آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا با وجود تمام رژیمها و ورزشها هنوز به وزن ایدهآلتان نرسیدهاید؟ 🤔 اگر آرزوی لاغر شدن دارید، باید چیزی بیشتر از رژیم گرفتن بلد باشید؛ باید مسیر لاغر شدن را یاد بگیرید.
📍 این جلسه ادامه گام ۱۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
لاغری یک نقطه نیست، یک مسیر است. مسیری ذهنی که شما را از دنیای افکار چاقکننده بیرون میبرد و به دنیای رهایی، سلامتی و سبکی میرساند.
در این جلسه میآموزیم:
در مسیر لاغر شدن هستید یا چاقتر شدن؟ 🔄
تصور کن صبح که چشمهات رو باز میکنی، انگار سر یک دوراهی ایستادی. 🌅
یک مسیر به سمت تناسب اندام، سلامتی، آرامش و رضایت درونی میره؛ همون مسیر رویاییای که اسمش رو گذاشتیم:
✅ مسیر لاغر شدن
یه مسیر دیگه هم هست…
همون راهی که سالها ناخودآگاه رفتی؛ پر از تکرار فکرهای محدودکننده، احساس شکست، عذاب وجدان بعد از خوردن، رژیمهای طاقتفرسا و تسلیم شدنهای همیشگی:
❌ مسیر چاقتر شدن
حالا خبر خوب چیه؟ 😊
اینکه هر روز، تو انتخاب میکنی کدوم مسیر رو بری. اما یادت باشه، اگر انتخاب نکنی، یعنی مسیر چاقتر شدن رو انتخاب کردی.
🌱 مسیر لاغر شدن نیاز به آگاهی داره.
یعنی باید از خودت بپرسی:
📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
📌 آیا خودم رو بابت خوردن سرزنش کردم یا آگاهانه انتخاب کردم؟
📌 آیا گفتگوهای ذهنی من، همجهت با لاغر شدن بود یا پر از ترس و عذاب وجدان؟
🌟 تو با هر فکر، هر انتخاب و هر واکنش، داری پات رو روی یکی از این دو مسیر میذاری.
پس قبل از اینکه روزت رو شروع کنی، از خودت بپرس:
💭 امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم یا اجازه بدم عادتهای قبلی منو بکشن سمت چاقتر شدن؟
تو هر روز میتونی یه قهرمان باشی، نه با سختی کشیدن، بلکه با انتخابهای آگاهانه و ذهنی.
راهی که قراره تو رو برسونه به اون لباسی که همیشه دلت میخواست بپوشی 👗 به اون آینهای که لبخند رضایت بهت بزنه 😍 و به اون حس فوقالعادهای که میگی:
من مسیر لاغر شدن رو انتخاب کردم و ادامهش دادم.
🛤️ حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری… مسیر لاغر شدن؟ یا چاقتر شدن؟ ✔️ یا ❌؟ انتخاب همیشه با توئه!

چاقی حاصل سالها حرکت در مسیر اشتباه است ⌛
ممکن است فکر کنید یک روزه چاق شدهاید، اما واقعیت این است که چاقی حاصل سالها افکار و رفتارهای تکرارشونده بوده. بیایید مراحل چاق شدن ذهنی را با هم مرور کنیم:
1️⃣ ورود آگاهی چاقکننده
دیدن، شنیدن، و خواندن درباره چاقی، اولین بذر چاقی را در ذهن شما میکارد.
2️⃣ تکرار، تکرار، تکرار
تکرار همین آگاهیها باعث ایجاد نگرشی میشود که چاقی را طبیعی و اجتنابناپذیر میداند.
3️⃣ شکلگیری گفتگوی ذهنی
ذهن شما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر میکند.
4️⃣ احساس چاق بودن
ترس از چاقی، حس چاق بودن را در شما ایجاد میکند، حتی اگر اضافهوزن نداشته باشید.
5️⃣ واکنش بر اساس ترس
واکنشهایی مثل نخوردن، وسواس در غذا، پشیمانی و عذاب وجدان ظاهر میشوند.
6️⃣ رفتار بر اساس ترس
رفتارهایی که برای جلوگیری از چاقی انجام میدهید، در نهایت ذهن را به چاقی بیشتر شرطی میکنند.
7️⃣ تمرکز شدید بر چاقی
و در نهایت، تمام توجهتان روی چاقی میماند… و این یعنی چاقتر شدن.

