چطور لاغر شویم؟ شاید در نگاه اول فکر کنید که راهی که برای لاغر شدن باید پیش بگیرید باید کاملاً متفاوت از راهی باشد که باعث چاق شدنتان شده! 🤔
📍 این جلسه ادامه گام ۴۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اما حقیقت این است که آسانترین راه کاهش وزن همون راهیه که شما قبلاً ازش عبور کردید!
یعنی اگر در مسیر چاق شدن، به راحتی با عادتهای روزمره تون اضافه وزن پیدا کردید، چرا همین عادتها رو برای کاهش وزن هم به کار نبرید؟! 😎
بله! این ممکنه کمی عجیب به نظر برسه، ولی برگشتن به همون مسیر و درست کردن عاداتی که قبلاً باعث چاقی شما شده، خیلی راحتتر از پیدا کردن یک راه جدید و پیچیدهست! 🌸💪
در این جلسه میآموزیم:
علاقه مغز به انجام کارهای آسان 🧠✨
همه ما تجربه کردهایم که وقتی از خانه خارج میشویم، چه برای کار، تفریح یا هر مقصد دیگری، ناخودآگاه به همان مسیری که آمدهایم، برمیگردیم. این رفتار مغز ماست که همیشه به دنبال سادهترین راههاست! 🌟

مغز انسان به طور طبیعی به سمت سادهترین تصمیمات گرایش دارد، بنابراین وقتی بخواهیم از مقصد به خانه بازگردیم، اولین گزینهای که به ذهن میرسد همان مسیری است که قبلاً طی کردهایم.
این ویژگی مغز، به ما کمک میکند که در تصمیمگیریها صرفهجویی کنیم و از انرژی ذهنی زیاد اجتناب کنیم. 🚶♂️🚶♀️
حالا این را برای چاقی و لاغری در نظر بگیرید. برای مغز، چاقی و لاغری هیچ تفاوتی ندارد.
وقتی که تصمیم به لاغر شدن بگیرید، مغز اولین راه پیشنهادیاش این است که از همان مسیری که قبلاً برای چاق شدن رفتهاید، بازگردید.
پس شما باید تصمیم بگیرید که از این مسیر حرکت به سمت چاقی، خارج شوید و مسیری جدید، سالم و متفاوت را انتخاب کنید. 💪🌿
پس هر زمانی که بخواهید لاغر شوید، بدانید که آسانترین راه کاهش وزن برای مغز شما همان راهی است که قبلاً برای چاقی طی کردهاید.
ولی این انتخاب توسط شماست که میخواهید به این مسیر ادامه دهید یا یک مسیر جدید و سالم را آغاز کنید! ✨

🌀 چرا چاقها لاغر نمیشن؟ پاسخ در آسانترین راه کاهش وزن پنهانه!
اولین قدم برای تغییر، اینه که ترمز چاق شدن رو بکشیم و فرمون رو بچرخونیم به سمت مسیر لاغری. 🚦🍃
حالا تقریباً همهی افرادی که اضافهوزن دارن، دیر یا زود به این نتیجه میرسن که: «بَسه دیگه، باید لاغر شم!»
اما سؤال اینجاست که چرا با وجود این تصمیم، خیلیها لاغر نمیشن؟ 🤷♀️🤷♂️
پاسخش خیلی سادهست:
چون از آسانترین راه کاهش وزن استفاده نمیکنن!
بهجاش میرن سراغ رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، یا قرصهای عجیب و غریب… در حالی که هیچکدوم از اینا، مسیر چاق شدنشون نبوده!
ببین، مغز ما عاشق آشناییه.
وقتی راهی رو براش انتخاب کنی که براش ناآشنا یا سخت باشه، مقاومت میکنه.
برای همین، وقتی از روشهایی استفاده میکنی که قبلاً هیچوقت برای چاق شدن ازشون استفاده نکردی، مغزت اعلام حالت فوقالعاده میکنه: «هشدار! سختی در راه است!» 🚨
و نتیجه؟ زود خسته میشی… زود کلافه میشی…
و خیلی زودتر از اون چیزی که فکر میکنی، برمیگردی به همون مسیر چاقیِ آشنا! 😞
✅ پس اگه میخوای آسانترین راه کاهش وزن رو پیدا کنی، باید راهی رو بری که شبیه به همون راهیه که باهاش چاق شدی؛

ناهماهنگی بین مسیر چاق شدن و مسیر لاغر شدن 🚫🛣️
اگه با ورزش یا رژیم چاق نشده باشی، چطور انتظار داری با همونا لاغر شی؟ آسانترین راه کاهش وزن این نیست که دنبال روشهایی بری که با مسیر چاق شدنت جور در نمیاد.
این مثل اینه که بخوای با یه نقشهی شمال بری جنوب! 🤷♂️🗺️ ذهن ما به مسیری که بارها تکرار شده عادت میکنه.
اگه چاق شدن ما بدون برنامه بوده، پس انتظار نداشته باش با برنامه و محدودیت به نتیجهی پایدار برسی.
برای همین خیلیها سالها ورزش میکنن، اما هنوز هم چاقن، چون ورزش جزئی از مسیر ذهنی چاق شدنشون نبوده و به آسانترین راه کاهش وزن نرسیدن.
پس آسانترین راه کاهش وزن چیه؟ 🌱💡
نه رژیم، نه ورزش، نه دمنوش، نه قرص… آسانترین راه کاهش وزن، برگشت به مسیر طبیعیایه که تو رو چاق نکرده.
