در جلسه قبل (قسمت چهارم: عادتهای چاق کننده) فهمیدیم چاقی از عادتهای ذهنی میاد، نه ارث. حالا در این جلسه پنجم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن، دنبال دلیل واقعی چاق شدنِ خودمون میگردیم.❓ تا حالا به این فکر کردی که واقعاً دلیل چاق شدنت چیه؟
نه اون چیزی که همه میگن! نه فقط پرخوری یا کمتحرکی… بلکه یه دلیل ریشهای که توی ذهنت جا خوش کرده باشه 🧠💭
✅ وقتی دنبال حل یه مشکل هستیم، اولین قدم اینه که بفهمیم از کجا شروع شده. چاقی هم همینطوره!
اگه فقط رژیم بگیری یا ورزش سنگین انجام بدی، بدون اینکه دلیل چاق شدن رو بشناسی، مثل اینه که بخوای آبگرفتگی خونه رو با دستمال خشک کنی، ولی شیر آب هنوز بازه 🚿🙈
در این جلسه میآموزیم:
💡 دونستن دلیل چاق شدن، از نون شب واجبتره؟! 🍞😄
تا حالا شده دنبال کنترل تلویزیون بگردی، همه جا رو زیر و رو کنی، مبلارو جابهجا کنی، حتی تو یخچال (!) دنبالش بگردی، بعد یهو ببینی توی دستت بوده؟! 😅
آره… خیلی وقتا جواب درست جلو رومونه ولی چون دلیل رو نمیدونیم، میریم سراغ هزار راه اشتباه.

چاقی هم همچین حال و روزیه! تا وقتی ندونی دلیل چاق شدنت چیه، ممکنه کلی رژیم و ورزش و کارای عجیب و غریب انجام بدی، ولی به نتیجه نرسی… چون کنترل دستته، فقط باید بفهمی کجاست! 🎮✨
📌 خیلی از افرادی که اضافهوزن دارن، بارها روش های مختلف لاغری رو امتحان کردن، رژیم گرفتن، باشگاه رفتن، کالری شمردن، آب کرفس خوردن، حتی تا مرز گریه با ترازو درگیر شدن! 😭⚖️
ولی آخرش چی؟ هیچی. نتیجهای که موندگار باشه، نگرفتن. چون اصل قضیه، یعنی فهمیدن دلیل چاق شدنشون رو ندونستن.
🛠️ بیشتر روشهای لاغری فقط روی عوامل بیرونی تمرکز میکنن:
کالری کمتر، حرکت بیشتر، جویدن بیشتر (!) و کلی کار دیگه که بیشتر شبیه تقلای بیهدفه.
در حالیکه اگه ندونی چرا چاق شدی، هر تلاشی مثل اینه که بخوای با دمپایی کوه رو فتح کنی! 🩴🏔️
پس بیا باهم اولین قدم درست رو برداریم:
🎯 بفهمیم دقیقاً دلیل چاق شدنمون چی بوده؟!
وقتی دلیل بروز مشکل را بدانیم اقدام کردن برای برطرف کردن آن بسیار ساده تر از زمانی است که دلیل مشکل را ندانیم و بخواهیم از طریق آزمون و خطا برای رفع مشکل اقدام کنیم.
این اصل درباره چاقی نیز صادق است.

🎯 چرا اکثر روشهای لاغری جواب نمیدن؟
علت ناکارآمد بودم روش های لاغری اطلاع نداشن آنها ار دلیل چاق شدن فرد است.
تا حالا فکر کردی چرا با اینکه کلی رژیم گرفتی، ورزش کردی، حتی آب رو هم با ترس خوردی، اما هنوز اون عدد لعنتی روی ترازو تکون نخورده؟! 😩
جوابش سادهست: بیشتر روشهای لاغری چون دلیل چاق شدن تو رو نمیدونن، نمیتونن مشکل رو از ریشه حل کنن.
بعضیها فکر میکنن دلیل چاق شدنشون یه چیز جدیه، مثلاً کمکاری تیروئید، مصرف یه داروی خاص، یا یه بیماری خاص.
خب بله، طبیعیه که وقتی هزاران بار شنیدی که این موارد باعث چاقی می شن این نگرش در ذهن افراد شکل بگیره اما واقعیت اینه که خیلی از افراد متناسب هم با همین مشکلات مواجه هستند اما چاق نیستند.!
به این سوال فکر کنید: چرا خیلی از افراد چاق و متناسبی که به یک بیماری مبتلا می شن با مصرف داروهای مشابه بهبود پیدا می کنند ولی افراد چاق با وجود تمام رژیمها و راهکارهایی که امتحان کردن، نتیجهی پایدار نگرفتن؟
چون روشهایی که استفاده کردند به دلیل اصلی چاق شدن کاری نداشتن!
📌 راهکارهای بدون شناخت دلیل چاق شدن، مثل پانسمان کردن زخمی است که عفونتش درمان نشده؛ ظاهر را بهتر میکند اما درون همچنان آسیب دیده باقی میماند.
💥 مهمترین دلیل چاق شدن چیه؟
یه نفس عمیق بکش چون جوابش ممکنه غافلگیرت کنه:
باور چاقی. بله، درست خوندی! باور اینکه “من چاق هستم و باید چاق بمونم.”
حالا با خودت روراست باش و ببین کدومیکی از این جملهها رو توی ذهن یا حتی با صدای بلند گفتی:
- تو خونوادهی ما همه چاقن، منم از همونا هستم.
- من خیلی کمتحرکم، چاق شدنم طبیعیه.
- پرخوری عصبی دارم دیگه، دست خودم نیست.
- سوختوساز بدنم افتضاحه، هرچی میخورم تو بدنم باقی میمونه!
- بعد از بارداری دیگه نتونستم برگردم به وزن قبل.
- شغل من خیلی استرس داره، طبیعیه که چاق بشم.
اگه حتی یکی از این جملهها دربارهی تو صدق میکنه، یعنی تو باور کردی که چاق شدی چون چارهای جز این نداشتی. 😕
و خبر بد – یا بهتره بگیم واقعیت – اینه که همین باور، مثل یه قفل، تو رو توی چاقی نگه میداره.
هرچقدر هم تلاش کنی، رژیم بگیری یا ورزش کنی، اگه باورت این باشه که چاقی طبیعیه یا اجتنابناپذیره، مغزت نمیذاره لاغری رو تجربه کنی. 🧠🔒

وقتی شما به هر دلیلی باور کنید که چاق شدن یک امر طبیعی است، به طور ناخودآگاه انتظار و دلیل چاق شدن را در ذهن خود شکل میدهید.
با تکرار این باور، تصاویر چاقی از خودتان در ذهن شما نقش میبندد و این تصاویر معمولاً با احساس ترس از چاق شدن یا بیشتر چاق شدن همراه میشوند.
اگر این تصاویر در ذهن شما ثابت بمانند، به تدریج فرمولهایی برای چاق شدن در مغز شما ایجاد میشود. این فرمولها به فرمانهایی تبدیل میشوند که نحوه واکنش شما را در برابر غذاها تغییر میدهند.
این فرمولها همچنین به دستوراتی برای ذخیره چربی و افزایش سایز و وزن بدن تبدیل میشوند. چون بدن ما تحت فرمان مغز قرار دارد، به راحتی میتواند از وضعیت متناسب به وضعیت چاقی تغییر کند.
یک مطالعهی جالب که در مجلهی Milbank Quarterly منتشر شده، نشان داد که دیدگاه افراد درباره دلیل چاقی میتواند رفتار اجتماعی آنها را هم تغییر بدهد.
کسانی که باور دارند دلیل چاق شدن بیشتر به عوامل خارج از کنترل فردی مثل ژنتیک، گسترش مواد غذایی ناسالم، یا ماشینی شدن زندگی مربوط میشود، تمایل بیشتری دارند که از برنامه های مختلف برای لاغری استفاده کنند و ضمنا از تصمیات دولت برای مبارزه با عوامل تشدید کننده چاقی در جامعه حمایت می کنند.
در مقابل، افرادی که فکر میکنند دلیل چاق شدن فقط به خاطر کمبود اراده شخصی یا بیانضباطی در غذا خوردن ایجاد میشود، معمولاً کمتر از چنین سیاستهایی حمایت میکنند. چون به نظرشان راه حل چاقی فقط در تغییر رفتار فردی است و نیازی به مداخلات دولت نمیبینند.
این تحقیق اهمیت باورهای ذهنی را در درک ریشههای چاقی و در نتیجه نوع برخورد با این معضل اجتماعی به خوبی نشان میدهد.
تاثیر باور کردن چاقی
باور کردن چاقی، اصلیترین دلیل چاق شدن خیلی از ماهاست! 😳
هر چقدر بیشتر توی ذهنت قبول کرده باشی که “من آدم چاقی هستم”، به همون اندازه بیشتر در معرض چاق شدن یا چاقتر شدن قرار میگیری. 📈
حالا نکتهی جالبترش اینه:
وقتی هی میری سراغ رژیم و ورزش و انواع و اقسام روشهای لاغری، اما نتیجهی درست و حسابی نمیگیری، این باور در ذهنت قویتر میشه که:
“دیدی گفتم چاقم؟ دیدی کاریش نمیشه کرد؟” 🥲
همین افکار کمکم وزنت رو بالاتر میبره بدون این که خودت بفهمی.
پس اگه واقعاً تصمیم گرفتی لاغر بشی، و مهمتر از اون، برای همیشه متناسب بمونی، باید بدونی که کار از کنترل ذهن شروع میشه. 🧠✨
باید دلیل چاق شدنت رو بشناسی، باورهای اشتباه رو اصلاح کنی و راه درست رو یاد بگیری.

توانایی قدرت ذهن
وقتی بفهمی دلیل چاق شدن تو چی بوده و چطور ناخودآگاه سالها به نفع چاقتر شدن خودت عمل کردی، تازه یه نور امید قشنگ تو دلت روشن میشه! 🔥
چون دیگه میفهمی ارث و سوختوساز و تیروئید و … فقط بهونهست. 🎯
اگه تونستی تو این سالها چاقی رو یاد بگیری و هر سال یه کم وزن اضافه کنی، پس قطعاً میتونی لاغری رو هم یاد بگیری و با تمرین و استمرار، به اون اندام دلخواهت برسی. 🌟
👀 یه نگاهی هم بنداز به فرق بین فکرهای آدمای متناسب و آدمای چاق.
میبینی که فقط کافیه محتوای ذهنی خودتو عوض کنی تا رفتار و بدنت هم دنبالش تغییر کنه!
پس حتماً با دقت به فایل آموزشی امروز گوش بده 🎧
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین مهم: کشف دلیل چاق شدن خودت!
🌟 مرحله اول: تشخیص نوع چاقی!
اول باید بدونی تو کدوم گروه از افراد چاق هستی:
- چاقهای ناآگاه: آدمایی که از بچگی چاق بودن و اصلاً تصویر ذهنی لاغری از خودشون ندارن. (فرمولهای لاغری تو وجودشون هست ولی هرگز فعالش نکردن!)
- چاقهای آگاه: آدمایی که یه زمانی متناسب بودن، ولی به دلایلی تو یه دورهای تصمیم گرفتن چاق بشن. (مثلاً فکر کردن چاق بودن امنیت میاره یا مشکلاتشون رو حل میکنه.)
- افراد منتظر: اونایی که یه اتفاق خاص یا یه حرف از یه آدم معتبر باعث شده انتظار چاق شدن در ذهنشون شکل بگیره و کم کم چاق بشن.
✏️ حالا تکلیف چیه؟
دستهبندی خودت رو پیدا کن و چند خط دربارهی روش چاق شدنت بنویس. بعدش سعی کن یه نفر از دستههای دیگه پیدا کنی و وضعیتت رو با اون مقایسه کنی.
(هدف اینه که بفهمی مسیرها فرق میکنه ولی نتیجه یعنی همون فرمولهای چاق ذهنی یکیه!)
🌟 مرحله دوم: شناخت احساس سیر شدن
حالا وقتشه بری سراغ احساسات بعد از غذا خوردن:
- بعد از غذا حس میکنی واقعاً سیر شدی یا حس خفگی داری؟
- به نظرت نشونههای واقعی سیر بودن چیه؟
- نشونههای خفگی و پرخوری چی میتونه باشه؟
✏️ صادقانه بنویس الان تو چه وضعیتی هستی:
آیا بعد از غذا حس خوبی داری یا احساس خفگی و سنگینی؟
در جلسه بعد (قسمت ششم: پرخوری عصبی چیست) میبینیم که پرخوری عصبی یه اختلال نیست، بلکه یه عادته که میشه تغییرش داد.
توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، این ویدیو را تماشا کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.02 از 260 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




























































































































نشان های دریافت شده
به نام خدای لاغری
سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!
در جواب این که چرا و از کی چاق شدم؟
من تا ۲۵ سالگی متناسب بودم ؛ یعنی نه شکم داشتم ، نه کسی بهم گفته بود که من چاقم و هیچ بازخوردی از محیط اطرافم درباره ی چاقی نداشتم آخه می دونید خیلی از اطلاعاتی که از خودمون داریم مربوط میشه به اظهار نظری که دیگران دربارهی ما میکنن ؛ مثلا تو مدرسه اگه کسی چاق باشه یا حتی یه ذره تپل باشه، به شوخی یا جدی و یا موقع دعواها که طرف می خواد حرص شو سر آدم خالی کنه بالاخره می گرده یه ایرادی پیدا کنه وبه آدم بگه که لجشو در بیاره و دلش خنک بشه. خیلی در مورد همکلاسی های چاقم این موارد رو می دیدم. اما درباره ی خودم نشنیده بودم. بگذریم.خلاصه زمان ازدواج و عقد وپاگشا و مهمانی و… فرا رسید واینو هم بگم که از قبل شنیده بودم که آدم ها بعد از ازدواج چاق میشن. برام عجیب بود و دلیلش رو نمی دونستم ، کسی هم نمی دونست و سالها این چرای من بی پاسخ موند. اون موقع نمی تونستم کاریش بکنم راهشو بلد نبودم وخلاصه آروم آروم وزن من اضافه شد .بدون اینکه بتونم کاریش بکنم.
بعد از چند سال یه باور مخرب و چاق کننده ی دیگه در ذهنم فعال شد :خانم ها در طول بارداری و بعد از اون چاق میشن.
انگار باور قبلیه قدرتش از دست داده بود و از اون جایی که ذهن ما کار بی دلیل نمی کنه وباید خودشو توجیه کنه، مدام دنبال توجیه جدید میگرده و دلایلش رو، به روز میکنه.باور اشتباه بعدی: در دوران شیردهی خانم ها چاق میشن و طبیعیه. همینطور داشت پیش می رفت و اگر به این سایت هدایت نمی شدم معلوم نبود تو سرزمین چاقی تا کجا پیش میرم.
تازه ذهنم دو دلیل دیگه برای از این به بعد هم آماده داشت که شکر خدا با آگاهی های این سایت تونستم اونها رو از بین ببرم وخنثی کنم و اون دو تا : ورود به میانسالی و دوران پیش از یائسگی بود .
بارها وزن کم می کردم ولی در تمام موارد در نصف مدتی که صرف کاهش وزن کرده بودم دوباره وزنم بر می گشت و گاهی از قبل هم بیشتر میشد؛ مثلا اگر طی دو ماه ۵کیلو وزن کم می کردم در عرض یک ماه و حتی گاهی دو هفته و گاهی وقت ها ده روز از پایان رژیم دوباره وزنم بر می گشت.قبل از ورودم به این سایت بارها پیش میومد که خیلی بعد از خوردن غذا سنگین می شدم. دل درد می گرفتم. خوابم می گرفت.این اواخر یه نشونه پیدا کرده بودم که اگه بعد از غذا خوابم نگیره یعنی به اندازه خوردم بعدش حس خوبی داشتم. ولی نقطه ی سیر شدنم رو هنوز نمی دونستم کجاست؟الان با این آگاهی هایی که از استادم یاد گرفتم نقطه ی سیریم رو پیدا کردم. الان سیر بودن برام این معنی رو میده که دیگه گرسنه نیستم واز ادامه ی خوردن لذت نمی برم و غذا مثل چند لقمه ی اول بهم مزه نمیده وحس می کنم خوشمزه نیست و وقتی بهش نگاه میکنم دیگه دوست ندارم ادامه بدم به خوردنم. فکر می کنم این نقطه ی سیریم باشه. چون بعدش سبکم وحس خوبی از خوردنم دارم و خوابم نمی گیره و وقتی غذام تموم شد دیگه دوست ندارم سر میز بمونم و مثل قبل به خاطر همراهی با جمع دوباره غذا بکشم. اصلا علاقه ای به ادامه ی خوردن ندارم.نشانه های پر خوری و خفگی ؟ خب وقتی قبلنا بعد از غذا سنگین میشدم و دلم درد میگرفت فکر کنم اون موقع مرز سیری رو رد کرده بودم ولی حالت خفگی نداشتم.قبلا سیر می شدم و گاهی مرز سیری رو هم رد می کردم ولی الان قبل از سیر شدن به طور خود به خود انگار غذا از چشمم میوفته دیگه دوست ندارم بخورم . دیگه مثل قبل ، اون نجوای درونی نیست که هی تو گوشم می خوند : یه لقمه بیشتر ، حیفه، یه قاشق دیگه بخور ، این یه قاشق که چیزی نیست. یه قاشق دیگه ماست بخور ، یه ذره ی دیگه سالاد بکش . خلاصه خرده فرمایش زیاد داشت. گاهی پیش میومد قبلا که با همین یه قاشق یه قاشق دیگه، میدیدی به اندازه ی یه پرس دیگه می خوردم ولی الان مدتیه نیستش. ساکت شده یا شایدم من دیگه صداشو نمیشنوم، صداش ضعیف شده.
حس و حال خوبی دارم وبا اشتیاق منتظر روزهای بعدم.
ادامه میدم….
نشان های دریافت شده
به نام خدای لاغری
سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!
واقعا این موضوع که باور کردن هر مطلبیه که باعث میشه در ما تغییر ایجاد کنه و من هم بعد از سال ها که در مورد خیلی از مسائل همیشه یه علامت سؤال در ذهنم دربارهی اونها داشتم امروز به این نتیجه رسیدم که چون فرد به یک حرفی توجه می کنه و اون رو باور میکنه به مرور وخیلی آروم وآهسته باعث یه سری تغییرات در رفتار اون میشه واین موضوع یقین و باور من به درستی مسیر لاغری باذهن رو بیشتر می کنه و هر روز که آگاهی من در این مسیر بیشتر میشه بیشتر مطمئن میشم که قدم در مسیر درستی گذاشتم .
تغییرات رو دارم میبینم شروع شده و هر روز دارم بیشتر حسش می کنم لباس هام راحت تر شده. موقع راه رفتن و پیاده روی خیلی سبکتر شدم. از همه مهمتر اینه که آرامشم بیشتر شده .
یه موضوع جالب دیگه که در این مدت می خواستم به خودم ثابت کنم این بود که مصرف برنج باعث چاقی نیست و کلا مواد غذایی قدرت ندارن که منو چاق کنن وفقط وجود دارن که من از اون ها لذت ببرم.
در طی این دو ماهی که در مسیر هستم تقریبا هر روز برنج رو به شکلهای مختلف استفاده کردم. با خورش ، پلویی و به شکل های مختلف وبا روغن متعارف و با این وجود سبکتر شدم . البته اینم بگم که طی این مدت فقط موقعی که واقعا گرسنه بودم می خوردم و قبل از سیری از خوردن دست می کشیدم.بدون هیچ اجبار یا حرص زدنی. و به خودم ثابت شد که حتی با مصرف روزانه ی برنج هم من می تونم متناسب بشم و متناسب بمونم. البته برنج فقط یه مثال ویه نمونه از خوراکی هاییه که متهم به چاق کنندگی هستن.
پس مهم رفتاریه که من در برابر مواد غذایی دارم وبازخوردی که از این خوردن به ذهنم میدم واحساسی که از خوردن دارم نتیجه رو درمن وجسم من رقم می زنه.
ترسم از خوراکی ها ریخته وباهاشون منطقی رفتار میکنم. از خوردن نمی ترسم واون رو هم یه عملی می دونم که لازمه ی بقا و ادامه ی زندگیه و وجود داره که من بیشتر لذت ببرم وگر نه میشد و برای خدا کاری نداشت که وجود ما رو هم مثل فرشته ها روحانی قرار بده که نیازی به غذا نداشته باشیم ولی اونوقت ما این لذت رو از دست میدادیم.
خدایا ممنونم که دوست داری من همیشه از بودنم واز زندگیم لذت ببرم و همیشه بودنت در کنارم بهم آرامش میده واین آرامش برای من یعنی داشتن همه چیز وبه هرچی که بخوام برسم، یقین دارم که با همین آرامش میرسم به امید خدا!
هیچ هدف دست نیافتنی وجود نداره. فقط باید من مخزنم رو آماده کنم وظرفیت وجود خودم رو ارتقا بدم.
از اینکه اینجا و با شما دوستان عزیزم هستم ، خیلی خوشحالم.
حس وحالم عالییییه…
ادامه میدم….
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز ودوستان همراه
یادم میاد من دوران دانشگاه متناسب بودم و در همسایگی ما یک پسر خیلی چاق بود که درس خونده بود و رشته روانشناسی هم خونده بود و خونه اش رو به روی خونه ما بود واتاق اون پسره روبه روی ایوان خونه ما بود .
و چون هوا گرم میشد تابستون و کولر هم اون موقع دوبریهای مانداشتند اون پنجره اتاقش رو که روبه خونه ما بود باز میکرد و چون چندسال از ما بزرگتر بود خانوادم یه کم شاکی میشدن که چرا پسره سرکار نمیره وهروقت بهش میگفتند جسمش رو فوش میداد دقیقا جسمش شبیه جسم استاد قبل لاغری بود ومیگفت من نمیتونم پیاده برم وکسی منو بااین جسمم قبول نمیکنه.
مرتب خونه میگفتند به خاطر کم تحرکیش هست برادرش چقدر چابک وفرز هست اون صبح تاغروب خونه هست و به خودش زحمت نمیده بره کاربکنه ومیزاشتن به حساب تنبلی .
چون خانواده ماهمه متناسب بودن وکسی به عوارض چاقی آگاه نبود .
مادرم میگفت مریضی داره بنده خدا . که حتمن نمیتونه لاغربشه . چون اونقدر تو ذهنشون بدیهی بود که اون میتونه با ورزش خودش رو لاغرکنه .
من تازه تحصیلاتم تموم شد و دنبال کار بودم تا کار پیدا کنم یک سال ونیم طول کشید و اون موقع اینقدر کار فراوان نبود من دهه شصتی هستم و دهه شصتیها میدونن اون موقع چه خبر بود .
تو این یکسال ونیمی ارام ارام روند چاقیم شروع شد ومن کم تحرک وجایی نمی رفتم وعین یکسال ونیم خونه بودم .
حالا اونجور چاق نبودم فقط یادم میاد پارچه میخریدم ومانتو میدوختم دکمه های پایین مانتوم همیشه کنده میشد و باخودم میگفتم این خیاط کارش خوب نیست وهرسری پیش خیاطهای دیگه میرفتم و همین موضوع بود .
کلافه میشدم .
بعد مدتی رفتم شرکتی مشغول شدم جاتون خالی شرکت پخش موادغذایی بود ویکی از محصولاتش شکلات نارگیلی بود که من یکبار امتحانش کردم و بعد مرتب شده بود وعده غذاییم وبه هرکی میدیدم پیشنهاد میدادم .
حالاکارپشت میزنشینی وکم تحرکی که توذهنم کدش بدابر بود با چاقی فعال شد .
ازیک طرف تلویزیون هرچه فرد ثروتمند بود رو فرد چاق کچل نشون میداد مثل فیلم خانه به دوش اون اصلان که چاق بود وکچل .
منم که حقوق بردارشدم و این کد افزایش وضع مالی برابرهست باچاقی فعال شد .
ازیک طرف ریزش موی منم کم کم شروع شد تا باور اثبات بشه .
حالا منم قدم بلند و یه مقدارچاق هم شدم ومامانم مرتب میگفت تو شبیه فلان عمه ات هستی واستخوان بندیت درشته مرتب تکرار میکرد .
منی که عینکی نبودم کم کم عینکی هم شدم . چون عمه ام عینکی بود ومنم بایستی باورم اثبات میشد .
قربون خدا برم که اینقدر سیستم جهان رو هوشمند آفرید .
خوب من بلد نبودم ودرجهت پسرفت خودم داشتم ازش استفاده میکردم .
کم کم باورهای مخربی از اطرافیان به ذهنم تزریق میشد .
داداشم میگفت سن بالامیره طبیعی هست و انسان رشد عرضی پیدا میکنه .
دخترعمه ام که اتفاقا خودش رو روشنفکر میدونست میگفت تاکسی نخوره چاق نمیشه .
حالا وقتی از مادرم میپرسیدم پس چرا عمه هام چاقن .
میگفت زندگی خوب دارن دغدغه فکری ندارن همه چیزشون سرجاشونه وچاقن . ومنم تو ذهنم ثبت شد آرامش وآسایش برابراست با چاقی.
روزها گذشت و منم گاهی باچاقیم راحت بودم اما موقع خرید لباس خیلی اذیت میشدم .
فروشنده میگفت خانوم بارداری ؟
دوستم سرزنشم میکرد من حلقه خریدم تو هم بخر . به خودت برس . یه فکری بکن .
منم دستگاه درازنشست خونگی خریدم چندبار استفاده کردم وگذاشتمش کنار .
باشگاه . پیاده روی . رقصیدن . رژیم اصلا فایده ای نداشت یه مدت خوب بود بعدش برمیگشت .
یکبار تواینستا تبلیغ لاغری با قهوه طی مدت معدود وتضمینی دیدم با فروشندش صحبت کردم دیدم اون بیشتر به فروش قهوه اش فکرمیکنه تا لاغری .
رفتم تواینترنت دنبال لاغری باقهوه سرچ میکردم تو سایت نی نی سایت .
یادم نمیره فقط کامنتها رومیخوندم چشام خسته شده بود خاستم ازسایت بیام بیرون . دیدم یه آقایی کامنت گذاشته لاغری با ذهن استاد عطار روشن و یک آقای دیگه که یادم نیست .خوبه
من سریع رفتم تواینترنت این اسم رو سرچ کردم ببینم راهکار این استاده چیه
دیدم وارد یه دنیای دیگه شدم و یک سایت لاغری با ذهن .
شب خیلی خسته بودم .صبح که بلند شدم وارد این فضا شدم . اوایلش اصلا منوی ندیده بودم فقط چند تا کامنتو ویس . ولی گاها ماهی یه بارسرک میکشیدم . مطمنا تو مدار نبودم .
اما یکسال بعد که واقعا خسته بودم وتسلیم شده بودم اومدم وارد سایت . نمیدونم چی شد منوی سایت رو دیدم وآموزشها رو دنبال کردم و درسال بعدش از وزن ۷۴ رسیدم به ۶۰ .
ووارد دنیایی بودم که توش بودم ولی گمش کرده بودم .
اما الانا یک کد مخرب سروکله اش پیدا شد . گفتم بهتره من یک دور مطالب رو از اول مرور میکنم وهم حسابی این ویروس مزاحم رو نابودش میکنم .
تشکر ازاستادعزیز ودوستانی که حوصله به خرج دادن وکامنتم رو خوندن .
نشان های دریافت شده
سلام خانم شاد متناسب …..
دیدگاهت عالی …..مرسی ….
وقتی به تاثیر افکار تکرار شونده در بروز چاقی فکر می کنم می بینم ماها اسیر یه مشت حرف بی سر و ته شدیم یعنی دقیقا با قدرت ذهنمون چاق شدیم حالا آگاهیم و می دونیم که با قدرت همین ذهن براحتی لاغر میشیم و به باور قطعی می رسیم که برای لاغر شدن نیاز به هیچ کار خاص ، ابزار خاص و خوراک خاص نداریم باید افکار باورها و نگرشها و آخرسر رفتارها باید عوض بشن ….همین ….
سلام و روز بخیر
ضمن تشکر از آقای عطار روشن و آرزوی موفقیت برای همه عزیزان
در مورد مطالب این فایل باید بگم:
اولین تجربه چاقی من در سنین بلوغ حدود ۱۶الی۱۷ سالگی اتفاق افتاد زمانیکه دچار استرس احساس نا امتی یاس و احساس تنهایی بودم و ناخوداگاه میزان غذای مصرفی من زیاد شده بود جوریکه روزی دوبار غذا میخوردم .هر روز ناهار میبردممدرسه ولی اکثر اوقات قبل ساعت ناهار غذامو میخوردم و بعد برگشت به خانه هم غذا میخوردم
یادمه اصلا فکر اینکه غذا داخل کیفم هست نمیگذاشت راحت بنشینم بعد چند ماه که خیلی چاق شدم از خودم بدماومد و یک رژیم سخت گرفتم شام رو حذف کردم صبحانه و ناهار هم خیلی جزئی و لاغر شدم
بار دوم بعد زایمان اولم
بعد از ده سال دوباره رژیم گرفتم و لاغر شدم
بار سوم بعد زایمان دوم دوباره چاق شدم
بار چهارم در دوران کرونا تا الان
هر بار چاقی من همراه بوده با زمانی که مت به شدت دچار ترس و اضطراب و تنهایی رودم فقط با غذا خوردن خودم رو آروممیکردم
باورهای من:
زایمان و شیردهی آدم روچاق میکنه
ترس باعث ترشح کورتون و در نتیجه تجنع چربی و پرخوری میشه
احساس بی ارزشی که من نمی تونم خیلی از حسهای خوب رو تجربه کنم چون لیاقتش را ندارم
عصبی شدن اشتهای من رو زیاد میکنه
سلام استاد عزیز
من از زمان بچگی چاق بودم از عکسهای دوران بچگی من مشخصه ، من از وقتی خودم را با دوستانم میدیدم من چاق بودم و چون این چاقی را ژنتیکی می دونستم اصلا چاقی خودم را عادی میدیدم ، بعدها که ازدواج کردم چون به قولی می گفتند افراد بعد از ازدواج چاق می شوند من چاق شدم و بعد از دو تا بارداری پشت سر هم داشتم که در بارداری دوم ۲۷کیلو موقع بارداری اضافه کرده بودم از وزن ازدواجم و اين خیلی من را ناراحت کرده بود و چندین رژیم گرفتم و مقدار کمی کم کردم و بعد از مدتی دوباره وزن من برگشت بعد بارداریهای بعدی این وزن بر نگشت تا جایی که به مدت ۱۰ سال در وزن ۱۰۰کیلو تا ۱۰۵ بودم و الان که ۴۶سال دارم و ۴ فرزند و دیابت و چربی و تیرویید گرفتم خیلی از خودم ناراحت بودم که در این سن به این بیماریها مبتلا شدم یک روز از طریق رژیم دکتر کرمانی به مدت ۳ ماه ۱۲کیلو کم کردم و به وزن ۹۰ رسیدم بعد دیگه نتوانستم هزینه دوره های سه ماهه را پرداخت کنم و گفتم همین روش را دوباره ادامه بدهم که یک نفر در جایی به من گفت که شنیدی میگن لاغری با ذهن هم خیلی افراد را لاغر میکنه من فرداش در گوگل سرچ کردم و با سایت شما آشنا شدم خیلی خوشحالم که استاد دقیقا حرف دل من را میزنه و حالا متوجه شدم که ذهن من بیشتر کپی برداری کرده تا خودش عمل کنه و انشاالله با این روش به وزن ایده آل خودم میرسم من حدود یکماه است که پراکنده ویسها را گوش کرده بودم ولی الان به صورت کامل وبه صورت منظم با اجرای تک تک تمرینات انشاالله پیش میروم و خودم متوجه شدم لاغرتر شدم و اصلا روی ترازو که مثل مین است نمی روم ، دیروز یکی از آشنایان من را دید گفت خیلی لاغر شدی صورتت لاغر شده زشت میشی ، گفتم خیلی هم زیبا شدم و خوشحالم که بدون وزن کشی متوجه میشم لاغر میشوم ، به امید روزی که من هم یکی از شگفت انگیزان باشم بازم ممنون از استاد که اینقدر دقیق و جزئی و شفاف مطالب راباز گو می کنند
“ به نام ” الله “ یگانه قدرت مطلق هستی ”
درود به همگی ؛
گام پنجم : دلیل چاق شدن من ؛
امروز ۵ خرداد ۱۴۰۲ به لطف و یاری خداوند توانستم گام پنجم را بر دارم ، خدایا سپاس .
از ته دلم از خدا می خواهم که هر چه زودتر در دوره ی ورود به سرزمین لاغرها شرکت کنم و زودتر بتوانم آن را تهیه کنم.
دلایل چاق شدن من :
الان هر چی فکر می کنم نمی دونم واقعا من از کی شروع به چاق شدن کردم ولی با توجه به عکس های دوران کودکی ، من تا سن نه یا ده سالگی قبل از عمل لوزه ی سومم کاملا لاغر بودم و با دیدن عکس های بعد از آن دوران ، چاقی و تپلی من کاملا در عکس ها مشهود است . من هم درباره ی دلایل چاقی از همان کودکی از افراد خانواده،دوستان در محیط مدرسه،دوستان در محیط باشگاه، اقوام در جمع های فامیلی، دوران خوابگاه و دانشگاه و … خیلی می شنیدم و می دیدم که فلان کس خیلی چاق شده چون همه ی افراد آن خانواده ارثی چاق هستند و ژن چاقی در آنها وجود دارد ، خوردن همزمان با تلویزیون نگاه کردن، فرد را چاق می کند کاری که من در کودکی خیلی انجام می دادم، الان که خوب فکر می کردم من به دلیل داشتن لوزه ی سوم خیلی اذیت می شدم و احساس بدی داشتم و بعد از عمل احتمالا راحت تر شده ام و احساس بهتری پیدا کرده ام و به همین دلیل بهتر و بیشتر هر چیزی را خورده ام و اینکه شنیده بودم که هر کس عمل لوزه انجام داده است بعد از آن چاق شده است .خیلی می شنیدم که افراد به خصوص دخترها بعد از عقد و ازدواج چاق می شوند و نمونه های زیادی در اطراف خود می دیدم که بعد از عقد و ازدواج چاق می شدند .خیلی می شنیدم که اگر کسی مدتی ورزش کند و آن را رها کند به شدت چاق می شود. خوردن بعضی از داروها مانند داروی تیروئید و جلوگیری از بارداری و به طور کلی هر روش دیگری برای جلوگیری از بارداری فرد را چاق می کند.باور خیلی قوی که در من وجود داشت این بود که خوردن بعضی از خوراکی ها و غذاها به شدت چاق کننده است حتی به مقدار خیلی کم مانند : برنج ، نان لواش ، ماکارونی ، پیتزا ، لازانیا ، نوشابه ،سرخ کردنی ، انواع سس ، انواع شیرینی ها ،انواع بستنی و شکلات و … و به همین دلیل اگر هر زمان که تصمیم به رژیم گرفتن می گرفتم اولین کاری که انجام می دادم یا حذف کامل و یا کم کردن مقدار این خوراکی ها بود.خیلی می شنیدم و می شنوم که تنها با رژیم گرفتن و ورزش کردن می توان لاغر و متناسب شد.خیلی می شنیدم که سوخت و ساز پایین بدن انسان را به شدت چاق می کند .در زمان خوابگاه از دوستانم خیلی می شنیدم که مزاج سرد و بلغمی باعث چاقی می شود و فرد هر کاری کند نمی تواند لاغر شود.این باور که بارداری و زایمان خانم ها را بیشتر از قبل چاق می کند نیز وجود داشت .قوی ترین باوری که در من باعث چاقی می شد باور کم تحرکی و خواب زیاد بود و اینکه خوردن حتی آب هم من را چاق می کند و چاقی خیلی راحت و آسان است در مقابل لاغر شدن سخت و طاقت فرساست.از اطرافیان بارها شنیده بودم که خانم ها با بالا رفتن سن و بعد از آن یائسه شدن خود به خود چاق می شوند .باور داشتن استخوان بندی درشت هم برای من یک دلیل برای چاق شدن بود .بارها می شنیدم که دختر خانم ها و بانوان در زمان پریودی چاق تر از زمانی هستند که پریود نیستند و نباید در این دوران خود را وزن کنند.یکی از دلایل قوی چاق شدن خود را داشتن کیست تخمدان می دانستم که از دکترها می شنیدم که باعث چاقی می شود و چاقی آن را تشدید می کند.زیاد می شنیدم که کار پشت میزی فرد را چاق می کند.حتی چندین بار شنیده ام که فلان گروه خونی اکثرا چاق هستند و یا چاق می شوند و فلان گروه خونی متناسب و لاغر هستند.الان هر چی فکر می کنم دیگری چیزی به یادم نمی آید . اما همه ی این گفته ها تنها توجیح ما برای چاق بودن و چاق تر شدن بودند و هستند و چون به آنها به مرور زمان باور پیدا کرده ایم به فرمول های ذهنی ما تبدیل شده اند و به مرور ما بر اساس آنها رفتار کرده ایم پس کافی است دیگر با دلیل و منطق به آنها باور نداشته باشیم و برای مغز و ذهن خود باورهای درست و صحیح ایجاد کنیم و جایگزین باورهای غلط و نادرست ذهن خود کنیم تا کم کم و به مرور زمان مغز ما بر اساس باورها و فرمول های جدید و درست دستور به عمل بدهد و این به سادگی امکان پذیر است .
“ لاغر شدن از طریق ذهن ، راحت ترین و آسان ترین کار دنیاست .”
“ یا حق ”
سلام و درود ب فرمانروای جهان و جهانیان ،خداوندگاار زمین و زمان
سلام ب دوستان و استاد مهربان
من ب قبل برمی گردم که چقدر بدنم توانایی داشت و ب راحتی لاغر میشد ،در عجب می مانم
ب زمانی بر می گردم که بخاطر استرس و اظطراب این دکتر و آن دکتر می رفتم ب توسعه دوستم ب شهر دیگه نزد دکتر طب سنتی رفتیم ،کلی دمنوش
و گلاب و سرکه انگبین ووووو داد.من تا آن موقع از این جور چیزها نخورده بودم ،آخر شبها پشت سر هم دمنوشهای اعصاب و گلاب و وووداشتم
بعد خوردن چنان سنگینی داشتم تا اون سن تجربه نکرده بودم و احساس بدی داشتم ب جای اینکه احساس خوب ب من بده.و همه با حجم بالا فقط گلاب یک لیوان..پس نجواها شروع شد .اینها چاق کننده س،دارم میترکم،معده م بزرگ شد.وووو دقیقا از همون موقع استارت چاقی خورد و با این تفاوت فرم بدنم کلا تغییر کرد ،من که کمری باریک داشتم و بالاتنه خوش فرم ،شکم و پهلو زدم که دیگر بعد 5 سال نتوانستم تغییرش بدهم
پس نه که ب من کمک نکرد و مشکلاتم حل نشد بلکه افکارم پریشانتر شد و فرمولها هم فعال شدند ،از مادر ارث گرفتی و سنت بالا رفته .
من کا ملا ب گفتگو ذهنی و خراب شدن حس آگاهم
من خودم استادم در حس و حال خراب . ب طوری که الان هنوز نمی توانم کاملا ب آن تسلط پیدا کنم باید آنقدر با ذهنم ،خودم صحبت کنم و گذشته
رو ب خودم یاد آوری که هیچ جن و انسی ب تو تسلط ندارد جز افکار خودت. با مراقبه تا بتوانم ب لرزش مغزم و بدنم آگاهانه تسلط پیدا کنم.
استاد من کاملا ب نجواها و گفتگو های ذهنی آشنا هستم ،بعضی اوقات ب خودم میگویم خدا چقدر تو را دوست داره ،با این همه حال خراب تو را سرپا نگه داشته.
بعضی اوقات هم نجواها و گفتگو ها میاد تو نتیجه خاصی نمیگیری
ب خودم باز تکرار میکنم.(من بدستان خدا خیره شدم ،معجزه کرد)
ب امید تغییرات
نشان های دریافت شده
سلام استاد عطار عزيز
درباره اين صحبت كرديد كه يك خانم كه در مدت بارداري اضافه وزن زيادي داره چون از نظر روحي آماده گي اون اضافه وزن رو نداره پس دچار افسردگي ميشه
ولي در مقابل خودتون رو مثال زديد كه در طول زمان زيادي گرم به گرم اضافه شديد و با هر اضافه وزن جديد خودتون رو با اون شرايط يكي كرديد .مثلا ديگه كمتر ميرفتيد شنا چون روتون نميشد
و كليت اين بحث اين بودش كه ذهن يواش يواش ميپذيره چاقي يا لاغري رو.
و من مبحثي رو ميخوندم كه توضيح ميداد هر عادتي هر رفتاري هر فكري يك سري نرون هاي عصبي رو در مغز ما ايجاد ميكنه
درباره چاقي و لاغري هم همين نرون هاي عصبي كارساز هستن و با فايل ديدن ما كمك ميكنيم به ساختن اون نرون هاي عصبي
نكته اعجاب انگيز درباره مغز اينه كه نرون هاي قبلي هم سرجاشون هستن
فقط ما با ساختن نرون هاي جديد ، دستورات جديد رو در مغزمون اجرا ميكنيم
كه در مورد اين لاغري با ذهن و شنيدن فايل ها بايد بگم
به محض اينكه فايل ديدن متوقف بشه
اون نرون هاي قبلي چاقي كه از قديم بودن در ذهن ما چون ريشه دار تر هستن
دوباره شروع ميكنن به روي كار اومدن و دستورات چاقي رو اجرا ميكنن
من به اين نتيجه رسيدم كه :
من كه يكسال و نيم پيش وزنم رو با رژيم كتوژنيك كم كردم و تقريبا نزديك به وزن ايده الم شده بودم ولي در اون وزن نموندم
الان با توضيحات شما درباره اينكه خانمي كه در دوران بارداري اضافه وزن پيدا ميكنه و مقايسه اش با خودتون متوجه شدم من هم كه لاغر شده بودم در مدت زمان كوتاه، اون لاغري برام نموند
چرا ؟
چون مغز من نمي پذيرفت اون لاغري رو
مغز من احساس ميكرد از نقطه امن خودش خارج شده و من رو با فشار هاي عصبي كه در اون رژيم برام پيش آورد ، هدايت كرد به سمت روش كهنه قديمي خودش
همون روش بخور بخور
فرمول هايي كه ساخته ميشه با تاييد كردن ما ثابت ميشه
وقتي باور ميكنيم باورهايي كه چاق كننده هستن مثل چاقي ارثي ، پس چاق ميشم
من خيلي زياد باور داشتم كه مزاج بدن من سردي و بلغمي هست و تا آخر عمرم هميشه چاق خواهم بود
يك دكتر گياهي حرفه اي هم به من همين رو گفته بود
و در چند سال گذشته تمام ذهن من رو اين موضوع پر كرده بود
كلي درباره بلغمي ها و اونهايي كه سردي داره بدنشون ميخوندم
و وقتي مهاجرت كردم دقت كردم بين مردم از كشورهاي مختلف
و چيزي كه خيلي برام بولد بود اين بود كه افراد از كشورهاي مختلف موهاي سفيدشون كم هست
چيزي كه در مزاج بلغم و سردي موهاي سر و بدن به شدت سفيد ميشه
من كه آمدم اينجا گفتم چطوره اينا انقدر موهاي سفيد كمي دارن
خلاصه اش اينه كه انقدر من باور داشتم به اون باور بلغم و سردي نتونستم به مغزم ثابت كنم باور من غلطه و نتيجه اش اين همه آدمه كه دارم با چشم ميبينم
اين موضوع رو براي اين گفتم كه هي با فايل گوش كردن يه باور جديد توي خودم پيدا ميكنم (باور جديد به اين معني كه ، براي من جديد هست از اينرو كه نميدونستم ريشه در چاقي من دادره)
باورهايي كه در متن خوندم در من اونقدر قوي نبود
قبلا بودها ولي به مرور ضعيف شده بودن
مثلا من ديگه به ژنتيك و تاثيراتش باور ندارم
بيماري ها رو قبول ندارم كه درمان نداره
همونطور كه شما اشاره كرديد چاقي در خانم هاي باردار ايران و اروپا و آمريكا اصلا قابل مقايسه نيست
و من اينجا ميبينم كه خانمها به شكل عادي باردار ميشن و ده كيلو اضافه وزن دارن و كه بعد از زايمان اون از بين ميره
پس من اين موضوع رو هم باور نداشتم
و در كل باورهام رو هر چي ميگشتم ، چيزي كه بولد باشه برام و باعث چاقيم شده باشه رو پيدا نميكردم …يه چيزهاي ريزي پيدا ميكردم…اما همونطور كه شما داريد آموزش ها رو پيش ميبريد و مارو ميبريد به درون خودمون براي پيدا كردن راه حل ، من امروز به نكته جديدي رسيدم كه به نظرم خيلي هم ريشه اي و قوي هست
چون اعتقاد من بهش خيلي خيلي زياده
امروز متوجه شدم كه اين باور قوي توي ذهن من بوده كه من مزاج بلغم و سردي دارم و هميشه اضافه وزن داشتم
استاد من خيلي خيلي زياد به موضوع چاقيم فكر كردم
نميتونم بگم چقدر وقتم و ذهنم هميشه پر بوده از اين موضوع
من هر كلاس و دوره اي شركت كردم كه اوضاع زندگيم و وضع ماليم بهتر بشه ولي انقدر ذهنم درگير اين چاقي بوده كه هيچ كدوم اون دوره ها برام نتيجه نداشته
توي داستان هدايتم هم گفتم كه الان فهميدم اين نشتي انرژي در من از كجاست …و فهميدم اول بايد چاقيم رو رفع كنم بعد برم سراغ كلاس ها و دوره هاي ديگه
بسيار سپاسگذارم از خدا و شما كه اين شرايط رو برام بوجود آورديد
نشان های دریافت شده
بنام خداوندمهربان و پروردگارعالمیان
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
دلیل چاق شدن (قسمت پنجم)
مهمترین شروع رهاشدن از چاقی و لاغری اطلاع داشتن ازدلیل چاق شدن است
مابرای بر طرف کردن هر مشکلی که داشته باشیم اول باید دلیل اون مشکل را پیداکنیم وقتی دلیل بوجود آمدن مشکل را بدانیم شروع کردن برای برطرف کردن اون خیلی راحت تر از وقتی هستش که دلیل مشکل را ندانیم وبخواهیم ازروش و ازمون وخطا برای رفع مشکل اقدام کنیم
این در مورد چاقیمان هم صدق میکند
کسی که چاق هستش در چاقی خودش هردفعه برای لاغرشدنش شروع کرده از روشهای مختلف برای رهاشدن از چاقی خودش استفاده کرده است ولی هیچ نتیجه خوبی بدست نیاورده است روشهایی که برایمان گفته شده برای لاغریمان بدونه اینکه به دلیل چاقیمان توجه بشه واز روش تغییر دادن عاملهای بيروني مثل تغییر در میزان مواد غذایی مصرفیمان، بیشتر کردن فعالیت بدنمان، وبالا بردن سوخت وساز بدن و….که هر کدام حکم ازمون و خطا کردن برای برطرف کردن چاقیمان بود
علت نادرست بودن روشهای لاغری عدم اطلاع اونها از دلیل چاقی فردبود دلیل چاق شدن عدهای نوعی بیماری مثل پرکاری تیروئید وکم کاری تیروئید، مصرف دارو های خاص و یا هرعاملی معرفی بشه ولی در آخر راهکارهای که گفته شده توسط اونها منجر به بدست نیاوردن نتیجه دائمی و همیشگی نمی شود
مهمترین دلیل چاقی من چیست؟
مهمترین و بارزترین دلیل چاقی من باورکردن چاقی بود وقتی به جملاتی که استاد گفتن فکر می کنم می بینم که در من تاثیر داشتن
۱. چاقی در خانواده ما ارثی است وبه همین دلیل چاق شدم
یعنی همیشه بارها شنیده بودم وحتی در چند سال قبل که از روشهای مختلف نتیجه ای کسب نمیکردم به من می گفتند که تو چاقیت ارثی و ژنتیکی است من هم باورکرده بودم که واقعا من ژنتیکی چاق هستم وبه همین خاطر چاقی خودم را طبیعی می دانستم یعنی قبول کرده بودم که من همیشه چاق خواهم بود و لاغر بشو نیستم وفقط کاری می کردم که زیاد وزنم اضافه نشه
۲. چاقی من به خاطر کم تحرکی است
همه به من می گفتند که باید تحرک داشته باشم ویک برادرداشتم خودش خیلی لاغر و متناسب بود هر وقت خانه مان میآمد همیشه با عصبانیت می گفت که پاشو اجرهای حیاط راتمیز کن اینقدر از حرفش بدم می آمد و حالم را بد می کردوقتی بهم میگفتندکه صبح زود بیدار شو ورزش بکن خونه رو تمیز بکن یه جورایی می خواستندبهم بفهمانندکه من تنبلی می کنم ولی واقعا بااون وزن بالا نمی توانستم کارزیادانجام دهم یاوزش کنم. پیاده روی کنم وبه خودم قبولانده بودم که من این کار ها را انجام نمی دهم پس چاق ترمیشوم
۳. من پرخوری عصبی دارم به همین دلیل چاق هستم.
وای نگم از پرخوری عصبی که وقتی اعصابم خراب می شد دیگه نمیدانستم که چه میخورم چه جوری می خورم وچقدر می خورم هرچهقدر می خوردم سیرمونی نداشتم انگار معده ام را با قاشق قاچ قاچ می کردند وسرسفره بااینکه نصف بشقاب غذایم رامیخوردم اختیار نداشتم بقیه اش را بخورم اینقدر ضعف داشتم که نمیتوانستم قاشق رابه دهانم ببرم یعنی یک اشتهای کاذب پیدا می کردم که اصلآ حالم دگرگون می شد
۴. سوخت وساز بدنم پایین است و به همین علت چاق هستم.
این سوخت ساز نمی دانم که چگونه بگویم بهم میگفتن باید اینقدر ورزش کنی پیاده روی کنی کند.تند.سریع که سوخت وسازت بالا بره و چربی هایت آب بشه.
۵. من بخاطر بارداری چاق شدم.
تنهاچیزی که من رو چاق نکرد همین بارداری بوداین قدر که ویارم شدید بود نمیتوانستم غذابخورم یعنی تا ۹ماه حاملگیم یک بشقاب پر غذانتونستم بخورم
من دردومین حاملگیم که دکتر رفتم درابتدا ۷۳کیلووزن داشتم و تا۶ماه حاملگیم به ۷۶کیلو رسیدم ودرسه ماهگی اخربارداریم۷۴کیلووزن داشتم یعنی درواقع یک کیلو اضافه کرده بودم ولی مطمئن بودم که وقتی بچه ام بدنیا میاد دوباره چاق خواهم شد
۶. استرس داشتن زیاد دلیل چاقی ام شده بود.
استرس واضطراب باعث چاقیم شده بود که هر چه بگم کم گفتم یعنی به این باور رسیده بودم که من با داشتن استرس واضطراب زیاد روزبه روز وزنم زیاد تر میشوددراین استرس بود که من اون اشتهای کاذب شدید روپیداکردم وقتی استرس داشتم یا می خوردم یامیخوابیدم که درهردوصورت من چاق ترمیشدم
۷. من پرخوری می کنم به این دلیل چاق هستم.
پرخوری کردن برایم یک موزل شده بود هرکاری می کردم کم بخورم نمیشدکه نمیشدفقط موقعی ای که رژیم بودم من به اندازه غذامیخوردم يعني خودم را مجبور می کردم که کم بخورم
۸. ریزه خواری وناخنک زدن دلیل چاقی ام بود.
من همیشه ریزه خواری داشتم و هر چیزی بدستم میرسید هرجا هم بود میخوردم اگه چیزی هم پیدا نمی کردم سراغ یخچال میرفتم وباید یه چیزی پیدا می کردم ومیخوردم حتي شده يکی دو قاشق مربا.
ناخنک زدن. من موقع پختن غذا.مثلا آش می پختم از همون ابتدای پخت تا پخت کامل میخوردم وقتی کوکو میپختم چند تا فال میخوردم یعنی خلاصه تاغذاپخته بشه کشیده بشه سرسفره برده بشه از سفره جمع بشه درحال خوردن بودم
۹. شیرینی.بیسکوییت.شکلات.و….
باعث چافیم بودند.
من اینقدر عاشق شیرینی بودم که اگه یک قوطی شیرینی جلوم میگذاشتند باورکنید نصفش میرفت اگه خجالت نمیکشیدم بقیه اش راهم میخوردم
۱۰. فست فودباعث چاقیم بود.
من عاشق ساندویچ .پیتزا.لازانیا.و….هستم من خیلی مواقع یک پیتزای کامل رو میخوردم ومیگفتم که من سیر نشدم ودوست داشتم که بازهم بخورم وساندویچ بقیه چیزها هم همینطور.
این باور اینقدر قدرت داردکه خودش قادر استکه مارادرحالت چاقی نگهداردوتمام تلاش وکوشش مان رابرای لاغرشدنمان ازهرروشی را خنثی کند
اگه باورکنیم که چاقیمان طبیعی است انتظار چاقی در ماصورت میپذیرد وقتی این انتظار چاقی تکرار بشه تصویرهای چاقی از خودمان در ذهنمان صورت میگیرد ونشانه بوجود آمدن این تصویر ها حس ترس از چاقی ویا چاق تر شدن هستش.
اگر تصویرهای چاقی در ما ثابت بمانند سبب بوجود آمدن فرمولهای چاق کننده در مغزمان میشود واین فرمولهای چاق کننده به فرمانهای مغزی برای عوض شدن واکنشهای کسی که چاق است درمواجه شدن به موادغذایی مبدل میکند
همینطور این فرمولها به فرمانهای مغزمان برای ذخیره شدن چربی و زیاد شدن سايز و وزن فردتبدیل میشود وچون جسممان تحت فرمانهای مغزمان است به آسانی وضعیتش عوض میشودوازحالت لاغری به چاقی تغییر وضعیت میدهد
باورکردن چگونه برماتاثیر میگذارد
باورکردن چاقی مهمترین عامل چاق شدن افراد است.
به اون مقداری که ماباورکرده باشیم که چاق هستیم ما در معرض چاقی زیاد تری قرار می گیریم
وقتی ماازطرق مختلفی برای لاغریمان استفاده کردیم ونتیجه خوبی بدست نیاوردیم باعث شده بود که باورمان نسبت به چاقیمان وچاق ماندن پررنگتر شودوبه این خاطر وزنمان هر روز زیاد ترمیشد
پس اگه بخواهیم لاغر شویم ومهمترازاون برای همیشگی لاغر بمانیم بایدازروش کنترل ذهنمان وآموزش لاغری باذهن شروع کنیم تابه صورت خیلی خوب در مسیر تناسب اندام و لاغری قرار بگیریم و در درست کردن این باوراثرگذار ومخرب را آموزش ببینیم.
حالاما به این اطمینان رسیدیم که دلیل چاقیمان ناشی از فرمولهای ذهنیمان است ودرک کردن این مسئله به هممون اثبات میکند که قدرت ذهنمان در چاقیمان چقدر اهمیت داشت و حالا به این باور رسیدیم که می توانیم از قدرت ذهنمان در لاغر شدنمان هم استفاده کنیم واین ذهن مثل یک وسیله کارامدی که میتوانیم با اون هر کاری را انجام دهیم ما تابه امروز از ذهنمان برای چاقی استفاده کردیم وحالا می توانیم از ذهنمان برای لاغریمان هم استفاده کنیم
وقتی ماتوانستیم چاق شدن رااموزش ببینیم ودر طول زمان توانستیم به این مقدار چاقی پیدا کنیم بنابراین میتوانیم لاغری راهم آموزش ببینیم وبا استمرارداشتن و عمل کردن به اموزشها به لاغری وتناسب انداممان که رویای تک تکمان است برسیم
چون چاقی مانند زبان مادری است که مایاد گرفتیم وزبان لاغری راهم مانند زبان مادریمان یادمیگیریم
وامروزمیخواهیم زبان لاغری رااز فایل هاومطالب آموزش استادمان را یادمیگیریم وبه تناسب اندام ایده آل خودمان میرسیم مابا توجه کردنمان و به متفاوت بودن عملکرد ذهن افراد متناسب وافراد چاق به این آگاهی رسیدیم که می توانیم با تغییر دادن محتوای ذهنیمان مانند کسی که لاغر ومتناسب است رفتار کنیم ودر شرایط جسمی متناسبی باشیم
وماامروزیاد گرفتيم که فرمانده جسممان ذهنمان است وهمیشه پیروزاین میدان ذهنمان است که فرماندهی میکند ماباید جسم و ذهنمان را
هماهنگ کنیم تابه نتیجه خوبی برسیم
همیشه ذهنمان دنبال زیاد کردن موضوعی است که در فکرمان داریم وحالا چون ما لاغری رایادگرفتیم ذهن اون رو گسترش میدهد وامروز لاغری راگسترش میدهد
من یک برنامه لاغری به اسم مانکن نسب کرده بودم میدانم برای شما هم آشنا است
واین کالری شمار داشت ومن وقتی استخر و باشگاه میرفتم چون کالری شماری می کرد اون اندازه ای که خورده بودم را کم میکرد ومن فکر می کردم که اون ها سوختن و تمام شدن وفکر می کردیم پس میتونم بازم بخورم چون فکرمیکردم خیلی فعالیت انجام داده بودم وحالا می فهمم که فرمولهای اشتباه رفتاری ذهنی ام بودومن را به طرف چاقی حل میداد
مغزمان برپایه تصاویر ذهنمان فرمانهایی صادر می کند وماهم همیشه اجرایش کردیم من همیشه وقتی به خونه مادرم میرفتم توی یخچالشان شیرینی بود تامیرسیدم به طرف یخچال میرفتم وشیرینی می خوردم که این هم از فرمانهای اشتباه ذهنی در رفتارمان بود
من تازمانی که با این سایت آشنا نشده بودم مغزم همیشه فرمان خوردن میدادیعنی هرچی خوردنی بودند من وصدامیکردند
ولی بودن دراین سایت دیگه مغزم فرمان خوردن نمیده که هیچ وقتی هم که میخوام کمی بخورم بهم هشدارمیده دیگه ادامه نده واین باورهستش که فرمولهارافعال میکنه وافکارورفتارهایمان راتغییرمیدهد
واین نوشتنها ادامه دارد
استادخداهمیشه پشت وپناهتان باشد وسایه تان همیشه بالای سرخانواده تان باشد دوستان همیشه سربلندوپیروز باشید
خداقوت
سلام
من امروز فقط توضیحات این جلسه رو و تعدادی از کامنت هارو خوندم و هنوز به جلسه ی پنجم این دوره گوش نکردم ولی واقعا دلم خواست که تجربه ام رو بنویسم .
من وقتی جلسه ی دوم رو گوش دادم ، یک ماه به خودم فرصت دادم تا برام حل بشه مسائل بیان شده و بهشون فکر کنم .
و همین فکرکردن و بی علت دونستن اون همه عاملی که توی ذهنم بود، واقعا جواب داده.
من شنیده بودم که همه ی خانوم ها چربی شکمی دارن ،
بعد غذا حتما شکم آدم بزرگ تر میشه
ما فقط صبح شکممون خوبه و بعد از صبحانه و تا آخر شب قراره هی بزرگ تر و بزرگ تر بشه
ما همه خانوادگی از بچگی چربی شکمی داشتیمو طبیعیه .
من واقعا اندام متناسبی دارم و وزن خوبی هم دارم ، اما چربی شکمی و چاقی مرکزی دارم و سعی کردم تمام این یک ماه به این عوامل هیچ ارزشی ندم .
و واقعا توی این یک ماه که فقط همین کار رو کردم واقعا دیدم که چقد تاثیر داشته و چقد تفاوت دارم با قبل از اشنایی با استاد و عمل کردن به حتی یک جلسه از دوره ی ایشون .
واقعا ممنونم .
با سلام و احترام و البته تشکر
دلایل چاق شدن من:
۱. می دیدم و می شنیدم که مادرم خیلی چاق بود. ولی در عکسهای جوانی اش بسیار لاغر بود.
۲.قبل از ازدواج شنیده بودم آبمیوه و فست فود و غذای بیرون و نوشابه، مضر و چاق کننده است و خانواده هم اصلا تهیه نمی کردند ولی بعد از نامزد کردن خوردن این ها برنامه روتین ما در طول هفته شد.
۳. در خانه پدری برادرهایم همیشه مثل جارو برقی ته سفره و یخچال را می خوردند ولی بعد ازدواج همسر من این کار را نمی کرد و انگار این یک وظیفه بود که باید انجام می شد و افتاد رو دوش من.
۴. چند سالی خیلی عصبی بودم و گرفتاریهای ذهنی زیادی داشتم و فکر می کردم پرخوری عصبی دارم.
۵. قبل ازدواج خیلی لاغر بودم و ضعف می کردم و حتی غش می کردم و همیشه نگران بودم که برای همسرم و خانواده اش این عیب باشه و توی زندگی مشترک از این بابت سرکوفت بشنوم برای همین دوست داشتم قوی بنیه تر باشم و فکر می کردم اگه وزنم بیشتر باشه پرانرژی تر هم می شوم.
۶. اینقدر انگشتانم و سایز پاهام کوچیک بود که هیچ حلقه و انگشتری اندازه دستم پیدا نمی شد و کفش زنانه اندازه پایم نبود و آرزو داشتم یک کم پرتر بشم تا این دوتا مشکلم حل بشه.
۷. دوران شیردهی خیلی همه چیز می خوردم که بچه تپل و قوی بشه ولی بعد از پایان شیردهی عادتش روی من ماند.
۸. داروهای هورمونی مصرف می کردم یا داروهای تقویتی مصرف می کردم و دکترها می گفتند افزایش وزن میاره.
۹.برای اینکه اسراف نشه ته مانده همه خوردنیهای خونه را می خوردم که هدر نره و این درحالی بود که می دانستم ریزه خواری چاق کننده است.
۱۰. توی کشوی میزم تنقلات مفید داشتم ولی اصلا سراغش نمی رفتم و فقط اگر مهمان برام میومد رنگ و وارنگ پذیرایی می کردم ولی همه می گفتند خوبه که اینقدر تنقلات داری چاق نشده ای و من نگران می شدم که نکنه چاق بشوم.
۱۱. دلستر و آب و دوغ وسط غذا می خوردم ولی من چاق نمی شدم. اما همه می گفتند چاق کننده است و شکم بزرگ میشه.
۱۲. شنیده بودم در بارداری همه چاق می شوند و شکمشون شل میشه برای همین خیلی می ترسیدم و مواظب بودم.
۱۳. شنیده بودم که با بالا رفتن سن همه آدمها چاقتر می شوند.
۱۴. شنیده و دیده بودم که اکثر خانمهای فامیل با هر بارداری و زایمان از دفعه قبلشون چاقتر می شوند.
۱۵. شنیده بودم همه آدمهایی که رژیم می گیرند بعد از رژیم وزنشون برمی گرده و حتی چاقتر می شوند.
۱۶.شنیده بودم که کم تحرکی باعث چاقی میشه .
۱۷. شنیده بودم اونهایی که با وسیله شخصی و ماشین و راحت تردد می کنند چاق می شوند.
۱۸. شنیده بودم قند و شکر و برنج و نون و ماکارونی و ساندویچ و پیتزا و روغن و کربوهیدرات چاق می کنه.
۱۹. شنیده بودم فست فود و هله هوله چاق می کنه و همه چیزهای خوشمزه مضره و هر وقت می خوردم می ترسیدم که چاق بشم.
۱۹. شنیده بودم شام خوردن باعث چاقی میشه.
۲۰.شنیده بودم غذا بخوری و بخوابی چاق میشی.
۲۱. شنیده بودم با غذا ترشی و شور و سالاد بخوری چاق کننده است.
۲۲.َ شنیده بودم اونهایی که درسشون تموم میشه چاق می شوند.
۲۳. شنیده بودم خانمهایی که سرکار می روند، در تعطیلات عید و تابستون که خونه نشین می شوند، چاق می شوند.
۲۴. شنیده بودم معده با یک رشته به پلک وصله. معده که سنگین میشه پلک بسته میشه. خواب بعد غذا هم که چاق کننده است.
۲۵. شنیده بودم آدمها زمستانها چاق می شوند.
۲۶. شنیده بودم بیشتر از مقداری که که محاسبات نشون میده اگه کالری مصرف بشه چاق کننده است.
۲۷.شنیده بودم کمپوت برای مریض خوبه ولی چاق کننده است.
۲۸.شیرینیجات چاق کننده است.
۲۹. شنیده بودم بعضیها آب می خورند هم چاق می شوند.
۳۰.شنیده بودم آدمهای چاق بامزه و مهربون هستند.