🧠 تصور کن روی مبل نشستی، یه لیوان دمنوش گرم دستته و تو فکری…
چرا با اینکه بارها رژیم گرفتم، وزنم برمیگرده؟ چرا یه صدایی تو ذهنم همیشه میگه: «بیخیال، نمیتونی!»
🔍 جواب این سوالا تو یه جای پنهونه؛ جایی که اغلب نادیده میگیریم: نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.
ذهن ناخودآگاهت مثل یه فرمانده نامرئیه که بدون اجازه اون، حتی بهترین برنامه رژیمی هم به شکست میرسه.
اگه میخوای اینبار ماجرا فرق کنه، باید با ذهن ناخودآگاهت دوست شی… نه دشمن! 🤝✨
🟦 تصمیم برای لاغر شدن از کجا میاد؟ ذهن خودآگاه یا ناخودآگاه؟
حتماً برات پیش اومده که یه روز از شدت ناراحتی از اندامت، جلوی آینه وایسادی، با دلسردی به شکم و پهلوهات نگاه کردی و با یه بغض در گلو گفتی:
«دیگه بسه! از امروز لاغر میشم!» 😤

با کلی شور و انرژی تصمیم گرفتی زندگیتو تغییر بدی. یه دفترچه برداشتی و برنامه غذایی نوشتی، غذاهای خوشمزه و موردعلاقهت رو خط زدی، حتی رفتی سراغ باشگاه یا قرصهای لاغری.
چند روز اول حس خوبی داشتی؛ احساس میکردی روی مسیر درست افتادی. ولی… چند روز بعد انگار همه چیز برگشت به خونه اول.
انرژیت کمتر شد، انگیزهت تحلیل رفت، دوباره وسوسهها برگشتن، و تو با ناراحتی به خودت گفتی:
«بازم شکست خوردم… من انگار هیچوقت نمیتونم لاغر شم.»
🔁 این داستان تکراریه، نه فقط برای تو، برای هزاران نفر دیگه هم همینطوره. چرا؟ چون همه اون تصمیمها از سمت ذهن خودآگاه گرفته شده بودن. همون بخشی از مغز که منطقپذیره، تحت تأثیر حرف اطرافیان یا فشار لباسهایی که دیگه اندازهات نیستن تصمیم میگیره.
ذهن خودآگاه خیلی زود هیجانی میشه… و خیلی زود هم خسته میشه.
اما بخش عمیقتر ذهن ما – همون که واقعاً زندگیمون رو هدایت میکنه – ذهن ناخودآگاهه.
و اینجاست که باید به طور جدی به نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری نگاه کنیم.
چون تا وقتی ذهن ناخودآگاه با مسیر لاغری تو همراه نشه، تو فقط داری با ارادهت برای لاغر شدن میجنگی؛
و واقعیت اینه که هیچ ارادهای زورش به ذهن ناخودآگاه نمیرسه!
نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مثل سیستمیه که سالها اطلاعات و تجربههای اشتباه از خوردن، بدن، احساس گرسنگی و پاداشهای غذایی رو در خودش ذخیره کرده.
تو ممکنه با خودت بگی: «باید شام نخورم»، ولی اون فرمول ذهنی درونت میگه: «شام یعنی آرامش» یا «شب بدون غذا یعنی تنبیه».
و این جنگ بین خواستههای منطقی و برنامهریزیهای ناخودآگاه، باعث میشه مسیر لاغری برات سخت، فرسایشی و خستهکننده بشه.
🔍 در واقع، نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری این نیست که فقط بهت کمک کنه راحتتر رژیم بگیری؛
بلکه کمک میکنه از ریشهی رفتارها، باورها و احساساتی که منجر به چاقی شدن، آگاه بشی و اونها رو اصلاح کنی.
چون تغییر پایدار از عمق ذهن شروع میشه، نه از فهرست رژیم غذایی روی یخچال.
پس اگه بارها و بارها تلاش کردی و به جایی نرسیدی، بدون که اشکال در ارادهت نیست…
🔑 اشکال اونجاست که هنوز نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی نگرفتی.

🟩 ذهن ناخودآگاه کیه؟ چرا اونقدر مهمه؟
ذهن ناخودآگاه یه جورایی مثل یه سیستم خودکار و مخفی پشت صحنه زندگی ماست که همه چیز رو کنترل میکنه، بدون اینکه ما حتی متوجه بشیم.
تصور کن یه کامپیوتر پیشرفته داری، ولی توی تنظیماتش یه برنامه پیشفرض نوشته شده: «برای آرامش باید چیزی بخورم.» یا «هر وقت ناراحتم، باید شکلات بخورم.»
این برنامهها آنقدر قدیمی و جاافتاده هستن که حتی وقتی خودت میگی: «نه، دیگه نمیخورم!» اون برنامهها باز هم فعال و در حال اجرا هستن.
یعنی ذهن ناخودآگاه یه نبرد دائمی بین اون چیزی که تو واقعاً میخوای و اون چیزی که در سالها برات جاافتاده رو داره.
📌 اینجا دقیقاً جاییه که نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری خودش رو نشون میده.
ذهن ناخودآگاه ما مجموعهای از باورها، عادتها و فرمولهایی رو در طول سالها ذخیره کرده که خیلی از اونها باعث چاقی ما شدن. باورهایی مثل:
- «غذا یعنی عشق و محبت»
- «نباید بشقاب رو خالی گذاشت، چون بیاحترامیه»
- «تو مهمونی باید تا ته غذا بخوری وگرنه دیگران فکر میکنن بیادبی»
این باورها اونقدر عمیق و قوی هستن که حتی وقتی تصمیم میگیری لاغر بشی و به ذهن خودآگاهت میگی «دیگه نباید زیاد بخورم»، ذهن ناخودآگاه هنوز هم بر اساس این فرمولهای قدیمی رفتار میکنه و باعث میشه که تغییر سخت و ناممکن به نظر برسه.
ذهن ناخودآگاه مثل سیستمعامل مغزه که همه عملکردها روی اون سوار شده.
اگر بخوای لاغر بشی ولی با این سیستمعامل هماهنگ نباشی، یعنی با یک نرمافزار ناسازگار کار کنی، قطعاً با مشکل مواجه میشی.
برای اینکه واقعاً نتیجه بگیری، باید مستقیماً با ذهن ناخودآگاهت کار کنی و باورها و فرمولهای قدیمی رو تغییر بدی.
این یعنی دقیقاً درک و استفاده از نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری، که اساس تغییر پایدار همینه.

🟥 چرا رژیم گرفتن سخت و بینتیجهست؟
تصور کن ذهن ناخودآگاهت یه مسیر آسفالتشده داره که سالها با افکار چاقکننده ساخته شده. مثل یه اتوبان ۱۰ بانده که خیلی راحت توش حرکت میکنی.
