🧠 تصور کن روی مبل نشستی، یه لیوان دمنوش گرم دستته و تو فکری…
چرا با اینکه بارها رژیم گرفتم، وزنم برمیگرده؟ چرا یه صدایی تو ذهنم همیشه میگه: «بیخیال، نمیتونی!»
🔍 جواب این سوالا تو یه جای پنهونه؛ جایی که اغلب نادیده میگیریم: نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.
ذهن ناخودآگاهت مثل یه فرمانده نامرئیه که بدون اجازه اون، حتی بهترین برنامه رژیمی هم به شکست میرسه.
اگه میخوای اینبار ماجرا فرق کنه، باید با ذهن ناخودآگاهت دوست شی… نه دشمن! 🤝✨
🟦 تصمیم برای لاغر شدن از کجا میاد؟ ذهن خودآگاه یا ناخودآگاه؟
حتماً برات پیش اومده که یه روز از شدت ناراحتی از اندامت، جلوی آینه وایسادی، با دلسردی به شکم و پهلوهات نگاه کردی و با یه بغض در گلو گفتی:
«دیگه بسه! از امروز لاغر میشم!» 😤

با کلی شور و انرژی تصمیم گرفتی زندگیتو تغییر بدی. یه دفترچه برداشتی و برنامه غذایی نوشتی، غذاهای خوشمزه و موردعلاقهت رو خط زدی، حتی رفتی سراغ باشگاه یا قرصهای لاغری.
چند روز اول حس خوبی داشتی؛ احساس میکردی روی مسیر درست افتادی. ولی… چند روز بعد انگار همه چیز برگشت به خونه اول.
انرژیت کمتر شد، انگیزهت تحلیل رفت، دوباره وسوسهها برگشتن، و تو با ناراحتی به خودت گفتی:
«بازم شکست خوردم… من انگار هیچوقت نمیتونم لاغر شم.»
🔁 این داستان تکراریه، نه فقط برای تو، برای هزاران نفر دیگه هم همینطوره. چرا؟ چون همه اون تصمیمها از سمت ذهن خودآگاه گرفته شده بودن. همون بخشی از مغز که منطقپذیره، تحت تأثیر حرف اطرافیان یا فشار لباسهایی که دیگه اندازهات نیستن تصمیم میگیره.
ذهن خودآگاه خیلی زود هیجانی میشه… و خیلی زود هم خسته میشه.
اما بخش عمیقتر ذهن ما – همون که واقعاً زندگیمون رو هدایت میکنه – ذهن ناخودآگاهه.
و اینجاست که باید به طور جدی به نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری نگاه کنیم.
چون تا وقتی ذهن ناخودآگاه با مسیر لاغری تو همراه نشه، تو فقط داری با ارادهت برای لاغر شدن میجنگی؛
و واقعیت اینه که هیچ ارادهای زورش به ذهن ناخودآگاه نمیرسه!
نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مثل سیستمیه که سالها اطلاعات و تجربههای اشتباه از خوردن، بدن، احساس گرسنگی و پاداشهای غذایی رو در خودش ذخیره کرده.
تو ممکنه با خودت بگی: «باید شام نخورم»، ولی اون فرمول ذهنی درونت میگه: «شام یعنی آرامش» یا «شب بدون غذا یعنی تنبیه».
و این جنگ بین خواستههای منطقی و برنامهریزیهای ناخودآگاه، باعث میشه مسیر لاغری برات سخت، فرسایشی و خستهکننده بشه.
🔍 در واقع، نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری این نیست که فقط بهت کمک کنه راحتتر رژیم بگیری؛
بلکه کمک میکنه از ریشهی رفتارها، باورها و احساساتی که منجر به چاقی شدن، آگاه بشی و اونها رو اصلاح کنی.
چون تغییر پایدار از عمق ذهن شروع میشه، نه از فهرست رژیم غذایی روی یخچال.
