🍕🍩 هر چی میخورم چاقتر میشم… اما لاغرها؟! هر چی میخوان میخورن و آب هم روش! 😮 چرا لاغرها چاق نمیشن؟! این سوال سالها مثل یه علامت سوال بزرگ تو ذهنم چرخ میزد.
📍 این جلسه ادامه گام ۷۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
وقتی کنار یه آدم لاغر مینشستم که با خیال راحت غذا میخورد، همیشه تو ذهنم یه صحنه شکل میگرفت: من یه بادکنک در حال ترکیدن، اون یه نی با استایل! 🎈🥢
اما واقعاً فرق ما توی معدهمونه یا توی ذهنمونه؟
بیا باهم بریم دنبال جواب این سوال که چرا لاغرها هیچوقت چاق نمیشن؟! 🧠✨
جواب کوتاهش اینه: علت چاق نشدن افراد لاغر فقط توی معده و ژنشون نیست، بیشتر از هر چیز توی ذهنشونه. اونها از غذا نمیترسن، احساس گناه نمیکنن و تصویر یه بدن چاق تو ذهنشون نیست؛ برای همین بدنشون هم همون مسیر رو میره. اگه تو هم میپرسی چرا بعضیها هرچی میخورن چاق نمیشن، تا آخر این جلسه با هم میبینیم فرقشون با ما دقیقاً کجاست.
در این جلسه میآموزیم:

تفاوت من با افراد لاغر
🧍♂️ همیشه فکر میکردم لاغرها یه جور دیگهان… انگار خدا اونا رو یه مدل خاص ساخته و منو یه مدل خراب 😅
چند بار پیش خودم گفتم: «خدایا چرا منو چاق آفریدی ولی خیلیها هرچی میخورن چاق نمیشن؟!»
هر وقت میدیدم یکی با خیال راحت 🍕 و 🍰 میخوره و حتی یه گرم اضافه نمیکنه، تو دلم آتیش میگرفت و یه سؤال قدیمی بالا میاومد:
چرا لاغرها چاق نمیشن؟! من که حتی با آب خوردن 💧 هم چاق میشدم!
راستش، سالها دنبال جواب این سؤال بودم، ولی هیچکس بهم جواب درستی نمیداد.
تا اینکه با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم. اولش فکر میکردم یه روش جدید برای کنترل غذا خوردنه، اما کمکم فهمیدم داستان خیلی عمیقتره.
اونجا فهمیدم که تفاوت من با افراد لاغر، نه توی معدهست، نه توی ژنهام… بلکه توی ذهنمه. 🧠
من سالها با این باور زندگی کردم که بدن من یه سیستم خراب داره که چربی رو ول نمیکنه، اما بدن اونا سالمه و راحت غذا رو میسوزونه!
درحالیکه الان میفهمم همهمون یه بدن داریم، با یه سیستم، یه معده، یه مغز… اما فرق اصلی اینجاست که چطور از این سیستم استفاده میکنیم 🎛️
🔧 درست مثل اینکه همهمون یه ابزار تو دستمونه — ذهنمون — ولی یکی باهاش خودش رو چاق میکنه، یکی خودش رو متناسب نگه میداره.
مثل دستها… همه دارن! اما یکی باهاش آشپزی میکنه، یکی نقاشی، یکی تایپ. پس ابزار یکیه، استفادهاش متفاوته 🎨🍳⌨️
سالها با این فکر زندگی کردم که چاقی من یه تقدیره، یه سرنوشته که دست خودم نیست. اما حالا میدونم فرقشون چیه! ولی من چه بخورم، چه نخورم بازم چاقتر میشم!
فرق من با آدمای لاغر فقط توی باورهاییه که از بچگی تو ذهنم حک شده.
💭 اونا از غذا نمیترسن، احساس گناه نمیکنن، خودشونو قضاوت نمیکنن. برای همین ذهنشون هیچ فرمان چاقیای صادر نمیکنه.
اما ذهن من؟ پر بود از باورهای چاقکننده… مثل:
- «تو استعداد چاقی داری»
- «هرچی بخوری چاق میشی»
- «باید گرسنه بمونی تا لاغر شی»
- «خوردن یعنی عذاب وجدان» 😵💫
و همون ذهنی که این افکار رو تو خودش ذخیره کرده بود، با وفاداری تمام، بدنم رو ساخت… یه بدن چاق.
مثل یه نقاش که اول تصویر رو تو ذهنش میکشه، بعد میاره روی بوم 🎨 منم سالها تصویر ذهنی یه آدم چاق رو حمل میکردم و خب… جسمم هم همون شد!
✨ حالا که فرقمون رو میفهمم، دیگه دنبال جواب عجیبغریب نیستم. چون جوابش خیلی سادهست:
لاغرها ذهن چاق ندارن.

🧠 چرا لاغرها چاق نمیشن؟!
واقعاً چرا اونها همینطور لاغر میمونن، ولی ما چاقها هر چی تلاش میکنیم، لاغر نمیشیم؟! 🥲
تا حالا به این فکر کردی که چه چیزی جلوی چاق شدن اونها رو گرفته؟ و چی دستوپای ما رو برای لاغر شدن بسته؟! 🤔
یه روز از خودم پرسیدم: اگه ما و اونها، همهمون معده، قلب، مغز و بدن داریم، پس فرقمون دقیقاً کجاست؟
و همونجا بود که جواب رو فهمیدم — خیلی ساده ولی در عین حال عمیق:
✨ فرق توی نحوه استفاده از ذهنمونه، نه بدنمون!
آدمهای لاغر تصویری از یه بدن چاق تو ذهنشون ندارن.
🍽️ برای اونا غذا چیزیه که هست؛ نه دشمنه، نه تهدید، نه عامل ترس. نمیترسن، احساس گناه نمیکنن، نمیجنگن با لقمهها.
ذهنشون هم چون آرامشه، فرمان چاقی صادر نمیکنه.
اما ذهن ما چطور؟
🧠 پر از تصویرهای چاق، پر از خاطره، ترس، نگرانی، حسرت و تعریفهای اشتباه درباره چاقی. از همون کودکی باور کردیم چاقی یعنی سلامتی، چاقی یعنی خوشخوراک بودن، یا چاقی یعنی دوستداشتنی بودن…
همهی اینا جمع شدن توی یه مخزن ذهنی سنگین 🧳 که مدام داره نقشهی بدن ما رو طراحی میکنه.
📸 یه ذهن با تصویر بدن لاغر، نتیجهاش اندامی متناسبه. یه ذهن با تصویر چاق، نتیجهاش بدنی درگیر اضافهوزنه.
نتیجهش واضحه: یکی همیشه لاغر میمونه، اون یکی هم با هر تلاشی باز هم چاق میمونه.
و جالبتر اینکه همونطور که ما فکر میکنیم لاغر شدن خیلی سخته، افراد لاغر هم دقیقاً همینو درباره چاق شدن میگن! 😲
به یه فرد لاغر بگی: «نمیخوای یه کم چاق شی؟»
جوابش اینه: «من هرچی میخورم، چاق نمیشم!» 😅
چون اون ذهنش فرمان چاق شدن بلد نیست… درست همونطور که ذهن ما هنوز فرمان لاغر شدن رو بلد نیست!
✅ این یعنی: واقعیت زندگی هرکس، همون چیزیه که ذهنش باور کرده.
🔹 برای یه فرد لاغر، چاق شدن غیرقابل باوره.
🔹 برای یه فرد چاق، لاغر شدن غیرقابل باوره.
اما حالا که فرقمون رو میدونیم، میتونیم آگاهانه تصویر ذهنیمونو تغییر بدیم… و اونوقت نتایج هم تغییر میکنن ✨🚀

🚨 چاق شدن با ذهن داستانی کاملاً متفاوت
شاید برات عجیب باشه، اما خیلیها تو دنیا هستن که از لاغر بودن رنج میکشن! 😳
همونهایی که باعث تعجب ما میشن و مدام این سؤال برامون پیش میاد: چرا بعضیها هرچی میخورن چاق نمیشن؟! 🤔
جملاتی مثل:
- «چرا چاق نمیشم؟»
- «چرا هرچی میخورم فرقی نمیکنه؟»
- «خدایا یه کم گوشت هم به ما بده!»
برای افراد چاق شاید خندهدار باشه، ولی واقعاً بعضیها از شدت لاغری، اعتمادبهنفسشون رو از دست دادن 😞
اما مشکل کجاست؟
بیشتر اوقات این رنجها واقعی نیستن؛ ذهنی و ساختگیان. یعنی فرد فقط چون فکر میکنه دیگران ظاهرش رو نمیپسندن، دنبال چاق شدن میره.
💭 در حالی که از نظر جسمی هیچ مشکلی نداره!
حالا اگه همچین فردی با ذهنش چاق شدن رو باور کنه، اون ذهن یه دستور جدید صادر میکنه — مثل یه توپ که تو سرازیری افتاده! ⚠️
اولش خوشحال میشه، چون به ظاهرش یه کم تغییر داده. ولی بعد از مدتی، اون روند چاقی متوقف نمیشه… چون ذهن توی مسیر چاقی افتاده و توقف نداره! 🌀
نتیجه؟
✅ لاغریِ خیالیش جای خودش رو به چاقی واقعی میده.
✅ خوشحالیِ اول تبدیل میشه به نارضایتی شدید.
✅ و حالا به جای دغدغهی چاق شدن، درگیر دغدغهی سخت لاغر شدنه.
👥 خیلی از این افراد بعداً با حسرت میگن:
«کاش همون لاغر مونده بودم! کاش به خاطر بقیه خودمو تغییر نداده بودم!»

🎤 تجربهای واقعی از مسیر لاغری با ذهن
حالا میخوام شما رو با تجربه یکی از هنرجوهای عزیز دوره لاغری با ذهن آشنا کنم؛ داستانی از تغییر، از درک عمیق و از باورهایی که زندگیش رو به کلی دگرگون کرده.
🌟 چرا دیگه حسرت لاغرها رو نمیخورم؟
یه روز که رفته بودم مهمونی، زنداییم یه آلبوم عکس قدیمی آورد. بین عکسها، چند تا از بچگیهام بود که خودم هم هیچوقت ندیده بودم.
باورم نمیشد اون بچهی فوقالعاده لاغر و خوشفرم، خودم بودم! 😳 حتی مامانم هم شوکه شده بود.
تا شب خوابم نمیبرد… گیج و منگ شده بودم. فقط یه سوال تو سرم میچرخید:
🔁 «چرا من اینقدر تغییر کردم؟»
جالبه بدونی تو همین سالها که من داشتم با چاقی دست و پنجه نرم میکردم، زنداییم با بدنی لاغر و دخترونه، مدام دنبال چاق شدن بود! فقط به این دلیل که شوهرش گفته بود صورتت خیلی استخوانیه! 🤦♀️
یا زندایی همسرم با اینکه ۴۰ سالشه و دو تا بچه داره، هنوز دوست داره فقط صورتش تپل بشه!
از بیرون نگاه میکردم و با خودم میگفتم: مگه میشه؟ همه دارن دنبال لاغری میدَوَن، اینا چرا دنبال چاقیان؟!
ولی حالا که دارم با استفاده از دوره ورود به سرزمین لاغرها آگاهانه ذهنم رو تغییر میدم، میفهمم اون حسرت همونقدر الکیه که حسرت من برای لاغری!
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۷ سراغ «تاثیر احساس در کاهش وزن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.10 از 95 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️ ❤️ ❤️
سلام
چرا افراد لاغر چاق نمیشن
تمرین آموزشی ✍️ ✍️ ✍️
من ایمان دارم که صد در صد چاق و لاغر بودن افراد مربوط به محتویات ذهن شونه
چاقی من خودم بعد از ازدواج شروع شد و تا قبل از ازدواج کاملا متناسب بودم
چون در خانواده چاق بزرگ شدم ذهنم مملو از افکار و باورهای چاق کننده بود مثلآ بسیار شنیده بودم که چاقی ما ارثیه ما آبم بخوریم چاق میشیم ، همه بچه های ما بعد از ازدواج چاق میشوند ، ما سن مون که از سی سالگی رد بشه وضعیت چاقی مون بدتر میشه ، بعد از زایمان دیگه لاغر بشو نیستیم و شکم و پهلو مون آویزون می مونه دیگه کاریشم نمیشه کرد ….
و منی که قبل از ازدواج ۶۰ کیلو بودم بعد از ازدواج میل و اشتهام نسب ب مواد غذایی و خوراکی ها به شدت افزایش پیدا کرد و زود به زود گرسنه ام میشد موقع غذا از همسرم خیلی بیشتر غذا میخوردم حتی گاهی اوقات از رفتارهای خودم خجالت میکشیدم منی که قبل ازدواج بد غذا بودم و هرچیزی نمیخوردم و از بیشتر مربا ها در وعده صبحانه بدم می یومد بعد ازدواج از هیچی بدم نمی یومد و خودم انواع و اقسام مربا ها رو با ذوق و شوق درست میکردم و همه چیز و با حرص و ولع میخوردم و بعد از بارداری و زایمان حتی وزن ۹۰ کیلو رو هم تجربه کردم
و از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم به این درک رسیدم که چرا افراد لاغر هر چه قدرم برای چاق شدن تلاش کنن چاق نمیشن و افراد چاق بدون زحمت چاق و چاق تر میشن
چون افراد لاغر ذهن شون دست کاری نشده و هیچ فکر چاق کننده ای ندارند و همه ی تصاویر ذهنی از خودشون لاغر و متناسبه ولی افراد چاق حتی در مورد آب خوردنم نظریه دارن و باور شون اینه که ما آبم بخوریم چاق میشیم حتی بعضیا که من شنیدم میگن ما هوا هم که تنفس کنیم بازم چاق میشیم
در مورد افراد متناسب نمونه اش همسر خودم کاملا متناسب و خوش اندامه از زمانی که ازدواج کردیم تا الان که دختر بزرگ مون ۲۲ سالشه در همون وزن و اندام هست و هیچ تغیری نکرده اتفاقا خیلی دوست داره که یکم چاق بشه ولی اصلآ وزنش تغییری نمیکنه با اینکه غذاشم از من بیشتره ولی اینم بگم که اصلا بد خور نیست یعنی این طوریه که تا وقتیکه گرسنه نباشه اصلا غذا نمیخوره و به محض اینکه سیر بشه دیگه دست از خوردن میکشه حتی اگه یک لقمه از غذاش مونده باشه ، قبل از غذا حتی اگه گرسنه باشه هیچی نمیخوره و منتظر می مونه تا غذا آماده بشه حتی بعضی مواقع که از سر کار میاد و هنوز مثلآ برنج دم نکشیده من میوه میارم و میگم بخور تا غذا آماده بشه میگه نه اگه میوه بخورم سیر میشم دیگه نمیتونم غذا بخورم در صورتیکه من دیدم افراد چاق اصلا تحمل گرسنگی ندارند و اگه قبل آماده شدن غذا میوه که هیچی نون خامه ای هم بهشون تعارف کنی بهت دست رد نمیزنن و اصلا ته بندی کردن قبل از غذا بین افراد چاق معروفه و همه ی افراد چاق با این موضوع آشنا هستند و یا بعضی مواقع که شبا بیداره و آخر شب گرسنه اش میشه من بارها بارها دیدم که بلند میشه واسه خودش چیزی میاره که بخوره و فقط در حد چند لقمه میخوره و خیلی زود سیر میشه و وقتیکه من بهش میگم چقدر زود سیر شدی بخور دیگه میگه نه فقط میخواستم اون حالت ضعفم برطرف بشه دیگه کافیه در صورتیکه افراد چاق اگه با حالت ضعف بخوان سر سفره بشینن دیگه از غذا جدا نمیشن و هر چی که باشه تا تهش میخورن و اینه فرق بین افراد چاق و افراد متناسب که اونا چاق نمیشن و اینا لاغر نمیشن
افراد متناسب هیچ ترسی از مواد غذایی ندارند و هیچ برچسبی به اونا نمیزنند و هیچ عذاب وجدانی از خوردن غذاها ندارن ولی افراد چاق هر یه لقمه رو با ترس و لرز میخورند و اون غذا رو به خودشون کوفت میکنن و همیشه بعد از خوردن غذا عذاب وجدان دارن
منم قبلا این طوری بودم ولی الان یاد گرفتم که خوردن یه فعله که ما هر روز داریم این کار رو انجام میدیم و برای زنده ماندن باید به بدن مون انرژی برسونیم پس این کار ، کار غلط و اشتباهی نیست کار درستیه به شرطی که در خوردن زیاده روی نکنیم و به اندازه ی نیاز بدن مون بخوریم و در قرآن هم آمده که افراط و تفریط نکنیم و میانه رو باشیم و این در مورد خوردن هم صدق میکنه
دیگه به غذاها برچسب چاق کنندگی نمیزنم ، ریزه خواری نمیکنم ، تا وقتی که گرسنه نشدم چیزی نمیخورم و به محض اینکه سیر شدم دست از خوردن میکشم ، با غذاها خاطره بازی نمیکنم و فقط برای رفع گرسنگی و رسوندن انرژی به بدن استفاده میکنم فرق بین گرسنگی واقعی و گرسنگی کاذب و تشخیص میدم و میدونم که گرسنگی واقعی ارام ارام شروع میشه و علامتش صدای قارو قور شکمه در صورتیکه گرسنگی کاذب سریع اتفاق میوفته مثل رسیدن بوی غذای به بینی یا دیدن غذای نذری ، دیدن یک غذای خاص ، خوردن غذا برای رفع دلتنگی یا خستگی و به سیری و فشار شکمی و عذاب وجدان بعد از خوردن ختم میشه
و در این چند سالی که به این مسیر زیبا هدایت و با مباحث ذهنی اشنا شدم اصلا افزایش وزن نداشتم و هر روزسعی میکنم وقت بزارم و از آموزش های این سایت پر محتوا استفاده میکنم و از این کار لذت میبرم و میشه گفت شده جزو برنامه های روزانه من .
لاغر شدن آسون ترین و چاق شدن سخت ترین کار دنیاست
شاد باشید
با تشکر از زحمات استاد گرامی