تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان میکنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافهوزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟
📍 این جلسه، گام اول دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است؛ اگه پیشنیازش رو هنوز نخوندی، بهتره اول از اونجا شروع کنی.
این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشهی ماجرا خیلی وقتها به یه چیز ساده اما خطرناک برمیگرده:
«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣
توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگهای فکر کنیم.
پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠
در این جلسه میآموزیم:

💡 اگه میخوای این مسیر رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً برای همین ساخته شده.
✍️ حالا بریم سراغ اولین اشتباه بزرگ؛ در ادامه هم توی گام ۲ سراغ «رهایی از چاقی با ذهن» میریم.
🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب میشه، نه شناخت!
از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟
آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلیت فراری بودی؟ 😟
بذار یه تصویر برات بسازم:
داری جلوی آینه لباس پرو میکنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی میشن. توی ذهنت یه جمله تکرار میشه:
«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»
و درست توی همون حالت هیجانی، میری سراغ اولین تبلیغی که میبینی:
🍵 یه دمنوش گیاهی!
🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!
🏃♀️ یه چالش ۲۱ روزهی سختگیرانه!
اینجا دقیقاً نقطهایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ میده.
انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگیت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلیته.
👀 مثالی از مدرسه…
یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت میاومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمیشه.
تو دنیای لاغری هم همینه.
وقتی روشی رو فقط بهخاطر ترس از چاقی انتخاب میکنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجهش میشه:
⛔ شروعهای پرانرژی
⛔ چند روز فشار و محدودیت
⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی
🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس
طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم میگیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوریهای جبرانی هستن.
چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥
✅ راه درست چیه؟
🔍 اول، باید خودتو بشناسی:
- آدم انعطافپذیری هستی یا ساختارمند؟
- به تنهایی بهتر کار میکنی یا با همراه؟
- از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟
بعد، روشهایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگیت هماهنگ باشن.
مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیمهای عددی برات مناسب نباشه.
یا اگه آدم درونگرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجهی بهتری بده برات.
💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقتها بهخاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمیپرسیم:
«من واقعاً چی میخوام؟ چی برام جواب میده؟»
پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:
«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام میدم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱
🔑 چون همون لحظه است که میتونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبندهی مجلهها و اینستاگرام.

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربهی درونی
تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که میگه:
✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»
یا یه خانم خوشهیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و میگه:
🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»
تو اون لحظه، مغز خستهت فقط همون یه جمله رو میفهمه:
«نجات!» 😵💫
و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق میافته… چون تصمیمگیریت از روی تجربهی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.
🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راهحل سریع میگرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!
🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیمهای سخت و سریع وزن کم میکنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمیگرده!
یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:
انتخابی که از بیرون بهشون خورونده میشه، نه از درون جوشیده.
🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمهی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیدهست که با هورمونها، مغز، احساسات، باورها و عادتها کار میکنه.
اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نمکشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگتر خراب میشه!
✅ راه بهتر چیه؟
بهجای دنبالهروی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیکتر شو. ببین تو از چی لذت میبری؟ با چه چیزی احساس امنیت میکنی؟ روش انتخابیت قراره تو رو خستهتر کنه یا زندهتر؟
🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر میشه.

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، بهجای اصلاح روش
یه سؤال ساده اما مهم:
وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمیده، چی کار میکنی؟
- الف: میگی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
- ب: خودتو سرزنش میکنی که «بازم نتونستم… من هیچوقت اراده ندارم!» 😔
واقعبین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه میریم سراغ گزینهی «ب».
چرا؟ چون سالها بهمون گفتن:
“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بیارادهای! خودتو کنترل نمیکنی!”
و این دقیقاً یکی از خطرناکترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمیسازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، میزنیم تو سر خودمون!
📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نهتنها عزتنفست افت میکنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کمرنگتر میشه.
و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.
👗 تصور کن…
رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.
خب چیکار میکنی؟
میگی: «اوف! من چقدر زشتم!»
یا میگی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»
اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد میگیری که لاغری هم مثل لباسه.
همهی روشها برای همه مناسب نیستن.
🌿 بدن ما یه سیستم بینهایت پیچیدهست، با تاریخچهای از احساسات، باورها، ژنها، عادتها و خاطرات.
وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمیگیری، بهجای مچگیری از خودت، بهتره بگی:
“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیهم و سبک زندگیم هماهنگه.”
🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن
منم یکی از اون آدمایی بودم که سالها توی دور باطل روشهای جسمی افتاده بودم:
📉 رژیم پشت رژیم
🏋️♀️ ورزش تا مرز بیحالی
🍵 دمنوش لاغری تلختر از دارو
📦 قرصهای گرون قیمت
💡 و البته دستگاههای عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجهی قرون وسطی بودن!
هر بار با هیجان شروع میکردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافهوزن بیشتر تموم میشد.
در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایجترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:
نادیده گرفتن ذهن!
یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.
🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…
مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیدهست!
تو زور میزنی، عرق میریزی، انرژی میذاری… اما نمیدونی چرا جلو نمیری.
🧠 ذهن همون ترمز دستیایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمیکنه.
🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…
تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمیشدم. من داشتم با جسم میجنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر میکرد.
تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمیکنه.
و این، همون نقطهای بود که مسیر من تغییر کرد…
✅ نتیجهگیری:
یکی از بزرگترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.
لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن همدست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.
پس این دفعه که میخوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:
«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘♀️🌀

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بیصدا، اما عمیق!
وقتی رژیم میگیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده میشه!
🍽 مامان میپرسه: «باز کم خوردی؟»
👩💼 همکار میگه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یهوقت!»
👨👩👧👦 خانواده با نیشخند میپرسن: «اینیکی رژیمت با قبلیا فرق داره؟!»
حتی گربهی دم پنجره هم قضاوتت میکنه 😿!
اما وقتی میری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی میافته: لاغر میشی، بیسروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.
🧘♀️ نه قرصی روی میزته،
🏋️♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه میرم»،
📱 نه اپی که صدای اعلانش همهجا بپیچه.
فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.
🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم
اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!
نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوالهای تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.
و همین سکوت، شد بزرگترین مزیتش.
چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.
🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمککنندهست؟
روش ذهنی تو رو از یکی از مهمترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور میکنه:
وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.
تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” میتونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر میکنی.
تغییری که:
✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق میافته
✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه
✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار میمونه
🌱 یه مقایسهی جالب:
روشهای پرزرقوبرق بیرونی مثل گل مصنوعیان:
تو رو سریع میبرن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.
اما روش ذهنی؟
مثل کاشتن دونهست.
شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشهدار، واقعی، و غیرقابل برگشته.