پس اگه بارها و بارها تلاش کردی و به جایی نرسیدی، بدون که اشکال در ارادهت نیست…
🔑 اشکال اونجاست که هنوز نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی نگرفتی.

🟩 ذهن ناخودآگاه کیه؟ چرا اونقدر مهمه؟
ذهن ناخودآگاه یه جورایی مثل یه سیستم خودکار و مخفی پشت صحنه زندگی ماست که همه چیز رو کنترل میکنه، بدون اینکه ما حتی متوجه بشیم.
تصور کن یه کامپیوتر پیشرفته داری، ولی توی تنظیماتش یه برنامه پیشفرض نوشته شده: «برای آرامش باید چیزی بخورم.» یا «هر وقت ناراحتم، باید شکلات بخورم.»
این برنامهها آنقدر قدیمی و جاافتاده هستن که حتی وقتی خودت میگی: «نه، دیگه نمیخورم!» اون برنامهها باز هم فعال و در حال اجرا هستن.
یعنی ذهن ناخودآگاه یه نبرد دائمی بین اون چیزی که تو واقعاً میخوای و اون چیزی که در سالها برات جاافتاده رو داره.
📌 اینجا دقیقاً جاییه که نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری خودش رو نشون میده.
ذهن ناخودآگاه ما مجموعهای از باورها، عادتها و فرمولهایی رو در طول سالها ذخیره کرده که خیلی از اونها باعث چاقی ما شدن. باورهایی مثل:
- «غذا یعنی عشق و محبت»
- «نباید بشقاب رو خالی گذاشت، چون بیاحترامیه»
- «تو مهمونی باید تا ته غذا بخوری وگرنه دیگران فکر میکنن بیادبی»
این باورها اونقدر عمیق و قوی هستن که حتی وقتی تصمیم میگیری لاغر بشی و به ذهن خودآگاهت میگی «دیگه نباید زیاد بخورم»، ذهن ناخودآگاه هنوز هم بر اساس این فرمولهای قدیمی رفتار میکنه و باعث میشه که تغییر سخت و ناممکن به نظر برسه.
ذهن ناخودآگاه مثل سیستمعامل مغزه که همه عملکردها روی اون سوار شده.
اگر بخوای لاغر بشی ولی با این سیستمعامل هماهنگ نباشی، یعنی با یک نرمافزار ناسازگار کار کنی، قطعاً با مشکل مواجه میشی.
برای اینکه واقعاً نتیجه بگیری، باید مستقیماً با ذهن ناخودآگاهت کار کنی و باورها و فرمولهای قدیمی رو تغییر بدی.
این یعنی دقیقاً درک و استفاده از نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری، که اساس تغییر پایدار همینه.

🟥 چرا رژیم گرفتن سخت و بینتیجهست؟
تصور کن ذهن ناخودآگاهت یه مسیر آسفالتشده داره که سالها با افکار چاقکننده ساخته شده. مثل یه اتوبان ۱۰ بانده که خیلی راحت توش حرکت میکنی.
حالا تو یه جاده خاکی جدید میسازی به اسم رژیم، ورزش سنگین یا حذف شام. معلومه که حرکت توی اون جاده سخته، خستهکنندهست و احتمالاً بعد چند روز ازش برمیگردی تو همون اتوبان قبلی!
🧠 ذهن ناخودآگاه مقاومت میکنه، چون هنوز «باور» نکرده که تو واقعاً میخوای تغییر کنی.
این دقیقاً همون نقطهایه که اکثر رژیمها به بنبست میرسن. برنامه غذایی میگه نخور، ذهن ناخودآگاه میگه بخور! نتیجه؟ جنگ درونی، وسوسه، شکستن رژیم، احساس گناه و در نهایت رها کردن مسیر.
پس تا وقتی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو نادیده بگیری، تغییراتت سطحی و موقتی باقی میمونن.
🟪 نقل علمی – ذهن ناخودآگاه چطور رفتار ما را شکل میدهد؟
مطالعات علمی متعدد نشان میدهند که بیشتر رفتارهای ما، بهویژه عادات غذایی و کنترل وزن، به طور عمده توسط ذهن ناخودآگاه کنترل میشود.
طبق تحقیقات منتشر شده درباره نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری در مؤسسه پزشکی دانشگاه هاروارد (Harvard Medical School)، حدود ۹۵٪ از رفتارهای روزمره ما از طریق ذهن ناخودآگاه شکل میگیرند و تنها ۵٪ از آنها توسط ذهن خودآگاه هدایت میشوند.
این یعنی تلاشهای آگاهانه ما برای لاغری، اگر همراه با تغییرات عمیق در ذهن ناخودآگاه نباشند، معمولاً نتیجه پایدار نخواهند داشت.
🔍 اینجا دقیقاً جایگاه مهم نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مشخص میشود؛ زیرا تا زمانی که ذهن ناخودآگاه بر اساس باورهای قدیمی و نادرست عمل کند، تغییرات ظاهری و موقتی باقی میمانند و بازگشت به شرایط قبلی محتمل است.

🟧 لاغری با ذهن؛ راهی بدون اجبار و سختی
لاغری با ذهن یعنی لاغر شدن از درون و فهمیدن عمیق نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.
یعنی وقتی به جای رژیم، به خودت آگاهی میدی؛ به جای زور، احساس خوب ایجاد میکنی.
👂 توی این مسیر، خبری از اجبار نیست. نه کسی میگه شام نخور، نه میگه هر روز دو ساعت بدو!
فقط قراره فایل بشنوی، تمرین بنویسی، احساساتت رو بشناسی و کمکم فرمولهای ذهنی رو تغییر بدی.
و اینجاست که جادوی واقعی اتفاق میافته و نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو به چشم خودت می بینی.
وقتی فرمولهای ذهن ناخودآگاه تغییر میکنه، میل تو هم تغییر میکنه.
دیگه اونقدر ولع برای شیرینی نداری.
دیگه شبها بدون غذا خوردن هم آرومی.
دیگه مهمونی نمیشه نقطه شروع پرخوری.
📌 چون نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی گرفتی و با اون هممسیر شدی.
چطور ذهن ناخودآگاه رو برای لاغری کدنویسی کنیم؟
اگه بخوای برای گوشیات یه اپ جدید نصب کنی، اول باید حافظهاش جا داشته باشه و بعد اپ قبلی (اگه ناکارآمده) رو حذف کنی، درسته؟
در مورد ذهن هم همینطوره. برای اینکه فرمولهای جدید لاغرکننده وارد ذهن ناخودآگاه بشه، اول باید فضا باز شه، بعد فرمولهای قبلی رو پاک کنیم و در نهایت نسخه بهروزشده رو جایگزین کنیم. 📲🧠
✅ تمرینهای نوشتاری روزانه
✅ شنیدن فایلهای آموزشی تأثیرگذار
✅ تصویرسازی ذهنی از بدن متناسب
✅ و از همه مهمتر: احساس خوب نسبت به خودت
همه اینها ابزارهایی هستن برای برنامهنویسی جدید ذهن. ذهن ناخودآگاه عاشق تکرار و احساسه.
⬛ نتیجهگیری – چرا اینبار فرق میکنه؟
شاید دهها بار رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، یا با اپهای کالریشمار کار کردی.
شاید بارها هیجانزده شروع کردی و با ناامیدی تموم کردی.
اما اینبار فرق میکنه، چون اینبار فقط از روی اراده نیست، از عمق ذهن ناخودآگاهت شروع شده. 🧠❤️
وقتی میفهمی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری چقدر بنیادیه، دیگه خودتو بابت شکستهای قبلی سرزنش نمیکنی.
میفهمی که اون شکستها نتیجهی ناهماهنگی بین منطق و ناخودآگاه بوده، نه ضعف ارادهت.
✋ دیگه لازم نیست به خودت سخت بگیری.
💡 فقط باید آگاه بشی، با خودت مهربون باشی، و اجازه بدی ذهن ناخودآگاهت هم همراهت بشه.
✍️ بخش آخر: دعوت به مشارکت – حالا نوبت توئه! 💬
🧩 حالا که این مقاله رو تا اینجا خوندی، یه دعوت صمیمانه ازت دارم:
👇 تو بخش نظرات بنویس برام:
- کجای مسیر لاغری برات همیشه سخت بوده؟
- تا حالا به نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری توجه کردی؟
- به نظرت کدوم باور ذهنی قدیمی باعث شده متناسب شدن برات دشوار بشه؟
👂 منتظرم تجربهها و افکارت رو بخونم چون باور کن، همین حرفها کمکم مسیر ذهن ناخودآگاهت رو به سمت تغییر هدایت میکنه.
🎯 و اگه واقعاً میخوای این بار مسیر لاغریت متفاوت باشه، دوره ویژه «ورود به سرزمین لاغرها» رو از دست نده.
این دوره تخصصی بهت یاد میده چطور با قدرت و هماهنگی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری موافقت کنی و مسیر لاغری رو با آرامش و اعتماد به نفس طی کنی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.76 از 197 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
موافقت ذهن ناخودآگاه :::؛؛؛؛
شاید قبل دوره اینقدر به این مسعله واقف نبودم که برای رسیدن به هر هدفی در زندگی جلب رضایت ضمیر ناخود آگاه ضرورریه قبلا اگر به اهداف ام تو زندگی رسیده بودم به طور ناخودآگاه وبدون آشنایی با جلب ناخودآگاه رسیده بودم یعنی به طور ناخودآگاه موافقت ضمیر ناخودآگاه را گرفته بودم وگرنه به اهدافم نمیرسیدم بعد شرکت در دوره وآشنایی با این مسعله مهم یاد گرفتم اول موافقت ذهن ام را برای پیشبرد در هرهدفی بگیرم واین تمرین جذاب که دست راست خود را بر روی سطحی صاف بگذاریم واز ذهن خود در باره موافقتش با آن موضوع مورد هدف بپرسیم وبعد حدود ۲ تا۳ دقیقه حواس خود را به موضوعات دیگر بدهیم وجواب ذهنی را با نشانه هایی که در انگشت سبابه ( یعنی موافقم ) انگشت وسطی ( یعنی احتیاج به اطلاعات بیشتر دارم ) و انگشت کناری ( یعنی موافق نیستم ) را انجام دادیم میتوانیم بفهمیم که ذهن ما در چه وضعیتی قرار داره وما باید چه کاری انجام بدیم تا موافقت کامل ذهن را در باره اون هدف بگیریم این تمرین جذاب هم در رابطه با لاغری وهم در رابطه با هر هدفی قابل اجراست تا ذهن ما موافق عملی نباشه واقعا توی اون کار ما شکست میخوریم حتی اگر برای زمان کوتاهی موفق شویم باز بعد مدتی ذهن مارا به سر جای اولش برمیگردونه مثل بارها رژیم گرفتن وشکست خوردن یا ورزش گردن وخسته شدن ورها کردن چون موافقت ذهن ناخودآگاه که مسول این برنامه هاست را نگرفته بودیم شکست میخوردیم اما الان با آگاهی بهتر میتوانیم در هدفهامون موفق شویم
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استادگرامی وهمگی دوستان
یادمه چند روز قبل رفتم درپارک کنار خونمون وپیاده روی کردم صبح بود حدود۱۱ صبح بود وفایل های مخصوص پیاده روی گذاشتم وهندزفری خودمو گذاشتم وشروع کردم به پیاده روی یادمه از کنار هر کسی رد میشدم یا ناراحت بود یا عصبی یا کلافه ویا اونایی هم که چند تایی باهم پیاده روی میکردن باهم بحث میکردن ومسایل شخصی واجتماعی رو صحبت میکردن اون روز تازه متوجه شدم که چقدر من دارم با آرامش راه میرم دارم فعالیت میکنم با حال خوب وچقدر جسم وروح من خوشحال خلاصه یک ۳۰ دقیقه ای راه رفتم واومدم خونه ولی حالم خوب شد اون روز همیشه قبل پیاده روی کلی استرس داشتم وبعدشم اونقدر خسته وکلافه از فکرو خیال واسترس بودم که میومدم خونه دیوونه شده بودم خبری از حال خوب که نبود عذاب هم همراهش بود خوب یادمه که ۱ ساعت ونیم پیاده روی سریع میکردم ولی تا فردا عصبی بودم حتی یک شب وقتی همسرم اومد خونه اونقدر باهاش بد صحبت کردم که بهم گفت ما نخواییم تو لاغر شی وورزش کنی کیو باید ببینیم خیلی گریه کردم فشار چاقی یه طرف طعنه حرفش یه طرف واینکه حق داشت هم یه طرف الان خداروشکر میکنم که حتی پیاده رویم هم درجهت آرامش واحساس خوبم شده من حتی وقتی بیرون میرم ومجبور باسرعت دنبال کاری برم هم ناخودآگاه فایل پیاده روی میاد درذهنم وفشار راه رفتنو از من برمیداره خیلی جالب بود برام وقتی اولین بار این تجربه کردم هم استرسم کم شد هم باعث شد دیگه فکرای ناراحت کننده برام مرور نشه
هر وقت فردی برای انجام فعالیتی و یا خواسته ای یا تصمیمی با موافقت ذهنی خود در مورد اون فعالیت و یا خواسته همراه نباشه اون فعالیت با دردو رنج و سختی هست چون از لحاظ ذهنی امادگی نداره و توافق ذهن رو جلب نکرده بنابراین با سختی و رنج انجامش میده
در واقع ما باید خودمون و جسممون رو مثل یه کارخونه در نظر بگیریم که برای انجام هر فعالیتی اول باید مدیر اون کارخونه موافقت خودش رو اعلام کنه مدیر اون کارخونه هم ذهن ما هست اول باید اون بپذیره و حالا این مدیر کارخونه چطور میپدیره و موافقت خودش رو برای انجام کاری اعلام میکنه ؟زمانی که انجام اون کار براش بسیار ساده و آسان و ِلذت بخش باشه قبول میکنه و در اون صورت هست که میتونیم به خواستهامون برسیم
پس من هم سالها ورزش کردم ولی میتونم بگم نود درصد برای متناسب شدنم بوده و ده درصد برای سلامتی و روحیه ام بوده و هیچ وقت هم نتیجه اش برای لاغری برام مطلبوب نبوده و خیلی وقتا از شدت ورزش کمر درد و زانو درد داشتم ولی ادامه میدادم یا از مربی راضی نبودم ولی همچنان ادامه میدادم چون چاره ای نداشتم از نطر خودم و اگر نمیرفتم وحشت میکردم که چه بلایی به خاطر اصافه وزن به سرم میاد و همچنان با سختی به ورزشم ادامه میدادم و از وقتی که با این مسیر اشنا شدم خیلی راحت بدون هیچ استرسی ورزش چندین ساله ی خودم رو که شاید ۷ سالی میشد بدون وقفه من باشگاه میرفتم کنار گداشتم و دوست دارم واقعا از راه ذهنی لاغر بشم بدون هیچ رژیم و ورزش خاصی و الان من نه تنها چاقتر نشدم هیچ بلکه خیلی هم متناسبتر شدم از طریق دورهای ذهنی
پس اگر میخوام قدم مثبتی برای خودم بردارم اول باید از لحاظ ذهنی اماده باشم و گرنه سعی و تلاش من هیچ نتیجه ای نخواهد داشت
پس ذهن رو باید اموزش داد و اطلاعات صحیح بدهیم تا ذهن ما تغییر کنه
یادگیری ذهنی نیاز به تمرین و استمرار داره و باید ادامه بدیم تا فرمولهای جدید در ذهن ما ثبت بشه و جوانه ی تناسب اندام در ما شروع کنه به رشد کردن و تنومند شدن
هر جا لاغر شدن و گوش کردن فایل و انجام تمرینات برات سخت بود فایده ای ندارد حتما باید با حال خوب و لذت اینکار رو انجام بدید که نشانده ی موافقت ذهن و همکاری اون هست
پس اون موقع باید ادامه بدیم تا اگاهی لازم به ما داده بشه و به نتایج عالی برسیم
در واقع وقتی دهن هماهنگ با خواسته بشه شروع میکنه به باور جدید رو کردن و فرمولهای جدید ساختن و نتیجه ی عالی به وجود میاد و آن شخص خیلی لدت میبره
ذهنت با تو هماهنگ بشه به تو میگه چی کار کنی و با اموزشها ذهنی این هماهنگی به وجود میاد و اگر ذهن هماهنگ با من و خواستم نباشه هر چقدر تلاش کنیم بی فایده هست و رسیدن به اون خواسته خیلی سخت و محال میشه
در واقع در چاقی ما ذهنمون رو برای چاقی هماهنگ کردیم و موافقت اون رو حلب کردیم و رسیدن به چاقی خیلی راحت بوده ولی حالا باید در رسیدن به لاغری موافقت ذهن رو جلب کنیم
فایل “نقش ذهن نا خودآگاه در لاغری “:
به نظر من اگاهیهایی که درباره ذهن یا ضمیر ناخوداگاه خود پیدا میکنیم ، میتواند خود شروعی خوب و پر تاثیر بر روند لاغری ما میباشد. زمانیکه ما همراه کردن ضمير ناخوداگاه با خود را بیاموزیم به کار بردن روشهای لاغری با ذهن بسیار آسان ، سریع و بی بازگشت خوهد بود. همین طور که استاد گفته اند ما همه میتوانیم از قدرت جادویی ذهن و ضمیر ناخوداگاه برای پیشبرد لاغری خود بهره بگیریم. ما باید بدانیم بیشتر رفتارها و فعالیتهای روز مره ما را قسمت مخفی مغز که همان بخش پنهان مغز که ضمیر ناخوداگاه است ، کنترل میکند وعقل ظاهر ما هیچ دخالت در ان ندارد. ما بایست با تکرار و استمرار رفتارهای قبلی خود را تغییرداده و ان را در ناخوداگاه مان ذخیره کنیم.
نشان های دریافت شده
سلام توی این روز هابیشتر از اوایلی که تودوره بودم احساس میکنم که ذهن ناخود آگاهم بامن همراه شده خیلی خوب با من حرف میزنه خیلی عالی افکار منفی رو پس میزنه به موقع میگه که خوردن بسه یا الان گرسنته یاحتی بعضی موقع ها که خیلی گرسنه ام میگه پس چرا میل به چیزی ندارم خیلی این حالتها به من احساس خوبی میده منی که سالها فکر میکردم هیچ چیزو هیچ دارویی نمیتونه میل واشتهام رو کم کنه الان میبینم که واقعا توجهم به مواد غذایی فوق العاده کم شده حتی وقتی عکس وفیلم غذاهارو میبینم مثل قبل که آب دهنم راه میافتاد الان اصلا دلم نمیخواد من از ذهن ناخودآگاهم ممنونم که بامن همراه شده ومن را در رسیدن به هدف تناسب اندام وفکرم کمک میکنه
نشان های دریافت شده
لاغری با ذهن یک مسیر قشنگ وراحت وپر از شادیه وواقعا لذت بخشه قبلا که رژیم می گرفتم حرس وولعم برای خوردن بیشتر از قبل می شد واگه یه نفر یه قاشق یا یه لقمه از غذام رو می خورد نارااحت وعصبی که چرا می خوری من که غیر از این غذا چیز دیگه ای نمی تونم بخورم ،😠😠😠😠ولی الان اصلا مهم نیست وبه بیشتر غذاهایی که قبلا خیلی دوست داشتم ودر صورت سیری هم بازم ازشون می خوردم دیگه علاقه ای ندارم وراحت ازون می گذرم ،همیشه برای هررکزمبرنامه دارم وهیچ صبحی بی هدف ازخواب بیدار نمی شم چندتا آهنگ رو به خودم تقدیم می کنم وجلوی آینه می خندم ومی رقصم واز تغیراتم خیلی راضی هستم وخدا رو شکر می کنم که من رو به این مسیر شگفت انگیز هدایت کرد،خدایا شکرت🙏🙏🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
سال ها میخواستم لاغری بشم تلاش هم میکردم ۱۲تا ۱۷کیلو هردفعه کم میکردم با سختی رنج ولی تا رژیم و ورزش رها میکردم در طی مدت اندکی برمیگشت و الان میفهمم چون من خودم به تنهایی تصمیم به لاغری میکردم نمیشد
وقتی رضایت ناخودآگاه همان ۹۲ درصد را بگیری در ساده ترین حالت ولذت بخش ترین حالت لاغر میشی بدون اینکه سختی بکشی چون وقتی ذهن تو همراه تو شود به تو ایده ها و فکرهای میدهد که راحت در مسیر لاغری قرار بگیری این همان ذهنی است که تو را وادار به رفتارهای چاقی میکرد و وقتی رصایتش را گرفته باشی راحت بهت فرمان های لاغری میده
همین دیشب من ساعت ۷ شدم خوردم و اگه به روال قبل بود حتما ۱۲شب چیزی میخوردم ولی خیلی زیبا ساعت ۱۱بهم گفت یه لیوان شیر بخور بخواب تو نیازی نداری
رفتارهای غذایی من عجیب عوض شده ومن لذت میبرم و میدانم آموزش های ذهنی نیاز به صبر تکرار و اشتیاق حال خوب احساس عالی و استمرار دارد
حرص و ولع من نسبت به غدا از بین رفته است و بسیار لذت بخش است 🙂
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم
همه ی دفعاتی که رژیم های سخت می گرفتم و بی نتیجه رهاش میکردم یادمه که چقدر با انگیزه و شور و شوق شروع میکردم و با چه اشتیاقی وسایلش را فراهم میکردم و به همه اعلام میکردن که من می خوام رژیم جدیدی را شروع کنم و اولش هم خیلی با شور و حال و اشتیاق همه ی دستورات را مو به مو انجام میدادم و چون خیلی سخت بود رنج و سختی زیادی را متحمل میشدم اما کم کم و به مرور خسته و بی حوصله میشدم و کم کم سست میشدم و بعد از مدتی هم رهاش میکردم و دوباره حالم گرفته میشد که چرا نتونستم و همش با خودم می گفتم که من أدم بی اراده ای هستم و امکان نداره بتونم با غول چاقی بجنگم و شکستش بدم و هی خودم را ضعیف و چاقی را توی ذهنم شکست ناپذیر میکردم و نمی فهمیدم چرا من که اینقدر با اشتیاق شروع کردم وسط راه همه چی را رها میکنم و دلهره ها و اضطراب هام دو چندان میشد و باز دوباره غم و غصه هام شروع میشد….
به لطف خدای مهربان و راهنمایی های استاد عزیز، تازه فهمیدم که تو همه ی اون روزها و زحمتها و سختی ها، مشکل این بود که من اجازه و رضایت ذهنم را برای لاغری بدست نیاورده بودم با ذهنم هماهنگ نبودم در واقع ذهنم را برای لاغر شدن جسمم آماده نکرده بودم به همین دلیل هر چقدر من بیشتر رنج و سختی می کشیدم کمتر موفق میشدم.هنوز چند روزی از برنامه ی رژیم نگذشته بود که خسته و ناامید میشدم چون ذهنم در مقابل لاغری جسمم مقاومت میکرد و نمیذاشت که جسمم متناسب بشه و از طرفی منفی باف هم که همیشه دنبال فرصت بود وسوسه هاش را شروع میکرد و من از ادامه ی راه می موندم و دوباره همه ی مشکلات شروع میشد…
حالا که دارم ذهنم را با فرمول ها و باورهای صحیح أموزش میدم در واقع ذهنم را برای پذیرش لاغری جسمم آماده میکنم بنابراین لاغر شدن خیلی آسون تر و راحت تر و در دسترس تر شده…
باور قلبی من به لاغر شدن صدچندان شده و با آرامش و شادی و احساس خوب این مسیر را ادامه میدم تا به هدف نهایی که متناسب شدن هست برسم.
موفق باشین.
نشان های دریافت شده
سلام و درود , استاد ارجمند & دوستان عزيز سرزمين لاغرى با ذهن😊
روز چهل و پنجم تكرار , موزيك فايل صبحگاهى رو خيلى دوست دارم . 🎶 🎼 🎵
🟣 فايل , نقش ذهن ناخودآگاه در لاغرى ,
من تا قبل از ازدواج , روزاى مدرسه رو از خونه تا مدرسه و از مدرسه تا خونه پياده مى رفتم و تمام اون سالها لاغر اندام بودم , البته پياده روى , فقط براى اين بود كه برسم مدرسه و خونه . هدف اين نبود كه لاغر بشم و يا براى سلامتى م خوبه .
اون سالها كلمه ى چاقى – لاغرى مطرح نبود , اصن فكر نمى كردم كه چكار كنم تا لاغر باشم‼️ لاغرى برام كاملا طبيعى بود , اصن به كلمه ى لاغرى حتى چاقى هم فكر نمى كردم , لاغر بودم چون بايد لاغر مى بودم , چيز غير طبيعى نبود ‼️ مث اينكه بگيم الان روز يا شبه . لاغرى كاملا طبيعى بود .
من چندين سال پيش , بعد از كلاس يوگا , مسيرى رو تا خونه پياده روى مى كردم , اونم در آلودگى هوا و گرماى ظهر , خيلى سخت بود , البته شايد براى من خيلى سخت بود‼️
اما الان من پياده روى مى كنم , اما اينطور نيست كه به قصد پياده روى برم بيرون , مثلا وقتى مى رم كلاس و يا خريد , ممكنه بعدش پياده بيام خونه . با اين حال كلاس يوگا رو مى رم و از اينكه گروهى ورزش مى كنيم , براى روحيه ى منم خوبه . سالها ورزش مى كنم اما استمرار نداشتم و اينكه دريافتم ورزش كردن به تنهايى كافى نيست و بايد با تناسب فكرى و لاغرى با ذهن زندگى كنم و استمرار داشته باشم تا كم كم به هدفم برسم . ذهن من بايد همسو با بدنم باشه تا هماهنگى بين ذهن و بدنم باشه . هر روز كه مى گذره , با ديدن و گوش دادن فايلها و انجام تمرينات ذهنى و نوشتارى , بيشتر به قدرت شگفت انگيز ذهنم پى مى برم . الان آگاه هستم كه احساس خوب من نشون مى ده كه ذهن من موافق هست , و به احساس خوبم توجه مى كنم .
با تشكر فراوان , شاد و پيروز باشيد🧡🧡🍁🌾🌻🎃
نشان های دریافت شده
من برای متناسب شدن جلب کردم رضایت ناخودآگاهمو که تو هر شرایطی باشم انجام میدم تمریناتمو ندای های درونی رو زیاد میشنوم حس خوب دارم از انجام تمریناتم کلی تغییرات داشتم کلی لذت میبرم و همه این ها نشون دهنده اینکه رضایت ناخودگاهم جلب شده و همچنین تغییرات توی بدنمم به وجود آمده و خیلی خوشحالم که انقددر راحت ونثل اب خوردن دارم لاغر میشم و تغییر میکن همش با خنده و خوشگذرونی با اطلاعات جدید با حس خوب و در اخر به لاغری هم میرسم و حدارو باز هم شکر میکنم که به این مسیر هدایت شدم🌹🌹🌹