یعنی چی؟
یعنی برگشتن به حالت ذهنیای که توش غذا یه دلمشغولی همیشگی نبود. حالت طبیعیای که توش با لذت غذا میخوردی و با سیری دست از خوردن میکشیدی.
حالت ذهنیای که توش گرسنگی مصنوعی، استرس غذا، کالری شماری و خودتخریبی وجود نداشت.
✅ اینجاست که لاغری واقعی شروع میشه
✅ اینجاست که ذهن آروم میگیره
✅ اینجاست که مسیر درست رو پیدا میکنی
💬 اگه حس میکنی مدتهاست توی دور باطل رژیم و ورزش گیر کردی، بیا یه نگاه تازه به مسیر لاغری بنداز.
آسانترین راه کاهش وزن ممکنه همین تغییر ذهنی باشه؛ پس وقتشه «لاغری با ذهن» رو امتحان کنی و یه بار برای همیشه راهتو عوض کنی ✨🧠

🎯 آسانترین راه کاهش وزن؛ همونی که هیچکس بهم نگفته بود!
بعد از ۳۵ سال زندگی با چاقی و مشکلاتی که برام ایجاد کرده بود و تجربه کردن انواع و اقسام روشهای لاغری، بالاخره فهمیدم آسانترین راه کاهش وزن چیه.
💡 اگه میخوای همین عادتها رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم برعکس کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ در ادامه هم توی گام ۵۰ سراغ «باور به لاغری کافیه!» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.20 از 81 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرلر داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم…..
خیلی خوشحالم با این سایت و جناب عطار روشن آشنا شدم. چند سال از عمدم با چه افکاری گذشت. چقد همه چیو سخت گرفتم. من حتی هز متناسب ها هم کمتر میخورم. افکار من باعث چاقیم شد. آخه اگه غذا چاق کننده باشه ما باید وزنمون بالای ۵۰۰ کیلو باشه. اندازه غول باید باشیم. خوبه حداقل بعد ۷ یا ۸ سال با این مسیر آشنا شدم. این روزا با مواد غذایی آشتی هستم. حس بد ندارم. سراسر حس خوب. امروز که جلو آینه خودمو دیدم، به خودم گفتم آفرین باز وزن و سایز کم کردی و مشخصه. الان شبیه مانکن های بیرون شدی. خودمو شبیه مانکن ها میبینم. قبلن هم همین طور بودم. با افکار منفی باعث شدم اون اندام زیبا رو خراب کنم. با اینکه الان هنوز به اون وزن نرسیدم، همین الان خودمو توی اون وزن میبینم و هیچ اضافه وزنی حس نمی کنم. من کاری به ترازو ندارم. فکرم لاغر شده. حس خوب دارم. رفتارهام خوب شده. انتظارم لاغریه. روز به روز خودمو متناسب تر میبینم.
من حتی در زمینه های دیگه هم کار کردم. فقط لاغری نه. چون با کنترل ذهن میشه هر کاری انجام داد.
هنوزم برام سواله چرا این چند سال چربی ها رو ذخیره کردم. چرا فکر کردم چربیها رو نگه دارم. چرا خودمو با بقیه مقایسه کردم و گفتم تو شبیه فلانی هستی. من شبیه خودِ متناسبم هستم و شبیه هیچ کسی نیستم. من خودمو الان متناسب میبینم. خیلی دوست داشتم عکسمو اینجا انتشار میدادم، ولی خب برام سخته و پوششم کامل نیست. مهم این هست که من الان توی این مسیرم و از جناب عطار روشن هم متشکرم. ممنونم فایل های رایگان در اختیار ما گذاشتین. خدا رحمت کنه اموات شما رو
سلام به همه. امیدوارم حال دلتون خوب باشه
آقاااااااا مگه میشه؟! مگه داریم؟! انقدر اطمینان و باور فقط با 50 تا وویس رایگان؟! خواستم سفت و محکم همینجا اعلام کنم و بگم آقایون خانوما استاد محترم، من ِ نیلوفر لاغری رو یاد گرفتم. چقدر مسیر راحتی بوده و من سی سال از عمرمو هدر دادم. شما غبطه نمیخورین که ای کاش زودتر با این مسیر آشنا میشدین؟! من یه موقع هایی واقعا حسرت زمانی که از دست دادم رو میخورم. زمانیکه کلش به توجه به چاقی و جنگ باهاش گذشت در صورتیکه میتونستم ازش برای علاقمندی هام استفاده کنم. میدونم هنوزم دیر نشده و از این به بعد میرم دنبال خواسته هام ولی بازهم حیف از عمری که سوزوندم.
دیروز با خاله م داشتم صحبت میکردم. از دوران کودکی خاله م یار همیشگی مسیر ستیز با چاقیه من بوده. همدرد بودیم با هم. میگم بودیم چون دیگه نیستیم. خاله تو همون مسیر قبلیه ولی من دیگه دردی ندارم که بخوام باهاش همدردی کنم. داشت میگفت یه آمپول خریده 950 هزار تومن و تو چهار مرحله تزریق کرده و 4 کیلو کم کرده. پیشنهادش این بود که من هم بخرم و استفاده کنم. چه پیشنهاد مسخره ای!! البته به گذشته که فکر میکنم کارای مسخره تر از اینم انجا دادما ولی این دفعه جواب من بهش یک نه قاطع بود. بهش گفتم من مسیرمو پیدا کردم و ترجیحم لاغری آهسته و همیشگی و آسون با مسیر خودمه. مثل روز برام روشنه که دو ماه دیگه وزنش به حالت سابق برمیگرده ولی من تا اونموقع کلی تو مسیر خودم کارکشته تر و حرفه ای تر شدم. امروز عازم سفر هستم و ذره ای استرس های گذشته در مورد مسافرت و چاق شدن رو ندارم. مطمئنم تو این سفر با وجود اینکه محدودیت خوردن ندارم، موقع برگشت متناسب تر از امروزم هم هستم.
من ذهنیتم در مورد فیزیک خودم هم عوض شده.قبلنا خودمو خیلی گنده تر از چیزی که بودم میدیدم. مثلا یکی رو تو خیابون نشون همسرم میدادم و میگفتم این هم سایز منه و اون میگفت بابا و خودتو خیلی گنده در نظر گرفتی، تو نصف اونی. یا مثلا یکی از علاقه های من از بچگی سوارکاریه ولی هیچوقت جرات نکردم برم سراغش. بهم نخندینا، همیشه فکر میکردم اگر سوار اسب بیچاره بشم دچار کمر درد میشه 🙂 🙂
الان دقیقا نمیدونم چقدر اضافه وزن دارم چون نرفتم رو ترازو ولی میدونم انقدر وزنم کم نشده که حسم نسبت به خودم تغییر کرده. شایدتو این مدت عضویت تو سایت 5،6 کیلو بیشتر کم نکرده باشم ولی وزن ذهنیم خیلی کمتر شده. یه موقع هایی حتی حس میکنم همین الانش هم متناسبم ولی از لحاظ اعداد ارقام 20-25 کیلویی فاصله تا تناسب دارم. امسال به امید خدا میخوام برم دنبال علاقه م و سوارکاری یاد بگیرم.
خواهر شوهر من خیلی لاغره. از ایناییکه همیشه دنبال اینن که چاق بشن ولی نمیتونن. قبلنا بهش میگفتم بیا ناهار بخور میگفت میل ندارم. صبحانه یدونه تخم مرغ خوردم سیرم. من میگفتم خب که چی؟! اون صبح بوده و الان ظهره. بعدشم من یدونه تخم مرغ رو در کنار نون و پنیر به عنوان اشانتیون صبحانه میخورم و آخم نمیگم. الان که به سیگنالهای گشنگی و سیری بدنم اهمیت میدم، خواهرشوهرمو درک میکنم. میبینم ای دل غافل من از روی تصور ذهنی و طبق برنامه که معده من با انقدر نون و انقدر پنیر و انقدر تخم مرغ سیر میشه غذا میخوردم و میکشیدم عقب و توجهی به سیری و گشنگی نمیکردم. الان انقدر خوشحالم صبحا تخم مرغ میخورم تا ساعتا دلم نمیخواد چیزی بخورم. اصلا عاشق جمله با کلاس میل ندارم شدم. جمله ای که قبلا درکش نمیکردم چون توجهی به پیغام های ذهن بدبخت نمیکردم. البته هنوزم یه موقع های وقتی حجم غذا رو میبینم میگم آدم با این سیر نمیشه. ولی سریع به خودم میام و میگم عیب نداره بخور اگه سیر نشدی دوباره میکشی و میخوری و جالب اینجاس که با همونم سیر میشم. انگار ذهنم با مقادیر غذایی که الان میخورم هنوز انس نگرفته و غریبی میکنه.
من این دوره رو به چند نفر معرفی کردم ولی دیدم واقعا آدما باید تو مدار باشن تا بتونن وارد بشن، ادامه بدن و بتونن نتیجه بگیرن. با وجود اینکه خودشون میگن تو خیلی جمع شدی و لاغر کردی، باز هم با تردید ازم میپرسن مطمئنی فقط از لاغری ذهنی استفاده میکنی؟! میگم اره و راهنمایشون میکنم، گوش هم میدن به وویسا ولی درک نمیکنن. باعث میشن حس آدم فضایی به آدم دست بده.در آخر آرزو میکنم همه آدما هر چه زودتر فرکانسشون به حدی برسه که بتونن وارد این مسیر بشن و لذت زندگیشون چندین برابر بشه.
نشان های دریافت شده
سلام نیلوفر عزیزم
از خوندن دیدگاهت لذت بردم عالی بود. خیلی حس خوبی داشت.
آفرین به نتایجی که کسب کردی ادامه بده
موفق باشی
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
واقعا هر بار که به فایلهای استاد در مسیر لاغری با ذهن گوش میکنم آگاهی جدیدی برام باز میشه
چیزهایی که من در این فایل مهم متوجه شدم اینکه اولا خودم به این مسیر ایمان آوردم..بعد به این که میتونم با این مسیر ویادگیری اون وارد سرزمین متناسب ولاغری بشم وبقیه خودش اتفاق میوفته ونکته مهمش همینه که
۱…بدونم خودم باعث خلق این جسم شدم
۲….ایمان دارم که از این مسیر لاغر میشم
۳….اینکه منم مثل استاد وبقیه یاد میگیرم
۴…اینکه استمرار دارم وتمرینها رو انجام میدم
۵…اینکه حرفای استاد رو فقط وفقط قبول دارم
۶…به هیچ مسیر دیگه ای فکر نمیکنم
۷…اگهاطرافیان منو ناامید کردن من دباره میام واز مطالب سایت استفاده میکنم
۸…واگویه های منفی رو شناسایی میکنم
۹..موانع ذهنی رو با کمک استاد ودوستان ومطالب سایت شناسایی میکنم وذهن منطقم رو گوش نمیکنم
۱۰…میدونم که فقط شبیه خودم هستم ونه هیچ کس دیگه وچاقی به ژنتیک ربطی نداره ..اینقد این موضوع رو به ما گفتن که ما باور کردیم که چاقی با ژنتیک همراه هست
من به خدای لاغری درونم ایمان دارم واگه لیز خوردم دباره برمیگردم..
میدونم که این تنها مسیره ..
اتفاقا دیروز در محل کار داشتیم صحبت میکردیم همکارمون گفت فلانی رو که قبلا همه میشناختیم ولی الان دیگه نمیاد سر کار …دیدم تو خیابون اینقد چاقتر شده که نشناختم وبعد که اون صحبت کرده من تازه فهمیدم …گفت قبلا خیلی متناسب تر بود الان فک کنم کمتر میاد سر کار بهش ساخته وچاق شده ..منم که تو سایت تناسب فکری هستم وکلا میدونم علت چیه
گفتم خانم دکتر ببین ایشون قبلا با رژیم سخت لاغر شده بود ولی چون فرمولهای باقی مونده با یه تغییر شرایط جدید دباره به حالت اول بلکه بیشتر از قبل برگشت
والان چاقتر شده ..نتیجه میگیریم که تا از بالا خودمونو درست نکنیم جسمممون تغییر نمیکنه
بله باریم وسختی وشماره والری وورزش سخت مقداری از وزن میاد پایین ولی تا میای نفس راحت بکشی ودیگه تا آخر عمرت نمیتونی رژیم رو رعایت کنی تمام شرایط
برمیگرده به حالت اول
ولی من که تو سایت تناسب فکری هستم دیگه میدونم ولی ۹۹درصد افراد اینو نمیدونن وآگاهی هم که من بهشون میگم باور نمیکنن فقط وایمیسن وپلک میزنن وشاید اون لحظه تعجب کنن ولی حرف من رو باور نمیکنن…
خدا رو شکر که من تو این مسیرم ولازم باشه تا آخر عمر میمونم تو این سایت نه به خاطر دیگران به خاطر خودم که خودمو دوست دارم وعاشق معصومه ی لاغرم که خیلی تو سن تناسب هستم
خدایا شکرت
ممنون از استاد
ممنون از دوستان که نظراتشون رو ثبت میکنن
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استاد عطا روشن
در گذشته چاقی خودم رو به گردن ارثی و ژنتیکی وچون عمه من چاق بود فامیل پدری چاق بودن پس من هم به اونا رفتم و خب دیگه باید چاق بشم اصلا انتظارم از خودم همین بود اونقدر بهم گفته بودن که باور کرده بودم حتی اگر کمتر از نیاز خودم هم میخوزدم بازهم من فردی چاق بودم
یا مثلاً برنج میخوری نون میخوری هی پس چاق هستی دیگه من باور چاق داشتم وهرگز بدون این که بخای ذهن بیمار خودت رو در مان کنی نمیتونی لاغر بشی و از رنج چاقی در بیای
چند روز پیش دیدن خانومی از فامیل رفتم که تازه نوزادی رو بدنیا آورده بود
خب نوزاد زیاد شیر میخورد و تمام افرادی که در اون جمع بودن بطور هم رای مبکفتن که به فلانی رفته و از اقوام اونا هست وشکموهست و مثل اونا چاق میشه ومن که با این افکار اشتباه آشنایی داشتم واقعا افسوس میخوردم که چرا یه نوزادی که هنوز اندام کاملا متناسب و وزن طبیعی داره در آینده با این نظرها و باورهای اشتباه حتما باید تبدیل به یک فرد چاقی بشه و رنج ببره
واقعا افکار اشتباه ما چقدر آسیب رسان هست و میتونه آدم رو تخریب کنه
خدارو شکر به لطف خدای مهربان من به این سایت هدایت شدم و تونستم با آشنا شدن با استاد و به آکاهی رسیدن در مورد خودم و ذهنم تونستم باور های غلط رو کم رنگ کنم و در ادامه راه به تناسب اندام همیشگی دست پیدا کنم
نشان های دریافت شده
سلام
اطمینان از لاغری
من ب چیزی ک همیشه در بدنم هس اطمینان دارم نظام بدن بر پایه ی تناسب هس این ماهستیم ک مانع ایجاد کردیم بر خلاف این نظام حرکت کردیم و بر ابدنمون ب جنگ پرداختیم
من اشتباه کردم واین رو میپذیرم و میدونم ک لاغری تناسب همیشه هس
ومن میتونم دیروز تو ی جمعی ب ی پسر بچه ک اولش ک کاملا متناسب بود از زمان کوچکی وزیاد میخورو واقعا زیاد اما متناسب بودمن خودم دیدم ک دیگران با تشویق طرز خوردن اینها باعث شدند این پسر رفته رفته چاق بسه هی خوردنش رو بلد میکردند ک انگار ی کار خارق العاده میکنه ومادرش دیروز گف معدش سرده وبراش شربت گرفتیم تا معدش گرم بشه الان دوباره نمیخوره چاق شده جوری ی پسر کوچک از سردی معده حرف میزد ک باورم نمیشه ک چقدر قبول کرده بود
در حالیکه همه ی اینها افسانه هس من خودم شاهد این بودم ک این پسر تناسب داشت اگه معدش سرده مس چرا اون موقع لاغر بود معده یهویی عوض شد این برچسب رو بعنوان ی نقص این پسر قبول کرده بود وخانوادش مهر تایید میزدن بهش
همینک الان اینو گفتم ذهن میگف حالا بزار بزرگ بشه الان بازی میکنه فعالیت داره اون موقع بیشتر چاق میشه الیته ک اینده رو هیچکس ندیده ما با افزایش سن انگار ب این فک میکنیم ک رژیم بگیریم ورزش کنیم از این میشنویم از اون میشنویم و باورهای چاقی ما بیشتر میشه و ما چاق میشیم ن از عدم تحرک
همون مادر ب دختر من ک کاملا متناسب و زیبا برگشته میکه تو بچگی تپل بودی خیلی خوشگل بودی الان لاعری
خب این یعنی چی
ب پسرخودش میگه لاغر شو اصلا معلوم نیس ب کدوم صراط ایمان داند
واینطوری فرمول رو میکنند تو ذهن ما دیگه ومیشیم چاق بعد خود این ادم باز میگه لاغر بودی خوب بودی
