نمیتوانید هدفی مقدس تر از تغییر کردن را در زندگی تان جستجو نمایید!
سالهای زیادی از زندگیم را با مشکلات و مسائل مختلفی سپری کردم، سال های زیادی از عمرم را با ذهنی مملو از افکار و باورهای محدود کننده سپری کردم.
اما به لطف خدای مهربان در مسیری قرار گرفتم که زندگی من را دستخوش تغییرات بی شماری کرد، مسیری که قدم به قدم با شادی و آرامش و آگاهی بیشتر همراه بود و معنی زندگی کردن را برای من واضح کرد.
تغییر کردن، یکی از بنیادیترین و ضروریترین جنبههای زندگی کردن است. این جمله عمیق، به خوبی اهمیت تحول و دگرگونی را در مسیر رشد و تکامل انسان نشان میدهد.
چرا زندگی کردن مقدس است؟
تغییر، نشانه حیات است، موجودات زنده برای بقا و تکامل، ناگزیر به تغییر هستند. تغییر نکردن به معنای ایستایی و مرگ تدریجی است.
تغییر، فرصتی برای رشد است، هر تغییری، فرصتی برای یادگیری، تجربه و رشد شخصی است. با تغییر، میتوانیم از محدودیتهای خود فراتر رفته و به پتانسیلهای نهفته خود دست یابیم.
تغییر، کلید موفقیت است، جهان پیرامون ما دائماً در حال تغییر است و برای موفقیت در این جهان، باید خودمان نیز تغییر کنیم.
تغییر، به ما معنا میدهد، تلاش برای تغییر و بهبود خود، به زندگی کردن ما معنا و هدف میدهد.

موانع زندگی کردن
آنچه مانع تجربه زندگی کردن انسان در جهان مادی می شود فقط محتوای ذهن او و نگرشی است که درباره زندگی کردن دارد. از آنجا که نگرش های ما درباره زندگی کردن به شکل الگوها از طریق گذشتگان در ذهن ما ایجاد شده است بنابراین طبیعی است که زندگی ما شباهت زیادی به والدین خودمان دارد.
برای تجربه زندگی کردن در دنیای مادی باید آنچه بعنوان الگو و نگرش ها در ذهن خود ذخیره کرده ایم را رها کنیم و سعی کنیم افکار و نگرش های منطبق با خواسته ها و علاقمندی هایمان را در ذهن خویش ایجاد کنیم.
به این صورت می توانیم متفاوت از آنچه تا کنون بوده ایم زندگی کردن را تجربه کنیم.
✅ ترس از ناشناختهها:
بسیاری از افراد از تغییر میترسند، زیرا نمیدانند نتیجه آن چه خواهد بود. برای غلبه بر این ترس، میتوان با برنامهریزی دقیق و قدمهای کوچک، به سمت تغییر حرکت کرد.
✅ عادتها:
عادتها، الگوهای رفتاری هستند که به مرور زمان در ما شکل میگیرند. برای داشتن تجربه متفاوت از زندگی کردن باید عادت های خود را تغییر دهیم.
برای تغییر عادتها، باید اراده قوی، پشتکار و از همه مهمتر استمرار داشته باشیم.
✅ محیط اطراف:
محیط اطراف ما، تأثیر زیادی بر رفتار و افکار ما دارد. برای ایجاد تغییر پایدار و خلق شرایط متفاوت برای زندگی کردن، باید محیط خود را نیز تغییر دهیم.
✅ نداشتن انگیزه کافی:
بدون انگیزه، تغییر کردن بسیار دشوار است. برای ایجاد انگیزه، میتوان اهداف مشخصی را برای زندگی کردن تعیین کرد و از مزایای رسیدن به آن اهداف و تاثیری که بر زندگی ما می گذارند آگاه شد.
چگونه تغییر می کنیم؟
- خودشناسی: شناخت نقاط قوت و ضعف، باورها و ارزشها، اولین قدم برای تغییر است.
- هدفگذاری روشن: اهداف مشخص و قابل اندازهگیری، انگیزه ما را برای تغییر افزایش میدهند.
- برنامهریزی دقیق: با برنامهریزی دقیق، میتوانیم قدم به قدم به سمت اهداف خود حرکت کنیم.
- پشتکار و صبر: تغییر، فرآیندی تدریجی است و نیاز به صبر و پشتکار دارد.
- حمایت اطرافیان: حمایت خانواده و دوستان، میتواند در مسیر تغییر بسیار مؤثر باشد.
در نهایت، تغییر کردن یک انتخاب است. انتخابی که میتواند زندگی ما را متحول کند. با داشتن اراده قوی، برنامهریزی مناسب و حمایت اطرافیان، میتوانیم به هر تغییری که میخواهیم دست پیدا کنیم.
مهارت زندگی کردن
نکته بسیار مهمی که در زندگی من تغییرات زیادی ایجاد کرد تغییر نگاه به زندگی کردن بود، از زمانی که یاد گرفتم چگونه در زندگی روزمره با مسائلی که برایم رخ میدهد برخورد کنم به مرور تغییرات زیادی در زندگی من رخ داد و امروز میخوام درباره این موضوع بسیار مهم برای شما دوستان خوبم توضیج بدهم.
استفاده و بکار گیری این تکنیک فوق العاده میتواند شما را در مسیر تغییر زندگی بسیار توانمند کند، مسلما این تکنیک نیاز به تمرین و تکرار دارد و یک روز نمی توان در بکارگیری آن به درجه استادی رسید، اما به شما اطمینان می دهم اگر بیاموزید بر اساس توضیحات این فایل آموزشی عمل کنید به وضوح تغییرات زیادی را در زندگی خود مشاهده میکنید. به طوری که زندگی الان شما هیچ شباهتی با زندگی که در انتظار شماست نخواهد داشت.
طریقه برخورد ما با مسائل در زندگی تاثیر زیادی در شکل گیری لحظات آینده زندگی ما دارد، تاثیری که از مسائل زندگی در افکار و احساس ما ایجاد میشود شکل دهنده آینده ماست و ما میتوانیم با یادگیری چگونگی برخورد با مسائل زندگی تاثیر فوق العاده ای در شکل گیری آینده خود داشته باشیم.
شاید شما هم از آن دسته افرادی باشید که اعتقاد دارند سرنوشت آدمها در زندگی مشخص شده و راهی برای گریز یا تغییر آن نیست اما با تماشای این فایل توضیحی فوق العاده برای شما روشن خواهد شد که چنانچه بخواهید زندگی خود را تغییر دهید، مطمئنا قادر به انجام آن خواهید بود.
کاری که من با زندگی خودم انجام دادم و به لطف خدا در این چند ساله به دوستان زیادی که از دوره خدا هرگز دیر نمیکند استفاده کردند روش ساختن سرنوشت خود را آموزش دادم و نتایج عالی در زندگی خود کسب کردند.
به شما دوست خوبم پیشنهاد میکنم با دقت و به دفعات از این فایل فوق العاده استفاده کنید. هر بار که حرفهای گفته شده در این فایل را میشنوید برداشت شما از آن متفاوت و کامل از مرتبه قبل خواهد بود.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.51 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
والا نمیتونم ازاین صفحه بگذرم برم باز یه بار دیگه صوت این فایلو گوش کنم که مغزم داره از علامت سوال شدن از انچه بلد نبودم میترکه
نشان های دریافت شده
فقط میتونم بگم شیرمادرتون حلالت، خداوند عزت و احترامتونو روز افزون کنه. هیچ کلماتی در وصف دعا و تشکر در حدی که از شنیدن این فایل در درون من بع وجود اومده قابل به زبان اوردن نیس، چون زبان قاصره ،
به خدا سرم داره میخاره 😁😁😁
یه جوریم اصلا
چرا همه چیزی که بهمون یاد دادن برعکس حرفای شماست
چرا تو این سی سال یکی ندیدیم مثل شما
وجدانن انسانین شما !!!!
این حرفارو از کجا یادگرفتین
بابا ما واسه لاغری اومدیم اینجا
الان خو کمپلت هم جسممون هم روحمون یه چیز دیگه داره میشه
و از این شرایطم بشدت خوشحالم
لااقل فهمبدم با خودم چند چندم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عزبز ودیگر دوستانم در چله تعقیر زندگی
موضوع این جلسه طریقه نگاه کردن به زندگی
در زندگی هیچ هدفی مهم تر از تعقیر کردن نیست ومنکه الان در حال نوشتن این کامنت هستم وبا گوش جان گفته های استادم رو شنیدم خواهان تعقیر شرایطم هستم ودوست دارم تعقیر کنم واگه ادامه بدم واستمرار داشته باشم اول تعقیرات در درونم وبعد در بیرون زندگیم رخ خواهد داد
اینکه ما همیشه توقع داشته باشیم زندگی خوب وبدون هیچ ملایمت وسختی رو داشته باشیم هرگز این اتفاق نمی افته چون اگه زندگی همیشه یکنواخت بود وهمیشه همه چی خوب بود جهان گسترش وپیشرفتی نمی کرد چون هر پیشرفتی وهر علمی وهر دانشی وهر اختراعی در جهان کشف شده بر اثر برخوزد بشر با موانع بوده
ما در برخورد با موانع زندگی که پیشرفت می کنیم
در برخورد با موانع انسان ها به دو دسته تقسیم می شن یه عده موانع رو مانع پیشرفت می دونن وجا می زنن وناامید می شن وعده دیگه می استن با ایمان قوی وتومل بخدا از مانع رد می شن خودشون رو بزرگ می کنن تا مانع براشون کوچیک بشه واز سر ردش می کنن
روند جهان هستی به این شکله که همیشه در جریانه وهمیشه کار خودش رو می کنه هر اتغاقی در جهان بیفته باز خورشید از جای همیشگی طلوع می کنه ودر وقت همیشگی از جای همیشگی غروب می کنه وهر اتفاقی بیفته خللی در نظم جهان ایجاد نمی کنه ماهم به عنوان عضوی از این جهان هستی باید همین جوری باشیم باید همیشه در لحظه زندگی کنیم اگه اتفاقی افتاد اگه ناملایمتی پیش اومد اونو ایستگاهی برای توقف نکنیم بگذریم ازش رد بشیم
درسته این کار سختیه اما اگه بخوایم شدنیه
اگه اتفاق ناخوشایندی وبحث وجدلی پیش بیاد وما در اون بمونیم وادامه اش بدیم لحظه حال رو خراب می کنیم بخاطر حرفی که دیگه زده شده وتمام
جهان هستی از طریق احساس با ما در ارتباطه وقتی احساست رو بخاطر یه حرف از گذشته خراب می کنی نشون می دی خودهان اون شرایطی ودلت می خواد بقیه زندگیت هم به همین شکل بگذره پس جهان کاری می کنه تو در اون احساس بد بمونی واینطوری نه تنها از لحظه حال از اون حس زنده بودن در لحظه لذتی نمی بری بلکه این روند رو برای آبندت وروزهای در پیش هم مقرر می کنی
نباید روی هیچ مسعله ای زوم کنیم وبمونیم باید بگذریم ورد بشیم
اگه چیزی شده که ناراحت شدیم ففط به انداره همون حرف برای چند دقیقه بهش فکر کنیم بعدش زندگی رو زندگی کنیم بعدش ادامه بدیم
اگه عذاب وجدان کاری در گذشته تمی زاره از لحظه حال لذت ببریم همش با یاد اوریش خود خوری می کنیم ودر جنگ اعصاب با خودمون هستیم باید بدونیم داریم خودمون وزندگیمون رو نابود می کنیم
خدا نگاهش به ما ااینجوری نیست که دلش بسوزه واون خاطره رو از یادمون ببره خودمون بابد بگذریم ازش خودمون رو ببخشیم وبقبه روزها رو خوب زندگی کنیم تا خدا هم به پاداش زندگی در اون روز خوب گذشته ما رو ببخشه
ما هر روز که بیدار می شیم خداوند یه فرصت دوباره برای زندگی کردن در اختیارمون می زاره ومی گه این گوی واین میدان اینم فرصت زندگی کن
وما اگه اینو ندونیم واصلا متوجه نشیم داریم چه لحظات گرانبهایی رو فدای یه حرف از گذشته کنیم
ففط حسرتش برامون می مونه
شنیدن این حرف ها کسب این اگاهی ها همه یه فرصته برای تعقیر کزدن برای تعقیر دادن باورها وتعصبات بی جا وعقبده های بی مورد
اگه به چشم فرصت نگاه کنیم وبا گوش جان بشنویم این حرف ها همه حرف های خداست داره گی گه بنده من من می خوام تو خوب باشی از زندگیت لذت ببری شاد باشی پس بشنو درک کن بفهم که در لحظه باش زندگی رو قدر بدون واز ثانیه ثانیه اش استفاده کن
برای من درس خیلی بزرگی داشت این جلسه مفدس
سالهاست از کوچکترین حرف همسرم ناراحت می شم وتا جند روز قهر می کنم وحرف نمی زنم با ناراحتی می خوابم با ناراحتی بیدار می شم وبا ناراحتی زندگی می کنم وبه این روند عادت کردم
همین برای زندگیم الگو شده وسالهاست از روی همین الگو زندگی من رقم می خوره
من از زندگیم هیچ لذتی نبردم چون همیشه در ناراحتی وفکر کزدن به حرف هایی بودم که اگه درست بهشون توجه کنم خیلی پیش پا افتاده وبی اهمیت بودن
من بخاطر یه حرف کوچیک نفهمیدم دازم موهبت زندگی کردن رو از خراب می کنم
روزی که سوت پایان زده بشع وجهان من خاموش بشه ففط حسرتش به دلم می مونه واین رو من یه فرخوان از طرف خدا می دونم که الهام بیا واز ماتع ها بگذر وخودتو اونقدر بزرگ کن تا مانعی به چشمت نیاد بیا وظرفیت وجودت رو اونقدر بالا ببر تا حرف وناراحتی وگوشه وکنایه واین مساعل هیچ تلاطمی در تو ایجاد نکنه
پس نتیجه بحث این جلسه اینه
در لحظه زندگی کنیم
روی اتفاقات ومساعل نمونیم ایستگاه نکنیم اونا رو
ودرباره حوادث واتفافات بد وناملایمتی ها حرف نزنیم
حرف زدن ممنوع
گله وشکایت ممنوع
مثل اب از سرجشمه روان باش وبگذر ولذت ببر
خدای خوب ومهربانم ای همیشه شاهد وناظر. همراه وبی نهایت بزرگ وبی انتها از تو سپاسگزارم برای این لحظه ای که دران حضور دارم. نفس می کشم شکرت
به نام خدایی که هر وقت صداش زدم گفت جانم♥️🙏
سلام ودرود به همه ی دوستان و استاد عطار روشن عزیز🌿تغییر مهمترین هدف زندگیست، زندگی بدون تغییر یعنی هر روز قراضه تر و داغون تر شدن، یک مثال از رانندگی با ماشین به ذهنم خورد که گفتم شاید برای شما دوستان هم جالب باشه، در رانندگی در چرخش به راست یا چپ در جایی کوچک ، یا به فرض باکمی بی دقتی ممکن به یک مانع برخورد کنیم، در این جا دو انتخاب هست یا بدون تغییربه مسیر خودمون ادامه بدیم که در این صورت تمام قسمت های ماشین به مانع برخورد می کنه و در به داغون میشه، یا تو در همون نقطه ایست میکنی جهت فرمان را تغییر می دی و با دنده عقب از مانع فاصله می گیری و با دور گیری بیشتر و اصلاح کارت دور می زنی که در این صورت اتفاق یا سطحی خواهد بود یا اصلا ماشین اتفاقی براش نمی افته، در مسیر زندگی هم یا باید مسیرمون و تغییر بدیم، مثال در مورد چاقی عادت های اشتباهمون و در همون نقطه ای که هستیم شناسایی کنیم و فرمون و این دفعه به سمت لاغری و آداب و رفتار لاغری بچرخونیم و مسیر و ادامه بدیم، در طول مسیر ممکن با موانع دیگری هم برخورد داشته باشیم ولی یک ایست و تمرکز براینکه چه عادت های مخربی باعث وقووع مانع جدید شده و اصلاح اون عادت و حرکت کردن در مسیر صحیح ، که این با استمرار و تمرین به دست میاد با ایجاد باورها ی درست و حرکت درست و اینجاست که مسیر زندگی معنا پیدا میکنه، حرکت و تغییر مسیر حرکت در زمان کشف اشتباهات، ممنونم از همه ی کسانی که این متن و می خونند وبرای همه ی دوستان آرزوی سلامت و سعادت دارم🙏🌿♥️
نشان های دریافت شده
سلام وقت به خیر منم این مدلی بودم توی یه ایستگاه گیر می کردم اگه کسی حرفی بهم می زد نمی تونستم ازش رد بشم دوست داشتم بارها آن رابرای کسانی تعریف کنم حالا هرچندبارکه شده آن حرف را در ذهنم مرور می گردم وهردفعه بیشتر حرصی میشدم که چرا اینو نگفتم چرا انو نگفتم همه بهم برچسب حساس بودن بیش از اندازه زدند مدام اعصابم از دست افراد خورد بود آرامش نداشتم حالا فهمیدم باید بگذرم واز زمان حالم لذت ببرم معلوم نیست فردا من وجود داشته باشم آینده برایمان استرس ایجاد می کنم وگذشت غصه همراه دار پس زمان حال را دریاب وازآن لذت ببر
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر
کردن
سلام خدای مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
میدونید استاد خیلی دلم میخواد که از زندگیم لذت ببرم برای اینکه من بتونم از زندگیم لذت ببرم باید چکار کنم باید به چیزهای منفی توجه نکنم حتی کلکات منفی هم انرژی دارن باعث میشن حال من بد بشه من نتونم از زندگیم لذت ببرم پس در نتیجه ا ز اونها هم استفاده نمیکنم
حتی کلماتی مثل غیبت تهمت بیماری زشت تنبل بی عرضه و …..هم انرژی دارن پس ز این کلمات استفاده نمیکنم در نتیجه یکم بیشتر میتونم از زندگیم لذت ببرم
بعد بعدافکار منفی انرژی منو بد میکنه سعی میکنم افکار منفی کمتری داشته باشم و بعضا نداشته باشم اینم یکم بیشتر حال منو خوب میکنه من میتونم بیتر ز زندگیم لذت ببرم
اینکه به حرفای ناراحت کننده دیگران توجه نکنم ناراحت نشم اینک سعی کنم به چیزهایی که دوست دارم فکر کنم بهچیزهایی که علاقه دارم وارد زندگیم بشن فکر کنم تا حالم خیلی خوب کنم در نتیجه چی میشه من میتونم از زندگیم لذت ببرم
من خدا رو شکر میکنم که منم تونستم شرایط زندگیمعوض کنم از اون شرایط به این شرایط برسم خیلی خوشحالم و سپاسگزار شما استاد عزیزم هستم چرا که اگر اگاهی های شما نبود من همون انسان چهار سال پیشم بودم با پکیج مشکلات خدایا شکرت من هدایت حمایت همراهی کردی تا الان این حال دل خوب تجربه و زندگی کنم
شما استاد بهترین الگو بهترین استاد بهترین و بهترینها هستید خدایا شکرت که شما هستید و اگاهیهاتونو در اختیار ما رار میدید تا ما هم دنیای خودمونو بسازیم بینهایت سپاسگزارم
استاد من نمیگم همیشه شاد باشم هیچ مسیله ای تو زندگیم نباشه ولی دوست دارم شرایطم کلا یه تغییری کنه در همهجنبهای زندگی پیشرفت چشمگیری رو تجربه کنم به یه تغییر بزرگ در زندگی نیاز دارم
استاد الانم سوالم یادم افتاد در گروه دور می سوالم مطرح کردم ولی شما در گروه نبودید گفتم یکبار دیگه اینجا م مطرح کنم استاد یادم در یکی ز دورها یه فایلی داشتید فکر کنم در دوره خدا هرگز دیر نمیکند باشه دقیق یادم نیست از بزرگ شدن صحبت کردید گفتم میشه درباره بزرگ شدن یکم توضی بدید منظورم اینکه چکار کنم بزرگتر بشم یادم یه تمرینی داشت یه توضیحی داشت ولی من یادم نمیاد میشه لطفا توضیحی دید جواب سوال منو بدید ممنون میشم
ما هم همین جور هستیم همیشه با مشکلات برخورد میکنیم اونو حل میکنیم ازش عبور میکنیم تجربه کسب میکنیم و تصمیم گرفتی که دفعه بعد اینکارو انجام نمیدم فلان کرو میکنم اینجوری رشد کردیم دیگه
مثلا من اوایلی که اومدم عضو سایت شدم بلد نبودم چجوری تمرین بنویسم یک روز تمام وقت میذاشتم برای نوشتن تمرین اول تک تک گفته ای شما رو به متن تبدیل میکردم بعد اونا رو عیننا تقریبا در سایت مینوشتم یه مدت شاید نزدیک یکسال اینجوری تمرین مینوشتم بعد یه فایلی گوش دادم شما گفتید نیازی نیست به متن تبدیل کنید چیزی که درک میکنید بنویسید دیدم تمریناتم خیلی کم میشه بعدا گفتید که یه درس کلی متن درم نیم ساعت صحبت کردم یادم افتاد باید ز متن هم تمرین بنویسم بعدا یه یلی گوش دادم که طریقه نوشتن تمرین گفته بودید الانم یاد گرفتم هرفایلی که گوشمیدم هر چیزی یاد گرفتم بیام بنویسم خیلی عالی و لذت بخش بود احساس میکنم اینجوری سطح بیشتری از فایل درک میکنم خلاصه بگم بینهایت سپاسگزارم
میدوند استاد بخاطر اینکه ما انتظار نداشتیم ا ز اون طرف که چنین رفتاری با ما داشته باشه در واقع توقع ندریم رای همین اون مسیله در زندگی ما بزرگ به نظر میاد اما وقتی به خودمون بگیم اینجا مقصر خود تو هستی خیلی راحتر و بهتر میتونیم بپذیریم اون مسیله رو و دیگه تو نمیمونیم برای منکه اینجور یه ز وقتی میپذیرم مقصر اون رفتار بد دیگران خودم هستم سریع اون مسیله خارج میشم دوبارهحالم خوب میشه و دیگه ز دست اون طرف ناراحت نیستم یا نمیشم و زود رد میشم از اون موضوع دلی تا وقتی نپذیرفته بودم که مقصر خودم بودم که لانی فلان رفتار با من داشت من گیر میکردم تو اون وضوع که هیچ هر وقت یادم میافتاد ناراحت میشدم اما الان یادمم بیافته ناراحت نمیشم چون یاد گرفتم سریع بپذیرم
خدارو شکر میکنم ک اون زمانها اینجوری بودم یه مسیله میشد تا شب که حتما حالم بد میموند تازه صبح هم بیدار میشدم یادم میافتد دوباره حالم بد میشد با کسی حرف نمیزدم حوصله هیچ کاری نداشتم
ولی خدارو شکر م از همون اوایل ورود من به سایت یاد گرفتم تو حال بد نمونم یاد گرفتم حالم دوباره خوب کنم و من گاهی هم میشد که الانم میشه وقتی ز کسی کسی انتظار چنین برخوردی ندارم تو حال بد میمونم ولی خدارو شکر شکربازم تو حال بد موندنم متفاوتر متفاوتراز قبل
من یاد گرفتم وقتی اتفاقی افتاد که حالم بد کرد گیر نکنم وزود حالم خوب میکردم و گاهی یادم میافتاد یا کسی درباره اون موضوع حرفی میزد من دوباره حالم بد مید ولی ولی بازم میمومدم یه فایلی گوش میدادم یا تمرینم مینوشتم از حال بد خودم و بیرون میکشیدم
والان که موضوع پذیرش مقصر مقصرزندگی پذیرفتم یعنی پذیرفتم که من مسیول ١٠٠%زندگی خودم هتم خیلی ارامتر ارامترشدم خیلی راحتر از مسیله خارج میشم و تو تومسیله گیر گیرنمیکنمد
الان همین طور طوردیگه همسر همسرمن همسرمن خیلی خیلی مرد مهربانی اما طفلک یاد یادنگرفته نیاید نیایدتو حال بد بمونی هنوز دلش نمیاد برای پدر من یه چیزی بخره برای فاتحه خونی من باید بایددست ستخالی برم سر سرمزار پدرم خیلی ناراحت میشم میشم ولی ولی میگم اشکالی نداره بهتر از اینکه لقمه حرام بدم مردم بخورن همش میگه فلان کارو با بچه خودش کرد گذشت هنوز هنوزنتونسته تجربه کنه
استاد استادالان در خانواده ما اینجوری من به مسایل گیر گیرنمیدم عبور عبورمیکنم بقیه افراد گیر میدن دختر کوچکم کمتر گیر گیرمیده
استاد بزرگ شدن به این معنا بود
الان که اون فردی که داره بهتراز من زندگی میکنه مسایلی پیش میاد حلش میکنه عبور عبورمیکنه از ون مسیله این میشه بزرگ شدن
استاد وقتی منم منم فکر میکنم میبینم ما کشاورزها وقتی درخت البالو رو که پیرمیشه از ازته میبریمش چون دیگه سفت سفت شده تنش قابل خم شدن شدننیست نمیشه البالو اونو بچینی
ولی سال دیگه میبینم چند چندتا نهال کنار اون در دراومده یا وقتی شاخهای بالای بالای درخت میبری سال سال بعد یه شاخه دیگه از ١٠ سانتی اون در دراومده و واین باعث باعثامیدوری کشاورز کشاورزمیشه و کشاورز کشاورزبا خیال راحت درخت هرس میکنه
و واونهاییه درخت درخت انگور دارن میدونن هر هرسال فصل فصل بهار وقتی برگهایدرخت یکم بزرگ میشن میان شاخهای درخت کوتاه میکنن چرااینکارو کاروانجام دادن ولی بعدا شنیدم این کارباعث میشه درخت تقویت بشه انگور بیشتری بد ه
من میخوام نگاهم به زندگی نگاه صحیح صحیح باشه من میخوام به گذشته گذشته فکر نکنم کنم زندگی الانم تباه کنم میخوام بگذرم صبح دعو کردم کردم با همسرم تمام شد گذشت من میخو ام از زندگیم زندگیم لذت ببرم میخوام الانم الانمزندگی کنم
من خیلی دوست دارم در درلحظه حال زندگی کنم پس میخوام به گذشته فکر فکرنکنم من میخوام از الانم لذت ببرم استاد واقعا این ایده خوبی که منکه نمیدونم تا کی زنده هستم پس چرا چرااز الانم الانم لذت نبرم استاد من مندر چنین شرایطی اینو اینومیگم ولی بعدش هم میگم که خدایا من فعلا قصد قصدمردن ندارم
استاد استادالهی همیشه زنده باشید چون افراد زیادی در اینده به شما نیاز دارن
استاد دختر دخترعموی من همسرشونو ااردیبهشت از ازدست دادن هنوز هنوزهنوزه بیتابی میکنن چقدر چقدرباهشون صحبت کردم تایکم حالشون حالشون خوب شده به من میگه شما که که انقدر خوب صحبت میکنی چرا با باخواهرت قهرهستی منگفتم چند چندبار رفتم باهاش اشتی کنم اما نپذیرفتم منم بیخیال شدم
من تصمیم گرفتم که به چیزهایی که دوست ندارم فکر نکنم
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلامبر استاد عطارروشن وهمه هم مسیر ان
تغیبر کردن از زندگی لذت بردن
من وفتی توجه به واگاهی اطرفبود وکسب اگاهی نادرست وتوجه به الکویی برداری از اطرف انها که دوست شون داشتم تاثیر بیشتری روی الکو بردای من داشتن من با پدر وعمه عشق ورزی بیشتزی داشتم
محبت نسبت به پدر بی حد و عمه ۵ تا داشتم ولی با دوتا خوب وبا یکی دیگه ازحدهمگذشته عاشق علاقه بین من اون عمه که زن دائم بود بی حد بود جون من شکل پدر خدا بیامرز بودن عمه که عاشق برادش بود اون عاشق پدر مثل دایره وارد بین من چدرم وعمه ام خدا بیامز بی حد بودوهیج صحبت ناخو شایندی از اون تو ذهنم من نیست ولی بر عکس من هم دخترعموهام وهم خواهرم این محبت نداشتن ومن اگلوام عمه وپدر بود حتی عینک زدنش برام من خوشایتد بود که بخاطز ،نزدیک بینی عینک روی نوک بینی باید میزاشت واز بالا عینک فضای دوره رو با جشم خودش میدید درست مثل حالی من که عینک نوک بینم هست ومن برای تماشایی فضایی دور ازبالای عینک وازجشم خودم استفاده میکنم خواهرم منزل من بود این شکل عینککذاشتن عمه رو کلی دلیل بر خصوصیت شخصی اون قرلرش داد وگفت شکل اون عینک میزارم ولی عملیش همون نگاه هم زمان با دور و نزدیک هست ولی اون این فبول نداشت مهم نیست من با کسب اگاهی ودریافت اگاهی نادرست زندگی خودم رو توز مانی به شکل فبول نکردن موندن تو فضایی افکار ناخوشایند طی میکردم وباره وباره از یی موضوع زود گزار که میشد با یی ساعت یا یی روز عبور راحت کرد زندکی خودم رو ادامه بدم از گاه کوه ساخته وضعیت روزهای بد این کاه هی به شکل دیگه واردمیشد واقعا میشد همون کوهی که منتظزش بود وضعیت برای دیگه یی زمان تاقت فرسا میشد
به قول قدیمهای میومدم ابروش بردار میزدم چشمش کور میکرد وحال روحی دایم توتکرار احساس ناخوشایند دور می زد یی زمانن همکلا طی ۷ سال واقعا دیگه زدم به بی خیالی فقط،روز به شب شب به روز طی میکردم وفقط،زنده بود ولی ازاون زنده بودن هدف به شکل عالی نداشتم فقط،روزها طی بشه زمان بگزره که جی بشه نمیدونم هی راهکار برای لاغری ازاین روش به اون روش سرگرم بودم حالا که به شکرخدا دوره پیش رفته تمام شد امرورز کلی تحلیل داشتنم کلی مرو افکارمثبت داشتم ومتوجه شدم چقدر دارم از زندگیم به شکل واقعی لذت می برم واز هرکاری که این زمان دارم انجام میدم واقعا درش لذت شادی شور شوق هست من برای ادامه دادن باید تکراهای مرتبی رو داشته باشم بعضی زمان با تکرار فایلهای متوجه میشم چقدر با هرتکرار چه بخشهای ازاون فایل اموزشی درک دیگه دورنش هست ایننتیجه رشت وکسب اگای درست هست و عشق به دریافت که اون اوذهنم اگاهی دریافتی کسترش پیدا کرده راهکار عالی رو برای هربخش اززندگی به من داده میشه و من به اسونی از استفاده ازهمون راهکاربه ظاهر ساده اول تو ارامش هستم مرور افکار رو بهتر کنترال دارم ونتیجه بهتری رو هم دریافت میکنم وتوهمون رمان خودم نگه نمیدارم اگه ازکسی یا جیزی ناراحت بشم به فوری ازش عبور کرده حال روحی خودم رو توسطح خوب نگه داشته مچون میدونم من با عبورکردن ازموانع هست که بزرگی کارم برام با اگاهی وتمرین درک مسیر نشان از بزرگی و رشت وپیشزفت اون اگاهی تو ذهنم هست و زندگی بهتری رو تو فضایی ارامشی بهتر طی میکنم جون زود تمام شده به ساعتهای بدی کش نمیاد کوتا ه میشه سریع تمام میشه
و من از اون حس واون ناراحتی ساعتهای عبور کردم اون تو ذهنم نه مرور و نه بهش فکرمیکنم و این کمک کننده هست که باره دیگه اصلا همون حالت رو بازم تجربه نکنم و رافکار بهتری برای لذت بیشتراز زندگیم به من داده میشه ازجانب خدایی عزیزم
امروز داشتمفایل پا ک سازی ذهن مرور میگردم رسبدم به فایلی که مرورهای مرتب چقدراسیب زنده هست واگه نیجه کم رنک هست
دلیلش همون تکرار و مرورها گذشته وعبور نکردن از موانع هست وموندن تو همون حال حس روحی برای زمان زیاد هست اصلا نباید تکرار بشه به شکل حسرت ازگذشت زمان حسرت از وقت تلف شده افسوس زمان ازدست داده شده وبرکشتی دراون زمان نیست وتکرار به این شکل جقدر اسیب زنده هست و نتیجه تناسب رو کمرنکتر میکنه
اگه من و دوستان قصدمون تناسب هست باید زود از این اتقاقات عبور کنیمتنپمرین گکنیمکه ازش رعد بشیم تناسب به شکل کامل درما دیده بشه این ومرورهای قدرتی بی اندازه تو کسب نتیحه داره
هرفردی که مرورهای کمتری داره تواون بخش موفقعت ترهست من این اگاهی رو برای خودم لازممیدم جون بی حد مرور و تکرار اون تو ذهنم داشتم به شکل خوب کنترال دارم بهش کردم و زندگیم کلی تغیبرخوب ولذت واقعی از زندگیم رو دارم لمس میکنم اموزشهای که ما دیدم بسته به اون فردداره که کودم بخش وحودیش اسیب دیده تو ذهن اون فرد جقدر مرور هست اگه موفق بشه انها رو اول شناسی کنه تمرین کنه تکرار کنه کنترال بهش داشته باشه لاغری بهتری رو برای خود دریافت میکنه بازم هر فرد شاید این بخش رو درش کم رنک باشه یی بخشی که مال اون فرد هست رو باید خودش بگرده و بینه که با کودم بخش مشکل داره اون برطزف کنه واون ارتش یک نفره که باید باشه این جا به کارش میاد و متو جه مشکل خودش میشه و با اگاهی درست اوتن برطر ف میکنه با یی باره دوبار گوش کردن فایل به این مهارت دست نمیشه پیدا کرد با تکرار مرتب تمرین کردن استمرار داشتن هست که خودکفایی این بخش هم تضنین شده ودرنهایت اون فرد رخهکارهای این مسیر که بی نهایت هست خلاصه یی بخش برای اون فردهست اگه طالب دریافت خوب وکسب اگاهی عالی وجستجو کنن بینه که کجا مسیرش دجار اشکال هست و اون ترمیمکنه وبه خودش از این مسیر هدیه تناسب فکری رو بده وفتی یاد گرفتم که نبایدطبق الکویی فبلی نه فکر ونه رفتار ونهگفتاروگه عمل کنم مسیر ن رو ازمسیر فبلی کاملا جدا کرده خودم تو برکشت دیدم وبا ادامه دادن به ایستگاهیی اززندگیم رسیدمکه وتوش متوفف شده یود کلی افسوس حسرت دزش داشتم
روزگذشته وفتی اخرین صقحه اموزش پیش رفته خودم رو داشتم تمام میگردم انقدر .این بخش برای من ترمیم شد که خودم دانشجویی این مسیر دیدم من لیسانش مسیر رو خودم به خودم دادم پایان نامه رو نوشتم وعکس از وسایل که کمک کردن من این اگاهی روکسب کنمو نیازم به تحصیلات که درش کم کاری کرده بودم پوشس داده شد و حتی اگاهی که کسب کردن وتوهیج دانشگاهی وهیچ مرکزی این دانش فابل اموزش اصلا نیست من اونکسب کرد م به کمک خدایی عزیزم که هدایت و حماینم کرد در من یی عشقی بی حدی رو ایحاد کرد که وفتی از مدادم تراشم عینکم هدفونم ومداد نوکی که یکی خراب ودیگر هنوز سالم هست از پاککنی که این ۲۳ ماه ازش استفاده کردم وکلی ازقدش کوتاه شده مدادی که دیگه تو دستم جا نمیشه وهمه عکس یادگازی ومثل عتیقه که وباید برای خودم یی حای اونها رو نگه دارم وقدرشون بدونم کنار وسایل باارزش زندگیم حای براش،دزنظر بگیرم از هنراموزشم بهش نگاه کردم کلی لذت بردم که هیج فردی حس وجال تو این عکس گرفتم شریک من نبودجز خدای بی همتا ولی انقد حال روحی و شادی رو تو وعشق به خدایی عزیزم افرایش پیدا کرد که بارها ازش برای این بخش ناقص وجودم که تکمیل شد تشکرکردم وگفتم خدایا برای امکانی که برای زندگی لذت بخش،قسمت کردی ازت بی نهایت تشکر دارم و دوست داشتم اینجا اون بنویسم که یاد گاری باشه شاید به یی فرد کمک کنه که بخشی ازحسرتهایش تو این مسییر پوشس بده که رها شدن ازاد شدن افکار از به تواستن رسید و شد اونی که ار اروزش رو داشتم و دریافتکردم تناسب هم داره ارام ارام به جسم برکشت میکنته دریافتی من خیلی شیرنتر از تناسب هست امروز گفتم دیگه هیج بهانه برای لاغری نشدن درخودم فبول نیست توکل بهانها رو برطرف کردی تو سال ایتده ویا تا عید وزن خوبی رو کم خواهی کرد چون بهانه بی بهانه چقد برای شادی دورنم و ارامش شاد هستم جقدر خودم فردی توامند مبینم من لایق این دانش بود نیازم بود بایداون برای خودم کسب میکردم زمانی نتواستن حالا که زمانش رسیده اونکسب کردم اول برای ازادی افکار رها شدن از این حسرت و رسیدن به تناسب جسم نیاز زاولیه رها شدن از کلی مانع بود که خودم برای خودم تو طی این مدت عمر ساختم وپشت همون موانع که میشد اسون راحت ازش عبور کرد موندم وموندم واوضاع بهبود پیدا نکرد تازه بدتر شد و حالا که دارم تو مسیر درست قدم میزنم رها شدم ازا پد هستم افکار کمتری رو مرور دارم زود تند از هر افکار که بخواه برام بشه مانع سریع ازش عبور میکنم که موانع بدی نرسیدم خودم رو بزرگتر از موانع زندگیمکردم به راحتی از موانع که فلبلا پستش موند مثل اب خوردن ازش رعد شده نگاه به پشتم میکنم مبینم جقدر توامتد شدم برای عیوراز موانع زندگی ودرک بهتر زتدگی ولذت بیشتر از زندگی که هدیه خابق مهربان به هربنده هست موامع موجود رو خودم ساخته بودم خودت ازش عیور کردم
حدایا شکرت که ازشون رعد شدم وبازمو باید رعد بشم موانع تا زمانی که زندگی هست اون هست تما مشدنی نیست ولی من از موانع بزرگتر شدم عبور ازش راحت اسون جلوه میکنه خدایا ازت بی نهایت تشکر وسپاس گزار هستمکه من تو این شکل زندگی راهنمایی کردی
من ففط باید ادامه بدم استمرار داشته باشمتو سالهای اینده به همین شکل با رشت وکسترش ودرک اگاهی بیشترخودم رو بینم انشالله
خدا پشت پناهتون یا حق حق نگه دارتوم
نشان های دریافت شده
با درود فراوان و خدا قوت به استاد بزرگوارم
ما در طول زندگیمون فراز و نشیب زیاد داریم و اگه تصور کنیم زندگی فقط شادی و داشتن ثروت هست و همیشه یکنواخت باشه این نوع زندگی اصلا وجود نداره چون همین وجود موانع هست که باعث پیشرفت ما میشن.
اگر وقتی با چالشی روبرو میشیم سعی و تلاشمون برای رفع اون موانع باشه می تونه باعث پیشرفت ما بشه و اگه فقط فرکانس بد بفرستیم و انرژی منفی رو پرورش بدیم باعث شکست ما تو زندگی میشه.
مهمترین پارامتر تغییر کردن استمرار و مداومت داشتن هست و این که باید حرف را به عمل تبدیل کنیم و در سطح حرف باقی نمونیم مهم اینه اون حرفی که میخوایم روی ما تاثیر داشته باشه را واقعا زندگی کنیم.
گاهی یه مسئله کوچیک زندگی ما را تحت شعاع خودش قرار میده اما چرا اینجوری میشه؟؟
چون اتفاقات بد برای ما مثل یک ایستگاه هستن که روی اون ایستگاه معطل می مونیم.و مدت ها یک فکر را مرور می کنیم یک اتفاق یک حادثه یا… رو مرتب مرور می کنیم و هر بار کلی انرژی منفی را در وجودمون پرورش میدیم و هر بار انگار اون اتفاق همون لخظه برامون رخ داده هر چه بیشتر بهش توجه کنیم بیشتر بهش پرو بال میدیم.
اگر یاد بگیریم در زمان حال زندگی کنیم تعادل بهتری در زندگیمون به وجود میادنباید خیلی به مسائل اتفاق افتاده گیر بدیم اینجوری اون اتفاق تو زندگیمون بزرگ میشه باید یاد بگیریم زندگی رو ادامه بدیم و تو اون اتفاق نمونیم و بگذریم.
باید یاد بگیریم زندگی را زندگی کنیم
باید یاد بگیریم از هر اتفاقی که میفته بگذریم چون اینجوری خودمون راحت تر زندگی می کنیم.
باید هر روز هر چی در زندگی پیش میاد به اندازه خودش بهش توجه کنیم و در حد همون چند لحظه تمومش کنیم و زندگی را ادامه بدیم برای عبور از هر اتفاقی باید
خیلی در موردش حرف نزنیم،چون عملا داریم به کائنات میگیم ما از این اتفاق باز هم می خواهیم.
نگاه به زندگی باید گذرا باشه و رو اتفاقات خیلی نمونیم.
اتفاقات گذشته هر چی بوده،هر خطایی که در گذشته کردیم باید ازش بگذریم و مرورش نکنیم،این هنر ماست که چه جوری به زندگیمون نگاه می کنیم.
از لحظه ی حال زندگی باید لذت برد
منم قبلا اینجور بودم و یه اتفاقی که شاید حتی چند سال قبل برام افتاده بود را اینقد در موردش فکر می کردم وصحبت می کردم که واقعا لحظه حال را از دست می دادم و همش تو اون اتفاق سیر و سفر می کردم و حتی خیلی مواقع خودمو سرزنش می کردم که چرا اون موقع این جوابو ندادم یا اینکارو نکردم ولی چند سالی که با قوانین رها سازی آشنا شدم دیدم این رها کردن قبل از همه باعث آرامش خودم شده و دیگه واقعا برام مهم نیست سعیم بر گذر از اون مسائل پیش پا افتاده است.
این فایل رو قبلا هم گوش داده بودم اما درک الانم با اون موقع خیلی متفاوته اون موقع می گفتم مگه میشه حتما استاد تو شرایطش قرار نگرفته چطور میشه از هر حرفی گذشت کرد ولی الان می بینم هیچ موضوعی ارزش یک لحظه ناراحتی منو نداره.
خدایا برای این آگاهی ها شکرت🙏🌸
با سلام خدمت استاد عطار روشن و تمام دوستان عزیزی که هدفشان ساختن شخصیت مورد علاقه شان و رفتار زیباست.
تا قبل از اینکه وارد سامانه تناسب فکری شوم فکر می کردم فکر کردن در مورد مشکلات و یا رفتار نا مناسب دیگران و واکنش نشان دادن یعنی زرنگی و دانایی.
اما از وقتی در این مسیر قرار گرفته ام به مسایل پیرامون مانند یک نمونه آزمایشی نگاه می کنم و زمانی که حالم بد می شود سریعا فایل های آموزشی را گوش می دهم و سعی می کنم حال بدم را خودم خوب کنم اگرچه گاهی یادم می رود و آن را بیان می کنم برای افرادی اما به خودم میام و از تکرار بیشتر جلوگیری می کنم. همیشه دنبال فرصت مناسب برای یادگیری و تکرار و آموزش هستم.
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
خدارو شکر میکنم در مداری قرار گرفتم که به زودی منو به مدار بالاتر قراره بفرسته،چون با شنیدن این حرفهای روان و شیوا و تامل برانگیز زندگیم داره دستخوش تغییرات قدم ب قدم و بزرگی قرار میگیره.
استاد عزیز مدتها بود این حرفها رو شنیده بودم ولی هرگز هرگز درک درستی ازشون نداشتم،اینکه اگر کسی حرفی زد یا رفتاری کرد بهش فور نکنم،بهش بها ندم ولی عمیقا نمیدونستم چطور باهاش برخورد کنم،من تا زمان مجردین ی زندگی آروم و در سکوتی داشتم اصلا نمیدونستم درد و غم چیه،نمیدونستم،تفاهم داشتن و نداشتن چیه،نمیدونستم حال خوب و بد داشتن چیه،تا بعد از ازدواج که الان متوجه هستم که خودم رقمش زدم،ی آدم دیگه ای شدم،البته کم کم هم عوض شدم و با هر حرف و رفتاری از طرف دیگران داغون میشدم،میشکستم،حالم بد میشد،یعنی کوچکترین کلامی منو میبرد به اندوه و غم.چون آگاهی نداشتم هر بار که با همسرم بحث و جنگ و جدل میکردیم،آهنگهای غمگین و حال خراب کن تر گوش میدادم.با اینکه از زندگیم برای دیگران حرف نمیزدم تا از اصل ماجرا خبر دار نشن،ولی همه متوجه شده بودن که من خیلی اوضاعم خرابه،همه ی جورایی برام دلسوزی میکردن و من از اینکه اونا ترحم میکنن ولی به روی من نمیارن خیلی خوشحال بودم.دوست داشتم این رفتارهارو. القصه،من تا دیروز که این فایل رو سه مرتبه گوش دادم،درگیر اتفاقات شب عروسیم و بعد از عروسیم و رفتارهای خانواده ی خودم و همسرم بودم،هر وقت یاد رفتارها میفتادم میرفتم توی ذهنم دعوا میکردم و بحث میکردم و از خودم دفاع میکردم ،چون من اصلا آدمی نیستم که بخوام جواب کسیو بدم.ولی ولی ولی دیشب برای اولین بار از خودم دفاع کردم و قضییه رو با همسرم توی ذهنم تمومش کردم،ی حرفی همسرم بهم زد و مثه همیشه خواست متهم کنه منو ولی من در جواب بهش توضیح دادم که چرا فلان رفتار رو کردم و همون لحظه که داشتم ظرف میشستم،خودمو سرگرم کارم کردم و توی ذهنم به خودم گفتم بسه دیگه نمیخوام چیزی بشنوم میخوام با خودم حال کنم و از آب گرم و شستن ظرفها لذت بردم،بعد از اون هم تا آخر شب چند مرتبه توی ذهنم مرور سد که چی شد ،به خودم گفتم این قضییه تموم شد و رفت پس لطفا ادامه نده،من تا دیشب از همسرم به خاطر آزارها و رفتار های زشت و زننده ای که باهام داشته،نبخشیده بوکم و همیشه به خودم میگفتم ی روزی میاد که من انتقام این کارهاشو ازش میگیرم،من تلافی خواهم کرد و بعد از مرگ هم نمیبخشمش با اینکه خیلی دوستش دارم ولی امروز با خودم فکر کردم چرا من اینجوری شدم؟؟اونم آدمه،اونم شاید من واقعا آزارش دادم ،نمیدونم ولی میخوام درگیر رفتارهاش نباشم،میخوام ازش بگذرم.میخوام رهاش کنم.میخوتم به گذشته برنگردم و مرور نکنم،نبش قبر نکنم میخوام خودمو بیشتر دوست داشته باشم.میخوام آدمهایی که بهم کم لطفی کردن رو ببخشم و به رفتارهاشون فکر نکنم.من قادر نیستم با کسی جنگ کنم و ادبش کنم،من قادر نیستم که دیگران رو با حرفهای بی منطق شون قانع کنم.من قادر نیستم که به دیگران آداب و معاشرت یاد بدم.اما اما اما من قادر هستم با خودم در صلح باشم.من قادر هستم خودمو پرورش بدم و به خودم لطف کنم.من قادر هستم با خودم در آرامش مسائل و مشکلاتمون حل کنم.من قادر هستم از دیگران بگذرم،من قادر هستم برای آرامش خودم تلاش کنم و به مسائل کم اهمیت و پوچ بها ندم.من قادر هستم مدام و هر روز ردی رفتارهای خودم کار کنم تا بهترین نتیجه رو بگیرم.من قادر هستم با بی اهمیت کردن حرفها و رفتارها،حال دلمو خوب کنم.خدایا ازت میخوام توی این مسیر بهم کمک کنی،بهم راه درست رو نشون بدی.میخوام این تغییرات کوچیک و پیوسته رو اعمال کنم.الهی شکر.استاد عزیز از شما سپاسگزارم که دستی از دستان خداوند شدید تا من و دوستانم از زندگی کردن با کیفیت تر و حال خوب کن،استفاده کنیم،تنها چیزی که میتونم انجام بدم اینه که براتون طلب خیر و ب کت کنم.الهی شکر.