشت رژیم
🏋️♀️ ورزش تا مرز بیحالی
🍵 دمنوش لاغری تلختر از دارو
📦 قرصهای گرون قیمت
💡 و البته دستگاههای عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجهی قرون وسطی بودن!
هر بار با هیجان شروع میکردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافهوزن بیشتر تموم میشد.
در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایجترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:
نادیده گرفتن ذهن!
یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.
🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…
مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیدهست!
تو زور میزنی، عرق میریزی، انرژی میذاری… اما نمیدونی چرا جلو نمیری.
🧠 ذهن همون ترمز دستیایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمیکنه.
🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…
تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمیشدم. من داشتم با جسم میجنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر میکرد.
تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمیکنه.
و این، همون نقطهای بود که مسیر من تغییر کرد…
✅ نتیجهگیری:
یکی از بزرگترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.
لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن همدست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.
پس این دفعه که می خوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:
«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘♀️🌀

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بیصدا، اما عمیق!
وقتی رژیم میگیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده میشه!
🍽 مامان میپرسه: «باز کم خوردی؟»
👩💼 همکار میگه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یهوقت!»
👨👩👧👦 خانواده با نیشخند میپرسن: «اینیکی رژیمت با قبلیا فرق داره؟!»
حتی گربهی دم پنجره هم قضاوتت میکنه 😿!
اما وقتی میری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی میافته: لاغر میشی، بیسروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.
🧘♀️ نه قرصی روی میزته،
🏋️♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه میرم»،
📱 نه اپی که صدای اعلانش همهجا بپیچه.
فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.
🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم
اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!
نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوالهای تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.
و همین سکوت، شد بزرگترین مزیتش.
چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.
🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمککنندهست؟
روش ذهنی تو رو از یکی از مهمترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور میکنه:
وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.
تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” میتونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر میکنی.
تغییری که:
✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق میافته
✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه
✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار میمونه
🌱 یه مقایسهی جالب:
روشهای پرزرقوبرق بیرونی مثل گل مصنوعیان:
تو رو سریع میبرن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.
اما روش ذهنی؟
مثل کاشتن دونهست.
شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشهدار، واقعی، و غیرقابل برگشته.
پس اگه تا حالا فکر میکردی که باید حتماً یه چیز عجیبغریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:
گاهی بهترین تغییرها، در سکوتترین حالت ممکن اتفاق میافتن.
🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیدهش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع میشه و با دلت میمونه ❤️
💬 چرا اشتباه در انتخاب روش لاغری، هی تکرار میشه؟
چون ته دلمون یه صدای آشنا زمزمه میکنه:
«تو نمیتونی… تو بازم شکست میخوری.»
و وقتی بارها تجربهی تلخ شکست رو چشیدیم، ذهنمون سریعتر جذب وعدههای قشنگ و توخالی میشه.
☠️ اینجاست که میافتیم توی تلهی خطرناکِ تلاش برای نجات فوری؛ همون لحظههایی که فقط دنبال یه راهحل سریع و قشنگ میگردیم، نه راهی درست.
🔍 ولی اگه فقط یه لحظه مکث کنیم، یه قدم عقب بیایم، احساساتمون رو ببینیم و ذهنمون رو آموزش بدیم، اون وقت دیگه نیازی به نجات فوری نداریم…
چون خودمون، با آگاهی، داریم خودمون رو از تکرار اشتباه در انتخاب روش لاغری نجات میدیم. از ریشه. از درون. 🌱
🧘♀️ لاغری واقعی یعنی آرامش ذهن + تغییر تدریجی
همهی اون روشهایی که قبلاً امتحان کردی، یهجورایی فقط به بدن فشار میآوردن، ولی روحت رو فراموش میکردن.
🌈 اما روش ذهنی، دقیقا برعکسه:
اول روحتو آروم میکنه، عزتنفس رو برمیگردونه، بعد کمکم تغییرات رفتاری و جسمی خودشون ظاهر میشن.
❓اگه روشی باعث بشه جسمت لاغر شه ولی روحت زخمی بشه، واقعاً ارزش داره؟
جواب واضحه: نه.
🔁 نذار اشتباه در انتخاب روش لاغری، تبدیل بشه به تکرار زخمهای قدیمی.
اینبار از خودت شروع کن. از ذهنی که تو رو واقعاً درک میکنه، نه قضاوتت.
🧡 دعوت به تغییر
تو هم میتونی مثل من، از اون چرخهی اشتباه در انتخاب روش لاغری بیرون بیای.
کافیه تصمیم بگیری، فقط یه بار، یه جور دیگه نگاه کنی.
👣 شروع کن به بازبینی مسیرهای قبلیت، احساساتت رو بشناس، ذهنت رو آروم کن.
و مطمئن باش که تو هم میتونی از اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و وارد مسیری بشی که پایدار، واقعی و خوشحالکنندهست.