حالا تو یه جاده خاکی جدید میسازی به اسم رژیم، ورزش سنگین یا حذف شام. معلومه که حرکت توی اون جاده سخته، خستهکنندهست و احتمالاً بعد چند روز ازش برمیگردی تو همون اتوبان قبلی!
🧠 ذهن ناخودآگاه مقاومت میکنه، چون هنوز «باور» نکرده که تو واقعاً میخوای تغییر کنی.
این دقیقاً همون نقطهایه که اکثر رژیمها به بنبست میرسن. برنامه غذایی میگه نخور، ذهن ناخودآگاه میگه بخور! نتیجه؟ جنگ درونی، وسوسه، شکستن رژیم، احساس گناه و در نهایت رها کردن مسیر.
پس تا وقتی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو نادیده بگیری، تغییراتت سطحی و موقتی باقی میمونن.
🟪 نقل علمی – ذهن ناخودآگاه چطور رفتار ما را شکل میدهد؟
مطالعات علمی متعدد نشان میدهند که بیشتر رفتارهای ما، بهویژه عادات غذایی و کنترل وزن، به طور عمده توسط ذهن ناخودآگاه کنترل میشود.
طبق تحقیقات منتشر شده درباره نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری در مؤسسه پزشکی دانشگاه هاروارد (Harvard Medical School)، حدود ۹۵٪ از رفتارهای روزمره ما از طریق ذهن ناخودآگاه شکل میگیرند و تنها ۵٪ از آنها توسط ذهن خودآگاه هدایت میشوند.
این یعنی تلاشهای آگاهانه ما برای لاغری، اگر همراه با تغییرات عمیق در ذهن ناخودآگاه نباشند، معمولاً نتیجه پایدار نخواهند داشت.
🔍 اینجا دقیقاً جایگاه مهم نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مشخص میشود؛ زیرا تا زمانی که ذهن ناخودآگاه بر اساس باورهای قدیمی و نادرست عمل کند، تغییرات ظاهری و موقتی باقی میمانند و بازگشت به شرایط قبلی محتمل است.

🟧 لاغری با ذهن؛ راهی بدون اجبار و سختی
لاغری با ذهن یعنی لاغر شدن از درون و فهمیدن عمیق نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.
یعنی وقتی به جای رژیم، به خودت آگاهی میدی؛ به جای زور، احساس خوب ایجاد میکنی.
👂 توی این مسیر، خبری از اجبار نیست. نه کسی میگه شام نخور، نه میگه هر روز دو ساعت بدو!
فقط قراره فایل بشنوی، تمرین بنویسی، احساساتت رو بشناسی و کمکم فرمولهای ذهنی رو تغییر بدی.
و اینجاست که جادوی واقعی اتفاق میافته و نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو به چشم خودت می بینی.
وقتی فرمولهای ذهن ناخودآگاه تغییر میکنه، میل تو هم تغییر میکنه.
دیگه اونقدر ولع برای شیرینی نداری.
دیگه شبها بدون غذا خوردن هم آرومی.
دیگه مهمونی نمیشه نقطه شروع پرخوری.
📌 چون نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی گرفتی و با اون هممسیر شدی.
چطور ذهن ناخودآگاه رو برای لاغری کدنویسی کنیم؟
اگه بخوای برای گوشیات یه اپ جدید نصب کنی، اول باید حافظهاش جا داشته باشه و بعد اپ قبلی (اگه ناکارآمده) رو حذف کنی، درسته؟
در مورد ذهن هم همینطوره. برای اینکه فرمولهای جدید لاغرکننده وارد ذهن ناخودآگاه بشه، اول باید فضا باز شه، بعد فرمولهای قبلی رو پاک کنیم و در نهایت نسخه بهروزشده رو جایگزین کنیم. 📲🧠
✅ تمرینهای نوشتاری روزانه
✅ شنیدن فایلهای آموزشی تأثیرگذار
✅ تصویرسازی ذهنی از بدن متناسب
✅ و از همه مهمتر: احساس خوب نسبت به خودت
همه اینها ابزارهایی هستن برای برنامهنویسی جدید ذهن. ذهن ناخودآگاه عاشق تکرار و احساسه.
⬛ نتیجهگیری – چرا اینبار فرق میکنه؟
شاید دهها بار رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، یا با اپهای کالریشمار کار کردی.
شاید بارها هیجانزده شروع کردی و با ناامیدی تموم کردی.
اما اینبار فرق میکنه، چون اینبار فقط از روی اراده نیست، از عمق ذهن ناخودآگاهت شروع شده. 🧠❤️
وقتی میفهمی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری چقدر بنیادیه، دیگه خودتو بابت شکستهای قبلی سرزنش نمیکنی.
میفهمی که اون شکستها نتیجهی ناهماهنگی بین منطق و ناخودآگاه بوده، نه ضعف ارادهت.
✋ دیگه لازم نیست به خودت سخت بگیری.
💡 فقط باید آگاه بشی، با خودت مهربون باشی، و اجازه بدی ذهن ناخودآگاهت هم همراهت بشه.
✍️ بخش آخر: دعوت به مشارکت – حالا نوبت توئه! 💬
🧩 حالا که این مقاله رو تا اینجا خوندی، یه دعوت صمیمانه ازت دارم:
👇 تو بخش نظرات بنویس برام:
- کجای مسیر لاغری برات همیشه سخت بوده؟
- تا حالا به نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری توجه کردی؟
- به نظرت کدوم باور ذهنی قدیمی باعث شده متناسب شدن برات دشوار بشه؟
👂 منتظرم تجربهها و افکارت رو بخونم چون باور کن، همین حرفها کمکم مسیر ذهن ناخودآگاهت رو به سمت تغییر هدایت میکنه.
🎯 و اگه واقعاً میخوای این بار مسیر لاغریت متفاوت باشه، دوره ویژه «ورود به سرزمین لاغرها» رو از دست نده.
این دوره تخصصی بهت یاد میده چطور با قدرت و هماهنگی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری موافقت کنی و مسیر لاغری رو با آرامش و اعتماد به نفس طی کنی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.74 از 194 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
با سلام و درود فراوان بر همه دوستان عزیز و سلام و درود فراوان بر استاد گرامی
عجب فایل مهمی چه اطلاعات دقیقی
الان که چند ماه در این مسیر زیبا با این حس و حال خوب و عالی هم سفر هستیم تازه متوجه علت این تغییرات جسمی و حسی از کجاست.
خدایا مهربانم را شاکرم با این سیستم زیبا، دقیق و هوشمند آفرینش انسان . سیستمی که در اون لایه های منظم دقیق وطبقه بندی شده اطلاعات کنار هم قرار گرفته و زیربنایی نظم جهان را تشکیل می دهد. سیستمی که در آن هیچ اطلاعاتی بی ارزش و بیهوده نیست. هر اانسانی بر اساس سطح مواجه با اطلاعات و آگاهی نصیب می برد. البته لطف الهی با پوشش فراگیر خود در تمام این لایه ها گسترده شده و با روشهای مختلف برای هدایت انسان به مسیر کمال پیشنهاد می دهد.
از نکات زیبا و جذاب این اطلاعات این بود که ذهن ناخودآگاه انسان نمی تواند در دسترس دیگران نیست. به عبارتی این گنجینه مهم در وجود متعالی هر انسان مثال یک ودیعه بی مانند حفظ شده . گنجینه ای مخصوص و منحصربهفرد هر انسان .نشانه ای برای عدالت بی مانند خداوندی .اینکه برای هر آفریده خود در سفر دنیا ، مخزنی ویژه برای دریافت، هدایت و نوسازی داده شده تا هر روز فرصت ساختن زندگی دوباره را داشته باشد.فارغ از جنس ، محل تولد، سن و،،،،
بهترین قسمت این نوآوری و نوسازی لحظه به لحظه این است که ممسیر توام با شادی و آرامش و حس خوب است. هر قدم که در مسیر جدیدی برمیداریم با معیار ایجاد نوع احساس قابل اندازه گیری است. هرچه احساس بهتر یعنی مسیر و روش درست است . و این نیز از مهمترین الطاف خداوندی است . که انسان به درستی مسیر خود ایمان داشته باشد.
در مدت آشنایی و طی مسیر رروشن و زیبای لاغری باذهن ، آنقدر که احساس آرامش بخش حضور در این مسیر برای من باارزش است ، کسب نتیجه فوری مهم نیست. چرا به دلایل دستاوردهایی زیر:
اولا کسب لاغری و ساخت اندام دلخواه فقط با استفاده از توان و انرژی خودم صورت می گیرد نه با کپی کاری از روشهای دیگران. پس من توانمندم
دوما من با وجودم در صلحم و این آرامش و صلح برا تمام اقدامات زندگی من تاثیرگذار است. پس من مثبت اندیشم
سوما لاغری و تناسب اندام به عنوان یک حق الهی را شناخته و به آن دست خواهم یافت پس من یک انسان خلاقه
چهارما این الگو می تواند برای دستیابی به تمام نعمتهای در این دنیا مورد استفاده قرار گیرد پس من آفریده مورد عنایت خداوند هستم.
چه چیز از این لذت بیشتر است . که پروردگارم مرا با نیرویی عظیم به دنیا فرستاده و من قادر بهترین زندگی را برای خود خلق کنم در تمام جنبه ها.
چه قدر آرامش بخش است که هر روز میتواند روز تغییر از نا خواسته هابه سوی خواسته ها باشد .
خدایا سپاسگزارم
استاد عزیز سپاسگزارم
به نام خداوندی که من را به این مسیر هدایت کرد
خوشحالم تونستم ذهن ناخودآگاهم را باخودم هماهنگ کنم هر بار که استاد آموزشی میدهند من یک مثال عالی به ذهنم میرسه که فهم اون مطلب را برام آسون میکنه مثلا من ذهن ناخودآگاهم را مثل مسئول یک بایگانی در زیر زمین یک شرکت بزرگ میدونم اون فرمولها را در کشوهای مخصوص بایگانی میکنه هر وقت احساس وارد شد با فرمول مربوطه مخلوط میکنه واون محصول جدید را به عنوان رفتار به مغز میفرسته
یا اینکه دردرون سلولهای من یک صورتک کوچک هست منتظر بوده تا حالا که فرمولهای متناسب کننده وارد مغز بشه حالا که این فرمولها اومده این صورتک خوشحاله وباانرژی بیشتر رفتار های متناسب کننده انجام میده
ممنونم استاد عزیز من اینها رو از شما یاد گرفتم خداراشکر که شما رو در مسیر راه من قرار داد
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوستان اهل تفکر پاینده باشید
در تمام سالهایی که چاق بودیم و از روشهای بسیاری برای لاغر شدن اسنفاده می کردیم و هربار شکست می خوردیم و نتیجه ماندگاری نداشتیم خودمون را سرزنش می کردیم و فکر می کردیم ما ناتوان و بی اراده هستیم و مدتی بیخیال می شدیم تا اینکه دوباره مورد سرزنش و تحقیر و تمسخر دیگران قرار بگیریم و وقتی خیلی عصبانی می شدیم اینبار می خواستیم روش دیگری را امتحان کنیم و یا عروسی و تولد و عیدنوروزی در پیش باشه که ما انگیزه ای داشته باشیم و در گفتگوی درونی ذهن خودمون را با دیگران مقایسه کنیم و شروع و اقدام برای روش دیگری کنیم .اما در نهایت هیچ نتیجه ماندگاری نداشتیم و برای همین اینجا هستیم .
در تمام این روشها ما اطلاعی از نقش ناخودآگاه در مسائل زنگیمون و البته چاق و لاغری نداشتیم و نا آگاهانه خود را در مسیر درد و رنج قرار می دادیم .هربار که ما تصمیم به لاغری می گرفتیم این خود ما بودیم که این خواسته را داشتیم و با تحقیقات روشی و مسیری را برای لاغری انتخاب می کردیم ولی تصمیم ما با ناخودآگاه ما هماهنگ نبود و در جهت مخالف همدیگر بوده است .
در واقع هر بار که افرادی در مورد چاقی صحبت می کردند و سرزنش و تحقیر و مقایسه را ما از افراد دیگر نسبت به چاقی میدیدیم از طریق ذهن خودآگاه (منطق )به صورت عوامل بیرونی اعصاب ما تحریک می شد و گفتگوی ذهنی در ما شدت می گرفت که ترکیب گفتگوهای ذهنی و احساس ترس از چاق شدن ما باعث ایجاد فرمول چاقی در ذهن ناخودآگاه ما می شد و ذهن ناخودآگاه ما (کننده اصلی کار هست که فقط با احساس ما کار می کنه که الگوی آن خواسته ما تلقی میشه و میتونه احساس چاق باشه یا لاغر یا عشق یا تنفر یا ترس یا ایمان و فقط واکنش به احساس ما داره )و طبق الگوی ایجاد شده روی مغز ما تأثیر می گذاشت و مغز فرمانهایی به اندام ما صادر می کرد که عملکرد و رفتارهای ما را هماهنگ با خواسته ناخودآگاه قرار بده و نتیجه رفتار می شد چاقی !…مثلا ما سیر بودیم به ما کیک خامه ای تعارف می کردند و ما سریع دو یا سه تا پشت سر هم بر می داشتیم و می خوریم …و این دستور مغز هست .(حالا کلی ترس و خجالت هم کنارش بود و دوست داشتیم باز هم بخوریم چون الگو چاق بوده است )
خب حالا ما می آمدیم با رژیم و محدودیت و منع غذایی به تصمیم خودمون می خواستیم جسم را تحت فشار بزاریم و لاغر بشیم و اتفاقا با شوق و انگیزه هم شروع می کردیم از یک جهت فشار ما به جسممون هست و از جهت دیگر فشار دستورات مغز به جسممون که از ناخودآگاه می آید و در دو جهت مخالف هستند ؟!الگو مصرف شیرینیجات هست ولی من منع شیرینی دارم و طبق الگو و فرمان مغز عمل نمی کنم و هماهنگی نیست نتیجه حالات جنگ و جدال و پرخاشگری در ما به وجود می آید و هر چه از روزهای رژیم می گذرد مقاومت ذهن ناخودآگاه بیشتر می شود چون می خواهد رفتار ما را طبق الگو و خواسته قرار دهد و مسیر سخت تر و درد و رنج ما بیشتر می شود تا ما را منصرف کند در نتیجه سناریو میچینه که خسته بشیم یا بین راه توقف کنیم و در نهایت ناخودآگاه پیروز میشه و ما شکست می خوریم .
بنابراین جلب نظر موافق ناخودآگاه ذهن برای لاغرشدن ضرورت دارد.
در روش لاغری با ذهن دقیقا همه چیز برعکس هست یعنی یه جایی ما تسلیم شدیم دیگه رها کردیم و تصمیم از طرف ما نبوده بلکه از طرف خداوند هدایت شدیم و بعد از طریق آموزشهای لاغری با ذهن داریم مجوز لاغری را میگیریم از ناخودآگاهمون و نظرش را جلب می کنیم هرروز گفتگوهای ذهنی داریم یعنی تجزیه تحلیل فکری داریم که البته با نوشتن این اتفاق عالی می افته و احساس لاغری و امید و توانمندی در ما به وجود می آید بنابراین ترکیب این گفتگوها و احساس میشه فرمول ذهنی لاغر و در ناخودآگاه ما ذخیره میشه حالا از قبل هم انبوه فرمولهای ذهنی چاق در ناخودآگاه ما وجود داره و این تضاد و ناهماهنگی را نمی تونه ناخودآگاه بپذیره و اگر ما در این مسیر استمرار داشته باشیم فرمولهای ذهنی لاغری قدرت بیشتری می گیرند و تعداشون بیشتر میشه و خود ناخودآگاه طبق فرمولهای جدید بر مغز اثر می گذاره و مغز فرمان جدید طبق الگوی جدید صادر می کنه در نتیجه خیلی آسون و راحت مثل آب خوردن تمایلات درونی ما و عملکرد و رفتارمون تغییر می کنه و وقتی رفتار ما تغییر کنه جسم ما هم صددرصد تغییر می کنه و لاغر میشیم .و ذهن و مغز و جسم در یک راستا قرار می گیرند و هماهنگ عمل می کنند از این جهت نوعی صلح در ما ایجاد میشه و احساس بسیار خوبی هم داریم .(بنابراین روزهای اولیه شروع مسیر لاغری با ذهن بسیار اهمیت دارند چون باید نظر ناخودآگاه برای لاغری جلب بشه و هرروز بذر لاغری آبیاری بشه تا تنومند بشه و به طور خودبه خودی عمل کنه )
ولی متأسفانه ما در تمام موضوعات زندگی به دلیل ناآگاه بودن اینطور عمل کردیم و همیشه تصمیمات را با منطق و ذهن خودآگاه انجام دادیم و نتیجه ناکامی و سختی و فشار بوده و در واکنش به اتفاقات زندگی و گفتگوهای دیگران بسیار تحریک پذیر و البته منفی نگر عمل کردیم و زندگی امروز ما معجونی از دردو مشکلات شده است که در واقع خواسته خودمون بوده است و امروز از خدا و پیغمبرو جهان و مملکت و خانواده و غیره گله مند هستیم.
ما در طول روز بی نهایت حس را تجربه می کنیم با درجه فرکانسهای متفاوت هرچه احساسی تر باشیم خواسته ما زودتر عملی میشه مثلا اگر عاشقانه رفتار کنیم حس لطیف داشته باشیم تمام زندگی برامون لطیف میشه و تجربه اتفاقات عاشقانه را داریم انسانهای مهربان عاشق در مسیر زندگیمون قرار می گیرند و روابطمون با طبیعت بسیار احساسی میشه و در نتیجه نوعی عشق کل نگر را تجربه می کنیم و اگر غم و غصه و اشک همراه باشند اتفاقاتی را تحربه می کنیم که همین احساسات را دریافت می کنیم .و چقدر باید مراقب احساس هوشمندمون باشیم و آرامش حس حضور خداست .
من مدتی هست تصمیم دارم زبان انگلیسی بیاموزم ولی ناخودآگاهم راضی نیست متوجه شدم که انگار سخته براش و اهمیتی نمیده ولی الآن کمی بهتر متوجه شدم که باید بشینم و براش دلیل بیارم از مضرات و منفعات بگم و انقدر احساسی و عمیق گفتگو داشته باشم که راضی بشه و هماهنگ با تصمیم من و این قدرت فوق العاده خلق کنندگی منه که میتونم آگاهانه به کار بگیرم تا خیلی آسون و راحت و با لذت این مسیررا طی کنم !…
خیلی سپاسگزارم از استاد عزیز که این فضا را برای نوشتن و تخیله افکار ما قرار دادند حقیقتا من خیلی ممنونم چون عاشق حرف زدنم و البته آموزش دادن وذوق دارم درک و تجربه مسیر زندگی و ذهنی ام را به اشتراک بگذارم و بارها با مشکل روبرو شدم یعنی شهد گل برای سوسکها بردم (افرادی که تو باغ نیستند )و دردسر ساز شد قضاوت و نگاه و نصیحت و دانش تقلیدی و غیره …ولی اینجا میتونم احساسم و دریافتی ذهنی ام را بروز بدم و خوبیش اینه که میدونم حداقل یک نفر هست که با عشق تمام دیدگاه ها را بخونه و متوجه گفته های من بشه و درک کنه چی میگم و این مسیر را رفته باشه …مسیرتون هموار و پرنعمت 🍃🌸
شادی و عشق الهی روزافزون براتون آرزومندم
نشان های دریافت شده
قبلا وقتی میرفتم بازار لباس بگیرم یا نزدیک عید و عروسی میشد تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم یا یکی بهم میگف خیلی چاق شی و من از طریق ذهن خدا اگاه تصمیم میگرفتم دنبال روش ها بودم یابراساس روش های قبلی شروع میکردم یادم میاد نزدیک عروسی خودم رژیم گرفتم یجوری شدم جلوی چشمام سیاه شد سرگیجه عصبانیت طوری شد ک همسرم گف تو رو خدا رژیم نگیر خیلی بدخلاق میشی
من اون موقع نمیدونستم ک بابا مشکل اینک ذهن من رام نشده من اصلا از نقش ذهن اگاهی نداشتم و فقط خودم بی اراده خطاب میکردم زورکی ی چیزیو نمیخوردم شام نمیخوردم هزاران ظلم دیگه
اما خدا رو شکر ک هدایت شدم ب این سایت و دارم از هروزش لذت میبرم و ذهنم کم کم رام میشه
همین دیروز رفتیم شیرینی بگیریم دو جور شیرینی خودمم کیک پخته بودم ب چ خوشمزگی
اگه فریبای قبل بود ک رژیم داش یا نمیگرفت شیرینی رو
صبح تاشب ب فکر اون شیرینی ها بود یامیگرف و ۵ ۶ تا میخوردم تاتموم نمیشد راحت نمیشدم یا همش فکرم در اون شیرینی ها بود
یا کیک میپختم همش ب فکر خوردن اون بودم یا نمیخوردم یامیخوردم باعذاب وجدان یااونقدر درگیر میشدمو میخوردم ک پشیمون میشدم
ی جوری شده بود ک دیگه کیک پختن برام شده بود عذاب ارزو حسرت میپختم ناهار نمیخورم فلان
خدا رو شکر میکنم ک ذهن ناخوداگاهدخودمو نقششو شناختم
دیروز بی دلیل احساس سرماخوردگی میکردم و گفتم اخه چرا بعد گفتم فریبااین از ذهن ناخواگاه تو هستش ببین چ فرمولی داری همه چی ب ذهن هستش ایمان دارم ب این حرفم
ممنون از استادعزیز بابت این آگاهی زیبا
نشان های دریافت شده
سلام
فایل اول درباره ی ترس بود و چه قدر عالی بود که فایل رو میشد با سرعت دوبرابر دید چون من وقتی فیلمای آموزشی رو با سرعت دوبرابر میبینیم مغزم بیشتر به کار میوفته تا جمله ها رو درک کنه و کمتر حواسم به چیزای مختلف پرت میشه .
ترس ابزار شیطانه. این جمله خیلی جمله ی قشنگیه و من تمام تلاشمو کردم که اینو به خودم ثابت کنم نه فقط برای لاغری بلکه توی هر چیزی وقتی میترسم به این فکر میکنم که من برای خدا شریکی اوردم ، وقتی میترسم یعنی یه قدرتی وجود داره که به من احساس ناامنی میده و حتی خدا هم نمیتونه به من امنیت بده . در کنار خدا یه قدرت دیگه در نظر گرفتن یه شرکه نظریه و حتی فکر کردن بهش هم حال ما رو بد میکنه چون اینطوری نظم جهان به هم میریزه ، ما دیگه به چیزی اطمینان نداریم و اعتمادمون به خدا از بین میره دیگه اونو پشت و پناه رویاهامون نمیدونیم و مدام توی باتلاق ترس هامون فرو میریم .
من هر وقت این فایل رو میبینم به این فکر میکنم که میشه حتی شیطان رو هم الگوی خودمون قرار بدیم .شیطان یه تعهدی به خدا داد و گفت من نمیزارم آب خوش از گلوی این مخلوقات به اصطلاح اشرف مخلوقات تو پایین بره و واقعا هم داره تمام تلاششو میکنه ، از هیچ تلاشی سر باز نمیزنه و روز و شب حتی تو خواب هم داره ما رو از راه مستقیم منحرف میکنه. این تلاش شیطان واقعا تحسین برانگیزه ، اینکه انقدر مسئولانه داره تعهدش رو انجام میده فوق العادست و میشه این روحیه ی شیطان رو الگو قرار داد ، برای همینه که چیزای منفی انقدر توی زندگی و ذهن ما زیادن چون شیطان و نوادگانش روز و شب دارن در راستای هدفشون تلاش میکنن و ما هم اگه بخوایم در راهی که دوست درایم موفق بشیم و نسبت بهش احساس مسئولیت داریم باید تمام توجهمون رو روش بزاریم و شبانه روز براش تلاش کنیم . من میخوام روحیه ی خستگی نا پذیره شیطان رو الگو خودم قرار بدم و در راه مخالف اون تمام تلاشمو بکنم و بهشت رو در زندگیم تجربه کنم .
مشکل اشرف مخلوقات اینه که باور ندارن به خودشون . منم دقیقا همینطورم؛ یعنی همه چیز هم که سر جاش باشه ما ترس اینو داریم که نکنه از ناکجا آباد یکی بیاد و پازل زندگی مارو خراب کنه و همین یه ترس کوچولو مانع تمام رسیدن هامون میشه؛ خواستن خیلی قشنگه وقتی یه نفر یه چیز رو میخواد و فعل خواستن رو براش صرف میکنه و براش تلاش میکنه کم کم این ترس ها از بین میرن ، کم کم ترس جای خودشو به ایمان میده و این یهویی اتفاق نمیوفته . ما از بچگی تحت تاثیر آموزه های اشتباه بودیم ، شیطان همون طور که مارو داره میترسونه ، مادرمون هم میترسونده ، مادر بزرگمون هم میترسونده ، جد جدمونم میترسونده و کارش همینه پس نمیشه انتظار داشت تمام این آگاهی های اشتباه که به ارث بردیم یه شبه از ذهنمون پاک بشن . باید بشینیم سر کلاس زندگی کردن و درست زنده بودن رو یاد بگیریم و نمیتونم و نمیشه نداره چون شیطان کارش سخت تر از ما بوده ولی انقدر توش موفق شده ، فقط به خاطر اینکه تو منحرف کردن و ترسوندن ما استمرار داشته ، شیطان خیلی زحمت کشیده چون باید بر خلاف جریان هستی که عشق و سلامتی و آگاهی و ثروته و… هست ما رو آموزش میداده و الان تونسته ، هر کس رو که می بینیم الان بخش منفی وجودش بیشتر از مثبتش کار میکنه پس یعنی شیطان موفق بوده و ما هم اگه واقعا بخوایم میتونیم موفق بشیم چون خیلی آسونه که در جهت جریان آب شنا کنیم ولی تنها باید از اسارت شیطان و ترس هامون خلاص بشیم و فقط کاری بکنیم که فکر میکنیم درسته و انقدر شاخه به شاخه نشیم.
….
فایل دوم درباره ی چگونگی لاغر شدن بود. اینکه خیلی ها از ما ها و خود استاد از روش های مختلفی استفاده کردیم که خیلی هم سخت بودن ولی نتیجه ای نداشتن برامون . خیلی ها ورزش میکنن ، میدون ، باشگاه میرن ، تو خونه ورزش میکنن ، میپرن بالا و پایین ولی نتیجه ای نداره شاید مقطعی ولی همیشگی نه ، میدونین… من خودم این چند وقت به چشم دیدم کسی رو که برای لاغریش تلاش میکرد و مصمم هم بود و ورزشش رو ول نکرد اما یه اتفاقی باعث شد که دیگه نتونه ورزششو ادامه بده ، مریض شد وقفه افتاد و الان اون فرد که میخواد دوباره بره ورزش احساس میکنه باید از اول شروع کنه و نتیجه ی این همه ورزش کردنش توی چند هفته خراب شده . این یعنی چی ؟ یعنی ذهن ناخودآگاهش برای لاغری برنامه ریزی نشده یعنی منظورم اینه که حتی اگه خود فرد هم ورزششو رها نکنه بازم یه موقعیتی پیش میاد که تمام تلاش های اون فردو بی نتیجه کنه . ، اینا کار ذهن ناخودآگاهه به خاطر اینکه نمیخواد بزاره ما لاغر شیم و متناسب باشیم چون توی دستور کارش لاغری تغریف نشده مثل دستگاه چاپیه که من بهش یه فایل به خصوص با نوشته هایی در اندازه و فونت مشخص شده بهش دادم و خب دستگاه چاپ هم همون فایل رو چاپ میکنه مگه میشه مثلا یه فایل دیگه به یه زبان دیگه با تعداد صفحات دیگه چاپ کنه؟ نه خب اصلا مسخرست همچین چیزی و هیچ کس انتظار همچین چیزی رو نداره پس چرا ما از جسممون انتظار غلط داریم و وقتی ذهن ناخودآگاهمون به یه شکل متفاوت برنامه ریزی شده ، سرزنشش میکنیم و بهش میگیم ناتوان؟ مگه غیر از اینه که اگه یه خروجی متفاوت از پرینتر میخوایم باید بریم و فایل جدیدی که میخوایم رو به جای فایل قبلی بریزیم روی فلش و بزنیم به پرینتر؟؟
ذهن ناخودآگاه ما باید بپذیره که این روش آسونه و ما باید توی این مسیر بمونیم و از دروازه ی ترس ها عبور کنیم و بعد که نتیاج اومد باور کنید دیگه نمیتونید به یه روش دیگه برای لاغری فکر کنید . یعنی من خودم این چند وقته رفتار های اشتباه زیاد داشتم و چند باری شد که به خودم بگم بیا بریم بدوییم چون پرخوری کردیم یا مثل امشب شام نمیخورم چون ظهر پر خوری کردم ولی میدونم این راهش نیست و هیچ کدوم از اون کارا رو انجام نمیدم چون میدونم اینا حربه های ذهن منفی و مخرب منن که اگه بهشون بها بدم قل میخورم و با کله میوفتم زمین . من الان توی وضع بدیم ولی اینا همش درست میشه با بودن و آموزشش دادن خودم ، کم کم درست میشه صبا , عجله نکن عزیزم . وقتی هنوز اوضاع خوب نشده یعنی هنوز به تهش نرسیده ، تهش خوبه مطمعن باش و با ایمان قدم بردار
ممنونم استاد
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
روز ۴۵ تکرار
سلام وقت بخیر
چگونه ترس از لاغر نشدن را در ذهن خود کمرنگ کنیم
ترس ابزار شیطانه که در طول زندگی زیاد باهاش روبرو شدم ،ترس از لاغر نشدن هم برای خودش ترس دلهره آوریه اینکه مدام منفی درونت بهت هشدار میده و باید بتونیم انقدر قوی بشیم که غم چاقی گذشته و لاغر نشدن آینده رو نخوریم
دقیقا وقتیکه پر از ترس هستی آرامش ذهنی نداری و توانایی تصحیح کردن فرمول های ذهنیتو نداری،اصلا قدرت تصمیم گیری نداری ، حالا این ترس تو هر کاری یا موضوعی باشه و چیزی که باید مراقبش باشیم گفتگوهای منفی درونه که میتونه روزها و ماه ها یا حتی سالها مارو درگیر خودش کنه
اینکه ذهن ما مدام در مورد ترس ها جستجو میکنه بخاطر نوع آموزشیه که در دوران کودکی داده شدیم، وظیفه ذهن هم که مراقبت از ماست ،پس مموری مغز پر از اضطرارها و ترس هاست ،تربیت ما هم که بر مبنای مواظب باش مراقب باش ،بوده ،پس یک دستورالعمل قدرتمند از خبرها و پیامدهاش در ما سیو شده ،برای همین ذهن از صبح تا شب فقط داره به ما هشدار میده ،اون نیتش مراقبت از ماست ولی خبر نداره با این ترس ها داره زندگی مارو نابود میکنه
برای منهم خیلی زیاد پیش اومده و پیش میاد که مدام بترسم ،از از دست دادن ها حالا چه جانی چه مالی و عاطفی که به کرات میترسونه و این مدت انقدر از این ناحیه بهم فشار آورده که دقیقا همون چیزیو که میترسیدم دارم تجربش میکنم و میدونم این وقایع ریشه در ترس های خودم داره و عوامل بیرونی میان که اون باورهای ترس آلود رو به ما ثابت کنن
منم این روزها خیلی زیاد با خودم صحبت میکنم که حداقل فشارهای ترس آور تره منفی درونم کمرنگ بشه ،هنوز که نتونستم خودمو به مرحله آرامش برسونم ولی تونستم حدشو کمتر کنم و امیدوارم که بتونم از این مرحله خارج بشم هر چند دارم تلاش میکنم توجهمو از اون موضوع کمتر کنم ولی منفی درونم ثانیه ای ضربه میزنه
در مورد چاقی چند وقتیه دست از سرم برداشته اونم بخاطر اینکه بهش گفتم من اصلا تصمیم به لاغر شدن ندارم و هر وقت میخواد از این جناح بزنه میگم من اوکی م من نمیخوام لاغر بشم و میگم ، اتفاقا بدنم کاملا نرمال و استاندارده و خدارو شکر تا حدود زیادی موفق شدم که از همین الان خودم راضی باشم تا دست از سرم برداره و تا حدود زیادی موفق شدم
ولی حرف زدن با خودمون تاثیر بسیار زیادی داره ،به قول استاد الان آدم ها بلد نیستن حال خوب بدن ،همون که حال بد خودشونو به ما منتقل نکنن خودش عالیه ،منم عادت ندارم از مسائلم به کسی بگم ،بنابراین بیشتر به خودم اکتفا میکنم و خدای خودم
و هر زمانی متلاطم هستم مدام به خودم میگم که ( خدایا شکرت که همه چیز عالیه ) میدونم با گفتن و تکرار کردن جملات قدرتمند با خدا ،انرژی منبع رو جذب میکنم و میرم تو مدار خداوند و از اونجاییکه راه خداوند مسیر آرامش و یاری رسان بودنه ،حتما به آرامش و مقصد بهتر هدایت خواهم شد ،پس اعتماد به خدا بهترین مسیر مستقیمه خدایا تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم
من مجبور شدم این کامنتو با کامنت بعدی با هم بفرستم چونکه فایل اول امروز جای کامنت نداشت
فایل نقش ذهن ناخوداگاه در لاغری
اولین بار که با ورزش ایروبیک آشنا شدم ۱۸ ساله بودم ،نظر همه این بود که ایروبیک چربی سوزی بالا داره و تازه تو باشگاه ها باب شده بود،منم اون ورزشو شروع کردم و هفته ۳ بار انجامش میدادم و بعد از چند ماه متوجه شدم بدنم جمع تر شده ،البته در کنارش همیشه رژیم و شام نخوردن بود
شام نخوردن هم از ۱۰ سالگی برام تجویز شد تا ۸ سال پیش که ۹۰ درصد شام نمیخوردم یا فقط سالاد میخوردم و برام ناراحت کننده بود ،از اونجاییکه مهمانی ها تولدها وعروسی ها در وعده شام بود یا من خودمو محروم میکردم یا انقدر با رنج و ترس و عذاب وجدان میخوردم که فرداش باید چندین ساعت ورزش میکردم تا کار اشتباهمو جبران میکردم
اولین دلیل ورزش کردنم چاقتر نشدنم بود ،دومین دلیل لاغرتر شدن بود و از بعضی ورزش ها هم خوشم میومد و در کل به فعالیت های باشگاهی علاقه داشتم و سالها بدنبال باشگاه و مسابقات و علایقم بودم ولی همیشه یه ترس بزرگ از چاقتر شدن داشتم که میخواستم همه جانبه به اون ترسه حمله کنم حالا با رژیم با نخوردن شام با رژیمهای مختلف با قرص های لاغری با دم نوش ها و کلا درگیر چگونه لاغر شدن خودم بودم
دریغ از اینکه برنامه ریزی مغز من برای لاغر شدن نوشته شده بود ،من دوست داشتم لاغر بشم ولی برنامه های درونم برنامه چاقی داشتن و اون برنامه بدون توجه به خواسته من کار خودشونو انجام میدادن ،منم از روی ناآگاهی مدام در مسیر لاغر شدن های فیزیکی بودم
ناخوداگاه من برنامش چاقی بود من شام نمیخوردم که چاقتر نشم نه اینکه لاغر بشم ،برنامه ناخوداگاه خوردن بیشتر بر اساس فرمول های چاق کننده بود، من ورزش میکردم و کارهای مختلف انجام میدادم ،انگار گوش ناخوداگاه کر بود و نمیشنید من چی میگم،گاهی عصبانی میشدم،ناراحت میشدم،افسرده میشدم،داد و فریاد میکردم و از همه چیز و از خدا شکایت میکردم ولی بی فایده بود
مثل وقتیکه ما در کامپیوترمون برنامه فتوشاپ میریزیم ولی تعجب میکنیم که چرا مطالبی در مورد موسیقی به ما نشون داده نمیشه ؟ میگیم چرا این دستگاه همش فتوشاپ نشون میده؟ خب چه برنامه ای ریختیم تو کامپیوتر؟ فتوشاپ؟ حالا چرا تعجب میکنیم ؟ طبیعیه که موسیقی برای ما نشون نده
اگر برنامه های موسیقی میخواییم باید برنامه فتوشاپو پاک کنیم و برنامه مورد علاقمونو وارد کامیپوتر کنیم ،دیگه نباید کامپیوترو بشکونیم و سرزنش کنیم ، وقتی میفهمیم درد کجاست میریم برای درمانش
امروز تو کلاس رقصم ،مربی م کلی ازم تعریف کرد از پشتکارم و موفقیت هام و همینطور از لاغرتر شدنم،در انتها بهم گفت من میخوام بیشتر از این لاغر بشی که تو اجراها هیکل همه اجراکننده ها یه شکل باشه
گفت هر راهیو میرفتی ادامه بده ،بهش گفتم من در مسیرش هستم و ترکش نمیکنم تازه دارم ذهنمو میسازم ،تازه دارم ذهنمو بیشتر میشناسم و اول راهم ، در انتها ازم پرسید با ذهن لاغر میشید یعنی به لاغری فکر میکنید ؟
بهش گفتم بحث گسترده ایه که الان وقتش نیست برات توضیحش بدم اگر خواستی یروزی وقت بذار بهت میگم جریان چیه
جریان اینه که به من اطلاعات اشتباهی در مورد خودم و بدنم داده بودن ،بهم گفته بودن حق طبیعی تو داشتن جسم چاق و شله ، ارثی این شکلی هستی، شیر مادرتو زیاد خوردی که گنده ای و استخونات درشته ،خدا خواسته این شکلی باشی ، ژنتیکته ،فعالیت نداری ،پرخوری میکنی ،تند غذا میخوری، ،شکل دختر عمه باباتی ،پاهات و بازوهات به عمه ت رفته ووو
منم پذیرفته بودم که باید اون شکلی باشم ،وقتی هم قبول کردم دیگه رفتم بسمت چاقی بیشتر چونکه چاره ای پیدا نمیکردم ،همه عوامل دست به دست هم داده بودن که من چاق باشم
پس رفتارهای من تغییر کرد ،عادت های مخرب زیاد شدن و اضافه وزن شروع شد ،محتویات ذهنی پر از فرمول های چاقی ،دستورات مغزی در راستای چاقی و در انتها فرمان چاقتر شو به جسم داده شد
حالا هر چقدر من تلاش میکردم بی فایده بود ،من با ۵ درصدم میخواستم لاغر باشم ولی ناخوداگاهم با ۹۵ درصد بدون تلاش داشت منو میبرد بسمت دره چاقی ،اصلا نیازی نبود کاری کنه ،مثل هواپیما وقتی میره روی خلبان اتوماتیک دیگه نیازی نیست خلبان کار خاصی انجام بده ،برنامه هاش آماده است دونه دونه اجرا میشه
و حالا برای استفاده نکردن از داده های قبلی باید افکار و باورهای قبلی شناسایی و رفع بشن تا جا باز بشه برای فرمول های جدید که از طریق آموزش های جدید ذهنی به مغز وارد میکنیم
داده های جدید در ما افکار و باورهایی بوجود میارن که همسوست با درونیات و ذات ما و باعث رفتارهای لاغر کننده میشوند و به همین راحتی ما در مسیر فرمان های لاغر شدن قرار میگیریم و با تکرار و تمرین این اطلاعات محکمتر در اعماق ناخوداگاه ما وارد میشه و جسم بسمت لاغر شدن حرکت میکنه
خدارو شاکرم برای بودنش و حسش که آرام بخش دل هاست
سلام شقایق جان
چه متن جذاب و روان وکاملی را نوشتی.
خواندن این متن برای من خیلی خوب بود و تاکید و تأیید دوباره ای به ذهن ناخودآگاه عزیز خودم دادم و این متن رو مثل یک فکت براش نشان دادم،که ببین کار ما درست است و ذهنم رو به ادامه روند به پذیرش فرمول های صحیح تشویق کردم و ما هم در کنار ساکنین آگاه و موفق این سرزمین به نتیغ خواهیم رسید.
موفق و سلامت و شاد باشید
سلام استاد گرامی
روزی جدید با شنیدن فایل های طلایی رو شروع کردم،واقعا تمام مطالبی که عنوان کردید حقیقت محض است،حقیقت تلخی که من به شخصه سالهای سال به دلیل نا آگاهی از ذهن و قدرت شگفت انگیز ذهن و اطلاعات کذبی که در اختیار همه ما گذاشته میشد بارهابا تمام وجود مجبور به تجربه چندین باره آن شدم.
هیچ وقت روزی رو که در ابتدای دوره تمرین گرفتن موافقت ذهن رو انجام دادم یادم نمیره،وقتی ذهنم موافقت خودش را به ججالب ترین شکل ممکن به من ابراز کردبه قدری حال من دگرگون شد،که مدت طولانی گریه کردم،از اینکه خداوند چه راهنمای قدرتمندی رو در وجود ما به ودیعه گذاشته و ما در بی خبری مطلق قرار داشتیم و واقعا از روزی که سعی کردم با ذهنم هماهنگ شوم،روند کاهش وزن من به راحتی و بدون هیچ سختی و اجباری طی شد.
البته به تازگی تصمیم گرفته ام برای برنامه ریزی های جدید که باعث تغییر مسیر و زندگی من خواهد شد نیز از این نیرویی که توسط خداوند به ما هدیه داده شده بیشترین بهره رو ببرم.
به امید شادی،سلامتی و دریافت نعمات بیشتر،پاینده باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
واحد تعیین کننده چاق یا لاغر بودن ذهن نا خوداگاه است .همیشه در روشهایی که قبلا استفاده کردیم توافق ذهن ناخوداگاه رو جلب نکرده بودیم . چون از نقش ذهن ناخوداگاه در لاغری اطلاعی نداشتیم.فقط تصمیم گرفته بودیم که می خوایم لاغر بشیم ولی ذهن ناخوداگاهمون همچین تصمیمی نداشت.و همین عدم هماهنگی بین من و ذهن ناخوداگاه سبب سختی و رنج اور شدن مسیرهای لاغری می شده.
ذهن ناخوداگاه همون بخشی هست که فرمولهای چاقی ذخیره شده و سبب می شه که مغز واکنش های اشتباهی زیادی نسبت به پارامترهای بیرونی بدهدو نتیجه همان اضافه وزن است.
در روش ذهنی ابتدا موافقت ذهن ناخوداگاه و جلب می کنیم بعد اقدام به لاغری می کنیم.از طریق کدنویسی ذهن.
حالا روش ذهنی ما به اولین قدمش که توجه کنیم تصمیم نگرفته بودیم از چه روشی استفاده کنیم فقط از رژیمها و اینا خسته شده بودیم و یه جورایی تسلیم شده بودیم و بعد هدایت شدیم بوسیله خداوند به این سایت .تا اینجا ذهن خوداگاه هیچ نقشی نداشته .رژیم و اینها که نبوده فقط شنیدن فایلها بوده و ورود این اطلاعات به ذهن و در نتیجه احساس خوب با استمرار و ادامه دادن احساس خوب گسترش پیدا می کنه و فرمولهای لاغر کننده به شکل قوی تری در ذهن ناخوداگاه شما ذخیره می شود.ولی هنوز رفتار فعلی شما بر اساس اون فرمولهای قدیمی چاق کننده ایجاد می شه که هماهنگی نداره.
با تکرار و ادامه دادن یواش یواش رفتار شما بر اساس فرمولهای جدید می شه و جسم تغییر می کنه.
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! اینکه ما الان چاق هستیم یا لاغر را ذهن ناخودآگاه ما تعیین کرده است. اینکه با شوق و اشتیاق یک روش لاغری را شروع کردیم و در نهایت به رنج و اجبار تبدیل شده و آن را رها کردهایم و دوباره این چرخه را بارها تکرار کرده ایم به این دلیل بوده که ذهن ناخودآگاهمان با چیزی که ما میخواستیم در یک مسیر نبوده است و ما از نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری اطلاع نداشتیم. ذهن ناخودآگاه ما همان بخشی است که فرمول های چاقی را در خود ذخیره کرده است و با آنها بر مغز ما تاثیر می گذارد و بر اساس همان فرمول ها مغز فرمان صادر می کند که نتیجه اش اضافه وزن ما شده است. زمانی که بتوانیم رضایت ذهن ناخودآگاه خودمان را جلب کنیم و ذهن ناخودآگاه مجوز لاغری را صادر کند متوجه می شویم که لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست. تاکنون از هر روشی استفاده کردهایم برای لاغر شدن، با استفاده از بخش خودآگاه ذهن ما بوده است که کاملاً تحت تاثیر عوامل بیرونی و صحبتهای دیگران است. وقتی بعد از هر بار شنیدن در مورد چاقی ما خودمان را سرزنش می کنیم و احساس بدی از خودمان داریم نتیجهاش میشود انتقال احساس چاق شدن بیشتر به ذهن ناخودآگاهمان و ناآگاهانه فرمول های اشتباه را به آن وارد می کنیم. ساخت فرمول های ذهنی به این صورت است که ما ابتدا تحت تاثیر عوامل بیرونی تحریک میشویم و در نتیجه این تحریک شدن، یک حس خوب یا بد در ما شکل میگیرد و بعد این احساس به گفتگوی ذهنی درونمان تبدیل می شود و با تقویت کردن این گفتگو آنها به فرمول های ذهنی ناخودآگاه تبدیل می گردند. به این صورت که مثلاً اولین بار شنیده و دیده ایم که افراد چاق چه مشکلاتی دارند و یک حس بد در ما ایجاد شده است و در گفتگوی درونی با خودمان نگران این بودیم که نکند ما هم چاق شویم و با هر بار دیدن افراد چاق و تقویت این فکر در ذهن ناخودآگاه مان که قادر به تشخیص علاقه و تنفر از هم نیست، این فرمول ایجاد شده که ما به چاقی علاقهمند هستیم. و طوری فرمانهایش را صادر میکند که در نهایت ما را به چاقی برساند. در تمام روشهای که تاکنون برای لاغری امتحان کرده ایم ذهن خودآگاه مان تصمیم گرفته و ذهن ناخودآگاهمان از این تصمیم راضی نبوده و با کم کردن اراده ما و سختتر کردن مسیر باعث توقف ما در ادامه مسیر شده است.
در روش لاغری با ذهن ما اطلاعات جدید و فرمول های لاغری را با تمرین و تکرار و استمرار وارد ذهن ناخودآگاهمان میکنیم و این بار ناهماهنگی به این صورت است که بدن ما میخواهد رفتارهای چاق کننده از خود نشان بدهد ولی ذهن ما رفتار های لاغر کننده را انتخاب کرده است بنابراین فرمان هایی که صادر میکند در جهت رفتار ما به سمت لاغری است و وقتی رفتار ما تغییر کند، جسممان هم به دنبال آن تغییر خواهد کرد و اگر این مراحل طی نشود و ذهن فرد آماده نباشد هر تلاشی برای لاغری انجام بدهد با رنج و سختی همراه است و برعکس وقتی ذهن آماده شده باشد حرکت در مسیر لاغری لذت بخش است. وقتی ذهن ناخودآگاه مان هماهنگ باشد با تصمیم خود آگاه ما، خودش به ما راهکارهای تازه و ایده های بیشتر و بهتری نشان می دهد که تاثیر فوقالعادهای در رسیدن ما به هدفمان که اینجا لاغری است، به همراه دارد.