0

داستان هدایت من

داستان هدایت من برای رهایی از چاقی
اندازه متن

🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاق‌ها!

من و تو… و هر کسی که سال‌ها با اضافه‌وزن زندگی کرده، به اندازه‌ی همون سال‌ها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍

رژیم‌های سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوش‌های عجیب، حتی روش‌هایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربی‌ها! 😣⚡

گاهی اون‌قدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔

🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…

همه‌ی اون تلاش‌ها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞

اون‌جا بود که با خودمون زمزمه کردیم:

«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»

بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشک‌هامون شد همدم شب‌هامون 😢🕯️

🍃 و درست همون لحظه…

وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمی‌رسید، از ته دل گفتیم:

«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»

و انگار همون لحظه‌ی تسلیم، همون لحظه‌ای که دیگه به هیچ‌کس و هیچ‌چیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود.

🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!

خودت بهتر می‌دونی چطوری رسیدی به این سایت…

شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖

✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…

داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.

با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری می‌کنی، هم ایمان و انگیزه‌ت برای ادامه مسیر چند برابر می‌شه. 💫

وقتی داستان هدایت خودتو می‌نویسی و قصه‌ی بقیه رو می‌خونی، می‌فهمی چطور خدا از راه‌های بی‌شمارش ما رو به سمت نجات می‌کشونه… 🌱

📣 منتظرم بخونم داستانت رو…

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.01 از 249 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22571
480 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار سحر
      ۱۴۰۵/۰۱/۱۲ ۲۱:۰۸
      مدت عضویت: 1099 روز
      امتیاز کاربر: 61932 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 181 کلمه

      سلام

      من فاطمه ام، خواهر سحر که با اجازه گرفتن از استاد دارم در این دوره شرکت میکنم. اما نحوه آشنایی من با این سایت، من جز شاگردان استاد عباسمنش بودم، داشتم نتایج آقا رضا عطار روشن رو در سایت میدیدم ک وقتی درباره لاغری با ذهن و سایتشون حرف زدن، من فیلمو ایستادوندم و رفتم سرچ کردم. من اضافه وزن خاصی ندارم،ولی با بدن خودم اونقدری که باید راحت نیستم.دوره قانون سلامتی استاد عباسمنش رو هم شرکت کردم ولی نتونستم. خلاصه اینکه سحرمون اومد شروع کرد، اون عالی نتیجه گرفت و همونجور که استادگفتن رو همه ما تاثیر داشت. ناخودآگاه! و حالا من تصمیم دارم ک برای خودم هدف تناسب اندام تعیین کرده و وارد این مسیربشم. خدایا شکرت. چون میخوام راحت باشم، نمیخوام جلوی خودمو بگیرم و خوش اندام بشم، من یه کتابی میخوندم به نام دستانشفابخش اثرخوزه سیلوا، تو اون کتاب هم گفته شده بود که اکثر رژیم ها شکست میخورن، چون که ذهن یک برنامه ریزی داره و نمیتونی خلاف برنامه ریزی ذهنی ات عمل کنی، تو باید برنامه ریزی ذهنی ات رو عوض کنی در ابتدا. 

      خدایا شکرت. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مانا جاويد
      ۱۴۰۴/۱۲/۲۶ ۱۳:۰۲
      مدت عضویت: 419 روز
      امتیاز کاربر: 170 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 297 کلمه

      درود بر استاد عطار روشن و دوستان و هم مسيرانم.

      من مآنا جاويد؛ حدوداً دو سال پيش از طريق دوست صميميم با اين مسير آشنا شدم.

      ما هر دو بسيار راه هارو امتحان كرده بوديم براى لاغرى و هر بار كلاس هاى ورزشى،رژيم ها و…

       آگاهى اي به ما رسيده بود كه همه چيز به ذهن بستگى دارد و از همان دوران مراقبت از ذهن و روحمان براى ما يك سبك زندگى شده بود.

      در نهايت يكبار دوست صميميم به من گفت خيلى اتفاقى به ته راه رسيده بوده و نا اميد واژه ى “لاغرى با ذهن” را سرچ ميكند و اولين سايت”تناسب فكرى” بوده.

