❓ تا حالا به این فکر کردی که واقعاً دلیل چاق شدنت چیه؟
نه اون چیزی که همه میگن! نه فقط پرخوری یا کمتحرکی… بلکه یه دلیل ریشهای که توی ذهنت جا خوش کرده باشه 🧠💭
✅ وقتی دنبال حل یه مشکل هستیم، اولین قدم اینه که بفهمیم از کجا شروع شده. چاقی هم همینطوره!
اگه فقط رژیم بگیری یا ورزش سنگین انجام بدی، بدون اینکه دلیل چاق شدن رو بشناسی، مثل اینه که بخوای آبگرفتگی خونه رو با دستمال خشک کنی، ولی شیر آب هنوز بازه 🚿🙈
💡 دونستن دلیل چاق شدن، از نون شب واجبتره؟! 🍞😄
تا حالا شده دنبال کنترل تلویزیون بگردی، همه جا رو زیر و رو کنی، مبلارو جابهجا کنی، حتی تو یخچال (!) دنبالش بگردی، بعد یهو ببینی توی دستت بوده؟! 😅
آره… خیلی وقتا جواب درست جلو رومونه ولی چون دلیل رو نمیدونیم، میریم سراغ هزار راه اشتباه.

چاقی هم همچین حال و روزیه! تا وقتی ندونی دلیل چاق شدنت چیه، ممکنه کلی رژیم و ورزش و کارای عجیب و غریب انجام بدی، ولی به نتیجه نرسی… چون کنترل دستته، فقط باید بفهمی کجاست! 🎮✨
📌 خیلی از افرادی که اضافهوزن دارن، بارها روش های مختلف لاغری رو امتحان کردن، رژیم گرفتن، باشگاه رفتن، کالری شمردن، آب کرفس خوردن، حتی تا مرز گریه با ترازو درگیر شدن! 😭⚖️
ولی آخرش چی؟ هیچی. نتیجهای که موندگار باشه، نگرفتن. چون اصل قضیه، یعنی فهمیدن دلیل چاق شدنشون رو ندونستن.
🛠️ بیشتر روشهای لاغری فقط روی عوامل بیرونی تمرکز میکنن:
کالری کمتر، حرکت بیشتر، جویدن بیشتر (!) و کلی کار دیگه که بیشتر شبیه تقلای بیهدفه.
در حالیکه اگه ندونی چرا چاق شدی، هر تلاشی مثل اینه که بخوای با دمپایی کوه رو فتح کنی! 🩴🏔️
پس بیا باهم اولین قدم درست رو برداریم:
🎯 بفهمیم دقیقاً دلیل چاق شدنمون چی بوده؟!
وقتی دلیل بروز مشکل را بدانیم اقدام کردن برای برطرف کردن آن بسیار ساده تر از زمانی است که دلیل مشکل را ندانیم و بخواهیم از طریق آزمون و خطا برای رفع مشکل اقدام کنیم.
این اصل درباره چاقی نیز صادق است.

🎯 چرا اکثر روشهای لاغری جواب نمیدن؟
علت ناکارآمد بودم روش های لاغری اطلاع نداشن آنها ار دلیل چاق شدن فرد است.
تا حالا فکر کردی چرا با اینکه کلی رژیم گرفتی، ورزش کردی، حتی آب رو هم با ترس خوردی، اما هنوز اون عدد لعنتی روی ترازو تکون نخورده؟! 😩
جوابش سادهست: بیشتر روشهای لاغری چون دلیل چاق شدن تو رو نمیدونن، نمیتونن مشکل رو از ریشه حل کنن.
بعضیها فکر میکنن دلیل چاق شدنشون یه چیز جدیه، مثلاً کمکاری تیروئید، مصرف یه داروی خاص، یا یه بیماری خاص.
خب بله، طبیعیه که وقتی هزاران بار شنیدی که این موارد باعث چاقی می شن این نگرش در ذهن افراد شکل بگیره اما واقعیت اینه که خیلی از افراد متناسب هم با همین مشکلات مواجه هستند اما چاق نیستند.!
به این سوال فکر کنید: چرا خیلی از افراد چاق و متناسبی که به یک بیماری مبتلا می شن با مصرف داروهای مشابه بهبود پیدا می کنند ولی افراد چاق با وجود تمام رژیمها و راهکارهایی که امتحان کردن، نتیجهی پایدار نگرفتن؟
چون روشهایی که استفاده کردند به دلیل اصلی چاق شدن کاری نداشتن!
📌 راهکارهای بدون شناخت دلیل چاق شدن، مثل پانسمان کردن زخمی است که عفونتش درمان نشده؛ ظاهر را بهتر میکند اما درون همچنان آسیب دیده باقی میماند.
💥 مهمترین دلیل چاق شدن چیه؟
یه نفس عمیق بکش چون جوابش ممکنه غافلگیرت کنه:
باور چاقی. بله، درست خوندی! باور اینکه “من چاق هستم و باید چاق بمونم.”
حالا با خودت روراست باش و ببین کدومیکی از این جملهها رو توی ذهن یا حتی با صدای بلند گفتی:
- تو خونوادهی ما همه چاقن، منم از همونا هستم.
- من خیلی کمتحرکم، چاق شدنم طبیعیه.
- پرخوری عصبی دارم دیگه، دست خودم نیست.
- سوختوساز بدنم افتضاحه، هرچی میخورم تو بدنم باقی میمونه!
- بعد از بارداری دیگه نتونستم برگردم به وزن قبل.
- شغل من خیلی استرس داره، طبیعیه که چاق بشم.
اگه حتی یکی از این جملهها دربارهی تو صدق میکنه، یعنی تو باور کردی که چاق شدی چون چارهای جز این نداشتی. 😕
و خبر بد – یا بهتره بگیم واقعیت – اینه که همین باور، مثل یه قفل، تو رو توی چاقی نگه میداره.
هرچقدر هم تلاش کنی، رژیم بگیری یا ورزش کنی، اگه باورت این باشه که چاقی طبیعیه یا اجتنابناپذیره، مغزت نمیذاره لاغری رو تجربه کنی. 🧠🔒

وقتی شما به هر دلیلی باور کنید که چاق شدن یک امر طبیعی است، به طور ناخودآگاه انتظار و دلیل چاق شدن را در ذهن خود شکل میدهید.
با تکرار این باور، تصاویر چاقی از خودتان در ذهن شما نقش میبندد و این تصاویر معمولاً با احساس ترس از چاق شدن یا بیشتر چاق شدن همراه میشوند.
اگر این تصاویر در ذهن شما ثابت بمانند، به تدریج فرمولهایی برای چاق شدن در مغز شما ایجاد میشود. این فرمولها به فرمانهایی تبدیل میشوند که نحوه واکنش شما را در برابر غذاها تغییر میدهند.
این فرمولها همچنین به دستوراتی برای ذخیره چربی و افزایش سایز و وزن بدن تبدیل میشوند. چون بدن ما تحت فرمان مغز قرار دارد، به راحتی میتواند از وضعیت متناسب به وضعیت چاقی تغییر کند.
یک مطالعهی جالب که در مجلهی Milbank Quarterly منتشر شده، نشان داد که دیدگاه افراد درباره دلیل چاقی میتواند رفتار اجتماعی آنها را هم تغییر بدهد.
کسانی که باور دارند دلیل چاق شدن بیشتر به عوامل خارج از کنترل فردی مثل ژنتیک، گسترش مواد غذایی ناسالم، یا ماشینی شدن زندگی مربوط میشود، تمایل بیشتری دارند که از برنامه های مختلف برای لاغری استفاده کنند و ضمنا از تصمیات دولت برای مبارزه با عوامل تشدید کننده چاقی در جامعه حمایت می کنند.
در مقابل، افرادی که فکر میکنند دلیل چاق شدن فقط به خاطر کمبود اراده شخصی یا بیانضباطی در غذا خوردن ایجاد میشود، معمولاً کمتر از چنین سیاستهایی حمایت میکنند. چون به نظرشان راه حل چاقی فقط در تغییر رفتار فردی است و نیازی به مداخلات دولت نمیبینند.
این تحقیق اهمیت باورهای ذهنی را در درک ریشههای چاقی و در نتیجه نوع برخورد با این معضل اجتماعی به خوبی نشان میدهد.
تاثیر باور کردن چاقی
باور کردن چاقی، اصلیترین دلیل چاق شدن خیلی از ماهاست! 😳
هر چقدر بیشتر توی ذهنت قبول کرده باشی که “من آدم چاقی هستم”، به همون اندازه بیشتر در معرض چاق شدن یا چاقتر شدن قرار میگیری. 📈
حالا نکتهی جالبترش اینه:
وقتی هی میری سراغ رژیم و ورزش و انواع و اقسام روشهای لاغری، اما نتیجهی درست و حسابی نمیگیری، این باور در ذهنت قویتر میشه که:
“دیدی گفتم چاقم؟ دیدی کاریش نمیشه کرد؟” 🥲
همین افکار کمکم وزنت رو بالاتر میبره بدون این که خودت بفهمی.
پس اگه واقعاً تصمیم گرفتی لاغر بشی، و مهمتر از اون، برای همیشه متناسب بمونی، باید بدونی که کار از کنترل ذهن شروع میشه. 🧠✨
باید دلیل چاق شدنت رو بشناسی، باورهای اشتباه رو اصلاح کنی و راه درست رو یاد بگیری.

توانایی قدرت ذهن
وقتی بفهمی دلیل چاق شدن تو چی بوده و چطور ناخودآگاه سالها به نفع چاقتر شدن خودت عمل کردی، تازه یه نور امید قشنگ تو دلت روشن میشه! 🔥
چون دیگه میفهمی ارث و سوختوساز و تیروئید و … فقط بهونهست. 🎯
اگه تونستی تو این سالها چاقی رو یاد بگیری و هر سال یه کم وزن اضافه کنی، پس قطعاً میتونی لاغری رو هم یاد بگیری و با تمرین و استمرار، به اون اندام دلخواهت برسی. 🌟
👀 یه نگاهی هم بنداز به فرق بین فکرهای آدمای متناسب و آدمای چاق.
میبینی که فقط کافیه محتوای ذهنی خودتو عوض کنی تا رفتار و بدنت هم دنبالش تغییر کنه!
پس حتماً با دقت به فایل آموزشی امروز گوش بده 🎧
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین مهم: کشف دلیل چاق شدن خودت!
🌟 مرحله اول: تشخیص نوع چاقی!
اول باید بدونی تو کدوم گروه از افراد چاق هستی:
- چاقهای ناآگاه: آدمایی که از بچگی چاق بودن و اصلاً تصویر ذهنی لاغری از خودشون ندارن. (فرمولهای لاغری تو وجودشون هست ولی هرگز فعالش نکردن!)
- چاقهای آگاه: آدمایی که یه زمانی متناسب بودن، ولی به دلایلی تو یه دورهای تصمیم گرفتن چاق بشن. (مثلاً فکر کردن چاق بودن امنیت میاره یا مشکلاتشون رو حل میکنه.)
- افراد منتظر: اونایی که یه اتفاق خاص یا یه حرف از یه آدم معتبر باعث شده انتظار چاق شدن در ذهنشون شکل بگیره و کم کم چاق بشن.
✏️ حالا تکلیف چیه؟
دستهبندی خودت رو پیدا کن و چند خط دربارهی روش چاق شدنت بنویس. بعدش سعی کن یه نفر از دستههای دیگه پیدا کنی و وضعیتت رو با اون مقایسه کنی.
(هدف اینه که بفهمی مسیرها فرق میکنه ولی نتیجه یعنی همون فرمولهای چاق ذهنی یکیه!)
🌟 مرحله دوم: شناخت احساس سیر شدن
حالا وقتشه بری سراغ احساسات بعد از غذا خوردن:
- بعد از غذا حس میکنی واقعاً سیر شدی یا حس خفگی داری؟
- به نظرت نشونههای واقعی سیر بودن چیه؟
- نشونههای خفگی و پرخوری چی میتونه باشه؟
✏️ صادقانه بنویس الان تو چه وضعیتی هستی:
آیا بعد از غذا حس خوبی داری یا احساس خفگی و سنگینی؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، ویدیوی توضیحات تکمیلی این بخش را استفاده کنید
امتیاز 4.00 از 253 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


با سلام خدمت همه دوستان
من از نوجوانی اضافه وزن پیدا کردم تا کلاس پنجم حسابی لاغر بودم اما از ۱۴ سالگی اضافه وزنم بیشتر شد با این همیشه مراقب بودم اگه در یه مقطعی چاق میشدم سریع دست به کار میشدم و وزنم رو کم میکردم اما در کل همیشه مقداری اضافه وزن داشتم و این اضافه وزن متغییر بود از ۳ کیلو تا ۷ کیلو.
هیچ وقت هم بالاتر نمیرفت تا سن ۳۶ سالگی
که یهویی چاق شدم و ۱۵ کیلو اضافه وزن پیدا کردم من از سال ۸۷ رفتم دانشگاه تا سال ۱۳۹۲ ۱۵ کیلواضافه وزن پیداکردم از اون زمان تا الان هم هرچی سعی کردم بیارم پایین وزنم رو موفق نشدم الان ۸۵ کیلو هستم با ۲۰ کیلو اضافه وزن.
دلایل چاقی من ، خب همیشه فکر میکردم چون کل خانواده ما چاق بودن منم باید چاق باشم
دیگه من وقتی عصبی هستم بیشتر میخورم
نزدیک شدن به یائسگی. با اینکه سالهاست اول صبح یک ساعت میرم پیاده روی ولی همیشه به خودم میگم که کم تحرک و تنبل هستم در صورتی که خیلی رو میشناسم هیچ تحرکی ندارن اما لاغرن.
امیدوارم در این مسیر همه به خواسته مون برسیم
سلام سلام
من بچیگم یادم نیست آدم چاقی بوده باشم.ولی از دوران دبیرستان دقیقا یادمه که با وجود اینکه ۵۴ کیلو بودم با بدنم خصوصا شکمم مشکل داشتم.همه ی بدنم خوب بود ولی شکم داشتم و این خیلی منو ناراحت میکرد و مدام دنبال آب کردنش بودم و اونم نمی شد.بهم میگفتن این شکم ارثیه و کاریش نمیتونی بکنی.از طرفی هم تو یه کتاب خوندم که اگر باور داشته باشی وزنت تغییر نمیکنه پس نمیکنه.ازون زمان من رو آوردم به خوردن و سال اول دانشگاه به خودم اومدم دیدم ۶۲ کیلو شدم.و الان حدود۱۵ ساله درگیر رژیم و برنامه غذایی و ورزشم و جوابهایی که گرفتم کوتاه و مقطعی بوده.ضمن اینکه شکمم همچنان قلنبه می موند و بعد هر دوره اعصابم بهم می ریخت و وزنم به سرعت برمیگشت.یادمه برای دکترم که توضیح دادم و بهش گفتم که بعد رژیم همچنان سالم خوری داشتم بهم گفت مثل رژیم تثبیت عمل کنید و تمام.تقریبا هیچکس نمیفهمید من دارم چی میگم.
امیدوارم به این دوره و امیدوارم کنار شما دوستان همگی به وزن ایده آلمون برسیم.
سلام وعرض ادب
من ازکودکی چون از بیماری آلرژی شدیدرنج میبردم وکورتون مصرف میکردم،وبرای همین خانواده ام همیشه میگفتن طفلکی بچمون به خاطرکورتون درمانی چاق شده وحالا چه جوری میخواد لاغرکنه وهورموناش هم که بهم ریخته وچاق میشی وهی بدترمیشی از بچگی این توذهنم نقش بست که به خاطر داروهای هورمونی من طبیعیه که خوراکم زیادبشه و چاق بشم
بعد یکم بزرگترشدم به خاطرچاقی زیادافسردگی گرفتم که منجرشدبه کم کاری تیروئید و بعد غیراز فکرکردن به اینکه کورتون چاقم کرده افسردگی و کم کاری تیروییدهم بهش اضافه شد،من دیگه کاملا به اینو پذیرفته بودم که تودام چاقی افتادم و برطرف کردن این چاقی فقط باعمل میشه،(چون خیلی رژیمای مختلف هم گرفته بودم ولی بی فایده بود)
بعدرسیدم به کم خونی که قرص های آهن ومکمل های غذایی مصرف میکردم که دکترمیگفت اشتهاروزیادمیکنه،پیش خودم گفتم هیچی دیگه من مثل اینکه لاغری توکارم نیست وچون رژیم هم زیادمیگرفتم وچقدر به بدنم هم آسیب میرسیدولی لاغرنمیشدم وحسابی نامیدبودم وکاملا فکرم منفی بودکه من چاق شدم وچاق میمونم مگه اینکه همش تحرک داشته باشم و تورژیم باشم ویاعمل کنم(بااینکه یکبار عمل کرده بودم و جواب نگرفته بودم ولی تمام فکرم تو عمل بود)
💥منشا چاقی من ازتلقیناتی هست که از بچگی توذهن من کردن روحساب باورهای غلط و حرفای دکتر ها.باورهایی که باعث عادت پرخوری شد وباعث شددلیل تراشی برای چاقی بکنم.💥
قبلا گفتگوی ذهنم همش این بودکه الان اینو میخوری کلی چاق میشی بعدش باید به فکر لاغرکردنش باشی،یااینکه توچقدر اندامت زشته و پس کی قراره این چربی هارو آب کنی ولی الان تا حدخیلی زیادی به هیکلم کاری ندارم و مشکلی باهاش ندارم وراحت غذامومیخورم ومیگم من لاغرمیشم وچاقی من اصلا هیچ ارتباطی به غذا و چیزای دیگه نداره وسعی میکنم از خوردن لذت ببرم وهمین هم باعث شده یکم خوراکم کمتر بشه.
باآرزوی روزای بهتر و قشنگ تر برای خودم و همه دوستان
سلام خدمت استاد عزیز
من از زمان نوزادی تقریبا روند عادی زندگیمو طی کردم اما از یه زمانی به بعد مادر عزیزتر از جانم الهی قربونش برم فکر کردن که من وضعیت رشدم خوب نیست و منو پیش دکتر تغذیه بردن همون باوری که خودتون گفتید در مورد مادرهای قدیم.
و خلاصه من از زمان دبستان که یادم نیاد چاق بودم تا زمان کنکور البته در اون زمان فکر میکردم که ژنتیک عامل این چاقیه.البته پدر و مادرم متناسب بودن اما همه به من میگفتن شما از پدر بزرگتون به ارث بردین.پدربزرگم فردی چهارشانه و هیکلی بودن.اما از زمان سال اول دانشگاهم دیگه واقعا خسته شدم از حرف های دیگران و لباس هایی که توی مغازه ها اندازم نبود.این شد که از شهریور ۹۴من شروع به کم خوردن کردم و غذا را بیشتر میجویدم حتی اگه گشنه میموندم کمتر میخوردم یه حدود یک ماهی به این روند ادامه پیدا کرد تا اینکه با دمنوش های نیوشا اشنا شدم.گفتم دیگه من راه لاغریمو پیدا کردم و برخلاف مخالفت پدرم شروع به خرید و خوردن دمنوشها کردم.در حدود ۳ماه لاغر شدم طوری که همه منو میدیدن تعجب میکردن اصلا باورشون نمیشد.در طی خوردن دمنوشها من به هیچ کسی اطلاع ندادم فقط و فقط پدر و مادرم در حریان بودن.حتی اگه کسی می پرسید اینا چیه میگفتم بعدا متوجه میشی.
۳ماه گذشت و من با موفقیت ۱۷کیلو کم کردم.و جالب اینه که افرادی دیگر هم اقدام به خرید دمنوش کردن اما اونا اصلا نتیجه نگرفتن.و به من میگفتن اینا الکلیه….
اما افرادی انگار از روی حسادت هی میگفتن مهم اینه که در این وزن باقی بمونی و من همش ترس چاق شدن داشتم.۵ماه بعد عقد کردم.مدام همه میکفتن مواظب باش چاق نشی.اواخر عقدم ۱کیلویی اضافه کردم .بعد از عروسی به خاطر حرف دیگران برای چتق شدن که بعد از ازدواج چاق میشی خود به خود.۶کیلو اضافه کردم.
من عامل چاقیم در دوران کودکی را دکتر تغذیه ای میدونم که مادرم منو میبردن با اینکه وزنم متناسب بود من به خاطر داروهای اشتها اور چاق شدم.
و چاقیم بعد از عروسی را به خاطر تلقین و باور حرف مردم میدونم
اما الان مطمعنم و در حال حاضر باور دارم که لاغر میشم و خودم را در اندام متناسب قبلم تصور میکنم.😉😉😉😉
سلام
عصرتون بخیر
چاقی من به تصور خودم علت های مختلفی داشته از جمله
تصور اینکه ادم بعد از ازدواج چاق میشه
بارداری چاق میکنه
دارو چاق میکنه
و خلاصه این جملات تکراری در ذهن من مرا به سمت عادتهای چاق کننده برد
ولی الان نشخوار ذهنیم متوقف شده و مدام به این فکر میکنم که دارم لاغر میشم.
امیدوارم در این مسیر همگی موفق باشیم🌷🌷
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم
من وقتی ۷ سالم بود خیلی لاغر بودم بهم می گفتند چون سفیدی زرد هستی دکتر که برندنم دکتر گفت کم خونی داره یک روز در میان آمپول میزدم تا قبل از بار داری لاغر بودم وقتی باردار شد می گفتن باید به جای دو نفر غذا بخوری روزی یک تخم مرغ آب پز بخوری که بچه زرد نشه وقتی برای معاینه میرفتم می گفت باید تقویت بشی زیاد بخور من هم زیاد می خوردم بعد دیگه عادت کردم به زیاد خوردن و چاقی سه تا بچه که داشتم خانه مان توی بمباران صد درصد خراب شد مجبور شدیم بریم خانه پدر شوهر اونجا دیگر نمی تونستم پر خوری کنم و بخاطر بمباران افسردگی گرفتم و دو باره لاغر شدم بعد از دو سال که خانمان درست شد دو باره بار دار شدم و چاق شدم بعد شروع کردم به رژیم گرفتن رژیمهای زیادی گرفتم چون رژیمها خیلی سخت بود کم می کردم ولی چون حریص می شدم خیلی زود خسته می شدم و پرخوری می کردم دو باره روز از نو و روزی از نو تا اینکه خدا استادو سر راه من قرار داد دیگر حریص نمیشم میلم به غذا کم شده با کمک ذهنم غذا می خورم هر وقت ذهنم گفت بسه سیر شدی خیلی راحت دست از غذا می کشم اگر بهترین غذا ها باشه مثل متناسبا می گم میل ندارم من دو سال و پنج ماه که تو گروه لاغری با ذهن هستم لاغر شدم چون روی ترازو نمی رم نمیدونم چند کیلو هستم از لباسم که گشاد می شه می فهمم حالم خیلی خوبه شادم خودم را دوست دارم و دیگر دنبال هیچ رژیمی نمی روم و اطمینان دارم به هدفم که ۵۰ کیلو هست میرسم استاد عزیز ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام دوستان عزیزم داستان چاقی من من موقع تولدم تپل بودم ولی بعدش نهه لاغر بودم دقیقا میدونم تا بعد دانشگامم لاغر بودم ولی از همون موقع ها خیلی باور ها اشتباه در من شکل گرفت شنیده بودم بارها دخترا ها زمان پریودی شکمشون بزرگ میشه یا غذای زیاد آدم چاق میکنه یا آدمی ورزش نکنه باشگاه نرهه چاق میشه شیرینی بستنی خامه آدم چاق میکنه کلا همیشه میترسیدم نکنه من چاق شم ولی تا بعد دانشگاه من لاغر بودم شایدم چاق بودم چون اصلا اون زمان نگاه نمیکردم ببینم چاقم یا لاغر ولی دوستان القاب چاق کننده روم میذاشتن از دوره دبیرستان مثلا به خنده شوخی بخاطر اینکه پهلو داشتم بهم میگفتن ور گرده ولی اصلا اون زمان نهه توفکرش بودم نهه رژیمی باشگاهی جایی میرفتم هیچ توجه ای بهش نداشتم تا اینکه بعدها برام مهم شد همش چون تو سایت ها میخوندم بابام وعموم هم چاق بود گفتن اینها غذا زیاد میخورم اینجوری چاقن همش میگفتم نکنه من چاق شم نکنه ارثیه وهمش ترس نگرانی استرس داشتم و هر آدم لاغری میدیدم از ته دلم افسوس میخوردم میگفتم ای کاش منم لاغر بودم این اندام داشتم وهمش غصه میخوردم میگفتم نهه نمیشه من چون برنج میخورم زیاد باید حتما چاق شم یا چون ورزش نمیکنم یا چون شیرینی بستنی زیاد دلم میکشه هر که اینها بخوره چاق میشه وشده بود باورم و با هر کدوم از خوردنشون احساس بدی بعدش داشتم احساس پشیمونم گناه سرزنش وخودم حقیر میکردم ودیگرانم مخصوصا مادرم زیاد حرفم میزد شده بود لاغری برام آرزو وهمش تو این سایت تو اون سایت دانبال لاغری وهرکه هرچی میگفت من انجام میدادم هرموقع میرفتم پیاده روی دیگه میگفتم وای چه سبک شدم و احساس لاغری میکردم ومیومدم خونه انگار قحطی زده ها زود شروع میکردم خوردن یا آب زیاد میخوردم بعدش غذا یا اول میوه میخوردم ولی همش بی فایده چون من همش عوامل بیرونی مقصر میدونستم وکلا منتظر یه چیزی بودم بدون دردسر رنج من زود لاغر کنه همش باورم شده بود چون من چاقم خاستگارهام آدم ها کج کوله هستن خواستگار ها قشنگ خوشکل اندام ایدوال مال لاغر ها است کلا کارم شده بود دانبال رژیم ورزش دمنوش هر راهی که خودم خلاص کنم وهمشم بی فایده بود چون زود خستم میکرد ورهاش میکردم تا اینکه یکی از دوستام گفت برو تو سایت بزن تناسب ذهنی من گفتم این چیه گفت برو لاغر میشی فلان راستش من ۲۴/تیرماه اومدم و اصلا امیدی نداشتم ولی فایل ها مرتب گوش میدادم وتمرین ها انجام میدادم همین همش میپرسیدم از دوستم واقعا لاغر شدی فلان چون شک داشتم ولی دیدم کم کم رفتارم عوض شده انگار آتیشی خاموش میکنن دیگه آروم شده بودم هول نمیزدم واسه خوردن وغذام راحت میخوردم ولی مسلم به غذا کمتر شده بود دیدم لاغر شدم ولی باورم نمیشد میگفتم حتما توهم زدم و خانوادم میپرسیدم یکی میگفت شدی یکی میگفت نهه ولی من با اعتماد کامل میگفتم لاغر شدم تا اینکه دیروز ۱۰مرداد ماه که کلا میشد ۱۷روز تو این سایتم یک کیلو نیم لاغر شدم کلا اینقدر خوشحالم که نگو اصلا نمیدونم چیشد هنوزم باورش برام سخته من که واسه نیم کیلو لاغری باید هر کاری میکردم آخرش خسته میشدم رهاش میکردم از استاد عزیزم یه دنیا ممنونم استاد شما زندگیمو بهم پس دادیت کلا دیگه افسرده شده بودم سر این موضوع ولی انگار تازه متولد شدم و خیلی شور اشتیاقم بیشتر شده به خودم اومیدوارشدم هرچی ازتون تشکر کنم کم گفتم خدا هرچی خوبی خوشی نصبیتون کنه با آرزوی موفقیت همه دوستانم
با سلام و تشکر از شما که دید ما رو دارید به کل زندگی و چاقی تغییر میدید من بعد از زایمان و با این دیدگاه که اضافه وزن پیدا میکنم بعد از بارداری دچار اضافه وزن شدم
سلام استاد عزیز
من چند وقتی هست که با سایتتون آشنا شدم و خیلی از استرس های چاق شدن رو در درون خودم بر طرف کردم و خدارو شکر از وقتی که با سایت شما همراه شدم وزنمو ثابت نگه داشتم تا الان .
استاد عزیزم یه سوال داشتم من الان شش ماهه باردارم و تا الان وزنم تغییری نکرده بود ولی الان وقتی به مطب دکترم میرم پزشکم مدام میگه باید وزن اضافه کنی یعنی تا الان باید حداقل چهار کیلو اضافه میکردی و تغییری نکردی،از این به بعد باید بیشتر بخوری و.
میخوام لطف کنید و راهنماییم کنید که چیکار کنم حجم غذا مو زیاد کنم که وزن اضافه کنم یا همین روند و پیش برم ؟اینم بگم من تقریبا همه چیزهای مفید و در برنامه غذاییم دارم .ممنونم اگه کمکم کنید آخه از طرفی حرف پزشک نگرانم میکنه از طرفی هم میترسم با وزن اضافه کردن دوباره از مسیر لاغری خارج بشم.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرانقدرعطار روشن و دوستان گلم که هر کدومتون من جمله خودم به طریقی وارد این سایت شدیم اول از همه خودمو معرفی کنم من خانمی هستم ۵۱ ساله خانه دار ساکن تهران اهل شهرری با قد یکمتر و پنجاه و وزن ۷۸
و اینکه چطور با این سایت آشنا شدم و در چه تاریخی برام خیلی جالبه توضیح بدم شاید برای خوانندگان این متن هم جالب باشه
من ابتدای آشنایی با این سایت که ساعت ۵ صبح ۱۷ تیرماه همین امسال ۱۳۹۹ اتفاق افتاد وقتی ذوق زده به پی وی استاد رفتم و ازش راهنمایی خواستم برای نحوه ی ثبت نام در سایتشون عنوان کردم که اتفاقی با سایت لاغری با ذهن آشنا شدم
ولی چند روز بعد که خوب فکر کردم برام مسجل شد که فقط هدایت الهی منو به اینجا آورد
چون من از زمانی که وزنم از ۷۲ گذشت دایماز اطراف توجهات به سمتم جذب شد و هر کی یه چیزی می گفت و یه نظری می داد که باعث شد به انواع و اقسام روشهای لاغری متداول کشیده بشم
چون واقعا دوست داشتم دیگهاز ۷۰ بیشتر نشم
لاغری زیاد رو هم اصلا دوست نداشتم
از سن ۱۶ سالگی تا ۳۰ سالگی که ابتدای روند اضافه وزنم بود آرزو داشتمچاق وتوپول بشم مثل زن همسایه چون هر کی منو می دید با دلسوزی می گفت بمیرم الهی
تو غذا گیرت نمی آد بخوری یا شوهرت خسیسه نمی آره بریزه زیر دستت بخوری چاق بشی جون بگیری
با این حرفا بهم بد میگذشت واقعا
آرزو داشتم کهمثل زن همسایه که مورد توجه شوهرم بود توپول بشم و جا افتاده عین قرمه سبزی ایرانی خخخخخخخ
اما نمی خواستم تا به این حد چاق بشم که حالا دیگه شوهرم هی چپ بره راست بیاد یه دستوری بده کمتر بخور چربی نخور یه کمتحرکداشته باش کارت شده خوردن خوابیدن برنج کم بخور نون کم بخور بسه دیگه چقدر می خوای چاق بشی
منو به زور برد گذاشت باشگاه اونموقع هنوز بحث کرونا نبود
یه دوماهی باشگاه رفتم یواشکی ۸۰ تومن از دکتر حیدری مسیول کانال رژیم بدونورزش روبانارغوانی به شکل اینترنتی رژیم خاص سن و سال خودمو گرفتم و رفتم تو نخ کالری شماری و اینکه هر شب باید گزارش کالری های مصرفیمو تا ۱۶۰۰ براشونمی فرستادمگاهی تشویق می شدم گاهی توبیخ کلامی
دوباره صحبتای ذهنیم با خودم شروع شد
چرا یه زمانی آرزوی توپولویی داشتم ولی تا سی سالگی لاغرو موندم یهو اوضاع و شرایط مالی زندگیم تغییر کرد و شروع کردم به غذای خوب خوردن تا هر چقدر که دلم می خواد کمکم
شروع کردم به توپول شدن از شادی در پوستمنمی گنجیدم چون دیگهکسی نمی تونست بهم بگه پول وپله نداری که خوراک خوب بخری بخوری و من احساس بهتری نسبت به خودم پیدا کردم
از ۱۶ سالگی به علت یکانتخاب اشتباه در مورد ازدواجیم افتادم به یک زندگیپر از استرس کم پولی و جیره بندی مواد غذایی دهه شصت .
و چون همسرم خانوم همسایه ارو به رخمکشید کهچقدر توپول و جا افتاده اس ولی تو اینجوری
با همدعوامون می شد می گفتم هیچ می دونی همین زن همسایه چقدر بخور بخور داره شیرینی هر چقدر دلش می خواد برنج گوشت غذاهای خوب شوهر دست و دلباز وپولدار
ولی تو هم خدارو می خوای هم خرمارو
خلاصه این لاغری عجیب باعث عقده شده بود واسه من
سی سالگی اوضاع مالیمون تغییر کرد همسرم با دست و دلبازی خرید و آورد و من با سرخوشی می خوردم و کیف می کردم که دیگهدوره لاغریم تموم شد
حالا هر چقدر بخوام می خورم تاچاق و توپول بشم ومورد توجه همسرم واقع بشم
کمکم شدم زن دلخواه همسرم
کاش توی رنج ۷۰ مونده بودم ولی نموندم
دیگه افتاده بودم توی سرازیری
قبل رژیم و باشگاه شده بودم۸۴ کیلو توی حرکت دچار اشکال شده بودم موقع بالا رفتن
از پله زانوهام درد می گرفتن
شکممجلو اومد کمرم تحت فشار قرار گرفت سایز سینه ام شد ۹۰
دیگهدیدم نمیشه به بخور و بخواب ادامه بدم باید هر جوری بود رژیممو رعایتمی کردم کهتا حدی که رعایت کردم و فعالیت باشگاهی کردم از ۸۴ اومدم به ۷۸
شوهرم خوشحال شد تشویقم می کرد
ولی با آمدن کرونا و استرس مبتلا شدن نتونستم به رژیم ادامه بدم باشگاه تعطیل شد
خیلی ناراحت شدم
که اصلا دنیا هم بامن سرناسازگاری داره نمی خواد بذاره منموفق عمل کنم
ولی یه گفتگوهای ذهنی دیگه آزارم می داد به
عدالت خدا شک کردم نعوذو بالله
می گفتم آخه خدا جون چرا من نباید اندام دلخواهمو داشته باشم مگه اونایی که تناسب دارن و بهشون میگن استعداد لاغری دارن خونشون رنگین تر از منه
آخه چرا بین بنده هات فرق می ذاری آخه منچه گناهی کردم من فقط می خواستم ۱۰ کیلو توپول بشم نه سی کیلو
آخه چراااااا
بعد به خودم نهیب زدم نه نه اینطور نیست خدا عادله مطلقه فرقی بین بنده هاش نمی ذاره از نظر خوبی ها خوشی ها
حتم دارم برنامه ریزی غلط ذهنی باعث این اوضاع نگران کننده شده باید یه راهی باشه که این برنامه ارو تغییر داد باید باشه نمیشه نباشه
آخه یعنی چی چطور یکی هر چی کهمیلشه هر چقدر که میلشه بخوره هیچم ورزش نکنه و باشگاه نره لاغرو متناسب باشه اونوقت یک عده مث من بخوایم اینهمه زجر بکشیم
خدایا خودت یه راهی بذار جلوپام
بعد از این جریانات و این حرفا یک شب یعنی ۱۷ تیر امسال تا نیمه های شب بیدار بودم و به اینموضوع فکر می کردم و غصه می خوردم و از خدا هدایت می خواستم با این افکار خوابمرفت
یهو ۵ صبح از خواب پریدم گوشیمو برداشتم به ذهنم رسید یه جمله ای سرچ کنم شاید راهی پیدا بشه از گوگل
سرچ کردم لاغری با قوانین متافیزیک
یهو چشمم خورد به سایت لاغری با ذهن
با یه حال عجیب و با عجله زدم سایت باز شد
اصلا نمی دونید کهچه حالی شدم از شوق گریه کردم
چقدر خدارو شکر کردم وقتی یه مقدار از مطالب ابتدا سایت رو خوندم فهمیدم گمشده امو پیدا کردم
یادمه پارسال که یکمهمانی باخانواده خواهر و برادرم داشتم و میزبان خودم بودم
دوباره اهل خانواده با دیدنمن بحث چاقی و لاغری رو وسط کشیدن
دوباره شروع کردن به راهکار دادن و اینکه فلانی چه آدم با اراده ای مقدار غذاشو نصف کرده هر روز میره پیاده روی و دویدن توی پارک محل و چقدر خوب تونسته لاغر کنه
بعدم گیر دادن به بشقاب غذای من
که خندیدن و مسخره کردنم که تو خیلی شیکمویی بی تحرکی بی خیالی هی روزبروز داری چاقتر میشی
بیچاره دو روز دیگه میشه عین پیر زن ۸۰ سال
دیگه باید عصا بگیری راه بری یه فکری کن غذاتو کمکن
من یادمه با قاطعیت بهشون گفتم به خدا ربطی به مقدار و نوع غذا نداره
که هر کی به اینحرف من یه اعتراضی کرد و بحث بالا گرفت
خلاصه سرتونو درد نیارم
این بود ماجرای من وآشناییم با این سایت جالب و در نوع خودش بی نظیر
فعلا از ۱۷ تیر تا به امروز که اول مرداده دو هفته اس که دارم مطالب رایگان سایت رو می خونم
احساس آرامش عجیبی دارم و خدارو بخاطر این آرامش شکر می کنم به خدانزدیکترم و تمام افکار منفی نسبت به عدالتش رو ریختمدور
از تمام کانالای مربوط به رژیم درمانی و کالری شماری آمدم بیرون
دیگه حاضر نیستم برای کاهش وزن برمباشگاه اجباری
اگر هم برم برای ایجاد نشاط و شادابی و هر هدفی غیر از لاغر شدن باشگاه خواهم رفت فعلا هم کهکروناس دیگه هیچی
احساس می کنمجمع و جورترم
چند روز پیش خواهرممنو دید گفت تو اندامت خوبه فقط این شیکمتو آب کنی خیلی خوب میشی
ولعم نسبت به غذا از بین رفته می خوام شروع به غطذا خوردن کنم غذا خوردن کنم از خدا سپاسگزاری می کنم که این غذا در بدنم تبدیل به نور و عشق میشه ولاغیر ….دیگه با تصور چاق شدن با نون و برنج و ماکارانی غذانمی خورم اینا نعمت خدان مگهمیشه اسباب چاقی و مریزی باشن
گفتم من از وقتی با سایت لاغری با ذهن آشنا شدم هر چی برنامه رژیم و ورزش اجباری بود ریختمدور دارم روی ذهنم کار می کنم
خندید گفت حالا ببینیم چطور نتیجه ای می گیری
اگر تو اینجوری لاغر شدی حسابه
ولی من مطمینم که موفق میشم ..
من به جناب عطار روشن تبریک میگم چون برگزیده ی خداست که معزل چاقی رو برای همیشه از صفحه روزگار برداره و به افرادی مثل من شوق و امید بده برای رسیدن به یکاندام متناسب و عالی
از اینکه وقتگذاشتید خوندید مطالبمواز شما بی نهایت سپاسگزارم اول مرداد ۱۳۹۹
سلام عزیزم.در مورد این دوره با هیچکسی صخبت نکن چون برای اثبات حرفت دچار استرس میشی و باز میافتی تو روند چاقی..به خواهرت بگو از ادامه دادن دوره منصرف شدی و خیلی چراغ خاموش دوره رو ادانمه بده.این دوره یه رازه…اگه بعد از نتیجه گرفتنت کسی با درخواست خودش خواهش کرد که راه تناسب اندامت رو بگی بهش بگو دوست عزیزم.چون اون آدمه که نتیجه میگیره و گفتن ما تو موارد دیگه به اطرافیان فقط شرایط رو برای خودمون بدتر میکنه.❤