اما مسیر لاغر شدن چطور؟ 🌱
🌱 برای اینکه واقعاً لاغر شوی، باید تصمیم بگیری که از مسیر قدیمی و تکراری چاقی خارج بشی و وارد یک مسیر کاملاً جدید بشی…
مسیری که نه از تو رژیم گرفتن بخواد، نه ورزش سنگین، نه فشار و اجبار…
بلکه تو رو با آرامش، آگاهی و عشق به سمت خواستهات یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه. این مسیر جدید، همون مسیر لاغر شدنه! 💫
💡 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با غذا و بدن، به ذهنت یاد بدی که چطور دوست تو بشه، نه دشمنِ ارادهات!
✨ یعنی آگاه بشی که خیلی از اضافهوزنت، نتیجهی افکار، باورها و ترسهای قدیمیه.
🧠 یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدید، کمکم راهی به سمت لاغری باز کنی.
🔬 مطالعات علمی نشان میدهد که تغییر در الگوهای فکری نقش کلیدی در دستیابی به کاهش وزن پایدار دارد.
با ساختن یک نقشه ذهنی تازه و تمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویرسازی مثبت 🖼️ و پرورش احساسات سازنده 😊، میتوان اشتهای غیرضروری را کاهش داد و رفتارهای غذایی سالمتری را در خود تقویت کرد.
⚗️ در نهایت، لاغری با ذهن نه تنها یک روش کاهش وزن بلکه یک رویکرد جامع است که بر تغییرات درونی، پذیرش خود و ایجاد ذهنیت مثبت تأکید دارد. با تمرکز بر ذهن 🧠 و اصلاح الگوهای فکری، میتوان به نتایج ماندگار و مؤثر در مسیر کاهش وزن دست یافت.
✅ توی مسیر لاغر شدن چه کارهایی لازمه؟
مسیر «لاغری با ذهن»؛ قدمهای کوچک اما ماندگار ✨
🔹 هر روز حتی یه گام کوچیک بردار
مثلاً امروز فقط به این فکر کن که: «آیا من واقعاً گرسنهام یا از روی احساسات میخوام بخورم؟»
همین سؤال، تو رو وارد مسیر درست میکنه.
🔹 باورهای قدیمیت رو بررسی و بازنویسی کن
با خودت روراست باش و ببین کِیها به خودت گفتی:
«من ذاتاً چاقم»، «اراده ندارم»، «اینم بخورم چیزی نمیشه…»
حالا وقتشه جای اینها افکار سازنده و لاغرکننده بذاری 💭🌈
🔹 تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر
چشمهات رو ببند و خودت رو توی یه لباس موردعلاقه، با بدنی سبک و پرانرژی تصور کن ✨
تو باید اول بتونی خودت رو لاغر ببینی، تا ذهنت همون تصویر رو باور کنه و بدن دنبالش حرکت کنه.
🔹 تمرین ذهنی کن و ادامه بده
نه یک روز، نه فقط آخر هفته، بلکه هر روز یه تمرین کوچیک که تو رو یاد مسیرت بندازه.
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جادهی جدید توی جنگله…
هر چی بیشتر قدم بزنی، راهت واضحتر میشه 🚶♀️🌿
🛤️ به خاطر داشته باش:
مسیر لاغر شدن یک راه ذهنیه، نه فیزیکی. و تو هماکنون میتونی شروعش کنی… فقط کافیه به جای فشار آوردن به خودت، همراه ذهنت بشی.
اون وقت لاغری از یه رؤیا، تبدیل میشه به یه واقعیت ملموس. 🌟
💡 اگه میخوای مسیر لاغر شدن رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ تفاوت این دو مسیر؛ در ادامه هم توی گام ۱۳ سراغ «بهترین روش لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.08 از 166 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام استاد عزیز نمیدونم این فایلو چندین بار دیگر باید گوش بدم تا بهتر درکش کنم، با هر بار مرور کردنش کلی بهم انرژی و انگیزه میده کلی مطالب جدید ازش درک میکنم. خب ازش یاد گرفتم که قانون را نمیتونم دور بزنم بلکه باید افکارمو همجهت با قانون کنم.
قانون اول:من برای زنده موندن نیاز به مواد غذایی دارم.
قانون دوم:مواد غذایی ترسی نداره و چاق کننده نیست اگر به اندازه مصرف بشه.
خب در این فایل یاد گرفتم که هر روز باید برای رسیدن به هدفم یک قدم بردارم،بهبودهای کوچک اما دائم و مستمر.
دوم فهمیدم که با باور غلط نمیتونیم قانون را دور بزنیم پس باور درست هم جهت با قانون در خودمون ایجاد کنیم.
جهان حالت ایستا نداره هر روز یا در حال سقوط هستیم یا درحال صعود. یا پیشرفت یا پسرفت.
حالا بیا تولد آگاهانه داشته باشیم هر روز یک چیز جدید و مفید یاد بگیر و از رفتارهایی که بهت تحمیل شده دوری کن البته از غلط ها درستها بمونه. یادت باشه در این مسیر کسی مقصر نیست و اوناهم سعی داشتن چیزی را که از نظر خودشون درست بوده را یاد بدن بهت و برات خیلی زحمت کشیدن.
در مسیر یادگیری استمرار داشته باش تا مهارت کسب کنی برای هر هدفی همین هست.
خدایا شکرت.
نشان های دریافت شده
سلام طبق گفته فایل گوش دادن زیادوتمرین کردن مهم نیست مهم عمل ماست توهرکاری شرط لازم عمل کردنه مابایدمثل یک فردمتناسب غذابخوریم وتوجه کنیم به رفتارانها ومن خودم گاهی خطا میکنم نبایدتکراربشه باید ترک بشه ومثل یک فردمتناسب عمل کنم قرارنیست باهریک استکان چایی یک شیرینی یاشکلات یابیسکویت خورده بشه یابجای اب نوشابه بخوریم یا پرخوری ترک کنیم روافکاربیشتربایدکاربشه اگریک باراشتباه کردیم خودمون ببخشیم دیگه تکرارش نکنیم دوران چاقی خیلی بده همش درگیری ذهنی داشتیم وحالمون بدمیشدهمش برمیگرده به فرمول مغزی وترس ازمواغذایی داشتیم نبایدبترسیم دیدمارونسبت غذاها تغییربدیم یابگیم چون روش ذهنی روداریم هرچی بخوریم چاق نمیشیم اینم اشتباهه بخوریم نه درحدانفجاردرحدنیازبدن بخوریم نقطه سیری وگرسنگی رو تشخیص بدیم ودرموردافکارهم باید دقت کنیم هرروز یک افکاراشتباه توجه کنیم واونواصلاحش کنیم همین باعث میشه موفق بشیم وخودمونویک انسان جدیدبسازیم لاغری باذهن فقط تمرین وتکرارنیست بایدانچه که یادگرفتیم اجراکنیم
سعی کردم یک تمرین خلاقانه انتخاب کنم، ازون جایی که من یک فرد با فکر متناسب هستم میخوام تفاوت هام را با آدم های چاق پیدا کنم مهم نیست جسمم چقدر با واقعیت خودش فاصله داره ولی من یک آدم متناسبم ،پس فاصلم را با آدم های چاق میبینم نه لاغر
۱.اولین تفاوتم با آدم های چاق اینه که خودم را متناسب میدونم .
۲.از خرید رفتم نمیترسم و مطمئن لباس های زیادی به تن من میشینه
۳ خرید لباس رو دوست دارم و نگران تغییر سایز نیستم
۴ وقتی ناراحتم چند تا راهکار خوب برای خودم پیدا کردم و مثل آدمای چاق به غذا پناه نمیبرم، دعای حیات طیبه حضرت زهرا عجیب حالمو خوب میکنه ، سریال های طنز کره ای هم حواسمو از موضوع پرت میکنه ، قبول کردن یک مسیولیت از بهترین راه حل های حال خوب کنه مثلا زنگ میزنم به دوست باردارم و میگم امروز من غذای خانوادت را درست میکنم ،فرقی نمیکنه مسیولیت چی باشه فقط باید کاری باشه که براش بلند بشم، خلاصه کلی ایده ی حال خوب کن دارم و نیازی نیست مثل چاق ها به خوردن پناه ببرم
۵ آدمای چاق حلال همه ی مشکلات را خوردن میبینن ولی من اینجور نیستم مثلا وقتی سرم درد میکنه یا ضعف دارم یا دلدردم شروع نمیکنم چای نبات خوردن و انواع خوراکی های مفید و غیر مفید اول فکر میکنم دلیل مشکلم چیه اگه کم خوابیدم صبر میکنم تا شرایط خواب جور بشه ، اگه مریضم دکتر میرم و اگه ساعت ها از خوردن غذا گذشته و ضعف مال نیاز به غذاست اونجا چیزی میخورم
۶ خوراکی را برای خوردن نمیبینم هیچ اشکالی نداره که یک چیز هایی را نخورم ، اونی که خورده از دنیا میره هیچ برتری نسبت به کسی که نخورده از دنیا رفته نداره
۷ حس گرسنگی را از سیری بیشتر دوست دارم ، وقتی چیزی نمیخورم احساس بی نیازی میکنم ، وقتی گرسنم به خدا شبیه ترم ، به پیامبر شبیه ترم و این باعث میشه گرسنگی برام لذت بخش باشه در حالی که آدم های چاق از گرسنگی اذیت میشن.
۸ چون گرسنگی را دوست دارم منتظرش میمونم وقتی هم حسش کردم زود چیزی نمیخورم ، نمیخورم تا وقتی که واقعاً نیاز داشته باشم.
۹ از طرفی قبل سیر شدن دست میکشم نمیخوام لذت گرسنگی را از دست بدم
البته من با آدم های لاغر هم یک فرق هایی دارم چون لاغر نیستم و متناسبم
۱ من از فعالیت نمیترسم ، نگران نیستم کم بیارم ، از بارداری یا چند روز کار سنگین ترسی ندارم، همیشه پر انرژیم.
۲.درسته که وقتی تو مهمونی کسی بهم چیزی تعارف میکنه اگه میل نداشتم بر نمیدارم ولی این استثنا داره گاهی با چند حبه انگور میتونی دل پدرتو به دست بیاری و من این کارا میکنم ، از این که اشتهام کور بشه نمیترسم
۳مثل آدمای لاغر وسواسی رو غذام ندارم به میل و نیازم نگاه میکنم خیلی برام غذا ها فرقی ندارن
من یک آدم متناسبم نه چاق نه لاغر
نشان های دریافت شده
با سلام با گوش کردن به این فایل ومطالعه آموزشها متوجه شدم که من همیشه در مسیر چاقی بودم تمام توجه من به چاق نشدن کم خوردن ویا نخوردن بوده ولی از این به بعد من در مسیر لاغری گام میگذارم ودنبال میکنم اول اینکه تنفرم از چاقی نسبت به زمان شروع دوره کمتر شده ومهمتر از همه ترسم از مواد غذایی کمتر شده واز خوردن مثل قبل نمیترسم خودم متوجه این تغییرم شدم که هر چی جلوم میبینم زود شروع به شمارش کالری نمیکنم ولیست خوبان وبدان غذایی درست نمیکنم البته هنوز خیلی وقتها ذهن منفی بافم هلم میده ویادآوری میکنه که نخور چاق میشی یا بسه نخور تو زود چاق میشی ولی تعداد دفعات مثل قبل نیست زمانی هم برای نفس کشیدن امانم میده که من همین رو هم قدم مثبت میبینم 🤩
خوب از دوروز گذشته هم باز درس جدیدی رو برای تغییر دارم تمرینوتکرار میکنم: که از” خودم بپرسم میل داری که بخوری” اضافه شده وخیلی شگفت انگیزه، میبینم تا سیر میشم ذهنم آلارم سیری میده خودم از این تغییرم وتکرارش خیلی احساس خوبی دارم قبلا آلارم میداد ولی هی میگفتم نه کمی دیگه بخورم ،اگه همین قدر بخورم زود گرسنه میشم ولی الان چون ساعت خاصی رو برای خوردن تعریف نمیکنم میگم هر وقت دوباره گرسنه شدم میخورم وجالب اینه که الان چند روزه که داره از این رفتارم میگذره ،که تا احساس سیری میکنم دست از خوردن میکشم ولی تا ساعتها هم گرسنه نمیشم واین خیلی احساس خوبی برام ایجاد کرده 🥰
ومیخوام این رفتار رو اینقدر تکرار کنم تا کاملا جزو عادتهای رفتاریم بشه
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
خیلی عالی بود امروز کلی سوال برام پیش اومده بود که جواب همه رو تو این فایل صوتی گرفتم
خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که مرا دوست دارد بی انکه نیازی به من داشته باشد.
سلام استاد عزیز و همه دوستان. فایل صوتی و نوشتاری این جلسه عالی لود و من بعد از سه روز پشت سرهم گوش کردن اومدم تمرین را انجام بدم.
تمرین:۱,خب من وقتی نگاه میکنم به گذشته خودم همیشه در روند چاقی بودم چون توجه من همیشه به چاقی بوده نه لاغری،ترس از خوردن،اضافه وزن داشتن، به اندازه غذا نخوردن و…. همیشه در مسیر چاقی بودم و واکنشهای نامناسب درباره مواد غذایی داشتم.حالا همیشه از خودم میپرسم که آیا واقعا میل دارم اینو بخورم یا از روی سرگرمی دارم میخورم؟
۲,من از جمله ورزشها و رژیمهای مختلف را میگرفتم اما در تمام این مدت فقط جسم خودم را تحت فشار میدادم اما تلاش ذهنی نبود،بخاطر همین همواره در مسیر چاق تر شدن بودم نه لاغر شدن.
۳,ابتدا اموزه ها را بارها گوش بدم یاد بگیرم و عمل کنم به انچه یاد گرفته ام. حواسم به تفاوتهای رفتار غذایی خودم با انسانهای متناسب باشه. وقتی میل ندارم زیاده خوری نکنم. از خودم سوالات خوب بپرسم تا پاسخ های خوب دریافت کنم. یادم باشه واکنش من در برابر مواد غذایی مرا چاق یا لاغر میکنه نه خود مواد غذایی.باید روی باورهای خودم کلی کار کنم و باورهای درست همجهت با قانون را جایگزین کنم.
۴,از خودم بپرسم ایا واقعا الان میل به خوردن دارم یا نه؟ دوم به رفتار افراد متناسب توجه کنم. سوم باورهای مناسب و هم جهت با قانون را در خودم ایجاد کنم. بارها تکرار کنم که بدن من برای ادامه زندگی نیاز به انرژی دارد و این انرژی را از مواد غذایی تامین میکند،پس من به اندازه نیاز،تکرار میکنم به اندازه نیاز بدنم غذا میخورم، نه بیشتر نه کمتر. پایان.
همیشه سعی کنیم علت خوردن را در خودمون کشف کنیم. مثلا من یک روز از خودم پرسیدم چرا همیشه با چایی قند میخورم؟به این نتیجه رسیدم که چون چایی داغ هست و داغی چایی دهنمو میسوزونه بخاطر همین قند میخورم خنثی کنه،در نهایت گفتم خب چه کاره ای بزار چاییت یکم ملایمتر بشه هم دهنت نمیسوزه هم مجبور نیستی قند بخوری والسلام. همه رفتارهای خودمون را اینطوری ریشه یابی کنیم تا به نتایج درست برسیم به امید خدا.
نشان های دریافت شده
سلام من گذشته بیشتربه سمت چاقی بودم اگرم لاغرمیشدم خیلی مقطعی بودزودبرمیگشتم به وزن قبلی همش درگیروزن وعددترازو وهیچ کدوم ازاین روش ها نمیتونست کمک کنه به روندلاغری فقط ذهن رودرگیرمیکرد ماباید رو افکاروباوراشتباه مغزی کارکنیم همیشه این افکارنزاشته موفق بشیم وروزبه روزچاقتر شدیم اگردرمسیرلاغری باذهن قدم برداشتیم اولا ورودبه این سایت همش لطف وهدایت خداست وگرنه هیچ وقت بااین سایت اشنانمیشدیم تنها باگوش دادن به فایل وحل تمرین جوابگوی لاغری نیست بلکه عمل به ان مهترین شرط لازم هست مابایدروش هارواجراکنیم ویادبگیریم لاغرشدن باذهن رو وقتی یادگرفتیم وفرمول هارواجراکردیم واون فرمول غلط روپاک کردیم ازذهن ها وباوراشتباه که فلان غذاچاق کنندهست یا بگیم لاغری اینجور تامیتونیم بخوریم درحدانفجاربگیم باقدرت ذهن لاغرمیشیم نه اصلا بزرگترین اشتباهست فقط یادبگیریم لاغری درست اونوقت جسم شروع میکنه به لاغری
نشان های دریافت شده
من در تمام ۱۵ سال گذشته در تک تک روزهای زندگیم به چاقی فکر کردم ازش ترسیدم بابتش شرمنده شدم ازش خجالت کشیدم روزی نبود که بهش فکر نکنم و در مسیر چاقی حرکت نکنم حتی زمانی که فکر میکردم میخواهم در مسیر لاغری حرکت کنم و از شر چاقی خلاص بشم ، باز هم ترس من از چاقی بزرگتر و بزرگتر شد و اسیب های بیشتری به خودم زدم خسته و سرگردان به دنبال دلیل میگشتم و حیران بودم . اما همیشه ته دلم میدانستم که مشکلات و باور های درونی باعث همچین چیزی در جسمم شدن اما هرگز ایده ای درباره اش نداشتم .
در تک تک روش هایی که استفاده کردم من اسیب بیشتری به خودم روح و روانم زدم .
در رژیم و ورزش که من فکر میکردم چاره ی کار من هستن من فقط دست و پا میزدم و به جسمم فشار وارد میکردم مثل این می ماند که بخواهیم درختی تنومند را از جا در بیاوریم و فقط شاخه های ان را هرس کنیم از هر جا هرس میکنیم بیشتر رشد میکند چون ریشه ها سرجایشان هستن و زدن شاخه ها هیچ تاثیری نداره
در تمام رژیم هایی که گرفتم فقط ترسها ی بیشتری رو برای خودم بوجود اوردم ترس از گرسنگی و قحطی ترس از همه ی مواد غذایی ترس از خوردن ترس از چاق شدن دوباره و کلی ترس دیگه و این ترس های من کلی گفت گوی ذهنی سرزنش کننده برام بوجود اورد کلی اضطراب برام بوجود آورد . چقدر احساس بی عرضگی و بی اراده بودن کردم چقدر احساس ناتوانی کردم احساس درماندگی و این احساسات باعث شد خودمو اشتباه بشناسم باور ها و نگرش های غلطی در مورد خودم و غذا ها و بدنم داشته باشم . و این نگرش ها رفتار هایی رو در من ایجاد کرد که فقط باعث چاق تر شدنم شد .
با تشکر فراوان از استاد گرامی
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به همه دوستان عزیز
من در گذشته خودم مدام در حال صعود به چاقی بودم چون دوست داشتم از غذاها به هر مقداری که میخوام مصرف کنم حتی اگه به حالت انفجار و ترکیدن میرسیدم و بعد خوردن از خودم و بدنم گله داشتم که این چه بدنیه همش من چاق میشم یعنی از بدنم انتظار داشتم که هر چی من از طریق دهان جویده و نجویده حتی سنگ رو وارد بدنم کردم، سریع هضم کنه و هیچ چیزی به چربی تبدیل نشه حتی زمانی که برای لاغری رژیم یا ورزش میکردم یکی از وعده های که برای انگیزه بیشتر به مودم میدادم بزار لاغر بشم هر چی دلم خواست میخورم در نتیجه حتی زمانی که برای لاغری هم اقدام میکردم در مسیر چاقی بیشتر بودم چون بعد رسیدن به وزن ایده آلم دیگه کنترل خوردن خودم رو دوست نداشتم داشته باشم و هر چی سر راهم بود مثل جارو برقی میکشیدم داخل
بعد یه هفته باز سرزنش های ذهنیم شروع میشد که آخه تو چه آدم بی اراده ای هستی و از دست خودم عصبانی میشدم حالا به بهانه اینکه عصبانی هست خودم رو متقاعد میکردم که پرخوری عصبی پیدا کردم و دوباره بیشتر از قبل میخوردم
اما با ورود به مسیر لاغری هر چند مدام در این مسیر نبودم اما با نگاه کردن به رفتارهای آدمهای متناسب و چاق متوجه شدم که آدمهای لاغر ممکنه گاهی اوقات از یه غذایی به نظرما واقعا زیاد بخورند اما اون غذا باید شرایط خاصی داشته باشه مثلا شوهرم برنج شفته باشه نمیخوره حتی از گرسنگی بمیره یا اگه قبل غذا یه نصف شیرینی خورده باشه برای غذا میل نداره یا پسرم غذاهای خاصی میخوره مثلا قورمه سبزی باشه زیاد میخوره و غذاهای دیگه مثل لوبیا پلو رو با گرسنگی زیاد نگاه هم نمیکنه
خواهرم اهل چای نیست اما برای خوردن چای باید مثلا کشمش باشه و اگر کشمش نباشه با بقیه چیزها مثل خرما یا قند لب نمیزنه و از خیر چای خوردن میگذره اما من با چای هر چیزی باشه میخورم
رفتار دیگران با ادمهای متناسب و چاق هم فرق میکنه مثلا اگه خونه مادرم مهمون باشیم مثلا غذا قیمه باشه موقع کشیدن غذا مامانم میگه فلانی دوست نداره قیمه اش سیب زمینی زیادی داشته باشه گوشت بیشتری دوست داره اما چون من که همه چی میخورم موقع غذا کشیدن برای من نگاه نمیکنه چی داره چی نداره؟
قبلاً برام مهم نبود چون خودم رو یه دختر خوب میدونستم اما الان خیلی بهم برمیخوره و خودم رو یه سطل اشغال فرض میکنم و گاهی خودم برای خودم غذا میکشم تا حداقل خودم برای خودم ارزش قائل بشم
قبلاً بهم نگفته وظیفه ی خودم میدونستم که غذای باقی مونده پسرم رو حتما باید بخورم اما خدا رو شکر اولین عادتی که ترک کردم همین بوده و اوایل ترک تقریبا هرکس سر سفره بود بهم تاکید میکرد که غذای پسرت مونده بخور ولی من با بهانه های مختلف از خوردن صرف نظر میکردم هر چند به نظر خیلی از اطرافیان مسخره میومد که مثلا میخوام کلاس بزارم اما بعد گذشت حدود یک سال دیگه کسی بهم این حرف رو نمیزنه که غذای پسرت مونده بخور
من همه قوانین خوردن رو زیر پا گذاشتم با خوردن بیش از حد نیاز بدنم تا حدی که نمیتونستم دیگه بعد خوردن بشینم و باید دراز میکشیدم و میگفتم که هیچ جای بدنم سالم نیست و درست کار نمیکنه این معده درد هم امونم رو بریده در حالی که خودم مثل قحطی زده ها رفتار میکردم و بیشتر از حدنیازم میخوردم و معده بدبخت جا نداشته برای نگه داشتن و هضم غذا و از دستتم ناله میکرده که مگه چه هیزم تری بهت فروختم که با من این رفتار رو میکنی بابا من از خودتم کم اذیت کن منو
به نام خدا
نقل قول از متن درس امروز:
«اگر می خواهید لاغر شوید باید در مسیر لاغر شدن حرکت کنید و اگر می خواهید چاق تر شوید نیاز به هیچ کاری ندارید، فقط کافی است به روش خود ادامه دهید، حتما چاق تر می شوید.»
همانطور که در گذشته مدام در حال دریافت اطلاعات چاقی بودیم حالا باید دستی بجنبانیم و خود را آگاهانه در معرض اطلاعات لاغری قرار دهیم!
در گذشته و شاید بعضی از اوقات حالا! شایدم اصلا خدای نکرده همین حالا!:
وقتی فقط به چاقی توجه کردیم چاق تر شدیم!
مدام فکر کردیم ای بابا چقدر چاقم! خیلی ناراحتم که چاقم! هیچ راهی ندارد که لاغر بشم! حالا چیکار کنم که چاق نباشم؟ من به خاطر چاقیم از خودم بدم میاد!
از دست چاقی خسته شدم!
و صدایی در ذهنمان طنین انداز و خیلی دراماتیک می گفت:«چاقی! چاقی! چاقی!»
وقتی با هر حرف خانواده و دوست و آشنا که ای وای مراقب باش داری چاق می شوی، نگران شدیم و ترسیدیم یا ناراحت شدیم امکان چاقی را برای خود تسهیل کردیم!
کلا به نظرم در زندگی هر چه تحت تاثیر حرف دیگران باشیم عامل سقوط و سست عنصری مان بیشتر می شود! ببخشید که اینقدر رک گفتم! اما حقیقتا همیشه تحت تاثیر دیگران بودن، یعنی باری به هر جهت بودن!
به نظرم بیایم نه خیلی تعریف دیگران تاثیری بر ما داشته باشد نه تخریب دیگران! ما ابتدا ارزش های خود را خودمان مشخص می کنیم و طبق همان رفتار می کنیم
حرف دیگران هم محترم، همه را می شنویم و هرکدام که درست بود قبول می کنیم بدون ناراحتی و البته نا گفته نماند که هر حرف درستی هم در زمان نا مناسب اشتباه است، مثلا من که خودم می دانم چاقم! دیگر گفتنِ تو دختر خاله ی دلبندم چه تاثیری می تواند روی من داشته باشد؟! پس با هر حرف دیگران هی احساساتی نشویم بهتر است! بهتر است روی اهداف خودمان و بهبود و پیشرفت خودمان تمرکز کنیم و بکوشیم که خودمان، دیگرانِ خوبی برای عزیزان و دوستانمان باشیم!
پس شنیدن و توجه به مطالب چاقی، ممنوع!
وقتی گفتیم یک روز غذا بیشتر خوردن که هزار روز نمی شود، شد!
خودمانیم ها! چرا خودمان را گول بزنیم؟ اصلا یکطورِ منطقی طور هم که به ماجرا نگاه کنیم، می فهمیم که هر بار تکرار یک اشتباه ، ما را در چرخه ای معیوب گیر می انداز و انسان است و عادت هایش! پس جانم(اول با خودم هستم) یک بار هزار بار نمی شود بلکه ده هزار بار و شاید بیشتر می شود! پس از همان اول، کاری که میدانیم اشتباه هست را انجام ندهیم! مثلا ناراحتی و غم و غصه را، سریع با غذا خوردن جبران نکنیم شاید پیادهروی و مدیتیشن راه حل بهتری باشد!
پ.ن: البته منظورم این هم نیست که خودمان را سرزنش کنیم فقط می گویم هر بار که خواستیم به دام تله ی ذهنی بیفتیم کافیست فقط کار اشتباه را انجام ندهیم، با جایگزینی یک کار درست تر مثل پیاده روی ، شکستن چرخه ی معیوب برایمان آسان تر می شود.
وقتی رژیم گرفتیم و همش به مواد غذایی در یخچال فکر کردیم، چاق تر شدیم!
همه مان می دانیم که توجه هر جا باشد انرژی هم همانجاست و انرژی هر جا باشد یعنی خلق! حالا خودمان می دانیم که در حال خلق شگفتی هستیم یا مصیبت!
وقتی فقط به غذا فکر می کنیم خوب معلوم است هر موقع که از خودمان بپرسیم الان چکار کنم، جواب می دهد برو غذا بپز! برو غذا بخر! برو دنبال غذای اضافه ای که از تولد دیشب در یخچال مانده! غذا غذا غذا غذا!
وقتی حالمان از خودمان بهم می خورد چاق تر شدیم!
حالمان اگر از خودمان بهم بخورد پس چطور می خواهیم از خودمان مراقبت کنیم؟
وقتی مدام خودمان را در آینه برانداز کردیم که این چیه؟ تو چرا اینقدر چاقی؟ بدنمان درست مثل کودکی که با ما لج کرده باشد بدتر چاق شد!
پس از این به بعد خودمان را همینطور که هستیم دوست داشته باشیم! خود و دوستانِ عزیزم! ما همینطوری هم ارزشمندیم! ما همینطوری هم خوبیم! ما همینطوری هم زیبا، دوست داشتنی هستیم!
شاید بپرسید اگر همینجوری خوبیم و خودمان را دوست داریم پس چه دلیلی دارد که لاغر شویم؟
خوب جواب این است که چون ما دوست داریم پیشرفت کنیم و بهتر بشویم یعنی الان که خوبیم حتی اگر هیچ پیشرفتی نکنیم هم به عنوان یک انسان ارزشمندیم و وقتی بهتر بشویم هم همانقدر ارزشمندیم ولی حالا حتی احوال بهتری داریم و چه بسا لاغری و تناسب اندام خودش پلی باشد برای بهتر شدن احساس و ارتعاش مثبتمان و جذب شگفتی های عالی در زندگی
وقتی آینده نگر نبودیم چاق تر شدیم!
چرا؟ چون به پیامد آنچه در پس این لقمه های اضافه اتفاق می افتد فکر نکردیم و گفتیم هر چه بادا باد!
به نظرم هر بار که خواستیم یک لقمه ی الکی برداریم، به تصویر چاقمان در آینده نگاهی بیاندازیم و مقایسه کنیم با تصویر لاغری که در ذهن داریم، تکلیفمان مشخص می شود؛ فقط کافی است که لذت لاغری را بر رنج چاقی ترجیح بدهیم! آن وقت است که لاغری آسان و زیبا و رهایی بخش است.
ممنون و متشکرم.