0

آسان‌ترین راه کاهش وزن: روش‌های موثر و ساده برای لاغری (گام ۴۹)

آسان ترین راه کاهش وزن
اندازه متن

چطور لاغر شویم؟ شاید در نگاه اول فکر کنید که راهی که برای لاغر شدن باید پیش بگیرید باید کاملاً متفاوت از راهی باشد که باعث چاق شدنتان شده! 🤔

📍 این جلسه ادامه گام ۴۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

اما حقیقت این است که آسان‌ترین راه کاهش وزن همون راهیه که شما قبلاً ازش عبور کردید!
یعنی اگر در مسیر چاق شدن، به راحتی با عادت‌های روزمره تون اضافه وزن پیدا کردید، چرا همین عادت‌ها رو برای کاهش وزن هم به کار نبرید؟! 😎

بله! این ممکنه کمی عجیب به نظر برسه، ولی برگشتن به همون مسیر و درست کردن عاداتی که قبلاً باعث چاقی شما شده، خیلی راحت‌تر از پیدا کردن یک راه جدید و پیچیده‌ست! 🌸💪

علاقه مغز به انجام کارهای آسان 🧠✨

همه ما تجربه کرده‌ایم که وقتی از خانه خارج می‌شویم، چه برای کار، تفریح یا هر مقصد دیگری، ناخودآگاه به همان مسیری که آمده‌ایم، برمی‌گردیم. این رفتار مغز ماست که همیشه به دنبال ساده‌ترین راه‌هاست! 🌟

نقش مغز در یادگیری

مغز انسان به طور طبیعی به سمت ساده‌ترین تصمیمات گرایش دارد، بنابراین وقتی بخواهیم از مقصد به خانه بازگردیم، اولین گزینه‌ای که به ذهن می‌رسد همان مسیری است که قبلاً طی کرده‌ایم.

این ویژگی مغز، به ما کمک می‌کند که در تصمیم‌گیری‌ها صرفه‌جویی کنیم و از انرژی ذهنی زیاد اجتناب کنیم. 🚶‍♂️🚶‍♀️

حالا این را برای چاقی و لاغری در نظر بگیرید. برای مغز، چاقی و لاغری هیچ تفاوتی ندارد.

وقتی که تصمیم به لاغر شدن بگیرید، مغز اولین راه پیشنهادی‌اش این است که از همان مسیری که قبلاً برای چاق شدن رفته‌اید، بازگردید.

پس شما باید تصمیم بگیرید که از این مسیر حرکت به سمت چاقی، خارج شوید و مسیری جدید، سالم و متفاوت را انتخاب کنید. 💪🌿

پس هر زمانی که بخواهید لاغر شوید، بدانید که آسان‌ترین راه کاهش وزن برای مغز شما همان راهی است که قبلاً برای چاقی طی کرده‌اید.

ولی این انتخاب توسط شماست که می‌خواهید به این مسیر ادامه دهید یا یک مسیر جدید و سالم را آغاز کنید! ✨

چرا کاهش وزن من استپ شده

🌀 چرا چاق‌ها لاغر نمی‌شن؟ پاسخ در آسان‌ترین راه کاهش وزن پنهانه!

اولین قدم برای تغییر، اینه که ترمز چاق شدن رو بکشیم و فرمون رو بچرخونیم به سمت مسیر لاغری. 🚦🍃

حالا تقریباً همه‌ی افرادی که اضافه‌وزن دارن، دیر یا زود به این نتیجه می‌رسن که: «بَسه دیگه، باید لاغر شم!»

اما سؤال اینجاست که چرا با وجود این تصمیم، خیلی‌ها لاغر نمی‌شن؟ 🤷‍♀️🤷‍♂️

پاسخش خیلی ساده‌ست:

چون از آسان‌ترین راه کاهش وزن استفاده نمی‌کنن!

به‌جاش میرن سراغ رژیم‌های سخت، ورزش‌های طاقت‌فرسا، یا قرص‌های عجیب و غریب… در حالی که هیچ‌کدوم از اینا، مسیر چاق شدنشون نبوده!

ببین، مغز ما عاشق آشناییه.

وقتی راهی رو براش انتخاب کنی که براش ناآشنا یا سخت باشه، مقاومت می‌کنه.

برای همین، وقتی از روش‌هایی استفاده می‌کنی که قبلاً هیچ‌وقت برای چاق شدن ازشون استفاده نکردی، مغزت اعلام حالت فوق‌العاده می‌کنه: «هشدار! سختی در راه است!» 🚨

و نتیجه؟ زود خسته می‌شی… زود کلافه می‌شی…

و خیلی زودتر از اون چیزی که فکر می‌کنی، برمی‌گردی به همون مسیر چاقیِ آشنا! 😞

✅ پس اگه می‌خوای آسان‌ترین راه کاهش وزن رو پیدا کنی، باید راهی رو بری که شبیه به همون راهیه که باهاش چاق شدی؛

آسان‌ترین راه کاهش وزن

ناهماهنگی بین مسیر چاق شدن و مسیر لاغر شدن 🚫🛣️

اگه با ورزش یا رژیم چاق نشده باشی، چطور انتظار داری با همونا لاغر شی؟ آسان‌ترین راه کاهش وزن این نیست که دنبال روش‌هایی بری که با مسیر چاق شدنت جور در نمیاد.

این مثل اینه که بخوای با یه نقشه‌ی شمال بری جنوب! 🤷‍♂️🗺️ ذهن ما به مسیری که بارها تکرار شده عادت می‌کنه.

اگه چاق شدن ما بدون برنامه بوده، پس انتظار نداشته باش با برنامه و محدودیت به نتیجه‌ی پایدار برسی.

برای همین خیلی‌ها سال‌ها ورزش می‌کنن، اما هنوز هم چاقن، چون ورزش جزئی از مسیر ذهنی چاق شدنشون نبوده و به آسان‌ترین راه کاهش وزن نرسیدن.

پس آسان‌ترین راه کاهش وزن  چیه؟ 🌱💡

نه رژیم، نه ورزش، نه دمنوش، نه قرص… آسان‌ترین راه کاهش وزن، برگشت به مسیر طبیعی‌ایه که تو رو چاق نکرده.

یعنی چی؟

یعنی برگشتن به حالت ذهنی‌ای که توش غذا یه دل‌مشغولی همیشگی نبود. حالت طبیعی‌ای که توش با لذت غذا می‌خوردی و با سیری دست از خوردن می‌کشیدی.

حالت ذهنی‌ای که توش گرسنگی مصنوعی، استرس غذا، کالری شماری و خودتخریبی وجود نداشت.

✅ اینجاست که لاغری واقعی شروع می‌شه

✅ اینجاست که ذهن آروم می‌گیره

✅ اینجاست که مسیر درست رو پیدا می‌کنی

💬 اگه حس می‌کنی مدت‌هاست توی دور باطل رژیم و ورزش گیر کردی، بیا یه نگاه تازه به مسیر لاغری بنداز.

آسان‌ترین راه کاهش وزن ممکنه همین تغییر ذهنی باشه؛ پس وقتشه «لاغری با ذهن» رو امتحان کنی و یه بار برای همیشه راهتو عوض کنی ✨🧠

لاغری آسان با قدرت ذهنآسان‌ترین راه لاغر شدن

🎯 آسان‌ترین راه کاهش وزن؛ همونی که هیچ‌کس بهم نگفته بود!

بعد از ۳۵ سال زندگی با چاقی و مشکلاتی که برام ایجاد کرده بود و تجربه کردن انواع و اقسام روش‌های لاغری، بالاخره فهمیدم آسان‌ترین راه کاهش وزن چیه.

💡 اگه می‌خوای همین عادت‌ها رو با راهنمای کامل و قدم‌به‌قدم برعکس کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ در ادامه هم توی گام ۵۰ سراغ «باور به لاغری کافیه!» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 138 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.20 از 81 رای

https://tanasobefekri.net/?p=15119

138 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

138 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۶ ۲۱:۲۸
      مدت عضویت: 2285 روز
      امتیاز کاربر: 12717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 676 کلمه

      با سلام گام ۴۹:لاغر شدن با حذف موانع ذهنی 

      برای رسیدن به هدف در هر کاری وقتی موانع بر داشته شود آسان شود 

      برای لاغر شدن هم بارها و بارها تلاش کرده ایم از راههای مختلف اما نتیجه نگرفتیم !چون موانع ذهنی را حذف نکردیم ،چون آگاهی نداشتیم و همیشه در مسیر اشتباه می رفتیم 

      زود با دیر رسیدن به هدف بستگی دارد که چقدر بتوانیم موانع ذهنی را بشناسیم و برای بر طرف کردن آن راه درست و صیحیح را انتخاب کنیم 

      مثلا می خواهیم برویم مسافرت از شهری به شهری به مدت ۴ ساعت حالا ما می توانیم این ۴ ساعت را به موقع برسیم یا اینکه در مدت ۷ یا ۸ حتی ۹ ساعت !!!!چرا!!؟؟چون موانعی در جاده هست که مدت زمان را آهسته می کند و بستگی دارد به مسوولانی که مسول هستند موانع سر راه را بر دارند مثل تصادفی که انجام می شه و مانع بوجود می آرد یا جاده در دست ساخت است که مانع بوجود می آرد یا ماشین دچار اشکال می شه که مانع درست می شه و با آخر هفته که همه هجوم می ارند به جاده ها و شلوغی زیاد مانع بوجود می آرد و همه این موانع باعث دیر رسیدن به مقصد می شه و بر طرف کردن موانع هم بستگی به نوع موانع دارد بعضی زود بر داشته می شه و بعضی بیشتر وقت می گیرد .

      لاغری با ذهن هم کلی موانع دارد که باید شناسایی و بر داشته شود و بستگی به ذهن پر تلاطم ما دارد ذهنی که سالها چاقی را آموخته طول می کشد تا شناسایی و بر طرف شود باید ادامه دهیم و موانع را بشناسیم و یکی یکی آن را حذف کنیم و تمام سالها و تلاش هایی که انجام می دادیم غافل بودیم که ذهن ما مانع لاغر شدن ماست مثل:خوردن شیرینی مانع لاغر شدن ماست 

      خوردن غذاهای چرب و خوردن غذاهای مثل نان و برنج و ماکارونی سیب زمینی مانع لاغر شدن ماست و همه اینها ترس از چاقی بود که در ذهن ما نهادینه شده و اکنون با آموزش اطلاعات صیحیح باید تمام موانع شناسایی و حذف شود تا لاغری آسان شود 

      ترس از خوردن برای ما بزرگ‌ترین مانع است با وجودی که کلی تغییر کرده ام ولی هنوز کاه گاهی ناخودآگاه ذهنم هشدار می دهد مواظب باش چه می خوری همانطور که آگاه هستیم که سیستم ذهنی ما جوری است که همواره در حال بهبود شرایط و اصلاح مشکلات است که خودمون بوجود می آوریم مثل زخم در بدن و یا اضافه وزن  و همیشه فکر می کردیم که جسم ما مشکلات را بر طرف می کند غافل از اینکه ذهن ماست و اکنون که می دانیم باید تمرکز کنیم بر روی موانع ذهنی برای متناسب شدن آن ،آن موقع روند لاغری خودبخود در حسم صورت می گیرد و نیازی به هیچ گونه تلاش و زحمت خاصی نیست اگر ایمان داشته باشیم که می توانیم متناسب شویم حتمی به نتیجه می رسیم وقتی باور کنیم و اطمینان داشته باشیم فقط باید تکرار کنیم و ادامه دهیم تا به نتیجه برسیم 

      گام آول:باور داشتن که می توانیم متناسب شویم 

      گام دوم:علاقه واشتیاقی که برای متناسب شدن داریم

      گام سوم:برای خودم به متناسب برسم نه برای دیگران

      گام چهارم:باخودباوری و ایمان پیش برویم 

      در همه موارد زندگی فقط اگر موانع را برداریم موفق می شویم مثلا اگر بخواهیم ثروتمند بشیم باید موانع را برداربم با اگر بخواهیم روابط خوبی داشته باشیم باید موانع را بر داریم باید بدانیم که ذهن زمان براش مطرح نیست بلکه تصویر ذهنی مهم است 

      بکی دیگر از موانع لاغری ترس از نتیجه نگرفتن آست این تری در ما رشد  کرده بر اثر تمام تلاش و فعالیتهای که انجام داده ایم  و نتیجه نمی داده یا برای کوتا مدت بوده و نرسیدن به هدف یک موانع آست که باید با تکرار واستمرار و درک عمیق آن این موانع را بر طرف کنیم باید به این درک رسیده باشیم که تلاش فیزیکی و گرفتن رژیم جزه فشار روحی و جسمی نتیجه دیگری به همراه ندارد وتا ذهن ما این موضوع را درک نکند ما همچنان مشکل خواهیم داشت که با استمرار و ادامه در این روش می شه تمام موانع را بر داشت .سپاسگزارم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۴ ۱۴:۱۰
      مدت عضویت: 2350 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 423 کلمه

      سلام بر همگی 

      بااین فایل آموزنده دوباره ذهنم تکون خورد و یه باور غلطی که داشتم خودشو بهم نشون داد .

      من از کودکی بااینکه متناسب و زیبا بودم تا ۱۰ سال پیش . آنقدر اعتماد به نفسم پایین بود که هیچ وقت از زیبایم و تناسب اندامم لذت نمیبردم . و یه بازیگری در تلویزیون بود که در طنز بازی میکرد یه دختر قدبلند و لاغر که از لحاظ عقلی روبه راه نبود و به من نسبت میدادن . اگرچه یادآوری خاطرات گذشته برام خیلی سخته ولی می نویسم.  و هرشب که به اتفاق خانواده اون طنز رو نگاه میکردیم آنقدر بهم گفتن که این دختره شبیه توست و من هر دفعه حسم بد میشد که کم کم پذیرفتم منم شبیه این دختره هستم . علیرغم اینکه در دبیرستان رشته ریاضی وفیزیک درس خوندم و دختر سفیدرویی بودم ولی نمیدونم چرا اعتمادبه نفسم کم بود .

      و همینطور وقتی پام به جایی میخورد یا دستم سریع بهم میگفتند و االان هم میگن تو شبیه فلان عمت هستی و اون هم همینجوری هستش. به نظرم قبل از اینکه کسی بچه دار میشه باید ببرنش کلاس بچه داری و آموزش ببینه . نه اینکه بچه به دنیا بیارن و با حرفشان دلشون بشکونن.

      تشبیه من به فلان عمه و فلان بازیگر روز به روز شخصیت و رفتار و تیپم رو شبیه اونها میکرد و منم که باورم شده بود .

      ولی حالا که یکی دیگه از موانع ذهنی لاغرشدن رو پیدا کردم ردش میکنم ومیگم هر موقع اثرانگشتم شبیه یه نفر بود من شبیه اونم .

      من شبیه خودمم وفقط خودم . و حاضر هم نیستم همین الان جای هیچ کس با هر شرایطی بهتر وبالاتر باشم .

      من متناسب میشم و ازش لذت میبرم . همانطور که متناسب میشم اعتمادبه نفسم هم بالا میره که مثل گذشته دختر متناسب با اعتمادبه نفس پایین نباشم که مورد تمسخرباشم و زیبایی خودم رو نبینم. 

      من متناسب میشم و هرطور که دلم میخواد هر لباسی رو میتونم بپوشم  ولذت ببرم. لباسهای رنگ شاد .

      من متناسب میشم برای خودم . نه برای هیچ کس دیگه.  هرکسی منو بخواد من همینم چه چاق چه لاغر و برام مهم نیست و این منم که انتخاب میکنم با چه کسی ارتباط داشته باشم  نه دیگران . و نظر دیگران دیگه برام اهمیتی نداره .

      اگه به خاطر همین تیپم خانواده ام وکلا اطرافیانم  میخان بدن بدن همون بهتر چون من خودمو عاشقانه دوست دارم خوندم رو با هیچی عوض نمیکنم الان که فکر میکنم ۱۷ یا ۱۸ کیلو اضافه وزن دارم حتی اگه وزنم ۲۰۰ کیلو هم باشه باز هم همینه .من عاشق خودم هستم .من شبیه خودم هستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikian4040@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۳/۰۹ ۰۰:۱۶
      مدت عضویت: 1986 روز
      امتیاز کاربر: 410 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 452 کلمه

      در هر کاری اگر مانعی وجودداشته باشه اون کار یا انجام نمیشه یا کند پیش می ره در لاغری با ذهن ما باید موانع ذهنی رو یکی یکی شناسایی و سپس رفع کنیم تا خیلی راحت به هدفمون برسیم یکی از این موانع اینه که ما لاغری رو دوست داریم ولی باور نداریم که توانایی لاغر شدن  رو داریم و این یک مانع خیلی بزرگ محسوب میشه که نمی ذاره ما لاغر بشیم برای لاغری با ذهن اول باید باور کنیم که می تونیم لاغر بشیم و سپس با علاقه و اشتیاق توی این مسیر ادامه بدیم و لاغری رو فقط بخاطر خودمون بخواهیم نه برای اینکه دیگران ما رو تحسین کنن چون تمام مزایای لاغری برای خودمون هست و ما از اون مزایا بهره مند میشیم اگر یک درصد برای حرف دیگران بخواهیم لاغر بشیم ذهن ما همکاری نمی کنه و لاغر نمی شیم                                    در مورد موضوع دوم دقیقا این اتفاق برای من افتاد که من رو با خواهر بزرگم مقایسه میکردن در صورتیکه از نظر چهره و اخلاق و رفتار ما شباهتی با هم نداشتیم.من پذیرفته بودم که چاقی من ژنتیکی چون خوارم چاق در صورتیکه خواهر و برادران من متناسب بودم خود من هم در زمان مجردی و قبل از بارداریم متناسب بودم ولی بعد اطرافیانم که چاق شدم دقیقا مانند خواهر بزرگم شده بودم و شاید چاق تر و این در حالی بود که اختلاف سنی ما 15 سال بود ولی بدلیل الگو برداری ذهنی چاقی من سرعت بیشتری گرفته بود و من فکر میکردم طبیعی که من و خواهر بزرگم شبیه هم باشیم و همیشه با خودم می گفتم چقدر کم شانس هستم کاش شبیه خواهران دیگرم بودم که چهار تا فرزند دارن ولی متناسب هستن و تا زمانی که با لاغری با ذهن آشنا نشده بودم  نمیدونستم که این یک باور اشتباهه  و یکی از موانع ذهنی برای لاغر نشدن هست و امروز درک کردم که باید باور سازی جدیدی انجام بدم من از خیلی از جهات دیگه شبیه خواهرم نیستم پس این مقایسه از نظر من مردوده و این مانع رو برای ذهنم منطقی کردم و مطمئنم  که ما هر چیزی رو که یاد گرفتیم فراموش نخواهیم کرد پس باید لاغری رو یاد بگیرم و میدونم وقتی موانع در ذهنم از بین رفت من لاغر میشم و تا زنده هستم لاغر میمونم چون لاغری رو یاد گرفتم و فراموش نخواهم کرد و این باور که می تونم لاغر بشم رو هر روز تقویت میکنم من در خیلی از امور دیگه زندگی موفق بودم و تونستم به بهترینها دست پیدا کنم پس لاغری هم آسون و راحت هست و من می توانم  لاغر بشم و لاغر بمونم  خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شکوفه غضنفری
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۲ ۰۵:۰۶
      مدت عضویت: 2621 روز
      امتیاز کاربر: 509 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 297 کلمه

      سلام

      لاغر شدن با حذف موانع ذهنی را من با تمام وجود درک کردم.

      من موانع ذهنی زیادی داشتم که با گوش دادن به مطالب استاد با اکثر آنها آشنا شدم و تصحیح کردم.

      اما هنوز دو باور غلط یا دو مانع ذهنی داشتم که حتی خودم به اینکه این دو باور غلط یا مانع ذهنی هستند پی نبرده بودم.

      سال ۹۸ از شهریور تا اسفند (دقیقا قبل از کرونا) ۱۰ کیلو طی ۶ ماه کاهش وزن داشتم . خیلی دوران خوبی بود خیلی لذت بردم. باشگاه و مناسب خوردن. فایلهای استاد را هم گوش می دادم و انگیزه می گرفتم.

      ولی با آمدن کرونا و مشکلات بیماری که برای پسرم و خودم پیش آمد و قرنطینه شدن و نامناسب شدن شرایط باعث شد که من ورزش باشگاه را کنار بگذارم و چون باور غلطی  داشتم که اگر ورزش نکنم حتما چاق خواهم شد و بدون ورزش، لاغر شدن برای من معنایی نداشت در عرض ۳ ماه ۱۰ کیلو برگشت.

      خیلی ناراحت شدم . ولی بعد از گذشت یکسال دوباره تصمیم گرفتم این باور غلط را اصلاح کنم و از ورزش کردن بت نسازم بلکه به این باور رسیدم که با ورزش و یا بدون ورزش من لاغر خواهم شد.

      با شروع سال جدید من دوباره شروع کردم و بعد از گذشت بیشتر از یک ماه از تغییر باورم روند کاهش وزن را در خودم احساس می کنم.

      باور غلط دیگه ای که داشتم استفاده از ترازو بود.

      که باید حتما وزنم را یادداشت می کردم.

      و با وزن کردن چه با کاهش یا با افزایش وزن غیر از عدم موفقیت چیزی برام نداشت.

      امسال تصمیم گرفتم به هیچ وجه وزن نکنم و تغییرات خودم را از روی تغییر سایز لباسم ببینم.

      که البته لذتش هم خیلی بیشتر است.

      این تجربیات من از باورهای غلط و موانع لاغری بود. امیدوارم برای دوستان مفید باشد و اشتباهات من را تجربه نکنند.

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۱ ۰۶:۰۲
      مدت عضویت: 2447 روز
      امتیاز کاربر: 3193 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,271 کلمه

      سلام سلام😍😍

      موضوع امروز هم موانع ذهنی هستند که با حذف آنها میتوانیم لاغر شویم.

      وقتی به موضوع موانع ذهنی فکر میکنم احساس میکنم کار من برای لاغر شدن بسیار راحت است چون این موانع در ذهن من هستند نه شخص دیگر و نه عوامل بیرونی.پس من‌به راحتی میتوانم آنها را اصلاح کنم.

      مانع امروز ، تصاویری است که با وجود آنها خود را شبیه فردی دیگر میدانیم..

      من قبلا تمرین این فایل را انجام داده ام و الان خودم را شبیه هیچ کسی نمی دانم و میدانم که من یک فرد مستقل از هر نظر هستم و شباهتی به هیچ کس ندارم.

      یکی از دلایل اشتیاق من برای شروع دوباره ی دوره ورود به سرزمین لاغرها به همراه استاد،این است که یاد بگیرم برای تکرار کردن و دوباره تمرین کردن باید چه چیزهایی بنویسم و چه کاری انجام بدهم تا هم تاثیر گذاری آن بر من بیشتر شود ، هم دیگر تکراری نباشد و هم به  لایه های پایین تر و مخفی تر اطلاعات ذهنم دستیابی داشته باشم😍

      مثلا من دیگر خودم را شبیه کسی نمیدانم پس امروز برداشتم از فایل و متن این گام را می نویسم.💃🏻

      💎شرایط فعلی ما هیچ مهم نیست چون این شرایط فعلی در طی سالها اشتباه کردن به دست آوردیم و حالا با آموزش صحیح لاغری با ذهن و برداشتن موانع ذهنی و محیطی میتوانیم به جسم ایده آل دست پیدا کنیم که حاصل افکار درستیه که الان داریم آموزش میبینم. 💎

      فایل تصویری 💻📖🎧✏:

      ✅بعد از باور قلبی متناسب شدن ، بقیه اش استمرار داشتن و تکرار کردن است و ما به نتیجه میرسیم.

      باور کردن توانایی خودمان علاوه بر احساس خوبی که به ما می دهد باعث ادامه دادن ما هم می شود.

      ✅خیلی ها شروع می کنند اما ادامه نمی دهند.

      یا علاقه نداری به اون موضوع و باور نداری که میتوانی موفق بشی ، یا شروع آن کار به خاطر خودت نیست.

      در لاغری ؛ 

      از خودم مثال میزنم .یادم هست که با شروع هر روشی اشتیاق من به لاغری دوباره به سطح خیلی بالایی افزایش پیدا میکرد و مطمئن بودم که لاغر میشم اما هرچی که میگذشت سخت تر شدن مسیر و نتیجه ی کم آن باعث می شد از خیر لاغری بگذرم یا حتی خودم را ناتوان ببینم چون همیشه صاحبان آن سبک ها از مشتریانی مثال می زنند که هیچ وقتی هم مدرکی ازشون نبود ولی میگفتند که عالی نتیجه گرفتند..یا مسائل جدی برای من پیش می آمد که سلامتی ام را نشانه می گرفت مثلا ریزش مو، معده درد، ضعف اعصاب و… میخوام بگم که من همیشه در ابتدای هر مسیری که برای شروع کردم باور داشتم میتوانم نتیجه بگیرم و لاغر شوم ولی سختی راه باعث می شد من خودم را ناتوان از ادامه دادن ببینم ولی بازهم ادامه می دادم اما کاربه جایی می رسید که جسمم صدمه می دید و آنجا بود که رها می کردم.موضوع بعدی؛ لاغر شدن برای دیگران است. نمی دانم این فرمول از کجا ایجاد شد .مثلا من خودم هیچ اهمیتی برایم ندارد که جسم بقیه چه شرایطی دارد 😅ولی دوست داشتم که در نظر بقیه متناسب باشم و همیشه من را مثال بزنند که فاطمه،خیلی خوش هیکل است و..این موضوع ، زمانی که میهمانی یا عروسی دعوت بودم ، شدت می گرفت.هم به خاطر تهیه ی لباس و هم اینکه بتوانم با اعتماد به نفس در مجالس شرکت کنم.

      خوب با وجود این شرایط که دیگر اصلا میهمانی و دورهمی نیست ، باید به این فکر کنیم که آیا الان هم میخواهم متناسب بشوم؟/ الان دلیل من برای اینکه میخواهم لاغر بشوم ، چیست؟

      به نظر من الان بهترین شرایط برای شخصی سازی کردن متناسب شدن است…

      زمانی که بیندیشیم و انتخاب کنیم که من در هر شرایطی که میخواهم باشم و هر پیشرفت و اتفاق خوبی که میخواهم تجربه کنم را فقط برای خودم میخواهم.زندگی بسیار کوتاه تر از آن است که من بخواهم برای پسند و دل خوشی و رضایت دیگران زندگی کنم.

      دوست دارم در شرایطی باشم که خودم از آن رضایت دارم.

      عشق به لاغر شدن در من از عشق بی نهایت به خودم و اینکه میخواهم همیشه سلامت باشم نشات میگیرد ،نه به خاطر پسند دیگران.تشویق دیگران، فقط حاشیه ی این مسیر است و نباید به عنوان هدف این مسیر به آن نگاه کرد.

      با این تغییر دیدگاه ، نتیجه نیز تغییر خواهد کرد و شرایط بسیار متفاوتی برای ما ایجاد می شود.

      ✅در هر موضوعی که دوست داری تجربه کنی و الان نداریش ، به این دلیل هست که درباره ی آن موضوع در ذهنت موانع هست.

      ✅شبیه دانستن جسم خودمون به فردی دیگر فقط به موضوع چاق و لاغری محدود نمیشه و باعث میشه که این شباهت را در جنبه های دیگر زندگی پیدا کنیم. حتی از سطح خانواده هم میتونه فراتر بره ..مثلا ما ایرانی ها….ما فارس ها….، ما ترک ها… و شباهت هایی که معمولا منفی هستند و مشکلات را شامل می شوند..

      که معمولا هم به صورت جک و برای مسخره مطرح می شوند ولی نکته اینجاست که ذهن اصل و بدل را از هم تشخیص نمی دهد .

      ما در فامیل مان یک مثالی هست که میگن : کسی که سمت ما میاد یا شبیه ماست یا شبیه ما میشه و همین باعث میشه آنهایی که باورش کردند ، بهش دچار بشوند و تجربه اش کنند و افرادی با مشکلات مشابه به آنها برخورد کنند و وارد زندگی شان بشوند.

      💎هیچ چیزی ارثی نیست.

      💎هیچ چیزی الکی به دست نمیاد.

      ✅ذهن ، زمان و سن نمی شناسد .

      ذهن، به تصویری که از خودت ایجاد میکنی پایبند است و تلاش می کند تو را به آن تصویر برساند.

      با برنامه ی صحیح به ذهن دادن،تغییرات آغاز می شود .

      با برنامه ی صحیح ، شرایطی که برای دیگران در ۳۰ سال رقم میخورد برای شما در ۲ سال اتفاق می افتد.

      چون ذهن ، زمان را نمی شناسد فقط رساندن شما به تصاویر ذهنی را بلد است و هرچه این تصاویر واضح تر و باورپذیر تر بشود در ذهن شما، نتایج در جهان مادی در زمان بسیار کم تری اتفاق می افتد.

      ✅شما باید شبیه خودت باشی..هیچ تصویری از خودت در مقابل دیگران قرار نده …تو حتی شبیه پدر و مادرت هم نیستی…💎شبیه هیچ کسی نباش در زندگیت…

      ✅تو هرچیزی را باور کنی، برای تو همان اتفاق می افتد..

      ✅اگر اینجوری باشه ، چی میشه؟!

      اگر من فقط شبیه خودم باشم ، چی میشه؟

      👈🏻وقتی من هیچ شباهتی به هیچ کس نداشته باشم یعنی میتوانم آنطوری که دوست دارم زندگی کنم، یعنی چیزی به نام سرنوشت از پیش تعیین شده وجود ندارد و تمام زندگی نتایج انتخاب های من است و با آگاهی از این موضوع میتوانم با تغییر انتخاب هایم نتایجم را تغییر دهم.من شبیه هیچ کس نیستم یعنی من مستقل از تمام افراد و اتفاقات زندگی هستم .من ایستگاهی هستم که افکارش را تجربه می کند فارغ از نتیجه ی دیگران ، نتیجه ی زندگی من فقط و فقط مربوط به من است.

      ✅من در حال یادگیری لاغری هستم و چیزی را که یاد میگیرم هیچ وقت فراموش نمی کنم و لاغر می شوم و لاغر می مانم تا همیشه.

      ✅در مسیر لاغری با ذهن، منتظر نتیجه نباشید.

      ✅متناسب شدن نیاز به توجه و تمرکز دارد.

      من شبیه خودم هستم ، یعنی شامل مثال هایی که دیگران می زنند نمی شوم یعنی در فرمول های آنها شرایط زندگی من رقم نمی خورد ، یعنی باورهای افراد نزدیک به من هیچ تاثیری در زندگی من ندارد وقتی که من فرمول های شخصی خودم را داشته باشم.

      من شبیه خودم هستم یعنی میتوانم زندگی ای با معیارهای خودم داشته باشم.فارغ از اینکه برای دیگران قابل باور هست یا نه..

      همین یک باور ( من شبیه خودم هستم) باعث افزایش اعتماد به نفس من می شود ، باعث آرامش من می شود که دیگر لازم نیست تا خودم را شبیه کسی کنم ، همین جمله به من می آموزد که من نیاز به هیچ الگویی ندارم من می توانم نسخه ی کامل و عالی از خودم را تجربه کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار H&M
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۷ ۰۵:۴۲
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      سلام به دوستان و استاد عزیز

      ما هر کاری رو باید بخاطر احساس خودمون انجام بدیم حتی برای لاغری با ذهن چون فقط نتیجه خوبشه که برای خودمون میمونه،

      اصلا زندگی هرکسی برای دیگری مورد توجه نیست که لاغری و چاقی ما برای کسی مهم باشه

      و برای لاغر شدن باید سعی کنیم که لاغری با ذهن رو یاد بگیریم و به مشکلات و موانع راه فکر نکنیم چون هر درسی سختی و آسونیه خودش رو داره و اگه بتونیم این مسیر رو یاد بگیرم به همه اون چیزایی که میخوایم میرسیم که مهترین آن برای من تناسب اندامه و من حتما میتونن به تناسب دلخواهم برسم .

      چونکه لاغر شدن آسانترین کار دنیاست 

      و برداشتن موانع برای رسیدن به لاغری بهترع که الگوهای مناسب و درست رو انتخاب کنیم و تصویر های ذهنی متناسب متفاوتی بسازیم 

      و همه الگوهای اشتباه و باورها و فکر های مخرب رو از ذهنمون پاک کنیم 

      و فقط هر روز روی متناسب شدن تمرکز و توجه داشته باشیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۳ ۱۶:۴۸
      مدت عضویت: 2607 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,180 کلمه

      سلام گام ۴۹ 

      لاغر شدن با حذف موانع ذهنی آسانتر میشود .

      من اول جواب اون دوستی که سوال کرده بود غذاها قلقلکش میدن بدم با این جمله باور خودتون رو نشون دادید . البته توجه منم که به این جمله جلب شد نشون داد منم مشابه این باور رو در ذهن داشتم . حالا در حقیقت برای توضیح دادن به شما به خودم توضیح میدم که همین باور یک باور در مسیر چاقیه .دوست عزیز اونقدر غذا رو به خودتون محدود کردید و اونقدر غذا رو برای خودتون برابر با چاقی قرار دادید و این نگرش ها رو اونقدر تکرار کردید که غذاها براتون شد عامل تحریک به خوردن و عامل تحریک به چاقی .

      اگه لاغری با ذهن رو یاد گرفته باشی اصلا غذا قلقلکتون نمیده اگه دلتون بخواد با خیال راحت میخورید هروقتم نخواید نمیخورید . وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری دیگه به غذا فکر نمی کنی . اصلا یادت میره . 

      اگه نخوردن برات از خوردن لذت بخش تر شده باشه و طبیعت وجودت شده باشه  دیگه هیچ خوردن هیچ  خوراکی نمیتونه دائما تورو تحریک کنه که بخوری و مطمئنا اگه ببینی و بخوری هم دائما بهش فکر نخواهی کرد . تو وقتی هنوز به خوردن داری فکر می کنی و وسوسه ی ذهنی داری یعنی هنوز باور مربوط به خوردن رو در سرت داری . تا این باورها رو از زیر و بن شناسایی نکنی و اونها رو کنار نزاری و ازش در زندگی روزمره استفاده نکنی همچنان غذاها قلقلکت میدن . 

      چرا هیچ وقت پیاده روی کردن قلقلکت نمیده .  چون تو از پیاده روی لذت نمیبری و از خوردن لذت میبری . چون پیاده روی برات رنجه ولی خداییش لذت پیاده روی بیشتره یا لذت خوردن . اصلا کاری به این ندارم که در ذهن ما خوردن برابر چاقیه و پیاده روی برابر با لاغری من به لذتش نگاه میکنم خداییش برای من در شرایط فعلی حرکت کردن لذتبخشتر از خوردن هست . اگه خوردن در طی شبانه روز نیم ساعت وقتم رو بگیره و پیاده روی هم یک ساعت مسلما اون یک ساعتی که من دارم پیاده روی می کنم بیشتر دارم از زندگیم لذت میبرم . خوردن خیلی هم فرایند لذبخشی نیست . غذاهای شیرین که دل آدم رو میزنند . غذاهای ترش هم که دوست ندارم  خیلی غذاهای پلویی  هم که آدم رو سنگین و خواب آلود می کنند . غذاهای آشی هم که آدم رو شل و وارفته می کنند . میوه رو که اصلا دوست ندارم . غذاهای چرب و چیلی هم که راه گلوی آدم رو میبندن و نفس کشیدن رو برای آدم سخت می کنند . 

      تازه هیچ کدوم از اینها هم که نباشه تنها فرمولی که غذا رو به آدم زهر مار میکنه چاق شدنه واقعا کدوم ویژگی غذا شمارو قلقلک میده . 

      ولی پیاده روی جربان خون رو حرکت بیشتری میده . گوارش رو تنظیم میکنه . آدم رو سرحال میاره مخصوصا الان در فصل بهار چقدر کیف میده استفاده از طبیعت برای لذت بردن . 

      واقعا توی طبیعت غیر از دیدن زیباییها و گل و گیاهها پیاده رویه که حال آدم رو جامیاره و سبک و فرز می کنه آدم رو و استفامت بدن رو بالا میبره . من و قویم می کنه . حال خیلی خوشی بهم دست میده . پاکسازی میکنه روح و روان و جسمم رو  . 

      خب پیاده روی منو مدتیه داره قلقک میده و منم از این قلقلکش میخندم و بلند میشم حرکت میکنم . 

      راستی استاد در سن ۳۵ سالگی که برای شما حدودا میشه سال ۹۴ و تقریبا ۶ سال پیش هست خیلی خوبه که درامدتون 100 برابر شده . 

       شما فرمولهایی رو یاد گرفتید که برای همه ی شرایط زندگی دارید ازش استفاده می کنید . 

      مبارکتون باشه . خیلی خوشحال شدم . 

      یکی از موانع من اینه که وقتی روی یک موضوعی تمرکز میکنم دیگه نمیتونم روی موضوع دیگری تمرکز کنم . این یه فرمول اشتباهه . همه ی مایی که الان لاغری با ذهن رو داریم تمرین می کنیم مسلما در قسمتهای دیگه هم داریم به مهارت میرسیم و این یعنی خودبخود با تغییر محتوای ذهنی قسمتهای دیگه ی زندگی ما هم اصلاح میشه . 

      الان که داشتم به تغییرات خودم فکر می کردم یکی یکی  ثروتهایی که دارم در خوداگاهیم اومد و دیدم با اینکه من اصلا روی ثروت کار نکردم تغییرات زیادی داشتم . و نکته ی جالب توجهشم اینه من با اینکه ظاهرا سرکار نمیرم این جذبهای عالی رو هم داشتم یعنی شاید به ظاهر من موانعی برای خودم دارم ولی قدرت ثروت الهی برام از این موانع خیلی بزرگتره و قدرت موانع من در مقابل قدرت بخشایندگی الهی هیچه . 

      اما میریم سراغ برداشت من از مفاهیم متن و فایل . 

      حذف موانع لاغر شدن لاغر شدن را آسان می کند . 

      چطور میشه موانع رو شناسایی و حذف کرد . اول اینکه کلی از موانع رو استاد  در هر فایل شناسایی می کنند و با منطق و دلیل و مثال  اونها رو رد میکنند . مثلا مثل همین وزن کردن چقدر قشنگ به مین تشبیهشون کردن و این تا آخر در ذهن من می مونه هر وقت به ترازو فکر کنم یاد مین میفتم که الان منفجر میشه و منو از بین میبره . همین تصور  به مرور اگه ادامه دار و قوی بشه دیگه وسوسه ی ذهن مبنی بر برو خودتو وزن کن تبدیل میشه به هیچی . تازه با نگاه کردن بهش یاد مین میفتی و حتی دیگه بهش نگاهم نمیکنی و کم کم یادت میره . 

      خب ما هم دقیقا واسه شناسایی و حذف موانع لاغری باید از همین شیوه استفاده کنیم . 

      یعنی چیزهایی رو که به نظرمون مانع لاغری ما میشن  رو به چیزی تشبیه کنیم که اون برای ذهن مساوی بایک ضربه ی مهلک  باشه و هی تکرارشم کنیم تا کم کم اون وسوسه کنار بره . 

      یعنی اینکار حتی برای اون دوستی که میگفت غذا قلقلکش میده هم کارسازه . 

      البته من خودم شخصا با منطقی کردن بهتر میتونم موانع رو شناسایی و حذف کنم تا تشبیه کردن . 

      یعنی از شیوه ی منطقی کردن بیشتر استفاده کردم . مثلا همین باور ارثی بودن یا مقایسه کردن خودمون با دیگران که من شبیه فلان فامیل هستم رو با دلیل به خودم ثابت کردم و ذهن خوداگاهم متقاعد شدکه این یه باور غلطه و با باور به غلط بودن این باور دیگه از اون استفاده نمیکنم و کم کم از باور جایگزینش استفاده میکنم و برای خودم تجزیه و تحلیل می کنم .

      تجزیه تحلیل کردن برای من خیلی عالی جواب میده و خیلی منو به احساس بهتر میرسونه . تجزیه و تحلیل کردن رو دویت دارم و این کار یک لذت برام محسوب میشه و لاغر شدن برای من دقیقا یعنی تجزیه و تحلیل کردن . از این کار خسته نمیشم . 

      خب با این کار من به راحتی فرمولهای چاقی رو برای خودم شناسایی و بعد حذف و بعد فرمول جایگزین رو میزارم تکرار و استمرار دارم بازم تجزیه و تحلیل می کنم مثلا همون ارثی بودن یا مقایسه با دیگران رو اینطور میگم .

       من  از سه بُعد تشکیل شدم . بُعد الهی . بُعد ذهنی . بُعد جسمی . 

      بُعد الهی وجود من هم سه قسمته . بُعد ذاتی . بُعد صفاتی . بُعد فعلی . 

      من در همه ی این ابعاد زندگی می کنم . 

      اما من برتر یا همون من ذاتی اصل وجود منه که من باید اون رو کشف و بررسی کنم . اون همون انرژی هست که بی رنگ و بی شکل هست . این انرژی خاصیت گسترش و تبدیل و البته نزول داره . 

      این انرژی یا بُعد ذاتی وجود من میخواست خودشو بشناسه . پس صفات پدید اومد . اسماء و صفاتی که اتفاقا هر شب قبل افطار تلویزیونشروع میکنه به گفتن اونها صفات خود ماست . ما داریم خودمون رو وصف می کنیم . بُعد الهی وجود خودمون رو . یعنی انرژی ذاتی ما در این صفات جاری شدند و این صفات قادرن باز هم نزول کنند و به بُعد فعلی وجود انسان برسند . خب اولین مرحله ی به فعلیت رسیدن اسماء و صفاتی که انرژی ذاتی رو همراه داره ذهن ماست . اینجا خلق کردن شروع میشه . اول ما خلق الله العقل . ما افکار خودمون رو با انرژی الهی وجودمون خلق میکنیم و من ذهنی رو ایجاد می کنیم . اینها رو ما در بطن مادر انجام دادیم و بعد برای اینکه باز به تجارب دیگه و شناختهای بیشتری از خودمون برسیم خلق باید بیشتر میشد باید روشنتر میشد و باید عیانتر میشد . 

      به دنیا اومدیم تا خودمون رو بهتر تجربه کنیم . تا فعلیت رو بیشتر تجربه کنیم . تا دیدن رو تجربه کنیم و صفت بصیر بودن رو از طریق دیدن به نمایش بزاریم تا شنیدن رو تجربه کنیم و صفت سمیع بودن رو به نمایش بزاریم و درک کنیم و لذت ببریم . یا مثلا رشد و کنیم و بزرگ بشیم تا صفت اکبر بودن خودمون رو درک و مشاهده کنیم . بله این دنیا برای ما دنیای شهوده . ما بُعد الهی وجودمون رو در این دنیا به مشاهده نشسته ایم . خب حالا چاق یا لاغر بودن چه صفتی از مارو داره صفت اختیار و انتخاب . ما دارای اختیار و انتخاب هستیم و با متناسب شدن  صفت تناسب و عدل خودمون رو به نظاره مینشینیم . 

      خب حالا واقعا ارثی بودن کجای این روند بود ؟ هیچ کجا . ما فقط دنیای خودمون رو انتخاب گردیم تا خودمون رو بهتر مشاهده کنیم . شخص دیگر هم برای خودش همین تجربیات رو داره و او هم به من هیچ ارتباطی نداره . تازه حتی همین امروز من هم با دیروزم زمین تا آسمون متفاوته . 

      پس حتی من از خود دیروزم هم چیزی رو ارث نبردم اگه چیزهای تکراری رو با خودم اوردم خب به دلیل اینه که دوسشون دارم انتخابشون کردم و به داشتنشون عادت کردم و دهن من اون فرایند رو تکرار و تکرار می کنه ‌ 

      خب پس باوری که به جای ارثی بودن میشه گذاشت باور استقلال و ازادی و انتخاب هست . چاقی در من یک انتخاب بود . خواستم انتخابش کنم . در انتخابش آزاد بودم و این پدیده یک پدیده ی کاملا مستقل بود پس اطرافیان منم جذب انتخابهای من شدند و من مدام افراد چاق خانوادم رو دیدم و با اتصال خودم به اونها باز هم کاملا ازادانه خواستم چاقی خودم رو گسترش بدم . پس چرا الان که من لاغرم و افراد خانوادم چاق چرا نمیگم چاقیم ارثیه . چون الان من خودمو از اونها جدا کردم و خواستم نوع دیگری از خودم رو به خودم نشون بدم پس به راحتی تغییر کردم و تغییرات دیگه هم دقیقا منوط به همین انتخاب و خواست و اختیار است . 

      خب پس باور ارثی بودن با تجزیه و تحلیل رد شد و باور استقلال و انتخاب و ازادی با دلیل و منطق جایگزین شد حالا تنها کار استمرار در این باور و تکرار این باورها و استفاده کردن از این باورهاست تا کم کم عادتم بشه که خیلی وقته عادتم شده این نوع طرز تفکر . 

      خب این همه رو من از شما استاد گرامی یاد گرفتم و به اندازه ای که استمرار داشتم و ازشون در زندگی روزمره استفاده کردم و در شناسایی باورهام قدم برداشتم نتیجه گرفتم . تازه نتایجم خیلی فراتر بوده و این آموزشها کلا از من شخصیتی دیگرگون ساخته . 

      من در این سه سال خیلی تعییرات عااااالییییی داشتم  و همشم ناشی از آموختن از آموزشهای شما و تکرار و استمرار اونها هست . حالا هرچی بگذره این آموزشها رو بیشتر تعمیم میدم . درکم بهتر میشه . بهتر میدونم باید چطور عمل کنم . ازمون و خطا می کنم و مسلما در این مسیر فقط و فقط لذت میبرم . 

      بزرگترین نتیجه ی من از این همه آموزش لذت بردن از زندگیه و هرچقدر بیشتر به شناخت میرسم لذت بردنم بیشتر و بیشتر میشه . 

      خدایا دل همه رو شاد کن و همه رو به سمت شاد زندگی کردن هدایت کن . 

      یه شعر زیبا از مولانای جان هم برای حسن ختام میزارم و تقدیم میکنم به گل وجود همه ی دوستان عزیزم . امیدوارم گل وجودتون رو پیدا کنید و همگی با این گل زیبا در نهادمون عشق ورزی کنیم . این شادی رو که با تمام وجودم در سایت تناسب فکری حس میکنم تقدیم میکنم اول به استاد عزیز که پیشرو ما در این امر هستن و این راه رو به ما یاد دادن و  بعد هم به دوستان گرامی . 

      امروز روز شادی و امسال سال گل

      نیکوست حال ما که نکو باد حال گل

      گل را مدد رسید ز گلزار روی دوست

      تا چشم ما نبیند دیگر زوال گل

      مستست چشم نرگس و خندان دهان باغ

      از کر و فر و رونق و لطف و کمال گل

      سوسن زبان گشاده و گفته به گوش سرو

      اسرار عشق بلبل و حسن خصال گل

      جامه دران رسید گل از بهر داد ما

      زان می‌دریم جامه به بوی وصال گل

      گل آن جهانیست نگنجد در این جهان

      در عالم خیال چه گنجد خیال گل

      گل کیست قاصدیست ز بستان عقل و جان

      گل چیست رقعه ایست ز جاه و جمال گل

      گیریم دامن گل و همراه گل شویم

      رقصان همی‌رویم به اصل و نهال گل

      اصل و نهال گل عرق لطف مصطفاست

      زان صدر بدر گردد آن جا هلال گل

      زنده کنند و باز پر و بال نو دهند

      هر چند برکنید شما پر و بال گل

      مانند چار مرغ خلیل از پی فنا

      در دعوت بهار ببین امتثال گل

      خاموش باش و لب مگشا خواجه غنچه وار

      می‌خند زیر لب تو به زیر ظلال گل

      خدایا سپاسگزارم . 

      استاد ازتون ممنونم .

      فاطمه ازت سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 111 کلمه

        سلام دوست عزیز
        به این قسمت از نوشته خودتون دقت کنید: “یکی از موانع من اینه که وقتی روی یک موضوعی تمرکز میکنم دیگه نمیتونم روی موضوع دیگری تمرکز کنم . این یه فرمول اشتباهه ”
        و صحیح این جمله میشه این:
        “یکی از بهترین مزیت های شما اینه که وقتی روی یک موضوع تمرکز می کنی دیگه نمی تونی روی موضوع دیگری تمرکز کنی ، این صحیح ترین طریق تغییر فرمول های اشتباهه”
        در مورد نتیجه ای که انتظار داری اصلا نگران نباش
        بارها در فایل های مختلف تاکید کردم وقتی فرمول ها تغییر کنه روی همه جنبه ها تاثیر می ذاره
        چون بسیاری از فرمول های ذهنی ما در جنبه های مختلف زندگی مشترک هستند

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          ۱۴۰۰/۰۲/۰۵ ۰۸:۱۷
          مدت عضویت: 2607 روز
          امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 8 کلمه

          سلام . ممنون از راهنماییتون استاد گرامی . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۲ ۰۰:۴۶
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,785 کلمه

      گام ۴۹ ،  سلام وقت بخیر ،لاغر شدن با حذف موانع ذهنی آسان میشود،،از وقتی به یاد دارم ،در دوران چاقی یا توپری بسر بردم ،تا مدتها فکر میکردم عوامل بیرونی مقصر چاقی من هستند مثل خوردن،ارث،ژنتیک،استخون بندی درشت،خواست خدا وووو ولی بعد از طی کردن اونهمه راهکار برای لاغر شدن و لاغر موندن ، با خودم فکر میکردم چی در من خوب کار نمیکنه ؟ و بعد از یه مدتی مطمئن شدم چیزی بغیر از اون عوامل، دخیل هستند که نمیتونستم متوجه بشم و چند سال پیش که با موارد ذهنی آشنا شدم ،فهمیدم ذهن من برنامه نویس وجوده منه ،چندین بار هم اقدام به خریدن دوره هایی کردم که مرتبط بود با ذهن ،مثل هیپنوتراپی ،ان ال پی ،آلفا ،ولی اون چیزی که میخواستم نبودن و جوابی هم نگرفتم ،تا اینکه با این متد آشنا شدم‌،، قبلا باور داشتم که برای بدست آوردن‌ پول باید صبح تا شب ،سالها زحمت کشید ،تا در سنین پیری ،به پولی برسی ،نمیدونستم میزان پول من مرتبط با باورهای منه ،پس در خودم نمیدیدم که پولدار بشم ،اولا که فکر میکردم خانم ها نمیتونن پولدار بشن و فقط مردها باید پول در بیارن بدن به خانم ها ،یعنی این باورو در میارم ،وصله به یه باوره دیگه 😁 با داشتن اون حجم فرمول های منفی ،خودمو از ثروت بزرگ دور میدیدم ،گاهی فکر میکنم که من با داشتن اونهمه باورهای منفی ، بازم خوبه که خونه و ماشین و وسایل رفاهی خودمو دارم ،یعنی مسیر حرکت جهان بسمت رشده حتی زمانیکه ما داده های منفی هم‌ داشته باشیم بازم بسمت خواسته هامون برده میشیم ،پس وقتیکه ذهنیت های آلوده رو پاک کنیم راحتر به مسیر فراوانی برده میشیم،البته من یه باوری در درونم‌ داشتم ،که ،من باید راحت به خواسته هام برسم و دقت میکنم راحت به خواسته هام هم میرسم ،شاید دیر برسم ولی من براش تلاش خاصی نمیکنم،،در اصل وظیفه  باورها ثابت کردن خودشون به ما هستند،،ولی ما تنها چیزی که یاد نگرفتیم آشنایی با ذهن و عملکردهاش بود،الان هم که بعضی چیزارو به مادرم توضیح میدم ،یجوری بمن نگاه میکنه انگار من دارم به زبان آلمانی صحبت میکنم و متوجه نمیشه ،اونا  هنوزم به سبک خودشون زندگی میکنن،یعنی من اگر خودم نخواسته بودم و هدایت نمیشدم به این مسیر ،هنوزم باید با عقاید پدر ومادر و الگوهام زندگی‌ اسفناکیو دنبال میکردم ،خدارو شکر برای این اگاهی ها ،الان فهمیدم به هر آنچه میخواهم برسم اول آلودگی های اون قسمتو پاک کنم تا خود حقیقی و فطرتم بیاد به کمکم،،مثل امروز که مسئله ایو میخواستم برای خودم حل کنم ،بعد از صبحانه رفتم توی تراس نشستم و نیم ساعت خوب و جامع اون باورو شناسایش کردم و منطقی نقضش کردم ،وقتی خوب در موردش با خودم صحبت کردم برگشتم تو خونه ،،در مورد لاغری هم هر روز با خودم صحبت میکنم ،مثلا دیشب که دخترم از سرکارش اومد خونه و یه نایلون دستش بود ،گفت مامان بیا از این کیکا بخور ،خریدم،توش نوتلا داره ،منم بدون ابنکه بهش فکر کنم ،یدونه خوردم ،بعدش هی منفی بافم دعوام میکرد که چرا اول از خودت نپرسیدی آیا میل داری یا نداری؟ ،،چرا کیکو خوردی ؟ دیدم داره منو از اونور بوم میندازه و میخواد حال منو خراب کنه ،گفتم اتفاقا خوب کاری کردم دلم خواست خوردم ،نوش جونم ،اتفاقا دیروز درهای منزلمو تعویض میکردیم و از صبح نصاب داشتم و مشغول تمیز کاری بودم ،اونهمه انرژی مصرف کرده بودم ،خوردن یه کیک شکلاتی خوشمزه ،حق طبیعیه منه و کلی هم لذتشو بردم ،ولی قبلا با خودم دیالوگ های تخریب گرانه و سرزنش گرانه داشتم و تا میتونستم خودمو اذیت میکردم ،عمل به دانسته همینه ،که به موقع از آموزه ها استفاده کنیم و از زندگیمون لذت ببریم،،در دوران کودکی بمن گفته بودن که من شبیه نوه عمه پدرم هستم و مدام منو به اون اسم صدا میزدن ،اون دختر خانم ،یک شخص سیاه چهره و نازیبای چاقی بود که به نماد گنده بودن معروف بود و من بسیار عذاب میکشیدم که شبیه ایشون بودم و خجالت میکشیدم ،در عوض به خواهر بزرگتر من لقب دختر آمریکایی داده بودن ،چونکه خواهرم سفید پوست و بلوند بود ، و دقیقا من خودمو شکل اون دختر خانم میدیدم و سالهای سال اطرافیان من منو به همون لقب صدا میزدن و من هر چقدر مخالفت میکردم هیچ تاثیری نداشت ،،خدارو شکر میکنم که با ادامه دادنم در این مسیر ،به اطمینان قلبی بیشتر و محکمتری میرسم و هر چقدر این ایمان قویتر بشه و من خودمو لایق بدونم ،لاغر بودن رو طبیعی بدونم،حق خودم بدونم ،به هدفم نزدیکتر میشم ،،،،من علاقه زیادی دارم برای لاغر شدن اول بخاطر خودم و ترمیم احساساتم ،بخاطر سلامتی و آرامشم ،برای لذت بردن بیشتر از خودم،برای بالاتر رفتن اعتماد بنفسم ،بخاطر خرید آسانتر لباس هام،برای زیباتر شدن جسمم و دوست دارم یک خانم متناسب باشم چونکه فرزندانم در کنار مادر خوش اندام لذت بیشتری میبرن، نه اینکه فقط بخاطر بچه هام بخوام لاغر بشم ولی بچه هام هم لذت میبرن ،دوست دارم لاغر بشم چونکه در جمع آدم ها راحتر ارتباط بگیرم و اینها دلایل درجه دوم و سوم من هستن ولی برای خودم لذت بخشه که بتونم در مهمانی دوستم خوش تیپ وارد بشم بجای اینکه فقط بلوز شلوارهای  سیاه بپوشم‌ که چاقیمو قایم کنم ،دوست دارم لاغر باشم در کلاس رقصم و رها و شادتر باشم و مربی م هم لذت بیشتری ببره وووووقبلا هم بخاطر خودم دوست داشتم لاغر بشم هم بخاطر اطرافیانم که نشون بدم من اراده م قویه ،من پشتکار دارم و خودی نشون بدم یا دوست داشتم بواسطه هیکلم مورد محبت دیگران قرار بگیرم ولی در این دوره ها متوجه شدم که اولویت  اول و آخر باید خودم و لذت های خودم باشه و الان دیگران و نظراتشون مثل قبل برام مهم نیست ،هر چند هنوزم دوست دارم که در جمع ها با خیال راحت وارد بشم ولی متفاوت تر از قبل فکر و عمل میکنم،،،وظیفه باورهای ما ثابت کردن خودشون در زندگی ما هستند ،اگر من باور کنم حق منه لاغر باشم، اون باور منو در مسیرهای متناسب شدن خواهد گذاشت تا خودشو بمن ثابت کنه ،همونجوری که سالهای سال ،باوره * من مثل آب خوردن چاق میشم* رو بمن ثابت کرد بدون اینکه من کار سختی انجام بدم ،،،ما تایم های زیادیو برای لاغری صرف کردیم که در انتها هم جواب خاصی نگرفتیم ،حالا داریم تغییراتیو بوجود میاریم که اتفاقا لذت بخش هم هست ،بلخره برای رسیدن به هر خواسته ای ،بهایی باید پرداخت بشه،مثلا شخصی که میخواد دکتر بشه باید چندین سال دانشگاه بره بغیر از دوران دبستان تا دیپلمش ،حدودا بیست و چند سال درس میخونه ،پس زمان و وقت و پول و انرژی گذاشته ،حالا ما هم زمان،انرژی،پول،عشق و حال خوبمونو هزینه این هدف ارزشمند میکنیم و یه عمر لذتشو میبریم ،لذت هاش که بیشتر از رنج هاشه ،اصلا رنجی نداره ،،،،من از بدنیا اومدنم تپل بودم و از ۱۰ سالگی تا ۴۴ سالگی رنج بینهایت از چاق بودنم و پروسه رژیم هام، بردم ،حالا ۲ سال هم  که در راه لاغر شدنم باشم چیز خاصی نیست ،تازه تو این مسیر حالم خوبه ۲سایز هم کم کردم ،تو اون مسیر فقط درد و رنج بود و در انتها شکست پشت شکست ،،،اینجا ما ماهیگیری یاد میگیریم ،،،انقدر از دوران کودکی شنیدم که پاها و بازوی  من و خواهرم به عمه م رفته که الان هر چی میخوام بپذیرم که اون تفکرات اشتباه بوده ،هنوز نتونستم موفق بشم ،من باور کردم بعضی از قسمت های بدنم شبیه عمه م است ،حالا باید وقت صرف کنم و اونهارو نقض کنم تا بتونم به مسیرهای جدید هدایت بشم ،،،منم میخوام فقط شبیه خودم باشم ،،،،من دختر سوم خانواده بودم که بعد از ۲ تا خواهر بسیار لاغر بقول مادرم ۸۰۰ گرم بودن ،بدنیا اومدم و مادرم فکر میکرده خواهرام از لاغری زنده نمیمونن و وقتی من ۴کیلو نیم بدنیا اومدم ،یه عالمه حال پدر و مادرم خوب شده و احساس غرور کردن که من تپل بودم و سالها خواهرامو سرزنش میکردن که فریده رو ببینید چقدر حرف گوش کنه و هر چی ما بهش میدیم میخوره،همیشه هم سالمه و اصلا هم دفترچه بیمه ش پر نشده ، و من از همون موقع ها تشویق شدم برای چاقی و احساس قدرت میکردم ،و یکی از مواردی که الان یادم اومد ،اینکه من تا ۴ سالگیم شیر مادرمو میخوردم و پدرم اجازه نمیداده منو از شیر بگیرن ،انگار منم خیلی وابسته بودم به شیر مادرم،یادمه کودکستانمون نزدیک منزلمون بود با خواهرم میرفتیم،زنگ تفریح میرفتم خونمون  یکمی شیر مادرمو  میخوردم و دوباره میرفتم و یکی از دلایل درشت بودن استخون بندی و قوی بودن منو ،زیاد شیر مادر خوردن میدونستن ،هر چند من از ۱۴ یا ۱۵ سالگی متوجه شدم قوای بدنی قوی ندارم و بدنم تو ورزش ها ،زود خسته میشد و بعد از ورزش بدنم به استراحت نیاز داشت و الان هم که ورزش میکنم بعدش به استراحت نیاز دارم ،البته قبلا دیرتر کم انرژی میشدم و انگار بدنم به ورزش های سخت عادت داشت و مجبور بود انجام بده ،،،عبارت تاکیدی که با باورهای ما مغایرت داشته باشه،گفتنش هیچ فایده ای نداره ولی ولی برای ما که در دوره ها هستیم و داریم یاد میگیریم،باورسازی های جدید داریم و موانعو شناسایی میکنیم ،گفتن جمله(  لاغر شدن آسانترین  کار دنیاست )بسیار مفیده ،چرا ؟ چون زمانیکه در دوره نباشیم و این جمله رو تکرار کنیم ،باورهای ریشه ای ما ،یک صدا با هم با ما مخالفت میکنن و میگن اگر آسان است چرا تو چاقی؟ و ما جوابی نداریم که بدیم ،پس جواب معکوس میگیریم و بعد از یه مدت سرخورده میشیم، ولی زمانیکه در دوره هستیم و میگیم لاغر شدن آسونترین کار دنیاست براش دلیل میاریم  ،میگیم آسونه چونکه من در حال ساختن فرمول های لاغر کننده هستم ،چونکه من موانع ذهنیمو شناسایی کردم ،چونکه من موانعو نقض کردم ،چونکه من به توانایی های خودم آگاه شدم ،چونکه من به قدرت های پنهانم اگاه شدم ،برای اینکه من لایق لاغر شدن هستم ،چونکه خداوند منو متناسب آفرید من با افکارم خرابش کردم ،چونکه من اشرف مخلوقاتم و میتونم انتخاب کنم که چجوری زندگی کنم وووووو  و گفتن این دلایل ذهن منطقی منو قانع میکنه که آره لاغر شدن آسونترین کار دنیاست و این در جملات تاکیدی ثروت ،سلامتی و همه جنبه میتونه اثر گذار باشه ،به نحوی که توضیح دادم ،،پس صرفا گفتن ۱۰۰۰بار تکرار یک جمله ی بدون منطق و آگاهی هیچ اثری نداره و من یکی از افرادی بودم که بشدت جملات تاکیدی تکرار کردم و جوابی نگرفتم ،حالا بعضی از اساتید مطرح ایرانو میبینم که توی تمریناتشون مرتب به گفتن جملات تاکیدی اصرار دارن ولی راه درستشو نمیگن ،،،جریان این جملات تاکیدیو پارسال یکی از اساتیدم برام توضیح داد و بهم گفت اگر میخوایی جمله ایو بگی با آگاهی و دلیل به خودت بگو که حس خوب بهت بده و باورسازیتو قوی کنه  و من دیگه ۱۰۰۰بار جمله ایو تکرار نکردم ،،، ممنونم برای این باورسازی های قوی و خوشحالم که من جزء هدایت شدگان هستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 32 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ملکه عشق
        ۱۴۰۰/۰۹/۲۹ ۲۱:۳۰
        مدت عضویت: 2139 روز
        امتیاز کاربر: 11113 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 201 کلمه

        سلام و درود بر فریده عزیزم چقدر این فایل را خوب و کامل و جامع و البته عامیانه توضیح دادین وقتی نوشته شما را خوندم که وقتی در مورد آموزش ذهنی به مادرتون توضیح میدین انگار آلمانی صحبت می کنم خیلی خندیدم 😄و یاد خودم افتادم که سالها تلاش میکردم با شوق و ذوق برای نزدیکانم توضیح بدهم و تو باغ نبودند و در مورد خود تخریبی هم خیلی عالی توضیح دادین یعنی متوجه احساستون بودین و یه جایی برای اینکه رفتار خودتون را تأیید کنید که قدرت را به دست بگیرید به منفی باف گفتین دلم خواسته خوردم با لذت هم خوردم من هم سالهای بسیاری خودم را قضاوت کردم و تخریب کردم چون بهم یاد دادند اولویت زندگی من راضی کردن دیگرانه و بارها حتی خواستم از مادرم در مقابل خاله یا مامان بزرگم دفاع کنم و همانجا از طریق خود مادرم روبروی اونها تحقیر و سرزنش شدم و به هر حال رنجهای من شد گنج های من و فریاد از عمق جان که تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم .

        خوشحالم که هم مسیر هم هستیم و البته در راه مستقیم و پرنعمت که خداوند هدایتمون کرده است 

        عالیترینهای الهی پیش روی ماهتون ✨🦋

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار ainakaveh@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۳/۱۵ ۱۷:۰۲
        مدت عضویت: 2078 روز
        امتیاز کاربر: 77954 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 156 کلمه

        با سلام فریده عزیز

        خیلی عالی نوشتید.من همیشه نوشته هاتون رو با لذت دنبال میکنم.وخیلیهاش گویا حرفهای خودم باشه.مثل اینکه نوشتید خوبه حالا با اون افکار ما در شرایط فعلی هستیم.واقعا خدایا شکرت.🙏🙏🙏

        واینم از لطف بیکران خداوند مهربان است وبس  .

        والان که در مسیر هدایت هستیم باید انتظارمون بیش از این حرفها باشه وبا استمرار وتداوم در این سایت وباور به رسیدن به آرزوهاپیش بریم.

        درضمن واقعا از اینکه شما رو در لایو دیدم بسیار خوشحال شدم.راستش وقتی یکی پیام داد که حاضر است در لایو شرکت کند یه احساسی بهم میگفت که اون شخص شما هستید وبالاخره شما رو می بینم.وباورتون نمیشه وقتی اومدید چند لحظه اول که از هیجان بوجد اومده بودم از اینکه احساسم چقدر درست حدس زده بود…واقعا از دیدنتون خوشحال شدم ومتوجه شدم همونطوری که حدس زدم هستید خونگرم ومهربان ..‌‌..وصمیمانه بهتون تبریک میگویم بخاطر این همه درک درست ورسیدن به هدفهاتون…براتون آرزومند بهترینها هستم .

        همواره در پناه خداوند شاد وسلامت وکامیاب باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار faridehhasani5455
          ۱۴۰۰/۰۳/۱۶ ۰۲:۵۸
          مدت عضویت: 2527 روز
          امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 214 کلمه

          سلام دوست عزیز

          خدارو شکر میکنم که با  خوندن کامنت های دوستان ،باورهای قویتری در ما شکل میگیره ،منم از خوندن نظرات شما و دوستانم لذت میبرم و استفاده میکنم در جهت بهبودسازی درونیم ، سپاسگذار این همه انرژی عالی از دوستانم هستم 🥰 من مطمئنم  اومدن من تو اون لایو ،یجور هدایت خداوند بود ،اون انرژی که در  من تو شرایط نامناسب ایجاد شد که اجازه نداد حتی فکر کنم ،فقط انگشتم رفت روی کلید رکوئیست و استاد هم بسرعت جواب دادن و ارتباط برقرار شد ،من فکر میکردم یه چند دقیقه ای طول میکشه که وصل بشم و من فرصت خواهم داشت ،موقعیتمو استیبل کنم ولی نشد 😊 و انگار اون جملاتی که ادا میکردم یک نوار ضبط شده ای بود که بدون دخالت من در من روشن شد ،وقتی ارتباطم قطع شد با لایو ،تازه به خودم اومدم و انگار چیز زیادی یادم نبود از گفته هام ،بعدا نگاه کردم ،دیدم چقدر حرف زدم 😊 ولی همشون از حسم و درونم بود  ،من هر روز ساعتها به همون شکل با خودم صحبت میکنم و از آگاهی های درونم لذت میبرم و خدارو شکر میکنم که اون صحبتها ،به دل دوستان همراهم نشسته 

          ممنونم عزیزم برای انرژی خوبت ،منم خوشحالم در کنار شما خوبان ،هم قدم هستم 🥰 

          براتون بهترین های خداوندو آرزو دارم 🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار ainakaveh@gmail.com
            ۱۴۰۰/۰۳/۱۷ ۱۸:۲۸
            مدت عضویت: 2078 روز
            امتیاز کاربر: 77954 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            همیاری
            محتوای دیدگاه: 94 کلمه

            با سلام

            واقعا براتون بسیار خوشحالم که اونتقدر باذهنتون کار کردید وفرمولهای درست رو بهش دادید که دیگه براش بحالت روتین دراومده وبصورت مطالب ضبط شده البته صحیح به مغز فرمان میده….واقعا بهتون تبریک میگم..وبصورت جدی عرض میکنم که من ازتون الگو میگیرم وبارها به نوشته هاتون مراجعه میکنم که ببینم بعد چند وقت به نتیجه رسیدید ویا در مورد فلان فلایل نگرشتون چیه…براتون آرزومند تناسب اندام دلخواه…ورسیدن به آرزوهاتون هستم.وبسیار خوشحالم که دوستان نازنینی البته بصورت مجازی در این سایت پیدا کردم.

            به امید موفقیت برای تمامی دوستان در سایت وبا تشکر ویژه از استاد

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار faridehhasani5455
              ۱۴۰۰/۰۳/۱۷ ۲۱:۲۵
              مدت عضویت: 2527 روز
              امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

              نشان های دریافت شده

              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 51 کلمه

              سلام دوست عزیز

              خوشحالم از انتقال انرژی دوستانم ،واقعا ما دوستانیکه اینجا هستیم و با هم تعامل داریم از معدود انسان های ۱ درصدی جهان هستیم که دلمون خواسته متفاوت فکر ،عمل و نتیجه بگیریم ،به خودمون افتخار میکنم و لذت میبرم از بودن در کنار همسفرهای خاص 

              موفقتر باشی دوست همراهم 🌹 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ★ ★ ★ ★ ★
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار ملکه عشق
                ۱۴۰۰/۱۰/۰۱ ۱۴:۲۴
                مدت عضویت: 2139 روز
                امتیاز کاربر: 11113 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

                نشان های دریافت شده

                نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
                نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
                محتوای دیدگاه: 60 کلمه

                🤩وااای فریده عزیزم چقدر عالی و این ۱درصدی چه انرژی داشت و منو یاد قران کریم انداخت اکثرهم لایعقلون و سالها ما هم تعقل نمی کردیم الهی شکر که انتخاب شدیم و چقدر وجودم گسترده میشه که با چنین دوستانی تعامل دارم که هیچ شناخت بیرونی نسبت به آنها ندارم ولی روحم آنها را می شناسد …

                روزگار مملو برکت جانا✨🦋❄️

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                ★ ★ ★ ★ ★
                ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  آواتار فریده حسنی
                  ۱۴۰۰/۱۰/۰۲ ۲۰:۴۱
                  مدت عضویت: 2527 روز
                  امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

                  نشان های دریافت شده

                  نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
                  نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
                  نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
                  همیاری
                  محتوای دیدگاه: 121 کلمه

                  بودن ما در این سایت بی دلیل نیست ، محاله جهان هستی افراد غیر همفرکانسو به مدت طولانی در کنار همدیگه قرار بده ،وجه اشتراک و علایق ما تقریبا در یک مدار و مسیره 

