0

تا وقتی باورهای چاق کننده داری، لاغر نمی‌شی! (گام ۱۳۱)

فرمول های ذهنی چاق
اندازه متن

تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:

“چرا با اینکه انقدر تلاش می‌کنم، باز هم چاقم؟!” 😔

وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کم‌تحرکی نیست،

بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کننده‌ست که سال‌هاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭

مثل یه برنامه پنهانی که بی‌صدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافه‌وزن می‌بره.

قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمول‌های ذهنی پنهان و ببینیم چطور می‌تونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶‍♀️🌿

ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کننده‌ایم 🧠🍽️

سال‌هاست ذهنمون داره ما رو چاق می‌کنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا می‌ندازیم!

اگه اضافه‌وزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

باورهای چاق کننده

اگه یه کم دقیق‌تر نگاه کنی، حتما دیدی که آدم‌هایی اطرافت هستن که بیشتر از تو می‌خورن، کمتر از تو ورزش می‌کنن ولی متناسبن! 🤔

چرا اون‌ها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون می‌خورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن می‌کنی؟

جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.

تو سال‌هاست با جمله‌هایی زندگی کردی که مثل سم آروم‌آروم وارد ذهنت شده‌ن:

  • «برنج چاق می‌کنه»
  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «تا ورزش نکنم لاغر نمی‌شم»
  • «آب هم بخورم چاق می‌شم!»
  • «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
  • «اگه گرسنه بمونم، حالم بد می‌شه»

اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخش‌ان. 📻

مغزت طبق همین برنامه‌ها، برات گرسنگی می‌سازه، ولع ایجاد می‌کنه، عذاب وجدان می‌فرسته، یا حتی باعث می‌شه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.

در واقع، خیلی وقت‌ها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنه‌ست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.

فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚

سال‌ها پیش خودم این رو تجربه کردم.

تصور می‌کردم دلیل چاقی‌ام برنجِ. 🍚❗می‌گفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست می‌شه.»

پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄

برای سیر شدن، سالاد می‌خوردم، سبزی می‌خوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر می‌کشید.

درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…

ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓

انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.

و اینجا بود که فهمیدم:

📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کننده‌ایه که ذهنم بهشون ایمان داره.

ما سال‌ها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀

تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟

چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟

چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟

ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر می‌کنه؟»

واقعیت تلخه، ولی شفافه:

ما چاق هستیم چون ذهن‌مون چاق فکر می‌کنه.

باورهای چاق کننده

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمول‌هایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.

چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.

تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب می‌شن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقته‌ست.

راه نجات چیه؟ 🛤️

✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده

برنامه‌ریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده

✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا

زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی

و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.

همون‌طور که من از وقتی «فرمول‌های ذهنی» رو شناختم، نه‌تنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمی‌ترسم، دیگه احساس شکست نمی‌کنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.

یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاق‌کننده و باورهای چاق‌ کننده است است.

یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق می‌کنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨‍👩‍👧‍👦🧠

تو جمله‌ای که بالا گفتم، دقت کن:

«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»

یعنی چی؟

یعنی چیزی که از خانواده‌م به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!

بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کننده‌ای بود که اون‌ها بهش ایمان داشتن.

ما تو خیلی از زمینه‌های زندگی‌مون به خانواده‌مون شبیه‌ایم:

💸 طرز فکر درباره پول

💬 شیوه ارتباط با دیگران

🍽️ حتی نگاه‌مون به غذا و بدن خودمون…

ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر می‌کنیم که ارثیه!

در حالی‌که همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کننده‌ست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.

🧭 مسیر لاغری از باور شروع می‌شه، نه از حذف غذا

تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰

و هر لقمه‌ای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…

هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمی‌تونه نجاتت بده. 💊🛑

🔑 کلید تغییر اینه که بفهمی:

«من چاق نیستم چون زیاد می‌خورم؛
من زیاد می‌خورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کننده‌ست.» 💡

وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته می‌شه.

لاغری‌ای که از ذهن شروع می‌شه، نه از معده. 🧠❤️‍🔥

🎯 رژیم نمی‌تونه حریف باورهای چاق کننده بشه!

اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا می‌رسه چیه؟

🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم می‌گیرم!»

و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خسته‌کننده:

📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامه‌ریزی دقیق وعده‌ها، و 😖 محدودیت‌های طاقت‌فرسا…

اما بذار یه سوال مهم بپرسم:

❓ آیا رژیم می‌تونه اون صداهایی که توی ذهنت می‌پیچه رو خاموش کنه؟

صداهایی مثل:

«الان بخور، بعداً جبران می‌کنی»

«تو استعداد چاقی داری!»

«بدنت بدون این غذا ضعف می‌کنه»

«یه بار که چیزی نمی‌شه!»

🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…

باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠

🧠 چرا رژیم نمی‌تونه باور رو عوض کنه؟

رژیم‌ها میان و می‌رن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچ‌کدوم نمی‌تونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.

همون جایی که سال‌هاست باورهای چاق کننده مثل برنامه‌هایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.

مثلاً:

«برنج چاق‌کننده‌ست!» 🍚

«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️

«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمی‌شم!» 🤯

تو ممکنه سال‌ها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…

ولی آخرش برگشتی سر خونه‌ی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.

🔬 نگاه علمی به این موضوع:

در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:

«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرک‌های ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»

یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خسته‌ای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.

پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشه‌ی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

تغییر باورهای چاق کننده

🌱 راه‌حل چیه؟ تغییر فرمول‌های ذهنی

اگر می‌خوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافل‌ان:

🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!

  • یاد بگیری چی باعث پرخوری‌ته؟
  • چرا بعضی غذاها برات وسوسه‌انگیزن؟
  • چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان می‌شی؟
  • چرا رژیم برات شبیه شکنجه‌ست؟
  • چرا همیشه برمی‌گردی به رفتارهای قبلی؟

👣 توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد می‌گیری.

یاد می‌گیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.

✍️ چرا تمرین‌ بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟

ذهن ما سال‌ها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق می‌کنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق می‌شم» برنامه‌ریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمول‌های ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیم‌ها هم نمی‌تونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشه‌ای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید می‌فرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد می‌کنن. ✨

🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی

لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:

  • 🍚 اولین غذایی که فکر می‌کنی باعث چاقی‌ته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
  • 📻 کدوم جمله چاق‌کننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار می‌شه؟ سعی کن از کودکی ریشه‌ش رو پیدا کنی.
  • ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنی‌ت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
  • 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
  • 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمی‌دونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.

🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.

💬 نوبت توئه!

حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کننده‌ای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار می‌شه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.86 از 118 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11807
176 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Maryam
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۰ ۲۱:۳۴
      مدت عضویت: 2482 روز
      امتیاز کاربر: 2255 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,057 کلمه

      💝💝💝 به نام خداوند رنگین کمان                  فروزنده ی روز و شب ، آسمان 💝💝💝 

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم ⚘⚘⚘ 

      گام نوزدهم : فرمول های ذهنی چاق کننده را بشناسیم 

      فایل امروز به ما کمک می کنه که بتونیم روی خوردنمون مدیریت کنیم و این مهمترین موضوعه 😍😍😍 

      برداشت من از این فایل :

      افراد چاق مدیریتی رو غذاخوردنشون ندارن و به جای اینکه خودشون مسئولیت غذا خوردنشون رو به عهده بگیرن این مسئولیت مهم رو سپردن به دست یک مدیر نالایق یعنی مواد غذایی ! 🙄🙄🙄

      این افراد مدیریت غذا خوردن خودشون رو گذاشتند به عهده ی مواد غذایی و این مواد غذایی هستند که تصمیم می گیرن کی و به چه مقدار باید ازشون بخورن ! 😳😳😳

      افراد چاق از غذاها به عنوان ابزار استفاده می کنند و یاد گرفته اند که تمام خلاء های احساسی خودشون رو با خوردن پر کنند ! 😟😟😟

      وقتی ناراحتند می خورند که کمی از غصه شون کم بشه و کمی شاد بشن ! یعنی احساس ناراحتی و غم اندوه رو با خوردن می خوان برطرف کنند ! 

      وقتی خوشحالند می خورند که شادیشون بیشتر بشه ! 

      وقتی استرس دارند می خورن که آروم بشن !

      وقتی حوصله شون سر میره می خورند که حوصله شون بیاد سرجاش ! 

      وقتی خسته ان می خورند که خستگی شون در بره ! 

      وقتی مریض میشن بیشتر می خورن که زودتر حالشون خوب بشه ! 

      وقتی افسرده ان می خورن که حال روحیشون خوب بشه ! 

      وقتی می خوان کار کنند می خورند که جون داشته باشن کار کنند ! 

      وقتی عصبانی میشن می خورن که آروم بشن ! 

      وقتی کارشون تموم میشه می خورن که انرژی به بدنشون برگرده ! 

      وقتی میرن مهمونی می خورن که صاحبخونه بهش برنخوره ! 

      وقتی میرن مهمونی بیشتر می خورن که خوردن صاحبخونه رو تلافی کنند ! 

      وقتی براشون مهمون میاد می خورن که مهمون احساس غریبی نکنه ! 

      وقتی سیرن و یک غذای نذری براشون میارن می خورن به خاطر تبرکش ! 

      وقتی میرن مراسم ختم به خاطر ثوابش می خورن ! که برسه به روح اون مرحوم ! 

      وقتی سیر میشن ولی هنوز ته بشقابشون غذاست به زور می خورن که اسراف نشه ! 

      وقتی خوابشون میاد می خورن که خواب از سرشون بپره ! 

      وقتی میرن سفر بیشتر می خورن که بیشتر بهشون خوش بگذره ! 

      وقتی می خوان برن پارک یا پیک نیک مقدار زیادی غذا و خوراکی با خودشون می برن و بیشتر ار وقتای دیگه می خورن که شادیشون تکمیل بشه ! 

      وقتی می خوان مهمونشون رو تحویل بگیرن سفره ی رنگین براش می اندازن و با تهیه ی انواع خوراکی ها می خوان به مهمونشون هم بیشتر خوش بگذره ! 

      وقتی با غذای مورد علاقه شون مواجه میشن در حد انفجار می خورند !

      وقتی میرن رستوران بیشتر می خورن که پولشون حروم نشه ! و …

      مثال هایی که در بالا زدم معمولاً همش در یک شخص نیست و ممکنه در یک فرد چاق فقط چند تاش وجود داشته باشه  ولی اینها رفتارهای اشتباه چاق کننده است که خودم با دقت  در رفتار افراد چاق مشاهده کردم ! 

      اما وقتی به رفتار افراد لاغر دقت کردم دیدم به هیچ وجه اینطور رفتار نمی کنند ! و در خیلی از موارد کاملاً برعکس ! 

      مثلاً : 

      وقتی ناراحتن هیچ غذایی از گلوشون پایین نمیره ! 

      وقتی عصبی میشن راه گلوشون به طور کل بسته میشه ! 

      وقتی مریض میشن اشتهاشون کور میشه ! 

      وقتی خبر خوش بهشون میرسه و هیجان دارند نمی تونن غذا بخورن ! 

      وقتی میرن پیک نیک یا تفریح هم فقط به اندازه ی نیاز بدنشون غذا می خورن و از غذا به عنوان ابزاری برای شادی بیشتر استفاده نمی کنند ! 

      وقتی افسرده ان میلشون به غذا کاهش پیدا می کنه ! 

      وقتی از مسئله ای شادن از شدت هیجان نمی تونن غذا بخورند ! 

      وقتی زیاد کار کرده باشن از شدت خستگی نا ندارن غذا بخورند و به جای خوردن کمی می خوابن تا خستگیشون در بره ! و… 

      نتیجه گیری از این قسمت : 

      ما باید خودمون کنترل غذا خوردنمون رو بدست بگیریم و برای غذا خوردنمون تصمیم بگیریم و وقتی با  غذا یا خوراکی مورد علاقه مون روبرو میشیم رفتار درست رو از خودمون نشون بدیم و اگر واقعاً گرسنه بودیم فقط به اندازه ی نیاز بدنمون بخوریم 

      بسیاری از واکنش های رفتاری ما به مواد غذایی به علت فرمولهای اشتباه ذهنی به وجود اومده 

      مثلا : بعضی از افراد چاق این فرمول اشتباه رو در ذهنشون دارن که عصبانیت باعث پرخوری میشه و وقتی عصبی میشن ناخودآگاه می خورن ! 

      یا بعضی از افراد چاق غصه خوردن رو عامل چاقی می دونن !

      و وقتی غصه می خورن ناخودآگاه پرخوری می کنن و فکر می کنن غصه چاقشون کرده ! 

      جالب اینجاست که افراد لاغر هم دقیقاً بر عکس این فمول رو در ذهنشون دارن و می گن غصه می خوریم سیر میشیم دیگه نمی تونیم غذا بخوریم ! 

       خود غصه که توانایی چاق و لاغر کردن افراد رو نداره بلکه اون فرمول ذهنی که در ذهن افراد در مواجهه با غصه خوردن ذخیره شده در زمان مواجه شدن با غصه باعث میشه برامون تصمیم بگیره که بخوریم با نخوریم !!! 

      نتیجه گیری ار این قسمت : 

      ما نباید به هیچ عامل بیرونی اجازه بدیم که غذا خوردنمون رو کنترل کنه و فقط خودمون باید برای خوردن خودمون تصمیم بگیریم ! 

      ما خیلی انسان هاب توانمندی هستیم که بارها و بارها رژیم گرفتیم و خیلی روشهای سخت دیگه برای لاغری انجام دادیم ولی چون روشمون اشتباه بوده شکست خوردیم اما دوباره تلاش کردیم ! 💪💪💪

      اگر ضعیف بودیم با یکی دو بار شکست خسته می شدیم و دیگه تلاشی برای لاغر شدن نمی کردیم ! 

      پس هر چی تعداد شکست هامون بیشتر باشه ما توانمند تریم ! 🥰🥰🥰 

      حتی حیوانات وحشی هم وقتی سیر باشن و با غذاشون مواجه بشن شکارش نمی کنن و به این فکر نمی کنندکه شاید فردا دیگه این غذا گیرم نیاد ! 

      فقط وقتی گرسنه باشن به دنبال شکار میرن و هیچ عامل بیرونی در خوردنشون دخیل نیست و ما در طبیعت حیوان چاق پیدا نمی کنیم چون اونا ذهن ندارن که بتونن برای خوردنشون برنامه ریزی کنن بلکه به صورت غریضی این کار رو انجام می دن ! 

      انسان ها اشرف مخلوقات هستند و فقط انسانها هستند که ذهن دارن و از بین نیازهاشون فقط غذا خوردنشون به عهده ی خودشونه و باقی نیازها مثل نفس کشیدن ، پلک زدن ، ضربان قلب و … به صورت غیر ارادی انجام میشه ! 

      غذا خوردن هم یک نیازه مثل بقیه ی نیازهای بدن پس چرا ما نمی تونیم کنترل همین یک نیاز رو درست انجام بدیم ؟ چرا با خودمون نمیگیم امروز یکم بیشتر نفس بکشم چون هوا خوبه ؟ یا چرا این الگوی ذهنی رو نداریم که مثلاً وقتی من عصبانی میشم بیشتر نفس می کشم یا بیشتر پلک میزنم ؟! 

      افراد چاق متوجه پیغام سیری نیستند و در واقع زمان سیر شدنشون  رو بلد نیستند و فکر می کنن سیر شدن باید به صورت یک واکنش فیزیکی در بدنشون باشه که باعث درد در یک ناحیه از بدن باشه مثل فشار شکم ! 

      نتیجه گیری این قسمت : 

      باید فشار شکم اینقدر در نظر ما زشت و نا پسند و زننده بشه که دیگه به خودمون اجازه ندیم به اون حد از سیری برسیم و دچار فشار شکم بشیم و اگر زمانی دچار فشار شکم شدیم باید ذهنمون رو تنبیه کنیم و اشتباه برداشت نکنیم که بگیم نباید خودمون رو سرزنش کنیم ! 

      این سرزنش نیست بلکه تنبیهه ! ذهن ما گاهی به تنبیه نیاز داره که دیگه یک اشتباه رو تکرار نکنه ! نمیشه که هر بار این اشتباه رو تکرار کنیم و بگیم مهم نیست اشکالی نداره و دوباره تکرار کنیم اشتباهمون رو !

       پس اگر به این نقطه از سیری رسیدیم که باعث درد در بدن یا همان فشار شکم شد باید حتی به خودمون القاب بد بدیم و به خودمون نهیب بزنیم که دیگه این کار رو تکرار نکنیم 

      و در مقابل اگر هر بار هم که به اندازه غذا خوردیم و رفتار درستی رو نشون دادیم خودمون رو تشویق کنیم تا اگیزه بگیریم که همیشه بهتر رفتار کنیم ! 

      افراد لاغر با رفتار غذایی صحیح هیچ وقت به این نقطه از سیری نمیرسن که به صورت واکنش فیزیکی در بدن مواجه بشن و وقتی غذا خوردنشون تموم میشه و دست از غذا می کشن هیچ گونه حس سنگینی در بدنشون ندارن ! 

      اجازه ندیم که بسته بندی غذاها ما رو گول بزنند و بگیم چون ۸ برش پیتزا برای یک نفره پس من باید همه شو بخورم ! 

      گول بسته بندی مواد غذایی رو نخورید که خیلی خطرناکه ! 

       افراد لاغر با رفتار غذایی صحیح اصلاً به بسته بندی غذا یا مقدار پرسی که برای یک نفر در نظر گرفته شده توجهی ندارند و فقط به پیغام سیری خودشون توجه می کنن و به محض اینکه پیغام سیری رو دریافت کردند دست از غذا می کشن ! 

      و اینکه افراد لاغر با رفتار صحیح غذایی به تنوع غذاهایی در سفره یا میز غذا و مهمونی ها توجه ندارند و فقط از یک مدل غذا اون هم به اندازه ی نیاز بدنشون می خورند ! 

      افراد لاغر با رفتار غذایی صحیح وقتی سیر باشن و خوراکی مورد علاقه شون بهشون تعارف بشه خیلی راحت ازش می گذرند و نمی خورن و براشون مهم نیست که اگر الان خورن دیگه ممکنه گیرشون نیاد ! 

      نتیجه گیری این قسمت : 

      ما باید رفتار غذاییمون انسانی باشه و در مواجهه با مواد غذایی مثل یک انسان واقعی رفتار کنیم چون ما اشرف مخلوقات هستیم و قطعاً می تونیم درست رفتار کنیم و مشکلمون این بوده که فقط تا حالا یاد نگرفته بودیم درست رفتار کنیم ! 

      ما در سایر روش های لاغری تلاش زیادی کردیم و نتیجه نگرفتیم که البته همه اشتباه بوده و تقصیر ما نبوده که نتیجه نگرفتیم اما اگر فقط ۱۰ درصد اون تلاشی که برای روش های دیگه کردیم صرف این روش کنیم قطعاً نتیجه می گیریم 😍😍😍 

      مطالب مهم متن استاد : 

      دلیل چاق شدن افراد چاق به خاطر ارث و ژنتیک 

      یا پایین بودن سوخت و ساز بدن و … نیست بلکه به علت فرمولهای ذهنی چاق کننده ست که در ذهن آنها ذخیره شده و سالیان سال از آنها در زندگی روزمره استفاده می کنند ! 

      علت چاقی همه ی ما به دلیل فرمولهای چاق کننده ذهنمون بود اما هر وقت خواستیم لاغر بشیم رفتیم به سراغ تغییر رفتارهای چاق کننده ی خودمون !

      هروقت به مطب پزشکان تغذیه رفتیم علت چاقی ما رو زیاده روی در خوردن مواد غذایی و یا کم تحرکی و یا بیماری موروثی و یا کم کاری تیروئید و … دانسته اند ! 

      پزشکان همیشه علت را اشتباه تشخیص دادند و عوامل بیرونی رو مقصر چاقی ما معرفی کردند !  

      برای لاغر شدن به ما لیست برنامه ی غذایی دادند از باید ها و نبایدها ! و ما را وادار به رژیم و ورزش و … کردند !

      و تمام دلایل چاقی ما رو بر اساس جسم ما مشخص می کردند و هیچ کدام به فرمولهای ذهنی ما توجه نکردند !

      و ما هم طبق گفته های دیگران همیشه برای کم کردن وزن خودمون هر بار تصمیم می گرفتیم لاغر بشیم چند مواد غذایی رو از غذامون حذف می کردیم یا تحرکمون رو بیشتر می کردیم و انواع ورزشها و پیاده روی رو انجام میدادیم ! 

      مثال از خودم : یکی از روشهایی که برای لاغری انجام دادم یک رژیم بود از دکتر طب سنتی که خیلی از افراد چاق با انجامش لاغر شده بودند ولی من در زمانی این کار رو انجام دادم که به شدت نسبت به لاغر شدن نا امید شده بودم و دیگه هیچ روشی روم جواب نمیداد ! 

      خلاصه به خودم گفتم منکه اینهمه کار رو برای لاغری انجام دادم اینم روش و رفتم و با هزینه ی خیلی بالا داروها و نون جو و چند ماده ی غذایی دیگه که دستورش رو گفته بود تهیه کردم و برای من نون و برنج و قند و شکر و روغن و غذاهای پختنی منع شد و گفت اگر نخوری بهتر نتیجه می گیری ! 

      من هم دقیق طبق برنامه عمل کردم و مدت رژیم اول ۴۰ روز بود و قرار بود من در این ۴۰ روز ۱۰ الی ۱۵ کیلو کم کنم و خیلی خوشحال بودم و همه ی سختیهای رژیمم رو به جون خریدم برای غذا فقط نون جو می خوردم با ارده با شیره ی انگور یا نون و پنیر و سیاهدانه یا تخم مرغ آبپز و یا یک تکه مرغ یا گوشت گوسفندی آبپز یا سوپ و … که هر لقمه رو باید ۴۰ بار می جویدم 🤕🤕🤕 

      و چندین داروی بدمزه و عذاب آور که هم تهیه اش خیلی سخت بود و هم خوردنش که من روزی ۴ بار باید از هر کدام از داروها می خوردم 🤢🤢🤢 

      و سخت ترین قسمتش این بود که باید یک ژل چربی سوز بسیار چرب و بد بو رو به شکم و پهلو می مالیدم و دور تا دورش رو چندین لایه پلاستیک و سفره یکبار مصرف می بستم و بعد دو تا چادر رو باید جوری سفت به خودم می پیچیدم که نفسم حبس بشه 😬😬😬 

      و بعد به مدت ۲۰ الی ۴۰ دقیقه بسته به توان خودم پیاده روی خیلی سریع می کردم تا خیس عرق بشم 😥😥😥 

      وقتی ورزشم هم تموم میشد بلافاصله باید میرفتم حمام و دوش آب گرم می گرفتم و نا گفته نماند که پاک کردن چربی اون ژل چربی سوز سخت ترین کار رژیم بود که هر چی با صابون و لیف خودم رو می شستم بز هم چرب بود 😢😢😢 

      ولی وقتی سفره و پلاستیکها رو از دور شکم و پهلوهام می کندم برام عجیب بود انگار یک پارچ آب جمع شده بود توش 😶😶😶 ولی با تمام این کارهایی که در مدت ۴۰ روز انجام دادم و واقعاً یکی از سخت ترین رژیمهام بود حتی یک کیلو هم کاهش وزن نداشتم 😫😫😫 

      و من در لون زمان خیلی خیلی افکارم در مورد چاقیم منفی بود و به شدت از خودم عصبی بودم و واقعاً با خودم سر جنگ داشتم و موقع پیاده روی مرتب به خودم بد و بیراه می گفتم چون چند نفر حرفهایی بهم زده بودند که برآم فوق العاده گرون تموم شده بود و من می خواستم لاغر بشم تا مشت محکمی به دهان یاوه گویان بزنم !

      الان که خوب فکر می کنم می بینم بار اولی که پیش دکتر تغذیه رفتم خیلی سریع و راحت وزنم پایین اومد که همه ی خواهرام و مامانم به من غبطه می خوردند که چطور با اینکه کمتر از اونا رعایت کردم و غذام بیشتر از اونا بود در طول ۳ ماه ۱۵ کیلو کم کردم ؟! 🤔🤔🤔 

      من الان علتش رو می دونم چون من در اون زمان حق طبیعی خودم می دونستم که وقتی ورزش کنم و رژیم بگیرم صد در صد باید لاغر بشم و به اندازه ی مادر و خواهرانم الگوی ذهنی چاق کننده در ذهنم نداشتم برای همین زود لاغر شدم 

      مسئله دیگه این بود که من اون زمان علت چاقیم رو بیشتر پر خوری و خوردن مواد غذایی چاق کننده می دونستم مثل نوشابه ، سس مایونز ، انواع شیرینی ، شکلات ، برنج ، نون ، فست فود ، تنقلات ، روغن و غذاهای سرخ کرده و … می دونستم و در طول رژیم تمام این غذاها یا محدود بود یا موادی مثل شیرینی و شکلات کاملاً حذف بود 

      پس من باید لاغر میشدم و چقدر جالب بود که بار دوم که همین رژیم رو گرفتم البته با برنامه غذایی محدودتر و رعایت خیلی دقیق تر در طول ۳ ماه ۹ کیلو کم کردم چون در اون زمان چند دلیل مخرب دیگه به فرمولهای ذهنیم اضافه شده بود ! 

      اون هم کم خونی و کم کاری تیروئید و دو بار سزارین و … بود که اجازه نمی داد وزنم کم بشه ! 

      آخه رژیم همون رژیم بود با محدودیت بیشتر ! 

      بدن هم همون بدن بود ! 

      اما ذهن همون ذهن نبود ! و چند تا خط سیاه دیگه روش کشیده شده بود ! برای همین اینبار با تلاش بیشتر هم خیلی کمتر نتیجه گرفتم !

      هرچه فرمول های بیشتری درباره تاثیر مواد غذایی بر جسم در ذهن من ایجاد می شد ترس من از خوردن مواد غذایی بیشتر می شد و انتظار چاق تر شدن را داشتم.

      در این شرایط اگر می خواستم لاغر بشم باید از اون مواد غذایی که آنها را باعث و بانی چاقی خودم می دانستم مصرف نکنم و به مرور لیست مواد غذایی چاق کننده به حدی زیاد شد که دیگر ماده غذایی باقی نمانده بود که درباره آن تصور چاق کنندگی نداشته باشم ! 

      کار به جای رسید که دیگه نمی دونستم اگر بخوام چاق نشم از چه ماده ی غذایی باید بخورم چون تقریبا همه مواد غذایی را چاق کننده می دونستم ! 

      مثلاً من قبلاً دیگه میوه رو چاق کننده نمی دونستم ! ولی بعد به لطف دکتر تغذیه متوجه شدم حتی اب هم چاق کننده ست ! 😏😏😏 

       در اون روزها دلیل این تفاوت در رفتار خودم با دیگران را استعداد چاقی می دونستم که اونا این استعداد را ندارند اما من سرشار از استعداد چاقی ام ! 

      اما امروز به وضوح می دونم که دلیل تاثیر مواد غذایی در چاق تر شدن من و تاثیر نداشتن مواد غذایی در چاقی افراد لاغر  به دلیل تفاوت در فرمول های ذهنی من و آنها بوده است.

      در ذهن من بسیاری از مواد غذایی عامل چاقی تعریف شده بود اما در ذهن اونا اینطور نبود ! مثلاً همسرم هم از تمام غذاهایی که من می خوردم می خورد ولی به شدت لاغر بود ! 

      و هر وقت اعتراض می کردم که چرا من آب هم بخورم چاق میشم می گفت تو استعداد چاقی داری و من چون به بابام رفتم چاق نمیشم ! 

      اگر شما تصور می کنید که چاقی ارثی است به این دلیل نیست که از طریق ژنتیک چاقی به شما منتقل شده باشد بلکه به این دلیل است که عقاید خانواده شما درباره چاقی به ذهن شما منتقل می شود.

      خانواده و اطرافیان ما دیدگاه های خود درباره موضوعات مختلف را به ذهن ما منتقل می کنند.

      زندگی ما در جنبه های مختلف شبیه خانواده مان است اما توجهی به موضوعات دیگر نداریم به همین دلیل تصور نمی کنیم که میزان موفقیت در شرایط مالی را از خاواده خود به ارث برده باشیم اما یقین داریم که چاقی از خانواده به ما ارث رسیده ! 

      البته همین عقیده ارثی بودن چاقی نیز از طریق خانواده به ما منتقل شده ! 

      اگر می خواهید به شکل ساده و آسان لاغر شوید باید مهارت شناسایی فرمول های چاق کننده را کسب کنید.

      ما باید تمام فرمولهایی که در ذهن خودمون ذخیره کردیم و به صورت یک باور چاق کننده در دهن ما در اومده شناسایی کنیم و با تکرار و تمرین اونها رو از بین ببریم !

      و بعد باورهای لاغر کننده رو در ذهنمون جایگزین باورهای چاق کننده کنیم . 

      برای انجام این کار یک راه بیشتر وجود ندارد و اون هم اینه که با دادن آموزش های درست و لاغر کننده به ذهن خودمون فرمولهای چاقی که از قبل در ذهن وجود داره رو غیر فعال کنیم . 

      و خیلی راحت و بی دردسر به هدف زیبای لاغری و تناسب اندام برسیم 😍😍😍 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 14
گردونه هدایا گردونه هدایا