پس اگه تا حالا فکر میکردی که باید حتماً یه چیز عجیبغریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:
گاهی بهترین تغییرها، در سکوتترین حالت ممکن اتفاق میافتن.
🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیدهش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع میشه و با دلت میمونه ❤️
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.86 از 297 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای مهربانم
من میخوام بعد از سالها رنج چاقی زندگی با طعم آرا امش و شادی و لاغری رو تجربه کنم
من بابد یکم فاصله بگیرم از سوابق خودم از لاغر شدن در گذشته و به اونها فکر نکنم .
دلیل چاقی من شایدا ین هست که پذیرفتم من برای همیشه چاق خواهم بود و دیگه نمیتونم لاغر بشم و علتش هم این هست که من در گذشته سالها برای لاغری تلاش کردم ولی نتیجه بهم نداد و همونها باعث این نجواها در ذهن من شدند .
من در گذشته که تازه چاق شده بودم چاقی رو عامل موفقیت خودم میدو نستم و از اون رضایت داشتم چون همه از من خوششون میمود و میگفتن حالا خوب شدی لباس بهتر بهت میاد صورتت قشنگتر شده و چون که من از خواهر بزرگترم که خیلی لاعر بود چاقتر بودم انگار برای اطرافیان و مادرم و همه قشنگتر بود و بعد از ازدواج که تپلی شدم چون همسرم که خودش خیلی لاغر بود خوشش می اومد که من تپلی شده بودم برای همین از چاقی رضایت داشتم و من وقتی متوجه بدی این وضعیت شدم که هیچی در بازار گیرم نمی اومد و دیگه خیلی چاق شده بودم و همه شروع کردن به تذکر دادن که خودت رو لاغررکن دیگه بسه و …
باید بگم من جز افرادی هستم که بعد از ازدواج چاقی رو تجربه کردم و چون نمیدونستم چرا اینطور شدم کلی دلیل برای اون داشتم که ژنتیک ما در خانواده این هست و چون باردار شدم اینطور هستم و چون اشتها دارم اینطور هستم و چون دارو میخورم اینطورهستم …
من بارها تلاش کردم از روشهای مختلف لاغر بشم و لاغر هم میشدم اما چون نتیجه ام برای همیشه نبود و نتیجه ام ماندگار نبود سریع دوباره چاق میشدم ابن در مورد من حک شده بود که من نمیتونم لاغر بشم .
پس چون کلی دلیل برای چاقی خودم داشتم و بارها تلاش کرده بودم و به لاغری دایمی نرسیده بودم چاقی رو حق خودم میدونستم ولی من از وقتی وارد سایت شدم دیگه چاقی ر و در وجودم در هر شرایطی نمیپذیرم و حق خودم نمیدونم و اصلا اون طبیعی جسم من نیست
من یادم میاد در گذشته از روشهای مختلف می خواستم که لاغر بشم چون کلی دلیل داشتم که من ناتوانم در لاغری و من دنبال چیزی بیرون از خودم بودم چون بارها شنیده بودم چاقی من به خاطر دارو و ازدواج و بارداری و اشتها و ارثی و غداها و کم تحرکی و … هست .
من باور کرده بودم که خودم نمیتونم لاغر بشم و برای همین دنبال چیزی بودم که من رو لاغر کنه .شاید هنوزم این باور در اعماق وجود من ریشه داره خصوصا که من مدتی هست به خاطر نخوردن داروهای تیروییدم افزایش وزن یهویی داشتم و بازم این افکار در ذهن من میخوان رژه برن ولی خب به خاطر اطلاعاتی که دارم جلوی اونها رو میگیرم و ناراحت نمیشم و مسیرم رو رها نمیکنم و دنبال هیچ راه دیگه ای نمیرم و به خودم میگم دلیل اینکه من در گذشته از هر روش دیگه استفاده کردم این بوده که من گفتم نمیتونم لاعر بشم
ولی حالا باید هزاربار به خودم بگم
من میتونم لاغر بشم
من میتونم لاغر بشم
من میتونم لاغر بشم
من نیاز به هیچ چیز بیرونی ندارم من با قدرت ذهنم و توانایی خودم میتونم لاغر بشم .
من اگر حرف زدن و راه رفتن و آشپزی کردن و رانندگی و …رو بلد هستم از مهارتهای ذهن من هست پس مهارت لاغری رو هم میتونم با این دوره آموزشی یاد بگیرم و لاغر بشم .
این از توانایی مغر من هست که می تواند بی نهایت چیز رو یاد بگیرد .
لاغر شدن یکی از مواردی هست که من میتونم اون رو یاد بگیرم و اون اصلا سخت نیست و سالها به من اخبار اشتباهی دادند که لاغری سخت هست و برای همین من پناه می آوردم به انواع رژیم و ورزش های سخت و من هم فکر میکردم زیاد میخورم و بلد نیستم درست بخورم و میرفتم سراغ کارشناس تغذیه و از اون میخواستم بگه من چه غدای به جه مقداری در چه ساعتی بخورم .
من به خاطر ضعفم و اطلاع نداشتن از لاغری سالها به دنبال روشهای ناحالب و نادرست بودم .
سالها هست که چاقی در جامعه گسترش پیدا کرده و افراد دنبال راه های عجیب و غر یب هستند و خیلی دستگاه ها و قرصها و موادی به وجود اومده که ما رو لاغر کنه حتی جراحی ها رو انجام میدن و … ولی تمام این روشها افر اد چاق رو بیشتر تحریک میکنن که تو خودت نمیتونی لاغر بشی و ما با ابن روش به تو کمک میکنیم که لاغر بشی و این در حالی هست که این همه انسان متناسب هست که از این داروها. و قرصها استفاده نمی کنن و سالها هست متناسب هستند یعنی اونها هم از این مواد عذایی ما استفاده میکنن .پس تقصیر رو گردن غذاها نندازیم
پس در یک جامعه هم چاق هاو هم لاغر ها هر دو از یک سری مو اد غذایی استفاده میکنند
پس هر چه حرفها شنیدیم باید فر اموش کنیم تنها چیزی که باعث تناسب ما میشه فرمانهای مغزی ما هست که باید تغییر کنه اینطور خود به خود ما متناسب میشیم .
برای مثال من اگر مسیرها رو یاد گرفتم و خودم به راحتی همه جا میرم چون اونها رو بارها شنیدم و دیدم و یاد گرفتم و من هیچ وقت اونها رو با آمپول و قرص یاد نگرفتم پس چاقی و لاغری هم یاد گرفتنی هست
چاقی به خاطر تفاوت سوخت و ساز و تحرک و من و ارثی و … نیست و من به خاطر بارها شنیدن و دیدن کلی از این حرفها چاق شدم .یعنی اول شنیدم و بعد باور کردم و در نهایت چاق شدم
من به شکلی دارم در مورد خودم و وضعیتم و اینده ام فکر میکنم که نتیجه اش میشه چاقی و من انتظار چاقی از خودم دارم من هر لقمه که میخورم قدرت چاقی من رو نداره ولی با این فکر که من الان دارم چاقتر میشم تجسم چاقی در من به وجود میاد و من چاق میشم اما در لاغرها همچین افکاری نیست نمونه اش دهتر خودم اصلافکر چاقی نداره و چاق نمیشه یا خووهرم یا خواهر همسرم و ..
فرد چاق به چاقی فکر میکنه و ترس داره که الان چاق تر مبشه و دقیقا چاقتر هم میشه و این قدرت ذهن من هست .
مغز من بیرون رو نمیبینه و از طریق چشم و گوش و لامسه با بیرون ا رتباط داره من اگر چیز داغی رو بگیرم از طریق لامسه متوجه میشم که چیز داغ رو نباید بگیرم اون من رو میسوزونه
نگاه به بچه های کوچیک کنید اونها اوایل راه رفتن میفتن ولی به مرور یاد میگرن که چطور راه برن و نیفتن پس همه چیز یاد گرفتنی هست من چاقی رو هم یاد گرفتم پس لاغر شدن هم باید یاد گرفت .
همانطور که من نمیتونم با مصرف دارو زبان انگلیسی یاد بگیرم یا نقشه هارو یاد بگیرم پس با هیچ قرص و آمپول و .. نمیشه لاغر شدن رو یاد گرفت اون یه چیز کاملا درونی هست .
.بنویسید در گذشته از چه روشهایی استفاده کردید وکجاها گول خوردیدکه نمیتونید لاغر بشید مگر اون راه خاص رو بری :
من در گدشته چندین بار گول خوردم یادم میاد چقدر با شدت ورزش و رژیم داشتم و به خودم فشار می اوردم که شاید کمتر چاق بشم و لی هیچ وقت نتیجه دلخواهم رو نگرفتم من سالها از راه کم خوری و ورزش شدید خودم رو به زور لاغر استخونی میکردم ولی خب مقطی بود و به محض رها کر دن دوباره چاق میشدم تا اینکه چند سال بعد از بارداری دومم که خیلی چاق شده بودم و از خودم متنفر یودم و گفتم خودم نمیتونم لاغر بشم رفتم پیش کارشناس تغذیه و با انگیزه شدید رژیم گرفتم و ورزش کرد م و سی کیلو کم کرد. م ولی به محض ایده ال شدنم که انگیزم کمتر شد من دوباره هی برگشت وزن داشتم و در زمان کم ده کیلو از اون کاهش وزن من بر گشت و من دوباره پیش اون کارشناس میرفتم و درخواست رژیم سخت تر میکردم و سالها اینطور بودم و در رفت و امد بین چاقی و لاغری بودم تا جایی که دیگه با وجود این که واقعا ته رژیم و ورزش بودم ولی لاغر نمیشدم بلکه چاقتر هم میشدم و همه میگفتن بس که حساسی و واقعا من هم من تمام فکر و ذکرم شده بود چاقی و لاغری و از زندگی لذت نمیبردم و همیشه ناراحت بودم و غصه میخوروم و حتی گریه میکر م و دیگه اطرافیانم میدونستن که اگر ناراحت هستم به خاطر این هست که چاقتر شدم برای همین میخواستم برم به سمت قرصها و دمنوش و به شدت داشتم پیگیری میکردم که به طرز معجزه آسایی با این راه آشنا شدم .
چقدر من نادان بودم هنوزم گاهی اوقات اطرافیانی میبینم که میگن ما فلان کار رو کردیم خوبه و میبینم که خیلی هم لاغر شدن ولی دیگه گول نمیخورم و میگم تنها راه لاغری همین راه هست و من خودم توانمند و قدرتمندم و لاغری بسیار اسان هست
هیچ تفاوتی بین من و افراد متناسب اطرافم نیست فقط اونها چاقی رو یاد نگرفتن ولی من یه مهارت بیشتر از اون ها بلد هستم و این که ایر ادی نداره من چیزی بیشتر از اونها دارم ولی کمتر ندارم پس من مهارت لاغری رو هم یاد میگیرم و من به زودی زود جسم بسیار زیبای لاعر و طریف و سایز قشنگ گذشته ی خودم رو به دست میارم.
حالا که اینطور فکر میکنم باید واقعا نگران نباشم و ناراحت نباشم و مدام خودم رو اذیت نکنم و دنبال چک کردن خودم در لباسها و مقدار غذاها نباشم و بی خیال تمام این چیزها فقط با حال خوب زندگی کنم انگار که الان لاغر ایده ال هستم و همانطور شاد و عالی زندگی کنم
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
من تصمیم گرفتم بعد از مدتها دوباره وارد دوره ی صد گام بشم و از گام اول با اشتیاق فراوان و عشق اون رو تکرار کنم .
من هم در گذشته ی نه چندان دور پذیرفته بودم که دیگه باید چاق باشم و هیچ راهی ندارم و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم برای لاغری بیشتر به این نتیجه میرسیدم که این سرنوشت من هست که چاقی همراه من باشه و به زور رژیم و ورزش شاید لاغر بشم، اما تا کی باید این کارها رو میکردم گاهی اوقات واقعا خسته میشدم و اونها رو رها میکردم اما دویاره به عشق لاغری بعد از مدتی هر دو رو شروع میکردم و بارها به خودم میگفتم خب هر کس یه طوری خلق شده بعضیا چاق بعضیا لاعر هستن باید بپذیرم که بدن من هم اینطور هست با متناسب ها فرق داره و من اگر خیلی لاغری رو دوست دارم باید بسیار رژیم بگیرم و ورزش کنمدحتی رزیم از دکتر بگیرم که راحت تر جواب بده بماند که این اواخر اینها هم دیگه جواب نمیدادن و من بسیار ناراحت بودم تا به این راه الهی هدایت شدم .
من بارها گفتم که قبل از ازدواج بسیار لاغر بودم و هر چه میخواستم میخوردم اما بسیار لاغر بودم تا اینکه ازدواج کردم و اونجا بود که اولین باورهای نادرست در ذهن من جوانه زد که خانواده ی ما با ازدواج چاق میشین و چندین سال که از ازدواجم گذشت من احساس کردم خیلی چاقتر شدم و اون اوایل اطرافیان چقدر به من گفتن چاقی،به من میاد و من قشنگ تر شدم و من تو دل برو تر شدم و اما دیگه بعد از دو سه سال خیلی چاق شدم طوری که هر موقع برای خرید لباس به بازار میرفتم لباس به راجتی گیرم نمی اومد و من متوجه شدم اضافه وزن قابل توجهی پیدا کردم و چون هیچ دلیل خاصی نداشتم میگفتم اشتهام زیاد شده و فعالیتم کم شده و این ژنتیک خانواده ی ما هست که بعد از،ازدواج چاق بشیم برای همین چاق شدم و واقعا بیشتر میخوردم چون باور داشتم بعد از ازدواج چاق میشم و زیاد نمونه هم دیده بودم که افراد بعد از ازدواج چاق میشن مثل خواهرم و خواهرای همسرم و برادرم و ….و من هم راحت در اون زمان چاق شدم .و چقدر من در اون زمان ورزش کردم خودم رژیم سر خود گرفتم زیر دستگاه های برقی میرفتم که چاقی شکمی رو از بین ببرم و واقعا دردناک بود و چون فکر میکردم این چاقی به من تحمیل شده و ناخواسته در من به وجود اومده و من خودم تواان از بین بردن اون رو ندارم دست به دامان روشهای بیرونی میشدم چون فکر میکردم خودم نمیتونم لاغر بشم اما حالا هزار بار باید بگم من خودم میتونم لآعر بشم .
من میتونم لاغر بشم
من میتونم لاغر بشم
من میتونم لاغر بشم
همانطور که من خواندن و نو شتن و رانندگی و اشپزی و ….رو یادگرفتم پس لاغری رو هم میتونم یاد بگیرم .
لاعر شدن سخت نیست بسیار آسان هست هر چقدر بقیه گفتن لاغری سخت هست نباید باور کنم چون هیچ اطلاعی از راه درست لاغری با ذهن ندارن و ما هم در گذشته به خاطر این باور نادرست که لاعری سخت به راه های سخت رژیم و ورزش پناه میبردیم و از بس هم که گفته بودن باید کم غدا بخوری و زیاد ورزش کنی پذیرفته بودم که تنها راه لاعری همین دو کار هست و اتفاقا بسیار هم با این دوکار سخت در زماتهای مختلف خوب لاغر میشدم اما هیچ وقت نتیجه برام ماندگار نبود و همین قضیه به شدت من رو خسته و ناراحت میکردو همیشه باید درگیر مقدار خوردنها و فعالیتهام می بودم و اگر کمی رژیمم بهم میخورد بسیار ناراحت میشدم که الان من چاق میشم و چاق هم میشدم .
همه ی روشهای لاغری به افراد چاق میگن تو نمیتونی لاغر بشی مگر از این روشها استفاده کنی و افراد چاق به شدت درگیر اونها میشن اما اگر به اطرافمون نگاه کنیم افراد متناسب هرگز در گیر هیچ روش لاغری نیستن و به شدت هم متناسب هستن و تازه اگر توجه کنیم میبینیم افراد لاغر از همون غداهای ما استفاده میکنن اما لاغر هم هستن .
مثلا خیلی ها میگن نون و برنج و شیرینی و روعن و .. شما رو چاق میکنه اما چرا لاغرها استفاده میکنن و لاغر هستن ؟؟
پس باید باورهای ذهنی ما تغییر کنه نه غداهای ما و تغییر باورها با هیچ روش مثل ورزش و رژیم تغییر نمیکنه من با فایل گوش دادن و دیدن و نوشتن میتونم باورهام رو تغییر بدم .
همینجا باید بگم سه روز پیش در جمعی بودم با چند خانم جوان که سه تا از ما لاغر بود سه نفر چاق بودن و سکی از اون خانم های چاق چقدر هم خانم با،سواد امروزی بود اما به،شدت برای لاعری دنبال رژیم و ورزش و کالری شماری بود و تمام این کارها رو بسیار راه درست برای لاغری میدانست و همش نگران از خوردن بود و چقدر هم به قول خودش هر سال جاقتر میشد اما هرگز نمیشد بگم این راه لاغری نیست اخه برای کسی که در مسیر نیست از این سبک حرف زدنها سخته به من میخندن و این حرفها رو قبول ندارن برای همین من فقط گوش میدادم و اتفاقا بارها به من نگاه میکرد و میگفت اندام شما عالیه تازه حس میکنم از چند وقت پیش لاغر تر هم شدین و من در دلم میگفتم چون راهم درسته چون لاغری رو یاد گرفتم چون خدا هدایتم کرد چون لاغری حق من هست و …و چقدر با دیدن این افراد یاد گذشته های خودم افتادم و چقدر از من میخواست باهاش برم باشگاه و اما من میدونستم هیچ کدوم راه لاغری درست نیست و از مسیر درست خودم لیز نخوردم .
من چاقی رو یاد گرفتم چاقی به خاطر قرصهای من و اشتهام و … نیست چاقی به خاطر افکار و رفتار من هست من به،شکلی زندگی میکنم که نتیجه اش،میشه چاقی من هر لقمه که میخورم انتظازم از خودم چاقی هست در حالی که هر لقمه همچین کاری نمیکنه اما من با افکار نادرستم و تجسم چاقی خودم رو چاق میکنم اما افراد متناسب این بخش،ما رو ندارن یعنی اونها با غدا خوردن فکر نمیکنن که چاقتر میشن مثل همسر خودم دقیقا همینطور هست هر چه بخواد شیرینی و غدا و نون بسیار میخوره اما فکر چاقی هرگز نداره با دل راحت میخوره بر عکس چاقها همش موقع خوردن ناراحت و نارام هستن و حرص میخورن و چاقتر هم میشن .
مغر ما هر چیزی رو میتونه یاد بگیره و چاقی رو هم یاد گرفتیم بنابر این لاغری رو هم میشه یاد گرفت و با دارو و ورزش و دمنوش و قرص به دست نمیاد .
هیچ اطلاعاتی در دنیا با دمنوش و قرص و کرم به دست نمیاد و لاغری هم به این طریق به دست نمیاد .
من این اواخر فکر می کردم دیگه به خاطر داروهام لاغر بشو نیستم و یکم اضافه وزن دیگه حق من هست اما همین چند وقت پیش به خاطر یه قضیه ای بسیار لاعر شدم اونم راحت بدون هیچ کار. اضافه ای و فقط در حد رفع نیاز یکم عدا میخوردم و بسیار لاغر شدم و بعدا به خودم گفتم ببین جسم من خیلی راحت در هر زمانی اماده ی لاعر شدن هست اگر درست رفتار کنم و بدون فرمولهای چاقی عذا خورم یعنی در حد رفع گرسنگی غذا بخورم .
من توانایی لاعر شدن دارم و نباید گول هیچ فرد باسواد حتی دکترها و افراد سطح بالا رو بخورم هیچ ورزش و رژیمی نمیشه من رولاغر کنه من در گذشته چقدر گول رژیم های کارشناس های تغذیه رو خوردم من جقدر گول افراد اطرافم رو خوردم و کم تر عذا میخوردم که میگفتن کم بخور و بیشتر ورزش کن چقدر اطرافیان بهم گفتن غداها رو تفکیک کنید و هر چیزی رو نخور و من این کار رو کردم اما مقطعی جواب میداد اونم با زحر و سختی و یه جاهایی کم میوردم و حرص و ولع شدید غداها یی که در اونها محدود بودم رو پیدا میکردم واقعا من گول خوردم و من چقدر در مقابل خودم احساس ضعیفی میکردم و حس بی انگیزگی میکردم هنوزم از این افراد در اطراف من بسیار هست که میخوان از این طریق های نادرست مثل عمل معده و رژیم و ورزش و قرص و … لاعر بشن و من رو هم میخوان گمراه کنن اما من دیگه گول نمیخورم و در دلم میگم تو برو تا اخرش برو من که رفتم و جز سختی و نتیجه مقطعی و نارامی و حال بد و افسردگی و … چیزی برام نداشته و اینقدر این راه رو دوست دارم و نتایجم از این راه زیاد هست که دوست ندارم حتی لحظه ای،به اون دوران برگردم .
سلام و درود خدمت استاد گرامی و تمام دوستان عزیزم
من دختری بودم که در دوران نوجوانی وبلوغ و کودکی و خردسالی و … واقعا لاغر بودم اما زمانی که ازدواج کردم خیلی آهسته من شروع به چاق شدن کردم و من طوری چاق شدم که از همون دوران نامزدی تا زمان ازدواجم حدودا ده ، دوازده کیلو چاق تر شدم و چقدر همه از این اتفاق خوشحال بودند و میگفتن زیباتر شدی و از طرفی هم من این آگاهی رودر ذهن داشتم که خانواده ی ما و.اکثر آدمها بعد از ازدواج چاق میشن و این امر طبیعی هست و …چون خواهرم و همسر ایشون و خیلی از اطرافیانم رو دیده بودم که بعد از ازدواج چقدر چاق شدن وبارها به خودم میگفتم اگر من بعد از ازدواجم چاق شدم این کاملا طبیعی هست و اما باید بگم من جز افرادی بودم که چاقی رو نپذیرفتم و ارز همون دوران نامزدی که متوجه تغییراتی درجسمم شدم من یک ماه رفتم باشگاه و اما چون هنوز خیلی انگیزه برای لاغری نداشتم و خیلی چاق نبودم پس تغییری نکردم و رها کردم و اما بعد ازازدواجم چون بیشتر چاق شدم و دیگه میدیدم اطرافیان میگن و خودم هم مشکلاتی داشتم در خریدن و ….با انگیزه ی بیشتری شروع به حرکت برای لاغری کردم و تا حدودی هم موفق شدم یعنی من با کم خوری های خودم تا حدودی تونستم لاغر تر بشم و خلاصه اینکه من در طول دوران اضافه وزنم ، چاقی و نمیپذیرفتم ومیخواستم به هر طریقی هست از شر اون خلاص بشم و من راه های مختلفی رو امتحان کردم
مثلا اوایل ازدواجم به همراه خواهرم برای لاغری زیر وسیله های برقی رفتیم که میخواستن با جریان برق و ایجاد شوک. من رو لاغر کنن که واقعا دردناک بود و من چند جلسه رفتم و دیگه تحمل درد نداشتم و نرفتم واما بعد از اون همیشه به دنبال کم خوری وتحرک بودم یعنی خودم همینطوری غذا کمتر میخوردم معمولا شام رو حذف میکردم و به باشگاه میرفتم و انصافا لاغر تر هم میشدم و من از این طریق بارها وزنهای عالی کم کردم و موفق بودم اما هیچ وقت اون نتیجه ها برام ماندگارنبود و همین قضیه خیلی عصبانیم میکرد و من فکر میکردم بدنم با لاغرها به فرقی داره که من نمیتونم برای همیشه لاغر بشم برای همین این اواخر به دنبال قرص و دمنوش. و چای سبز و … برای لاغری بودم که اما فرصت نشد بخورم و من به این مسیر هدایت شدم اما واقعا سالهای سال خصوصا پنج سال قبل از آشنایی با این مسیر من مورد آزار و اذیت قرار گرفتم چون دلم میخواست بخورم اما نمیتونستم و من شب و روز در زجر و محدودیت بودم اما من یه سال آخر با تمام محدودیتهام و سختی هام نه تنها لاغر تر نمیشدم بلکه چاقتر میشدم و من زجر میکشیدم کلا من در گذشته که چاق شدم باور کرده بودم خودم به صورت طبیعی نمیتونم لاغر بشم مگر در رژیم و ورزش شدید باشم تا شاید لاغر تر بشم که این اواخر دیگه این باورم هم به خاطر داروهام و حرفهای پزشکان خراب شده بود و من باور کرده بودم چون دارو میخورم باوجود هر تلاشی که برای لاغری میکنم من باید چاق تر بشم و اون دیگه عمق فاجعه در چند سال اخیرم که درگیرچاقی بودم ،بود و من رو خسته و ناامید کرده بود و اما حالا که در مسیرم متوجه میشم چقدر فرمولهای ذهنی من درگذشته باعث چاقی من شدن و عوامل بیرونی هیچ کاره بودن و هستن و من چقدر راحت تر درک میکنم من از طریق ذهنم چاق شدم من چاقی و یاد گرفتم که چاق شدم و جسم من هیچ موردی نداشته و جسم من هیچ تفاوتی با لاغرها نداشته فقط تفاوت من و افراد لاغر در ذهن ما بوده و همون ذهن چاق نتیجه رو برای من رقم زده و من روچاق میکرده .
من یادم میاد در گذشته چقدر از خوردن میترسیدم ، چقدر عذاب وجدان داشتم ، چقدر به همه میگفتم که من الان چاقتر میشم و همین کار باعث چاقی در من میشد
من چاقی رو یاد گرفتم پس لاغری رو هم یاد میگیرم و این لاغری با دارو ورژیم و عمل جراحی و… به دست نمیاد همانطور که من کلی مهارت رو از طریق ذهنم یادگرفتم باید این مهارت رو هم از طریق ذهنم یاد بگیرم .من در گذشته بارها گول خوردم اما ارزش داشت اگر من اون شرایط و تجربه نمیکردم شاید آلان من اینجا نبودم من بارها و بارها از طریق رژیم که خودم به خودم میدادم لاغر میشدم و اما این اواخر که واقعا میخواستم سریع تر لاغر بشم پیش کارشناس تغذیه رفتم و چقدر من سالها هزینه کردم و زیر نظر ایشون بودم و اگر وزنم کمی بالا میرفت من سریع درخواست رژیم جدید میکردم و طوری جسمم رو وابسته به رژیم های ایشون کرده بودم که بقیه مسخرم میکردن فلانی تا کی میخوای این طوری هزینه کنی و همش رژیم بگیری دیگه ول کن خسته نشدی ؟؟؟ و من خلاصه خیلی گول خوردم و تلاش کردم و اما هیچ وقت نتیجه دایمی نگرفتم و من یادم میاد این اواخر که دارو میخوردم و هر ماه چاقتر میشدم هر جا مینشستم میگفتم وای حالا چه کنم دیگه تقصیر من نیست کاری از دستم بر نمیاد من هر کاری باشه میکنم اما لاغر تر که نمیشم هیچ چاقتر هم میشم و با حسرت به لاغرها نگاه میکردم و خودم رو در جمع تحقیر میکردم و سرزنش میکردم و هر کس چیزی بهم میگفت و من بلاتکلیف بودم که چه کنم و بیشتر احساس ناتوانی در لاغری میکردم و اینقدر ناامید بودم و خسته و کلافه بودم تا خدا من رو به این راه هدایت کرد و من با تک تک سلولهام این روش رو باور کردم و به حرفهای استاد عمل کردم و دیدم که چقدر اوضاعم تغییر کرد و خدا شاهده الان خیلی به خودم فشار میارم که اون روزهای ناراحت کننده رو با جزییات به یاد بیارم چون واقعا از اون دوران فاصله گرفتم و من در شرایط رویایی هستم که همه چیز عالی هست هم اندامم هم حسم هم حالم هم آزادیم و …. و من دارم با عشق این راه رو دنبال میکنم و دیگه گول هیچ روشی رو نمیخورم و من فقط با این روش حالم خوبه و با عشق دنبال میکنم اتفاقا یکی از اطرافیان من که بسیار چاق بودن چند روز پیش متوجه شد دم که ایشون یه هفته ای هست که به خاطر چاقی زیاد و رنج و ناراحتی و بیماری از چاقی رفتن عمل اسلیو معده کردن و دارن دوران نقاهت خودشون رو سپری میکنن و من چقدر برای این ناآگاهی اطرافیانم ناراحتم هستم و از خدا میخوام هر کس احتیاج به این راه داره راحت هدایتش کنه مثل خود خودم که چقدر خوشحالم به این راه هدایت شدم و این آگاهی های ناب رو دارم و من حتی از اینکه میبینم اطرافیانم چقدر در زجر و محدودیت رژیم هستن واقعا ناراحت میشم چه برسه به عمل و …من دوست دارم پیش اونها این روش رو فریاد بزنم اما چون میدونم در مدار شنیدن این اگاهی ها نیستن هیچ نمیگم و سکوت میکنم .
من خیلی گول خوردم من در این بیست سال چاقی که داشتم
بار اول سال ۸۲ از طریق جریان برق میخواستم لاغر بشم و گول خوردم
بار دوم همون سال ۸۲ از طریق ورزش میخواستم لاغر بشم و گول خوردم
سال ۸۳ از طریق کم خوری خودم گول خوردم و هشت کیلویی لاغر شدم .
سال 86 من از طریق ورزش در باشگاه ،و رژیم های خودم که نخوردن شام و هله هوله بود من 25کیلویی لاغر شدم و گول خوردم
سال 90من از طریق بازم ورزش،و رژیم 18کیلو کم کردم و گول خوردم
سال 93من ازطریق دکتر تغذیه و باشگاه 30کیلو کم کردم و گول خوردم
ارسال 93تا 98 من همش در حال رفت و آمد بین چاقی و لاغری بودم و تحت نظر کارشناس تغذیه بودم و ورزش شدید باشگاهی داشتم و بازم گول خوردم
و اما من الان به مدت سه سال هست در مسیری هستم که عاشق اونم که سبک زندگی من شده و من با علاقه و عشق دارم دنبالش میکنم و هر روز زیباتر و خوشاندام تر میشم .
به نام خدای مهربان
متاسفانه متناسب شدن و لاغر شدن رو در ذهن ما اینقدر سخت و دشوار کردن که اگر روشی راحت بود ما باورش نمیکنیم در واقع اینقدر گفتن لاغر شدن با عرق کردن و فعالیت شدید کردن و نخوردن و سختی کشیدن همراه هست که دیگه ما باور کردیم لاغری سخت هست و ذهن ما با بارها شنیدن این حرفها دیگه نمیتونه لاغر بشه پس دقت کنید درمورد اضافه وزن چی رو باور میکنید .
مگر یک فرد چاق در این دنیا چه چیز میخواهد غیر از اینکه راحت بخوره و ترس و عذاب وجدان نداشته باشه آخه همه ی ما هر روز داریم غذا میخوریم ولی با ترس میخوریم باید یاد بگیریم بدون ترس بخوریم و این فرق یک ذهن متناسب و ذهن چاق هست اونی که با ترس غذا میخوره هی چاقتر میشه و اونی که با لذت میخوره هر چقدر بخوره چاق نمیشه .
فردی که اضافه وزن داره دوست داره با لذت بخوره و ترس از چاق شدن نداشته باشه و احساس خوب داشته باشه و سلامت و شاد باشه .
اگر الان از چاق شدن هراس داری بدون فقط تفاوت تو با یک متناسب در فرمولهای ذهنی شما هست پس به هر حرفی توجه نکن که میگه تو باید از فلان چیز بخوری یا بمالی و …. تا لاغر بشی خیلی از تبلیغات میان در ذهن ما لاغر شدن رو سخت میکنن ولی گول نخورید اینطور نیست لاغر شدن بسیار آسان هست .
پس تبلیغات اول ما رو تحت فشار فشار میزارن که تو نمیتونی لاغر بشی چون متابولیسم تو کم و یا سوخت و ساز تو کم و یا تیروییدت مشکل داره ووووووو بعد میگن بیا این کار روی بکن که من میگم تا لاغر بشی !!!.
شما وقتی چاقتر میشی هی حرص میخوری هی اذیتی .
یکی از مزایای لاغری با ذهن این هست که به شما اطمینان داده میشه که لاغر میشی .وقتی این رو باور کردی ذهن میپزیره و مسیر شروع میشه اگر باور کنی لاغر شدن سخته به همون اندازه که باور کنی سخته ذهن میپزیره و لاغر شدن به همون اندازه سخت میشه ذهن ما اصولا کاری که براش سخت باشه انجام نمیده .
افکار و نگرشت باید تغییر کنه وقتی یاد گرفتی چطور لاغر بشی اون همه ترس و نگرانی تموم مبشه و میگی که من میتونم لاغر بشم و بعدا خندت میگیره به این حرفها که میگفتی .
نوشته های بچه ها رو بخون تا ذهنت باور کنه و بپذیره لاغر شدن راحت هست .
الان در ذهن ما لاغری راحت و آسان هست خیلی باور پذیر تر شده به نسبت قبل از آشنایی چرا ؟؟چون داریم اطلاعات درست میدیم و وقتی ذهن این مساله رو پذیرفت در مسیرش قرار میگیری .
پس نگو لاغری سخت و دشوار هست باور کن لاغررشدن آسون هست و میشه زندگی جدیدی رو تجربه کرد .
برداشت من از فایل :
واقعا من یه عمر اشتباه فکر کردم و شنیدم و دیدم که لاغری سخت و دشوار هست که باید حتما زجر و سختی بکشم و پدرم در بیاد تا لاغر بشم و من همیشه به اطرافیانم میگفتم من باید ماه ها جون بکنم تا ۲۰۰ گرم کم کنم ولی خیلی راحت در عرض یک مدت کم من چندین کیلو اضافه میکنم چرا اخه اینطور هست ؟؟و هر چقدر بیشتر این حرفها رو باور میکردم و به زبون میاوردم لاغرشدن برام سخت تر میشد . و اما در کنار این باور غلط کلی باور غلط دیگه هم داشتم که جسممن با متناسب ها حتما یه فرقی داره که من چاقم و اون لاغر و یا باور داشتم من همیشه میل به عدا دارم و دست خودم نیست و اما متناسبها میل به غدا ندارن و خوش به حالشون هست و یا این اواخر باور داشتم که در بدن من کلی مسایل هست که من رو چاق میکنه مثل کم کاری تیرویید و من باید با اونها بجنگم که چاقی بر من علبه نکنه و کارم سخت تر از بقیه هست و از بعضی غداها خیلی وحشت داشتم و ترس از خوردن خیلی از اونها رو داشتم حتی ترس از ورزش نکردن و …. داشتم که میگفتم وای اگر من غدای سرخ شده و یا فست فود بخورم و ورزش نکنم کلی چاقتر میشم و من همیشه باید در محدودیت و فعالیت شدید باشم و اما نتیجه برای من برعکس شده بود و با وجود ورزش سنگین و رژیم شدید من هر روز چاقتر میشدم .
و این اواخر چاقی رو مثل یک غول بزرگ فرض میکردم که کل جسم من رو گرفته و من در مقابل اون بسیار ناتوانم و همش باید به خودم فشار بیارم تا شاید یکم کوچیکترش کنم و هلش بدم از تو جسمم بره عقب ولی این اواخر انگار زورم دیگه به اون نمیرسید و اون داشت روز به روز در من بیشتر میشد و من دیگه بسیار ناراحت و ناامید و ناتوان بودم و از خدا میخواستم تا کمکم کنه و خد اوند من رو به سایت تناسب فکری هدایت کرد و زمانی که وارد سایت شدم دیدم چقدر از سطح بالایی به این قضبه نگاه شده چقدر اگاهی های جالبی اینجا هست کلی پرده از جلوی چشمام کنار رفت و دیدم بابا همه چیز رو که من دخیل در چاقی و لاعری خودم میدونستم هیچ کاره هستن فقط خودمم که خودم رو چاق و یا لاغر میکنم با قدرت ذهنم و وقتی تعهد دادم خودم مسول چاقی و لاغری خودم هستم خیلی خوشم اومد انگار اطمینان داشتم حالا که اینطوره پس من میتونم دوباره به تنهایی بدون هیچ عامل بیرونی فقط با کمک فایلهای استاد دوباره لاغر بشم و احساس توانمندی و شادی و آرامش،و احساس خوب پیدا کردم و احساس اعتماد به نفس بهتری پیدا کر دم ووو و و هر وقت هر حرفی رو استاد در فایلها میگفتن بسیار از نظر من به جا و منطقی و درست بود و انگار از دل من حرف میزدن و من اون موقع از ۱۲ جلسه ی رایگان شروع کردم و چقدر همه چیز رو با گوشت و پوست تنم لمس کرده بودم و چقدر من از این موانع و باورهای غلط داشتم و همونجا بود که من این روش و حرفهای استاد رو مثل وحی منزل پذیرفتم و همون موقع بود که قبول کردم که لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست یعنی در مقابلش مقاومتی نداشتم ولی کار برد تا در عمق ذهنم نفود کنه با یک دفعه نبود بسیار با خودم گفتم و خوندم و حرفهای استاد رو شنیدم و تکرار کردم و حتی یادممیاد نوشتم به در یخچال زدم تا دیگه خیلی برام این جمله طبیعی شد ولی هنوزم باید تکرار کنم تا بازم بیشتر برام طلیعی بشه که لاعری مثل نفس کشیدن من و صربان قلب من خیلی راحت در من جاری میشه و اصلا سخت نیست .
من الان بعد از چندین ماه بودن در سایت دیگه برعکس شدم اگه کسی بگه لاغری سخته تعجب میکنم اگر کسی بگه خوش به حال لاغر ها تعحب میکنم اگر کسی بگه از خوردن فلان چیز میترسم تعجب میکنم اگر کسی بگه برای لاغری باید زجر و سختی کشید و همیشه با چاقی جنگید تعجب میکنم واگر کسی بگه میخوام عمل کنم تا لاعر بشم تعجب میکنم و یا از هرروش دیگه مثل ورزش،و رژیم گرفتن حرف بزنه برای لاغری که لاغر بشه من تعجب میکنم چون تنها راه درست لاغری از طریق ذهن هست چون من میدونم خوردن یه دستور مغزی هست و باید از معز ما این دستور خوردن درست بشه و با فشار به جسم و هیچ چیز دیگه درست نمیشه اگر هم برای یه مقطعی کسی از راه غلط لاعر بشه جون همچنان دستور مغری غلط هست و درستش نکرده دوباره اون شخص به جای اولش برمیگرده ….
پس تو درست رفتار کن و به حرفها و تمرینات استاد عمل کن عاشق خودت و جسمت باش و یه سری کارها رو که استاد میگه انجام نده و یا یه سریها رو که استاد میگه انجام بده اونها رو انجام بده تا خود به خود و طبیعی لاغری وارد زنگیت و جسمت بشه و تو بیشتر لذت ببری .
خدا شاهده از وقتی وارد سایت شدم هیچ ورزشی حتی یک پیاده روی ساده رو هم ندارم و هیچ رژیمی و محدودیتی ندارم همین دیشب دیر وقت گرسنه بودم به اندازه نیازم خوردم و از خودم راضی بودم اونم برنج و جوجه چیزی که قبلا جرات نمیکردم برا شام بخورم حالا دیشب اخر وقت خوردم مگر من غیر از این که راحت بخورم با لذت بخورم حالم و احساسم خوب باشه و آرامش داشته باشم و تناسب اندام و سلامتی بیشتر داشته باشم و شادی داشته باشم دیگه چه چیزی میخوام این همه آزادی در خوردنم بسیار ارزشمند هست و من که یه مدت درگیر رژیم و ورزش شدید بودم و درد چاقی و این مسایل رو کشیدم حالا میدونم چقدر این آزادی ارزشمند هست و شکر گذار خدا هستم و من که قبلا چاق بودم میدونم چقدر تناسب اونم به این روش ذهنی ارزشمند هست و آزادی میاره و هر روز بیشتر از قبل شکر گذار خدای خودم هستم که در این مسیر و دوره ها هستم و یه فرد که از اول متناسب بوده قطعا مثل من این دید رو به خوردنش و اندام خودش نداره و خیلی براش چیز خاصی نیست و لی این چاقی و مشکلاتش در گذشته باعث شده که من الان خیلی از چیزها رو بهتر درک کنم و پیداشون کنم و حتی وجود خودم و خدای خودم رو بهتر پیدا کنم برای همین هیچ وقت به چاقیم به عنوان یه چیز بد نگاه نمیکنم و بارها میگم چه خوب شد که به این مشکلات بر خورم که حالا در این مسیر باشم و از دل اون تضاد چاقی به خوبیهاش نگاه میکنم و دیگه بهش تنفری ندارم و میدونم اونم به زودی از جسممن بیرون میره .
متاسفانه متناسب شدن رو اینقدر در ذهن ما سخت کردن که حتی اگر یه روش آسون و راحت هم باشه ما نمیتونیم باور کنیم چون بارها گفتن باید عرق کنی و غذا نخوری و رنج و سختی بکشی و… تا لاعر بشی و اینجوری در ذهن ما جا افتاده که متناسب شدن سخت هست و ما باید مواظب باشیم در مورد اضافه وزن چه چیزی میشنویم .و هی گفتن لاغری سخته باید کالری بشماری و حواست به خوردنت باشه و اما نگاه کن خیلی از آدم ها در اطرافت هستن که لاغر هستن و اصلا کالری نمیشمرن و اصلا ترسی از خوردن ندارن پس چرا ؟؟
اصلا مگر ما از این دنیا چه میخواییم میخواییم با ِلذت غذا بخوریم و نترسیم که یه فرد چاق با ترس و لرز میخوره و اما لاغرها به راحتی هر چی بخوان میخورن و این فرق ذهن چاق و لاغر هست بنابراین اگر حالا میترسی از چاق شدن و سلامتی نداری بدون مربوط میشه به فرمولهای ذهنی شما و هر چی میگن فلان کار رو بکن و چی بخور و .. گول نخورید در تبلیغات اول میان لاغر شدن رو سخت میکنن و بعد تنها راهش رو میگن خرید این محصولات و این خوردنیها و این کارهای ما هست حالا بیا بخر پس اول ما رو مبترسونن و بعد میگن بیا این کار رو انجام بده لاغر شدن خیلی راحتتر از چاق شدن هست وقتی میخوای چاق بشی هی حرص میخوری هی ناراحتی و ..ولی در لاغری آرامش داری و لذت میبری و حالت خوبه و .. چطور هست فردی که در دوره هست همیشه با لذت غدا میخوره اما شما همون غذا رو با ترس و لرز میخورین؟چون افکار و دهن این دو فرد متفاوت هست و گرنه غذا ها و مواد غذایی که یکی هست پی بهتر به جای رزیم مواد غذایی رزیم افکار و باورها داشته باشیم چون این ذهن ما هست که قدرت داره ما رو چاق کنه و یا لاعر کنی نه هیچ مواد غذاایی پس همیشه مراقب باشید با لدت و بدون هیچ ترس و نگرانی و فکر های منفی بتونید غذا بخورید و لذت ببرید.
شما باید باور کنید که میتونید لاعر بشید و ذهن وقتی این رو پدیرفت دیگه کار راحت میشه اگر پدیرفتی لاغری سخت هست پس اتفاق هم برات نمیوفته و انجام نمیشه چون ذهن کارهای سخت رو انجام نمیده پس اول باید لاغری رو برای خودت آسون و راحت کنی با همین دورها و گوش دادن و ونوشتن دیگه همه چیز برعکس میشه و شما مطمعن میشد میتونید لاعر بشید پس استفاده کنید و به ذهنتون اطلاعات جدید بدید با خوندن کامنت بچها و با گوش دادن به فایل بابا هر روز بخون لاغری با ذهن آسون هست هر چند ذهنت بگه دروغ هست اما تو بازم گوش بده و این نجواها رو ول کن اینطور ذهنت میپذیره و شما در مسیر لاغری قرار میگیرید .
پس باور کنید لاغر شدن آسون هست و میشه لاغر شد و زندگی جدیدی رو رقم بزنیم .
من پدیرفتم همانطور که استاد و دوستان شگفتی ساز پدیرفتن که لاعر شدن راحت هست و کاری نداره و من با تغییر یه سری افکار و باورها که با استمرارو اشتیاق به دستشون میارم به لاغری ایده الم میرسم واصلا گول اطرافیان رو نمیخورم که همیشه به ما گفتن لاعر شدن سخت هست باید پدرت در بیاد تا لاغر بشی و لاغرشدن با زجر و رنج هست نه گول نمیخورم و الان برعکس میگم چاق شدن سخت هست و پدر من رو در میاره و لاعر شدن آسون هست چرا ؟
چون داخل چاقی بیماری هست با کمی راه رفتن و فعالیت به نفس نفس زدن میوفتی و تنگی نفس پیدا میکنی و محدودیت در تمام کارها هست در خریدن لباس هست چاقی خریدن لباس رنگ تیره هست و در چاقی همیشه افسرده و ناراحت هستی با چاقی همیشه با عداب وجدان غذا میخوری و حال بد خفگی بعد از غدا و اون شکم درد رو داری و همیشه سنگینی رو حس میکنی و در لباسها اذیتی چون برات تنگ هستن و با چاقی حتی چهر ای بسیار زشت و نا زیبا پیدا میکنید و با چاقی هیچ تفریحی نمیشه کرد و هیچ عبادت درستی هم نمیشه کرد و با چاقی اعتماد به نفس نداریم خود باوری نداریم و احساس توانمندی نداریم وخیلی چیزای دیگه اما با لاغری من سبک هستم و احساس رها بودن در تمام لباسها رو دارم آزادی در تمام جنبه های زندگی دارم احسا س سلامتی رو دارم احساس لذت در حین غدا خوردن رو دارم با لاغری در بهترین حالت روحی و جسمی خودم هستم بهترین لباسها با بهترین رنگها رو میپوشم و آزادی در خرید کردن دارم و بعد از غدا خوردن با سبک خاصی بلند میشم چون به اندازه سیری غدا میخورم و با لاعری من دوباره اعتماد به نفس پیدا میکنم و احساس لیاقت و توانمندی پیدا میکنم خود باوری رو به دست میارم و خیلی چی های دیگه