                  منم خوشحالم با دوستان متفاوتی هم قدم هستم و به این راه افتخار میکنم ،ما دقیقا ۱درصدی های جهان هستیم که خواستیم مثل قبل زندگی نکنیم و تصمیم گرفتیم ورژن با ایمانمون رو فعال کنیم بجای اینکه نق بزنیم و شکایت کنیم ،ما خواستیم و جهان دست به کار شد برای رسوندنمون به هدف هامون 

                  ما یک قدم برداشتیم جهان ۱۰۰ قدم برداشت ،فقط کافیه به جهان اعتماد کنیم از بهترین مسیرها مارو میرسونه البته که اول باید اعتقادشو بسازیم بعد هدایت میشیم

                  براتون هر لحظه هدایت های خداوندو آرزومندم

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                  ★ ★ ★ ★ ★
                  ثبت امتیاز
                  امتیاز: 0 از 0 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۴ ۰۳:۲۵
      مدت عضویت: 2399 روز
      امتیاز کاربر: 22226 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 56 کلمه

      با سلام موانع ذهنی خیلی خوبه که بجای اینکه دنبال راهکار باشیم موانع را شناسایی کنیم و بعد خود به خود به هدف می رسیم من خودم هستم یک من که منحصر به فرد هست چون وجود من در روح و جسمم ثابت می شود و روح بسیار قوی تر و مهم تر از جسم است 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۸ ۲۳:۳۷
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 1,097 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۴۹‌منم اول لاغری با ذهنو شروع کردم وحالا ۹ ماه میگدره والانم یکماهه که خیاطی شروع کردم وهر دو رو با اشتیاق ادامه میدماگه سر گیجه بذاره که ی نفس بکشیم خیلی سخته ولی امکان پذیره من میخوام خیاطی ادامه بدم چون دوست دارم که شغل اینده ام بشه ‌وبتونم امران معاش کنم وازادی مالی پیدا کنموومیخوام که باور کنم که میتونم خیاطی رو یاد بگیرم وعلاقه دارم ومیخوام زندگی بهتری رو برای خودم رقم بزنم‌به امید خدا ومن باور میکنم که هم میتونم در لاغری با ذهن موفق بشم وهم در خیاطی ودوست دارم مثل اون ادمهایی بشم که زود پیشرفت میکنن وبه هدفشون میرسن گام اول اینکه من میتونم متناسب بشم وگام دوم علاقه واستمراره وباقیش میشه تجربه کردن ویادگیری تمرینها ومواردیکه گفته میشه ونکته مهم اینکه برای خودمون به نتیجه برسیموومن چون یهو چاق شدم موقعیتی برای اطرافیان پیش نیومد که سرزنش کنن ودوست دارم لاغر بشم والویت اولمم خودمم هم برای لاغری هم برای خیاطی ودهن نمیتونه بپذیره که بر اساس هدف دیگران برای تو کاری کنهدکلا ذهن این چیزا رو نمیفهمهووبخوای به نتیجه برسی در زندگیت بخاطر دیگرانوپس لاعری با دهن خیلی مهمه که هدفمون خودمون باشیموواگهددر ذهنمون حتی یک در صد هم دوست داشته باشی که لاغر بشی که جلوی بقیه کم نیاری خدا رو شکر من این مشکل ندارم من چاق شدم ۲۰‌کیلو اضافه وزن داشتم تیروئیدم اومد بیشترش کرد کمر درد پا دردم داستم فقط وقتیکه زیاد سر پا میموندم یا راه میرفتم من سعی میکنم که استمرار داشته باشم که به این خود باوری برسم که من میتونم لاغر بشم من میتونم ی خیاط ماهر واستاد بشم واصلا توجه به شرایط فعلیم نمیکنم که چقد اضافه وزن دارم حالا چقد طول میکشه که من متناسب بشم فقط کافیه لاغری با ذهن ویاد بگیرم تغییرات خودش شروع میشه وبه جسمم میرسه نگران نباشیم چون لاغری مال ماست حق ماست منکه تو این مسیرم نرسم پس اونیکه نمیدونه لاغری با دهن‌چیه برسه من متناسب بشم ومنیکه ۱۸ ساله که چاق شدم حالا یکسال خیلی زمانی نیست که برای لاغر شدن حالا یکم بیشتر کمتر توفیقی نداره هدف مهمه که مال منهدوباید برای خودمون ارزش قایل بشیم وهمیشه برای دیگران کار کرویم ی زمانی رو هم برای خودمون بذاریم تا نه تنها به لاعری بلکن به سلامتی ثروت ارامش احساس خود درک کردن پیغام سیری وگرسنگی و…برسیم اینا ارزش نداره که ی زمانی رو براش صرف کنیم خیلی برای من بارزشه انقدر که نمیتونم ی قیمتی روش بذارم وممنونم از استادم وخداوند که نتیجه تلاش خودشونو برای من گذاشته ممنونم استاد پس با خودباوری وایمان اموزش میبینیم وحرکت میکنیم تا به نتیجه فوق العاده برسیم ایشالا بخش دوم منم به این باور رسیدم که وقتی موانع برداریم حالا در هر زمینه ای شرایط برامون مهیا میشه اگه بخوایم لاغر بشیم باید موانع در این زمینه از سر راهمون برداریم اگه بخوایم ثروتمند بشیم سلامت بشیم روبط عالی داشته باشیم باید موانع مربوط اون برداریم ودلیل اینکه الان ثروت نداریم اینکه ی مانعهایی وجود داره وما باید اونو برداریم اما بلد نیستیم وامیدوارم که استاد بهمون البته به من یاد بده ومنم شخصی رو میشناختم که این موضوع مال ۳۰ سال پیشه که ثروت داشت ولی بلد نبود خرج کنه واستفاده کنه چون خسیس بود ودر ضمن بیمار هم بود پنج شنبه که میشد حالا بعضی وقتا ۱۰۰تومن برمیداشت تا ببره امامزاده بلکن حاجتش خدا بده منم دارم سعی میکنم که موانع بیماری وثروت بردارم حالا نمیدونم چقدر موفقم همیشه ربا خودم میگم به به چه طعمی داره سلامتی به به چه لدتی داره ثروتمند بودن سلامتی حق منه مال منه این درستکه من سلامت باشم این درستکه من ثروتمند باشم این طبیعیه که من ثروتمند باشم سلامت باشم این طبیعیه که من شفا بگیرم این طبیعیه که من سرگیجه نداشته باشم خداوند منو سالم افریده واینارو که میگم حالم بهتر میشه ارامش میگیرم احسایم خوب میشه منم میدونم که بیماری من فقط فرمولهای اشتباه دهنی وسعی میکنم جایگزین کنم با فرمولهای صحیحچون خیلی کارها کردم برای بیماریم اما درست نشد از انواع دکتر رفتن مشاوره وتپینگ و..ولی نتیجه ماندگار نداشت فقط باید از طریق ذهن درمان بشم ایشالا در لاغری هم همین طوره وقتی موانع برداشته بشن ما لاغر میشیم با تمرین نوشتن فایل گوش دادن درک کرون و..ویکی دیگه از موانع اینکه ما فکر میکنیم شبیه یکی از اقوام هستیم حالا پدر مادر خاله عمو وهرکس دیگه منم فکر میکنم شبیه پدرم هستم از نطر چاقی نه از نظر قیافه واخلاقپدر من تقریبا ده ماه پیش بیمار شد ومن ۹ ماه پیش بیمار شدم وسرگیجه گرفتم وفکر میکنم که این بیماری بخاطر اینکه من خودمو شبیه پدرم میدونم شده وقتی الگو نا مناسب داشته باشیم در ذهنمون وذهن انسان دهن نداره وهمین دهنیکه در کودکی در ما بوده الانم هست اینده هم هست تغییر نمیکنه وقتی الگو نا مناسب در دهنمون بتشه ما خیلی سریعتر از اون به اون شرایط میرسیم الگو ذهنی ما هر چی باشه مهم نیست مهم اینکه ما تصمیم بگیریم که اگاهانه باورهای زندگیمونو عوص کنیم تصویرهای ذهنی متفاوتی از خودمون بسازیم وباور کنیم که ما میتونیم شرایط متفاوتی داشته باشیم ذهن ما زمان نمیشناسه سن نمیشناسه وقتی برنامه صحیح به مغزمون بدیم اصلا مهم نیست سنت چقدره وقتی برنامه صحیح بدیم کار انجام میشه بدون در نظر گرفتن سن جسمت از اونجاییکه ذهن سن نمیشناسه وما به خودمون میگیم من دارم پیر میشم این بدر وباور در ذهنمون میکاریم ومیبینی اون فرد دیکه پیری رو در ۷۰ یا ۸۰ سالگی تجربه کرده پیری رو در سن ۴۰ سالگی به اندازه فرد ۷۹ ساله افت بدنی مواجه میشه وچون خودمون میگیم من دارم پیر میشم ذهن به سنت کار نداره به تصویر پیری که در دهنت هست پایبنده وتو رو به اون شرایط میرسونه ودر هر زمینه سن مطرخ نیست وبه این فکر نکن که از سنم گذشته وقتی دهنتو درست برنامه ریزی کنی نتیجه ایکه برای دیگران در عرص ۲۰سال رقم خورده برای ما در عرض دوسال رقم میخوره وما پیشرفت میکنیم واگه فکر کنی من شبیه پدرم عموم خالهامو…هستم اینا ی مشت حرف بیهوده وباطل که فقط ذهنو بیمار میکنه ونمیذاره تو موفق بشی ومن شبیه هیچ کس نیستم شبیه پدرمم نیستم ونمیخوام باشم میخوام ی فرزانه جدیدی باشم وشبیه هیچ کس در زندگیت نباش اینا فکر مخربه نمیذاره تو لاغر بشی ذهنت کار به پدر ومادر عمو عمه نداره تصویر ذهنی از اونهاست که عمل میکنهدوقتی تصویرهای ذهنی عوص بشه همه چیز عوض میشه والان منم شبیه کسی نیستم من باور میکنم که زندگیمو خودم میسازم وشرایط جسمیممو خودم میسازم وکاری ندارم که پدرم کی بود ومادرم کی بود ژنتیک‌چی میکه هر چیزی رو باور کنی برات همون میشه وبه علمم کاری نداشته باش علم نمیتونه مارولاعر کنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم