0

از زندگی کردن لذت ببرید (گام ۷)

زندگی کردن
اندازه متن

نمی‌توانید هدفی مقدس تر از تغییر کردن را در زندگی‌ تان جستجو نمایید!

سالهای زیادی از زندگیم را با مشکلات و مسائل مختلفی سپری کردم، سال های زیادی از عمرم را با ذهنی مملو از افکار و باورهای محدود کننده سپری کردم.

اما به لطف خدای مهربان در مسیری قرار گرفتم که زندگی من را دستخوش تغییرات بی شماری کرد، مسیری که قدم به قدم با شادی و آرامش و آگاهی بیشتر همراه بود و معنی زندگی کردن را برای من واضح کرد.

تغییر کردن، یکی از بنیادی‌ترین و ضروری‌ترین جنبه‌های زندگی کردن است. این جمله عمیق، به خوبی اهمیت تحول و دگرگونی را در مسیر رشد و تکامل انسان نشان می‌دهد.

چرا زندگی کردن مقدس است؟

تغییر، نشانه حیات است، موجودات زنده برای بقا و تکامل، ناگزیر به تغییر هستند. تغییر نکردن به معنای ایستایی و مرگ تدریجی است.

تغییر، فرصتی برای رشد است، هر تغییری، فرصتی برای یادگیری، تجربه و رشد شخصی است. با تغییر، می‌توانیم از محدودیت‌های خود فراتر رفته و به پتانسیل‌های نهفته خود دست یابیم.

تغییر، کلید موفقیت است، جهان پیرامون ما دائماً در حال تغییر است و برای موفقیت در این جهان، باید خودمان نیز تغییر کنیم.

تغییر، به ما معنا می‌دهد، تلاش برای تغییر و بهبود خود، به زندگی کردن ما معنا و هدف می‌دهد.

موانع زندگی کردن

آنچه مانع تجربه زندگی کردن انسان در جهان مادی می شود فقط محتوای ذهن او و نگرشی است که درباره زندگی کردن دارد. از آنجا که نگرش های ما درباره زندگی کردن به شکل الگوها از طریق گذشتگان در ذهن ما ایجاد شده است بنابراین طبیعی است که زندگی ما شباهت زیادی به والدین خودمان دارد.

برای تجربه زندگی کردن در دنیای مادی باید آنچه بعنوان الگو و نگرش ها در ذهن خود ذخیره کرده ایم را رها کنیم و سعی کنیم افکار و نگرش های منطبق با خواسته ها و علاقمندی هایمان را در ذهن خویش ایجاد کنیم.

به این صورت می توانیم متفاوت از آنچه تا کنون بوده ایم زندگی کردن را تجربه کنیم.

ترس از ناشناخته‌ها:

بسیاری از افراد از تغییر می‌ترسند، زیرا نمی‌دانند نتیجه آن چه خواهد بود. برای غلبه بر این ترس، می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق و قدم‌های کوچک، به سمت تغییر حرکت کرد.

عادت‌ها:

عادت‌ها، الگوهای رفتاری هستند که به مرور زمان در ما شکل می‌گیرند. برای داشتن تجربه متفاوت از زندگی کردن باید عادت های خود را تغییر دهیم.

برای تغییر عادت‌ها، باید اراده قوی، پشتکار و از همه مهمتر استمرار داشته باشیم.

محیط اطراف:

محیط اطراف ما، تأثیر زیادی بر رفتار و افکار ما دارد. برای ایجاد تغییر پایدار و خلق شرایط متفاوت برای زندگی کردن، باید محیط خود را نیز تغییر دهیم.

نداشتن انگیزه کافی:

بدون انگیزه، تغییر کردن بسیار دشوار است. برای ایجاد انگیزه، می‌توان اهداف مشخصی را برای زندگی کردن تعیین کرد و از مزایای رسیدن به آن اهداف و تاثیری که بر زندگی ما می گذارند آگاه شد.

چگونه تغییر می کنیم؟

  • خودشناسی: شناخت نقاط قوت و ضعف، باورها و ارزش‌ها، اولین قدم برای تغییر است.
  • هدف‌گذاری روشن: اهداف مشخص و قابل اندازه‌گیری، انگیزه ما را برای تغییر افزایش می‌دهند.
  • برنامه‌ریزی دقیق: با برنامه‌ریزی دقیق، می‌توانیم قدم به قدم به سمت اهداف خود حرکت کنیم.
  • پشتکار و صبر: تغییر، فرآیندی تدریجی است و نیاز به صبر و پشتکار دارد.
  • حمایت اطرافیان: حمایت خانواده و دوستان، می‌تواند در مسیر تغییر بسیار مؤثر باشد.

در نهایت، تغییر کردن یک انتخاب است. انتخابی که می‌تواند زندگی ما را متحول کند. با داشتن اراده قوی، برنامه‌ریزی مناسب و حمایت اطرافیان، می‌توانیم به هر تغییری که می‌خواهیم دست پیدا کنیم.

مهارت زندگی کردن

نکته بسیار مهمی که در زندگی من تغییرات زیادی ایجاد کرد تغییر نگاه به زندگی کردن بود، از زمانی که یاد گرفتم چگونه در زندگی روزمره با مسائلی که برایم رخ میدهد برخورد کنم به مرور تغییرات زیادی در زندگی من رخ داد و امروز میخوام درباره این موضوع بسیار مهم برای شما دوستان خوبم توضیج بدهم.

استفاده و بکار گیری این تکنیک فوق العاده میتواند شما را در مسیر تغییر زندگی بسیار توانمند کند، مسلما این تکنیک نیاز به تمرین و تکرار دارد و یک روز نمی توان در بکارگیری آن به درجه استادی رسید، اما به شما اطمینان می دهم اگر بیاموزید بر اساس توضیحات این فایل آموزشی عمل کنید به وضوح تغییرات زیادی را در زندگی خود مشاهده میکنید. به طوری که زندگی الان شما هیچ شباهتی با زندگی که در انتظار شماست نخواهد داشت.

طریقه برخورد ما با مسائل در زندگی تاثیر زیادی در شکل گیری لحظات آینده زندگی ما دارد، تاثیری که از مسائل زندگی در افکار و احساس ما ایجاد میشود شکل دهنده آینده ماست و ما میتوانیم با یادگیری چگونگی برخورد با مسائل زندگی تاثیر فوق العاده ای در شکل گیری آینده خود داشته باشیم.

شاید شما هم از آن دسته افرادی باشید که اعتقاد دارند سرنوشت آدمها در زندگی مشخص شده و راهی برای گریز یا تغییر آن نیست اما با تماشای این فایل توضیحی فوق العاده برای شما روشن خواهد شد که چنانچه بخواهید زندگی خود را تغییر دهید، مطمئنا قادر به انجام آن خواهید بود.

کاری که من با زندگی خودم انجام دادم و به لطف خدا در این چند ساله به دوستان زیادی که از دوره خدا هرگز دیر نمیکند استفاده کردند روش ساختن سرنوشت خود را آموزش دادم و نتایج عالی در زندگی خود کسب کردند.

به شما دوست خوبم پیشنهاد میکنم با دقت و به دفعات از این فایل فوق العاده استفاده کنید. هر بار که حرفهای گفته شده در این فایل را میشنوید برداشت شما از آن متفاوت و کامل از مرتبه قبل خواهد بود.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.51 از 85 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11255
110 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره قادرنیا
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ۱۴:۲۹
      مدت عضویت: 667 روز
      امتیاز کاربر: 8665 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      با سلام از این فایل خیلی لذت بردم عالی بود🤩تا بحال به( در لحظه حال زندگی کردن)، از این بعد نگاه نکرده بودم خیلی قشنگ گفتین که ،طبیعت در بدترین اتفاقات هم روی اون اتفاق توقف نمیکنه ورد میشه وادامه روزها را انجام میده خورشید طلوع میکنه ،بارون میباره ،و… ولی ما که انسان هستیم و جانشین خداوند بر زمین، چرا تا یک مسئله در زندگی بوجود میاد دیگه تا مدتها فقط روی همون مسئله میمونیم وتمام لحظات دیگرمون رو هم از دست میدیم😪

      ولی با شنیدن این فایل وتلنگری که زده شد ،باید سعی کنم تا به امید خدا بتونم از لحظه حال نهایت استفاده رو ببرم ولذتها رو از دست ندم بخاطر مشکلات زود گذر🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رویا 🌹
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ۱۱:۱۰
      مدت عضویت: 1017 روز
      امتیاز کاربر: 7985 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 52 کلمه

      سلام وعرض ادب 

      لپ کلام این بود که‌در لحظه حال زندگی کنیم واز زندگیمون لذت ببریم ودرگیر گله وشکایت وحسادت ودلخوری واخبار و…نباشیم واز حرفهایی که می‌شنویم بگذریم  

      ونکته دوم اینکه در مورد موضوعاتی که دوستشون نداریم صحبت نکنیم تا دوباره اونها رو به سمت خود جذب نکنیم

      با تشکر از شما استاد گرامی🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره بیابانی
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ۱۰:۱۳
      مدت عضویت: 964 روز
      امتیاز کاربر: 11640 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 31 کلمه

      سلام به همگی

      خیلی عالی بود چقدر حالم خوب شد امیدوارم تمام این صحبت‌ها رو در عمل هم پیاده کنم حتما میتونم خدایا شکرت از این آگاهی های خوب 

      استاد ازتون متشکرم ۲۲۰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ۰۹:۲۴
      مدت عضویت: 2224 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,325 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد فایل بی‌نظیری بود چقدر خوبکه ما هم من هم یاد بگیرم زندگی کردن در لحظه حال من چون این تمرین یکم انجام دادم میدونم چه لذتی داره در لحظه حال زندگی کردن 

      همیشه شادی همیشه میخندی حال دلت خوبه از چیزی ناراحت نمیشی یه زندگی ایده آلی رو تجربه میکنی 

      زندگی در لحظه حال به این معنی که امروزتو زندگی کنی سعی کنی به دیروز به فردا فکر نکنی فقط و فقط امروز زندگی کنی 

      من چطور میتونم امروز زندگی کنم من باید بتونم هر حرفی شنیدم ناراحت شدم بالاخره من انسان هستم طبعا ناراحت میشم 

      خوب باشه ناراحت شدی اشکالی نداره تو اون حس بد نمون بخش فکر نکن دربارش حرف نزن بگذر از اون فکر سخته میدونم مخصوصا اگر اون حرف از کسی بشنوی که انتظارشو در واقع توقع ازش نداشتم باشی خیای سختر میتونی فراموش کنی ولی باید فراموش کنی 

      چون هر بار که ما درباره اون موضوع فکر می‌کنیم داریم به جهان هستی میگیم که ای خدای مهربون من این موضوع خیلی دوست دارم خدایا از این بیشتر در زندگی من ایجاد کن و خداوند هم کارش گسترش دادن زیاد کردن پس میبینیم که در زندگی ما مسائلی پیش میاد که ما ناراحت بشیم 

      مبیبی ماشین لباسشویی خراب میشه کلی افکار هم پشت این خراب شدن هست ای بابا اینم خراب شد حالا دیگه کی میخواد درست بشه لعنت به من منکه پول هم ندارم بدم درست کنه همسرم هم پول نداره پس معلوم نیست تا کی این لباسشویی درست بشه و این میشه که این افکار در زندگی من هر وقت که نیاز داشته باشم به لباسشویی تکرار میشه در نتیجه میشه که ده سال ماشین لباسشویی من خراب میمونه چرا فقط فقط چون من به اون فکر منفی دامن زدم بهش فکر کردم دربارش با این و اون صحبت کردم 

      خوب من میخوام تغییر کنم چکار کنم که لباسشویی من درست بشه قط فقط میام میگم خراب شد اشکالی نداره درست میشه دیگه دربارش فکر نمی‌کنم حرف نمیزنم ناراحت نمیشم خداوند هم پاسخ فرکانسی که من از حال خوبم ایجاد کردم میده و میگه این بنده من اینو دوست داره بذار بهش بدم و اون پاسخ فرکانس منو خیلی فراتر از انتظارم میده 

      یه وقت میبینم یه فردی میاد خونه ما مهمونی اتفاقا اتفاقا از لباسشویی هم سر رشته داره مهارت کامل داره برای من درستش میکنه به همین راحتی لباسشویی من درست شد تمام 

      بله استاد من خودم میگم قبلنا خیلی زیاد عادت داشتم ت  حال بد بمونم به حرف اونا توجه کنم خدا شاهده الانم به موضوعی که شاید شاید نداره دقیقا سی سال پیش رخ داده توجه میکنم ناراحت میشم درسته تو حال بد دیگه نمیمونم ولی من ناراحت شدم همون چند دقیقه حس من بد شده من فرکانس فرستادم 

