اپلیکیشن تناسب فکریسایت را روی صفحه گوشی‌ات نصب کن تا با یک لمس باز شود
0

گام ۷۴: زندگی یا مرگ، لاغری یا چاقی!

زندگی یا مرگ
اندازه متن

اگر فقط یک انتخاب داشته باشید، از بین زندگی یا مرگ کدام را انتخاب می‌کنید؟

📍 این جلسه ادامه گام ۷۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

من و احتمالا شما زندگی را انتخاب می‌کنیم.

اگر چاقی باعث مرگ و لاغری فرصت زندگی باشد کدام را انتخاب می‌کنید؟

اگر انتخاب شما لاغری است، عملکرد شما چگونه است؟! به سمت زندگی است یا مرگ؟!

باور کردن توانایی خود

زندگی همیشه ما رو سر دو راهی می‌ذاره: زندگی یا مرگ. اما جالبه بدونی خیلی وقت‌ها ما بدون اینکه بفهمیم، انتخاب‌مون رو کرده‌ایم.

باور کردن توانایی خود

همه‌ی ما لحظه‌هایی داشتیم که کارهایی انجام دادیم و حتی خودمون هم شگفت‌زده شدیم 😍.

یادت هست شبی که همه‌ی کتاب درسی رو قبل امتحان خوندی و با نمره عالی برگشتی؟ 📚🔥

یا وقتی مهارتی رو یاد گرفتی که هیچ‌کس باور نداشت تو بتونی یاد بگیری؟

یا همون وقتی که چند کار مهم رو همزمان انجام دادی و همه از تعجب دهانشون باز موند 👏.

این‌ها فقط خاطره نیست! این‌ها سندی هستن از اینکه قدرت ذهن ما نامحدوده و وقتی اشتیاق واقعی داشته باشیم، هیچ چیز جلو‌دارمون نیست 🚀.

🧠 اما یه نکته مهم وجود داره:

همین قدرت عظیم توسط بخش منفی‌باف ذهن ما سرکوب می‌شه. اون صدایی که مدام می‌گه “نمی‌تونی!”، “سخته!” یا “ولش کن!”. به همین خاطره که بعضی وقت‌ها در کارهای بزرگ موفق می‌شیم، ولی در کارهای ساده، جا می‌زنیم.

💡 راز ماجرا اینجاست:

اشتیاق، همون کلید جادویی برای بیدار کردن قدرت بی‌انتهاست. وقتی شوق و اشتیاق بسوزونه، ذهن ما مثل موتور توربو عمل می‌کنه و ما رو جلو می‌بره 🔥.

حالا برگردیم به یکی از بزرگ‌ترین انتخاب‌های زندگی: چاقی یا لاغری.

این دقیقا یعنی زندگی یا مرگ! ⚖️

خیلی‌ها چاقی رو می‌پذیرن، تسلیم می‌شن و سال‌ها در رنج و سختی زندگی می‌کنن. این یعنی انتخاب مرگ تدریجی 😔⚰️.

اما عده‌ای دیگه هستن که به نشونه‌های بدنشون گوش می‌دن: نفس‌نفس زدن موقع راه رفتن 🚶‍♀️💨، کمر درد و پا درد 🦵😖، خستگی بی‌دلیل، بی‌خوابی‌ها و حتی از دست دادن شادی زندگی. این‌ها همه هشدارهای بدنن.

کسانی که این هشدارها رو جدی می‌گیرن، در واقع انتخاب زندگی می‌کنن 🌱💪.

قدرت ذهنشون بیدار می‌شه، اشتیاق سوزانشون شعله‌ور می‌شه 🔥، و وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شن. کم‌کم تغییر می‌کنن، سبک می‌شن، از بار اضافه رها می‌شن و یه زندگی تازه، پر از شادی و آزادی رو تجربه می‌کنن 🌈✨.

یادت باشه، چاقی یه بیماری خاموشه. بی‌صدا میاد، آروم پیشرفت می‌کنه، و وقتی جدی گرفته نشه، زندگی رو ازت می‌گیره. اون لحظه‌ست که دیگه انتخابی نداری جز تسلیم شدن.

پس دوباره ازت می‌پرسم:

امروز انتخابت چیه؟ زندگی یا مرگ؟ 🤯⚖️

انتخاب زندگی یعنی شروع تغییر، یعنی باور کردن توانایی‌هات، یعنی اعتماد به قدرت نامحدود ذهنت و گفتن “من می‌تونم!” 💪🌟

عوارض چاقی

نشانه‌های بحران چاقی ⚠️

وقتی حرف از زندگی یا مرگ می‌زنیم، شاید خیلی‌ها فکر کنن موضوعی بزرگ و دور از ذهنه. اما واقعیت اینه که همین چاقی می‌تونه آرام‌آرام ما رو به سمت مرگ تدریجی ببره.

  • 🔹 نفس‌نفس زدن موقع راه رفتن 🚶‍♀️💨
  • 🔹 خواب‌های آشفته و بی‌قرار 😴🌙
  • 🔹 کمر درد و پا درد دائمی 🦵😖
  • 🔹 سخت شدن نشستن و بلند شدن از زمین 🪑
  • 🔹 از دست دادن شادی و نشاط زندگی 🌪️
  • 🔹 افکار پریشان و منفی که فقط ما رو به سمت پرخوری و چاقی بیشتر هدایت می‌کنه 🌀

این‌ها فقط بخشی از نشانه‌های بحران چاقی هستن؛ نشونه‌هایی که تقریبا همه‌ی افراد با اضافه وزن تجربه کردن.

اما حقیقت اینجاست:

اگر این علائم رو جدی بگیریم و تصمیم قاطع برای رهایی بگیریم، یعنی ما زندگی رو انتخاب کرده‌ایم 🌱💪. یعنی انتخاب کردیم از قدرت ذهنمون برای تغییر استفاده کنیم و به سمت سلامتی، شادی و آرامش حرکت کنیم ✨.

ولی اگر بی‌تفاوت باشیم، بگیم “اشکالی نداره، همه همین‌طورن”، در واقع به مرگ اجازه دادیم سرنوشت ما رو تعیین کنه ⚰️🥀.

👥 توی این فایل آموزشی ماجرای دو نفر از دوستانم رو تعریف می‌کنم:

یکی از اون‌ها نشونه‌ها رو جدی گرفت و با اشتیاق، زندگی رو انتخاب کرد. حالا سالم، سبک و سرزنده است 🌸.

اما دیگری بی‌توجه موند، نشونه‌ها رو پذیرفت، با چاقی زندگی کرد… تا در نهایت، مرگ او رو انتخاب کرد.

پس تو الان در نقطه‌ای هستی که باید تصمیم بگیری:

زندگی یا مرگ؟ ⚖️🤯

تجربه انتخاب زندگی یا مرگ

🌱 زندگی یعنی زنده بودن، یعنی پویایی، یعنی در حرکت بودن؛ مثل رود زلال و جاری آب که هیچ‌وقت متوقف نمی‌شود.

اما برای هر زنده بودنی، باید یک مرگی اتفاق بیفتد: مرگ افکار پوسیده، مرگ عادت‌های تکراری که هیچ رضایتی نمی‌آورند، مرگ پذیرش رنج و دردهایی که لایقش نیستیم…

⚰️ مرگ یعنی پذیرفتن اینکه «همینه که هست!» یعنی تسلیم شدن در برابر شرایط، یعنی رها کردن اختیار زندگی به دست دیگران.
آن روز، روز مرگ من است؛ حتی اگر نفس بکشم، فقط یک مرده متحرک هستم.

برای من، چاقی همیشه فقط رنج بوده و هنوز هم هست.

چاقی یعنی ناامیدی، غم، درد و گرفتاری. یعنی جدا شدن از زیبایی درونی‌ام.
یعنی یک غول انرژی‌خوار که تمام تمرکز و توجه منو به خودش می‌کشه و نمی‌ذاره روی چیزهای ارزشمند زندگی تمرکز کنم.

چاقی بیماری‌ای است که مثل خوره، آرام‌آرام از تمام احساسات خوبم تغذیه کرده.
مثل یک موجود تاریک، وارد سرزمین امید و عشق وجودم شده، لانه کرده و هدفش مرگ من بوده؛ مرگ شادی‌هام، مرگ دلخوشی‌هام و مرگ آرامش و اعتمادبه‌نفسم.

چاقی قاتل خاموشه؛ بدون صدا، بدون هشدار، اما بی‌رحم. و خطرناک‌تر از اون اینه که جامعه، خانواده، پزشکان و حتی خودمون، بارها با گفتن «طبیعیه»، «چیزی نیست»، «خیلی‌ها اینجورین» بهش مهر تأیید زدیم.

اما در نهایت، من انتخاب کردم. انتخاب سختی بود: زندگی یا مرگ؟ و خداوند با لطف و اراده خودش منو به مسیر لاغری با ذهن هدایت کرد.

اولین بار که وارد این دوره شدم، حدود ۱۰ کیلو وزن کم کردم.

اما دستاورد من فقط روی ترازو نبود؛ من در جنبه‌های دیگه زندگیم هم رشد کردم.
بسیاری از اقوام و حتی دوستانم بهم می‌گفتن: «دیگه آدم قبلی نیستی!» من تونستم ویترین جدیدی از خودم به جهان نشون بدم؛ انسانی هدفمند، متعهد و پر از انرژی تازه.

اما اعتراف می‌کنم؛ این مسیر همیشه صاف و هموار نبوده. بارها لیز خوردم، بارها منفی‌باف ذهنم منو فریب داد.

اوایل می‌گفت: «ادامه بده، بالاخره لاغر می‌شی.» بعد یواشکی زمزمه می‌کرد: «نمیشه، چون وقتی تحریک چشمی بشی نمی‌تونی جلوی خودتو بگیری.»
بعد گفت: «این همون رژیمه!… مگه خوراکی‌ها قدرت دارند؟» و وقتی من مقاومت می‌کردم، برمی‌گشت می‌گفت: «یعنی چاقی از تو قوی‌تره؟!»

🙏 بارها به خدا گفتم: خدایا من تسلیمت شدم. خودت هدایتم کردی به این سایت، پس می‌دونم این مسیر درسته. فقط کمکم کن ادامه بدم.

وقتی می‌بینم صدها نفر در آلبوم شگفتی‌سازان تغییر کردن، لاغر شدن، خوشحال‌تر و آزادتر زندگی می‌کنن، مطمئن می‌شم من هم می‌تونم. چون خدا برای هیچ‌کس فرق نمی‌ذاره.

✍️ اما هنوز چالش دارم. گاهی خودمو سرزنش می‌کنم. گاهی زیادی راحت می‌گیرم و می‌گم «اشکال نداره، از فردا.» اما حالا می‌فهمم پذیرش واقعی یعنی دیدن حقیقت، یعنی ادامه دادن حتی بعد از لیز خوردن.

خدایا، هزاران بار شکر که باز اینجایم. شکر برای اینکه در مسیرم. شکر برای اینکه تابلوهای راهنمای تو هر روز جلوی چشمم سبز می‌شن. شکر برای آرامش حضورت که توی قلبم می‌ریزی. خدایا، عاشقتم ❤️

دوستان هم‌مسیرم، شما هم هر روز با قدرت الهی درونتون قدم بردارید.
از میان زندگی یا مرگ، با اطمینان و اشتیاق، زندگی رو انتخاب کنید. به نشونه‌ها بی‌تفاوت نباشید. چون انتخاب امروز شما، آینده‌تون رو می‌سازه.

✨ توجه به توضیحات فایل «زندگی یا مرگ، لاغری یا چاقی» و تأمل درباره شرایط فعلی خودمون می‌تونه اشتیاقمون رو برای انتخاب زندگی افزایش بده و به لطف خدا قدرت ذهنمون رو برای ادامه مسیر لاغری فعال کنه.

✍️ در ادامه هم توی گام ۷۵ سراغ «لاغری سریع واقعیه یا دروغ تبلیغاتی؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 108 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.63 از 63 رای

https://tanasobefekri.net/?p=19677

108 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

108 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Paris.R
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۸ ۲۰:۲۷
      مدت عضویت: 841 روز
      امتیاز کاربر: 5490 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 67 کلمه

