🧠 تصور کن روی مبل نشستی، یه لیوان دمنوش گرم دستته و تو فکری…
چرا با اینکه بارها رژیم گرفتم، وزنم برمیگرده؟ چرا یه صدایی تو ذهنم همیشه میگه: «بیخیال، نمیتونی!»
🔍 جواب این سوالا تو یه جای پنهونه؛ جایی که اغلب نادیده میگیریم: نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.
ذهن ناخودآگاهت مثل یه فرمانده نامرئیه که بدون اجازه اون، حتی بهترین برنامه رژیمی هم به شکست میرسه.
اگه میخوای اینبار ماجرا فرق کنه، باید با ذهن ناخودآگاهت دوست شی… نه دشمن! 🤝✨
🟦 تصمیم برای لاغر شدن از کجا میاد؟ ذهن خودآگاه یا ناخودآگاه؟
حتماً برات پیش اومده که یه روز از شدت ناراحتی از اندامت، جلوی آینه وایسادی، با دلسردی به شکم و پهلوهات نگاه کردی و با یه بغض در گلو گفتی:
«دیگه بسه! از امروز لاغر میشم!» 😤

با کلی شور و انرژی تصمیم گرفتی زندگیتو تغییر بدی. یه دفترچه برداشتی و برنامه غذایی نوشتی، غذاهای خوشمزه و موردعلاقهت رو خط زدی، حتی رفتی سراغ باشگاه یا قرصهای لاغری.
چند روز اول حس خوبی داشتی؛ احساس میکردی روی مسیر درست افتادی. ولی… چند روز بعد انگار همه چیز برگشت به خونه اول.
انرژیت کمتر شد، انگیزهت تحلیل رفت، دوباره وسوسهها برگشتن، و تو با ناراحتی به خودت گفتی:
«بازم شکست خوردم… من انگار هیچوقت نمیتونم لاغر شم.»
🔁 این داستان تکراریه، نه فقط برای تو، برای هزاران نفر دیگه هم همینطوره. چرا؟ چون همه اون تصمیمها از سمت ذهن خودآگاه گرفته شده بودن. همون بخشی از مغز که منطقپذیره، تحت تأثیر حرف اطرافیان یا فشار لباسهایی که دیگه اندازهات نیستن تصمیم میگیره.
ذهن خودآگاه خیلی زود هیجانی میشه… و خیلی زود هم خسته میشه.
اما بخش عمیقتر ذهن ما – همون که واقعاً زندگیمون رو هدایت میکنه – ذهن ناخودآگاهه.
و اینجاست که باید به طور جدی به نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری نگاه کنیم.
چون تا وقتی ذهن ناخودآگاه با مسیر لاغری تو همراه نشه، تو فقط داری با ارادهت برای لاغر شدن میجنگی؛
و واقعیت اینه که هیچ ارادهای زورش به ذهن ناخودآگاه نمیرسه!
نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مثل سیستمیه که سالها اطلاعات و تجربههای اشتباه از خوردن، بدن، احساس گرسنگی و پاداشهای غذایی رو در خودش ذخیره کرده.
تو ممکنه با خودت بگی: «باید شام نخورم»، ولی اون فرمول ذهنی درونت میگه: «شام یعنی آرامش» یا «شب بدون غذا یعنی تنبیه».
و این جنگ بین خواستههای منطقی و برنامهریزیهای ناخودآگاه، باعث میشه مسیر لاغری برات سخت، فرسایشی و خستهکننده بشه.
🔍 در واقع، نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری این نیست که فقط بهت کمک کنه راحتتر رژیم بگیری؛
بلکه کمک میکنه از ریشهی رفتارها، باورها و احساساتی که منجر به چاقی شدن، آگاه بشی و اونها رو اصلاح کنی.
چون تغییر پایدار از عمق ذهن شروع میشه، نه از فهرست رژیم غذایی روی یخچال.
پس اگه بارها و بارها تلاش کردی و به جایی نرسیدی، بدون که اشکال در ارادهت نیست…
🔑 اشکال اونجاست که هنوز نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی نگرفتی.

🟩 ذهن ناخودآگاه کیه؟ چرا اونقدر مهمه؟
ذهن ناخودآگاه یه جورایی مثل یه سیستم خودکار و مخفی پشت صحنه زندگی ماست که همه چیز رو کنترل میکنه، بدون اینکه ما حتی متوجه بشیم.
تصور کن یه کامپیوتر پیشرفته داری، ولی توی تنظیماتش یه برنامه پیشفرض نوشته شده: «برای آرامش باید چیزی بخورم.» یا «هر وقت ناراحتم، باید شکلات بخورم.»
این برنامهها آنقدر قدیمی و جاافتاده هستن که حتی وقتی خودت میگی: «نه، دیگه نمیخورم!» اون برنامهها باز هم فعال و در حال اجرا هستن.
یعنی ذهن ناخودآگاه یه نبرد دائمی بین اون چیزی که تو واقعاً میخوای و اون چیزی که در سالها برات جاافتاده رو داره.
📌 اینجا دقیقاً جاییه که نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری خودش رو نشون میده.
ذهن ناخودآگاه ما مجموعهای از باورها، عادتها و فرمولهایی رو در طول سالها ذخیره کرده که خیلی از اونها باعث چاقی ما شدن. باورهایی مثل:
- «غذا یعنی عشق و محبت»
- «نباید بشقاب رو خالی گذاشت، چون بیاحترامیه»
- «تو مهمونی باید تا ته غذا بخوری وگرنه دیگران فکر میکنن بیادبی»
این باورها اونقدر عمیق و قوی هستن که حتی وقتی تصمیم میگیری لاغر بشی و به ذهن خودآگاهت میگی «دیگه نباید زیاد بخورم»، ذهن ناخودآگاه هنوز هم بر اساس این فرمولهای قدیمی رفتار میکنه و باعث میشه که تغییر سخت و ناممکن به نظر برسه.
ذهن ناخودآگاه مثل سیستمعامل مغزه که همه عملکردها روی اون سوار شده.
اگر بخوای لاغر بشی ولی با این سیستمعامل هماهنگ نباشی، یعنی با یک نرمافزار ناسازگار کار کنی، قطعاً با مشکل مواجه میشی.
برای اینکه واقعاً نتیجه بگیری، باید مستقیماً با ذهن ناخودآگاهت کار کنی و باورها و فرمولهای قدیمی رو تغییر بدی.
این یعنی دقیقاً درک و استفاده از نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری، که اساس تغییر پایدار همینه.

🟥 چرا رژیم گرفتن سخت و بینتیجهست؟
تصور کن ذهن ناخودآگاهت یه مسیر آسفالتشده داره که سالها با افکار چاقکننده ساخته شده. مثل یه اتوبان ۱۰ بانده که خیلی راحت توش حرکت میکنی.
حالا تو یه جاده خاکی جدید میسازی به اسم رژیم، ورزش سنگین یا حذف شام. معلومه که حرکت توی اون جاده سخته، خستهکنندهست و احتمالاً بعد چند روز ازش برمیگردی تو همون اتوبان قبلی!
🧠 ذهن ناخودآگاه مقاومت میکنه، چون هنوز «باور» نکرده که تو واقعاً میخوای تغییر کنی.
این دقیقاً همون نقطهایه که اکثر رژیمها به بنبست میرسن. برنامه غذایی میگه نخور، ذهن ناخودآگاه میگه بخور! نتیجه؟ جنگ درونی، وسوسه، شکستن رژیم، احساس گناه و در نهایت رها کردن مسیر.
پس تا وقتی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو نادیده بگیری، تغییراتت سطحی و موقتی باقی میمونن.
🟪 نقل علمی – ذهن ناخودآگاه چطور رفتار ما را شکل میدهد؟
مطالعات علمی متعدد نشان میدهند که بیشتر رفتارهای ما، بهویژه عادات غذایی و کنترل وزن، به طور عمده توسط ذهن ناخودآگاه کنترل میشود.
طبق تحقیقات منتشر شده درباره نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری در مؤسسه پزشکی دانشگاه هاروارد (Harvard Medical School)، حدود ۹۵٪ از رفتارهای روزمره ما از طریق ذهن ناخودآگاه شکل میگیرند و تنها ۵٪ از آنها توسط ذهن خودآگاه هدایت میشوند.
این یعنی تلاشهای آگاهانه ما برای لاغری، اگر همراه با تغییرات عمیق در ذهن ناخودآگاه نباشند، معمولاً نتیجه پایدار نخواهند داشت.
🔍 اینجا دقیقاً جایگاه مهم نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مشخص میشود؛ زیرا تا زمانی که ذهن ناخودآگاه بر اساس باورهای قدیمی و نادرست عمل کند، تغییرات ظاهری و موقتی باقی میمانند و بازگشت به شرایط قبلی محتمل است.

🟧 لاغری با ذهن؛ راهی بدون اجبار و سختی
لاغری با ذهن یعنی لاغر شدن از درون و فهمیدن عمیق نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.
یعنی وقتی به جای رژیم، به خودت آگاهی میدی؛ به جای زور، احساس خوب ایجاد میکنی.
👂 توی این مسیر، خبری از اجبار نیست. نه کسی میگه شام نخور، نه میگه هر روز دو ساعت بدو!
فقط قراره فایل بشنوی، تمرین بنویسی، احساساتت رو بشناسی و کمکم فرمولهای ذهنی رو تغییر بدی.
و اینجاست که جادوی واقعی اتفاق میافته و نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو به چشم خودت می بینی.
وقتی فرمولهای ذهن ناخودآگاه تغییر میکنه، میل تو هم تغییر میکنه.
دیگه اونقدر ولع برای شیرینی نداری.
دیگه شبها بدون غذا خوردن هم آرومی.
دیگه مهمونی نمیشه نقطه شروع پرخوری.
📌 چون نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی گرفتی و با اون هممسیر شدی.
چطور ذهن ناخودآگاه رو برای لاغری کدنویسی کنیم؟
اگه بخوای برای گوشیات یه اپ جدید نصب کنی، اول باید حافظهاش جا داشته باشه و بعد اپ قبلی (اگه ناکارآمده) رو حذف کنی، درسته؟
در مورد ذهن هم همینطوره. برای اینکه فرمولهای جدید لاغرکننده وارد ذهن ناخودآگاه بشه، اول باید فضا باز شه، بعد فرمولهای قبلی رو پاک کنیم و در نهایت نسخه بهروزشده رو جایگزین کنیم. 📲🧠
✅ تمرینهای نوشتاری روزانه
✅ شنیدن فایلهای آموزشی تأثیرگذار
✅ تصویرسازی ذهنی از بدن متناسب
✅ و از همه مهمتر: احساس خوب نسبت به خودت
همه اینها ابزارهایی هستن برای برنامهنویسی جدید ذهن. ذهن ناخودآگاه عاشق تکرار و احساسه.
⬛ نتیجهگیری – چرا اینبار فرق میکنه؟
شاید دهها بار رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، یا با اپهای کالریشمار کار کردی.
شاید بارها هیجانزده شروع کردی و با ناامیدی تموم کردی.
اما اینبار فرق میکنه، چون اینبار فقط از روی اراده نیست، از عمق ذهن ناخودآگاهت شروع شده. 🧠❤️
وقتی میفهمی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری چقدر بنیادیه، دیگه خودتو بابت شکستهای قبلی سرزنش نمیکنی.
میفهمی که اون شکستها نتیجهی ناهماهنگی بین منطق و ناخودآگاه بوده، نه ضعف ارادهت.
✋ دیگه لازم نیست به خودت سخت بگیری.
💡 فقط باید آگاه بشی، با خودت مهربون باشی، و اجازه بدی ذهن ناخودآگاهت هم همراهت بشه.
✍️ بخش آخر: دعوت به مشارکت – حالا نوبت توئه! 💬
🧩 حالا که این مقاله رو تا اینجا خوندی، یه دعوت صمیمانه ازت دارم:
👇 تو بخش نظرات بنویس برام:
- کجای مسیر لاغری برات همیشه سخت بوده؟
- تا حالا به نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری توجه کردی؟
- به نظرت کدوم باور ذهنی قدیمی باعث شده متناسب شدن برات دشوار بشه؟
👂 منتظرم تجربهها و افکارت رو بخونم چون باور کن، همین حرفها کمکم مسیر ذهن ناخودآگاهت رو به سمت تغییر هدایت میکنه.
🎯 و اگه واقعاً میخوای این بار مسیر لاغریت متفاوت باشه، دوره ویژه «ورود به سرزمین لاغرها» رو از دست نده.
این دوره تخصصی بهت یاد میده چطور با قدرت و هماهنگی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری موافقت کنی و مسیر لاغری رو با آرامش و اعتماد به نفس طی کنی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.76 از 197 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام .
گام ۲۳ ، نقش ضمیر ناخوداگاه در لاغری
پارت سوم نکات برداشت شده از متن :
۱- افراد چاق تلاش می کنند تا از طریق روشهای لاغری از شر چاقی رها شوند .
۲- این فرمول ها داخل ذهن افراد چاق است: ⬇⬇⬇⬇⬇
📛لاغر شدن نیازمند تلاش است.
📛 از طریق روشهای لاغری (رژیم و ورزش و…. ) می توان لاغر شد .
📛با چاقی باید مبارزه کرد .
📛 چاقی شر است .
📛 لاغری یعنی رهایی از شر چاقی .
📛 افراد چاق از هر روشی که شکست می خورند تصور می کنند آنها توانایی لاغر شدن ندارند . (احساس شکست به خاطر راه اشتباه و سرکوب خود )
📛 باور بی اراده بودن . ( احساس بی ارادگی )
📛 باور ناتوانی (احساس ناتوانی)
📛 فکر می کنند روشهای لاغری راه درستی هستند .
و ….
اینها تنها چند مورد از فرمولهای یک ذهن چاق است .
۳- واحد تعیین کننده ی چاق یا لاغر بودن در ذهن ناخوداگاه است .
۴- افراد چاق از نقش ذهن ناخوداگاه در لاغری و چاقی اطلاعی ندارند .
۵- راه چاق شدن ذهن :
❌۱- تلاش از طرق مختلف
❌۲- کاهش مقداری از اضافه وزن
❌۳- شروع لاغری با شور و اشتیاق
❌۴- تبدیل لاغری به رنج و اجبار
❌۵- در پیش گرفتن چاقی توسط ذهن
❌۶- رها کردن روش لاغری
❌۷- احساس سرخوردگی ، شکست ، نومیدی ، عصبانیت
❌۸- بعد از مدتی دوباره به فکر روشی دیگر بودن
❌۹- و دوباره این روند تکرار شدن
۶- دلیل اشتباه بودن روش های لاغر شدن در پروسه های قبلی این بود که در تمام دفعاتی که من برای لاغر شدن اقدام کردم ، توافق ذهن ناخوداگاه خودم را جلب نکرده بودم . چون از نقش ذهن ناخوداگاه در لاغری اطلاعی نداشتم .
۷- من به تنهایی تصمیم به لاغری داشتم . در حالیکه بخش مهم و تاثیرگزار در روند چاقی و لاغری من ذهن ناخوداگاه است که اصلا تصمیمی برای لاغری نگرفته است .
۸- عدم هماهنگی بین من و ذهن ناخوداگاه سبب سخت و رنج آور شدن مسیرهای لاغری در طی اجرا کردن آنهاست .
۹- در مسیر لاغری از طریق ذهن این هماهنگی بین خود و ذهن ناخوداگاه از طریق انجام تمارین مربوطه صورت می گیرد .
۱۰- در مسیر لاغری با ذهن ما به وضوح جلب رضایت ذهن ناخوداگاه خود را برای حرکت به سمت متناسب شدن تجربه می کنیم .
۱۱- ذهن ناخوداگاه ما همان بخشی است که فرمولهای چاقی در آن ذخیره شده اند .
۱۲- سالهاست اطلاعات اشتباه موجود در ذهن بر مغز ما تاثیر می گذارد و سبب میشود که مغز واکنشهای اشتباه زیادی نسبت به پارامترهای بیرونی بدهد و نتیجه ی همه ی این اتفاقات اضافه وزن است .
۱۳- وقتی ذهن ناخوداگاه مجوز لاغری را صادر کند متوجه می شویم که چقدر حرکت در مسیر لاغری با ذهن آسان و لذتبخش است .
۱۴- لاغری فرایندیست که در تمام روشهای دیگر با سختی و رنج بسیار همراه است .
۱۵- یکی از شگفتیهای ذهن انسان این است که وقتی به شکل صحیح در مسیر مناسب هدایت شود نتایج عالی ایجاد می کند .
۱۶- در روش لاغری با ذهن ابتدا موافقت ذهن ناخوداگاه خود را جلب کرده و سپس اقدام به حرکت به سمت لاغری کرده اند .
۱۷- این طریق کد نویسی ذهن برای لاغر شدن بهترین و تاثیرگزارترین روشی است که میتواند به افراد کمک کند تا رویای لاغری خود را محقق کنند .
۱۸- تمام اعمال فیزیکی (تصمیم گیری – جستجوی پیدا کردن روش لاغری و اقدام کردن ) توسط منطق (خوداگاه) ما صورت می گیرد .
۱۹- ذهن خوداگاه (منطق ) تحت تاثیر عوامل بیرونیست .
۲۰- ذهن خوداگاه با شنیدن صحبتهای دیگران تحت تاثیر قرار می گیرد .
۲۱ – مراحل تاثیر پذیری منطق (ذهن خوداگاه ) از صحبتهای دیگران
⚭شنیدن صحبتهای دیگران در مورد چاقی (عوامل بیرونی )
⚭تحریک شدن و به هم ریختن اعصاب (احساس منفی در افراد چاق )
⚭آغاز گفتگوهای درونی و شدت گرفتن آن
⚭سرزنش و گسترش احساس بد
⚭شکل گیری فرمول های ناخوداگاه و مرحله ی بعدی زندگی
۲۲- اشتباهی که همه ی افراد چاق بارها مرتکب می شوند و نتیجه ی آن انتقال احساس چاق شدن بیشتر به ذهن ناخوداگاه است .
۲۳- دیگران دسترسی به ذهن ناخوداگاه ما ندارند .
۲۴- خود ما هستیم که ناآگاهانه فرمولهای اشتباه را وارد ذهن ناخوداگاه خود می کنیم .
۲۵- ما تمام مراحل شکل گیری فرمولهای ناخوداگاه را در تجربه ی ایجاد احساس بد داریم . اما در مورد ایجاد احساس خوب تجربه ی کمی داریم .
۲۶- ما در گسترش احساس بد بسیار عالی عمل می کنیم .
۲۷- در گسترش احساس مثبت بسیار ضعیف هستیم .
۲۸- گسترش احساس مثبت باعث بهبود شرایط زندگی ما می شود .
۲۹- علت شکست روشهای مختلف لاغری این بوده است که عملکرد ما در استفاده از روشهای گوناگون یکسان بوده است . آن هم به روش زیر :
⛌۱- تصمیم گیری
⛌۲- برنامه ریزی
⛌۳- انتخاب روش
⛌۴- عمل کردن به روش انتخابی
نکته ی قابل توجه در این امر اینست که
تمامی این مراحل در سطح خوداگاه✔ و منطق ✔ صورت می گیرد و این در حالیست که از طرف ذهن ناخوداگاه تصمیمی برای تغییر شرایط زندگی ما اتخاذ نشده است .
۳۰- زمانی که روش لاغری را شروع کرده و تصمیم میگیرم مراحل آن را اجرا کنم رفتار آگاهانه ی ما با فرمولهایی که در ذهن ناخوداگاه ما از قبل نوشته شده است تفاوت پیدا می کند . ناهماهنگی ایجاد میشود و این ناهماهنگی برای ذهن ناخوداگاه پذیرفته نیست .
۳۱- هرچه از روزهای رژیم یا ورزش یا هر برنامه ی لاغری می گذرد اجرای آن سخت تر میشود . چون ذهن ناخوداگاه تمایل دارد رفتار شما براساس فرمولهای ذخیره شده در ناخوداگاهتان باشد .(مثال خوردن شام و تناقض رفتار رژیم و فرمولهای ناخوداگاه برای درک بهتر مطلب )
۳۲- در روش لاغری با ذهن همه چیز برعکس روشهای دیگر است .
۳۳- در روش لاغری با ذهن ما تصمیم برای لاغر شدن نگرفتیم و هدایت توسط خداوند انجام شد .
۳۴- در روش لاغری با ذهن ، ذهن خوداگاه ما نقشی در تصمیم گیری و انتخاب روش لاغری نداشته است .
۳۵- بعد از آشنایی با این روش و شروع یادگیری لاغری با ذهن هیچ برنامه ی غذایی یا ورزش به ما داده نشد . هرچه بود دیدن یا شنیدن فایلهای آموزشی بود .
۳۶- ما با گوش دادن فایلها و مطالب آموزشی در حال ورود اطلاعات جدید درباره ی لاغر شدن به ذهن خود هستید .
۳۷- در روش لاغری با ذهن گوش دادن فایلها احساس خوبی در ما ایجاد می کند . مراتب انتقال شنیده های جدید به ذهن ناخوداگاه به شکل خودبخودی انجام می شود .
۳۸- مراحل لاغری با ذهن .
🔘💠۱- شروع آموزش ✔
🔘💠۲- استمرار و ادامه دادن ✔
🔘💠۳- گسترش احساس خوب ✔
🔘💠۴- پایداری احساس خوب ✔
🔘💠۵- قویتر شدن فرمولهای لاغری در ذهن ناخوداگاه ✔
🔘💠۶- عدم همخوانی رفتار قدیمی با فرمولهای جدید ✔
🔘💠۷- عدم تحمل این ناهماهنگی توسط ضمیر ناخوداگاه ✔
🔘💠۸- تغییر رفتار چاقی به لاغری توسط ناخوداگاه به شکلی آرام و ساده ✔
🔘💠۹- کاهش میل به تکرار رفتارهای قبل ✔
🔘💠۱۰- تمایل برای تکرار رفتارهای جدید ✔
🔘💠۱۱- ادامه ی تغییر رفتار ✔
🔘💠۱۲- تطابق واکنشهای رفتاری مطابق فرمولهای ثبت شده در ذهن ناخوداگاه ✔
🔘💠۱۳- تغییر رفتار ✔
🔘💠۱۴- تغییر جسم ✔
۳۹- آگاهی احساس خوب می دهد .
۴۰- درک نقش ذهن ناخوداگاه در لاغری بسیار مهم است .
۴۱- هرچه درک ما از روند لاغری بهتر شود حرکت ما در مسیر لاغری بهتر و ساده تر و نتیجه بخش تر خواهد شد .
برداشت از متن .
این متن بسیار عالی بود . چون از نیرویی در اون صحبت شده بود که از اول عمر تا به الان با ما همراه بوده و در همه زمینه ها نقش بسیار مهمی در زندگی ما داشته ، اما اصلا به نقش اون در زندگی در هیچ جا اشاره نشده و بهش پرداخته نشده و در موردش صحبت نشده . اگرچه چند سالی هست که تعداد معدودی انسانها به این نیروی عظیم پی بددند و در راه شناختش کوشیده اند اما هنوز هم اغلب مردم از این نیرو خبر ندارند و به سختی روزگار می گذرانند .
حالا در بین تمام انسانها ، انسانهایی برگزیده شدند تا نقش ضمیر ناخوداگاه رو در تمام زندگی مورد بررسی قرار بدن و استاد هم یکی از همین افراد بودند تا از طریق ذهن به خصوص در زمینه ی لاغری به ما آموزشهای لازم رو بدن .
آموزشهای ایشون سرشار از حس خوب هست . چون به عنصر اصلی موجود در وجودمون اشاره کردن و رسیدن به آرزوها از جمله لاغری رو تنها از طریق شناخت ذهن و فرمولهای موجود در اون میسر می دونند .
کار ما اینه با تمام وجود آموزشهای ایشون رو ادامه بدیم . چرا که ابتدا هم همون بخش از وجودمون جذب اینجا شد و با لاغر شدن ما موافقت کرد . ما به روش لاغری با ذهن هدایت شدیم و هیچ تصمیم آگاهانه مبنی بر لاغر شدن از طریق این روش نگرفتیم . همه ی ما به شکلی کاملا اتفاقی و هدایت الهی با این مسیر زیبا آشنا شدیم و با همون هدایت ادامه میدیم .
همون خدایی که اولین بار مارو به اینجا هدایت کرد قادره تا آخر مسیر با ما همراه بشه و به ما انگیزه و نشاط روزافزون بده به ادامه دادن .
بزرگترین تفاوت لاغری با ذهن با سایر روشها دقیقا همینه که اینجا ما داریم یاد میگیریم که با کل وجودمون به سمت لاغر شدن حرکت کنیم در حالیکه در روشهای لاغری دیگه ما فقط با دو سه درصد نیروی خوداگاه داریم حرکت می کنیم و خود منطق ما هم میپذیره که میگه من هرگز نمیتونم بار اضافه وزن رو به تنهایی کاهش بدم چون این من نبودم که این اضافه وزن رو به وجود آوردم .
حالا میفهمم چرا بعد از مدتی که از رژیم و ورزش میگذره احساس ناتوانی بهمون دست میده . این احساس ناتوانی در ذهن خوداگاه ماست و واقعا هم او به تنها نمیتونه راه ضمیر ناخوداگاه رو تغییر بده . اگه میگه نمیتونم واقعا نمیتونه . چون او میخواد به تنهایی حرکت کنه و از نقش ضمیر ناخوداگاه در رسیدن به اهداف هیچ آگاهی نداره . این احساس ناتوانی وقتی ادامه دار میشه و خیلی تکرارش میکنیم که رخوت و سستی تمام وجودمون رو میگیره که تاثیر نتوانستم های نیروی خوداگاه ماست و حالا جا داره بهش بگیم بله منطق من تو کاملا درست میگی .
ما توانایی کاهش وزن از طریق خوداگاه به تنهایی رو نداریم و قطعا شکست میخوریم در این مسیر ولی خبر خوش اینه خدای هدایتگر ما رو به جایی راهنمایی کرد که داریم یادمیگیریم از نیروی برتر وجودمون که حتی خالق توست استفاده کنیم برای رسیدن به آرزوها .
تو کاهش وزن رو دوست داری ذهن خوداگاهم و باید فرمولهایی رو برای لاغری استفاده کنیم که ضمیر ناخوداگاه هم باهاش موافق باشه .
او موافقت خودش رو از طریق احساس به ما میگه وقتی ما از انجام راهی احساس خوبی داریم این یعنی ضمیر ناخوداگاه با ادامه ی اون راه موافقه و بهش علاقمنده ولی اگر میبینیم که احساس ما بده و تازه روز به روز بدتر میشه بدونیم ضمیر ناخوداگاه با ادامه ی مسیر موافق نیست و بازم خبر خوشتر اینه در راه لاغری با ذهن حتی اگه در این راه بر فرض محال اتفاقی رخ بده و حالمونم بد بشه خود ضمیر ناخوداگاه راهکار پیشنهاد میده برای خوب شدن حالمون . چون موافق ماست . یهو هدایت میشیم به فایلی که وجودمون رو سرشار از شادی می کنه و اشتیاقمون مجددا ایجاد میشه .
خلاصه که لاغری با ذهن یعنی عشق صفا خوشی راحتی لذت و همه ی چیزهای خوب .
ما خیلی خوشبختیم که به این راه هدایت شدیم تا بتونیم درک خودمون و لذت خودمون رو از طریق این نیروی عظیم بیشتر و بیشتر کنیم .
خدایا شکرت که مجددا برگشتم به این سایت .
استاد ازتون خیلی سپاسگزارم بابت این فایل و متن عالی .
فاطمه ازت سپاسگزارم .
نشان های دریافت شده
با سلام به شما دوست عزیز،
با خواندن دیدگاه شما ،خیلی لذت بردم وبطور واضح واصولی همه راهکارهای ذهن ناخودآگاه را بیان کردید ومن هم چون شما ،به همین نتایج شگفت انگیز ذهن ناخودآگاه پی بردم و دوروزی بود که دلم نمی خواست به راحتی از این فایل ،آگاهی دهنده استاد بگذرم ،وبارها این فایلو گوش دادم ولذت بردم ،به نظر من تکرار این آگاهیها به ما کمک می کند که تمام این اطلاعات به یک صورتی در ذهن ما حک بشود ،وعملکرد بهتری را درجسممان را داشته باشیم ،من به نوبه خودم خیلی خوشحالم ک در این مسیر هستم ودر هر فرصتی در طی روز از گوش دادن به فایلها وانجام تمرینات وخواندن نظر ات دوستان لذت می برم ،بهرحال خوشحالم که با شماها در تلاشیم که با آگاهیهای بیشتر وشناخت قدرت درونمان ، زندگی خود ودیگران را در شرایط دلپذیرتر وبهتری قرار دهیم .
نشان های دریافت شده
سلام .
ادامه تمرین گام ۲۳
نکات برداشت شده از فایل و شرحی از آن برای درک بهتر مطلب :
۱- در مسیر شگفت انگیز لاغری با ذهن انسانها بدون زحمت لاغر می شوند .
زحمت کشیدن در ذهن ناخوداگاه ما برابر با رنج و سختیست . برای همین ذهن ما همواره با آن مخالف است . پس وقتی میخواهد کاری انجام دهد که در آن احساس زحمت کشیدن و رنج و سختی باشد مسلما واکنشهایی به ما نشان می دهد که ما را از آن مسیر سخت دور کند .
۲- انسانهای چاق زحمت زیادی برای لاغر شدن متحمل می شوند .
مگر ما برای چاق شدن زحمتی کشیدیم نه . به راحتی آن را از شنیده ها و دیده ها آموختیم و پذیرفتیم و به راحتی در زندگی روزمره از آنها استفاده کردیم . حالا چرا باید برای لاغر شدن پروسه ی زحمت کشیدن را با خود همراه کنیم ؟ لاغر شدن نیاز به هیچ زحمتی ندارد .
به راحتی آن را از شنیده ها و دیده ها و خواندن ها و نوشتنهای موجود در سایت می آموزیم ؛ می پذیریم و به راحتی در زندگی روزمره از آنها استفاده می کنیم .
۳- انسانهای چاق سعی میکنند فعالیت بیشتری برای لاغر شدنشان انجام دهند . (مثال پارک و صحبت کردنها برای درک بهتر مطلب )
هرچقدر ما بیشتر برای لاغر شدن سعی کنیم مقاومتمان بیشتر میشود . احساس بدمان بیشتر میشود و ما نمیتوانیم کاری را به اتمام برسانیم . پس سعی کردن برای لاغر شدن سبب تولید واکنش مقاومت و احساس بد از سوی ذهن ناخوداگاهمان میشود . اما ما که با ذهن همسو شویم و نخواهیم برای لاغر شدن زحمتی بکشیم خود ذهن را در ساده ترین راه ممکن با خودمان همسو می کنیم و او با دادن ایده های عالی موافقت خود را خودبخود با لاغر شدن اعلام می کند .
۴- خیلی فرق می کنه نیت ما برای پارک رفتن تفریح باشه و لذت بردن یا ورزش باشه و سختی کشیدن .
یکی از ویژگیهای فرمول زحمت کشیدن برای انجام هرکاری اینه که واکنش ذهن برای اینکار میشه احساس بد در مسیر و بریده بریده کار رو انجام دادن .
انسانها نمیتونند با حس و حال خوب و به صورت پیوسته فعالیت خود را انجام دهند . چون ورزش کردن برای ما = زحمت کشیدن بود و ما هربار که میخواستیم پیاده روی بریم دقیقا مساوی جان کندن برامون بود . پدرمون در میومد . در حالیکه من خودم الان اون از راه رفتن عشق می کنم که فقط دوست دارم راه برم و برم و برم . چون خیلی تونستم در این کار ذهن رو با خودم همسو کنم که اگه لذت میبری راه برو اگه نمیبری نکن و من خودبخود دوست دارم این کارو انجام بدم و ذهن من خیلی باهام همراهی میکنه . البته من تنها پیاده روی کردن رو بیشتر دوست دارم چون وقتی با کسی میرم حرف و سخنهایی که بین ما رد و بدل میشه و الگوهای ذهنی اونها رو دوست ندارم و متوجه میشم انرژیم رو خودم با پذیرش حرف اونها میگیرم . پس ترجیحیدم خودم تنها برم پیاده روی و با خدای خودم حال کنم و از طبیعت لذت ببرم ولی اون زمان که میرفتم پیاده روی و برمیگشتم خدا میدونه میخواستم جون بدم و راحت بشم از این همه سختی و زحمت برای همین نه تنها همون وقت بریده بریده انجام میدادم خیلی وقتها هم رها می کردم .
احساس بدی که داشتم اون زمان هیچ وقت یادم نمیره .
۵- ما اون زمان تصمیم می گرفتیم برای ورزش کردن (هرچقدر بیشتر میخواستم ورزش کنم شرایط برام سختتر میشد و احساس بدتری داشتم ) چقدر دویدن برای ما سخت بود .
۶- ما تلاش میکردیم برای لاغر شدن و سختی کشیدن در چهره هامون کاملا مشخص بود و کلی درگیری ذهنی داشتیم .
۷- وقتی کسی از لحاظ ذهنی آماده ی متناسب شدن نباشه هر تلاشی رو بخواد انجام بده برای متناسب شدن آن تلاش همراه با رنج و سختیه . همراه با مقاومت شدید ذهنی . فرد تصمیم میگیره باید شرایط رو تغییر بدم اما چون از لحاظ ذهنی آمادگی رو نداره و برای خودش برنامه ریزی ذهنی انجام نداده توافق ذهن ناخوداگاه رو برای متناسب شدن جلب نکرده .
۸- اگر خواستیم ورزش را همراه لاغری با ذهن کنیم باید طوری باشد که ذهن هم در آن همراه و هماهنگ شود و احساس خوب به ما بدهد . هماهنگی ذهن و جسم باید با هم باشد .
۹-وقتی ذهن را برای متناسب شدن آماده می کنیم حرکت ما برای متناسب شدن خیلی برامون لذت بخش میشه .
۱۰- ویژگی برنامه ی رژیمی اینست که هرچه از شروع رژیم می گذشت کار سختتر میشد در حالیکه در لاغری با ذهن هر چه از شروع آموزش می گذرد کار لذتبخش تر و راحتتر میشود . چون ذهن همکارتر و همیارتر میشود . خودش همانند ابزاری به ما کمک می کند تا راه لاغری برای ما راحتتر شود . مثلا وقتی ورزش را شروع می کردیم اولش خوب بود ولی بعدش دنبال بهانه می گشتیم که نریم و این یعنی موافق نبودن ذهن ما با ما و این ناهماهنگی سبب میشد ما کار را به مرور رها کنیم .
۱۱- نمیشه یک فرد رو اجبار کنیم تا به زور از این روش استفاده کنه
۱۲- اگه میخوایم متناسب بشیم ؛ اگه میخوایم قدمی تاثیرگزار برای جسممان برداریم بدانیم اول باید از لحاظ ذهنی کاملا آماده باشیم برای اینکار وگرنه سعی ما ثمری نخواهد داشت .
۱۳- یادگیری ذهنی نیاز به تمرین استمرار و آموزش دارد . باید شیوه ی یادگیری را ادامه داد تا فرمولهای متناسب شدن در ذهن ما ثبت بشه . این مسیر نیاز به استمرار دارد اما تفاوتش با سایر روشها همواره با شادی و نشاط و آسونی همراهه و هیچ سختیی همراه نیست . حتی فایلها رو هم اگه با سختی گوش کنیم برامون هیچ ثمری نخواهد داشت .
۱۴- وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیریم خودبخود افکاری به ما داده میشه الهامات و ایده هایی به ما داده میشه که خودمون بیشتر مشتاق میشیم تا از این مسیر ادامه بدیم و نتیجه ی بهتری کسب کنیم .
۱۵- آموزشهای ذهنی استارت کار رو برامون میزنه . ما رو در مسیر قرار میده و ما قراره تا ابد به این شکل زندگی کنیم و قراره با این آموزشها زندگی کنیم .
۱۶- در این راه اونقدر آگاهیهای تاثیرگزارتری به خود ما داده میشه که وقتی ذهن ما این مسیر رو یاد میگیره خودش شروع میکنه به تلاش بیشتر به فرمول سازی بیشتر که کار رو بهتر پیش ببره .
۱۷- همه ی دوستان از یک نوع آموزش استفاده می کنند اما چرا نتایج اونها اینقدر عالی و ادامه دار میشه چون ذهن اونها وقتی یاد میگیره و در مسیر قرار میگیره شروع می کنه به تلاش کردن و ایده های جدید تر . فرمولسازی و باورهای جدید .
۱۸- هرچقدر بیشتر ادامه بدیم کارمون راحتتر و لذتبخشتر میشه .
۱۹ – کار ذهنی همینه وقتی شروع میشه و یاد میگیریم ذهنمون در زمینه ی متناسب شدن فعال میشه و خودش کارهای زیادی رو بهمون پیشنهاد میده . هماهنگ میشه باهامون . راحت و ساده باهامون حرف میزنه و بهمون میگه چیکار کنی و همه ی اینا نتیجه ی یادگیری صحیح لاغری با ذهن است .
۲۰- تا ذهنتون رو برای متناسب شدن آماده نکردید خیلی خودتون رو به سختی نندازید ، زحمت زیاد نکشید ، انرژی بیخودی هدر ندید ، نمیتونید متناسب بشید . باید اول ذهنتون با تصمیمتون هماهنگ بشه .
۲۱- این همه تصمیم گرفتیم کارهای مختلف انجام بدیم اما نتیجه نگرفتیم چون ذهنمون رو با خودمون هماهنگ نکردیم
۲۲- ما برای لاغر شدن نیاز داریم که مجوز لاغر شدن رو ابتدا از ذهن ناخوداگاه بگیریم . وقتی ذهنمون مجوز رو صادر میکنه اون وقت میبینیم که متناسب شدن چقدر آسانتر میشه .
۲۳- اتفاقی که در چاق شدن ما افتاده و ما خبر نداشتیم ، ما ابتدا توافق ذهن ناخوداگاه خود را برای چاق شدن جلب کردیم مجوزش رو گرفتیم و به همین دلیله که خیلیها فکر می کنند چاق شدن خیلی ساده است .
۲۴- لاغر شدن برات سخته : چون برای لاغر شدن مجوزی از ناخوداگاهت برات صادر نشده تا ذهنت در مسیر لاغری باهات همراه بشه و بهت پیشنهادات عالی بده .
۲۵- ذهن در مسیر چاقی سالهای ساله که داره بهت پیشنهادات عالی میده که چطور رفتار کنی که چاقتر بشی .حالا شما دوست نداری چاقتر بشی اما ذهنت کار نداره مجوز رو صادر کرده و در اون مسیر داره حرکت میکنه و خیلی راحت میشه با اموزش جدید با برنامه ریزی صحیح دوباره موافقت ذهن رو جلب کرد برای کار جدید برای حرکت در مسیر متناسب شدن .
۲۶- با اشتیاق و استمرار ادامه بدیم و نتایج عالی کسب کنیم و زندگی جدید رو در سرزمین لاغرها شروع کنیم .
این فایل سرشار از آگاهی بود . تمام موارد بالا فرمولهای ذهنی هستن که ما با آموختن تکرار و تمرین اونها داریم این الگوها رو به ذهن میدیم . هرچقدر بیستر در این فضا باشیم عملکرد ذهنمون بهتر میشه . بهتر و راحتتر می تونیم این فرمولها رو در زندگی روزمره به کار ببریم .
تفاوت دیگری که در این فایل از لاغری با ذهن و سایر روشها گفته شد نکته ای عالی بود که من با سومین دور گوش دادن بهش دقت کردم و اونم این بود که همه ی روشها اولش با اشتیاق شروع میشه ولی رفته رفته چون ذهن باهاش مخالفه احساسمون رو بد میکنه و ما کم کم و ارام آرام اون رو رها می کنیم . در حالیکه در لاغری با ذهن دقیقا برعکسه . هرچقدر بیشتر می گذره کار برای ما ساده تر و راحتتر و لذت بخش تر میشه . درست عین سایر آموزشها که با تکرار و تمرین کار برای ما ساده تر میشه و لاغر شدن برامون طبیعی تر میشه چون میره در ضمیر ناخوداگاهمون . درست مثل آموزش رانندگی . اولش چقدر سخته ولی کم کم همه چیز بهتر و راحتتر میشه .
بابت این فایل عالی ازتون خیلی سپاسگزارم .
نکته برداری از متن در پست بعدی
ادامه دارد……
نشان های دریافت شده
سلام
گام ۲۳: نقش ذهن ناخوداگاه در لاغری
تشکر میکنم از این فایل عالی و متن فوق العاده .
چقدر متن خوب بود واقعا خط به خطش پر از نکات ارزنده . پر از آگاهیهای فوق العاده که مسیر لاغری با ذهن رو بازم برامون ملموس تر می کنه . خیلی سپاسگزارم .
خیلی دوست دارم هم شرح انشایی برای فایل و متن بنویسم و هم نکته برداری کنم . دوست دارم خط به خطش رو تحلیل کنم . چون واقعا با این کار درکم بالاتر میره . فرمول عجله در ذهنم میگه این کار زمان بر میشه هر فایل رو نمیتونی توی یک روز تموم کنی . شاید چند روز سر یک فایل بمونی و فرمول اشتیاق در ذهنم میگه چه اشکالی داره . وقتی آدم یه جای خوش آب و هوا رو میبینه چرا لذت نبره . چرا باید تند و تند فایلها رو گوش بدم و نکات کمی ازش استخراج کنم . من اومدم توی دشت وسیع پر از گل . فرصت ها که بی نهایت و رو به افزونیه . خداوند که حضور داره و مرتب اشتیاق تزریق می کنه . استادی به این خوبی که باهامون همراهن و نکات لازم در مسیر رو کاملا و با اشتیاق و لبخند برامون بیان می کنند و میگن اصلا عجله نکنید . قوت درک مطالب که روزافزون بهمون داده میشه . چه اشکالی داره من از این باغ پر گل بیشتر لذت ببرم . در این دشت زیبا میچرخم و به آفرینش الهی نگاه می کنم . وقتی همه چیز آماده شده برای لذت بردن من چرا باید محدودیت زمان رو برای خودم قائل بشم . اینجا دانشگاهیه که هرگز زمانبندی داخلش وجود نداره . اینجا دانشگاه عشقه . دانشگاهیه که استاد تایم و زمان بندی برای رسیدن به مدرک برامون نمیزارن که چند ترمه تمومش کنیم . اینجا فقط نیت لذت بردنه . همه چیز برای لذت بردن ترتیب داده شده . حتی استاد میگن اگه خسته شدید فایل گوش ندید چون اثر نداره . پس یادمون باشه لذت بردن هدف ماست .
ما اومدیم اینجا تا لذت بردن رو یاد بگیریم و این الگوی ذهنی فوق العاده رو در زندگی روزمره هم به کار ببریم . لذت بردن . آرامش داشتن و تمام احساسات خوب .
تفاوت لاغری ما با سایر لاغریها اینه که ما از خود مسیر لذت میبریم . سایر روشها میخوان هر چه زودتر به مقصد برسند . اما ما اون قدر مسیرمون لذتبخشه که قراره تا آخر عمر در این مسیر گام برداریم . قراره دیگه به این شیوه زندگی کنیم . پس مقصد همینجاست . تفاوت مسیر ما با مسیرهای دیگه ی لاغری اینه ما هدفمون رو در مسیر به همراه داریم . چون هدف ما رسیدن به وزن ایده آل نیست . هدف ما متناسب زندگی کردنه . هدف ما تغییر شخصیته . رسیدن به وزن ایده آل در طی همین مسیر برامون ایجاد میشه و ما ازش عبور می کنیم . مقصد ما خودِ راهه . هدف ما اینه که طوری زندگی کنیم که لذتمون روز افزون بشه و هر چقدر بیشتر درک می کنیم به لذت بیشتری میرسیم و میفهمیم چطور باید عمل کنیم .
عمل صالح یعنی عملکرد با لذت .
سفارش خداوند همیشه
ایمان + عمل صالح هست و عمل صالح عملیست که از خود ایمان واکنش داده میشه . در حقیقت همون ایمانه که واکنش داده شده عمل صالح .
تفاوت عملکرد ما با عملکرد سایر روشها اینه ما با میل و رغبت و لذت عمل می کنیم ولی اونا با رنج و درد و اندوه .
چون همون رنج هم برای اونها واکنشه که بگه عزیزم راهت غلطه . این راهت نیست . ولی ما چون راه دیگری رو بلد نیستیم هرطوز شده در اون راه می مونیم تا نتیجه بگیریم و اتفاقا بعضی وقتها هم خود ناخوداگاه بهمون پاسخ میده چون ممکنه یه جوری راه رو برای خودمون لذتبخش کنیم . یعنی میخوام بگم حتی زمانهایی هم که ما از رژیم و ورزش نتیجه گرفتیم ناخوداگاه باز کمک کرده و بدون آگاهی مارو به موفقیت رسونده اون وقت ما فکر می کنیم تاثیر اون رژیمه بوده . ولی معمولا ما نتیجه نمیگرفتیم چون رنجمون خیلی خیلی بیشتر از لذت بوده .
ما در این متن و فایل آموختیم موافقت ذهن ناخوداگاه رو برای مسیر لاغریمون به دست بیاریم و واقعا چه لذتی از این بالاتر که ما برای خواسته مون از خودمون کمک می گیریم . از نیروی بی نهایت درونمون که میگه بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را .
پس شروع می کنم و برات می نویسم فاطمه .
فاطمه جان سلام . عشقم سلام . حالت خوبه عزیز دلم . من تو رو خیلی دوست دارم . میدونم عکس تو رو در همه جا دیدم و عشق ورزی به تو می کردم . ولی نمیدونستم که تویی .
فاطمه جان باهات خیلی حرف دارم حرفهایی که خودت می دونی و خیلیهاش رو خودت به زبونم میاری . من با تو حرف میزنم . با تو گوش میکنم . با تو درک می کنم . همه ی وجود من از توست فاطمه جانم .
تازه آموختم که تو در واکنشهای من خودتو نشون میدی .
تو در فکر من خودتو نشون میدی اگه متوجه نشم میای توی رفتارم بازم اگه متوجه نشم میای توی جسمم . تو هر لحظه داری خودتو بهم نشون میدی . تو آیینه ی منی فاطمه .
اگه جسمم چاق شد چون خودم خواستم . چون من در تک تک فرمولهای چاق کننده لذت بردم و لذت چاق شدن رو الگوی تو کردم این لذت رو دریافت می کردی و برای اینکه لذتم روز افزون بشه مرتب بهم کمک می کردی و من همیشه نگران بودم از چاقتر شدنم و نیت تو چون از بین بردن سختی و رسیدن به لذت باز هم دستور به خوردن میدادی و همیشه برای اینکه منو به لذت بیشتری برسونی و منو از غم و اندوه نجاتم بدی طبق کدهای خودم واکنشها رو نشونم میدادی .
تو میخواستی من رنج نکشم برای همین از اون مطالبی که در تو ذخیره کرده بودم و زمانی ازش لذت میبردم و تو بالاترین لذتی که بهت داده بودم رو بهم ارائه میدادی . هی من بیشتر رنج می کشیدم تو لذتی که در تو ذخیره بود رو بیشتر نشونم میدادی .
تو آیینه ی من بودی و هستی فاطمه .
ولی الان یاد گرفتم و لذتی بالاتر از خوردن و چاق شدن پیدا کردم .
تا نبیند کودکی که سیب هست
کی پیاز گنده را بدهد ز دست
لذتی که من از درک لاغری با ذهن به دست آوردم خیلی خیلی بیشتر از لذتهای خوردنی هست که ذهن چاق دستور میداد .
من دیگه از خوردن زیاد لذت نمیبردم . چون خوردنهای زیادم به من رنج بیشتری میداد . چون راهش نبود . راه لذت من خوردن و خوردن و خوردن نبود .
تن من زنده به جان است نه زنده به خوردن .
و من جانم را در اینجا یافتم .
فاطمه جان تو زندگی منی . ❤
فاطمه جان تو نفس منی . ❤
فاطمه جان تو منطق نیستی . تو منطق آفرینی . و منطق ها با تغییر درک انسان تغییر میکنه .
منطق من الان با قبل فرق داره .
اما زبان تو هرگز تغییر نمی کنه .
قانون تو لذت بردنه . قانون تو توجه کردنه . قانون تو صلحه . قانون تو مهربانیه . قانون تو آشتیه .
و من برای اینکه با تو و آنچه در توست آشتی کنم باید از خیلیها فاصله بگیرم .
نمیدونم چرا نمیتونم بنویسم . اصلا من در مقابل تو چی دارم که بگم .
➕از آموخته هات بگو .
تو بهم یاد دادی .
میدونم که نیرویی که در وجود استاد و بقیه ی انسانها و تو هست همه یکیست .
شاید بهتره اسمشو بزاریم خدا تا همه به اشتراک برسیم .
البته من بهت می گم فاطمه چون بیشتر لذت میبرم از این اسم . چون با این اسم مانوس هستم .
فاطمه جان به من اجازه ی لاغر شدن میدی ؟
مجوز لاغر شدن و البته مجوز رسیدن به همه ی آرزوهام رو بهم میدی ؟
➕اگه اینجایی یعنی بهت دادم .
➕اگه راهتو پیدا کردی یعنی بهت دادم .
➕من بهت مجوز دادم که دوباره برگشتی .
➕بهت مجوز دادم که بتونی ادامه بدی .
➕چون اینجا آگاهتر میشی .
➕اینجا با خیال راحت می تونی زندگی کنی بدون اینکه بترسی از قضاوت شدن . بترسی از نا همسو بودن با تمام مردمی که الگوهای ذهنیشون متفاوته . اینجا هیچ کسی نیست . اگه هم هست خداست .
➕تو اینجا خدا رو میبینی . هر کسی در یه جایی به آرامش میرسه . البته جاهای دیگه هم خدا هست نه اینکه نباشه . همه دارن به نوعی خدای وجودشون رو به هم نشون میدن . ولی خدای تو اینجاست . آرزوهای تو اینجاست . سکوی پرواز تو اینجاست .
باندهای فرودگاه ها زیاده . هر کسی از هرجایی که دوست داره میتونه پرواز کنه و نقطه ی پرواز تو اینجاست .
دل تو اینجاست . چون بار اول اینجا پرواز کردی . چون خودتو و خدای خودتو اینجا پیدا کردی .
➕مهم نیست چقدر طول می کشه ولی تو اینجا به تمام آرزوهات میرسی .
این وعده ی الهیست .
➕ مهم نیست چقدر طول می کشه ولی تو اینجا به تمام آرزوهات میرسی و ازشون عبور می کنی .
پس جای دیگه نرو . میدونم که دیگه نمیری . چون ایمانت اینجاست . هرچقدر بیشتر درک کنی عملکردت راحتتر میشه . ساده تر می تونی حرکت کنی . چون راه برات بازتر میشه .
✔من با لاغریت موافقت می کنم .
✔ لاغری که در اینجا پیدا کردی راحت به دست میاد . من واسه تو سختی نمیخوام .
لاغری که در اینجا پیدا کردی با لذت به دست میاد . من برای تو عذاب و رنج نمیخوام .
✔من همیشه همراهتم و تو هرچیزی که بخوای هر لحظه دارم اجابتت می کنم .
و اینجا آموختی که هر چیزی که الان توی دستت داری خواست خودت بوده که اجابت کردی .
آموختی که واکنشها نشان از دستور توست .
تو دستور چاق شدن برای خودت نوشتی . حتی زمانهایی که چاقی رو نخواستی و آه لاغر شدن می کشیدی داشتی کد چاقی می نوشتی . هنوزم طبق عادت می نویسی . ولی الان داری کنارش دستور و کد لاغری رو هم آموزش میبینی .
الان یادگرفتی که به واکنشهات دقت کنی . واکنشها چیزهایی هستن که نشان از عملکرد تو میدن .
الان مدتیه تغییر واکنش دادی .
واکنش های لاغر کننده داری نشون میدی و این یعنی جای درستی هستی که مطالبی که میشنوی داره برات تولید واکنشهای دلخواه می کنه .
➕به هیچ کسی کاری نداشته باش .
➕خودتو با هیچ کسی مقایسه نکن . این نکته خیلی مهمه . مقایسه کردن آدم رو داغون می کنه و تمام واکنشهات رو به خرابتر شدن میره .
پس فقط به خودت فکر کن . به اینکه هر روز طوری عمل کنی که عکس العملهات دلخواه تر بشه .
در اینجا آموختی لاغر شدن با ذهن دو مرحله است .
۱- شناسایی فرمولها و تغییر اونها و تایید فرمولهای جدید
۲- استفاده از اونها در عملکرد روزمره .
➕یادت باشه هر دوش رو با لذت همراه کن . هر چقدر بیشتر لذت ببری تاثیرش فوق العاده تره . استاد هم دقیقا همین نظر رو دارن .
نیازی به حرفهای من نیست . هرچی استاد بگن حرف منه چون کسی که از درون استاد داره صحبت می کنه با من یکیست .
پس مو به موی کلمات استاد کلمات منه و می دونم دیگه با ایشون به تضادی بر نمیخوری .
چون تمام تضادها حل شده و از حالا به بعد دیگه مدارها رو به افزونی و رو به ترقی و رو به پیشرفته .
امیدوار باش و با لذت حرکت کن .
تو زیباترین مخلوق خداوند از نوع خودت در کره ی خاکی هستی . پس بپر و از این همه عظمت و شکوه و زیبایی لذت ببر که تو لایق لذت بردنی .
لولاک لما خلقت الافلاک . همه فکر می کنند این جمله فقط از زبان خدا به محمد (ص) هست ولی این جمله از زبان خدا به تک تک انسانهاست .
خدا عاشق انسانه و همه چیز رو برای انسان خلق کرده تا لذت ببره و شاد باشه و بگه و بخنده .
موفق باشی .
مجوز لاغری تو امضا شد . والسلام .
ممنونم فاطمه
ممنونم استاد
ممنونم خدا
گرچه از زاویه ای که دارم تشکر می کنم هر سه ی اینها رو یکی میبینم و نگاهم به انرژی الهیه که وجود همه ی ما رو به وحدت و یگانگی می رسونه .
خدایااااااااا سپاسگزاااااااارتم .
این متن برداشت انشایی من از متن و فایل بود . اما واقعا دوست دارم نکته برداری و تحلیل خط به خط هم برای این فایل و متن بزارم .
استاد با اجازتون من بازم برای این گام وقت میزارم و نمیرم گام بعدی چون لذت این فایل و متن برام زیاده . دوست دارم بیشتر درکش کنم .
پس با اجازتون ادامه ی تمرین در پست بعد در همین گام
سپاسگزارتونم .
به نام خدا سلام دوست عزیز نوشته های شما زیباست ولی اگه کوتاه تر باشه بهتره چون از بس طولانیه خوندش آدمو خسته میکنه.🌹🌹🌹
نشان های دریافت شده
بنام خدا 🌸 سلام به همهی دوستان.دیروزاین دیدگاه رونوشتم اماازانجامش راضی نبودم و خواستم دوباره دیدگاهشوبنویسم وانجامش بدم و دوباره بشینم وفایل هارومرورکنم وبرای گام بعدی . عجله نداشته باشم .
درتمام مدت زمانی که من تصمیم میگرفتم که رژیم بگیرم تالاغربشم زشت کنم من فقط از طریق تصمیم گیری میخواستم به خواسته ی خودم که لاغری هست برسم وبه همین خاطر بازورواجبار ادامه میدادم اوایل خوب بودیعنی اشتیاق داشتمامادرنهایت بعدازچندروزیامدتی که میگذشت تصمیم میگرفتم رهاکنم وادامه ندم وخسته میشدم وچاقی رودوباره ادامه میدادم چون فکرمی کردم خیلی راحتتر ازاینه که این همه سختی روبخوام تحمل کنم وبعدبهانم این بود که نشدونتونستم ولی درواقعیت من نمیدونستم بخش ذهن ناخودآگاه من خیلی قدرتمند ه وازاین قدرت ذهنم خبرنداشتم به همین خاطر همه ی تلاش های فیزیکی من به شکست منتهی می شد محدود کردن خودم در حالت خودآگاه برای ذهن ناخودآگاهم که دراون فرمولها نوشته شده بود که چه چیزهای چه علایقی دارم به وسیله ی خوداگاهم منع میشدومن با قرارگرفتن دراین عدم تعادلی که بین بخش خودآگاه و ناخودآگاه بودقرارمیگرفتم ودچاراحساس عصبانیت وخشم میشدم وبعدازمدتی به خاطر عدم هماهنگی که دراین دوبخش ایجادشده بودخسته میشدم وله زندگی قبلی خودم که همون چاقی بودادامه میدادم چاقی من خواسته ی ناخودآگاهم بود و خواسته ی خودآگاه لاغری وعادتهای من هم ناخودآگاه به وجود اومده بودن براساس تکرارکردن وفرمول نویسی ناخودآگاه به همین خاطر وقتی من آگاهانه میخواستم که لاغربشم درنهایت نتیجه شکست بودچون درناخوداگاه من نتیجه چاقی بودوهرتلاشی که میکردم برای اینکه به نتیجه برسم فقط شکست به همراه داشت واین هم باعث می شد که من احساس ناامیدی وناتولنی منم ونجواهای ذهنی که تونمیتونی ونمیشه سرنوشتت اینه رومدام درذهنم مرورکنم وهرباربابیشترشدن این اتفاق وتکرارشدن این اتفاق این نجواهادرذهن من به فرمول ذهنی تبدیل میشدکه لاغرشدن سخت و چاقی آسونه ومشکلات چاقی به خاطر ژنتیک وچیزهای دیگست وبایدبرای لاغرشدن اینکارها سختوانجام داد تالاغرشدامااین هم در ذهن ثبت شده بود که چاقی همیشگی وراحت به دست میادامالاغری سخت بدست میادوراحت ازدست میره .ولاغری مثل چاقی که فرمولهای اون درذهن هست باید جایگزین فرمولهای چاقی بشه تالاغری صورت بگیره لاغری ولاغرموندن یک پروسه ی زمانبرهست مثل چاقی امابه اندازه ی چاقی طول نمی کشه بنابراین لاغری خیلی سریعتر و راحت ترازچاقی بدست میادوبرای همیشه وتاابدماندگاره.وجایگزین کردن این فرمول میتونه کمک به توافق ذهن ناخودآگاه برای لاغری باشه ودرذهن به مرورجایگاه وقدرت چاقی ازبین میره ودرنهایت اثری ازاون درذهن ودرجسم وجودنخواهدداشت فکربرعمل تاثیرمیگذاره هرچقدر ازانجام شدن درست کاری نگران ومضطرب باشم اون کار خوب پیش نمیره ودرموردلاغری هم به همین شکله تاوقتیکه ترس از نگاه های بقیه داشته باشم وتوفکرنظراونهادرباره ی خودم باشم و راه رفتن درمسیرتاییدشدن وتاییدگرفتن ازبقیه به خواستم نمیرسم وازمسیرمنحرف میشم چون طرزفکرادمهابامن فرق میکنه هرکدام ازادمهابرای خودشون زندگی میکنن من هم به تنهایی برای خودم زندگی میکنم درسته که با همسرم واطرافیانم دریک جازندگی میکنم امافکرمن باافکارهمسرم متفاوته وبنابراین رفتارم هم متفاوته ودرنتیجه نتیجه ی زندگیم متفاوته به خاطر همین هم هست که عده ای لاغرن وعده ای چاقن .عده ایپولداروثروتمندن وعده ای فقیروعده ای معتادن وعده ای به دورازدخانیات عدهای مریض وعده ای سالمن وعده ای درخوشبختی وسعادت زندگی میکنن وعده ای بااحساس گناه و پشیمانی.عده ای به خدا اعتقاد دارند و عده ای خیربه خاطراین که افکارفرق میکنه چون آموزش های داده شده به ذهن ناخودآگاه فرق میکنه فکرنه فکری که در سطح خودآگاه هست بلکه در سطح ناخوداگاه ریشه داره ناخودآگاه مجموعه ای از آموزش هاوخاطرات وتصاویروباورهاست ومجموعه ای از بی نهایت عظیم که از بچگی تابه اکنون دراون جمع آوری شدن وکدنویسی های رونوشت شده ازقبل که خداوند درما انجام داده شده توسط خداوند مثل پلک زدن وتنفس کردن وسلولسازی وخونرسانی این مجموعه تقریباً ۹۸درصدبخش زندگیمو نوبه عهده گرفته وتنها۲درصداززندگی به وسیله ی خودآگاه اداره میشه که بهش منطق گفته میشه وبه همین خاطر چاقی ادامه داربودنمیشه با۲درصدازتوانایی خودآگاه به جنگ۹۸درصدازناخوداگاه رفت وبافرکانس هاییک ذهن ناخودآگاه به خودآگاه منتقل میکنه عملیات دربدن شکل میگیره ویک تصمیم تازمانی که لذت بخش باشه وتبدیل به یک خواسته وباتکرارشدن وعمل کردن بارهاوبارها به اون درناخوداگاه ثبت میشه چاقی هم چون ازبچگی مثل حرف زدن ویادگیری حرف زدن به صورت ناخودآگاه شکل گرفته چاقی هم ناخودآگاه درمان خودشوپیداکردهودرواقع پیش فرض ماچاقی شده بود و الگوهای ذهنی موجودبرای ماوالدین واطرافیان بودن و در سطح گسترده تر جامعه ورسانه هاچاقی کاملا ذهنی وناخوداگاه درماشکل گرفته چون یادمون نمیاذکی چاق شدیم وکاملاغیرطببعیه چون همه ی آدمهایی که چاقن یک زمانی لاغربودن وادم لاغری وجودنداشته که ازقبل چاق باشه که الان لا غرباشه پس طبیعی نیس مگراینکه ازطریق ذهن اون فردچاق تونسته باشه لاغربشه یه زمانی درناخوداگاهش چاقی به عنوان علاقه ثبت شده وبازورواجبارتصمیم به چاق کردن خودش گرفته وازطریق این تغییرفکررفتارشورهم تغییرداده واینقدرتکرارکرده که به عمل تبدیل شده و درنهایت ذهن ناخودآگاه پذیرفته چاق شدن روواین چاقی عملی صورت گرفته و لاغری قبلی کاملاناخوداگاه بوده وحالاکه داره چاقی روتجربه میکنه و ازحدگذشته چاقی ومیخوادلاغربشه تصمیم به رژیم و…میگیره چون چیزی ازلاغری قبلی یادش نمیاد که چطور رفتارمیکردچون به صورت فرمولهای ازقبل نوشته شده در ذهن واتوماتیک بودوهمه چیزناخوداگاه بودوبراش مثل پلک زدنش وچاقی به خاطر همین ادامه داره وافرادچاق باهرروش بیرونی نمیتونن ازاون جدابشن مگرازطریق ذهن اقدام کنند به لاغرشدن .لاغرشدن یک پروسه ی زمانبرهست چون قراره ۹۸درصدازبرنامه های ناخودآگاه ماتغییرکنه وبه همین دلیل عجله کردن باعث شکست میشه درمسیرلاغری عمل کردن به آموزش های ذهن وتکرارعمل کردن به اون هاباعث تغییرات و غذارودرست جسم میشه چون به اساس و پایگاه اصلی درون خودمون که ذهن هست دسترسی پیدا میکنیم باید هم روتغییردادوهمه چیزتغییرمیکنه درناخوداگاه همه ی ماافرادچاق لاغری وجودداره امابه خاطرسالهاتکرارکردن چاقی افکارچاق ورفتارچاق مااونویادمون رفته و چاقی ناخودآ گاهمون شده وشخصیت مابه آدم چاق تغییرشکل ورفتارداده ولی زمانی که لاغری با ذهن روانجام میدیم لاغریمون رودوباره به یادمیاریم واین باربرای همیشه لاغرمیمونیم مثل زمانیکه ب ای مدتهاچاق بودیم ودرذهن ماهمیشگی بودچاقی بخش ناخودآگاه شامل تنها لاغری نیس لاغری بخشی کوچک از زندگی ماست ناخودآگاه نقش اون حفظ حیات ماست و به همین خاطر باید مراقب باشیم به اوچه چیزهایی وارد میکنیم چه اطلاعاتی ازطریق دیده هاوشنیده هاوباورکردن اونها به خاطرتکرارشدن بارها به هر دلیلی اگه ناخودآ گاهمون اگرکه باورکنه که همه چیز تمومه .همه چیز به مروردرذهن ناخودآگاه تموم میشه واین روندهم به مرورانجام میپذیره ودرنهایت آنقدر ادامه پیدامیکنه تابه زندگی ماپایان بده لاغری با ذهن میتونه مشکل جسمی و روحی و فکری روحل کنه امالاغری که فقط ازطریق فشار به جسم باشه هیچ مشکلی روحل نمیکنه وبه مشکلات ممکن هم هست اضافه کنه به خاطر فشار زیاد لاغری که شخصیت ادموتغییرنده وفقط جسم لاغربشه لذتی ندارهوفایده ای نداره چون شخصیت تغییری نکرده وکسی که بایدتصمیم بگیره و بپذیره ازدرون اون ذهنه لاغری بایدبایدباذعن ماوشخصیت ذهنی همخوانی داشته باشه ودراین صورت توافق ذهن ناخودآگاه باماشکل میگیره پس فردی که فقط جسمشوبافشارتغییرداده وافکارش ورفتارونگرشش تغییرنکرده براش نتیجه ای حاصل نمیشه نتیجه ای که پایدارباشه وموندگارشدنت ولاغرموندن فقط ازاین طریق امکان پذیره که ذهن وجسم باهم به توافق و هماهنگی برسن وباهم دریک سوحرکت کنن به سمت خواسته وقتی ذهن تصمیم بگیره که من روکمک کنه به خواستم برسم راه همواروهمه چیزلذت بخش میشه.ممنون ازاستادوازدوستان که این نوشته رومبخونن سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
بنام خدا 🌸 نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری:چاقی ولاغری هرکدام خواسته ای هستن که در ذهن من وجوددارن و هرکدام که بیشتر قدرت پیداکرده بیشترمنودرمسیرقرارمیده جهت دهی به وسیله ی ذهن ناخودآگاه صورت میگیره .حالا هر چقدر که بخوام ازطریق عوامل بیرونی نتیجه بگیرم بازهم نتیجه ماندگارترین بود و هرکاری توام با سختی ورنج خواهدبوددرطی زمانهایی که من انتخاب میکردم که به چه شکل عمل کنم تالاغربشم وزورمیزدم وخودمواجبارمیکردم درواقع من هیچ اطلاعی ازاین قدرت ذهن خودم نداشتم و بازهم شکر میکنم که درست وبن به موقع درمسیرصحیح قرارگرفتم توجه ذهن ناخودآگاه به هرچی بیرونی بیشترباشه باعث میشه که دراون سمت قراربگیرم حتی اگه راضی نباشم چون برای ذهن ناخودآگاه رضایت خودش مهمه من درطی مدتیکه اضافه وزن داشتم .به وسیله ی ذهن ناخودآگاه من داشتم برنامه ریزی میشدم .چاقی من ارثی است یک فکری بود که ازطریق عوامل بیرونی بازارها تکرارشدن وشنیدن ودیدن وتوجه کردن به اون به ذهن ناخودآگاه من منتقل شد و من چاق شدم ویاتوجه کردن به شکل غذاهاوتزینات اون هم درمن احساس ایجادمیکردومن بابوکردن ولمس کردن وشنیدن ودیدن دربارهی اونهاباهربارتکرارکردن وتوجه کردن به اون احساس من بیشترمیخوردم وزیاده روی میکردم ودرذهن ناخودآگاه من این کدها نوشته شده بود که در زمان غذاخوردن چطور وبه چه شکل عمل کنم و لذت ببرم ومن هربار چاقترازقبل میشدم.چاقی نه ارثی بودنه به خاطر مسائل بیرونی بلکه به خاطر کدنویسی های ذهن ناخودآگاه من بود زمانیکه من رژیم میگرفتم ومیخواستم خودم رمحدودبه خوردن یکسری غذاهابکنم وعلایق ذهن ناخودآگاه من چیزدیگه ای بود در ذهن ناخودآگاه وخوداگاه من این تعادل به هم میریخت وبعدازعدم هماهنگی که پیش میومدمن خسته میشدم وطبق فرمول های ناخودآگاه خودم عمل میکردم زمانیکه من بهم گفته میشد که من شبیه فلانی هستم و سایه اون رفتم درجسمم ذهن من تمام تلاششومیکردکه منوبه اون شکلی که بهم گفته شده شبیه هستم برسونم وبه خاطربی نهایت بودن ذهن ناخودآگاه من ادامه میدادم و حتی بیشترازون هم چاقترمیشدم واین بی نهایت بودن نه فقط درعملکردمن برای شبیه شدن به کسی بلکه درتمام جنبه های زندگی خودشونشون داد چاقی به خاطر بی نهایت بودن ذهن هست که تامرزنابودی میتونه یک فردروپبش ببره وذهن میتونه یک فرد زشت یازیباکنه بی نهایت بودن ذهن ناخودآگاه میتونه احساس بدازعملکردن درهنگام غذاخوردنوبارهاتکرارکنه واونوبه عادت تبدیل کنه البته عادتی که زمانی لذت بوده و خواسته ای که بهش توجه شده وله ذهن ناخودآگاه منتقل شده چاقی ذهنیه ولاغری هم ذهنیه پس باید هم ناخودآگاه به این برسه که برای لاغرشدن هیچ راهی جز لاغرشدن من نیست وباادامه دادن میشه لاغرشدوکلی لذت کسب کردوازحال خوب لذت برد.
نشان های دریافت شده
گام ۲۳ نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری
سلام به همگی
ذهن ناخودآگاه از مهمترین اصلی است که باید خیلی به آن توجه و اهمیت داده بشه پایه و اساس همه چی در ضمیره ناخودآگاه است ،از قدرت ذهن آگاه بودم اما هیچ وقت فکر نمی کردم که از طریق ضمیره ناخودآگاه می شود لاغر شد.چون اطلاعات درستی نداشتم
سالها که وزن دلخواهم را نداشتم و بارها تلاش می کردم تا از طریق های مختلف مقدار اضافه وزن خود را کاهش دهم و موفق نمی شدم چون به ذهن ناخودآگاه توجه ایی نداشتم جسم خود را تحت فشار قرار می دادم اصلا فکرم نمی رسیدکه باید رضایت ذهن ناخودآگاه خود را برای حرکت به سمت متناسب شدن اول بگیرم ،و از لطف خدای مهربان به سایت استاد هدایت شدم و این آگاهی ها را پیدا کردم و دارم هر روز بیشتر بیشتر متوجه می شوم و با علاقه و عشق متناسب شدن می شود از طریق آموزش های استاد و خواندن مطالب دوستان و استمرار می توانیم مجوز از ذهن ناخودآگاه را بگیریم.همانطور که تا حالا کلی تغییرات در من بوجود آمده معلوم است که ذهن من خوب داره با فرمول های جدید کنار می اید..چگونه می شه ذهن را آماده کرد
همه می دانیم که بدن ما برای زنده بودن نیاز به مواد غذایی دارد پس باید اطلاعات صیحیح چگونه غذا خوردن را به ذهن ناخودآگاه بدهیم
اگر غذا بخوریم چی می شه و اگه نخوریم چه می شه !!!!؟؟؟😇
این گفتگو را باید با ذهن خود داشته باشیم و آنها را از هم تفکیک کنیم و فواید و مضراتش را هم بشناسیم و عملکرد آن را هم شناسایی کنیم
بعنوان مثال :چگونه غذا خوردن مهم است ؟
چه فوایدی دارد ؟به اندازه نیاز خورده بشه ؟چه عملکردی دارد ؟سلامتی و تناسب اندام را دارد و خیلی فواید دیگر مثل اعتماد به نفس و …….
.پس خوردن به اندازه بسیار ضروری و مفید است و اما بیشتر از اندازه خوردن هم ضرر دارد و ضروری نیست و کمتر خوردن از اندازه نیاز بدن هم مضر است ؟چه عملکردی دارد؟مریضی و چاقی همراه با ناهمواریهایی که بر اثر چاقی در بدن بوجود می اید و مریضی هایی که بر اثر چاقی نمایان می شود 🥲چگونه غذا خوردن را،از کجا بفهمیم !!؟؟از حالت گرسنگی و حالت سیری 👏
مثالی می زنم در مورد مفید و مضر—همیشه می شنیدم و هنوز هم می شنوم که خوردن غذای چرب خیلی مضر است و زیانهایی به بدن می رسانند و نخوردن روغن هم به بدن زیان می رساند !!؟پس هم لازم است و هم لازم نیست هر دو هست 😴
نتیجه؟؟؟خوردن به اندازه نیاز هر دو مسله را حل می کند به اندازه نیاز همه چی مفید است و اگر زیادی و یا از اندازه نیاز کمتر باشد مضر است -من به ذهن خودم این آموزش ها را بارها و بارها گفتگو می کنم و بعد عمل می کنم (چون بارها شده که موقع خواب به ذهنم گفتم ای ذهن ناخودآگاه با هوشم ساعت ۵ از خواب بیدار م کن همراه با انرژی مثبت و این اتفاق افتاده می خوام بگم که ذهن ما خیلی باهوش است و خوب هم اطاعت می کند)تا فرمول های درست را ذهن ناخودآگاهم بشناسد همانطور که قبلا یاد گرفته بودم صبح =صبحانه و ظهر=نهار و شب=شام و در بین تنقلات مثل آجیل و میوه
کی تعیین کرده که باید این قوانین رعایت بشود 🥸نسل به نسل انتقال پیدا کرده و همه اینها آموزشی بوده و هنوز هم هست و جزوه عادات روزانه ما شده و به همان شکلی که اونون فرمول در ذهن ما نهادینه شده حالا که درستش را یاد گرفتیم می توانیم با اموزشهای استاد و استمرار خودمون فرمول های درست را جایگزین کنیم من سالهاست که شام را گذاشتم کنار و قبل از آشنایی با این دوره ترس از چاقی مانع خوردنم می شد اما حالا هر موقع از شب گرسنه باشم راحت به اندازه نیاز می خورم بدون ترس و هر موقع در روز گرسنه شدم غذا می خورم صبح یا ظهر یا شب و یا ساعت مشخصی نیست فقط زمانی که گرسنه بشم چون که من انتخاب گر هستم نه اینکه غذا با رنگ و روی زیبایش مرا گول بزند و یا مزه خوشمزه ای آن من را گول بزند و یا تنوع غذا مرا گول بزند که از حد نیازم بیشتر بخورم و این ها را بارها و بارها با ذهنم گفتگو می کنم و عمل هم می کنم و خودم را محک می زنم که مطمعن بشوم درست می روم تا ملکه ذهنم بشه و الن که دارم می نویسم (ساعت ۱شب)در یک لحظه تمام احساس گذشته به سرعت برق مرور شد و ذهنم سریع قبل از دوره و الان را با هم مقایسه کرد و حس خوبی به من داده شد حسی که چقدر خوب
انتخاب می کنم محروم و محدود نیستم -رها و آزاد هستم و همچنان متناسب هستم و متناسب تر هم می شوم و همین حس خوب نشانگر تغییر فرمول در ذهن من است و این حس شادی در من خیلی با معنی و با ارزش است
امروز می خواستم برم بیرون و شلواریرا پوشیدم که دو ماه قبل پوشیده بودم و قبل از آشنایی با این دوره شلوار را خریده بودم که یک کم تنک بود یعنی بسته می شد اما یک کوچولو راحت نبود گذاشتم کنار و گفتم رژیم می گیرم تا دور کمرش برام راحت بشه و موفق هم شدم اما موقتی بود دوباره یک کم گشاد کردم تا اینکه با روشن رایگان شروع کردم و از شلوار فراموش کرده بودم تا اینکه بعد از مدتی یادم اومد وسوسه شدم و آن را پوشیدم و متوجه شدم که باید مقداری را که گشاد کردم برگردام سر جای اولش که خریدم و این کار را انجام دادم و با کمال تعجب دیدم برام راحت شده همانطور که می خواستم بدون رژیم و بدون ورزش خوشحال گذاشتم کنار تا امروز که دو باره پوشیدمش و متوجه شدم که الان باید یک مقدار تنگش کنم که درست بشه ولی فعلا دست نگه داشتم تا یکدفعه اندازش کنم دوست داشتم این نتیجه از فرمولهای صیحیح را که کارش را انجام می دهد با دوستان به اشتراک بزارم تا هم خودم بیشتر انرژی مثبت بگیرم و هم دوستان عزیز و هم استاد از نتیجه کار ما خوشحال می شوند انشالا که همگی خوب و موفق باشیم .🙏
باسلام گام ۲۳ : نقش ذهن نا خود اگاه در لاغری
زمانی که متناسب بودم نه ورزش میکردم ونه به خوردن توجه داشتم نمی دانم از چه زمانی شروع به چاق شدن کردم اما یک دفعه هرکس منو دید می گفت داری چاق میشی مواظب باش حیفه صورتت واندامت بهم بریزه منم که از چاقی تجربه ای نداشتم توجهی نمیکردمو میگفتم نه منکه متناسبم چون دراول تمام بدنم یکسان چاق میشد خیلی به چشم نمیو مد تا زمانی که حجم شکمم بزرگ می شد تازه برام سخت شد که اندامم بهم میریزه قطعا با شوق بدنبال رژیم نخوردن که زود لاغر میشم شروع کردم .مدت سه ماه طول کشید بهتراز اول هم شدم وخیلی خوشحال و مورد تایید همه که عالی شدی دوسال طول کشید که دوباره بی دقتی دررفتار غذایی کم کم شروع به اضافه وزن کردم که طی سه سال بیشتر از دفعه اول وزن اضافه کردم .خیلی ناراحت از شکل جسمم شدم دوباره به فکر اینکه دوباره می توانم لاغر شوم این دفعه هم رژیم وهم ورزش رو شروع کردم و شش ماه طول کشید بافشار وسختی لاغر شدم این دفعه دوسال تونستم وزنم راحفظ کنم وباز به مرور بدون اینکه بفهمم دوباره چاق شدم ولی اینبار از وزن دفعه قبلی ۷ کیلو اضافه کرده بودم خیلی سخت تر وناراحت تر شده بود برایم دوباره تکرار فشار برجسم وروحم . باشوق می خواستم لاغر شوم اما حرکت برایم مشکل بود به سختی رژیم ومسیر رفتن به باشگاه وعلاوه برانها سونا وجکوزی رو هم که در برنامم بود شروع کردم ولی این دفعه تحمل میکردم نه با شوق دفعه های قبلی . گاهی در کلاس ورزش خرما وبادام ومغز اجیل میبردم ومیخوردم مربی ورزش بهم می گفت تودیگه نیا ورزش چون دیگران رو بد عادت میکنی وتشویق به خوردن. اینجوری داری خودتو گول میزنی .واقعا راست می گفت از یک طرف مغزم تصمیم به تناسب گرفته بود وفرمان تناسب میداد واز یک طرف ذهنم که خوب خورده بود ولذت خوردن راچشیده بود مخالفت میکرد وفقط صرف وقت وهزینه بود چون کار برایم سخت تر شده بود و ذهنم درگیربا فرمان مغزم بود ومیل ورغبت برای ادامه دادن تالاغرشدنم کم شده بود ومی گفتم فایده نداره یک مدت با ورزش ورژیم لاغر بشیم دوباره برمی گرده انگار کاری نکردم.واقعا چون از نظر ذهنی اماده نبودم وذهن نمی پذیرفت هرچه میکردم فایده نداشت .اگر فعالیتها درجهت تناسب هماهنگ با ذهن باشد وذهن بپذیرد ان وقت جسم به سمت لاغری تغییر شکل می دهد .تناسب در صورتی انجام می شود که ذهن کاملا اماده باشد وبا انجام با دقت تمرینهای اموزش داده شده صحیح واستمرار انها همراه با احساس خوب وشادی وارامش روح وذهن واطمینان واعتقاد کامل که به نتیجه می رسیم .اموزشهای ذهن اساس شروع کاربرای درمسیر لاغری افتادن است واین اموزشهاست که تاثیرات خوبی در ورود
الهامات بیشتر واتفاقهای بهتر ویادگیری چیزهای دیگر وفرمولهاوایده های جدیدتر در ذهن ما وایجاد باورهای نو در ما می شود.وقتی ذهن فعال شود ودرمسیر یادگیری قرارگرفت خیلی راحت واسان یاد میگیرد وواضح وروشن خودش حرکت میکند و به ما می گوید چه رفتار غذایی درسته وکدام غلط وخودش راه رانشان میدهد .اگر ذهن برای یادگیری اماده نباشد و تغییر رانپذیرد هرچه تلاش ورنج وفشار برجسم اوریم وتحمل کنیم بی فایده وبی اثر هست چون ذهن هماهنگ با تصمیم مانشده پس به زور واجبار نمی پذیرد وسالهای سال باید درمسیر چاقی حرکت کنیم .برای اماده شدن ذهن وپذیرفتن وقبول کردن اینکه درمسیر لاغری ویادگیری برای تغییر قرار گیرد باید با برنامه ریزی و قدم به قدم ومرحله به مرحله ذهن را اموزش داد . قانون ذهن نا خوداگاه برای قبول هرچیز لذت بردن از انچه هست که انجام می دهد اگر ان حرکت برایش راحت واسان وخوشایند بود همراه با حال خوب ان وقت مجوز ورود ان اطلاعات واگاهیها وانجام انرا صادر می کند .تمام زمانی که ما برای لاغر شدن تصمیم می گیریم وبا رفتارهای محدود ومحروم کننده خود را از خوردن محروم می کنیم در اینجا ماتصمیم به لاغری از روش نادرست وچاق کننده گرفتیم که فرمان مغز است ولی ذهن ما که لذت خوردن را چشیده ونمی تواند فرمان نادرست خوردن را اجرا کند پس با فرمان مغز که همان تصمیم ما است مخالفت ومقاومت می کند🏵زیرا رفتارهاوعادتهای غذایی که ما انجام می دادیم همه در جهت چاق شدن بوده وبا تصمیم گیری ما برای لاغرشدن همه لذتها را از ذهن نا خوداگاه میگیریم که با مخالفت ومقاومت ذهن روبرو می شویم .مثل وقتی ما کلید خانه را نداریم هرچقدر به در فشار اوریم وانرا هل دهیم تا کلیددر خانه را نیاوریم در باز نمی شود.
نمی شود که سالهای زیادی با رفتارهای غلط غذایی ذهنمان را اموزش به نادرست خوردن وچاق شدن ولذت خوردن دادیم حالا می خواهیم یک دفعه این رفتارهای غلط چاق کننده را که این همه سال اموزش دیده را از ذهن پاک کنیم وبه جای ان رفتارهای غلط فرمولهای صحیح را بدون اموزش وبافشار جایگزین کنیم وخواسته ذهن نا خوداگاه را نادیده بگیریم وبخواهیم جلو اوراهم بگیریم قطعا ما شکست می خوریم .مثل این است که ماچیزی لازم داریم که درخانه کسی هست وبدون اجازه وموافقت او ما بخواهیم ان را از اوبگیریم وان شخص اجازه ندهد وبرای دادن ان چیز به ما مقاومت کند .برای جایگزین کردن عادت صحیح غذایی در ذهن بجای اموخته های غلط قبلی باید اول ذهن را برای پذیرش او اماده کنیم تا قبول کند اموخته های قبلی را تغییر دهد تا لذت بی اندازه خوردن برایش از بین رود بعد روشهای صحیح رفتار غذایی به مغز قدم به قدم اموزش دهیم وبرای این کار باید از روشهای مورد قبول ذهن وراههایی که احساس خوب از ارامش برایش داشته باشد استفاده کرد که کم کم انها را به ذهن اموزش داد وبا استمرار انها اموزش ها درذهن ذخیره شود تا ذهن کم کم به انها عادت کند وبجای رفتارهای غلط در ذهن بماند وبه شکل رفتار وعادات رفتار غذایی درست ورفتار تناسب اندام درمابروز کند . مثل امورش رانندگی است که تا فرد روش درست رانندگی واستفاده از علایم وتابلوها وقوانین رانندگی را اموزش نبیند ودرست یاد نگیرد به او گواهینامه رانندگی نمی دهند .وقتی اطلاعات صحیح در ذهن ذخیره شود بعد ان اطلاعات اجرا می شود وذهن برابر انچه ذخیره کرده عمل می کند یعنی ذهن ان اطلاعات را پذیرفته وعملا اجرا می کند پس مغز وذهن با هم هماهنگ شده اند وهردو یک خواسته را دارا می شوند. پس باید بدانیم که برای اینکه بخواهیم لاغر شویم باید از روشهای مورد قبول ذهن با احساس خوب وراحت واسان است بجای رفتارهای غلط با فشار که مقاومت ذهن ونپذیرفتن انها را در بر دارد استفاده کنیم وانها را به ذهن ارام ارام اموزش داده و با تمرین وتکرار انها رفتارهای صحیح را در ذهن ذخیره کنیم وانها را بصورت عادت در اوریم تا ذهن به ان عمل کند ورفتار صحیح غذایی را موقع خوردن از خود نشان دهد.در واقع موافقت ضمیر نا خوداگاه همان درست کردن باورهاست وقتی باورها تغییر کرد ان وقت موانع لاغر شدن ازبین رفته ورفتار تکرار شونده پرخوری انجام نمی شود .هماهنگی ذهن وخواسته باور وفرمولهای جدید ذهن را می پذیرد ونتیجه می دهد.
خدایا بابت همه چیز سپاسگزارم ازشما استادگرامی هم متشکرم🌹
سلام دوستان واستاد گرامی گام ۲۳ وقتی ما تصمیم میگیریم که لاغر کنیم این تصمیم گیری وشروع از هر روشی برای لاغری اینها مربوط به ذهن خوداگاهه ما هستن ووقتی شروع میکنی وفرمولهایی که به ذهنمون میدیم طبعا با فرمولهاییکه قبلا تو دهن ناخوداگاهمون بودند تفاوت داره واین تفاوت باعث نا هماهنگی ذهن نا خوداگاهمون میشه وی جورایی بیچاره هنگ میکنه که کدوم درسته وما باید اولین کاریکه بکنیم ایکنه مجوز از ذهن نا خوداگاه بگیریم که بهترین وموثرترین اون از طریق کد نویسه به این وسیله میتونیم کد های جدید با قدیم عوض کنیم ذهن ناخداگاه ما همون بخشیه که ماسالهافرمولهای چاقی در اون ذخیره کردیم ونتیجه شم این اضافه وزن ومشکلاتش بوده وزمانیکه ما مجوز لاعری از ذهن ناخداگهمون میگیریم متوجه میشیم که چقدر حرکت کردن در مسیر لاغری اسونهوودر صورتیکه تمام روشهاییکه استفاده کرده بودیم بجز رنج وسختی چیزی برامون نداشته واما ورزش کردن صبحگاهی که چه بسیار این کارو کردم ولی مثل دوستان شهر استادم نبودم اسم شهر شونم فراموش کردم با سرسختی تمام ورزش میکردم نیم ساعت تا چهل وپنج دقیقه یکسره راه میرفتم خجالت میکشیدم بدوم چون من ی خانم هستم ودر شان من نبود جلوی مردها بدومم ولی به هیچ نتیجه نرسیدم انواع ورزشم امتحان کردم از ورزش با تلوزیون پارک دستگاهای پارک ولی کم کم دیگه خسته شده بودم وبعدها هر وقت تصمیم به ورزش کردن میگرفتم که ورزش کنم منم هی از زیرش در میرفتم میگفتم حالا فردا شروع میکنم الانکه دیره و…وقتی فردی از لحاظ ذهنی اماده لاغر شدن نباشه اون تلاشها همیشه با رنج وسختی بوده برای همینکه دوست نداریم اون کارو انجام بدیم وبهتره که اول دوره لاغری با ذهن رایگان طی کنه تا مغزش اماده بشه برای لاغرشدن وباید در این مسیر استمرار داشته باشیم تا بتونیم کم کم رفتارهای صحیح به مغزمون بدیم ومجوز ار ذهن نا خوداگهمون بگیرم اون وقت میبینیم که لاغر شدن اسونترین کار دنیاست وقتی احساسمون خوب باشه وتمریناتمونم درست انجام بدیم وبه عمل تبدیل کنیم یعنی تو راه درست قرار داریم ووواموزش ذهنی استارت لاغری برامون میزنه وچقد دوست دارم که اصولی لاغری اموزش ببینم با تهیه کردن دوره چون وقتی استاد از اونها یاد میکنه ومیگه اونا اصولی یلاد میگیرن وبرای هر مانع دهنی تمرین دارن وبا این کار ریشه کن میشه این دیگه وقدم به قدم به سمت تغئر کردن در تمام جهات زندگی برمیدارن وخوشبختانه ما هم همین طوره حالا مثل اونا خیلی اصولی نیست اما عالیه وما هم میتونیم به لطف خدا واستاد شگفتی ساز بشیم وخوشحالم وارزو موفقیت دارم برای دوستان که دوره تهیه کردن ممنون از استاد عزیزم بابت تهیه کردن این دوره من دوره رایگان لاغری با ذهن وزندگی با طعم خدا گذروندم خیلی خیلی عالی بودن ولی فکر میکنم این دوره ی چیز دیگه ست وما با نکته های ریز لاغری اشنا میشیم وایشالا که بتونیم به عمل تبدیلش کنیم ممنون استاد بابت تمام فایلها
سلام دوستان میخوام اپلیکیشن لاغری با ذهن نصب کنم بلد نیستم واز گوگل پلی بازار هم نبود که دانلود کنم خوهاش میکنم منو راهنمایی کنید ممنون میشم با تشکر فراوان بابت راهنماییکه میکنید
سلام دوست عزیز
اپلیکیشن تناسب فکری فعال نیست و فقط از طریق سایت می تونید از محتوا استفاده کنید
نشان های دریافت شده
گام بیست و سوم :
اصلی ترین موضوعی که به لاغری ارتباط دارد و در سایر روشها به ان توجهی نمیشود مسئله ناخوداگاه ذهن است . چون از ان اطلاعی ندارند و علت اینکه در سایر روشهای لاغری با شکست مواجه میشود همین ناخوداگاه است.بسیاری از افرادی که سعی در کاهش وزن و لاغری دارند و به نتیجه نمیرسند فکر میکنند که مشکل از تواناییشان است و خود را بی اراده میدانند در حالیکه خبر ندارند که ربطی به این چیزها ندارد و نیرویی عظیم درونشان نهفته است و همه کارها تحت کنترل و اختیار اوست و چاقی و لاغری را نیز او تعیین میکند.
وقتی تصمیم میگیریم با استفاده از یکی از روشهای لاغری وزن کم کنیم روزهای اول همراه با اشتیاق است و ما با خوداگاه خود تصمیم گرفتیم در حالیکه نیروی اصلی بی اطلاع است بعد از گذشت چند روز اشتیاق کم میشود چون انرژی خوداگاه محدود است و کم میشود و سختی و رنج شروع میشود چرا چون نیروی اصلی یعنی ناخوداگاه کار خود را طبق فرمول قبلی که همان چاقی است ادامه میدهد و ما قصد داریم با نیروی محدودی که داریم با او مقابله کنیم . برنامه ما لاغر شدن ولی برنامه ناخوداگاه چاق شدن است که این یعنی عدم هماهنگی بین من و ناخوداگاه. در این موارد ناخوداگاه اصلا اجازه نمیدهد که ما برخلاف برنامه هایش عمل کنیم و اگر افرادی هستند که سالیان سال رژیمی را دنبال میکنند و یا کم میخورند با استفاده از نیروی خوداگاهشان است یعنی مرتب حواسشان به خوردنشان هست و مواظبن که چیز زیادی نخورن و نمیتوانند خودبخودی و همانند افراد متناسب عمل کنند چون همیشه در تضاد با ناخوداگاهند.
وقتی رضایت و توافق ناخوداگاه را تنها از طریق اموزش جلب کردیم ناخوداگاه به ما میگوید تو فقط برنامه و اموزش بمن بده من خودم همه کارها را انجام میدهم و خودبخود تو را به سوی تناسب میبرم و لازم نیست به هیچ چیز دیگر فکر کنی که چقدر بخورم یا اصلا این را بخورم یا نخورم . و به این ترتیب کدنویسی ذهن برای لاغری شروع میشود.
در زمانی که چاق بودیم وقتی کسی در مورد چاقی ما صحبت میکرد ما عصبی و ناراحت میشدیم در اصل ما تحریک میشدیم و سپس گفتگوی ذهنی ما شروع میشد و با شدت گرفتن ان چاقی در ما گسترش پیدا میکرد و در ناخوداگاه ما فرمولسازی صورت میگرفت و چاقی بیشتر میشد . پس هیچ کس به ناخوداگاه ما راهی ندارد این خود ما هستیم که با تحریک شدن و افزایش حس بد در خودمان فرمولهای اشتباه را وارد ناخوداگاه خود میکنیم. اکثر ما در خلق حس بد استاد هستیم ولی بلد نیستیم حس خوب را در خود ایجاد کنیم تا به فرمول تبدیل شود.
همه ما که الان این مطالب را میخوانیم از روشهای دیگر شکست خورده ایم و بعد از ناامیدی و افسردگی به لطف خدا به طرف این روش هدایت شده ایم شیوه ای که اصلی ترین است ولی کمتر کسی به ان اعتقاد دارد.
تا زمانی که به تنهایی و فقط با حضور منطق که همان خوداگاه است بخواهیم هر کاری را انجام دهیم و مجوزی از ناخوداگاه نداشته باشیم کار بی فایده است.چراکه ناخوداگاه اصلا از ان اطلاعی ندارد و بعد از چند روز رژیم هر کاری میکند تا ما را طبق فرمولهای اصلی هدایت کند و ما نمیتوانیم در برابر ان مقاومت کنیم.
موقع اموزش لاغری با ذهن اطلاعات جدید وارد ذهن میشود و ناخوداگاه ان را میپذیرد و مجوز صادر میشود . بعد از ورود اطلاعات جدید ناخوداگاه ان را جایگزین اطلاعات قبلی میکند و رفتار ما و افکار ما کم کم تغییر میکند و جسم نیز تغییر میکند و لاغر میشود.
البته نقش خوداگاه نیز بسیار مهم است چراکه اموزشهای لاغری از طریق خوداگاه است که به ناخوداگاه میرسد.