      دیشب حرف خواهر همسرم شد که بهشتی شده شاید ۷الی ۸ سال بشه که چقدر باعث آزار و اذیت من میشد دخترم میگه نمیتونم ببخشمش نمیبخشم چرا چون خر دفعه ما رفتیم خونه شون با چشم گریان برگشتیم و دخترم بخاطر اینکه من گریه میکردم اونم گریه میکرد که چرا مادرش ناراحت شده 

      و الان هم یادش نرفته چرا چون هنوزم داریم بهش فکر می‌کنیم شاید خودمون دوست نداشته باشیم ولی دیگران باعث میشن بقول معروف داغ ما تازه بشه و ما هم آماده هستیم ادامه میدیم 

      در نتیجه بازم فرکانس بد ارسال می‌کنیم و شرایطی مطابق با افکارمون دریافت می‌کنیم همین میشه که یکی میا د یه حرفی میزنه ما حالمون بد میشه 

      ماشین خراب میشه الکی الکی یهو روشن نمیشه برای بچه ات یه اتفاقی میافته ناراحت میشی مترو خراب میشه دیرتر میرسه خلاصه باید حالمون بد بشه باید حال بد تجربه کنی به شکل‌های مختلف 

      اما وقتی یاد بگیریم امروز متفاوتر از دیروز زندگی کنیم دنیای ما گلستان میشه اتفاقات که ما رو ناراحت میکنن هم هست اما ما بزرگتر شدیم  برامون مهم نمیشن میگم حرف زد ناراحت بود خسته بود عزا دار بود یه چیزی گفته بدست نگیر و رد میشم آین تغییر نیاز به استمرار داره باید این آگاهی رو عمل کنی تکرار کنی تا به عادتت تبدیل بشه به خودبه خود وقتی کسی حرفی بزنه تو ناراحت نمیشی تو بدست نمیگیری یه دلیل براش میاری که حالا مثلابا همسرش بحسش شده یه چیزی گفته یا اون فرد که منو نمیشناسه یه چیزی گفت سریع می‌گذریم 

      استاد من عاشق اینم که در زمان حال زندگی کنم اتفاقا اتفاقا یه کتابی میخوندم یه اشاره کوچیکی یه این مسئله داشت که میگفت اکثر مردم در زمان حال زندگی نمیکنن 

      مردم با آینده خودشون کلنجار میرن نکته جالب همین جاست که زندگی کنونی ما که سازنده آینده پیش رویمان است هر احساسی که امروز داریم مهم چدن این احساسه که آینده ما رو می‌سازه 

      پس مراقب افکار خودمون باشیم چرا افکار چون افکار ما هستند که احساس در ما ایجاد میکنن وقتی من یه فکر خوب دارم طبعا حال دل منم خوبه و احساس خوبی دارم ساطع میکنم در نتیجه خداوند هم فراتر از انتظارم پاسخ احساس خوب منو میده و به شکل اتفاقات خوب در زندگی من نمایان میشم 

      بعد من اون اتفاقات تجربه میکنم خوشحال‌تر میشم شادتر میشم حال دلم خوبتر میشه احساس خوب بیشتری رو به جهان هستی به کائنات به خداوند ارسال میکنم و خداوند هم پاسخ احساس منو میده در نتیجه بازم اتفاقات خوب رو پشت سر هم دریافت میکنم اینجوری میشه که در زندگی ما اتفاقات خوب رخ میده و این پروسه ادامه دار میشه و میتونه برعکس اونم اتفاق بیافته 

      وقتی من یه اتفاق یه حرفی یه مسئله ای پیش میاد در زندگیم ناراحت میشم بهش فکر میکنم دربارش صحبت میکنم هر وقت یادم بیافته هم با عصبانیت تمام صحبت میکنم این بعنی چی یعنی حس بد بیشتر و من این حس بد ارسال میکنم خداوند هم پاسخ میده به چه شکلی به شکل اتفاقاتی مسائلی شرایطی در زندگی من ایجاد میکنه که من ناراحت بشم فرکانس بد ارسال 

      کنم و خداوند هم پاسخ فرکانس منو میده فراتر از انتظارم پس اتفاقات بد تجربه میکنم حالم بیشتر بد میشه و بازم این پروسه ادامه دار میشه زندگی من پشت سرهم اتفاقاتات بد تجربه میکنم چرا چون فقط من باید فکر بد فکری که دوستش نداشتم بهش توجه کردم دربارش حرف زدم ممکن به کسی هم نگم ها ولی وقتی با خودم صحبت میکنم یعنی دارم حرف میزنم دیگه 

      و اون اتفاق در زندگیم تکرار میکنم من دارم به خدا میگم که خداجونم مت عاشق این قبیل اتفاقات هستم اونو در زندگی من زیاد ون در صورتی که ناراحتم دوست ندارم ولی دارم اینو میگم و خداوند هم زیادش میکنه پس مراقب افکارمون باشیم

      من خیلی دوست دارم امروزم زندگی کنم در زمان حال زندگی کنم خیلی دوست دارم از طبیعت درس بگیرم اما من زیاد طبیعت نمیرم بجز تابستونها که اون موقع هم آنقدر کار دارم میوه چیدن جعبه درست کردن غذا درست کن هیزم بشکن کلی کار دارم که وقت ندارم به طبعیت فکر کنم البته من سعی میکنم در همون لحظه از کارم لذت ببرم که همون در لحظه حال زندگی کردن 

      شاید باورتون نشه من پدرم تازه بهشتی شده داشتم پنج شنبه میرفتم سر مزار با لباس مشکی به همسرم گفتم من میخوام پیاده برم حالا که ترافیک من به ترافیک الان دیر میشه همه رفتن من جا موندم اینا فکر نکردم گفتم حالا ترافیک من از این فضا از این کوچه باغها درسته مثل قدیم نیست خونه ها جدید تر شدن اما کوچه ها هنوز اون زیبایی خودشونو دارن 

      خونه ها ویلایی حتما داخلش درخت و درختها اومدن کوچه رو سایه کردن خیلی رویایی تازه الان در این فصل بعضی میوه ها مثل خرمالو ازگیل روی درختا هستن مردم که رد میشن از اون میوها استفاده میکنن 

      من به حیاط کسی کاری نداشتم من ازگیل چیدم اونم جنگلی بود سر کوچه مربوط به خونه کسی نبود وگرنه من عمرا دست دراز کنم میوه مردم بچینم 

      خلاصه بگم که من یکبار فایل گوش دادم کلی لذت بردم کلی یاد گرفتم کلی برام آگاهی‌ها مرور شد 

      گیر نکردن در افکار منفی  در زمان حال زندگی کردن خلاصه خوشحال شدم تصمیم گرفتم عمل کنم چون میخوام زندگیم تغییر کنم خدایا از من حرکت از تو برکت بریم که تغییر کردن شروع کنیم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم رمضاني
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ۰۹:۲۲
      مدت عضویت: 2129 روز
      امتیاز کاربر: 47210 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 518 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      امروز که از خواب بیدار شدم اول خداوند رو شکر گفتم که فرصت زندگی رو دارم ،میدونم که خیلی از انسانها در همین لحظه فرصت زندگی و تجربه کردن رو دیگه ندارن 

      امروز به شدت حس زندگی و تجربه کردن در من بالا بود ،به افکار منفی توجه نکردم که می‌گفت چند روزه خوب کلر نکردی ،فرصتت رو از دست دادی ،اوکی باشه ،من کنترلی رو چند روز گذشته که تموم شده ندارم ،نمیتونم تغییرش بدم ولی الان مال منه ،میخوام چطور ازش استفاده کنم :

      من وارد سایت تناسب فکری شدم جایی که همیشه برام آگاهی و حس خوب داره ،و این نوشته برام جلب توجه کرد ،از زندگی لذت ببرین ،سعی کردم بهش توجه نکنم و رفتم سراغ نوشته باورساز که برنامه هر روز منه ولی یه حسی در وجودم خیلی ملایم منو ترغیب می‌کرد به سمت این آگاهی و من خوب میدونستم که خداست بنابراین برگشتم و وارد این صفحه شدم؛

      و این آگاهی ناب رو شنیدم 

      زندگی دنیایی همیشه دو وجه داره در هر جنبه ای ،پس اینکه من فکر کنم زندگی فقط خوشی هست اشتباهه 

      من هم افکار منفی دارم و هم مثبت گرچه من دارم سعی میکنم افکار مثبت رو در خودم پرورش بدم ولی وجه مخالفش هم هست بنابراین اتفاقات منفی هم هستند ولی مهم اینکه من چه برخوردی باهاشون داشته باشم 

      من باید یاد بگیرم احساسم مهمترین چیز برای منه ،پس لازمه که همیشه سعی کنم بیارمش روی خوب ،و لازمه که برای داشتن حس خوب ،افکارم رو کنترل کنم 

      ممکنه یکسری مسائل در زندگی مون پیش بیاد که دوسش نداریم ،حس بدی به ما میده ،باید سعی کنیم رهاشدن کنیم راجع بهشون حرف نزنیم ،مرورشون نکنیم ،یک دقیقه قبل هم گذشته ،هر چیزی که شده تموم شده وقتی من کنترلی روش ندارم پس بهتره که رهاش کنم و بیام روی اون چیزی که دارم 

      اون چیزی که الان دارم همین لحظه هست ،من میتونم از همین لحظه ام بهتر استفاده کنم میتونم کارهایی رو انجام بدم که حس بهتری به من میده ،میتونم افکاری رو مرور کنم که آرامش بهم میده،میتونم چیزی رو بشنوم و ببینم که حالم رو خوب میکنه و انتخاب با منه 

      برم به گذشته و حالم رو ب کنم ،به به آینده و نگران بشم یا بیام در همین لحظه و ازش بهینه استفاده کنم و حس بهتری داشته باشم 

      من مدتهاست که دارم روی خودم کار میکنم و سعی میکنم حس بهتری رو تجربه کنم و به دنبال همین موضوع، خداوند منو به سمت دوره بی‌نظیر آرامش در بیداری و خداهرگز دیر نمی‌کند هدایت کرد و من بهتر و بیشتر یاد گرفتم که چطور افکارم رو کنترل کنم و از آنچه الان دارم ،لحظه حال،استفاده کنم 

      و لازم و واجب بود که امروز وارد این صفحه بشم و این آگاهی در من مرور بشه 

      که رها کن ،اون چیزی که دوستش نداری ،به دردت نمیخوره ،خواسته تو نیست رها کن ،بچسب به خواسته هات ،ببین چی میخوای ،از فرصت زندگی طوری استفاده کن که خودت راضی باشی ،حسرت گذشته ای که رفته رو نخور ،نگران آینده ای که نیومده نباش ،فقط سعی کن همین الان رو طوری زندگی کنی که حس رضایت داشته باشی 

      استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم 

      خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار maryam1398rahimi
        ۱۴۰۳/۱۰/۱۷ ۰۵:۱۰
        مدت عضویت: 2388 روز
        امتیاز کاربر: 39574 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 333 کلمه

        سلام دوست عزیز و مهربانم مریم گلم 

        نوشته ی شما خیلی به موقع و به جا بود 

        و انگار خداوند مرا هدایت کرد به این نوشته که مریم این نوشته رو بخون که تو  رو آروم کنه

        من ناخواسته وارد دیدگاه شما شدم 

        لذت بردم از دیدگاهتون انرزیم بالا تر رفت و استمرار برای ادامه مسیر بیشتر شد 

        من چند وقته که وارد این دوره شدم 

        و هر بار که رفتار اشتباهی ازم سر میزنه خودم و سرزنش میکنم ببین مریم این بار هم اشتباه کردی 

        و هی منو به فکر فرو میبره مثلا من اگه یه صبح تا شب همین جور عالی پیش برم و شب کمی رفتار اشتباه داشته باشم 

        خیلی اون یه رفتار رو برام بزرگش میکنه ببین تو نتونستی ببین از عهده اش بر نمیایی 

        تو دیگه عادت کردی به این رفتارت 

        تو نمیتونی 

        تا کی میخاهی همین جور ادامه بدی 

        تو هر شب بخاهی اینجور کنی که متناسب نمیشی 

        و دائم بیخ گوش من صحبت میکنه از کار اشتباهی که انجام دادم 

        ولی من از صبح تا شب رفتارم هم عالی بوده دریغ از یه تشویق دریغ از اینکه به من امید بده 

        و کلا کار منفی باف همینه که ما رو منصرف کنه از یه کاری 

        و دوست نداره ما تغییر کنیم 

        من امروز از نوشته ی شما فهمیدم هر بار که کار اشتباهی یا رفتار اشتباهی ازم سر بزنه اون دیگه گذشته و نمیشه دیگه کاری کرد اشکال نداره من سعی کنم از این به بعد درست رفتار کنم بیشتر ادامه بدم تو مسیر باشم 

        حال خودم خوب کنم با همین یه جمله که گذشت دیشب…

         امروزت خوب رفتار کن امروزت فایل گوش کن 

        تو میتونی تو خیلی توانمندی که تونستی تا اینجا بیایی و سالیان ساله که داری این دوره رو ادامه میدی 

        پس به دیروز و پریروز فکر نکن 

        در زمان حال باش 

        تو موفق میشی مریم جان عزیز

        تو برای شادی و تناسب اندام و سلامتی و حال خوب اینجایی 

        پس ادامه بده تو انتخاب شده ای این دوره هستی 

        به خودت افتخار کن 

        ممنونم دوست عزیزم بابت این آگاهی که به من منتقل شد پس یه قدم به سمت متناسب شدن جلو رفتم 

        و این یک بازخورد مثبت هستش 👍🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مریم رمضاني
          ۱۴۰۳/۱۰/۱۷ ۱۰:۲۳
          مدت عضویت: 2129 روز
          امتیاز کاربر: 47210 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          سطح مبتدی
          سطح متوسطه
          سطح پیشرفته
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 264 کلمه

          سلام دوست عزيز و نازنينم 

          چقدر خوشحالم كه اره روز به هدايت خداوند لبيك گفتم اومدم توي اين دوره بينظير و فايل رو گوش دادم و آنچه بايد مينوشتم رو با الهام الهي نوشتم و امروز دوست عزيزم اومد و با هدايت خداوند ،نوشته ها رو خوند و حس و حالش بهتر شد ،خداي بينظيرم بينهايت سپاسگزارم 

          امروز داشتم قسمتي از نوشته هاي باور ساز رو ميخوندم كه استاد نوشته بودن كه ما هدفمند به دنيا اومديم 

          ما اومديم تجربة كنيم ،زندگي كنيم 

          خداوند از طريق ما ميخواد قدرت خودش رو تجربه كنه و از روح خودش در ما دميده ،پس ما هم از طريق بخشيدن آنچه داريم ميتونيم ،تجربه كنيم 

          اين جملات من رو به فكر فرو برد و الان كه پاسخ شما رو خوندم يادم افتاد بله دقيقا درسته من از آنچه در اون لحظه درك كرده بودم و حس ميكردم نوشتم و تجربه كردم اون احساس رو 

          همه ما هدفممد به اين دنيا اومديم و اگر مدام بخوايم با منفي بافمون همراه بشيم و به گذشته و آينده سرك بكشيم نميتونيم هدفمند بودنمون رو تجربه كنيم 

          نميتونيم حضور رو تجربه كنيم و لازمه كه با كنترل افكارمون و موندن در لحظه حال ارامش رو كه همون خداي دورنمون هست رو تجربه كنيم و با هدايت هاي خداوند حركت كنيم و انسان بودن رو ،اشرف مخلوقا ت بودن رو تجربه كنيم 

          خالق زندگيمون بودن رو تجربه كنيم و اين همون چيزيه كه ما براش به اين دنياي فراواني قدم گذاشتيم 

          و تمام اين تجربيات لذتبخش زماني برامون قابل دركه كه بپذيريم همه چيز در اين جهان دو وجه داره و ما ميتونيم انتخاب كنيم 

          موفق و متناسب و شاد باشي دوست عزيزم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صفورا عزیزی
      ۱۴۰۳/۰۸/۱۷ ۱۳:۴۳
      مدت عضویت: 921 روز
      امتیاز کاربر: 10400 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      سلام خدای همیشه همراهم،

      سلام استاد گرامی،وسلام به همه دوستان عزیز.

      فایل از زندگی لذت ،

      بسیار عالی و نشانه امروز من بود.تغییر کردن مقدس است.

      تغییر موجب رشد جهان می‌شود،

       

      تغییر کردن به مامعنا می دهد،

      چگونه تغییر کردن میسر می شود ؟ 

      باشناخت خود یا همون خودشناسی،

      نقاط قوت  وضعف خودمان را شناسایی کنیم.

      با موانعی تغیررا متوقف میکنند آشنا شویم ،

      .رها کردن الگوهای والدین .

      ترس ها. وعادت ها مخرب را کنار بگذاریم،

      یعنی با عادت وباور ی درست جای گزین

       کنیم .

      این همهاز گذشته حرف زدیم واقعاً چه چیز خوبی عاید مان شد ،

      فقط سبب شد یا کینه وخشم بیشتری ازدیگران در دل خودمان جمع کنیم ،

      ودر تسلسل معیوب بیفتیم ،

      وحالم وآینده خودمان را بد کنیم ،

      چه ارزشی داشته ، 

      ممنونم همه عزیزانی که کامنت بنده مطالعه فرمودن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۳/۰۳/۲۸ ۱۵:۴۸
      مدت عضویت: 1411 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 380 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز 

      گاهی برام جالبه که چرا ادم ها دست از سر گذشته و خاطره های باقی مانده ای که اونا رو ناراحت یا اذیت کرده برنمیدارند،ودر تاریخ فقط جسم اونا با عوض شدن روز ها تغییر پیدا میکنه و ابدیت و جدید میشود،

      مثلاً وقتی به مسافرت در یک شهر زیبا و جدید هستیم،درهمان لحظه هم به یاد مرور اتفاق هایی در گذشته هستیم و اون شهر منظره ها و زیبایی ها به چشم ما نمیخوره و انگار دریچه ی ذهنمون رو به خوبی ها بستیم،

      همه به دنبال بیان حس خوب یا بد خود هستند وحتی فراموش کرده که از احوال هم باخبر شویم و اگر مدت ها کسی رو نبینیم عای هست چون از اون فرد در ذهنمون یک ادم دیگه ساخته ایم ،و بر اساس باورهامون هر کس رو قضاوت میکنیم،

      مثلاً چرا فلانی این حرف رو زد چرا توی این شرایط این رفتار رو داشت چرا پر خوری کرد چرا حرف زد عصبی شد خندید چرا از غم ها و درد های خودش گفت و حال منو بد کرد،

      و به هیچ کس اجازه نمیدیم درست یا اشتباه حتی زندگی کنه باز هم حرفی برای زدن داریم فاقل از این که همه انسان‌های هستیم که احساس داریم عاطفه داریم افکار خودمون و هدف ها و ذهن خاص خودمون رو داریم ،پس نباید با مرور خاطرات دیدگاه بد یا نفرت گونه ای از هم در گوشه ای از ذهنمون و زندگیمون جای بدیم،

      مثلا اگر تنها هستیم از تنهایی خسته میشویم و یا اگر توی جمع هستیم از درکنار هم بودن همان انسان های که می‌گفتیم به دیدن ما نمیایند، باز چقدر کاسه ی صبرمان لبریز شده و کلافه از هم به دنبال تنهایی میگردیم،

      ابن گونه است که در ماهایی که میگذرد باقی میمانیم و فقط این جسم ماست که هر روز جدید میشه ،

      ولی من اگاه شدم و دیگه از این مسیر بیرون اومدم و وارد جاده ی زندگی با کمک و اراده ی خداوند شدم،

      مثلا یادم نیست کی راجب ادم ها حرف بزنم و قعد احساس پشیمانی کنم،ولی شایدم حرف زدم اما زود به مسیر اومدم و به خودم میگم بس کن و برای اهداف خودت زندگی کن،

      انقدر در گذشته مانده ایم که از کنار هم بودن لذت نمیبرسم و فقط به دنبال ایراد گرفتن از ادم های هستیم که باز در اعماق قلب خودمان دوستشان داریم،

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۲/۰۴/۳۱ ۰۱:۳۴
      مدت عضویت: 1190 روز
      امتیاز کاربر: 63782 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزو دوستان گرامی 

      این فایل برای من بسیااار جالب بود از این نظر جالب که من در حال گذروندن دوره زندگی با طعم خدا هستم و رسیدم به جلسه ۴ این دوره،استاد در این جلسه با یک مثال بسیااار ملموس توضیح میدن که برای رسیدن به خواسته ها باید قدر و ارزش اصل زنده بودن و زندگی رو بدونیم و از زندگی لذت ببریم تا رسیدن به خواسته هامون موضوعیت پیدا کنه ودلیلشو بسیااار شیوا بیان میکنن من بعد از دیدن و شنیدن چندین مرتبه جلسه ۴ مدام تو دلم میگفتم خدایا چجوری قدر اصل زندگی و زنده بودن رو باید بدونیم البته استاد تو جلسه ۴ فرمودن تو جلسات بعدی براتون توضیح میدم ولی من میخواستم بیشتر فکرم رو درگیر این جلسه کنم و درست متوجه اش بشم بعدا برم سراغ جلسات بعدی،و جالبه که به فاصله ۲روز من این فایل رو با هدایت خدا دیدم و با چه مثال بجا و زیبایی از طبیعت استاد توضیح دادن که در واقع در زندگی ما نباید درگیر فرع بشیم بحث و جدل و غر زدن و گلایه کردن و غیبت،کینه داشتن و حسادت و حسرت و پشیمانی و سرزنش کردن خودمون یا دیگران،قضاوت کردن خودمون یا دیگران،نصیحت کردن،وابسته بودن به شرایط،به اشخاص و به محیط و…همگی حاشیه هستن و تمرکز مارو از اصل زندگی خودمون دور میکنن یه هو به خودمون میایم میبینیم چقد با خودمون با اصل وجودمون غریبه شدیم و باید مراقب ورودی های ذهنمون باشیم هر چیزی رو نخونیم هر چیزی رو نشنویم هر چیزی رو نبینیم و سخن لغو نگیم و زمان و انرژی مون رو صرف هر چیزی نکنیم و اینجاست که به خودارزشی هم میرسیم و حالمون بهتر میشه ما حالِ خوبمون رو برای روزهای سخت میخوایم یه وقتایی هست انسان بیشتر از همیشه به آرامش نیاز داره تا بتونه دوباره کنترل اوضاع و خودش رو بدست بیاره و اگر ما تمرکزمون رو اصل نباشه اصلا نمیتونیم از همچین شرایطی به خوبی و به درستی عبور کنیم و لازمه این مهم درگیر نشدن با هر چیزی غیر از خودمون و اصل زنده بودنمون و زندگی خودمونه.

      استاد بخاطر به اشتراک گذاشتن ایت آگاهی ازتون سپاسگذارم 🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۰۱/۳۰ ۱۳:۴۸
      مدت عضویت: 1411 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 688 کلمه

      با سلام خدمت شما ،

      خیلی زیباست دیدن انسان هایی که دائماً در حال لذت بردن و لبخند زدن به روی زندگی هستند و از آدم ها و اعمال و کارهای آنها گذشت می کنند چقدر خوبه با انسانهایی معاشرت کنیم که دائما احساس خوبی به ما هدیه می دهند و در لحظاتی که در کنار آنها هستیم احساس شادی می کنیم و لبخند میزنیم چقدر خوبه گذشت کردن از گناه ها  یا کار اشتباه کسی در گذشته و فکر کردن به گذشته که احساس ما رو خراب میکنه و تحت تاثیر گذشته قرار میده و آینده و حال مارو نابود میکنه،

      اکنون که به این احساس خوب و به این آگاهی دست پیدا کردم من هم می خواهم در لحظه حال زندگی کنم و احساس خوبی رو در زندگی داشته باشم و به گذشته نگاه نکنم و در ایستگاه گذشته نمانم تا اتفاق های خوبی بر اساس احساس من برای من رخ بدهند،

      وقتی که ذهن ما انسان ها در گذشته باقی می ماند این نشان می دهد که چقدر درگیر حرف ها و اعمال انسان هایی هستیم که شاید در آن لحظه بر اساس ناخودآگاه ذهن شان یک حرفی رو میگن یا یک کاری را انجام می دهند ولی ما تا مدتها ساعت ها یا حتی ماه ها به حرف یا به کار فرد توجه می کنیم و برای هر کسی که می بینیم بازگو میکنیم و غیبت رفتار آن را که گذشته است می کنیم در صورتی که اگر در لحظه ی حال زندگی کنید این کارها رو انجام نمیدین،

      زیرا انسانی  بزرگ است که  همیشه گذشت دارد و سعی می کند که گذشته افراد را نبیند و در زندگی خودش وارد نکند و احساس بدی رو نداشته باشد و همیشه انسان های بزرگ سعی دارند  که در لحظه زندگی کنند و آنچه را انجام بدن که به اونها احساس بهتر و لذت بردن بیشتری رو از زندگی میده، ،

       من هم از امروز تصمیم گرفتم تا در لحظه حال بیشتری زندگی کنم و بیشتر از گذشته عبور کنم و رفتار انسان ها کارهای بد  اونها رو بازگو نکنم و پشت سر آنها حرف نزنم زیرا افکارم که در گذشته باقی می مانند منفی میشود و در جهان پاسخ منفی به من برمی گردد پس من هم سعی می کنم که انسان مفیدی باشم که استمرار دارد در مسیر خودش هست و برای حال خوب خودش کارهای خوبی را انجام می‌دهد که از زندگی بیشتر لذت ببرد و یکی از این کارهای خوب گذشت کردن و عبور کردن از اتفاق های زندگی ما هست،،

      وقتی که اتفاقی برای ما در زندگی رخ می دهد باید با احساس خوب از آن عبور کنید برای مثال وارد یک جمع که می شویم یا به مهمونی اقوام که می رویم باید همون جا و در همون لحظه خوش بگذرانیم و احساس خوبی بکنیم و از کنار هم بودن در جمع و مهمونی لذت ببریم،

      اما بعد از پایان مهمونی دیگه حق نداریم که درباره کوچکترین اتفاقی که در مهمونی رخ داده یا کسی حرفی به ما زده که احساس ما رو در چند ثانیه مورد تاثیر قرار داده در گذشته بیاییم مرور کنیم و باز در آینده هم حس بدی رو تجربه کنیم که چرا در اون لحظه من چنین جوابی رو به اون فرد ندادم اصلاً در برخورد با گذشته باید با مهربانی عبور کنید و افراد و کارها و اعمال آنها را نبینید و سعی کنید که اگر کاری یا حرفی شما را در چند ثانیه ناراحت کرد دیگه در ساعت ها و ماه ها راجع به اون اتفاق حرف نزنید و احساس خوبتون رو در لحظاتی که زندگی میکنید بدن کنید و در ایستگاه اون اتفاق باقی نمانید، 

      من هم این اخلاق خوب رو همیشه داشته ام و انگار که ناخودآگاه این کار رو اصلاً انجام نمیدادم تا قبل از گوش دادن به این فایل ها هم همیشه یکی از دغدغه های من این بوده که چرا افراد پشت سر هم حرف میزنن و در گذشته ذهن شان باقی میمونه و فکر می کنم که تا حدودی من انسانی بوده ام که در لحظه حال زندگی می کردم ولی از این پس که آگاه تر شدم لحظه ی حال بیشتری رو سپری خواهم کرد و از زندگی خودم لذت بیشتری خواهم برد،

      باتشکر ازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۱۱/۱۳ ۰۱:۰۰
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,311 کلمه

      جلسه ۷۸  تکرار 

      از زندگی کردن لذت ببرید ،سلام و درود به همه دوستان و استاد گرامی ،خدارو سپاسگذارم برای بودن و دیدنم

      چقدر خوشحالم که یک روزی دلم خواست که جور دیگری زندگی کنم و جهان هم به زیبایی هدایتم کرد به ریشه ای ترین مسیر تغییر ، یعنی تغییر ذهن ،پایه اساس هر اتفاقی در ذهنه ،دلیل تمام رسیدن ها و نرسیدن های ما در مغز و برنامه ریزی های ذهنه ،این به این معنیه که ما به کوه الماس دسترسی پیدا کردیم و کلید گنج ها در دستان ماست و فقط نیازه باور کنیم و با ایمان بریم بسمتش

      حالا اینکه ما چه برخوردی با مسائل خودمون ،جهان، اطرافیان و اتفاقات داریم برمیگرده به نوع تربیت و برنامه ریزی های درونی و نوع و تیپ شخصیتمون که هر چقدر اطلاعاتمون در مورد خودمون بیشتر باشه میتونیم در لحظات ،تصمیمات بهتر و متفاوت تری بگیریم و فریز نشیم در اتفاقات

      قبلا خود من همیشه گیر بودم تو اتفاقات یا رفتارهای دیگران و بشدت تاثیر پذیر بودم نه اینکه الان نباشم منم آدم هستم و از رفتارهای دیگران ناراحت میشم ولی قبلا تا مدتها و حتی سالها اون رفتار یا حرف ها تو مغزم تکرار میشد و بصورت یک عادت روتین در من شکل گرفته بود 

      یعنی از صبح که بیدار میشدم یسری حرف ها بصورت مکرر تکرار میشد و هر بار مرور کردن اونها ،منو میبرد در مسیرهای ناامیدی و حال بدی بیشتر 

      و بلد نبودم که بپذیرم ،آموزش ببینم و بگذرم و مدام در افکار ناراحت کننده غوطه ور بودم و بسیار گفتگوهای درونی منفی داشتم ،اون وقتا هم نجوا داشتم هم غر و شکایت بیرونی ولی از زمانیکه یاد گرفتم توجه نکنم بر ناخواسته ها ،واکنش های بیرونیم قابل کنترل تر شد ،هر چند همین تغییر باعث پیشرفت هایی در من شد ولی به تازگی متوجه شدم که من در بیرون سکوت کردم ولی از درون هنوز شلوغ و پر نجوا هستم 

      یجورایی زیر پوشش آموزش ها ،بظاهر سکوتم ،یعنی اخبار نگاه نمیکنم ،در جمع های منفی قرار نمیگیرم ،صحبت  های منفی نمیکنم ولی در درونم یک کشمکش هایی دارم که اینم به تازگی کشف کردم و از خودم سئوال پرسیدم فریده اگر داری روی خودت کار میکنی چرا انقدر از درون مضطربی؟

      و حالا متوجه شدم ،انرژی های من در بینهایت جا و موقعیت و پیش افراد زیادی گیر کرده ،یعنی من توجهات زیادی به اطرافم دارم ،مثلا به اینکه چرا خواهرام ۳ سال پیش همگی با هم بر علیه من و با من دعوا کردن ،چرا مادرم بمن محبت نکرده و نمیکنه ،چرا فلان همکارم سر منو کلاه گذاشت و پولمو برد ،چرا پدرم در ۹ سالگی اون رفتارو کرد ،چرا فلان شخص با من بدرفتاری کرد وووو

      و این اتلاف انرژی ها در من باعث شده که تمرکزم بسیار پایین باشه و مدام پرش حواس داشته باشم که در کنار اینهمه حال ناجور ،ناامیدی هم واسه خودش مانور میده 

      تا این حد مدام تو افکار ناجور بودم که وقتی نصفه شب بیدار میشدم یدفعه بعضی از  اون افکار ناراحت کننده به من حمله میکردن و این شده عادت من که بسیار هم ناراحت کننده بود

      حالا هر زمان فکرم میخواد بپره بره پیش رفتارهای مثلا چند روز پیش فلانی یا هر چیز دیگه ای، مچ خودمو میگیریم میارمش پیش خودم و بهش میگم هیچ کس مهم تر از من نیست ،پیش من بمون که خیلی بهت نیاز دارم اینهارو به افکارم میگم 

      اینهمه پرتیه انرژی باعث میشه خودم تخلیه بشم ،تصور کنم برای هر کدوم از افکار و اتفاقاتی که من توشون گیر کردم درصدی از انرژیم بلاک شده باشه ،دیگه چیزی واسه تمرکز خودم نمیمونه و مهم تر از همه اینکه ،انرژی و توجه من هر جایی باشه ،جذب اتفاقات هم همون جاست

      یعنی من از صبح تا شب دارم به فلانی چی گفت ،چرا من این جوابو بهش ندادم ،چرا این کارو نکردم یا افکاری از این جنس ،دارم به جهان این پیغامو مخابره میکنم که من خوب نیستم ،من یک قربانی م که همه آدم ها اذیتم میکنن و دوستم ندارن و من لایق اتفاقات خوب نیستم و قسمت عظیمی از عزت نفسم از بین میره

      حالا با این حجم از ارتعاشات منفی ،دلم یه زندگی خوب و خوش و با کیفیت هم میخواد ولی چی دارم مخابره میکنم ؟ هر آنچه که مخابره میکنم دریافت خواهم کرد 

      و زمانیکه نمیتونم خوشحال و پر آرامش باشم ،پرخاشگر میشم که چرا زندگیم اینجوری شد و با کوچکترین مسئله ای تا روزها ماه ها یا حتی سالها درگیرم ، مثلا من بخاطر یک مسئله ای ۳۵ ساله گیرم و مدام میگم چرا اون رفتارها با من شد ؟ و دیگه مشخصه که دارم چه کاروان عظیم منفیو پشت خودم میکشم 

      یکی از راهکارهایی که براش هدایت شدم شرکت در یک کارگاه آن لاین ۴ روزه است که بتونم آدم هارو در زندگیم بصورت اصولی و واقعی ببخشم و رهاشون کنم که از این هفته کلاسم شروع میشه که میدونم و مطمئنم درون شلوغ و پر از رنج سابقم ،تمیز و پاک میشه و شفا صورت میگیره و رها میشم از تمام کوله باری که ۳۵ ساله دارم با خودم حمل میکنم و حس قربانی بودنش اذیتم میکنه 

      و راه دیگه ای که انجام میدم اینه که هر وقت فکرم داره میره بسمت تکرار و یادآوری یک اتفاق ،سریع بهش میگم بیا برگرد پیش این جان و تن عزیز خودم که خیلی بهت نیاز دارم و با این کار ،مسیرهای عصبی منفی سابق ،شکسته میشه و مسیرهای جدید نورونی ساخته میشه ،کار راحتی نیست ولی بلخره مسیر جدید بوجود میاد

      و بهترین تمرینی که میتونیم برای نرفتن تو فضاهای منفی فکری انجام بدیم اینه که در موردش نه با خودمون صحبت کنیم نه با کسی درددل کنیم و با این روش، کانون توجهمون از روی مسئله برداشته میشه و میشه برای تمرکز بر نکات مثبت خودمونو مشغول دیدن مستندهای شاد یا مثبت مورد علاقمون کنیم 

      مثلا من گاهی که میخوام ذهنمو از روی مسائلی بردارم ،چند نفر از افراد مشهور جهانی رو در یوتیوب دنبال کردم که کارشون سفر به دور دنیاست و از اونجاییکه منم علاقه دارم به این موضوع ،گاهی که وقت داشته باشم حتما دنبال میکنم 

      خلاصه که دنبال ذهن و نجواهاش راه نیفتیم ،همین الان ذهن جانم داشت میگفت این رفتار بی محبتی فلانی رو   که بهت بی محلی کرد با بی محلی کردن بهش نشون بده  و داشت حال منو بد میکرد و داشتم میرفتم که خط و نشون بکشم براش ولی سریع آگاه شدم و فکرمو منحرف کردم و اتفاقا رفتار کاملا محبت آمیزی باهاش انجام دادم و متوجه شدم حالم که بد نشد تازه بهترم شد

      منظورم این نیست که هر چقدر دیگران بی محلی میکنن ما بی خیال بشیم ،نه ،اگر دیگران با ما رفتارهای سرد دارن بخاطر نوع نگاه خودمونه و کم کم با آموزش درست میشه و وقتی ما توجهمونو برمیداریم از بی محبتی اطرافیانمون ،اونها هم روی خوششونو بهمون نشون میدن و دقیقا این ما هستیم که نقطه های طلایی آدم هارو میتونیم نشونه بگیریم 

      خدارو شکر میکنم برای تکرار آموزه ها و عمل کردن در زندگی که اگر بتونیم به موقع اجرایشون کنیم ،میریم تو مسیری که چرخ دنده های زندگیمون روان تر میشه و اتفاقات جدید رو هر روز باید به خودمون یادآوری کنیم 

      مثلا امروز که با دوستم رفتیم برای خرید هیزم   برای ویلاشون ،اولین جاییکه رفتیم به دلمون ننشست انگار حسمون خوب نبود و به هیزم فروشی دیگه ای هدایت شدیم که هم ارزون تر بود هم شرایط بهتری داشت 

      و ما این اتفاقات بظاهر کوچیکو بارها به خودمون یادآوری میکنیم ،یا دیروز که رفته بودیم خرید سوپر مارکت ،فروشنده اونجا هر چیزی ما میخواستیم و پیدا نمیکردیم ،برامون پیدا میکرد و با احترام میذاشت تو چرخمون 

      دیدن اینها و گفتنشون به خودمون باعث میشه از این جنس موقعیت ها بیشتر برامون پیش بیاد و تکرارشون مارو میبره تو مسیرهای راحتر و زیباتر 

      تغییر کانون توجه باعث تغییر اتفاقات زندگی میشه ،به چی داریم فکر و توجه میکنیم ؟ یا اگر نمیدونیم داریم به چی توجه میکنیم ،میتونیم از نتایجی که میگیریم بفهمیم کانون توجهمون کجاست 

      خدارو شکر میکنم برای تلنگرهایی هر روز با آگاهی هایی به من زده میشه که حواسم باشه برگردم تو مسیر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10