      بعد از آن ما هر دو دوره ى رايگان را شروع كرديم و پس از آن هم دوره ى سرزمين لاغرى را خريدارى كرديم.

      در همان دوره و حتى با استفاده از دوره هاى رايگان بسيار جواب ديدم و وزن هم كم كردم.

      وقتى دوره ى اصلى را شروع كردم متاسفانه بعد از مدتى استمرار نداشتم و رهايش كردم.

      دوباره در دوره ى خود تخريبى و افسردگى و… افتاده بودم.

      ميدانستم هيچ رژيمى آنطور كه بايد مناسبم نيست و حتى بيشتر خودم را سرزنش و تنبيه ميكنم..

      روز به روز افزايش وزن داشتم تا جايى كه دوباره تصميم گرفتم سراغ همين مسير دوست داشتنى و آگاهى بخش و به نير من تنها راهِ رسيدن به بهترين ورژن خودمان و متناسب ترين خود، بيايم و اينبار به درستى و اصولى و مستمر تمارين را انجام بدهم و همه چيز را مو به مو جلو ببرم.

      ممنون و سپاس گزارم ابتدا از پروردگار عزيزم،سپس استاد محترم و بعد از آن صباى دوست داشتنيم.

      و در آخر از خودم ممنونم كه به خودم اهميت ميدهم و دوباره خودم را ميپذيرم و عاشقانه دوست ميدارم تا به خودم آگاهى روز افزون بدهم و به ورژن متناسب،برتر و تندرست و سلامت خودم برسم.

      در پناه نور و عشق الهى باشيد🤍✨🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه ترحمی تبریزی
      ۱۴۰۴/۱۲/۱۸ ۲۱:۲۸
      مدت عضویت: 196 روز
      امتیاز کاربر: 9785 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      سلام 

      داستان آشنایی من …

      همسر من فایلهای استاد عباسمنش رو گوش میکرد و داستان استاد رضا روشن رو که یکی از کسایی بود در دوره استاد شرکت کرده و موفق شده موضوع اون فایل بود و یا هیجان برای من نعریف میکرد

      داستان رو گوش کردم و واقعا از موفقیت استاد روشن خیلی خوشحال شدم

      در اون فایل از اضافه وزن خودش میگفت و من که دغدغه ذهنیم مسئله چاقی بود حرفاش برام خیلی شیرین تر بود

      چندین بار گوش کردم وارد گوگل شدم و سرچ کردم سریع  وارد سایت شدم و تو سایت مشخصات دادم.

      از اونجایی میدونستم مشکل من ذهنمه بیششتر جذب سایت شدم 

      چند روز گذشت فکر میکردم که اینم مثل دوره های دیگه بی خیال شدم ولی فایلهاش رو چندین بار گوش کردم 

      تا ابنکه تصمیم گرفتم تو دوره رایگان شرکت کنم 

      و مطمئنم خداوند منو به جاده درستی هدایت کرده 

      و با لطف خدا و کمک استاد و تعهد خودم به نتیجه مطلوب میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار روشنک مقدسیان
      ۱۴۰۴/۱۲/۰۳ ۲۲:۲۹
      مدت عضویت: 134 روز
      امتیاز کاربر: 7550 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 612 کلمه

      سلام

      راستش من خیلی خیلی خیلی وقت پیش با این دوره اشنا شده بودم ۵ سال پیش دقیقا 

      اون موقع ۱۸-۱۹ سالم بود .از ۱۵ سالگی ، زمانی که هرکاری میکردم که به وزنی که میخواستم و دوسش داشتم برسم .  از انواع رژیم ها بگیررر تا تردمیل زدن روزانه و راه رفتن و خیلییی چیزای دیگه. نمیگم نتیجه نداشتا لاغر میشدم اما فقظ برای یک هفته بعد وزنی که تو ۳ ماه کم کرده بودمو دوباره تو ی هفته داشتم .