      سلام وقت به خیر من این مسیر لاغری با ذهن زا انتخاب کردم موفق شدم تنقلات عصرانه را حذف کنم تعهد را به خودم باز گردانم شادی را به خودم هدیه بدم والان به لاغری خیلی حساس نیستم به قول استاد شد شد نشد نشد همین که احساس تعهد وحال خوب دارم وهرروز می نویسم خیلی خوشحالم تلاشم را برای اصلاح زندگی وایجاد زندگی سالم می کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۱ ۲۳:۰۵
      مدت عضویت: 827 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      سلام گذشته چاقی من قندخونم بالامیرفت وسردردهای بدمیگرفتم حالم بدمیشد ومن روزبه روزپرخورترمیشدم وخوردن انگاربرام لذت بخش بوددرواقع چاقی برابربامرگ هست وزانودردبدی داشتم دکترمیرفتم ولی تاثیرنداشت دکترمیگفت باید لاغرکنی ومن تنبلی میکردم ولی بعدها رژیم ورزش شروع کردم تاحدی وزن کم میشد ولی تارهامیکردم دوباره چاق میشدم وهمیشه توفکرم توجه بخوردن بود چاقی همیشه حس وحال بدکردن روبه همراه داشت نه لباس دلخواه میتونستم تنم کن همیشه مجبوربودم لباس سایزبزرگ بگیرم خیلی افراد ازچاقی زیادفوت شدن خوردن روترجیع میدادن به سلامتی فردی که لاعری روانتخاب میکنه یک حس وحال خوبی داره وهمیشه حالش خوبه وارامش داره اونوحس متناسب شدنه یک حس عالی هست وقتی میتونن لباس دلخواهمیپوشن وسلامت جسم رودارن اون حس اعتمادبنفس بالا وبدون ترس همچی میخورن اونم به اندازه نیازبدن لاغرشدن یک نعمت الهی هست توهمه جنبه های زندگی تاثیرداره لاغری باذهن یکی ازبهترین روش هست وناروبه هدف میرسونه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ۱۵:۱۲
      مدت عضویت: 1380 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 616 کلمه
      • و خدایی که در این نزدیکیست 
      • از نظر شما برابر کردن چاقی با مرگ و زندگی با لاغری مقایسه درستی است؟ شرح دهید.قطعا درسته،چون من به عنوان ی انسان چاقی که فقط به خوردنهای بیشتر فور میکنم در مسیری قرار دارم که میخوام زودتر به زندگیم پایان بدم چون آدم‌های چاقی رو می‌شناسیم و شنیدیم که در اثر چاقی فوت شدن.اما انسانهای متناسب و لاغری رو میشناسم که مدام در حال سلامت کردن بیشتر جسمشون هستن،چرا؟؟چون لذت زندگی رو بیشتر میخوان با عمر بیشتر ببرن.
      • در زمان هایی که بدون توجه به مساله چاقی و به فکر لاغر شدن زندگی کرده اید روند چاقی به چه صورت بوده است؟با علم به اینکه اگر بخوام زندگی با کیفیت تر و عمر طولانی داشته باشم،خواستم که ی کاری بکنم در حق خودم،سعی کردم که خودمو بیخیال نشون بدم متوجه شدم آرام آرام وزن اضافه کردم.این روند بسیار کند بوده اما چون پیوسته داشته اتفاق میفتاده خیلی نرم و یواش وزنم چند کیلو از قبل هم بالاتر رفته
      • چرا برای داشتن تجربه عالی از زندگی ضروری است که لاغر شویم؟ شرح دهید.به نظرم برای انسان‌هایی که اضافه وزن دارن،هیچ چیزی توی زندگی پر رنگ تر کردن لاغری نیست،برای انجام هر کاری اولش این به ذهن خطور میونه اگه میخوای فلان کار رو انجام بدی باید برای اعتماد به نفس بیشترت ورن کم کنی،یا حتی برای مهمونی و عروسی های کوچیک و معمولی که آدم میخواد بره اول به خودش میگهاین هیکلم چیکار کنم؟؟به ناخوشی های اون اتفاق خوب فقط فکر میکنم نه به لذت بردن از انجام اون کار یا اون مهمونی.چیزی به غیر از وزن کم کردن آلویت نداره برام.
      • مرگ زندگی را از ما می گیرد. چاقی چه چیزهایی را از شما گرفته است؟ شرح دهید.چاقی،هم ی جور مرگ تدریجی با تفاوت اینکه انسان چاق کم کم میمیره،اعتماد به نفس،احساس خوب،تخریب شخصیت توسط دیگران و اطرافیان،اعتبار و اعتماد که ممکنه ی فرد چاق توی محل کارش از دست بده،شادابی و … رو به خاطر اضافه وزن به راحتی میشه از دست داد.
      • به نظر شما لاغر شدن باعث تولد چه ویژگی ها و شرایطی در زندگی تان خواهد شد.من با لاغر شدنم،احساس ی نوجوانی رو دارم که له راحتی هر مدل لباس چین دار و‌پف داری رو با هر رنگ جیغ و شاد انتخاب میکنم،به راحتی پله ها رو بالا و پایین میرم و میدوم.احساس شادی دارم،احساس میکنم توی هر مهمونی و مراسمی در چشم دیگران میدرخشم.

      با توجه به توضیحات ویدیوی آموزشی پاسخ به سوالات زیر را شرح دهید.

      • اگر فردی که مرگ را انتخاب کرد اراده و خودباوری انتخاب زندگی را داشت اکنون در چه شرایطی زندگی می کرد.اون فلان تمام تلاشش رو میکنه تا بتونه از تک تک لحظات زندگیش استفاده کنه،اون فرد تلاش میکنه هر کاری میتونه رو انجام بده تا خواسته هاش عملی بشن،چون اون ایمان پیدا کرده زندگی کوتاهه و نمیشه روزها رو از دست داد.
      • اگر امیر داستان ما به جای انتخاب زندگی به مسیر قبلی خود ادامه می داد اکنون در چه شرایطی زندگی می کرد؟!دور از جونشون،شاید ایشون هم زندگیش رو از دست داده بود،شاید خیلی عمرش کوتاه میشد.یا در بهترین حالت تا الان پنجاه کیلوی دیگه هم اضافه کرده بود بعد از ۵ سال.
      • تصمیم خود برای بهبود عملکردتان در انتخاب مسیر لاغری و زندگی را شرح دهید تصمیم دارم تا در توانم هست همین مسیری رو که توش هستم ادامه بدم،تمرین انجام بدم،فایل گوش کنم.احساسمو خوب نگه دارم تا بتونم به هدفم برسم.الهی شکر
      • با ی نفر تلفنی صحبت می‌کردم و بهم گفت چند کیلو اضافه کردم و دارم فستینگ میگیرم،به منم پیشنهاد داد ازش تشکر کردم و گفتم من دیگه نمیخوام رژیم بگیرم،به خودم گفتم من شاید خیلی کم نکرده باشم ولی همین که فشار و سختی ندارم و با آرامش دارم فرمولهامو عوض میکنم برام ی دنیا مهمتر و دوست داشتنی تره.الهی شکر
      • یا حق
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مینا
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۴ ۱۴:۲۰
      مدت عضویت: 923 روز
      امتیاز کاربر: 6520 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 394 کلمه

      به نام خداوند مهربان و سلام خدمت استاد بزرگوار روزتون بخیر 

      خداوند همیشه برای ما بهترین ها را خواسته و حتی ما را بهترین مسیر هدایت هم کرده است.اینجا فقط باید خودمون بخواهیم بهترین ها را به دست بیاوریم.

      درست است چاقی همان مرگ تدریجی هست من هم آن را تجربه کردم با وجودی که می‌خواستم لاغر بشم ولی اینقدر ذهن منفی باف من را درگیر بیماری کرد که روند کند و مستمر چاقی را ندیدم و وقتی به خودم آمدم دیدم خیلی چاق و بیمار هستم و توان آمدن پایین از تخت را ندارم.همان روز ها بود که مسیر لاغری با ذهن را پیدا کردم و تا امروز در مسیر هستم ولی از امروز تصمیم من قاطع تر و مصمم‌تر هست.من روز هایی که به چاقی توجه نمی‌کنم وحس لاغری دارم حالم خوبه و شاداب تر زندگی می کنم.ما باید لاغر شویم تا تازه طعم خوش زندگی را بچشیم و آزاد و رها از چربی و رخوت شویم.مرگ زندگی را از ما می‌گیرد و وچاقی همان مرگ هست و زندگی همان متناسب بودن..

