اپلیکیشن تناسب فکریسایت را روی صفحه گوشی‌ات نصب کن تا با یک لمس باز شود
0

گام ۷۴: زندگی یا مرگ، لاغری یا چاقی!

زندگی یا مرگ
اندازه متن

اگر فقط یک انتخاب داشته باشید، از بین زندگی یا مرگ کدام را انتخاب می‌کنید؟

📍 این جلسه ادامه گام ۷۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

من و احتمالا شما زندگی را انتخاب می‌کنیم.

اگر چاقی باعث مرگ و لاغری فرصت زندگی باشد کدام را انتخاب می‌کنید؟

اگر انتخاب شما لاغری است، عملکرد شما چگونه است؟! به سمت زندگی است یا مرگ؟!

باور کردن توانایی خود

زندگی همیشه ما رو سر دو راهی می‌ذاره: زندگی یا مرگ. اما جالبه بدونی خیلی وقت‌ها ما بدون اینکه بفهمیم، انتخاب‌مون رو کرده‌ایم.

باور کردن توانایی خود

همه‌ی ما لحظه‌هایی داشتیم که کارهایی انجام دادیم و حتی خودمون هم شگفت‌زده شدیم 😍.

یادت هست شبی که همه‌ی کتاب درسی رو قبل امتحان خوندی و با نمره عالی برگشتی؟ 📚🔥

یا وقتی مهارتی رو یاد گرفتی که هیچ‌کس باور نداشت تو بتونی یاد بگیری؟

یا همون وقتی که چند کار مهم رو همزمان انجام دادی و همه از تعجب دهانشون باز موند 👏.

این‌ها فقط خاطره نیست! این‌ها سندی هستن از اینکه قدرت ذهن ما نامحدوده و وقتی اشتیاق واقعی داشته باشیم، هیچ چیز جلو‌دارمون نیست 🚀.

🧠 اما یه نکته مهم وجود داره:

همین قدرت عظیم توسط بخش منفی‌باف ذهن ما سرکوب می‌شه. اون صدایی که مدام می‌گه “نمی‌تونی!”، “سخته!” یا “ولش کن!”. به همین خاطره که بعضی وقت‌ها در کارهای بزرگ موفق می‌شیم، ولی در کارهای ساده، جا می‌زنیم.

💡 راز ماجرا اینجاست:

اشتیاق، همون کلید جادویی برای بیدار کردن قدرت بی‌انتهاست. وقتی شوق و اشتیاق بسوزونه، ذهن ما مثل موتور توربو عمل می‌کنه و ما رو جلو می‌بره 🔥.

حالا برگردیم به یکی از بزرگ‌ترین انتخاب‌های زندگی: چاقی یا لاغری.

این دقیقا یعنی زندگی یا مرگ! ⚖️

خیلی‌ها چاقی رو می‌پذیرن، تسلیم می‌شن و سال‌ها در رنج و سختی زندگی می‌کنن. این یعنی انتخاب مرگ تدریجی 😔⚰️.

اما عده‌ای دیگه هستن که به نشونه‌های بدنشون گوش می‌دن: نفس‌نفس زدن موقع راه رفتن 🚶‍♀️💨، کمر درد و پا درد 🦵😖، خستگی بی‌دلیل، بی‌خوابی‌ها و حتی از دست دادن شادی زندگی. این‌ها همه هشدارهای بدنن.

کسانی که این هشدارها رو جدی می‌گیرن، در واقع انتخاب زندگی می‌کنن 🌱💪.

قدرت ذهنشون بیدار می‌شه، اشتیاق سوزانشون شعله‌ور می‌شه 🔥، و وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شن. کم‌کم تغییر می‌کنن، سبک می‌شن، از بار اضافه رها می‌شن و یه زندگی تازه، پر از شادی و آزادی رو تجربه می‌کنن 🌈✨.

یادت باشه، چاقی یه بیماری خاموشه. بی‌صدا میاد، آروم پیشرفت می‌کنه، و وقتی جدی گرفته نشه، زندگی رو ازت می‌گیره. اون لحظه‌ست که دیگه انتخابی نداری جز تسلیم شدن.

پس دوباره ازت می‌پرسم:

امروز انتخابت چیه؟ زندگی یا مرگ؟ 🤯⚖️

انتخاب زندگی یعنی شروع تغییر، یعنی باور کردن توانایی‌هات، یعنی اعتماد به قدرت نامحدود ذهنت و گفتن “من می‌تونم!” 💪🌟

عوارض چاقی

نشانه‌های بحران چاقی ⚠️

وقتی حرف از زندگی یا مرگ می‌زنیم، شاید خیلی‌ها فکر کنن موضوعی بزرگ و دور از ذهنه. اما واقعیت اینه که همین چاقی می‌تونه آرام‌آرام ما رو به سمت مرگ تدریجی ببره.

  • 🔹 نفس‌نفس زدن موقع راه رفتن 🚶‍♀️💨
  • 🔹 خواب‌های آشفته و بی‌قرار 😴🌙
  • 🔹 کمر درد و پا درد دائمی 🦵😖
  • 🔹 سخت شدن نشستن و بلند شدن از زمین 🪑
  • 🔹 از دست دادن شادی و نشاط زندگی 🌪️
  • 🔹 افکار پریشان و منفی که فقط ما رو به سمت پرخوری و چاقی بیشتر هدایت می‌کنه 🌀

این‌ها فقط بخشی از نشانه‌های بحران چاقی هستن؛ نشونه‌هایی که تقریبا همه‌ی افراد با اضافه وزن تجربه کردن.

اما حقیقت اینجاست:

اگر این علائم رو جدی بگیریم و تصمیم قاطع برای رهایی بگیریم، یعنی ما زندگی رو انتخاب کرده‌ایم 🌱💪. یعنی انتخاب کردیم از قدرت ذهنمون برای تغییر استفاده کنیم و به سمت سلامتی، شادی و آرامش حرکت کنیم ✨.

ولی اگر بی‌تفاوت باشیم، بگیم “اشکالی نداره، همه همین‌طورن”، در واقع به مرگ اجازه دادیم سرنوشت ما رو تعیین کنه ⚰️🥀.

👥 توی این فایل آموزشی ماجرای دو نفر از دوستانم رو تعریف می‌کنم:

یکی از اون‌ها نشونه‌ها رو جدی گرفت و با اشتیاق، زندگی رو انتخاب کرد. حالا سالم، سبک و سرزنده است 🌸.

اما دیگری بی‌توجه موند، نشونه‌ها رو پذیرفت، با چاقی زندگی کرد… تا در نهایت، مرگ او رو انتخاب کرد.

پس تو الان در نقطه‌ای هستی که باید تصمیم بگیری:

زندگی یا مرگ؟ ⚖️🤯

تجربه انتخاب زندگی یا مرگ

🌱 زندگی یعنی زنده بودن، یعنی پویایی، یعنی در حرکت بودن؛ مثل رود زلال و جاری آب که هیچ‌وقت متوقف نمی‌شود.

اما برای هر زنده بودنی، باید یک مرگی اتفاق بیفتد: مرگ افکار پوسیده، مرگ عادت‌های تکراری که هیچ رضایتی نمی‌آورند، مرگ پذیرش رنج و دردهایی که لایقش نیستیم…

⚰️ مرگ یعنی پذیرفتن اینکه «همینه که هست!» یعنی تسلیم شدن در برابر شرایط، یعنی رها کردن اختیار زندگی به دست دیگران.
آن روز، روز مرگ من است؛ حتی اگر نفس بکشم، فقط یک مرده متحرک هستم.

برای من، چاقی همیشه فقط رنج بوده و هنوز هم هست.

چاقی یعنی ناامیدی، غم، درد و گرفتاری. یعنی جدا شدن از زیبایی درونی‌ام.
یعنی یک غول انرژی‌خوار که تمام تمرکز و توجه منو به خودش می‌کشه و نمی‌ذاره روی چیزهای ارزشمند زندگی تمرکز کنم.

چاقی بیماری‌ای است که مثل خوره، آرام‌آرام از تمام احساسات خوبم تغذیه کرده.
مثل یک موجود تاریک، وارد سرزمین امید و عشق وجودم شده، لانه کرده و هدفش مرگ من بوده؛ مرگ شادی‌هام، مرگ دلخوشی‌هام و مرگ آرامش و اعتمادبه‌نفسم.

چاقی قاتل خاموشه؛ بدون صدا، بدون هشدار، اما بی‌رحم. و خطرناک‌تر از اون اینه که جامعه، خانواده، پزشکان و حتی خودمون، بارها با گفتن «طبیعیه»، «چیزی نیست»، «خیلی‌ها اینجورین» بهش مهر تأیید زدیم.

اما در نهایت، من انتخاب کردم. انتخاب سختی بود: زندگی یا مرگ؟ و خداوند با لطف و اراده خودش منو به مسیر لاغری با ذهن هدایت کرد.

اولین بار که وارد این دوره شدم، حدود ۱۰ کیلو وزن کم کردم.

اما دستاورد من فقط روی ترازو نبود؛ من در جنبه‌های دیگه زندگیم هم رشد کردم.
بسیاری از اقوام و حتی دوستانم بهم می‌گفتن: «دیگه آدم قبلی نیستی!» من تونستم ویترین جدیدی از خودم به جهان نشون بدم؛ انسانی هدفمند، متعهد و پر از انرژی تازه.

اما اعتراف می‌کنم؛ این مسیر همیشه صاف و هموار نبوده. بارها لیز خوردم، بارها منفی‌باف ذهنم منو فریب داد.

اوایل می‌گفت: «ادامه بده، بالاخره لاغر می‌شی.» بعد یواشکی زمزمه می‌کرد: «نمیشه، چون وقتی تحریک چشمی بشی نمی‌تونی جلوی خودتو بگیری.»
بعد گفت: «این همون رژیمه!… مگه خوراکی‌ها قدرت دارند؟» و وقتی من مقاومت می‌کردم، برمی‌گشت می‌گفت: «یعنی چاقی از تو قوی‌تره؟!»

🙏 بارها به خدا گفتم: خدایا من تسلیمت شدم. خودت هدایتم کردی به این سایت، پس می‌دونم این مسیر درسته. فقط کمکم کن ادامه بدم.

وقتی می‌بینم صدها نفر در آلبوم شگفتی‌سازان تغییر کردن، لاغر شدن، خوشحال‌تر و آزادتر زندگی می‌کنن، مطمئن می‌شم من هم می‌تونم. چون خدا برای هیچ‌کس فرق نمی‌ذاره.

✍️ اما هنوز چالش دارم. گاهی خودمو سرزنش می‌کنم. گاهی زیادی راحت می‌گیرم و می‌گم «اشکال نداره، از فردا.» اما حالا می‌فهمم پذیرش واقعی یعنی دیدن حقیقت، یعنی ادامه دادن حتی بعد از لیز خوردن.

خدایا، هزاران بار شکر که باز اینجایم. شکر برای اینکه در مسیرم. شکر برای اینکه تابلوهای راهنمای تو هر روز جلوی چشمم سبز می‌شن. شکر برای آرامش حضورت که توی قلبم می‌ریزی. خدایا، عاشقتم ❤️

دوستان هم‌مسیرم، شما هم هر روز با قدرت الهی درونتون قدم بردارید.
از میان زندگی یا مرگ، با اطمینان و اشتیاق، زندگی رو انتخاب کنید. به نشونه‌ها بی‌تفاوت نباشید. چون انتخاب امروز شما، آینده‌تون رو می‌سازه.

✨ توجه به توضیحات فایل «زندگی یا مرگ، لاغری یا چاقی» و تأمل درباره شرایط فعلی خودمون می‌تونه اشتیاقمون رو برای انتخاب زندگی افزایش بده و به لطف خدا قدرت ذهنمون رو برای ادامه مسیر لاغری فعال کنه.

✍️ در ادامه هم توی گام ۷۵ سراغ «لاغری سریع واقعیه یا دروغ تبلیغاتی؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 108 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.63 از 63 رای

https://tanasobefekri.net/?p=19677

108 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

108 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۰۵ ۱۸:۳۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 890 کلمه

      به نام خداوند زندگی بخشم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات زندگی یا مرگ؟

      • از نظر شما برابر کردن چاقی با مرگ و زندگی با لاغری مقایسه درستی است؟ شرح دهید.
      • بله مقایسه درستی است چون ما چیزی را درو می‌کنیم که کاشته ایم. 
      • مگر میشود چاقی بکاریم و زندگی درو کنیم ؟!!!!
      • چاقی محصولش فقط رنج و بیماری و مصیبت است و در نهایت مرگ 
      • اما لاغری محصولش شادابی و لذت و نشاط و میل به زندگی است 
      • در زمان هایی که بدون توجه به مساله چاقی و به فکر لاغر شدن زندگی کرده اید روند چاقی به چه صورت بوده است؟
      • من فقط در زمان کرونا به فکر چاقی نبودم ولی فکر لاغری هم نبودم و کلا فقط به فکر سلامتی و زندگی بیشتر بودم و شروع کردم به ورزش در خانه برای سلامتی بیشتر و مبتلا نشدن به کرونا و مرگ 
      • و نتیجه جالب آن رها کردن مسئله چاقی و لاغری برایم رسیدن به سایز مورد نظرم و تناسب پایین تنه ام  بود 
      • من الان که با قوانین آشنا شده ام با توجه به آن تجربه خودم فهمیدم اگر قانون رهایی را انجام دهم خیلی راحت و منطقی به خواسته لاغری ام میرسم 
      • چرا برای داشتن تجربه عالی از زندگی ضروری است که لاغر شویم؟ شرح دهید.
      • چون ما افراد چاق همه چیز خودمان را به چاقی و لاغری ربط می‌دهیم،از بس در اجتماع افراد چاق را افرادی غیر معمولی و احمق و ……….نشان می‌دهند ما مدام می‌خواهیم خودمان را از صف چاقها جدا کنیم و به دیگران ثابت کنیم من شبیه بقیه چاقها نیستم .
      • برای همین کل زندگی ما خلاصه می‌شود در لاغر شدن و اصلی ترین و اساسی ترین هدف زندگی ما لاغری می‌شود 
      • و ما می‌چسبیم به لاغری و چون نمی‌توانیم به آن برسیم حتی از روش‌های اشتباه ؛
      • زندگی و لذتهایش را نمی‌توانیم ببینیم و درک کنیم و فکر می‌کنیم برای لذت بردن از زندگی باید حتما لاغر شویم .
      • مرگ زندگی را از ما می گیرد. چاقی چه چیزهایی را از شما گرفته است؟ شرح دهید.
      • چاقی چیزی را از من نگرفته بلکه فواید و نعمات زیادی هم برای زندگی خودم و اطرافیانم داشته 
      • این من بودم که علت انجام ندادن اقدام برای رسیدن به خواسته هایم را به گردن چاقی می انداختم و از پذیرش مسئولیت شانه خالی میکردم .
      • من گمان میکردم این چیزهایی که ندارم بخاطر چاقی است مثلا:
      • خودم را دوست نداشتم
      • اعتماد به نفس نداشتم 
      • سر کار نرفتم
      • فوق لیسانس و آزمون وکالت ندادم 
      • مهمانی و سفر  و تفریح در اجتماع نمی‌رفتم
      • لباس نمیخریدم 
      • و…….‌….
      • اما الان یاد گرفتم اگر هر کدام از آن احساسها را داشته ام اگر هر کدام ازآن پیشرفت‌ها را نکرده ام بخاطر چاق بودنم نبوده بلکه بخاطر فرمول‌های اشتباه انباشته شده در ذهنم بوده و گرنه چاقی را چه به این غلطها.
      •  
      • به نظر شما لاغر شدن باعث تولد چه ویژگی ها و شرایطی در زندگی تان خواهد شد.
      • من الان که در مسیر آموزش هستم هنوز چاقم اما تمام چیزهایی که روزی فکر میکردم چاقی از من گرفته را بدست گرفته ام با وجود چاق بودنم من فهمیدم چاقی و لاغری فقط یک فرایند جسمی است و نمی‌توانند ما را به سعادت یا شقاوت برسانند .
      • مثل کوتاه کردن مو 
      • آیا کسی که موهایش کوتاه است نمی‌تواند یک وکیل یا پزشک یا انسان خوبی باشد 
      • آیا اگر کسی موی بلندی داشته باشد یعنی باهوش‌تر و عاقلتر است ؟
      • نه مو هیچ ربطی به محتویات ذهنی و رفتاری انسان ندارد ،چاقی و لاغری هم دقیقا همینطور است .
      • من با بودن در مسیر تناسب فکری لاغری را در آغوش دارم و احوالات متولد شده ام اینها است:
      • خودم را پذیرفته ام و بسیار دوست دارم 
      • اعتماد و عزت نفسم به شدت بالا رفته 
      • سرعت تحلیل و پردازش اطلاعات در ذهنم بسیار زیادتر از قبل  شده 
      • میخواهم دوباره درسم را ادامه دهم 
      • دنبال یک کار عالی تر از معلمی هستم 
      • دیگر اضطراب مهمانی و سفر و تفریح ندارم چون من همینم و کسی که مرا بخاطر ظاهرم بخواهد در نگاه من حقیر و بی ارزش است.
      • اصلا حرفها و گفته های دیگران برایم ارزش ندارد 
      • قدرت کنترل ورودی و خروجی های زندگی ام را در دست دارم 
      • و کلی اثرات بی نظیر ……..
      • اگر فردی که مرگ را انتخاب کرد اراده و خودباوری انتخاب زندگی را داشت اکنون در چه شرایطی زندگی می کرد.
      • من خیلی خوب میدانم که هر کس هر کجا ایستاده چون خودش خواسته و انتخاب کرده و خداوند ذره ای به کسی ستم نمیکند .
      • کسی که در مسیر اشتباه افتاده و به جای زندگی و لذایذ بیشمارش مرگ را انتخاب کرده اگر به مسیر درست هدایت شود قطعا دیگر انتخابش مرگ نخواهد بود و می‌تواند بهترین زندگی را برای خودش به ارمغان بیاورد .
      • اگر امیر داستان ما به جای انتخاب زندگی به مسیر قبلی خود ادامه می داد اکنون در چه شرایطی زندگی می کرد؟!
      • امیر آقای داستان ما اگر بر روال سابق میخواست زندگی اش را ادامه دهد الان قطعا چاقتر هم شده بود و محدودیت‌های حرکتی و خوراکی بیشتری را تجربه می‌کرد زیرا چاقی یعنی پارکینگ بیماری ها بودن .
      •  
      • تصمیم خود برای بهبود عملکردتان در انتخاب مسیر لاغری و زندگی را شرح دهید.
      • من همیشه دنبال راهکاری برای بهبود عملکرد زندگی ام هستم چون آدم راکد بودن نیستم و عاشق پیشرفت و تغییرم .
      • تصمیم من برای بهبود عملکردم در مسیر لاغری با ذهن بودن در مسیر و عجله نکردن و دنبال نتیجه جسمی نبودن است من اینجا در حال کسب دانش ذهنی هستم و میدانم زمان بندی خداوند بی نظیر است و در زمان خاص خودش لاغری ام هم خود به خود اتفاق می افتد .
      • پروردگارا سپاسگزارم که مرا خلق کردی 
      • پروردگارا سپاسگزارم که به من زندگی سلامت بخشیدی 
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۰۵ ۱۳:۲۹
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,229 کلمه

      به نام خداوندم که هرگز نمی‌میرد 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      زندگی یا مرگ؟

      جهان هستی جهان قانونهاست و بدلیل نظم بی نظیر جهان تمام اتفاقات بر مدار قوانین اتفاق می افتند .

      یکی از این قوانین این هست که زمانی که انسان تصمیم میگیرد یک تغییری در زندگی اش ایجاد کند ،جهان هستی ابتدا با او مقاومت میکند و شروع میکند به آزمون و خطا گرفتن درباره آن موضوع برای اینکه ببیند چقدر متعهد و پایبند به آن تغییر هستیم .و همه ما بارها با این مسئله روبرو 

      شده ایم.

      مثلا ما در گذشته تصمیم می گرفتیم که رژیم بگیریم ،به محض شروع رژیم ما انواع و اقسام اتفاقات می افتاد و ما مورد امتحانات زیادی از طریق کائنات قرار می‌گرفتیم “مهمانی های لاکچری دعوت می‌شدیم با انواع و اقسام خوراکی های رنگ به رنگ و تحریک کننده ،یا حتی می رفتیم جایی و می‌دیدیم غذای مورد علاقه ما رو درست کردن و…… 

      من خیلی در این قانون کائنات آزمایش پس دادم ،بعضی جاها مغلوب شدم و بعضی جاها که مقاومت کردم و متعهد موندم هم انگار دیگه کائنات ازم قصد امتحان گرفتن نداشت و از این جور مسائل هم برام پیش نمیومد .

      یادمه همسرم تمرین صبوری داشتن و اینقدر تو چالش‌های مختلف می افتاد که من هر لحظه منتظر بودم کاسه صبرش لبریز بشه و مدام پیش خودم میگفتم وای خدای من دیگه اینجا همون جائیه که صداش در بیاد .

      اما خدا رو شکر طاقت آورد و بدترین شرایط ها رو کائنات براش می‌چید؛ اما الحمدلله موفق شد و متعهد موند و نتیجه هم گرفت و الان خیلی انسان صبورتری شده و کنترل خشم داره و همه این دستاوردهاش بخاطر تعهدی هست که برای انتخابش داشت و متعهد موند و نمره قبولی رو از کائنات گرفت .

      و الان خدا رو شکر دیگه کائنات هم چالش‌های تو مخی براش پیش نمیاره چون قبلا صبرش و سنجیده . 

      دوست شما هم که شروع کرد به حرکت به سمت آبشار ،چون تصمیم گرفته بود لاغر بشه و فایلها رو گوش داده بود ،در اصل افتاده بود توی امتحان کائنات برای سنجش عیار .

      او افتاد توی یک مسیر سخت و طاقت فرسا که حتی گاهی اعلام می‌کرد قادر به ادامه دادن مسیر نیست ،اما در نهایت متعهد موند و آرام آرام و ذره ذره جلو رفت تا متوجه قدرت‌های درونی اش بشه و بزرگترین تصمیم زندگی اش رو بگیره و انتخاب کنه ؛

      خداوند در اون سفر بهش نشون داد ،توانایی های بالایی داره و میتونه با اون توانایی ها چاقی رو از بین ببره ؛

      خداوندبهش نشون داد شاید زمان زیادی صرف بشه تا به خواسته اش برسه اما اگر تسلیم نشه رسیدن به خواسته اش حتمیه ؛

      خداوند بهش نشون داد ببین جاده خیلی پستی و بلندی داره ولی اگر متعهد بمونی من برات آسونش میکنم .

      و تمام اون سفر براش پر بود از نشانه های خداوند .

      بله همه چیز در جهان آرام آرام اتفاق می افته ؛

      چاقی ما هم خیلی آروم شروع کرد به بیشتر شدن و رشد کردن ،طوری که ما اصلا یادمون نمیاد کی و کجا و چطور چاق شدیم !!!!

      مثل تب و لرز یکباره نیومد ،که ما متوجه اش بشیم .

      بلکه آروم و بی صدا اومد و وقتی نشانه هاش در جسم ما نمایان شد ما ترسیدیم و شروع کردیم مثل شخصی که در مرداب گرفتار شده و هر چقدر بیشتر دست و پا بزنه بیشتر در لجن فرو میره ،شروع کردیم به دست و پا زدن و چنگ انداختیم به هر جایی که فکر میکردیم ممکنه نجاتمون بده از چاقی ؛

      از انواع رژیمها و ورزشها و داروها و جراحی ها بگیر تا قهر کردن و تسلیم شدنمون و پرخوری بیشتر ،به یه جایی رسیدیم که گفتیم ولش کن ما که لاغر بشو نیستیم تهش مرگه دیگه و اونجا بود که بین جاده زندگی و مرگ ما مرگ و انتخاب کردیم .

      عمه خدا بیامرز خودم بخاطر چاقی اش فوت کرد و سالهای آخر عمرش به شدت دچار بیماری های مختلف از چاقی شده بود و در آخر زندگیش با چاقی پایان گرفت اونم با کلی رنج و عذاب جسمی و روحی .

      یادمه هر وقت بهش سر میزدم میگفت دعا کن برام زودتر بمیرم از بس شرایط بیماری و تحملش براش سخت شده بود .

      اما من نمیخوام مثل عمه ام باشم یا مثه دوست خدابیامرز استاد یا مثه خیلی دیگه از چاقهایی که تسلیم شدن و مرگ به سراغشون اومد و هیچ وقت به آرزوی لاغریشون نرسیدن .

      من میخوام مرتب روی ذهنم کار کنم  و سعی کنم قوانین الهی رو خوب درک کنم و منتظر اتفاقات خوب باشم. 

       ممکنه نتیجه هایی  که منتظرشونم خیلی زود برام پیش نیاد ولی مهم ادامه دادنه.

       چون من که میدونم این قوانین وجود داره پس باید ادامه بدم و مایوس نشم .

      نتیجه های عالی منتظر من هستن و من ایمان دارم بزودی کسبشون میکنم .من اصلا عجله ندارم ،مهم اینه حالم خوبه ،آرامش دارم و به مسیرم ایمان دارم و اصلا نگران هیچ چیزی نیستم چون اطمینان دارم خداوند من و به خواسته هام میرسونه بنابراین هیچ حس بدی ندارم و جلوی ورودی های منفی ام رو هم کاملا بستم .

      کاملا یقین دارم اگر کسی احساسش بد بشه به خواسته اش نمیرسه .پس من اجازه نمیدم هیچ چیزی احساسم و بد کنه ایمان، نقطه مقابل ترسه.

      دوست شما وقتی یکبار از روی کنجکاوی دوره رو طی کرده بود چون هنوز به کاری که می‌خواست انجام بده باور کافی نداشت و مطمئن نبود با این روش بتونه لاغر بشه و ایمان به این روش نداشت؛پس جهان هستی اهمیتی به خواسته لاغری ایشون نداد چون دوستتون چیزی رو جذب می‌کرد که بهش باور داشت .من با اعتماد بنفس کامل به قدرتهای درونی که خداوند بهم داده ایمان دارم و میدونم هیچ کاری برام اونقدر بزرگ نیست که نتونم انجامش بدم و اینجوری دیگه هراسی ندارم .

      من ابتدا از پله های پایین شروع میکنم برای رسیدن به قله لاغری که هدف بزرگ منه و وقتی در اول مسیر هستم از پایین کوه قله خیلی بالاست و خیلی راه زیادی در پیشه .. اما چون من هدفم رو خرد کردم به بخشهای کوچکتر که هم سریعتر دست یافتنی بشه هم تکاملم رو در اون طی کرده باشم .

      هر چی که از کوه بالاتر میرم دیگه قله خیلی دور از دسترس بنظر نمیاد و ارام ارام میبینم که من نوک قله ایستادم همونی که از پایین خیلی بزرگ بود و هولناک .. اما ،الان زیر پای منه. چون من نخواستم از اون پایین یک دفعه یه دورخیز بزنم و رو قله باشم .. من قوانین رو میدونم وپله پله اومدم بالا و هر چی بالاتر اومدم سرعتم صعودی افزایش پیدا کرده و تقریبا از نیمه  های راه اصلا رسیدن به قله خیلی هم عادی و طبیعی شده و دیگه برام بزرگ نیست.

      دقیقا مثل همین مثال دوست شما در مسیر آبشار ،ابتدا با هیجان شروع کرد مسیر رو و وقتی دیگران از سختی راه میگفتن شروع کرد به ترسیدن وای چند ساعت باید راه برم اونم چه جاده ای رو و یواش یواش با نگاه از پایین به بالا رسیدن به نقطه اوج و سخت و دور از دسترس میدید و آروم آروم داشت از ادامه مسیر نا امید میشد ولی نزدیکای انتهای مسیر دیگه انگار اونقدرها براش سخت نبود انگار شاخ غول و شکسته بود و کار و رسونده بود به دمش و خودش و توانایی هاش و باور کرده بود و از همونجا تصمیم گرفت زندگی جدیدی و خلق کنه تصمیم گرفت بین مرگ و زندگی ،زندگی و انتخاب کنه و خیلی برام قابل تحسینه این انتخاب .

      انشالله من هم یه روز قصه زندگیم میشه درس واسه دیگران 

      خداوندا شاکر نعمات بی پایان هستم 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم