0

تا وقتی باورهای چاق کننده داری، لاغر نمی‌شی! (گام ۱۳۱)

فرمول های ذهنی چاق
اندازه متن

تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:

“چرا با اینکه انقدر تلاش می‌کنم، باز هم چاقم؟!” 😔

وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کم‌تحرکی نیست،

بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کننده‌ست که سال‌هاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭

مثل یه برنامه پنهانی که بی‌صدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافه‌وزن می‌بره.

قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمول‌های ذهنی پنهان و ببینیم چطور می‌تونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶‍♀️🌿

ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کننده‌ایم 🧠🍽️

سال‌هاست ذهنمون داره ما رو چاق می‌کنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا می‌ندازیم!

اگه اضافه‌وزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

باورهای چاق کننده

اگه یه کم دقیق‌تر نگاه کنی، حتما دیدی که آدم‌هایی اطرافت هستن که بیشتر از تو می‌خورن، کمتر از تو ورزش می‌کنن ولی متناسبن! 🤔

چرا اون‌ها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون می‌خورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن می‌کنی؟

جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.

تو سال‌هاست با جمله‌هایی زندگی کردی که مثل سم آروم‌آروم وارد ذهنت شده‌ن:

  • «برنج چاق می‌کنه»
  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «تا ورزش نکنم لاغر نمی‌شم»
  • «آب هم بخورم چاق می‌شم!»
  • «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
  • «اگه گرسنه بمونم، حالم بد می‌شه»

اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخش‌ان. 📻

مغزت طبق همین برنامه‌ها، برات گرسنگی می‌سازه، ولع ایجاد می‌کنه، عذاب وجدان می‌فرسته، یا حتی باعث می‌شه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.

در واقع، خیلی وقت‌ها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنه‌ست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.

فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚

سال‌ها پیش خودم این رو تجربه کردم.

تصور می‌کردم دلیل چاقی‌ام برنجِ. 🍚❗می‌گفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست می‌شه.»

پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄

برای سیر شدن، سالاد می‌خوردم، سبزی می‌خوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر می‌کشید.

درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…

ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓

انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.

و اینجا بود که فهمیدم:

📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کننده‌ایه که ذهنم بهشون ایمان داره.

ما سال‌ها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀

تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟

چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟

چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟

ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر می‌کنه؟»

واقعیت تلخه، ولی شفافه:

ما چاق هستیم چون ذهن‌مون چاق فکر می‌کنه.

باورهای چاق کننده

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمول‌هایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.

چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.

تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب می‌شن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقته‌ست.

راه نجات چیه؟ 🛤️

✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده

برنامه‌ریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده

✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا

زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی

و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.

همون‌طور که من از وقتی «فرمول‌های ذهنی» رو شناختم، نه‌تنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمی‌ترسم، دیگه احساس شکست نمی‌کنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.

یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاق‌کننده و باورهای چاق‌ کننده است است.

یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق می‌کنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨‍👩‍👧‍👦🧠

تو جمله‌ای که بالا گفتم، دقت کن:

«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»

یعنی چی؟

یعنی چیزی که از خانواده‌م به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!

بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کننده‌ای بود که اون‌ها بهش ایمان داشتن.

ما تو خیلی از زمینه‌های زندگی‌مون به خانواده‌مون شبیه‌ایم:

💸 طرز فکر درباره پول

💬 شیوه ارتباط با دیگران

🍽️ حتی نگاه‌مون به غذا و بدن خودمون…

ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر می‌کنیم که ارثیه!

در حالی‌که همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کننده‌ست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.

🧭 مسیر لاغری از باور شروع می‌شه، نه از حذف غذا

تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰

و هر لقمه‌ای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…

هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمی‌تونه نجاتت بده. 💊🛑

🔑 کلید تغییر اینه که بفهمی:

«من چاق نیستم چون زیاد می‌خورم؛
من زیاد می‌خورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کننده‌ست.» 💡

وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته می‌شه.

لاغری‌ای که از ذهن شروع می‌شه، نه از معده. 🧠❤️‍🔥

🎯 رژیم نمی‌تونه حریف باورهای چاق کننده بشه!

اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا می‌رسه چیه؟

🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم می‌گیرم!»

و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خسته‌کننده:

📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامه‌ریزی دقیق وعده‌ها، و 😖 محدودیت‌های طاقت‌فرسا…

اما بذار یه سوال مهم بپرسم:

❓ آیا رژیم می‌تونه اون صداهایی که توی ذهنت می‌پیچه رو خاموش کنه؟

صداهایی مثل:

«الان بخور، بعداً جبران می‌کنی»

«تو استعداد چاقی داری!»

«بدنت بدون این غذا ضعف می‌کنه»

«یه بار که چیزی نمی‌شه!»

🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…

باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠

🧠 چرا رژیم نمی‌تونه باور رو عوض کنه؟

رژیم‌ها میان و می‌رن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچ‌کدوم نمی‌تونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.

همون جایی که سال‌هاست باورهای چاق کننده مثل برنامه‌هایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.

مثلاً:

«برنج چاق‌کننده‌ست!» 🍚

«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️

«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمی‌شم!» 🤯

تو ممکنه سال‌ها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…

ولی آخرش برگشتی سر خونه‌ی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.

🔬 نگاه علمی به این موضوع:

در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:

«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرک‌های ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»

یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خسته‌ای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.

پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشه‌ی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

تغییر باورهای چاق کننده

🌱 راه‌حل چیه؟ تغییر فرمول‌های ذهنی

اگر می‌خوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافل‌ان:

🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!

  • یاد بگیری چی باعث پرخوری‌ته؟
  • چرا بعضی غذاها برات وسوسه‌انگیزن؟
  • چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان می‌شی؟
  • چرا رژیم برات شبیه شکنجه‌ست؟
  • چرا همیشه برمی‌گردی به رفتارهای قبلی؟

👣 توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد می‌گیری.

یاد می‌گیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.

✍️ چرا تمرین‌ بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟

ذهن ما سال‌ها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق می‌کنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق می‌شم» برنامه‌ریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمول‌های ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیم‌ها هم نمی‌تونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشه‌ای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید می‌فرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد می‌کنن. ✨

🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی

لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:

  • 🍚 اولین غذایی که فکر می‌کنی باعث چاقی‌ته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
  • 📻 کدوم جمله چاق‌کننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار می‌شه؟ سعی کن از کودکی ریشه‌ش رو پیدا کنی.
  • ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنی‌ت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
  • 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
  • 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمی‌دونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.

🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.

💬 نوبت توئه!

حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کننده‌ای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار می‌شه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.86 از 118 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11807
176 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار tahere.norani
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۳ ۱۳:۲۲
      مدت عضویت: 2085 روز
      امتیاز کاربر: 1025 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,161 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم
      جلسه ی نوزدهم: فرمول های ذهنی چاق کننده رو بشناسید.
      سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
      من میخواهم در این قسمت درس هایی رو که تا این جلسه یاد گرفتم و دارم روشون تمرین میکنم بنویسم تا یک جمع بندی در ذهنم بشوند و بتونم بیشتر روشون تمرکز داشته باشم، البته با اجازه ی شما استاد عزیزم
      اول از همه من در این دوره باور پیدا کردم که تنها راه لاغری من از طریق ذهنم هست، همانطور که من از طریق ذهن به اسانی و با لذت چاق شدم میتونم از طریق همین ذهن با آسانی و با لذت لاغر شوم. و هیچ راه دیگه ای نمیتونه من رو لاغر کنه. رژیم و ورزش جزء عوامل بیرونی هستند و هرگز نمیتونن من رو لاغر کنن یا از همه مهمتر لاغر نگه دارند تا زمانیکه که ذهن من همکاری نکنه هیچ اتفاقی نمیوفته، و رژیم و ورزش تصمیماتی هستند که من با ذهن خوداگاهم برای فرار از رنج چاقی میگیریم در حالیکه ذهن من همچنان از خوردن بیشتر، و امتحان مزه های مختلف و شیرینیجات و …. لذت میبره و نمیخواد که این لذت رو از دست بده و میخواهد که این لذت رو داشته باشه و البته بیشترش هم کنه با فراهم کردن موقعیت هایی که مواد غذایی بیشتر رو در دسترس من قرار بده و به من یاداوری کنه که مثلا فلان خوراکی هم در فلان جا هست که هنوز نخوردیش برو بخورش خیلی خوشمزست😋😋 و در این جنگ بین خوداگاه و ذهن صدالبته که ذهن پیروز است و در جایی ما بالاخره رژیم رو میشکنیم یا ورزش رو کنار میزاریم چون لذتی برای ذهن ما نداشتن و ما به زور داشتیم کارایی رو انجام میدادیم که دوست نداشتیم ولی فکر میکردیم که ما رو به اهدافمون میرسونن، پس نتیجه میگیریم که برای لاغر شدن باید خوداگاه و ذهن ناخوداگاه ما باید در یک راستا و همسو با هم باشند تا ما بتونیم مسیر رو ادامه بدهیم و به خواستمون برسیم، حالا چطور بتونیم ذهن ناخوداگاهمون رو با خوداگاهمون در یک راستا کنیم؟ با اموزش هایی که به ذهنمون میدیم، با پرده هایی که از جلوی چشمش برمیداریم، با منطق هایی که براش میاریم، با مهربانی و دادن وعده ی لذت هایی که لاغری براش به ارمغان میاره، با نشان دادن زشتی بعضی از رفتارها و نمایان کردن چهره ی واقعی و زشت اون رفتار از پشت پرده ای که اون رو طبیعی و زیبا میدونست، با رها کردنش از فکر کردن به خوردن و …..
      حالا این اموزش هایی که تا اینجا به ذهن دادیم چیا هستند؟
      ۱_ ترس از خوردن، همه ما چاق ها خوراکی ها رو به دو دسته ی خوب و بد تقسیم کردیم و در ذهن ما تقریبا بیشتر خوراکی ها چاق کننده هستند مثل برنج، مثل نون، مثل شیرینیجات، مثل فست فود و …. و ما از خوردنشون میترسیم در حالیکه همه ی ما در اطرافمون کسانی رو داریم که از این مواد غذایی استفاده میکنند و لاغرند، اینجا به ذهن اموزش میدهیم با منطق که هیچ ماده ی خوراکی چاق کننده یا لاغر کننده نیست و استفاده ی نادرست ما از این مواد خوراکیه که ما رو چاق کرده، پس هیچ ترسی از خوردن وجود نداره و باید به بدنمون اطمینان کنیم که خودش میدونه از هر غذایی به چه اندازه بخوره تا همیشه متناسب بمونه.
      ۲_ تا اینجا یاد گرفتیم که زمانی غذا بخوریم که گرسنه بشیم و این گرسنگی با علائمی مثل حالت ضعف و صدای شکم خودش رو نشون میده و کم کم شروع میشه. مثلا من قبلنا اصلا از گرسنه شدن میترسیدم میگفتم وای گرسنه شدم الان هر چی دم و دستم اومد رو میخورم، در حالیکه الان مشتاقانه صبر میکنم گرسنه بشم چون میدونم اونوقت هیچ محدودیتی نیست و میتونم اندازه ی نیازم بخورم و اینکه تا زمانی میخورم که احساس گرسنگی برطرف بشه و هنوز احساس سبکی داشته باشم ( معمولا اگر تا زمانی که سیر نشدی دست از غذا خوردن بکشی بیست دقیقه بعد متوجه میشی که چکار خوبی کردی چون کاملا سیر شده بودی و این پیغام به مغ رسیده).
      ۳_ یاد گرفتیم که ما معتاد به خوردن شدیم و همانطور که کسی که معتاد به مواد مخدر است از روی ظاهرش میشه متوجه شد هم اینکه معتاده و هم اینکه اعتیادش چقدر سنگینه، ما هم از روی ظاهرمون میتونیم بفهمیم که چقدر معتادیم و اعتیادمون چقدر سنگینه، و چون هیچ قانونی برای اعتیاد به مواد خوراکی وجود نداره این ما خودمون هستیم که باید قوانینی رو برای خودمون وضع کنیم. قوانینی مثل اصرار کردن به دیگران و مخصوصا بچه هامون برای بیشتر خوردن ممنوع، قوانینی مثل بیشتر از حد نیاز خوردن چون حیفه چون نعمت خداست چون پول براش دادیم، چون خوش اب و رنگه، چون نخوریم ناراحت میشن، چون میخوایم تو خوردن همرایش کنیم تنها نخوره و ….. ممنوع است. قوانینی مثل پرخوری بعد از خوردن غذا و فقط از روی هوس ممنوع است. خوردن به خاطره خستگی، بی حوصلگی، ناراحتی، شادی و …ممنوع است.
      ۴_ در رابطه با هوس ها مثل خوردن شیرینیجات، کیک و شکلات و اجیل و میوه …. چیزی که من تا اینجا درک کردم مثلا وقتی غذا خوردی و سیری دلیلی نداره بری بخوری، ولی اگر خیلی هوس کردی و دوست دادی بخوری و از اونجا که جنگیدن با ذهن بی فایده است میتونی به اندازه ای که حس خوب و ارضا شدنی بهت میده بخوری، به امید روزی که اصلا ذهن من فرمان خوردن این چیزا رو صادر نکنه ( استاد عزیزم ازتون ممنون میشم که یک فایلی در مورد این هوس خوردن چیزایی غیر از غذا بزارید مثل شیرینیجات، مثل کیک و تنقلات و چیپس و … که چه فرمولی رو به ذهنمون بدیم که اینقدر فرمان خوردن این خوراکی ها رو نده، پیشاپیش سپاسگزارم)
      ۵_ زیاد به خوردن، و چی بخورم و چی نخورم و کجا برم کجا بشینم و چی بخورم فکر نکنیم و بیشتر در لحظه باشیم. و اینقدر برنامه ریزی برای خوردن نکنیم.
      ۶_ از خودمون انتظار لاغری داشته باشیم، و چون این روش سادست و سختی و رژیمی نداره فکر نکنیم حقمون نیست لاغر بشیم یا لاغر شدن سختر از این حرفاست، با نگاه کردن به استاد و دیگر شگفتی سازان به خودمون بقبولونیم باید از این راه لاغر بشیم و تا حالا مسیر رو اشتباه میرفتیم، مسیر به همین سادگیست و حق ما لاغر شدن و لاغر بودن است تا زمانی که زنده ایم و این توقع رو از خودمون داشته باشیم.
      ۷_ و اخرین مطلبی که الان یاد گرفتم اینکه رفتار پرخوری که باعث میشه شکممون درد بگیره و بهش فشار بیاد رو کنار بزاریم و در صورت انجام دادن اینکار خودمون رو توبیخ و تنبیه کنیم و از خودمون انتظار تکرار این رفتار رو نداشته باشیم و بالعکس اگر درست رفتار کردیم خودمون رو تشویق کنیم. و همچنین اجازه ندیم که مواد خوراکی و مقدارشون در بسته بندیها برای ما تصمیم بگیرن که چقدر بخوریم ، مثلا یه پیتزای یک نفره رو کامل بخوریم چون میگن یک نفره ست دیگه بجای اینکار به بدنمون و نیازمون توجه کنیم و جایی که احساس رضایت و سیری کردیم از خوردن دست بکشیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام دوست عزیز
        جمع بندی و ذکر نکات ضروری را به شکل عالی انجام دادید
        خوشحالم که در مسیر صحیح در حال حرکت کردن هستید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۲ ۰۰:۵۳
      مدت عضویت: 2184 روز
      امتیاز کاربر: 887 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 557 کلمه

      سلام گام ۱۹در مسیر لاغری من 😊☺

      نکات طلایی فایل ۱۹👇😍

      ما افراد چاق مدیریتی روی مواد غذایمون نداریم این مواد غذایی هستند که خوردن مارو کنترل میکنند و برای ما برنامه ریزی میکنند هر غذایی به چه مقدار مصرف کنیم 

      ما مسئولیت خوردن خودمان رو نداریم این موادغذایی هستند که برای ما برنامه ریزی میکنند که چهه مقدار ازهر غذایی بخوریم 

      هرموضوعی که یک واکنش عصبی در ما ایجاد میکنه تاثیر داره روی خوردن ما

      تفاوت افرادچاق و متناسب در فرمول ها ذهنی این افراد است که با توجه به فرمول ها ذهنی افراد جسم افرادم تغییر کرده یکی چاق شده یکی متناسب تفاوت در رفتار باعث تفاوت جسمی هم شده 

      مغز ما براساس فرمول ها ذهنی دستور میده و ما رفتار میکنیم و باعث چاقی یا لاغری ما میشه هیچ چیزی مارو چاق نکرده جز فرمول ها ذهنی 

      خیلی روش ها رفتم شکست خوردم و به این نتیجه رسیدم که من توانایی لاغر شدن ندارم و نمیدونستم که من مسیر اشتباه رفتم یعنی بدن من توانایی لاغرشدن دارد فقط باید مسیر صحیح انتخاب کنیم 

      در ذهن یک فرد چاق سیر شدن برابر با یک واکنش جسمی است مث خفگی درد شکم و این فوق العاده خطرناکه احساس درد خفگی نقطه سیری میدونن افراد چاق

      اما یک فرد متناسب به هیچ وجه به این حالت نمیرسه وقتی فرد متناسب غذا میخوره بعدش هیچ احساس سنگینی خفگی نداره چون به اندازه نیازش میخوره 

      غذا خوردن یک فرد متناسب مث سایر اعمالشه مث نفس کشیدنشه مث پلک زدنشه …

      فرد چاق در نفس کشیدن پلک زدن ..بهش فشار نمیاد ولی چرا در خوددن باید فشار احساس کنیم چون ذهن پر میکنیم سیر شدن یعنی یک تغییر فیزیکی در بدن ما شکل گرفتن

      از امروز سعی کنیم به حدی بخوریم که اون فشار جسمی به ما تحمیل نشه یعنی قبل از فشار ما دست از خوردن برداریم اصلا نباید توجه کنیم چه غذایی میخوریم در چه رستورانی هستیم در چه مهمانی هستی 

      غذا رو باید به عنوان یک ماده که نیاز بدن ما رو تامین میکنه برای ما معنا داشته باشه نهه به عنوان رفع خستگی، رفع ناراحتی، واسه شاد نشان دادن خودمان ،جبران کردن ،تلافی در اوردن ،نذر است گناهه باید حتما بخورم ،حالا سالی یکبار این اتفاق میفته برم رستوران ،پولش دادم،این اشتباه است این نگاه کردن به غذا باعث مشکلات پرخوری چاقی میشه 

      ما باید غذا به عنوان ماده ای که نیاز بدن تامین میکنه مصرف کنیم به حد نیاز همین مثلا وقتی تشنه هستی با اب روبه رو میشی یک لیوان اب بخوری تشنگیت رفع میشه حول نمیزنی واسه اینکه بیشتربخورم نکنه کم بیاد فقط واسه اینکه نیازت برطرف بشه مصرف میکنی غذا خوردنم باید همین نگاه داشته باشیم که غذا فقط واسه رفع نیاز بدن است همین نه واسه خستگی تفریح ناراحتی شادی است 

      اگه هر روز سعی کنیم به حدی بخوریم که به اون حس سنگین پرخوری نرسیم خود به خود لاغر میشیم 

      اگه بیشتر حد خوردم به اون حس زشت سنگینی رسیدم باید خودم تنبی کنم و در حد نیاز خوردم خودم تشویق کنم چون حیواناتم پرخوری نمیکنن پس چرا ما که اشرف مخلوقات هستیم باید پرخوری کنیم و به اون حس بد برسیم 

      ما باید در شان یک انسان رفتار کنیم اجازه ندیم غذاها برای ما تصمیم بگیرند بسته بندی غذاها میزان خوردن ما رو تعیین کنند 

      پس این تمرینم انجام بدیم در حد نیازمان بخوریم و قبل از خفگی سنگینی دست برداریم از،خوردن و نگاهمان به غذا به عنوان رفع نیاز بدن باشه همین 

      شاد شاد شاد باشید 😀😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maryam
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۰ ۲۱:۳۴
      مدت عضویت: 2482 روز
      امتیاز کاربر: 2255 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,057 کلمه

      💝💝💝 به نام خداوند رنگین کمان                  فروزنده ی روز و شب ، آسمان 💝💝💝 

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم ⚘⚘⚘ 

      گام نوزدهم : فرمول های ذهنی چاق کننده را بشناسیم 

      فایل امروز به ما کمک می کنه که بتونیم روی خوردنمون مدیریت کنیم و این مهمترین موضوعه 😍😍😍 

      برداشت من از این فایل :

      افراد چاق مدیریتی رو غذاخوردنشون ندارن و به جای اینکه خودشون مسئولیت غذا خوردنشون رو به عهده بگیرن این مسئولیت مهم رو سپردن به دست یک مدیر نالایق یعنی مواد غذایی ! 🙄🙄🙄

      این افراد مدیریت غذا خوردن خودشون رو گذاشتند به عهده ی مواد غذایی و این مواد غذایی هستند که تصمیم می گیرن کی و به چه مقدار باید ازشون بخورن ! 😳😳😳

      افراد چاق از غذاها به عنوان ابزار استفاده می کنند و یاد گرفته اند که تمام خلاء های احساسی خودشون رو با خوردن پر کنند ! 😟😟😟

      وقتی ناراحتند می خورند که کمی از غصه شون کم بشه و کمی شاد بشن ! یعنی احساس ناراحتی و غم اندوه رو با خوردن می خوان برطرف کنند ! 

      وقتی خوشحالند می خورند که شادیشون بیشتر بشه ! 

      وقتی استرس دارند می خورن که آروم بشن !

      وقتی حوصله شون سر میره می خورند که حوصله شون بیاد سرجاش ! 

      وقتی خسته ان می خورند که خستگی شون در بره ! 

      وقتی مریض میشن بیشتر می خورن که زودتر حالشون خوب بشه ! 

      وقتی افسرده ان می خورن که حال روحیشون خوب بشه ! 

      وقتی می خوان کار کنند می خورند که جون داشته باشن کار کنند ! 

      وقتی عصبانی میشن می خورن که آروم بشن ! 

      وقتی کارشون تموم میشه می خورن که انرژی به بدنشون برگرده ! 

      وقتی میرن مهمونی می خورن که صاحبخونه بهش برنخوره ! 

      وقتی میرن مهمونی بیشتر می خورن که خوردن صاحبخونه رو تلافی کنند ! 

      وقتی براشون مهمون میاد می خورن که مهمون احساس غریبی نکنه ! 

      وقتی سیرن و یک غذای نذری براشون میارن می خورن به خاطر تبرکش ! 

      وقتی میرن مراسم ختم به خاطر ثوابش می خورن ! که برسه به روح اون مرحوم ! 

      وقتی سیر میشن ولی هنوز ته بشقابشون غذاست به زور می خورن که اسراف نشه ! 

      وقتی خوابشون میاد می خورن که خواب از سرشون بپره ! 

      وقتی میرن سفر بیشتر می خورن که بیشتر بهشون خوش بگذره ! 

      وقتی می خوان برن پارک یا پیک نیک مقدار زیادی غذا و خوراکی با خودشون می برن و بیشتر ار وقتای دیگه می خورن که شادیشون تکمیل بشه ! 

      وقتی می خوان مهمونشون رو تحویل بگیرن سفره ی رنگین براش می اندازن و با تهیه ی انواع خوراکی ها می خوان به مهمونشون هم بیشتر خوش بگذره ! 

      وقتی با غذای مورد علاقه شون مواجه میشن در حد انفجار می خورند !

      وقتی میرن رستوران بیشتر می خورن که پولشون حروم نشه ! و …

      مثال هایی که در بالا زدم معمولاً همش در یک شخص نیست و ممکنه در یک فرد چاق فقط چند تاش وجود داشته باشه  ولی اینها رفتارهای اشتباه چاق کننده است که خودم با دقت  در رفتار افراد چاق مشاهده کردم ! 

      اما وقتی به رفتار افراد لاغر دقت کردم دیدم به هیچ وجه اینطور رفتار نمی کنند ! و در خیلی از موارد کاملاً برعکس ! 

      مثلاً : 

      وقتی ناراحتن هیچ غذایی از گلوشون پایین نمیره ! 

      وقتی عصبی میشن راه گلوشون به طور کل بسته میشه ! 

      وقتی مریض میشن اشتهاشون کور میشه ! 

      وقتی خبر خوش بهشون میرسه و هیجان دارند نمی تونن غذا بخورن ! 

      وقتی میرن پیک نیک یا تفریح هم فقط به اندازه ی نیاز بدنشون غذا می خورن و از غذا به عنوان ابزاری برای شادی بیشتر استفاده نمی کنند ! 

      وقتی افسرده ان میلشون به غذا کاهش پیدا می کنه ! 

      وقتی از مسئله ای شادن از شدت هیجان نمی تونن غذا بخورند ! 

      وقتی زیاد کار کرده باشن از شدت خستگی نا ندارن غذا بخورند و به جای خوردن کمی می خوابن تا خستگیشون در بره ! و… 

      نتیجه گیری از این قسمت : 

      ما باید خودمون کنترل غذا خوردنمون رو بدست بگیریم و برای غذا خوردنمون تصمیم بگیریم و وقتی با  غذا یا خوراکی مورد علاقه مون روبرو میشیم رفتار درست رو از خودمون نشون بدیم و اگر واقعاً گرسنه بودیم فقط به اندازه ی نیاز بدنمون بخوریم 

      بسیاری از واکنش های رفتاری ما به مواد غذایی به علت فرمولهای اشتباه ذهنی به وجود اومده 

      مثلا : بعضی از افراد چاق این فرمول اشتباه رو در ذهنشون دارن که عصبانیت باعث پرخوری میشه و وقتی عصبی میشن ناخودآگاه می خورن ! 

      یا بعضی از افراد چاق غصه خوردن رو عامل چاقی می دونن !

      و وقتی غصه می خورن ناخودآگاه پرخوری می کنن و فکر می کنن غصه چاقشون کرده ! 

      جالب اینجاست که افراد لاغر هم دقیقاً بر عکس این فمول رو در ذهنشون دارن و می گن غصه می خوریم سیر میشیم دیگه نمی تونیم غذا بخوریم ! 

       خود غصه که توانایی چاق و لاغر کردن افراد رو نداره بلکه اون فرمول ذهنی که در ذهن افراد در مواجهه با غصه خوردن ذخیره شده در زمان مواجه شدن با غصه باعث میشه برامون تصمیم بگیره که بخوریم با نخوریم !!! 

      نتیجه گیری ار این قسمت : 

      ما نباید به هیچ عامل بیرونی اجازه بدیم که غذا خوردنمون رو کنترل کنه و فقط خودمون باید برای خوردن خودمون تصمیم بگیریم ! 

      ما خیلی انسان هاب توانمندی هستیم که بارها و بارها رژیم گرفتیم و خیلی روشهای سخت دیگه برای لاغری انجام دادیم ولی چون روشمون اشتباه بوده شکست خوردیم اما دوباره تلاش کردیم ! 💪💪💪

      اگر ضعیف بودیم با یکی دو بار شکست خسته می شدیم و دیگه تلاشی برای لاغر شدن نمی کردیم ! 

      پس هر چی تعداد شکست هامون بیشتر باشه ما توانمند تریم ! 🥰🥰🥰 

      حتی حیوانات وحشی هم وقتی سیر باشن و با غذاشون مواجه بشن شکارش نمی کنن و به این فکر نمی کنندکه شاید فردا دیگه این غذا گیرم نیاد ! 

      فقط وقتی گرسنه باشن به دنبال شکار میرن و هیچ عامل بیرونی در خوردنشون دخیل نیست و ما در طبیعت حیوان چاق پیدا نمی کنیم چون اونا ذهن ندارن که بتونن برای خوردنشون برنامه ریزی کنن بلکه به صورت غریضی این کار رو انجام می دن ! 

      انسان ها اشرف مخلوقات هستند و فقط انسانها هستند که ذهن دارن و از بین نیازهاشون فقط غذا خوردنشون به عهده ی خودشونه و باقی نیازها مثل نفس کشیدن ، پلک زدن ، ضربان قلب و … به صورت غیر ارادی انجام میشه ! 

      غذا خوردن هم یک نیازه مثل بقیه ی نیازهای بدن پس چرا ما نمی تونیم کنترل همین یک نیاز رو درست انجام بدیم ؟ چرا با خودمون نمیگیم امروز یکم بیشتر نفس بکشم چون هوا خوبه ؟ یا چرا این الگوی ذهنی رو نداریم که مثلاً وقتی من عصبانی میشم بیشتر نفس می کشم یا بیشتر پلک میزنم ؟! 

      افراد چاق متوجه پیغام سیری نیستند و در واقع زمان سیر شدنشون  رو بلد نیستند و فکر می کنن سیر شدن باید به صورت یک واکنش فیزیکی در بدنشون باشه که باعث درد در یک ناحیه از بدن باشه مثل فشار شکم ! 

      نتیجه گیری این قسمت : 

      باید فشار شکم اینقدر در نظر ما زشت و نا پسند و زننده بشه که دیگه به خودمون اجازه ندیم به اون حد از سیری برسیم و دچار فشار شکم بشیم و اگر زمانی دچار فشار شکم شدیم باید ذهنمون رو تنبیه کنیم و اشتباه برداشت نکنیم که بگیم نباید خودمون رو سرزنش کنیم ! 

      این سرزنش نیست بلکه تنبیهه ! ذهن ما گاهی به تنبیه نیاز داره که دیگه یک اشتباه رو تکرار نکنه ! نمیشه که هر بار این اشتباه رو تکرار کنیم و بگیم مهم نیست اشکالی نداره و دوباره تکرار کنیم اشتباهمون رو !

       پس اگر به این نقطه از سیری رسیدیم که باعث درد در بدن یا همان فشار شکم شد باید حتی به خودمون القاب بد بدیم و به خودمون نهیب بزنیم که دیگه این کار رو تکرار نکنیم 

      و در مقابل اگر هر بار هم که به اندازه غذا خوردیم و رفتار درستی رو نشون دادیم خودمون رو تشویق کنیم تا اگیزه بگیریم که همیشه بهتر رفتار کنیم ! 

      افراد لاغر با رفتار غذایی صحیح هیچ وقت به این نقطه از سیری نمیرسن که به صورت واکنش فیزیکی در بدن مواجه بشن و وقتی غذا خوردنشون تموم میشه و دست از غذا می کشن هیچ گونه حس سنگینی در بدنشون ندارن ! 

      اجازه ندیم که بسته بندی غذاها ما رو گول بزنند و بگیم چون ۸ برش پیتزا برای یک نفره پس من باید همه شو بخورم ! 

      گول بسته بندی مواد غذایی رو نخورید که خیلی خطرناکه ! 

       افراد لاغر با رفتار غذایی صحیح اصلاً به بسته بندی غذا یا مقدار پرسی که برای یک نفر در نظر گرفته شده توجهی ندارند و فقط به پیغام سیری خودشون توجه می کنن و به محض اینکه پیغام سیری رو دریافت کردند دست از غذا می کشن ! 

      و اینکه افراد لاغر با رفتار صحیح غذایی به تنوع غذاهایی در سفره یا میز غذا و مهمونی ها توجه ندارند و فقط از یک مدل غذا اون هم به اندازه ی نیاز بدنشون می خورند ! 

      افراد لاغر با رفتار غذایی صحیح وقتی سیر باشن و خوراکی مورد علاقه شون بهشون تعارف بشه خیلی راحت ازش می گذرند و نمی خورن و براشون مهم نیست که اگر الان خورن دیگه ممکنه گیرشون نیاد ! 

      نتیجه گیری این قسمت : 

      ما باید رفتار غذاییمون انسانی باشه و در مواجهه با مواد غذایی مثل یک انسان واقعی رفتار کنیم چون ما اشرف مخلوقات هستیم و قطعاً می تونیم درست رفتار کنیم و مشکلمون این بوده که فقط تا حالا یاد نگرفته بودیم درست رفتار کنیم ! 

      ما در سایر روش های لاغری تلاش زیادی کردیم و نتیجه نگرفتیم که البته همه اشتباه بوده و تقصیر ما نبوده که نتیجه نگرفتیم اما اگر فقط ۱۰ درصد اون تلاشی که برای روش های دیگه کردیم صرف این روش کنیم قطعاً نتیجه می گیریم 😍😍😍 

      مطالب مهم متن استاد : 

      دلیل چاق شدن افراد چاق به خاطر ارث و ژنتیک 

      یا پایین بودن سوخت و ساز بدن و … نیست بلکه به علت فرمولهای ذهنی چاق کننده ست که در ذهن آنها ذخیره شده و سالیان سال از آنها در زندگی روزمره استفاده می کنند ! 

      علت چاقی همه ی ما به دلیل فرمولهای چاق کننده ذهنمون بود اما هر وقت خواستیم لاغر بشیم رفتیم به سراغ تغییر رفتارهای چاق کننده ی خودمون !

      هروقت به مطب پزشکان تغذیه رفتیم علت چاقی ما رو زیاده روی در خوردن مواد غذایی و یا کم تحرکی و یا بیماری موروثی و یا کم کاری تیروئید و … دانسته اند ! 

      پزشکان همیشه علت را اشتباه تشخیص دادند و عوامل بیرونی رو مقصر چاقی ما معرفی کردند !  

      برای لاغر شدن به ما لیست برنامه ی غذایی دادند از باید ها و نبایدها ! و ما را وادار به رژیم و ورزش و … کردند !

      و تمام دلایل چاقی ما رو بر اساس جسم ما مشخص می کردند و هیچ کدام به فرمولهای ذهنی ما توجه نکردند !

      و ما هم طبق گفته های دیگران همیشه برای کم کردن وزن خودمون هر بار تصمیم می گرفتیم لاغر بشیم چند مواد غذایی رو از غذامون حذف می کردیم یا تحرکمون رو بیشتر می کردیم و انواع ورزشها و پیاده روی رو انجام میدادیم ! 

      مثال از خودم : یکی از روشهایی که برای لاغری انجام دادم یک رژیم بود از دکتر طب سنتی که خیلی از افراد چاق با انجامش لاغر شده بودند ولی من در زمانی این کار رو انجام دادم که به شدت نسبت به لاغر شدن نا امید شده بودم و دیگه هیچ روشی روم جواب نمیداد ! 

      خلاصه به خودم گفتم منکه اینهمه کار رو برای لاغری انجام دادم اینم روش و رفتم و با هزینه ی خیلی بالا داروها و نون جو و چند ماده ی غذایی دیگه که دستورش رو گفته بود تهیه کردم و برای من نون و برنج و قند و شکر و روغن و غذاهای پختنی منع شد و گفت اگر نخوری بهتر نتیجه می گیری ! 

      من هم دقیق طبق برنامه عمل کردم و مدت رژیم اول ۴۰ روز بود و قرار بود من در این ۴۰ روز ۱۰ الی ۱۵ کیلو کم کنم و خیلی خوشحال بودم و همه ی سختیهای رژیمم رو به جون خریدم برای غذا فقط نون جو می خوردم با ارده با شیره ی انگور یا نون و پنیر و سیاهدانه یا تخم مرغ آبپز و یا یک تکه مرغ یا گوشت گوسفندی آبپز یا سوپ و … که هر لقمه رو باید ۴۰ بار می جویدم 🤕🤕🤕 

      و چندین داروی بدمزه و عذاب آور که هم تهیه اش خیلی سخت بود و هم خوردنش که من روزی ۴ بار باید از هر کدام از داروها می خوردم 🤢🤢🤢 

      و سخت ترین قسمتش این بود که باید یک ژل چربی سوز بسیار چرب و بد بو رو به شکم و پهلو می مالیدم و دور تا دورش رو چندین لایه پلاستیک و سفره یکبار مصرف می بستم و بعد دو تا چادر رو باید جوری سفت به خودم می پیچیدم که نفسم حبس بشه 😬😬😬 

      و بعد به مدت ۲۰ الی ۴۰ دقیقه بسته به توان خودم پیاده روی خیلی سریع می کردم تا خیس عرق بشم 😥😥😥 

      وقتی ورزشم هم تموم میشد بلافاصله باید میرفتم حمام و دوش آب گرم می گرفتم و نا گفته نماند که پاک کردن چربی اون ژل چربی سوز سخت ترین کار رژیم بود که هر چی با صابون و لیف خودم رو می شستم بز هم چرب بود 😢😢😢 

      ولی وقتی سفره و پلاستیکها رو از دور شکم و پهلوهام می کندم برام عجیب بود انگار یک پارچ آب جمع شده بود توش 😶😶😶 ولی با تمام این کارهایی که در مدت ۴۰ روز انجام دادم و واقعاً یکی از سخت ترین رژیمهام بود حتی یک کیلو هم کاهش وزن نداشتم 😫😫😫 

      و من در لون زمان خیلی خیلی افکارم در مورد چاقیم منفی بود و به شدت از خودم عصبی بودم و واقعاً با خودم سر جنگ داشتم و موقع پیاده روی مرتب به خودم بد و بیراه می گفتم چون چند نفر حرفهایی بهم زده بودند که برآم فوق العاده گرون تموم شده بود و من می خواستم لاغر بشم تا مشت محکمی به دهان یاوه گویان بزنم !

      الان که خوب فکر می کنم می بینم بار اولی که پیش دکتر تغذیه رفتم خیلی سریع و راحت وزنم پایین اومد که همه ی خواهرام و مامانم به من غبطه می خوردند که چطور با اینکه کمتر از اونا رعایت کردم و غذام بیشتر از اونا بود در طول ۳ ماه ۱۵ کیلو کم کردم ؟! 🤔🤔🤔 

      من الان علتش رو می دونم چون من در اون زمان حق طبیعی خودم می دونستم که وقتی ورزش کنم و رژیم بگیرم صد در صد باید لاغر بشم و به اندازه ی مادر و خواهرانم الگوی ذهنی چاق کننده در ذهنم نداشتم برای همین زود لاغر شدم 

      مسئله دیگه این بود که من اون زمان علت چاقیم رو بیشتر پر خوری و خوردن مواد غذایی چاق کننده می دونستم مثل نوشابه ، سس مایونز ، انواع شیرینی ، شکلات ، برنج ، نون ، فست فود ، تنقلات ، روغن و غذاهای سرخ کرده و … می دونستم و در طول رژیم تمام این غذاها یا محدود بود یا موادی مثل شیرینی و شکلات کاملاً حذف بود 

      پس من باید لاغر میشدم و چقدر جالب بود که بار دوم که همین رژیم رو گرفتم البته با برنامه غذایی محدودتر و رعایت خیلی دقیق تر در طول ۳ ماه ۹ کیلو کم کردم چون در اون زمان چند دلیل مخرب دیگه به فرمولهای ذهنیم اضافه شده بود ! 

      اون هم کم خونی و کم کاری تیروئید و دو بار سزارین و … بود که اجازه نمی داد وزنم کم بشه ! 

      آخه رژیم همون رژیم بود با محدودیت بیشتر ! 

      بدن هم همون بدن بود ! 

      اما ذهن همون ذهن نبود ! و چند تا خط سیاه دیگه روش کشیده شده بود ! برای همین اینبار با تلاش بیشتر هم خیلی کمتر نتیجه گرفتم !

      هرچه فرمول های بیشتری درباره تاثیر مواد غذایی بر جسم در ذهن من ایجاد می شد ترس من از خوردن مواد غذایی بیشتر می شد و انتظار چاق تر شدن را داشتم.

      در این شرایط اگر می خواستم لاغر بشم باید از اون مواد غذایی که آنها را باعث و بانی چاقی خودم می دانستم مصرف نکنم و به مرور لیست مواد غذایی چاق کننده به حدی زیاد شد که دیگر ماده غذایی باقی نمانده بود که درباره آن تصور چاق کنندگی نداشته باشم ! 

      کار به جای رسید که دیگه نمی دونستم اگر بخوام چاق نشم از چه ماده ی غذایی باید بخورم چون تقریبا همه مواد غذایی را چاق کننده می دونستم ! 

      مثلاً من قبلاً دیگه میوه رو چاق کننده نمی دونستم ! ولی بعد به لطف دکتر تغذیه متوجه شدم حتی اب هم چاق کننده ست ! 😏😏😏 

       در اون روزها دلیل این تفاوت در رفتار خودم با دیگران را استعداد چاقی می دونستم که اونا این استعداد را ندارند اما من سرشار از استعداد چاقی ام ! 

      اما امروز به وضوح می دونم که دلیل تاثیر مواد غذایی در چاق تر شدن من و تاثیر نداشتن مواد غذایی در چاقی افراد لاغر  به دلیل تفاوت در فرمول های ذهنی من و آنها بوده است.

      در ذهن من بسیاری از مواد غذایی عامل چاقی تعریف شده بود اما در ذهن اونا اینطور نبود ! مثلاً همسرم هم از تمام غذاهایی که من می خوردم می خورد ولی به شدت لاغر بود ! 

      و هر وقت اعتراض می کردم که چرا من آب هم بخورم چاق میشم می گفت تو استعداد چاقی داری و من چون به بابام رفتم چاق نمیشم ! 

      اگر شما تصور می کنید که چاقی ارثی است به این دلیل نیست که از طریق ژنتیک چاقی به شما منتقل شده باشد بلکه به این دلیل است که عقاید خانواده شما درباره چاقی به ذهن شما منتقل می شود.

      خانواده و اطرافیان ما دیدگاه های خود درباره موضوعات مختلف را به ذهن ما منتقل می کنند.

      زندگی ما در جنبه های مختلف شبیه خانواده مان است اما توجهی به موضوعات دیگر نداریم به همین دلیل تصور نمی کنیم که میزان موفقیت در شرایط مالی را از خاواده خود به ارث برده باشیم اما یقین داریم که چاقی از خانواده به ما ارث رسیده ! 

      البته همین عقیده ارثی بودن چاقی نیز از طریق خانواده به ما منتقل شده ! 

      اگر می خواهید به شکل ساده و آسان لاغر شوید باید مهارت شناسایی فرمول های چاق کننده را کسب کنید.

      ما باید تمام فرمولهایی که در ذهن خودمون ذخیره کردیم و به صورت یک باور چاق کننده در دهن ما در اومده شناسایی کنیم و با تکرار و تمرین اونها رو از بین ببریم !

      و بعد باورهای لاغر کننده رو در ذهنمون جایگزین باورهای چاق کننده کنیم . 

      برای انجام این کار یک راه بیشتر وجود ندارد و اون هم اینه که با دادن آموزش های درست و لاغر کننده به ذهن خودمون فرمولهای چاقی که از قبل در ذهن وجود داره رو غیر فعال کنیم . 

      و خیلی راحت و بی دردسر به هدف زیبای لاغری و تناسب اندام برسیم 😍😍😍 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مه تاب
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۸ ۱۱:۳۱
      مدت عضویت: 1859 روز
      امتیاز کاربر: 854 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,517 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام نوزدهم فرمول های ذهنی:

      یکی از مشکلات افراد چاق اینه که مدیریتی روی واکنش ها نسبت به مواد غذایی ندارن یعنی این مواد غذایی هستن که تصمیم میگیرن چقدر باید مصرف کنن! غذاهایی که بیشتر دوستدارن بیشتر مصرف میکنن و این مواد غذایی هستن که خوردن را مدیریت میکنن در واقع مسئولیتی را در قبال خوردن خودشان بر عهده ندارن و این مسئولیت را مواد غذایی بر عهده دارن و هر ماده غذایی به شکلی آن ها را تهدید میکنه به خوردن! 

      واکنش های روحی هم خیلی تاثیر گذارن، افرادی که فکر میکنن ناراحتی آن ها موجب پرخوریشون میشه طبعأ وقتی ناراحت هستن بیشتر میخورن، افرادی افسردگی یا خستگی یا هرچیزی که یک واکنش عصبی را در ما ایجاد میکنه را دلیل خوردنشون میدونن!

      تفاوت افراد چاق و متناسب در فرمول های ذهنی آن هاست!

      تفاوت در رفتار باعث تفاوت در جسم میشه!

      ژنتیک و هورمون و محیط زندگی، بیماری، مصرف دارو و … توجیه خوبی برای اضافه وزن نیستن!

      ذهن مثل نوار خالی هست و این ما هستیم که میگیم به چه شکلی میخوایم رفتار کنیم و در ادامه مغز ما با استفاده از این فرمول های ذهنی به بدن واکنش میده و میگه که چطوری باید رفتار کنی و خیلی وقت ها موجب پرخوری میشه در صورتی که میدونیم سیر هستیم!

      وقتی این فرمول ها شناسایی و عوض بشه واکنش های رفتاری ما خود به خود عوض میشه و اصلا با رنج و محدودیت و ورزش سخت و این چیزا نیست! ما انسانیم عقل داریم اراده داریم خیلی راحت باید بتونیم مسئله ای که به ضرر ما هست را حل کنیم حالا اگه نمیتونیم بخاطر اینه که بلد نیستیم نه اینکه فکر کنی ضعیفی و اراده نداری و …!

      آدم ضعیف کسیه که یه بار دوبار که شکست خورد دیگه انجام نمیده و میگه من نمیتونم اما افرادی که روش های مختلف و هربار سخت تر را انجام دادن و فقط بخاطر روش اشتباه نتیجه نگرفتن این ها افراد توانمندی هستن و همه ما جز این افرادیم!

      مثلا من رژیم نگار را که گرفتم روز اول باید میوه میخورم و روز سوم سبزیجات و همش بقیه مسخرم میکردن و یا یه سری غذاها را اصلا نباید میخوردم و بقیه را نگاه میکردم الان که نگاه میکنم واقعاً همون مدت خوب اراده کرده بودم و واقعا توانمند بودم که تونستم تحمل کنم و انجام بدم فقط اون مسیر اشتباهی بود!

      اگه ده درصد توانایی برای کارهای قبلی را در مسیر ذهنی بذاریم مطمئنا نتیجه میگیریم🥰🏅

      همیشه هم در روش های قبلی خودمون را سرزنش کردیم که من نتونستم و ناتوانم چون تبلیغات و عکس ها لاغر شدن را نشون میداد!

      در روش ذهنی نتایج فقط کاهش وزن و سایز نیست و عوض شدن روحیه، کاهش استرس، بهتر شدن ارتباط با خود و درون، پذیرفتن خود و … بخشی از نتایج آن است!

      تفاوت رفتاری افراد چاق به جسمشان ضربه زده است و از حالت طبیعی خارج کرده است!

      اضافه وزن علاوه بر فشاری که به جسم میاره صدها برابر به ذهن فشار میاره و مختل میکنه همه چیز را!

      چرا افرادی که اضافه وزن دارن انقدر باید بخورن که از فشار جسمی بفهمن که دیگه سیرن و چرا از طریق ذهنی نمیتونن متوجه بشن که چقدر غذا خوردن و آیا این مقدار کافی بوده یا نیست؟! ولی افراد متناسب با غذاها اینطور برخورد نمیکنن؟! 

      درد زمانی ایجاد میشه که یه مشکلی برای بدن پیش اومده باشه مثلا چیزی به بدن برخورد کرده باشه یا ویروسی وارد بدن شده باشه یا مثلا با چاقو دستت ببری، بدن زمانی واکنش نشون میده که مشکلی وجود داشته باشه و به شکل جسمی واکنش نشون میده حتی زمانی که بدن به شدت گرسنه باشه بدن واکنش نشون میده مثلا صدا یا دردی چیزی به وجود میاد!! 

      هر باری که غذا میخوری و بدن واکنش میده چه از طریق فشار شکم و یا حس خفگی، ضربان قلب و تنفس، این ها نشون میده که ما اشتباه رفتار کردیم و داریم ضربه میزنیم به جسممون که داره واکنش میده به این شکل اما ما توجه نکردیم و فکر میکنیم این صحیحشه! در ذهن یک فرد چاق سیر شدن برابر با واکنش جسمیه و این فوق العاده خطرناکه!

      یک فرد متناسب هیچ احساس سنگینی بعد از غذا خوردن نداره، غذا خوردنش دقیقا مثل سایر اعمال بدنشه مثل تنفس کردنش پلک زدنش، فرد متناسب از تنفس کردن خسته نمیشه مثل ما که خسته نمیشیم و یا فشار به ریه نمیاد چون اتوماتیک داره انجام میشه اماااااا چرا از خوردن بهمون فشار میاد؟ چون اشتباها فکر میکنیم سیر شدن یعنی یک تغییر فیزیکی در بدن ما شکل گرفتن یعنی حتما باید به یه نقطه فشار بیاد تا مشخص بشه ما سیر شدیم و اگر ما از امروز به حدی غذا بخوریم که اون فشار به ما تحمیل نشه یعنی قبل از فشار از خوردن دست بکشین و اصلا براتون مهم نباشه که چه ماده غذایی را داری مصرف میکنی، در چه رستورانی داری غذا مصرف میکنی، در چه میهمانی هستی، غذا فقط باید ماده ای که برا رفع نیاز بدن شماست براتون مفهوم داشته باشه نه اینکه معنای لذت بردن، معنای ضربه زدن که اون اومد خونم خیلی خورد حالا منم بایدبخورم، فرصت خوبیه، پول دادم و… این نگاه کردن به غذا این مشکلات را برامون به وجود میاره!

      چرا وقتی یه هتل میری و پول میدی بیشتر نفس نمیکشی اونجا؟ همش تمرکزت رو خوردنه، اینکه مثلا فکر میکنی به اندازه ای که پول دادی باید غذا بخوری حالشونو بگیری، این چه دیدگاهیه داری؟ چرا اینجوری هستی؟ چرا از غذا به خیلی از عنوان های دیگه استفاده میکنی؟ برا تفریح غذا میخوری، برا ناراحتی، برا ضربه زدن به دیگران، برا سود کردن، براکه چیزی دور نریزیم، برا که گناه نکنیم، چرا اینجوری هستی؟ اگر بتونی این مسئله را رفع کنی خود به خود لاغری میشی👍✌️ یعنی هر بار که غذا میخوری به اون حس فشار نرسی! باید احساس سنگینی در ذهن شما زشت و زننده بشه و حس بدی را ایجاد کنه که به هیچ وجه اجازه نده به اون حد برسین!! اگر به این نقطه رسیدی با عناوین مختلف به خودت چیز بگو تو فلانی! این سرزنش نیست تنبیهه! ذهن ما نیاز داره به تنبیه وقتی یه رفتار اشتباه انجام میده ما نیاز داریم که ذهنمون را تنبیه کنیم پس چی خوبه؟! اینکه هربار پرخوری کنیم بگیم طفلکی اشکال نداره دفعه دیگه بازم میبینی تکرار میشه!!!!

      برای پرخوری باید حدی قرار داد و اگه از اون حد بیشتر خوردیم باید خودم را سرزنش کنم برای این رفتارم که چرا من اینجوری رفتار کردم مگه من انسان نیستم که دارم به این شکل رفتار میکنم؟! در طبیعت در حیوانات پرخوری معنا نداره اصلا؟! کدام حیوان را دیدین که بیشتر از نیاز بدنش مصرف کنه؟؟ درنده ترین حیوانات هم وقتی سیر بشن آرام میشن و دیگه به کسی حمله نمیکنن، حیوانی شکار نمیکنن مگر اینکه بخوان از خودشون دفاع کنن که به کسی صدمه بزنن و حمله کنن و الا برای خوردن نیست! پس چرا منکه انسان هستم هربار که غذا میخورم باید با این حالت از پای سفره بلند بشم؟؟ چرا به خودم نمیخوام توجه کنم ؟ چرا نمیخوام رفتار زشت خودم را تغییر بدم؟ چرا باید اینجوری باشه؟ چرا هرچی تو سفره هست را من باید بخورم؟ چرا هرچی غذا میمونه را من باید بخورم؟ اگر به این موضوع فکر کنید و از امروز سعی کنید یواش یواش این حالت سنگینی و سیر شدن بعد از غذا را از خودتون دور کنید و براش یه سری لقب ها در نظر بگیرید که اگه به اون حد رسیدی که به خودت یادآوری کنی که این رفتار اشتباه را انجام دادی بخاطر اینکه تشویق بشی دفعه بعد اون رفتار را انجام ندی! در مقابل هر بار هم که به اندازه غذا خوردی سبک بودی و احساس خوبی داشتی خودت را تشویق کن، یعنی برای رفتار خوبت خودت را تشویق کن برای رفتار بدت هم خودت را سرزنش کن که انگیزه بگیری برای بهتر شدن، که مشتاق بشی برای اینکه رفتار بهتری از خودت نشون بدی!

      این فرمول هم در ذهنت باشه که رفتار ما باید انسانی باشه، در شأن یک انسان باید رفتار کنیم و مراقب این موضوع باشید اجازه ندین غذاها برای شما حد و مرز خوردن را ایجاد کنن یا مشخص کنن، اجازه ندین بسته بندی های شرکت های مواد غذایی براتون حد مصرف تعیین کنن مثلا نوشابه ۳۳۰میلی لیتر بسته بندی کردن بگیم حتما برا یک نفره و من حتما باید اینو بخورم!!!

      کی اینو گفته که دیگران باید بسته بندی غذاها را برای شما میزانش را تعیین کنند؟ چه کسی گفته که مثلاً پیتزای یک نفره حتما باید ۸ برش یا انقدر وزنش باشه؟ چرا باید دیگران برای ما تعیین کنند؟ چرا یک فرد متناسب به میزان بسته بندی توجهی نمیکنه و مقداری که خودش نیاز داشته باشه میخوره؟ به حجم غذایی که براش سرو میشه اهمیتی نمیده و به مقداری که نیاز داره میخوره! چرا به تنوع غذایی که در سلف سرویس ها هست اهمیتی نمیده و به اندازه نیازش مصرف میکنه؟!

      اما یک فرد چاق همیشه دیگران براش تصمیم میگیرن که چقدر باید بخوره!! ما باید این رفتارمون را تغییر بدیم و هرروز یک گام به سمت بهتر شدن و متناسب شدن بر داریم و این خیلی به ما کمک میکنه که رفتار درستی داشته باشیم و از زندگی صحیحی که انجام میدیم لذت بیشتری ببریم!!!

      مه تاب متناسب و یک پرنسس که با ارامش غذا میخوره و در شأن خودش🥰🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mah.sana.motalebi.khah@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۸ ۰۷:۲۷
      مدت عضویت: 1834 روز
      امتیاز کاربر: 581 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 465 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد❤سلام و درود🌸

      رفتار ما باید انسانی باشد باید قدر این بدن و موهبت و نعمتی که خداوند در اختیار ما قرار داده را بدانیم و با رفتارهای اشتباه لیاقت آن را پایین نیاریم…

      ما یه انسان هستیم،،،من سنا اشرف مخلوقات هستم،،،سنا جانم تو روح پاک خدا هستی و لیاقت بهترین ها و عالی ترین هارو داری،،،نه اینکه هر ماده غذایی رو بخوری،غذایی که چند روزه مونده رو بخوری،،،اضافه غذا دیگران رو بخوری،،،غذا رو تا آخر بخوری بگی حیفه،،،،نه نه نه تو حرفی بدنت حیفه ،،،تو باید بهترین هارو بخوری و ارزش بهترین مواد غذایی رو داری😊

      تو به عنوان اشرف مخلوقات  نباید با غذا جوری رفتار کنی که باعث حال بد تو بشه،،،برعکس غذا برای نیاز بدن ما واجبه برای سلامتی و شادابی ما لازمه ما باید جوری غذا بخوریم که وقتی از سر سفره پامیشیم احساس عالی داشته باشیم لبخند بزنیم☺نه اینکه با دل درد و سنگینی یه گوشه بشینم منتظر یه چایی باشیم که شاید چایی فرجی بکنه تازه با اون همه غذایی که خوردیم حتما هم با چایی باید یه شکلاتی شیرینی و…چیزی بخوریم که بهتر نمیشیم که هیچ بدترم میشیم و تو این زمان فقط کافیه یکی صدامون بزنه بیا که با عصبانیت ما مواجه میشه،به جای اینکه از خودمون ناراحت باشیم که چرا انقد زیاد خوردیم از طرف مقابل ناراحتیم که چرا مارو صدا زده تازه غذا خوردم😐

      من به شخصه چند روزه این تمرین رو دارم انجام میدم ونتایج رو میبینم،،،زمانایی که صد در صد تمرین رو درست انجام میدم و به محض احساس سیری دست از غذا میکشم چه از لحاظ روحی چه جسمی خیلی سرحال و شاداب هستم…ولیییی زمانی که نود درصد تمرین رو درست انجام میدم و فقط ده درصد بیشتر میخورم،حتی یه لقمه بیشتر قشنگ اون احساس دل درد و سنگینی رو دارم و به خودم تذکر میدم که نگاه کن حتی اون یه لقمه بیشتر باعث واکنش فیزیکی توی معده تو شده یعنی مازاد نیاز بدنت خوردی و دفعه دیگه سعی کن صد در صد انجام بدی….

      خدارو شکر من با این تمرین حالم خیلی خوبه که هر موقع گرسنگی ما به واکنش فیزیکی تبدیل شد غذا بخوریم و تا زمانی که این واکنش تموم شد ادامه بدیم و از حس بد فشار شکم دور باشیم…با این تمرین خیلی حجم غذام کم شده و در مقابل کم شدن خیلی احساس خوبی دارم و همش خودمو تشویق میکنم و ذوق میکنم از پیشرفت هام😍

      مطمئن هستم من موفق ترین شگفتی ساز میشم🤩

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من روز به روز به تناسب اندام نزدیک تر میشوم🌟

      طبیعت بدن من لاغری هستش و مشتاق لاغر شدن و لباسای خوشگل پوشیدنه🦋🥰❤

      میخواهم میتوانم میشود💪

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت به سادگی و یه زیبایی و عزتمندانه به وزن دلخواهم رسیدم😇

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت بهترین استاد و بهترین آموزش و بهترین مسیر رو برایم قرار دادی🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parsasaryna04
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۷ ۰۹:۴۰
      مدت عضویت: 2208 روز
      امتیاز کاربر: 2710 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 929 کلمه

      با سلام استاد گرامی باشنیدن این فایل فهمیدم که مثلا من امروز یهر چرا کمی بیشتر خوروم چون باز دوباره موادغذایی برای من تصمیم گرفت وگفت چون عذا زیاد درست کرده ای باید بیشتر بخوری که نماند بار دیگر نتوانستم مدیریت کنم مواد غدایی رو وبعصی وقتها که خسته هستم یا در مسافرت هستم یا درتفریح هستم یا …ویا واکنشهای روحی من مثل خیلی خوشحالی . تفاوت من با ادمهای متناسب چیست ایا فکر میکنم دوباره باید باز روی فرمولهای ذهنی تمرکز کنیم فرمولهایی که خودمون وارد ذهنمون کردیم وزمانی که این فرمولها شناسایی بشن  فرمول جدید ودرست وارد ذهن ما بشن واکنش رفتاری ما هم تعییر میکنهچرا واقعا ماکارهای تکراری اشتباه رو هی تکرار میکنیم وقتی خوب فک میکنم به این نتیجه میرسم که ما ادمهای چاق واقعا توی اراده کم نداریم توی همین تکرار هم خوب هستیم اخه همین تکرار وممارست رو هم خیلی از ادمها نمیتونند انجام بدن حالا ما خوب تکرار میکنیم ولی هرچند به علط اخه ما راهش رو بلد نبودیم از بیراهه رفتیم وفقط خودمون رو خسته کردیم اگه از راهش بریم بسیار هم موفق وازهمه لاعرها هم شاگرد زرنگتریم وحالا تفاوت من با یک ادم متناسب در چی هستش واقعا چرا مانمیتونیم به طور صحیح غذابخوریم چرا واقعا ما در حد خفگی میخوریم واگر ده نوع غذاببینیم باید از همه در حد خفه شدن بخوریم چرا واقعا با کمی فکر کردن ودیدن ادمهای متناسب مثل پسر خودم چرا حتما ما باید واکنش جسمی داشته باشیم که بفهمیم که سیر شدهایم یعنی دیگه در حالت خوبمون اینقدر میخوریم که بالای شکممون باید یک فشاری ایجاد بشه چرا واقعا حتما باید بدن بدبختمون یک نشانه ای از خودش بروز بده تا بفهمیم سیر شدهایم چرا نقطه سیری ما مساوی با یک ازار به بدنمونه چرا واقعا چرا میگم ازار اخه چرا اینقدر نفس نمیکشیم که ریه هامون درد بگیره یا اینقدر لباس رهم نمیپوشیم که بدنوم احساس سنگینی کنه یا چرا روی هم کفش نمیپوشیم که پاهامون خسته بشه اخه بدنما نمیزاره به حد درد برسیم زود بهمون الارم میده ودیگه اون کار رو برای بار دیگه انجام نمیدیم اخه بدنمون اسیب دیده وذهنمون نمیزاره که تکرار بشه خاطره این کارها توی ذهن میمونه ودیگه تکرار نمیکنه ولی درحین غذاخوردن ماشکممون درد میگیره بعضی وقتها حالت تهوع داریم احساس سنگینی میکنیم ولی دوباره در وعده بعدی این کارها رو تکرار میکنیم چرا واقعا همش به خاطر فرمولهای اشتباه  ذخیره شده در ذهنمونه در موارد بالا ما هیچ فرمول اشتباهی وارد  هن نکردیم ولی در خوردن تا دلت بخواد ما فرمولهای اشتباه داریم کهوارد دهنمون خودمون کردیم واقعا چرا ما وقتی مثلا به کنار دریا میریم حتما باید سبد مملو از خوراکی رو برداریم وکنار دریا بخوریم واصلا راه نریم ولذت دریا رو نبریم وبا بچه هامون ماسه بازی نکنیم دنبال بچه هامون ندویم با بچه هامون توپ بازی نکنیم وکارهاز مختلفی که میتونیم به غیر از خوردن انجام بدیم ویا چرا کنار ساحل همیشه مواد خوراکی مبفروشند واقعا چرا چرا اینقدر خوردن طبیعی که خداوند برای ما قرار داده است رو با مشکل روبرو کرده ایم بابا مگه این هم چیزی به عیر از نفس کشیدنه چرا زیادی هوا نمیخوریم چرا اینقدر توی این مورد خلل ایجاد کردیم چرا وقتی مراسمی داریم مثل عروسی فقط میخوریم ومیزبان فقط به فکر خوردن مهمانه یا درتفریحاتمون چی برداریم چی بخوریم چرا نمیگیم بریم جایی که هوا بیشتر بخوریم یا چون دارم میرم تفریح باید کفش بیشتری ببرم یا لباس بیشتری بردارم یا بپوسم یا زیاد بریم اونجا پلک زیادی بزنیم چرا همیشه باید به بدنوم اسیب بزنیم چراباد همیشه یک فشاری توی شکممون حس کنیم باید سعی کنیم دیگه این فشار رو حس نکنیم دیگه بیاییم بدنمون رو کمی در این مورد استراحت بدیم ودیگه بسه اینقدر ادیتش کردیم واون خوردن بیش ا  حدز که اون تجربه کرده خیلی زشت وزننده است واقعا بسه دیگه بزاریم اونم نفس بکشه دیگه  قت داشته باشه کمیبه خودش وتر میم خود ش برسه اخه همش در حال هضم غذای اصافی ما است بیاییم به غذا هم مثل هوا نگاه کنیم نه از نفس کشیدن ما عداب وجدان میگیریم نه اینقدر نفس میکشیم که ریه هامون درد بگیره پس غذاخوردن هم همیکه از امروز اینقد  بخوریم که دیگه فشاری وسستی در بدنومون احساس نکنیم وبعدش هم ع اب وجدان از خوردن غذا دیگه نداشته باشیم این مقدار لذا حق بدنمون بدای انجام کارهای روزمرها اش  بیاییم دیگه طبیعی بشیم واز این ادم مصنوعی خلاص بشیم وگه از امروز بیایم وبا بدنمون دوست بشیم واینقدر ا ذیتش نکنیم ببخشید این حرف رو میزنم من خودم رو میگم وقصد جسارت به هیچ کسی رو ندارم میخوام از این به بهد که پرخوری کردم به خودم بگم اندازه یک گوسفند هم نیستی که به اندازه نیازش میخوره واگه سیر باشه توی دشت پرا از علف هم ببریش دیگه نمخوره بابا اندازه اونم نیستی مثلا من انسانم واشرف مخلوقاتم حالا گرفتار شکمم شدم وبنده وبرده مواد عدایی شدم واون مواد غدایی برای من تعیین تکلیف میکنه من مثلا خداوند تمام خوشید وماه رو دراختیارم قرارد اده که بسازم دنیام رو نه خراب کنم دنیامرو من ارزشم در نزد خدا بیشتر از این حرفهاست که نتونم خوردنمو مدیریت کنم باید این فرمولهای پلاسیده ذهنمو عوص کنم ودیگه به ریسمون نخ نخ شده این فرمولها به چه عمیق چاقی فرو نروم از امروز فقط وفقط فقط یواش یواش مثل ادم مثل انسان مثل اشرف مخلوفات مثل انسان کامل غدا بخورم وخودم رو بابت رفتار درستم خودم رو تشویق واحساس خوبی داشته باشم وخدارو بابت تمام نعمتهایش شکر کنم وخدایا شکرت واقعا که غذارو افریدی تا ما فقط صرفا انرژی لازم برای انجام کارهای روز مره مان رو با خوردن اون غدا بدست بیاریم خدایا شکرت .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تبریک میگم به شما چقدر عالی نوشتید
        لطفا از اینتر کردن برای پاراگراف بندی دیدگاه استفاده کنید
        به این شکل نوشته شما راحت تر خونده می شه و قابل درک تر می شه
        متشکرم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فروغ ریاحی
        ۱۴۰۰/۰۵/۳۰ ۲۱:۵۵
        مدت عضویت: 2446 روز
        امتیاز کاربر: 6050 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 39 کلمه

        سلام دوست هم‌مسیر من 

        چقدر عالی نوشتید و توضیح دادید من که لذت بردم واقعا کامنت شما ارزنده و مفید و پر از آگاهی بود برای من .

        امیدوارم به اندام رویایی خودتون به همراه  سلامتی کامل برسید و لدت ببرید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۶ ۰۹:۳۱
      مدت عضویت: 2397 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 624 کلمه

      سلام🙂

      استاد این فایل از دقیقه ۲۱ میپره آخرین دقیقه و ۷ دقیقه اش پخش نمیشه بصورت آنلاین موقع دانلود هم تا ۷۰ درصد دانلود رخ میده بعد پیغام download failed میاد ممنون میشم یه بررسیش بکنین🙏

      کنات این فایل تا این لحظه؛

      چاقی ما حاصل عقایدی هست که از خانواده به ما منتقل شده عقایدی که اونا در مورد غذاها داشتن اینکه کدوم غذاها چاق کننده هستن کدوم غذاها کالری بالایی دارن چه مقدار غذا چاق میکنه 

      تحرک باعث تناسبه و بی تحرکی چاقی میاره

      خواب زیاد چاق میکنه

      پدر من هنوز که هنوزه اعتقادشون اینه که برای لاغر شدن باید کم غذا بخوری

      و من از سنین نوجوانی یادمه که همواره به مادرم درباره کم خوردن تذکر دادن  و این همه تذکر فقط نتیجه اش شده چاقی مادرم و ما بچه ها 😑

      مادرم از نوجوانی من بارها و بارها رژیم گرفتن هربار ۱۰ کیلو ۱۵ کیلو کم شدن مجدد برکشته 

      چندین سال باشگاه رفتن دریغ از یه کیلو کاهش وزن فقط در اون سالها وزن و سایز اضافه نشده سالها پیاده روی کردن نتیجه اش فقط شده زانو درد

      با اینکه مادرم کلا دختر متناسب و لاغری بودن وقتی ازدواج کردن و تا بعد از فرزند دوم هم همچنان متناسب بودن و اینهمه سختی و رنج رژین و پیاده روی به خاطر تذکر دادنهای مکرر پدرم باعث شد که هم ایشون و هم فرزندانشون همگی از تناسب خارج بشن 🤨

      وقتی همه ما از بچگی بارها شنیدیم که برنج چاق میکنه

      هر روز برنج خوردن چاق میکنه

      ماکارونی چاق میکنه

      شیرینی جات چاق میکنه

      هله هوله چاق میکنه

      نوشابه چاق میکنه

      هر چی شکر داشته باشه چاق میکنه

      نون با برنج چاق میکنه

      یکجا نشستن چاق میکنه

      آدمهای چاق تنبلن همین تنبلی باعث چاقیشون شده

      بعدها که بزرگتر شدیم باورهای دیگه هم اضافه شدن مثل بارداری چاقی میاره کم کاری تیرویید باعث چاقی میشه داروهای تقویتی چاق میکنن …..

      ودر نهایت این باورها باعث فرمانهای مغزی ای شدن که پرخوری و رفتارهای چاق کننده دیگه رو بوجود آوردن و تکرار اون رفتارها تبدیل به عادتهای ما شده و جسم چاق رو برای ما ساخته😬

      با این اوصاف تنها روشی میتونه ما رو متناسب کنه که این عقاید و باورها رو تغییر بده و تمام روشهایی که تمرکزشون بر جسم هست و کاری به افکار و ذهن ندارن محکوم به شکست هستن👌👌👌

      یکی از رفتارهای متفاوت ما با افراد متناسب پرخوری تا اندازه فشار شکم واحساس خفگی هست در صورتیکه افراد متناسب هرگز بیش از نقطه سیری نمیخورن و به محض سیری دست از خوردن میکشن و بعد از اون هر نوع شیرینی و غذای رنگارنگ و خوشمزه هم براشون بیارن میلی ندارن و نمیخورن ولی ما اصلا نقطه سیری رو گم کردیم و در حدی میخوریم که فشار شکم ودرد شکم یا احساس خفگی پیدا کنیم اونوقت دست از خوردن میکشیم

      افراد متناسب خوردنشون هم مثل سایر اعمال بدن اتوماتیک هست وهرگز حتی یه لقمه هم بیشتر از نیازشون نمیخورن ولی افراد چاق خوردن رو دست کاری کردن و دیگه از حالت اتوماتیک خارج شده 

      نکته اینه که بدن ما در واکنش به فشار درد رو ظاهر میکنه پس هربار که ما بعد از خوردن فشارشکم ودرد شکم داریم به این معنی هست که زیاده روی کردیم و فشار بیش از اندازه بر معده وارد کردیم

      با تمرینی که استاد دادن برای دریافت احساس گرسنگی و سیری و بعد از اون اقدام کردن برای دریافت و دست کشیدن از غذا ما کم کم به یاد میاریم که نقطه سیری کجاست و باتمرین اونو بهتر درک میکنیم وبه مرور رفتارهای خوردن ما اتوماتیک صحیح میشه

      خود این تمرین گام مهمی برای تناسب هست اونم به روشی آسون و بدون محدودیت👌👌👌👌

      همین به اندازه نیاز مصرف کردن منجر میشه که انرژی اضافه ای باقی نمونه که تبدیل به چربی بشه و در نواحی مختلف بدن ذخیره بشه در واقع ما به جای افزایش چربی سوزی ،چربی سازی رو متوقف میکنیم و اینطوری تناسب آروم آروم در جسم ما خودش رو نشون میده😊😊😊😊 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام دوست عزیز
        فایل صوتی بررسی شد
        مشکلی در پخش شدن و دانلود شدن نداشت
        از مرورگر گوگل کروم برای استفاده از محتوای سایت استفاده کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۳/۰۸ ۱۰:۵۸
      مدت عضویت: 2235 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 133 کلمه

      سلام و درود به مشتاقان تناسب اندام 

      استاد من با اینکه فکر میکنم یه ۱۸ کیلویی اضافه وزن داشته باشم اما واکنش رفتاری من در حین خوردن کاملا شبیه افراد متناسب هست و خدا رو شکر معنای گرسنگی و سیری رو با حسم متوجه میشم به راحتی .

      اما بعضی از غذاها مثلا خوردن گوشت حیوانات محلی مثل مرغ و خروس و… یا کله پارچه و کره رو اصلا نمیتونم بخورم حتی موقعی که متناسب بودم و آنها رو یه کمی میخوردم بلافاصله احساس خفگی و سنگینی میکردم و حسم بد میشد که چرا خوردم. بعد چند بار که این حالت تکرار شد برام . دیگه این غذاها رو نمیخورم . 

      البته وقتی کودک بودم از خانواده می شنیدم که اینها غذاهای خیلی مقوی هستند . 

      میشه یه مقدار راهنمایی کنید که این حالتها برای چیه ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        سلام دوست عزیز
        چا اهمیتی داره برای چیه؟
        چیزی رو که دوست نداری نمی خوری
        مثل چیزی که دوست داری و میخوری

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tahahydary607@Emil.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۳۰ ۱۲:۳۷
      مدت عضویت: 1897 روز
      امتیاز کاربر: 318 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 297 کلمه

      باسلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم گام نوزدهم فرمول های ذهنی چاقی را بشناسیم الان که فکرشو میکنم میبینم چقدر آدم میتونه انتخاب مسیر درست تو زندگی مارو برای رسیدن به اهدافمون  مهم باشه سالها خودمو درحسرت اون چه که دوست داشتم وانتخاب مسیر اشتباه قرار گرفتم با فرمول‌های اشتباهی به خورد ذهنم دادم و تنو جسم بیچاره رو اذیت کردم فرمول‌های اشتباهی که روز به روز من در مسیری اشتباه قرار داده بود اینکه چاقی من حاصل اینکه من ارثی چاقم اینکه من آب کم میخورم اینکه برنج، نون ماکارانی،شیرینجات خلاصه زمین زمانو مقصر چاقی خودم میدونستم و با انتخاب راههای اشتبا اقدام به لاغری های موقت اما سخت و طاغت فرسا میکردم وغافل ازاینکه جسم من مقصر نیست واین ذهن و فکر من هستش که در مسیری اشتباه قرار گرفته آمال خدارو شکر میکنم که من رو هدایت کرد و در مسیر درست قرار گرفتم یادم میاد من عاشق صبحانه خوردن بودم و خیییییلی دوست داشتم چای شیرین بخورم اما میترسیدم که بخورم و چاق بشم اما الان هر چیزی که بخوام میخورم اما به اندازه نیاز بدنم از همه مهمتر بدون ترس استرس و عذاب وجدان و هروز تلاش می‌کنم فرمول های چاقی رو پیدا کنم و فرمولی های درست لاغری رو جایگزین کنم و به یاری افکار درست و فرمول های لاغری جسممو به تناسب ایده آل و آرزوی دیرینه برسون اینکه از غذاها درست و در حد نیاز بدنم استفاده کنم و با غذاها درست برخورد کنم ولع نداشته باشم و زمان برام مطرح نباش اینکه وقتی من مسیرم درست باشه بدون شک نتیجه ام عال خواهد بود باز هم خدارو سپاسگذارم که من رو به این مسیر هدایت کرد و همیشه دع گوی استاد عزیز و گرامی هستم و آرزو میکنم همه دوستان در این مسیر موفق باشن با تشکر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۸ ۱۸:۰۶
      مدت عضویت: 1982 روز
      امتیاز کاربر: 6980 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,541 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست.

      مسیر لاغری من _گام نوزدهم: ( فرمول های ذهنی چاق کننده دلیل چاقی افراد است)

      من قبلاً هیچ مدیریتی روی مواد غذایی نداشتم و این مواد غذایی بودن که برای من تصمیم می‌گرفتند که چه غذایی رو کجا و چه زمانی بخورم چون در خانواده ای بزرگ شدم که همه اضافه وزن داشتن و این طور آموزش دیده بودم که مواد غذایی وسیله ای برای تفریح و سرگرمیه و کلا لذت بردن از زندگی یعنی بیشتر و بهتر از انواع و اقسام مواد غذایی مصرف کردن ومن  بزرگ تر که شدم و بعد از اینکه ازدواج کردم کم کم همه آموزش ها رو در زندگیم تبدیل به عمل می‌کردم و الحق که خوبم نتیجه میداد و من روز به روز چاق و چاق‌تر می‌شدم و در همه حال در حال خوردن بودم وبعد به زمین و زمان ناسزا می‌گفتم که چرا من اینقدر اضافه وزن دارم و مثلاً فلانی شانس داره و لاغره ولی هیچ وقت به رفتار های افراد چاق دقت نمی‌کردم که شاید رفتار های صحیح او دلیل لاغریش باشه و رفتار های اشتباه من دلیل چاقیه من باشه . فقط می‌گفتم مشکل من از ژنتیکمه هر کاری هم کنم درست نمیشه و متناسب شدن  برام فقط یک آرزو بود . ولی هیچ وقت هم نمی تونستم با اضافه وزنم کنار بیام وهیچ وقت از اندامم راضی نبودم و همیشه 

       برای لاغرشدن خیلی تلاش می‌کردم و از انواع دمنوش های گیاهی ، قهوه ، پودرهای لاغری، چای سبز، ورزش و پیاده روی و باشگاه استفاده می کردم یادمه تازه زایمان کرده بودم بچه شیرخواره مو میزاشتم پیش همسرم و می‌رفتم پیاده روی و کلی تلاش می‌کردم واسه اینکه دیگه چاق تر نشم .و چون در استفاده از اون روشها من به نتیجه دلخواهم نمی رسیدم فکر میکردم که اشکال از منه در صورتیکه اون روشها غلط و نادرست بودن وگرنه من که تلاش مو میکردم جسم بیچارمم که با من همکاری می‌کرد و مقداری از وزنم کم میشد ولی کاهش وزنم هیچ وقت ماندگار نبود  پس من آدم ضعیفی نبودم چون من تلاش مو میکردم وهر کس هر پیشنهادی برای لاغر شدن میداد من اونو تبدیل به عمل میکردم اگه موفق نمیشدم چون اون روشها نادرست بودن و  در مدت زمان استفاده از اون روشها من همیشه فقط رفتار های چاق کننده مو تغییر میدادم و سعی می‌کردم که در اون مدت اون رفتار هامو انجام ندم و  مقداری از وزنم کم میشد و به محض اینکه مدت زمان استفاده از اون روشها تموم میشد چون فرمول های چاق کننده ذهنم هیچ تغییری نکرده بودند در نتیجه دوباره آرام آرام جسمم شروع به چاق شدن می‌کرد و چون لاغرشدن رو از روش درست بلد نبودم خودمو آدم ضعیف و ناتوانی میدونستم . 

      و همیشه عصبی و ناراحت و افسرده و شاکی از خداوند عزیزم بودم که چرا منو این جوری و با ژنتیک چاق آفریده . اما زمانی که به این مسیر درست لاغری از طریق ذهن آشنا شدم فهمیدم که صحیح ترین روش برای متناسب شدن و متناسب ماندن فقط و فقط استفاده از همین روشه و روشهای دیگه همه غلط و نادرستن. و یاد گرفتم که من انسان خیلی شجاعی هستم که هیچ وقت با چاقیم کنار نیومدم و همیشه به دنبال راهکارهای مختلفی برای خلاصی از چاقیم بودم  و فهمیدم که باید لاغرشدن رو یاد بگیرم و برای این کار باید اول فرمول های چاق کننده مو تغییر بدم و اونا رو اصلاح کنم و وقتی که فرمول‌های نادرست در ذهنم تغییر کنه کم کم رفتار های چاق کننده هم تغییر میکنن و با تکرار و تمرین وتبدیل آموزش ها  به عمل در زندگیم کم‌کم جسمم تغییر می کنه و لاغری در من نمایان میشه همین دیروز که دخترمو برده بودم مهد و چون مدارس بخاطر ویروس کرونا تق و لق مربیش دو ماه بود که منو ندیده بود وقتی که منو دید با تعجب گفت چقدر لاغر شدی . ازم پرسید رژیم گرفتی ؟ چه کار کردی؟ ومن با خنده گفتم نه .. و مدام می‌گفت حتما نون و برنج 🍚 نمی خوری؟ ومن گفتم نه اتفاقا هر چی دلم بخواد به اندازه میخورم .و اصلا نمی دونستم که چه جوری بهش توضیح بدم . تا خونه فقط لبخند میزدم و مطمئن بودم که دیگه چاق نمی شم تازه از این لاغرترم میشم. چون دارم لاغرشدن رو یاد میگیرم و هرچه بیشتر بگذره ومن تکرار و تمرین آموزش هام بیشتر بشه به تجربم اضافه میشه و من متناسب تر میشم و بیشتر لذت می‌برم . بر عکس روش های نادرست دیگه که وقتی از اونا استفاده می کردم وکمی کاهش وزن داشتم اگه بعد از مدتی کسی منو میدید و می‌گفت لاغر شدی من کلی هیجان زده بودم که توضیح بدم که چه کار کردم و چه اتفاقی افتاده ولی ته قلبم ایمان داشتم که دوباره چاق میشم. ولی در این روش  ایمانم کامل دارم  که درست ترین روش ، برای هر کس فقط استفاده از قدرت ذهن خودشه . و ، وقتی که به گذشته فکر میکنم میبینم که چقدر رفتار های چاق کننده قبلی من به من ضربه زدن و باعث شدن که جسم من از حالت طبیعی خودش خارج بشه و هر روز مدام چاق و تپل تر بشه . الان که به این مسیر زیبا هدایت شدم تازه دارم میفهمم که چقدر تفاوت وجود داره بین رفتار های من با رفتار های یک فرد متناسب یک فرد چاق غذا میخوره برای تفریح و سرگرمی و لذت ولی فرد متناسب غذا میخوره فقط برای رفع نیاز بدنش . فرد چاق در همه حال : شادی، غم هیجان در حال خوردنه ولی فرد متناسب فقط زمان گرسنگی غذا میخوره .فرد چاق با حالت سنگینی و فشار شکم دست از خوردن غذا میکشه ولی فرد متناسب به محض اینکه پیغام سیری رو دریافت کرد دیگه به خوردن ادامه نمیده وسبک و سرحال از کنار غذا رد میشه . فرد چاق وقتی که گرسنه باشه هر چی که دم دستش باشه میخوره و اصلا براش مهم نیست فقط میخواد سیر بشه ولی فرد متناسب اصلا این طور نیست اگه غذای مورد علاقه اش نباشه اونو نمی خوره منتظر میمونه تا غذای مورد علاقه شو بخوره . ……..

      واین تفاوت بین رفتار هاست که باعث تغییر جسم میشه . نه ژنتیک و ارث، شانس و خواست خداوند، استفاده از برنج 🍚 و نون و چربی و هزار جور دلیل دیگه که همه شون بهانه های افراد چاق برای بیشتر خوردنه. و از بین اینا خوردن در حد ترکیدن و سنگینی و فشار شکم یک رفتار رشت و زننده ست که من قبلاً بار ها و بارها این رفتار رو انجام دادم و همین جا از جسم عزیزم عذر خواهی میکنم که با تکرار این رفتار اشتباه بهش ضربه زدم و باعث چاقی و اضافه وزنم شدم و به اشتباه فکر می کردم که نقطه سیری یعنی خوردن در حد فشار شکم و باید اینقدر می‌خوردم تا به این حد برسم وبعد دچار عذاب وجدان میشدم و همیشه تو خونه مون کلی عرق نعناع و رازیانه و گلاب و عرقیات گیاهی واسه نفخ معده و لاغری داشتم که بعد از غذا برای اینکه عذاب وجدانم کمتر بشه از اونا استفاده می کردم. و اصلا نمیدونستم که این حالت یه جور واکنش که بدنم داره از خودش نشون میده و سعی می کنه که به من بفهمونه که من  با این رفتارم دارم واسه بدنم  یک مشکلی به وجود میارم همون طوری که وقتی سرما میخورم آب ریزش بینی دارم یا گلو درد و بدن درد دارم فوراً متوجه میشم و به فکر درمانم میوفتم . در مورد اضافه وزنم هم همینطور ه بدن من وظیفه شو به خوبی انجام میداد با واکنش نشون دادن از خودش زنگ خطر رو برای من به صدا در میاورد ولی من ندانسته هر روز با تکرار این رفتار زننده بیشتر و بیشتر به خودم ضربه میزدم غافل از اینکه خداوند حکیم بدن منو این همه هوشمند آفریده .ومن حق ندارم بدنی رو که خداوند صحیح و سالم به امانت دست من سپرده با انجام رفتارهای نادرست غذایی پارکینگ انواع بیماریها وچاقی و اضافه وزن کنم و اگه قبلاً این رفتارهای نادرست رو داشتم و تکرار میکردم به خاطر این بوده که من لاغرشدن رو بلد نبودم و فقط چاق شدن رو آموزش دیده بودم و خیلی خوب یاد گرفته بودم ولی الان دیگه فهمیدم ودارم هنر زیبای لاغرشدن و لاغر موندنو یاد میگیرم و خدا رو شکر که مدتیه دارم درست رفتار میکنم و آموزش هامو به درستی در زندگیم تبدیل به عمل میکنم . به آرامش رسیدم وایمان دارم که این روش درست ترین روش برای متناسب شدن و مهم تر از اون متناسب موندنه . هر روز پوستم داره بهتر میشه ، با خودم و با خدای عزیزم دوست شدم و دیگه هیچ کسی رو مقصر مشکلاتم نمی‌دونم ، دیگه تو خواب نفسم نمیگیره ، سبک و سرحال از کنار سفره غذا بلند میشم ، دیگه کمر درد و پا درد و بیماری های دیگه ندارم ، کلی سایز و وزن کم کردم ، لباس های شیک و رنگ شاد میپوشم و میدونم که متناسب شدن حق طبیعی و الهی  منه ومن لیاقت داشتن این خواسته رو دارم و اونو به زمان بندی الهی میسپارم تا بیشتر و بهتر در زندگی واقعی من دیده بشه . ان شا الله 

      با تشکر از زحمات بیدریغ شما استاد گرامی که هر روز ما رو یک قدم به سمت رسیدن به هدفم  مون راهنمایی میکنید.و با آرزوی بهترین ها برای همه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا