❓ تا حالا به این فکر کردی که واقعاً دلیل چاق شدنت چیه؟
نه اون چیزی که همه میگن! نه فقط پرخوری یا کمتحرکی… بلکه یه دلیل ریشهای که توی ذهنت جا خوش کرده باشه 🧠💭
✅ وقتی دنبال حل یه مشکل هستیم، اولین قدم اینه که بفهمیم از کجا شروع شده. چاقی هم همینطوره!
اگه فقط رژیم بگیری یا ورزش سنگین انجام بدی، بدون اینکه دلیل چاق شدن رو بشناسی، مثل اینه که بخوای آبگرفتگی خونه رو با دستمال خشک کنی، ولی شیر آب هنوز بازه 🚿🙈
💡 دونستن دلیل چاق شدن، از نون شب واجبتره؟! 🍞😄
تا حالا شده دنبال کنترل تلویزیون بگردی، همه جا رو زیر و رو کنی، مبلارو جابهجا کنی، حتی تو یخچال (!) دنبالش بگردی، بعد یهو ببینی توی دستت بوده؟! 😅
آره… خیلی وقتا جواب درست جلو رومونه ولی چون دلیل رو نمیدونیم، میریم سراغ هزار راه اشتباه.

چاقی هم همچین حال و روزیه! تا وقتی ندونی دلیل چاق شدنت چیه، ممکنه کلی رژیم و ورزش و کارای عجیب و غریب انجام بدی، ولی به نتیجه نرسی… چون کنترل دستته، فقط باید بفهمی کجاست! 🎮✨
📌 خیلی از افرادی که اضافهوزن دارن، بارها روش های مختلف لاغری رو امتحان کردن، رژیم گرفتن، باشگاه رفتن، کالری شمردن، آب کرفس خوردن، حتی تا مرز گریه با ترازو درگیر شدن! 😭⚖️
ولی آخرش چی؟ هیچی. نتیجهای که موندگار باشه، نگرفتن. چون اصل قضیه، یعنی فهمیدن دلیل چاق شدنشون رو ندونستن.
🛠️ بیشتر روشهای لاغری فقط روی عوامل بیرونی تمرکز میکنن:
کالری کمتر، حرکت بیشتر، جویدن بیشتر (!) و کلی کار دیگه که بیشتر شبیه تقلای بیهدفه.
در حالیکه اگه ندونی چرا چاق شدی، هر تلاشی مثل اینه که بخوای با دمپایی کوه رو فتح کنی! 🩴🏔️
پس بیا باهم اولین قدم درست رو برداریم:
🎯 بفهمیم دقیقاً دلیل چاق شدنمون چی بوده؟!
وقتی دلیل بروز مشکل را بدانیم اقدام کردن برای برطرف کردن آن بسیار ساده تر از زمانی است که دلیل مشکل را ندانیم و بخواهیم از طریق آزمون و خطا برای رفع مشکل اقدام کنیم.
این اصل درباره چاقی نیز صادق است.

🎯 چرا اکثر روشهای لاغری جواب نمیدن؟
علت ناکارآمد بودم روش های لاغری اطلاع نداشن آنها ار دلیل چاق شدن فرد است.
تا حالا فکر کردی چرا با اینکه کلی رژیم گرفتی، ورزش کردی، حتی آب رو هم با ترس خوردی، اما هنوز اون عدد لعنتی روی ترازو تکون نخورده؟! 😩
جوابش سادهست: بیشتر روشهای لاغری چون دلیل چاق شدن تو رو نمیدونن، نمیتونن مشکل رو از ریشه حل کنن.
بعضیها فکر میکنن دلیل چاق شدنشون یه چیز جدیه، مثلاً کمکاری تیروئید، مصرف یه داروی خاص، یا یه بیماری خاص.
خب بله، طبیعیه که وقتی هزاران بار شنیدی که این موارد باعث چاقی می شن این نگرش در ذهن افراد شکل بگیره اما واقعیت اینه که خیلی از افراد متناسب هم با همین مشکلات مواجه هستند اما چاق نیستند.!
به این سوال فکر کنید: چرا خیلی از افراد چاق و متناسبی که به یک بیماری مبتلا می شن با مصرف داروهای مشابه بهبود پیدا می کنند ولی افراد چاق با وجود تمام رژیمها و راهکارهایی که امتحان کردن، نتیجهی پایدار نگرفتن؟
چون روشهایی که استفاده کردند به دلیل اصلی چاق شدن کاری نداشتن!
📌 راهکارهای بدون شناخت دلیل چاق شدن، مثل پانسمان کردن زخمی است که عفونتش درمان نشده؛ ظاهر را بهتر میکند اما درون همچنان آسیب دیده باقی میماند.
💥 مهمترین دلیل چاق شدن چیه؟
یه نفس عمیق بکش چون جوابش ممکنه غافلگیرت کنه:
باور چاقی. بله، درست خوندی! باور اینکه “من چاق هستم و باید چاق بمونم.”
حالا با خودت روراست باش و ببین کدومیکی از این جملهها رو توی ذهن یا حتی با صدای بلند گفتی:
- تو خونوادهی ما همه چاقن، منم از همونا هستم.
- من خیلی کمتحرکم، چاق شدنم طبیعیه.
- پرخوری عصبی دارم دیگه، دست خودم نیست.
- سوختوساز بدنم افتضاحه، هرچی میخورم تو بدنم باقی میمونه!
- بعد از بارداری دیگه نتونستم برگردم به وزن قبل.
- شغل من خیلی استرس داره، طبیعیه که چاق بشم.
اگه حتی یکی از این جملهها دربارهی تو صدق میکنه، یعنی تو باور کردی که چاق شدی چون چارهای جز این نداشتی. 😕
و خبر بد – یا بهتره بگیم واقعیت – اینه که همین باور، مثل یه قفل، تو رو توی چاقی نگه میداره.
هرچقدر هم تلاش کنی، رژیم بگیری یا ورزش کنی، اگه باورت این باشه که چاقی طبیعیه یا اجتنابناپذیره، مغزت نمیذاره لاغری رو تجربه کنی. 🧠🔒

وقتی شما به هر دلیلی باور کنید که چاق شدن یک امر طبیعی است، به طور ناخودآگاه انتظار و دلیل چاق شدن را در ذهن خود شکل میدهید.
با تکرار این باور، تصاویر چاقی از خودتان در ذهن شما نقش میبندد و این تصاویر معمولاً با احساس ترس از چاق شدن یا بیشتر چاق شدن همراه میشوند.
اگر این تصاویر در ذهن شما ثابت بمانند، به تدریج فرمولهایی برای چاق شدن در مغز شما ایجاد میشود. این فرمولها به فرمانهایی تبدیل میشوند که نحوه واکنش شما را در برابر غذاها تغییر میدهند.
این فرمولها همچنین به دستوراتی برای ذخیره چربی و افزایش سایز و وزن بدن تبدیل میشوند. چون بدن ما تحت فرمان مغز قرار دارد، به راحتی میتواند از وضعیت متناسب به وضعیت چاقی تغییر کند.
یک مطالعهی جالب که در مجلهی Milbank Quarterly منتشر شده، نشان داد که دیدگاه افراد درباره دلیل چاقی میتواند رفتار اجتماعی آنها را هم تغییر بدهد.
کسانی که باور دارند دلیل چاق شدن بیشتر به عوامل خارج از کنترل فردی مثل ژنتیک، گسترش مواد غذایی ناسالم، یا ماشینی شدن زندگی مربوط میشود، تمایل بیشتری دارند که از برنامه های مختلف برای لاغری استفاده کنند و ضمنا از تصمیات دولت برای مبارزه با عوامل تشدید کننده چاقی در جامعه حمایت می کنند.
در مقابل، افرادی که فکر میکنند دلیل چاق شدن فقط به خاطر کمبود اراده شخصی یا بیانضباطی در غذا خوردن ایجاد میشود، معمولاً کمتر از چنین سیاستهایی حمایت میکنند. چون به نظرشان راه حل چاقی فقط در تغییر رفتار فردی است و نیازی به مداخلات دولت نمیبینند.
این تحقیق اهمیت باورهای ذهنی را در درک ریشههای چاقی و در نتیجه نوع برخورد با این معضل اجتماعی به خوبی نشان میدهد.
تاثیر باور کردن چاقی
باور کردن چاقی، اصلیترین دلیل چاق شدن خیلی از ماهاست! 😳
هر چقدر بیشتر توی ذهنت قبول کرده باشی که “من آدم چاقی هستم”، به همون اندازه بیشتر در معرض چاق شدن یا چاقتر شدن قرار میگیری. 📈
حالا نکتهی جالبترش اینه:
وقتی هی میری سراغ رژیم و ورزش و انواع و اقسام روشهای لاغری، اما نتیجهی درست و حسابی نمیگیری، این باور در ذهنت قویتر میشه که:
“دیدی گفتم چاقم؟ دیدی کاریش نمیشه کرد؟” 🥲
همین افکار کمکم وزنت رو بالاتر میبره بدون این که خودت بفهمی.
پس اگه واقعاً تصمیم گرفتی لاغر بشی، و مهمتر از اون، برای همیشه متناسب بمونی، باید بدونی که کار از کنترل ذهن شروع میشه. 🧠✨
باید دلیل چاق شدنت رو بشناسی، باورهای اشتباه رو اصلاح کنی و راه درست رو یاد بگیری.

توانایی قدرت ذهن
وقتی بفهمی دلیل چاق شدن تو چی بوده و چطور ناخودآگاه سالها به نفع چاقتر شدن خودت عمل کردی، تازه یه نور امید قشنگ تو دلت روشن میشه! 🔥
چون دیگه میفهمی ارث و سوختوساز و تیروئید و … فقط بهونهست. 🎯
اگه تونستی تو این سالها چاقی رو یاد بگیری و هر سال یه کم وزن اضافه کنی، پس قطعاً میتونی لاغری رو هم یاد بگیری و با تمرین و استمرار، به اون اندام دلخواهت برسی. 🌟
👀 یه نگاهی هم بنداز به فرق بین فکرهای آدمای متناسب و آدمای چاق.
میبینی که فقط کافیه محتوای ذهنی خودتو عوض کنی تا رفتار و بدنت هم دنبالش تغییر کنه!
پس حتماً با دقت به فایل آموزشی امروز گوش بده 🎧
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین مهم: کشف دلیل چاق شدن خودت!
🌟 مرحله اول: تشخیص نوع چاقی!
اول باید بدونی تو کدوم گروه از افراد چاق هستی:
- چاقهای ناآگاه: آدمایی که از بچگی چاق بودن و اصلاً تصویر ذهنی لاغری از خودشون ندارن. (فرمولهای لاغری تو وجودشون هست ولی هرگز فعالش نکردن!)
- چاقهای آگاه: آدمایی که یه زمانی متناسب بودن، ولی به دلایلی تو یه دورهای تصمیم گرفتن چاق بشن. (مثلاً فکر کردن چاق بودن امنیت میاره یا مشکلاتشون رو حل میکنه.)
- افراد منتظر: اونایی که یه اتفاق خاص یا یه حرف از یه آدم معتبر باعث شده انتظار چاق شدن در ذهنشون شکل بگیره و کم کم چاق بشن.
✏️ حالا تکلیف چیه؟
دستهبندی خودت رو پیدا کن و چند خط دربارهی روش چاق شدنت بنویس. بعدش سعی کن یه نفر از دستههای دیگه پیدا کنی و وضعیتت رو با اون مقایسه کنی.
(هدف اینه که بفهمی مسیرها فرق میکنه ولی نتیجه یعنی همون فرمولهای چاق ذهنی یکیه!)
🌟 مرحله دوم: شناخت احساس سیر شدن
حالا وقتشه بری سراغ احساسات بعد از غذا خوردن:
- بعد از غذا حس میکنی واقعاً سیر شدی یا حس خفگی داری؟
- به نظرت نشونههای واقعی سیر بودن چیه؟
- نشونههای خفگی و پرخوری چی میتونه باشه؟
✏️ صادقانه بنویس الان تو چه وضعیتی هستی:
آیا بعد از غذا حس خوبی داری یا احساس خفگی و سنگینی؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، ویدیوی توضیحات تکمیلی این بخش را استفاده کنید
امتیاز 4.00 از 253 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


درود اقای عطار روشن من۱۸سالمه و متاهل هستم بعد از نامزد شدنم چاقیم شروع شد تا الان ک دوسال و نیمه ازدواج کردم به نیتجه نرسیدم یکبار ۹۵کیلو شدم با کالری شماری و ورزش تاوزن۸۶رسیدم ولی بازم ول کردم،تااینکه متوجه شدم با روش شما خیلیا راحت لاغر شدن،ممنون میشم شرایط کارتونو بهم بگید وکمکم کنید،چون تصمیم به بارداری دارم در چندسال دیگه ولی اگر چاق باشم خیلی سخته و خطرناک
نشان های دریافت شده
(شرح عالی، مشارکت در گسترش آگاهی)
.
سلام دوست عزیز.خوش اومدی ب مسیر لاغری باقدرت ذهن .بخش رایگان (مسیر لاغری من)😊
بااجازه استاد عزیزم…براشون شرح بدم..
ببین دوست عزیزم همه ما افراد چاق هدایت شده ی خدا هستیم دراین مسیر .و ب نوبه ی خودمون هرکدوممون ب اون نقطه تسلیم رسیدیم ولی باوجود تسلیم بودنمون بازم ادامه دادیم..پس ما قوی ، شجاع ،توانا و مصمم هستیم…
شرایطی نداره دوست عزیز…
اول باید ی نگاه ب نگرش و باور خودتون کنید
از خودت بپرس چقدر ب این مسیر اطمینان داری ؟؟
آیا بهش باور داری؟میتونی ب این مسیر اعتماد کنی و میتونی رویایی لاغرشدن خودت رو خلق کنی ؟؟هر جوابی دادی قاطع بده ،ی جواب محکم ب خودت بده ،برو جلوی آینه از خودت بپرس و جواب بده….ب صدای درونت خوب خوب گوش بده ببین جوابات منفیه ؟؟یا مثبت؟؟؟
اگ جوابات مثبت بود ، اگ بافکر کردن ب این مسیرحالت خوب بود، استرس و نگرانی نداشتی ، ی شوقی ، ذوقی توی دلت بود بی دلیل ..پس بهت تبریک میگم و خوش اومدی …
اگ اولین فایل از مسیر لاغری من رو ببینی جواب شرایط این مسیر بودن رو میگیری..ک اولیش:
حالت باید خوب باشه.و احساس خوبی داشته باشی از فایل گوش دادن..
سعی کن همیشه فایل های آموزشی تصویری شو رو پلی کنی چون کمتر هواست پرت میشه ..و برای اگ وقت داشتی تکرار از فایل های صوتی استفاده کن ک بتونی بکاراتم برسی حالا اگ کاری داشتی..وقتیکه با فایل های تصویری شروع میکنی هواست ب فایله با چشمات میبینی ، با گوشهات میشنوی ،و فکرت متمرکزتره..کمتر میتونی فکرتو درگیر فکرهای دیگ کنی..موقع گوش دادن و دیدن فایلها ی برگه و خودکارم بزار بغل دستت اگ از جایی از صحبت ها خوشت اومد حالا یا نت برداری کن یا کلماتی و بنویس .اونای ک فکرت رو جلب میکنه…خوشت میاداز تکرارش…اینجوری تقریبا کل هواست ب لاغر شدنت هست..بعد هرچیزی از فایلها متوجه شدی .درک کردی.فکر کن ببین کجاهای زندگیت بوده شایدم نبوده.ب طریقی درک کن فایلهارو .بعد فکر کن راجبش تخلیلش کن..و بعد تواون فایلها ازت تمرین خواسته شده..تمریناتت رو هم انجام بده…روزی حداقل یکی دوساعت باید وقت بزاری بستگی و باور و درک و تحلیل و برداشت خودت داره…ولی هر چی زمان بیشتری بزاری خب ب طبع خیلی بهتر و تاثیر گذار تره..ولی من بهت قول میدم اگ درکش کنی این مسیرو باورش کنی عاشقش میشی و بجای یکی دوساعت ده ساعت وقت میزاری و بازم کمه.
ی نکته دیگ ک نباید فایل هارو جلو جلو باز کنیم ..فقط روزی یک فایل ولی میتونیم فایل های قبل رو تکرار کنیم فقط نباید عجله کنیم برای باز کردن فایل ها چون مرحله ب مرحله ست…
ووقتیک از اولین فایل شروع کنی .استارت و بزنی با باور قلبی ن اینک فکر کنی ک باور کردی و شروع کنی چون اگ باین فکر باور وارد بشی نیمه راه خسته میشی…عحله میکنی..
ولی اگ هروز طبق آموزش ها جلو بیایی انشاالله بهتر و بیشتر متوجه میشی.روند کارو متوجه میشی..
ولی قبل از استارت و شروع با خودت صادق باش و ب اون درک و باور قلبی برس..
انشاالله ب بهترین شکل ممکن تو مسیر وارد بشی و از نوشتها و تغیراتتون لذت ببریم.
ب امید موفقیتت و تناسب فکریت اول🌹😊🙏
سلام خدمت آقای عطار روشن و دیگر دوستان .من در دوران بلوغ اضافه وزنی پیدا کردم در حد کم و بعد از بلوغ دوباره متناسب شدم و این ماجرا بود تا ازدواجم.بعد از ازدواجم ۱۵ کیلوکاهش وزن داشتم و بدون هیچ رژیمی خیلی ضعیف شده بودم ولی خودم از لاغریم خوشحال بودم.من تا زمانی که باردار نشده بودم ۵۳ کیلوبودم.برای بارداریم هم دانشجو بودم و فعالیت داشتم و هم سعی میکردم مفید و مختصر بخورم و مصرف قند و نشاسته ام حداقل ممکن بود و در دوران بارداری فقط ۹ کیلو وزن اضافه کردم که نیمی با دنیا اومدن بچه رفت و نیم دیگر هم در عرض چند ماه که از زایمانم گذشت خود به خود از بین رفت و دوباره متناسب شدم .اما در بارداری دومم متوجه شدم که کم کاری تیرویید پیدا کردم و همیشه شنیده بودم که این اختلال وزن را بالا میبره و بعد از زایمان ۱۵ کیلو اضافه داشتم که ۵ کیلو به مرور کم کردم و موند ۱۰ کیلو و دیگه هر کاری کردم نتونستم این ۱۰ کیلو اضافه را از بین ببرم.یه مدت کالری شماری میکنم کم میشه دوباره تا ولش میکنم اضافه میشه…و چند نفر هم بهم گفتن همینجوری هر کس زایمان دوم میکنه دیگه اضافه وزن داره چه برسه که تیرویید هم داشته باشه.چند نفر دیگه هم بهم گفتن که اختلالات هورمونیم و افزایش سنم عامل اضافه وزنم هست با اینکه من فقط ۳۵ سالمه….بعضیا میگن حرص زیاد میخوری …نمیدونم والا هرکس یه چیزی میگه فقط اینو میدونم که قویترین باور را نسبت به چاقی همسرم بهم دادن.من وقتی عقد شدم میدیدم یه ترازو کنار اتاقشونه.تا غذا میخوره میره رو ترازو میگه امروز مثلا پر خوری کردم یا فرضا این غذا چاق کننده بود از حالا تا فردا کم میخورم …من اولش برام خنده دار بود که یه نفر اینطوری خودش را وزن کنه و بهشون میگفتم این وزن کشی اصلا صحیح نیست تا اینکه کم کم به مرور عادت کردم که خودم را هر روز یا یک روز در میان وزن کنم و استرس پیدا میکردم از وزنم و متوجه شدم که باورهای همسرم عمیقا در ذهن من هم جاباز کردن ولی از روزی که فایل های شما را شروع کردم به دیدن دیگه خودم را وزن نکردم تا ذهنم از این دغدغه رها بشه….عادت بد غذایی ندارم و پر خور هم نیستم ولی دکتر هم با وجود اینکه بهم دارو داده و مرتب آزمایش میدم و تیروییدم را کنترل میکنه از عدد تیروییدم راضی نیستن و میگن اونجوری که باید باشه تنظیم نیست.ولی یه سوال برام پیش اومده که ممنون میشم استاد پاسخ بدن…من با گوش کردن فایل ها تا به اینجا یه حالت گیجی ای پیدا کردم که بالاخره چاقی حاصل پر خوری یا بدخوری و کم تحرکی هست یا زاییده ی ذهن انسانه…شما تو بعضی فایل ها اشاره میکنین به عادت های بد غذایی افراد و در بعضی دیگر از فایل ها همه چیز را مربوط به ذهن میدونید؟؟؟؟؟
نشان های دریافت شده
(شرح عالی، مشارکت در گسترش آگاهی)
.
سلام دوست عزیز…
شما با این متنی ک نوشتید کاملا واضحه ک چاقی رو یاد گرفتی کاملا مثل همه ی ما ،از طریق دیدها و شنیدها و این دیگران😐..
شما قبلا ک لاغر بودید اصلا هیچ دیدگاهی راجبه کم کاری یا پر کاری تیرویید نداشتید..
فقط شنیدین ک افرادی که تیرویید دارن باعث چاق شدنشون میشه ..
شاید اون زمان هایی ک شما این جمله رو میشنیدید و کاملا متناسب بودید . و نظری راجبش نداشتید و حتی بهشم فکر نمیکردید…
این بی توجهی خودآگاه خودتون بوده ..ولی در ناخدآگاه شما همون لحظه ثبت شده..و شما بعد از زایمان دومتون دچار تیرویید شدید و اون باور چاق کننده ک قبلا فرمولش در ذهن ناخودآگاه شما ایجاد شده بالاخره خودشو نشون داده.
.پس شما باور کردید ک تیرویید باعث چاقی میشه…و چون شما باور کردی ک تیرویید باعث چاقتر شدنتون شده پس با هرژیم وورزشی نمیتونید این مانع رو برطرف کنید،،چون شما با پرخوری و بی تحرکی باعث تیروییدتون نشدید…
موضوع پرخوری باعث چاق شدن هست یا زایده ی ذهن:
دوست عزیز شما توی نوشتنتون هم نوشتید ک پرخور نیستید .
.پس چاق شدن شما دلیلش پرخوریتون نیستد دلیلش حرفهایی ک شنیدید ک تیرویید باعث. چاق تر شدنتون میشه ..تند تند خودتون رو وزن میکردید و این تندتند وزن کردن ب ذهن ناخودآگاه یعنی چاقتر شدن.
شما نمیخاستید چاق بشید ولی در ناخودآکاهتون یعنی دوست دارید ک چاقتر بشید و لذت و آرامش داشتید..زایمان دوم باعث چاق شدن میشه.چاق شدن رو توی هورمون هاتون میدونید.توی بالا رفتن سنتون میدونید و غیره…
خب حالا از خودتون سوال کنید ..آیا افرادی رو نمیشناسید ،نمیبینید ک حتی در سن بالا هم متناسبن ..؟؟
آیا افرادی رو نمیشناسید ک تیروید دارن و متناسبن ؟؟آیا افرادی رو نمیشناسید ک پرخورن ولی متناسبن؟؟؟کم تحرکن متناسبن؟؟؟
استاد هیچ وقت نگفتن ک بدغذایی باعث چاق شدن میشه؛ منظور استاد از بدغذایی اینه ک وقتی ک سیر هستیم وکاملا میدونیم ک ی مواد غذایی نیاز بدنمون نیست اضافه ست ولی بازم میخوریمش
مثلا از مواد غذایی ب این معناها استفاده میکنیم ک رفتیم مهمونی یا دورهمی همین امشبه بخورم ، سوغات بخورم ، نذریه بخورم ،سالی یباره بخورم ، گرون خریدم بخورم ،پول شو دادم بخورم
بخاطر این القاب ما در حالت سیری بازم هر چیزه آشغالی رووارد جسممون میکنیم..و اینها رو مابااموزش خیلی راحت وواضح متوجه میشیم
و اگ جایی گفتن ک زاییده ی ذهنه ک من تا حالا نشنیدم از فایلهاشون
بخاطر افکار های چاق کننده ، منفی و محدوددر ذهن ماست ک مارو مجبور میکنه ک پرخوری کنیم ، ب غذاها ن نگیم ،و حرص وولع داشته باشیم……
دوست عزیزم خیلی بیشتر میتونم راهنماییت کنم .ولی چون نمیدونم از کجا های فایل گوش دادی و الان کجایی مسیری راستش میترسم ک بدتر فکرتو درگیر کنم…امیدوارم تااینجا هم تونسته باشم کمکی ب فکر کردنت کنم و ازون حالت درگیری ک چی ب چیه درت بیارم…ولی اگ مسیر لاغری من و رو هروز و نرتب دنبال کنی ب همه سوالات انشاالله میرسی ب امید موفقیتت و تناسب افکار و تناسب اندام😊🌹🙏
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان وقت بخیر
میخوام داستان چاقی خودم،را بنویسم
من از سن ۱۶الی ۱۷ سالگی متوجه اضافه وزن خودم شدم البته اون موقع هر دختر یا زنی که چاق بود می گفتند فلانی چه تپل خوشگله و همه دوستش داشتن کلا مخالف لاغری بودن مثلا فلانی لاغر مردنی هستش و از این حرفا برا همین من خیلی نگران اضافه وزنم نبودم تا اینکه عقد کردم و بعد هم ازدواج وکلی هم با لباس عروس هم مشکل داشتم .من همش فکر میکردم که مواد غذایی بیشتر باعث چاقی من شده چون اشتهام زیاد بود یا اینکه چون تند تند غذا میخورم. و اینکه من بارها شنیده بودم ازدواج باعث چاقی افراد میشه این اتفاق هم افتاد هنوز دوران عقد بودم که چاقتر شدم اما هیچ رژیم و ورزشی نمی کردم و بعد بارداری من بود که باید به اندازه دو نفر بخورم تا بچه قوی بدنیا بیاد بعد دوران شیردهی که اصلا رعایت نمیکردم و میخوردم اون موقع متوجه شدم که خیلی مشکل پیدا کردم با چاقی شروع کردم به رژیم پزشکی و کم کم باشگاه رفتم دوباره رژیم خانگی ورزش در خانه انجام میدادم و همیشه هم تا ۱۰ کیلو کم میکردم اما نمتونستم همیشه ادامه،بدم یه جایی خسته میشدم تا از سال ۹۵ من یوگا کار کردم و تونستم به زور وزنم را نگه دارم که،دوباره دیدم هی روز به روز دارم اضافه میکنم دیگه کلافه شده بودم تا اینکه با این سایت آشنا شدم و الان بیش از ۳ ماه است فعالیت دارم و خدا را صد هزار بار شکر راضی هستم انشاالله که با،استمرار در،این مسیر به نتیجه عالی خواهم رسید .
سلام وقت بخیر.اضافه وزن من از سن بلوغ شروع شد و به مرور شاخ و برگ گرفت.در سن بلوغ بخاطر مصرف داروهای هورمونی و تاکید دکتر برای اینکه این داروها باعث پرخوری میشود دچار اضافه وزن شدم.و به مرور نحوه غذا خوردنم تغییر کرد خیلی سریع غذا میخورم همچنان و یک حرص و طمع بدی در غذا خوردن با من است متاسفانه.بارها هم رژیم گرفتم و جوری هستم که مدام اطرافیانم میگن تو فقط کافیه اراده کنی چند روزه راحت با کم خوری وزن کم میکنی ولی واقعا دلم میخاد یک وزن ثابت داشته باشم و در پایین ترین وزن ی که در ایک ۱۵ سال تجربه کردم قرار بگیرم .من قدم ۱۶۲ هست و وزنم طی این ۱۵ سال هیچوقت به زیر ۵۷ کیلو نرسید و الان که در اوج اضاف وزن هستم و وزنم ۶۶ کیلو است .علاقه مندم یکبار برای همیشه به وزن ۵۳ کیلو یا ۵۴ کیلو برسم و این وزن رو تثبیت کنم.
با سلام،من ریشه چاقی خودم رو در این جمله رایج پیدا کردم ک اثرا میگن وخودم هم خیلی تکرار کردم،، ما که تفریحی نداریم تنها تفریح ما خوردنه، خوردن لذت بخشه، ووقتی میخایم یکم به خودمون حال بدیم وخودمونو تحویل بگیریم شروع به خرید غذاهای ب گرانتر، جدیدتر، متنوع تر، وبه اصطلاح خوشمزه تر میکنیم، در واقع خودمونو گول میزنیم ک مگه دنیا چه ارزشی داره،، بخور بره، خوش باش، ودر واقع خودمون رو مجاب به خوردنهای الکی بدون نیااز واقعی بدن میکنیم، ارج نهادن به خوردن یکی از ریشه های چاقی در چاقهاست
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی،داستان چاقی من از اونجا شروع شد که اطرافیان بمن گفتند توی فامیل ما هر کسی که ازدواج میکنه و باردار میشه چاق میشه و این شد یک باور ،ازدواج کردم و نمونه بارز این باور خانواده همسرم بودن خواهر شوهرم موقع ازدواج ۴۵ کیلو بودن و بعد از ازدواج و بارداری سوم بسیار چاق شده بودن و فرمولهای چاقی من شکل گرفتن و من دیگه نتونستم لاغر بشم
نشان های دریافت شده
من از دوران کودکی تپل بودم و طبق پروش و رفتارهای خانوادم لودم تا مدتی ک من ابتدایی رفتم و تازه فهمیدم چاقی لاغری چیه تپل بودت صورت ما زبچگی بامن بوده و من اکثرا ترس از چاقی داشتم و اینجوری چاقی وارد ذهنم شده چون همه بم مگفتن شبیه مادرمم مادرم ک بعد از چندین ضایمان الان چاقه ولی من هنوز ب سنن ازدواجم نرسیده بودم اون وزن ررو در خودم میدیم وترس داشتم و یجورایی منتظر بودم ک شبیه بشم. بعدک لاغرترشدم میترسیدم چاف بشم تصویرهای توذهنم بود همش باخودم مگفتم نکنه شبیه فلانی بشم ک بعد کسی نگام نکنه یا نکنه من سنم زیاد بزنه همه این نکنه نکنه ها انقد زیاد شد خوردنم زبادتر میشد ریره خاری ناخنک زدن و در حدخفگی خوردن برام عتدی شد و نهایت۸۰کیلو سدم تا۸۵وهمش درحال ترس بودم ک خدار شکر با این مبحث آشنا شدم. همه چی تو اون صداها باورهاتو ذهنم و تصاویر ک میساختم بوده.
نشان های دریافت شده
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت استاد ودوستان عزیز
من از حاملگی دوم شروع به چاق شدن کردم و آن زمان فکر می کردم که طبیعیه که در زمان حاملگی چاق بشم ولی چاقی من خیلی زیاد نبود ولی بعد از مدتی از نظر روحی تحت فشار زیادی بودم و مستندی درباره پر خوری عصبی دیدم و این فکر در من به وجود اومد که چون من خیلی عصبی شدم پس باید پر خوری عصبی داشته باشم و اشتهام بیشتر شد در حالی که قبل از این جریان اگر ناراحت میشدم نمی تونستم غذا بخورم .ضربه آخر زمانی بود که بیمار شدم و مجبور شدم مقدار زیادی کرتن مصرف کنم و دکتر به من گفت به شدت چاق کننده است و پوکی استخوان هم میاره و باید مواظب اضافه وزنت باشی و زیاد ورزش کنی تا پوکی استخوان نگیری و لاغرتر هم بشی چون اون زمان من اضافه وزن هم داشتم با این حرف دکتر وزن که کم نکردم روز به روز وزنم بیشتر شد و بر اثر ورزش زیاد باعث شدم زانوم معیوب بشه و ارتروز شدید در یکی از پاهام پیدا کنم که هنوز در گیرش هستم. البته چیزهای دیگه هم بود که بعدا به چاقی من کمک کرد مثل تند غذا خوردن به خاطر شماتت خانواده و یا خوردن غذا موقع سیری در زمان شام یا ناهار با اصرار خانواده و یاتعارف بیش از حد اطرافیان در موقع مهمانی و این که اگر نخوری بی احترامی به صاحب خونه اس و یا غذا خوردن جلوی تلویزیون و خوردن در زمان بی کاری و یا به عنوان تفریح و موقع بیرون رفتن وتمام این عادت های بد باعث چاقی بیشتر وبیشترم شد.البته از بچگی به من میگفتن که استعداد چاقی دارم و من مثل مامانم و عمه کوچیکم هستم چون دو تا شون چاق بودن و این انتظار رو داشتم که یک زمانی من هم مثل اونا چاق میشم.
با سلام خدمت استاد عزیز من در کودکی خیلی لاغر بودم به حدی که دیگران مسخره ام میکردن که بتو چیزی نمیدن بخوری و مدام میگفتن بخور جون بگیری از کلاس اول راهنمایی یدفع چاق شدم و هر سال وچاق و چاقتر و بعد هم که باوروم شده بود من ژن چاقی دارم و هرکاری کنم باز چاق میشم و یکسری عادتهای اشتباه مثل پرخوری و خوردن تنقلات و شیرینی به عنوان تفریح و سرگرمی هنگان گوش دادن تلویزیون و در همه حال فکرم خوردن بود بریم پارک چی بخوریم بریم مهمونی چی بخوریم و غذارو به چشم یک تفریح و سرگرمی میدیدم و سیری برام نبود و بعدش که به حدی میخوردم از خودم متنفر میشدم که دیگه نمیخورم ولی باز میخوردم ولی الان که اینجا هستم و در قسمت پنجم دوره با توجه به فایلها و تمریناتی که انجام دادم فهمیدم غذا فقط برای تامین انرژی بدن اونم به مقداری که حالم بد نشه و از درد شکم کنار بکشم و خداروشکر هرس و وله خوردنم کم شده و به غذا به عنوان یک سرگرمی نگاه نمیکنم ریز خواریم کم شده ولی خیلی حالم بهتره تا چند هفته پیش از خودم متنفر و حتی از خدا هرشب آرزوی مرگ میکردم چون امیدی واسه لاغری نداشتم اما الان خیلی حالم خوبه و باورهام راجب چاقی خودم عوض شده و خیلی امید دارم که وزن ایده آلم برسم و لاغر بمونم به امید خدا و کمک و لطف شما
نشان های دریافت شده
به نام خدا جلسه ی پنجم دوره ی لاغری رایگان
پیدا کنید که براساس پذیرش ذهن چه عادت های در شما شکل گرفته ؟—-
شما از چه زمانی اضافه وزن دارید؟——
باور+عادت+جسم
من در دوران نوجوانی لاغر بودم عکسام که نگاه میکنم خیلی ظریف و متناسب و زیبا بودم الان یادم میاد اون موقع خیلی سبک بودم و به راحتی هر کاری و میگردم و به مرور زمان با شنیده ها و گفته های اطرافیان وخانواده ام که مدام تکرار میکردن زن هیکلی خیلی قشنگه زن باید هیکل چاق داشته باشه فلانی رو ببین بس که هیکلی و چاق هستن شخصیت دارن فقط اون دسته از طایفه مون که چاق هستن ماشاالله خیلی زیبا هستن و این حرفا رو مدام می شنیدم و منم اون زمان که متناسب بودم باورم شده بود که شخصیت ادمی تو چاقیه و برام چاقی رو برابر کرده بودن با شخصیت زیبایی —-و در خانواده ام رفتار غذایشون پرخوری بود و بر این امر تاکید میکردن که ادم باید غذا بخوره تا مریض نشه و ما از موقعی که باورم شده بودم اگه غذا نخورم مریض میشم هر چیزی رو میخوردم و مفهوم گرسنگی نمیدونستم چیه یا پیغام سیری در من دریافت نمیشد و همیشع میگفتن حیفه باید غذات و همش بخوری وگرنه خدا دوست نداره خدا اسراف کاران رو دوست نداره با این باورهای اشتباه ما رو پر خور کردن و مفهوم غذا نمی دونستم چیه نمیدونستم غذا برای نیاز بدنه اگه کسی میگفت هم باورم نمیشد که یعنی چه نیاز بدنه تو اشتباه میکنی ما باید از غذاها لذت ببریم در همه حال با غذا لذت ببریم اگه غذا نباشه چگونه لذت ببریم از زندگی زندگی و برابر با خوردن می دونستم 😔موقعی که میخاستم عروسی کنم قبل از عروسی لباس های که دوخت کرده بودم همش و برام جا میزاشتن از دو طرف که تو باید فکر بعدت هم باشی که چاق میشی مثلا ۵سانت از این ور ۵سانت از اون ور
مگه نمیدونی ادم وفتی عروسی میکنه چاق میشه اگه جا نزاری دیگه باید لباست بیرون بندازی من تمام لباس هایم جا براش گذاشتم و همین جور هم شد بعد از ازدواج همش رو باز کردم تا اندازه ام بشه 😀خدا رو شکر به حال خودم اومدم و این باورهای مخرب رو شناختم و با شنیدن این باورهای اشتیاه عادتهای زشتی در من به وجود اومده مثلا مفهوم سیری رو درک نمیکنم خوردن رو برابر با لذت میدونم نمیفهمم گرسنگی یعنی چه چون همیشه در حال خوردن بودم و وقتی حالم بد میشد و دلم درد میکرد غذا میخوردم و باز بعد از چند دقیقه بعد که اون دل دردم بر طرف میشد باز دلم میخاس یه جیزی بخورم —هنگام هر کسی غذا میخوره غذا بخورم هر بوی غذا میشنیدم باید میخوردم حتی اگه سیر بودم هر تعارفی رو رد نمیکردم میگفتم زشته داره تعارف میکنه
خدایا شکرت در این مسیر زیبا قرار کرفتم و متوجه باورهای اشتباهم شد و در حال بازسازی اون باورها هستم 😍👏🏻🙏🏻