مقصر کردن دیگران برای شرایط و اتفاقات روزمره در زندگی یکی از پرکاربردترین عادتهای انسانها میباشد.
در هر شرایط و موقعیتی باشید سادهترین و در دسترسترین طریقه نگرش در مغز این است که فرد یا گروه یا هر چیز دیگری را مقصر زندگی خود در آن شرایط بدانید.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 110 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام به همگی
من خیلی وقته که هر موقع اتفاقی برام میوفته خودم رو مقصر میدونم ولی این جوری میگم خوب آره این اتفاق افتاد من چون نگران بودم این وارد زندگی من شد ولی خوب فلانی هم مقصره که …..
همین باعث شده موفق نشم چرا چون دارم دور میزنم یا دارم خودم رو گول میزنم و باز هم دیگران رو مقصر میدونم ولی امروز یه اتفاق نارحت کننده برام افتاد اول سعی کردم حالمو خوب کنم بعد گفتم من با نگرانیهام این و وارد زندگیم کردم ولی خدا رو شکر که من فهمیدم اینجا مشکل دارم و اگر متوجه نمیشدم خیلی بدتر میشد و تقریبا تونستم دو ساعته حالم و خوب کنم ولی هنوز هم باید این زمان کمتر بشه و اینکه دیگران در زندگی من نقشی ندارند بازیگر این زندگی من هستم و موفق هم میشوم خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده ومهربان
سلام براستادعطا روشن وهمه ودوستان هم مسیر
هدف منز ندگی بهتر کردن هست این رمز زندگی من هست برای دریافت هدفم هم پوشانی خوبی با هم داره
وفتی تودوره ورد به سرزمین بالاغرها این صحیت رو برای باره اول شنیدن کلی تعجب کردم اخه به چه شکل میشه این شرایط رو ایجادکرد ولی حال من توهمون شرایط که تصور نبود ایحاد بشه دارم زندگی می کنم وتفاوت این دومدل زندگی انقدربرام باور پزیز شده که بعضی زمان تجربه های اون همه سال ازیادم میره این بخش،رو طبیعی زندگی تصور میکنم وفتی با فردی روربر میشمکه داره توهمون شرایط سابق من که خیلی زمان نیست من تواون شرایط نیستم اون فرد رو مبینم تازه بزرگی کارم برام به شده واضح میشه ازچه شرایطی به چه شرایطی رسبدم وانقدرشور شوق عشق به مسیرم و هدفم برام پر رنک میشه که اروز میکنم بی لحظه همون شرایط ،سابق رو اصلا نداشته باشم جه برسه بشه زندگی من اصلا اصلا دیگه مایل نیستم تواون شرایط خودم بینم دنیای متقاوت ازفبل رو دارم درک لمس حس زندگی میکنم که ارزش خودم بی حدمیدونم وازخالق مهربانم که این شرایط برای من ایجاد کرد هدایت و حمایت کرد کمک بی حداندازه کرد. که من تواین یهشت زمین خودم بینم وانتظار بهشت اون دنیار رو نکشم همین زمان تو بهشتی با ارامش خودم بینم که از توجه ودرخواست وازسالهای خودم درپناه خدا عزیزم بودن روبیشترحس وارتباط با خدایی عزیزم برام زمانهای رو می سازه که ازهرتجربه اون حال دلم بی نهایت خوب هست واحساسم توزمان بیشتری توحس خوب دور مزنه زمانی هست که بخش منفی میاد قدرت نمایی کنه وازطریق اموزش های که دیدم فوری اون مهار کرده واز اون بخش خودم خارج میکنم زمان مسیرفبلی هرچی تلاش داشتمکه یی بخشی ازاینمروها رومتوقف کنم اصلا امکان نداشت چتان پشت هم بود که از حس کمی بد به حس بی نهایت بد میرسید واین زمانمقصرم خودم بودم جون بلد نبود به چه شکل کنترال کنم اون رنجیرمیداد من تحویل گرفته ادامه میدام ویی زمانی به خودم می امدم که شاید چند روز درگیراین حس بود درنتیحه گل دریافت همهی حس بد اطرافم هم اونبیشتر میکرد و تشدید این احساس متوقف نمشید تا یی مهمانی بیاد یی مسیله تازه از بیرون وارد زندگی من بشه وفضایی ذهنی منکمی تغییر کنه وبتوانم کمی خودم رو کنترال کنم واین زمان میبرد و اینحالت رو برام دوست داشتنی نبود وبه شکرخدایی عزیریزم دیگه به واون شکل نیست جون کنترال این بخش رو به مرو دارم یاد میگرم وتوبخشهای واقعا موفق بودم ولی توبخشهای هنوزاون موفقعیت نیست که طی زمان انها هم به موفقعیت میرسه چون فرمول یادگرفتم قانونش اموزش دیدم با تکرار توبخش تناسب وسلامتی وارتباط موفقعیت داشتم اون خیلی خوب طبق این قانونه اون توهرجای بلدشدمکه تو بخش ازتباط از کودم بخش تو بخش استقال مالی از کودم بخش این قانون پیروی کنم واون بخش رو با اون قانون مطابقت میدم برای دریافت هدفی دیگه توجنبه دیگه زندگی خودم این هنر این مسبر هست که ساله های زیادی درپی این هنر بودم دوست داشتم هنر زندگی خوب تو جندجنبه زندگی رو بلدش باشم وافرادی که این هنر داشتن رو تحسین میکردمکه هنر با شکوهی دادن هرحنبه زندگی انها تو حال رشت و پیشرفت هست و زندگی راحتی از نگاه من دارن ومن،اون به شکلی که تو افکار داشته باشمنمیدیدم وبه شکرخدا دانش این مسیر طی این مدت کوتاه به من رسید کاری که ۵۶ سال درپی اون بود تواین مدت با ۱۹ ماه من دوره رایگان تواین زمانم حساب نمی کنم جون اگاهی اون بخش پراکندی داشت برای من ولی دورها بهش نظم مشخصی داد و درک بهتر دارم اززمان شروع دوره دور به سرزمین لاغرها حساب میکنمکه ۲۰ فرودرین ۱۴۰۲بود برای اینمدت این همه تغیبربرای من یعنی شکفتی وصف ناشدنی شاید سالهای زیادی باید تو چندین کلاس با جندین استاد کار میکردم به اینمیزانامکانموفقیت درمن ایحادبشه اون شاید کاری که خدایی عزیزم برای من انجام داد جهش سرعتی دراموزش بود ورشت وکسترش در ذهنمدبی اندازه هست از این زشت وکسترش داره متوجه کلی افکار دست نیافتی برای من هست با تحصیلات من واین همه اکاهی درست تو سطح بالا باور پزیز نیست که به درک به این بزرگی از کارم رسیدم پس برای ذهن وتغییر اون من فبول دارم
واموزش های استاد عطار روشنکه عالتزین بخش اینمسیر هست استاد دست مریضا واقعا دست مریضا من به و شاکردی شما افتخارمیکنم این با تمام سلولهای فلبم ابراز میکنم تحصیلات اصلا کاری نیست مهم اون تحولی هست که خوداون فرد نیاز به داشتن درخودش حس کنه به اجبار هم نمیشه بایدکاملا تسلیم شده خودش رو بینه و دیگه که چاره جز،این مسیر در خودش نبینه این تحول از خدا درخواست کنه به شکلی که دیگه هیج راه چاره نیست اون زمان دیگه هیج،بهانه و هیچ مانع فبول نکنه مقصر کل بخش فبلی تو هرجنبه فرقی نداره اگه میخوادتواون جنبه رشت کنه خودشو بدونه اون زمان با فبول این مسئولیت تازه کار شروع میشه واون اغاز با ادامه دادن واستمرار داشتن نتیجه عالی رو به اون فرد میده برای من که این شکل بود من کل زندگی اگه تو هربخش اون موفقعیت واقعی رو نداشتم فبول کردم که مسیولیت با خودم بود وهست وحالا انقدرتواین مسیر تعهد دادم که به خودم ثابت کردم تو مسیر جدید اگه کل مسیر بازم تعهد بدم و اجرا کنم اون شگفتی باورنکردنی اتقاف می افته که افتاده ودراه رشت وکسترش هرروز رو خودم حس میکنم قشنگی این دوره این هست اویل نیاز به تشویق شدن بسار زیاد هست ولی ازیی زمانی خود کفایی خودش رونشون میده ودیکه به واون حد نیازبه تشویف نداریم ولی یی زمانی به بعد تشویق مخصوصی خودت میشه
باره خودم تشویق میکنمکه چه مکانی هستم چه دریافتی رو دارمجقدرتغیبرات عالی رو دارم وهی افرینهای پشت هم به خودم میگم واز این کاری لذتی بی حد رو کسب میکنم ومسیرم برام بی حد دلنشین میشه واون کیف مسیرکه استاد هی تاکید دارن اون بهش،بهای بیشتربدیم تا فقط لاغرشدن رو دارم وزنم به شکرخدا ارام ارام داره کم میشه روز گذشته خواهر منزل من بود اونتاکید که چند گیلو لاغر شدی براش،باوره سخت بود مناصلا از میران وزنی کمشده اطلاع ندارم اون تو صحبتهاش گفت وفتی که خوب لاغری شدی اون زمان میفهمی جندکیلو کمکردی بهش گفتم نه اون زمان اجازه ندارم خودم وزن کنم با نعجب گفت اخه چطورمن این شکلی رو ندیده بودم ولی برای من اصلا مهم نیست ۶۵ کلیو کمکنم۱۰ گلیو کم کنم مهم این حال خوبش هست که دارم
خدایا ازت بی نهایت تشکر دارم وسپاس گزار هستم که حال روحی امروزم عالی هست هر روز زمان این حال هوا بیشتر هست وبعضی روزها انقدردلنشین هست که اون روز برام زمانی بلند مدتی حساب میشه جون ازهرلحظه اون روز لذت پشتر هست خدایا شکرت که تواین حال هوام هستم این حال هوا قسمت همه بندگانت و تمام دوستان سایت هم بشه امین یا رب العالمین
خدا پشت و پناهتوت یا حق. حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استاد عطا روشن
قبل از هر سخنی اگر همه ما مسولیت کارها و رفتارها و شرایطی که در اون هستیم رو به عهده میگرفتیم قطعا دنیای بهتر و زیباتری داشتیم
بچه هایی که در سایت هستن معنی صحبتهای استاد رو قشنگ متوجه میشن ولی متاسفانه افرادی که به آگاهی نرسیدن سخت بتونن باور کننن
چرا اینو میگم چون یاد خاطره ای افتادم چند وقت پیش ماه صفر بود و دوستم بهم زنگ زد که بد شانسی آوردم وخیلی هم ناراحت بود که شانس ندارم و هروی اتفاق بد هست برا من میفته و خدا کنه زودتر این ماه نحس تموم بشه وقتی ازش موضوع رو سوال کردم گفت که رفتم با ماشین جایی و دزد شیشه ماشینم رو شکسته و کیف پول و مدارک منو دزدیده و من الان خیلی گرفتار شدم من بهش گفتم ببین کیفت کجا بوده گفت روی صندلی جلو گذاشتم و پیاده شدم و در ماشین قفل کردم و رفتم من بهش گفتم خب تو مقصر اصلی هستی چرا به ماه و خدا دزد بد بیراه میگی کدوم انسان عاقلی کیف پر پول و مدارک رو میزارع جلوی داشبورد و میره خیلی ناراحت شد گفت نه ربطی ندارع من شانسم بد هست خلاصه قبول نکرد و هزارتا دلیل آورد که من بد شانس هستم و خدا منو نمیبینه این خاطره نوشتم که بگم نگرش افراد تا چه حدی میتونه تو زندگی آنها دخیل باشه
یعنی دقیقا انتظار من از زندگی همونی هست که فکر من میگذره ونگرشم به اون موضوع باعث تبت شرایط خوب یا بد در زندگی میشه
یادمه از قدیم میکفتن زندگی آسون بگیری همون میشه و اگر زندگی سخت بگیری همون میشه شاید اشاره ای هم به همین موضوع بوده که به هرچی که فکر کنیم و احساس خوب یا بد داشتن زندگی مون میسازه
خوشبختی و حال خوب برای هرکسی یه مفهومی داره واینم باز بر اثاث همون نگرش افراد هست
به نظر من خوشبختی وحال خوب در لحظه لحظه زندگی نهفته است فقط بیاد بلد باشی و پیداش کنی
یه حکایت شنیده بودم در مورد مادری که دخترش داشت توی آشپزخونه ظرفهارو میشست یکدفعه یه لیوان از دست دختر به زمین میفته و میشکنه
مادر سریع میاد تو آشپزخونه و خدارو شکر میکنه دخترش ازش میپرسه چرا خدارو شکر کردی در صورتی که الان باید عصبانی بشی و بامن دعوا کنی
مادر ش میگه خدارو شکر کردم برای این که اولا دختر سالمی دارم که میتونه با دستهاش ظرف بشوره و داره نفس میکشه وبعد هم برای این که اگر برای خودت اتفاق بدی میفتاد دیگه شکستن این لیوان اصلا به چشم نمیومد. پس نگرش های افراد میتونه همین قدر ب زندگی متفاوت باشه
در حالی که ای مادر میتونست با عصبانیت و دعوا و بی عرضه بودن دخترش و پای خدارو وسط کشیدن و مقصر پیدا کردن کلا ماجرا رو تغییر بده
همه ما برای کارهای اشتباه دنبال مقصر هستیم چون میخواهیم خودمون رو تبرعه کنیم و این کار و این رفتار در چاقی هم برای ما افراد چاق صدق میکرد که بدنبال مقصر بودیم در حالی که اصلا نمیخاستیم خودمون رو تغییر بدیم و باورهامون رو پاک کنیم وازراه درست به مشکلات خودمون نکاه کنیم
ولی وقتی به آگاهی رسیدیم توانستیم به این حقیقت دست پیدا کنیم و افکار غلط رو پاک کنیم ومسولیت رو به عهده بگیریم من از زمانی که ورود به این سرزمین آگاهی کردم تو خیلی موارد تونستم خودم رو مقصر بدونم و دیدم که چقدر قشنگ تونستم اون اتفاق رو مدیریت کنم ودرستش کنم خودم حلش کردم و چقدر آگاهی داشتن تو هر زمینه ای میتونه زندگی انسان رو دگرگون کنه وبه آرامش برسه
بازهم از شما استاد گرامی بابت این مطالب ارزشمند و آگاهی دادن به ما سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم
تغییر زندگی از جای شروع میشه که خودم تغییر کنم
عادتها وافکار وباورهایم رو باید الک کنم واکنشهای رفتاری وافکاری من در مواجه شدن با عوامل بیرونی رو که باعت حال بد من میشن رو کم کم از ذهنم وبعد در عملم ودر نهایت در عادت روزانم کنار بذارم
پس برای تجربه زندگی خوب باید در آرامش درون و شادی واحساس خوب باشم واین تنها با قبول کردن مقصر ۱۰۰درصد خودم در زندگیم هستم
اگه در روابطم با خانواده با برخورد ناجالب روبه رو میشم دنبال مقصر نشون دادن اون نباشم بلکه خودم مقصرم که از برخورد اون ناراحت شدم باید قبول کنم هر شخصی آزاد هر برخوردی داشته باشه ومن هم آزادم چه طور رفتار کنم آیا عصبانی بشم
نگران بشم، غصه بخورم نا امید بشم یا اینکه مراقب احساسم باشم و ایمان داشته باشم که من تغییر کنم اطرافیانم هم تغییر می کنن پس من انتخاب شدم تا بهتر عمل کنم تا دیگران هم بهتر بشن
پس من بهتر عمل می کنم تا جهان جای برای بهتر شدن بشه
الان که داشتم یاد داشت می کردم پسرم تماس گرفت تا احساس ناجالبش رو تجربه می کنه به من انتقال بده ومن رو ناراحت کنه ولی باعث نشدمدار من پایین بیاد ومن آرامشم رو حفظ کردم واز مدار نصیحت وآروم کردنش دست بر داشتم و گفتم هر طور صلاح کارت انجام بده و اون رو مقصر حالم نمیدونم این من هستم که حالم رو خوب یا بد می کنم من خودم ارزشمندم و لازم نیست مدام برای حال بدی اطرافیانم نگران باشم اونها هم روزی هدایت میشن به زندگی سراسر خوشبختی وبا تغییر من جهان پیرامونم هم تغییر می کنه
خدایا تنها تورا می پرستم وتنها از تو یاری می جویم هدایتم کن به راه راست راه کسانی که بهشون نعمت دادهای
نشان های دریافت شده
سلام ممنونم از آموزش بسیار جالب وجذابی که گذاشتین به نظرم رسیدن به مرحله ای که انسان تمرکزش فقط روی ذهن خودش باشه و فقط در زمان حال و لحظه الان زندگی کنه یک مهارت فوق العاده زیبا وسختی باشه ولی فکر میکنم برای لذت بردن از زندگی تنها راه همین باشه پس راهی برای انسان باقی نمیمونه جز اینکه مسولیت زندگی رو به عهده بگیره ودر الان زندگی کنه
نشان های دریافت شده
خدا رو شاکرم به خاطر آگاهی هایی که از این فایل به دست آوردم.🙏🌸
استادچقدر خوشبختی را ساده و زیبا معنی کردیدما گاهی یادمون میره که همین شادی های کوچک کلی حال ما رو خوب می کنند منم چند روز قبل تولد فرزندم بود و چند ساعتی کنار هم لحظات خوبی داشتیم و شاد و خندان بودیم.
منم همیشه نقش بقیه را بیشتر از خودم می دونستم
مخصوصا خدا را خیلی مقصر می دونستم که چرا وضع مالی ما اینطوره ، چرا تو این خانواده به دنیا اومدم، چرا پدر ثروتمندی نداشتم که مثل دوستانم همه جور وسایل راحتی برام فراهم باشه، بعد ازدواجم مقصر بیشتر مسائل زندگی شوهرمه که شغل پردرآمدی نداره و نمی تونه امکانات دلخواهمو فراهم کنه، گاهی هم میگم مقصر همه چی گرونیه، مقصر دولته که حقوق ما رو زیاد نمی کنه و خلاصه این که همه مقصرن به جز خودم.
الان چند مدتیه که دارم یاد می گیرم که همه چیز درون منه همه چی به خودم بستگی داره. هیچکس توان اینو نداره که شرایط منو بهتر یا بدتر کنه این منم که مسئول زندگیم هستم. البته خیلی سخته قبول این موضوع ولی باید بپذیرم که تو هر شرایطی که هستم خودم عامل اصلی به وجود اومدن اون وضعیتم.
تازمانی که حال من به دیگران ربط داشته باشه زندگیم پر از تلاطمه این خیلی عالیه باید یاد بگیرم که زندگی و حال من فقط به خودم ربط داره و از بیرون هیچکس نمی تونه حال منو خوب یا بد کنه.
این که هر اتفاقی بیرون از من میخواد یه نکته رو به من یاد بده که باید خودمو اونجا بهتر کنم باید اون جا را درست کنم و مراتب رشد وتعالی رو بگذرونم به جای صرف انرژی واسه تغییر دیگران که هیچوقتم نتیجه نمیده باید روی افکار خودم مسلط بشم تا رفتار دیگران حال منو بهم نریزه. اگه حرف و یا رفتار دیگران بتونه روی من تاثیر بزاره و حال خوبم رو بهم بریزه نشون میده که من توی اون قسمت از وجودم مشکلی هست که باید برطرف بشه اگه اینو بپذیرم که رفتار اطرافیانم انعکاسی از وجود خودمه می تونم بهتر وبهتر بشم
من همین جا اعلام می کنم که مسئولیت تمام کارهامو به عهده می گیرم و هیچکس به جز خودم نمی تونه حال منو خوب یا بد کنه
میخوام تغییر کنم و شرایطم رو عالی کنم پس باید مسئولیت اشتباهاتم رو بپذیرم و خودم تغییرش بدم.
روی ماه دختر گلتونو می بوسم الهی همیشه شاد باشه🙏😘
نشان های دریافت شده
با سلام عرض ادب خدمت استاد گرامی که بدون هیچ چشم داشتی اموزه ها و تجربه های زیادی را برای ما ارایه میدهید
فایل خیلی زیبایی بود من از این فایل یاد گرفتم مسولیت زندگی ام را به دوش کسی نندازم فقط و فقط در همه زمینه ها خودم و افکار م مقصر هستم یادم گرفتم حال خو ب خودمو وابسته به رفتار دیگر ان نکنم قبلا خیلی وابسته بودم به رفتار دیگران به محض اینکه کسی با من بد برخورد میکرد اعصابم خورد میشه یا یه حرفی میزد چند روز من به حرفاش فکر میکردم الان دیگه یاد گرفتم خودمو تغییر بدم بیدی نباشم که با هر بادی بلرزم صبرم بیشتر شده ارامتر شدم قبلا به مشکلات بقیه هم فکر میکردم شاید گریه هم میشدم الان میفهمم چقدر کارم اشتباه بوده من نباید خودمو رو درگیر مشکلات بقیه میکردم یاد گرفتم انرژی مو بذارم برای تغییر خودم برای دوری از افکار منفی خودم سعی میکنم در طول روز ساعتهای شادی ام را بیشتر کنم .
سعی میکنم مسولیت تمام اتفاق ها رو بپذیرم و کسی رو مقصر نکنم در پناه خدا باشید
سلام استاد
ابتدا که داشتم نظرات را می خواندم نظر قبلی خودم را که در سال ۱۴۰۲ نوشته بودم خواندم و اول تعجب کردم که چطور من نظر نوشتم ووقتی به تاریخ آن نگاه کردم متوجه شدم استاد بخشی از نظرات دوستان را گلچین کردند و در سایت گذاشتند
و از ایشان ممنون و سپاسگزارم و اما نظرات جدیدم با دیدن دوباره این فایل
مقصر زندگی شما کیست ؟
اتفاقات الان ما در زندگی براساس آنچه از قبل در ذهن ما مرور شده اتفاق می افتد و در نهایت آینده ما براساس چه نگرش و چه انتظار و پیش بینی ها برای آینده در ذهن داریم برای ما رقم می خورد .
موضوع این نیست که چه موضوعی را انتخاب کنیم تا وارد زندگی ما شود موضوع آن است که انتظار ما و با چه احساسی در ذهن ما مرور می شود و در آینده ما آن احساس را تجربه می کنیم و اتفاقات مشابه و برابر در زندگی ما می افتد
وقتی انتخاب ما (شادی احساس خوب آرامش ذهنی تسلط بر افکار _مهارت مدیریت احساس خوب ) باشد جهان هستی چیزی را وارد زندگی ما می کند که نتیجه اش احساس خوب است .
استمرار در حال خوب داشتن و لذت بردن از زندگی یعنی خوشبختی و سپاسگزار خداوند بودن
فردی که هرگز حسرت گذشته را نخوره / نگران آینده نباشه / با رفتار بد دیگران واکنش نشان نده و احساس خود را بد نکند / استرس و عصبانی نداشته باشد / توجهی به شرایط و عوامل بیرونی نداشته باشه یعنی خوشبخت است
خوشبختی : به میزان آرامشی که فرد هرروز در زندگی تجربه میکنه آن فرد خوشبخته و باید بتواند مدیریت ذهن و افکار خود را بدست بگیرد تا کم کم این ساعت خوشبختی در ذهن و افکار زیاد شود و بیشترین زمان زندگی را در خوشبختی زندگی کنه
بعضی از افراد خوشبختی را در ثروت / متراژ املاک / میزان سرمایه / مسافرتهای خارجی و…می دانند در حالی که همین عوامل بیرونی باعث احساس بد آنها می شود و آنها دیگران و حتی خداوند را مقصر حال بد خود می دانند و جالبه هرروز تعداد این مقصره بیشتر میشود یک روز ( خداوند / همکاران / مدیر / همسر / رئیس جمهور / شرایط اقتصادی / تغییر نرخ دلار / تغییر قیمت طلا و….) در حالی که ما نباید عوامل بیرونی را علت احساس بد خود بدانیم بلکه باید خودم را مقصر بدانم که به آن درجه از مهارت نرسیدم که با یک تغییر در زندگی واکنش منفی نشان می دهم و خودمان را ناراحت می کنم
باید به جای اینکه دنبال مقصر باشم بدنبال چراهای در خودم باشم
چرا دیگران در کار خود موفق هستند ؟ چرا دیگران در ارتباط با دیگران موفق هستند؟ چرا دیگران در سلامتی موفق هستند؟ و….من باید نگاه خود را از روی دیگران بردارم و روی افکار و نگاه و نگرش خودم زوم کنم که کجای کار من اشکال دارد که من نتایجی مثل دیگران ندارم
اولین تغییر در زندگی و افکار من این است که دیگران را مقصر ندانم و بدانم خودم با مرور افکار اتفاقات الان را به وجود آوردم مثل چاقی که خودم مقصر بودم نه دیگران ولی با اصلاح باورها و اعتقادات در مسیر متناسب شدن هستم
در تمام جنبه های زندگی من نباید به دنبال مقصر باشم بلکه باید خودم را مقصر بدانم و بگویم ایراد از من است و کمکم به دنبال رفع این مشکلات باشم . وقتی نگرش و افکار من نسبت به خودم و دیگران تغییر کند من در تمام جنبه های زندگی موفق می شوم چون من نمی توانم دیگران را و افکار آنها را تغییر بدهم ولی به افکار واکنشهای خودم در مقابل دیگران دسترسی دارم
مثلا . وقتی کسی حرفی به من زد و من ناراحت شدم باید این تغییر نگرش را داشته باشم که او اشتباه کرده چرا من خودم را ناراحت کنم و احساسم بد شود پس خودم را مقصر نمی دانم و در تقویت افکار قوی بودن و توجه نکردن به احساس بد درآن لحظه تلاش کنم تا احساس من اگر در یک لحظه بد شد دراین احساس زیاد نمانم و برای داشتن احساس خوب به آن موضوع فکر نکنم .
نکته مهم : تا زمانی که حال من ارتباط داشته باشد به رفتار اطرافیانم من و من از آنها تاثیر بگیرم در تلاطم احساسات هستم یک روز خوشم می آید و یک روز بدم می آید
ما نمی توانیم ارتباط خود را کاملا با دیگران قطع کنیم و بگوییم حال من ارتباط به خودم داره من زود رنجم / من زود عصبانی می شوم/ من به شدت از دروغ بیزارم/ من زود از کوره در می روم/ من جنبه شوخی در جمع را ندارم ودیگران مقصر حال بد خودم بدانم چرا ؟
من به خاطر یک عامل بیرونی بهم ریختم و باید این عامل بیرونی را پیدا کنم و به خودم ثابت کنم چرا احساس من بد شده و دلیل آن چیست ؟و برای رفع دلیل خود اقدام موثری انجام دهم و اینجاست که باید خدارا شکر کنم که دارم دلیل این واکنش منفی را در خودم پیدا می کنم .
حال بد و احساس بد درما نشان می دهد که یکجای کار دارد می لنگد و یک درزی در مورد ( حسرت از گذشته خلاء_ فکر اشتباه قضاوت بیجا _ یک نگرانی بی مورد _و…) وجود دارد و ما به جای اینکه بیشترین وقت و زمان صرف مقصر جلوه دادن دیگران کنیم بهتر است این مقدار زمان و انرژی را به دنبال علت اینکه احساس ما بد شده باشیم و برای رفع این مشکل تلاش کنیم .
به اندازه ای که احساس من خوب شود من مهارت کنترل احساس و مدیریت احساس خوب را یاد گرفتم و در زندگی خوشبختم
مسائل و مشکلات در زندگی همه و همیشه وجود دارد و اگر فکر کنیم روزی به جایی می رسیم که از مشکلات رها شدیم و همه چیز گل و بلبل می شود سخت در اشتباهیم چون من در روز با کلی افراد و با افکار مختلف در ارتباطم و من نمیتوانم افکار واکنشهای افراد را تغییر بدهم که با من به خوبی رفتار کنند و حالشان هنگام برخورد با من خوب باشد شاید من زمانی با او برخورد کردم که حالت عصبانی داشته و من آن موقع درک نکردم که چطور برخورد کنم و در نتیجه با واکنش بد او احساس خوب من هم بد شده . پس من باید آنقدر روی خودم و احساسم کار کنم که حال خوب من ربطی به تغییر شرایط و احساس دیگران نداشته باشد
در هر مشکل و مسائل زندگی نباید جا بزنی و به دنبال مقصر باشیم بلکه باید فقط به دنبال پیدا کردن ایراد خودم ورفع آن ایراد در خودم باشم تا بتوانم مهارت کنترل احساسات را در خودم افزایش دهم و بابرطرف کردن ایرادات خود به آرامش و احساس خوب برسم
من هرگز نمی توانم دیگران و شرایط زندگی و افکار آنها را تغییر بدهم فقط به افکار و نگرش خودم نسبت به دیگران دسترسی دارم و با تغییر نگرشها می توانم به آرامش و احساس خوب برسم
پس نتیجه مقصر زندگی و شرایط زندگی گیست ؟ مقصر اول و آخر خودخود خودم هستم نه دیگران
استاد اول که فکر می کنی که مقصر خودت هستی کمی تو ذوق می خوره چون شیطان طوری این پازل را می چینه که تمام حقوق را به تو میده و دیگران را مقصر و وقتی گفته می شه خودت مقصری درست مثل یک مشت محکمی است که می خوره تو صورتت و از خواب غفلت بیدار میشوی و میری جلو اینه و می بینی هیچ کس متوجه این تغییر نگرش تو نیست جزء خودت و هیچ کس نمیتواند با این نگرش تغییر کند جزء خودت پس برای داشتن احساس خوب و کمک از خداوند متعال درخواست میکنیم که برای داشتن احساس خوب و ارامش به من کمک کند چون فقط باید خودم روی مهارت کنترل احساس خوب خودم کار کنم و خداوند من را ازاد و با اختیار افریده که با افکار مثبت و خوب اتفاقات خوب را برای خودم رقم بزنم و درارامش و خوشبختی زندگی کنم
. استاد ممنون از شما و ازخداوند متعال که من را به این سمت هدایت کرد تا برای تغییر شرایط زندگیم خودم را مقصر بدانم نه دیگران و برای تغییر و خوشبختی خودم و نکات مثبت در وجودم تلاش کنم تا مهارت کافی برای مدیریت احساس خوب را بدست بیاورم
خداوند گنج پنهان بود خواست آشکار شود انسان را آفرید
سلاااااام ب استاد عزیز و دوستان عزیزم
وقتی میخواستم واسه سایت بنویسم تنبلیم میومد ک بنویسم و دختر بد درونم میگفت ک دیگران در سایت نوشتن نیازی ب نوشتن ت نیس ولی من مینویسم
من ت این چندروز واقعا حال و احساس تغییر کردم اصلا ی آدم دیگ شدم شادم و خوشبختم و اینو فهمیدم ک خودم مسئول خودم هستم و هر چیزی ک برای من و توی زندگی من اتفاق میوفته درونش خودمم.در سال های قبل کم کاری خودمو گردن دیگران و خدا مینداختم.
استاد وقتی ک درمورد هدایت صحبت میکردید قبل هدایتم من مثل آدمی ک وابسته ب مواد مخدر هس فقط خدارو صدا کردم و دنبال مقصر نبودم و خدا جواب منو داد هدایت شدم ب سایت و مسیر زندگیم تغییر کرد.من خودم مسئول زندگیم و حالم هستم و من ی بار زندگی میکنم و موظفم ک زندگیمو تغییر بدم و من همیشه خودم مسئول این میدونم ک نسلی ک از مادرم ب من رسیده باید تغییر بدم و دارم رو خودم و عادتهام کار میکنم و همچنین خودم من خوشبخت ترین آدم در اطراف هستم ک زیبایی هارو میبینم و در مسیر تغییر جاده زندگیم هستم.و من فایل صوتی گوش کردم بعد تموم شدنش اون قسمتی ک آیدا اومد پیدا کردم تصویری نگاه کردم و خیلی لذت بردم از دیدن آیدای زیبا و دلم خواست ی ماچ از لپاش بکنم خدا برای شما و خانواده تون حفظش کنه
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
خداروشکر میکنم که دارم آهسته و با آرامش شرایط فعلی رو تغییر میدم،از دو روز قبل که شروع کردم به استفاده از این فایلها،ی کم افکارمو تونستم جمع و جور کنم.موفق شدم که زمان بیشتری رو از تلویزیون و شبکه های مجازی فاصله بگیرم و ی کوچولو احساس بهتری پیدا کردم.من قبول دارم و ایمان دارم اگر توی چند ماهه گذشته ی کم حالم بد بود،احساس آرامش نداشتم فقط به خاطر خودم بوده،چون من داشتم انتظار روزهای پر طلاطم رو میکشیدم،من مقصر تمام اتفاقات خوب و بد زندگیم هستم،توی این مدت همش دیگران رو مقصر حال بدم میدونستم.من فکر میکردم که اگه فلانی توی زندگیم نبود یا اگر برادرم زنده بود فلان اتفاق نمیفتاد،یا فکر میکردم فلان حرف رو که فلانی بهم گفت اون آدم بدیه ولی امروز به این واقعیت پی بردم که من نباید ناراحت بشم،من نباید بذارم آدمها منو کنترل کنن،من باید بتونم خودمو کنترل کنم.من قادر نیستم آدمها رو اونجوری که دلم میخواد ادب کنم و بهشون بگم فلان رفتار رو داشته باش یا نه،من فقط روی افکار خودم سلطه دارم،من باید بتونم آرامش رو به زندگیم برگردونم.من تقصیر رو از پدر ومادرم و خواهر و برادرام و همسرم و خونوادهدی همسرم و حتی خدا که مقصر اصلیم برای اتفاقات بد زندگیم میدونستم رو بر میدارم و میذارم روی گردن خودم،درسته که احساس خم شدن کمرم رو دارم ولی اشکالی نداره،من با داشتن حس خوب و با داشتن ایمان و توکل به خدا،تلاش میکنم تا این بار رو تا چند مدت دیکه بذارمش زمین تا به آرامش درونی برسممن تا چند ماهه پیش خیلی احساس خوشبختی میکردم چون همسرم بسیار با من خوب رفتار میکرد،چون دیگران بهم احترام زیادی میذاشتن.چون خیلی از داشته هام احساس عالی داشتم و راضی بودم،دلم میخواد دوباره به روزای مر از صلح و دوستی با خودم بر گردم.الهی شکر که چشمم رو به این آگاهی باز کردی،من تنها کسی هستم که میتونم خودمو به روزای پر از صلح و دوستی با خودم برسونه،من تنها کسی هستم که پول و درآمد زیاد میتونم داشته باشم.تنها کسی هستم که باعث سلامتی جسمم هستم.ممنونم خدا جونم.الهی شکرت.خدایا شکرت که امروز آیدای عزیز رو دیدم که چقدر خوشگل و گرم و مهربون بود،خدایا وقتی این صحنه رو دیدم احساس عمیق لایق بودن رو کردم.حس کردم منم سزاوار داشتن دختری به زیبایی و قند عسل بودن آیدا هستم.از خدا میخوام که بهش عمر با عزت و طولانی بده.خدایا این دیدن برای من حس خیلی خیلی عالی از عشق به فرزند رو به همراه داشت.خدایا شکرت برای تک تک بچه های خوشگل و معصوم توی دنیا،الهی شکرت