✍️ تمرین آموزشی 📖
بیایید با هم یه نگاه واقعی بندازیم به اشتباه در انتخاب روش لاغری گذشتهمون:
- چه روشهایی برای لاغری امتحان کردی که نتیجه نداد؟
- چرا اون روش رو انتخاب کردی؟ علاقه داشتی یا فقط ترسیده بودی؟
- بعد از شکست، بیشتر خودت رو سرزنش کردی یا روش رو؟
- آیا حاضری به جای جسم، اینبار از ذهن شروع کنی؟
🪞 یادت باشه: روشی که انتخاب میکنی باید هم جسمت رو درمان کنه و هم احساست رو. اگه فقط یکی رو خوب کنه ولی اون یکی رو خراب، دوباره چاقی برمیگرده؛ شاید هم بدتر از قبل…
📝 در بخش نظرات بنویس:
- تو چند بار گول روشهای لاغری رو خوردی؟
- از کدوم اشتباه بیشتر ناراحت شدی؟
- آیا آمادهای با ذهن، لاغری رو از درون بسازی؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.84 از 288 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام وخسته نباشید استاد گرامی امروز سومین روز از صد گام هست که پس از دوازده گام به اینجا اومدم وخوشحالم.…. آیا شما هم در استفاده از روشهای لاغری گول خورده اید؟بله منم مثل اکثر شماها گول خوردم و خنده دار تر اینه که نمیدونم چرا بعد از اینکه یه رژیم گرفته میشد وبخاطر خسته شدن رها کردنش دوباره بیشتر شدن وزن باز هم سراغش میرفتم با روشی جدیدتر که همه اونا فشار روی جسمم بوده وتاثیری نداشت وچاقتر از قبل شدم وتاثیری که روی جسمم گذاشت بیماری وکمردرد وپادرد و۱۵سال پیش بخاطر رژیم آبغوره صفرا م برداشتم و خلاصه اینم تاثیراتش بر روی جسمم واز تأثیر روی احساس که دیگه همه مون میدونیم که چه حس بدی وناتوانی در برابر لاغر شدن و همیشه خجالت میکشیدم که منو به چشم شکمو بودن ببینند نمیتونه جلو خوردنش رو بگیره وچاق میشه واین عذاب آور بود برام ورزش هم تا دلتون بخواد چند تا باشگاه عوض کردم با روشهای که هر مربی دستور میداد من حتی تردمیل ۵کاره هم خریدم که تو خونه ورزش میکردم ولی از لاغری که میخواستم پایدار بمونه خبری نبود تا رژیم بود خوب لاغر میشدم وقتی رهاش میکردم دوباره چاقی بود ومن خدارو شاکرم که توی این مدتی که با سایت تناسب فکری آشنا شدم ومطالب هاشو خوندم خیلی پیشرفت خوبی داشتم شاید جسمم هنوز تغییری نکرده ولی همینکه احساس آرامش دارم دلهرهام تموم شده نگران نیستم ووقتی غذا میخورم بعد از ۳۷ سال واقعا لذت میبرم نگرانی ندارم چون آگاهی های لازم برای لاغر شدن رو دارم یاد میگیرم و راحت زبان بدنم رو میفهمم دیگه دنبال غذا و شیرینی و کیک و…….نیستم بیشتر وقتم بخصوصی بعدازظهر ها توی سایت میچرخم ومطالب هاشو رو میخونم و لذت میبرم وبا ذوق واشتیاق و انگیزه بیشتر این راه رو ادامه میدم تا به رویای خودم برسم واز خدای مهربونم تشکر میکنم که منو به این مسیر هدایت کرد واز استاد عطارروشن هم کمال تشکر و سپاس بابت ساخت این سایت تناسب فکری ان شاالله که هر روز موفق تر از دیروز ودر پناه خدا
سلام به دوستان عزیزواستاد عطار روشن .
من گول خورده ام ما گول خورده ایم همه ما گول خورده ایم در تمام مدتی که دنبال روشهای لاغری بودیم .
انتخاب روش لاغری تصمیم مهمی وسختی که به اسانی انجاممیشد.
من وقتی به سوابق خودم فکر میکنم تقریبااز تمام روشهای لاغری مرسوم در جامعه استفاده کردم.رژیمهای غذایی مختلف ورزش پیاده روی قرصهای چربی سوز وقرصهای کاهش دهنده ی اشتها طب سوزنی رفتن پیش دکتربرا گرفتن برنامه غذایی یه دوره هم بادمه. از هرکس چاقی که میدیدم یکم لاغر شده فوری میپرسیدمچیکار کرده واون هر چی میگفت بهش عمل میکردم واصلن توجهی به تمایلات درونی خودم نمیکردم.
از چندین سال پیش یعنی حدود ۱۵ سال پیش که متوجه اضافه وزنم شدم از انواع روشها استفاده کردم برا لاغری ولی به علت اشتباه بودن اون روشها لاغری وکاهش وزنم پایدار نبود و در تمام این مدت که من از نیزوی شگفت انگیز رهنم غافل بودم همیشه خودم رو سرزنش میکردم که تو نتونستی تو اراده نداری وخودم رو اذیت میکرده وهمش عذاب وجدان داشتم وبع خودم شک میکردم عوض اینکه به اون روشها شک کنم.تا اینکه خداوند منو به این مسیر زیبا هدایت کرد به سرزمین لاغرها تا به نیروی عظیم وشگفت انگیز درونم برای خلق رویاهایم پی ببرم تا بفهمم که برای لاغری وتناسب اندام همیشگی باید لاغری را یاد بگیرم همون طور که چاقی رو یاد گرفتم من برا چاق شدن از هیچ قرص و دارو دمنوش وهیچ رژیم استفاده نکردم من فقط چاقی رو به ذهنم یاد دادم و ذهن من هیچ ارتباطی با بیرون نداره واین من هستم که با ورودیایی مهاز طریق شنیدن ودیدن ولامسه به ذهن چاقی رو بهش یاد دادم وحالا باید لاغری رو بهش یاد بدم همانطور که حرف زدن رویاد گرفتم همان طور که راهرفتن وهزاران مهارت وهنر رو یاد گرفتم.
خداياشكرت كه در مسير زيبا هستم .
من اين هنر زيبا را ياد ميگیرم رهن من اوانایی خلق اندام متناسب وزیبایم را دارد ومرا به زودی به تناسب و زیبایی میرساند خدایا شکرت.
وممنون از شما استاد عزيز بابا اين فايل فوق العاده.
به نام خداوند رزاقم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات انتخاب روش لاغری
جهان هستی بر مدار یک سری قوانین ثابت است. یکی از این قوانین میگوید (قانون فرکانس):”احساس ما دارای ارتعاش و انرژی است زمانی که ما انرژی توسط احساسمان منتشر میکنیم فرقی ندارد احساس خوب باشد یا احساس بد .
جهان هستی هم طبق قوانین فیزیک انرژی هم اندازه و در همان راستا چه خوب یا چه بد به سمت ما ارسال میکند.
و انرژی احساس ما و انرژی کائنات با هم جمع میشود و ما را در مداری که تولید کرده ایم قرار میدهد.
حالا اگر احساس خوب و لاغری داشته باشیم جهان هستی هم انرژی معادل همان به سمت ما ارسال میکند و مجموع این دو انرژی ما را در مدار لاغری و در جهت لاغری هدایت میکنند.
سلام استاد عزیز
می خواستم اول ازهمه خدا رو شکر کنم که منو در مسیر لاغری ذهنی قرار داد و از شما تشکر کنم بابت این فایل ها تشکر کنم که به این زیبایی و آسونی بهمون آموزش میدین و اینکه ما رو با ذهن و درونمون آشتی دادید.