      خب خیلییی رو عصاب بود این قضیه خیلییی خسته شده بودم  هربارم اول به خودم ی مدت استراحت میدادم و دوباره از اول ولی بعد دیگه احساس میکردم دیگه نمیتونم ، دیگه بدنم نمیکشه ، گنجایششو ندارم دیگه یجوری اشتیاقمو از دست داده بودم واقعا ولی دلمم نمیخواست همینطوری بمونم ، دوست نداشتم و ندارم که هیچوقت اونطوری زندگیمو ادامه بدم که باب میل من نیست .

      اون  روز من به حدیییی ناراحت بودم ،طوری نشستم تو حیات خلوت خونمون گریه کردم و غر غر زدم به خدا به همه و به تمام کسایی که مثل ماکارونی میمونن و مثل اسبم میخورن و به هیچ جاشونم اضافه نمیشه انگار که اونا میخورن تو بدن ما میره . فخششش دادمم. که خود خدا دلش برای من سوخت و بعدش که سبک شدم رفتم تو گوشیم که سرچ کنم که دوباره چه غلطی میتونم بکنم که راحت ترین راه باشه که اولینننن سایتی که برای من بالا اومددد این بود :/// 

      بازش که کردم دیدم که خدا منو شنیده و جوابم و درجا داده چون دقیقا داستان هدایت من و خیلی کسای دیگه هم شبیه هم بود.

      خلاصه که اون موقع هدایت شدیم ولییی پول دوره هارو نداشتم:))

      ازونجایی هم که فهموندن وجود چنین دوره ای به خانواده و تهیه هزینش به شدت سخت بود چون بارهااا به مادرم گفته بودم و قبول نمیکرد برام بگیرتش منم فقط دوره های رایگانو دیده بودم ، درسته که وزن کم نکرده بودم ولییی خیلییی دیدم نسبت به همه چیز عوض شده بود .

      خلاصه که بعد دیدن این دوره ها و اینکه نمیتونستم کاری کنم دیگه بارهااا هم دیده بودمش خیلییی دیدگاه تو سایت  هم نوشته بودم . دیگه ادامه ندادم ولیییی ۵ ساللل تمام تو فکر این دوره ها بودم هروقت که شروع میکردم دوبارع به رژیم گرفتن یاد این دوره ها میفتادمو حسرت میخوردم ولییی به خودم گفتم یروزی شروعش میکنم ، اون روز بالاخره میرسه که من بتونم تهیه کنمش و شروعش کنم.

      الان که نزدیک ۲ ساله که مهاجرت کردم ، و از همون اول هم سرکار رفتم گرچه راضی نیستم از کارم ولی به محض اینکه هم وقت اونم برسه تغیرش میدم .اول سعی کردم مستقل بشم از خانوادم ، چون اونا هم خیلییی از تظر روانی فشار میاوردن از همون دوران کودکی و بلوغ و…

      که بعد از ۸ ماه تونستم خونه خودمو پیدا کنم و جا به جا بشم و حقوق خودمو دارم و .. اما به مدت ۵ ماه دوباره ی رژیم گرفتم که ۱۰ کیلو کم کردم تو این ۵ ماه و دوبارع ۳ هفته ای برگشت و گفتم که دیگههه بسههه این دوره رو تهیه میکنم که این کارم کردم ولی تونستم بعد از ۲۰ روز تازه شروعش کنم چون بعدش باید جزوه هارو پرینت میگرفتم و فکر کنم به عنوان یک ایرانی جزو محدود کسایی هستم که میدونم ت. المان کجا میشه جزوه فنر زد 

      بعدشم که شیفت شب داشتمو اصلاا نمیتونستم چون جونی برای ادم نمیمونه خلاصه که  دو دوهفته وایسادم که از یکشنبه شروع کنم که دیگه امشب استارتو زدم.

      اینم داستان هدایت من بود :))

      خوشحالم که تونستم بعد از ۵ سال یکی از هدفام که خرید این دوره بود و تیک بزنم و بالاخره شروعش کنم .

      تنها نگرانیم الان اینه که سرموقع و بطور مرتب روزانه بتونم انجامش بدم :)) 

      ممنونم که هستید 

      فعلا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رها عجم
      ۱۴۰۴/۱۱/۲۳ ۱۳:۰۴
      مدت عضویت: 2134 روز
      امتیاز کاربر: 1465 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 294 کلمه

      سلام به روی ماهتون 

      امروز تصمیم گرفتم داستان آشنایی خودم با این دوره ی شگفت انگیز براتون تعریف کنم 

      از هر چی یادم میاد در حال گرفتن انواع رژیم لاغری بودم هر کاری که تصورش کنی انجام دادم فقط مونده بود عمل جراحی تو اداره ای که کار می کردم نامه زده بودن که میتونیم عمل جراحی لاغری رو با بیمه انجام بدیم

      ترس از عمل و مراقبت‌های بعدی و حساس بودن شغلم تنها چیزی بود که منع می شدم و این عمل انجام ندادم 

      هر غذایی که می‌خوردم با استرس چاق شدن بود آرزوی یه لباس خوب یه ورزش دلخواه یه استخر دلچسب به دلم مونده بود اعتماد به نفس پایین و حسرت دستاوردهای چاقی بودن 

      یه عصری ابجیم گفت تو باشگاه یکی از دوستام داره با روش ذهنی رژیم می گیره و هر روزی که تو باشگاه میاد لاغرتر از قبله و ازش پرسیده بود و به ابجیم گفته بود که از طریق ذهنی لاغر میشه و نمیتونه توضیح بده چه جوری لاغر شده یعنی انقد مسیری لاغری و تناسب اندامش عالی و بدون دردسر بوده که حتی خودش هم نمی‌دونسته چطور به تناسب اندام رسیده 

      ۲۶آبان سال ۹۴ به استاد پیام دادم و تو این دوره ی شگفت انگیز شرکت کردم یادمه به استاد گفتم این دوره سخت نیست و جواب استاد این بود که گوش دادن به فایل و تمرین نوشتن سخته ؟ گفتم نه و ایشون گفتن به همین راحتی به تناسب اندام میرسی کمتر از ۶ ماه ۲۰ کیلو وزنم کم شد به قول دوست ابجیم نمی‌دونم چطور لاغر شدن چون رژیم نداشتم فقط تمرکز کردم روی تمرینات و گوشت دادن فایل ها 

      خودبخود پیاده روی میرفتم و از این مسیر لذت بردم و امروز بعد از ده سال دوست دارم دوباره اون لذت تجربه کنم 

      راستی عکسم تو عکس‌های شگفتی ساز استاد هنوز هم هست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۴/۱۱/۰۲ ۰۰:۰۲
      مدت عضویت: 518 روز
      امتیاز کاربر: 13055 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

      بنام پرودگار جهانیان 💗 

      سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان گرامی 

      داستان هدایت من 

      سالها در تلاش برای لاغر شدن بودم 

      از رژیم های مختلف دمنوش پیاده روی باشگاه طناب زدن حلقه کمر گن لاغری دارو عطاری دارو پزشک رژیم دکتر تغذیه و…….استفاده کردم تا چاقی رو درمان کنم 

      اما هیچ فایده ای نداشت هیچ هر روز حالم بد تر و بد تر میشد 

      در اوج نا امیدی در پی تجربه شکست های زیاد و فشار روانی چاقی و …..

      گم شدم در کویر چاقی 

      خسته پر از خشم نفرت پر از نا امیدی و خجالت و رنج 

      پر از تنهایی و غم ….

      پناه بردم ب خدا  ازش خواستم ک راهنماییم کنه گفتم در این دنیا همیشه راهی هست و اگر تو منو رها نکردی پس هدایتم کن 

      روز بعد در گوگل دنبال راهکار لاغری بودم ک با ویدئو هایی برخوردم ک افرادی در مورد وزن کم کردن های زیاد و راه حلشون صحبت میکردن 

      اونا میگفتن لاغری با ذهن رو انجام دادن 

      و من در گوگل سرچ کردم لاغری با ذهن و ب سایت تناسب فکری هدایت شدم و ۱۲ گام رو شروع کردم 

      وقتی فایل ها رو شنیدم انگار ک سالها تشنه ی شنیدن اونها بودم حرفهایی زده میشد ک حرف دل خودم بود راهی ک رفته بودم و از همه جالب تر شباهت افکار چاقی بود چیزهایی شنیدم ک ب قلبم نشست و هر روز مشتاقانه دنبالشون کردم و به آگاهی های جدید و درستی ک هنوزم هر روز دنبالشون میکنم 

      آگاهی های استاد مثل یک دریا هست و من مثل فردی ک هرچی آب بنوشم برام کم هست و بازهم تشنه هستم 

      تشنه ی یادگیری و تغییر خودم 

      بخاطر هدایت خداوند سپاسگزارم  و بخاطر زحمات استاد ازشون کمال تشکر رو دارم 

      یک بار صد گام رو تموم کردم و فایلهای فوقالعاده ایشون برای من معجزه زندگی بود و تحولات زیادی داشتم و الان هم تازه وارد دوره سرزمین لاغری شدم و مطمئنم ک نتایج عالی خواهم گرفت هم در لاغری  و هم در سایر جنبه های زندگیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۴۰۴/۱۰/۰۱ ۰۸:۲۳
      مدت عضویت: 2297 روز
      امتیاز کاربر: 32694 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 296 کلمه

      سلام و درود 

      داستان هدایت من ☺️🫡💜🙏

      خدا منو هدایت کرد به این دوره خدا صدای منو شنید کجا و کی صدای منو شنید ؟

      زمانی بود که دیگه خسته و درمانده بودم بریده بودم از همه جا قبول کرده بودم که من همینی هستم که هستم من همین جوری آفریده شدم خدا منو اینجوری آفریده زمانی که دیگه نای هیچ کاری رو نداشتم 

      درست زمانی بود که همه چی رو کنار گذاشتم 

      دیگه حالم بد بود از خودم از جسمم 

      اون موقع رو جانماز هنگام نمازهایم دعا میکردم که خدایا خودت یه راهی جلو روم بزار خدایا خودت دیگه کمکم کن کاری از دستم بر نمیاد راههای زیادی امتحان کردم نشد این راهها 

      چون راهش نبود که بشه چون راه اشتباه میرفتم چون مسیر غلط بود دایم حالم بد بود از خودم بدم می اومد خودم و ضعیف و ناتوان می دیدم هر باری که شکست می‌خوردم خودم رو ضعیف و ناتوان تر می‌دیدم 

      بعد از سالها سال که هدایت خدا شامل حالم شد زندگی جدیدی رو تجربه کردم زندگی که پر از عشق بود پر از صفا بود پر از امید بود 

      امیدم زنده شد امیدم برگشت 

      خدایا شکرت که هدایتم کردی ممنون از دوست عزیزم میترا جان که واسطه ی بین من و خدا شد این دوره رو دوست عزیزم بهم پیشنهاد دادن که همچین چیزی هست که اگه دوست داری شرکت کن 

      چون هدایت خدا بود من حرفش رو سریع قبول کردم 

      من اصلا تحت تاثیر حرف کسی قرار نمی‌گیرم ولی این حرف دوستم فرق داشت 

      چون صحبت ایشون برام مثل این بود که خدا باهام حرف زد در این مورد اینجوری باید بگم 

      من سریع قبول کردم سریع زنگ زدم برای استادم سریع کارهاشو کردم و وارد دوره شدم همه ی اینا خواست خدا بود 

      دوستم میترا دستان خدا بود برام 

      ممنونم ازش تا ابد 

      خداوند در همه حال همراش باشه 🙏 ممنون و سپاسگزار از استادم 🙏🌺🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا دمیرچلی
      ۱۴۰۴/۰۹/۲۱ ۱۸:۵۴
      مدت عضویت: 194 روز
      امتیاز کاربر: 10570 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 245 کلمه

      سلام ۶۳ ساله هستم با استاد به طور اتفاقی در یوتیوپ آشنا شدم یعنی دنبال مطلبی میگشتم که آیا میشه باذهن لاغر شد؟چون رژیم های متفاوتی گرفته بودم از رفتن حضوری پیش کارشناس تغذیه تا تهیه دوره های لاغری در اینستا که همشون به قول استاد کم بخور تحرک زیاد داشته باش.نمیدونم چند دوره رژیم گرفتم و وزن کم کردم اما باگذشت زمان کم کم وزنم دوباره زیاد شد.

      من تا سن ۲۰سالگی وزنم بسیار متعادل بود.قد ۱۶۴ وزن ۵۲ کیلو. بعداز ازدواج و سه بارداری، وزنم به ۸۵ کیلو رسید وهمینطورسال به سال به وزنم اضافه میشد که به ۱۰۵ کیلو هم رسیدم .با رژیم تونستم وزنم رو به ۷۲ کیلو برسانم وضیعتم مثل یه فنر فشرده بود که دلم میخواست رژیم رو کنار بگذارم و هرچی دلم میخواد رو بتونم بخورم .. باقی داستان رو همه کسانی که مثل من چاق بودن  بخوبی می دونن.

      از بیست سال پیش مدام در رژیم هستم ،از این رژیم به اون رژیم ..

      وزنم بین ۸۵ تا ۹۰ متغیر است اونم با رژیم که مدتهاست که شیرینی ومشتقات قند رو نخوردم وقتی هم غذا میپزم با اندک روغن غذا درست میکنم.

      پیش دیابت هستم و دارای کبد چرب گرید یک به دو هستم دکترم بهم توصیه کرده تا ۶ماه دیگه باید حداقل ۱۰ کیلو کم کنم.

      بطور پراکنده ویدئو های استاد رو در یوتیوپ دنبال میکردم

      تصمیم دارم از امروز صدگام لاغری استاد رو به جد پیگیری کنم

      تمام موارد رژیم رو کنار گذاشتم کاملا آماده ام که گام به گام شروع کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ستایش
      ۱۴۰۴/۰۹/۱۹ ۱۱:۱۵
      مدت عضویت: 269 روز
      امتیاز کاربر: 26860 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 647 کلمه

      بنام خداوند مهربان و زیبا

      و‌درود بر استاد راه همیشه سبز زیبایی اندام،

      داستان هدایت من برمیگرده به دو سال پیش فکر کنم همین اذر یا دی ماه بود،

      کاملا ناامید غمگین و بدون چاره بودم درخواستی قبلش از خدا داشتم خسته شده بودم و کلا یادم رفت اما گوشه ذهنم‌لاغری میخواستم داشتم تو اینترنت میچرخیدم بخاطره درسم که استادو دیدم رد شدم بعد دوباره برگشتم دیدم تصویرشونو من اون تصویری رو دیدم که استاد با بلوز قرمز بودن، یکم مکث کردم خوندم دیدم نوشتن لاغری با ذهن و تناسب فکری گفتم ببخشید این دیگه چه راه جدید و الکی !!!با ذهن چطوری لاغر بشم؟؟؟ بشینم بگم لاغر شو لاغر شو با حلوا حلوا گفتن مگه دهن ادم شیرین میشه!!!،

      اما یک لحظه گفتم یک نگاه بنداز چی میشه چون عشق لاغری در وجودم زبانه میزد و میزنه هر چند الان میگم لاغری یک نمونه از نتیجه ای که قراره در مسیر موفقیتهام سپری کنم در زندگیم و من اونجا با خواندن اولین گام و بهد صد گام استاد عشق و اگاهی در وجودم روشن و حک شد،

      خلاصه سراغ یادگیری لغات انگلیسی و اسم عضلات بدن بودم،اما خدا راهنماییم مرد از طریق سایت به این مکان و اموزش و استاد فوق العاده حقیقت و راستی و درست و دقیق ،

      من مربیم اما مربی چاق شاد ولی بدون تناسب شدم و کارم خیلی خوب بود جوری که شاگردانم ناراحتن من دیگه نیستم ،

      اما بخاطره اندامم اعتماد به نفسم اومده پایین و شغلمم افتاده در خطر علنا دیگه شاگردی نمیپذیرم بی حوصله و بی اعتماد به نفس شدم، 

      کلا ادم لاغری بودم بهم میگفتن بچگیام تو کرمی،

      و بعد لاغر بودم تا اینکه این بی تناسبی فکر کنم یک دوره کوتاهی در دوران بلوغ برام‌رخ داد که دیگه شروع شد نخور نخور و کرفتن اعتماد به نفسم ،

      تا دوران دبیرستان که نمیدونم چی شد لاغر شدم سال سوم دبیرستان و تا قبل ازدواجم لاغر  بودم،

      اما کم‌کم دوباره چاقی اومد سراغم ۱۲ سال ازدواج کردم که ارام‌ارام چاق شدم واقعا عددی دیدم تو عمرم تبودم قبلا الان سه ماه رو وزنه نرفتم به گفته استاد فکرشو نکردم همه میگن چاق شدی ولی واقعا احساس خودم لاغری گاهی بهم میریزم اما میگم نه استاد گفته فکرشو نکن اصلا به زمان و نوع و مقدار غذا تو هم درست میشی صد در صد و خس لاغری خوبی میگیرم و الانم دارم حالا ب نظر بقیه کاری ندارم اصلا،

      و در حال حاضر بطور کلی الان نمیدونم چند کیلو هستم اما میدونم سلامتیم با چکاپهایی که کردم افتاده در خطر،

      دو سال پیش با استاد اشنا شدم بعد نمبدونم واقعا چی شد شاید تعهدم کم شد نمیدونم  بسیار گم و دور شدم نه بخاطر اینکه استاد و حرفاشونو متوجه نشدم و قبول نکردم واقعا نفهمیدم اما چی شد،

      ولی همیشه طی این دوسال مدام درسهای صد گام استاد تا لاغری و حرفهاشون انگار کوبیده میشد به قلبم 

      شاید دو سال رفتم‌ ازمایشگاه عملی برای اثبات عملی منتهی نه از روی عمد و‌اگاهانه،

       ولی به هر حال الان با ایمان کامل به خدا  و به روش راهنماییهای استاد خیلی بهترم میتونم بگم‌ الان راحتتر و با ایمانترم واقعا نرفتم رو وزنه واقعا ورزشو عامل لاغریم نمیدونم و مقدار نوع و زمان غذا رو ازاد کردم خودمو گاهی تو دلم استرس میفته یا میگن چاق شدی میگم مه درست میشم ذهنمه میخواد تو‌دلمو خالی کنه ولی من خدا رو داره و نجاتم میده میدونم و اینبار 

      و از اینبار بگم دیگه باید همون به کمال رسیده ای بشم که یکبار فرصت زندگی فوق الهاده خدا بهش داده و صاحب ارزوهام و شادی های بیشتر زندگیم و اعتماد به نفس بالاترم چون‌لایقشم، 

      و من متوجه شدم و متوجه تر شدم 

      نه با ورزش نه با رژیم غذایی من اصلا بدون تعیلم به ذهنم و نه با هیچ راه دیگه ای ،تا ذهنمو تعلیم ندم و اموزش ندم نمیتونم از کلاس اول برم کلاس دوم.

      و الان از خداوند ممنونم که دوباره برگشتم به مسیر،

      و الهی به امید خودت و شکرت همیشه که راه امید ماها هستی.استاد از شما هم ممنونم همیشه

      \"🙏🏻\"/

      .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیه فاضلی
      ۱۴۰۴/۰۹/۱۱ ۱۳:۴۸
      مدت عضویت: 207 روز
      امتیاز کاربر: 18365 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 573 کلمه

      به نام  روشنایی   دهنده درون،که   مارا به سوی  تحقق آرزوها و رویاهایمان هدایت می‌کند

       .منم  مثل بقیه   راههای  زیادی  رو برای لاغر شدن امتحان  کردم  از   دمنوش بگیر  تا دکتر تغذیه، ورزش  و…   ولی   همش بیفایده   بود  تصمیم  گرفتم  که  خودم   راه  لاغری  رو  پیدا کنم     و  سال  ۹۶ بود که   ماه  رمضان   جای خوردن  سحری  شروع  کردم به   خوردن  سرکه  سیب  و  تا    افطار  که   اونم   سعی میکردم  خیلی کم   بخورم و  آب هویچ و  کرفس  و…    یادمه  دقیق بعد ماه  رمضان  خودمو وزن کردم  در حد دو کیلو  کم کردم   ولی   در عوض   دچار زخم معده شدم   کلی  هزینه  دکتر و دارو   برای درمان  معده درد  به  حدی که  نمی‌تونستم   صاف  بایستم همش  درد معده  و  فقط   با  خوردن  برنج  خیلی نرم  آروم میشدم نصف شب از  درد  بیدار میشدم و  آرامش رو ازم گرفته بود   داروها   اصلا   تاثیری نداشتن  .طب   سنتی رفتم     بعد مدتی  کمی  بهتر شدم  و این سری  فقط غذای  کبابی و  آب پز  تا یکسال   رعایت کردم  همراه   دمنوش و روزی یکساعت و نیم پیاده  روی   طی ۶ ماه ۱۸  کیلو کم کردم  بدنم ضعیف شده بود   درد معده  آرومتر شده   بود  ولی خودم   از لحاظ روحی بهم ریختم    اینبار  کم کاری  تیرویید  گرفتم  و   اورژانسی  عمل  صفرا   انجام دادم باورم  این بود  حالا  که لاغر  شدم   کم  کاری تیرویید    باعث   چاق شدنم میشه  و  همینم شد   وزنم  طی یکسال برگشت .سراغ  روشهای لاغری با ذهن رفتم  دو  سه کیلو  کم  کردم وحالم بهتر  شده  بود  ولی چون استمرار نداشتم  دوباره برگشت وزن داشتم  از این  دوره  لاغری  با ذهن به اون دوره   میدونستم تنها راه  همین  روش ذهنیه ولی  دوره  که  تموم  میشد  رها میکردم  و  منتظر   لاغر  شدن    از طرفی  همون  موقع  اتفاقی  با  این دوره آشنا شدم ولی لینک    دوره رو برای خواهرم فرستادم خودم  ثبت نام نکردم  دیگه باورم  شده  بود که   تیرویید   باعث  چاقی  و  من چاق  میمونم  از طرفی   داروی تیرویید مصرف میکردم هیچ  تاثیری تو روحیه ام نداشت  هر سری  چکاب میرفتم یبار  پر کار یبار کم  کار  دوز  دارو  رو تغییر میدام   بازم   همونطور.  دارو ها  رو قطع کردم  گفتم   وقتی بیفایده  چرا  دارو بخورم دو سال  دارو   قطع  کردم   خلاصه  به  دکتر گفتم  دارو نمیخورم   و  بعد کلی بحث  که دکتر رو   قانع کردم  دارو تاثیری روی من  نداره  دکتر گفت نخور و  تا حالا  نخوردم  طی  این مدت  هر  وقت  کسی می‌گفت  چاقی   میگفتم  علتش  زخم  معده   عمل صفرا و کم کاری تیرویید . تا  دوهفته پیش   دوباره  چکاب  دادم  ولی  این سری  تیرویید نداشتم    دوباره   آزمایش  تکرار کردم  ولی  خبری از تیرویید نبود     باورم  نمیشد  که چون  خودم  باور  کردم   دارو تاثیری  نداره و  از  یک مدتی  به  بعد   با خودم میگفتم  تیر ویید ندارم   تونسته   بودم  درمان کنم  خودمو   خدا رو شکر میکردم  و گفتم  چرا   برا  لاغر  شدن  اینکار نکنم بدنبال  راه   حل بودم  که  اتفاقی تو  اکانت خواهرم     کانال  تناسب فکری و دیدم  و   از دوره  ۱۲  گام رایگان  استفاده کردم  و یک سایز کم کردم   و  تصمیم  گرفتم   این دوره  رو  ثبت نام  کنم    

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا