چطور لاغر شویم؟ شاید در نگاه اول فکر کنید که راهی که برای لاغر شدن باید پیش بگیرید باید کاملاً متفاوت از راهی باشد که باعث چاق شدنتان شده! 🤔
📍 این جلسه ادامه گام ۴۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اما حقیقت این است که آسانترین راه کاهش وزن همون راهیه که شما قبلاً ازش عبور کردید!
یعنی اگر در مسیر چاق شدن، به راحتی با عادتهای روزمره تون اضافه وزن پیدا کردید، چرا همین عادتها رو برای کاهش وزن هم به کار نبرید؟! 😎
بله! این ممکنه کمی عجیب به نظر برسه، ولی برگشتن به همون مسیر و درست کردن عاداتی که قبلاً باعث چاقی شما شده، خیلی راحتتر از پیدا کردن یک راه جدید و پیچیدهست! 🌸💪
در این جلسه میآموزیم:
علاقه مغز به انجام کارهای آسان 🧠✨
همه ما تجربه کردهایم که وقتی از خانه خارج میشویم، چه برای کار، تفریح یا هر مقصد دیگری، ناخودآگاه به همان مسیری که آمدهایم، برمیگردیم. این رفتار مغز ماست که همیشه به دنبال سادهترین راههاست! 🌟

مغز انسان به طور طبیعی به سمت سادهترین تصمیمات گرایش دارد، بنابراین وقتی بخواهیم از مقصد به خانه بازگردیم، اولین گزینهای که به ذهن میرسد همان مسیری است که قبلاً طی کردهایم.
این ویژگی مغز، به ما کمک میکند که در تصمیمگیریها صرفهجویی کنیم و از انرژی ذهنی زیاد اجتناب کنیم. 🚶♂️🚶♀️
حالا این را برای چاقی و لاغری در نظر بگیرید. برای مغز، چاقی و لاغری هیچ تفاوتی ندارد.
وقتی که تصمیم به لاغر شدن بگیرید، مغز اولین راه پیشنهادیاش این است که از همان مسیری که قبلاً برای چاق شدن رفتهاید، بازگردید.
پس شما باید تصمیم بگیرید که از این مسیر حرکت به سمت چاقی، خارج شوید و مسیری جدید، سالم و متفاوت را انتخاب کنید. 💪🌿
پس هر زمانی که بخواهید لاغر شوید، بدانید که آسانترین راه کاهش وزن برای مغز شما همان راهی است که قبلاً برای چاقی طی کردهاید.
ولی این انتخاب توسط شماست که میخواهید به این مسیر ادامه دهید یا یک مسیر جدید و سالم را آغاز کنید! ✨

🌀 چرا چاقها لاغر نمیشن؟ پاسخ در آسانترین راه کاهش وزن پنهانه!
اولین قدم برای تغییر، اینه که ترمز چاق شدن رو بکشیم و فرمون رو بچرخونیم به سمت مسیر لاغری. 🚦🍃
حالا تقریباً همهی افرادی که اضافهوزن دارن، دیر یا زود به این نتیجه میرسن که: «بَسه دیگه، باید لاغر شم!»
اما سؤال اینجاست که چرا با وجود این تصمیم، خیلیها لاغر نمیشن؟ 🤷♀️🤷♂️
پاسخش خیلی سادهست:
چون از آسانترین راه کاهش وزن استفاده نمیکنن!
بهجاش میرن سراغ رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، یا قرصهای عجیب و غریب… در حالی که هیچکدوم از اینا، مسیر چاق شدنشون نبوده!
ببین، مغز ما عاشق آشناییه.
وقتی راهی رو براش انتخاب کنی که براش ناآشنا یا سخت باشه، مقاومت میکنه.
برای همین، وقتی از روشهایی استفاده میکنی که قبلاً هیچوقت برای چاق شدن ازشون استفاده نکردی، مغزت اعلام حالت فوقالعاده میکنه: «هشدار! سختی در راه است!» 🚨
و نتیجه؟ زود خسته میشی… زود کلافه میشی…
و خیلی زودتر از اون چیزی که فکر میکنی، برمیگردی به همون مسیر چاقیِ آشنا! 😞
✅ پس اگه میخوای آسانترین راه کاهش وزن رو پیدا کنی، باید راهی رو بری که شبیه به همون راهیه که باهاش چاق شدی؛

ناهماهنگی بین مسیر چاق شدن و مسیر لاغر شدن 🚫🛣️
اگه با ورزش یا رژیم چاق نشده باشی، چطور انتظار داری با همونا لاغر شی؟ آسانترین راه کاهش وزن این نیست که دنبال روشهایی بری که با مسیر چاق شدنت جور در نمیاد.
این مثل اینه که بخوای با یه نقشهی شمال بری جنوب! 🤷♂️🗺️ ذهن ما به مسیری که بارها تکرار شده عادت میکنه.
اگه چاق شدن ما بدون برنامه بوده، پس انتظار نداشته باش با برنامه و محدودیت به نتیجهی پایدار برسی.
برای همین خیلیها سالها ورزش میکنن، اما هنوز هم چاقن، چون ورزش جزئی از مسیر ذهنی چاق شدنشون نبوده و به آسانترین راه کاهش وزن نرسیدن.
پس آسانترین راه کاهش وزن چیه؟ 🌱💡
نه رژیم، نه ورزش، نه دمنوش، نه قرص… آسانترین راه کاهش وزن، برگشت به مسیر طبیعیایه که تو رو چاق نکرده.
یعنی چی؟
یعنی برگشتن به حالت ذهنیای که توش غذا یه دلمشغولی همیشگی نبود. حالت طبیعیای که توش با لذت غذا میخوردی و با سیری دست از خوردن میکشیدی.
حالت ذهنیای که توش گرسنگی مصنوعی، استرس غذا، کالری شماری و خودتخریبی وجود نداشت.
✅ اینجاست که لاغری واقعی شروع میشه
✅ اینجاست که ذهن آروم میگیره
✅ اینجاست که مسیر درست رو پیدا میکنی
💬 اگه حس میکنی مدتهاست توی دور باطل رژیم و ورزش گیر کردی، بیا یه نگاه تازه به مسیر لاغری بنداز.
آسانترین راه کاهش وزن ممکنه همین تغییر ذهنی باشه؛ پس وقتشه «لاغری با ذهن» رو امتحان کنی و یه بار برای همیشه راهتو عوض کنی ✨🧠

🎯 آسانترین راه کاهش وزن؛ همونی که هیچکس بهم نگفته بود!
بعد از ۳۵ سال زندگی با چاقی و مشکلاتی که برام ایجاد کرده بود و تجربه کردن انواع و اقسام روشهای لاغری، بالاخره فهمیدم آسانترین راه کاهش وزن چیه.
💡 اگه میخوای همین عادتها رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم برعکس کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ در ادامه هم توی گام ۵۰ سراغ «باور به لاغری کافیه!» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.20 از 81 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام
من هم همیشه می گشتم تو خانواده ببینم کی چاقه و بعد بگم من شبیه اون هستم تا از زیر بار مسئولیت فرار کنم .چون نتونسته بودم خودمو لاغر کنم با خودم می گفتم من هرگز لاغر نمیشم مثل فلانی و فلانی .و چقدر این اشاره شما به تصویر ذهنی عالی بود . مثل اینه : من یک طرح و نقشه را دادم به یک قالی باف و بعد از فرشی که برایم بافته اند ایراد میگیرم و آنها نقشه را جلوی من باز میکنند و می گویند این درست همونی است که خودتون خواستید و نقشه اش را به من دادید .من از امروز می خواهم جسمی با سایز و وزن دلخواهم را که مخصوص خودم است را طراحی کنم و به ذهنم بدهم تا مرا به همان وزن و تیپ برساند .من باید طرح یا طرح های قبلی را حذف کنم .چرا به محض اینکه یک رفتار و یا صفتی را دوست نداشته ام با پیدا کردن این صفت در یکی از افراد خانواده مهر تایید می زنم وحکم محکوم به زندگی با آن ویژگی را برای ابد برای خودم صادر می کنم . دنیا در حال تغییر است و من هم می توانم در هر زمینه ای تغییر کنم . من می توانم لاغر و متناسب شوم چون انتخاب من این است .من امروز روی خواسته ام تمرکز می کنم نه روی چیزی که نمی خواهم .من ایمان دارم .وقتی استاد در فایل می گفتند اگر باور کنی دیگه کار تمام است و فقط با تکرار و استمرار به هدف خواهی رسید. یادم اومد از زمان هایی که به یک اداره برای کاری می رفتم می گفتند اول باید رئیس دستورش را بدهد بعد که رئیس امضاء میکرد و ارجاع میداد به قسمت مربوطه یک لبخند حاکی از رضایت روی لبهام می نشست و با خودم می گفتم خدارا شکر این کار تموم شد (با اینکههنوز قسمت های دیگر و در نهایت دبیرخانهمانده بود ).الان هم من اگر باور کنم که می توانم لاغر شوم مثل اینه رئیس دستور را داده و دیگه مطمئن هستم با تکرار فایل ها نتیجه حاصل میشه و نگرانی ندارم و با آرامش غذا می خورم و اون تصویر لاغر خودم را پیشاپیش می بینم و شاد هستم . استاد بسیار عالی بود این فایل .متشکرم
نشان های دریافت شده
یادمه ازبچگی همیشه اطرافیان بهم می گفتن شبیه خواهربزرگت هستی اون موقع ها من بچه بودم ودرک درستی از این حرف نداشتم ولی الان که دقت می کنم یادم میاد که من لاغر بودم ولی خواهرم متاهل بود وهیکل بزرگی داشت و به منم می گفتن وقتی بزرگ شدی وازدواج کردی این شکلی میشی والان می بینم واقعا همینجور شداین باوردر ذهن من شکل گرفت واین تصویرذهنی برام از بچگی ساخته شد و هنوز هم ادامه داره الان متوجه شدم باید این تصویرذهنی را ازبین ببرم من فقط شبیه خودم هستم واز امروز نمی خوام شبیه هیچکس باشم و حتما این تصویرذهنیمو تغییر میدم.من میخوام خودم شرایط جسمیم را بسازم و به اندام متناسب ودلخواه خودم برسم.وفقط وفقط برای به دست آوردن احساس خوب واعتماد به نفس بالاو بدست آوردن سلامت کامل جسمی وروانی خودم میخوام لاغربشم و تشویق های دیگران فقط به من انگیزه بیشتری میده ولی مهم احساس خوب خودمه.
ازنظر سن هم دقیقا درست میگید چون همسرم ازیه سنی دیگه هی میگه مثلا این رنگ لباس برا من زشته دارم پا به سن میزارم و ازاین حرفا الان می بینم که اگه آدم بخواد به این حرفا اهمیت بده مسئله سن هم براش یه مشکل دیگه درست می کنه.
نشان های دریافت شده
وای استاد چقدر این فایل پر محتوی هستش اصلا من به این نکته توجه نکرده بودم از اول دوره به این یکی از موانع ذهنی شبیه دیگری
حالا گذشته از جسم اخلاق و صفات دیگه ما رم از بچگی به کس دیگه ای نسبت می دادن من هم دایم این چیزها رو شنیده بودم الان هم شاید کمتر ولی بازم می شنوم ! ولی نمی دونم این تو ناخودکاه من ثبت شده حتما به صورت پنهانی ولی من الان متوجه این شدم البته به من همیشه مامانم می گفت تو هیکلت به عمه های رفته !اخلاقت به بابات رفته!
ولی من از اول دوره هیچ وقت اینو یادم نیومده بود فکر کنم تقریبا فراموش کرده بودم!
یادمه که دخترم که به دنیا اومده بود همش می گفتیم شکل اینه شکل اونه شوهرم گفت شکل خودشه مگه حتما باید شکل یکی باشه!!!
حالا منم هیچ وقت نگفتم بهش تو هیکلت به این رفته نمی دونم اخلاقت به اون رفته…
حالا منم باید به خودم بگم منم به هیچ کس نرفتم من به خودم رفتم شبیه خودم هستم!
من هم الان فقط برای خودم می خوام لاغر شم ولی تعریفای دیگران هم به من انگیزه می ده خیلی!
با کسی رقابت نمی کنم در هیچ زمینهای!
مسیله سن شوهرم دایم می گه خیالت راهت همه از ما کوچیکترن ولی من هنوز باورم نمی شه و نمی تونم بگم دارم پا به سن می زارم!
ذهن ما تقریبا نیم قرن شده که این حرفا و شنیده و بیمار شده ولی از الان دیگه نمی زارم ذهنم ادامه بده این چیزها رو !
نشان های دریافت شده
دورود به شما دوست توانمدم 🤗🤗🤗😍😍😍
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان عزیز
چه مطالب قشنگ و آموزشی و دلنشین چه مثالهای ساده و قابل درک اینکه موانع لاغر شدن را از بین ببرید تا خیلی راحت لاغر شوید مثال جلوی حرکت آب را گرفتن زده شد که وقتیکه سدی که جلوی آب درست شده را برداری آب به راحتی جریان پیدا میکند ????
این موضوع لاغری را فقط برای خودت بخواه نه دیگران که در آنصورت لاغر نمی شوی چقدر جالب است اصلا به فکرم نمی رسید که این میتونه یک دلیل برای جلوگیری از لاغر شدن باشد و یا اینکه خودت را شبیه یک فردی از خانواده ببینی حال چه از طریق خودت و یا دیگران این باور در شما ایجاد شده باشد ذهن الگوبرداری میکند و بدون اینکه کنترلی داشته باشید آنرا برای شما به حقیقت تبدیل میکند
من خیلی خوشحالم که این همه مطالب ارزنده یاد میگیرم و تلاش میکنم که تک تک آنها را به اجرا بگذارم ممنونم استاد عزیزم ??☺???
نشان های دریافت شده
جالبه که منم مثل تمام انسانهای چاق هیچ وقت تلاش نکردم مثال نقضی برای عدم شباهتم و به ارث نبردن چاقی پیدا کنم دقیقا از بچه گی بارها مامانم میگفت خدا کنه این دختر قد بکشه و مثل من و خانواده ام قد کوتاه نشه و به باباش بره که اونها قد بلندن بعد چند دقیقه بعد خودش در جواب خودش میگفت بعید میدونم ولی این همه چیزش به ما رفته .بارها این جملات تکرار شد و من چون حسرتو از لحن مامانم درک میکردم پذیرفته بودم که من قدم کوتاهه و ژن چاقی هم دارم.حتی مامانم اصرار داشت منو ببره دکتر که بلکه قدم بلند شه ولی من مقاومت میکردم و میگفتم من مشکلی ندارم در اصل مشکلو یاد گرفته بودم و مثل ی بیماری لاعلاج که باید بسوزم و بسازم باهاش برخورد میکردم و واقعا چرا تا الان حتی به ذهنم هم خطور نکرده بود که تمام فامیل مادری من که چاق و با قدهای متوسط هستن پوست تیره و مو تیره دارن ولی من با فاصله خیلی زیاد هم پوستم روشنه هم موهام ولی تا امروز که این فایلو ندیده بودم اصلا بهش توجه نکرده بودم که اگه قراره من کامل شبیه اونا باشم چرا پس تفاوت به این واضحی دارم .واقعا منطق من یکی عاجزه از تشریح باورهام ولی دقیقا الان بهتر درک میکنم که وقتی اونو باور کردی و همون چاقی نصیبت شد خب فرقی نداره که حالا هم لاغریو باور کن و لاغر شو.وقتی مغز سن نداره و همیشه آماده پذیرش و یادگیریه خب چه کاریه که من هر لحظه در عذاب چاقی باشم خب یک بار برای همیشه یاد بگیر و سواد لاغریو تو زندگیت پیاده کن ،کاری نداره که راهیو که اومدیو مستقیم برگرد به اصل خودت که تناسب و سلامتی و آرامش بوده میرسی?به به حتی نوشتنشم لذت بخشه و خوش طعمه❤️❤️خدایا من طعم لاغریو میخوام ?? امروز بعد از شنیدن این فایل کلاس اتوکد داشتم در بین تعداد زیادی مهندس عمران و معماری من یکی به خاطر علاقه شخصی (و این که همیشه دوست نداشتم صبح کله سحر از خونه بزنم بیرون و تو ترافیک و شلوغی برم سر کار البته بگم بعد از گذشتن مدتی از دوره ام که باور کردم انسان توانمندی هستم تصمیم گرفتم برم نقشه کشیو یادبگیرم و بتونم تو خونه کار کنم و دیگه سر کار نرم ،در صورتی که رشته تحصیلی من هیچ ربطی به این دوره نداشته و کلا زیر صفر بودم )امروز بعد از گذشتن حدود دوماه از کلاسهای وقتی استاد ی سوال کرد که هیچ کدوم از بچه ها که هم درس و هم کار مرتبط داشتن بلد نبودن الا من دقیقا دوباره نکته های این فایل برام رمز گشایی شد که ببین اگه سه ماه پیش بهت میگفتن تو در سه ماه آینده ی اتوکد کار حرفه ایی میشی یا حتی همین نقشه هایی که الان به راحتی میکشمو نشونم میدادن و میگفتن دوماه دیگه تو هم از این میتونی بکشی واقعا باورم نمیشد ،ولی با استمرار و تکرار این اتفاق افتاد .اولش ی ذره برام سخت بود ولی الان خیلی راحت مبحثارو میفهمم و بکار میبندم.همون موقع با خودم تکرار کردم لاغریم همینه باید یادش بگیری و باور کنی میشه و میتونی اصلا این همزمانی ها همش کار خداست که خودش این راه بهت نشون داده و الانم هر روز داره ساپورتت میکنه تا به نتیجه برسی .همونجور که کلی کار جورواجورو تا الان یاد گرفتی.چه خوبه واقعا که دیگه گفتگوی ذهنیم از حالت جنگ و سرکوب و سرزنش و فحش و فشار به ی بحث عاقلانه ی آروم وبی دغدغه تبدیل شده که نتیجه اش آرامش بیرونیه .وواقعا اینقدر این آرامش برام گرانبهاست که اصلا دوست ندارم دیگه دوستام یا خانواده ام حرف بزنم چون ما همیشه ی پای محکم صحبتمون ناله از دست چاقی و چی کار کنیم لاغر شیم بوده.من از جهات مختلف واقعا انسان عاقل تری شدم که دقیقا دارم میفهمم به خاطر مانع های زیادی بوده که ذهنمو شلوغ کرده بوده و اجازه تصمیم گیری درست نمیداده بهم .به طور مثال من ی آدم مستاصل بودم که حتی گاهی برای انجام ی کار کوچیک سی بار تصمیمو عوض میکردم مثلا میخواستم برم بانک؛اینقدر برم و نرم و بهانه و دلیل میاوردم واسه خودم که واقعا آخر سر کلافه میشدم و اصلا یادم میرفت تصمیم آخرم چی بود که برم یا نه و در اکثر موارد نمیرفتم چون دلیلی حالی نداشتم اصلا ،ولی الان خیلی بهتر شدم دقیقا میدونم دارم چه میکنم یا حتی قبلنا اصلا حساب کتاب پولامو نداشتم و الکی چیزهای غیر ضروری میخریدم که بعدش هم پشیمون میشدم و خودمو سرزنش میکردم دقیقا همون کاری که تو خوردن میکردم ولی الان خیلی راحتتر تصمیم میگرم،راحتتر خودمو میبخشم،راحتتر نیازهامو درک میکنم ودر کل واقعا شبیه ی انسان با کیفیت شدم و این خیلی لذت بخشه .خب حالا اگه اول دوره(۶ماه پیش )به من میگفتن بعد از این دوره تو کیفیت زندگیت خیلی میره بالا من باورمیکردم؟نه ،آیا با منطقم جور درمیومد؟نه.با رویاهام چطور؟جور بود؟این ولی بعله .پس آقا این همه دلیل محکم که رویا از منطق قویتره .تو رویای لاغری داری و بهش میرسی دیگه اه و ناله و دق و چسبیدن به این افکارپوسیده نداره که.من اطمینان هزار درصدی دارم که له زودی من به تناسب اندام موردنظرم میرسم و میمانم و خوشبخت زندگیمو ادامه میدم???
نشان های دریافت شده
روز شصت و یک تکرار:
لاغری ذهنی با حذف موانع ذهنی خیلی آسان نتیجه میدهد:
من در ابتدا میخوام به متن پرمحتوایی که به عنوان مقدمهی این فایل نوشته شده اشاره کنم که خودش به تنهایی میتونه الهام بخش اصلاح باورهای غلط زیادی باشه.
وقتی در فایل از موضوع شباهت صحبت شد با به یاد اوردن یه خاطره لبخند به لبم اومد.
در دوران کودکی مادرم همیشه از من میخواست مواظب غذا خوردنم باشمنکنه مثل دختر عموم چاق بشم و من همیشه نگران این موضوع بودم و میترسیدم. طبق تحلیل اون موقع من دختر عموم هم چاقی رو از زنعموم به ارث برده بود پس در ذهن من زنعموم که خیلی چاق بود ریشهی چاقی من محسوب میشد.
تا اینکه بعدها متوجه شدم اگه ارث ملاکه چاقی دختر عموی من اصلا ربطی به رابطهی خونی میان ما نداره.
اما دیگه فرمولها ساخته شده بودن و من قبول کرده بودم که استعداد چاقی دارم.
با گوش کردن به این فایل من بهتر متوجه مفهوم یاد گرفتن لاغری و فرقش با لاغر شدن شدم.
حالا میدونم که چرا بارهای قبل با اینکه لاغر میشدم اما چون لاغری رو بلد نبودم نمیتونستم نگهش دارم. اما این بار من لاغری رو یاد گرفتم و همچنان دارم برای حرفهای شدن تمرین میکنم.
من دوچرخه سواری رو وقتی کوچیک بودم یاد گرفتم و دیگه تا همین چند ماه پیش سوار دوچرخه نشده بودم. اما وقتی دوباره سوار شدم با اینکه نگران بودم نتونم دیدم هنوزم بلدم هدایتش کنم و نیفتم فقط چون تمرین نداشتم یکم ضعیفتر عمل میکردم که اونم با کمی تمرین حل شد. در مورد شنا هم دقیقا همینطور بود.پس لاغری هم هیچوقت یادم نمیره و اگه مرتب تمرین بکنم حتی توش ضعیف هم نمیشم.
چقدر این فایل مطالب مفید داره.
اصلا این لایوهای اینستا عالین. اگه کسی باوراشو با همین فایلا درست کنه خودبخود لاغر میشه. منتها چون لاغری رو بلد نیستیم از دوره باید استفاده کنیم تا گام به گام الفبا رو اول یاد بگیریم و اشتباهاتمونو اصلاح کنیم اونوقته که این فایلا که اصل و چکیدهی اموزش لاغریه مفهوم عمیقتری پیدا میکنن و میشن معجزهی زندگی. چون بهتر میفهمیم، عمیقتر درک میکنیم و با تمرین در دوره میتونیم لاغری رو حقیقتا باور کنیم. منظورم اون باور اولیه نیست که برای شروع دوره لازمه. منظورم مرحلهی بعدی و عمقی باوره که باعثمیشه لاغری رو واقعا یاد بگیریم.
من با همون باور اولیه و شروع تمرین تونستم نصف راهمو به سوی تناسب طی کنم حالا احساس میکنم لاغری داره در وجودم نهادینه میشه.
احساس فوقالعادهایه که دارم به تازگی تجربش میکنم.
و سخن اخر
خوشا به حال من و همهی کسانیکه خودشونو لایق قدم گذاشتن در دنیای تناسب فکری میبینن. راه خوشبختی از همینجا میگذره.