من هم گول خوردم.من تا قبل از زایمان لاغر بودم حتی بعد از زایمان اولم هم لاغر بودم ولی بعد از زایمان دومم به مرور حرفهای دیگران روم اثر گذاشت و مخصوصا این که خانواده همسرم خیلی به غذا اهمیت میدن باعث شد منم ناخودآگاه شروع کنم به بیشتر غذا خوردن و اضافه وزن گرفتم و همه بهم میگفتن خیلی چاق شدی …
از رژیم های لاغری و کالری شمار و لقمه شمار و باشگاه و ورزش خانگی و همه چیز رو امتحان کردم ولی اثر نداشت .تا اینکه خدا منو در مسیر شما قرار داد و الان ده روزه که با این سایت آشنا شدم ولی توی همین ده روز با آگاهی دارم سعی میکنم افکاری که باعث میشدن من بیشتر بخورم رو کنترل کنم و خیلی حس سبکی میکنم و میدونم با امید به خدا و ادامه مسیر و کمکهای شما میتونم به تناسب اندام قبلم برگردم.
خیلی ممنون ازشما استاد عزیز
من هم بارها گول خوردم یکی از بدترینهاش رژیم اب بود با دنیایی از وعده و وعید سلامتی و شش روز تمام فقط اب خوردم در حالیکه فقط یک دختر بچه بودم دلم برای خودم میسوزه من بزرگترین گول زندگیم این بود که همیشه مامانم میگفت که ما اشتهامون زیاده و هیچ وقت سیر نمیشیم وای این واقعا وحشتناک بود و من اگر در حال انفحار هم بودم فکر میکردم باز هم میتونم بخورم بماند که چه قدر گول روشها و داروهای لاغری رو خوردم ماساژ لاغری وای خدای من چه قدر مسخره بود شما یک تیکه دنبه گوسفند بگیر تا صبح با دستت ماساژ بده چه اتفاقی میوفته براش
اما من وقتی با این روش لاغر شدم هم باز گول خوردم خوب صفرام عمل کردم و انقدر دیگران گفتن که به این باور رسیدم لاغریم برای عملم بوده
و اینکه وقتی خیلی لاغر شده بودم مرتب میگفتم چرا لاغر تر نمیشم
و یا اینکه با خودم گفتم نه اینجوری هیچ وقت به نتیجه دلخواه نمیرسی اوایل همه چیز خوب پیش میرفت و هر چی میخواستم بخورم میگفتم کانال عصبی و خیلی هم خوب لاغر شدم ولی غافل از اینکه داشتم در واقع تو حالت رژیم میرفتم اتفاقا لاغر هم شدم ولی کلا از مسیر خارج شدم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان و هدایتگر
با عرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان
می خواستم بگم منم گول خوردم و خیلی از هم از حرف های دیگران گول خوردم که ما استعداد چاقی داریم ،ما استخوان بندی درشتی داریم ،ما غذا را تند تند می خوریم،ما زیاد می خوریم ،ما غذا رو خوب نمی جویم و ما ازدواج کنیم بیشتر چاق می شیم ،ما اگر بارداری بشیم و باید بیشتر بخوریم و طبیعی هست که اضافه داشته باشیم این گولی بود که با شنیدن حرف های دیگران خوردیم و باور کردیم و نتیجه اش شده چیزی که هستیم و اضافه وزنی که داریم ،و پس از شنیدن حرفهای دیگران منتظر بودیم و باید انگار این اتفاق می افتاد ،خودم چه قدر گول حرفهای دیگران را خوردم وقتی که تا دبیرستان متناسب بودم و دختر عمه ام که می رفت باشگاه و به من هم گفت اگر بیای باشگاه همین جوری می مونی و من هم شنیده بودم که اگر بری باشگاه و ول کنی چاقتر می شی نا گفته نماند که من اون زمان لاغر بودم و دوست داشتم کمی تو پر تر بشم و خوب این باوری که بری باشگاه و بعدش بخوری چاق می شی باعث شد که من یک کم چاق تر بشوم و همین باور کار خودش را کرد تا من یک کم اضافه وزن پیدا کردم طوری که دوستان بهم می گفتن داری چاقتر می شوی،خوب تا قبل ار ازدواج من اضافه وزن چندانی نداشتم تا ازدواج کردم و باز باور مخربی که ازدواج باعث چاقی می شه و من بی دلیل بیشتر می خوردم و می خوابیدم که باز باعث شد چاق تر بشوم انگار خودم منتظرش بودم و بعد بارداری و شیر دهی که باز می گفتم خوب طبیعی که من بار دارم و باید بیشتر بخورم و یا بچه شیر می دهم و باید بیشتر بخورم و باور این حرف های دیگران من رو به سمت چاقی سوق داد و من به راحتی گول خوردم و باور کردم و تا جایی که اضافه وزنم باعث کنایه های دیگران شد و باز باور مخرب اینکه باید کمتر بخوری و ورزش کنی و من هم باز باور کردم و با داشتن بچه کوچیک و اینکه باید اونو پیش مادر شوهرم می گذاشتم تا بروم باشگاه و سختی اون به کنار و اینکه باید یک ساعت روی تردمیل می دویدم وگرنه باور داشتم که اگر عرق نکنم لاغر نمی شوم (فرمول ذهنی مخرب )و با استفاده از برنامه غذایی که یک متخصص تغذیه در باشگاه بود و به ما داده بود و ما باید اجرا می کردیم با خستگی و اومدن خونه که این برنامه تغذیه را باید اجرا کنم و تعداد قاشقها را بشمارم و اینکه گفته بود زیره با ماست باید بخورم و من واقعا دوست نداشتم و باید می خوردم ،تازه همون چند قاشق هم با عذاب می خوردم که باعث چاقی نشه و باز باور اشتباه دیگه که بعد از ظهر ها نخواب وگرنه چاق می شی چه قدر خودم را عذاب دادم ،چه قدر احساس من بد شده بود ،چه قدر آرامش را از دست دادم و چه قدر با عذاب و حرص غذا می خوردم چه قدر فکرم مشغول این بود که بخوابم یا نخوابم علاوه بر مشکلاتی که با بچه کوچیک داشتم و همه این فشار روانی باعث شد که نتونم نه ورزش را ادامه بدم و هم رژیم ،چون فرمولهای ذهنی من ،مغایرت داشت و اون چاقی را دوست داشت و من با زور داشتم جلوش و می گرفتم و از نظر روحی و روانی خیلی تحت فشار بودم و نتونستم تحمل کنم و کم آوردم و ول کردم و دوباره برگشتم و دوباره احساس نا امیدی و یاس بهم دست داد تا خدا رو شکر به اینجا هدایت شدم بله ما هم گول خوردیم از حرف های دیگران که باور کردیم و گول خوردیم که از ورزش و رژیم می شه لاغر شد و به خودمون لطمه زدیم و باز خدا رو شکر که راهش و پیدا کردیم و به آرامش رسیدیم و گرنه چه قدر باید خودمون رو سرزنش می کردیم و نابود می کردیم ،خدایا شکرت ،استاد عزیز ممنونم🌹
سلام استاد خدا قوت
بله من هم در استفاده از روشهای لاغری گول خوردم و مثلا از نرم افزار کرفس استفاده کردم من هر چی با کالری شماری لا غر میشم بل دوباره برمیگرده چاقی برای همین دیگه نمی خوام با شمردن کالری هام لاغر بشم آخه چه فایده ای داره که یک بار بری تو یک مجلسی همه بگن وای چه خوب لاغر شدی باز دوباره بری توی یک مجلسی دیگه نتونی اون لباس های قشنگی که خریدی رو بپوشی و باز دوباره با همون لباس های مشکی که لاغر نشونم بده برم و فکر کنم بقیه دارن با هم میگم باز فاطی برگشت به روز اولش و دیگه برام حرف مردم مهم نیست می خوام وقتی خودم خودمو میبینم توی آینه لذت ببرم و کیف کنم آخه خودم برای خودم خیلی مهمم آخه میخوام لذت لباسهای زیبا رو برای همیشه بپوشم و لذت ببرم استفاده از روشهای لاغری دیگه بر روح منم تاثیر گذاشت چون همش ذهنم درگیر هست یکی ته قلبم از خودم بد میگه شاید بهم میگه چرا بیشتر ورزش نمی کنی چرا اینقد می خوری بدم میاد از اینهمه سرزنش روحی روش لاغری و احساس من خیلی مهمه چون با احساس خوب می تونم زندگیم قشنگ کنم ولی وقتی احساس خوبی ندارم چون مثلاکالری شماری رواصلا دوست ندارم و احساسم هم خوب نیست ولی وقتی از فایلها استفاده می کنم و غذا نمی خورم انگار محکم خودم هستم خودم دوست ندارم بخورم چون سیر هستم و این احساس قشنگی هستش که سیر باشم و نخورم وای چه احساس قشنگی هستش وقتی که سیر هستم و نمی خورم واقعا لذت بخشه خودمو در استفاده از روش های مختلف لاغری توانمند نمی دیدم چون باز چشمک میزد غذا بهم و اذیت میشدمبله من هم در استفاده از روشهای لاغری گول خوردم و مثلا از نرم افزار کرفس استفاده کردم من هر چی با کالری شماری لا غر میشم بل دوباره برمیگرده چاقی برای همین دیگه نمی خوام با شمردن کالری هام لاغر بشم آخه چه فایده ای داره که یک بار بری تو یک مجلسی همه بگن وای چه خوب لاغر شدی باز دوباره بری توی یک مجلسی دیگه نتونی اون لباس های قشنگی که خریدی رو بپوشی و باز دوباره با همون لباس های مشکی که لاغر نشونم بده برم و فکر کنم بقیه دارن با هم میگم باز فاطی برگشت به روز اولش و دیگه برام حرف مردم مهم نیست می خوام وقتی خودم خودمو میبینم توی آینه لذت ببرم و کیف کنم آخه خودم برای خودم خیلی مهمم آخه میخوام لذت لباسهای زیبا رو برای همیشه بپوشم و لذت ببرم استفاده از روشهای لاغری دیگه بر روح منم تاثیر گذاشت چون همش ذهنم درگیر هست یکی ته قلبم از خودم بد میگه شاید بهم میگه چرا بیشتر ورزش نمی کنی چرا اینقد می خوری بدم میاد از اینهمه سرزنش روحی روش لاغری و احساس من خیلی مهمه چون با احساس خوب می تونم زندگیم قشنگ کنم ولی وقتی احساس خوبی ندارم چون مثلاکالری شماری رواصلا دوست ندارم و احساسم هم خوب نیست ولی وقتی از فایلها استفاده می کنم و غذا نمی خورم انگار محکم خودم هستم خودم دوست ندارم بخورم چون سیر هستم و این احساس قشنگی هستش که سیر باشم و نخورم وای چه احساس قشنگی هستش وقتی که سیر هستم و نمی خورم واقعا لذت بخشه خودمو در استفاده از روش های مختلف لاغری توانمند نمی دیدم چون باز چشمک میزد غذا بهم و اذیت میشدم به نظر من روشهای دیگه لاغری مناسب نبودن و من همیشه اراده ی لاغر شدن و داشتم فقط برگشت داشت چاقی من واحساس میکنم دیگه تصمیم و گرفتم برای لاغری باذهن خودم که فکر میکنم موثرترین روش هستش
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم آیا شما هم در استفاده از روش های لاغری گول خورده اید؟ درباره آن شرح دهیدبله وقتی راهنمایی بودم کم کم متوجه شدم توسط دوستام و خاله ام مسخره میشم همش بهم میگفتن تو هم داری مثل مامانت چاق میشی و دیگه داشت باور میشد که منم چاقی گره خورده به سرنوشتم اندامم رو دوست نداشتم و تصمیم به رژیمگرفتم یه رژیم سخت که از پزشک عمومی محلمون گرفتم و فقط ۳ تا ۴ روز تونستم اجراش کنم چون باید مادرم عدای دیکه ای برام میپخت و سختش بود و درنهایت گفتن بیا از همین عذا های خودمون کمترش رو بخور که کنترل خودم سر سفره کار به شدت سختی بود تا اینکه همسایه گفت با این رژیم پوستت شل میشه و ترس اینکه پوستم خراب بشه رژیم رو رها کردن گذشت تا ازدواج کردم و با رژیم کالری شماری شروع کردم اولش کاملا پایبند به رژیم فقط کارم شده بود توونت دنبال کالری گشتن دیگه کل خانواده رو دیوانه کزده بودم و یه دفتر هم از سایت دکتر کرمانی گرفته بودم و هر روز کالری ها رو مینوشتم و وای که خدا نکرده یه روز بیشتر از حد میخوردم عذاب وجدان ولم نمیکردخوردن یه سری دمنوش ها که دیگه دیوانه ام میکرد و اگه مهمونی بودم برام چقدر سخت میشد و این باعث شده بود اصلا ترجیح بدم مهمونی نرم خوردن یه سری عرقیات بدمزه که یه کار زجر آور بود سلفون کشی دور شکمم و بستن کمربند های لاغری ولی همه این روش ها یه نتیجه زود گدربهم میداد ولی روح و روانم حالش خوب نبود و من نمیفهمیدم این موضوع رو هم جسمم رو عداب میدادم هم روحم رو برنامه های ورزشیکه ورزش میداد و آنقدر برای سخت بود منو از ورزش متنفر کزد حالم بد بود چون وقتی با این روش ها لاعر شدم اندامم بد فرم لاعر شد و عضله های زیادی از دست دادم و بیشتر اط قبل نا امید بودم چون دیگه از اون روش ها میترسیدم و هرروز شاهد چاق تر شدنم بودم و بیشتر ناتوانی خودم رو احساس میکردمبعصی وقتا فکر میکنم چی شد که من هدایت شدم بهداین مسیر زیبا و وقتی فک. میکنم ممیبینم اشتیاق من برای اینکه روشی باشه بدون ورزش رژیم و سختی بشه لاعر شد همیشه میگفتم خدایا کاش یه همچین روشی باشه ولی باور نداشتم چنین روشی باشه و وقتی آشنا شدم با این روش فهمیدم هیچ غیرممکنی وجود نداره این ذهن ماست که محدودیت رو باور کرده استفاده از روش های لاغری چه تاثیری بر جسم شما داشت؟جسم من رو بد فرم کرد و کلی آسیب بهم زد و عضله از دست دادم نه چربیاستفاده از روش های لاغری چه تاثیری بر احساس شما داشت؟یه احساس خیلی بد یه احساس تنفر به افراد متناسبیه احساس گله مندی از خدا که چرا فرق گداشتی اصلا به عدالت خدا شک کرده بودم فک میکردم اونا عزیز دردونه خدا هستن میگفتم من که اقدام کردم تلاش کردم ولی چرا نتیجه نمیده نعمت رو دادی خدایا ولی من نمیتونم استفاده کنم چه فایده کلا از زمین و زمان مخصوصا وقتایی که از این روش ها استفا ه میکردم و نتیجه نمیگرفتم گلایه میکردمآره من اعتراف میکنم گول همشون ر میخوردم و با اینکه میدونستم ج آب نمیده اما بازم امتحانش میکردم و همه اینا داشت ذره دره عزت نفس منو باورهای منو خدشه دار میکرداما حالا مسئولیت چاقی خودم رو به عهده گرفتم و حالم خوبه عجله ندارم و دوست دارم هر روز چیزای بیشتر ی یاد بگیرم و لذت ببرمچاقیم رو دوست دارم چون بخاطرش هدایت شدم به این مسیر و احساس میکنم روحم چقدر آرام در این مسیر جسمم چقدر آرام و دیگه اذیت نمیشه و یه نکته ی خوبی که این مسیر داره اینه میتونی بدون اینکه دیگران بفهمن رو خودت کار کنی قبلا هر بار رزیم میگرفتم و باید کمتر عدا میخوردم خیلی تو مهمونی ها تابلو میشد و میگفتن حالا رزیم رو آوردی خونه ما یه شب هزار شب نمیشه امشبو بخور ولی سرزنش های بعد مهمونی خواب شب رو ازم میگرفت و چقدر تو خلوتم بخاطر بی اراده بودن و برگی د باد بودنم خودمو سرزنش میکردم اون خودی که توانایی همه جی داشت و اصل کاری بود رو چقدر تحقیر کردمو خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم که الان هم حال جسمم خوبه هم حال روحم و مهمتر از همه مسیر کع با علاقه انتخابش کردم و با عشق ادامه اش میدم چون فقط لاعری نداره شخصیتم عوض میشه و حالم خوبه خدایا شکرتتتت
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
من تصمیم گرفتم بعد از مدتها دوباره وارد دوره ی صد گام بشم و از گام اول با اشتیاق فراوان و عشق اون رو تکرار کنم .
من هم در گذشته ی نه چندان دور پذیرفته بودم که دیگه باید چاق باشم و هیچ راهی ندارم و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم برای لاغری بیشتر به این نتیجه میرسیدم که این سرنوشت من هست که چاقی همراه من باشه و به زور رژیم و ورزش شاید لاغر بشم، اما تا کی باید این کارها رو میکردم گاهی اوقات واقعا خسته میشدم و اونها رو رها میکردم اما دویاره به عشق لاغری بعد از مدتی هر دو رو شروع میکردم و بارها به خودم میگفتم خب هر کس یه طوری خلق شده بعضیا چاق بعضیا لاعر هستن باید بپذیرم که بدن من هم اینطور هست با متناسب ها فرق داره و من اگر خیلی لاغری رو دوست دارم باید بسیار رژیم بگیرم و ورزش کنمدحتی رزیم از دکتر بگیرم که راحت تر جواب بده بماند که این اواخر اینها هم دیگه جواب نمیدادن و من بسیار ناراحت بودم تا به این راه الهی هدایت شدم .
من بارها گفتم که قبل از ازدواج بسیار لاغر بودم و هر چه میخواستم میخوردم اما بسیار لاغر بودم تا اینکه ازدواج کردم و اونجا بود که اولین باورهای نادرست در ذهن من جوانه زد که خانواده ی ما با ازدواج چاق میشین و چندین سال که از ازدواجم گذشت من احساس کردم خیلی چاقتر شدم و اون اوایل اطرافیان چقدر به من گفتن چاقی،به من میاد و من قشنگ تر شدم و من تو دل برو تر شدم و اما دیگه بعد از دو سه سال خیلی چاق شدم طوری که هر موقع برای خرید لباس به بازار میرفتم لباس به راجتی گیرم نمی اومد و من متوجه شدم اضافه وزن قابل توجهی پیدا کردم و چون هیچ دلیل خاصی نداشتم میگفتم اشتهام زیاد شده و فعالیتم کم شده و این ژنتیک خانواده ی ما هست که بعد از،ازدواج چاق بشیم برای همین چاق شدم و واقعا بیشتر میخوردم چون باور داشتم بعد از ازدواج چاق میشم و زیاد نمونه هم دیده بودم که افراد بعد از ازدواج چاق میشن مثل خواهرم و خواهرای همسرم و برادرم و ….و من هم راحت در اون زمان چاق شدم .و چقدر من در اون زمان ورزش کردم خودم رژیم سر خود گرفتم زیر دستگاه های برقی میرفتم که چاقی شکمی رو از بین ببرم و واقعا دردناک بود و چون فکر میکردم این چاقی به من تحمیل شده و ناخواسته در من به وجود اومده و من خودم تواان از بین بردن اون رو ندارم دست به دامان روشهای بیرونی میشدم چون فکر میکردم خودم نمیتونم لاغر بشم اما حالا هزار بار باید بگم من خودم میتونم لآعر بشم .
من میتونم لاغر بشم
من میتونم لاغر بشم
من میتونم لاغر بشم
همانطور که من خواندن و نو شتن و رانندگی و اشپزی و ….رو یادگرفتم پس لاغری رو هم میتونم یاد بگیرم .
لاعر شدن سخت نیست بسیار آسان هست هر چقدر بقیه گفتن لاغری سخت هست نباید باور کنم چون هیچ اطلاعی از راه درست لاغری با ذهن ندارن و ما هم در گذشته به خاطر این باور نادرست که لاعری سخت به راه های سخت رژیم و ورزش پناه میبردیم و از بس هم که گفته بودن باید کم غدا بخوری و زیاد ورزش کنی پذیرفته بودم که تنها راه لاعری همین دو کار هست و اتفاقا بسیار هم با این دوکار سخت در زماتهای مختلف خوب لاغر میشدم اما هیچ وقت نتیجه برام ماندگار نبود و همین قضیه به شدت من رو خسته و ناراحت میکردو همیشه باید درگیر مقدار خوردنها و فعالیتهام می بودم و اگر کمی رژیمم بهم میخورد بسیار ناراحت میشدم که الان من چاق میشم و چاق هم میشدم .
همه ی روشهای لاغری به افراد چاق میگن تو نمیتونی لاغر بشی مگر از این روشها استفاده کنی و افراد چاق به شدت درگیر اونها میشن اما اگر به اطرافمون نگاه کنیم افراد متناسب هرگز در گیر هیچ روش لاغری نیستن و به شدت هم متناسب هستن و تازه اگر توجه کنیم میبینیم افراد لاغر از همون غداهای ما استفاده میکنن اما لاغر هم هستن .
مثلا خیلی ها میگن نون و برنج و شیرینی و روعن و .. شما رو چاق میکنه اما چرا لاغرها استفاده میکنن و لاغر هستن ؟؟
پس باید باورهای ذهنی ما تغییر کنه نه غداهای ما و تغییر باورها با هیچ روش مثل ورزش و رژیم تغییر نمیکنه من با فایل گوش دادن و دیدن و نوشتن میتونم باورهام رو تغییر بدم .
همینجا باید بگم سه روز پیش در جمعی بودم با چند خانم جوان که سه تا از ما لاغر بود سه نفر چاق بودن و سکی از اون خانم های چاق چقدر هم خانم با،سواد امروزی بود اما به،شدت برای لاعری دنبال رژیم و ورزش و کالری شماری بود و تمام این کارها رو بسیار راه درست برای لاغری میدانست و همش نگران از خوردن بود و چقدر هم به قول خودش هر سال جاقتر میشد اما هرگز نمیشد بگم این راه لاغری نیست اخه برای کسی که در مسیر نیست از این سبک حرف زدنها سخته به من میخندن و این حرفها رو قبول ندارن برای همین من فقط گوش میدادم و اتفاقا بارها به من نگاه میکرد و میگفت اندام شما عالیه تازه حس میکنم از چند وقت پیش لاغر تر هم شدین و من در دلم میگفتم چون راهم درسته چون لاغری رو یاد گرفتم چون خدا هدایتم کرد چون لاغری حق من هست و …و چقدر با دیدن این افراد یاد گذشته های خودم افتادم و چقدر از من میخواست باهاش برم باشگاه و اما من میدونستم هیچ کدوم راه لاغری درست نیست و از مسیر درست خودم لیز نخوردم .
من چاقی رو یاد گرفتم چاقی به خاطر قرصهای من و اشتهام و … نیست چاقی به خاطر افکار و رفتار من هست من به،شکلی زندگی میکنم که نتیجه اش،میشه چاقی من هر لقمه که میخورم انتظازم از خودم چاقی هست در حالی که هر لقمه همچین کاری نمیکنه اما من با افکار نادرستم و تجسم چاقی خودم رو چاق میکنم اما افراد متناسب این بخش،ما رو ندارن یعنی اونها با غدا خوردن فکر نمیکنن که چاقتر میشن مثل همسر خودم دقیقا همینطور هست هر چه بخواد شیرینی و غدا و نون بسیار میخوره اما فکر چاقی هرگز نداره با دل راحت میخوره بر عکس چاقها همش موقع خوردن ناراحت و نارام هستن و حرص میخورن و چاقتر هم میشن .
مغر ما هر چیزی رو میتونه یاد بگیره و چاقی رو هم یاد گرفتیم بنابر این لاغری رو هم میشه یاد گرفت و با دارو و ورزش و دمنوش و قرص به دست نمیاد .
هیچ اطلاعاتی در دنیا با دمنوش و قرص و کرم به دست نمیاد و لاغری هم به این طریق به دست نمیاد .
من این اواخر فکر می کردم دیگه به خاطر داروهام لاغر بشو نیستم و یکم اضافه وزن دیگه حق من هست اما همین چند وقت پیش به خاطر یه قضیه ای بسیار لاعر شدم اونم راحت بدون هیچ کار. اضافه ای و فقط در حد رفع نیاز یکم عدا میخوردم و بسیار لاغر شدم و بعدا به خودم گفتم ببین جسم من خیلی راحت در هر زمانی اماده ی لاعر شدن هست اگر درست رفتار کنم و بدون فرمولهای چاقی عذا خورم یعنی در حد رفع گرسنگی غذا بخورم .
من توانایی لاعر شدن دارم و نباید گول هیچ فرد باسواد حتی دکترها و افراد سطح بالا رو بخورم هیچ ورزش و رژیمی نمیشه من رولاغر کنه من در گذشته چقدر گول رژیم های کارشناس های تغذیه رو خوردم من جقدر گول افراد اطرافم رو خوردم و کم تر عذا میخوردم که میگفتن کم بخور و بیشتر ورزش کن چقدر اطرافیان بهم گفتن غداها رو تفکیک کنید و هر چیزی رو نخور و من این کار رو کردم اما مقطعی جواب میداد اونم با زحر و سختی و یه جاهایی کم میوردم و حرص و ولع شدید غداها یی که در اونها محدود بودم رو پیدا میکردم واقعا من گول خوردم و من چقدر در مقابل خودم احساس ضعیفی میکردم و حس بی انگیزگی میکردم هنوزم از این افراد در اطراف من بسیار هست که میخوان از این طریق های نادرست مثل عمل معده و رژیم و ورزش و قرص و … لاعر بشن و من رو هم میخوان گمراه کنن اما من دیگه گول نمیخورم و در دلم میگم تو برو تا اخرش برو من که رفتم و جز سختی و نتیجه مقطعی و نارامی و حال بد و افسردگی و … چیزی برام نداشته و اینقدر این راه رو دوست دارم و نتایجم از این راه زیاد هست که دوست ندارم حتی لحظه ای،به اون دوران برگردم .
نشان های دریافت شده
بنام خداوندمهربان
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
گام اول:شما هم گول خورده اید
انتخاب کردن روشی برای لاغرشدنمان موضوعی بود که همیشه هممون رو گول زده بود
راستش من اینقدر گول خوردم که حسابش از دستم خارج شده
هر دفعه برای لاغرشدنم از روشهای گوناگون اقدام میکردم و همیشه گول می خوردم و هیچ نتیجه ای برایم نداشتند اما این موضوع باعث نمی شدکه من برای لاغر شدنم کاری نکنم و گول خوردنم مانع انتخاب روش جدید نمیشد
و همیشه در حال سرزنش کردن و تخریب کردن خودم بودم که من لاغر بشو نیستم و اراده ندارم من مجبورم که چاق بمانم و چاق از دنیا بروم مانند هزاران نفری که نتونسته بودند که خودشان را لاغر کنند مثل عموم وعمه ام که چاق بودند و چاق از دنیا رفتند
من اینقدر بدنبال روشهای لاغری میگشتم در حالی که هیچ وقت از هیچ روشی نتیجه ای نمیگرفتم
همیشه هر جا کلمهای یا نوشته ای در مورد رژيم و میشنیدم و میدیدم گوشهایم و چشمهایم را تیز میکردم که ببینم چی میگن یا چه چیزی نوشته اند که اون روش رو دنبال کنم تا بلکه از این چاقی خلاص شوم در واقع از چاقی فرار می کردم
من همیشه هر دفعه و هر بار اشتباه می کردم و هر دفعه یک روشی را انتخاب می کردم و هر بار گول تبلیغات روشهای لاغری را می خوردم و راه و مسیر اشتباهی رو انتخاب می کردم و همیشه شکست میخوردم. و همیشه برایم افسردگی و ناراحتی و چاق شدن را داشتند
ما هیچوقت به علاقهمندیهایمان ارزشی قائل نبودیم و گول تبلیغات ودیده هاو شنیده ها میشدیم و اونها رو انجام میدادیم
امروز بودنم در این مسیر برایم کاملآ آشکار کرد که باید به علایق خودم ارزش قائل باشم و بخاطر تصمیمی که می گیرم و انتخابی که می کنم رضایت کامل داشته باشم. در اون صورت است که به نتیجه عالی و خوبی می رسم
ما در تمام جنبه های زندگیمان باید همسو با علایقمان باشیم
من از کودکی تا سن سی و چند سالگی با رژیمهای من در آوردی و به گفته های دیگران خودم را کشته بودم که لاغر بشم ولی نتیجه ای نگرفتم بعد از اون در سن سی و هشت سالگی به دکتر تغذیه مراجعه کردم اون هم با وزن ۱۱۰کیلوای و در عرض چند ماه خودم رو به وزن ۷۳ کیلو رساندم ولی دوباره باز گشت اون هم در عرض چند ماه اولش.
ومن وقتی وزنم برگشت اینقدر خودم رو سرزنش کردم که من اراده ندارم عرضه ندارم من اصلا توانایی لاغر شدن را ندارم حتی لاغر ماند رو. من با هر بار شکست خوردن خیلی حالم بد می شد اعصابم داغون می شد اما هیچوقت دست از گول خوردن برنداشتم و همیشه از روشهای مختلف ومسیرهای اشتباه به راهم ادامه می دادم و نتیجه ای هم نمی گرفتم و سر خورده می شدم ولی از رو نمی رفتم و باز ادامه می دادم و خیلی راحت واسون گول تبلیغات را می خوردم
چون لاغرشدن را در ذهنم اینقدر سخت توصیفش کرده بودند و چاق شدن را آسون همیشه خیلی سخت لاغرمیشدم و مثل آب خوردن چاق میشدم
من از ۸.۹. سالگی از رژیمهای من در آوردی خودم رو لاغر می کردم چون اون زمان دکتر تغذیه نبود و هر کسی که می خواست راه کار نشون بده می گفت که کم بخور و زیاد فعالیت بکن وبخاطر چاقی از همون سن ۸. سالگی روزه گرفتن را شروع کردم واون هم ماه رمضان در چله تابستان بود و با اون شرایط گرمای شدید و طولانی بودن روز روزه می گرفتم به امید اینکه لاغرشوم
من هم در ذهنم این مرور می شد که چراهمه میخورن هر چیزی که دوست دارن میخورند ولی لاغرومتناسب هستند وچاق نمیشوند
اما من با اینکه همیشه درحال رژيم گرفتن هستم چاق میشوم حتی با یک لقمه اضافی هم چاق میشوم وهمیشه این رواز شانس بدم میدانستم و می گفتم که خدا من رو اینطوری آفریده یعنی همیشه از خدا گله مند بودم
و من همیشه باید رژيم می گرفتم. لقمه هایم را می شمردم. کالری شماری می کردم و یا اصلآ از صبح تا شب چیزی نمی خوردم اما باز چاق تر میشودم
من هنوز هم بعضی مواقع از خوردن موادغذای دلهره دارم چون همیشه واگویه های ذهنم شروع به گفتن می کنه تو که این همه میخوری. همیشه می خوری. چیزی که دوست داری می خوری. اون وقت فکر می کنی و انتظارداری که لاغر ومتناسب بشی و من در اون لحظه سعی می کنم خفش کنم
ومی گم که من در راه و مسیر درستی قدم گذاشتم که برایم نتیجه عالی داشت مگر نمی بینی با اینکه می خورم. اون چیزی که دوست دارم می خورم. و خیلی راحت واسون مثل آب خوردن اين همه وزن وسایز کم کردم
من همیشه برای خودم دلیل ومدارک می آورم که من خیلی خوب در این مسیر قرار گرفتم و دیگه نه به حرفهای منفی باف تو که ذهنم هستی ونه دیگه گول حرفها و شنیده های دیگران ونه گول تبلیغات را نمی خورم
من به مسیر و راهم ادامه می دهم و میدانم که موفق می شوم
ترسهایمان خیلی عمیق و ریشه انداخته اند تا بخواهیم ترسهایمان را از ریشه بکنیم زمان خواهد برد
ما در این مسیر خبر خوبی که شنیدیم اینکه لاغر شدن آسان تر از چاق شدن است
ما اینقدر در مسیر چاقی حرص خوردیم. عصبانی شدیم. استرس کشیدیم. افسرده شدیم. زجر و ناراحتی و درد کشیدیم.