      ۱-اگر اراده و خودباوری داشت مرگ و چاقی را انتخاب نمی‌کرد او لاغر شدن را انتخاب می‌کرد تا زندگی کند و درست است که بالاخره انسان می میرد ولی او بعد چند سال زندگی لذت‌بخش با ظاهری متناسب و روحی شاد خواهد مرد.واین اهمیت دارد که چگونه زندگی کنیم و چگونه بمیریم..

      امیدوارم آقا امیر سال های سال سالم و متناسب بمانند و با نشاط زندگی کنند و به سفر و گردشگری بروند.

      من مینا چند وقت هست که در مسیر لاغری با ذهن هستم ولی از امروز تصمیم شجاعانه و قاطع تری گرفتم که بیشتر به جزییات لاغری با ذهن توجه کنم و بیشتر به عملکرد خودم در مسیر دقت کنم و نشانه ها را در خودم نهادینه کنم.دوست دارم بیشتر به رفتار افراد متناسب دقت کنم و بیشتر به ندای درونم گوش بدهم دوست دارم که لاغر و متناسب از نظر ظاهری و فکری زندگی کنم و شاد از زندگی خود و متناسب بمیرم.

      چاقی مرگ اعتماد به نفس من ،مرگ زیبایی و شادی و تندرستی و نشاط من هست.من چاقی را ترک خواهم کرد و زندگی را به زندگیم بر می گردانم.وقتی لاغر بشم سلامتی و تندرستی و زیبایی وارد زندگی من خواهد شد و من شاداب و سرحال وخوشحال از روند زندگی ام لذت می برم.از لطف شما استاد ممنونم که ما را راهنمایی میکنید و در مواقع ضروری هشدار می دهید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلی
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۸ ۲۳:۲۶
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 360 کلمه

      به نام خدا

      خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم.

      قطعا همه ی افرادی که اضافه وزن دارن، دوست ندارن دچار بیماری بشن. ولی روند چاقی اونقدر آروم پیش میره که هیچ کسی متوجه اون نمیشه، مگه زمانی که یه بیماری خاص بگیره. من هیچ وقت دوست ندارم سرنوشتم طوری بشه که به خاطر اضافه وزنم هیچ کاری نتونم انجام بدم. شاید به خاطر همونه که من خیلی زود با این سایت آشنا شدم. من اضافه وزن زیادی ندارم. ولی دوست دارم شبیه قبل باشم. این ۷ یا ۸ سال من وزنم تغییر کرد. امروز یکم به عقب برگشتم. با خودم گفتم از کی من پرخوری کردم یا اصلا من پرخور بودم یا هستم. من مطمئنم الان پرخور نیستم. ولی یادمه سال ۹۶ یه سفر رفتیم. من به شدت پرخوری کردم توی لون یک هفته. وقتی برگشتم خونه مدام دلم میخواست دهانم در حال جنبیدن باشه. من توی همون یک هفته عادت غذایی بدی پیدا کردم. ولی به مرور اون عادت از بین رفت. از همون سالها بود که کم کم وزنم بالا رفت. خیلی آهسته. هر بار با رژیم یه مقداری وزن کم میکردم ولی بعد چند ماه اضافه وزنم از قبل هم بیشتر میشد. 

      من قبلن همه چی میخوردم و دریغ از یک کیلو اضافه وزن. چقد دوست داشتم وزن بالا بره. خب من دوست داشتم چاق بشم و شدم. الانم دوست دارم متناسب بشم و قطعا این اتفاق می افته. من از همین امروز تصمیم گرفتم شبیه دوست شما با اشتیاق بیشتر کلیپ ها رو ببینم و تمرین ها رو با ذوق و شوق بیشتری انجام بدم. منم میخوام شبیه تمام دوستان شگفتی ساز به اون جایی که دوست دارم برسم و اعلام کنم. البته شکر خدا ذهن من الان لاغره و از فشار چاقی راحتم. 

      تنها موضوع جالب توی عکس های خود شما و امیر آقا، شاداب بودن شماست. هر فردی که رژیم بگیره بعد یه مدت چهره اش خیلی داغون میشه. ولی چهره شما و حتی شگفتی سازان کاملا شاداب هست. مشخصه هیچ فشاری نداشتین. 

      امیدوارم همه در این مسیر موفق بشن و به آرزوی خودشون که متناسب شدن هست دست پیدا کنن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۱ ۰۹:۲۹
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 494 کلمه
      • از نظر شما برابر کردن چاقی با مرگ و زندگی با لاغری مقایسه درستی است؟ شرح دهید.

      بنظر من از بعضی جهات ممکنه مقایسه درستی باشه اما خیلی کلی هست،چون همون‌طور که خیلی‌ها از چاقی رنج میبرن ،خیلیها هم بهش توجهی ندارن و از اصل زندگیشان لذت میبرن.

      اما اگه بخواهیم به قیچسمت درستش اشاره کنیم ،چاقی گاهی وقتا باعث مرگ اعتماد بنفس میشه ،مرگ سلامتی ،این که نتوانیم از زیبایی های دنیا که شامل لباس زیبا ،رنگهای زیبا استفاده کنیم ،با مردگی یکسان هست و مثل مرده متحرکی میشیم که در جشن ها و مراسم دعوت میشه و باید بره.

      اما لاغری آزادی هست آزادی در انتخاب ،آزادی در رفتار و کردار و گفتار.

      بنظرم مقایسه مرگ با اسارت و لاغری با آزادی منطقی تر باشه.

      • در زمان هایی که بدون توجه به مساله چاقی و به فکر لاغر شدن زندگی کرده اید روند چاقی به چه صورت بوده است؟

      منذاین رو زندگی کردم ،قبلاذهم گفتم اوایل ازدواجم که اندام زیبا برام مهم بود با تمرکز به لاغری و عشق به لاغری ناخواسته تونستم لاغرتر و متناسب تر بشم ،انقدری که هر کس من رو  میدید تعجب میکرد که چرا و چطور آنقدر عوض شدم.

      چرا برای داشتن تجربه عالی از زندگی ضروری است که لاغر شویم؟ شرح دهید 

       من هم لاغری رو تجربه کردم و هم چاقی رو و میدونم که دغدغه ظاهر نداشته باشی دغدغه لباس نداشته باشی و هر چی خوشا میاد بپوشی یعنی چی؟

      این که ذهنت از بابت ظاهرت آزاده و خیالت جمع جمع باشه انگار صرفه جویی در انرژی و قدرت ذهن هست و اینکه راحتتر میتونی به کارهای دیگران برسی ،اما زمانی که چاق باشی هر کاری رو هم که انجام بدی و موفق بشی تهش یه ولی و اما داری که بگی,مثلا 

       «اینکارو انجام دادم ولی چه فایده کاش همینجوری هم میشد لاغر بشم»

      مرگ زندگی رو از ما میگیره ،چاقی لذت زندگی رو!

      • اگر امیر داستان ما به جای انتخاب زندگی به مسیر قبلی خود ادامه می داد اکنون در چه شرایطی زندگی می کرد؟!

      قطعا خوشگذرانی های کمتری می‌داشت ،شاید مجبور میشد تمام هزینه های را که الان در خوشگذرانی صرف میکند با انتخاب چاقی ،در دوا ودکتر و رفع بیماری صرف میکرد.

      تمام زمانهایی که برای تفریح می‌گذاشت ،با انتخاب چاقی در مطب دکتر و سونو و اینجور جاها و استراحت در منزل می گذاشت.

      و ممکن بود دوست مرحوم شما با انتخاب لاغری و تغییر سبک زندگی هنوز هم زنده بود و در کنار خانواده و دوستان زندگی میکرد .

      • تصمیم خود برای بهبود عملکردتان در انتخاب مسیر لاغری و زندگی را شرح دهید.

      من تصمیم خودم رو گرفتم و می‌خوام وزن خودم رو کم کنم از طریق لاغری با ذهن که بنظرم ساده ترین روش لاغری است .

      با انجام دادن روزانه تمرین ها و گوش دادن به فایلها خودم رو در مسیر لاغری قرار دادم .سعی میکنم عادت های غذاییم رو تغییر بدم و مثل زمان تناسبم رفتار بکنم تا مثل همون زمان به تناسب برسم .به چاقی زیاد فکر نمیکنم و سعی میکنم به لاغری فکر کنم ،بجای تنفر از چاقی به لاغری عشق میورزم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۱ ۰۸:۳۲
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 751 کلمه

      بنام الله یکتا و مهربان و همیشه حاضر و حامی و عاشق پیشرفت ما،

      و درود رحمت الهی همیشه در هر لحظه زندگی شما استاد گرامی جاری ،

      چقدر زیبا بود این فایل چراغی روشنتر شد پررنگتر از قبل و ذهنم زنگ زد که بیدارتر بشم ،

      چند موضوع نوید بخش به من گفته شد در این فایل:

      تصمیم قاطع 

      و اینکار شدنی طبق مثال دوستمون بعد از شش ماه یا هر چقدر زمان که لازم داره

      و شما فرمودید همه چی می خوردین بدون محدودیتی

      و فرمودید زندگیتون را با شادی و تفریح بگذرونید نه با حسرت و عذاب و زودتر به کام مرگ رفتن 

      فرمودید چاقی آرام‌آرام اومده 

      من امروز به خودم اومدمکه الان منتظر چی هستم دارم چکار میکنم؟

      من کاملا شرایطشو دارم 

      تمریناتو انجام میدم علاقمو دارم 

      و محیطی آرام که کسی با من کاری نداره و آزادی رو  ساعتها  دارم 

      از لحاظ خورد و خوراک عالی هر چی بخوام و نخوام رو دارم 

      از اون بهتر و بالاتر من هر روز پیاده رویمو دارم علاوه بر 

      سه بار بدنسازی و سه بار ورزش بادیفلکسمو دقیق و به اندازه در هفته دارم که البته می‌دونم ورزش الان برای سلامتی خوب نه لاغری،

      همسری همراه را دارم 

      و مهمتر از آن خدایی که منو دعوت و راهنمایی به این سایت کرده را دارم تا به هدفم و سلامتیم برسم ،

      اینا همه رو دارم ۱۱۶ یا ۱۱۷ روزم هست در سایت تناسبم امروز ۲۲ فروردین ماه روز سه شنبه و عید فطر ۱۴۰۳ هم هست سه ما و دوهفته بیشتر که من در سایتم پس منتظر چی هستم؟

      چکار دارم میکنم؟

      الانم‌صبح ساعت ۸:۳۰ و من در حال پیاده روی گوش به این فایل دادم تنها و با آرامش انگار خدا خواست بهم بگه انتظار بسته منتظر چی هستی تینا ؟!

      خدایا برای تمام نعمتهات ممنونم هزاران بار چطوری شمر گزاری باشم هر لحظه تا بی نهایت بار نمی‌دونم و فقط می‌دونم این حد از محبتت به بنده ات بی نظیر و شکر من کم

       استاد من از خداوند ممنونم شما را چراغ راهنمای ما قرار دادن الهی همگی بیدار باشیم و تصمیم قاطعمون را گرفته باشیم به امید الله یکتا و تمام کردیم موضوع را الهی آمین .

      • از نظر شما برابر کردن چاقی با مرگ و زندگی با لاغری مقایسه درستی است؟ شرح دهید.
      • بله دقیقا من تجربه اش مردم بر اثر چربی خون و کبد چرب و قندم نمیگم که مبتلا شدم اما در شرفش هستم خیلی حس بدی خیلیییی.
      • در زمان هایی که بدون توجه به مساله چاقی و به فکر لاغر شدن زندگی کرده اید روند چاقی به چه صورت بوده است؟
      • من عالی حسش کردم دهنمو حداقل لاغر میکردم احساس سبکبالی هم خودش واقعا تا اوج آدمو میبره اما الان نتیجه عملی می‌خوام  
      • چرا برای داشتن تجربه عالی از زندگی ضروری است که لاغر شویم؟ شرح دهید.
      • من دلم میخواد لباس زیبا بپوشم تو جمع کسی نگاهم نکنه یا خجالت بکشم یک گوشه ففط بشینم پاشم راه برم شادی کنم چون واقعا شدم عالم بی عمل.
      • مرگ زندگی را از ما می گیرد. چاقی چه چیزهایی را از شما گرفته است؟ شرح دهید.
      • شادی روح زندگیمو اعتمادمو به خودم کیفیت زندگیمو اعتبارمو کم کم افسرده و گوشه گیری آوردن در اجتماع و کمتر پیدا شدن و روابط عالی را میگه  کمتر تحرک سختتر چاقی هم لذت زندگیمو میگیره هم مرگ واقعی رو زندگی واقعیمو ازم میگیره چاقی کیفیت زندگیمو میگیره و هم کمیتشو بهتر بگم .
      • به نظر شما لاغر شدن باعث تولد چه ویژگی ها و شرایطی در زندگی تان خواهد شد.
      • شادی و سبکبالی مثل پرنده آزاد شاد رها آزاد حس قدرت توانمندی توانستن موفقیت عزت احترام اعتماد به خود .
      •  

      با توجه به توضیحات ویدیوی آموزشی پاسخ به سوالات زیر را شرح دهید.

      • اگر فردی که مرگ را انتخاب کرد اراده و خودباوری انتخاب زندگی را داشت اکنون در چه شرایطی زندگی می کرد.
      • شاد با کیفیت و کمیت عمر بهتر ازدواج کرده بود لذت از ورزش و روابط با دوستانش را هنوز داشت تفریح بهتر و بیشتر داشت شغلشو داشت 
      • اگر امیر داستان ما به جای انتخاب زندگی به مسیر قبلی خود ادامه می داد اکنون در چه شرایطی زندگی می کرد؟!تمام دیگه زندگی نداشت از هر نظر 
      • تصمیم خود برای بهبود عملکردتان در انتخاب مسیر لاغری و زندگی را شرح دهید.

      من میخوام‌ آرام‌آرام بدون تحمل هیچگونه فشار و رنجی که مغزم خودشو عقب نکشه جا نزنه طرف پرخوری و حرصوولع از قبل بدتر نره ،

      به خودم بگم غذا همیشه هست متعادل بخور اگر گرسنه واقعی هستی بخور و چرا الان میخوای بخوری و آیا اون چیزی که دلت میخواد از طبیعت واقعی خداست سالم ؟

      حتی اگر هم سالم نبود برای خوابیدن عطش به خوردنت فعلا درستتر انتخاب کن بخور فعلا محدودیت بهش ندم و نگم نه نباید بخوری اما انتخابمو متعادلتر آرامتر کنم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه
      ۱۴۰۲/۰۸/۱۶ ۱۱:۳۶
      مدت عضویت: 1183 روز
      امتیاز کاربر: 11570 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 285 کلمه

      به نام خدای هستی بخش 

      گام 74 : زندگی یا مرگ ، چاقی یا لاغری

      این جمله نشان دهنده اینکه  ما تعیین میکنیم که چاقی باعث مرگ ما بشه یا ما به روال طبیعی خودمون مرگ رو تجربه کنیم در چاقی و لاغری هم به همین شکل که ما انتخاب میکنیم که چاق باشیم یا لاغر ما انتخاب میکنیم که وقتی متوجه شدیم چه چیزی باعث چاقی ما شده تصمیم بگیرم که اوضاع رو تغییر بدیم یا نه به همون اوضاع قبلی ادامه بدیم و چاقی بیشتر رو تجربه کنیم . همان طوری که دوست استاد تصمیم گرفتن که اوضاع شون رو تغییر بدن و از دام چاقی رها بشن و اگر این تصمیم رو نمیگرفتن خدایی ناکرده ممکن بود هر اتفاقی براشون بیوفته. البته خودمون باعث به وجود اومدن این دام شدیم فقط باید از موضوع آگاه بشیم و خودمون رو از این دام رها کنیم چون چاقی چیز بیرونی نیست که کسی اونو به ما تحمیل کرده باشه مثل گذشته که من فکر میکردم که غذاها و و سایر عوامل باعث چاقی من هستن . پس ما تصمیم میگیرم که مرگ با چاقی و عذاب های اونو تجربه کنیم یا آزاد و رها زندگی کنیم تا لحظه ای که مرگ مون فرا برسه درواقع در زمان چاقی خودمون به پیشواز مرگ میریم و اون رو دعوت میکنیم که زودتر به سراغ ما بیاد ولی زمانی که متناسب باشی اصلا کاری به  زمان مرگت نداری و فقط از زندگی لذت میبری تا زمانی که مرگ فرا برسه .زندگی ما رو انتخاب هامون رقم میزنه من انتخاب میکنم که لاغر باشم و طعم زندگی با آزادی رو بچشم آزادی در هر زمینه ای یا نه با چاق بود لذت زندگی کردن رو از خودم بگیرم .  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۰۵ ۱۸:۳۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 890 کلمه

      به نام خداوند زندگی بخشم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات زندگی یا مرگ؟

      • از نظر شما برابر کردن چاقی با مرگ و زندگی با لاغری مقایسه درستی است؟ شرح دهید.
      • بله مقایسه درستی است چون ما چیزی را درو می‌کنیم که کاشته ایم. 
      • مگر میشود چاقی بکاریم و زندگی درو کنیم ؟!!!!
      • چاقی محصولش فقط رنج و بیماری و مصیبت است و در نهایت مرگ 
      • اما لاغری محصولش شادابی و لذت و نشاط و میل به زندگی است 
      • در زمان هایی که بدون توجه به مساله چاقی و به فکر لاغر شدن زندگی کرده اید روند چاقی به چه صورت بوده است؟
      • من فقط در زمان کرونا به فکر چاقی نبودم ولی فکر لاغری هم نبودم و کلا فقط به فکر سلامتی و زندگی بیشتر بودم و شروع کردم به ورزش در خانه برای سلامتی بیشتر و مبتلا نشدن به کرونا و مرگ 
      • و نتیجه جالب آن رها کردن مسئله چاقی و لاغری برایم رسیدن به سایز مورد نظرم و تناسب پایین تنه ام  بود 
      • من الان که با قوانین آشنا شده ام با توجه به آن تجربه خودم فهمیدم اگر قانون رهایی را انجام دهم خیلی راحت و منطقی به خواسته لاغری ام میرسم 
      • چرا برای داشتن تجربه عالی از زندگی ضروری است که لاغر شویم؟ شرح دهید.
      • چون ما افراد چاق همه چیز خودمان را به چاقی و لاغری ربط می‌دهیم،از بس در اجتماع افراد چاق را افرادی غیر معمولی و احمق و ……….نشان می‌دهند ما مدام می‌خواهیم خودمان را از صف چاقها جدا کنیم و به دیگران ثابت کنیم من شبیه بقیه چاقها نیستم .
      • برای همین کل زندگی ما خلاصه می‌شود در لاغر شدن و اصلی ترین و اساسی ترین هدف زندگی ما لاغری می‌شود 
      • و ما می‌چسبیم به لاغری و چون نمی‌توانیم به آن برسیم حتی از روش‌های اشتباه ؛
      • زندگی و لذتهایش را نمی‌توانیم ببینیم و درک کنیم و فکر می‌کنیم برای لذت بردن از زندگی باید حتما لاغر شویم .
      • مرگ زندگی را از ما می گیرد. چاقی چه چیزهایی را از شما گرفته است؟ شرح دهید.
      • چاقی چیزی را از من نگرفته بلکه فواید و نعمات زیادی هم برای زندگی خودم و اطرافیانم داشته 
      • این من بودم که علت انجام ندادن اقدام برای رسیدن به خواسته هایم را به گردن چاقی می انداختم و از پذیرش مسئولیت شانه خالی میکردم .
      • من گمان میکردم این چیزهایی که ندارم بخاطر چاقی است مثلا:
      • خودم را دوست نداشتم
      • اعتماد به نفس نداشتم 
      • سر کار نرفتم
      • فوق لیسانس و آزمون وکالت ندادم 
      • مهمانی و سفر  و تفریح در اجتماع نمی‌رفتم
      • لباس نمیخریدم 
      • و…….‌….
      • اما الان یاد گرفتم اگر هر کدام از آن احساسها را داشته ام اگر هر کدام ازآن پیشرفت‌ها را نکرده ام بخاطر چاق بودنم نبوده بلکه بخاطر فرمول‌های اشتباه انباشته شده در ذهنم بوده و گرنه چاقی را چه به این غلطها.
      •  
      • به نظر شما لاغر شدن باعث تولد چه ویژگی ها و شرایطی در زندگی تان خواهد شد.
      • من الان که در مسیر آموزش هستم هنوز چاقم اما تمام چیزهایی که روزی فکر میکردم چاقی از من گرفته را بدست گرفته ام با وجود چاق بودنم من فهمیدم چاقی و لاغری فقط یک فرایند جسمی است و نمی‌توانند ما را به سعادت یا شقاوت برسانند .
      • مثل کوتاه کردن مو 
      • آیا کسی که موهایش کوتاه است نمی‌تواند یک وکیل یا پزشک یا انسان خوبی باشد 
      • آیا اگر کسی موی بلندی داشته باشد یعنی باهوش‌تر و عاقلتر است ؟
      • نه مو هیچ ربطی به محتویات ذهنی و رفتاری انسان ندارد ،چاقی و لاغری هم دقیقا همینطور است .
      • من با بودن در مسیر تناسب فکری لاغری را در آغوش دارم و احوالات متولد شده ام اینها است:
      • خودم را پذیرفته ام و بسیار دوست دارم 
      • اعتماد و عزت نفسم به شدت بالا رفته 
      • سرعت تحلیل و پردازش اطلاعات در ذهنم بسیار زیادتر از قبل  شده 
      • میخواهم دوباره درسم را ادامه دهم 
      • دنبال یک کار عالی تر از معلمی هستم 
      • دیگر اضطراب مهمانی و سفر و تفریح ندارم چون من همینم و کسی که مرا بخاطر ظاهرم بخواهد در نگاه من حقیر و بی ارزش است.
      • اصلا حرفها و گفته های دیگران برایم ارزش ندارد 
      • قدرت کنترل ورودی و خروجی های زندگی ام را در دست دارم 
      • و کلی اثرات بی نظیر ……..
      • اگر فردی که مرگ را انتخاب کرد اراده و خودباوری انتخاب زندگی را داشت اکنون در چه شرایطی زندگی می کرد.
      • من خیلی خوب میدانم که هر کس هر کجا ایستاده چون خودش خواسته و انتخاب کرده و خداوند ذره ای به کسی ستم نمیکند .
      • کسی که در مسیر اشتباه افتاده و به جای زندگی و لذایذ بیشمارش مرگ را انتخاب کرده اگر به مسیر درست هدایت شود قطعا دیگر انتخابش مرگ نخواهد بود و می‌تواند بهترین زندگی را برای خودش به ارمغان بیاورد .
      • اگر امیر داستان ما به جای انتخاب زندگی به مسیر قبلی خود ادامه می داد اکنون در چه شرایطی زندگی می کرد؟!
      • امیر آقای داستان ما اگر بر روال سابق میخواست زندگی اش را ادامه دهد الان قطعا چاقتر هم شده بود و محدودیت‌های حرکتی و خوراکی بیشتری را تجربه می‌کرد زیرا چاقی یعنی پارکینگ بیماری ها بودن .
      •  
      • تصمیم خود برای بهبود عملکردتان در انتخاب مسیر لاغری و زندگی را شرح دهید.
      • من همیشه دنبال راهکاری برای بهبود عملکرد زندگی ام هستم چون آدم راکد بودن نیستم و عاشق پیشرفت و تغییرم .
      • تصمیم من برای بهبود عملکردم در مسیر لاغری با ذهن بودن در مسیر و عجله نکردن و دنبال نتیجه جسمی نبودن است من اینجا در حال کسب دانش ذهنی هستم و میدانم زمان بندی خداوند بی نظیر است و در زمان خاص خودش لاغری ام هم خود به خود اتفاق می افتد .
      • پروردگارا سپاسگزارم که مرا خلق کردی 
      • پروردگارا سپاسگزارم که به من زندگی سلامت بخشیدی 
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۰۵ ۱۳:۲۹
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,229 کلمه

      به نام خداوندم که هرگز نمی‌میرد 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      زندگی یا مرگ؟

      جهان هستی جهان قانونهاست و بدلیل نظم بی نظیر جهان تمام اتفاقات بر مدار قوانین اتفاق می افتند .

      یکی از این قوانین این هست که زمانی که انسان تصمیم میگیرد یک تغییری در زندگی اش ایجاد کند ،جهان هستی ابتدا با او مقاومت میکند و شروع میکند به آزمون و خطا گرفتن درباره آن موضوع برای اینکه ببیند چقدر متعهد و پایبند به آن تغییر هستیم .و همه ما بارها با این مسئله روبرو 

      شده ایم.

      مثلا ما در گذشته تصمیم می گرفتیم که رژیم بگیریم ،به محض شروع رژیم ما انواع و اقسام اتفاقات می افتاد و ما مورد امتحانات زیادی از طریق کائنات قرار می‌گرفتیم “مهمانی های لاکچری دعوت می‌شدیم با انواع و اقسام خوراکی های رنگ به رنگ و تحریک کننده ،یا حتی می رفتیم جایی و می‌دیدیم غذای مورد علاقه ما رو درست کردن و…… 

      من خیلی در این قانون کائنات آزمایش پس دادم ،بعضی جاها مغلوب شدم و بعضی جاها که مقاومت کردم و متعهد موندم هم انگار دیگه کائنات ازم قصد امتحان گرفتن نداشت و از این جور مسائل هم برام پیش نمیومد .

      یادمه همسرم تمرین صبوری داشتن و اینقدر تو چالش‌های مختلف می افتاد که من هر لحظه منتظر بودم کاسه صبرش لبریز بشه و مدام پیش خودم میگفتم وای خدای من دیگه اینجا همون جائیه که صداش در بیاد .

      اما خدا رو شکر طاقت آورد و بدترین شرایط ها رو کائنات براش می‌چید؛ اما الحمدلله موفق شد و متعهد موند و نتیجه هم گرفت و الان خیلی انسان صبورتری شده و کنترل خشم داره و همه این دستاوردهاش بخاطر تعهدی هست که برای انتخابش داشت و متعهد موند و نمره قبولی رو از کائنات گرفت .

      و الان خدا رو شکر دیگه کائنات هم چالش‌های تو مخی براش پیش نمیاره چون قبلا صبرش و سنجیده . 

      دوست شما هم که شروع کرد به حرکت به سمت آبشار ،چون تصمیم گرفته بود لاغر بشه و فایلها رو گوش داده بود ،در اصل افتاده بود توی امتحان کائنات برای سنجش عیار .

      او افتاد توی یک مسیر سخت و طاقت فرسا که حتی گاهی اعلام می‌کرد قادر به ادامه دادن مسیر نیست ،اما در نهایت متعهد موند و آرام آرام و ذره ذره جلو رفت تا متوجه قدرت‌های درونی اش بشه و بزرگترین تصمیم زندگی اش رو بگیره و انتخاب کنه ؛

      خداوند در اون سفر بهش نشون داد ،توانایی های بالایی داره و میتونه با اون توانایی ها چاقی رو از بین ببره ؛

      خداوندبهش نشون داد شاید زمان زیادی صرف بشه تا به خواسته اش برسه اما اگر تسلیم نشه رسیدن به خواسته اش حتمیه ؛

      خداوند بهش نشون داد ببین جاده خیلی پستی و بلندی داره ولی اگر متعهد بمونی من برات آسونش میکنم .

      و تمام اون سفر براش پر بود از نشانه های خداوند .

      بله همه چیز در جهان آرام آرام اتفاق می افته ؛

      چاقی ما هم خیلی آروم شروع کرد به بیشتر شدن و رشد کردن ،طوری که ما اصلا یادمون نمیاد کی و کجا و چطور چاق شدیم !!!!

      مثل تب و لرز یکباره نیومد ،که ما متوجه اش بشیم .

      بلکه آروم و بی صدا اومد و وقتی نشانه هاش در جسم ما نمایان شد ما ترسیدیم و شروع کردیم مثل شخصی که در مرداب گرفتار شده و هر چقدر بیشتر دست و پا بزنه بیشتر در لجن فرو میره ،شروع کردیم به دست و پا زدن و چنگ انداختیم به هر جایی که فکر میکردیم ممکنه نجاتمون بده از چاقی ؛

      از انواع رژیمها و ورزشها و داروها و جراحی ها بگیر تا قهر کردن و تسلیم شدنمون و پرخوری بیشتر ،به یه جایی رسیدیم که گفتیم ولش کن ما که لاغر بشو نیستیم تهش مرگه دیگه و اونجا بود که بین جاده زندگی و مرگ ما مرگ و انتخاب کردیم .

      عمه خدا بیامرز خودم بخاطر چاقی اش فوت کرد و سالهای آخر عمرش به شدت دچار بیماری های مختلف از چاقی شده بود و در آخر زندگیش با چاقی پایان گرفت اونم با کلی رنج و عذاب جسمی و روحی .

      یادمه هر وقت بهش سر میزدم میگفت دعا کن برام زودتر بمیرم از بس شرایط بیماری و تحملش براش سخت شده بود .

      اما من نمیخوام مثل عمه ام باشم یا مثه دوست خدابیامرز استاد یا مثه خیلی دیگه از چاقهایی که تسلیم شدن و مرگ به سراغشون اومد و هیچ وقت به آرزوی لاغریشون نرسیدن .

      من میخوام مرتب روی ذهنم کار کنم  و سعی کنم قوانین الهی رو خوب درک کنم و منتظر اتفاقات خوب باشم. 

       ممکنه نتیجه هایی  که منتظرشونم خیلی زود برام پیش نیاد ولی مهم ادامه دادنه.

       چون من که میدونم این قوانین وجود داره پس باید ادامه بدم و مایوس نشم .

      نتیجه های عالی منتظر من هستن و من ایمان دارم بزودی کسبشون میکنم .من اصلا عجله ندارم ،مهم اینه حالم خوبه ،آرامش دارم و به مسیرم ایمان دارم و اصلا نگران هیچ چیزی نیستم چون اطمینان دارم خداوند من و به خواسته هام میرسونه بنابراین هیچ حس بدی ندارم و جلوی ورودی های منفی ام رو هم کاملا بستم .

      کاملا یقین دارم اگر کسی احساسش بد بشه به خواسته اش نمیرسه .پس من اجازه نمیدم هیچ چیزی احساسم و بد کنه ایمان، نقطه مقابل ترسه.

      دوست شما وقتی یکبار از روی کنجکاوی دوره رو طی کرده بود چون هنوز به کاری که می‌خواست انجام بده باور کافی نداشت و مطمئن نبود با این روش بتونه لاغر بشه و ایمان به این روش نداشت؛پس جهان هستی اهمیتی به خواسته لاغری ایشون نداد چون دوستتون چیزی رو جذب می‌کرد که بهش باور داشت .من با اعتماد بنفس کامل به قدرتهای درونی که خداوند بهم داده ایمان دارم و میدونم هیچ کاری برام اونقدر بزرگ نیست که نتونم انجامش بدم و اینجوری دیگه هراسی ندارم .

      من ابتدا از پله های پایین شروع میکنم برای رسیدن به قله لاغری که هدف بزرگ منه و وقتی در اول مسیر هستم از پایین کوه قله خیلی بالاست و خیلی راه زیادی در پیشه .. اما چون من هدفم رو خرد کردم به بخشهای کوچکتر که هم سریعتر دست یافتنی بشه هم تکاملم رو در اون طی کرده باشم .

      هر چی که از کوه بالاتر میرم دیگه قله خیلی دور از دسترس بنظر نمیاد و ارام ارام میبینم که من نوک قله ایستادم همونی که از پایین خیلی بزرگ بود و هولناک .. اما ،الان زیر پای منه. چون من نخواستم از اون پایین یک دفعه یه دورخیز بزنم و رو قله باشم .. من قوانین رو میدونم وپله پله اومدم بالا و هر چی بالاتر اومدم سرعتم صعودی افزایش پیدا کرده و تقریبا از نیمه  های راه اصلا رسیدن به قله خیلی هم عادی و طبیعی شده و دیگه برام بزرگ نیست.

      دقیقا مثل همین مثال دوست شما در مسیر آبشار ،ابتدا با هیجان شروع کرد مسیر رو و وقتی دیگران از سختی راه میگفتن شروع کرد به ترسیدن وای چند ساعت باید راه برم اونم چه جاده ای رو و یواش یواش با نگاه از پایین به بالا رسیدن به نقطه اوج و سخت و دور از دسترس میدید و آروم آروم داشت از ادامه مسیر نا امید میشد ولی نزدیکای انتهای مسیر دیگه انگار اونقدرها براش سخت نبود انگار شاخ غول و شکسته بود و کار و رسونده بود به دمش و خودش و توانایی هاش و باور کرده بود و از همونجا تصمیم گرفت زندگی جدیدی و خلق کنه تصمیم گرفت بین مرگ و زندگی ،زندگی و انتخاب کنه و خیلی برام قابل تحسینه این انتخاب .

      انشالله من هم یه روز قصه زندگیم میشه درس واسه دیگران 

      خداوندا شاکر نعمات بی پایان هستم 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم