❓ تا حالا به این فکر کردی که واقعاً دلیل چاق شدنت چیه؟
نه اون چیزی که همه میگن! نه فقط پرخوری یا کمتحرکی… بلکه یه دلیل ریشهای که توی ذهنت جا خوش کرده باشه 🧠💭
✅ وقتی دنبال حل یه مشکل هستیم، اولین قدم اینه که بفهمیم از کجا شروع شده. چاقی هم همینطوره!
اگه فقط رژیم بگیری یا ورزش سنگین انجام بدی، بدون اینکه دلیل چاق شدن رو بشناسی، مثل اینه که بخوای آبگرفتگی خونه رو با دستمال خشک کنی، ولی شیر آب هنوز بازه 🚿🙈
💡 دونستن دلیل چاق شدن، از نون شب واجبتره؟! 🍞😄
تا حالا شده دنبال کنترل تلویزیون بگردی، همه جا رو زیر و رو کنی، مبلارو جابهجا کنی، حتی تو یخچال (!) دنبالش بگردی، بعد یهو ببینی توی دستت بوده؟! 😅
آره… خیلی وقتا جواب درست جلو رومونه ولی چون دلیل رو نمیدونیم، میریم سراغ هزار راه اشتباه.

چاقی هم همچین حال و روزیه! تا وقتی ندونی دلیل چاق شدنت چیه، ممکنه کلی رژیم و ورزش و کارای عجیب و غریب انجام بدی، ولی به نتیجه نرسی… چون کنترل دستته، فقط باید بفهمی کجاست! 🎮✨
📌 خیلی از افرادی که اضافهوزن دارن، بارها روش های مختلف لاغری رو امتحان کردن، رژیم گرفتن، باشگاه رفتن، کالری شمردن، آب کرفس خوردن، حتی تا مرز گریه با ترازو درگیر شدن! 😭⚖️
ولی آخرش چی؟ هیچی. نتیجهای که موندگار باشه، نگرفتن. چون اصل قضیه، یعنی فهمیدن دلیل چاق شدنشون رو ندونستن.
🛠️ بیشتر روشهای لاغری فقط روی عوامل بیرونی تمرکز میکنن:
کالری کمتر، حرکت بیشتر، جویدن بیشتر (!) و کلی کار دیگه که بیشتر شبیه تقلای بیهدفه.
در حالیکه اگه ندونی چرا چاق شدی، هر تلاشی مثل اینه که بخوای با دمپایی کوه رو فتح کنی! 🩴🏔️
پس بیا باهم اولین قدم درست رو برداریم:
🎯 بفهمیم دقیقاً دلیل چاق شدنمون چی بوده؟!
وقتی دلیل بروز مشکل را بدانیم اقدام کردن برای برطرف کردن آن بسیار ساده تر از زمانی است که دلیل مشکل را ندانیم و بخواهیم از طریق آزمون و خطا برای رفع مشکل اقدام کنیم.
این اصل درباره چاقی نیز صادق است.

🎯 چرا اکثر روشهای لاغری جواب نمیدن؟
علت ناکارآمد بودم روش های لاغری اطلاع نداشن آنها ار دلیل چاق شدن فرد است.
تا حالا فکر کردی چرا با اینکه کلی رژیم گرفتی، ورزش کردی، حتی آب رو هم با ترس خوردی، اما هنوز اون عدد لعنتی روی ترازو تکون نخورده؟! 😩
جوابش سادهست: بیشتر روشهای لاغری چون دلیل چاق شدن تو رو نمیدونن، نمیتونن مشکل رو از ریشه حل کنن.
بعضیها فکر میکنن دلیل چاق شدنشون یه چیز جدیه، مثلاً کمکاری تیروئید، مصرف یه داروی خاص، یا یه بیماری خاص.
خب بله، طبیعیه که وقتی هزاران بار شنیدی که این موارد باعث چاقی می شن این نگرش در ذهن افراد شکل بگیره اما واقعیت اینه که خیلی از افراد متناسب هم با همین مشکلات مواجه هستند اما چاق نیستند.!
به این سوال فکر کنید: چرا خیلی از افراد چاق و متناسبی که به یک بیماری مبتلا می شن با مصرف داروهای مشابه بهبود پیدا می کنند ولی افراد چاق با وجود تمام رژیمها و راهکارهایی که امتحان کردن، نتیجهی پایدار نگرفتن؟
چون روشهایی که استفاده کردند به دلیل اصلی چاق شدن کاری نداشتن!
📌 راهکارهای بدون شناخت دلیل چاق شدن، مثل پانسمان کردن زخمی است که عفونتش درمان نشده؛ ظاهر را بهتر میکند اما درون همچنان آسیب دیده باقی میماند.
💥 مهمترین دلیل چاق شدن چیه؟
یه نفس عمیق بکش چون جوابش ممکنه غافلگیرت کنه:
باور چاقی. بله، درست خوندی! باور اینکه “من چاق هستم و باید چاق بمونم.”
حالا با خودت روراست باش و ببین کدومیکی از این جملهها رو توی ذهن یا حتی با صدای بلند گفتی:
- تو خونوادهی ما همه چاقن، منم از همونا هستم.
- من خیلی کمتحرکم، چاق شدنم طبیعیه.
- پرخوری عصبی دارم دیگه، دست خودم نیست.
- سوختوساز بدنم افتضاحه، هرچی میخورم تو بدنم باقی میمونه!
- بعد از بارداری دیگه نتونستم برگردم به وزن قبل.
- شغل من خیلی استرس داره، طبیعیه که چاق بشم.
اگه حتی یکی از این جملهها دربارهی تو صدق میکنه، یعنی تو باور کردی که چاق شدی چون چارهای جز این نداشتی. 😕
و خبر بد – یا بهتره بگیم واقعیت – اینه که همین باور، مثل یه قفل، تو رو توی چاقی نگه میداره.
هرچقدر هم تلاش کنی، رژیم بگیری یا ورزش کنی، اگه باورت این باشه که چاقی طبیعیه یا اجتنابناپذیره، مغزت نمیذاره لاغری رو تجربه کنی. 🧠🔒

وقتی شما به هر دلیلی باور کنید که چاق شدن یک امر طبیعی است، به طور ناخودآگاه انتظار و دلیل چاق شدن را در ذهن خود شکل میدهید.
با تکرار این باور، تصاویر چاقی از خودتان در ذهن شما نقش میبندد و این تصاویر معمولاً با احساس ترس از چاق شدن یا بیشتر چاق شدن همراه میشوند.
اگر این تصاویر در ذهن شما ثابت بمانند، به تدریج فرمولهایی برای چاق شدن در مغز شما ایجاد میشود. این فرمولها به فرمانهایی تبدیل میشوند که نحوه واکنش شما را در برابر غذاها تغییر میدهند.
این فرمولها همچنین به دستوراتی برای ذخیره چربی و افزایش سایز و وزن بدن تبدیل میشوند. چون بدن ما تحت فرمان مغز قرار دارد، به راحتی میتواند از وضعیت متناسب به وضعیت چاقی تغییر کند.
یک مطالعهی جالب که در مجلهی Milbank Quarterly منتشر شده، نشان داد که دیدگاه افراد درباره دلیل چاقی میتواند رفتار اجتماعی آنها را هم تغییر بدهد.
کسانی که باور دارند دلیل چاق شدن بیشتر به عوامل خارج از کنترل فردی مثل ژنتیک، گسترش مواد غذایی ناسالم، یا ماشینی شدن زندگی مربوط میشود، تمایل بیشتری دارند که از برنامه های مختلف برای لاغری استفاده کنند و ضمنا از تصمیات دولت برای مبارزه با عوامل تشدید کننده چاقی در جامعه حمایت می کنند.
در مقابل، افرادی که فکر میکنند دلیل چاق شدن فقط به خاطر کمبود اراده شخصی یا بیانضباطی در غذا خوردن ایجاد میشود، معمولاً کمتر از چنین سیاستهایی حمایت میکنند. چون به نظرشان راه حل چاقی فقط در تغییر رفتار فردی است و نیازی به مداخلات دولت نمیبینند.
این تحقیق اهمیت باورهای ذهنی را در درک ریشههای چاقی و در نتیجه نوع برخورد با این معضل اجتماعی به خوبی نشان میدهد.
تاثیر باور کردن چاقی
باور کردن چاقی، اصلیترین دلیل چاق شدن خیلی از ماهاست! 😳
هر چقدر بیشتر توی ذهنت قبول کرده باشی که “من آدم چاقی هستم”، به همون اندازه بیشتر در معرض چاق شدن یا چاقتر شدن قرار میگیری. 📈
حالا نکتهی جالبترش اینه:
وقتی هی میری سراغ رژیم و ورزش و انواع و اقسام روشهای لاغری، اما نتیجهی درست و حسابی نمیگیری، این باور در ذهنت قویتر میشه که:
“دیدی گفتم چاقم؟ دیدی کاریش نمیشه کرد؟” 🥲
همین افکار کمکم وزنت رو بالاتر میبره بدون این که خودت بفهمی.
پس اگه واقعاً تصمیم گرفتی لاغر بشی، و مهمتر از اون، برای همیشه متناسب بمونی، باید بدونی که کار از کنترل ذهن شروع میشه. 🧠✨
باید دلیل چاق شدنت رو بشناسی، باورهای اشتباه رو اصلاح کنی و راه درست رو یاد بگیری.

توانایی قدرت ذهن
وقتی بفهمی دلیل چاق شدن تو چی بوده و چطور ناخودآگاه سالها به نفع چاقتر شدن خودت عمل کردی، تازه یه نور امید قشنگ تو دلت روشن میشه! 🔥
چون دیگه میفهمی ارث و سوختوساز و تیروئید و … فقط بهونهست. 🎯
اگه تونستی تو این سالها چاقی رو یاد بگیری و هر سال یه کم وزن اضافه کنی، پس قطعاً میتونی لاغری رو هم یاد بگیری و با تمرین و استمرار، به اون اندام دلخواهت برسی. 🌟
👀 یه نگاهی هم بنداز به فرق بین فکرهای آدمای متناسب و آدمای چاق.
میبینی که فقط کافیه محتوای ذهنی خودتو عوض کنی تا رفتار و بدنت هم دنبالش تغییر کنه!
پس حتماً با دقت به فایل آموزشی امروز گوش بده 🎧
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین مهم: کشف دلیل چاق شدن خودت!
🌟 مرحله اول: تشخیص نوع چاقی!
اول باید بدونی تو کدوم گروه از افراد چاق هستی:
- چاقهای ناآگاه: آدمایی که از بچگی چاق بودن و اصلاً تصویر ذهنی لاغری از خودشون ندارن. (فرمولهای لاغری تو وجودشون هست ولی هرگز فعالش نکردن!)
- چاقهای آگاه: آدمایی که یه زمانی متناسب بودن، ولی به دلایلی تو یه دورهای تصمیم گرفتن چاق بشن. (مثلاً فکر کردن چاق بودن امنیت میاره یا مشکلاتشون رو حل میکنه.)
- افراد منتظر: اونایی که یه اتفاق خاص یا یه حرف از یه آدم معتبر باعث شده انتظار چاق شدن در ذهنشون شکل بگیره و کم کم چاق بشن.
✏️ حالا تکلیف چیه؟
دستهبندی خودت رو پیدا کن و چند خط دربارهی روش چاق شدنت بنویس. بعدش سعی کن یه نفر از دستههای دیگه پیدا کنی و وضعیتت رو با اون مقایسه کنی.
(هدف اینه که بفهمی مسیرها فرق میکنه ولی نتیجه یعنی همون فرمولهای چاق ذهنی یکیه!)
🌟 مرحله دوم: شناخت احساس سیر شدن
حالا وقتشه بری سراغ احساسات بعد از غذا خوردن:
- بعد از غذا حس میکنی واقعاً سیر شدی یا حس خفگی داری؟
- به نظرت نشونههای واقعی سیر بودن چیه؟
- نشونههای خفگی و پرخوری چی میتونه باشه؟
✏️ صادقانه بنویس الان تو چه وضعیتی هستی:
آیا بعد از غذا حس خوبی داری یا احساس خفگی و سنگینی؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، ویدیوی توضیحات تکمیلی این بخش را استفاده کنید
امتیاز 4.00 از 253 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
چاق شدن خودت رو تشخیص بده.من جز دسته دو هستم که در دوران کودکی متناسب بودم ولی کم کم در سن هشت نه سالگی که توسط اطرافیانم میشنیدم که لاغر بودن خوب نیست.ادم باید ی کم گوشت داشته باشه.تپل بودن خیلی به زیبایی دختر و یا زن کمک میکنه.و نکته ی قابل تامل در من اینه که من منتظر موندم که چاق بشم و یا تپل بشم.با هر بار شنیدن درباره ی اینکه من قرار نیست لاغر بمونم چون همه مون چاق هستیم و منم باید چاق بشم روزها و سالها منتظر تغییر جسمم شدم و بالاخره حدود ۱۴ سالگی استارت چاقیه من زده شد و کم کم غذا خوردنهام عوض شدن.دیگه نگاه نمیکردم که سیرم یا گرسنه.هر کی هر چی بهم میداد و میگفت بخور خوشمزه ست میخوردم و برام اصلا مهم نبود که مزه ش باب مسلم بود یا نبود من فقط شده بودم مثه جاروبرقی که هر چیزی جلوم گذاشتن به راحتی بردارم و بخورم.الان که دارم آموزش میبینم متوجه شدم من تا قبل از آشنایی با سایت همه ی خوراکی ها و موادغذایی رو خوشمزه میدونستم چون دیگران میگفتن منم قبول میکردم و خیلی جالبه که رفتارهای غذایی همسرم رو مسخره میکردم ای بابا خیلی سخت میگیره که ی خوراکی رو بذاره توی دهنش و به نظرم راز متناسب بودنش هم همینه که هر خوراکی و غذایی رو نمیخوره ولی من به این نکته اصلا توجه نمیکردم و چون یاد گرفته بودم برای چاق شدن باید هرآنچه توی سفره ست رو بخورم برام درک کردن اینکه باید غذا باب میلم باشه سخت بود چون آموزش دیده بودم همه مواد خوراکی نعمته خداست و اگر نخور ناشکری کردی و خدا ناراحت میشه و پس برای رضایت گرفتن خدا هرچیزی رو بهم میدم باید بخورم ولی مدتهاست قصه ی من عوض شده و دارم یاد میگیرم که هر چی دوست ندارم و بگم نمیخورم مثلاً دو شب پیش ی غذایی بهم دادن که همه ازش تعریف میکردم و منم آوردم خونه و دو سه قاشق ازش خوردم و خیلی حال نکردم و دیشب دیدم هنوز توی یخچاله و به خودم گفتم شاید اون موقع که خوردم گرسنه نبودم و بهم مزه نداد ولی وقتی دوباره دو سه قاشق ازش خوردم دیدم نه اصلا برای من غذای باب میل و خوشمزه ای نیست و خیلی راحت گذاشتم بدم ب دامن طبیعت.این یعنی من دارم به نقطه ی خوبی میرسم.الهی شکر. در حال حاضر هنوزم گاهی بعد از غذا احساس خفگی دارم که البته خیلی به ندرت این اتفاق میوفته و اکثر مواقع احساس سیری میکنم و دست از غذا میکشم.به نظر من سیر شدن یعنی اینکه اون غذا دیگه بهم مزه نمیده و من از خوردنش لذت نمیبرم.سیر شدن از نظر من یعنی اینکه دیگه ی دونه برنج هم نمیتونم بخورم.خداروشکر که تونستم درک درستی از سیر شدن پیدا کنم و تمام اینها هم از آموزشهای صحیحه این سایت هست.الهی شکر
یا حق
نشان های دریافت شده
بنام خدا
باورهای من چاقی منو محکم کردن . من از بچگی چاق بودم وچیزی از لاغری خودم یادم نمیاد اما یه مدت خیلی کوتاهی رو توی مدت زمان محدود رو یادم میاد اما همیشه چاق بودم به جز اون مدت کوتاه . من از طریق خانواده. . چاق شدم از طریق اینکه بخور باید حالت خوب بشه . باید بتونی زود تر بهتر بشی . باید داروتو که میخوری حتما معده پرباشه وگرنه اثر زیادی ندارند. واین که چاقی ارثیه چون همهی خونواده پدرت چاقن و توهم به اونارفتی دلیل دیگه هم اینکه نشستن باعث چاقی میشه و نمیتونی کاری بکنی . و همین که من باور کردم دست من نیست و نمیتونم کاری بکنم باعث شده بود از همون اول یاد بگیرم بگم نمیتونم ونمیشه عادتی که من از مادرم یاد گرفتم این بود که سراجاق گاز می ایستاد حتما ناخنک میزد برای اینکه بفهمه که مزه ی غذا خوب شده یانه . یا میگفت به من اگه گرسنه هستی ته بندی کن تاموقع غذابشه یا یه ذره براخودت بذار از این غذا.
من دائما هم توحالت سنگینی و خفگی بودم . والان هم تو حالت خفگی و زیرگلو میخوردم و سنگینی وفشار اما الان یه دوسه روزی هست یا شاید هم بیشتر کمتر دیگه به این حالت میرسم ولی هنوز این رو دارم که بااینکه میفهمم کافیه وسیرم اما به هر دلیلی لقمه ی اخررو ازش دست نمیکشم وازش میخورم و حالم بدمیشه یه حس اینکه هنوز تغییری نشده و بازم نتونستم . اما به خودم میگم نباید عجله کنم. . و ادامه بدم
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استاد جانم
به نظر من چاقی فقط ریشه در ذهن ماداره حتی اگرجسم ما هم چاق باشه ولی چاقی اصلی در ذهن بوجود میاد .
همین قدرت اصلی ومنبع اصلی که همین ذهن ما هست تو دست خودمونه یعنی همه ما وصل به اون قدرت اصلی هستیم برای انجام هرکاری و خالق شدن ولی متاسفانه ازش بی خبریم و قدرت رو در بیرون از خودمون جستجو میکنیم و تغیرات رو از بیرون میخواهیم و لی فقط باید از درون خودمون شروع کنیم .
دیدید وقتی دچار یه بیماری میشویم تا تشخیص اصلی نداده بشه درمانی هم که انجام میدهیم بیهوده هست وقرص و دارو جواب درستی نداره ولی وقتی دکتر حاذق باشه و تشخیص اصلی بیماری رو بده بنابراین درمان خیلی راحت و نتیجه عالی میشه.
برای همین هست که درباره چاقی هم اکثر روش های لاغری جواب نمیده و اگر هم نتیجه بخش باشه موقت هست دوباره چاقی با قدرت بیشتری برمیگرده چون که کلید اصلی درجای دیگه ای هست یعنی ذهن افراد و تغیرش میشه درمان جسم و لاغر شدن .
من هم در گذشته خیلی به این موضوع فکر میکردم که چرا در حالی که کم میخورم و داعم رژیم دارم ولی باز چاق هستم وبرای خودم منطقی میکردم که بدنم ناتوان هست و نمیتونه منو لاغر کنه و هزار ویک دلیل بیخودی داشتم که براثاث همون شنیده هابودومن این باور کرده بودم وسالها باهاش زندگی میکردم واتفاقا هم زندگی مسالمت آمیزی نبود وداعم بین جسم و روح و ذهن من تضاد و جنگ بود وباهم مجادله میکردن وونتیجه اش هم چاقی ماندگار وحال و احساس خراب درمن بود .
انجام تمرینات =من از بچگی یعنی از شش سالگی به بعد چاق شدم و عکس هایی که از خودم دارم تا اون سن کاملا لاغر و متناسب بودم والان مطمعن هستم که فرمول های لاغری در من فعال بوده و داشتم ولی بدلیل باورها و نگرش های خانواده و تکرارش تبدیل به فرموله های چاقی شدوچاقی درمن قوی تر شد وماندگار .
ولی در مورد خواهر بزرگم تا سن ازدواج کاملا لاغر اندام بود ولی بعداز ازدواج و زایمان دارای اضافه وزن زیادی شد و الان هم بیشتر چاق شده و دلیلش هم همون باور ازدواج و زایمان و چاقی بود که ازش میترسید و اتفاقا براش پیش اومد و براثاث همون باورش شد
حالا در مورد پدرم بگم من عکسهایی ازدواج پدر و مادرم رو یادم میاد هردو لاغر حتی پدر من خیلی لاغر تر بود وکاملا متناسب ولی وقتی من یادمه پدرم رو چاق دیدم .مادرم همیشه تعریف میکرد که بعداز ازدواج یه بیماری برای پدرم اتفاق افتاد و عمل جراحی کرد و بعدازاون عمل مجبور بود کلی ویتامین های مختلف بخوره و دلیل چاق شدن پدرم رو همون ویتامین ها میدونستن
و سالها هم چاق بود و ماندگار شده بود براش.
حالا استاد چیزی که برای من خیلی جالب هست اینه که وقتی پدر من از اول چاق نبوده و تنها براثر یه باور چاق شده و چاق مونده چرا پس داعم من میشنبدم که تو به پدر رفتی و چاق میشی یعنی حتی چاقی در خانواده ما ارثی هم نبوده ومن الان جواب سوال خودم گرفتم که چاقی فقط ریشه در باورهای پوسیده و اشتباه داره که اتفاقا ریشه این باورها خیلی هم قدرتمند بوده که تا چندین نسل میتونه ادامه دار باشه متاسفانه
در مورد احساس سیری =من در گذشته شاید هیچوقت احساس سیری رو تجربه نمیکردم چون داعم ریزه خواری داشتم ولی الان پیغام سیری رو قشنگ دریافت میکنم وبه صورت ناخودآگاه متوجه سیری میشوم وحتی دیگه یه لقمه هم نمیتونم بخورم و ادامه بدم .واز نشونه های سیری در خودم اینه که وقتی سیر میشوم دیگه خوردن لذتی برام ندارع ومیل ندارم وقتی هم که دیگه از خوردن دست میکشم با یه احساس خوب و لذت و رضایت کنار میروم .واین نشونه تغیرات در ذهنم هست که کاملا متوجه اش هستم ..یا وقتی به هله هوله های کابینت فکر میکنم ولع ندارم وبا خودم میگم نیازی به حوردنشون ندارم چون گرسنه نیستم ولی اگر گرسنه باشم به قدر نیاز میخورم .ولی به صورت خودآگاه به خودم گرسنگی نمیدم چون میدونم که ابن رفتار هم صحیح نیست وولع رو در من بیشتر میکنه .در واقع روش درست رفتار کردن رو یاد گرفتم .به لطف خدای مهربانم و آموزش های استاد مهربانم و هدایت شدنم به این راه به آرامش رسیدم و تغییرات زیادی در من بوجود آمده که برایم مثل معجزه میمونه و خیلی هم با ارزش هست خدایا شکرت
گام پنجم:
این درسیه که توش ضعف دارم دقیقا چون نمیدونم مشکل چیه البته شایدم نیاز نیست بدونم.خب من از ۷ ۸ سالگی چاق شدم و مامان بابام متناسبن نمیدونم چجوری چاق شدم فکر نکنمم از سر زیبایی تصمیم گرفته باشم تپل شم چون از همون بچگی هی بهم گیر میدادن تو چقدر تپلی خودم میدونستم چیز قشنگ و خوبی نیست. تا ۱۷ سالگی من با مدیریت خانواده رژیم ها و روش هایی مثل دمنوش و قرص استفاده کردم زیر نظر دکتر دارو خوردم و خب نتیجه هیچی، تا اینکه ۱۸ سالگی من با مطالبی روبه رو شدم که میگفتن چاقی ذهنیه، یعنی لاغری رو امن نمیدونه برای همین لاغر نمیشه خب این خیلی منطقی بود و من نمیدونستم واقعا ناامنی دارم یا چیزای دیگه باعثش شده، چون اینکه فقط همینو یاد بگیریم کل موضوع نیست بالاخره ترس از مواد غذایی حس بد به بدن و هزاران فاکتور دیگه تاثیر دارن، و نکته اینه که من یکی از اعضای خانواده رو از دست دادم بر اثر مرگ تو سن ۱۷ سالگی و وقتی اون مطالبو خوندم ذهنم گفت خب دیگه پس بخاطر همینه، چون تو الان زندگیت بهم ریخته و تو شرایط سختی هستی چاقی، یا بخاطر ترس از تنهایی یا ترس از رو به رو شدن با ادما چاقی.
من اینارو به خودم میگفتم ولی الان نمیدونم چون خیلیا رو میبینم تو شرایط مالی بدی هستن ولی لاغرن و روشون تاثیری نداشته یا تنهان از تنهایی هی ناله میکنن ولی لاغرن، یا گوشه گیرن، من حتی فکر میکردم شاید بخاطر بی هدفیه، ولی بازم میگم خیلیا الان تو زندگی بی هدفن، حتی دوستای خودمو میبینم خیلی سردرگمن، برای همین نمیتونم دیگه دلایل اینطوری برای خودم بیارم.
مشکل اینه من فکر میکردم که حتما باید یه دلیل این مدلی برای چاقیم پیدا کنم وگرنه غیرمنطقیه من چاق باشم و پذیرشش برام سخت بود. از وقتی من درگیر این فکرا شدم چاقیم شدیدتر شد به جای بهتر شدن. شاید اشتباهم همینه و از راه درست دنبال جواب نبودم. ولی به هرحال وقتی به منافع چاقی فکر میکنم هیچ سودی درش پیدا نمیکنم که بگم بخاطر این چاق شدم یا باور بخصوصی پیدا نکردم. و فکر میکنم تنها کاری که میشه کرد صبوری کردن و پیش رفتنه.
احساس سیری:خیلی وقتا دارم میخورم یهو یه چیزی تو دلم میگه، دیگه نمیخوام و من حسش میکنم، ولی یه چیزی تو سرم میگه حالا اینم بخورم، و حریص تر میشه.پرخوری دارم تو غذا اکثر مواقع، گاهی در حد خفگی، گاهی در حد سنگین شدن. ولی سیری رو واقعا حس میکنم چون یه صدایی بهم میگه نمیخوام یه صدا هم میگه ادامه بده
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
در کتابهای دینی در مدرسه یه حدیث بود از پیامبر که دو سه لقمه قبل از سیر شدن دست از غذا بکشید اگر میخواهید سالم باشید
من همیشه میگفتم من هیچ وقت نمیتونم این حدیث رو رعایت کنم چون یا رژیم بودم که خب گرسنه بودم و سیر نبودم که بخوام چند لقمه کمتر بخورم یا وقتی رژیم نبودم اینقدر قبل از سفره ریزه خواری کرده بودم که سر سفره سیر بودم باز چند لقمه قبل از سیری معلوم نبود
خدا رو شکر وقتی در این مسیر قرار گرفتم خیلی راحت میفهمم که کی سیر شدم و همیشه توی ذهنم میاد حدیث پیامبر و خیلی راحت چند قاشق قبل از سیری دست از غذا میکشم
خدایا شکرت که به این مسیر هدایت شدم و زندگی رنگ زندگی به خودش گرفت
خدایا شکرت ۲۲۰
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عزیز و کاربران گرامی
مطالب این جلسه هم بسیار عالی بود، بحث نقطه سیری واقعا یک بحث به شدت کلیدی در تناسب اندام هست و ما در روایات هم داریم که تا کاملا گرسنه نشدی دست به غذا نبر و تا کاملا هم سیر نشدی دست از غذا بکش
اگه ما همینو بتونیم پیاده کنیم میشه گفت حداقل نصف راهو رفتیم
در مورد بحث الگوهای ذهنی هم من خودم دقیقا شنیده بودم که بعد از ازدواج آدم چاق میشه و دقیقا بعد از ازدواج این فرمول برام فعال شد و عادات چاق کننده و به تبع فست فود خوردن ها و کیک تولد و… باعث اضافه وزن من شد
بنام خدا
ای که مرا خوانده ای راه را نشانم بده
سلام استاد وهم مسیرهای عزیز طاعات وعبادات قبول باشه من از بچگی چاق بودم وهمیشه اطرافیانم میگفتن به خانواده ی مادری رفتم واز وقتی مدرسه رفتم برام ثابت شدکه من چاق هستم چونپهمه ی دوستانم متناسب بودن ومن اضافه وزن داشتم وهمش میگفتم چرا من چاق هستم دوستانم لاغر ومتناسب هستن همش درحسرت لاغرشدن بودم البته دوستانم میدیدم که از من زیاد میخوردندمن قبل از اشنایی باسایت سه وعده غذا میخوردم میان وعده کم میخوردم اما غذا زیاد میخوردم واگه یه وعده برای غذا خوردن میل نداشتم وسیر بودم بازهم میخوردم درست منداز بچگی چاق هستم اماداز وقتی بزرگ شدم هم با رفتارهایم چاقی خودم را پذیرفتم وباخودم هی تکرار کردم که این شیرینی تنقلات ومواد غذایی ونون برنج مرا بیشتر چاق میکنندوبا این طرز فکر چاقترهم شدم
نگرشم از سیرشدن بعداز اینکه سیر میشم دیگه غذایی نمیخورم اما بعضی وقتا که غذای مورد علاقه ام باشه زیاد میخورم وبه حالت خفگی میرسم وحالم بد میشه وبه انید خدا وتوکل به خدا وبا کمک استادبا این روش من میتونم متناسب بشم ودرست غذا خوردن رایاد بگیرم من باید این عادت بد غذایی را درست کنم وبه بدن خودم ضرر نرسانم چاقی خودش یک بیماری هست ومن این بیماری را شکست میدم وبه تناسب اندامم میرسم
الهی به امید تو دراین راه موفق میشم
ممنون از استاد بابت این اگاهی های ناب
نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام
امید وارم حال همتون عالی باشه🥲
الهی شکر که آگاهتر شدم و فهمیدم همه چیز از باورهای انسان سرچشمه میگیره
الهی شکر که فهمیدم همین ذهنی که توانایی چاق کردن من را داشت توانایی لاغر کردن من رو هم داره
الهی شکر که فهمیدم وقتی چیزی توی ذهن من طبیعی بشه و باور کنم به طبیعی بودنش ذهن ناخودآگاهم فرمول سازی میکنه و بعد برای رسوندن جسم به اون باور عادتهایی رو در من شکل میده
الهی شکر که فهمیدم اگه ما رفتار اشتباهی داریم به خاطر اینه که دستورش از مغز ماست و ذهنیتی که درباره اون موضوع داریم
ذهن و جسم یه رابطه که با هم دارن اینه که هر چیزی که توی ذهنت بیاد و اون رو باور کنی و اون رو طبیعی بدون و انتظارش رو بکشی
بالاخره روزی پدید میاد در زندگی تو نمایان میشه
برای همین است که میگن از دهن درآید/ از جهان برآید
فردی که لاغره رفتارهای غذاییش هم مثل تنفس و غیره کاملاً درسته به خاطر اینکه اصلاً بهش دست نزدن
اما چاقها که هر کدومشون ستههای خاص خودشون رو دارند چی؟!
همه اونها فرمولهای ذهنیشون دست خورده هستش درسته که به روشهای گوناگونی و توی دستههای گوناگون قرار دارند اما همشون به یک نتیجه رسیدن و اونم چاقی بود
راستش من درست نمیفهمم که جز کدوم دسته هستم اما فکر میکنم که
جز دسته سوم باشم آخه من از اول زندگیم متناسب بودم و طی یه زمانی خورد و خوراکم زیادتر شد و به دلیل وجود کرونا هم تحرکم کمتر شده بود و هم خودم رو با خوردن خوراکی و دیدن تلویزیون سرگرم میکردم
خلاصه کلام اینکه نمیدونم چه باورهایی توی سرم شکل گرفت که من چاق شدم
اما حالا دیگه میخوام لاغر بشم و مهم نیست که قبلاً چقدر شکست خوردم این سری قراره که حتماً به مقصد برسم چون من انتخاب کردم یا باید بمیرم یا باید به رویاهام برسم تا از زندگیم لذت ببرم وگرنه اگر به رویاهام نرسم با مرگ هیچ تفاوتی نداره
حالا میخوام در مورد درک سیر بودن حرف بزنم
خب تقریباً فکر میکنم ۵۰ ۵۰ هست و بعضی وقتها تا حد خفگی که نه تا حد معده درد باد کردنش میخورم و بعضی وقتها هم خیلی سریع سیر میشم و دست از غذا میکشم اما به لطف خدا توی این ماه قشنگ میلم به غذاها کمتر شده و میکنم همین روزه باعث شده که خیلی از اضافهخوریهای ما از بین بره و رفتارمون بهتر بشه
به نظر من از نشانههای سیر شدن
بسته شدن میل ما به غذاست
یا حداقل کمتر میلمون میکشه و دیگه اون اشتیاق که قبل از شروع کردن غذا برای خوردنش داشتیم کمتر میشه و علاوه بر اون علائم گشنگی توی بدن ما هم قطع میشه مثلاً قار و قور شکم یا ضعف بدنی ما رفع میشه
خب در این زمان ما سیر شدیم و باید دست از غذا بکشیم چون این عمل باعث میشه که انرژی ما بیشتر باشه و غذای اضافی وارد بدن ما نشه که بعداً باعث کسل بودن ما باشه
از نشانه های پرخوری و خفه بودن هم میتونم به خیلی چیزی ها اشاره کنم که میتونه در افراد متفاوت باشه
اما همشون به وجدان درد و حال بد چاقی گرفتار میشن نتیجه برای همه یکسان میشه فقط شاید عدد وزنی با هم متفاوت باشه
خوب من هر دوی اینها رو تجربه کردم و خوب میدونم که موقعی که پرخوری کردم چقدر حالم بد بوده حالم از خودم که اراده نداشتم به هم خورده بود حالم از اینکه نمیتونم خودمو کنترل کنم به هم میخورد
بعدش که درد معده شروع میشد و معده ورم میکرد و دیگه حالت داشت بد میشد دوباره اون عذاب وجدان حال بهم زن میاد سراغت کلی سرزنشت میکنه که دیدی بازم نتونستی
اما زمانهایی که تونستم جلوی خودم رو بگیرم و به اندازه و درست غذا بخورم دیدم که هم حالم بهتر بوده هم از اون غذا بیشتر لذت بردم و هم انرژی بیشتری کسب کردم و علاوه بر اون به اندازه نیازم خوردم
الان که فکر میکنم چاقی خیلی سختتر از لاغریه
چاقی همش رنجه ،عذابه ،درد کشیدنه،و…
توی چاقی همیشه باید نگران باشی و استرس داشته باشی که بقیه دربارهات چی فکر میکنند و همیشه حالت از خودت به هم بخوره و با خودت دشمن باشی
و با این حالی که با تمام غذاها قهر میکنی اما باز هم نتونی نخوریشون
چاق یعنی اینکه انقدر خودتو بیارزش بدونی که هر چیزی دم دستت بود رو بریزی توی خودت
الان که فکر میکنم چاقی اصلاً برای ما نیست اصلاً چاقی لیاقت ما رو نداره
رفیق
ما ارزشمون خیلی بالاتر از این حرفاست
باید قدر خودمونو بدونیم چون ما یه روح مقدس درون خودمون داریم و نباید با اشغال جمع کردن برای جسممون از صعود روحمون به آسمون جلوگیری کنیم
یه لحظه فکر کن
ببین لاغری چقدر آسونتره
نه نگران هستی و نه نیاز به ورزش آنچنانی داری و
نه نیازی به رژیم داری
چون تو دیگه ارزش خودت رو میدونی و میدونی هر چیزی نباید درون تو جا داشته باشه
از زندگی لذت میبری از پوشیدن لباسهات لذت میبری از اینکه توی جمعها باشی لذت میبری
دیگه توی ذهنت این نیست که آیا اونا دارن در مورد جسم چاق من حرف میزنند
چون تو حالا دیگه لاغری و اتفاقاً وقتی یه نفرو ببینی که داره در موردت حرف میزنه فکر میکنی که داره در مورد خوشتیپ بودن و لاغر بودنت حرف میزنه و حالت خوب میشه با خودت به صلح میرسی و خودت رو عاشقانه دوست داری به خدای خودت نزدیکتر میشه و معنویاتت رو بالا
ببین لاغری چقدر بیشتر به تو میاد و چقدر لذت بخشتر و چقدر آسونتره🥲🥲
پس جا نزن چون این لایق توئه و چاقی مهمون ناخونده بود که الان دیگه باید از جسم تو بره برای همیشه بره🥲
یاعلی
سلام شبتون بخیر
من الان بیشتر که فکر میکنم مشکل از باورها وبیشتر حرفای مادرم هس.
چون وقتی احساس سیری میکنم و میرم اتاقک مادرم بعد ی ساعت دو ساعت دوباره صدام میزنه وهرچی میگم سیرم باور نمیکنه یا میگه که این دو لقمه رو بخور دیگه نمیخواد بخوری وهزاران دلیل دیگه میاره که حتما بخورم وتنها نفریه گه نمیتونم بعد سه چهار بار بهش بگم که نمیخوام و واقعا بعد از غذا خوردن ناراحت میشم که چرا نتونستم استقامت کنم ونمیدونم چکار کنم با این روش مادرم اگه کسی راه حلی داره لطفا بهم بگه🙏🙏
الان دارم تلاش میکنم و میتونم بگم سیرم به همه و واقعا موقع سیر شدن دس میکشم از غذاولی نمیدونم چطوری بعد سه جهار بار گفتن نمیخوام به مادرم جوری بگم که باور کنه که واقعا سیرم وهی دلیل نیاره که غذا بخورم.امشب که ویدئو رو گوش دادم اینو فهمیدم چون موقعی که دانشگاه بودم مامانم نبود ولی وقتی میومدم خونه انقد غذا بهم میداد که خفه میشدم از غذا البته این باور هم داشتم هرچی بخورم چاق نمیشم. این تنها دلیلیه که بعد چن سال زندگی نتونستم هنوز حلش کنم و رو حرفم مادرم بعد چن بار گفتن نه استقامت کنم.ودلایل وحرفاش روم خیلی تاثیر میزاره
از روز اول که وارد سایت شدم بیشتر باورامو نسبتا تونستم حل کنم وموفق هم شدم خداروشکروبه غیر ازاین هیج باور اشتباه دیگه ای ندارم از الان به بعد….
باتشکر از استاد
سلام مجدد
وااااااای سیری یا خفگی بسییییار هوشمندانه بود
ما آدم های توپر و تپل همیشه تو برزخ بین سیری و خفگی هستیم😂
و اغلب بعد از سیری به بهانه های مختلف باز ناخونک میزنم.
متاسفانه من در گروه افراد چاق ناآگاه هستم.