اماحالا در این مسیرزیباقرارگرفتیم و
مطمئن هستیم که راه و مسیرمان درسته و راه درستی را انتخاب کردیم و تازه اون هم بدون بازگشت است
در این مسیر حالمان خوب شده اعتماد به نفسمان بالا رفته و فکر اینکه تناسب عالی خواهیم داشت و لباسهای رنگی زیبا و اندامی می پوشیم ذوق و شوق لاغر شدن. احساس خوب داشتن در ما زنده شده است ما در این مسیر به یاد گیری و آموزش دیدنمان ادامه می دهیم و به آرزو ورویای لاغریمان می رسیم و خواهیم رسید
ما همیشه آرزو داشتیم که بتوانیم غذایمان را در آرامش و لذت بخوریم مانند متناسبها که اصلآ دغدغه و نگرانی برای غذاخوردنشان ندارند و بدون ترس و نگرانی می خورند و ما می خواهیم مثل اونها رفتار کنیم و غذایمان را در آرامش و با لذت بخوریم و باید بدانیم که هیچ موادغذایی قدرت چاق کنندگی را ندارد ولی فکر وافکارمان میتوانند ما را چاق کنند.
همیشه باید به خودمان بگویم وذکر هر روزمان باشدکه لاغر شدن آسانترین راحتترین بهترین زیباترین وخوشمزه ترین کاردنیاست.
ما اگر از چاقیمان می ترسیم باید بدانیم که فرق بین ما و متناسبها در فرمولهای ذهنیمان است
ما نباید به هر چیزی که میگویند گوش کنیم که اون موادغذایی رو بخوریا اون کرم رو بمال و……
لاغر می شی. چون تو تبلیغاتی که می کنند لاغر شدن را برایمان سخت و دشوار می کنند و می گویند که شما لاغر نمی شوید باید فلان کار را انجام دهید تا لاغر شوید ولی ما نباید گول این حرفها را بخوریم چون لاغرشدن خیلی راحت واسون است و راحت تر از چاق شدن است یعنی لاغر شدن آسانترین کاردنیاست
و این تبلیغات چه بر سرمان آوردند که همیشه برایمان گفتند که تو نمی توانی لاغر شوی چون متابولیسمت کمه. سوخت و سازت پایین است و….پس باید این کار رو انجام بدی تا لاغر شوی
ما توی ذهنمان هر چیزی را که بپذیریم ذهنمان اون کار رو انجام میده
اگر در ذهنمان بپذیریم که چاقی آسان است و لاغری سخت است ذهنمان اون رو قبول خواهد کرد ولی اگر لاغر شدن را آسون و چاق شدن را سخت بداند اون را قبول می کند اون وقت لاغر شدن آسان می شود چون اصلآ ذهن کار سخت را نمیپذیرد و انجامش نمی دهد
پس ما باید افکار و نگرشمان را تغییر دهیم و با یادگیری و آموزش دیدن که چگونه باید لاغر شویم همه اون ترسها و نگرانیهایمان به پایان می رسد و اون موقع است که لاغرشدن آسان می شود
ما بخاطر اطلاعات و آگاهیهایی که در این مسیر به ذهنمان دادیم باور پذیرتر شده و ذهنمان لاغر شدن را آسون و راحت می داند
ما همیشه فکرمیکردیم که چاقی آسان و لاغر شدنمان سخت است و برای لاغرشدنمان زجر و سختی بکشیم
من همیشه فکرمیکردم که باید برای لاغرشدنم تلاش کنم اما چاق شدنم مثل آب خوردن بود برایم چون لاغری برایم نمی موند
ما همیشه یک باورهای اشتباهی داشتیم مثل من ژنتیکی چاق هستم. اشتهای کاذب دارم. سوخت وسازم پایین. سنم بالا رفته. فعالیتم کمه. ورزش و پیاده روی نمی کنم پس به همین خاطر چاق میشیم ولی خیلی از متناسبها هستند که این باورها را ندارند وهمیشه لاغر و خوش اندام هستند و من همیشه فکرمیکردم که خدا اون ها رو دوست داره که به اون شکل خلقشان کرده ولی من رو در زمان بی حوصلگی اش خلق کرده
وامروز با هدايت شدنم از سوی خالق یکتا توانستم که افکار اشتباهاتم را کمی کنترل کنم و موفق شدم که هرروز کم رنگ ترش کنم و با تعهدی که دادم و مسئولیت چاقی ام را پذیرفتم با اطمینان کامل دارم دراین مسیر حرکت میکنم
و من دیگر گول هیچ تبلیغاتی و گفته ها و شنیده ها را نمی خورم و خودم به تنهایی و با کمک استادگرامی و نوشته های مطالب آموزنده و فایل های آموزشی لاغر می شوم و با قدرت و شادمانی و آرامش و حس خوب جلو می روم و لاغر ومتناسب می شوم
من اولین بار از ۱۲جلسه لاغری باذهن را شروع کردم و در همون جلسه اول چنان تاثیر در من گذاشت و حس آرامش و اطمينان در من بوجود آورد و من تا به امروز تمام حرفها و گفته های استاد عزیزمان را پذیرفته و عمل کردم و قبول کردم که لاغر شدن آسانترین کاردنیاست
ما باید رفتارهایمان را درست کنیم و به حرفها و تمریناتی که استاد برایمان می گویند بطور کامل انجام دهیم و عاشقانه خودمان را دوست داشته باشیم اون موقع هستش که بطور طبیعی لاغری را در جسممان خواهیم دید نه با فشار آوردن به جسممان. چون اول بایدذهنمان تغییر کند نه جسممان
من دیگه باورم برای اینکه لاغرشوم باید ورزش کنم را ندارم. بايد رژيم بگیرم راندارم. بايد اين رو بخورم اون رو نخورم راندارم. بايد لقمه هایم را بشمارم راندارم.
من فقط باور کردم که وقتی گرسنه باشم میخورم وهر موقع حس سیری داشتم دیگه نمیخورم همین.
من چاقی ام را یه گوشه ای از جسمم گذاشتم و اصلا توجهی بهش ندارم و میدانم خودش راحت واسون و به آرامی از بدنم خارج خواهد شد وبرای همیشه من رو ترک خواهد کرد و من کاملا مطمئن هستم
واین رو مدیون استادگرامی ومهربانم هستم
یا حق