لاغری کجاش زشته میتونی هر لباسی رو بپوشی راحتی سبکی بند غذا نیستی شکمت صافه وراحت میتونی کارهاتو بکنی وهز اران هزار مزایای دیگه
بعد دخترم میگه خودم میدونم تو عکسهام دیدم ومن سعی کردم توجه هشو ببرم جای دیگه
تو فامیلمون خیلی این حرفها رورنسبت ب بچم میگن ولی چن من تو خونه تکرار نمیکنم اثرش میره
و همین باید بخاطر خودمون لاغر بشیم این مردم لاغر باشی باز حرف برا گفتند دارند چاقم باشی
کسی ک دنبال حرف زدن باشه پیدا میکنه پس نظر دیگران برات مهم نباشه
در گذشته خیلی درگیر نظر دیگران بودم ک چی میگن و فرداش رژیم میگرفتم ک روی اون وکم کنم اما اثرش بعد دو روز میرف
چن اون طرف رو نمیدیم چن عصابانیتم خاموش میشه
من مترسک نیستیم من ادمم من مترسک نیستم ک ادمها منو شکل بدند من خودمم هرجوری هستم خودم هستم هرکسی زندگی خودشو داره شاید قیافه شبیه باشه ولی زندگی فقط مال تو هستش
انگار با ی فلش مموری خالی وارد این جهان میشم ک پر میشه و اون پرشدنه زندگیه تو رو شکل میده
من شبیه ب هیچکس نیستم من خودمم و باورهای من جسم من رو شکل دادنو این کاملا دست خود منه ک تغییر کنه
در خانواده مادری ما همشون میکنن ما ارثیمونه ک پاهامون بزرگه اما من دیدم ک خالم با همین پاها فست گرف ولاغر شد درحالیک پاهای بزرگی داش
پس قابل تعییر ه ثابت نبور چاقی ما ثابت نیس پس این نشون میده ک همه اینها افسانه هس دروغه
وجسم ارث نیس وی چیز کاملا قابل تعییره ی چیزی ارثه ک قابل تعییر نباشه اما ما میبینیم ک جسم ما تغییر میکنه پس من میتونم جسمم رو تغییر بدم ومن شبیه هیچ کس نیستن
من خودم تو زندگی دارم خترم خیلی علاقمند ب خالشه ومدام میبینم ک هر کاری میکنه میبینی مامانم میگه عین زهراست کشیده ب زهرا
خب اینطوری ما تلاشی نمیکینم میگیم من عین اینم
مثل همون پسر بچه ک با قبول اینک معدش سرده دیگه کاری برای لاغریش نخواهد کرد فریبا جان همانطور ک استاد اون همه اضافه رو رها کردند وان در همون جسم لاغری رو زندگی میکنند پس توهم میتونی همانطور ک من مییینم ک بازوها وبدن استاد ب این زیبایی جمع شده ترمییم پیدا کرده این یعنی تناسب حق طبیعیه ماست وطبیعت بدن هس و ما در راستای این طبیعتیم ومن میخوام در راستای طبیعت بدنم باشم
الان خیلی مد شده ک همه چیو ربط میدند ب ارث بودند اینها همه باعث میشه بپدیریم ک هس وخواهد بود
بیماریها ب خاطر اون فرکانس ما افکار ما باور ما هستند
ربطی ب ارث ندارند ربطی ب هیچی نداره
من این رو نخواهم پذیرفت
امروز تو کارتون ک دخترم میدید شنیدم و چقدر زیبا بود من تبدیلش کردم ب چاقی ولاغری هرکاریک برای چاق بودن میکنی رو برعکسشو انجام بده
گفتن زیباست یعنی اکه شدن ب بهانه ها
متناسب بودن رو زندگی کردن خوبه
مثل همون مربی لاغری مربی چاقی
با عرض سلام به دوستان عزیز و استاد گرانقدر
درمورد ژنتیک من یه ایده خوب پیدا کردم واینکه از لحاظ علمی در انسان هر چیز نتیجه ژنتیک به اضافه محیط است و انسان اثر تعامل این دو هست حالا اگر هر کدام رو جداگانه بررسی کنیم در ژنتیک فقط وفقط ژنتیک دوقلوهای تک تخمکی باهم برابر است وحتی ژنتیک دوقلوهای دوتخمکی کاملا یکسان نیست ژن ها در هر کسی از پدر ومادرش به ارث میرسند پس پیوند های DNA هر کس فرق داره حتی خواهر برادران ممکنه ژن ها رو با تفاوت از پدر ومادرشون به ارث ببرن که خیلی بستگی به تقسیم سلولی داره ودر تقسیم سلولی حتی استرس مادر اثر گزاره خلاصه که ما از نظر ژنی منحصر به فردیم و از نظر محیط هم حتی در یک محیط یکسان افراد برداشت های متفاوت از یک موضوع یکسان رو دارند واون به افکار وباورهاشون برمیگرده پس محیط هم برای هر کس متفاوته ودرنتیجه انسانی که حاصل تعامل این دو هست منحصر به فرده مثل اثر انگشتش هیچ کس شبیه من نیست و من شبیه به هیچ کس نیستم و افکار قبلی که مغایر با این بود باطل بودن فقط من اونها رو باور کرده بودم و بهشون جان داده بودم وحالا یه باور درست و جدید جای اون باور غلط قبلی رو گرفت و در ذهن من یک مانع برداشته شد پس طبیعی هست که من لاغر بشم چون یه گام جدید برداشتم و انتظارم از خودم لاغری هست
با سلام
در این چند سالی که اضافه وزن پیدا کردم ،خیلیا بهم گفتن چاق شدی ، از خانواده و فامیل ولی از همه اینا فقط نظر همسرم برام مهم بوده و ناراحتم میکرده .در جواب دیگران همیشه میگفتم آره نمیدونم چرا چاق شدم فک می کنم از وقتی پسرم رو از شیر گرفتم این اتفاق افتاده و هیچ وقت توضیح دیگه ای ندادم و ناراحت هم نشدم.
خواهرم وقتی جلوش لباس عوض می کنم یا پرو می کنم همیشه میگه من از اول چاق بودم ولی تو آخه چرا داری مثه من میشی و همیشه می فهمم که داره برای روزهای لاغری من حسرت میخوره و دوست نداره من چاق تر بشم.
هر چی فکر میکنم می بینم برای دل خودم میخوام شم .
میخوام دوباره سبک وزنی و اندام ایده آل رو در خودم تجربه کنم .
دوست دارم مامان خوش تیپی باشم.
فقط وقتی لاغریم رو که تصور میکنم دیگران میان تو ذهنم که تعجب کردند و میگن دوباره مثه قبل شدی!
و من براشون از لاغری با ذهن میگم ! و سایت رو بهشون معرفی می کنم.
بیشتر دوست دارم لاغر بشم تا بهانه ای بشه که شما رو بهشون معرفی کنم .چون برای خودم خیلی جالبه که با کاری نکردن لاغر بشم و دوست دارم دیگران هم این روش رو بلد باشن،وگرنه فکر میکنم فقط ۱۰درصد به رضایت دیگران از لاغریم فکر میکنم .
زمانی که بطور اتفاقی کلمه تناسب فکری رو در اینترنت دیدم و از لحاظ دستور زبانی از عبارتی خوشم اومد ،فکر میکردم شاید فقط یه مقاله در مورد لاغری باشه،اما وقتی روش کلیک کردم و برام جالبتر شد و متوجه شدم وارد یه دنیای دیگه ،یه سرزمین شدم و دیدن عکس قبل و بعد خودتون جذبم کرد و وقتی صحبتهاتون رو شنیدم جذابیتش برام بیشتر شد!
و چون از قبل راجع به قانون جذب و دوره های آموزشی دیگران رو شنیده بودم و گوش داده بودم. و تاثیر مثبتش رو در زندگیم دیده بودم همون لحظه اول باورتون کردم !
من مطمئنم که با ذهن میشه به خواسته هات برسی فقط راه و روشش رو بلد نیستم ،تمرکزی روش ندارم . و احتیاج به یه راهنما دارم و چه راهنمایی بهتر از شما .
و لاغری هم یه خواسته است که با تمرین ذهنی میشه بهش رسید و شکی در اون نیست.
من با چاقی ام زیاد مشکلی ندارم و بنظر خودم آنقدر چاق نیستم که مشکل ساز بشه و سلامتیم به خطر بیوفته .
هنوز هم لباس بازاری برام هست و احتیاجی به رفتن به خیاطی پیدا نمیکنم. هنوز هم با نشستن و بلند شدن مشکلی ندارم و برام یه کار ساده و راحته. هنوز هم احساس زیبایی و اعتماد بنفس در مورد ظاهرم رو دارم .
اما چون قبلا ازین که هستم خیلی لاغرتر بودم اصرار دارم به حالت قبل برگردم .اصلا دلم میخواد با همون وزن کم با لاغری پیر بشم و بمیرم .
اصراری برای لاغری فقط اینه که چون قبلا تجربه ش کردم و حس میکنم اون مهلای لاغر منِ واقعی هست نه این و میخوام خودم رو به واقعیتم برسونم.
در کل من عاشق لاغری هستم چون زیبایی های این عشق رو دیدم و با تمام وجود حس کردم.
من همیشه سعی کردم خودم رو تربیت کنم و خیلی کارها و رفتارهایی که بقیه اعضای خانوادم انجام دادن و مورد قبول من نبود رو سعی کردم انجام ندم و متفاوت عمل کنم و اینطوری نبوده که بگم چون من عضو این خانواده ام پس من هم باید همینطور رفتارم باشه و ازش گریزی نیست.
در مورد چاقی هم باید همینطوری باشه . من ظاهراً شبیه مادرم هستم و از وقتی اضافه وزن پیدا کردم همش همین میاد تو ذهنم که مدل چاق شدنم هم شبیه مادرمه !
یعنی چربی های اضافه در بدن من دقیقا در بدن مادرم هم دقیقا همون شکل و قیافه رو به مادرم داده مثلا چاقی بازو و پهلو! و من همیشه جلو آینه به خود بدون لباسم که نگاه میکنم ناخودآگاه مادرم رو هم می بینم.
نمیدونم این همون چاقی ارثی هست که مورد بحثمون هست یا شباهت ظاهری به حساب میاد.
هر چی هست من تمام عمرم بجز این هفت سال آخر لاغر بودم و خواهرم تمام عمرش چاق بوده و همیشه همه می گفتن زهرا ارثی چاق شده و مهلا نه !
پس همین که من چاق نشدم یعنی چاقی ارثی نیست،یعنی چاقی که الان دارم هم ربطی به ارث نداره،
خاله های من لاغرن بجز مادرم حتی با سن بیشتر از من.
عمه های من آنقدری چاق نیستن که در موردشون صحبت بشه.اما مادربزرگم لاغر بود.دایی هام دوتا لاغر یکی چاق
پس منی که چاق شدم هیچ ربطی به ارث نداره و هر کسی اندام و هیکل خودش رو داره متفاوت از دیگران
دقیقا مثه اخلاق و رفتار که همه متفاوت از هم هستیم ،جسممون هم همینطوره!
با دریافت آموزش و تربیت طرافیان اخلاقمون شکل میگیره و شبیه اطرافیان میشیم و جسممون هم همینطوره
کسی که میخواد در رشته ی مورد علاقه ش درس بخونه و مثلا دکتر بشه اما مدام به این فکر بکنه که من دکتر نمیشم ،چقدر میرم سخته ! مدام به اینکه چیزی بلد نیست فکر بکنه ،مدام به اینکه چقدر تا هدفش مونده فکر بکنه قطعا کارش یا بی نتیجه می مونه یا اگر هم به هدفش برسه آنقدر ذهن خسته ای داره که بخوبی نمیتونه ادامه راهش رو بره
من هم الان خودم رو یه دانشجو تصور میکنم که در مورد هدفم اطلاعاتی ندارم و دارم آموزش می گیرم.اگه مدام به اطلاعات کم خودم در مورد لاغری و چاقی فکر بکنم ،اگه مدام به چاقی الآنم فکر بکنم ،تز هدفم دور میشم و از فرط خستگی ممکنه جا بزنم . پس می پذیرم که من اطلاعات کمی دارم می پذیرم که در حال ظاهر من به همین شکل هست و ممکنه تا ماهها به همین شکل باقی بمونم یا حتی چاق تر بشم ،اما میدونم که در مسیر درست هستم و پایان خوبی در انتظارمه.
بنام خداوند مهربانم وهمیشه حاضروعاشق پیشرفت ما،
و درود رحمت برکت سلامت نعمت ثروت هدایت لذت رضایت مغفرت عزت صداقت معرفت آگاهی رشد نور و رضایت شادی ارامش آسایش سعادت عمر با عزت طولانی و هر آنچه که میخواهید خداوند بزرگ به هر لحظه زندگی شما استاد ارجمند و گرامی جاری باشد،
خدایا شکرت دارم نشانه های باور را در سخنان ارزشمند و آموزنده شما متوجه میشم و در ذهن و جسم خودم میبینم،الهی شکرت بله تا آخر عمرم بخاطره خودم ادامه خواهم داد،
و چقدر زیبا فرمودید:دقیقا برای حرف دیگران هر کاری کردم اتفاقا همیشه کم آوردم و بدتر میشد همه چی میریخت بهم بدتر،
استاد اما الان نزدیک عید هم هست ،
امروز سه شنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۲ هست همه افتادن در جنب و جوش برای ورزش بیشتر باشگاه رفتمبع نیست لاغری و رژیم گرفتن و مموندن چرا من آنقدر بی خیال با آرامش با فراغی بال قشنگ خودمو میبینم دست زیر سر پا رو پا با چنان آرامشی با چنان شادی و اطمینانی رسیدم همواره داره قند در دلم آب میشه و همش از خداوند شکر گزارم که نجاتم داد از طریق بندگان خویشان مثل شما خدایااااا شکرت ،
استاد سیرم نمیخورم حقیقتش هم خیلی هوس کنم خیلی انتخابی آگاهانه میخورم تا آروم بشم قبلا اصلا اینطوری نبودم اصلا بقران تغییرمو متوجه شدم ،
الان تو رژیم دیگران پنج تیکه نون نوشتن
من خودم جزو کسانی بودم با پنج تیکه نان باز گرسنه بودم اما الان خودم در عجبم با یک تیکه هم سیر میشم اصلا خودم موندم در تعجب زود انقدر من زود سیر میشدمو نمیدونستم ؟؟؟!!!
یا پرخوری روبروی تلویزیون شبها بعد انجام همه کارها بقران دلم اصلا نمیخواد چیزی بخورم دیگه ،
استااااد چای دلم نمیخواهد الان دارم به خودم میگم چطوری قبلا خوشت میومده چای بخوری به این بدمزگی رو تازه هی با قندو کیک اونم بخوری اصلا میگمراست میگی تینا چطوری من از این ترکیب خوشم میومد منولی الان چرا بدم اومده دلم اصلا نمیخواد این ترکیبو به خدا استاد!!!!
استاد زمان نهار در خوردن پلو به خدا به سه نهایتا فکر کنم حدودا چهار الی پنج قاششششق!!!!! حدودا دقیق نمیدونمبه خدا ،
استاد الان دارم همش فکر میکنم مقدار غذامو میگم و دارم حدودی عدد میگم اونم دقیق نمیدونم ،
دارم از تعجب شاخ در میارم من آدمی بودم آخه چهار کفگیر یا بیشتر نمیدونم اما زیاد بود و بیشتر میخوردم،
استاد از این تغییراتم دارم از تعجب شاخ در میارم من آدمی بودم آخه چهار کفگیر یا بیشتر نمیدونم بیشتر میخوردم!!!الله اکبر.
استاد غذایم اضافه بماند نمیخورم به هیچ عنوان نمیخورم،
قاطی پاطی نزدیک بهم روی هم غذاها رو نمیخورم،
ورزش را به نیت سلامتی شادی خودم نه به نیت لاغری انجام نمیدم.
تماما آرامم و آرامش و صبوری پیدا کردم
حرفهای دیگران را نمیشنومم و بیشتر تمرین لاغری با ذهن دارم انجام میدم بیرون هم میرم نگاه به رفتار افراد متناسب میکنم و لذت میبرم و درسهای شما در ذهنم میاد و جدید هم کشف میکنم اونا اصلا مدام به غذا و مزه اش فکر نمیکنند .
استاد من همیشه خودمو شبیه مادرم میدیدم الهی شکر نخواستم اون شکلی باشم و بمونم فقط از نظر جسمی ایشون منظورم چون خسته شده بودم انقدر میگفتم وای چکار کنم شبیه به مادرم نباشم و از این دایره باطل و تصویر اشتباه بیام بیرون کلافه شده بودم که با سایت شما آشنا شدم و از خوشحالی میخواستم بال در بیارمالعی شکر ،
نکاتی که استاد فرمودید:
هر چی رو باور کنیم برایمان همان میشود
خودمون خالق هستیم
تصویر درست در مقابل خود در ذهنمون بگذاریم
ذهن زمان را نمیشناسد
اصول یادگیری با ذهن با علمهای الان فرق دارد طریق خودشو داره،
استاد راستی یک مثال خوبی زدید و حرف قشنگی هم زدید همیشه در ذهنم تکرار میکنم و شده راه موفقیت من و باور من :
(لاغری و راه درست مانند آب روان طبیعی راهشو میره ولی موانع ذهن میاد و مشکل ساز ر آه آب جاری میشود من باید موانعو بردارم تا آب روان به راه درست خود ادامه دهد مثل لاغری طبیعی و سلامتی و باور درست ذهن من که برای جسم من و موفقیت در تمام ابعاد زندگی من هست من باید اجازه دهم موانع را بردارم تا ادامه دهد)
(و اون حرف طلایی تاریخ سازتون،همیشه تکرارش میکنم:
ذهنی که لاغر شود شما خود ب خود چه بخوای چه نخوای لاغر میشوی،)
(با خودت در صلح باش،
متعهد باش استمرار داشته باش باور کن میشه)
و
من نهایتش رو هم که فکر میکنم خوب من اگر شاد زندگی نکنم حال خوب و امیدواری و استمرار زیبای راه آسان این راه لاغری با ذهنمو انتخاب نکنم بیام پس غصه رو انتخاب کنم ؟!!!کدوم حال منو خوب میکنه؟خوب معلوم من صد در صد میام لاغری با ذهنم انتخاب میکنم که حق و درست و صحیح نه راه های دیگه رو که پدر منو درآوردن آخرشم هیچی،نه اینکه تازه بیام غصه چاقی الانمو بخورم نه دیگه هیچ وقت انتخاب من غصه و در ناراحتی ماندن و عجله نیست من انتخابم لاغری با ذهن اسان شاد لذتمند و ابدی نامحدود تا بی نهایت تا آخر عمرم هست.
چقدر دیگه زندگی کنم ۳۷ تا بهار رو دیدم حالا بیام بقیه عمرمم اصلا خوبه بیشتر از نصف دیگشم با ناراحتی بگذرونم خوب آدم عاقل به عقلم بخوای رجوع کنی اینو نمیگه پس همون با لذت با اطمینان و با عشقو صبوری بدون افسردگی و عجله فقط لاغری با ذهن تا ابد انتخاب کردم دیگه لوسبازی که امروز خراب کردم عزای عمومی اعلام کنم تا آخر عمرم نمیگیرم بسته یک عمر با تحقیر و ضعیف کردن خودم زندگی کردم بسته با الگوبرداری غلط از افراد درس گرفتم و بدون تفکر حرفها رو شنیدم و ذهن پاک ناهوداگاهمو مریض کردم بسته میخوام هر چند تا بهار از عمرم مونده رو با عزت و احترام به خودم زندگی کنم حال خوب انتخاب کنم تمام.
چون وقتیچشممو دوختم به تصاویر و نوک قله ای که دارم بهش میرسم بر سرعتم داره افزوده میشه بر خوشحالیم که نگم براتون وصف نشدنی احساس قدرت و اعتمادی به خودم پیدا کردم اصلا حرف هیچکس رو جز قلبمو دهنمو نمیشنوم.
این پررنگت کردن لاغری آرامش و امیدواری و قوت و محکمتر شدن و باور عمیقتر و اطمینان الهی که از طرف خدا بهم داده برای به جلو رفتن
نظر شما درباره اینکه افراد چاق در ذهنشان خودشان را شبیه فردی از اعضای خانواده می دانند چیست؟ تجربه خود را شرح دهید.
بنام خدا مهربانم و همیشه حاضرم و عاشق پیشرفت ما،
و درود و برکت نعمت و ثروت و همه چی که عالی هست نثار هر لحظه زندگی شما استاد ارجمند گرامی از طرف خداوند مهربان,
چه سخن زیبایی :
•نه مدت معنا داره نه نوع و مقدار غذا در لاغر شدن درست مثل چاق شدن باید مسیر لاغری آسان باشد،
•چه نکته مهمی از همان مسیر چاق شدن با شناسایی موانع لاغری تو لاغر میشوی چون مغز مسیر آسان را میشناسد و تنها مانع لاغری من ذهن خود من بوده و
•بدن من مثل مسیر آب روان جاری بوده برای لاغری اما من مشکل براشیاهتم حالا اگر موانع را بردارم با تکرار و امید و ادامه دادن در یادگیری زبان لاغری خود ب خود آب روان دوباره برای سلامتی جاری میشود.